1
00:00:15,599 --> 00:00:18,382
‫دیل می تونست... اعصاب آدم رو به هم بریزه

2
00:00:20,064 --> 00:00:24,431
‫،اعصاب منو که بهم ریخته بود

3
00:00:24,433 --> 00:00:27,354
‫،چون هر چیزی که توی ذهنش بود رو به زبان میاورد

4
00:00:28,565 --> 00:00:30,614
‫و همین طور احساسش رو

5
00:00:34,512 --> 00:00:42,306
‫همچین صداقتی نایاب و شجاعانه ست

6
00:00:44,861 --> 00:00:52,054
‫،هر وقت می خوام تصمیمی بگیرم

7
00:00:50,239 --> 00:00:52,054
‫به دیل نگاه می کنم

8
00:00:54,206 --> 00:00:57,029
‫دیل هم با اون طرز نگاه خاصش
‫بهم نگاه می کنه

9
00:00:58,912 --> 00:01:02,036
‫همه ما، حداقل یک بار، اون نگاهش رو دیدیم

10
00:01:06,406 --> 00:01:10,034
‫من زیاد نمی تونستم بفهمم چی تو سرشه
‫ولی اون می تونست فکر ما رو بخونه

11
00:01:13,430 --> 00:01:15,679
‫اون آدمها رو همون طوری که بودن، می دید

12
00:01:16,923 --> 00:01:18,871
‫-- چیزهایی از ما می دونست

13
00:01:19,913 --> 00:01:21,793
‫حقیقت...

14
00:01:23,371 --> 00:01:26,660
‫اینکه واقعاً کی هستیم.

15
00:01:26,663 --> 00:01:30,154
‫این آخرها هم می گفت که داریم
‫انسانیت خودمون رو از دست می دیم

16
00:01:31,801 --> 00:01:34,351
‫می گفت این گروه از هم پاشیده

17
00:01:38,482 --> 00:01:41,000
‫بهترین ادای احترام به دیل
‫اینه که نذاریم این اتفاق بیفته

18
00:01:41,002 --> 00:01:44,660
‫،کدورت ها رو کنار بذاریم و با هم باشیم

19
00:01:44,662 --> 00:01:47,783
‫اینقدر واسه خودمون متاسفم نباشیم

20
00:01:47,785 --> 00:01:51,746
‫و کنترل زندگیمون رو به دست بگیریم...

21
00:01:51,748 --> 00:01:54,030
‫امنیتمون...

22
00:01:54,032 --> 00:01:56,112
‫آینده مون...

23
00:01:56,114 --> 00:01:58,361
‫ما از هم نمی پاشیم

24
00:01:58,363 --> 00:02:00,712
‫بهش ثابت می کنیم اشتباه می کرده

25
00:02:08,840 --> 00:02:11,425
‫از الان به بعد...

26
00:02:11,427 --> 00:02:13,775
‫به روش خودش کار می کنیم

27
00:02:15,154 --> 00:02:17,402
‫این ادای احترام ماست، به دیل

28
00:02:59,528 --> 00:03:08,783
‫Playdead & GodeatGod

29
00:03:12,608 --> 00:03:19,851
‫Tvcenter.co

30
00:03:19,875 --> 00:03:24,875
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

31
00:03:25,529 --> 00:03:28,616
‫چهارده نفر توی یک خونه
‫خیلی شلوغ میشه

32
00:03:28,618 --> 00:03:30,160
‫نگران اونش نباش

33
00:03:30,162 --> 00:03:32,746
‫با خشک شدن آب رودخونه وبالا اومدن آب دریاچه

34
00:03:32,748 --> 00:03:34,223
‫با ۵۰ راس گاو و گوسفندی که داریم

35
00:03:34,225 --> 00:03:36,505
‫احتمالاً باید زنگ شام هم بذاریم

36
00:03:36,507 --> 00:03:37,883
‫راست می گه

37
00:03:37,885 --> 00:03:41,508
‫شما باید چند وقت پیش می اومدین داخل

38
00:03:41,510 --> 00:03:46,175
‫خیلی خب، ماشین ها رو نزدیک در ها بذاریم، رو به جاده

39
00:03:46,177 --> 00:03:48,021
‫،توی آسیاب بادی یه جای دیدبان درست می کنیم

40
00:03:48,023 --> 00:03:52,485
‫یکی هم توی اتاق روی طویله.
‫اینطوری هر دو طرف خونه رو تحت نظر داریم

41
00:03:52,487 --> 00:03:54,701
‫تی داگ، تو محیط اطراف خونه رو پوشش بده

42
00:03:54,703 --> 00:03:56,313
‫رد تمام کسایی که میان و میرن رو داشته باش

43
00:03:56,315 --> 00:03:57,723
‫پس نگهبانی چی میشه؟

44
00:03:57,725 --> 00:03:59,738
‫مجبورم به تو و دیل دو تا وظیفه بدم.

45
00:03:59,740 --> 00:04:02,623
‫باشه

46
00:04:02,625 --> 00:04:05,078
‫توی زیرزمین آب و غذا میذارم

47
00:04:05,080 --> 00:04:08,396
‫به اندازه ای که اگه لازم شد
‫یه چند روز ما رو زنده نگه داره

48
00:04:08,398 --> 00:04:11,084
‫- گشت های نگهبانی چی؟
‫- فعلاً بذار ترتیب اینجا رو بدیم

49
00:04:11,086 --> 00:04:13,042
‫بعد از اون، شین شیفت ها رو تعیین می کنه

50
00:04:13,044 --> 00:04:16,459
‫من و دریل هم رندل رو می بریم بیرون
‫و ولش می کنیم

51
00:04:18,650 --> 00:04:20,639
‫دوباره می خواین ولش کنین؟

52
00:04:22,167 --> 00:04:23,293
‫بهترین تصمیم همینه.

53
00:04:23,295 --> 00:04:25,285
‫اعدام راه درستی نیست
‫( رها کردنش می تونه یه اعدام نیمه تمام باشه )

54
00:04:25,287 --> 00:04:27,508
‫از اولش معلوم بود

55
00:04:27,510 --> 00:04:29,399
‫تو قبول نداری... ولی این اتفاقیه که میفته

56
00:04:29,401 --> 00:04:31,954
‫باهاش کنار بیا

57
00:04:31,956 --> 00:04:33,546
‫مرگ دیل و قضیه اون زندانی

58
00:04:33,548 --> 00:04:36,101
‫دو تا موضع کاملاً جدا از همه

59
00:04:37,926 --> 00:04:40,181
‫می خوای دریل رو بکنی دستیار خودت؟

60
00:04:40,183 --> 00:04:42,802
‫هر جور راحتی

61
00:04:42,804 --> 00:04:45,423
‫- ممنون
‫- قابلی نداشت

62
00:05:08,616 --> 00:05:11,136
‫می دونم چرا شین رو با خودت نمیاری

63
00:05:11,138 --> 00:05:15,748
‫اگه بخواد بازی دربیاره، من دیگه حوصلش رو ندارم

64
00:05:15,750 --> 00:05:17,971
‫اون می خواد رفتارش رو اصلاح کنه.

65
00:05:21,488 --> 00:05:23,699
‫آندریا

66
00:05:23,701 --> 00:05:25,576
‫،وقتی من با دریل میرم بیرون

67
00:05:25,578 --> 00:05:28,291
‫به هرشل کمک کن حواسش به اوضاع باشه

68
00:05:28,293 --> 00:05:32,983
‫- من؟
‫- شین گاهی اوقات رفتارش از کنترل خارج میشه

69
00:05:32,985 --> 00:05:35,732
‫مخصوصا وقتی از کوره در میره

70
00:05:35,734 --> 00:05:38,413
‫فکر کنم همه ی ما وقتی از کوره در میریم رفتارمون عوض میشه

71
00:05:38,415 --> 00:05:45,050
‫اگه قراره دائماً اینجا بمونه، باید بفهمه که
‫حرف، حرفِ من و ریکِ... نه هر چی اون دلش می خواد

72
00:05:45,052 --> 00:05:48,200
‫- تو باهاش صمیمی شدی
‫- باهام حرف میزنیم

73
00:05:48,202 --> 00:05:52,288
‫پس می دونی که آدم بدی نیست
‫فقط خودش واسه خودش دردسر درست می کنه

74
00:05:52,290 --> 00:05:54,534
‫می خوای مثل بچه مراقب شین باشم؟

75
00:05:54,536 --> 00:05:58,991
‫می خوام مطمئن باشم که هر موقع از مزرعه بیرون میرم
‫یه دست گلی به آب نمیده

76
00:05:58,993 --> 00:06:01,606
‫پس شاید بهتر باشه نری بیرون

77
00:06:03,718 --> 00:06:06,499
‫- حواست به اوضاع هست؟
‫- البته

78
00:06:17,190 --> 00:06:20,708
‫- سلام، شین
‫- چه خبرا؟

79
00:06:20,710 --> 00:06:24,394
‫چیکار می کنی؟ همین طوری می چرخی؟

80
00:06:24,899 --> 00:06:29,947
‫اگه یه چیزی بهت بگم، قول میدی
‫به پدر و مادرم نگی؟

81
00:06:29,960 --> 00:06:32,976
‫فکر کنم اینطوری برای هر دو تامون بد تموم شه.

82
00:06:39,983 --> 00:06:42,450
‫هی، کارل

83
00:06:42,452 --> 00:06:44,285
‫بیا اینجا

84
00:06:53,024 --> 00:06:55,192
‫بگو ببینم

85
00:06:58,494 --> 00:07:02,028
‫از موتور دریل برش داشتم

86
00:07:02,030 --> 00:07:04,530
‫اگه بفهمه من دست زدم، منو می کُشه

87
00:07:07,033 --> 00:07:11,134
‫با این چیکار داشتی؟

88
00:07:13,003 --> 00:07:17,539
‫دیل. تقصیر من بود که مُرد.

89
00:07:18,040 --> 00:07:20,308
‫کارل، چرا این حرفو می زنی؟
‫یه زامبی اونو گاز گرفت

90
00:07:20,310 --> 00:07:22,108
‫من زامبی رو دیده بودم

91
00:07:22,110 --> 00:07:24,143
‫می خواستم بهش شلیک کنم

92
00:07:30,950 --> 00:07:32,850
‫توی گِل گیر کرده بود

93
00:07:32,852 --> 00:07:36,052
‫سنگ پرت می کردم طرفش

94
00:07:36,054 --> 00:07:39,788
‫اما می خواستم بزنمش...
‫شلیک کنم توی سرش.

95
00:07:39,790 --> 00:07:44,458
‫اما یهو از گل اومد بیرون و...

96
00:07:44,460 --> 00:07:47,593
‫بعدش فرار کردم
‫اگه کشته بودمش دیل هنوز زنده بود.

97
00:07:47,595 --> 00:07:49,227
‫کارل، ازت می خوام بس کنی، باشه؟

98
00:07:50,529 --> 00:07:52,095
‫تقصیر تو نیست

99
00:07:52,097 --> 00:07:54,265
‫اما باید اینو نگه داری

100
00:07:54,267 --> 00:07:58,600
‫باید از خودت محافظت کنی

101
00:07:58,602 --> 00:08:00,635
‫تا وقتی که من پیشت هستم، هیچ اتفاقی برات نمیفته

102
00:08:00,637 --> 00:08:04,438
‫اما من نمی تونم ۲۴ ساعته مراقب تو باشم
‫خودت هم باید حواست باشه

103
00:08:04,440 --> 00:08:06,472
‫- کارل، بگیرش
‫- من دیگه هیچ وقت به تفنگ دست نمی زنم

104
00:08:06,474 --> 00:08:07,640
‫چاره اش این نیست، کارل

105
00:08:07,642 --> 00:08:09,674
‫به دریل پسش بده

106
00:08:58,309 --> 00:09:01,309
‫مردها اونجان.

107
00:09:07,113 --> 00:09:10,013
‫می تونی وسایلت رو بذاری توی اتاق من

108
00:09:10,015 --> 00:09:12,816
‫اونم وقتی بابات توی همین خونه ست؟

109
00:09:16,017 --> 00:09:18,785
‫وسایلم رو میذارم همون گوشه

110
00:09:30,963 --> 00:09:34,030
‫اینقدر به خودت فشار نیار

111
00:09:34,032 --> 00:09:36,695
‫ممنون

112
00:09:36,697 --> 00:09:40,369
‫من و ریک و کارل، می ریم گوشه اتاق پذیرایی

113
00:09:40,371 --> 00:09:43,099
‫می تونی اونها رو بذاری توی اتاق من

114
00:09:43,101 --> 00:09:45,277
‫اونجا جاتون خیلی راحت تره

115
00:09:45,961 --> 00:09:48,982
‫- من نمی تونم قبول کنم
‫زن حامله و بچه روی زمین بخوابه...

116
00:09:48,984 --> 00:09:51,842
‫اون وقت من روی تخت؟
‫- اینجا هنوز خونه توئه.

117
00:09:51,844 --> 00:09:55,711
‫خونه ماست
‫کاناپه رو بردم طبقه پایین.

118
00:09:55,713 --> 00:09:58,669
‫،شبهایی که می اومدم خونه و بوی گندِ ویسکی میدادم

119
00:09:58,671 --> 00:10:00,912
‫زنم در اتاق خواب رو قفل می کرد

120
00:10:00,914 --> 00:10:04,488
‫من و کاناپه دوست های قدیمی هم هستیم

121
00:10:04,490 --> 00:10:07,023
‫اگه هیچکدوم نمی تونید تصمیم بگیرید، من برش میدارم

122
00:10:08,942 --> 00:10:10,949
‫ممنون

123
00:10:10,951 --> 00:10:12,755
‫کاناپه مال منه

124
00:10:12,757 --> 00:10:16,972
‫اینجا مردم چقدر زود صمیمی میشن

125
00:10:35,211 --> 00:10:37,819
‫اگه صبر کنی یکی بیا کمکت، راحت تر نیست؟

126
00:10:37,821 --> 00:10:40,965
‫صبر کردن واسه کسی که نمیاد کمک
‫چه فایده ای داره

127
00:10:40,967 --> 00:10:43,207
‫نه، باید...

128
00:10:43,209 --> 00:10:46,788
‫باید همش رو خودم انجام بدم.

129
00:10:46,790 --> 00:10:48,461
‫آره، همیشه همین طوری

130
00:10:48,463 --> 00:10:51,574
‫مثل اون باری که به ریک نشون دادی چطور
‫ظرفشویی رو تعمیر کنه

131
00:10:51,576 --> 00:10:54,787
‫آره

132
00:10:54,789 --> 00:10:57,665
‫فقط محض اطلاع بگم  به خاطر اون نبود
‫که توی زیرزمینتون سیل راه افتاد

133
00:10:57,667 --> 00:11:03,121
‫باید از ریک تشکر کنی که واسه
‫لوله ی آهنی از واشر لاستیکی استفاده می کنه

134
00:11:03,891 --> 00:11:05,931
‫لطفاً بیا پایین

135
00:11:21,426 --> 00:11:25,006
‫بعد از سوفیا...

136
00:11:27,550 --> 00:11:30,727
‫فکر کردم... قضیه رو حلش می کنیم

137
00:11:30,729 --> 00:11:34,207
‫بالاخره به یه طریقی درستش می کنیم

138
00:11:37,822 --> 00:11:40,407
‫بعد از دیل

139
00:11:44,136 --> 00:11:46,553
‫همه چیز واقعیه

140
00:11:49,006 --> 00:11:50,852
‫ما نمی تونیم...

141
00:11:50,854 --> 00:11:53,807
‫نمی تونیم پنهانش کنیم
‫اتفاقیه که افتاده

142
00:11:56,025 --> 00:12:00,996
‫قضیه هی داره پیچیده تر میشه، درسته؟

143
00:12:02,508 --> 00:12:05,798
‫من خیلی خرابکاری کردم

144
00:12:05,800 --> 00:12:09,225
‫تو و ریک رو توی موقعیت بدی قرار دادم.

145
00:12:09,227 --> 00:12:13,119
‫راستش رو بخوای اصلاً نمی دونم
‫این بچه مال کیه

146
00:12:15,809 --> 00:12:19,770
‫حتی نمی تونم تصورش رو بکنم
‫که چقدر به تو سخت می گذره

147
00:12:22,325 --> 00:12:26,186
‫تو بدون اینکه فکر خودت باشی
‫ما رو از آتلانتا آوردی بیرون

148
00:12:28,942 --> 00:12:30,989
‫اون شب رو یادته؟

149
00:12:30,991 --> 00:12:33,944
‫شعله ها...

150
00:12:35,087 --> 00:12:39,889
‫منم نشسته بودم توی ماشین تو
‫فکر می کردم همه چیز درست میشه ....

151
00:12:39,891 --> 00:12:42,710
‫شین همه چیز رو درست می کنه
‫ما از اینجا میریم بیرون

152
00:12:43,989 --> 00:12:46,338
‫هیچوقت هم ازت تشکر نکردم

153
00:12:48,925 --> 00:12:55,306
‫هرچند که رابطه بین ما...
‫پیچیده شد

154
00:12:57,591 --> 00:12:59,403
‫تو همیشه مراقبم بودی

155
00:13:01,386 --> 00:13:04,475
‫همیشه مراقبم بودی
‫ممنونم

156
00:13:09,414 --> 00:13:11,666
‫لازم نیست از من تشکر کنی

157
00:13:11,668 --> 00:13:14,539
‫- البته که لازمه
‫- نه، لازم نیست...

158
00:13:16,042 --> 00:13:18,359
‫،هر اتفاقی که بین ما افتاد

159
00:13:18,361 --> 00:13:19,273
‫هر فکری که دربارش می کردیم...

160
00:13:19,275 --> 00:13:21,886
‫فقط تو نبودی که ناراحت بودی...

161
00:13:25,773 --> 00:13:28,515
‫من متاسفم، شین.

162
00:13:28,517 --> 00:13:32,008
‫تو رو خدا باور کن.
‫من واقعاً متاسفم.

163
00:13:50,029 --> 00:13:52,511
‫-- می بریمش سنویا
‫یک ساعت رفت، یک ساعت برگشت

164
00:13:52,513 --> 00:13:58,387
‫یه خرده بالا پایین.
‫تا اون موقع هوا تاریک میشه، ولی نصفه های راه خونه ایم

165
00:13:58,389 --> 00:14:02,894
‫این مشکل کوچیک از یادمون بره، خیلی خوب میشه.
‫ازش شرش خلاص میشیم.

166
00:14:02,896 --> 00:14:04,951
‫،کارول یه مقدار خوراکی براش کنار گذاشته

167
00:14:04,953 --> 00:14:07,596
‫واسه چند روزی کافیه.

168
00:14:11,548 --> 00:14:13,637
‫کاری که دیشب کردی...

169
00:14:15,533 --> 00:14:18,047
‫ضرورتی نداره همه کارهای سخت رو تو انجام بدی

170
00:14:20,790 --> 00:14:23,205
‫با این قضیه مشکلی نداری؟

171
00:14:23,207 --> 00:14:27,809
‫اگه من و تو، کنار جاده، بیفتیم جون هم چه فایده ای داره؟
‫هیچکس برنده نمیشه

172
00:14:31,271 --> 00:14:34,143
‫من میرم بشاشم

173
00:14:37,279 --> 00:14:39,041
‫سلام، کارل رو ندیدی؟

174
00:14:39,043 --> 00:14:41,228
‫داخله، پیش مادرش

175
00:14:41,230 --> 00:14:42,762
‫ببین، اومد پیش من.

176
00:14:43,615 --> 00:14:45,083
‫،قرار نبود من به تو چیزی بگم

177
00:14:45,085 --> 00:14:51,319
‫اما دیروز نزدیک مرداب بوده و
‫یه زامبی رو می بینه که توی گِل گیر افتاده

178
00:14:51,321 --> 00:14:54,093
‫ترسیده، فرار کرده

179
00:14:54,095 --> 00:14:55,498
‫همون زامبی که دیل رو کُشت؟

180
00:14:55,499 --> 00:14:59,252
‫آره، همون

181
00:14:59,254 --> 00:15:04,313
‫- به لوری میگم باهاش حرف بزنه
‫- من فکر می کنم... اون می خواد با پدرش حرف بزنه

182
00:15:04,315 --> 00:15:07,350
‫آره ولی فعلاً باید این قضیه رندل رو ردیف کنم

183
00:15:07,352 --> 00:15:09,799
‫می تونی بعداً به اون رسیدگی کنی

184
00:15:12,870 --> 00:15:15,282
‫تصمیمش با خودمه

185
00:15:17,159 --> 00:15:19,739
‫چطوره من با دریل برم؟

186
00:15:19,741 --> 00:15:21,481
‫بد نیست یکم باهام وقت بگذرونیم؟

187
00:15:21,483 --> 00:15:24,832
‫نه، من تو رو اینجا لازم دارم

188
00:15:24,834 --> 00:15:26,809
‫فکر می کنی خرابکاری می کنم، مگه نه؟

189
00:15:26,811 --> 00:15:29,053
‫- همچین حرفی نزدم
‫- پس چی گفتی؟

190
00:15:31,835 --> 00:15:36,190
‫می دونی، پسرت...
‫اینو داد به من

191
00:15:36,192 --> 00:15:37,965
‫باید برش گردونی به دریل

192
00:15:37,967 --> 00:15:40,479
‫آزاد کردن اون زندانی...

193
00:15:40,481 --> 00:15:43,159
‫از کارل برات مهم تره!؟

194
00:15:55,088 --> 00:15:58,538
‫آندریا... پدال گاز رو هم فشار بوده

195
00:15:58,540 --> 00:16:00,213
‫خیلی وقته اینجا پارک بوده

196
00:16:00,215 --> 00:16:01,554
‫باید سه بار فشار بدی و...

197
00:16:01,556 --> 00:16:03,364
‫بهش ضربه بزنم. آره می دونم...

198
00:16:06,549 --> 00:16:08,985
‫بذار ببینم

199
00:16:22,347 --> 00:16:29,426
‫دیل بهم گفت توی این ماشین های قدیمی
‫پلاتین ها زود پوسیده میشن

200
00:16:29,961 --> 00:16:32,064
‫پیچ گوشتی؟

201
00:16:32,900 --> 00:16:34,770
‫سرتخت رو بده

202
00:16:56,213 --> 00:16:59,184
‫میشه سوهان رو بدی من؟

203
00:17:15,615 --> 00:17:18,753
‫من ناامیدش کردم

204
00:17:18,755 --> 00:17:21,023
‫اون به تو افتخار می کرد

205
00:17:21,025 --> 00:17:25,231
‫شاید اون لحظه اینطور نبود... ولی کلاً

206
00:17:25,233 --> 00:17:27,102
‫گفتنش واسه تو راحته

207
00:17:27,104 --> 00:17:29,606
‫تو طرفش رو گرفتی

208
00:17:29,608 --> 00:17:36,720
‫منم به خاطر یه چیزایی پشیمون هستم
‫ولی فکر کنم اون می دونست که ما چقدر بهش اهمیت میدادم

209
00:17:45,370 --> 00:17:47,607
‫فکر کنم درست شد

210
00:17:55,523 --> 00:17:57,759
‫گلن

211
00:18:14,590 --> 00:18:17,128
‫شرط می بندم روشن بشه

212
00:18:24,599 --> 00:18:33,143
‫ترجمه و تنظیم : سعید & میلاد

213
00:18:55,670 --> 00:18:57,840
‫مامان گفت بیای اینجا؟

214
00:18:59,912 --> 00:19:02,850
‫خودم بهش گفتم میام نگهبانی میدم

215
00:19:02,852 --> 00:19:05,355
‫از کمک کردن توی کارهای خونه خسته شدم

216
00:19:08,829 --> 00:19:11,099
‫بگیرش

217
00:19:14,440 --> 00:19:17,811
‫اتفاقی که برای دیل افتاد
‫هیچ ربطی به تو نداره

218
00:19:19,950 --> 00:19:21,852
‫اون... اون مُرده ، بابا.

219
00:19:25,894 --> 00:19:28,898
‫آره

220
00:19:28,900 --> 00:19:31,503
‫انگار مُردن اتفاق تازه ای نیستش این اطراف

221
00:19:35,343 --> 00:19:38,281
‫بخاطر همینم بهت نیاز دارم

222
00:19:38,283 --> 00:19:40,518
‫دیگه کارهای بچه گونه بهت نمیدیم

223
00:19:42,423 --> 00:19:43,958
‫از خدام بود تو هم دوران بچگی منو می داشتی

224
00:19:43,960 --> 00:19:45,994
‫اما ازین خبرا نیست

225
00:19:48,433 --> 00:19:50,736
‫مردم دارن می میرن

226
00:19:52,908 --> 00:19:56,180
‫منم می میرم . مامانت هم همین طور

227
00:19:58,686 --> 00:20:01,223
‫امکان نداره ما تا ابد زنده باشیم

228
00:20:02,659 --> 00:20:04,895
‫سعی می کنم اما نمی تونم

229
00:20:04,897 --> 00:20:07,733
‫بهترین کاری که الان می تونیم بکنیم اینه که تا جایی که میشه ازش دوری کنیم

230
00:20:07,735 --> 00:20:10,370
‫همیشه یه قدم جلوتر باشیم

231
00:20:15,849 --> 00:20:17,652
‫کاش حرف بهتری برای زدن داشتم

232
00:20:17,654 --> 00:20:20,122
‫یه حرف پر معناتر

233
00:20:23,528 --> 00:20:25,598
‫پدرم تو این مسائل خیلی خوب بود

234
00:20:31,911 --> 00:20:33,981
‫اما من خسته ام پسرم

235
00:20:35,484 --> 00:20:37,747
‫لطفا بگیرش

236
00:22:36,796 --> 00:22:39,977
‫فقط کلی تیر ِ تیرکمون داریم

237
00:22:39,979 --> 00:22:42,076
‫این تفنگ دیل ـه ؟

238
00:22:42,078 --> 00:22:44,536
‫آره

239
00:22:44,538 --> 00:22:47,620
‫کاش می دونستم مال من کجاس

240
00:22:47,622 --> 00:22:50,276
‫آماده اید ؟
‫آره

241
00:22:50,278 --> 00:22:52,637
‫من پسره رو میارم
‫ممنون

242
00:22:58,607 --> 00:23:01,361
‫هی رندی

243
00:23:01,363 --> 00:23:03,723
‫از بالا دستور رسیده که آزادی دیگه

244
00:23:15,170 --> 00:23:17,498
‫اوه نـــه

245
00:23:21,469 --> 00:23:24,025
‫از اون طرف برو

246
00:23:26,551 --> 00:23:29,010
‫برو ادامه بده

247
00:23:35,243 --> 00:23:37,800
‫هی ، یالا

248
00:23:37,802 --> 00:23:40,753
‫می فهمم . من احتمالا آخرین نفری هستم که دلت می خواد ببینی

249
00:23:40,755 --> 00:23:43,048
‫گوش کن ، می خوام تو رو از اینجا ببرم ، باشه ؟

250
00:23:43,050 --> 00:23:44,951
‫می خوام اینو از رو دهنت بردارم که بتونی نفس بکشی

251
00:23:44,953 --> 00:23:46,788
‫اما ازت می خوام که ساکت بمونی

252
00:23:46,790 --> 00:23:50,002
‫خوب گوش میدی چی میگم ؟ می شنوی ؟
‫خیلی خب

253
00:23:50,004 --> 00:23:51,544
‫کار احمقانه ای نکن

254
00:23:53,054 --> 00:23:55,118
‫هی هی . سر و صدا نکن

255
00:23:57,513 --> 00:23:59,874
‫حالا بگو ببینم می دونی گروهتون کجان ؟

256
00:23:59,876 --> 00:24:02,201
‫نه نمی دونم . جدی میگم
‫خب

257
00:24:02,203 --> 00:24:04,366
‫لشت ُ بیار اینجا بینم
‫الان من تنها شانست

258
00:24:04,368 --> 00:24:06,759
‫برای زنده بیرون رفتن از این جنگل هستم
‫می شنوی ؟

259
00:24:07,744 --> 00:24:11,154
‫حالا حرف بزن ببینم
‫اونا کجان ؟

260
00:24:11,156 --> 00:24:13,811
‫ما یه کمپ نزدیک بزرگراه زدیم

261
00:24:13,813 --> 00:24:15,221
‫حدود ۵ مایلی اینجا

262
00:24:15,223 --> 00:24:17,123
‫از کجا معلوم اونا هنوز اونجا باشن ؟

263
00:24:17,125 --> 00:24:21,551
‫خیلی خب . پس منو می بری پیششون ؟

264
00:24:22,962 --> 00:24:24,817
‫چرا ؟

265
00:24:24,819 --> 00:24:26,873
‫چون ، پسر...

266
00:24:26,875 --> 00:24:28,896
‫من دیگه کاری با این گروه ندارم

267
00:24:28,898 --> 00:24:30,617
‫اونا محکوم به نابودین و نمی خوام بخشی ازش باشم

268
00:24:30,619 --> 00:24:35,001
‫همین
‫پس نمی خوای منو بکشی ؟

269
00:24:35,003 --> 00:24:38,913
‫بیخیال پسر . اگه می خواستم تا الان مُرده بودی . زودباش

270
00:24:40,566 --> 00:24:42,825
‫هی نیازی نیست انقدر سخت بگیری

271
00:24:42,827 --> 00:24:44,646
‫الان دیگه من و تو یه طرفیم

272
00:24:46,031 --> 00:24:48,255
‫از با ما بودن خوشت میاد

273
00:24:48,257 --> 00:24:49,840
‫بعضی وقت ها دیوونه بازی در میاریم

274
00:24:49,842 --> 00:24:51,930
‫اما یه مشت آدم کله خریم دور هم

275
00:24:51,932 --> 00:24:53,718
‫خوب جایی داری میای

276
00:24:55,608 --> 00:24:58,237
‫کمتر حرف بزن بیشتر راه برو

277
00:24:58,239 --> 00:25:00,968
‫ببین ، وقتی من عصبی میشم زیاد فک می زنم

278
00:25:02,385 --> 00:25:04,172
‫کاریم براش نمی تونم بکنم

279
00:25:04,174 --> 00:25:06,195
‫یه مسیر طولانی هم در پیش داریم . می دونی که ؟

280
00:25:06,197 --> 00:25:08,555
‫همه اش بخاطر تو نیست

281
00:25:08,557 --> 00:25:10,712
‫منم نمیگم بخاطر منه

282
00:25:10,714 --> 00:25:13,040
‫فقط می خوام....

283
00:26:04,192 --> 00:26:05,979
‫چی شده ؟
‫رندل غیبش زده

284
00:26:05,981 --> 00:26:08,445
‫گم شده ؟ چطوری ؟

285
00:26:08,447 --> 00:26:10,511
‫چند وقته که نیستش ؟

286
00:26:10,513 --> 00:26:12,812
‫چی شده ؟
‫گفتنش آسون نیست

287
00:26:12,814 --> 00:26:14,311
‫دست بندها هنوز بسته ان

288
00:26:14,313 --> 00:26:16,977
‫باید دستش ُ از توشون درآورده باشه
‫ممکنه این کارو کرده باشه ؟

289
00:26:16,979 --> 00:26:18,644
‫وقتی چیزی برا از دست دادن نداشته باشی هر کاری ممکنه بکنی

290
00:26:18,646 --> 00:26:20,945
‫در از بیرون بسته و قفل بوده

291
00:26:37,846 --> 00:26:40,424
‫ریک ریک

292
00:26:41,682 --> 00:26:44,066
‫چی شده ؟
‫اون مسلحه

293
00:26:44,068 --> 00:26:45,968
‫تفنگ من دستش ـه
‫تو خوبی ؟

294
00:26:45,970 --> 00:26:48,289
‫من خوبم . حرومزاده یه دفعه پرید روم

295
00:26:48,291 --> 00:26:50,932
‫گذاشت تو صورتم با سنگ
‫خیلی خب ، هرشل ، تی داگ

296
00:26:50,934 --> 00:26:52,253
‫همه رو برگردونید تو خونه

297
00:26:52,255 --> 00:26:54,349
‫گلن ، دریل باهامون بیاید

298
00:26:55,316 --> 00:26:58,377
‫تی داگ ، اون تفنگ رو لازم دارم
‫ولش کنید بره

299
00:26:58,379 --> 00:27:00,149
‫مگه نقشه همین نبود ؟ که ولش کنید بره ؟

300
00:27:00,151 --> 00:27:01,794
‫نقشه این بود که خیلی دور تر از اینجا ولش کنیم

301
00:27:01,796 --> 00:27:03,438
‫نه همین کنار خودمون با یه اسلحه تو دستش

302
00:27:03,440 --> 00:27:05,469
‫نرید اون تو
‫همه تون می دونید چه اتفاقی ممکنه بیفته

303
00:27:05,471 --> 00:27:07,340
‫ببریدشون تو خونه

304
00:27:07,341 --> 00:27:09,595
‫همه ی درها رو قفل کنید و همون داخل بمونید

305
00:27:09,597 --> 00:27:11,659
‫بریم . تو خونه
‫باشه

306
00:27:13,980 --> 00:27:17,782
‫من اون طرف دیدمش به سمت درخت ها میره قبل اینکه بیهوش بشم

307
00:27:17,784 --> 00:27:19,265
‫چقدرش ُ مطمئن نیستم

308
00:27:19,267 --> 00:27:20,974
‫نمی تونه زیاد دور شده باشه

309
00:27:20,976 --> 00:27:22,552
‫اون لنگ می زنه ، خسته و داغونه

310
00:27:22,554 --> 00:27:24,390
‫و مسلحه
‫ما هم مسلحیم

311
00:27:24,392 --> 00:27:27,645
‫می تونی ردش ُ بزنی ؟
‫نه چیزی نمی بینم

312
00:27:27,647 --> 00:27:29,354
‫هی ببینید با ردیابی کردنش به جایی نمی رسیم ، خب ؟

313
00:27:29,356 --> 00:27:30,869
‫از اون طرف رفت باید دو گروه بشیم

314
00:27:30,871 --> 00:27:32,835
‫از هم جدا میشیم . اونوقت تعقیبش می کنیم . به همین سادگی

315
00:27:32,837 --> 00:27:35,091
‫پسره که اصلا وزنی نداشت

316
00:27:35,093 --> 00:27:37,025
‫بعد داری بهمون میگی پریده روی تو ؟

317
00:27:37,027 --> 00:27:39,024
‫تو هم اگه با سنگ می زدن تو صورتت می فهمیدی چی میگم ، نه ؟

318
00:27:39,026 --> 00:27:41,248
‫خیلی خب . بس کنید . تو و گلن از سمت راست برید

319
00:27:41,250 --> 00:27:43,052
‫من وشین هم از چپ میریم

320
00:27:43,054 --> 00:27:46,276
‫یادتون باشه . تو جنگل رندل تنها خطری نیست که تهدیدمون می کنه

321
00:27:46,278 --> 00:27:48,242
‫حواستون به هم دیگه باشه که اشتباهی شلیک نکنید

322
00:28:23,248 --> 00:28:25,536
‫انگار صورتت بدجور داغون شده

323
00:28:27,664 --> 00:28:29,297
‫چیزی نیست

324
00:28:30,333 --> 00:28:32,266
‫نگران من نباش

325
00:29:01,685 --> 00:29:03,818
‫اینطوری بی فایده اس
‫چراغ قوه ای چیزی داری ؟

326
00:29:58,888 --> 00:30:00,587
‫برگشتیم سر جای اولمون

327
00:30:00,589 --> 00:30:01,687
‫اگه می خوای یه کاری رو انجام بدی

328
00:30:01,689 --> 00:30:03,656
‫باید درست حسابی انجامش بدی

329
00:30:25,735 --> 00:30:28,402
‫اینجا جای دو تا رد پاست

330
00:30:28,404 --> 00:30:30,503
‫شین بیشتر از چیزی که گفته باید تعقیبش کرده باشه

331
00:30:35,640 --> 00:30:37,972
‫روی درخت هم رد خون تازه ست

332
00:30:42,909 --> 00:30:44,443
‫بازم رد پا هست

333
00:30:44,445 --> 00:30:47,278
‫انگار دنبال هم می رفتن

334
00:30:49,014 --> 00:30:51,122
‫ببخشید

335
00:30:54,650 --> 00:30:56,200
‫آره . اینجا اثرات دعوا دیده میشه

336
00:30:56,202 --> 00:31:00,815
‫منظورت چیه ؟
‫منظورم اینه که یه اتفاقی افتاده

337
00:31:00,817 --> 00:31:02,562
‫داره عجیب میشه

338
00:31:04,838 --> 00:31:07,211
‫یه مشکلی بوده

339
00:32:12,983 --> 00:32:15,652
‫خوب بود

340
00:32:33,551 --> 00:32:35,429
‫به نظرت این راه درسته ؟

341
00:32:37,178 --> 00:32:39,155
‫مثل بقیه ی مسیرها احتمالش هست

342
00:32:41,793 --> 00:32:44,661
‫تفنگت رو قاپید ، آره ؟
‫آره

343
00:32:44,663 --> 00:32:47,628
‫بهترین قسمتش برا منم همین جاست

344
00:32:47,630 --> 00:32:48,748
‫از خدا می خواد که

345
00:32:48,750 --> 00:32:50,924
‫وقتی پیداش کنم آرزو می کنه کاش کشته بود منو

346
00:32:55,573 --> 00:32:57,550
‫یالا

347
00:33:18,750 --> 00:33:20,397
‫اثری از گاز گرفتن نیست

348
00:33:20,399 --> 00:33:22,572
‫آره ، نه تا جایی که دیده بشه

349
00:33:24,551 --> 00:33:27,122
‫نه ، دارم میگم بخاطر زامبی ها نمرده

350
00:33:28,607 --> 00:33:31,012
‫چطور ممکنه ؟

351
00:33:57,095 --> 00:33:59,433
‫گفتی با سنگ زدت ؟

352
00:33:59,435 --> 00:34:01,840
‫درسته

353
00:34:04,643 --> 00:34:06,982
‫داخل انبار ( اصطبل ) ؟

354
00:34:12,786 --> 00:34:16,082
‫چون وقتی تی داگ اومده در بسته بوده

355
00:34:19,182 --> 00:34:21,659
‫منم دیدم

356
00:34:22,999 --> 00:34:25,543
‫باید از سوراخ بالای سقف زده باشه بیرون

357
00:34:50,762 --> 00:34:53,339
‫پس برنامه ریختی اینجا انجامش بدی ؟

358
00:34:57,727 --> 00:34:59,367
‫اینجا هم جای خوبیه

359
00:34:59,369 --> 00:35:02,313
‫حداقل جراتشو داشته باش اسم کاری رو که می خوای بکنی بگو

360
00:35:05,229 --> 00:35:07,269
‫قتل

361
00:35:10,955 --> 00:35:13,767
‫واقعا فکر می کنی اگه تنها برگردی به اون مزرعه

362
00:35:13,769 --> 00:35:15,911
‫نه من باشم نه رندل
‫ازت می خوام ساکت شی

363
00:35:15,913 --> 00:35:19,596
‫فکر می کنی اونا هر داستان چرت و پرتی که تو سرت ِ باور می کنن ؟

364
00:35:19,598 --> 00:35:21,906
‫اینه که میگم. داستان نیست

365
00:35:22,946 --> 00:35:25,826
‫دیدم که اون پسره با تیر زدت

366
00:35:25,828 --> 00:35:27,534
‫دویدم دنبالش

367
00:35:27,536 --> 00:35:30,280
‫گردنشو شکوندم

368
00:35:31,184 --> 00:35:33,227
‫قرار نیست آسون باشه

369
00:35:33,229 --> 00:35:35,370
‫اما لوری و کارل بیخیالت میشن

370
00:35:37,145 --> 00:35:39,221
‫قبلا هم کردن اینکارو

371
00:35:40,192 --> 00:35:42,268
‫مجبورن کنار بیان باهاش

372
00:35:45,852 --> 00:35:47,679
‫چرا ؟

373
00:35:47,681 --> 00:35:50,073
‫چرا الان ؟

374
00:35:51,237 --> 00:35:53,663
‫فکر کردم این قضیه رو بینمون فیصله دادیم

375
00:35:53,665 --> 00:35:55,624
‫ما می خواستیم همو بکشیم رفیق

376
00:35:55,626 --> 00:35:58,118
‫خودت چی فکر می کنی ؟
‫راحت همه چیو فراموش می کنیم ؟

377
00:35:58,120 --> 00:36:00,145
‫خوش و خرم و راضی در کنار هم به زندگی ادامه میدیم ؟

378
00:36:00,147 --> 00:36:02,473
‫خیلی خونسرد و بدون عذاب وجدان می خوای منو بکشی ؟

379
00:36:03,504 --> 00:36:05,365
‫بعد با زن من بخوابی ؟

380
00:36:05,367 --> 00:36:07,127
‫بعد بچه ی من
‫بچه ی من

381
00:36:07,129 --> 00:36:09,387
‫بهت بگه بابا ؟
‫اینارو می خوای ؟

382
00:36:10,752 --> 00:36:13,044
‫اون زندگی ذره ای ارزش نداره

383
00:36:13,046 --> 00:36:14,977
‫من می شناسمت

384
00:36:16,512 --> 00:36:18,811
‫نمی تونی با اینا کنار بیای

385
00:36:21,645 --> 00:36:25,277
‫تو از اینکه من با چیا می تونم زندگی کنم و کنار بیام ، چی می دونی ؟

386
00:36:25,279 --> 00:36:28,177
‫اصلا فکرشم نمی تونی بکنی که می تونم چه چیزهایی رو تحمل کنم ، که دارم باهاشون زندگی می کنم

387
00:36:28,179 --> 00:36:30,277
‫می خوای در مورد پتانسیل ها و توانایی های من صحبت کنی ، ریک ؟

388
00:36:30,279 --> 00:36:33,342
‫نظرت چیه در مورد کارهایی که خودت می تونی بکنی حرف بزنی ؟
‫من همینجام

389
00:36:33,344 --> 00:36:36,509
‫یالا رفیق
‫تفنگتُ بکش

390
00:36:37,709 --> 00:36:40,607
‫نه . نه نمی کنم
‫چی شده ریک ؟

391
00:36:40,609 --> 00:36:43,373
‫فکر کردم دیگه آدم خوبه نیستی . مگه همینو نگفتی  ؟

392
00:36:43,375 --> 00:36:45,873
‫حتی همینجا . همین الان نمی خوای براشون بجنگی ؟

393
00:36:45,875 --> 00:36:48,240
‫من پدر بهتری نسبت به تو هستم ، ریک

394
00:36:48,242 --> 00:36:50,840
‫من برای لوری مناسب تر و بهترم

395
00:36:50,842 --> 00:36:52,906
‫چون از تو آدم بهتری هستم

396
00:36:52,908 --> 00:36:54,740
‫چون می تونم اینجا باشم و بخاطرش مبارزه کنم

397
00:36:54,742 --> 00:36:58,074
‫اما تو برگشتی و همه چیزو خراب کردی

398
00:37:02,708 --> 00:37:06,107
‫تو یه زن شکست خورده داری

399
00:37:06,109 --> 00:37:08,773
‫یه پسر ضعیف داری

400
00:37:08,775 --> 00:37:11,006
‫و اصلا هم بلد نیستی چطوری اینارو درست کنی

401
00:37:13,940 --> 00:37:15,749
‫اسلحه تو در بیار

402
00:37:15,751 --> 00:37:18,331
‫تو مجبوری یه مرد غیر مسلح رو بکشی

403
00:37:23,464 --> 00:37:26,045
‫دستامو ببین

404
00:37:26,047 --> 00:37:28,326
‫آروم و آهسته

405
00:37:38,389 --> 00:37:40,536
‫آهسته

406
00:37:46,708 --> 00:37:49,256
‫حالا گوش کن چی میگم ، شین

407
00:37:50,968 --> 00:37:53,885
‫هنوزم راه برگشتی از این ماجرا وجود داره

408
00:37:53,887 --> 00:37:56,099
‫انگار اصلا هیچ اتفاقی اینجا نیفتاده

409
00:37:57,274 --> 00:37:59,387
‫تفنگ هامون رو می ذاریم زمین و

410
00:38:01,065 --> 00:38:05,156
‫قدم زنان بر می گردیم به مزرعه

411
00:38:05,158 --> 00:38:07,588
‫با هم

412
00:38:10,388 --> 00:38:12,753
‫پیش لوری

413
00:38:12,755 --> 00:38:15,184
‫پیش کارل

414
00:38:20,149 --> 00:38:22,915
‫همه ی این مسائل رو فراموش می کنیم

415
00:38:41,838 --> 00:38:44,967
‫لعنت به تو شین که مجبورم کردی اینکارو بکنم

416
00:38:44,969 --> 00:38:48,898
‫بخاطر تو بود . نه من
‫تو باعث این اتفاق شدی

417
00:38:48,900 --> 00:38:52,030
‫تو بودی نه من
‫نه من

418
00:38:56,328 --> 00:38:58,893
‫نه من

419
00:39:35,543 --> 00:39:38,208
‫حرومزاده

420
00:40:27,694 --> 00:40:29,012
‫بابا ؟

421
00:40:42,006 --> 00:40:44,470
‫کارل

422
00:40:49,935 --> 00:40:53,032
‫می دونی

423
00:40:53,034 --> 00:40:55,164
‫باید برگردی خونه پیش مادرت

424
00:41:11,358 --> 00:41:12,922
‫فقط تفنگت رو بذار زمین

425
00:41:12,924 --> 00:41:14,656
‫بذارش زمین

426
00:41:19,354 --> 00:41:21,553
‫اینطوری که فکر می کنی نیست

427
00:41:47,505 --> 00:41:49,436
‫صبرکن

428
00:42:18,574 --> 00:42:21,190
‫ترجمه و تنظیم : میلاد & سعید

429
00:42:21,214 --> 00:42:27,214
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

