1
00:00:17,680 --> 00:00:20,008
‫فکر کنم دارم امیدم رو از رسیدن پیام هام بهت از دست میدم

2
00:00:20,549 --> 00:00:23,316
‫ولی همیشه یه شانس کوچیکی برا ادامه دادن هست
‫مگه نه ؟

3
00:00:23,352 --> 00:00:25,680
‫شانس خیلی کوچیک و ناچیزی....

4
00:00:25,714 --> 00:00:28,414
‫حالا دیگه همه چیز به همین شانس های ناچیز بستگی داره

5
00:00:29,833 --> 00:00:32,769
‫تلاش کردم اوضاع رو راست و ریست کنم

6
00:00:32,803 --> 00:00:35,266
‫مردم رو تو امنیت نگه دارم

7
00:00:35,300 --> 00:00:37,494
‫"تلاشم رو کردم " مرگان....

8
00:00:37,529 --> 00:00:40,768
‫تلاشم رو کردم

9
00:00:43,334 --> 00:00:45,798
‫حالا دیگه گروهمون کوچیک تر شده

10
00:00:45,833 --> 00:00:48,904
‫چند روز پیش یه نفر دیگه رو از دست دادیم....

11
00:00:50,796 --> 00:00:52,549
‫انتخاب خودش بود

12
00:00:52,584 --> 00:00:54,609
‫سرزنشش نمی کنم

13
00:00:54,644 --> 00:00:56,770
‫ولی ایمانش رو از دست داده بود

14
00:00:56,804 --> 00:00:59,537
‫مرکز کنترل و درمان یه بن بست بزرگ بود

15
00:01:01,259 --> 00:01:03,486
‫اونجا با یه مردی آشنا شدم

16
00:01:03,520 --> 00:01:05,919
‫یه محقق

17
00:01:05,953 --> 00:01:08,384
‫یه چیزی بهم گفت...

18
00:01:09,929 --> 00:01:12,064
‫بهم گفت که....

19
00:01:14,892 --> 00:01:16,303
‫دیگه اهمیتی نداره

20
00:01:16,337 --> 00:01:18,539
‫فعلا تنها چیزی که اهمیت داره اینه که داریم از اینجا میریم

21
00:01:18,573 --> 00:01:20,740
‫دیگه عمره " آتلانتا " به سر رسیده

22
00:01:20,774 --> 00:01:24,025
‫(می خوایم بریم سمت فورت بنینگ ( مرکز نظامی و ارتشی ـه واقع در چندین شهر ایالات متحده

23
00:01:24,653 --> 00:01:27,148
‫یه سفر خیلی طولانی و سخت در پیش داریم....

24
00:01:27,182 --> 00:01:29,614
‫شاید حتی سخت تر از چیزی که بشه تصور کرد

25
00:01:29,647 --> 00:01:32,176
‫ولی نمی تونه از چیزی که تا اینجای کار سرمون اومده سخت تر باشه....

26
00:01:32,211 --> 00:01:34,870
‫می تونه ؟

27
00:01:34,905 --> 00:01:38,058
‫دویست کیلومتر دیگه...

28
00:01:38,092 --> 00:01:39,833
‫مسیریه که باید طی کنیم

29
00:01:41,773 --> 00:01:44,434
‫و من به سختی در تلاشم تا ایمانم رو نبازم

30
00:01:44,468 --> 00:01:47,030
‫اگه از پسش بر نیام ، اونوقت بقیه...

31
00:01:48,674 --> 00:01:51,894
‫خانوادم.... زنم

32
00:01:54,360 --> 00:01:57,362
‫پسرم....

33
00:01:57,398 --> 00:01:59,375
‫حالا دیگه تعداد کمی ازمون باقی مونده

34
00:01:59,409 --> 00:02:02,821
‫پس باید هوای همو داشته باشیم

35
00:02:02,856 --> 00:02:05,074
‫برا همدیگه مبارزه کنیم.

36
00:02:05,108 --> 00:02:11,694
‫حتی اگه پاش کشید برا خاطر هم جونمون رو  به خطر بندازیم

37
00:02:11,730 --> 00:02:14,185
‫حاضر شو که بریم پسر

38
00:02:14,220 --> 00:02:16,471
‫این آخرین شانسیه که برامون مونده

39
00:02:26,199 --> 00:02:28,962
‫"اون بیرون مواظب خودت باش "مرگان

40
00:02:28,997 --> 00:02:32,375
‫امیدوارم تو و " دواین " حالتون خوب باشه

41
00:02:33,740 --> 00:02:36,333
‫زیاد اون بیرون نمونید

42
00:02:36,368 --> 00:02:38,960
‫به حرکت ادامه بدید

43
00:02:38,995 --> 00:02:41,725
‫حواستون به اطراف باشه

44
00:02:41,759 --> 00:02:44,045
‫نمی دونم... فقط

45
00:02:44,080 --> 00:02:46,509
‫فقط در امان بمونید

46
00:02:49,406 --> 00:02:51,968
‫شاید یه روز تو "فورت بنینگ" همدیگرو دیدیم

47
00:02:53,501 --> 00:02:56,530
‫ریک.... تمام

48
00:03:23,289 --> 00:03:27,036
‫قسمت اول : آنچه در کمین است

49
00:03:31,028 --> 00:03:38,810
‫: ترجمه و تنظیم
‫p۰rya /// GodeatGod

50
00:03:41,005 --> 00:03:46,991
‫Tvcenter.co

51
00:03:47,015 --> 00:03:55,015
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

52
00:04:26,773 --> 00:04:30,334
‫داشتم در مورد اون دفعه که با کارل رفتیم " گریت کنیون "فکر میکردم
‫(پارکی جنگی واقع در آریزونا)

53
00:04:34,630 --> 00:04:37,091
‫من یادم نمیاد

54
00:04:37,126 --> 00:04:39,522
‫نه تو اون موقع خیلی کوچیک بودی

55
00:04:39,556 --> 00:04:42,051
‫تازه اصلا نتونستیم از "فورت وورت" ( تگزاس ) جلوتر بریم

56
00:04:42,085 --> 00:04:45,579
‫نه نتونستیم. تو بدجوری مریض شدی
‫تا اون روز نمی دونستم یه بچه انقدر پشت سره هم می تونه بالا بیاره

57
00:04:45,614 --> 00:04:47,477
‫اییش

58
00:04:47,511 --> 00:04:49,707
‫اره واقعا ایشش

59
00:04:49,741 --> 00:04:51,871
‫دکترها تو تگزاس بهمون گفتن حالت خوب میشه

60
00:04:51,905 --> 00:04:54,800
‫بعدم ما برگشیتم و رفتیم سمته خونه

61
00:04:54,834 --> 00:04:57,597
‫پس حسابی بد گذشته

62
00:04:57,631 --> 00:05:00,493
‫نه اتفاقا سفر خوبی بود

63
00:05:00,527 --> 00:05:02,756
‫بهترین سفرمون بود

64
00:05:02,790 --> 00:05:06,518
‫میشه دوباره بریم " گریت کنیون " ؟

65
00:05:06,552 --> 00:05:08,747
‫دوست دارم ببینمش

66
00:05:08,782 --> 00:05:11,045
‫منم دوست دارم

67
00:05:11,080 --> 00:05:13,248
‫میشه بریم ؟

68
00:05:13,281 --> 00:05:15,546
‫اگه رفتیم تو و مادرتم با خودمون می بریم

69
00:05:15,580 --> 00:05:18,044
‫اینو قول میدم

70
00:05:29,546 --> 00:05:31,451
‫به نظر سیستمش پیچیده میاد

71
00:05:31,485 --> 00:05:34,245
‫حقه اش اینه که بتونی دوباره همه ی قستماش رو

72
00:05:34,278 --> 00:05:36,512
‫مثل قبل رو هم سوار کنی

73
00:05:36,545 --> 00:05:38,253
‫می تونم تفنگ تورم تمیز کنیم

74
00:05:38,288 --> 00:05:39,864
‫بهت نشون بدم چجوری اینکارو می کنن

75
00:05:48,178 --> 00:05:50,445
‫ایول

76
00:05:51,497 --> 00:05:53,007
‫تفنگ خوبیه

77
00:05:53,041 --> 00:05:55,077
‫این تفنگ یه هدیه بود

78
00:05:55,111 --> 00:05:56,951
‫از طرف پدرم

79
00:05:56,984 --> 00:06:00,926
‫درست قبل از اینکه من و " ایمی " سفرمون رو شروع  کنیم بهمون داد

80
00:06:02,670 --> 00:06:06,743
‫گفت دو تا دختر تنها باید بتونن از خودشون محافظت کنن

81
00:06:06,777 --> 00:06:08,813
‫پس پدرت آدم باهوشی بوده

82
00:06:09,800 --> 00:06:11,801
‫ببین ، این...

83
00:06:11,836 --> 00:06:14,303
‫ظرفیت خشابش محدوده

84
00:06:14,338 --> 00:06:16,606
‫می بینی ؟ فقط هفت تا توش جا میشه

85
00:06:16,640 --> 00:06:18,873
‫وای خدایا

86
00:06:22,076 --> 00:06:24,377
‫نه

87
00:06:45,696 --> 00:06:47,094
‫راهی برا رد شدن از بینشون نیست ؟

88
00:06:53,201 --> 00:06:56,135
‫شاید بهتر باشه برگردیم

89
00:06:56,170 --> 00:06:59,305
‫- یه جاده ی فرعی هست....
‫- نمی تونیم بیشتر از این بنزین حروم کنیم

90
00:07:22,890 --> 00:07:24,824
‫خدایا

91
00:08:03,589 --> 00:08:05,355
‫گفته بودم ، نگفته بودم ؟

92
00:08:05,389 --> 00:08:07,958
‫هزار بار گفتم بدون آب بالاخره جوش میاره

93
00:08:07,992 --> 00:08:09,859
‫مشکلی پیش اومده " دیل " ؟

94
00:08:09,893 --> 00:08:12,361
‫مشکل که نه ، فقط وسط ناکجا آباد گیر افتادیم

95
00:08:12,395 --> 00:08:14,096
‫بدون دسترسی به هیچ....

96
00:08:15,664 --> 00:08:17,665
‫قبول دارم ، حرفه احمقانه ای بود

97
00:08:17,700 --> 00:08:19,899
‫شاید خنک کننده ی رادیاتور تو بساطشون نباشه

98
00:08:19,934 --> 00:08:22,168
‫ولی کلی چیزای بدرد بخور دیگه اینجا میشه پیدا کرد

99
00:08:22,203 --> 00:08:24,837
‫برای شروع می تونم از این ماشینا یکم بنزین بگیرم

100
00:08:24,871 --> 00:08:26,739
‫- شاید هم کمی آب بشه پیدا کرد
‫- یا غذا

101
00:08:26,773 --> 00:08:28,840
‫اینجا یه گور دسته جمعیه

102
00:08:35,179 --> 00:08:38,080
‫فکر نکنم حس خوبی نسبت بهش داشته باشم

103
00:08:39,450 --> 00:08:40,550
‫خیلی خب ، بزن بریم

104
00:08:40,584 --> 00:08:43,252
‫- یالا دیگه
‫- یه نگاهی به اطراف بنداز

105
00:08:43,286 --> 00:08:45,554
‫هرچی می تونی جمع کن

106
00:09:16,111 --> 00:09:18,345
‫نگاه نکنید بچه ها

107
00:09:21,782 --> 00:09:23,849
‫- کدوم یکی ؟
‫- کله چکشی

108
00:09:23,884 --> 00:09:26,385
‫لوله ی رادیاتور همیشه اون کله چکشی اس

109
00:09:26,419 --> 00:09:28,887
‫بیا ، تو انجامش بده

110
00:09:28,921 --> 00:09:31,122
‫یه چیزی هم یاد می گیری

111
00:10:24,697 --> 00:10:27,498
‫اِد " هیچوقت نمیذاشت همچین لباسای خوشگلی بپوشم"

112
00:10:29,534 --> 00:10:31,167
‫لباس لازممون میشه

113
00:10:36,640 --> 00:10:38,378
‫هی کارل

114
00:10:38,412 --> 00:10:40,216
‫از جلو چشمم دور نشید ،  باشه ؟

115
00:10:41,321 --> 00:10:42,825
‫تو هم همینطور سوفیا

116
00:11:05,594 --> 00:11:07,700
‫همه چیز آرومه

117
00:11:12,483 --> 00:11:14,555
‫خیلی خب

118
00:11:17,899 --> 00:11:20,173
‫خیلی خب

119
00:11:45,684 --> 00:11:47,556
‫گلن

120
00:11:47,590 --> 00:11:49,963
‫آب کم آورده بودیم ؟

121
00:11:58,756 --> 00:12:00,227
‫برا منم نگه دار!

122
00:12:00,261 --> 00:12:02,133
‫انگار دارن غُسل ام میدن!

123
00:13:04,024 --> 00:13:06,563
‫خدایا!

124
00:13:23,217 --> 00:13:24,720
‫لوری ، بخوابید زیر ماشینا

125
00:13:27,028 --> 00:13:29,970
‫سوفیا ، کارل ، بخوابید رو زمین ، همین الان

126
00:13:42,943 --> 00:13:45,249
‫چی شده ؟

127
00:16:15,142 --> 00:16:17,315
‫خیلی خب

128
00:16:31,760 --> 00:16:33,495
‫لعنتی

129
00:20:47,487 --> 00:20:49,489
‫لوری

130
00:20:49,523 --> 00:20:52,558
‫دو تا زامبی دنبال بچه ی من کردن

131
00:21:35,254 --> 00:21:37,622
‫- حالت خوبه ؟ خوبی
‫- بهشون شلیک کن

132
00:21:37,657 --> 00:21:39,226
‫نه. نه!

133
00:21:39,260 --> 00:21:40,927
‫بقیه ی زامبی هایی که تو جادن صداش رو می شنون

134
00:21:40,962 --> 00:21:43,130
‫اونوقت دیگه فقط دو تا نیستن. میشن صدتا

135
00:21:52,411 --> 00:21:54,246
‫خیلی خب ، همینجا وایسا

136
00:21:54,280 --> 00:21:56,146
‫صبر کن

137
00:21:56,179 --> 00:21:58,373
‫بیا

138
00:22:03,189 --> 00:22:05,841
‫سوفیا ، باید دقیقا کاری که بهت می گم رو بکنی

139
00:22:05,875 --> 00:22:07,675
‫اینجا قایم شو. از جات جُم نخور

140
00:22:07,709 --> 00:22:09,673
‫- من مسیرشون رو از اینجا منحرف می کنم
‫- نه ، نه اینجا تنهام نذار

141
00:22:09,707 --> 00:22:11,606
‫گوش کن ، گوش کن

142
00:22:11,639 --> 00:22:13,735
‫اونا نفس کم نمیارن ، ولی من میارم

143
00:22:13,768 --> 00:22:15,504
‫باید جدا جدا حسابشون رو برسم

144
00:22:15,537 --> 00:22:17,109
‫در این صورت دیگه نمی تونم حواسم به تو باشه

145
00:22:17,142 --> 00:22:19,957
‫اگه اینجا باشی جفتمون زنده می مونیم ، می فهمی ؟

146
00:22:19,991 --> 00:22:22,315
‫باشه ؟ برو برو

147
00:22:24,839 --> 00:22:27,654
‫اگه من بر نگشتم برو سمت بزرگراه

148
00:22:27,687 --> 00:22:29,849
‫همین راهی که اومدیم رو مستقیم برگرد تا برسی پیش بقیه

149
00:22:29,882 --> 00:22:33,253
‫حواست باشه ، اگه خورشید سمت چپت بود یعنی درست داری میری

150
00:22:38,071 --> 00:22:39,478
‫یالا!

151
00:22:41,346 --> 00:22:43,998
‫بیا دیگه ، حروم زاده ی بد ترکیب

152
00:22:45,374 --> 00:22:47,536
‫یالا

153
00:23:05,419 --> 00:23:07,317
‫بیا!

154
00:24:06,520 --> 00:24:08,247
‫مطمئنی همینجا بود ؟

155
00:24:08,781 --> 00:24:11,305
‫دقیقا همینجا گذاشتمش

156
00:24:11,339 --> 00:24:14,260
‫من زامبی هارو از اینجا کشیدم بیرون و بردمشون سمت اون نهر

157
00:24:14,295 --> 00:24:17,979
‫که قبلا اونجا رو گشتیم

158
00:24:18,014 --> 00:24:20,338
‫وقتی برگشتم اینجا دیگه رفته بوده

159
00:24:20,372 --> 00:24:23,227
‫با خودم فکر کردم حتما اومده بیرون و برگشته پیش بقیه

160
00:24:23,262 --> 00:24:25,287
‫بهش گفتم از اون طرف بره

161
00:24:25,321 --> 00:24:27,212
‫جوری که خورشید سمت چپ شونه اش باشه

162
00:24:29,339 --> 00:24:31,564
‫هی " شورت راند " ( یکی از کاراکتر های فیلم ایندیانا جونز که ژاپنی بود ) چرا نمیای
‫این پایین یه نگاهی بندازی ؟

163
00:24:31,597 --> 00:24:33,058
‫اون بالا خسته نشی

164
00:24:33,091 --> 00:24:34,585
‫البته اگه چپ و راستش رو بلد باشه

165
00:24:34,620 --> 00:24:36,510
‫شین ، اون حرفامو کاملا متوجه شد

166
00:24:36,545 --> 00:24:38,570
‫به هرحال اون بچه حسابی خسته بودی و ترسیده بوده

167
00:24:38,605 --> 00:24:40,396
‫در حالی که دو تا زامبی افتاده بودن دنبالش

168
00:24:40,431 --> 00:24:42,356
‫معلوم نیست چقدر از حرفات تو ذهنش مونده باشه

169
00:24:42,390 --> 00:24:44,681
‫اینجا یه ردپایی هست

170
00:24:44,716 --> 00:24:47,006
‫همونکاری رو کرده که بهش گفتی
‫برگشته سمته بزرگراه

171
00:24:47,040 --> 00:24:49,896
‫- بیاید از هم جدا شیم و تا بزرگراه رو بگردیم
‫- نمی تونه زیاد دور شده باشه

172
00:24:51,756 --> 00:24:53,549
‫پیداش می کنیم

173
00:24:53,582 --> 00:24:55,441
‫حتما یه جایی همین اطراف بین درختا قایم شده

174
00:25:04,841 --> 00:25:07,131
‫تا اینجا رو درست اومده

175
00:25:07,165 --> 00:25:09,887
‫فقط باید همین مسیر رو ادامه میداده

176
00:25:09,922 --> 00:25:12,245
‫ولی پیچیده از اون طرف رفته

177
00:25:12,279 --> 00:25:14,039
‫چرا باید همچین کاری بکنه ؟

178
00:25:14,073 --> 00:25:17,326
‫شاید یه چیزی دیده که ترسوندتش
‫باعث شده از این طرف فرار کنه

179
00:25:17,360 --> 00:25:19,084
‫یه زامبی ؟

180
00:25:19,119 --> 00:25:21,348
‫ردپای کسه دیگه ای رو اینجا نمی بینم

181
00:25:21,383 --> 00:25:22,903
‫فقط ردپای دخترس

182
00:25:22,937 --> 00:25:25,912
‫خب حالا چیکار کنیم ؟ همگی به گشتن ادامه بدیم ؟

183
00:25:25,946 --> 00:25:28,649
‫نه بهتره تو و " گلن"  برگردید به بزرگراه

184
00:25:28,683 --> 00:25:30,609
‫مردم نگران میشن

185
00:25:30,644 --> 00:25:33,752
‫بذار خبردار بشن که داریم سعی مون رو برای پیدا کردنش می کنیم

186
00:25:33,788 --> 00:25:35,780
‫ولی مهم تر از همه  ، کاری کنید آرامششون حفظ بشه

187
00:25:35,816 --> 00:25:37,639
‫با گشتن بین ماشینا سرشون رو گرم می کنم

188
00:25:37,674 --> 00:25:40,445
‫یه سری کاره دیگه هم بهشون میدم که مشغولشون نگه دارم

189
00:25:40,479 --> 00:25:42,642
‫بریم

190
00:26:13,197 --> 00:26:16,474
‫چرا هممون نمی ریم اون بیرون بگردیم ؟  برا چی اینجا داریم ماشین هارو تکون میدیم ؟

191
00:26:16,509 --> 00:26:18,772
‫باید به اندازه کافی جاده رو خلوت کنیم که ماشینمون رد بشه

192
00:26:18,808 --> 00:26:20,395
‫به محض اینکه راه بیفته آماده بشیم

193
00:26:20,430 --> 00:26:22,863
‫حالا که به اندازه کافی بنزین داریم

194
00:26:22,897 --> 00:26:25,701
‫می تونیم بریم سمت همون مسیری که گلن تو نقشه پیدا کرده بود

195
00:26:25,736 --> 00:26:28,406
‫برگشتن خیلی راحت تر از ادامه دادن تو این مسیره شلوغه

196
00:26:28,441 --> 00:26:30,603
‫تا وقتی دخترم پیدا نشه هیچ جا نمیریم

197
00:26:30,637 --> 00:26:32,529
‫اینکه اصلا گفتن نداره

198
00:26:32,564 --> 00:26:35,401
‫ریک و دریل دارن دنبالش می گردن ، خب ؟

199
00:26:35,436 --> 00:26:38,680
‫- فقط یکم زمان می بره
‫- منکه دیگه تحمل بیشتر موندن رو ندارم

200
00:26:38,715 --> 00:26:41,553
‫هنوزم بعد از دیدن اون گَله زامبی ، حالم سره جاش نیومده

201
00:26:41,588 --> 00:26:44,222
‫- گله ، یا هرچی که می خواین اسمشون رو بذارید
‫- واقعا ؟ از چه نظر ؟

202
00:26:44,258 --> 00:26:45,845
‫همین که همشون یهو به اون شکل داشتن رژه می رفتن ؟

203
00:26:45,880 --> 00:26:49,564
‫یه گله زامبی
‫به نظرم کلمه ی مناسبیه

204
00:26:49,598 --> 00:26:52,505
‫قبلا هم همچین چیزایی رو از سر گذروندیم
‫مثل همون شبی که گروهی به کمپ مون حمله کردن

205
00:26:52,539 --> 00:26:55,005
‫اونا هم مثل همینا یه گروه زامبی سرگردون بودن
‫فقط تعدادشون کمتر بود

206
00:26:55,040 --> 00:26:56,704
‫خیلی خب

207
00:26:56,739 --> 00:26:59,437
‫یالا دیگه ، کلی کار برا انجام دادن داریم

208
00:26:59,471 --> 00:27:01,535
‫نباید زمان رو از دست بدیم
‫بریم

209
00:27:14,427 --> 00:27:16,557
‫رد پاها ناپدید شدن

210
00:27:16,591 --> 00:27:18,856
‫نه ، اثرشون کم تر شده

211
00:27:18,891 --> 00:27:20,988
‫ولی ناپدید نشدن

212
00:27:21,023 --> 00:27:22,853
‫از این طرف رفته

213
00:27:22,888 --> 00:27:24,652
‫از کجا می دونی ؟

214
00:27:24,686 --> 00:27:27,018
‫منکه هیچی نمی بینم
‫فقط گِل و شاخ و برگ

215
00:27:27,052 --> 00:27:29,516
‫می خوای آموزش پیدا کردن ردِ آدما تو جنگل بهت بدم ، یا فقط اون دختره زودتر پیدا کنی

216
00:27:29,550 --> 00:27:31,581
‫تا زودتر گورمون رو از اینجا گم کنیم ؟

217
00:28:52,827 --> 00:28:55,391
‫- شین
‫- کارل ، چی شده ؟

218
00:28:55,425 --> 00:28:57,623
‫مامان ، یه چیزه باحال پیدا کردم

219
00:28:57,657 --> 00:28:59,488
‫یه نگاهی بهش بنداز شین

220
00:29:00,955 --> 00:29:02,786
‫یه جعبه ابزار جنگی

221
00:29:02,821 --> 00:29:04,685
‫باحاله رفیق. برو بدش به دیل

222
00:29:04,720 --> 00:29:06,684
‫این یکی رو نگاه کن

223
00:29:06,718 --> 00:29:09,049
‫وای یه تبر

224
00:29:09,083 --> 00:29:11,448
‫- مواظب باش ، با اونا بازی نکن
‫- حسابی تیزن

225
00:29:11,482 --> 00:29:14,412
‫- چی بهت گفتم ؟
‫میشه یکی شون رو نگه دارم ؟

226
00:29:14,447 --> 00:29:17,009
‫- دیوونه شدی ؟
‫- اصلا راه نداره

227
00:29:17,044 --> 00:29:20,041
‫شین ، شین بهش بگو اجازه بده یکیش رو نگه دارم

228
00:29:21,674 --> 00:29:24,538
‫ببین رفیق ،گفتم برو بدشون به دیل ، همین الان
‫یالا

229
00:29:34,632 --> 00:29:37,595
‫- این دیگه چه حرکتی بود ؟
‫- منظورت چیه؟

230
00:29:37,630 --> 00:29:40,261
‫همین که زدی تو ذوق اش
‫حسابی ناراحتش کردی

231
00:29:46,958 --> 00:29:49,588
‫باورم نمیشه ، مثلا داری بهم بی محلی می کنی ؟

232
00:29:49,623 --> 00:29:51,354
‫مگه همینو نمی خواستی ؟

233
00:29:51,388 --> 00:29:54,251
‫تو نبودی که همش می گفتی از جلو چشمم دور شو ؟

234
00:29:54,286 --> 00:29:56,783
‫یادفت رفته تو "مرکز کنترل و درمان " چه اتفاقی افتاد ؟

235
00:29:56,818 --> 00:29:59,781
‫یادفت رفته چطور زده بود به سرت و کنترلت رو تو اون اتاق از دست داده بودی ؟

236
00:29:59,816 --> 00:30:01,780
‫- وقتی می خواستی...
‫- وقتی می خواستم چیکار کنم ؟

237
00:30:01,814 --> 00:30:03,545
‫فکر می کنی اون چه کاری بود ؟

238
00:30:03,579 --> 00:30:07,043
‫فکر کنم خودتم خوب می دونی که چی بود

239
00:30:07,077 --> 00:30:10,275
‫یه اشتباه
‫خودمم قبول دارم

240
00:30:10,308 --> 00:30:13,239
‫من تو مسیر ام یه اشتباهاتی مرتکب شدم ، لوری

241
00:30:13,274 --> 00:30:15,537
‫تو هم همینطور

242
00:30:15,571 --> 00:30:18,069
‫شکی توش نیست

243
00:30:18,104 --> 00:30:20,867
‫ولی شین ، باید دست از این کارا برداریم

244
00:30:20,902 --> 00:30:23,032
‫فکر کردی برا چی دارم یه ماشین جدید برا خودم جور می کنم ؟

245
00:30:24,632 --> 00:30:26,663
‫می خوام از پیشتون برم

246
00:30:26,697 --> 00:30:28,728
‫بری ؟

247
00:30:28,763 --> 00:30:30,794
‫برا خاطر خودتون

248
00:30:30,828 --> 00:30:34,724
‫تو اولین فرصت می زنم به چاک
‫جوری که آب از آب تکون نخوره

249
00:30:39,189 --> 00:30:41,287
‫سیستم پیام رسان اضطراری فعال شده است

250
00:30:41,321 --> 00:30:44,485
‫: شورای حفاظت از مردم این پیغام را منتشر کرده است

251
00:30:44,519 --> 00:30:46,883
‫پخش روتین برنامه ها تا اطلاع بعدی متوقف خواهد شد

252
00:30:46,917 --> 00:30:50,047
‫- این یک پیام اضطراری ست
‫- این شبکه رو موج محلی ــه ؟

253
00:30:50,082 --> 00:30:52,647
‫فاصله ی منبع اش نباید بیشتر از ۱۰۰ کیلومتر

254
00:30:52,680 --> 00:30:55,411
‫از افرادی که آلوده شدند به شدت دوری کنید
‫آرامش خود را حفظ کنید

255
00:30:55,445 --> 00:30:56,942
‫کمک در راه است

256
00:30:56,977 --> 00:30:59,841
‫سیستم پیام رسان اضطراری فعال شده است

257
00:31:01,440 --> 00:31:03,685
‫کونی

258
00:31:03,719 --> 00:31:06,955
‫خیلی خب دیگه ، برگردیم سره کارمون

259
00:32:07,840 --> 00:32:09,901
‫سوفیا!

260
00:32:17,585 --> 00:32:19,047
‫دنیال چی می گردی ؟

261
00:32:19,081 --> 00:32:21,642
‫زیره ناخن هاش پوست آدمه

262
00:32:27,763 --> 00:32:29,658
‫تازگیا غذا خورده

263
00:32:35,414 --> 00:32:38,573
‫بین دندوناش گوشت چسبیده

264
00:32:39,772 --> 00:32:42,099
‫چجور گوشتی ؟

265
00:32:43,796 --> 00:32:45,791
‫فقط یه راه برا مطمئن شدنش هست

266
00:32:51,612 --> 00:32:53,741
‫من انجامش میدم

267
00:32:53,776 --> 00:32:55,603
‫تاحالا تو زندگیت چند تا دل و قلبه در آوردی ؟

268
00:32:55,638 --> 00:32:58,530
‫به هرحال برا من تیز تره

269
00:33:34,556 --> 00:33:36,617
‫حالا قسمت بدش شروع میشه

270
00:34:06,222 --> 00:34:09,347
‫اره رفیق مون همین تازگی ها یه شکم پر غذا خورده

271
00:34:09,381 --> 00:34:11,509
‫این تو می تونم لمسش کنم

272
00:34:20,126 --> 00:34:22,353
‫- اینم از رودش
‫- اینو من انجامش میدم

273
00:34:44,275 --> 00:34:47,201
‫پدرسوخته برا ناهار موش خرما زده به بدن

274
00:34:50,628 --> 00:34:52,623
‫خب حالا حداقل می دونیم

275
00:34:52,657 --> 00:34:54,652
‫اره حالا دیگه می دونیم

276
00:35:08,323 --> 00:35:11,283
‫دیر وقته. الانا دیگه تاریک میشه

277
00:35:12,880 --> 00:35:14,869
‫پیداش می کنن

278
00:35:23,167 --> 00:35:24,953
‫تفنگم کجاس ؟

279
00:35:24,989 --> 00:35:26,741
‫تو حق نداری ورش داری ؟

280
00:35:26,776 --> 00:35:28,596
‫فعلا که بهش احتیاجی نداری ، داری ؟

281
00:35:28,632 --> 00:35:30,283
‫اونو پدرم بهم داده. برا خودمه

282
00:35:30,318 --> 00:35:33,116
‫می تونم برات نگه اش دارم

283
00:35:33,150 --> 00:35:35,139
‫یا می تونی بهم پسش بدی

284
00:35:35,174 --> 00:35:37,095
‫اوضاع ردیفه ؟

285
00:35:37,130 --> 00:35:38,579
‫نه من تفنگمو می خوام

286
00:35:38,613 --> 00:35:41,446
‫فکر نکنم در حال حاضر ایده ی خوبی باشه

287
00:35:41,480 --> 00:35:43,612
‫چرا ؟

288
00:35:45,746 --> 00:35:47,738
‫من زیاد با این قضیه راحت نیستم

289
00:35:53,298 --> 00:35:55,570
‫راستش

290
00:35:55,606 --> 00:35:59,102
‫اگه آدم های مسلح کمتری اطراف کمپ پرسه بزنن بهتره

291
00:35:59,137 --> 00:36:00,604
‫خودت داری تفنگتو پس میدی ؟

292
00:36:00,640 --> 00:36:03,001
‫نه

293
00:36:03,036 --> 00:36:05,953
‫اما من آموزش دیدم چجوری ازش استفاده کنم

294
00:36:05,987 --> 00:36:08,511
‫بخاطر همینه که شماها هم باید به اندازه ی کافی آموزش ببینید

295
00:36:08,545 --> 00:36:11,825
‫اما تا اون موقع فکر کنم بهتر باشه اسلحه ها رو دیل برامون نگه داره

296
00:36:17,797 --> 00:36:19,468
‫اشکالی نداره برام توضیح بدی قضیه چی بود ؟

297
00:36:19,502 --> 00:36:21,042
‫خدای من ، اونا برگشتن

298
00:36:24,652 --> 00:36:26,258
‫پیداش نکردین ؟

299
00:36:26,293 --> 00:36:27,964
‫رد پاهاش سرد شده بود
‫( فاصله ی زمانی مون باهاش زیاده )

300
00:36:27,998 --> 00:36:29,834
‫فردا صبح دوباره میریم دنبالش

301
00:36:29,867 --> 00:36:32,426
‫نباید بذارید دخترم اون بیرون تو جنگل

302
00:36:32,459 --> 00:36:34,165
‫شب رو تنهایی بگذرونه

303
00:36:34,198 --> 00:36:36,034
‫تو تاریکی اوضاع خطریه

304
00:36:36,067 --> 00:36:38,723
‫اینطوری فقط دور خودمون می چرخیم
‫فراد بیشتری هم گم میشن

305
00:36:38,757 --> 00:36:41,314
‫اما اون همش ۱۲ سالشه
‫نباید تنهایی اون تو باشه

306
00:36:41,348 --> 00:36:43,348
‫هیچ اثری ازش پیدا نکردین ؟
‫می دونم برات سخته

307
00:36:43,382 --> 00:36:44,792
‫اما ازت می خوام وحشت زده نشی

308
00:36:44,826 --> 00:36:46,136
‫ما می دونیم که اون بیرون ـه

309
00:36:46,171 --> 00:36:47,810
‫و برای یه مدتی هم ردش ُ زدیم

310
00:36:47,844 --> 00:36:50,270
‫باید یه جستجوی منظم و سازماندهی شده انجام بدیم

311
00:36:50,304 --> 00:36:52,107
‫دریل از همه ی ما جنگل رو بهتر می شناسه

312
00:36:52,140 --> 00:36:54,666
‫من ازش خواستم تا مسئول این قضیه باشه

313
00:36:54,700 --> 00:36:57,060
‫اون خون ـه ؟

314
00:36:59,062 --> 00:37:02,276
‫ما یه زامبی کشتیم
‫زامبی ؟ خدای من

315
00:37:02,311 --> 00:37:05,097
‫هیچ اثری نبود که اون زامبی سراغ سوفیا رفته باشه

316
00:37:05,131 --> 00:37:07,427
‫از کجا می دونی ؟

317
00:37:11,199 --> 00:37:13,987
‫ما شکم اون حرومی رو سفره کردیم ، توش چیزی نبود

318
00:37:24,453 --> 00:37:28,059
‫اصلا چجوری دلت اومد اونو به امون خدا رها کنی ؟

319
00:37:29,536 --> 00:37:31,439
‫چطوری تونستی ولش کنی به حال خودش ؟

320
00:37:31,472 --> 00:37:33,439
‫دو تا زامبی دنبالمون بودن

321
00:37:33,473 --> 00:37:36,490
‫باید ردمون رو گم می کردم

322
00:37:36,524 --> 00:37:37,933
‫اون بهترین شانسش بود

323
00:37:37,967 --> 00:37:39,410
‫کارول ، انگار ریک چاره ی دیگه ای نداشته

324
00:37:39,443 --> 00:37:42,100
‫حالا چجوری قراره راه برگشت رو خودش تنهایی پیدا کنه ؟

325
00:37:42,133 --> 00:37:45,215
‫اون فقط یه بچه اس
‫یه بچه

326
00:37:45,249 --> 00:37:48,759
‫اون تنها چاره ی من بود
‫تنها تصمیمی که می تونستم بگیرم

327
00:37:50,564 --> 00:37:52,727
‫مطمئنم همین طوره

328
00:37:58,338 --> 00:38:00,994
‫دختر کوچولوم تو جنگل مونده به حال خودش

329
00:38:23,899 --> 00:38:30,487
‫ترجمه و تنظیم : پوریا - سعید
‫T v C e n t e r . C o

330
00:38:34,855 --> 00:38:36,461
‫هر کسی یه اسلحه برداره

331
00:38:36,494 --> 00:38:38,397
‫ما که به این جور اسلحه ها نیاز نداریم

332
00:38:38,430 --> 00:38:41,120
‫نظرتون با سلاح گرم چیه ؟
‫ما حرفامون رو قبلا زدیم

333
00:38:41,153 --> 00:38:43,382
‫من و ریک و دریل از سلاح گرم استفاده می کنیم

334
00:38:43,417 --> 00:38:46,302
‫نمی تونیم بذاریم شماها با هر خش خش درختی یه تیر شلیک کنید

335
00:38:46,335 --> 00:38:47,975
‫من که نگران خش خش درختا نیستم

336
00:38:48,010 --> 00:38:50,140
‫بذار اینطوری بگم اگه کسی اشتباهی شلیک کنه

337
00:38:50,174 --> 00:38:51,648
‫یه گله زامبی می ریزه رو سرمون

338
00:38:51,683 --> 00:38:53,552
‫پس اینطوری کلک همه مون ما با هم کنده میشه

339
00:38:53,585 --> 00:38:55,159
‫پس این بحث رو تمومش کن دیگه

340
00:38:56,668 --> 00:38:58,997
‫برنامه اینه که برسیم به رودخونه ای که تو ۵ مایلی اینجاس

341
00:38:59,031 --> 00:39:00,899
‫ازش رد شیم و بریم اونطرفش رو چک کنیم

342
00:39:00,934 --> 00:39:02,868
‫احتمال اینکه اطراف رودخونه باشه خیلی بیشتره

343
00:39:02,902 --> 00:39:04,442
‫تنها راه برگشتش همینه

344
00:39:04,476 --> 00:39:06,116
‫ساکت باشید و گوش به زنگ

345
00:39:06,149 --> 00:39:09,133
‫فاصله تون رو با هم رعایت کنید اما طوری که همدیگه رو تو دید  داشته باشید

346
00:39:09,168 --> 00:39:11,298
‫همه وسایل هاشون رو آماده کنن

347
00:39:11,331 --> 00:39:13,430
‫به تعمیراتت ادامه بده

348
00:39:13,464 --> 00:39:15,399
‫باید این ماشین رو آماده ی حرکت کنیم

349
00:39:15,432 --> 00:39:18,219
‫خیالت جمع ما زیاد قرار نیست اینجا بمونیم

350
00:39:18,254 --> 00:39:20,647
‫موفق باشی

351
00:39:20,680 --> 00:39:22,865
‫سوفیا رو برگردون

352
00:39:22,900 --> 00:39:24,614
‫تا ما نیستیم مواظب کارل باش

353
00:39:24,649 --> 00:39:27,472
‫من با شما میام

354
00:39:27,507 --> 00:39:30,129
‫شما به نیرو نیاز دارید ، درسته ؟
‫که تا جایی که ممکنه محیط رو جستجو کنن

355
00:39:33,695 --> 00:39:36,317
‫تصمیمش با توئه
‫من نمی تونم همیشه نقش آدم بده رو باز

356
00:39:38,303 --> 00:39:40,420
‫خب اینطوری همه ی شماها حواستون بهش هست

357
00:39:40,455 --> 00:39:42,539
‫من که میگم جاش اینطوری امنه

358
00:39:43,583 --> 00:39:46,206
‫باشه

359
00:39:46,240 --> 00:39:48,497
‫اما همیشه باید نزدیک مون راه بری بدون استثنا

360
00:39:58,662 --> 00:40:02,048
‫اندریا ، التماست می کنم منو تو این موقعیت قرار نده

361
00:40:02,082 --> 00:40:04,174
‫من بدون تفنگم جایی نمیرم

362
00:40:04,208 --> 00:40:05,701
‫شده التماست می کنم تا بگیرمش

363
00:40:07,662 --> 00:40:09,156
‫من دارم اینکارو برا خودت انجام می دم

364
00:40:09,190 --> 00:40:11,281
‫نه دیل ، برا خودت داری انجامش میدی نه من

365
00:40:11,315 --> 00:40:14,104
‫باید بس کنی دیگه
‫فکر می کنی چه اتفاقی میفته ؟

366
00:40:14,139 --> 00:40:17,193
‫همین که بهم دادیش سر تفنگ رو می ذارم تو دهنم و شلیک می کنم ؟

367
00:40:17,228 --> 00:40:19,486
‫می دونم که از دستم عصبانی هستی

368
00:40:19,519 --> 00:40:21,511
‫کاملا معلومه از رفتارت

369
00:40:21,545 --> 00:40:23,935
‫اما اگه کاری رو که مجبور بودم انجام نمی دادم

370
00:40:23,970 --> 00:40:26,094
‫الان مُرده بودی

371
00:40:26,128 --> 00:40:28,650
‫جنر جلومون یه گزینه قرار داد
‫منم موندن رو انتخاب کردم

372
00:40:28,685 --> 00:40:31,673
‫تو خودکشی رو انتخاب کردی
‫خب به تو چه ربطی داشت ؟ تو که به زور منو می شناسی

373
00:40:31,707 --> 00:40:34,596
‫اینو می دونم که مرگ اِمی داغونت کرده
‫اِمی رو قاطی این ماجرا نکن

374
00:40:34,630 --> 00:40:37,319
‫قضیه درباره ی اِمی نیست
‫بین من و توئه

375
00:40:37,354 --> 00:40:40,907
‫و اگه من تصمیم گرفتم که انگیزه ای برای زندگی برام نمونده

376
00:40:40,941 --> 00:40:42,900
‫تو کدوم خری هستی که بخوای تصمیمم رو زیر سوال ببری ؟

377
00:40:42,933 --> 00:40:45,689
‫که منو اونطوری مجبور کنی ؟

378
00:40:45,723 --> 00:40:48,712
‫من جونت ُ نجات دادم
‫نه ، دیل

379
00:40:48,746 --> 00:40:51,037
‫من تو رو نجات دادم
‫تو مجبورم کردی باهات بیام

380
00:40:51,071 --> 00:40:53,063
‫من نمی خواستم که خونت گردن من باشه

381
00:40:53,097 --> 00:40:54,990
‫و بخاطر همینم از اون ساختمون اومدم بیرون

382
00:40:55,024 --> 00:40:57,911
‫ازم چی انتظار داشتی ؟
‫چی ، که یه دفعه منقلب شدم ؟

383
00:40:57,946 --> 00:41:00,302
‫به یه جور تنظیف و تزکیه ی نفس رسیدم ؟

384
00:41:00,337 --> 00:41:03,125
‫شاید فقط یه ذره نمک شناسی!

385
00:41:03,160 --> 00:41:04,765
‫قدرشناسی ؟

386
00:41:04,799 --> 00:41:07,242
‫من می خواستم به روش خودم بمیرم

387
00:41:07,277 --> 00:41:09,518
‫نه با تیکه پاره شدن توسط یه مشت وحشی بی عقل

388
00:41:09,552 --> 00:41:11,927
‫اون انتخاب من بود نه این

389
00:41:11,962 --> 00:41:14,672
‫تو اونو از من گرفتی ، دیل

390
00:41:14,707 --> 00:41:16,848
‫اما
‫اما خودتم بهتر می دونی اینو

391
00:41:19,460 --> 00:41:22,170
‫من فقط می خواستم بعد از مرگ خواهرم

392
00:41:22,204 --> 00:41:24,915
‫از این کابوس ترسناک بی پایان که هر روز باهاش سر و کار داریم خارج شم

393
00:41:24,949 --> 00:41:27,693
‫من که به کس دیگه ای صدمه نمی زدم

394
00:41:27,727 --> 00:41:30,036
‫تو انتخابمو ازم گرفتی ، دیل

395
00:41:30,071 --> 00:41:34,086
‫و انتظار سپاسگذاری داری ؟

396
00:41:40,915 --> 00:41:42,989
‫نمی دونم چی بگم

397
00:41:44,596 --> 00:41:46,704
‫من دخترت نیستم

398
00:41:46,739 --> 00:41:50,085
‫من زنت نیستم
‫و کاملا مطمئنم که مشکلت هم نیستم

399
00:41:50,120 --> 00:41:52,863
‫گفتنی ها اینا بود

400
00:42:29,581 --> 00:42:31,187
‫شین ببین

401
00:42:30,820 --> 00:42:33,396
‫بابام گفت می تونم اینو با خودم داشته باشم و مامانم گفت

402
00:42:33,430 --> 00:42:36,474
‫یواش حرف بزن
‫داریم دنبال سوفیا می گردیم

403
00:42:36,509 --> 00:42:37,981
‫باید روی ماموریتت تمرکز کنی

404
00:42:41,630 --> 00:42:44,274
‫باید ادامه بدیم

405
00:42:46,015 --> 00:42:49,260
‫تو خوبی ؟
‫فکر کنم شین از دستم عصبانیه

406
00:42:49,295 --> 00:42:51,837
‫کار اشتباهی کردم ؟
‫نه

407
00:42:51,872 --> 00:42:54,181
‫نه عزیزم . بهت قول میدم

408
00:42:54,216 --> 00:42:57,829
‫اون فقط نگران سوفیاست . همین

409
00:42:57,863 --> 00:42:59,769
‫یالا

410
00:43:19,049 --> 00:43:20,823
‫می تونه اون تو باشه

411
00:43:20,857 --> 00:43:23,065
‫می تونه کلی چیز میز اون تو باشه

412
00:44:02,160 --> 00:44:03,567
‫کارول

413
00:44:08,266 --> 00:44:10,781
‫آروم صداش بزن

414
00:44:10,816 --> 00:44:13,768
‫اگه اون تو باشه ، اولین صدایی که باید بشنوه صدای توئه

415
00:44:15,984 --> 00:44:18,666
‫سوفیا ، عزیزم

416
00:44:18,701 --> 00:44:20,713
‫اون تویی ؟

417
00:44:20,748 --> 00:44:23,196
‫سوفیا ، مامانی اومده

418
00:44:23,232 --> 00:44:25,949
‫سوفیا
‫ما همه اینجاییم عزیزم

419
00:44:25,983 --> 00:44:27,995
‫مامانیه

420
00:45:04,200 --> 00:45:06,533
‫دریل ؟

421
00:45:08,768 --> 00:45:10,805
‫دریل ؟

422
00:45:16,788 --> 00:45:18,234
‫این تو نیست

423
00:45:20,766 --> 00:45:22,638
‫چی اون توئه ؟
‫یه نفری

424
00:45:22,672 --> 00:45:25,498
‫همون کاری رو کردم که جنر گفت
‫از شرش خلاص شدم

425
00:45:25,532 --> 00:45:28,095
‫خودش همین اصطلاح رو بکار نمی برد ؟

426
00:45:41,440 --> 00:45:43,209
‫کدوم طرفه ؟

427
00:45:43,244 --> 00:45:46,291
‫فکر کنم از اون طرف
‫مطمئنم

428
00:45:46,324 --> 00:45:47,994
‫لعنتی ، سخته از اینجا تشخیصش بدیم

429
00:45:48,028 --> 00:45:49,666
‫اگه ما صدا رو شنیدیم
‫شاید سوفیا هم شنیده باشه

430
00:45:49,699 --> 00:45:51,469
‫یکی داره زنگ های کلیسا رو می زنه
‫شاید داره بقیه رو خبر می کنه

431
00:45:51,503 --> 00:45:53,010
‫یا داره علامت میده که پیداش کردن

432
00:45:53,043 --> 00:45:55,566
‫شایدم خود سوفیا باشه که داره زنگ رو می زنه

433
00:46:02,708 --> 00:46:05,361
‫تو مگه قرار نیست رادیاتور رو تعمیر کنی ؟

434
00:46:05,396 --> 00:46:06,837
‫اگه اونا با سوفیا برگردن و

435
00:46:06,871 --> 00:46:08,705
‫ریک بخواد همون موقع راه بیفتیم چی ؟

436
00:46:10,345 --> 00:46:13,327
‫من دیروز تعمیرش کردم
‫چی ؟

437
00:46:13,360 --> 00:46:15,784
‫پس اون همه که داشتی باهاش ور می رفتی برا چی بود ؟

438
00:46:15,818 --> 00:46:18,571
‫الکی بود ؟
‫آره ، اینم می تونی بگی

439
00:46:18,605 --> 00:46:21,258
‫پانتومیم هم می تونی البته بگی

440
00:46:21,291 --> 00:46:23,487
‫فقط برای فیلم بازی کردن

441
00:46:23,520 --> 00:46:26,273
‫کسی دیگه نباید اینو بدونه

442
00:46:27,978 --> 00:46:29,845
‫پانتومیم

443
00:46:29,880 --> 00:46:32,074
‫اگه بقیه بدونن ما آماده ی حرکتیم

444
00:46:32,107 --> 00:46:34,434
‫اونوقت می خوان راه بیفتیم و بریم

445
00:46:34,468 --> 00:46:36,826
‫پس فکر نمی کنی اونا سوفیا رو پیدا کنن ، نه ؟

446
00:46:36,861 --> 00:46:39,055
‫کار از محکم کاری عیب نمیشه

447
00:46:39,089 --> 00:46:41,350
‫بالاخره آخرش اگه پیدا نشه

448
00:46:41,383 --> 00:46:43,906
‫میشینن دو دو تا چهار تا می کنن

449
00:46:43,939 --> 00:46:48,364
‫من فقط می خوام جنگ و دعوای بین چیزی که بیشتری ها می خوان

450
00:46:48,398 --> 00:46:51,870
‫در برابر چیزی که کمتری ها می خوان رو تا جایی که می تونم به تاخیر بندازم

451
00:46:53,806 --> 00:46:56,982
‫یه حقه ی کثیف بود ، آره ؟

452
00:46:57,017 --> 00:46:59,048
‫خیلی کثیف

453
00:47:09,046 --> 00:47:12,126
‫نمی تونه صدا از این باشه
‫من که مناره و زنگ کلیسایی نمی بینم

454
00:47:12,160 --> 00:47:14,999
‫ریک

455
00:48:35,370 --> 00:48:38,045
‫سوفیا

456
00:48:40,127 --> 00:48:43,033
‫سلام مسیح جون ، درخواست مرخواست قبول می کنی امروز ؟

457
00:48:43,067 --> 00:48:46,237
‫دارم بهت میگم ، صدا از این کلیسا نیست
‫هیچ مناره ای نداره ، ریک

458
00:48:46,271 --> 00:48:48,550
‫هیچ برجی در کار نیست

459
00:49:02,426 --> 00:49:05,760
‫یه تایمر
‫روی زمان سنج ست شده

460
00:49:08,965 --> 00:49:11,343
‫من یه لحظه بر می گردم داخل

461
00:49:36,681 --> 00:49:38,464
‫واقعا داری میری از پیشمون ؟

462
00:49:38,498 --> 00:49:40,280
‫فکر نمی کنی اینطوری برای همه بهتره ؟

463
00:49:40,314 --> 00:49:43,551
‫فکر کنم چرا
‫چی باعث شد ان تصمیمو بگیری ؟

464
00:49:43,584 --> 00:49:46,887
‫باید پا پس بکشم
‫دارم سعی می کنم آدم خوبه باشم ، لوری

465
00:49:46,921 --> 00:49:49,794
‫اگه متوجه نیستی پس این کارهام بی معنیه

466
00:49:49,829 --> 00:49:52,801
‫امیدوارم بفهمی

467
00:49:52,834 --> 00:49:56,632
‫خب زحمت نکش من تصمیمم رو گرفتم

468
00:49:56,667 --> 00:49:59,704
‫می خوای همین طوری یه دفعه غیب بشی ؟
‫نمی خوای اصلا به ریک چیزی بگی ؟

469
00:49:59,739 --> 00:50:01,654
‫اون فقط سعی می کنه جلوم رو بگیره
‫نه ، این با خودته دیگه

470
00:50:01,687 --> 00:50:03,965
‫هر چی دوست داری بهش بگو یا اصلا می خوای چیزی نگو

471
00:50:03,999 --> 00:50:07,303
‫تو زنشی
‫و کارل ؟ ما پاشو به این قضیه کشوندیم

472
00:50:07,337 --> 00:50:09,053
‫من کارل رو دوست دارم
‫فکر می کنه ازش بدت میاد

473
00:50:09,087 --> 00:50:11,201
‫می خوام یه فاصله ای بینمون قرار بدم
‫دارم سعی می کنم آسون ترش کنم

474
00:50:11,234 --> 00:50:13,380
‫این ماجرا برای هیچ کدوم مون آسون نیست
‫حداقل برای من اینطوری نیست

475
00:50:13,413 --> 00:50:15,263
‫من اونیم که تو رو از دست میده

476
00:50:47,640 --> 00:50:49,333
‫پدر ، منو ببخش

477
00:50:51,026 --> 00:50:53,416
‫من لیاقت بخشش تو رو ندارم

478
00:50:55,077 --> 00:50:58,993
‫من برای یه راه امن از آتلانتا دعا کردم و تو برامون فراهمش کردی

479
00:50:59,028 --> 00:51:02,181
‫من دعا کردم تا اِدی بخاطر

480
00:51:02,215 --> 00:51:03,874
‫کتک زدن من و

481
00:51:03,909 --> 00:51:07,194
‫با اون بیماری روحیش که داشت رشد می کرد

482
00:51:07,228 --> 00:51:10,780
‫اونطوری به دخترش نگاه کردن ، تنبیه بشه

483
00:51:10,814 --> 00:51:13,834
‫دعا کردم که تمومش کنی

484
00:51:15,761 --> 00:51:17,818
‫بهم یه فرصت بده تا خوب بزرگش کنم

485
00:51:17,853 --> 00:51:19,411
‫کمکش کنم تا اشتباه های منو مرتکب نشه

486
00:51:19,446 --> 00:51:22,234
‫اون خیلی می ترسه

487
00:51:24,128 --> 00:51:26,616
‫اون برای این کار خیلی کوچیکه

488
00:51:26,650 --> 00:51:29,471
‫اون هیچ شانسی نداره

489
00:51:35,881 --> 00:51:38,635
‫دعا کردن برای مُردن اِدی یه گناه بود

490
00:51:40,561 --> 00:51:45,508
‫لطفا ، اینو بعنوان مجازات من قرار نده

491
00:51:46,538 --> 00:51:49,956
‫بذار جاش امن باشه

492
00:51:49,991 --> 00:51:52,346
‫زنده و سالم باشه

493
00:51:54,040 --> 00:51:56,441
‫خواهش می کنم سرورم

494
00:51:56,476 --> 00:51:59,545
‫منو هر چقدر می خوای تنبیه کن

495
00:52:01,148 --> 00:52:03,684
‫اما به اون رحم و بخشش عطا کن

496
00:52:20,470 --> 00:52:22,272
‫من باهات میام

497
00:52:22,306 --> 00:52:23,874
‫نمی دونم از چی حرف می زنی

498
00:52:23,908 --> 00:52:26,010
‫من احمق نیستم و قطعا کر هم نیستم

499
00:52:26,044 --> 00:52:28,713
‫ببین ، من داستان رو نمی دونم چیه
‫داستانی در کار نیست

500
00:52:28,748 --> 00:52:31,115
‫باشه ، مهم نیست برام . اصلا منو قاطی ماجراتون نکن

501
00:52:31,149 --> 00:52:33,017
‫ببین ، تنها چیزی که برام مهمه از اینجا خارج شدنه

502
00:52:33,051 --> 00:52:35,787
‫تا جایی که میشه ، مثل خودت

503
00:52:35,821 --> 00:52:39,157
‫اونوقت قراره با هم وقت غروب خورشید عشق و حال کنیم ؟
‫قرار عشقی بذاریم ؟

504
00:52:39,191 --> 00:52:42,028
‫من اینو ازت نمی خوام شین
‫ازت یه سفر می خوام

505
00:52:42,062 --> 00:52:45,197
‫یه فرصت برای شروعی دوباره
‫یه جای دیگه

506
00:52:45,231 --> 00:52:47,734
‫اخیرا این گروه رو زیر نظر گرفتی ؟

507
00:52:47,769 --> 00:52:51,004
‫من حواسم بوده
‫دو نفر رو می بینم که به این جمع نمی خورن

508
00:52:51,039 --> 00:52:52,940
‫ما اینجا تو خودمونیم

509
00:52:52,975 --> 00:52:55,476
‫اما فکر می کنم دو تایی با هم حسابی جور در بیایم

510
00:52:55,510 --> 00:52:58,881
‫خب که چی ؟ اصلا بگیم گذاشتیم رفتیم

511
00:52:58,915 --> 00:53:01,516
‫برای من چی داره جز اینکه از یه نفر دیگه هم باید مراقبت کنم ؟

512
00:53:01,551 --> 00:53:04,152
‫یه فرصت داری تا برای یه نفر دیگه یه کاری بکنی

513
00:53:04,186 --> 00:53:07,856
‫آره
‫و یه این تبادل دو طرفه است

514
00:53:07,891 --> 00:53:09,992
‫یه تفنگ بهم بده ، منم هوای تو رو دارم

515
00:53:13,430 --> 00:53:15,165
‫دوباره بهش فکر کن

516
00:53:22,273 --> 00:53:24,542
‫باید راه بیفتیم رفیق

517
00:53:24,577 --> 00:53:27,545
‫افراد دیگه نا ندارن

518
00:53:27,580 --> 00:53:29,982
‫چند ساعت دیگه هم هوا تاریک میشه

519
00:53:30,017 --> 00:53:32,651
‫ما هم یه راه طولانی برای برگشت داریم
‫هنوز نمی تونم دست بکشم

520
00:53:32,686 --> 00:53:34,353
‫هنوز باید کلی جاها رو بگردیم

521
00:53:34,387 --> 00:53:35,888
‫توی مسیر در امتداد رودخونه کلی جا هست برای گشتن

522
00:53:35,923 --> 00:53:37,490
‫که می تونیم تو راه برگشت مون بگردیمش

523
00:53:37,525 --> 00:53:39,859
‫اون می تونه زنگ کلیسا رو شنیده باشه
‫احتمالا همین اطراف باشه

524
00:53:39,893 --> 00:53:43,163
‫اون می تونه کلی تصمیم گرفته باشه
‫نمی تونم برگردم

525
00:53:43,198 --> 00:53:45,266
‫اینکه گمشده تقصیر منه

526
00:53:45,300 --> 00:53:46,934
‫عالیه

527
00:53:46,968 --> 00:53:49,104
‫همینو کم داشتیم که خودتو زیر سوال ببری

528
00:53:49,138 --> 00:53:51,406
‫تو چی ؟
‫منو مقصر می دونی ؟

529
00:53:51,441 --> 00:53:54,344
‫هی ، می تونیم گردن خیلی چیزها بندازیم

530
00:53:54,378 --> 00:53:56,446
‫این کلیسا تو پیدا کردنش یه معنی خاصی داره

531
00:53:56,480 --> 00:53:58,382
‫اوه خدا

532
00:53:58,416 --> 00:54:01,991
‫این می تونه همون معجزه ای باشه که می خوایم
‫نباید بی خیال بشیم

533
00:54:10,032 --> 00:54:13,148
‫شماها برید مسیر رودخونه رو چک کنید ، باشه ؟
‫دریل مسئولیت گروه با توئه

534
00:54:13,182 --> 00:54:15,248
‫من و ریک میریم این پشت یه چرخی بزنیم

535
00:54:15,282 --> 00:54:17,577
‫این منطقه رو یکی دو ساعت دیگه خوب بگردیم

536
00:54:17,612 --> 00:54:20,301
‫داریم دو گروه میشیم ، مطمئنید ؟

537
00:54:20,336 --> 00:54:22,533
‫آره ، بعدا بهتون ملحق میشیم

538
00:54:22,566 --> 00:54:24,502
‫منم می خوام بمونم

539
00:54:25,946 --> 00:54:27,619
‫من دوستشم

540
00:54:33,953 --> 00:54:36,839
‫مواظب خودت باش ، خب ؟
‫باشه

541
00:54:36,873 --> 00:54:39,957
‫تو کی آدم شدی برا خودت ؟

542
00:54:46,193 --> 00:54:47,602
‫زود بر می گردم

543
00:54:51,575 --> 00:54:53,673
‫بیا اینو بگیر

544
00:54:53,708 --> 00:54:55,445
‫یادته چطوری ازش استفاده کنی ؟

545
00:54:55,479 --> 00:54:57,545
‫من که نمی خوام تفنگت ُ بگیرم تا غیر مسلح باشی

546
00:54:57,580 --> 00:55:00,696
‫بیا ، یه دونه اضافه دارم
‫بگیرش

547
00:55:15,068 --> 00:55:17,529
‫یه دقیقه صبر می کنی ؟
‫باشه

548
00:55:19,401 --> 00:55:21,040
‫یالا

549
00:55:34,587 --> 00:55:37,179
‫نمی دونم داری چجوری بهم نگاه می کنی

550
00:55:39,837 --> 00:55:42,167
‫با غم و اندوه ؟

551
00:55:42,200 --> 00:55:44,561
‫با بی اعتنایی ؟

552
00:55:44,596 --> 00:55:47,647
‫با افسوس و ترحم ؟

553
00:55:47,680 --> 00:55:50,912
‫با عشق ؟

554
00:55:52,547 --> 00:55:55,065
‫شاید فقط با بی علاقگی باشه

555
00:56:02,008 --> 00:56:05,310
‫فکر کنم همین الانشم خوب بدونی که من همچین آدم معتقدی نیستم

556
00:56:05,344 --> 00:56:08,372
‫گمونم تصمیم گرفتم که به چیزهای دیگه ایمان داشته باشم

557
00:56:10,415 --> 00:56:12,797
‫بیشترش به خونواده ام

558
00:56:12,831 --> 00:56:15,485
‫دوستام

559
00:56:15,520 --> 00:56:18,348
‫شغلم

560
00:56:22,673 --> 00:56:24,669
‫مساله اینه که ما

561
00:56:29,693 --> 00:56:31,556
‫می تونی یه کم به من کمک کنی

562
00:56:31,590 --> 00:56:34,018
‫تا همه مون به راهمون ادامه بدیم

563
00:56:35,482 --> 00:56:37,445
‫یه جور

564
00:56:37,479 --> 00:56:39,574
‫تایید و تصدیق

565
00:56:39,608 --> 00:56:42,635
‫یه جور نشانه ای که بدونم دارم کار درستو انجام می دم

566
00:56:44,400 --> 00:56:47,093
‫نمی دونی دونستنش چقدر سخته

567
00:56:55,345 --> 00:56:57,574
‫خب شایدم بدونی

568
00:57:06,690 --> 00:57:09,051
‫هی ببین ، من همه ی جواب ها رو نمی خوام

569
00:57:09,085 --> 00:57:11,479
‫فقط یه اشاره ی کوچیک می خوام
‫یه نشونه

570
00:57:14,842 --> 00:57:17,335
‫هر نشونه ای هم باشه قبوله

571
00:57:26,685 --> 00:57:29,779
‫چیزی رو که می خواستی گرفتی ؟
‫فکر کنم موند برا بعدا

572
00:57:47,280 --> 00:57:49,330
‫پس همینه ؟

573
00:57:49,364 --> 00:57:51,155
‫کل نقشه همینه ؟

574
00:57:51,188 --> 00:57:53,758
‫فکر کنم نقشه اینه که ما به گروه های کوچیک و

575
00:57:53,793 --> 00:57:55,518
‫کوچیک تر تقسیم بشیم

576
00:57:55,551 --> 00:57:57,602
‫همراه با چاقو و چیزهای نوک تیز

577
00:57:57,635 --> 00:57:59,262
‫می بینم که تفنگ داری

578
00:57:59,296 --> 00:58:01,737
‫چیه ، می خوایش ؟

579
00:58:01,770 --> 00:58:04,017
‫بیا ، بگیرش

580
00:58:05,743 --> 00:58:07,924
‫خسته شدم از بس که اونطوری نگام می کنی

581
00:58:11,800 --> 00:58:13,548
‫از همه ی شما

582
00:58:17,385 --> 00:58:20,210
‫عزیزم ، من نمی تونم تصور کنم الان چی داری می کشی

583
00:58:20,244 --> 00:58:21,421
‫و کاش می تونستم جلوش رو بگیرم

584
00:58:21,455 --> 00:58:23,540
‫اما نباید انقدر ریک رو مقصر بدونی

585
00:58:23,574 --> 00:58:26,400
‫اینو هر بار که بهش نگاه می کنی از چهره ات می خونم

586
00:58:26,434 --> 00:58:29,966
‫وقتی سوفیا فرار کرد ریک که دست دست نکرد ، کرد ؟

587
00:58:30,001 --> 00:58:31,580
‫نه حتی یه لحظه

588
00:58:31,615 --> 00:58:34,743
‫نمی دونم هر کی دیگه از ما جای اون بود بازم مثل اون می رفت دنبالش

589
00:58:34,778 --> 00:58:37,199
‫یا تصمیم های سختی رو که اون مجبور بود بگیره رو می گرفت

590
00:58:37,233 --> 00:58:40,362
‫یا اصلا هر کی از ما می تونست از راه دیگه ای انجامش بده یا نه

591
00:58:44,501 --> 00:58:46,585
‫همچین آدمی هست ؟

592
00:58:54,627 --> 00:58:57,451
‫شما همه بهش نگاه می کنید و مقصر می دونیدش وقتی اون تو بهترین شرایطش نیست

593
00:58:57,486 --> 00:59:00,009
‫اگه فکر می کنید بدون اون می تونید اینکارو انجام بدید ، زود باشید برید

594
00:59:00,043 --> 00:59:01,892
‫کسی جلوتون رو نمی گیره

595
00:59:13,802 --> 00:59:15,988
‫باید ادامه بدیم

596
01:00:30,069 --> 01:00:31,918
‫شین

597
01:01:47,343 --> 01:01:49,765
‫اوه نه
‫نه

598
01:01:49,800 --> 01:01:52,254
‫نه نــــه

599
01:01:54,633 --> 01:02:08,922
‫ترجمه و تنظیم : سعید - پوریا

600
01:02:08,946 --> 01:02:10,946
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

