‫﻿۱
00:00:02,600 --> 00:00:06,199
‫،اسم من بری آلن‌‍ه
‫و من سریع‌ترین انسان دنیام.

2
00:00:06,200 --> 00:00:09,319
‫،از نظر مردم عادی
‫من یک تحلیلگر صحنه جرم ساده‌ام.

3
00:00:09,320 --> 00:00:12,339
‫ولی به صورت مخفیانه
‫به کمک دوستانم در آزمایشگاه استار

4
00:00:12,400 --> 00:00:15,350
‫به مبارزه با جرم و جنایت، و پیدا کردنِ
‫سایر فراانسان‌های مثل خودم می‌پردازم.

5
00:00:15,360 --> 00:00:17,630
‫،ولی وقتی دخترم از آینده به کمک‌مون اومد

6
00:00:17,640 --> 00:00:18,790
‫باعث تغییر زمان حال شد.

7
00:00:19,960 --> 00:00:22,550
‫و حالا دنیای ما از هر زمان
‫دیگه‌ای خطرناک‌تر شده.

8
00:00:22,560 --> 00:00:24,990
‫و تنها کسی که سرعت کافی
‫برای نجات‌دادنش رو داره منم.

9
00:00:25,000 --> 00:00:27,532
‫من فلش هستم.

10
00:00:28,360 --> 00:00:30,027
‫آنچه گذشت...

11
00:00:30,040 --> 00:00:32,870
‫اگه کارایی که می‌گم رو بکنی
‫سیکادا رو شکست می‌دیم.

12
00:00:32,880 --> 00:00:34,959
‫خنجرشُ نابود کن و پدرتُ نجات بده.

13
00:00:34,960 --> 00:00:38,039
‫این یه خط‌زمانی جدیده
‫که می‌خواد به‌زور نفوذ کنه.

14
00:00:38,040 --> 00:00:41,264
‫ثاون، یه سیکادای دیگه اومدش.

15
00:00:42,760 --> 00:00:44,790
‫قبلنا فکر می‌کردم پنهون‌کاری

16
00:00:44,800 --> 00:00:46,799
‫،از دیگران ازشون محافظت می‌کنه
‫ولی وقتی بین خودت و دیگران

17
00:00:46,800 --> 00:00:48,519
‫دیوار می‌ذاری، شناخت‌شون سخت می‌شه.

18
00:00:48,520 --> 00:00:50,750
‫ایبارد ثاون، ریورس‌فلش.

19
00:00:50,760 --> 00:00:52,674
‫شریکت. رازت.

20
00:00:53,720 --> 00:00:56,282
‫بابا، متأسفم که دروغ گفتم!

21
00:00:57,040 --> 00:00:58,793
‫منم متأسفم.

22
00:01:01,120 --> 00:01:03,990
‫بابا، خواهش می‌کنم. می‌خواستم بهت بگم.

23
00:01:04,000 --> 00:01:08,230
‫بابا! سعیم کردم بهت بگم.
‫ببخشید که بهت دروغ گفتم.

24
00:01:08,240 --> 00:01:11,568
‫- نورائه‌ها، دخترمون.
‫- بهمون دروغ گفت، آیریس.

25
00:01:13,360 --> 00:01:14,999
‫،از روز اولی که رسیدش اینجا

26
00:01:15,000 --> 00:01:16,636
‫اونم درمورد ثاون!

27
00:01:19,640 --> 00:01:22,919
‫اون می‌دونه که چه بلایی سر ما آورد.
‫سر من.

28
00:01:22,920 --> 00:01:24,510
‫سر مادرم.

29
00:01:24,520 --> 00:01:26,110
‫یه کلمه از حرفاشُ
‫هم نمی‌تونم باور کنم.

30
00:01:26,120 --> 00:01:27,719
‫- مطمئن که نیستیم.
‫- چرا بابا، هستیم!

31
00:01:27,720 --> 00:01:30,070
‫اصلاً نمی‌دونیم واسه چی
‫داره با اون همکاری می‌کنه.

32
00:01:30,080 --> 00:01:33,959
‫الان سؤال اصلی این نیست که
‫چرا نورا داره با

33
00:01:33,960 --> 00:01:35,639
‫ریورس‌فلش همکاری می‌کنه.

34
00:01:35,640 --> 00:01:39,590
‫شاید من بتونم باهاش حرف بزنم
‫و یه‌خرده ماجرا رو روشن‌تر کنم.

35
00:01:39,600 --> 00:01:41,050
‫فکر کنم به‌قدر کافی روشن کردی.

36
00:01:42,440 --> 00:01:44,711
‫چرا، از دستم عصبانی‌ای؟
‫چی کار کنم؟

37
00:01:44,720 --> 00:01:46,348
‫بهتر بود... همون اصلاً بهتون نمی‌گفتم؟

38
00:01:46,360 --> 00:01:48,599
‫چند وقته که بهش مشکوکی؟

39
00:01:48,600 --> 00:01:49,828
‫از وقتی که رسید اینجا.

40
00:01:53,160 --> 00:01:54,229
‫عجب.

41
00:01:54,240 --> 00:01:55,870
‫پس تمام این مدت داشتی
‫این سرنخ رو پیگیری می‌کردی

42
00:01:55,880 --> 00:01:58,239
‫و تا همین‌الان فکر نکردی
‫که بیای به ما هم چیزی بگی؟

43
00:01:58,240 --> 00:02:00,307
‫نمی‌دونم این سرنخ به کجا ختم می‌شه.

44
00:02:00,320 --> 00:02:03,271
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- شوخی نمی‌کنم.

45
00:02:03,280 --> 00:02:05,790
‫بدون دونستن حقایق که
‫نتیجه‌گیری نمی‌کنن.

46
00:02:05,800 --> 00:02:06,964
‫تمام حقایق.

47
00:02:09,520 --> 00:02:13,071
‫شرلی، فکر کنم بد نباشه بهمون

48
00:02:13,080 --> 00:02:14,120
‫یه چند لحظه فرصت بدی.

49
00:02:15,520 --> 00:02:17,030
‫چیه، از دستم عصبانی‌اید
‫چون کاری رو کردم که

50
00:02:17,040 --> 00:02:18,519
‫یه کارآگاه حرفه‌ای می‌کنه.

51
00:02:18,520 --> 00:02:19,990
‫کشف‌کردن حقیقتی که
‫خودتون نمی‌تونستید.

52
00:02:20,000 --> 00:02:23,119
‫من اون ترجمه رو بهتون دادم.
‫از دست آدم اشتباهی عصبانی‌اید.

53
00:02:23,120 --> 00:02:27,790
‫ببین، به هر دلیلی که
‫،نورا قضیه رو بهمون نگفته بود

54
00:02:27,800 --> 00:02:29,911
‫فکر نمی‌کنم با قصد بد
‫این کارو کرده بوده.

55
00:02:31,280 --> 00:02:34,310
‫بچه‌ها، حتی از اینجا هم
‫می‌تونم ناراحتی‌ش رو حس کنم.

56
00:02:34,320 --> 00:02:36,111
‫خب، عشقم، تو چندین ماهه

57
00:02:36,120 --> 00:02:37,279
‫که دور و بر نورا بودی.

58
00:02:37,280 --> 00:02:39,310
‫تا الان اصلاً حس نکرده بودی که
‫داشته چیزی رو مخفی می‌کرده

59
00:02:39,320 --> 00:02:42,390
‫نه، اصلاً و ابداً.

60
00:02:42,400 --> 00:02:45,989
‫خب، ثاون که دروغ گفت.
‫استاد دروغ‌گویی بود.

61
00:02:46,000 --> 00:02:48,030
‫منطقیه اگه چندتا از فوت و فن‌هاشُ

62
00:02:48,040 --> 00:02:49,950
‫- به نورا یاد داده باشه.
‫- شاید.

63
00:02:49,960 --> 00:02:52,030
‫شایدم نه.

64
00:02:52,040 --> 00:02:53,694
‫باید یه‌راهی باشه که
‫بتونیم حقیقت رو بفهمیم.

65
00:02:55,160 --> 00:02:56,623
‫هست.

66
00:03:01,680 --> 00:03:05,039
‫حدس می‌زنم همه‌چی از روزی که
‫اومد اینجا تو این نوشته شده باشه.

67
00:03:05,040 --> 00:03:07,452
‫شاید حتی قبل‌ترشم.

68
00:03:15,120 --> 00:03:16,711
‫بخونش.

69
00:03:16,720 --> 00:03:18,113
‫از اول.

70
00:03:18,500 --> 00:03:20,500
‫<font color=Red> هماهنگ‌سازی با نسخه بلوری <font color=Red>
‫<font color=purple>.: Saeed Qrb :.<font color=purple>

71
00:03:20,500 --> 00:03:22,000
‫رسانه بزرگ نایت مووی تقدیم می‌کند
‫NightMovie.Co

72
00:03:22,000 --> 00:03:23,500
‫:مترجمین
‫« AbG سـروش »
‫« illusion امیرعلی »

73
00:03:24,240 --> 00:03:26,870
‫- لطفاً از محوطه فاصله بگیرید.
‫- معذرت می‌خوام. ببخشید.

74
00:03:26,880 --> 00:03:28,143
‫عذر می‌خوام.

75
00:03:28,152 --> 00:03:29,644
‫- ببخشید، شرمنده.
‫- تماس دریافتی از مادر.

76
00:03:29,653 --> 00:03:30,879
‫مامان، بی‌خیال جون بچه‌ت.

77
00:03:30,880 --> 00:03:32,948
‫وای! شرمنده خدایی.

78
00:03:32,960 --> 00:03:34,229
‫والا... خیلی دیرم شده.

79
00:03:34,240 --> 00:03:36,150
‫واسه یه قرار خیلی مهم دیرم شده.

80
00:03:36,160 --> 00:03:38,510
‫از اون قرارا که نه.
‫نه که من سر از اون قرار نمی‌رما.

81
00:03:38,520 --> 00:03:40,310
‫سر از اون قرارا میرم.
‫فقط این‌که، الان یه جلسه دارم.

82
00:03:40,320 --> 00:03:42,455
‫این‌طوری دیرتر می‌رسم. ببخشید.

83
00:03:43,800 --> 00:03:45,990
‫کسی تحلیلگر صحنۀ جرم رو ندیده؟

84
00:03:46,000 --> 00:03:47,109
‫- مرسی.
‫- خواهش.

85
00:03:47,120 --> 00:03:48,430
‫وست آلن کوشش؟

86
00:03:48,440 --> 00:03:51,497
‫شرمنده، کارآگاه کرتیس.
‫نمی‌خواستم دیر برسم.

87
00:03:51,520 --> 00:03:53,273
‫،اومدم یه تاکسی‌هوایی بگیرم
‫ولی همه‌ش از کنارم رد می‌شدن و بعد

88
00:03:53,280 --> 00:03:55,306
‫- مجبور شدم کُلی راه بدوئم...
‫- جدی برام مهم نیست

89
00:03:55,321 --> 00:03:56,872
‫که این دفعه بهانه‌ت چیه، وست آلن.

90
00:03:56,880 --> 00:03:58,999
‫فقط می‌خوام بفهمم این جرم
‫کار کدوم فراانسان بوده.

91
00:03:59,000 --> 00:04:00,949
‫چشم.

92
00:04:00,960 --> 00:04:03,854
‫کامیون حمل مواد شیمیایی
‫که تو راه آزمایشگاه دیتون بوده.

93
00:04:03,863 --> 00:04:05,759
‫امروز صبح بهش حمله شده.

94
00:04:05,760 --> 00:04:08,604
‫ولی این‌که می‌شه دو تا آزمایشگاه

95
00:04:08,614 --> 00:04:10,830
‫و دو تا حمل بار دیگه توی این هفته.

96
00:04:10,840 --> 00:04:13,217
‫و مثل بقیه، هیچکس کسی رو ندیده.

97
00:04:15,920 --> 00:04:18,066
‫ای خدا، همه‌جا رو پس‌ماند گرفته.

98
00:04:18,640 --> 00:04:21,071
‫- متانول بنزین.
‫- اینُ دزدیدن.

99
00:04:21,080 --> 00:04:22,666
‫کاربردش چیه؟

100
00:04:22,680 --> 00:04:25,551
‫از نانوتک گرفته تا درمان شپش.

101
00:04:25,560 --> 00:04:28,196
‫- هالوتان.
‫- هالوتان؟

102
00:04:29,440 --> 00:04:32,470
‫- وایسا ببینم.
‫- چیه؟

103
00:04:34,560 --> 00:04:38,390
‫این کامیونه دوربین مداربستۀ
‫آفینیتی ۴۰۰۰" داره".

104
00:04:38,400 --> 00:04:40,430
‫وای که "لیا" چه‌قدر حسودیش بشه.

105
00:04:40,440 --> 00:04:42,159
‫،هر وقت با دوربین ۴۰۰۰ ور رفته بشه

106
00:04:42,160 --> 00:04:45,670
‫کنترل خرابی‌ایمنش یه
‫عامل بیهوشی ترشح می‌کنه.

107
00:04:45,680 --> 00:04:47,221
‫هالوتان.

108
00:04:47,280 --> 00:04:49,512
‫پس یعنی میگی این کار هر کی بوده
‫،اول قفل رو باز کرده

109
00:04:49,520 --> 00:04:53,279
‫،دوربین رو غیرفعال کرده
‫و دوای احتمالاً شپش رو دزدیده؟

110
00:04:53,280 --> 00:04:56,151
‫و همه‌ش رو قبل این‌که این
‫عامل بیهوشی کارشُ بکنه، انجام داده؟

111
00:04:56,160 --> 00:04:57,460
‫و هیچکسم ندیدتش.

112
00:04:58,760 --> 00:05:00,506
‫چطور ممکنه؟

113
00:05:05,040 --> 00:05:06,479
‫تندرو؟

114
00:05:06,480 --> 00:05:08,910
‫،نورا، همکار، رفیق

115
00:05:08,920 --> 00:05:10,751
‫احیاناً که این تئوری تندروت

116
00:05:10,760 --> 00:05:12,389
‫رو به کارآگاه کرتیس هم نگفتی، ها؟

117
00:05:12,400 --> 00:05:15,869
‫تئوری نیست، لیا.
‫تنها توجیه‌ش همینه.

118
00:05:17,160 --> 00:05:18,349
‫می‌دونی که منم به اندازۀ تو طرفدار

119
00:05:18,360 --> 00:05:19,719
‫دوستان برق‌آسامون هستم.

120
00:05:19,720 --> 00:05:21,639
‫یعنی جدی، اگه زمانی می‌شد

121
00:05:21,640 --> 00:05:23,974
‫،با "جسی کوییک" آشنا شم
‫یعنی قشنگ رفیق‌فاب جدیدم می‌شد.

122
00:05:25,080 --> 00:05:27,790
‫- جسارتی نباشه‌ها...
‫- یکم بود.

123
00:05:27,800 --> 00:05:29,990
‫باشه، ولی خیلی وقته که
‫تندرویی توی سنترال‌سیتی نبوده

124
00:05:30,000 --> 00:05:32,111
‫از زمان اون مقالۀ بحرانی
‫که مادرت نوشت...

125
00:05:32,120 --> 00:05:33,279
‫چندین دهه پیش.

126
00:05:33,280 --> 00:05:35,390
‫،یعنی می‌گم، فلش، کید فلش، جی گریک

127
00:05:35,400 --> 00:05:36,822
‫اون... تندروی بنفش
‫عجیب‌غریبی که

128
00:05:36,831 --> 00:05:38,609
‫یهو یه‌روز پیداش شد.

129
00:05:38,618 --> 00:05:40,030
‫همه‌شون دیگه رفتن.

130
00:05:40,040 --> 00:05:43,519
‫پس یعنی نظرت اینه که
‫احتمالش شدیداً کمه.

131
00:05:43,520 --> 00:05:44,814
‫پس باید به این

132
00:05:44,825 --> 00:05:46,390
‫احتمال شدیداً کم ایمان بیاریم.

133
00:05:46,400 --> 00:05:48,916
‫یا مثلاً می‌تونی هم...

134
00:05:50,080 --> 00:05:51,559
‫تمام فکر و ذکرت
‫رو بهش اختصاص ندی.

135
00:05:51,560 --> 00:05:53,070
‫اصلاً هم اینطوری نیستم.

136
00:05:53,080 --> 00:05:54,670
‫تو هیچ‌وقت نتونستی
‫با پدرت آشنا شی.

137
00:05:54,680 --> 00:05:57,070
‫،پس مثل اون تحلیلگر صحنۀ جرم شدی

138
00:05:57,080 --> 00:06:00,670
‫و برای همینم مدام روی
‫پرونده‌ای تحقیق می‌کنی

139
00:06:00,680 --> 00:06:02,665
‫که بری آلن نتونست حلش کنه.

140
00:06:02,680 --> 00:06:04,233
‫سیکادا.

141
00:06:04,240 --> 00:06:07,245
‫از نظر تو این تمام فکر و ذکر منه.
‫ولی برای من حکم سرگرمی رو داره.

142
00:06:08,040 --> 00:06:11,662
‫صحیح، همون سرگرمی عادی و همیشگی‌ات...

143
00:06:12,320 --> 00:06:13,472
‫پرونده‌های قتل.

144
00:06:13,480 --> 00:06:15,630
‫مادرت گل گفت.

145
00:06:15,640 --> 00:06:18,879
‫تو... زیاده‌رویی.

146
00:06:18,880 --> 00:06:21,484
‫حرفای مامانمُ نقل‌قول نکن.

147
00:06:22,560 --> 00:06:23,992
‫وای خدا، کاش ادارۀ پلیس

148
00:06:24,000 --> 00:06:25,505
‫یکی از این دوربین‌های آفینیتی می‌خرید.

149
00:06:25,520 --> 00:06:28,159
‫،یعنی خب، اف‌اس‌پی تریلیونی داره
‫تصویر نور در حال حرکت رو ثبت می‌کنه.

150
00:06:28,160 --> 00:06:30,789
‫دابلیو تی شراپ"؟"

151
00:06:30,800 --> 00:06:33,991
‫- این صاعقه‌ست.
‫- قوطی غیبش زد.

152
00:06:34,000 --> 00:06:36,670
‫صاعقۀ سفید. تندروئه.

153
00:06:36,680 --> 00:06:39,070
‫- باشه، شاید.
‫- نه، شاید نه.

154
00:06:39,080 --> 00:06:40,319
‫صد در صد! می‌دونستم!

155
00:06:40,320 --> 00:06:41,945
‫باشه، باشه، راست می‌گی، ولی...

156
00:06:43,040 --> 00:06:45,215
‫ولی یه تندرو میاد مواد شیمیایی
‫بدزده که چی بشه؟

157
00:06:47,760 --> 00:06:51,590
‫،و ایبارد ثاون، ملقب به ریورس‌فلش

158
00:06:51,600 --> 00:06:53,631
‫سرانجام شکست خورد و زندانی شد

159
00:06:53,640 --> 00:06:55,670
‫و مابقی عمر خود را در آیرون‌هایتس

160
00:06:55,680 --> 00:06:59,670
‫- سپری خواهد کرد.
‫- می‌دونم.

161
00:06:59,680 --> 00:07:03,121
‫تماس دریافتی از مامان.

162
00:07:07,280 --> 00:07:09,387
‫دیدی؟ می‌دونستم.

163
00:07:09,400 --> 00:07:12,179
‫هیچ‌وقت تندرویی با صاعقۀ سفید وجود نداشته.

164
00:07:13,280 --> 00:07:14,853
‫بفرمایید.

165
00:07:14,863 --> 00:07:16,596
‫- مرسی.
‫- ممنون که از

166
00:07:16,606 --> 00:07:18,590
‫موزۀ فلش دیدن می‌فرمایید.

167
00:07:18,600 --> 00:07:20,710
‫موزه تا پنج دقیقۀ دیگر بسته خواهد شد.

168
00:07:20,720 --> 00:07:23,550
‫تمامی میهمان‌ها باید الان
‫به سمت درب خروجی حرکت کنند.

169
00:07:23,560 --> 00:07:26,270
‫و نورا وست آلن، مادرت زنگ زد.

170
00:07:26,280 --> 00:07:28,070
‫،تو رو خدا، جون خودت و خودم

171
00:07:28,080 --> 00:07:29,852
‫بهش زنگ بزن.

172
00:07:31,920 --> 00:07:33,990
‫آبروم رفت.

173
00:07:34,000 --> 00:07:37,030
‫مامان، واسه چی زنگ زدی به آقای مایلس؟

174
00:07:37,040 --> 00:07:39,071
‫آزمایشگاهت رو گرفتم.
‫ولی جواب نمی‌دادی.

175
00:07:39,080 --> 00:07:41,589
‫سه تا پیام گذاشتم.
‫جواب هیچکدوم رو ندادی.

176
00:07:41,600 --> 00:07:42,751
‫دیگه می‌خواستی چی کار کنم؟

177
00:07:42,760 --> 00:07:44,439
‫صبر کنی تا خودم بهت زنگ بزنم؟

178
00:07:44,440 --> 00:07:45,750
‫چرا تصویرت روشن نیست؟

179
00:07:45,760 --> 00:07:48,110
‫تو موزۀ فلش کار نمی‌کنه.

180
00:07:48,120 --> 00:07:49,511
‫خدا وکیلی، هیچ وقت نفهمیدم

181
00:07:49,520 --> 00:07:50,868
‫چرا انقدر روی اونجا گیری.

182
00:07:50,880 --> 00:07:52,046
‫اصلاً واسه چی رفته بودی اونجا؟

183
00:07:52,056 --> 00:07:53,470
‫اونجا تنهایی؟

184
00:07:53,480 --> 00:07:55,759
‫چیزی نیست، مامان.
‫دارم برای یه پرونده تحقیق می‌کنم.

185
00:07:55,760 --> 00:07:58,069
‫- چه پرونده‌ای؟
‫- پرونده‌ای که نمی‌تونم حرفی ازش بزنم.

186
00:07:58,080 --> 00:07:59,470
‫من مادرتم، نورا.

187
00:07:59,480 --> 00:08:01,518
‫و منم کارمند ادارۀ پلیسم

188
00:08:01,528 --> 00:08:03,070
‫که نمی‌تونه راجب
‫پرونده‌های در جریان حرفی بزنه.

189
00:08:03,080 --> 00:08:04,591
‫مامان، آخه چند دفعه باید
‫اینُ برات توضیح بدم؟

190
00:08:04,600 --> 00:08:06,549
‫خودت زنِ یه تحلیلگر صحنۀ جرم بودی.

191
00:08:06,560 --> 00:08:08,406
‫بله، بودم.

192
00:08:10,760 --> 00:08:13,589
‫ببخشید.

193
00:08:13,600 --> 00:08:15,312
‫واسه چی زنگ زده بودی؟

194
00:08:15,320 --> 00:08:18,371
‫گفتم شاید دخترم بخواد
‫بدونه حال و احوالم

195
00:08:18,382 --> 00:08:19,825
‫توی "کوست سیتی" چطوره.

196
00:08:19,835 --> 00:08:20,990
‫مقاله‌م تقریباً آخراشه.

197
00:08:21,000 --> 00:08:22,750
‫چند روز دیگه احتمالاً می‌رسم خونه.

198
00:08:22,760 --> 00:08:24,870
‫عالیه.

199
00:08:24,880 --> 00:08:26,590
‫مامان، باید برم. کار دارم.

200
00:08:26,600 --> 00:08:27,869
‫- دوسِت دارم.
‫- منم دوسِت دارم.

201
00:08:27,880 --> 00:08:29,151
‫سلام.

202
00:08:29,160 --> 00:08:30,550
‫سلام، بیا آزمایشگاه آلینز.

203
00:08:30,560 --> 00:08:32,432
‫لیست مواد شیمیایی‌های به‌سرقت‌رفته
‫رو برای یکی از استادای سابقم فرستادم

204
00:08:32,440 --> 00:08:34,764
‫و فکر کنم یه چیزی پیدا کرده.

205
00:08:36,720 --> 00:08:38,589
‫،واقعاً از کمک‌تون ممنونیم
‫،دکتر بانویت

206
00:08:38,600 --> 00:08:40,671
‫- مخصوصاً تو همچین ساعتی.
‫- مشکلی نیست.

207
00:08:40,680 --> 00:08:44,065
‫آلینز که در هر حال
‫نمی‌ذاره از اینجا برم بیرون.

208
00:08:44,080 --> 00:08:45,148
‫خب لیا داشت بهم می‌گفت که

209
00:08:45,154 --> 00:08:45,754
‫شما شاید بدونید این مواد کنار هم

210
00:08:45,760 --> 00:08:47,942
‫- چه کاربردی دارن.
‫- هم بله، هم نه.

211
00:08:48,720 --> 00:08:51,910
‫،یکمی وقت برد که متوجه بشم
‫ولی ظاهراً فقط یه‌جوری

212
00:08:51,920 --> 00:08:54,639
‫اینا کنار هم کار می‌کنن و
‫اونم اینه که رو یه سازه ساخته بشن.

213
00:08:54,640 --> 00:08:56,679
‫مثل یه ماتریکس فرا سلولی.

214
00:08:56,680 --> 00:08:59,910
‫ولی هزاران ماتریکس
‫فرا سلولی وجود داره.

215
00:08:59,920 --> 00:09:01,159
‫،پس تا ندونیم همۀ مواد چی بودن

216
00:09:01,160 --> 00:09:02,982
‫نتایج نهایی رو هم نمی‌فهمیم.

217
00:09:03,840 --> 00:09:05,519
‫ببخشید نمی‌تونم کمک بیشتری کنم.

218
00:09:05,520 --> 00:09:08,225
‫اشکال نداره. مرسی، دکتر بانویت.

219
00:09:09,240 --> 00:09:10,829
‫حالا چی؟

220
00:09:10,840 --> 00:09:13,771
‫نمی‌شه که همین‌طوری منتظر بشینیم
‫تا از یه آزمایشگاه دیگه سرقت بشه.

221
00:09:15,880 --> 00:09:17,875
‫پشمام!

222
00:09:20,200 --> 00:09:21,154
‫دکتر بانویت!

223
00:09:23,520 --> 00:09:25,072
‫خدای من!

224
00:09:26,400 --> 00:09:29,282
‫بله، من یک خدا هستم.

225
00:09:31,080 --> 00:09:33,559
‫خدای سرعت.

226
00:09:33,560 --> 00:09:35,395
‫برو، برو، برو!

227
00:09:42,720 --> 00:09:43,965
‫نورا!

228
00:09:45,680 --> 00:09:47,870
‫نورا!

229
00:09:47,880 --> 00:09:51,458
‫یکی کمک کنه، خواهش می‌کنم!
‫کمک کنید!

230
00:09:56,960 --> 00:09:58,908
‫نورا؟

231
00:09:58,918 --> 00:10:00,990


232
00:10:01,000 --> 00:10:04,191
‫نورا؟

233
00:10:04,200 --> 00:10:05,989
‫می‌دونستم یه آهنگ قدیمی بیدارت می‌کنه.

234
00:10:06,000 --> 00:10:08,310
‫خیله‌خب، قاطی نکنیا.
‫الان تو بیمارستانیم.

235
00:10:08,320 --> 00:10:12,270
‫من به‌خاطر این سوختگی
‫و تو برای کلی چیز دیگه.

236
00:10:12,280 --> 00:10:14,072
‫- دکتر بانویت؟
‫- آی‌سی‌یو.

237
00:10:14,080 --> 00:10:15,223
‫ولی خوب می‌شه.

238
00:10:15,280 --> 00:10:17,630
‫ولی تندروئه با مقدار زیادی کربن دی‌سولفید

239
00:10:17,640 --> 00:10:18,910
‫فرار کرد.

240
00:10:18,920 --> 00:10:20,789
‫حالا بی‌خیال اون قضیه.

241
00:10:20,800 --> 00:10:22,718
‫حال خودت چطوره؟

242
00:10:22,800 --> 00:10:26,519
‫والا اتفاقاً، خوبم.

243
00:10:26,520 --> 00:10:29,190
‫انگشتام یکمی می‌سوزه
‫،ولی بجز اون

244
00:10:29,200 --> 00:10:32,070
‫خیلی حس خوبی دارم.
‫عجیبه، نه؟

245
00:10:32,080 --> 00:10:33,599
‫فقط خیلی خوشحالم که حالت خوبه.

246
00:10:33,600 --> 00:10:34,827
‫دکترت گفت ضربه‌ای

247
00:10:34,837 --> 00:10:37,320
‫با توان پنج میلیون ژول برق
‫بهت اصابت کرده.

248
00:10:37,330 --> 00:10:40,951
‫که یعنی من...

249
00:10:41,000 --> 00:10:43,949
‫من والا زنگ زدم به مادرت
‫و اونم...

250
00:10:43,960 --> 00:10:47,159
‫بیشتر از حالت عادی قاطی کرد.
‫باید زنگ می‌زدم.

251
00:10:47,160 --> 00:10:49,999
‫- می‌تونستی دروغ بگی.
‫- لیا، اون الان اینجاست؟

252
00:10:50,000 --> 00:10:51,272
‫داره از کوست سیتی میاد.

253
00:10:51,280 --> 00:10:53,510
‫و بدجوریم عصبانی‌‍ه.

254
00:10:53,520 --> 00:10:55,586
‫یعنی، حدود ۴۷ بازی بهم زنگ زده.

255
00:10:55,680 --> 00:10:57,909
‫نباید توجهی می‌کردی.
‫فقط، والا نمی‌خوام نگران بشه.

256
00:10:57,920 --> 00:10:59,309
‫توجهی هم نکردم.

257
00:10:59,320 --> 00:11:01,710
‫برای همینم هست
‫که از این خبر نداره.

258
00:11:01,720 --> 00:11:03,711
‫بهیارها گفتن که موقعی که رسیدی اینجا

259
00:11:03,720 --> 00:11:05,745
‫ایستی قلبی کردی و مجبور شدن

260
00:11:05,760 --> 00:11:07,118
‫برای راه‌اندازی دوبارۀ قلبت
‫،از دستگاه شوک استفاده کنن

261
00:11:07,127 --> 00:11:09,159
‫و وقتی این کارو کردن، اینُ پیدا کردن.

262
00:11:09,160 --> 00:11:11,799
‫زیر جای زخم زیر شونۀ راستت مونده بود.

263
00:11:11,800 --> 00:11:13,668
‫چی هست؟

264
00:11:13,680 --> 00:11:15,511
‫می‌گن یه تیکۀ فلز از قفسه‌ایه

265
00:11:15,520 --> 00:11:17,430
‫که پرت شدی سمتش، ولی نمی‌دونم.

266
00:11:17,440 --> 00:11:20,284
‫به‌نظر میاد همچین قدیمی باشه
‫و سوخته....

267
00:11:21,120 --> 00:11:23,190
‫خب، صبر کن، ولی حالا که
‫،جفت‌مون می‌دونیم خوبی

268
00:11:23,200 --> 00:11:26,070
‫می‌شه درمورد این قضیه حرف بزنیم که

269
00:11:26,080 --> 00:11:27,630
‫یه تندرو به سمتت صاعقه پرتاب کرد؟

270
00:11:27,640 --> 00:11:28,908
‫خیلی توپه، نه؟

271
00:11:28,920 --> 00:11:30,439
‫فقط مشکلش اینه که هیچکس حرف‌مونُ باور نمی‌کنه.

272
00:11:30,440 --> 00:11:32,176
‫جفت‌مون دیدیمش. باید باور کنن.

273
00:11:42,120 --> 00:11:44,072
‫آرامش خود را حفظ کنید.

274
00:11:44,080 --> 00:11:47,200
‫حادیه‌ای رخ داده است.
‫بررسی سیستمی در حال اجراست.

275
00:11:50,200 --> 00:11:52,538
‫این دیگه چیه؟

276
00:11:53,200 --> 00:11:53,959
‫اینُ بگیر.

277
00:11:56,640 --> 00:11:59,158
‫حالم خوبه!

278
00:11:59,160 --> 00:12:01,549
‫مطمئنی؟

279
00:12:01,560 --> 00:12:05,265
‫آره، آبجی. ناسلامتی تندروئم‌ها.

280
00:12:05,320 --> 00:12:08,111
‫تک‌تک عصب‌های بدنم دارن می‌سوزن
‫و سیناپس‌هامم حتماً

281
00:12:08,120 --> 00:12:12,490
‫دارن عین چی کار می‌کنن چون
‫سرعت واکنش‌هام مافوق صوت شده.

282
00:12:14,000 --> 00:12:15,799
‫حالا مامانم رو چی کار کنم؟

283
00:12:15,800 --> 00:12:19,439
‫اون حتی هر وقت حرف از
‫فراانسان‌ها هم می‌شه قاطی می‌کنه.

284
00:12:19,440 --> 00:12:20,790
‫باشه، خب، این قابل‌درکه.

285
00:12:20,800 --> 00:12:23,190
‫یعنی خب، شوهر نافراانسانش به‌خاطر
‫فراانسان‌ها مُرد.

286
00:12:23,200 --> 00:12:26,390
‫آره، ولی مقاله‌نویسی دربارۀ فلش...
‫فرا انسان...

287
00:12:26,400 --> 00:12:29,039
‫- حرفۀ کاریش رو ساخت.
‫- پس نباید بهش بگیم؟

288
00:12:29,040 --> 00:12:31,279
‫نه، به هیچکس نباید بگیم.

289
00:12:31,280 --> 00:12:33,910
‫نه تا بفهمیم که من چطوری
‫این قدرت رو به‌دست آوردم.

290
00:12:33,920 --> 00:12:36,429
‫و فکرم نکنم تصادفی باشه
‫که این ماجرا

291
00:12:36,440 --> 00:12:39,559
‫بعد از ملاقاتم با اون یارو
‫خدای سرعت اتفاق افتاد.

292
00:12:39,560 --> 00:12:43,349
‫منظورت وقتیه که خدای سرعت
‫با صاعقه‌ش بهت ضربه زد.

293
00:12:43,360 --> 00:12:44,831
‫،که طبق موزۀ فلش

294
00:12:44,840 --> 00:12:46,471
‫دقیقاً همون اتفاقیه که...

295
00:12:46,480 --> 00:12:49,228
‫برای فلش افتاد.

296
00:12:49,240 --> 00:12:51,112
‫مورد ۱۰-۹۰ در حال انجام.

297
00:12:51,120 --> 00:12:53,384
‫سرقت بانکی.

298
00:12:53,394 --> 00:12:55,109


299
00:12:55,160 --> 00:12:57,710
‫نه، نه. نمی‌تونی این‌کارو کنی.
‫اصلاً فکر خوبی نیست.

300
00:12:57,720 --> 00:12:59,389
‫این‌کار در حد این‌که خودت بیای
‫موهات رو چتری کنی خوب نیست.

301
00:12:59,400 --> 00:13:01,551
‫فقط میرم یه سری بزنم.

302
00:13:01,560 --> 00:13:03,519
‫تو تحلیلگر صحنۀ جرمی، نه ابر قهرمان.

303
00:13:03,520 --> 00:13:05,869
‫وظایف ما مثل پلیس‌هائه.

304
00:13:05,880 --> 00:13:08,239
‫ما هم آدم بدا رو دستگیر می‌کنیم.

305
00:13:08,240 --> 00:13:11,759
‫ایول. برو بگیرشون، فلش زن.

306
00:13:11,760 --> 00:13:13,359
‫فلش خانم.

307
00:13:13,360 --> 00:13:14,948
‫فلش خوشگل.

308
00:13:16,200 --> 00:13:17,588
‫آخری خوب نبود.

309
00:13:17,600 --> 00:13:19,119
‫خیله‌خب، این رو بعداً بهش فکر می‌کنیم

310
00:13:19,120 --> 00:13:22,003
‫تا اون موقع، من باید برم
‫از سنترال‌سیتی محافظت کنم.

311
00:13:27,738 --> 00:13:29,479


312
00:13:29,480 --> 00:13:30,979
‫ایست و گرنه شلیک می‌کنم!

313
00:13:32,440 --> 00:13:33,920
‫دستا بالا!

314
00:13:37,280 --> 00:13:40,551
‫وای، ببخشید. حال‌تون خوبه؟

315
00:13:43,080 --> 00:13:44,260
‫ایست!

316
00:13:45,400 --> 00:13:46,566
‫عه...

317
00:13:52,240 --> 00:13:53,350
‫نَ مَ نَ؟

318
00:13:53,360 --> 00:13:55,589
‫باگ" و "بایت"، شما دستگیرید"!

319
00:13:55,600 --> 00:13:57,617
‫- برو، برو، برو!
‫- بگیریدشون!

320
00:14:00,400 --> 00:14:04,110
‫دستکشت و نصف مأمورا رو سوزوندی.

321
00:14:04,120 --> 00:14:06,111
‫فقط سه تا ماشین پلیس بود.

322
00:14:06,120 --> 00:14:08,470
‫حالا فرمانده فرای آتیشی می‌شه

323
00:14:08,480 --> 00:14:10,279
‫که قراره زندگی همه‌رو
‫بهشون سخت کنه.

324
00:14:10,280 --> 00:14:12,479
‫متأسفم، نورا.

325
00:14:12,480 --> 00:14:14,519
‫می‌دونم امروز همچین خیلی خوب پیش نرفت.

326
00:14:14,520 --> 00:14:17,991
‫جفت دزدا به‌خاطر من فرار کردن.

327
00:14:19,400 --> 00:14:21,559
‫خیلی به خودت سخت نگیر بابا.

328
00:14:21,560 --> 00:14:23,679
‫اولین روزت بود. کسی که آسیب ندید.

329
00:14:23,680 --> 00:14:25,350
‫تازه‌شم، ده دقیقه بعدش باگ و بایت رو

330
00:14:25,360 --> 00:14:27,359
‫که از دوییدن عضلات‌شون گرفته بود
‫رو دستگیر کردن.

331
00:14:27,360 --> 00:14:29,750
‫ولی بازم خیلی عذاب وجدان دارم.

332
00:14:29,760 --> 00:14:31,639
‫دیدت به ماجرا کلاً اشتباهی‌‍ه.

333
00:14:31,640 --> 00:14:34,559
‫امروز شکست بزرگ نورا نبود.

334
00:14:34,560 --> 00:14:38,389
‫امروز نمایش نخست بزرگ فلش مؤنث بود.

335
00:14:39,840 --> 00:14:41,968
‫نام‌گذاری برای ابرقهرمان‌ها
‫کار آسونی نیست.

336
00:14:43,840 --> 00:14:47,270
‫لیا، تو بهترین دوستی هستی که
‫یه تندروی انفجاری

337
00:14:47,280 --> 00:14:49,775
‫می‌تونه داشته باشه.

338
00:14:49,800 --> 00:14:52,992
‫ولی فکر کنم هر دومون خوب می‌دونیم
‫که ادارۀ پلیس توانایی

339
00:14:53,000 --> 00:14:54,828
‫گرفتن این آدم رو نداره.

340
00:14:54,840 --> 00:14:57,111
‫تنها راهی که می‌تونیم
‫قبل از این‌که کس دیگه‌ای

341
00:14:57,120 --> 00:15:00,350
‫آسیب ببینه دستگیرش کنیم
‫اینه که طرز فکرم رو

342
00:15:00,360 --> 00:15:02,439
‫مثل یک تندروی شرور بکنم.

343
00:15:02,440 --> 00:15:04,126
‫و چطور می‌خوای همچین کاری کنی؟

344
00:15:06,200 --> 00:15:08,497
‫میرم دیدنِ یکی‌شون.

345
00:15:12,840 --> 00:15:14,279
‫ریورس‌فلش، ها؟

346
00:15:14,280 --> 00:15:17,790
‫خب، خانم پلیس، شما کلاً
‫دومین نفری هستی که توی

347
00:15:17,800 --> 00:15:20,390
‫۱۵ سال گذشته به دیدنِ این دیوونه اومده.

348
00:15:20,400 --> 00:15:22,750
‫حتی یه زنگم بهش نمی‌زنن.

349
00:15:22,760 --> 00:15:25,709
‫مطمئنید می‌خواید تنهایی
‫باهاش مصاحبه کنید؟

350
00:15:25,720 --> 00:15:28,225
‫من قبلاً با مجرمین زیادی تنها بودم.

351
00:15:35,960 --> 00:15:38,215
‫پنج دقیقه وقت دارید.

352
00:15:49,080 --> 00:15:51,104
‫ایبارد ثاون؟

353
00:16:06,800 --> 00:16:09,552
‫،اسم من نورا وست آلن‌‍ه
‫و من تحلیلگر صحنۀ جرم

354
00:16:09,560 --> 00:16:10,987
‫پلیس سنترال‌سیتی‌ام.

355
00:16:11,040 --> 00:16:13,495
‫می‌خواستم اگه ممکنه
‫چندتا سؤال ازتون بپرسم.

356
00:16:20,040 --> 00:16:21,156
‫بیا نزدیک‌تر.

357
00:16:22,800 --> 00:16:24,861
‫نورا وست آلن.

358
00:16:27,880 --> 00:16:29,107
‫نترس.

359
00:16:30,120 --> 00:16:33,429
‫توانایی‌های سرکوب‌کنندۀ
‫این سلول می‌تونه

360
00:16:33,440 --> 00:16:36,230
‫قدرت هزاران فرا انسان رو خنثی کنه.

361
00:16:36,240 --> 00:16:39,711
‫شیشه‌ها، دیوارهاش، سقفش، و زمینش

362
00:16:39,720 --> 00:16:42,550
‫همگی به یک منبع انرژی وصلن که

363
00:16:42,560 --> 00:16:46,679
‫فوراً چهارصد کیلو ژول
‫برق به این سلول وارد می‌کنه

364
00:16:46,680 --> 00:16:49,279
‫اگر سرکوب‌کننده‌ها خراب بشن.

365
00:16:49,280 --> 00:16:51,494
‫که این‌طوری این سلول رو
‫ضد جهش می‌کنه.

366
00:16:55,120 --> 00:16:57,657
‫من نمی‌تونم آسیبی بهت بزنم، نورا وست آلن.

367
00:16:59,520 --> 00:17:01,294
‫حتی اگرم می‌خواستم.

368
00:17:05,240 --> 00:17:07,098
‫چه سؤالی داری؟

369
00:17:09,680 --> 00:17:11,431
‫چطوری سر از اینجا در آوردی؟

370
00:17:11,440 --> 00:17:13,670
‫توی ادارۀ پلیس هیچکسی نبود

371
00:17:13,680 --> 00:17:15,319
‫که بتونه جواب این سؤالت رو بده؟

372
00:17:15,320 --> 00:17:17,510
‫تمام پرونده‌های مربوط به ریورس‌فلش

373
00:17:17,520 --> 00:17:18,999
‫رمز گذاری سایبری شدن.

374
00:17:19,000 --> 00:17:22,110
‫و تقریباً هیچی درباره‌ات
‫در موزه‌ی فلش نیست.

375
00:17:22,120 --> 00:17:24,308
‫به جز داده‌های زندانی شدنت.

376
00:17:24,320 --> 00:17:26,431
‫واقعاً؟

377
00:17:26,440 --> 00:17:28,032
‫تو موزه‌ی فلش فقط همین هست؟

378
00:17:28,040 --> 00:17:29,559
‫جالبه.

379
00:17:29,560 --> 00:17:31,839
‫بهم میگی چطوری شکست خوردی؟

380
00:17:31,840 --> 00:17:33,273
‫چرا می‌خوای بدونی؟

381
00:17:33,280 --> 00:17:35,923
‫تو یه تحقیقات کمک‌مون می‌کنه.

382
00:17:36,600 --> 00:17:39,151
‫باید روی دروغ گفتنت کار کنی.

383
00:17:39,160 --> 00:17:40,823
‫نورا.

384
00:17:42,200 --> 00:17:44,910
‫کفش‌هات نو هستن.

385
00:17:44,920 --> 00:17:46,968
‫ولی کف پاهات خشکه زدن.

386
00:17:47,640 --> 00:17:49,679
‫روی آستین‌هات
‫علامت‌های سوختگی داری

387
00:17:49,680 --> 00:17:51,430
‫،و روی پاچه‌های شلوارت

388
00:17:51,440 --> 00:17:53,990
‫،ولی مهمرتر از همه
‫گونه‌هات سرخ شدن

389
00:17:54,000 --> 00:17:55,795
‫به خاطر باد زدگی.

390
00:17:57,520 --> 00:18:00,081
‫اون بادزدگی رو می‌شناسم.

391
00:18:01,720 --> 00:18:03,499
‫هنوز می‌تونم حسش کنم.

392
00:18:07,520 --> 00:18:09,222
‫تو یه تندرو هستی.

393
00:18:16,960 --> 00:18:18,199
‫وقت تمومه.

394
00:18:18,200 --> 00:18:20,919
‫خواهش می‌کنم، به کمکت نیاز دارم.

395
00:18:20,920 --> 00:18:22,417
‫زودباش، بریم.

396
00:18:26,320 --> 00:18:28,641
‫وقت توبه است، پروفسور.

397
00:18:49,920 --> 00:18:52,390
‫،ثاون فهمید قدرت دارم

398
00:18:52,400 --> 00:18:55,326
‫ولی چیزی درباره‌شون
‫بهم نمی‌گفت.

399
00:18:56,960 --> 00:18:58,335
‫چیه؟

400
00:18:59,840 --> 00:19:01,871
‫و بهم نگو چیزی نیست چون کل قیافه‌ات

401
00:19:01,880 --> 00:19:03,807
‫میگه یه چیزی شده.

402
00:19:03,880 --> 00:19:06,001
‫این قطعه‌ی آهنی رو یادته

403
00:19:06,009 --> 00:19:07,441
‫که زیر شونه‌ات پیدا کردن؟

404
00:19:07,449 --> 00:19:08,311
‫آره.

405
00:19:08,320 --> 00:19:10,189
‫،خب، یه چیزیش رفته بود رو اعصابم

406
00:19:10,200 --> 00:19:12,199
‫پس یکم تحقیق کردم.

407
00:19:12,200 --> 00:19:14,672
‫معلوم شد از اون قفسه‌ای نیست
‫که داخلش پرت شدی.

408
00:19:14,680 --> 00:19:16,548
‫تکنولوژیه.

409
00:19:16,560 --> 00:19:20,119
‫یه تراشه که ۲۵ سال پیش
‫استارلبز درستش کرده.

410
00:19:20,120 --> 00:19:23,484
‫مثل یه تراشه که ازش استفاده می‌کنی
‫تا یه حیوان گم شده رو پیدا کنی؟

411
00:19:24,760 --> 00:19:26,333
‫برای سرکوب سرعتته.

412
00:19:26,342 --> 00:19:27,503
‫چی؟

413
00:19:28,720 --> 00:19:29,988
‫وقتی خدای سرعت با رعدش

414
00:19:29,998 --> 00:19:32,950
‫بهت ضربه زد قدرت‌هات رو به دست نیاوردی.

415
00:19:32,960 --> 00:19:34,919
‫ظاهراً همیشه داشتی‌شون.

416
00:19:34,920 --> 00:19:38,149
‫همیشه... قدرت‌هایی داشتم؟

417
00:19:42,360 --> 00:19:45,917
‫چرا... کی میاد یه تراشه‌ی
‫سرکوب قدرت می‌ذاره داخل...

418
00:19:50,040 --> 00:19:52,232
‫مامانت کل زندگیت بهت دروغ گفته.

419
00:19:52,240 --> 00:19:55,509
‫یعنی، رفتار خیلی شنیعیه.

420
00:19:55,560 --> 00:19:57,393
‫چطور تونسته چنین چیزی رو
‫ازم مخفی کنه؟

421
00:19:57,400 --> 00:19:59,959
‫یعنی، دیگه درباره‌ی چی
‫بهم دروغ گفته؟

422
00:19:59,960 --> 00:20:01,799
‫فکر کنم باید از خودش بپرسی.

423
00:20:01,800 --> 00:20:04,359
‫فقط فکرش باعث میشه
‫خونم به جوش بیاد.

424
00:20:04,360 --> 00:20:05,679
‫ممکنه به خاطر ماکیاتو باشه.

425
00:20:05,680 --> 00:20:07,958
‫ممکنه شاید سه برابرش کرده باشم.

426
00:20:09,480 --> 00:20:12,529
‫حداقل تو زندگیم
‫یکی رو دارم که هنوز می‌تونم بهش اعتماد کنم.

427
00:20:16,480 --> 00:20:19,119
‫- سه برابر.
‫- گفتم که.

428
00:20:19,120 --> 00:20:22,230
‫نه، نه، نه، قهوه رو نمیگم.
‫یعنی، آره، قهوه.

429
00:20:22,240 --> 00:20:24,309
‫ولی مواد شیمیایی‌ای که خدای سرعت دزدید.

430
00:20:24,320 --> 00:20:27,031
‫،بنزین متانول ناپایداره
‫و اگه بهش

431
00:20:27,040 --> 00:20:29,714
‫کاربن دی‌سولفاتی که
‫از آزمایشگاه آلینز دزدید رو اضافه کنی...

432
00:20:29,725 --> 00:20:32,439
‫منفجر میشه. از کلاس شیمی تحلیلی
‫کلاس نهم یادمه.

433
00:20:32,440 --> 00:20:34,591
‫و تنها راه ترکیب تمام اون
‫مواد شیمیایی با همدیگه

434
00:20:34,600 --> 00:20:37,750
‫اینه که یه جور
‫ویژگی اتصالی بهش اضافه کنی.

435
00:20:37,760 --> 00:20:39,551
‫درسته، یه وضعیت
‫،اکسیداسیون مثبت یک نیاز داری

436
00:20:39,560 --> 00:20:41,588
‫مثل... یه دی‌فلوراید دی‌اُکسیژن.

437
00:20:41,600 --> 00:20:43,390
‫بله، و جایی که بتونه
‫اون رو ذخیره کنه

438
00:20:43,400 --> 00:20:46,150
‫و تنها جایی در سنترال سیتی
‫که می‌تونه

439
00:20:46,160 --> 00:20:47,651
‫صنایع استگه.

440
00:20:51,960 --> 00:20:54,192
‫باورم نمیشه اولین باری که
‫به صنایع استگ میام

441
00:20:54,200 --> 00:20:55,910
‫به عنوان یه دزده.

442
00:20:55,920 --> 00:20:58,116
‫یا نکنه ما پارتیزان هستیم؟

443
00:20:59,640 --> 00:21:01,084
‫لیا، پیداش کردم.

444
00:21:03,480 --> 00:21:06,668
‫اگه همراه با اَبر سرعتت
‫،اَبر بازو نداشته باشی

445
00:21:06,680 --> 00:21:08,475
‫نمی‌تونیم این رو ببریم بیرون.

446
00:21:11,400 --> 00:21:12,952
‫مال منه.

447
00:21:14,280 --> 00:21:16,359
‫باشه.
‫سعی کن بازش کنی.

448
00:21:16,360 --> 00:21:17,759
‫چند ثانیه‌ای بخار میشه.

449
00:21:17,760 --> 00:21:20,540
‫،اگه می‌خوایش

450
00:21:20,560 --> 00:21:21,855
‫واسه گرفتنش باید از من رد بشی.

451
00:21:21,880 --> 00:21:25,039
‫تو یه تندروی مثل من.

452
00:21:25,040 --> 00:21:27,430
‫پس تو هم لازمش داری.

453
00:21:27,440 --> 00:21:28,841
‫شرمنده.

454
00:21:46,600 --> 00:21:48,681
‫نه!

455
00:21:55,640 --> 00:21:58,719
‫لیا!
‫لیا!

456
00:21:58,720 --> 00:22:01,239
‫لیا!

457
00:22:01,240 --> 00:22:03,349
‫لیا!

458
00:22:03,360 --> 00:22:05,959
‫تنها شخص توی دنیا
‫که فکر می‌کرد می‌تونه بهش اعتماد کنه

459
00:22:05,960 --> 00:22:07,639
‫توی دست‌هاش مُرده.

460
00:22:07,640 --> 00:22:09,731
‫لابد نورا
‫احساس تنهایی کامل کرده.

461
00:22:11,040 --> 00:22:13,590
‫- ولی نبوده.
‫- چرا، بود.

462
00:22:13,600 --> 00:22:15,359
‫چون باهاش صادق نبودم.

463
00:22:15,360 --> 00:22:16,748
‫آیریس...

464
00:22:16,760 --> 00:22:18,693
‫،بعد از تمام کارهایی که کردم
‫بهم یه فرصت دوباره داد.

465
00:22:20,200 --> 00:22:21,613
‫حداقل کاریه که می‌تونیم براش انجام بدیم.

466
00:22:33,240 --> 00:22:34,947
‫مامان؟

467
00:22:38,760 --> 00:22:41,236
‫کاری نکن پشیمون بشم.

468
00:22:57,720 --> 00:22:58,941
‫چی‌کار می‌کنی؟

469
00:22:59,520 --> 00:23:01,429
‫به دخترمون فرصت میدم

470
00:23:01,440 --> 00:23:02,583
‫خودش این رو توضیح بده.

471
00:23:25,920 --> 00:23:28,266
‫نورا.

472
00:23:30,800 --> 00:23:33,471
‫درباره‌ی... لیا شنیدم.

473
00:23:33,480 --> 00:23:35,038
‫عزیزم، خیلی متأسفم.

474
00:23:36,680 --> 00:23:39,580
‫می‌دونم از دست دادن
‫کسی که دوستش داری چطوریه.

475
00:23:42,800 --> 00:23:44,473
‫اگه نمی‌خوای الان
‫،درباره‌اش حرف بزنی

476
00:23:44,480 --> 00:23:46,868
‫عیبی نداره.

477
00:23:46,880 --> 00:23:50,762
‫یا شاید فقط نمی‌خوای
‫با من درباره‌اش صحبت کنی.

478
00:23:51,960 --> 00:23:56,739
‫نورا، میشه فقط مطمئن بشم
‫حالت خوبه؟

479
00:23:56,760 --> 00:24:01,349
‫نورا، رفتم بیمارستان
‫و گفتن رفتی.

480
00:24:01,360 --> 00:24:03,952
‫به گمونم صاعقه زیاد بهت صدمه نمی‌زنه

481
00:24:03,960 --> 00:24:05,914
‫وقتی از قبل جریانش رو داخل رگ‌هات داری.

482
00:24:09,880 --> 00:24:10,766
‫این شبیهه برات؟

483
00:24:13,040 --> 00:24:15,497
‫الان چی؟

484
00:24:17,000 --> 00:24:19,412
‫- نورا...
‫- لیا قبل از مرگش پیداش کرد.

485
00:24:21,120 --> 00:24:24,086
‫تو این رو درون من قرار دادی، مامان.

486
00:24:24,120 --> 00:24:27,199
‫که قدرت‌هام رو سرکوب کنی؟

487
00:24:27,200 --> 00:24:29,184
‫کل زندگیم بهم دروغ گفتی.

488
00:24:31,040 --> 00:24:32,719
‫می‌دونم.

489
00:24:32,720 --> 00:24:34,953
‫دیگه کی می‌دونه؟

490
00:24:36,840 --> 00:24:38,764
‫کی؟

491
00:24:39,920 --> 00:24:41,310
‫همه.

492
00:24:43,680 --> 00:24:46,029
‫همه؟

493
00:24:46,040 --> 00:24:49,709
‫هر کسی که دوستش دارم
‫این رو ازم مخفی کرده؟

494
00:24:49,720 --> 00:24:51,070
‫چرا؟

495
00:24:51,079 --> 00:24:52,591
‫چون من بهشون گفتم.

496
00:24:52,600 --> 00:24:53,719
‫چرا چنین کاری کردی؟

497
00:24:53,720 --> 00:24:55,390
‫نورا، سعی داشتم ازت محافظت کنم.

498
00:24:55,400 --> 00:24:57,510
‫- از چی؟
‫- این شهر.

499
00:24:57,520 --> 00:25:01,950
‫فراانسان‌ها.
‫از... خودت.

500
00:25:01,960 --> 00:25:03,671
‫وای.

501
00:25:03,680 --> 00:25:07,580
‫- نورا، تو متوجه نیستی.
‫- نه، نیستم.

502
00:25:07,600 --> 00:25:09,109
‫چطوری قدرت‌هام رو
‫به دست آوردم؟

503
00:25:09,120 --> 00:25:10,351
‫چه مشکلی با تندروها داری؟

504
00:25:10,360 --> 00:25:13,114
‫نورا، الانش هم
‫خیلی چیزها رو از دست دادم.

505
00:25:14,480 --> 00:25:16,567
‫نمی‌تونم خطر از دست دادن
‫تو رو هم به جون بخرم.

506
00:25:18,400 --> 00:25:21,681
‫خب، الان خریدی.

507
00:25:45,760 --> 00:25:48,629
‫منم دلم برای لیا تنگ میشه.

508
00:25:48,640 --> 00:25:50,712
‫وست‌آلن، همه می‌دونیم
‫چقدر به هم نزدیک بودین.

509
00:25:50,720 --> 00:25:53,190
‫،اگه یکم مرخصی نیاز داری
‫مطمئنم سروان فرای...

510
00:25:53,200 --> 00:25:55,390
‫باید کسی که این‌کار رو کرده بگیریم.

511
00:25:55,400 --> 00:25:56,874
‫هر جوری که شده.

512
00:25:57,880 --> 00:25:59,552
‫مدارک صحنه‌ی جرم رو بررسی کردیم.

513
00:25:59,560 --> 00:26:03,150
‫معلوم شد در زخم خروجی لیا
‫دی‌اِن‌اِی خارجی بوده.

514
00:26:03,160 --> 00:26:06,709
‫ولی ازش استفاده کردیم
‫تا به طور دقیق این یارو رو شناسایی کنیم.

515
00:26:06,720 --> 00:26:09,631
‫آگوست هارت.
‫بیوهکر.

516
00:26:09,640 --> 00:26:13,311
‫،کارآموز مرکوری لبز
‫و بعد فارغ‌التحصیل کارشناسی.

517
00:26:19,480 --> 00:26:22,119
‫مال خودته.

518
00:26:22,120 --> 00:26:25,246
‫میگه برای آزمایش محرک‌های تاکیون روی

519
00:26:25,255 --> 00:26:26,308
‫بیماران به کما رفته اخراج شده.

520
00:26:26,317 --> 00:26:28,173
‫تاکیون چه کوفتیه؟

521
00:26:28,200 --> 00:26:30,299
‫ذره‌ای که سریع‌تر از نور
‫حرکت می‌کنه.

522
00:26:30,320 --> 00:26:32,111
‫خب، الان جواز بازداشتش صادر شده.

523
00:26:32,120 --> 00:26:34,577
‫قول میدم این یارو
‫به چیزی که حقشه خواهد رسید.

524
00:26:37,760 --> 00:26:39,393
‫معلومه که خواهد رسید.

525
00:26:42,680 --> 00:26:44,311
‫می‌دونستید تمام شرورها

526
00:26:44,320 --> 00:26:46,266
‫قدرت‌های فراانسانی نداشتن؟

527
00:26:46,276 --> 00:26:48,201
‫برخی از...

528
00:26:48,880 --> 00:26:53,275
‫- مطمئن شو این رو می‌گیری.
‫- همه حرکت کنن!

529
00:26:55,960 --> 00:26:57,363
‫صاعقه‌ی خدای نور...

530
00:27:00,160 --> 00:27:03,628
‫،آبی شد
‫درست مثل زوم.

531
00:27:03,640 --> 00:27:05,565
‫هی، یه لحظه صبرکن.

532
00:27:06,922 --> 00:27:09,057
‫فلش تندرو مؤنث شرور را متوقف می‌کند

533
00:27:11,880 --> 00:27:13,869
‫،گرچه بدنش از هم پاشیده شده

534
00:27:13,880 --> 00:27:16,030
‫مقامات مدارکی در مرکوری لبز
‫کشف کرده‌اند

535
00:27:16,040 --> 00:27:17,791
‫،از داروی افزایش سرعت غیرقانونی

536
00:27:17,800 --> 00:27:19,666
‫به نام ولاسیتی-۹.

537
00:27:19,680 --> 00:27:22,632
‫این محرّک فرّار به تزریق کننده
‫،سرعتی شگفت‌انگیز داد

538
00:27:22,640 --> 00:27:25,228
‫اما به قیمتی کشنده.

539
00:27:25,240 --> 00:27:26,432
‫همینه.

540
00:27:26,440 --> 00:27:29,500
‫،بنزین متانول
‫،کاربن دی‌سولفید

541
00:27:29,520 --> 00:27:31,350
‫دی‌فلوراید دی‌اُکسیژن.

542
00:27:31,360 --> 00:27:34,590
‫پایه‌ی ماتریک فراسلولی
‫برای ولاسیتی-۹.

543
00:27:34,600 --> 00:27:38,758
‫فقط این‌که سعی داره یکی بسازه
‫که واسه همیشه دووم میاره.

544
00:27:51,360 --> 00:27:53,285
‫چطوری جلوی یه تندرو رو بگیرم؟

545
00:27:54,200 --> 00:27:56,509
‫- نمی‌تونی.
‫- تنهایی نه.

546
00:27:56,520 --> 00:27:59,299
‫ولی با تو، می‌تونم.

547
00:28:01,120 --> 00:28:01,996
‫نه.

548
00:28:02,920 --> 00:28:05,350
‫،اون پاسنگ
‫تماس‌های ورودی رو دریافت می‌کنه

549
00:28:05,360 --> 00:28:07,430
‫،و از جایی که شنیدم
‫چندتایی برات مونده.

550
00:28:07,440 --> 00:28:09,510
‫می‌تونی از طریق تماس بهم بگی.

551
00:28:09,520 --> 00:28:10,671
‫نه.

552
00:28:10,680 --> 00:28:12,790
‫اون مواد شیمیایی کافی برای ساخت

553
00:28:12,800 --> 00:28:15,750
‫یه ماتریکس فراسلولی رو دزدیده
‫که قدرت‌های سرعتی رو تکرار می‌کنه.

554
00:28:15,760 --> 00:28:17,306
‫بهت گفتم بری.

555
00:28:17,320 --> 00:28:19,112
‫تنها چیزی که جلوش رو گرفته
‫تا به طور دائم

556
00:28:19,120 --> 00:28:21,710
‫تبدیل به یه تندرو بشه
‫یه عامل تثبیت کننده است.

557
00:28:21,720 --> 00:28:24,670
‫،وقتی به اون برسه
‫غیرقابل توقف میشه.

558
00:28:24,680 --> 00:28:26,670
‫گفتم برو!
‫نگهبان!

559
00:28:26,680 --> 00:28:28,271
‫خواهش می‌کنم.

560
00:28:28,280 --> 00:28:31,264
‫اون بهترین دوستم رو جلوم کُشت.

561
00:28:33,720 --> 00:28:35,314
‫،به خاطر اون مُرده

562
00:28:35,324 --> 00:28:37,691
‫و فقط تو می‌تونی جلوش رو بگیری.

563
00:28:44,800 --> 00:28:47,361
‫یعنی چی؟

564
00:28:47,371 --> 00:28:49,321
‫باید همین الان بری.

565
00:28:55,000 --> 00:28:56,409
‫نورا.

566
00:29:10,560 --> 00:29:13,389
‫باشه، تو آزمایشگاه نوآوری سی‌سی‌یو هستم.

567
00:29:13,400 --> 00:29:15,310
‫- هستی؟
‫- بله، هستم.

568
00:29:15,320 --> 00:29:17,750
‫باشه، مطمئنی این قراره مدارهای

569
00:29:17,760 --> 00:29:19,429
‫- اسکنر رو قطع کنه؟
‫- بله، مطمئنم.

570
00:29:19,440 --> 00:29:22,111
‫با همدیگه دست‌هات رو مرتعش کن.
‫یه شوک الکتریکی بساز.

571
00:29:22,120 --> 00:29:23,427
‫باشه.

572
00:29:26,400 --> 00:29:28,605
‫نابه.
‫جواب داد.

573
00:29:30,040 --> 00:29:33,618
‫حالا دنبال نورانی‌ترین اتاق بگرد.

574
00:29:35,160 --> 00:29:38,002
‫تبدیل کننده به نور فلئوروسنت مدام
‫نیاز داره.

575
00:29:40,280 --> 00:29:42,070
‫حالا تبدیل کننده‌ی بیومتریک رو پیدا کن.

576
00:29:42,080 --> 00:29:43,871
‫یه شیء شکل کلیه‌ایه.

577
00:29:43,920 --> 00:29:45,039
‫فکر کنم پیداش کردم.

578
00:29:50,120 --> 00:29:53,256
‫حالا عمراً خدای سرعت
‫بتونه ولاسیتی-۹ـش رو پایدار کنه.

579
00:29:55,600 --> 00:29:57,571
‫یاد نمی‌گیری، نه؟

580
00:29:58,360 --> 00:29:59,910
‫اون مال منه.

581
00:29:59,920 --> 00:30:01,185
‫بیا بگیرش.

582
00:30:07,920 --> 00:30:09,154
‫جواب داد!

583
00:30:14,760 --> 00:30:15,968
‫نه.

584
00:30:16,968 --> 00:30:18,091
‫بازم وی-۹ داره.

585
00:30:24,120 --> 00:30:25,510
‫نورا، باید الان از اون‌جا خارج بشی.

586
00:30:25,520 --> 00:30:26,564
‫همین الان!

587
00:30:35,200 --> 00:30:37,468
‫نمی‌تونم گُمش کنم!

588
00:30:37,480 --> 00:30:38,633
‫ثاون!

589
00:30:38,640 --> 00:30:40,990
‫شنیدی؟
‫گفتم نمی‌تونم گُمش کنم!

590
00:30:41,000 --> 00:30:43,990
‫باشه، نورا، نزدیک جایی که هستی

591
00:30:44,000 --> 00:30:45,831
‫دیواری می‌بینی، که ترجیحاً
‫بتنی باشه؟

592
00:30:45,840 --> 00:30:47,148
‫چرا؟

593
00:30:47,160 --> 00:30:49,110
‫چون می‌خوام بدوئی به یکی‌شون.

594
00:30:49,120 --> 00:30:51,430
‫یا بهتر بگم، ازش عبور کنی.

595
00:30:51,440 --> 00:30:52,673
‫نمی‌تونم از یه دیوار بتنی عبور کنم!

596
00:30:52,680 --> 00:30:54,185
‫چرا، می‌تونی.

597
00:30:54,200 --> 00:30:56,189
‫،اگه فرکانس طبیعی هوا رو مرتعش کنی

598
00:30:56,200 --> 00:30:59,110
‫بدنت... سلول‌هات
‫در حالتی قرار خواهند گرفت که

599
00:30:59,120 --> 00:31:00,711
‫درست از داخل اون دیوار رد میشن.

600
00:31:00,720 --> 00:31:02,987
‫نمی‌تونم!

601
00:31:03,000 --> 00:31:05,711
‫نورا، گوش کن.

602
00:31:05,720 --> 00:31:08,311
‫به صدام گوش کن.

603
00:31:08,320 --> 00:31:11,070
‫نفس بکش.

604
00:31:11,080 --> 00:31:14,109
‫نفس بکش.

605
00:31:14,120 --> 00:31:17,910
‫باد رو روی صورتت حس کن.

606
00:31:17,920 --> 00:31:20,472
‫زمین زیر پات.

607
00:31:20,480 --> 00:31:23,185
‫و صاعقه رو.

608
00:31:23,200 --> 00:31:26,711
‫الکتریسیته که
‫درون رگ‌هات جریان داره.

609
00:31:26,720 --> 00:31:29,950
‫انتهای عصب‌هات
‫از بالای سرت

610
00:31:29,960 --> 00:31:33,671
‫تا نوک انگشت‌های پات
‫مثل یه شوک الکتریکی که

611
00:31:33,680 --> 00:31:35,469
‫هرگز نمی‌خوای تموم بشه.

612
00:31:35,480 --> 00:31:38,390
‫حالا بخشی از یه چیز بزرگ‌تری، نورا.

613
00:31:38,400 --> 00:31:43,030
‫،بخشی از اسپیدفورس هستی و قدرتش

614
00:31:43,040 --> 00:31:46,173
‫قدرتش مال توئه که انجامش بدی.
‫حالا انجامش بده!

615
00:31:55,520 --> 00:31:56,871
‫نمی‌تونم.

616
00:31:56,880 --> 00:31:59,114
‫نمی‌تونم انجامش بدم.

617
00:32:02,800 --> 00:32:04,232
‫،پس خدافظ
‫دونده کوچولو.

618
00:32:04,240 --> 00:32:08,510
‫نه، نه.
‫متأسفم.

619
00:32:08,520 --> 00:32:12,668
‫بهت اعتماد دارم.
‫حالا چی؟

620
00:32:12,680 --> 00:32:15,752
‫،نورا
‫نمی‌تونی واسه همیشه فرار کنی.

621
00:32:15,760 --> 00:32:18,189
‫باید جلوش رو بگیری.

622
00:32:18,200 --> 00:32:19,910
‫بهم بگو اطرافت چی می‌بینی.

623
00:32:19,920 --> 00:32:23,190
‫تو خیابون پنجم و پارک هستم.

624
00:32:23,200 --> 00:32:26,310
‫،شرکت چویی رو می‌بینم
‫،بانک پیرکوین

625
00:32:26,320 --> 00:32:28,151
‫و رسانه‌ی سی‌سی سیتیزن.

626
00:32:28,160 --> 00:32:29,590
‫رسانه، ماهواره‌ها.

627
00:32:29,600 --> 00:32:31,950
‫نورا، قراره از تشعشع
‫الکترومغناطیسی ماهواره‌ها

628
00:32:31,960 --> 00:32:33,870
‫استفاده کنیم که اتصالات وی-۹ رو بشکنیم.

629
00:32:33,880 --> 00:32:35,870
‫بدن خدای سرعت رو پُر از ضد اندروفین کنیم.

630
00:32:35,880 --> 00:32:37,789
‫بلافاصله وی-۹ رو خنثی می‌کنه.

631
00:32:37,800 --> 00:32:39,110
‫دقیقاً، ولی جریان اینه.

632
00:32:39,120 --> 00:32:40,991
‫اون ماهواره‌ها
‫سر ساعت دوباره تنظیم میشن

633
00:32:41,000 --> 00:32:43,230
‫و موج‌های خیلی کوتاه
‫انرژِ میکروویو رو ساتع می‌کنن.

634
00:32:43,240 --> 00:32:45,590
‫فقط چند ثانیه وقت داری
‫تا خدای سرعت رو

635
00:32:45,600 --> 00:32:47,470
‫به جلوی اون موج‌ها ببری.
‫متوجه هستی؟

636
00:32:47,480 --> 00:32:49,790
‫پس فقط لازم دارم
‫دنبالم به یه ساختمون بیاد.

637
00:32:49,800 --> 00:32:53,428
‫نه داخل ساختمون.
‫بالای ساختمون.

638
00:32:53,440 --> 00:32:55,952
‫باشه.
‫می‌تونم انجامش بدم.

639
00:32:55,960 --> 00:32:59,190
‫باید چقدر سریع برم
‫که از یه ساختمون بالا برم؟

640
00:32:59,200 --> 00:33:01,601
‫هر چقدر سریع که می‌تونی.

641
00:33:04,520 --> 00:33:06,145
‫داره میاد.

642
00:33:06,160 --> 00:33:08,751
‫پس بدو، نورا.

643
00:33:08,760 --> 00:33:09,972
‫بدو.

644
00:33:23,080 --> 00:33:26,070
‫صبرکن، نورا.
‫صبرکن.

645
00:33:30,720 --> 00:33:32,036
‫و حالا!

646
00:33:45,400 --> 00:33:48,150
‫نورا.
‫نورا!

647
00:33:48,160 --> 00:33:49,431
‫موفق شدیم!

648
00:33:50,400 --> 00:33:51,990
‫موفق شدیم.

649
00:33:52,000 --> 00:33:54,569
‫آره که شدیم.

650
00:34:00,240 --> 00:34:03,469
‫خب، دیگه لازم نیست
‫نگران خدای سرعت باشیم.

651
00:34:03,480 --> 00:34:06,990
‫آگوست هارت
‫در بازداشت پلیس سنترال سیتیه.

652
00:34:07,000 --> 00:34:08,600
‫آفرین، دونده کوچولو.

653
00:34:09,400 --> 00:34:11,386
‫،هنوز خیلی چیزها واسه یاد گرفتن دارم
‫می‌دونی.

654
00:34:14,160 --> 00:34:16,846
‫- می‌تونی تعلیمم بدی.
‫- نمی‌تونم تعلیمت بدم، نورا.

655
00:34:18,720 --> 00:34:21,386
‫فقط وقت کافی نیست.

656
00:34:21,400 --> 00:34:23,233
‫چی... منظورت چیه؟

657
00:34:23,240 --> 00:34:25,469
‫- تو...
‫- نورا.

658
00:34:25,480 --> 00:34:28,155
‫زمانم روی این زمین
‫داره به پایان می‌رسه.

659
00:34:42,000 --> 00:34:45,070
‫خیلی چیزها رو می‌خواستم ازت بپرسم.

660
00:34:45,080 --> 00:34:46,709
‫هنوز خیلی چیزها رو نمی‌دونم.

661
00:34:46,720 --> 00:34:49,015
‫مامانم درباره‌ی خیلی چیزها
‫بهم دروغ گفته.

662
00:34:51,320 --> 00:34:52,778
‫خبر نداری.

663
00:34:54,000 --> 00:34:55,478
‫چی می‌دونی؟

664
00:34:57,520 --> 00:34:59,511
‫ثاون، خواهش می‌کنم، ممکنه
‫تنها کسی باشی

665
00:34:59,520 --> 00:35:01,195
‫که تو زندگیم مونده
‫و بهم دروغ نمیگه.

666
00:35:04,760 --> 00:35:07,668
‫،نورا

667
00:35:07,680 --> 00:35:11,480
‫واقعاً چقدر درباره‌ی فلش می‌دونی؟

668
00:35:33,400 --> 00:35:37,612
‫پنج، شش، هفت.

669
00:35:54,200 --> 00:35:56,986
‫پشمام.

670
00:36:39,000 --> 00:36:40,670
‫شب بخیر، نورا وست‌آلن.

671
00:36:40,680 --> 00:36:43,927
‫سلام.

672
00:36:43,937 --> 00:36:45,830


673
00:36:45,840 --> 00:36:47,151
‫من رو می‌شناسی؟

674
00:36:47,160 --> 00:36:49,470
‫البته.
‫نورا وست‌آلن.

675
00:36:49,480 --> 00:36:51,870
‫دختر آیریس وست
‫،و بری آلن

676
00:36:51,880 --> 00:36:54,160
‫که همچنین به نام فلش شناخته میشه.

677
00:36:56,400 --> 00:36:57,870
‫چی...

678
00:36:57,880 --> 00:36:59,989
‫ببخ... الان...

679
00:37:00,000 --> 00:37:04,270
‫،گفتی پدرم، بری آلن

680
00:37:04,280 --> 00:37:06,070
‫فلش بوده؟

681
00:37:06,080 --> 00:37:08,110
‫،می‌خوای پیغام ویدئویت رو پخش کنم

682
00:37:08,120 --> 00:37:09,380
‫نورا وست‌آلن؟

683
00:37:11,120 --> 00:37:13,270
‫پیغامم؟

684
00:37:13,280 --> 00:37:15,990
‫بله، از طرف پدرت، بری آلن.

685
00:37:16,000 --> 00:37:19,310
‫بله.

686
00:37:19,320 --> 00:37:22,670
‫،نورا

687
00:37:22,680 --> 00:37:24,261
‫وقت زیادی ندارم.

688
00:37:26,840 --> 00:37:29,744
‫،اگه داری این رو نگاه می‌کنی
‫یعنی شبیه من هستی.

689
00:37:31,440 --> 00:37:33,055
‫قدرت‌هایی داری.

690
00:37:35,600 --> 00:37:37,311
‫همچنین یعنی پیشت نبودم که کمک کنم

691
00:37:37,320 --> 00:37:38,807
‫یاد بگیری چطوری ازشون استفاده کنی.

692
00:37:39,960 --> 00:37:43,468
‫واسه خیلی چیزها نبودم.

693
00:37:43,480 --> 00:37:47,064
‫،یادت باشه
‫،نورای عزیزم

694
00:37:47,080 --> 00:37:52,149
‫،همیشه یادت باشه
‫دوستت دارم.

695
00:37:52,160 --> 00:37:53,795
‫همیشه خواهم داشت.

696
00:38:08,800 --> 00:38:11,245
‫فقط می‌خواستم ببینمت، بابا.

697
00:38:17,920 --> 00:38:20,108
‫ثاون...

698
00:38:20,120 --> 00:38:21,911
‫نشونم داد چطوری.

699
00:38:22,480 --> 00:38:23,745
‫و سیکادا؟

700
00:38:23,800 --> 00:38:26,555
‫یه موردی که جفت‌مون نمی‌تونستیم حل کنیم.

701
00:38:28,200 --> 00:38:31,936
‫ایده‌ی من بود که این‌جا بیام
‫و درستش کنم.

702
00:38:33,400 --> 00:38:35,740
‫باشه.

703
00:38:37,680 --> 00:38:39,874
‫میشه یه دقیقه
‫با نورا تنها باشم؟

704
00:38:41,400 --> 00:38:43,209
‫البته.

705
00:38:56,200 --> 00:38:58,869
‫چند بار پیش ثاون برگشتی؟

706
00:38:58,880 --> 00:39:00,270
‫چند بار؟

707
00:39:00,280 --> 00:39:01,739
‫بعد از شب روشن‌فکری.

708
00:39:02,560 --> 00:39:05,530
‫پنج، شاید شیش بار.

709
00:39:08,480 --> 00:39:10,910
‫حتی با دونستن این‌که
‫مادرم رو کشته؟

710
00:39:10,920 --> 00:39:14,471
‫- بابا...
‫- برگشتن برای...

711
00:39:14,480 --> 00:39:17,909
‫دیدن من و تیم رو...

712
00:39:17,920 --> 00:39:19,310
‫درک می‌کنم.

713
00:39:19,320 --> 00:39:21,190
‫جدی میگم.

714
00:39:21,200 --> 00:39:24,950
‫حتی رفتن پیش ثاون برای یاد گرفتن...

715
00:39:24,960 --> 00:39:27,511
‫چطوری انجام دادنش رو درک می‌کنم، ولی...

716
00:39:27,520 --> 00:39:29,631
‫همه‌اش بر می‌گشتی.

717
00:39:30,440 --> 00:39:31,991
‫حتی بعد از این‌که می‌دونستی چی‌کار کرده.

718
00:39:32,000 --> 00:39:36,602
‫حتی بعد از این‌که
‫اون دیگه تنها انتخابت نبوده.

719
00:39:37,360 --> 00:39:40,750
‫،و بدترین بخشش اینه
‫هر بار بهمون دروغ گفتی.

720
00:39:40,760 --> 00:39:42,270
‫بابا، من...

721
00:39:42,280 --> 00:39:44,075
‫بهت اعتماد ندارم، نورا.

722
00:39:46,240 --> 00:39:49,550
‫نمی‌تونم کسی رو این‌جا پیش ما داشته باشم

723
00:39:49,560 --> 00:39:52,669
‫که دیگه بهش اعتماد ندارم.

724
00:39:54,320 --> 00:39:56,110
‫منظورت چیه؟

725
00:39:56,120 --> 00:39:59,126
‫وقتشه بری خونه.

726
00:40:01,720 --> 00:40:04,671
‫بابا، لطفاً این‌کار رو نکن!

727
00:40:04,680 --> 00:40:07,085
‫قول میدم دیگه هرگز
‫نمیرم دیدن ثاون!

728
00:40:08,400 --> 00:40:10,390
‫بابا، این‌کار رو نکن!

729
00:40:10,440 --> 00:40:13,310
‫نورا، اگه دوباره
‫،تلاش کنی دوباره به عقب برگردی

730
00:40:13,320 --> 00:40:15,990
‫توی اسپید فورس حسش می‌کنم.

731
00:40:16,000 --> 00:40:17,710
‫متوجه میشم.

732
00:40:19,520 --> 00:40:21,426
‫خدافظ، نورا.

733
00:40:39,250 --> 00:40:41,250
‫هماهنگ‌سازی با نسخه بلوری
‫<font color=Red>.: Saeed Qrb :.</font>

734
00:40:44,920 --> 00:40:47,235
‫پس بالأخره اعتراف کرد.

735
00:40:49,880 --> 00:40:53,236
‫یا تنهایی فهمیدی؟

736
00:40:54,040 --> 00:40:56,050
‫یکی کافی نبود؟

737
00:40:58,640 --> 00:41:01,243
‫باید سعی می‌کردی
‫دخترم رو هم ازم بگیری؟

738
00:41:03,080 --> 00:41:04,429
‫دخترم رو!

739
00:41:04,440 --> 00:41:06,359
‫می‌دونستم این‌طوری واکنش نشون میدی.

740
00:41:07,160 --> 00:41:08,592
‫،همیشه خیلی احساساتی هستی

741
00:41:08,600 --> 00:41:12,259
‫واسه همین گفتم تمام این‌ها رو
‫ازت مخفی کنه.

742
00:41:12,280 --> 00:41:14,830
‫نمی‌تونی دونده کوچولو رو سرزنش کنی، بری.

743
00:41:14,840 --> 00:41:17,818
‫فقط می‌خواست
‫یکم با باباش وقت بگذرونه.

744
00:41:19,800 --> 00:41:21,903
‫اون رو سرزنش نکن.

745
00:41:24,120 --> 00:41:26,965
‫این رو حرف آخر یه فرد محکوم در نظر بگیر.

746
00:41:29,840 --> 00:41:31,030
‫همیشه فکر می‌کردی خیلی از ما

747
00:41:31,040 --> 00:41:33,060
‫باهوش‌تر هستی، ثاون.

748
00:41:35,440 --> 00:41:37,240
‫ولی باختی.

749
00:41:41,160 --> 00:41:44,563
‫و حالا بالأخره
‫به چیزی که لایقش هستی می‌رسی.

