1
00:01:38,369 --> 00:01:43,369
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

2
00:01:43,370 --> 00:01:44,374
‫:: GodeatGod & Saeed.mr ::....

3
00:01:44,375 --> 00:01:49,479
‫T v c e n t e r . c o . ...

4
00:01:49,526 --> 00:01:51,332
‫ریک، الان...

5
00:01:51,377 --> 00:01:53,348
‫باید محکم باشی

6
00:01:54,847 --> 00:01:57,085
‫لوری تو...

7
00:01:57,087 --> 00:02:00,543
‫منظورم اینه که، یه افسانه ای بود

8
00:02:00,587 --> 00:02:04,507
‫تاحالا درباره اون موقع که شین سوییچ ماشین کینگزلی رو دزدیده بود بهت گفتم؟

9
00:02:04,541 --> 00:02:07,036
‫آره

10
00:02:07,070 --> 00:02:08,955
‫ماشین مدیر مدرسه

11
00:02:08,992 --> 00:02:10,786
‫درست بیرون پارکینگ معلما

12
00:02:10,826 --> 00:02:12,687
‫وسط روز روشن

13
00:02:12,713 --> 00:02:15,645
‫شین ساعت ناهارو پیچوند
‫و خیلی تیز رفت سراغ

14
00:02:15,664 --> 00:02:18,417
‫هیوندای کینگزلی...

15
00:02:18,451 --> 00:02:21,906
‫ماشینو روشن کرد، یه گرد و خاکی کرد
‫و تو خیابون دیلان یه دور زد

16
00:02:21,947 --> 00:02:23,375
‫و تا اون مرغداری اونجا رفت

17
00:02:23,409 --> 00:02:26,141
‫اینو قبلن شنیده بودی نه ؟

18
00:02:26,176 --> 00:02:29,847
‫رفت تو یکی از اون آغل های بزرگ

19
00:02:29,881 --> 00:02:32,635
‫کینگزلی هر ماه ماشینشو پولیش میزد

20
00:02:32,669 --> 00:02:35,813
‫میداد کارواش هر هفته براش جارو بکشن توشو

21
00:02:35,847 --> 00:02:38,967
‫شین تو اون آغل بزرگه پارکش کرد

22
00:02:39,001 --> 00:02:41,276
‫با یه عالمه مرغ رود آیلند قرمز
‫(نوعی مرغ آمریکایی با پرهای قرمز)

23
00:02:41,355 --> 00:02:44,124
‫گونی های در بازِ غلات رو چپوند رو صندلی عقب

24
00:02:44,143 --> 00:02:46,483
‫همه شیشه ها رو داد پایین

25
00:02:46,496 --> 00:02:49,183
‫و بعدش با تمام سرعت برگشت مدرسه

26
00:02:49,232 --> 00:02:52,674
‫شیرین ۴ کیلومتر بود

27
00:02:52,717 --> 00:02:56,273
‫به موقع برگشت تا ساندویچشو تموم کنه
‫قبل از اینکه زنگ بخوره

28
00:02:56,320 --> 00:02:58,787
‫و تا زنگ میخوره

29
00:02:58,825 --> 00:03:02,664
‫شین بلند میشه و وقتی تو ارهرو میره سمت کینگزلی

30
00:03:02,666 --> 00:03:05,084
‫اون از پنجره نگاه میکنه و میگه

31
00:03:05,109 --> 00:03:08,048
‫مدیر کینگزلی

32
00:03:08,082 --> 00:03:11,136
‫ماشین قراضه ات گم شده

33
00:03:13,076 --> 00:03:16,328
‫قراضه مث قفس مرغ

34
00:03:16,382 --> 00:03:18,614
‫منظورتو گرفتم

35
00:03:18,616 --> 00:03:21,335
‫البته

36
00:03:21,378 --> 00:03:25,121
‫تو این داستانو هزار دفعه شنیدی

37
00:03:27,686 --> 00:03:30,230
‫چیزی که قبلن گفتی، حق با تو بود

38
00:03:32,427 --> 00:03:34,958
‫شین با تمام چیزایی که دکتر احتیاج داره برمیگرده

39
00:03:34,994 --> 00:03:36,189
‫مطمئنم که میتونه

40
00:03:36,223 --> 00:03:39,501
‫هرشل گفت باید یه چیزی بخوری

41
00:03:39,535 --> 00:03:43,226
‫حال کارل خوب میشه

42
00:03:46,977 --> 00:03:50,176
‫خواهش میکنم ، به خاطر من

43
00:03:50,179 --> 00:03:55,050
‫باید خودتو سرپا نگه داری

44
00:05:33,793 --> 00:05:36,017
‫خشاب اسلحه ام رو میخوام

45
00:05:44,551 --> 00:05:49,711
‫میخوام برم بیرون دنبال دختره بگردم

46
00:06:17,241 --> 00:06:19,775
‫منم میام

47
00:06:22,343 --> 00:06:25,801
‫میخوام برم قدم بزنم
‫تو جنگل یه آتیشی روشن کنم

48
00:06:25,853 --> 00:06:28,850
‫اگه اون بیرون باشه
‫یه نشونه ای بذارم که پیدامون کنه

49
00:06:28,853 --> 00:06:33,413
‫- فکر میکنی الان فکر خوبیه ؟
‫- دیل گیر نده

50
00:06:52,740 --> 00:06:57,273
‫اون پنجره ها
‫چی پُشتشونه ؟

51
00:06:57,324 --> 00:07:01,702
‫حدود ۶ متر فاصله اس برای پریدن و هیچی هم نیست که بگیری
‫شاید چند تا بوته باشه

52
00:07:01,743 --> 00:07:05,420
‫- بعدش زمین ورزشه
‫- فقط زمان میخوایم

53
00:07:05,470 --> 00:07:08,698
‫باید بریم اونجا
‫باید بازشون کنیم و بریم بیرون

54
00:07:08,752 --> 00:07:12,140
‫- من نه ، شاید تو بتونی
‫- هی هی هی

55
00:07:12,171 --> 00:07:16,096
‫بیخیال مرد، منو نگاه
‫واقعن فکر میکنی من میتونم

56
00:07:16,131 --> 00:07:20,481
‫از بین یکی از اون پنجره های تنگ رد شم ؟
‫بهمون میرسن

57
00:07:20,495 --> 00:07:25,095
‫ببین، یه مقدار آتیش بازی راه میندازیم که بتونیم سرشونو گرم کنیم

58
00:07:25,138 --> 00:07:28,676
‫تو همینجا بمون
‫من میپرم پایین و سرشونو گرم میکنم

59
00:07:28,717 --> 00:07:32,713
‫بهت فرصت میده تا برسی اون بالا و از پنجره بری بیرون

60
00:07:32,735 --> 00:07:36,341
‫و تو کجا میری ؟

61
00:07:36,413 --> 00:07:38,982
‫رختکن پایین اون پله ها

62
00:07:39,016 --> 00:07:43,177
‫به نظر میاد راه خوبی برای تو تله افتادنه

63
00:07:43,200 --> 00:07:46,649
‫پنجره هم داره
‫و یبشتر به سایز من میخوره

64
00:07:46,652 --> 00:07:52,040
‫از یکیشون میرم بیرون
‫رد گم میکنم و همدیگه رو تو مزرعه می بینیم

65
00:07:52,067 --> 00:07:54,557
‫تو یه حرمزاده خُلی نه ؟

66
00:07:54,614 --> 00:07:58,309
‫فقط دارم سعی میکنم برای اون بچه یه کاری بکنم

67
00:07:58,339 --> 00:08:03,017
‫تا سه بشمار و برو

68
00:08:03,019 --> 00:08:06,843
‫بعد ازاینکه شلیک کردم
‫بهت پوشش میدم

69
00:08:06,893 --> 00:08:10,125
‫- یه راه برات باز میکنم
‫- باشه

70
00:08:31,136 --> 00:08:32,251
‫اوه خدا

71
00:09:51,965 --> 00:09:53,172
‫خب زنگو بزنیم ؟

72
00:09:53,191 --> 00:09:54,338
‫منظورم اینه که انگار یکی اینجا زندگی میکنه

73
00:09:54,363 --> 00:09:55,738
‫ما قبلن هم از این موقعیتا داشتیم نه ؟

74
00:09:55,747 --> 00:09:56,833
‫باید محتاط میبودیم

75
00:09:56,859 --> 00:09:58,540
‫وقتی اومدی تو، دروازه تو جاده  رو بستی ؟

76
00:09:58,559 --> 00:09:59,852
‫آ ... سلام

77
00:09:59,867 --> 00:10:01,049
‫آره بستیمش

78
00:10:01,144 --> 00:10:02,114
‫چفتش و اینا رو هم انداختم

79
00:10:03,747 --> 00:10:05,182
‫سلام
‫خوشحالم که دوباره می بینمت

80
00:10:05,201 --> 00:10:07,425
‫ما قبلن همدیگه رو دیدیم

81
00:10:07,447 --> 00:10:09,665
‫ببین، اومدیم کمک کنیم
‫کاری هست که از دستمون بربیاد ؟

82
00:10:11,588 --> 00:10:14,243
‫گازم نگرفتن
‫دستمو بدجور بریدم

83
00:10:14,270 --> 00:10:15,330
‫یه نگاهی بهش میندازیم
‫بهشون میگم که اینجایین

84
00:10:15,410 --> 00:10:17,961
‫یه مقدار آنتی بیوتیک و آسپیرین داریم

85
00:10:17,988 --> 00:10:19,674
‫قبلن یه مقدار بهش دادم
‫اگه کارل بهشون احتیاج داشته باشه

86
00:10:19,713 --> 00:10:20,626
‫بیاین تو
‫یه چیزی براتون درست میکنم بخورین

87
00:10:33,431 --> 00:10:34,314
‫سلام

88
00:10:34,384 --> 00:10:37,014
‫سلام

89
00:10:38,809 --> 00:10:42,235
‫آ ... ما اومدیم اینجا خب ؟

90
00:10:42,270 --> 00:10:44,305
‫ممنون

91
00:10:44,339 --> 00:10:46,608
‫هرچی احتیاج داری بگو

92
00:11:04,150 --> 00:11:07,188
‫اونا به این زودی بر نمیگردن
‫باید خودمون یه تصمیمی بگیریم

93
00:11:07,669 --> 00:11:09,184
‫و تصمیمت چیه ؟

94
00:11:09,361 --> 00:11:11,884
‫اینکه پسرتو بدون دستگاه تنفس مصنوعی عمل کنیم

95
00:11:11,886 --> 00:11:13,869
‫- تو گفتی جواب نمیده
‫- میدونم

96
00:11:13,903 --> 00:11:18,541
‫خیلی بعیده
‫اما نمیتونیم بیشتر از این معطل شیم

97
00:11:26,823 --> 00:11:28,989
‫واقعن فکر میکنی ما سوفیا رو پیدا میکنیم ؟

98
00:11:32,441 --> 00:11:34,479
‫یه جوری نگاه میکنی

99
00:11:34,513 --> 00:11:36,430
‫مث بقیه

100
00:11:36,468 --> 00:11:38,352
‫شماها چه مرگتونه ؟

101
00:11:38,387 --> 00:11:41,181
‫- تازه شروع کردیم به گشتن
‫- خب تو چی ؟

102
00:11:41,232 --> 00:11:44,744
‫اینجا که کوهستان تبت نیست
‫ایالت جورجیاس

103
00:11:44,778 --> 00:11:47,302
‫میتونه یه جایی تو یه انبار قایم شده باشه

104
00:11:47,346 --> 00:11:49,390
‫مردم گُم و گور میشن و نجات پیدا میکنن

105
00:11:49,424 --> 00:11:52,448
‫- همیشه این اتفاقا میفته طبیعیه
‫- اون فقط ۱۲ سالشه

106
00:11:52,494 --> 00:11:54,712
‫به درک، من کوچیکتر از اون بودم و گم شدم

107
00:11:54,731 --> 00:11:57,649
‫نُه روز تو جنگل بودم و فقط توت میخوردم

108
00:11:57,683 --> 00:11:59,794
‫خودمو با بلوط سمی پاک میکردم

109
00:11:59,823 --> 00:12:01,769
‫پیدات کردن ؟

110
00:12:01,794 --> 00:12:04,650
‫بابام تو یه بار با چند تا گارسون مست کرده بود

111
00:12:04,662 --> 00:12:07,469
‫مرل هم داشت تو "جووی" یه جور دیگه حال میکرد

112
00:12:07,494 --> 00:12:09,862
‫حتی نفهمیدن من گم شدم

113
00:12:09,893 --> 00:12:12,115
‫خودم راه برگشتو پیدا کردم

114
00:12:12,151 --> 00:12:14,746
‫یه راست رفتم سراغ آشپزخونه و یه ساندویچ برای خودم درست کردم

115
00:12:14,782 --> 00:12:17,631
‫کلی بلا سرم اومده بود اما هنوز سر پا بودم

116
00:12:17,688 --> 00:12:20,523
‫جز اینکه خیلی بدجور خارش گرفته بودم

117
00:12:22,513 --> 00:12:24,295
‫متاسفم

118
00:12:24,327 --> 00:12:26,305
‫متاسفم داستان وحشتناکیه

119
00:12:29,473 --> 00:12:32,659
‫تنها تفاوتش اینه که سوفیا کسایی رو داره که دنبالش بگردن

120
00:12:32,731 --> 00:12:35,580
‫من اسمشو میذارم مزیت

121
00:12:50,454 --> 00:12:53,413
‫شاید این (وضعیت) دیگه برای بچه ها دنیا نشه

122
00:12:54,575 --> 00:12:56,658
‫آره خب
‫ما یه بچه داریم

123
00:12:56,681 --> 00:12:58,814
‫کارل اینجاس تو این دنیا

124
00:12:59,004 --> 00:13:00,422
‫شاید نباید باشه

125
00:13:00,621 --> 00:13:02,882
‫شاید قرار بوده اینجوری بشه

126
00:13:05,974 --> 00:13:07,646
‫نمیتونی براش دلیلی پیدا کنی

127
00:13:11,969 --> 00:13:13,859
‫باشه
‫خیلی خب

128
00:13:13,911 --> 00:13:16,126
‫میتونم فکرایی که از سرت میگذره رو بخونم

129
00:13:16,177 --> 00:13:19,057
‫فقط از ذهنم نمیگذره ریک
‫نمیتونم بهش فکر نکنم

130
00:13:19,091 --> 00:13:22,274
‫چرا میخوایم کارل تو این دنیا زندگی کنه ؟

131
00:13:22,307 --> 00:13:24,517
‫تا این زندگی رو داشته باشه ؟

132
00:13:24,551 --> 00:13:28,259
‫که بتونه آدمای بیشتری رو ببینه که جلوش تیکه پاره میشن ؟

133
00:13:28,261 --> 00:13:31,088
‫که بتونه گرسنه باشه و وحشت زده

134
00:13:31,111 --> 00:13:34,275
‫برای هرزمانی که اون قبلن...

135
00:13:35,622 --> 00:13:39,562
‫که بتونه فرار کنه و فرار کنه و فرار کنه

136
00:13:39,564 --> 00:13:42,448
‫و بعد حتی اگه بتونه زنده بمونه آخرش...

137
00:13:44,911 --> 00:13:48,150
‫آخر کارش مث یه حیون دیگه که هیچی جز بقا سرش نمیشه تموم میشه ؟

138
00:13:48,184 --> 00:13:50,927
‫اگه اون...

139
00:13:50,968 --> 00:13:54,112
‫اگه اون امشب بمیره

140
00:13:54,146 --> 00:13:56,771
‫همین الان براش تموم میشه

141
00:13:56,805 --> 00:13:59,580
‫بهم بگو چرا باید یه راه دیگه و یه جور دیگه براش بهتر باشه

142
00:14:03,893 --> 00:14:06,469
‫چی عوض شده ؟

143
00:14:06,471 --> 00:14:08,606
‫چی ؟

144
00:14:08,633 --> 00:14:12,169
‫جِنِر یه راه برای فرار بهمون نشون داد

145
00:14:12,186 --> 00:14:14,161
‫تو ازش خواستی تا بذاره سعیمونو بکنیم

146
00:14:14,320 --> 00:14:16,002
‫التماسش کردی

147
00:14:16,004 --> 00:14:18,530
‫"گفتی "تا وقتی که میتونیم
‫چی عوض شده ؟

148
00:14:18,532 --> 00:14:20,128
‫اونروز یه لحظه ای بود...

149
00:14:20,162 --> 00:14:23,418
‫فقط یه لحظه بود اما من فراموش کردم که جکی مرده

150
00:14:23,452 --> 00:14:26,216
‫برگشتم، میخواستم یه چیزی بهش بگم

151
00:14:26,247 --> 00:14:29,575
‫اسمشو صدا کردم
‫فقط یه لحظه بود و بعدش یادم اومد

152
00:14:29,597 --> 00:14:32,236
‫اما بعد فهمیدم اون مجبور نیست هیچکدوم از اینا رو ببینه

153
00:14:34,229 --> 00:14:38,345
‫بزرگراه ، مردم
‫سوفیا، کارل که تیر خورده...

154
00:14:38,384 --> 00:14:41,179
‫اون...

155
00:14:43,179 --> 00:14:46,324
‫دیگه مجبور نیست بیشتر از این بترسه

156
00:14:46,326 --> 00:14:48,675
‫گرسنه
‫عصبانی

157
00:14:48,904 --> 00:14:51,562
‫هنوز اتفاق افتادنش تموم نشده ریک

158
00:14:51,656 --> 00:14:55,112
‫انگار ما هر ثانیه از هر روز با یه چاقو
‫روی گلومون زندگی میکنیم

159
00:14:55,146 --> 00:14:58,019
‫اما جکی مجبور نیست
‫نه دیگه

160
00:14:58,057 --> 00:15:00,638
‫بعدش...

161
00:15:02,718 --> 00:15:05,017
‫فکر کردم
‫"شاید حق با جِنِر بوده"

162
00:15:08,826 --> 00:15:11,563
‫من قبولش ندارم

163
00:15:11,597 --> 00:15:13,617
‫نمیتونم قبول کنم

164
00:15:13,635 --> 00:15:16,403
‫اون مرد تسلیم شد
‫مهم نیس...

165
00:15:16,595 --> 00:15:20,271
‫چیزایی که گفت مهم نیست

166
00:15:20,291 --> 00:15:22,307
‫هیچکدومش

167
00:15:22,309 --> 00:15:25,838
‫واقعن فکر میکنی بهتر میشه اگه کارل...

168
00:15:30,301 --> 00:15:33,534
‫اگه ما تسلیم بشیم ؟

169
00:15:33,568 --> 00:15:37,853
‫بهم بگو چرا یه جور دیگه بهتر میشه

170
00:15:40,523 --> 00:15:42,780
‫خواهش میکنم

171
00:17:06,499 --> 00:17:09,042
‫مرد فکر کردم گمت کردم

172
00:17:09,087 --> 00:17:10,850
‫آخرین خشاب اسلحه ام بود

173
00:17:10,854 --> 00:17:12,876
‫- مال منم همینطور
‫- بجنب

174
00:17:12,893 --> 00:17:14,334
‫بجنب
‫بجنب

175
00:17:39,421 --> 00:17:42,740
‫- کجاییم ؟
‫- هی مرد کوچک

176
00:17:42,768 --> 00:17:44,938
‫اون "هرشل"ه

177
00:17:45,130 --> 00:17:47,404
‫ما تو خونه اونیم

178
00:17:47,442 --> 00:17:49,641
‫یه اتفاقی برات افتاد

179
00:17:49,679 --> 00:17:52,589
‫- خوبی ؟
‫- خیلی درد داره

180
00:17:52,622 --> 00:17:55,060
‫اوه عزیزم میدونم
‫میدونم

181
00:17:56,766 --> 00:17:59,125
‫- باید میدیدیش
‫- چیو ؟

182
00:17:59,158 --> 00:18:01,447
‫گوزنه رو

183
00:18:01,482 --> 00:18:04,009
‫خیلی خوشگل بود مامان

184
00:18:04,042 --> 00:18:06,815
‫خیلی بهش نزدیک بودم

185
00:18:06,870 --> 00:18:09,850
‫هیچوقت تا حالا...

186
00:18:17,096 --> 00:18:18,370
‫کارل ؟

187
00:18:18,556 --> 00:18:20,552
‫چه اتفاقی داره میفته ؟

188
00:18:20,708 --> 00:18:23,420
‫نگران نباش. تشنج کرده

189
00:18:23,454 --> 00:18:25,355
‫اگه اونجوری نگهش داری
‫بهش صدمه میزنی

190
00:18:25,389 --> 00:18:27,734
‫- نمیتونی جلوشو بگیری ؟
‫- باید این وضعیتو پشت سر بذاره

191
00:18:47,257 --> 00:18:49,991
‫به اندازه کافی به مغزش خون نمیرسه

192
00:18:50,025 --> 00:18:52,858
‫فشارش داره میفته
‫احتیاج به یه تزریق خون دیگه داره

193
00:18:52,961 --> 00:18:55,459
‫- خب من آماده ام
‫- اگه من بیشتر از این ازت خون بگیرم

194
00:18:55,493 --> 00:18:57,742
‫دیگه بدنت دووم نمیاره
‫و میری تو کما

195
00:18:57,776 --> 00:19:01,237
‫- یا دچار حمله قلبی میشی
‫- داری وقت تلف میکنی

196
00:19:23,296 --> 00:19:26,085
‫بجنب مرد
‫باید از اینجا بزنیم بیرون

197
00:19:28,068 --> 00:19:31,384
‫- بذار نفسم بیاد سر جاش
‫- بجنب

198
00:20:04,531 --> 00:20:06,451
‫خوابت نمی بره ؟

199
00:20:06,451 --> 00:20:10,793
‫می خوام منتظرشون بمونم تا برگردن

200
00:20:12,574 --> 00:20:14,472
‫اگه خوابت میاد می تونی بری پایین و بخوابی

201
00:20:14,512 --> 00:20:17,389
‫نه ، می تونیم دوتایی دیدبانی کنیم

202
00:20:21,415 --> 00:20:23,394
‫از کدوم طرف رفتن ؟

203
00:20:31,163 --> 00:20:37,601
‫ترجمه و تنظیم
‫:: GodeatGoad & Saeed.mr ::....

204
00:21:03,160 --> 00:21:05,601
‫هــــــــا ؟

205
00:21:13,816 --> 00:21:15,916
‫گازم زدن ، تب کردم
‫( به صورت شعر گفته شده )

206
00:21:15,916 --> 00:21:18,494
‫دنیا به گوه کشیده شده ، ترجیح میدم ترکش کنم

207
00:21:18,574 --> 00:21:20,950
‫احمق اینو خوب نمی دونسته که باید یه تیر خالی کنه تو مغزش

208
00:21:20,990 --> 00:21:24,269
‫خودشو تبدیل کرده به یه طعمه ی بزرگ ِ آویزون ِ تاب خورنده

209
00:21:24,309 --> 00:21:25,918
‫و یه گند کاری

210
00:21:25,959 --> 00:21:28,912
‫تو خوبی ؟

211
00:21:28,933 --> 00:21:31,387
‫دارم سعی می کنم بالا نیارم

212
00:21:31,427 --> 00:21:34,551
‫اگه باید بالا بیاری زود باش
‫نه ، خوبم

213
00:21:34,732 --> 00:21:37,205
‫بیا موضوع ِ بحث رو عوض کنیم

214
00:21:37,206 --> 00:21:40,249
‫از کجا تیراندازی یاد گرفتی ؟
‫باید چیزی بخورم

215
00:21:40,369 --> 00:21:42,878
‫فقط همین یه کار بین این زامبی ها و ما مشترک ـه

216
00:21:42,898 --> 00:21:47,269
‫فکر کنم از وقتی تبدیل شده این نزدیک ترین غذای این اطراف بوده

217
00:21:47,310 --> 00:21:50,310
‫اون بالا مثل یه "پایناتا"ی بزرگ آویزون شده
‫( اشکال مختلف عروسکی که توشون رو پر از شیرینی شکلات می کنن )

218
00:21:50,330 --> 00:21:52,959
‫بقیه ی زامبی ها اومدن و همه ی گوشت های پاهاشو خوردن

219
00:21:55,990 --> 00:21:59,673
‫فکر کنم می خواستیم موضوع رو عوض کنیم

220
00:21:59,714 --> 00:22:03,084
‫اسمشو بذار تلافی برای اون موقع که به خارش کونم می خندیدی

221
00:22:03,114 --> 00:22:05,789
‫خیلی هم بالا نیاوردم

222
00:22:09,245 --> 00:22:11,211
‫بیا برگردیم

223
00:22:11,242 --> 00:22:14,067
‫نمی خوای...

224
00:22:14,106 --> 00:22:16,463
‫نه ، اون به کسی آسیبی نمی رسونه

225
00:22:16,484 --> 00:22:18,795
‫ارزش هدر دادن یه تیر رو هم نداره

226
00:22:18,834 --> 00:22:21,262
‫اون انتخاب خودشو کرده . خودکشی

227
00:22:21,273 --> 00:22:23,647
‫بذار همون بالا آویزون باشه

228
00:22:37,952 --> 00:22:41,128
‫حالا می خوای زنده باشی یا نه ؟

229
00:22:42,267 --> 00:22:44,512
‫فقط یه سواله

230
00:22:49,388 --> 00:22:51,567
‫جوابم در ازای یه تیر از تو

231
00:22:51,567 --> 00:22:52,853
‫قبول ؟

232
00:22:55,690 --> 00:22:57,683
‫مطمئن نیستم می خوام زنده باشم

233
00:22:57,912 --> 00:23:00,739
‫یا مجبورم

234
00:23:00,739 --> 00:23:03,203
‫یا فقط از سر عادتِ

235
00:23:05,499 --> 00:23:07,765
‫همچین جواب درست حسابی نبود

236
00:23:13,547 --> 00:23:15,730
‫یه تیر به هدر رفت

237
00:23:29,931 --> 00:23:33,055
‫نباید نگران باشی
‫اون با دریل ـه

238
00:23:33,105 --> 00:23:35,513
‫اگه اتفاقی بیفته می تونه ازش مراقبت کنه

239
00:23:35,752 --> 00:23:37,457
‫می شنوی چی می گم ؟

240
00:23:37,507 --> 00:23:40,188
‫ببخشید ، فقط قسمت "اگه اتفاقی بیفته" رو شنیدم

241
00:23:44,356 --> 00:23:45,585
‫اشکالی نداره مراقب باشی ؟

242
00:23:45,616 --> 00:23:47,485
‫بلد نیستم چطوری ازش استفاده کنم

243
00:23:47,544 --> 00:23:49,268
‫زیاد طولش نمیدم

244
00:23:49,279 --> 00:23:51,695
‫اگه چیزی دیدی فریاد بزن

245
00:23:51,754 --> 00:23:54,565
‫من زیاد دور نمیشم . صدات ُ می شنوم

246
00:24:06,196 --> 00:24:08,298
‫به موقع رسیدی اینجا

247
00:24:08,357 --> 00:24:10,860
‫بیشتر از این نباید بهش بی توجه ای میشد

248
00:24:15,037 --> 00:24:16,524
‫مریل دیکسون

249
00:24:16,625 --> 00:24:19,330
‫اسم دوستت که آنتی بیوتیک ها رو داده همینه ؟

250
00:24:19,350 --> 00:24:21,683
‫نه خانم ، مریل دیگه پیشمون نیست

251
00:24:21,684 --> 00:24:24,190
‫دریل اون داروهای برادرش رو داده بهمون

252
00:24:24,190 --> 00:24:25,939
‫مطمئن نیستم دوست خودم بدونمش

253
00:24:26,059 --> 00:24:28,915
‫امروز که دوستت بوده . همین داکسی سایکلین احتمالا جونت رو نجات داده

254
00:24:28,946 --> 00:24:31,377
‫نمی دونی مریل برای چی ازشون استفاده می کرده ؟

255
00:24:31,437 --> 00:24:33,307
‫سوزاک

256
00:24:33,348 --> 00:24:36,212
‫بیماری مقاربتی

257
00:24:36,273 --> 00:24:38,292
‫دریل که اینو گفت

258
00:24:38,372 --> 00:24:41,498
‫دارم میگم سوزاکِ مریل دیکسون بهترین اتفاق زندگیت بوده

259
00:24:41,538 --> 00:24:43,844
‫جدا می خوام بهش فکر نکنم

260
00:25:09,573 --> 00:25:11,912
‫داری دعا می خونی ؟

261
00:25:14,850 --> 00:25:17,565
‫چرا تو انقدر دزدکی مردم رو می پایی ؟

262
00:25:17,576 --> 00:25:19,802
‫آخه تو که کارات دزدکی پاییدن نمی خواد
‫( تو رو راحت میشه زیر نظر گرفت )

263
00:25:21,590 --> 00:25:23,464
‫داشتم دعا می خوندم

264
00:25:23,475 --> 00:25:25,620
‫داشتم سعی می کردم

265
00:25:25,820 --> 00:25:28,336
‫آدم مذهبی هستی ؟ زیاد دعا می خونی ؟

266
00:25:28,447 --> 00:25:32,110
‫راستش این اولین بارم بود

267
00:25:32,150 --> 00:25:33,340
‫کلا ؟

268
00:25:34,450 --> 00:25:36,300
‫ببخشید

269
00:25:36,321 --> 00:25:38,503
‫نمی خواستم اولین دعات رو خراب کنم

270
00:25:38,654 --> 00:25:40,936
‫خدا احتمالا نیت ام رو فهمیده

271
00:25:40,946 --> 00:25:43,782
‫برای چی دعا می کنی ؟
‫برای دوستام

272
00:25:43,823 --> 00:25:46,262
‫انگار الان همشون به کمک نیاز دارن

273
00:25:51,059 --> 00:25:52,740
‫به نظرت

274
00:25:52,913 --> 00:25:55,846
‫فکر می کنی خدا وجود داره اصلا ؟

275
00:25:55,887 --> 00:25:58,401
‫من همیشه اعتقاد داشتم به خدا

276
00:25:58,452 --> 00:26:00,980
‫اخیرا یه کم تو کاراش موندم
‫( شک کردم )

277
00:26:00,980 --> 00:26:03,222
‫برای هر اتفاقی که افتاده

278
00:26:03,394 --> 00:26:05,461
‫حتما یه سری دعا کردن هایی هم براش هست

279
00:26:05,553 --> 00:26:08,649
‫اما انگار بعضی هاشون بی جواب موندن

280
00:26:10,136 --> 00:26:12,439
‫ممنون . واقعا امیدوارم کردی

281
00:26:12,530 --> 00:26:15,074
‫ببخشید . ادامه بده

282
00:26:15,074 --> 00:26:17,295
‫جدا

283
00:26:20,811 --> 00:26:22,571
‫می خوای نگاه کنی ؟

284
00:26:27,426 --> 00:26:29,976
‫به جاش برات اینو پر می کنم

285
00:26:36,940 --> 00:26:39,223
‫می دونم به من مربوط نیست

286
00:26:39,223 --> 00:26:41,242
‫و مختاری که به خدا معتقد باشی یا نه

287
00:26:41,262 --> 00:26:44,668
‫اما مساله اینجاس که باید هر طور شده باهاش کنار بیای
‫( با خودت حلش کنی )

288
00:26:44,699 --> 00:26:47,757
‫مهم نیست به چه قیمتی

289
00:27:34,027 --> 00:27:36,360
‫قبل از اینکه تیر بخوره

290
00:27:36,381 --> 00:27:39,844
‫ما تو جنگل وایستاده بودیم

291
00:27:39,874 --> 00:27:43,328
‫و یه آهو

292
00:27:43,328 --> 00:27:45,709
‫از جلومون رد میشد

293
00:27:45,799 --> 00:27:49,332
‫به خدا اون آهو یه دفعه اونجا وایستاد

294
00:27:49,492 --> 00:27:52,830
‫و تو چشم های کارل نگاه کرد

295
00:27:52,830 --> 00:27:55,798
‫و من به کارل نگاه کردم

296
00:27:55,798 --> 00:27:58,860
‫و به آهو ، اون آهو زل زده بود تو چشم های کارل

297
00:27:58,950 --> 00:28:00,842
‫و اون لحظه یه دفعه

298
00:28:07,179 --> 00:28:09,768
‫از بین رفت

299
00:28:09,768 --> 00:28:12,308
‫محو شد

300
00:28:12,357 --> 00:28:16,385
‫این چیزی بود که وقتی به هوش اومد درباره اش حرف میزد

301
00:28:18,097 --> 00:28:19,837
‫نه درباره ی تیر خوردن

302
00:28:19,977 --> 00:28:22,590
‫یا اتفاقی که جای کلیسا افتاد

303
00:28:24,121 --> 00:28:25,898
‫اون درباره ی یه چیز قشنگ حرف زد

304
00:28:25,929 --> 00:28:28,609
‫یه موجود زنده

305
00:28:28,650 --> 00:28:31,734
‫هنوز حیات و زندگی برامون وجود داره

306
00:28:31,783 --> 00:28:34,385
‫شاید یه جایی مثل اینجا

307
00:28:34,496 --> 00:28:37,444
‫اون بیرون همه چیز نمُرده

308
00:28:37,543 --> 00:28:41,348
‫نمی تونه اینطوری باشه

309
00:28:41,551 --> 00:28:41,734
‫بعد از این همه چیز که دیدیم باید به اندازه ی کافی

310
00:28:41,734 --> 00:28:45,085
‫قوی باشیم تا  بتونیم هنوز بهش معتقد  باشیم

311
00:28:45,123 --> 00:28:48,671
‫چرا اصلا کارل باید تو همچین دنیایی زندگی کنه ؟

312
00:28:50,993 --> 00:28:55,273
‫اون درباره ی آهو حرف زد ، لوری

313
00:28:55,303 --> 00:28:57,802
‫درباره ی آهو حرف زد

314
00:29:03,659 --> 00:29:05,014
‫اوه لعنتی

315
00:29:08,215 --> 00:29:10,939
‫باید به خیابون برسیم تا ردمون رو تا جای ماشین دنبال کنیم

316
00:29:10,989 --> 00:29:13,446
‫ببین . ما موفق نمی شیم . باشه ؟
‫باید تلاشمون رو بکنیم رفیق

317
00:29:13,475 --> 00:29:15,654
‫یالا پاشو
‫تو الان این کیف ها رو ازم می گیری

318
00:29:15,713 --> 00:29:18,250
‫و میری از اینجا
‫من تو رو تنها نمی ذارم

319
00:29:20,650 --> 00:29:21,939
‫خیلی خب

320
00:29:25,809 --> 00:29:27,985
‫چند تا تیر دیگه برات مونده ؟

321
00:29:28,005 --> 00:29:29,711
‫چهار تا . تو چی ؟

322
00:29:29,730 --> 00:29:31,896
‫پنج تا و یکی هم تو لوله ی تفنگ

323
00:29:54,544 --> 00:29:58,129
‫اون هنوز سریعتر از تزریق خون داره خون از دست میده

324
00:29:58,168 --> 00:30:00,384
‫و با اون ورم شکمش

325
00:30:00,443 --> 00:30:02,384
‫بیشتر از این نمی تونیم منتظر بمونیم

326
00:30:02,433 --> 00:30:04,426
‫یا اینکه در غیر اینصورت می میره

327
00:30:04,457 --> 00:30:06,916
‫حالا اینو باید بدونم که

328
00:30:06,947 --> 00:30:08,952
‫ازم می خواین اینکارو بکنم یا نه

329
00:30:08,962 --> 00:30:11,442
‫چون فکر کنم پسرتون دیگه وقتش داره تموم میشه

330
00:30:14,032 --> 00:30:15,160
‫باید یه تصمیمی بگیرین

331
00:30:15,169 --> 00:30:17,733
‫یه تصمیمی ؟
‫یه تصمیم

332
00:30:17,752 --> 00:30:21,160
‫باید بهم بگی چیکار کنیم

333
00:30:21,160 --> 00:30:23,218
‫باید بگی چیکار کنیم

334
00:30:28,994 --> 00:30:30,545
‫انجامش میدیم

335
00:30:39,832 --> 00:30:41,827
‫خیلی خب ، گوشه ی تخت رو بگیرین

336
00:30:41,867 --> 00:30:43,566
‫بیاید ملافه ها رو جمع کنیم

337
00:30:43,566 --> 00:30:46,293
‫کیسه ی تزریق رو بذار رو ملافه

338
00:30:46,333 --> 00:30:50,212
‫خیلی خب . با شماره ی سه

339
00:30:50,243 --> 00:30:53,223
‫یک ، دو ، سه

340
00:31:12,516 --> 00:31:14,758
‫ریک ، لوری

341
00:31:14,790 --> 00:31:16,823
‫شاید بهتر باشه برید بیرون

342
00:31:24,174 --> 00:31:26,129
‫اوه خدای من

343
00:31:26,161 --> 00:31:28,649
‫تو همینجا پیشش بمون

344
00:31:41,403 --> 00:31:44,173
‫کارل ؟
‫هنوز یه فرصت هستش

345
00:31:47,488 --> 00:31:49,518
‫اوتیس ؟

346
00:31:51,410 --> 00:31:53,331
‫نه

347
00:32:00,577 --> 00:32:02,578
‫به پاتریشیا چیزی نمیگیم

348
00:32:02,608 --> 00:32:06,010
‫نه تا بعد از عمل . بهش نیاز دارم

349
00:32:24,704 --> 00:32:28,081
‫ما هر جا می پیچیدیم جلومون سبز میشدن

350
00:32:28,132 --> 00:32:30,772
‫چیزی برامون نمونده بود
‫همش ۱۰ تا گلوله مونده بود

351
00:32:30,772 --> 00:32:33,351
‫بعد گفت ... گفت منو پوشش میده

352
00:32:33,382 --> 00:32:35,103
‫و اینکه من باید به رفتن ادامه بدم

353
00:32:35,313 --> 00:32:37,821
‫خب منم همین کارو کردم

354
00:32:37,842 --> 00:32:40,445
‫به حرکت کردن ادامه دادم اما

355
00:32:42,781 --> 00:32:46,023
‫برگشتم به عقب نگاه کردم و اون

356
00:32:50,469 --> 00:32:52,633
‫سعیمو کردم

357
00:32:52,674 --> 00:32:55,249
‫اون می خواسته اوضاع رو راست و ریست کنه

358
00:33:44,885 --> 00:33:47,469
‫اندریا . صبرکن

359
00:33:47,598 --> 00:33:49,486
‫چی می خوای دیل ؟

360
00:33:49,526 --> 00:33:52,028
‫که اینو بهت بدم

361
00:33:52,088 --> 00:33:54,098
‫من دوست دارم

362
00:33:54,128 --> 00:33:57,024
‫پس برات یه تصمیم گرفتم ... یه تصمیم هایی

363
00:33:57,055 --> 00:34:00,907
‫دلیلشو می دونم اما این تفنگ من نیست

364
00:34:00,947 --> 00:34:03,790
‫و تصمیم هایی که برات گرفتم

365
00:34:03,790 --> 00:34:05,290
‫مربوط به من نبودن مربوط به تو بودن

366
00:34:12,455 --> 00:34:14,579
‫اما هنوز می تونم ازت بخوام

367
00:34:14,739 --> 00:34:17,142
‫و این تو رو مقصر نمی کنه یا

368
00:34:17,181 --> 00:34:19,950
‫بخواد منو در برابرت قرار بده اما هنوز می تونم ازت بخوام

369
00:34:21,643 --> 00:34:23,128
‫لطفا

370
00:34:24,534 --> 00:34:27,339
‫از اینکارم پشیمونم نکن

371
00:34:31,011 --> 00:34:32,478
‫من دیدبانی میدم

372
00:34:34,086 --> 00:34:36,116
‫پس منو می بخشی بخاطر...

373
00:34:39,975 --> 00:34:42,092
‫منو می بخشی ؟

374
00:34:43,227 --> 00:34:45,640
‫دارم تلاشمو می کنم

375
00:34:56,551 --> 00:35:00,018
‫من از وقتی بچه بودم اُتیس رو می شناختم

376
00:35:00,128 --> 00:35:06,455
‫اون قبل از اینکه مادرم بمیره این مزرعه رو راه انداخت

377
00:35:23,945 --> 00:35:16,234
‫دیگه کیا ؟

378
00:35:16,141 --> 00:35:18,896
‫دیگه کیا رو از دست دادی ؟

379
00:35:22,144 --> 00:35:24,724
‫خودت بهم گفتی باید هر جور شده وضعمو رو به راه کنم

380
00:35:26,352 --> 00:35:28,861
‫تو هم می خوای همینکارو بکنی ، درسته ؟

381
00:35:28,901 --> 00:35:30,851
‫کدوم یکی ها ؟

382
00:35:37,014 --> 00:35:38,814
‫نامادریم

383
00:35:41,944 --> 00:35:44,596
‫برادر ناتنیم

384
00:35:59,286 --> 00:36:01,772
‫انگار وضعیت جسمیش پایدار شده

385
00:36:01,803 --> 00:36:03,623
‫اوه خدایا

386
00:36:14,750 --> 00:36:17,095
‫نمی دونم چی بگم

387
00:36:17,638 --> 00:36:19,832
‫منم همین طور . کاش می تونستم

388
00:36:21,917 --> 00:36:24,155
‫حالا من جریان اُتیس رو چجوری به پاتریشیا بگم ؟

389
00:36:28,122 --> 00:36:30,509
‫تو برو پیش کارل

390
00:36:31,778 --> 00:36:33,902
‫منم با هرشل میرم

391
00:37:53,737 --> 00:37:55,687
‫پیشمون بمون

392
00:38:34,681 --> 00:38:37,183
‫حموم طبقه ی بالاست

393
00:38:37,234 --> 00:38:40,288
‫من برات لباس میارم
‫ممنونم

394
00:38:40,399 --> 00:38:43,011
‫خوب اندازه ت نمیشن . مال اوتیس بودن

395
00:39:34,181 --> 00:39:37,109
‫چند تا تیر برات مونده ؟

396
00:39:37,170 --> 00:39:39,534
‫چهار تا . تو چی ؟

397
00:39:39,534 --> 00:39:42,463
‫پنج تا و یکی هم تو لوله

398
00:39:42,463 --> 00:39:45,184
‫یالا

399
00:40:34,676 --> 00:40:37,523
‫آخرین تیرمه
‫منم همین طور

400
00:40:40,263 --> 00:40:41,687
‫متاسفم

401
00:40:52,203 --> 00:40:54,166
‫بدش من

402
00:41:01,736 --> 00:41:03,336
‫می کشمت

403
00:41:25,733 --> 00:41:25,828
‫ولم کن ... ولم کن

404
00:41:26,884 --> 00:41:29,340
‫ترجمه و تنظیم
‫::.. Saeed.mr & GodeatGod ..::

405
00:41:30,322 --> 00:41:32,778
‫:: T v C e n t e r . C o ::....

406
00:41:32,802 --> 00:41:40,802
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

