‫﻿۱
00:00:02,600 --> 00:00:04,039
‫،اسم من «بری‌آلن»ـه

2
00:00:04,040 --> 00:00:05,559
‫و من سریع‌ترین انسان جهان‌ـم.

3
00:00:05,560 --> 00:00:07,278
‫،برای عوام

4
00:00:07,280 --> 00:00:09,319
‫من یک پژوهشگر قانونی ساده‌ام.

5
00:00:09,320 --> 00:00:12,399
‫ولی به‌صورت مخفیانه ، با کمکِ دوستانم
‫،«در «استارلبز

6
00:00:12,400 --> 00:00:15,239
‫با جرائم مبارزه می‌کنم و فرا-انسان‌های
‫مثل خودم رو پیدا می‌کنم.

7
00:00:15,240 --> 00:00:17,639
‫ولی زمانی که دخترم از آینده
‫،به‌قصدِ کمک برگشت

8
00:00:17,640 --> 00:00:19,959
‫زمانِ حال رو تغییر داد.

9
00:00:19,960 --> 00:00:22,559
‫و حالا جهان ما از هر زمانِ دیگه‌ای
‫،خطرناک تر شده

10
00:00:22,560 --> 00:00:24,999
‫و من تنها کسی‌ام که برای نجات دادنش
‫به‌قدر کافی سریع‌ـم.

11
00:00:25,000 --> 00:00:27,521
‫من «فلش» هستم.

12
00:00:28,360 --> 00:00:29,959
‫آنچه در «فلش» گذشت...

13
00:00:29,960 --> 00:00:30,880
‫خودم تحویل‌ـش می‌دم.

14
00:00:30,881 --> 00:00:32,932
‫اون «ایبارد ثاون»ـه.
‫«ریورس فلش».

15
00:00:33,000 --> 00:00:34,573
‫- اون مادر منو کشته بود.
‫- نمی‌دونستم.

16
00:00:34,640 --> 00:00:36,170
‫،زندگی‌ من از این رو به اون رو شده

17
00:00:36,240 --> 00:00:37,913
‫«و این همه‌اش بخاطر توئه ، «گریسی.

18
00:00:40,560 --> 00:00:42,851
‫ممکنه هیچوقت به‌هوش نیاد.

19
00:00:42,920 --> 00:00:47,851
‫همه‌ی فرا-انسان‌ها کشته می‌شن.

20
00:00:47,920 --> 00:00:50,012
‫این یه نمونه‌ی دی‌ان‌ای
‫از «سیکادا»ـست.

21
00:00:50,080 --> 00:00:52,012
‫ما می‌تونیم یه دارو
‫برای علاج فرا-انسانی بسازیم.

22
00:00:52,080 --> 00:00:54,410
‫اگه کلید شکست دادنش
‫جلب کردنِ نظرش باشه چی؟

23
00:00:54,480 --> 00:00:56,513
‫- چطوری این‌کارو بکنیم؟
‫- با نجات دادن بچه‌اش.

24
00:00:56,640 --> 00:00:58,629
‫باید «گریس» رو به‌هوش بیاریم.

25
00:01:00,800 --> 00:01:03,999
‫ازت می‌خوام که درموردِ بزرگترین
‫راز زندگی‌ـت فکر کنی.

26
00:01:04,000 --> 00:01:06,932
‫همونی که از افرادی
‫،که دوست‌ـشون داری

27
00:01:07,000 --> 00:01:09,016
‫یا حتی از خودت مخفی می‌کنی.

28
00:01:09,280 --> 00:01:11,129
‫،ازت می‌خوام تصور کنی که اگر

29
00:01:11,131 --> 00:01:14,089
‫اون رازت برملا می‌شد چه‌اتفاقی می‌افتاد.

30
00:01:14,160 --> 00:01:16,691
‫وقتی اینو ازم پرسیدی رو یادت میاد؟

31
00:01:16,760 --> 00:01:19,851
‫من تابه‌حال داشتم تمامِ تمرینات
‫تو رو به‌کار می‌گرفتم.

32
00:01:19,920 --> 00:01:23,891
‫،بررسی ضربانم
‫،کنترل ریز حالت‌هام

33
00:01:23,960 --> 00:01:25,731
‫،محدود کردنِ ژست‌های نامناسب

34
00:01:25,800 --> 00:01:28,972
‫نابود کردنِ هرگونه مدرکی.

35
00:01:29,040 --> 00:01:33,332
‫نمی‌دونم دیگه چقدر
‫می‌تونم به‌این کارها ادامه بدم.

36
00:01:33,400 --> 00:01:35,599
‫و فقط بخاطر خطرهای احتمالی‌ـش نمی‌گم.

37
00:01:38,000 --> 00:01:42,051
‫بلکه هرچقدر با والدین‌ـم
‫،صمیمی تر بشم

38
00:01:42,120 --> 00:01:45,653
‫بیشتر حس می‌کنم
‫که دارم آزارشون میدم.

39
00:01:45,720 --> 00:01:47,914
‫«ثبت داده‌ها تکمیل شد ، «گیدیون.

40
00:01:48,000 --> 00:01:49,979
‫«متشکرم ، «نوار وست‌آلن.

41
00:01:50,040 --> 00:01:53,012
‫باید این پیغام رو به گیرنده‌ی
‫همیشگی ارسال کنم؟

42
00:01:53,080 --> 00:01:54,497
‫بله.

43
00:01:54,560 --> 00:01:56,731
‫،برای «ایبارد ثاون» ارسال‌ـش کن

44
00:01:56,800 --> 00:01:59,327
‫سطح اولویت ارسال : فوری.

45
00:02:02,000 --> 00:02:04,500
‫هماهنگ‌سازی با نسخه بلوری
‫<font color=Red>.: Saeed Qrb :.</font>

46
00:02:05,120 --> 00:02:06,372
‫آماده‌ای؟

47
00:02:06,440 --> 00:02:08,130
‫بابا ، من فقط هنوز
‫به‌قدر کافی سریع نیستم.

48
00:02:08,200 --> 00:02:10,852
‫،الأن دیگه جا زدن در کار نباشه
‫این بزرگترین مسابقه‌ی عمرت ـه.

49
00:02:10,920 --> 00:02:13,692
‫- آماده‌ای؟ به‌جای خود ، حرکت!
‫- راستش نه ، بابا ، بابا...

50
00:02:13,760 --> 00:02:16,817
‫وایسا ، وایسا!
‫ای‌بابا...

51
00:02:20,280 --> 00:02:21,974
‫گرفتمت.

52
00:02:22,040 --> 00:02:23,851
‫این خیلی خجالت‌آور ـه.

53
00:02:23,920 --> 00:02:28,651
‫من فقط توی آتاری‌ـم
‫واقعاً پاتیناژ بازی کردنو واردم.

54
00:02:28,720 --> 00:02:30,091
‫خیلی‌خب ، فقط باید
‫زانوت رو خم کنی...

55
00:02:30,160 --> 00:02:31,810
‫- باشه.
‫- و حالا یکم رو به‌جلو خم شو.

56
00:02:31,880 --> 00:02:33,156
‫فقط ، آره همینه...

57
00:02:33,223 --> 00:02:34,532
‫همینه.

58
00:02:34,600 --> 00:02:35,595
‫- دارم می‌رم.
‫- داری میری.

59
00:02:35,640 --> 00:02:37,893
‫دارم اسکی میرم
‫،اینجا مثل شهر شادی‌ـه ، مامان

60
00:02:37,967 --> 00:02:39,504
‫- آره.
‫- ممنون.

61
00:02:43,480 --> 00:02:45,570
‫نگاشون کن.

62
00:02:45,640 --> 00:02:48,129
‫- چه مامانی.
‫- چی؟ پس تو چی؟

63
00:02:48,200 --> 00:02:50,892
‫تو اونی هستی که با شوق
‫اومدی سراغ پاتیناژ و بازی شبونه.

64
00:02:50,960 --> 00:02:53,644
‫،آره ، خب می‌دونم وقتی «نورا» آسیب دید

65
00:02:53,720 --> 00:02:56,320
‫یکم بهم ریختم.

66
00:02:56,400 --> 00:02:58,985
‫و حالا ، ما یه نقشه‌ی واقعی
‫برای متوقف کردن «سیکادا» داریم.

67
00:02:59,040 --> 00:03:02,130
‫،خواهرزاده‌اش رو به‌هوش بیاریم
‫تا نظرشو جلب کنیم.

68
00:03:02,200 --> 00:03:05,645
‫،می‌دونم «دوایر» یه قاتل‌ـه
‫،ولی اون هنوزم یه آدم‌ـه

69
00:03:05,720 --> 00:03:07,559
‫و همونطوری که ما «نورا» رو دوست داریم
‫اونم «گریس» رو دوست دار ـه.

70
00:03:07,560 --> 00:03:08,484
‫پس نمی‌دونم...

71
00:03:08,485 --> 00:03:10,452
‫فقط حس می‌کنم همه‌چیز
‫داره درست پیش میره.

72
00:03:10,520 --> 00:03:12,552
‫دارم میام ، اومدم ، برو که رفتیم.

73
00:03:12,640 --> 00:03:14,090
‫ببخشید ، چرا کلاه ایمنی گذاشتی سرت؟

74
00:03:14,160 --> 00:03:15,430
‫فکر می‌کردم از پلاستیک ساخته شدی.

75
00:03:15,480 --> 00:03:17,098
‫یکی باید یه الگوی خوبی
‫برای این بچه‌ها معین کنه.

76
00:03:17,160 --> 00:03:19,247
‫خب ، فکر می‌کردم توی یخ بزرگ شدی.

77
00:03:19,320 --> 00:03:20,690
‫،خب درسته ، اساساً

78
00:03:20,760 --> 00:03:23,332
‫مامانم با یه راننده‌ی ماشین
‫یخ پرداز قرار می‌ذاشت ، پس...

79
00:03:23,400 --> 00:03:26,692
‫و منم بهتون می‌گم که توی زادگاهم
‫ما با راننده‌های یخ پرداز قرار نمی‌ذاریم.

80
00:03:26,760 --> 00:03:28,530
‫حالا چرا؟
‫چون ماشین یخ پردازی درکار نیست.

81
00:03:28,600 --> 00:03:30,450
‫حالا چطوری یخ‌ها رو تمیز می‌کردیم؟
‫در طول زمستون...

82
00:03:30,520 --> 00:03:32,674
‫با یه کاردک روی
‫زمین زانو می‌زدیم.

83
00:03:32,760 --> 00:03:33,791
‫،بذار رک بهت بگم

84
00:03:33,840 --> 00:03:35,837
‫بهترین هشت مالِ سال
‫متعلق به این راننده‌ست.

85
00:03:35,920 --> 00:03:37,332
‫«واقعاً داستان بی‌نظیریه ، «شرلوک.

86
00:03:37,400 --> 00:03:38,427
‫«شرلاک»!

87
00:03:38,480 --> 00:03:39,892
‫،می‌دونید ، حالا که حرفِ کاردک شد

88
00:03:39,960 --> 00:03:41,223
‫می‌دونید اونی که یه کادرک
‫،کشیدن خوب به‌دردش می‌خوره

89
00:03:41,280 --> 00:03:44,446
‫لری بلومنتال»ـه».
‫که الأن هم مرده.

90
00:03:44,520 --> 00:03:46,570
‫- لری بلومنال» مُرده؟»
‫- آره.

91
00:03:46,640 --> 00:03:48,652
‫همون کارمند ثبت اختراعی
‫،که توی دفتر اون‌طرفی‌ـت کار می‌کرد

92
00:03:48,720 --> 00:03:50,530
‫و ۳۷ متر مربع هم مساحت دفترش بود...

93
00:03:50,600 --> 00:03:52,039
‫که ویو به‌سمت حیاط داشت؟
‫که ویو به‌سمت حیاط داشت؟

94
00:03:52,040 --> 00:03:53,159
‫،آره ، کامل دست‌ـش از دنیا کوتاه شد

95
00:03:53,160 --> 00:03:54,851
‫اگر بخوای می‌تونی اونجا رو برداری
‫می‌تونی اجاره‌اش کنی.

96
00:03:54,920 --> 00:03:56,572
‫چی؟ خدای من ، این عالی‌ـه

97
00:03:56,640 --> 00:03:58,810
‫یعنی ، بازده تبلیغاتی‌ـم
‫،هم این سه ماه بالا بوده ، پس

98
00:03:58,880 --> 00:04:00,532
‫آره ، برای اختصاص دادنِ فضای اضافی‌ـش هم

99
00:04:00,600 --> 00:04:02,371
‫می‌تونی عکاس‌ها و ویراستارها رو استخدام کنی.

100
00:04:02,440 --> 00:04:05,610
‫،می‌تونم وبلاگم رو
‫تبدیل به یک روزنامه واقعی کنم.

101
00:04:05,680 --> 00:04:07,652
‫محموله‌ام رسید.

102
00:04:07,720 --> 00:04:09,333
‫چه محموله‌ای؟

103
00:04:09,400 --> 00:04:11,610
‫همونی که راه‌حلِ
‫تمام مشکلات‌ـمون ـه.

104
00:04:11,680 --> 00:04:14,542
‫بیاید رفقا ، باید بریم.

105
00:04:16,560 --> 00:04:18,660
‫،خانم‌ها و آقایان
‫،مایلم اینو بهتون معرفی کنم

106
00:04:18,720 --> 00:04:20,812
‫La Machine à Mémoire
‫[ به فرانسوی ]

107
00:04:20,880 --> 00:04:22,610
‫یا همونطور که توی آمریکا بهش می‌گید...

108
00:04:22,680 --> 00:04:25,374
‫«دستگاهِ حافظه».

109
00:04:25,484 --> 00:04:29,132
‫باریکلا «آیریس» ، دستگاهِ حافظه.
‫که به دفعات زیادی...

110
00:04:29,240 --> 00:04:31,028
‫،من با استفاده از همین تکنولوژی

111
00:04:31,080 --> 00:04:32,928
‫به اذهان مردم نفوذ کردم.

112
00:04:33,000 --> 00:04:34,188
‫،از قربانیانِ کنترل‌شده‌ی ذهنی بدبختِ

113
00:04:34,232 --> 00:04:35,334
‫،مؤسسه‌ی «سامرهولت» گرفته
‫تا بله ، خودِ...

114
00:04:35,378 --> 00:04:36,396
‫«جرویس تچ».

115
00:04:36,440 --> 00:04:38,891
‫مد هتر» ، قاتل مخوف»
‫از زمین ۲۲۱.
‫[ از دشمنان بتمن ، که اذهان رو کنترل می‌کنه ]

116
00:04:38,960 --> 00:04:41,852
‫من یه لحظه
‫،«از «تانهازر

117
00:04:41,920 --> 00:04:45,012
‫فقط برای قرض گرفتنِ
‫،یه پیوند دهنده‌ برای داروی فرا-انسانی اومدم

118
00:04:45,080 --> 00:04:46,609
‫و ببینید چی پیدا کردم.

119
00:04:46,680 --> 00:04:48,610
‫- این ، این...
‫- دستگاه حافظه.

120
00:04:48,680 --> 00:04:51,853
‫حالا هرچی ، چطوری اصلاً
‫اینو از زمین ۲۲۱ آوردی اینجا؟

121
00:04:51,920 --> 00:04:54,291
‫خب ، من از پستِ
‫میان‌جهانی پیشتاز استفاده کردم.

122
00:04:54,360 --> 00:04:56,369
‫شما ازش استفاده نمی‌کنید؟
‫شما مثل من کارت طلائی ندارید؟

123
00:04:56,440 --> 00:04:58,452
‫- شاید یه تخفیفی براتون بگیرم.
‫- ما تخفیف نمی‌خوایم.

124
00:04:58,520 --> 00:05:00,370
‫باشه؟ ما فقط نیاز داریم
‫گریس» رو به‌هوش بیاریم».

125
00:05:00,440 --> 00:05:01,733
‫این به‌هوشش میاره ، آره؟

126
00:05:01,800 --> 00:05:03,931
‫،خب در اکثر بیمارانِ به‌کما رفته

127
00:05:04,000 --> 00:05:05,850
‫،مناطقی از مغز که فعالیت بالائی دارن

128
00:05:05,920 --> 00:05:09,371
‫،غیرفعال می‌شن و مناطقی که فعالیت کمتری دارن
‫ناگهان فعال می‌شن.

129
00:05:09,440 --> 00:05:11,812
‫ولی متأسفانه ، «گریس» طبیعی نیست.

130
00:05:11,880 --> 00:05:14,367
‫نه تنها مدت در کما بودنش
‫،از حد معمول هم گذشته

131
00:05:14,440 --> 00:05:16,614
‫،بلکه ضمیر خودآگاه‌ـش خودش رو

132
00:05:16,680 --> 00:05:18,803
‫،در یک ناحیه‌ی خاص قرنطینه کرده

133
00:05:18,880 --> 00:05:20,260
‫در خاطراتِ بلند مدتش.

134
00:05:20,320 --> 00:05:22,327
‫،خیلی آسون پیش میره
‫براتون مثل آب خوردن ـه.

135
00:05:22,400 --> 00:05:26,651
‫تنها کاری که شما می‌کنید
‫،انتقالِ امواج مغزی‌ـتون

136
00:05:26,720 --> 00:05:28,485
‫به درون خاطراتِ «گریس» ـه ، خب؟

137
00:05:28,560 --> 00:05:30,458
‫،و بعدش ضمیر خودآگاهش رو

138
00:05:30,520 --> 00:05:32,423
‫از یک حفره‌ی پیوند عصبی
‫به بیرون می‌کشید.

139
00:05:33,280 --> 00:05:35,619
‫و بعدشم «گریس» به هوش میاد.

140
00:05:35,720 --> 00:05:37,011
‫،این یه‌جورائی مثل همون موقعی‌ـه

141
00:05:37,080 --> 00:05:38,691
‫که وقتی «ثینکر» منو گیر انداخته بود
‫بری» منو به هوش آورد».

142
00:05:38,760 --> 00:05:41,322
‫در کمال تعجب ، این یه‌جورائی به‌نظر
‫خیلی آسون میاد.

143
00:05:41,400 --> 00:05:43,979
‫،«البته تا وقتی که صدمه‌ی مغزی «گریس

144
00:05:44,040 --> 00:05:46,491
‫خطرات غیرمنتظره‌ای
‫رو به بار نیار ـه.

145
00:05:46,560 --> 00:05:48,192
‫،برای همین پیشنهاد می‌کنم

146
00:05:48,280 --> 00:05:49,388
‫وقتی از این تکنولوژی استفاده می‌کنید
‫دو نفره برید.

147
00:05:49,440 --> 00:05:51,965
‫،هروقت موقع استفاده از این

148
00:05:52,034 --> 00:05:54,491
‫،به حافظه‌ی کسی نفوذ می‌کردم
‫برای اطمینان با همکارم می‌رفتم.

149
00:05:54,560 --> 00:05:57,058
‫احیاناً فامیل همکارت
‫واتسُن» نبوده ، بوده؟»

150
00:05:58,360 --> 00:06:00,650
‫نه ، فامیلش «واتسُن» نبود.

151
00:06:00,720 --> 00:06:03,090
‫فامیلش «واتسون» بود.

152
00:06:03,160 --> 00:06:05,372
‫بله ، باهمدیگه ما به ده‌ها
‫،ذهن نفوذ کردیم ... باهمدیگه

153
00:06:05,440 --> 00:06:08,171
‫،تا اینکه یک زمان دیدم

154
00:06:08,240 --> 00:06:11,171
‫در حافظه‌ای در یک مسافرخونه‌ی
‫شهر «مونترال» قرار دارم

155
00:06:11,240 --> 00:06:15,531
‫«که چیزی به‌جز گرفتن مچ «واتسون
‫هنگامِ ارتکاب جرمِ...

156
00:06:15,600 --> 00:06:18,772
‫ابراز رابطه‌ی بین‌فردی (شخصی) با زنم بود ، ندیدم

157
00:06:18,840 --> 00:06:20,811
‫زن چهارمم ، ولی به‌هرحال.

158
00:06:20,880 --> 00:06:23,131
‫داری میگی که تو می‌تونستی
‫خاطراتِ همکارتو ببینی؟

159
00:06:23,200 --> 00:06:28,517
‫،این یه عوارض جانبیِ امکان پذیر
‫ناشی از انتقالِ دونفره‌ست.

160
00:06:28,600 --> 00:06:29,760
‫،و حالا که بحث‌ـش شد

161
00:06:29,800 --> 00:06:31,261
‫کدوم دو نفر مایل‌ـن
‫برای این مأموریت داوطلب بشن؟

162
00:06:31,320 --> 00:06:32,342
‫،من توصیه می‌کنم اسپیدسترها برن

163
00:06:32,400 --> 00:06:33,583
‫تا خیلی سریع مأموریت تکمیل بشه.

164
00:06:33,640 --> 00:06:36,309
‫- آره.
‫- انتخاب شد.

165
00:06:36,400 --> 00:06:38,523
‫اگر خاطره‌ای ازم دیدی که دارم
‫،یه تیکه پازل‌کلمه‌ی پوچ می‌دزدم

166
00:06:38,600 --> 00:06:40,061
‫بد برداشت نکن ، باشه؟

167
00:06:40,120 --> 00:06:41,892
‫باحال بود ، بابا.

168
00:06:41,960 --> 00:06:44,305
‫تنها چیزی که باقی مونده
‫،اینه که دیسک گیرنده رو

169
00:06:44,376 --> 00:06:47,170
‫به دستگاه مغزنگاریِ «گریس» وصل کنیم
‫و بعدش می‌تونیم منتقل بشیم.

170
00:06:47,240 --> 00:06:48,341
‫- عالی‌ـه.
‫- حرف ندار ـه.

171
00:06:48,400 --> 00:06:49,571
‫،خیلی‌خب ، فردا با اولین اقدام‌ـمون

172
00:06:49,640 --> 00:06:52,252
‫گریس» رو نجات میدیم».

173
00:06:52,320 --> 00:06:53,691
‫برنامه‌ی بزرگی واسه شبِ
‫تعطیلی‌کاری داری؟

174
00:06:53,760 --> 00:06:55,292
‫من فقط می‌خوام بیفتم بخوابم.

175
00:06:55,360 --> 00:06:57,331
‫کیلرفراست» کل شب»
‫،رو بیدار بود و داشت دو فیلم کارگردان‌های

176
00:06:57,400 --> 00:06:59,851
‫، محبوب‌ـش که از قضا هردو «جان» هستن
‫«رو تماشا می‌کرد ، یعنی «جان‌وو» و «جان‌هیوز.

177
00:06:59,920 --> 00:07:02,211
‫من به شخصه بیشتر
‫طرفدار «فورد» و «واترز»ـم.

178
00:07:02,280 --> 00:07:05,109
‫ولی من باید کل شب
‫،رو بازهم برای کارکردن روی

179
00:07:05,200 --> 00:07:06,990
‫نمونه‌ی آلوده‌ شده‌ی فرا-انسانی
‫که شماها برام آوردید بیدار بمونم.

180
00:07:07,040 --> 00:07:08,971
‫یه‌جای کار این دارو می‌لنگه.

181
00:07:09,040 --> 00:07:10,250
‫خیلی‌خب ، بعداً می‌بینمتون.

182
00:07:10,320 --> 00:07:11,588
‫- باشه.
‫- شب خوش.

183
00:07:11,640 --> 00:07:13,634
‫می‌دونی یه‌جای کار منم می‌لنگه
‫و نیازمند یه چیزی‌ام...

184
00:07:13,720 --> 00:07:16,051
‫- دست‌های به‌تازگی درمان شده‌ات.
‫- عجیب‌غریب حرف می‌زنی.

185
00:07:16,120 --> 00:07:17,813
‫خب ، امشب با یه خبرچین
‫ملاقات می‌کنم.

186
00:07:17,880 --> 00:07:19,851
‫و شاید اون یه سرنخی
‫،درموردِ موقعیت «دوایر» داشته باشه

187
00:07:19,920 --> 00:07:21,969
‫ولی مطمئن نیستم می‌شه
‫بهش اعتماد کنم یا نه.

188
00:07:22,040 --> 00:07:24,325
‫،پس بهم احتیاج داری تا وایب‌ـش کنم
‫ببین ، رفیق...

189
00:07:24,400 --> 00:07:27,774
‫من واقعاً باید روی ساخت
‫،این دارو کار کنم

190
00:07:27,840 --> 00:07:31,011
‫،ولی کار الگوریتم پیوند دهنده‌ام

191
00:07:31,080 --> 00:07:33,770
‫به‌لحاظ فنی تا ساعتِ
‫سه‌ بامداد تموم نمی‌شه.

192
00:07:33,840 --> 00:07:37,372
‫دمت‌گرم رفیق ، این واقعاً
‫کار مهمی‌ـه.

193
00:07:37,440 --> 00:07:38,913
‫باشه.

194
00:07:39,662 --> 00:07:44,714
‫<font color="#cb۳۵۱b">.::ارائه‌ای اختصاصی از وبسایتِ::.
‫|-| Film۲Movie.WS |-|</font>

195
00:07:44,738 --> 00:07:48,552
‫« مترجمیــن: میــکائــیل ، محــمد مــسعـودی »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">#MK , Hunter</font>  <font color="#۰۰ffff"></font>

196
00:07:48,560 --> 00:07:50,291
‫خیلی‌خب ، «گیدیون» چطوری باید
‫،اینو هک کنم

197
00:07:50,360 --> 00:07:52,213
‫تا بابام خاطرات‌ـم
‫رو نبینه؟

198
00:07:52,280 --> 00:07:53,732
‫،تحتِ هر وضعیتی

199
00:07:53,800 --> 00:07:55,290
‫اگر تو و «بری‌آلن» باهم
‫نفوذ کنید...

200
00:07:55,360 --> 00:07:58,052
‫تو باز هم در برملا کردنِ
‫خاطرات‌ـت خطر می‌کنی.

201
00:07:58,120 --> 00:08:00,431
‫پس هیچ‌کاری ازم ساخته نیست.

202
00:08:15,960 --> 00:08:18,367
‫- گیدیون» این»...
‫- امواج مغزی «گریس گیبونز»ـه.

203
00:08:18,440 --> 00:08:19,662
‫،«به‌نظر می‌رسه «شرلوک ولز

204
00:08:19,720 --> 00:08:21,450
‫دیسکِ گیرنده رو کار گذاشته.

205
00:08:21,520 --> 00:08:24,132
‫پس می‌تونم نفوذ کنم ، اونم تنهائی.

206
00:08:24,200 --> 00:08:25,931
‫،و قبل از اینکه کسی بفهمه برمی‌گردم

207
00:08:26,000 --> 00:08:27,994
‫ولی به‌هرحال تا اون موقع
‫گریس» به هوش اومده».

208
00:08:29,960 --> 00:08:32,170
‫فعال‌سازیِ انتقال امواج مغزی.

209
00:08:32,240 --> 00:08:35,914
‫در سه ثانیه ، دو ثانیه ، یک ثانیه...

210
00:08:43,000 --> 00:08:45,877
‫اداره‌ی پلیس؟

211
00:08:48,760 --> 00:08:50,229
‫خیلی‌خب «جونز» ، بچه اینجاست.

212
00:08:50,280 --> 00:08:52,577
‫ما درحالی که توی ماشین
‫زیر صندلی بود پیداش کردیم.

213
00:08:52,640 --> 00:08:54,730
‫،والدینش هنگام حمله‌ی فرا-انسانی
‫کنار خودپرداز بودن.

214
00:08:54,800 --> 00:08:57,292
‫لعنتی ، آدرسی
‫از نزدیک ترین فامیلش موقعیت‌یابی کردید؟

215
00:08:57,360 --> 00:09:00,439
‫،شاید یه دایی داشته باشه ، هنوزم داریم
‫‌ آخرین آدرس ثبت‌شده‌اش رو رهگیری می‌کنیم.

216
00:09:00,440 --> 00:09:01,811
‫خب ، اون نمی‌تونه همینجوری
‫روی این نیمکت بخوابه

217
00:09:01,880 --> 00:09:04,211
‫باید از اینجا ببریمش بیرون.

218
00:09:04,280 --> 00:09:07,571
‫خدایا ، طفلکی.

219
00:09:07,640 --> 00:09:10,532
‫- تو کی هستی؟
‫- می‌تونی منو ببینی؟

220
00:09:10,600 --> 00:09:13,613
‫آها درسته ، تو ضمیر خودآگاهِ
‫«گریس»...

221
00:09:13,680 --> 00:09:16,170
‫توی خاطره‌ی قدیمش هستی.

222
00:09:16,240 --> 00:09:18,211
‫من «نورا»ـم.

223
00:09:18,280 --> 00:09:21,331
‫می‌تونی منو پیشِ
‫پدر و مادرم ببری؟

224
00:09:21,400 --> 00:09:24,691
‫،نه ... نمی‌تونم

225
00:09:24,760 --> 00:09:27,729
‫،ولی اگر با من بیای
‫می‌تونم کمک‌ـت کنم حالت بهتر بشه.

226
00:09:29,400 --> 00:09:31,451
‫،می‌دونی

227
00:09:31,520 --> 00:09:35,451
‫،وقتی همسن تو بودم
‫یه دوست داشتم که دقیقاً همینطوری بود.

228
00:09:35,520 --> 00:09:39,118
‫شرط می‌بندم اونم دلش می‌خواد
‫که حالش بهتر بشه.

229
00:09:39,187 --> 00:09:41,218
‫میای؟

230
00:09:45,320 --> 00:09:47,691
‫خیلی‌خب.

231
00:09:47,760 --> 00:09:50,972
‫،خیلی‌خب «گریسی» بیا از این

232
00:09:51,040 --> 00:09:52,879
‫،حفره و کمائی که داخلشی خارج‌ـت کنیم

233
00:09:52,960 --> 00:09:55,219
‫قبل از اینکه کسی بفهمه
‫من یواشکی اومده بودم اینجا.

234
00:09:55,280 --> 00:09:57,651
‫وای نه.

235
00:09:57,720 --> 00:10:00,279
‫نه ، نه ، نه ، نه.

236
00:10:02,840 --> 00:10:04,211
‫وای نه.

237
00:10:04,280 --> 00:10:05,910
‫گیر افتادم.

238
00:10:09,640 --> 00:10:11,531
‫یه‌راهی برای خروج از اینجا
‫پیدا می‌کنیم ، قول میدم.

239
00:10:11,880 --> 00:10:15,159
‫حس می‌کنم که مدت طولانی‌ای
‫رو توی این اداره‌ی پلیس به‌سر بردم.

240
00:10:15,160 --> 00:10:17,719
‫و حالا قراره تا ابد
‫اینجا باشم ، مگه نه؟

241
00:10:17,720 --> 00:10:20,571
‫فقط ... تنهام بذار.

242
00:10:20,640 --> 00:10:23,159
‫،می‌دونی ، وقتی همسن تو بودم

243
00:10:23,160 --> 00:10:26,917
‫منم مجبور بودم که تک و تنها
‫دقیقاً به همین اداره‌ی پلیس بیام

244
00:10:27,680 --> 00:10:30,376
‫- اینجا یه‌جورائی ترسناک ـه.
‫- من نترسیدم.

245
00:10:30,440 --> 00:10:34,173
‫خب من می‌ترسیدم.
‫همیشه‌ی خدا هراس داشتم.

246
00:10:34,240 --> 00:10:37,931
‫درواقع ، یک بار یه آدمِ
‫،واقعاً بد بود

247
00:10:38,000 --> 00:10:41,171
‫و می‌خواست به کلی آدمِ
‫توی یه هواپیما صدمه بزنه.

248
00:10:41,240 --> 00:10:43,251
‫یه فرا-انسان بود؟

249
00:10:43,320 --> 00:10:45,251
‫ولی من کمک کردم جلوشو بگیرن.

250
00:10:45,320 --> 00:10:48,012
‫- وای ، جدی؟
‫- ولی ، وحشت کرده بودم.

251
00:10:48,080 --> 00:10:49,930
‫ولی می‌دونی راز من چی‌ـه؟

252
00:10:50,000 --> 00:10:53,612
‫فقط تصور می‌کنم که بعد
‫از انجام کارم چی می‌شه.

253
00:10:53,680 --> 00:10:55,977
‫می‌خوای امتحان‌ـش کنی؟

254
00:10:56,040 --> 00:10:59,327
‫،خیلی‌خب ، چشم‌هاتو ببند

255
00:10:59,400 --> 00:11:03,212
‫و راجع به اینکه بعد از خروج‌ـت
‫از اینجا چه اتفاقی می‌افته فکر کن.

256
00:11:03,280 --> 00:11:05,764
‫میرم دایی «اورلین» رو می‌بینم.

257
00:11:07,680 --> 00:11:11,091
‫بیا راه خروج‌ـمون از اینجا
‫رو پیدا کنیم ، باشه؟

258
00:11:11,160 --> 00:11:15,175
‫پس نمی‌تونم «گزت» رو استفاده کنم؟
‫کرانیکل» چی؟»

259
00:11:17,000 --> 00:11:20,039
‫پس تنها عنوانی که در دسترسه
‫سنترال سیتی سیتیزن»ـه»

260
00:11:21,360 --> 00:11:24,137
‫بله ، بله ، ممنون.

261
00:11:24,200 --> 00:11:27,256
‫با کی حرف میزدی؟

262
00:11:27,320 --> 00:11:30,281
‫یه وکیل ، داشت توی
‫،جوابِ یه‌سری سؤال‌ها

263
00:11:30,360 --> 00:11:32,772
‫درموردِ شروعِ چاپ روزنامه‌ی اختصاصیم
‫کمک‌ـم میکرد.

264
00:11:32,840 --> 00:11:35,400
‫این عالی‌ـه ، چی می‌گفت؟

265
00:11:35,480 --> 00:11:36,791
‫می‌دونی ، مهم نیست.

266
00:11:36,840 --> 00:11:39,086
‫راستش مطمئن نیستم
‫،که زمان‌بندیش مناسب باشه

267
00:11:39,160 --> 00:11:40,971
‫و واقعاً می‌خوام روی
‫،«تیم «فلش

268
00:11:41,040 --> 00:11:42,971
‫و متوقف کردنِ «سیکادا» تمرکز کنم.

269
00:11:43,040 --> 00:11:44,971
‫درسته ، ولی...

270
00:11:45,040 --> 00:11:46,806
‫صبر کن.

271
00:11:46,880 --> 00:11:48,259
‫سلام.

272
00:11:48,320 --> 00:11:50,010
‫آروم باش ، آروم باش.

273
00:11:50,080 --> 00:11:51,894
‫شرلاک» ـه».

274
00:11:51,960 --> 00:11:54,439
‫نورا» چی‌کار کرده؟»

275
00:11:54,520 --> 00:11:56,172
‫چرا «نورا» باید تنها بره؟

276
00:11:56,240 --> 00:11:57,781
‫و چرا هنوز برنگشته؟

277
00:11:57,840 --> 00:11:59,895
‫فرضیه‌ی قابل تأمل من
‫،«اینه که صدمه‌ی مغزی غیرعادی گریس

278
00:11:59,960 --> 00:12:01,650
‫،باعث شده تا مغزش حالت تدافعی بگیره

279
00:12:01,720 --> 00:12:03,331
‫،تا وقتی یک حضور خارجی رو حس کرده

280
00:12:03,400 --> 00:12:05,012
‫مثل یه عمل قرنطینه تمام
‫،گذرگاه های

281
00:12:05,080 --> 00:12:08,411
‫پیوند عصبی‌ـش رو برای
‫بستن خروجی‌ها به حرکت در آورده.

282
00:12:08,480 --> 00:12:10,211
‫مغز «گریس» فکر می‌کنه
‫نورا» یه عامل بیماری‌زاست».

283
00:12:10,280 --> 00:12:13,327
‫درسته ، و می‌تونیم احتمال بدیم
‫،که مکانیزم‌های دفاعی سیناپتیک‌ـش

284
00:12:13,400 --> 00:12:16,136
‫برای نابودی اون دست به عمل بشن.

285
00:12:16,200 --> 00:12:17,771
‫یادتونه راجع به «مد هتر» بهتون گفته بودم؟

286
00:12:17,840 --> 00:12:20,453
‫،اون هم درچار آسیب مغزی بود
‫،خب بعد از دعوام

287
00:12:20,520 --> 00:12:23,131
‫،با «واتسون» و زن چهارمم
‫،واتسون» تنهائی»

288
00:12:23,200 --> 00:12:25,324
‫،پرونده رو پیگیری کرد
‫تا اینکه یک روز...

289
00:12:25,400 --> 00:12:29,296
‫دیدم به دستگاه حافظه متصل‌ـه
‫اونم درحالی که مرگ مغزی شده.

290
00:12:29,360 --> 00:12:30,650
‫تو می‌دونستی
‫این از احتمالات‌ـش بوده؟

291
00:12:30,720 --> 00:12:31,973
‫پس اون «آب خوردن» که می‌گفتی چی‌شد؟

292
00:12:32,040 --> 00:12:35,651
‫واسه همین می‌گفتم
‫دوتائی نفوذ کنید.

293
00:12:35,720 --> 00:12:37,245
‫بری» ، باید بریم دنبال‌ـش».

294
00:12:41,760 --> 00:12:44,535
‫من کل اداره رو گشتم.

295
00:12:44,640 --> 00:12:46,251
‫هیچ نشانه‌ای
‫از حفره نیست.

296
00:12:46,320 --> 00:12:47,853
‫چطوری ممکنه همه‌جا
‫رو گشته باشی؟

297
00:12:47,920 --> 00:12:49,851
‫کلا ۲ ثانیه نمی‌شه که رفتی.

298
00:12:49,920 --> 00:12:51,651
‫خب ، من خیلی سریع‌ـم.

299
00:12:51,720 --> 00:12:54,492
‫قبلاً توی دبیرستان
‫مسابقه‌ی دو می‌دادم.

300
00:12:54,560 --> 00:12:56,691
‫«!بشتابید ، تیم مدرسه‌ی اسکویرلز»

301
00:12:56,760 --> 00:12:59,368
‫ببین ، «گریس» جای دیگه‌ای
‫هست که بتونی منو ببری؟

302
00:12:59,440 --> 00:13:02,682
‫به یک خاطره‌ی دیگه؟

303
00:13:12,680 --> 00:13:14,334
‫کجائیم؟

304
00:13:14,400 --> 00:13:17,003
‫خونه‌ام.

305
00:13:24,680 --> 00:13:26,755
‫«دایی «اورلین!

306
00:13:26,812 --> 00:13:28,416


307
00:13:29,280 --> 00:13:31,974
‫سلام بچه‌جون.

308
00:13:32,080 --> 00:13:35,372
‫درچه‌حالی؟
‫روزت چطور بود؟

309
00:13:35,440 --> 00:13:36,895
‫بذار یه‌بار دیگه اینو بگم.

310
00:13:36,960 --> 00:13:43,090
‫،پس جنابِ «تراک» ، گفتی این اسمته
‫تو «سیکادا» رو اینجا دیدی؟

311
00:13:43,160 --> 00:13:45,771
‫رفیق‌ـمون مثل یه قارچ کَنه
‫اینجا اُطراق می‌کنه.

312
00:13:45,840 --> 00:13:49,373
‫متوجهم ، و می‌شه بگی
‫هکر روسی سفیدپوست چطوره؟

313
00:13:49,440 --> 00:13:51,411
‫می‌خوای روی کار تمرکز کنی؟

314
00:13:51,480 --> 00:13:55,572
‫پس می‌تونی بهم بگی
‫که اون خشونتی از خودش بروز می‌داد یا نه؟

315
00:13:55,640 --> 00:13:57,531
‫،آره بابا ، هر پنجشنبه

316
00:13:57,600 --> 00:14:00,871
‫میاد و هرکی اینجاست رو می‌کشه.

317
00:14:04,480 --> 00:14:07,251
‫لازم به‌این کار نبود.

318
00:14:07,320 --> 00:14:09,586
‫ولی باشه.

319
00:14:11,823 --> 00:14:15,724


320
00:14:15,792 --> 00:14:20,526


321
00:14:20,595 --> 00:14:24,261
‫[ سیکادا ]

322
00:14:29,800 --> 00:14:34,167
‫تو داری راجع به یه گروهِ
‫موزیک به اسم «سیکادا» حرف میزنی؟

323
00:14:34,240 --> 00:14:35,385
‫آره داداش.

324
00:14:35,440 --> 00:14:37,611
‫تو گفتی اون یارو
‫ملتو کشته.

325
00:14:37,680 --> 00:14:40,836
‫اون با موزیک آشغال‌ـش
‫هرکی اینجاست رو به‌کشتن میده.

326
00:14:40,920 --> 00:14:41,951
‫«دیبنی».

327
00:14:42,000 --> 00:14:43,655
‫خب ، طوری که من امید داشتم
‫نتیجه نداد.

328
00:14:43,720 --> 00:14:45,324
‫دوتا پِیک مشروب «مادر این لاو» بده لطفاً.

329
00:14:45,400 --> 00:14:47,618
‫،«نه ، نه «تراک
‫بابت وقت‌ـت ممنونم.

330
00:14:47,680 --> 00:14:49,371
‫- فکر کنم کارمون اینجا تموم شده.
‫- یه نوشیدنی.

331
00:14:49,440 --> 00:14:52,012
‫به حساب خودمه.

332
00:14:52,080 --> 00:14:53,892
‫،یه نوشیدنی ، ولی فقط چون

333
00:14:53,960 --> 00:14:56,290
‫تو هیچوقت چیزی رو حساب نمی‌کنی
‫،و من واقعاً کنجکاوم که ببینم

334
00:14:56,360 --> 00:14:58,860
‫که یه امر محال چه شکلی‌ـه.

335
00:15:00,640 --> 00:15:02,632
‫نمی‌تونی بهش خبر بدیم
‫که داریم میریم پیش‌ـش.

336
00:15:02,720 --> 00:15:05,073
‫می‌خواستیم یه
‫فرستنده‌ی هدایتی اضطراری نصب کنیم

337
00:15:05,160 --> 00:15:06,191
‫ولی کار نداد.

338
00:15:06,240 --> 00:15:08,453
‫پس وقتی وارد می‌شید
‫،یه حفره‌ی جدید تشکیل می‌شه

339
00:15:08,520 --> 00:15:11,292
‫فقط چند لحظه برای پیدا کردنِ
‫،گریس» و «نورا» قبل از اینکه»

340
00:15:11,360 --> 00:15:14,172
‫ذهن «گریس» اونو محض جلوگیری
‫از بازگشت‌ـتون ببنده زمان دارید.

341
00:15:14,240 --> 00:15:16,971
‫یادتون باشه ، اگر اونجا بمیرید...

342
00:15:17,040 --> 00:15:21,771
‫اینجا هم می‌میریم ، اینو از «دوو» به‌یاد دارم.

343
00:15:21,840 --> 00:15:24,931
‫نجات‌ـش می‌دیم ، قول میدم.

344
00:15:25,000 --> 00:15:27,903
‫آغاز فرایند انتقال امواج مغزی.

345
00:15:29,640 --> 00:15:31,609
‫موفق باشید.

346
00:15:39,160 --> 00:15:41,020
‫اداره‌ی پلیس.

347
00:15:46,640 --> 00:15:48,761
‫خیلی‌خب ، بیا.

348
00:15:50,920 --> 00:15:53,492
‫درحالی که توی آخرین ماشین
‫زیر صندلی قایم شده بود پیداش کردیم.

349
00:15:53,560 --> 00:15:55,371
‫- و والدینش؟
‫- هیچ اطلاعی نداریم.

350
00:15:55,440 --> 00:15:57,212
‫داشت از «ردلاین» به‌طرفِ
‫مرکز شهر می‌رفت.

351
00:15:57,280 --> 00:15:59,491
‫حتماً باید از گِیت کنترل ترددِ
‫تقاطع «فورث» و «وید» پریده باشه.

352
00:15:59,560 --> 00:16:02,971
‫نمی‌تونیم بذاریم همینطوری
‫روی اون نیمکت بخوابه.

353
00:16:03,040 --> 00:16:05,171
‫«خدای من ، «بری.

354
00:16:05,240 --> 00:16:08,290
‫- وایسا ببینم اون...
‫- اون نوه‌ی «جو وست»ـه؟

355
00:16:08,360 --> 00:16:10,532
‫نورا»؟»
‫هی «نورا»؟

356
00:16:10,600 --> 00:16:12,956
‫یکی بره بیارتش.

357
00:16:13,040 --> 00:16:14,898
‫فکر نکنم ما توی
‫خاطرات «گریس» باشیم.

358
00:16:14,960 --> 00:16:16,724
‫توی خاطراتِ «نورا»ـیم.

359
00:16:24,560 --> 00:16:26,885
‫هیچ تغییری در فعالیت مغزی
‫گریس» صورت نگرفته».

360
00:16:27,240 --> 00:16:28,639
‫ولی اینجا رو ببین.

361
00:16:28,640 --> 00:16:30,528
‫فعالیتِ مغزی «نورا» سه‌برابر شده.

362
00:16:30,560 --> 00:16:31,991
‫این یعنی...

363
00:16:32,040 --> 00:16:34,810
‫بری» و «آیریس» توی»
‫خاطراتِ «نورا»ـئن.

364
00:16:35,400 --> 00:16:38,239
‫چطوری انتقالمون به خاطراتِ
‫بچگی «نورا» ختم شد؟

365
00:16:38,240 --> 00:16:40,046
‫،روحمم خبر نداره
‫،از این گذشته من هیچ

366
00:16:40,120 --> 00:16:43,614
‫راه حلی برای اینکه چطوری باید
‫نورا» رو هم از اینجا نجات بدیم ندارم».

367
00:16:43,680 --> 00:16:47,558
‫خیلی‌خب ، خیلی‌خب ، ما توی یه خاطره‌ایم
‫که توی دلِ یک خاطره‌ی دیگه‌ست ، درسته؟

368
00:16:47,640 --> 00:16:48,666
‫آره.

369
00:16:48,720 --> 00:16:50,382
‫پس اگر از توی یه حفره رد بشیم ، بعدش...

370
00:16:50,440 --> 00:16:53,452
‫باید ما رو به خاطراتِ «گریس» منتقل کنه.

371
00:16:53,520 --> 00:16:56,170
‫خب آره ، فقط باید توی
‫،خاطرات «نورا» پرسه بزنیم

372
00:16:56,240 --> 00:16:58,131
‫تا بفهمیم حفره
‫کجا رفته.

373
00:16:58,200 --> 00:17:00,891
‫باشه.

374
00:17:00,960 --> 00:17:02,732
‫شاید اون دقیقاً
‫ما رو به سمتش بکشونه.

375
00:17:08,320 --> 00:17:09,811
‫اینجا چی‌شده!؟

376
00:17:09,880 --> 00:17:12,771
‫«گمون کنم توی آینده‌ی «نورا
‫استارلبز» تبدیل به»...

377
00:17:12,840 --> 00:17:14,231
‫- موزه‌ی «فلش» می‌شه.
‫- «موزه‌ی «فلش.

378
00:17:15,240 --> 00:17:19,163
‫امکان نداره!

379
00:17:19,280 --> 00:17:21,011
‫اینا رو ببین.

380
00:17:21,080 --> 00:17:25,090
‫«اسباب‌بازی‌های «فلش.
‫«موبایل‌های «فلش.

381
00:17:25,160 --> 00:17:29,853
‫«حلقه‌های «فلش.
‫شوخیت گرفته؟

382
00:17:29,920 --> 00:17:31,722
‫اینا همه‌اش باعث می‌شه
‫مغرور بشی ، مگه نه؟

383
00:17:31,800 --> 00:17:34,416
‫می‌دونی چی‌ـه؟
‫شاید همینطور بشه.

384
00:17:34,480 --> 00:17:36,282
‫اون خیلی بامزه‌ست.

385
00:17:39,480 --> 00:17:41,478
‫پیداش کردم.

386
00:17:43,480 --> 00:17:45,692
‫فکر می‌کنی بتونیم
‫باهاش حرف بزنیم؟

387
00:17:45,760 --> 00:17:48,010
‫نه ، ای‌کاش می‌تونستیم.

388
00:17:48,080 --> 00:17:52,486
‫این شاید تنها دفعه‌ای باشه
‫که می‌تونم در این سن ببینمش.

389
00:17:52,560 --> 00:17:53,944
‫ولی ضمیر خودآگاه «نورا» اینجا نیست.

390
00:17:54,000 --> 00:17:55,691
‫،توی خاطره‌ی «گریس»ـه
‫این یه خاطره‌ی ثابت ـه.

391
00:17:55,760 --> 00:17:57,500
‫نمی‌تونیم دخالتی بکنیم.

392
00:17:57,501 --> 00:17:59,434


393
00:18:00,560 --> 00:18:03,998
‫،وقتی ده سالم بود
‫از خونه فرار نمی‌کردم.

394
00:18:04,080 --> 00:18:05,151
‫بخاطر این بود که بچه‌ی خوبی بودی.

395
00:18:05,200 --> 00:18:06,619
‫من همیشه‌ی خدا فرار می‌کردم.

396
00:18:06,680 --> 00:18:09,571
‫آره ، فقط بخاطر اینکه
‫سعی میکردی بری باباتو ببینی.

397
00:18:09,640 --> 00:18:12,468
‫نه بخاطر اینکه
‫از دستِ کسی فرار کنی.

398
00:18:16,600 --> 00:18:20,225
‫باید برای پیدا کردنِ
‫حفره به‌تلاش‌ـمون ادامه بدیم.

399
00:18:20,659 --> 00:18:24,919
‫«کمیکِ «فلش: فرقه‌ی سیکادا
‫سری ۱۷۱ام کمیک‌های فلش ، منتشر شده در سال ۲۰۰۱.

400
00:18:24,920 --> 00:18:27,130
‫بسه «گریسی» پررو نشه دیگه.

401
00:18:27,200 --> 00:18:29,251
‫توروخدا ، می‌شه لطفاً بگیمش؟

402
00:18:29,320 --> 00:18:31,291
‫خیلی‌خب باشه.

403
00:18:31,360 --> 00:18:33,884
‫یه پرنده‌ی کمیابِ پیر ، یعنی پلیکان‌خان ♪

404
00:18:33,885 --> 00:18:36,199
‫می‌تونه بیش از شکم ، نگه داره در دهان ♪

405
00:18:36,200 --> 00:18:39,414
‫ می‌تونه درونِ منقارش  ♪
‫نگه داره غذا واسه هفت روزش

406
00:18:39,480 --> 00:18:42,515
‫ ولی عمرا بتونم درک کنم که ♪
‫چطور بر میاد از پس این کارش

407
00:18:45,120 --> 00:18:46,811
‫گریس» فکر می‌کردم»
‫،شاید بتونیم حالا بریم

408
00:18:46,880 --> 00:18:50,212
‫و دنبال حفره بگردیم

409
00:18:50,280 --> 00:18:51,570
‫چیزی داره می‌سوزه؟

410
00:18:51,640 --> 00:18:53,013
‫ای گُه توش.

411
00:18:53,080 --> 00:18:55,770
‫یعنی گندش بزنن.

412
00:18:55,840 --> 00:18:57,891
‫، فکر می‌کنه حالا اون از من مراقبت میکنه

413
00:18:57,960 --> 00:18:59,802
‫ولی واقعاً اون منم که مراقبشم.

414
00:19:02,920 --> 00:19:05,372
‫خیلی‌خب بچه‌جون بهتره غذاتو بخوری.

415
00:19:05,440 --> 00:19:07,480
‫روز بزرگی در پیش داریم.

416
00:19:07,560 --> 00:19:08,929
‫این...

417
00:19:09,000 --> 00:19:11,368
‫اول میریم باغ وحش...

418
00:19:11,440 --> 00:19:13,518
‫این چه خونه‌ی عروسکی جالبی‌ـه.

419
00:19:13,520 --> 00:19:15,438
‫بستنی می‌گیریم و بعدش...

420
00:19:15,440 --> 00:19:17,358
‫نمایشگاه رو یادم نمیره

421
00:19:17,360 --> 00:19:19,397
‫نمایشگاه؟

422
00:19:19,400 --> 00:19:21,317
‫همونجا که آسیب دیدی

423
00:19:21,320 --> 00:19:23,637
‫گریس، به نظرم دروازه همونجایه

424
00:19:23,640 --> 00:19:24,878
‫می‌تونی منو ببری اونجا؟

425
00:19:24,880 --> 00:19:28,158
‫به آخرین جایی که یادت میاد؟

426
00:19:28,160 --> 00:19:31,025
‫باشه

427
00:19:33,160 --> 00:19:35,158
‫هی، اونو نگاه کن

428
00:19:35,160 --> 00:19:37,718
‫خوراک خودته
‫باید یه مشروب واسش بخری

429
00:19:37,720 --> 00:19:40,358
‫پشمام، نگاه چه دوخت دستیِ ناموسی‌ای داره

430
00:19:40,360 --> 00:19:44,878
‫نه، نه، اینجا نیومدم
‫که از کاپشن تعریف و تمجید کنم

431
00:19:44,880 --> 00:19:47,638
‫اومدم که وایب کنم و اطلاعات بدم

432
00:19:47,640 --> 00:19:49,237
‫فقط به چشم من اینجوریه یا واقعا

433
00:19:49,240 --> 00:19:51,878
‫کلی زن با کاپشن چرمی اینجایه؟

434
00:19:51,880 --> 00:19:54,158
‫آره، شب مجرد هاست

435
00:19:54,160 --> 00:19:58,598
‫- عجب تصادفی
‫- جان ما؟

436
00:19:58,600 --> 00:20:00,878
‫تو همیشه چی میگی؟

437
00:20:00,880 --> 00:20:04,358
‫- یه بویایی به مشامم می‌رسه"؟"
‫- انحصارا مال خودمه

438
00:20:04,360 --> 00:20:07,038
‫می‌تونم اضطراب و نگرانی‌ای که همین الان
‫از وجودت داره خارج میشه رو حس کنم

439
00:20:07,040 --> 00:20:09,238
‫کل قضیه از پیش برنامه ریزی شده بود

440
00:20:09,240 --> 00:20:12,797
‫معلومه که خبرچین‌ت سیکادا رو نمی‌شناخته

441
00:20:12,800 --> 00:20:14,518
‫یعنی میگم، از سیکادا خبر داشته

442
00:20:14,520 --> 00:20:17,477
‫تو بهم دروغ گفتی، وقتم رو تلف کردی

443
00:20:17,480 --> 00:20:19,598
‫واسه اینکه امشب همراهت باشم؟

444
00:20:19,600 --> 00:20:21,238
‫نه، نه، نه، رفیق
‫قضیه اینجوری نیست

445
00:20:21,240 --> 00:20:23,638
‫می‌دونی، درست وقتی فکر می‌کنم
‫که داری بزرگ میشی

446
00:20:23,640 --> 00:20:25,478
‫باز یه کاری می‌کنی که بهم نشون میده

447
00:20:25,480 --> 00:20:27,358
‫دقیقا به اندازه‌ی همون روزی که آشنا شدیم
‫خودخواه هستی

448
00:20:27,360 --> 00:20:29,358
‫اینم پول مشروب

449
00:20:29,360 --> 00:20:31,375
‫ببخشید

450
00:20:34,160 --> 00:20:35,512
‫صبر کن

451
00:20:37,960 --> 00:20:40,477
‫اینا واسه خودشون قسمت مستقل دارن؟

452
00:20:40,480 --> 00:20:43,198
‫سیکادا کیست؟ مقامات بر این باورن که...

453
00:20:43,200 --> 00:20:45,117
‫بری، شاید بهتره همینجور دنبال دروازه بگردیم

454
00:20:45,120 --> 00:20:46,636
‫آره

455
00:20:46,640 --> 00:20:49,357
‫ولی وقتی سیکادا در سال ۲۰۲۴

456
00:20:49,360 --> 00:20:52,037
‫بعد از اینکه فلش غیبش زد مجددا ظاهر شد
‫برخی بر این گمان بودند

457
00:20:52,040 --> 00:20:54,517
‫که سیکادا اصلا انسان نیست

458
00:20:54,520 --> 00:20:56,637
‫بلکه یه هیولای فنا ناپذیره

459
00:20:56,640 --> 00:20:59,518
‫،ما فقط از آمار کشته‌هاش اطلاع دقیق داریم

460
00:20:59,520 --> 00:21:02,437
‫صد و پنجاه و دو قربانی
‫و همینطور در حال افزایشه

461
00:21:02,440 --> 00:21:04,838
‫صبرکن، چی؟

462
00:21:04,840 --> 00:21:08,438
‫می‌دونستم هیچ وقت سیکادا رو نگرفتیم
‫ولی اون هرگز دست از کشتن برنداشت؟

463
00:21:08,440 --> 00:21:11,158
‫فلش هر کاری از دستش برمیومد انجام داد

464
00:21:11,160 --> 00:21:13,798
‫ولی سیکادا بیشتر از زوم

465
00:21:13,800 --> 00:21:16,118
‫یا حتی رد دث آدم کشت

466
00:21:16,120 --> 00:21:21,398
‫،و جوری که مردم شهر فلش رو می‌دیدن
‫میراثش...

467
00:21:21,400 --> 00:21:24,717
‫هرگز مثل قبل نبود

468
00:21:24,720 --> 00:21:28,565
‫نورا وست آلن، توی دردسر جدی‌ای افتادی، دختر جوان

469
00:21:31,840 --> 00:21:33,238
‫گریس، اینجا چیکار می‌کنیم؟

470
00:21:33,240 --> 00:21:35,118
‫می‌خواستی به آخرین خاطره‌ام بری

471
00:21:35,120 --> 00:21:37,783
‫آره، ولی فکر می‌کردم
‫باید توی نمایشگاه می‌بود

472
00:21:40,400 --> 00:21:42,598
‫گریس؟

473
00:21:42,600 --> 00:21:44,556
‫آهای؟

474
00:21:44,560 --> 00:21:47,318
‫این پدیده‌ی مخرب از یک ماهواره‌ای نشئت گرفت

475
00:21:47,320 --> 00:21:50,397
‫که در یک مدار استهلاکی سقوط کرده بود

476
00:21:50,400 --> 00:21:51,878
‫شکر خدا، قبل از اینکه ماهواره

477
00:21:51,880 --> 00:21:54,398
‫بتونه به شهر برخورد کنه...

478
00:21:54,400 --> 00:21:56,078
‫چطور این یادشه؟

479
00:21:56,080 --> 00:21:57,677
‫یک واقعه‌ی فاجعه‌بار...

480
00:21:57,680 --> 00:22:00,397
‫یه فراانسان جدید که آخرین بار
‫برای فرار از دستگیر شدن

481
00:22:00,400 --> 00:22:02,427
‫در حال پریدن از ساختمون دیده شده...

482
00:22:05,800 --> 00:22:07,878
‫درستش می‌کنم، گریسی

483
00:22:07,880 --> 00:22:12,224
‫تمام فراانسان‌ها می‌میرن

484
00:22:17,120 --> 00:22:19,717
‫گریس، اون شب چطور صدای اورلین رو شنیدی؟

485
00:22:19,720 --> 00:22:22,357
‫- تو توی کما بودی
‫- می‌دونم

486
00:22:22,360 --> 00:22:24,210
‫ولی گوش می‌کردم

487
00:22:27,080 --> 00:22:29,878
‫- باید بس کنی
‫- نه تا وقتی کارم تموم نشده

488
00:22:29,880 --> 00:22:31,318
‫امشب اومدن سراغت؟

489
00:22:31,320 --> 00:22:34,278
‫،من همکارش، وایب رو کشتم

490
00:22:34,280 --> 00:22:36,238
‫،ولی یه زن هم اونجا بود

491
00:22:36,240 --> 00:22:38,238
‫بدجور منو زد

492
00:22:38,240 --> 00:22:40,638
‫اون سرعت داشت

493
00:22:40,640 --> 00:22:43,994
‫به‌نظرم دختر فلش‌ـه

494
00:22:46,480 --> 00:22:48,918
‫گریس، نمی‌دونم فکر می‌کنی اورلین چی گفته...

495
00:22:48,920 --> 00:22:50,917
‫تو گفتی همه جا رو گشتی

496
00:22:50,920 --> 00:22:53,518
‫الان متوجه میشم
‫تو سرعت داری

497
00:22:53,520 --> 00:22:55,478
‫تو خودشی، مگه نه؟

498
00:22:55,480 --> 00:22:57,438
‫تو دختر فلشی

499
00:22:57,440 --> 00:23:00,320
‫تو اونی هستی که به دایی‌م صدمه زد

500
00:23:06,840 --> 00:23:08,615
‫گریس، می‌خوام کمکت کنم

501
00:23:09,760 --> 00:23:12,798
‫نه، نمی‌خوای
‫دایی اورلین در مورد تو بهم گفته

502
00:23:12,800 --> 00:23:14,918
‫تو و پدرت سعی دارین بهش صدمه بزنین

503
00:23:14,920 --> 00:23:17,317
‫فقط به این خاطر که اون سعی داره
‫،به بقیه صدمه بزنه

504
00:23:17,320 --> 00:23:20,356
‫به آدمای بی‌گناه!

505
00:23:20,360 --> 00:23:21,919
‫،نه، اون فقط به فراانسان‌ها صدمه می‌زنه

506
00:23:21,920 --> 00:23:24,078
‫مثل اونی که والدین منو کشت

507
00:23:24,080 --> 00:23:27,358
‫مثل تو!
‫تو یه فراانسان و یه دروغ‌گویی!

508
00:23:27,360 --> 00:23:28,815
‫همه‌ی فراانسان‌ها بد نیستن

509
00:23:30,920 --> 00:23:34,038
‫دایی‌م یه قهرمانه
‫اون از مردم محافظت می‌کنه

510
00:23:34,040 --> 00:23:36,522
‫و من از دایی‌م محافظت می‌کنم!

511
00:23:39,440 --> 00:23:42,387
‫سرعتم از بین رفته

512
00:23:52,200 --> 00:23:53,358
‫فکر می‌کردی می‌تونی در بری

513
00:23:53,360 --> 00:23:54,838
‫و من نمی‌فهمم که کجا رفتی؟

514
00:23:54,840 --> 00:23:56,158
‫شغل من پیدا کردن حقیقته

515
00:23:56,160 --> 00:23:58,077
‫- من یه خبرنگارم
‫- تو همیشه یه خبرنگاری

516
00:23:58,080 --> 00:23:59,918
‫چرا یه بارم که شده مامانم نمیشی؟

517
00:23:59,920 --> 00:24:01,998
‫اوه، جدی؟
‫چطوره اینجوری مامانت باشم؟

518
00:24:02,000 --> 00:24:03,398
‫دیگه هرگز برنمی‌گردی اینجا

519
00:24:03,400 --> 00:24:05,118
‫بیا بریم

520
00:24:05,120 --> 00:24:07,158
‫ببخشید، این چیه توی جیبت؟

521
00:24:07,160 --> 00:24:09,078
‫- همین الان بدش بیاد
‫- مال تو نیست

522
00:24:09,080 --> 00:24:11,877
‫خب، الان دیگه هست
‫این کارات عواقبی در پی داره

523
00:24:11,880 --> 00:24:13,717
‫بدش بیاد

524
00:24:17,080 --> 00:24:18,671
‫ازت متنفرم

525
00:24:20,320 --> 00:24:22,937
‫ولش کن. بیا بریم

526
00:24:25,960 --> 00:24:29,192
‫آیریس، اون تو نبودی

527
00:24:31,480 --> 00:24:35,398
‫آره، ولی اونجوری میشم، بری

528
00:24:35,400 --> 00:24:36,798
‫نورا با حس نفرت نسبت به مادرش بزرگ میشه

529
00:24:36,800 --> 00:24:38,998
‫نه، نمیشه
‫تو تصمیمات متفاوتی می‌گیری

530
00:24:39,000 --> 00:24:41,118
‫اگه نمی‌خوای اون شخصی که الان دیدیمش باشی

531
00:24:41,120 --> 00:24:42,517
‫- خب اون شخص نباش
‫- می‌دونم

532
00:24:42,520 --> 00:24:43,798
‫می‌دونم دائم اینو میگی، بری

533
00:24:43,800 --> 00:24:45,518
‫و منم سعی‌م بر همینه

534
00:24:45,520 --> 00:24:47,398
‫امروز یه لحظه‌ای رو تجربه کردم
‫و فکر کردم که

535
00:24:47,400 --> 00:24:49,438
‫شاید اگه بتونم الان سیر زمان رو تغییر بدم

536
00:24:49,440 --> 00:24:50,957
‫حتی خیلی هم کم

537
00:24:50,960 --> 00:24:52,638
‫که... نمی‌دونم

538
00:24:52,640 --> 00:24:55,798
‫اونجوری همه‌ چیز توی آینده به طریقی متفاوت بشه

539
00:24:55,800 --> 00:24:58,997
‫واسه همینه که نظرت در مورد روزنامه رو عوض کردی

540
00:24:59,000 --> 00:25:00,797
‫وقتی با وکیل صحبت کردم

541
00:25:00,800 --> 00:25:04,197
‫ازش خواستم یه سری اسم محتمل رو بررسی کنه

542
00:25:04,200 --> 00:25:06,558
‫و حدس بزن کدوم یکی بود
‫که در دسترس بود

543
00:25:06,560 --> 00:25:08,717
‫"سنترال سیتی سیتیزن"

544
00:25:08,720 --> 00:25:10,718
‫می‌دونم کلی حرف و حدیث پشت‌شه
‫ولی فقط یه اسمه

545
00:25:10,720 --> 00:25:13,240
‫جدی؟
‫یعنی میگم، ما ۴ سال به اون صفحه‌ی اول

546
00:25:13,242 --> 00:25:14,678
‫نگاه می‌کردیم

547
00:25:14,680 --> 00:25:18,198
‫"فلش گم شده، در بحبوحه‌ی بحران غیبش زده"

548
00:25:18,200 --> 00:25:21,318
‫و من اونی‌م که اون مقاله رو می‌نویسه، بری

549
00:25:21,320 --> 00:25:22,838
‫،من فقط فکر می‌کردم که، نمی‌دونم

550
00:25:22,840 --> 00:25:24,038
‫شاید اگه استارت روزنامه رو نزنم، اینکه...

551
00:25:24,040 --> 00:25:25,997
‫آیریس، این رویای تویه

552
00:25:26,000 --> 00:25:27,639
‫و شهر به یکی مثل تو نیاز داره

553
00:25:27,640 --> 00:25:29,357
‫آره، ولی بری، ببین آخر و عاقبت‌مون به کجا کشیده

554
00:25:29,360 --> 00:25:32,397
‫اینا خاطرات نورا توی این سیر زمانی‌ه

555
00:25:32,400 --> 00:25:34,527
‫بعد از اینکه مداخله کرده

556
00:25:36,520 --> 00:25:39,438
‫بیا دنبال دروازه بگردیم، باشه؟

557
00:25:39,440 --> 00:25:41,449
‫نورا به کمک‌مون نیاز داره

558
00:25:57,440 --> 00:25:59,198
‫هر چی اون می‌خوره منم می‌خورم

559
00:25:59,200 --> 00:26:01,518
‫تنها چیزی که الان می‌خوام سفارش بدم یه اسنپ‌‌ه

560
00:26:01,520 --> 00:26:04,197
‫ولی توی این بار، آنتن ندارم

561
00:26:04,200 --> 00:26:06,318
‫پس شاید باید به روش قدیمی برم

562
00:26:06,320 --> 00:26:07,638
‫و با بریچ کردن از اینجا برم

563
00:26:07,640 --> 00:26:10,169
‫ببین، سیسکو، من...

564
00:26:12,360 --> 00:26:13,997
‫شرمنده که بهت دروغ گفتم

565
00:26:14,000 --> 00:26:15,438
‫از من عذرخواهی نکن

566
00:26:15,440 --> 00:26:17,118
‫از تمام فراانسان‌های اون بیرون عذرخواهی کن

567
00:26:17,120 --> 00:26:18,918
‫،که هنوز منتظر یه دارو هستن

568
00:26:18,920 --> 00:26:22,318
‫منتطر حق انتخاب‌شون برای تصیم‌گیری در مورد اینکه
‫آیا این قدرت‌ها رو می‌خوان یا نه، هستن

569
00:26:22,320 --> 00:26:24,798
‫،قبل از اینکه «مرد پلاستیکی» بشم

570
00:26:24,800 --> 00:26:28,278
‫وقتی فقط رالف دیبنیِ گمنام و یک لاقبا بودم

571
00:26:28,280 --> 00:26:30,917
‫می‌تونستم هر وقت هر کاری که می‌خواستم بکنم

572
00:26:30,920 --> 00:26:34,266
‫ولی دوستی نداشتم که باهاش اون کارا رو انجام بدم

573
00:26:35,800 --> 00:26:38,569
‫پس من فکر کردم که اگه ما یه شب رو

574
00:26:38,572 --> 00:26:41,198
‫،بی خیال متوقف کردن سیکادا بشیم
‫می‌تونیم فقط

575
00:26:41,200 --> 00:26:43,718
‫بریم بیرون و...

576
00:26:43,720 --> 00:26:45,358
‫یکم خوش بگذرونیم، می‌دونی؟

577
00:26:45,360 --> 00:26:47,558
‫و منم اینو می‌خوام

578
00:26:47,560 --> 00:26:51,246
‫ولی بعد از اینکه این دارو رو پیدا کردیم

579
00:26:52,960 --> 00:26:54,758
‫،می‌دونی، داگ، دوست مادرم

580
00:26:54,760 --> 00:26:56,558
‫یه جمله‌ی معروف داشت

581
00:26:56,560 --> 00:26:58,398
‫اگه همیشه واسه‌ی زندگی کردن منتظر باشی"

582
00:26:58,400 --> 00:26:59,998
‫"قبل اینکه شروع بشه می‌میری

583
00:27:00,000 --> 00:27:04,678
‫و داگ بایدم اینو می‌دونست
‫اون یه زمبونی می‌روند
‫[زمبونی: ماشین‌های مخصوص صاف کردن یخ در سالن اسکیت یا هاکی]

584
00:27:04,680 --> 00:27:06,438
‫روحش شاد

585
00:27:06,440 --> 00:27:08,158
‫بسیارخب، میرم بیرون

586
00:27:08,160 --> 00:27:09,558
‫ببینم می‌تونم به اندازه‌ی کافی دستام رو
‫به بالا کش بدم

587
00:27:09,560 --> 00:27:12,444
‫تا گوشی‌ت آنتن بده

588
00:27:16,880 --> 00:27:20,198
‫دارک و استورمی، مهمون ما

589
00:27:20,200 --> 00:27:21,637
‫یعنی اینقدر مفلوک به نظر میام؟

590
00:27:21,640 --> 00:27:24,117
‫به نظر میاد تقریبا همون‌قدری که من به اینجا تعلق دارم
‫تو هم تعلق داری

591
00:27:24,120 --> 00:27:26,317
‫فکر می‌کردم واسه یه ملاقات کاری میام اینجا

592
00:27:26,320 --> 00:27:28,477
‫کارت چیه، چرم می‌فروشی؟

593
00:27:28,480 --> 00:27:30,678
‫- نوچ
‫- تتو می‌کنی

594
00:27:30,680 --> 00:27:32,398
‫آدم‌کشِ اجیر شده‌ای

595
00:27:32,400 --> 00:27:35,718
‫بهم اعتماد کن

596
00:27:35,720 --> 00:27:37,597
‫اگه بهت بگم باور نمی‌کنی

597
00:27:37,600 --> 00:27:38,997
‫خب، من یه عکاسم

598
00:27:39,000 --> 00:27:41,357
‫پس به نظر میاد جفت‌مون یکم گم شدیم

599
00:27:41,360 --> 00:27:42,837
‫خب بهونه‌ی تو چیه؟

600
00:27:42,840 --> 00:27:45,358
‫،عکاسی منو پولدار نکرده، فعلا البته

601
00:27:45,360 --> 00:27:47,198
‫واسه همین توی بار کار می‌کنم
‫تا اجاره بدم

602
00:27:47,200 --> 00:27:48,678
‫خواهرم این کار رو واسم جور کرد

603
00:27:48,680 --> 00:27:50,829
‫یادش رفت بهم بگه قراره توی جهنم کار کنم

604
00:27:52,560 --> 00:27:54,758
‫خواهر‌ها

605
00:27:54,760 --> 00:27:57,917
‫اگه به دی‌ان‌ای دو تا خواهر نگاه کنم

606
00:27:57,920 --> 00:28:00,357
‫که یکی فراانسان شده و اون یکی نشده

607
00:28:00,360 --> 00:28:02,438
‫یه تطابق ژنتیکی نسبتا خوبی بدست میارم

608
00:28:02,440 --> 00:28:03,878
‫تا بتونم اون قسمت از ژنومی رو که

609
00:28:03,880 --> 00:28:05,718
‫ژن فراانسان‌ها رو کنترل می‌کنه مجزا کنم

610
00:28:07,080 --> 00:28:09,517
‫ببخشید، بلند گفتم؟

611
00:28:09,520 --> 00:28:11,558
‫آره، بلند گفتی

612
00:28:11,560 --> 00:28:15,398
‫من فقط... چیزه... من...

613
00:28:15,400 --> 00:28:17,437
‫- سیسکو
‫- کامیلا

614
00:28:17,440 --> 00:28:20,357
‫- از دیدنت خوشوقتم
‫- از دیدنت خوشوقتم

615
00:28:20,360 --> 00:28:21,958
‫نمی‌تونم هیچ جا دروازه رو پیدا کنم

616
00:28:21,960 --> 00:28:25,878
‫حتی نمی‌تونم از خاطرات نورا در این یه روز خارج بشم

617
00:28:25,880 --> 00:28:27,435
‫بری، بشین!

618
00:28:41,440 --> 00:28:43,797
‫نورا توی دردسر افتاده
‫مکانیزم دفاعی گریس

619
00:28:43,800 --> 00:28:45,198
‫حتما داره بهش حمله می‌کنه

620
00:28:45,200 --> 00:28:46,997
‫فقط اون نیست که توی دردسر افتاده

621
00:28:47,000 --> 00:28:48,718
‫باید همین الان از اونجا خارج‌شون کنیم

622
00:28:50,360 --> 00:28:52,719
‫مکانیزم دفاعی نورا ست

623
00:29:07,720 --> 00:29:10,249
‫حالا باید چیکار کنم؟

624
00:29:18,200 --> 00:29:19,557
‫آهای؟

625
00:29:19,560 --> 00:29:21,638
‫- نورا، خودتی؟
‫- کیتلین!

626
00:29:21,640 --> 00:29:23,277
‫آره بهت گفتم که خنثی‌کننده‌ی
‫امواج مغزی ورژن ۲...

627
00:29:23,280 --> 00:29:25,196
‫می‌تونه دستگاه راهنمای اضطراری تو رو کامل کنه

628
00:29:25,200 --> 00:29:27,077
‫نورا، پدر و مادرت وارد خاطرات تو شدن

629
00:29:27,080 --> 00:29:28,398
‫بذار اونا رو هم بیارم روی خط

630
00:29:28,400 --> 00:29:31,109
‫ببخشید، پدر و مادرم کجا رفتن؟

631
00:29:47,000 --> 00:29:49,078
‫- آیریس وست آلن هستم
‫- مامان؟ بابا؟

632
00:29:49,080 --> 00:29:51,036
‫- نورا، حالت خوبه؟
‫- خب گوش کنین

633
00:29:51,040 --> 00:29:52,918
‫- ما یه کشف بزرگ کردیم
‫- تا شما رو از اونجا خارج کنیم

634
00:29:52,920 --> 00:29:56,077
‫دروازه‌ها داخل شکاف‌های ادراک مخفی شدن

635
00:29:56,080 --> 00:29:58,556
‫چیزا رو به نحوی که می‌خواین باشه
‫به یاد میارین

636
00:29:58,560 --> 00:29:59,998
‫نه جوری که واقعا بودن

637
00:30:00,000 --> 00:30:01,278
‫چون در وضعیت انکار هستین
‫یا ادراک شما

638
00:30:01,280 --> 00:30:03,397
‫توسط خشم یا حالا هر واقعه‌ای که براتون اتفاق افتاده
‫تحت تاثیر قرار گرفته

639
00:30:03,400 --> 00:30:05,718
‫خب این مکانیزم‌های دفاعی متشکل از سیناپس هستن

640
00:30:05,720 --> 00:30:08,438
‫اگه بتونین سیناپس‌های خاطره‌ی اشتباه رو نابود کنین

641
00:30:08,440 --> 00:30:10,237
‫اینجوری خاطره‌ی واقعی آشکار میشه

642
00:30:10,240 --> 00:30:12,917
‫و این تلنگر سیناپسی موجب آشکار شدن دروازه‌ میشه

643
00:30:12,920 --> 00:30:15,638
‫باشه، خب... باشه
‫خب، چطوری این کارو بکنیم؟

644
00:30:15,640 --> 00:30:18,238
‫خب، بعدا بهتون زنگ می‌زنیم

645
00:30:18,240 --> 00:30:19,344
‫داری می‌سوزی

646
00:30:20,880 --> 00:30:21,903
‫الو؟

647
00:30:27,400 --> 00:30:29,422
‫شکاف‌های ادراک

648
00:30:33,040 --> 00:30:34,408
‫خونه‌ی عروسکی

649
00:30:36,040 --> 00:30:39,477
‫از کجا بدونیم کدوم خاطرات واقعی نبودن؟

650
00:30:39,480 --> 00:30:42,877
‫معلومه... آیریس، همون تالار افراد شروره

651
00:30:42,880 --> 00:30:43,958
‫تو و نورا

652
00:30:43,960 --> 00:30:46,358
‫بری، من هنوزم قدرت نورا رو تقلیل می‌کنم

653
00:30:46,360 --> 00:30:48,118
‫هنوزم با حس نفرت از من بزرگ میشه

654
00:30:48,120 --> 00:30:50,678
‫- آینده‌ی من اینه
‫- نه، نه، نیست

655
00:30:50,680 --> 00:30:52,917
‫،فقط یه خاطره‌ست
‫خاطره‌ای که به خاطر دیدگاه

656
00:30:52,920 --> 00:30:55,198
‫یه بچه‌ی غمگین عصبانی کوچولو
‫که از خونه فرار کرده، تحریف شده

657
00:30:55,200 --> 00:30:57,598
‫نمی‌فهمی؟
‫اون شخصی که اونجا دیدیم

658
00:30:57,600 --> 00:30:59,878
‫اون مامان بدی که نورا در موردش بهمون گفت

659
00:30:59,880 --> 00:31:02,997
‫اون حتی توی هیچ سیر زمانی‌ای وجود نداره

660
00:31:03,000 --> 00:31:05,357
‫بهت گفتم که تو حتما باید توی آینده متفاوت باشی

661
00:31:05,360 --> 00:31:06,438
‫ولی اشتباه می‌کردم

662
00:31:06,440 --> 00:31:08,078
‫نیازی نیست شخصیتت رو تغییر بدی

663
00:31:08,080 --> 00:31:11,318
‫حتی مجبور نیستی اسم روزنامه‌ت رو تغییر بدی

664
00:31:11,320 --> 00:31:15,318
‫می‌دونم که هر آینده‌ای که تو توش باشی خوبه

665
00:31:15,320 --> 00:31:18,762
‫تو هم فقط باید به این باور داشته باشی

666
00:31:20,760 --> 00:31:22,638
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

667
00:31:22,640 --> 00:31:24,878
‫خواهش می‌کنم، این خاطره واقعی نیست

668
00:31:24,880 --> 00:31:28,398
‫،خونه‌ی دایی‌ت
‫فکر نمی‌کنم واقعا اینجوری باشه

669
00:31:28,400 --> 00:31:30,237
‫اوکی، بهتره بخوری، بچه جون

670
00:31:30,240 --> 00:31:31,329
‫روز بزرگی...

671
00:31:34,320 --> 00:31:35,580
‫گریس، بخواب زمین!

672
00:31:46,160 --> 00:31:48,175
‫دروازه رو جایی نمی‌بینم

673
00:32:00,720 --> 00:32:02,511
‫بری، داره جواب میده!

674
00:32:10,520 --> 00:32:12,638
‫مرگ
‫شکست

675
00:32:12,640 --> 00:32:16,037
‫یه خانواده‌ی در هم شکسته‌ی دیگه

676
00:32:16,040 --> 00:32:20,551
‫این میراثی‌ه که بهت دادم

677
00:32:22,360 --> 00:32:24,941
‫هیچ کس خانواده‌ی منو در هم نمی‌شکنه، حرومزاده

678
00:33:04,040 --> 00:33:06,345
‫اوه، نه

679
00:33:08,000 --> 00:33:10,038
‫اسباب بازی‌ت رو انداختی

680
00:33:10,040 --> 00:33:12,238
‫فقط می‌خواستم موزه رو ببینم

681
00:33:12,240 --> 00:33:13,558
‫می‌دونم، عزیزم
‫ولی تو فرار کردی

682
00:33:13,560 --> 00:33:14,997
‫نمی‌دونستم کجا رفتی

683
00:33:15,000 --> 00:33:16,598
‫می‌ترسیدم نکنه صدمه ببینی

684
00:33:16,600 --> 00:33:18,958
‫گفتی موزه تو رو یاد بابا میندازه

685
00:33:18,960 --> 00:33:21,718
‫چون بابا طرفدار درجه‌ یکِ فلش بود

686
00:33:21,720 --> 00:33:24,278
‫واسه همین می‌خواستم ببینمش

687
00:33:24,280 --> 00:33:28,438
‫چون منم عاشق فلشم

688
00:33:28,440 --> 00:33:30,558
‫منصفانه نیست

689
00:33:30,560 --> 00:33:33,958
‫می‌دونم، عزیزم
‫می‌دونم منصفانه نیست

690
00:33:33,960 --> 00:33:36,117
‫دوست دارم، نورا

691
00:33:36,120 --> 00:33:38,277
‫باباتم تو رو دوست داشت

692
00:33:38,280 --> 00:33:40,579
‫خیلی خیلی زیاد

693
00:33:43,400 --> 00:33:45,082
‫بیا بغلم، دختر

694
00:33:53,200 --> 00:33:55,376
‫بیا. باید بریم

695
00:33:57,680 --> 00:33:59,638
‫بیا بریم سراغ نورا

696
00:33:59,640 --> 00:34:03,157
‫گریس، می‌دونم ترسیدی

697
00:34:03,160 --> 00:34:05,197
‫فکر می‌کنی دیگه هرگز مثل اون روزی که با دایی‌ت بودی

698
00:34:05,200 --> 00:34:06,518
‫شاد و خوشحال نمیشی

699
00:34:06,520 --> 00:34:09,758
‫واسه همینه که سعی داری
‫بدون نقص و به خوبی به یادش بیاری

700
00:34:09,760 --> 00:34:13,238
‫ولی شرایط می‌تونه به همون خوبی بشه، گریس

701
00:34:13,240 --> 00:34:17,100
‫فقط باید بیدار بشی

702
00:34:18,960 --> 00:34:22,118
‫،و بعدش من و تو و پدر و مادرم

703
00:34:22,120 --> 00:34:24,763
‫همه‌مون با هم می‌تونیم به دایی‌ت کمک کنیم

704
00:34:26,480 --> 00:34:28,866
‫تو یه دروغ‌گویی

705
00:34:40,360 --> 00:34:42,398
‫گریس

706
00:34:42,400 --> 00:34:44,918
‫شاید تو کسی رو نداری که بهت اهمیت بده

707
00:34:44,920 --> 00:34:47,755
‫ولی من کسی رو دارم که بهم اهمیت میده

708
00:34:47,757 --> 00:34:51,091
‫و فقط من می‌تونم کمکش کنم

709
00:34:57,560 --> 00:34:59,078
‫مامان

710
00:34:59,080 --> 00:35:01,238
‫- هی
‫- اون نمیاد

711
00:35:01,240 --> 00:35:02,683
‫- چی؟
‫- عجله کنین!

712
00:35:02,686 --> 00:35:04,175
‫بجنب، بجنب

713
00:35:14,760 --> 00:35:17,395
‫اونا خوبن

714
00:35:31,800 --> 00:35:33,197
‫نوسان‌های عصبی در حالت نرمال هستن

715
00:35:33,200 --> 00:35:34,517
‫شما سه تا کاملا سالم هستین

716
00:35:34,520 --> 00:35:35,798
‫اوه، و ما فکر می‌کنیم که متوجه شدیم

717
00:35:35,800 --> 00:35:37,477
‫چطور شما دو تا سر از مغز نورا در آوردین

718
00:35:37,480 --> 00:35:39,877
‫این یه قطعه‌ی ماهواره

719
00:35:39,880 --> 00:35:42,357
‫پر از ماده‌ی تاریک توی سر گریس‌ـه

720
00:35:42,360 --> 00:35:43,478
‫خدای من!

721
00:35:43,480 --> 00:35:45,678
‫گاهی جراح‌ها یه تیکه ترکش رو

722
00:35:45,680 --> 00:35:48,637
‫،توی مغز بیمار رها می‌کنن باشه
‫اگه در آوردنش خیلی خطرناک باشه

723
00:35:48,640 --> 00:35:50,437
‫و فکر می‌کنیم که ماده‌ی تاریک به بیرون ترشح می‌کرده

724
00:35:50,440 --> 00:35:52,677
‫تا پیرامون مغزش یه مانع ایجاد کنه

725
00:35:52,680 --> 00:35:55,117
‫تا وقتی اون اونجاست
‫نمی‌تونیم برگردیم داخل

726
00:35:55,120 --> 00:35:56,197
‫خیلی خطرناکه

727
00:35:56,200 --> 00:35:58,677
‫خب، باید راه دیگه‌ای برای متوقف کردن سیکادا پیدا کنیم

728
00:35:58,680 --> 00:36:01,747
‫به نظرم بتونم توی این مورد کمک کنم

729
00:36:08,560 --> 00:36:10,346
‫این فضای داخل خونه‌ی دوایر ئه

730
00:36:11,560 --> 00:36:12,678
‫- پشمام
‫- یعنی میگم، عالیه

731
00:36:12,680 --> 00:36:14,476
‫ولی چرا بدون ما وارد شدی؟

732
00:36:14,480 --> 00:36:15,717
‫ما یه نقشه‌ای داشتیم

733
00:36:15,720 --> 00:36:18,237
‫نه، می‌دونم...

734
00:36:18,240 --> 00:36:20,478
‫می‌دونی، با وجود آماده شدن دستگاه

735
00:36:20,480 --> 00:36:22,438
‫و دونستن این نکته که سیکادا هنوز اون بیرونه

736
00:36:22,440 --> 00:36:25,958
‫گمونم من فقط... جوگیر شدم زیاده‌روی کردم

737
00:36:25,960 --> 00:36:29,278
‫ولی تنها به این دلیل نیست، مگه نه؟

738
00:36:29,280 --> 00:36:32,318
‫اون از رازش حفاظت می‌کرد

739
00:36:32,320 --> 00:36:34,540
‫چه رازی؟

740
00:36:44,880 --> 00:36:47,678
‫خب، احساساتش راجع‌ به مادرش وقتی بچه بود

741
00:36:47,680 --> 00:36:49,634
‫حتما خاطرات دردناکیه

742
00:36:52,400 --> 00:36:53,798
‫درست نمیگم، نورا؟

743
00:36:53,800 --> 00:36:55,585
‫آره، دقیقا

744
00:36:57,440 --> 00:37:00,677
‫خب، بیاین با این سرنخ شروع کنیم

745
00:37:00,680 --> 00:37:01,809
‫کارت عالی بود، نورا

746
00:37:01,812 --> 00:37:03,311
‫ممنون

747
00:37:07,640 --> 00:37:11,518
‫آقای آلن، فقط محض اینکه
‫،در جریان اتفاقات امروز باشم

748
00:37:11,520 --> 00:37:16,958
‫نورا از چه مکانیزم دفاعی‌ای استفاده می‌کرد؟

749
00:37:16,960 --> 00:37:20,038
‫یکی از لباس‌های توی موزه بود

750
00:37:20,040 --> 00:37:22,278
‫چه لباسی؟

751
00:37:22,280 --> 00:37:24,345
‫ریورس فلش

752
00:37:42,720 --> 00:37:43,919
‫سوپرایز!

753
00:37:43,920 --> 00:37:46,078
‫روز اولت توی دفتر جدیدت مبارک

754
00:37:46,080 --> 00:37:47,256
‫شما خیلی مهربون هستین

755
00:37:49,120 --> 00:37:51,478
‫خب تصمیم گرفتی که اسم روزنامه رو چی بذاری؟

756
00:37:51,480 --> 00:37:53,196
‫نمی‌دونم

757
00:37:53,200 --> 00:37:55,877
‫شهروند سنترال سیتی" به نظر خیلی خوشایند میاد"

758
00:37:55,880 --> 00:37:59,278
‫- مطمئنی؟
‫- آره، حق با تو بود

759
00:37:59,280 --> 00:38:01,238
‫آینده همیشه اون چیزی نیست که به نظر میاد

760
00:38:01,240 --> 00:38:03,077
‫ما تصمیم می‌گیریم چجوری باشه

761
00:38:03,080 --> 00:38:07,798
‫خب، فقط باید یه چیز کوچولو بهت بگم

762
00:38:07,800 --> 00:38:09,358
‫اون نوشته‌ رو اون پایین می‌بینی؟

763
00:38:09,360 --> 00:38:12,438
‫توی زمان من، روزنامه اون سال پیدا شد

764
00:38:12,440 --> 00:38:14,087
2021

765
00:38:15,400 --> 00:38:16,713
‫دو سال دیگه‌ست

766
00:38:17,840 --> 00:38:20,315
‫به همین زودی داری آینده رو تغییر میدی

767
00:38:22,240 --> 00:38:24,958
‫هی، باید سیسکو رو پیدا کنم

768
00:38:24,960 --> 00:38:26,918
‫ولی بعدا شما رو می‌بینم، باشه؟

769
00:38:26,920 --> 00:38:28,416
‫باشه

770
00:38:30,240 --> 00:38:31,992
‫بیا برگردیم

771
00:38:34,280 --> 00:38:36,157
‫- مامان؟
‫- بله؟

772
00:38:36,160 --> 00:38:40,318
‫بابا در مورد خاطره‌ای که دیدی بهم گفت

773
00:38:40,320 --> 00:38:43,718
‫می‌دونم که واقعی نبود، نورا

774
00:38:43,720 --> 00:38:46,598
‫ولی حتما از یه جای خیلی واقعی نشئت می‌گیره

775
00:38:46,600 --> 00:38:50,238
‫حتما خیلی از دستم عصبانی بودی
‫که دیدت بهم اونجوری بوده

776
00:38:50,240 --> 00:38:53,238
‫من همیشه‌ی خدا عصبانی بودم

777
00:38:53,240 --> 00:38:55,838
‫واسه اینکه فرصت داشتن پدر رو نداشتم عصبانی بودم

778
00:38:55,840 --> 00:39:00,998
‫واسه اینکه به نظر نمیومد هیچ کس درک کنه
‫که چه احساسی داشتم عصبانی بودم

779
00:39:01,000 --> 00:39:03,998
‫و مهم نبود تو چیکار کردی یا چی گفتی، مامان

780
00:39:04,000 --> 00:39:07,037
‫همیشه از دستت عصبانی می‌بودم...

781
00:39:07,040 --> 00:39:09,757
‫چون تو پیشم بودی

782
00:39:09,760 --> 00:39:11,838
‫داری خیلی شرایط سختی رو می‌گذرونی، نورا

783
00:39:11,840 --> 00:39:14,156
‫ولی تو هم گذروندی

784
00:39:14,160 --> 00:39:15,359
‫یعنی میگم، فکر می‌کردم تو سعی داری

785
00:39:15,360 --> 00:39:16,956
‫نذاری خودم باشم

786
00:39:16,960 --> 00:39:19,557
‫ولی سعی داشتی نذاری مثل بابا بشم

787
00:39:19,560 --> 00:39:23,078
‫منظورم اینه، نذاری سرانجامم مثل اون بشه

788
00:39:23,080 --> 00:39:26,278
‫شماها یه زندگی کامل با هم داشتین

789
00:39:26,280 --> 00:39:29,838
‫و یه بچه داشتین، و اون غیبش زد

790
00:39:29,840 --> 00:39:35,198
‫توی مخیله‌ام نمی‌گنجه
‫که این حتما چقدر واست سخت بوده

791
00:39:35,200 --> 00:39:37,918
‫و از اون روز به بعد، تو...

792
00:39:37,920 --> 00:39:39,639
‫تو ازم محافظت می‌کردی

793
00:39:39,640 --> 00:39:43,916
‫الان متوجه میشم

794
00:39:43,920 --> 00:39:46,678
‫بابت نحوه‌ی رفتارم باهات خیلی متاسفم

795
00:39:46,680 --> 00:39:51,718
‫هم اون موقع و هم الان
‫وقتی که اول اومدم اینجا

796
00:39:51,720 --> 00:39:53,305
‫لیاقتت این نبود

797
00:39:57,520 --> 00:39:59,040
‫ممنونم

798
00:40:01,680 --> 00:40:05,638
‫تو یه زن فوق‌العاده‌ای، نورا وست آلن

799
00:40:05,640 --> 00:40:08,318
‫همیشه دوست دارم

800
00:40:08,320 --> 00:40:10,118
‫گذشته، حال و آینده

801
00:40:10,120 --> 00:40:12,718
‫منم دوست دارم، مامان

802
00:40:12,720 --> 00:40:15,358
‫رازداری سخته، ولی وقتی بهت یادآوری میشه

803
00:40:15,360 --> 00:40:16,838
‫که چرا داری رازداری می‌کنه خیلی ساده‌تر میشه

804
00:40:16,840 --> 00:40:18,996
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

805
00:40:19,000 --> 00:40:21,797
‫یکی رو دیدم که بهم گفت
‫حاضره هر کاری بکنه

806
00:40:21,800 --> 00:40:24,517
‫تا از خانواده‌اش محافظت کنه

807
00:40:24,520 --> 00:40:30,477
‫اون کمکم کرد متوجه‌ش بشم... منم شدم

808
00:40:30,480 --> 00:40:34,558
‫والدینم نباید بفهمن
‫که داری کمکم می‌کنی سیکادا رو متوقف کنم

809
00:40:34,560 --> 00:40:36,918
‫چیزای زیادی در خطره

810
00:40:36,920 --> 00:40:41,238
‫و من هر کاری برای محافظت ازشون می‌کنم

811
00:40:41,240 --> 00:40:43,589
‫حتی دروغ گفتن

812
00:40:48,440 --> 00:40:50,099
‫دروغ‌گو

813
00:40:50,200 --> 00:40:51,696
‫دروغ‌گو

814
00:40:51,760 --> 00:40:55,149
‫دروغ‌گو. دروغ‌گو

815
00:40:55,160 --> 00:40:57,810
‫نورا بهم دروغ گفت

816
00:40:59,600 --> 00:41:00,918
‫تقاص پس میده

817
00:41:02,640 --> 00:41:04,592
‫همه‌شون تقاص پس میدن

818
00:41:06,500 --> 00:41:09,000
‫هماهنگ‌سازی با نسخه بلوری
‫<font color=Red>.: Saeed Qrb :.</font>

819
00:41:10,120 --> 00:41:11,918
‫حق با داگ بود

820
00:41:11,920 --> 00:41:14,317
‫اینکه رفتم بیرون، اسکیت روی یخ کردم

821
00:41:14,320 --> 00:41:16,398
‫قطعا کار درستی بود

822
00:41:16,400 --> 00:41:19,357
‫آره، ایول داگ، روحش شاد

823
00:41:19,360 --> 00:41:21,517
‫بیا یه مشروب به خاطرش بزنیم تو رگ

824
00:41:21,520 --> 00:41:23,237
‫کامیلا؟ همون متصدی بار؟

825
00:41:23,240 --> 00:41:26,237
‫- ببخشید
‫- رفیق، ایول داری

826
00:41:26,240 --> 00:41:27,918
‫- بسیارخب، بسیارخب
‫- آره

827
00:41:27,920 --> 00:41:29,837
‫هی، شماها توی قضیه‌ی پیدا کردن دارو

828
00:41:29,840 --> 00:41:31,077
‫واسه فراانسان‌ها به موفقیتی رسیدین؟

829
00:41:31,080 --> 00:41:33,735
‫بله. تونستم

830
00:41:33,737 --> 00:41:35,717
‫دو تا خواهری که یکی فراانسانه
‫و اون یکی نیست رو پیدا کنم

831
00:41:35,720 --> 00:41:38,997
‫پس این دارو دیگه تقریبا تمومه

832
00:41:39,000 --> 00:41:41,848
‫بسیارخب، خوبه
‫چون داشتم فکر می‌کردم

833
00:41:43,880 --> 00:41:45,680
‫می‌خوام دارو رو روی سیکادا استفاده کنم

