‫﻿۱
00:00:02,600 --> 00:00:03,919
‫،اسم من «بری آلن»ـه

2
00:00:03,920 --> 00:00:06,119
‫و من سریع‌ترین انسان جهان‌ـم.

3
00:00:06,120 --> 00:00:07,279
‫،برای عوام

4
00:00:07,280 --> 00:00:09,319
‫من یه پژوهشگر جنائی ساده‌ام.

5
00:00:09,320 --> 00:00:12,399
‫ولی در خفا ، با کمک دوستانم
‫،«در «استارلبز

6
00:00:12,400 --> 00:00:15,599
‫با جرائم مبارزه می‌کنم و بقیه‌ی
‫فرا-انسان‌های مثل خودم رو پیدا می‌کنم.

7
00:00:15,600 --> 00:00:17,639
‫ولی زمانی که دخترم از آینده
‫،به‌قصدِ کمک برگشت

8
00:00:17,640 --> 00:00:19,959
‫زمانِ حال رو تغییر داد.

9
00:00:19,960 --> 00:00:22,559
‫و حالا جهان‌ـمون از هر لحظه‌ی
‫دیگه‌ای خطرناک‌تر شده.

10
00:00:22,560 --> 00:00:24,999
‫و من تنها کسی‌ام که برای
‫نجات دادنش به‌قدر کافی سریع‌ـم.

11
00:00:25,000 --> 00:00:27,521
‫من «فلش» هستم.

12
00:00:28,360 --> 00:00:29,473
‫آنچه در «فلش» گذشت...

13
00:00:30,680 --> 00:00:32,680
‫خب می‌خوای باهاش چی‌کار کنی؟

14
00:00:32,760 --> 00:00:35,799
‫فکر کنم اگر یاد بگیریم که چطور درمانش کنیم
‫زمان‌ـمون بهتر صرف می‌شه.

15
00:00:35,800 --> 00:00:36,821
‫باید واقعاً با دکتر «لمدن» صحبت کنی.

16
00:00:37,400 --> 00:00:40,240
‫داره به‌طور روانی بهش
‫حمله می‌کنه ، اون فلج شده.

17
00:00:40,241 --> 00:00:42,251
‫انسان‌ها. ضعیف.

18
00:00:42,800 --> 00:00:44,884
‫ما می‌تونیم یه دارو برای علاج فرا-انسانی بسازیم.

19
00:00:44,920 --> 00:00:46,723
‫باید یه‌کار خارج از چارچوب باشه
‫که بتونیم انجام بدیم.

20
00:00:49,240 --> 00:00:50,839
‫نباید به دفترت بری.

21
00:00:50,840 --> 00:00:51,920
‫- الأن نه.
‫- چرا؟

22
00:00:52,000 --> 00:00:53,834
‫چند دفعه این اتفاق افتاده؟

23
00:00:53,880 --> 00:00:55,598
‫۵۲بار

24
00:00:55,600 --> 00:00:57,058
‫،و اگه من بخوام سیکادا رو متوقف کنم
‫نمیتونم اینقدر حساس باشم

25
00:00:57,080 --> 00:00:58,525
‫که دستام به خون آلوده نشه.

26
00:00:58,560 --> 00:01:00,528
‫گاهی‌اوقات اهداف وسیله رو توجیه می‌کنن.

27
00:01:00,560 --> 00:01:01,810
‫حالا اینو می‌فهمم.

28
00:01:04,000 --> 00:01:06,000
‫<font color="#cb۳۵۱b">.::ارائه‌ای اختصاصی از وبسایتِ::.
‫|-| Film۲Movie.WS |-|</font>

29
00:01:06,000 --> 00:01:08,000
‫« مترجمیــن: میــکائــیل ، عــلـی »
‫<font color="#ff۰۰۰۰"> Caped_Crusader , MK </font>  <font color="#۰۰ffff"></font>

30
00:01:08,240 --> 00:01:09,463
‫نمی‌تونم حرکت کنم.

31
00:01:25,500 --> 00:01:28,000
‫هماهنگ‌سازی با نسخه بلوری
‫<font color=Red>.: Saeed Qrb :.</font>

32
00:01:28,739 --> 00:01:30,039
‫[ دوازده ساعت قبل ]

33
00:01:30,040 --> 00:01:34,524
‫خانم‌ها و آقایان ، ما بالأخره
‫به داروی علاج فرا-انسانی...

34
00:01:34,560 --> 00:01:37,520
‫دست پیدا کردیم.

35
00:01:42,280 --> 00:01:44,444
‫،خیلی هم عالی ، انگار نه انگار چند هفته رو

36
00:01:44,480 --> 00:01:46,085
‫توی توندراهای یخبندون سَر کردم و این چیزا.

37
00:01:46,120 --> 00:01:50,085
‫،نه ، نه ، فکر کنم بچه‌ها فقط

38
00:01:50,120 --> 00:01:52,324
‫،منتظر یه اما و اگر حتمی‌اَن

39
00:01:52,360 --> 00:01:54,324
‫که قراره بعدِ این سخنرانی‌ـت بگی.

40
00:01:54,360 --> 00:01:57,684
‫،نه ، کار تموم شده
‫«و به لطفِ «کیتلین...

41
00:01:57,720 --> 00:02:00,765
‫حتی یه راهی هم برای
‫،برای القاء برگ برنده‌ـمون داریم

42
00:02:00,800 --> 00:02:03,605
‫پس اما و اگری درکار نیست.

43
00:02:03,640 --> 00:02:05,205
‫«یقین دارم که قراره شاهدِ یه «اما و اگرِ
‫گُنده باشیم.

44
00:02:05,240 --> 00:02:08,324
‫اما نیاز داریم که دارو
‫رو روی یه فرا-انسان امتحان کنیم.

45
00:02:08,360 --> 00:02:09,724
‫بفرما ، دیدی گفتم.

46
00:02:09,760 --> 00:02:13,329
‫چیزی که ما نیاز داریم اینه که فرا-انسان‌هائی
‫،که «سیکادا» هدف می‌گیره رو نجات بدیم

47
00:02:13,400 --> 00:02:15,285
‫چون قرار نیست دست از کشتن
‫افرادِ بی‌گناه برداره.

48
00:02:15,320 --> 00:02:19,165
‫- این دارو خطرناکم هست؟
‫- ،خب ، یه سرم آزمایش نشده‌ـست

49
00:02:19,200 --> 00:02:20,810
‫،که بیولوژیِ سطح سلولی رو اصلاح می‌کنه

50
00:02:20,840 --> 00:02:23,000
‫،پس تا وقتی که روی کسی امتحانش نکنیم

51
00:02:23,040 --> 00:02:24,130
‫هیچ‌جوره نمی‌تونیم بفهمیم.

52
00:02:24,160 --> 00:02:25,805
‫،وقتی کارمونُ روی ساخت دارو شروع کردیم

53
00:02:25,840 --> 00:02:28,962
‫تصمیم گرفتیم که همیشه درصورت
‫تقاضای داوطلبین تزریق بشه ، نه به‌عنوان یه سلاح.

54
00:02:29,000 --> 00:02:30,806
‫پس تنها چیزی که نیاز داریم یه داوطلب ـه.

55
00:02:30,840 --> 00:02:32,924
‫خب ، اینم مسئله‌ی کاملاً پیچیده‌ایه ، نه؟

56
00:02:32,960 --> 00:02:35,165
‫یه داوطلبِ فرا-انسانی ، اونم وقتی که
‫،فرا-انسان‌های این شهر

57
00:02:35,200 --> 00:02:37,165
‫توسط ما فراری داده شدن
‫یا اینکه به‌دستِ «سیکادا» کشته شدن.

58
00:02:37,200 --> 00:02:39,764
‫،یا اینکه توی «آیرون‌هایتز» حبس شدن
‫پس...

59
00:02:39,800 --> 00:02:42,285
‫هیچ فَردی از این دسته‌هائی
‫که گفتی قرار نیست داوطلب بشه.

60
00:02:42,320 --> 00:02:44,564
‫نه ، این مجرم‌ها
‫قرار نیست قدرت‌هاشون رو...

61
00:02:44,600 --> 00:02:46,005
‫رها کنن ، گرچه...

62
00:02:46,040 --> 00:02:47,808
‫باید یکی یه‌جائی باشه که بخواد داوطلب بشه.

63
00:02:47,840 --> 00:02:50,882
‫درسته ، روی یه زمینِ دیگه.

64
00:02:50,920 --> 00:02:54,021
‫با «هری» تماس می‌گیرم ببینم کسی از زمین ۲ هست
‫که بخواد داوطلب بشه یا نه.

65
00:02:54,055 --> 00:02:54,566
‫باریکلا.

66
00:02:54,600 --> 00:02:56,924
‫این دقیقاً چیزی نبود که پیشنهاد می‌دادم.

67
00:02:56,960 --> 00:02:58,364
‫صبرکن ، نیازی نیست با «هری» تماس بگیری.

68
00:02:58,400 --> 00:02:59,925
‫چرا؟

69
00:02:59,960 --> 00:03:02,244
‫چون همین‌الأنم یه فرا-انسان
‫،از زمین ۲ اینجا هست

70
00:03:02,280 --> 00:03:05,686
‫یکی که شاید قدرت‌هاش رو نخواد...

71
00:03:05,720 --> 00:03:10,283
‫ولی ممکنه حرف زدن باهاش
‫خیلی سخت باشه.

72
00:03:10,320 --> 00:03:12,085
‫«کینگ شارک»...

73
00:03:12,120 --> 00:03:13,720
‫واقعاً فکر می‌کنید می‌تونید درمانش کنید؟

74
00:03:13,760 --> 00:03:14,969
‫دقیقاً.

75
00:03:15,000 --> 00:03:17,845
‫راستی «لایلا» ایشون...

76
00:03:17,880 --> 00:03:20,085
‫«دخترمه ، «نورا.

77
00:03:20,120 --> 00:03:22,124
‫- دخترت؟
‫- آره.

78
00:03:22,160 --> 00:03:24,445
‫- من از...
‫- از آینده اومدی ، به‌گمونم.

79
00:03:24,480 --> 00:03:25,763
‫عجیب‌ـه ، نه؟

80
00:03:25,800 --> 00:03:26,935
‫،نه عجیب‌تر از اینکه یه روز بیدار بشی

81
00:03:26,960 --> 00:03:31,120
‫و بفهمی که پسرت
‫قبلاً دختر بوده.

82
00:03:31,160 --> 00:03:32,845
‫خب ، حالا چرا «کینگ شارک»؟

83
00:03:32,880 --> 00:03:36,205
‫،میزانِ ماده‌ی تاریک در هر فرا-انسانی متغیر ـه

84
00:03:36,240 --> 00:03:39,525
‫«ولی میزانِ ماده‌ی تاریکِ «شی لمدون
‫،بالاترین میزانی‌ـه که تاحالا دیدیم

85
00:03:39,560 --> 00:03:42,869
‫پس به‌نظرمون اگر بتونیم تأثیراتِ
‫یک جهش سطح بالا مثل این رو برگردونیم...

86
00:03:42,904 --> 00:03:45,645
‫می‌تونید به تمام فرا-انسان‌ها کمک کنید.

87
00:03:45,680 --> 00:03:49,246
‫ببینید ، می‌دونیم «کینگ شارک» مکالماتِ
‫محدود شده‌ای داره

88
00:03:49,280 --> 00:03:52,924
‫ولی می‌خوایم بدونیم که می‌تونیم
‫شانس‌ـمون رو امتحان کنیم و باهاش حرف بزنیم؟

89
00:03:52,960 --> 00:03:54,765
‫،اگر بخوایم اینکارو بکنیم
‫به اجازه‌ی خودش نیاز داریم.

90
00:03:54,800 --> 00:03:56,444
‫«خب ، شانس بهتون رو کرده ، «سیسکو.

91
00:03:56,480 --> 00:03:58,936
‫این اواخر ، کاملاً پرحرف بوده.

92
00:04:02,560 --> 00:04:05,405
‫این عکسا رو ببین.

93
00:04:05,440 --> 00:04:08,444
‫چه بی‌دغدغه.

94
00:04:08,480 --> 00:04:11,525
‫چه خوشگل‌.

95
00:04:11,560 --> 00:04:15,045
‫- چه بی‌دغدغه.
‫- همینطوره ، مگه نه؟

96
00:04:15,080 --> 00:04:18,645
‫می‌دونید ، هیچوقت نفهمیدم
‫که چرا «والی» رفت اونجا.

97
00:04:18,680 --> 00:04:20,925
‫- حالا می‌فهمم.
‫- خب ، برام سؤال برانگیزه.

98
00:04:20,960 --> 00:04:23,407
‫یعنی ، داداش کوچولوم قراره اصلاً
‫از «تبّت» برگرده یا نه؟

99
00:04:23,440 --> 00:04:27,031
‫خب ، تنها چیزی که می‌تونم بگم
‫اینه که اون بیشتر از هر لحظه‌ی دیگه‌ای...

100
00:04:27,068 --> 00:04:29,803
‫در فراغت و آسایش ـه.

101
00:04:29,840 --> 00:04:32,165
‫و اگر به این معنا باشه
‫،که دلش می‌خواد از این

102
00:04:32,200 --> 00:04:35,045
‫،بلبَشو که در اصل «سنترال‌سیتی»ـه ، دور باشه

103
00:04:35,080 --> 00:04:37,165
‫پس میدونید چیه؟
‫بذارید راحت دور بمونه.

104
00:04:37,200 --> 00:04:38,685
‫آره.

105
00:04:38,720 --> 00:04:41,926
‫خب ، خوشحالم که برگشتی بابا.

106
00:04:41,960 --> 00:04:44,144
‫همه‌ـمون خوشحالیم که برگشتی.

107
00:04:44,182 --> 00:04:45,803


108
00:04:45,840 --> 00:04:48,420
‫«حتی سروان «سینگ
‫هم خوشحاله که برگشتی.

109
00:04:50,440 --> 00:04:51,684
‫خودم میرم سراغ‌ـش.

110
00:04:51,720 --> 00:04:53,764
‫نه ، نه ، نه ، نخیرم نمیری.

111
00:04:53,800 --> 00:04:54,886
‫نمیری.

112
00:04:54,920 --> 00:04:59,441
‫مدت زیادی وظیفه‌ی سَر زدن به بچه
‫«موقع گریه کردنش به‌عهده‌ی تو بود بوده «جو وست.

113
00:04:59,480 --> 00:05:00,926
‫خیلی خوشحالم که برگشتی.

114
00:05:00,960 --> 00:05:02,775
‫خیلی‌خب دیگه ، باشه.

115
00:05:04,560 --> 00:05:06,725
‫قراره راجع به مبلی
‫که خریدی حرف بزنیم یا نه؟

116
00:05:06,760 --> 00:05:08,965
‫بمونه واسه یه روز دیگه «جو» ، یه روز دیگه.

117
00:05:09,000 --> 00:05:10,404
‫خیلی گرون ـه.

118
00:05:10,440 --> 00:05:12,044
‫قشنگه ، گوش‌کن...

119
00:05:12,080 --> 00:05:14,164
‫«خب ، «سیسیل...

120
00:05:14,200 --> 00:05:16,605
‫منو در جریانِ اخبار گذاشت.

121
00:05:16,640 --> 00:05:18,770
‫سیکادا» ... حسابی سرتون شلوغ بوده».

122
00:05:20,840 --> 00:05:24,162
‫آره ، خب...

123
00:05:24,200 --> 00:05:27,805
‫می‌دونی ، تیم «فلش» یه راهی
‫برای شکست ‌دادنش پیدا می‌کنن.

124
00:05:27,840 --> 00:05:31,605
‫ولی «جونزی» درست بیخ گوش‌ـمون
‫،داشت کمک‌ـش می‌کرد

125
00:05:31,640 --> 00:05:33,805
‫،و این منو به فکر فرو برد

126
00:05:33,840 --> 00:05:37,164
‫،که «سیکادا» به‌مدت طولانی از ترس بازداشت فرار کرده

127
00:05:37,200 --> 00:05:39,805
‫،که به‌نظرم

128
00:05:39,840 --> 00:05:42,054
‫هنوزم داره از یکی کمک می‌گیره.

129
00:05:45,280 --> 00:05:46,925
‫قهوه‌ی بیشتری می‌خوام.

130
00:05:46,960 --> 00:05:48,524
‫میرم یکم قهوه درست کنم.

131
00:05:48,560 --> 00:05:51,547
‫آره ، برات یه فنجون قهوه‌ی گرم میارم.

132
00:05:54,040 --> 00:05:56,525
‫معمولاً کمک خارج از سازمان نمی‌گیریم
‫ولی اطلاعاتی به‌گوشمون رسید...

133
00:05:56,560 --> 00:05:58,964
‫که خِبره‌ترین آبزی‌شناس
‫،کشور داشته روی مضامینی

134
00:05:59,000 --> 00:06:01,005
‫درست مثل قضیه‌ی «کینگ شارک» تحقیق می‌کرده.

135
00:06:01,040 --> 00:06:03,404
‫راستش ، فکر کنم شاید تو بشناسیش.

136
00:06:03,440 --> 00:06:05,404
‫دکتر «لمدن»؟

137
00:06:05,440 --> 00:06:07,005
‫حالا برای آرگوس کار می‌کنی؟

138
00:06:07,040 --> 00:06:09,239
‫،نمی‌تونستم درخواستشون رو رد کنم
‫و خواهشاً منو «تانیا» صدا کنید.

139
00:06:09,280 --> 00:06:10,770
‫لابراتوارهای «ناتیلوس» چی‌شد؟

140
00:06:10,800 --> 00:06:13,285
‫رئیس «مایکلز» بهم فرصتی
‫،رو پیشنهاد داد تا رویِ

141
00:06:13,320 --> 00:06:15,845
‫،یک «شی لمدن» دیگه کار کنم
‫،یکی که آلوده به همون

142
00:06:15,880 --> 00:06:18,045
‫،ناهنجاریِ ماده‌ی تاریک مثل شوهر سابقم ـه

143
00:06:18,080 --> 00:06:20,604
‫«فقط اینکه ساختار جسمی این یکی «شی
‫داشت باعثِ...

144
00:06:20,640 --> 00:06:23,006
‫تغییر ماهیتِ مسیرهای عصبی‌ـش می‌شد.

145
00:06:23,040 --> 00:06:25,084
‫درواقع دارم یادش میدم که چطور
‫ارتباط برقرار کنیم.

146
00:06:25,120 --> 00:06:27,525
‫داری میگی که مغزش
‫داره بیشتر شکل کوسه‌مانند به خودش می‌گیره؟

147
00:06:27,560 --> 00:06:30,005
‫داشت می‌گرفت ، ولی الأن دیگه نه.

148
00:06:30,040 --> 00:06:31,888
‫من جلویِ تغییر ماهیت
‫،مغز «کینگ شارک» رو

149
00:06:31,920 --> 00:06:33,764
‫،با به‌کار گیریِ یه پیوندگاهِ مغزی

150
00:06:33,800 --> 00:06:35,846
‫که خروجی‌های دستگاه عصبی‌ـش
‫رو تحریک می‌کنه گرفتم.

151
00:06:35,880 --> 00:06:37,881
‫اسمشو گذاشتم سربَند ناقل افکار.

152
00:06:37,920 --> 00:06:40,239
‫یه‌جورائی مثل همون ورژنِ دوم
‫خنثی‌گر امواج مغزی‌ایه که ساختیم.

153
00:06:40,280 --> 00:06:41,333
‫هوشمندانه‌ـست.

154
00:06:41,360 --> 00:06:44,485
‫،همسرم ، یعنی «شی لمدنِ» زمین یک

155
00:06:44,520 --> 00:06:46,049
‫مرد فوق‌العاده‌ای بود.

156
00:06:46,080 --> 00:06:49,483
‫«حالا ، فرصتش رو دارم تا به «شی لمدنِ
‫یک زمین دیگه با پس دادنِ...

157
00:06:49,520 --> 00:06:52,444
‫ذهن انسانی‌ـش بهش کمک‌ـش کنم.

158
00:06:52,480 --> 00:06:54,405
‫،«و از جهتی که وضعیتِ فعلی «شی

159
00:06:54,440 --> 00:06:57,124
‫،مستلزم اینه که بیشتر توی آب باشه

160
00:06:57,160 --> 00:07:01,283
‫این هدست‌ها بهم اجازه میدن تا صداش
‫رو زیر آب بشنوم و اونم صدامو بشنوه.

161
00:07:01,320 --> 00:07:03,483
‫سربَند ناقل افکار به «تانیا» اجازه میده
‫،«تا با «کینگ شارک

162
00:07:03,520 --> 00:07:06,405
‫ارتباطِ کامل برقرار کنه و رفتارِ
‫خشونت‌آمیزش رو تحت کنترل در بیاره.

163
00:07:06,440 --> 00:07:08,644
‫می‌تونیم از سربند استفاده کنیم تا باهاش حرف بزنیم؟

164
00:07:08,680 --> 00:07:12,004
‫آره ، ولی چرا؟

165
00:07:12,040 --> 00:07:13,634
‫فکر می‌کنیم بتونیم دوباره انسان‌ـش کنیم.

166
00:07:15,360 --> 00:07:17,562
‫،حاصل کار زیادی بوده
‫،ولی فکر می‌کنیم یه راهی برای

167
00:07:17,600 --> 00:07:21,128
‫،تبدیلِ سلول‌های مملوء از ماده‌ی تاریک
‫به حالت غیر فرا-انسانی‌ـشون پیدا کردیم.

168
00:07:21,200 --> 00:07:23,325
‫،حالا ، تنها کار اینه که امتحانش کنیم

169
00:07:23,360 --> 00:07:25,845
‫پس اومدیم دنبالِ یه داوطلب بگردیم.

170
00:07:25,880 --> 00:07:28,045
‫واقعاً ممکنه جواب بده؟

171
00:07:28,080 --> 00:07:29,748
‫خب حالا می‌تونیم ازش بپرسیم؟

172
00:07:40,240 --> 00:07:44,205
‫شی» ، یه تیم از «استارلبز» اینجاست».

173
00:07:44,240 --> 00:07:46,645
‫،یه چیزی دارن که شاید خواهانش باشی

174
00:07:46,680 --> 00:07:50,725
‫یه داروی علاج فرا-انسانی برای وضعیت‌ـت.

175
00:07:50,760 --> 00:07:53,324
‫،باور کن ، تحلیل‌های مقدماتی‌ـشون

176
00:07:53,360 --> 00:07:55,804
‫،روی وارونه‌سازیِ تغییر شکل ژن فرا-انسانی

177
00:07:55,840 --> 00:07:58,845
‫ثابت می‌کنه ، شانسِ بالقوه‌ای
‫،هست که ممکنه جواب بده

178
00:07:58,880 --> 00:08:01,225
‫مخصوصاً از نظر آبزی‌شناسی.

179
00:08:02,960 --> 00:08:05,405
‫،نه ، خودنمائی که نمی‌کنم

180
00:08:05,440 --> 00:08:07,684
‫تحقیقاتِ اون‌هاست.

181
00:08:07,720 --> 00:08:10,565
‫شی» شوخ طبعیِ بی‌نظیری داره».

182
00:08:10,600 --> 00:08:15,485
‫خب ، قراره «کینگ‌شارک» صداش کنیم یا «شی»؟

183
00:08:15,520 --> 00:08:19,044
‫آره ، هنوز صداتو دارم.

184
00:08:19,080 --> 00:08:21,485
‫موافقم.

185
00:08:21,520 --> 00:08:23,151
‫خیلی‌خب.

186
00:08:38,840 --> 00:08:42,805
‫فکر می‌کنی این دارو می‌تونه کمک کنه؟

187
00:08:42,840 --> 00:08:45,405
‫آره.

188
00:08:45,440 --> 00:08:47,912
‫از کجا شروع کنیم؟

189
00:08:54,800 --> 00:08:56,172
‫مأمور «مایکلز» صحبت می‌کنه.

190
00:08:56,200 --> 00:08:58,656
‫همین‌الأن به تمام مأمورینِ
‫دردسترس در آکواریوم نیاز دارم!

191
00:09:01,400 --> 00:09:03,703
‫- بابا؟
‫- حالم خوبه.

192
00:09:11,240 --> 00:09:13,885
‫پس این عکس‌العمل‌ـش واسه چی بود؟
‫فکر می‌کردم تحت کنترل بوده.

193
00:09:13,920 --> 00:09:14,973
‫نمی‌دونم.

194
00:09:15,000 --> 00:09:17,199
‫چیزی شبیه این به‌هیچ وجه
‫قبلاً اتفاق نیفتاده بود.

195
00:09:17,240 --> 00:09:19,524
‫شاید تغییر ماهیتِ عصبی‌ـش
‫،بالأخره به حدی رسیده

196
00:09:19,560 --> 00:09:21,805
‫که سربند دیگه نمی‌تونه
‫اثری روش بذاره.

197
00:09:21,840 --> 00:09:23,364
‫ممکنه «شی» برای همیشه
‫از دست رفته باشه.

198
00:09:23,400 --> 00:09:24,964
‫نه ، نه ، نه ، فعلاً اینو نمی‌دونیم.

199
00:09:25,000 --> 00:09:26,806
‫چطوره با ما به «استارلبز» بیای.

200
00:09:26,840 --> 00:09:29,444
‫می‌تونیم از ورژن ۲ خنثی‌گر امواج مغزی
‫برای بالا بردن کارائی سربند استفاده کنیم.

201
00:09:29,480 --> 00:09:33,125
‫باید قبل از اینکه «کینگ شارک» به کسی
‫آسیب بزنه پیداش کنیم.

202
00:09:33,160 --> 00:09:35,565
‫پروتکل‌های پیشتیبانِ آرگوس
‫فعال شدند...

203
00:09:35,600 --> 00:09:37,164
‫ولی «کینگ شارک» ممکنه هرجائی باشه.

204
00:09:37,200 --> 00:09:41,162
‫،روندِ کارائی ماهواره‌ی «استارلبز» رو تغییر میدیم
‫تا توی مدار با «آرگوس» به‌کار بیفته.

205
00:09:42,000 --> 00:09:45,006
‫چی ذهنتُ مشغول کرده؟

206
00:09:45,040 --> 00:09:47,959
‫فقط برام سؤاله که باید توی نحوه‌ی گرفتنش
‫تجدیدِ نظر کنیم یا نه.

207
00:09:48,520 --> 00:09:51,362
‫بس‌کن ، کم چاخان بگو.

208
00:09:51,400 --> 00:09:53,126
‫چاخان نیست جونِ تو.

209
00:09:53,160 --> 00:09:57,765
‫،ببین ، لَبام بی‌حس شدن
‫و بعدش اونقدر بَدجور باد کردن...

210
00:09:57,800 --> 00:10:00,807
‫که انگار جراحی پلاستیک کرده بودم.

211
00:10:00,840 --> 00:10:02,760
‫- والی» چی‌کار کرد؟»
‫- معلومه دیگه ، زد زیر خنده.

212
00:10:02,800 --> 00:10:04,448
‫حتی بچه هم خندید.

213
00:10:04,480 --> 00:10:08,563
‫اقلاً حالا می‌دونم که به فلفل سیشوانی
‫حساسیت دارم.

214
00:10:08,600 --> 00:10:12,525
‫بابا ، اشکالی نداره که در واقع
‫امروز اینجا کار کنم؟

215
00:10:12,560 --> 00:10:14,607
‫شاید یه وقتی بهمون بده که گپ بزنیم.

216
00:10:14,640 --> 00:10:18,043
‫خب ، خودت می‌دونی
‫هرگز دستِ رد به چنین چیزی نمیزنم ، پس...

217
00:10:18,080 --> 00:10:22,124
‫،ولی «سیسیل» بهم گفت که تو

218
00:10:22,160 --> 00:10:24,845
‫یه دفتر جدیدِ شیک و پیک داری؟

219
00:10:24,880 --> 00:10:27,124
‫آره ، آره فقط می‌دونی
‫،لوله کشیِ اونجا

220
00:10:27,160 --> 00:10:28,965
‫،واقعاً افتضاح‌ـه و من نمی‌تونم جلوی

221
00:10:29,000 --> 00:10:30,295
‫چکه کردن آب روی لپ‌تاپم رو بگیرم ، خب؟

222
00:10:30,320 --> 00:10:33,558
‫خب ، اون بابائی که حموم مهمون‌ـمون
‫رو بزرگ‌تر کرد...

223
00:10:33,600 --> 00:10:35,805
‫،واقعاً کارش درست بود
‫،و دستمزدشم به صرفه‌ـست

224
00:10:35,840 --> 00:10:38,685
‫- بذار شمارش رو بهت بدم.
‫- نه ، بابا ، واقعاً مشکلی نیست.

225
00:10:38,720 --> 00:10:40,725
‫آیریس» اگر سریعاً»
‫ترتیبِ این کارو ندی...

226
00:10:40,760 --> 00:10:42,124
‫ممکنه آب اونجا جمع بشه.

227
00:10:42,160 --> 00:10:44,565
‫بیا ، بذار فقط برات بفرستمش.

228
00:10:44,600 --> 00:10:46,124
‫خیلی‌خب ، باشه ، باشه.

229
00:10:46,160 --> 00:10:49,005
‫راستش ، می‌دونی چیه؟
‫این فکر فوق‌العاده‌ایه...

230
00:10:49,040 --> 00:10:50,524
‫چطوره برام بفرستیش
‫،منم یه سر برم اونجا

231
00:10:50,560 --> 00:10:52,885
‫و ببینیم چی‌کار می‌تونم بکنم.

232
00:10:52,920 --> 00:10:54,244
‫- ممنون ، بابا.
‫- خیلی‌خب.

233
00:10:54,280 --> 00:10:55,884
‫دوست‌ـت دارم.

234
00:10:55,920 --> 00:10:58,765
‫من بیشتر.

235
00:10:58,800 --> 00:11:01,645
‫،خب ، اگر بخوایم توانائی‌های سربند رو افزایش بدیم

236
00:11:01,680 --> 00:11:04,165
‫باید کاری کنیم که با ورژن دومِ
‫خنثی‌گر امواج مغزی مکالمه کنه.

237
00:11:04,200 --> 00:11:06,245
‫اگه یه کدِ لگاریتمی بسازیم چی؟

238
00:11:06,280 --> 00:11:08,889
‫،دقیقاً ، می‌بینی ، بخاطر همینه که ما

239
00:11:08,920 --> 00:11:11,720
‫به پژوهشگرهای بیشتری در تیم نیاز داریم.

240
00:11:11,760 --> 00:11:13,404
‫شی» همیشه‌ی خدا اینو بهم میگه».

241
00:11:13,440 --> 00:11:15,685
‫خب ، داداشمون حتماً
‫یه‌چیزی می‌دونه که اینو میگه.

242
00:11:15,720 --> 00:11:20,378
‫،خیلی‌خب ، چطوره تو از میزکار من استفاده کنی
‫منم اینو ردیف کنم.

243
00:11:22,600 --> 00:11:25,202
‫- شگفت‌انگیزه ، نه؟
‫- آره ، باید باشه.

244
00:11:25,240 --> 00:11:26,571
‫،ادغامی از تکنولوژی

245
00:11:26,600 --> 00:11:28,237
‫و ضمیر خودآگاه انسان ـه.

246
00:11:28,280 --> 00:11:30,084
‫و البته کوسه ، ولی خب نه.

247
00:11:30,120 --> 00:11:33,125
‫منظور من رابطه‌ی تو
‫با «شی لمدن»ـه.

248
00:11:33,160 --> 00:11:35,394
‫منظورت از «رابطه» چی‌ـه؟

249
00:11:37,120 --> 00:11:41,163
‫طوری که وقتی ازش صحبت می‌کنی
‫آروم می‌شی...

250
00:11:41,200 --> 00:11:42,531
‫و طوری که تُن صدات احساسی‌تر می‌شه...

251
00:11:42,560 --> 00:11:46,121
‫نشون دهنده‌ی دوستی نزدیک ـه...

252
00:11:46,160 --> 00:11:48,844
‫یا چیزی بیشتر از اون.

253
00:11:48,880 --> 00:11:51,684
‫،جفت‌ـمون زیست‌شناس‌های دریائی هستیم
‫بخاطر همین خیلی چیزهامون مشترک ـه.

254
00:11:51,720 --> 00:11:55,525
‫به‌گمونم می‌شه گفت
‫که خیلی نزدیک هم بزرگ شدیم.

255
00:11:55,560 --> 00:11:57,205
‫ولی اون فقط بیمارم ـه.

256
00:11:57,240 --> 00:11:58,684
‫البته.

257
00:11:58,720 --> 00:12:02,045
‫اینجا رو داشته باشید ، ترکوندیم!

258
00:12:02,080 --> 00:12:04,685
‫واقعاً دارن مکالمه می‌کنن ، می‌بینی؟

259
00:12:04,720 --> 00:12:07,085
‫می‌دونستم این دوتا فسقلی
‫کاری می‌کنن که جواب بده.

260
00:12:07,120 --> 00:12:09,042
‫اون‌ها فقط باهم همگام نشدن...

261
00:12:09,080 --> 00:12:11,526
‫ورژنِ ۲ خنثی‌گر امواج مغزی
‫،مثل یه آنتن عمل می‌کنه

262
00:12:11,560 --> 00:12:13,845
‫،که سیگنال ذهنی سربند رو

263
00:12:13,880 --> 00:12:16,284
‫فراتر از هرچیزی که تصورش
‫رو می‌کردم گسترش میده.

264
00:12:16,320 --> 00:12:18,565
‫،خوشحالی خوره‌های تکنولوژی به‌گوشمون رسید
‫اوضاع اینجا درچه حاله؟

265
00:12:18,600 --> 00:12:20,485
‫فقط لازمه که سربند
‫،رو با هدست‌ـم هماهنگ کنم

266
00:12:20,520 --> 00:12:23,124
‫- بعدشم می‌تونیم شروع کنیم.
‫- ،هدست‌ـت رو توی سالن اصلی گذاشتم

267
00:12:23,160 --> 00:12:26,124
‫،توی اتاق کنترل اصلی
‫کنار مانیتور ، سمت چپ.

268
00:12:26,160 --> 00:12:27,765
‫می‌دونی چیه؟

269
00:12:27,800 --> 00:12:30,124
‫باهام بیا ، خودم نشونت میدم.

270
00:12:30,160 --> 00:12:32,845
‫- «کارت عالی بود «سیسکو.
‫- ،خب ، یه اِکیپ درگیرش شد تا جواب داد

271
00:12:32,880 --> 00:12:36,276
‫،ولی هر اِکیپی نیاز به یه نابغه داره
‫که بنده باشم ، پس ممنون.

272
00:12:36,280 --> 00:12:38,563
‫حالا فقط باید «کینگ‌شارک» رو پیدا کنیم
‫و متقاعدش کنیم.

273
00:12:38,600 --> 00:12:41,278
‫«چطوره تزریق‌گرِ دارو رو بدیم به «کیتلین

274
00:12:41,320 --> 00:12:42,454
‫که مطمئن بشیم برای تزریق مشکلی نداره.

275
00:12:42,480 --> 00:12:45,445
‫حواست کجاست؟
‫اول باید باهاش حرف بزنیم.

276
00:12:45,480 --> 00:12:47,605
‫درسته.

277
00:12:47,640 --> 00:12:49,875
‫،یه نشونه از «کینگ شارک» پیدا کردیم
‫توی اسکله‌ـست.

278
00:13:04,000 --> 00:13:05,725
‫کیتلین» ، مطمئنی اینجاست؟»

279
00:13:05,760 --> 00:13:08,605
‫اونجاست دیگه.

280
00:13:08,640 --> 00:13:11,122
‫یه راست داره میاد سمت‌ـتون.

281
00:13:14,040 --> 00:13:16,164
‫نورا» ، نوبت توئه».

282
00:13:16,200 --> 00:13:17,604
‫اومدم.

283
00:13:17,640 --> 00:13:19,524
‫خیلی‌خب ، دستگاه‌ها هماهنگ شدن.

284
00:13:19,560 --> 00:13:22,164
‫«شی»؟ منم «تانیا».

285
00:13:22,200 --> 00:13:24,565
‫این آدما اومدن که فقط کمک‌ـت کنن.

286
00:13:24,600 --> 00:13:26,285
‫لطفاً بهشون گوش کن.

287
00:13:26,320 --> 00:13:28,501
‫چیزی نیست.

288
00:13:30,520 --> 00:13:32,124
‫فکر کنم داره جواب میده.

289
00:13:32,160 --> 00:13:35,044
‫به‌گمونم حق با توئه.

290
00:13:35,080 --> 00:13:37,807
‫بذار ازش بپرسیم...

291
00:13:37,840 --> 00:13:41,002
‫شی» بس‌کن! خواهش می‌کنم».

292
00:13:41,040 --> 00:13:43,257
‫خواهش می‌کنم. نمی‌دونم چِش شده.

293
00:13:47,400 --> 00:13:50,057
‫بری»؟»

294
00:14:15,080 --> 00:14:18,219
‫بچه‌ها چی‌شده؟ «شی» کجا رفت؟

295
00:14:26,840 --> 00:14:28,765
‫شی»؟»

296
00:14:28,800 --> 00:14:31,805
‫چی‌شده؟

297
00:14:31,840 --> 00:14:33,045
‫جریان چی‌ـه؟

298
00:14:33,080 --> 00:14:35,514
‫شی» روبه‌راهه؟»

299
00:14:35,560 --> 00:14:37,897
‫آره ، دوباره انسان شده.

300
00:14:51,280 --> 00:14:53,414
‫من کجائم؟ شما کی هستید؟

301
00:14:53,440 --> 00:14:54,573
‫نه ، بس‌کنید!

302
00:14:54,600 --> 00:14:56,599
‫- دستتونُ بکشید!
‫- چیزی نیست.

303
00:14:56,600 --> 00:14:59,295
‫اونا دوستن.

304
00:15:01,760 --> 00:15:02,973
‫«تانیا».

305
00:15:03,000 --> 00:15:05,071
‫آره ... خودمم.

306
00:15:07,800 --> 00:15:11,165
‫من... خودم شدم؟

307
00:15:11,200 --> 00:15:13,287
‫چطوری؟

308
00:15:13,320 --> 00:15:15,202
‫،از طریق چیزی که ما بهش میگیم دارو

309
00:15:15,240 --> 00:15:18,525
‫یه سرم‌ـه که ماده‌ی تاریکِ
‫فرا-انسان‌ها رو خنثی می‌کنه.

310
00:15:18,560 --> 00:15:20,125
‫تو اولین فردی هستی که بهش تزریق شد.

311
00:15:20,160 --> 00:15:22,964
‫خب ، فقط اینکه به‌خواستِ خودت نبود.

312
00:15:23,000 --> 00:15:26,325
‫خب ما ... بهت تزریقش کردیم.

313
00:15:26,360 --> 00:15:28,394
‫سَرم هنوزم داره گیج میره.

314
00:15:30,600 --> 00:15:32,764
‫دارید می‌گید که من دوباره انسان شدم؟

315
00:15:32,800 --> 00:15:34,725
‫برای همیشه؟

316
00:15:34,760 --> 00:15:36,685
‫تقریباً.

317
00:15:36,720 --> 00:15:39,845
‫ما داروئی ساختیم که تا روی
‫بخش انسانی یک فرا-انسان کار کنه.

318
00:15:39,880 --> 00:15:43,924
‫بخش حیوانیِ مغزت
‫یه‌خورده با این مقابله کرد.

319
00:15:43,960 --> 00:15:46,844
‫هنوزم یکم ماده‌ی تاریک
‫توی غده‌ی هیپوفیزت هست.

320
00:15:46,880 --> 00:15:49,284
‫ولی با این اطلاعات جدید
‫،قادر به این خواهیم بود

321
00:15:49,320 --> 00:15:52,885
‫که میزانِ دارو رو کنترل کنیم
‫و با دوزِ بعدی باید این حالت‌ـت دائمی بشه.

322
00:15:52,920 --> 00:15:55,205
‫،«جنابِ «لمدن
‫باید خودم رو معرفی کنم.

323
00:15:55,240 --> 00:15:57,165
‫،شرلاک ولز» هستم»
‫احتمالاً اسمم به گوشت خورده.

324
00:15:57,200 --> 00:16:00,205
‫،من یه سؤال دارم
‫که داشتم درموردش با خودم بگو مگو می‌کردم.

325
00:16:00,240 --> 00:16:04,284
‫چه چیزی «کینگ شارک» رو هدایت می‌کنه؟

326
00:16:04,320 --> 00:16:08,764
‫کوسه‌ـست یا انسان؟

327
00:16:11,440 --> 00:16:16,608
‫،اگر سؤال‌ـتون اینه که باید مسئولِ اقدامات‌ـم می‌بودم یا نه
‫،جواب‌ـم ساده‌ـست

328
00:16:16,680 --> 00:16:18,418
‫بله ، باید می‌بودم.

329
00:16:22,000 --> 00:16:24,490
‫،یادم نمیاد به چند نفر

330
00:16:24,525 --> 00:16:28,245
‫یا به کی صدمه زدم. ولی این بهونه نمی‌شه.

331
00:16:28,280 --> 00:16:29,765
‫چی رو به‌یاد میاری؟

332
00:16:29,800 --> 00:16:32,925
‫تیکه‌های جزئی ، نگاه‌های گذرا.

333
00:16:32,960 --> 00:16:34,964
‫یه روزی دانشمند بودم.
‫،بعدش دیدم که توی اون جسم

334
00:16:35,000 --> 00:16:37,205
‫،گیر افتادم و همه‌چیز تشدید پیدا کرده بودن

335
00:16:37,240 --> 00:16:39,565
‫انگار که به احساساتم استروئید تزریق کرده بودن.

336
00:16:39,600 --> 00:16:43,605
‫،و اون خشم ... خیلی خشمگین بودم

337
00:16:43,640 --> 00:16:45,326
‫منطقیه ، بادامه‌ی یک کوسه
‫،درصورتی که حس کنه تحت حمله‌ـست

338
00:16:45,360 --> 00:16:47,564
‫باعثِ بروز واکنش احساسی
‫شدیدی از خودش می‌شه.

339
00:16:47,600 --> 00:16:50,285
‫شاید بخاطر همین بوده که امروز فرار کردی.

340
00:16:50,320 --> 00:16:51,964
‫وحشت کرده بودی.

341
00:16:52,000 --> 00:16:55,165
‫نمی‌دونم ، امروز حس متفاوتی داشت.

342
00:16:55,200 --> 00:16:58,405
‫دیگه چیز بیشتری ، قبل از اینکه
‫،از سربندِ «تانیا» استفاده کنم یادم نمیاد

343
00:16:58,440 --> 00:16:59,805
‫،ولی از اون موقع

344
00:16:59,840 --> 00:17:02,645
‫حافظه و ذهنم خیلی
‫واضح‌تر به یاد میاره.

345
00:17:02,680 --> 00:17:06,118
‫خصوصاً اون محبتی که در حقم
‫کردی رو یادم میاد.

346
00:17:14,200 --> 00:17:15,530
‫چی...

347
00:17:18,040 --> 00:17:21,520
‫چی‌شد یه دفعه؟

348
00:17:21,560 --> 00:17:23,685
‫ماده‌ی تاریکِ موجود توی ساختار جسمی‌ـش
‫(داره تکثیر می‌شه (همانندسازی می‌کنه.

349
00:17:23,720 --> 00:17:26,639
‫تانیا» ، متأسفم».

350
00:17:38,520 --> 00:17:41,401
‫،شی» شرمنده ، ولی تا اتمام این قضیه»

351
00:17:41,440 --> 00:17:44,043
‫نمی‌تونیم بذاریم از «استارلبز» خارج بشی.

352
00:17:48,120 --> 00:17:49,686
‫به‌محض اینکه دارو برای تزریق دوباره

353
00:17:49,720 --> 00:17:51,084
‫آماده بود ، باهام تماس بگیر.

354
00:17:51,120 --> 00:17:53,744
‫باید بفهمیم که جواب میده یا نه.

355
00:17:56,440 --> 00:17:57,963
‫- بری»؟»
‫- بله؟

356
00:17:58,000 --> 00:17:59,454
‫،وقتی که گفتی ازم می‌خوای باهات تماس بگیرم

357
00:17:59,520 --> 00:18:01,403
‫،برای این بود که بتونیم از «شی» بپرسیم

358
00:18:01,440 --> 00:18:02,919
‫می‌خواد دارو بهش تزریق بشه یا نه ، درسته؟

359
00:18:02,960 --> 00:18:04,601
‫- «کیتلین»...
‫- ،چون می‌دونی

360
00:18:04,640 --> 00:18:06,928
‫توی میدونِ نبرد ، حقیقتاً زیاد
‫بهش حق انتخابی ندادی.

361
00:18:06,960 --> 00:18:09,846
‫،«ولی یه‌جورائی سخت بود که وقتی «کینگ شارک
‫دید می‌خوای یه‌کارائی بکنی دست به‌این‌کار می‌زدم.

362
00:18:09,880 --> 00:18:12,069
‫،ما یه راهِ برقراری ارتباط باهاش داشتیم

363
00:18:12,120 --> 00:18:14,557
‫و تو حتی خودتو برای امتحان کردنش به‌زحمت ننداختی.
‫با اینکه می‌تونستیم دوباره امتحان کنیم.

364
00:18:14,560 --> 00:18:17,125
‫،من نجات‌ـت دادم ، رفیق
‫ازم می‌خواستی چی‌کار کنم؟

365
00:18:17,160 --> 00:18:18,684
‫- جونتو به خطر بندازم؟
‫- موضوع این نیست.

366
00:18:18,720 --> 00:18:20,244
‫باید باشه ، چون یه تیم‌ـیم.

367
00:18:20,280 --> 00:18:21,491
‫باید هوای همدیگه رو داشته باشیم.

368
00:18:21,520 --> 00:18:23,400
‫،و به‌عنوان یه تیم موافقت کردیم

369
00:18:23,440 --> 00:18:25,125
‫،تا منتظر تأییدِ اون باشیم
‫ولی تو حتی منتظر نموندی.

370
00:18:25,160 --> 00:18:26,204
‫و ببین حالا چی‌شده.

371
00:18:26,240 --> 00:18:30,208
‫،تو زنده‌ای
‫،و بنظر شی از انسان بودن خوشش میاد

372
00:18:30,246 --> 00:18:33,354
‫پس این یه بُرد واسه دو طرف محسوب میشه

373
00:18:33,440 --> 00:18:35,799
‫این کاریه که فکر میکنی یه قهرمان انجام میده؟

374
00:18:35,800 --> 00:18:39,079
‫مجبور کردن بقیه برای انجام کاری که میخواد؟

375
00:18:39,080 --> 00:18:42,639
‫اون می‌خواست بخورتت، سیسکو

376
00:18:42,640 --> 00:18:44,279
‫من باید چیکار میکردم؟

377
00:18:44,280 --> 00:18:48,479
‫ما توافق کردیم که اون دارو
‫هیچوقت به عنوان یه سلاح استفاده نشه

378
00:18:48,480 --> 00:18:50,799
‫یچیزی بهم بگو

379
00:18:50,800 --> 00:18:53,002
‫،تو اونجا تصمیمت رو در لحظه عوض کردی

380
00:18:54,240 --> 00:18:57,352
‫یا این همیشه قسمتی از نقشه بوده؟

381
00:19:04,158 --> 00:19:06,005


382
00:19:13,120 --> 00:19:14,261
‫بابا؟

383
00:19:14,320 --> 00:19:17,278
‫من رفتم دفترت...

384
00:19:17,280 --> 00:19:20,319
‫تا باهات صحبت کنم

385
00:19:20,320 --> 00:19:21,879
‫،بابا، ببین
‫من...

386
00:19:21,880 --> 00:19:23,700
‫،نگو
‫چیزی نگو

387
00:19:23,880 --> 00:19:27,831
‫من راجع به این حلقه‌ی زمانی احمقانه
‫که همه ـتون توش گیر افتادید شنیدم

388
00:19:28,920 --> 00:19:31,719
‫سیسکو و نورا بهم گفتن

389
00:19:31,720 --> 00:19:33,439
‫که تو هر نسخه‌ش چه اتفاقی افتاد

390
00:19:33,440 --> 00:19:36,158
‫،و با وجود اینکه هیچکدومشون رو یادم نمیاد

391
00:19:36,160 --> 00:19:38,399
‫دونستن اینکه چه اتفاقی افتاده...

392
00:19:38,400 --> 00:19:40,559
‫تو نترسیده بودی؟

393
00:19:40,560 --> 00:19:42,426
‫نمیدونم

394
00:19:42,440 --> 00:19:44,159
‫،منظورم اینه که
‫من رفتم خونه‌ی سیکادا

395
00:19:44,160 --> 00:19:46,919
‫بابا، من باهاش مقابله کردم

396
00:19:46,920 --> 00:19:50,399
‫و با وجود اینکه خیلی ترسناک بود، منظورم اینه که

397
00:19:50,400 --> 00:19:52,359
‫حداقل تونستم نسبت بهش واکنش نشون بدم، میدونی؟

398
00:19:52,360 --> 00:19:54,799
‫،ولی حالا که میدونه من کی ـم
‫،که خانوادم کیه

399
00:19:54,800 --> 00:19:56,673
‫یعنی ، می‌تونه هر لحظه پیداش بشه

400
00:19:57,440 --> 00:19:59,199
‫من فقط، من...

401
00:19:59,200 --> 00:20:01,359
‫- احساس...
‫- ناتوانی میکنی

402
00:20:01,360 --> 00:20:04,199
‫آره، من فقط...

403
00:20:04,200 --> 00:20:08,158
‫،نمیدونم
‫نمیتونم برگردم اونجا

404
00:20:08,160 --> 00:20:11,079
‫باشه، بلند شو

405
00:20:11,080 --> 00:20:12,597
‫بابا، بهت که گفتم...

406
00:20:12,600 --> 00:20:14,478
‫،نمیخوام برگردم اونجا
‫میدونی؟

407
00:20:14,480 --> 00:20:16,512
‫من نمیبرمت اونجا

408
00:20:16,760 --> 00:20:18,078
‫پس کجا میریم؟

409
00:20:18,080 --> 00:20:20,199
‫یجایی که بتونم بهت نشون بدم

410
00:20:20,200 --> 00:20:22,788
‫چقدر قدرتمندی

411
00:20:23,600 --> 00:20:26,885
‫،وسایلت رو جمع کن
‫یالا

412
00:20:32,600 --> 00:20:34,719
‫باید صحبت کنیم

413
00:20:34,720 --> 00:20:36,079
‫نمیدونی موقع کار کردن بقیه

414
00:20:36,080 --> 00:20:37,559
‫نباید مزاحمشون بشی؟

415
00:20:37,560 --> 00:20:39,918
‫دارم سعی میکنم مثل اُلیور کوئین باشم

416
00:20:39,920 --> 00:20:42,159
‫من یه چندتا آزمایش دیگه رو شی انجام دادم

417
00:20:42,160 --> 00:20:44,230
‫دلیل اینکه اون امروز صبح یادش نمیاد
‫چه اتفاقی افتاده

418
00:20:44,231 --> 00:20:45,959
‫بخاطر اینه که یه موج قوی ذهنی تو

419
00:20:45,960 --> 00:20:48,439
‫لب قدامی مغزش ایجاد شده

420
00:20:48,440 --> 00:20:50,718
‫این همون بازخوردی ـه که ما همه شنیدیم

421
00:20:50,720 --> 00:20:53,559
‫پس بخاطر همین همینجوری قاطی کرد

422
00:20:53,560 --> 00:20:55,120
‫انگاری که فیلم
‫بوده؟"Jaws: The Revenge"

423
00:20:55,120 --> 00:20:57,239
‫یه لب قدامی مغزی که دچار تراضی شده نتیجه‌ش میتونه

424
00:20:57,240 --> 00:21:01,198
‫عدم کنترل روی تصمیم گیری و احساسات باشه

425
00:21:01,200 --> 00:21:04,559
‫پس فکر میکنی که اون سربند اینکارو کرده؟

426
00:21:04,560 --> 00:21:07,159
‫،نه مشکل همینه
‫اون سربند هیچ مشکلی نداره

427
00:21:07,160 --> 00:21:08,759
‫جوری که پی فرارسان ها تو این دستگاه کار میکنن

428
00:21:08,760 --> 00:21:10,119
‫هیچوقت باعث این اتفاق نمیشد

429
00:21:10,120 --> 00:21:11,599
‫پس چیزی که داری میگی اینه که

430
00:21:11,600 --> 00:21:13,119
‫سربند ناقل افکار تمام این مدت داشته کار میکرده

431
00:21:13,120 --> 00:21:14,799
‫،آره، پس این سوال رو پیش میاره که

432
00:21:14,800 --> 00:21:18,158
‫چی باعث شد کینگ شارک دیوونه بشه؟

433
00:21:18,160 --> 00:21:21,439
‫هی ، بچه‌ها...

434
00:21:21,440 --> 00:21:25,799
‫من فقط میخواستم بابت
‫یکم پیش معذرت خواهی کنم

435
00:21:25,800 --> 00:21:29,967
‫مطمئنا خیلی بد رفتار کردم

436
00:21:41,080 --> 00:21:45,405
‫امکان نداره

437
00:21:48,440 --> 00:21:51,469
‫کیتلین

438
00:21:56,200 --> 00:21:59,386
‫سلام فلش

439
00:22:05,200 --> 00:22:07,559
‫اسکن مغزی سیسکو تموم شده

440
00:22:07,560 --> 00:22:09,679
‫،واسه منم همینطور
‫ما جفتمون عادی شدیم

441
00:22:09,680 --> 00:22:11,639
‫دیگه رو ما کنترلی نداره

442
00:22:11,640 --> 00:22:13,679
‫کیلر فراست میگه بابت
‫اون گلوله‌ی یخی متاسفه

443
00:22:13,680 --> 00:22:15,199
‫اون کار گراد هم بود

444
00:22:15,200 --> 00:22:16,760
‫حالا آماده‌ی انتقامه

445
00:22:16,760 --> 00:22:18,239
‫آره، منم همینطور

446
00:22:18,240 --> 00:22:19,959
‫موقعیتش رو داریم؟

447
00:22:19,960 --> 00:22:21,639
‫اداره‌ی اطلاعات داره روش کار میکنه

448
00:22:21,640 --> 00:22:23,159
‫ولی قدرتای ذهنی گراد

449
00:22:23,160 --> 00:22:25,078
‫،داره بهش کمک میکنه موقعیتش رو مخفی کنه

450
00:22:25,080 --> 00:22:26,405
‫پس تا الان میتونه هرجایی باشه

451
00:22:26,440 --> 00:22:29,285
‫من فکر میکردم هر گوشه از آرگوس
‫باید بیست و چهار ساعته

452
00:22:29,320 --> 00:22:31,798
‫از تکنولوژی تقلیل قدرت استفاده کنه

453
00:22:31,800 --> 00:22:32,879
‫همینطورم هست

454
00:22:32,880 --> 00:22:35,680
‫پس چجوری یه گوریل هشتصد پوندی فرار کرده؟

455
00:22:35,800 --> 00:22:37,679
‫بزار بهت نشون بدم

456
00:22:37,680 --> 00:22:40,599
‫من فیلم دوربینای مداربسته ـمون رو بررسی کردم

457
00:22:40,600 --> 00:22:43,479
‫این فیلم واسه ۲۲ مِی سال ۲۰۱۸ ـه

458
00:22:43,480 --> 00:22:45,415
‫- اون همون شب ـه...
‫- روشن فکری ـه

459
00:22:47,200 --> 00:22:48,998
‫موج ماده‌ی تاریک دوو
‫تمامی وسایل برقی رو

460
00:22:49,000 --> 00:22:50,199
‫تو اطرافش از کار انداخت

461
00:22:50,200 --> 00:22:52,438
‫،خوشبختانه
‫ژنراتور هامون شروع به کار کردن

462
00:22:52,440 --> 00:22:54,879
‫- ولی یه ثانیه طول کشید
‫- یه ثانیه

463
00:22:54,880 --> 00:22:56,399
‫این تمام زمانی بود که گراد لازم داشت

464
00:22:56,400 --> 00:22:58,279
‫تا دستوراتش رو وارد ذهن یه افسر کنه

465
00:22:58,280 --> 00:22:59,919
‫دستوراتش تا بصورت مخفی
‫دستگاهای تقلیل قدرتش

466
00:22:59,920 --> 00:23:01,799
‫،تو سلولش رو از کار بندازه

467
00:23:01,800 --> 00:23:03,999
‫و هر اطلاعات دیگه‌ای که لازم داره
‫رو پیدا کنه

468
00:23:04,000 --> 00:23:05,919
‫پس بخاطر همین کینگ شارک دیوونه شد؟

469
00:23:05,920 --> 00:23:08,039
‫چون گراد داشت سعی میکرد کنترلش کنه؟

470
00:23:08,040 --> 00:23:09,439
‫احتمالا به عنوان یه حواس پرتی

471
00:23:09,440 --> 00:23:12,478
‫گراد تا حالا فقط ذهن انسان هارو کنترل کرده

472
00:23:12,480 --> 00:23:14,679
‫اون حتما کنترل مغز کینگ شارک براش سخت بوده

473
00:23:14,680 --> 00:23:16,359
‫بخاطر قسمت حیوانی ذهن کینگ شارک

474
00:23:16,360 --> 00:23:19,639
‫پس کینگ شارک داشت سعی میکرد
‫جلوی اراده‌ی اهنین گراد مقاومت کنه؟

475
00:23:19,917 --> 00:23:22,079
‫واسش احترام قائلم

476
00:23:22,080 --> 00:23:24,039
‫،اگه گراد یه سالی میشه که قدرت هاش رو داره

477
00:23:24,040 --> 00:23:25,679
‫چرا تا الان صبر کرده که
‫از زندان فرار کنه؟

478
00:23:25,680 --> 00:23:28,158
‫احتمالا تصادفی نیست که اولین کاری که کرد

479
00:23:28,160 --> 00:23:30,039
‫دزدیدن سربند ناقل افکار بود

480
00:23:30,040 --> 00:23:31,199
‫تانیا میگفتش که یه مدتی ـه

481
00:23:31,200 --> 00:23:32,799
‫که داره رو سربند کار میکنه

482
00:23:32,800 --> 00:23:35,078
‫گراد احتمالا میدونست این بهترین فرصت ـشه

483
00:23:35,080 --> 00:23:37,199
‫و این با تشکر از تکنولوژی های ما بود

484
00:23:37,200 --> 00:23:39,319
‫،بسیارخب، حالا
‫،که گراد سربند رو داره

485
00:23:39,320 --> 00:23:41,079
‫چه اتفاقی قراره بیوفته وقتی ازش استفاده میکنه

486
00:23:41,080 --> 00:23:44,557
‫اون قدرتای ذهنیش رو هزار برابر قویتر میکنه

487
00:23:44,560 --> 00:23:47,039
‫به جای اینکه اون بتونه فقط

488
00:23:47,040 --> 00:23:48,879
‫چند نفر در آن واحد رو کنترل کنه...

489
00:23:48,880 --> 00:23:50,292
‫میتونه کل شهر رو کنترل کنه

490
00:24:01,160 --> 00:24:03,936
‫ببخشید که خلوتتون رو بهم زدم

491
00:24:04,960 --> 00:24:06,396
‫یا نزدم؟

492
00:24:06,640 --> 00:24:10,142
‫من اونو اون بیرون میبینم
‫و شمارو اینجا تو سایه ها

493
00:24:10,360 --> 00:24:11,839
‫واسم سوال شده، چرا؟

494
00:24:11,840 --> 00:24:13,799
‫میتونی سرزنشم کنی؟

495
00:24:13,800 --> 00:24:15,319
‫تبدیل شدن دستش رو که دیدی

496
00:24:15,320 --> 00:24:18,678
‫،آره، درسته
‫هفته‌ی کوسه‌ای

497
00:24:18,680 --> 00:24:21,039
‫،چیزی نیست که هرروز ببینی
‫،ولی

498
00:24:21,040 --> 00:24:23,124
‫من فکر کنم تردیدتون

499
00:24:23,125 --> 00:24:26,439
‫،قبل اون لحظه اتفاق افتاد
‫نه بعدش

500
00:24:26,440 --> 00:24:30,158
‫،یه تردید کوتاه بود
‫ولی وجود داشت

501
00:24:30,160 --> 00:24:32,919
‫،دوباره
‫چرا فکر میکنی همچین اتفاقی افتاده؟

502
00:24:32,920 --> 00:24:34,480
‫نمیدونم...

503
00:24:34,480 --> 00:24:37,878
‫نمیدونی؟ خب شاید
‫به این دلیل بوده که

504
00:24:37,880 --> 00:24:40,889
‫تو از دستش نترسیدی

505
00:24:40,890 --> 00:24:43,139
‫،بلکه از

506
00:24:43,140 --> 00:24:47,777
‫دیدن صورت مردی که عاشقش بودی ترسیدی

507
00:24:48,400 --> 00:24:51,480
‫،من عاشق شی نیستم
‫ما فقط دوستیم

508
00:24:51,480 --> 00:24:54,240
‫بسیارخب، پس بیا بریم یه نگاهی
‫به اون بندازیم، باشه؟

509
00:24:54,240 --> 00:24:56,680
‫خب پس این یه دوست
‫از یه زمین دیگه ـست

510
00:24:56,680 --> 00:24:58,806
‫که بخاطرش یه شغل با درآمد بالا رو ترک کردی

511
00:24:58,880 --> 00:25:02,358
‫و کسی که بخاطرش هر روز زندگیت رو
‫وقف کمک بهش کردی

512
00:25:02,358 --> 00:25:03,732
‫این درست از آب در نمیاد

513
00:25:03,760 --> 00:25:06,879
‫من نمیتونم عاشق شی باشم

514
00:25:06,880 --> 00:25:10,519
‫اون همتای شوهر مُرده‌ی من از زمین دو ـئه

515
00:25:10,520 --> 00:25:13,643
‫چقدر باید احمق باشم که عاشقش بشم؟

516
00:25:13,680 --> 00:25:17,075
‫از اینکه با یه زن تو
‫پنج تا زمین متفاوت ازدواج کنی که احمقانه تر نیست...

517
00:25:17,160 --> 00:25:19,119
‫میدونم

518
00:25:19,120 --> 00:25:20,679
‫،من تو ازدواج با آدما خیلی خوبم

519
00:25:20,680 --> 00:25:23,198
‫ولی تو نگه داشتن اون ازدواج نه

520
00:25:23,200 --> 00:25:24,799
‫،تو همین راه البته

521
00:25:24,800 --> 00:25:27,317
‫تو این زمینای بیشمار و همتا های بیشمار

522
00:25:27,560 --> 00:25:29,639
‫فهمیدم یچیزی هست که

523
00:25:29,640 --> 00:25:32,798
‫همه ـمون رو خاص میکنه

524
00:25:32,800 --> 00:25:36,399
‫و اگه این چیزیه که

525
00:25:36,400 --> 00:25:40,039
‫،عاشقش شدی
‫،پس

526
00:25:40,040 --> 00:25:44,485
‫یه صورت فکر نکنم اهمیتی داشته باشه

527
00:25:58,360 --> 00:26:01,359
‫تو یه غروب آفتاب زیبارو از دست دادی

528
00:26:01,360 --> 00:26:02,920
‫خیلی حیف شد

529
00:26:02,920 --> 00:26:05,558
‫- این زمان مورد علاقه‌ی من تو روزه
‫- واسه منم همینطور

530
00:26:05,560 --> 00:26:08,799
‫من تقریبا یادم رفته بود
‫غروب آفتاب چجوریه

531
00:26:08,800 --> 00:26:12,319
‫میدونستی که کوسه ها کور رنگی دارن؟

532
00:26:12,320 --> 00:26:16,760
‫،وقتی کینگ شارک بودم
‫دنیام سیاه سفید بود

533
00:26:18,840 --> 00:26:25,179
‫،و بعدش با تو آشنا شدم
‫و همه چیز تغییر کرد

534
00:26:25,280 --> 00:26:27,959
‫فکر کردم داشتی ازم دوری میکردی

535
00:26:27,960 --> 00:26:29,879
‫،همینکارم میکردم

536
00:26:29,880 --> 00:26:32,288
‫ولی دیگه نه

537
00:26:33,000 --> 00:26:35,960
‫تانیا، ازم نااُمید شدی حالا که من...

538
00:26:35,960 --> 00:26:38,551
‫نه، اصلا

539
00:26:42,480 --> 00:26:46,782
‫میگن هر غروب آفتاب خاص ـه

540
00:26:46,920 --> 00:26:50,439
‫فکر میکنی این حقیقت داره؟

541
00:26:50,440 --> 00:26:53,879
‫آره، همین فکرو میکنم

542
00:27:10,000 --> 00:27:11,679
‫بابا، این قرار نیست جواب بده

543
00:27:11,680 --> 00:27:13,719
‫تو حتی هنوز امتحانش هم نکردی

544
00:27:13,720 --> 00:27:14,799
‫ببین، میفهمم

545
00:27:14,800 --> 00:27:16,679
‫من باید خشمم رو روی اون کیسه
‫خالی کنم

546
00:27:16,680 --> 00:27:19,719
‫،و یجورایی باهاش کنار بیام
‫ولی اونقدرا راحت نیست

547
00:27:19,720 --> 00:27:21,199
‫روبرو شدن با چیزی که اذیتت میکنه؟

548
00:27:21,200 --> 00:27:23,239
‫،نه، نیست
‫سخته

549
00:27:23,240 --> 00:27:25,079
‫من باید کل دنیارو طی میکردم تا باهاش روبرو بشم

550
00:27:25,080 --> 00:27:27,359
‫داری راجب تبت صحبت میکنی؟

551
00:27:27,360 --> 00:27:28,999
‫من فکر کردم تو رفتی اونجا تا والی رو ببینی

552
00:27:29,000 --> 00:27:30,758
‫،همینطوره
‫ولی این تنها دلیلی نبود که رفتم

553
00:27:30,760 --> 00:27:32,679
‫رفتم اونجا تا التیام پیدا کنم

554
00:27:32,680 --> 00:27:34,639
‫بخاطر همین این مدت طولانی رفته بودی؟

555
00:27:34,640 --> 00:27:37,638
‫والی قانعم کرد که با بچه برم به شرق

556
00:27:37,640 --> 00:27:40,359
‫،بهم گفت کمک میکنه ذهنم رو ترمیم کنم

557
00:27:40,360 --> 00:27:42,759
‫،بدنم رو
‫روحیه‌ی قبلیم رو برگردونم

558
00:27:42,760 --> 00:27:44,919
‫،پس با اجازه‌ی سیسیل

559
00:27:44,920 --> 00:27:47,599
‫این کارو انجام دادم

560
00:27:47,600 --> 00:27:48,999
‫و جواب داد؟

561
00:27:49,000 --> 00:27:52,198
‫من خم شدم، دخترم

562
00:27:52,200 --> 00:27:54,599
‫ولی سیکادا قرار نیست منو در هم بشکنه

563
00:27:54,600 --> 00:27:56,159
‫همینطور قرار نیست تورو هم در هم بشکونه

564
00:27:56,160 --> 00:27:58,166
‫یالا

565
00:28:00,400 --> 00:28:03,051
‫،یالا آیریس
‫به سیکادا نشون بده چی تو چنته داری

566
00:28:06,480 --> 00:28:08,691
‫بشکونش آیریس

567
00:28:13,720 --> 00:28:15,560
‫بشکونش!

568
00:28:21,320 --> 00:28:23,667
‫همینه

569
00:28:26,520 --> 00:28:27,212
‫داره چه اتفاقی میوفته؟

570
00:28:27,213 --> 00:28:28,280
‫دوست پشمالوی ما داره از بروم بلفری بالا میره

571
00:28:28,280 --> 00:28:30,500
‫اون چرا اینقدر به اون برج علاقه داره؟

572
00:28:30,680 --> 00:28:32,279
‫چون اون درست تو مرکز شهره...

573
00:28:32,280 --> 00:28:33,912
‫که باعث میشه بهترین مکان برای پخش باشه

574
00:28:34,320 --> 00:28:36,200
‫اون قراره از سربند استفاده کنه

575
00:28:36,200 --> 00:28:38,314
‫و وارد مغز هرکسی تو شهر بشه

576
00:28:48,640 --> 00:28:51,719
‫،صدای اربابتون رو بشنوید
‫انسان ها

577
00:28:51,720 --> 00:28:55,723
‫به زودی فقط اراده‌ی من رو خواهید دونست...

578
00:28:56,320 --> 00:29:02,445
‫اراده‌ی گراد

579
00:29:04,720 --> 00:29:07,479
‫چقدر طول میکشه تا ذهن همه رو کنترل کنه؟

580
00:29:07,480 --> 00:29:09,079
‫،چند دقیقه
‫شایدم کمتر

581
00:29:09,080 --> 00:29:11,198
‫ما باید اون سربند رو نابود کنیم
‫و از دسترسش خارج کنیم

582
00:29:11,200 --> 00:29:12,439
‫میتونم سعی کنم باهاش صحبت کنم

583
00:29:12,440 --> 00:29:13,639
‫اون همیشه بهم علاقه داشت

584
00:29:13,640 --> 00:29:14,759
‫- خوبه
‫- عمرا بزارم صحبت کنی

585
00:29:14,760 --> 00:29:17,278
‫نه، کیلر فراست قرار نیست
‫بزاره اون مکالمه خوب پیش بره

586
00:29:17,280 --> 00:29:19,118
‫،کنترل ذهنش رو ما تاثیری نداره درسته

587
00:29:19,120 --> 00:29:20,639
‫چون اسپیدستر هستیم؟

588
00:29:20,640 --> 00:29:22,199
‫نه

589
00:29:22,200 --> 00:29:23,741
‫باشه، موزه‌ی فلش

590
00:29:23,742 --> 00:29:25,479
‫خیلی چیزارو اشتباه نوشته

591
00:29:25,480 --> 00:29:26,879
‫،صبرکن
‫تو هدست ضد کنترل ذهن

592
00:29:26,880 --> 00:29:28,519
‫بیشتری این اطراف داری؟

593
00:29:28,520 --> 00:29:29,599
‫یه چندتایی تو کارگاه هست

594
00:29:29,600 --> 00:29:31,199
‫ولی دفعه‌ی پیش خیلی خوب کار نکردن

595
00:29:31,200 --> 00:29:32,959
‫،آره
‫ولی الان دوتا از ما وجود داره

596
00:29:32,960 --> 00:29:34,639
‫من میخوام تا جایی که میتونی سریع بدویی طرفش

597
00:29:34,640 --> 00:29:36,319
‫- بدون اینکه زمان رو برگردونی
‫- باشه

598
00:29:36,320 --> 00:29:38,599
‫- این توجهش رو جلب میکنه
‫- تو قراره چی‌کار کنی؟

599
00:29:38,600 --> 00:29:40,902
‫یه حقه‌ی قدیمی رو انجام بدم

600
00:30:12,000 --> 00:30:14,235
‫سربند رو بردار

601
00:30:16,040 --> 00:30:17,135
‫بابا؟

602
00:30:33,000 --> 00:30:34,358
‫نمیتونیم حرکت کنیم

603
00:30:34,360 --> 00:30:35,799
‫دستگاهای تقلیل قدرت ذهنی دارن کار میکنن

604
00:30:35,800 --> 00:30:37,399
‫ولی گراد خیلی قوی شده

605
00:30:37,400 --> 00:30:39,129
‫،من دارم سعی میکنم اون سربند رو هک کنم
‫ولی گراد نمیزاره

606
00:30:39,280 --> 00:30:40,839
‫اون قراره بکشته ـشون

607
00:30:40,840 --> 00:30:43,678
‫نه اگه منو برم گردونی

608
00:30:43,680 --> 00:30:45,320
‫من میتونم جلوی گراد رو بگیرم

609
00:30:45,320 --> 00:30:48,150
‫،اون نمیتونه ذهن منو بخونه
‫حداقل نه وقتی که کوسه هستم

610
00:30:49,040 --> 00:30:50,759
‫میتونی اینکارو بکنی؟

611
00:30:50,760 --> 00:30:52,839
‫،اگه سرعت چرخه‌ی سلولی رو افزایش بدیم

612
00:30:52,840 --> 00:30:54,862
‫این باعث میشه که سلول ها

613
00:30:54,863 --> 00:30:56,222
‫به حالت قبلیشون برگردن

614
00:30:56,240 --> 00:30:58,446
‫،درسته، درسته
‫پس یه لرزه یا یه صاعقه، درسته؟

615
00:30:58,680 --> 00:31:00,679
‫،آره
‫،اگه به حد کافی قوی باشه

616
00:31:00,680 --> 00:31:02,559
‫ولی عواقب ابدی خواهد داشت

617
00:31:02,560 --> 00:31:04,599
‫سلول های فرا انسانی ـت رو اشباع میکنه

618
00:31:04,600 --> 00:31:05,799
‫احتمال اینکه بتونی دوباره

619
00:31:05,800 --> 00:31:08,358
‫یه انسان بشی رو نابود میکنه

620
00:31:08,360 --> 00:31:11,199
‫اون دیگه نمیتونه از اون درمان استفاده کنه

621
00:31:11,200 --> 00:31:14,919
‫،شی، اگه با این موافقت کنی

622
00:31:14,920 --> 00:31:16,760
‫دیگه هیچوقت یه انسان نخواهی بود

623
00:31:16,760 --> 00:31:20,118
‫،تانیا، من میتونم جون فلش رو نجات بدم
‫جون آدمای این شهرو، جون تو رو

624
00:31:20,120 --> 00:31:21,999
‫و بعضی کارای مزخرفی که انجام دادم رو جبران کنم

625
00:31:22,000 --> 00:31:25,398
‫من باید اینکارو بکنم

626
00:31:25,400 --> 00:31:27,134
‫من از اینکه از دستت بدم میترسم

627
00:31:27,760 --> 00:31:31,319
‫نمیدی

628
00:31:31,320 --> 00:31:33,719
‫خب، کسی تو این اتاق هست که بتونه

629
00:31:33,720 --> 00:31:35,719
‫یه صاعقه ایجاد کنه؟

630
00:31:35,720 --> 00:31:37,689
‫من انجامش میدم

631
00:32:11,400 --> 00:32:15,199
‫ذهنم داره رشد میکنه

632
00:32:15,200 --> 00:32:19,342
‫،به زودی
‫گراد به این شهر فرمانروایی میکنه

633
00:32:19,440 --> 00:32:21,279
‫به این جهان

634
00:32:21,280 --> 00:32:25,894
‫و شما...
‫برای همیشه میمیرید

635
00:32:32,840 --> 00:32:36,999
‫کینگ شارک؟

636
00:32:37,000 --> 00:32:41,113
‫کینگ شارک میخواد که تو بمیری!

637
00:34:17,200 --> 00:34:21,439
‫اوه نه

638
00:34:21,440 --> 00:34:23,313
‫بچه ها، کینگ شارک حرکت نمیکنه

639
00:34:23,320 --> 00:34:24,959
‫،وقتی یه کوسه سر و ته آویزون میشه

640
00:34:24,960 --> 00:34:26,479
‫وارد مقطع عدم تحرک صدایی میشه

641
00:34:26,480 --> 00:34:28,159
‫اون الان تو یه حالت فلجی قرار داره

642
00:34:28,160 --> 00:34:29,439
‫چجوری به‌هوشش بیاریم؟

643
00:34:29,440 --> 00:34:31,239
‫مگه کوسه ها اندام دریافت الکتریسیته

644
00:34:31,240 --> 00:34:32,999
‫به اسم کیسه‌ی لورنزینی ندارن؟

645
00:34:33,000 --> 00:34:35,438
‫اینجوری متوجه میدان های مغناطیسی میشن، درسته؟

646
00:34:35,440 --> 00:34:37,079
‫آره، اونا اینجوری یه اطراف میرن

647
00:34:37,080 --> 00:34:39,359
‫و اون همینطور الکتریسیته جذب میکنه، درسته؟

648
00:34:39,360 --> 00:34:43,199
‫پس اگه به حد کافی بهش الکتریسیته برسونیم...

649
00:34:43,200 --> 00:34:45,119
‫- میتونیم دوباره برش گردونیم به حالت عادیش
‫- میتونیم دوباره بیدارش کنیم

650
00:34:45,120 --> 00:34:47,119
‫- بری
‫- آره، صداتونو شنیدیم

651
00:34:47,120 --> 00:34:48,774
‫وقته یه حقه‌ی قدیمی دیگه ـست

652
00:35:16,160 --> 00:35:17,578
‫خوبید؟

653
00:35:43,440 --> 00:35:44,824
‫ایول!

654
00:36:00,080 --> 00:36:01,875
‫آب خوردن بود

655
00:36:02,720 --> 00:36:05,472
‫زنده باد پادشاه

656
00:36:15,280 --> 00:36:18,040
‫میدونم که گراد تقریبا ذهن همه ـمون رو

657
00:36:18,120 --> 00:36:20,718
‫،تبدیل به املت کرد
‫ولی اون مبارزه

658
00:36:20,720 --> 00:36:22,719
‫یه مبارزه‌ی رویایی بود

659
00:36:22,720 --> 00:36:24,319
‫،جدی میگم
‫بهتر از هرچیزی بود

660
00:36:24,320 --> 00:36:25,839
‫که تو موزه‌ی فلش خوندم

661
00:36:25,840 --> 00:36:27,759
‫حالا که گراد دوباره دستگیر شده

662
00:36:27,760 --> 00:36:30,478
‫چی جلوش رو میگیره
‫که دوباره نیاد بیرون؟

663
00:36:30,480 --> 00:36:32,519
‫،یه کمای پزشکی

664
00:36:32,520 --> 00:36:34,199
‫یکی که بصورت امن توسط کیتلین

665
00:36:34,200 --> 00:36:35,599
‫و کادر پزشکی آرگوس اجرا شده

666
00:36:35,600 --> 00:36:37,878
‫در معرض بودن سربند باعث

667
00:36:37,880 --> 00:36:39,559
‫شروع رشد قدرت های گراد شده

668
00:36:39,560 --> 00:36:41,159
‫اون قدرت ها حتی الانم دارن رشد میکنن

669
00:36:41,160 --> 00:36:44,839
‫خوشبختانه، من متوجه شدم اگه ذهن گراد
‫فعال نباشه

670
00:36:44,840 --> 00:36:46,399
‫نمیتونه به قدرت های ذهنیش دسترسی داشته باشه

671
00:36:46,400 --> 00:36:48,719
‫و هوش مصنوعی های تقلیل قدرت جدیدی اضافه کردم

672
00:36:48,720 --> 00:36:50,999
‫که بتونن با قدرت جدید گراد کنار بیان

673
00:36:51,000 --> 00:36:53,239
‫ضمناً ، قابلتون رو نداشت.

674
00:36:53,240 --> 00:36:55,039
‫هرکاری میکنم که شهر در امان باشه

675
00:36:55,040 --> 00:36:56,679
‫،حالا که حرف از در امان بودن شهر شد

676
00:36:56,680 --> 00:36:58,879
‫ما نمیتونستیم بدون شی اینکارو بکنیم

677
00:36:58,880 --> 00:37:02,219
‫چجوری قانعش کردید که دوباره
‫کینگ شارک بشه؟

678
00:37:02,440 --> 00:37:04,279
‫اینکارو نکردیم

679
00:37:04,280 --> 00:37:05,596
‫اون داوطلب شد

680
00:37:06,000 --> 00:37:08,196
‫و دوباره هیچوقت نمیتونید
‫تبدیلش کنید به یه انسان؟

681
00:37:08,200 --> 00:37:09,680
‫فکر نکنم

682
00:37:09,680 --> 00:37:13,763
‫پس تا ابد قراره کینگ شارک بمونه؟

683
00:37:23,320 --> 00:37:25,999
‫،خب

684
00:37:26,000 --> 00:37:27,999
‫،آدم خوبا دوباره برنده شدن

685
00:37:28,000 --> 00:37:31,239
‫و با اینوجود بازم بنظر نمیرسه
‫که جشن گرفته باشید

686
00:37:31,240 --> 00:37:32,879
‫چرا؟

687
00:37:32,880 --> 00:37:35,279
‫،بعد همه اتفاقاتی که امروز افتاد

688
00:37:35,280 --> 00:37:37,919
‫واسم سوال شده که این چه تاثیری...

689
00:37:37,920 --> 00:37:39,999
‫رو رابطه ـتون خواهد گذاشت؟

690
00:37:40,000 --> 00:37:42,559
‫خب، باید اعتراف کنم که این سوال بزرگی ـه

691
00:37:42,560 --> 00:37:44,319
‫ولی میدونی چیه؟

692
00:37:44,320 --> 00:37:47,797
‫،خودتون میفهمید
‫جفتتون

693
00:37:47,800 --> 00:37:49,959
‫،اگه اینطور باشه
‫باید ازت تشکر کنیم

694
00:37:49,960 --> 00:37:52,119
‫- اوه، نه، نه، نه
‫- مخصوصا من

695
00:37:52,120 --> 00:37:53,639
‫،نه، نه، نه
‫من کاری نکردم

696
00:37:53,640 --> 00:37:55,199
‫،نه، حق با شماست
‫یکمی کمک کردم

697
00:37:55,200 --> 00:37:56,959
‫،موضوع اینه که

698
00:37:56,960 --> 00:38:01,076
‫طرف چه کوسه باشه چه مرد...

699
00:38:01,080 --> 00:38:03,879
‫،چه مرد کوسه‌ای

700
00:38:03,880 --> 00:38:07,020
‫قلب چیزی رو طلب میکنه که میخواد

701
00:38:08,800 --> 00:38:11,959
‫و باید با این مسئله اوکی باشی

702
00:38:11,960 --> 00:38:14,959
‫بنظر میاد تو بزرگترین راز دنیارو حل کردی

703
00:38:14,960 --> 00:38:19,038
‫خب، اینکاریه که همیشه میکنم

704
00:38:19,040 --> 00:38:20,157
‫،اگه اینطوره

705
00:38:21,200 --> 00:38:25,947
‫امیدوارم تو هم یه روزی
‫به چیزی که میخوای برسی...

706
00:38:26,000 --> 00:38:30,109
‫شاید تو یه همتا دیگه

707
00:38:30,760 --> 00:38:33,687
‫البته

708
00:38:35,240 --> 00:38:38,047
‫تنهات میزارم

709
00:38:41,160 --> 00:38:45,397
‫تانیا، بنظر ناراحت میای

710
00:38:45,400 --> 00:38:48,401
‫چرا؟

711
00:38:48,520 --> 00:38:50,439
‫،ما امروز همو پیدا کردیم

712
00:38:50,440 --> 00:38:52,759
‫و حالا اون ارتباط...

713
00:38:52,760 --> 00:38:56,079
‫هنوزم اینجاست

714
00:38:56,080 --> 00:38:59,119
‫شی، کاری که تو کردی...

715
00:38:59,120 --> 00:39:03,953
‫،دوباره حاضرم بخاطرت انجامش بدم
‫عشقم

716
00:39:32,320 --> 00:39:35,710
‫وقتِ بدبختی ـه

717
00:39:49,080 --> 00:39:50,635
‫کینگ شارک در مقابل گوریلا گراد؟

718
00:39:50,880 --> 00:39:53,169
‫داری شوخی میکنی؟
‫من اینو از دست دادم؟

719
00:40:02,560 --> 00:40:06,917
‫مطمئنی یچیزی نمیخوای که یکم
‫بالغانه تر باشه

720
00:40:06,920 --> 00:40:09,000
‫امم، حرفت رو پس بگیر

721
00:40:09,000 --> 00:40:11,488
‫این خوراکی خوشمزست، اهمیتی نداره چند سالت باشه

722
00:40:12,040 --> 00:40:13,719
‫بچه‌ها ، سلام...

723
00:40:13,720 --> 00:40:15,234
‫فقط اومدم که...
‫عه پاستیل.

724
00:40:15,800 --> 00:40:17,799
‫عاشق اینام

725
00:40:17,800 --> 00:40:22,718
‫،ببینید
‫میدونم امروز خیلی احمقانه بود

726
00:40:22,720 --> 00:40:24,759
‫و فقط میخواستم مطمئن بشم
‫،که بینمون کدورتی نیست

727
00:40:24,760 --> 00:40:27,359
‫میدونم که گراد باعث شد
‫بهم شلیک کنی

728
00:40:27,360 --> 00:40:30,279
‫ولی اینم میدونم که لایقش بودم...

729
00:40:30,280 --> 00:40:31,560
‫همینطور شلیک یخ هم همینطور

730
00:40:31,560 --> 00:40:34,398
‫من نباید از اون درمان به عنوان یه اسلحه استفاده میکردم

731
00:40:34,400 --> 00:40:36,279
‫و روی کینگ شارک خالیش میکردم

732
00:40:36,280 --> 00:40:38,832
‫قول میدم دیگه اتفاق نمیوفته

733
00:40:42,560 --> 00:40:45,399
‫معذرت خواهیت پذیرفته شد

734
00:40:45,400 --> 00:40:47,479
‫گاگول خان

735
00:40:47,480 --> 00:40:50,918
‫و ما میدونیم که یه اتفاق خوب
‫از همه‌ی اینا در اومد

736
00:40:50,920 --> 00:40:52,639
‫ما فهمیدیم که داروی فرا انسانی کار میکنه

737
00:40:52,640 --> 00:40:55,278
‫و حالا میتونیم ازش استفاده کنیم
‫تا به تمام فرا-انسان‌ها تو سنترال سیتی

738
00:40:55,280 --> 00:40:58,279
‫و فرای اون کمک کنیم

739
00:40:58,280 --> 00:41:01,482
‫شاید با سیکادا شروع کنیم

740
00:41:03,080 --> 00:41:04,391
‫ببخشید، چی؟

741
00:41:04,920 --> 00:41:07,399
‫میدونم، فقط...

742
00:41:07,400 --> 00:41:08,839
‫آدما میتونن باعث تعجبت بشن

743
00:41:08,840 --> 00:41:10,679
‫امروز مطمئنا اینو دوباره بهم یادآوری کرد

744
00:41:10,680 --> 00:41:13,598
‫،و درست جوری که میگفتی
‫هرکسی لیاقت داره که انتخاب کنه

745
00:41:13,600 --> 00:41:16,439
‫که کی میخواد باشه

746
00:41:16,440 --> 00:41:19,359
‫این شامل دشمنانمون هم میشه

747
00:41:19,360 --> 00:41:21,523
‫من فکر میکنم باید پیشنهاد درمان رو
‫به سیکادا هم بدیم

