1
00:00:41,240 --> 00:00:42,854
‫به همین زودی ها میریم ؟

2
00:00:42,888 --> 00:00:45,174
‫نمیدونم عزیزم
‫منم امیدوارم

3
00:00:45,209 --> 00:00:47,863
‫- گرسنمه
‫- کارل" ، میدونم. همه ی ما گرسنمونه"

4
00:00:47,898 --> 00:00:51,159
‫چرا چیزی برای خوردن بهش ندم ؟

5
00:00:51,194 --> 00:00:53,547
‫اد" یه چیزایی توی وسایل بازمانده ها پیدا کرده"

6
00:00:53,581 --> 00:00:55,866
‫به قدر کافی آذوقه داریم که
‫به یه ارتش کوچیک غذا بدیم

7
00:00:55,901 --> 00:00:58,389
‫- از این بابت تشکر میکنم
‫نگران نباش

8
00:01:03,735 --> 00:01:05,248
‫توی این اوضاع خراب
‫چرا اون حرف رو بهش زدی ؟

9
00:01:05,283 --> 00:01:07,636
‫حتی این مردُم لعنتی رو نمیشناسیم

10
00:01:07,671 --> 00:01:10,124
‫اون پسر گرسنشه
‫متونیم یه بسته اش رو بهشون بدیم

11
00:01:10,158 --> 00:01:13,656
‫:بهش میگن
‫عملیات امنیتی

12
00:01:13,690 --> 00:01:15,673
‫فکر میکنی توی چه مدت اگه دهنت رو باز کنی و به

13
00:01:15,708 --> 00:01:18,094
‫هرکی که دیدیم این حرفارو بزنی غذاها تموم میشه ؟

14
00:01:18,129 --> 00:01:20,616
‫ببخشید
‫به این فکر نکرده بودم

15
00:01:26,266 --> 00:01:28,418
‫چیزی پیدا کردی ؟

16
00:01:28,452 --> 00:01:31,242
‫- چیزی نیست
‫- سورپرایز بزرگ اونجاست

17
00:01:31,277 --> 00:01:33,596
‫نه، منظورم اینه که اونجا چیزی نیست

18
00:01:33,631 --> 00:01:36,454
‫سیستم اضطراری رادیو قطع شده

19
00:01:36,489 --> 00:01:39,514
‫و اون صدا هم مالِ مرکز پناهندگی بود

20
00:01:40,826 --> 00:01:42,271
‫همه اش از بین رفته

21
00:01:42,306 --> 00:01:43,987
‫میخوام تا بالای جاده برم
‫ببینم چی میتونم ببینم

22
00:01:44,021 --> 00:01:45,904
‫منم باهات میام

23
00:01:45,938 --> 00:01:47,719
‫اد" احتمالاً اون غذاهارو یادش رفته بیاره"

24
00:01:47,754 --> 00:01:51,048
‫- اینارو توی کیفم پیدا کردم
‫- خوبه، چیزی نیست

25
00:01:51,082 --> 00:01:53,367
‫ببین، میتونی واسه یه دقیقه چشمِت به "کارل" باشه ؟

26
00:01:53,402 --> 00:01:55,049
‫نه

27
00:01:55,085 --> 00:01:57,101
‫من و "شِین" میخوایم جلوتر از همه بریم

28
00:01:57,136 --> 00:01:58,984
‫و ببینیم میتونیم کسی رو پیدا کنیم که بدونه چه خبره یا نه

29
00:01:59,019 --> 00:02:01,170
‫- منم باهات میام

30
00:02:03,055 --> 00:02:06,651
‫هی، ما تا قبل اینکه تو متوجه بشی، برمیگردیم
‫باشه مرد کوچولو ؟

31
00:02:11,057 --> 00:02:13,376
‫یعنی برای چی باید پیام مرکز پناهندگی رو قطع کرده باشن ؟

32
00:02:13,410 --> 00:02:16,302
‫- نمیدونم
‫- فکر میکنی میخوان از شر این مردُم خلاص بشن ؟

33
00:02:16,336 --> 00:02:19,867
‫اگه بخوان هرکاری از دستشون برمیاد

34
00:02:25,045 --> 00:02:28,206
‫- پدر مهربونی داری
‫- شین" پدر من نیست"

35
00:02:28,240 --> 00:02:30,576
‫پدر من مُرده

36
00:02:39,233 --> 00:02:41,140
‫- چیکار کنیم ؟
‫- بیا اینجا

37
00:02:41,174 --> 00:02:43,345
‫میخوایم کاری رو کنیم که "ریک" میخواست بکنه

38
00:02:43,378 --> 00:02:45,649
‫تو و "کارل" رو از اینجا خارج میکنیم

39
00:03:00,526 --> 00:03:02,993
‫رعدو برق نبود

40
00:03:03,027 --> 00:03:05,067
‫نزدیکم بمون
‫یالا

41
00:03:22,774 --> 00:03:25,340
‫اوه خدای من

42
00:03:36,499 --> 00:03:38,999
‫دارن بمب آتشزا توی خیابون میندازن

43
00:03:41,040 --> 00:03:43,255
‫"شین"

44
00:03:43,290 --> 00:03:45,338
‫بیا اینجا

45
00:04:21,152 --> 00:04:27,395
‫« GodeatGod » & « Medieval Times »
‫Tvcenter.Co

46
00:04:27,419 --> 00:04:33,419
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

47
00:04:47,342 --> 00:04:49,624
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

48
00:04:59,131 --> 00:05:01,381
‫باورم نمیشه تا این موقع صبح خوابیدم

49
00:05:01,415 --> 00:05:03,966
‫باید میخوابیدی، بهش نیاز داشتی

50
00:05:04,000 --> 00:05:05,746
‫حالت چطوره ؟

51
00:05:05,780 --> 00:05:08,467
‫دفعه دیگه بیدارم کن، باشه ؟
‫مخصوصاً روزایی که باید لباس بشوریم

52
00:05:08,502 --> 00:05:10,415
‫خودم از پسش برمیام

53
00:05:10,450 --> 00:05:12,934
‫یه فکری دارم که میخوام به تو تقدیمش کنم

54
00:05:12,969 --> 00:05:16,024
‫- خب چه فکری ؟
‫- آشپزخونه بزرگی که دارن، منُ به فکر فرو برد

55
00:05:16,059 --> 00:05:18,744
‫فکر نمیکردم بازم بتونم توی آشپزخونه ی واقعی آشپزی کنم

56
00:05:19,753 --> 00:05:21,835
‫شاید باید سخت کار کنیم...

57
00:05:21,869 --> 00:05:24,219
‫و امشب واسه "هرشل" و خانواده اش شام درست کنیم

58
00:05:26,807 --> 00:05:28,955
‫دنبال یه چیزی میگردم که ذهنم رو مشغول کنه

59
00:05:28,990 --> 00:05:31,643
‫بعد از تمام کارایی که واسه ما کردن

60
00:05:31,678 --> 00:05:33,053
‫این حداقل کاریه که میتونیم واسشون بکنیم

61
00:05:33,087 --> 00:05:35,841
‫میخوای تعداد افراد دعوتی رو زیاد کنی ؟

62
00:05:38,898 --> 00:05:40,846
‫احساس میکنم حرف تورو نشنیده قبول میکنن

63
00:05:40,880 --> 00:05:42,741
‫چطوری ؟

64
00:05:42,775 --> 00:05:44,370
‫تو همسرِ "ریک" هستی

65
00:05:44,404 --> 00:05:47,595
‫خب تاحدی تورو بانوی اول غیر رسمی ما میکنه

66
00:05:47,629 --> 00:05:50,387
‫صبح بخیر بچه ها
‫باید حرکت کنیم

67
00:05:50,421 --> 00:05:53,645
‫خیلی از زمینارو باید پوشش بدیم

68
00:05:53,679 --> 00:05:56,737
‫خیلی خب، امروز هرکی یه منطقه ای رو جستجو میکنه

69
00:05:56,771 --> 00:05:59,263
‫خب اگه انقدر دور شده تا ما خونه ی "دریل" رو پیدا کردیم

70
00:05:59,298 --> 00:06:01,358
‫پس باید بیش از این فاصله ای که ما اومدیم
‫دورتر شده باشه

71
00:06:01,392 --> 00:06:02,921
‫منم دوست دارم کمک کنم

72
00:06:02,955 --> 00:06:05,115
‫من این منطقه رو مثل کف دستم بلدم

73
00:06:05,149 --> 00:06:06,677
‫هرشل" که با این قضیه مشکلی نداره؟"

74
00:06:06,711 --> 00:06:09,337
‫نه، نداره
‫گفت باید از شما بپرسم

75
00:06:09,371 --> 00:06:11,065
‫پس حلــه
‫ممنون

76
00:06:11,099 --> 00:06:14,124
‫دادی که "سوفیا" بخاطرش سرِ من کشید
‫ربطی به چیزی که "دریل" پیدا کرده نداره

77
00:06:14,158 --> 00:06:16,917
‫هرکسی میتونه توی اون کلبه خرابه قایم شده باشه

78
00:06:16,950 --> 00:06:18,346
‫هرکسی شامل اونم میشه، درسته ؟

79
00:06:18,381 --> 00:06:21,172
‫هرچی توی اون قفسه خوابیده باشه
‫بزرگتر از اون که نیست

80
00:06:21,206 --> 00:06:23,732
‫- نکته مهمیه
‫- شاید دوباره باید همه مون دنبالش بگردیم

81
00:06:23,766 --> 00:06:25,693
‫شایدی درکار نیست، همین کارو میکنیم
‫من میخوام یه اسب قرض بگیرم

82
00:06:25,728 --> 00:06:28,685
‫به سمت این تپه میریم
‫به کل منطقه یه نگاهی میندازیم

83
00:06:28,720 --> 00:06:30,879
‫- اگه اونجا باشه، من میبینمش
‫- فکر خوبیه

84
00:06:30,913 --> 00:06:32,907
‫شاید اون جونوری که خون حیوونارو میمکه هم دیدی

85
00:06:32,942 --> 00:06:35,701
‫- جونور مکنده خون ؟؟؟؟
‫- تاحالا نشنیدی ؟

86
00:06:35,735 --> 00:06:39,590
‫اولین شبی که توی اردوگاه بودیم
‫دریل" چیزایی درمورد یه زمانی گفت که"

87
00:06:39,624 --> 00:06:43,014
‫وقتی به شکار موش خرما میرفته
‫جونور مکنده خون رو دیده

88
00:06:43,048 --> 00:06:45,575
‫احمق، داری واسه خودت چی بلغور میکنی ؟

89
00:06:45,608 --> 00:06:47,569
‫مکیدن خون سگ رو باور داری ؟

90
00:06:47,603 --> 00:06:50,128
‫تو به اینکه آدمای مُرده میتونن راه برن اعتماد نداری ؟

91
00:06:51,593 --> 00:06:54,250
‫هی هی
‫قبلاً شلیک کردی ؟

92
00:06:54,285 --> 00:06:56,012
‫خب، اگه منم بخوام بیام
‫یه تفنگ میخوام

93
00:06:56,047 --> 00:06:58,374
‫آره، مردم توی جهنم هم آب یخ میخوان

94
00:06:58,407 --> 00:07:00,667
‫چرا فردا با قطار تشریف نمیارین جناب ؟

95
00:07:00,701 --> 00:07:02,961
‫اگه جدی گفتی
‫من یه مربی تایید شده ام

96
00:07:02,995 --> 00:07:05,588
‫واسه الان اون میتونه باما بیاد

97
00:07:05,623 --> 00:07:07,715
‫بعدش میتونه پرستار تو بشه

98
00:07:12,038 --> 00:07:15,561
‫"خیلی خب، "آندریا" ، "تی.داگ
‫میخوام شماها با من بیاین

99
00:07:33,681 --> 00:07:35,740
‫چه گیتار خوشگلی

100
00:07:35,775 --> 00:07:37,802
‫دیل" توی بزرگراه پیداش کرد"

101
00:07:40,397 --> 00:07:43,121
‫میدونی، هنوز ۱۱ تا کاندوم داریم

102
00:07:43,156 --> 00:07:47,111
‫تا ۱۱ تا کاندوم رو میبینی، من ۱۱ دقیقه از
‫زندگیم رو میبینم که هیچوقت برنمیگرده

103
00:07:49,472 --> 00:07:51,698
‫زیادم بد نیست، هست ؟

104
00:07:51,733 --> 00:07:54,326
‫ببین، حتی نمیدونم ازت خوشم میاد یا نه

105
00:07:54,359 --> 00:07:56,685
‫ولی درموردش فکر کن

106
00:07:56,720 --> 00:07:58,784
‫باید فکر کنی

107
00:08:22,535 --> 00:08:24,938
‫اسم اون پیشخدمت سِلف

108
00:08:24,973 --> 00:08:28,631
‫دبیرستان رو یادت هست ؟

109
00:08:28,666 --> 00:08:31,612
‫شین" من انقدری تورو میشناسم"

110
00:08:31,647 --> 00:08:34,153
‫که توی حرفات از یه چیزی خیلی مطمئنی

111
00:08:34,187 --> 00:08:37,812
‫و اونم اینه که درمورد دخترایی که
‫توی دبیرستان باهاشون بودی بپرسم

112
00:08:37,847 --> 00:08:40,928
‫من نمیخوام، ولی اگه بخوان منم راضیم

113
00:08:42,352 --> 00:08:44,959
‫"ماریان"

114
00:08:44,995 --> 00:08:46,959
‫درمورد اون بهت گفتم ؟

115
00:08:46,993 --> 00:08:48,856
‫با تمام جزییات دردناکش گفتی

116
00:08:48,891 --> 00:08:50,718
‫دردناکش بیاد بره تو کونم

117
00:08:50,754 --> 00:08:54,107
‫اون روزا واسه جزییاتش جونتم میدادی

118
00:08:54,142 --> 00:08:56,918
‫من غیرقابل نفوذ بودم

119
00:08:56,954 --> 00:08:59,256
‫و شاید اون زمان بجای تو زندگی میکردم

120
00:08:59,290 --> 00:09:00,983
‫پس چرا با تمام کارای هنری که میکردم زندگی نکردی ؟

121
00:09:04,711 --> 00:09:07,725
‫من اون روزا واسه خودم هنرمندی بودم

122
00:09:07,760 --> 00:09:10,605
‫- البته شاگردی بودم
‫- منظورت اعجوبست

123
00:09:10,640 --> 00:09:12,597
‫شاید

124
00:09:12,629 --> 00:09:15,532
‫تو به اینکه یه دانش آموز دبیرستانی با

125
00:09:15,565 --> 00:09:17,206
‫یه زن ۳۰ ساله رابطه داشته میگی اعجوبه؟

126
00:09:17,239 --> 00:09:20,111
‫با کدوم زن ۳۰ ساله تو دبیرستان خوابیدی مگه ؟

127
00:09:22,321 --> 00:09:25,447
‫- معلم فیزیک
‫- آقای "دانیلز"؟

128
00:09:25,480 --> 00:09:27,645
‫"خانم "کلی

129
00:09:27,680 --> 00:09:30,877
‫- مربی والیبال دخترا ؟ مگه ازدواج نکرده بود؟
‫- بیخیال

130
00:09:30,911 --> 00:09:33,110
‫میدونی چی یادم اومد ؟

131
00:09:33,144 --> 00:09:34,810
‫چرا هیچوقت در مورد این چیزا ازت سوال نپرسیدم

132
00:09:34,845 --> 00:09:38,976
‫چرا درمورد عشقای دوران دبیرستان صحبت نکنیم ؟

133
00:09:39,010 --> 00:09:41,076
‫خب، گفتگوی کوتاهی هست

134
00:09:41,110 --> 00:09:43,042
‫- حتی میتونه الان تموم بشه
‫- درسته ؟

135
00:09:43,077 --> 00:09:45,141
‫هالی" بود نه ؟"

136
00:09:45,176 --> 00:09:48,141
‫نوچ، منم بودم

137
00:09:48,175 --> 00:09:50,940
‫شیلا" هم بود"
‫کسی که درموردش دروغ تحویلم دادی

138
00:09:50,975 --> 00:09:55,375
‫من هیچوقت درمورد "شیلا" دروغ نگفتم
‫فقط درمورد چیزی که فکر میکردم یکم گیج شده بودم

139
00:09:55,409 --> 00:09:58,841
‫فقط میخواستم بدونی
‫هدف خوب معمولاً به فعالیت های جنسی ختم میشه

140
00:09:58,875 --> 00:10:01,740
‫- اون که آمیزش جنسیه
‫- آره، الان اینُ فهمیدم

141
00:10:01,774 --> 00:10:04,539
‫فکر میکنم کاری که کردی بیشتر شبیه
‫مثل حرکت دو امتیازی توی بسکتبال میمونه

142
00:10:04,574 --> 00:10:06,339
‫من از این خط کشی های داوری خبردارم

143
00:10:10,506 --> 00:10:13,905
‫نباید درمورد این چیزا حرف بزنیم

144
00:10:13,939 --> 00:10:17,337
‫اون زندگی باهرکسی توش بوده دیگه گذشته

145
00:10:17,372 --> 00:10:20,070
‫"شیلا"

146
00:10:20,104 --> 00:10:22,270
‫"ماریان"
‫"خانم "کلی

147
00:10:22,304 --> 00:10:24,903
‫مثل این میمونه که سنی ازمون گذشته و پیر شدیم

148
00:10:24,937 --> 00:10:27,069
‫همه ی آدمای داستانامون مُردن

149
00:10:27,103 --> 00:10:29,703
‫- نمیتونیم فراموششون کنیم
‫- معلومه که نمیتونیم

150
00:10:31,270 --> 00:10:33,201
‫بدون اینکه وارد گذشته بشیم

151
00:10:33,236 --> 00:10:35,235
‫قبول کردن اتفاقاتی که افتاده به اندازه کافی سخت هست

152
00:10:35,269 --> 00:10:37,534
‫بهت میگم چی هست

153
00:10:37,569 --> 00:10:39,234
‫حسرت گذشته ست

154
00:10:39,268 --> 00:10:41,434
‫مثل مواد میمونه

155
00:10:41,469 --> 00:10:43,834
‫تورو از دیدن چیزایی که سر راهت قرار داره محروم میکنه

156
00:10:43,868 --> 00:10:46,133
‫که وقتی چشم و امید مردم تو میشی
‫بهش خطر میگن

157
00:10:46,168 --> 00:10:48,766
‫فکر میکنی اونُ نمیدونم ؟

158
00:10:48,800 --> 00:10:50,986
‫نمیدونم

159
00:10:51,020 --> 00:10:52,975
‫داریم چی کار میکنیم ؟

160
00:10:53,009 --> 00:10:55,063
‫جون هر آدم سالمی که داریم رو توی این جنگل

161
00:10:55,097 --> 00:10:58,046
‫بخاطر دختر بچه ای که هردومون میدونیم مُرده رو بخطر انداختی

162
00:10:58,080 --> 00:11:00,035
‫فکر میکنی باید جستجو رو متوقف کنیم ؟

163
00:11:00,069 --> 00:11:01,494
‫مگه حرف، حرفِ منه ؟

164
00:11:01,528 --> 00:11:04,079
‫دارم ازت سوال میپرسم
‫دارم ازت سوال میپرسم

165
00:11:04,112 --> 00:11:07,625
‫ریک" جون سالم به در بردن"
‫یعنی گرفتن تصمیم های سخت

166
00:11:07,659 --> 00:11:10,574
‫ولی تو تواناییش رو داری
‫تو مارو رفته رفته به جلو بردی

167
00:11:10,609 --> 00:11:12,431
‫من اینجا دارم جون آدمارو نجات میدم

168
00:11:12,465 --> 00:11:14,783
‫تو هم داری گربه هارو از روی درخت نجات میدی

169
00:11:14,818 --> 00:11:16,905
‫گربه رو درخت
‫این چیزیه که درمورد "سوفیا" فکر میکنی ؟

170
00:11:16,939 --> 00:11:18,662
‫مرد، اونکارو نکن
‫حرفم رو نپیچون.

171
00:11:18,696 --> 00:11:21,444
‫چندبار باید آدم جمع کنیم و دنبال یه بچه بگردیم مرد ؟

172
00:11:21,479 --> 00:11:23,533
‫هفتاد و دو ساعت وقت داشتی
‫بعد از ۷۲ ساعت

173
00:11:23,567 --> 00:11:25,985
‫دیگه دنبال جسد داری میگردی
‫قبلاً هم همین بوده

174
00:11:26,020 --> 00:11:29,565
‫میگم... واقعاً فکر میکنی
‫سوفیا" رو زنده پیدا میکنیم؟"

175
00:11:29,600 --> 00:11:32,184
‫تو اینجور فکر نمیکنی ؟

176
00:11:32,218 --> 00:11:35,365
‫- باید کاملاً باهم رُک و راست باشیم ؟
‫- امیدوارم که باشی

177
00:11:35,400 --> 00:11:37,284
‫مرد، این معادله ریاضیه

178
00:11:37,319 --> 00:11:39,889
‫چه "سوفیا" رو دوست داشته باشیم چه نه
‫باید به اندازه ای برامون مهم باشه

179
00:11:39,925 --> 00:11:42,702
‫که بقیه رو به کشتن نده

180
00:11:44,795 --> 00:11:48,292
‫فکر کردم صداقت رو میخواستی

181
00:11:48,328 --> 00:11:51,378
‫مرد، اگه به حرکتمون ادامه داده بودیم
‫نصف مسیرمون تا "فورت بینگ" رو...

182
00:11:51,414 --> 00:11:53,435
‫طی کرده بودیم. و "کارل" هم تیر نمی خورد

183
00:11:53,471 --> 00:11:56,659
‫بعد از خودت میپرسی چرا اینطوری شد
‫ولی اینجا،  داریم جونمون رو بخطر میندازیم

184
00:11:56,695 --> 00:12:00,020
‫پسرت تقریباً داشت میمُرد
‫اوتیس" به دادش رسید"

185
00:12:00,055 --> 00:12:01,665
‫برای چه کوفتی هنوز داریم اینکارو میکنیم ؟

186
00:12:01,701 --> 00:12:03,586
‫شین" من اونُ توی دستم داشتم"
‫توی چشمام نگاه کرد و

187
00:12:03,621 --> 00:12:06,090
‫بهم اعتماد کرد
‫من از دستش دادم

188
00:12:06,125 --> 00:12:07,599
‫اگه از دست نداده بودمش
‫الان اینجا پیشمون بود

189
00:12:07,634 --> 00:12:10,135
‫فکر میکنم اون هنوز زندست و

190
00:12:10,171 --> 00:12:12,742
‫من به امون خدا ولش نمیکنم

191
00:12:16,000 --> 00:12:18,684
‫رنگش آبیه

192
00:12:18,718 --> 00:12:20,904
‫مال "آندریا" و "تی.داگ" هستش

193
00:12:20,938 --> 00:12:23,422
‫انگار از منطقه خودمون منحرف شدیم

194
00:13:37,047 --> 00:13:39,067
‫"سوفیا"

195
00:14:01,135 --> 00:14:04,480
‫آروم ، آروم

196
00:14:42,420 --> 00:14:44,772
‫حرومزاده

197
00:17:35,438 --> 00:17:37,359
‫خودتُ قاطی مسائل من نکن

198
00:17:37,393 --> 00:17:39,646
‫تو حامله ای

199
00:17:42,994 --> 00:17:45,411
‫نباید به کسی بگی، باشه ؟

200
00:17:53,132 --> 00:17:55,252
‫هنوز بهش نگفتی ؟

201
00:18:10,760 --> 00:18:12,336
‫چیزی شده ؟

202
00:18:18,577 --> 00:18:20,387
‫من با "شین" خیلی صحبت کردم

203
00:18:24,347 --> 00:18:26,225
‫میخواد جستجو رو متوقف کنه

204
00:18:28,105 --> 00:18:30,117
‫تو چی فکر میکنی ؟

205
00:18:31,527 --> 00:18:33,372
‫اگه "کارل" بود چی ؟

206
00:18:33,407 --> 00:18:35,150
‫میخواستی به جستجو کردن ادامه بدی ؟

207
00:18:35,185 --> 00:18:37,163
‫اگه "کارل" بود، آره میخواستم
‫از هر راهی که شده بفهمم کجاست

208
00:18:37,197 --> 00:18:40,116
‫شین" میگه نیت خیری که دارم مارو ضعیفتر میکنه"

209
00:18:40,150 --> 00:18:42,867
‫برای همینم من نمیتونم تصمیم های
‫سخت و مهم رو واسه گروه بگیرم

210
00:18:42,901 --> 00:18:44,175
‫همشون تصمیمات سختی هستن

211
00:18:44,210 --> 00:18:46,222
‫ولی شاید بتونم یه فکری بکنم

212
00:18:46,256 --> 00:18:48,336
‫که دیگه اون مهم نباشه

213
00:18:48,370 --> 00:18:50,920
‫اون میگه مثل معادله ریاضی میمونه
‫که برای بقای اولیه به...

214
00:18:50,954 --> 00:18:53,066
‫چقدر سوخت، چقدر غذا
‫چقدر مهمات نیاز داری

215
00:18:53,101 --> 00:18:55,414
‫توی این معادله هیچ جایی واسه راحتی وجود نداره

216
00:18:55,449 --> 00:18:58,367
‫خیلی آسونه وقتی که به زندگی اونجوری فکر میکنی

217
00:18:58,401 --> 00:18:59,878
‫هی

218
00:18:59,912 --> 00:19:02,058
‫هیچکدوممون برای همچین زندگی ساخته نشدیم

219
00:19:02,093 --> 00:19:04,708
‫باید بهترین تصمیم رو

220
00:19:04,743 --> 00:19:07,695
‫با اطلاعاتی که داری بگیری
‫من تو این ضعف نمیبینم

221
00:19:07,729 --> 00:19:11,485
‫"آقای "گریمز
‫پدرم میخواد باهاتون صحبت کنه

222
00:19:39,200 --> 00:19:40,875
‫اوه، بیخیال دیگه

223
00:19:40,910 --> 00:19:43,325
‫نصفش رو اومدی
‫گشاد بازی رو تموم کن دیگه

224
00:19:43,360 --> 00:19:45,398
‫یالا

225
00:20:10,169 --> 00:20:12,508
‫یکی از اسب هام گم شده

226
00:20:12,542 --> 00:20:15,047
‫یکی از افرادت برنداشتنش ؟

227
00:20:15,081 --> 00:20:17,388
‫احساس میکردم شما درموردش میدونستین

228
00:20:17,422 --> 00:20:18,691
‫نه، نمیدونستم

229
00:20:21,367 --> 00:20:23,103
‫با "داریل" حرف میزنم

230
00:20:23,139 --> 00:20:25,076
‫و "جیمی" ؟

231
00:20:25,110 --> 00:20:28,085
‫امروز بردیش با خودت بیرون

232
00:20:28,119 --> 00:20:31,394
‫اصلا حرفی از اینکه من رضایت دادم بیاد یا نه ، زد ؟

233
00:20:31,428 --> 00:20:34,134
‫نه کاملا واضح گفت رضایت دادی
‫منم روی حرفش بردمش با خودم

234
00:20:34,169 --> 00:20:35,940
‫جیمی ۱۷ سالش ـه

235
00:20:35,974 --> 00:20:38,815
‫اون نسبت فامیلی با من نداره اما مسئولیتش گردن منه

236
00:20:38,849 --> 00:20:41,222
‫این مسائل رو باید برام روشن کنی

237
00:20:41,256 --> 00:20:44,497
‫انگار باید روی روابط مون کار کنیم

238
00:20:44,532 --> 00:20:46,000
‫پیشنهادت چیه ؟

239
00:20:46,035 --> 00:20:47,873
‫سختش نکن

240
00:20:47,907 --> 00:20:52,085
‫من خونواده ی خودمو کنترل می کنم
‫تو هم افراد خودتو

241
00:21:33,435 --> 00:21:36,141
‫چرا اون تیر رو در نمیاری احمق ؟

242
00:21:36,177 --> 00:21:38,081
‫اینطوری بهتر می تونی زخمت ُ بخیه بزنی

243
00:21:39,720 --> 00:21:41,026
‫مریل

244
00:21:41,061 --> 00:21:43,709
‫چی شده حالا ؟

245
00:21:43,744 --> 00:21:45,889
‫داری چُرتی چیزی می زنی ؟

246
00:21:45,924 --> 00:21:47,532
‫روز گهی بوده داداش

247
00:21:47,567 --> 00:21:50,045
‫می خوای بالش برات بیارم ؟

248
00:21:50,081 --> 00:21:53,064
‫پاهاتم شاید ماساژ بدم
‫گاییدمت

249
00:21:53,099 --> 00:21:56,920
‫الان که به نظر می رسه تو به گا رفته باشی

250
00:21:56,956 --> 00:21:59,737
‫اون همه سال که وقتمو گذاشتم تا ازت یه مرد بسازم

251
00:21:59,773 --> 00:22:02,453
‫اینه جواب زحمت های من ؟
‫نگاش کن

252
00:22:02,488 --> 00:22:05,169
‫تو لجن خوابیده مثل یه پاک کن مصرف شده

253
00:22:05,204 --> 00:22:07,952
‫داری می میری اینجا ، داداش

254
00:22:07,987 --> 00:22:10,701
‫و سر چی اونوقت ؟
‫یه دختر

255
00:22:12,582 --> 00:22:14,692
‫اونا یه دختر کوچولو رو گم کردن

256
00:22:14,727 --> 00:22:16,804
‫پس حالا دیگه به دختر کوچولوها اهمیت میدی ؟

257
00:22:16,840 --> 00:22:18,647
‫خفه شو

258
00:22:18,683 --> 00:22:21,393
‫چون اینو فهمیدم که دیگه انگار دنبال داداش بزرگت نمی گردی اصلا

259
00:22:21,428 --> 00:22:24,139
‫مثل سگ دنبالت می گشتم داداش

260
00:22:24,174 --> 00:22:26,650
‫آره جون عمه ت
‫تو ول کردی رفتی

261
00:22:26,686 --> 00:22:28,861
‫اولین فرصتی که گیرت اومد گذاشتی رفتی

262
00:22:28,897 --> 00:22:32,579
‫تو خودت گذاشتی رفتی
‫فقط باید صبر می کردی و منتظر می موندی

263
00:22:32,614 --> 00:22:34,521
‫ما برگشتیم دنبالت

264
00:22:34,557 --> 00:22:36,397
‫من و ریک

265
00:22:36,431 --> 00:22:38,673
‫ما برا جبران کردن برگشتیم

266
00:22:38,710 --> 00:22:42,024
‫این ریکی که میگی اونی نیست که همون
‫اولش منو با دستبند بست به لوله های پشت بوم ؟

267
00:22:42,057 --> 00:22:44,499
‫مجبورم کرد که دست خودمو قطع کنم ؟

268
00:22:44,535 --> 00:22:47,615
‫همونه که داریم درباره ش حرف می زنیم ؟

269
00:22:47,651 --> 00:22:50,061
‫حالا شدی نوکر اون ؟

270
00:22:50,095 --> 00:22:51,868
‫من نوکر هیچکی نیستم

271
00:22:51,905 --> 00:22:54,044
‫چیزی که تو هستی یه جوک ـه

272
00:22:54,080 --> 00:22:55,651
‫نوکری یه مشت بچه کونی و

273
00:22:55,688 --> 00:22:59,236
‫کاکاسیاه و طرفدار حقوق برابر رو می کنی

274
00:22:59,272 --> 00:23:02,953
‫برای اونا یه غریبه ای بیش نیستی

275
00:23:02,989 --> 00:23:05,432
‫یه سرخ پوست آشغال بی ارزش

276
00:23:05,467 --> 00:23:06,872
‫همه اش همینی براشون

277
00:23:06,906 --> 00:23:10,620
‫اونا پشت سرت دارن بهت می خندن

278
00:23:10,656 --> 00:23:12,061
‫اینو که می دونی ، مگه نه ؟

279
00:23:12,097 --> 00:23:14,807
‫یه خبر کوچیکی برات دارم ، پسر

280
00:23:14,843 --> 00:23:17,387
‫یه روز اونا از شرت خلاص میشن

281
00:23:17,422 --> 00:23:19,697
‫مثل یه تیکه گه ولت می کنن میرن

282
00:23:22,880 --> 00:23:26,090
‫هی

283
00:23:26,125 --> 00:23:28,233
‫اونا فامیلت نیستن

284
00:23:28,267 --> 00:23:30,374
‫همخونت نیست

285
00:23:31,708 --> 00:23:34,561
‫اگه یه ذره خایه تو شلوارت داشتی

286
00:23:34,597 --> 00:23:37,287
‫بر می گشتی اونجا و بخاطر من
‫یه تیر خالی می کردی تو مغز رفیقت ریک

287
00:23:40,893 --> 00:23:43,877
‫حالا گوش کن چی میگم

288
00:23:43,911 --> 00:23:47,253
‫هیشکی به جز من دوسِت نداره داداش کوچیکه

289
00:23:50,175 --> 00:23:52,451
‫هیشکی هم نخواهد داشت

290
00:23:52,483 --> 00:23:55,241
‫یالا پاشو وایسا

291
00:23:55,272 --> 00:23:58,227
‫قبل اینکه مجبور بشم دندوناتو بریزم تو دهنت

292
00:24:01,600 --> 00:24:02,781
‫بزن بریم

293
00:25:28,242 --> 00:25:30,245
‫حرومزاده درست می گفت

294
00:26:17,720 --> 00:26:20,459
‫خوهشا نمیری غذای پرنده ها بشی

295
00:26:27,422 --> 00:26:29,335
‫چی شده دریل خانم ؟

296
00:26:29,368 --> 00:26:31,076
‫همه ی وجودت همینه ؟

297
00:26:31,106 --> 00:26:33,257
‫اون کیسه رو بنداز و خودتو بکش بالا

298
00:26:33,289 --> 00:26:35,588
‫وقتی گم و گوری به نظرم خیلی بهتره

299
00:26:35,618 --> 00:26:38,181
‫یالا ، اینطوری نباش دیگه

300
00:26:38,214 --> 00:26:40,895
‫من طرف تو ام
‫جدی ؟ از کی تا حالا ؟

301
00:26:40,926 --> 00:26:42,811
‫از وقتی به دنیا اومدی داداش کوچیکه

302
00:26:42,841 --> 00:26:45,433
‫یه نفر باید مواظبت می بود

303
00:26:45,466 --> 00:26:47,380
‫تو هیچوقت بهم اهمیت ندادی

304
00:26:47,413 --> 00:26:49,828
‫از کارهای بزرگی حرف می زنی مه هیچوقت انجام ندادی

305
00:26:49,859 --> 00:26:52,717
‫همونطور که الانم اینجا نیستی
‫انگار بعضی چیزا هیچوقت عوض نمیشن

306
00:26:52,750 --> 00:26:54,517
‫خب بهت میگم چیه

307
00:26:54,548 --> 00:26:56,609
‫من به همون اندازه ی جونور مکنده ی خونت واقعیم

308
00:26:56,640 --> 00:26:58,547
‫می دونم چی دیدم

309
00:26:58,583 --> 00:27:03,270
‫و مطمئنم اون قارچ های توهم زا که خوردی
‫ربطی به این ماجرا نداشته ، درسته ؟

310
00:27:03,306 --> 00:27:04,910
‫بهتره خفه شی

311
00:27:04,947 --> 00:27:06,920
‫در غیر اینصورت چیکار می کنی ؟

312
00:27:06,956 --> 00:27:09,497
‫می خوای بیای این بالا و دهنمو ببندی ؟

313
00:27:09,534 --> 00:27:11,641
‫خب یالا دیگه بیا بکن

314
00:27:11,677 --> 00:27:13,648
‫اگه فکر می کنی به قدر کافی مردش هستی

315
00:27:13,685 --> 00:27:17,100
‫هی اون زلم زیمبو های لعنتی رو بنداز و خودتو بکش بالا پسر

316
00:27:19,815 --> 00:27:21,855
‫می دونی چیه ؟

317
00:27:21,892 --> 00:27:24,567
‫اگه من جای تو بودم به یه دلیلی توقف می کردم داداش

318
00:27:24,603 --> 00:27:26,577
‫چونکه بعید می دونم بتونی برسی این بالا

319
00:27:28,520 --> 00:27:31,967
‫یالا زودباش داداش کوچیکه

320
00:27:32,005 --> 00:27:33,978
‫دست ِ رفیقت ریک رو بگیر

321
00:28:00,669 --> 00:28:02,977
‫آره بهتره فرار کنی

322
00:28:08,773 --> 00:28:12,284
‫جدا ؟ هیچوقت فکر نمی کردم
‫از دیدن یه سیب زمینی انقدر خوشحال بشم

323
00:28:12,318 --> 00:28:15,606
‫از این خوشحالم که الان
‫تو جنگل مشغول کباب کردن یه سنجاب نیستیم

324
00:28:15,643 --> 00:28:18,963
‫خیلی ازت ممنونیم پاتریشیا که ما رو به خونه ات راه دادی

325
00:28:18,997 --> 00:28:20,260
‫این چیه ؟

326
00:28:20,293 --> 00:28:22,654
‫لوری و کارول برای امشب دارن شام درست می کنن

327
00:28:22,692 --> 00:28:24,128
‫من که همین الان شنیدم

328
00:28:24,164 --> 00:28:25,599
‫خب فکر نمی کردم مساله ی خیلی مهمی باشه

329
00:28:25,636 --> 00:28:27,859
‫اونا می خوان بخاطر کمک های ما ازمون تشکر کنن

330
00:28:27,895 --> 00:28:30,907
‫باید یه سری خطوط مرزی واضح بین خودمون و اونا تعیین کنیم

331
00:28:30,946 --> 00:28:33,204
‫دیگه زیادی دارن پسرخاله میشن

332
00:28:33,240 --> 00:28:35,315
‫این فقط یه شام ـه

333
00:28:35,351 --> 00:28:38,109
‫بین تو و اون پسر آسیایی ـه چه خبره ؟

334
00:28:38,145 --> 00:28:41,174
‫گلن
‫یه دوستِ

335
00:28:41,212 --> 00:28:43,117
‫ترجیح می دادم نباشه

336
00:28:43,153 --> 00:28:45,366
‫به قدر کافی بد هست که مجبورم حواسم به بث و جیمی باشه

337
00:28:45,401 --> 00:28:47,341
‫خب مجبور نیستی حواست به منم باشه

338
00:28:47,343 --> 00:28:50,237
‫من یه بچه ی ۱۶ ساله نیستم
‫می دونم اینو

339
00:28:50,240 --> 00:28:52,303
‫بخاطر همینه که روت به عنوان اون آدم عاقل
‫و بالغ حساب می کنم

340
00:28:54,071 --> 00:28:55,601
‫تو که حال منو می دونی

341
00:28:55,670 --> 00:28:58,599
‫لطفا ، مسائل رو سخت تر از چیزی که باید باشن نکن

342
00:28:58,633 --> 00:29:02,029
‫من دیگه بچه نیستم که اینطوری بخوای نصیحتم کنی

343
00:29:05,395 --> 00:29:07,292
‫باهاشون صمیمی نشو

344
00:29:07,328 --> 00:29:10,191
‫اونا قرار نیست برا همیشه اینجا بمونن

345
00:29:20,151 --> 00:29:22,947
‫چی شده که اَنی اوکلی
‫دیگه کارهای روز مره اش رو انجام نمیده ؟

346
00:29:22,982 --> 00:29:25,112
‫دیگه نمی خوام لباس بشورم ، دیل

347
00:29:25,146 --> 00:29:26,876
‫می خوام کمک کنم تا کمپ در امان بمونه

348
00:29:26,912 --> 00:29:28,307
‫از نظرت اشکالی داره ؟

349
00:29:39,335 --> 00:29:42,263
‫معذرت می خوام
‫اومدم کتابتو بهت پس بدم

350
00:29:42,301 --> 00:29:45,394
‫من معذرت می خوام

351
00:29:46,830 --> 00:29:48,425
‫اگه می دونستم دنیا داره به آخر می رسه

352
00:29:48,461 --> 00:29:51,657
‫کتاب های بهتری میاوردم با خودم

353
00:29:57,721 --> 00:30:00,614
‫دیل ، فکر می کنی اندریا تو دوره ی پریودش ـه ؟

354
00:30:02,250 --> 00:30:04,746
‫دارم می پرسم چون انگار همه ی زن ها دارن

355
00:30:04,784 --> 00:30:07,012
‫خیلی عجیب غریب رفتار می کنن

356
00:30:07,048 --> 00:30:10,575
‫و من یه جایی خوندم که وقتی زن ها

357
00:30:10,612 --> 00:30:13,940
‫زیاد در کنار هم وقت می گذرونن به ترتیب پریود میشن

358
00:30:13,977 --> 00:30:17,969
‫و همشون در یه زمان یه سوپر هورمون دیوونه وار ترشح می کنن

359
00:30:20,237 --> 00:30:22,699
‫اینو بهت نصیحت می کنم که

360
00:30:22,735 --> 00:30:24,698
‫این تئوریت رو به کسی نگی

361
00:30:24,735 --> 00:30:27,630
‫آره
‫دیگه کی عجیب رفتار می کنه ؟

362
00:30:32,461 --> 00:30:35,922
‫مگی
‫مگی

363
00:30:35,960 --> 00:30:38,115
‫اول خودشو تو دلم جا کرد

364
00:30:38,151 --> 00:30:39,826
‫بعد ازم خواست با هم سکس کنیم

365
00:30:39,864 --> 00:30:42,293
‫و حالا دوباره داره همون کارو می کنه

366
00:30:42,331 --> 00:30:45,376
‫و من اصلا نمی دونم لوری چه مرگشه

367
00:30:45,412 --> 00:30:47,088
‫لوری مشکلش چیه ؟

368
00:30:49,590 --> 00:30:51,780
‫هیچی
‫نمی دونم

369
00:30:51,817 --> 00:30:55,102
‫خیلی خب ، بیا یه قدم برگردیم عقب

370
00:30:57,092 --> 00:31:01,131
‫از کجا می دونی که مگی ازت خواسته که با هم سکس کنید ؟

371
00:31:06,099 --> 00:31:08,015
‫اوه پسر
‫تو که نکردی اینکارو

372
00:31:09,730 --> 00:31:13,284
‫اصلا به ذهنت خطور نکرد که پدرش ممکنه چه حالی پیدا کنه ؟

373
00:31:13,320 --> 00:31:15,826
‫اون ۲۲ سالش ـه

374
00:31:15,862 --> 00:31:19,138
‫و ما مهمون پدرشیم

375
00:31:21,047 --> 00:31:22,347
‫باباش نمی دونه

376
00:31:22,384 --> 00:31:23,786
‫خب ببینیم همینطور می مونه یا نه

377
00:31:26,464 --> 00:31:28,402
‫گلن لعنتی با خودت چی فکر می کردی ؟

378
00:31:28,438 --> 00:31:30,911
‫اینکه ممکنه

379
00:31:30,946 --> 00:31:32,950
‫فرداش زنده نباشم

380
00:31:36,899 --> 00:31:38,301
‫ممنون برای کتاب

381
00:31:38,337 --> 00:31:41,043
‫حق با توئه ، خیلی مزخرف بود

382
00:31:50,110 --> 00:31:52,884
‫زامبی
‫زامبی

383
00:31:59,976 --> 00:32:01,614
‫فقط یه دونه است ؟

384
00:32:06,566 --> 00:32:07,934
‫مطمئنم می تونم از همینجا دخلش ُ بیارم

385
00:32:07,969 --> 00:32:11,311
‫نه اندریا
‫تفنگ رو بذار زمین

386
00:32:12,351 --> 00:32:14,555
‫بهتره بسپریش به عهده ی ما

387
00:32:14,592 --> 00:32:17,097
‫شین صبر کن
‫هرشل می خواد خودش به زامبی ها رسیدگی کنه

388
00:32:17,133 --> 00:32:18,971
‫برا چی رفیق ؟
‫ما که داریمش

389
00:32:54,995 --> 00:32:57,367
‫اندریا نکن
‫ساکت باش دیل

390
00:33:06,432 --> 00:33:08,269
‫اون دریل ـه ؟

391
00:33:08,304 --> 00:33:10,845
‫این بار سومه که تو به سمتم تفنگ نشونه میری

392
00:33:10,881 --> 00:33:14,322
‫می خوای ماشه رو بکشی یا نه ؟

393
00:33:16,800 --> 00:33:19,399
‫نه

394
00:33:21,274 --> 00:33:23,620
‫نه نه

395
00:33:29,634 --> 00:33:31,566
‫ریک

396
00:33:35,535 --> 00:33:37,659
‫این بیرون چه خبره ؟

397
00:33:45,088 --> 00:33:47,370
‫شوخی می کردم
‫یالا

398
00:33:50,418 --> 00:33:52,098
‫خدای من

399
00:33:52,133 --> 00:33:54,067
‫خدای من ، اون مُرده ؟

400
00:33:54,100 --> 00:33:56,986
‫بی هوشه
‫شلیکت از کنار سرش رد شده
‫( زخمش سطحیه )

401
00:33:57,020 --> 00:33:58,795
‫اما نگاش کن
‫چه اتفاقی براش افتاده ؟

402
00:33:58,829 --> 00:34:01,237
‫گردنبند گوش انداخته

403
00:34:04,222 --> 00:34:06,219
‫اینو پیش خودمون نگه می داریم
‫( ایهام : به کسی نمیگیم )

404
00:34:06,254 --> 00:34:08,440
‫بچه ها ، این مال سوفیا نیست ؟

405
00:34:16,376 --> 00:34:18,595
‫کنار نهر شسته شده پیداش کردم

406
00:34:18,630 --> 00:34:20,785
‫احتمالا وقتی داشته از همون اطراف رد میشده انداختش

407
00:34:20,819 --> 00:34:22,402
‫اون منطقه رو تقریبا به دو قسمت تقسیم کرده بودیم

408
00:34:22,438 --> 00:34:24,687
‫آره خواهش می کنم قابلی نداشت
‫چطوره ؟

409
00:34:24,723 --> 00:34:28,116
‫نمی دونم باید سریع بهش آنتی بیوتیک بدیم

410
00:34:29,673 --> 00:34:31,574
‫نمی دونی سر اسب من چی اومده ؟

411
00:34:31,608 --> 00:34:35,002
‫آره همون که تقریبا منو به کشتن داد ؟
‫اگه زرنگ باشه تا الان کشور رو ترک کرده

412
00:34:35,035 --> 00:34:37,413
‫ما بهش می گفتیم نلی
‫نلی ِ عصبی

413
00:34:37,447 --> 00:34:40,237
‫اگه زحمت می دادی بپرسی بهت می گفتم
‫اون احتمالا یه جایی پرتت می کنه

414
00:34:40,271 --> 00:34:44,014
‫عجیبه که شماها این همه مدت زنده موندین

415
00:34:50,680 --> 00:34:53,043
‫حالش خوب میشه

416
00:34:53,080 --> 00:34:56,795
‫دوست ندارم اینو بگم اما تو این مورد با هرشل موافقم

417
00:34:56,830 --> 00:34:59,397
‫دیگه نمی تونیم بازم بریم اون بیرون بگردیم
‫اونم بعد از این اتفاق

418
00:34:59,433 --> 00:35:02,369
‫داری جا می زنی ؟
‫دریل جونشو به خطر انداخت

419
00:35:02,406 --> 00:35:04,600
‫تا برامون اولین مدرک
‫درست حسابی دال بر زنده بودن اون دختر رو بیاره

420
00:35:04,636 --> 00:35:06,526
‫این یه جور نگاه کردن به قضیه است

421
00:35:06,562 --> 00:35:09,567
‫جوری که من بهش نگاه می کنم
‫دریل تقریبا امروز بخاطر یه عروسک مُرده بود

422
00:35:09,604 --> 00:35:11,562
‫آره می دونم چطوری قضیه رو می بینی

423
00:35:17,479 --> 00:35:19,164
‫قصدم این نیست که یه موقعیت دشواری رو ایجاد کنم

424
00:35:19,201 --> 00:35:20,346
‫فقط می خوام واقع بین باشم

425
00:35:22,681 --> 00:35:25,585
‫شروع کرده به تصمیم های سخت گرفتن

426
00:35:25,622 --> 00:35:27,682
‫می دونی که حق با منه

427
00:35:27,717 --> 00:35:29,944
‫من ممکنه با همه ی تصمیم هاش موافق نباشم

428
00:35:29,981 --> 00:35:32,006
‫اما بهش احترام میذارم

429
00:35:32,042 --> 00:35:34,270
‫طرز فکرهای خودم و تو رو می دونم

430
00:35:34,306 --> 00:35:36,467
‫و طرز فکر تو سخت تر نیست

431
00:35:36,501 --> 00:35:40,384
‫این آسون ترین کار دنیاست که تلفاتمون رو از بین ببریم و کمک نکنیم

432
00:35:40,421 --> 00:35:43,732
‫تو همینطور به خودت میگی داری...
‫تصمیم های سخت می گیری . تو واقعا داری

433
00:35:43,767 --> 00:35:46,535
‫تنها چیزی که من تو این دنیا
‫در حال حاضر بهش اهمیت میدم تو و کارل هستید

434
00:35:46,573 --> 00:35:50,625
‫پس معذرت می خوام که نسبت به نیاز های  دیگران

435
00:35:50,661 --> 00:35:53,226
‫ظاهرا بی تفاوتم اما می دونی که

436
00:35:53,263 --> 00:35:55,897
‫من هر کاری که لازم باشه انجام میدم تا شما دو تا در امان باشید

437
00:35:55,932 --> 00:35:59,174
‫حتی بی خیال شدن نسبت به یه بچه کوچولو ؟

438
00:35:59,211 --> 00:36:02,182
‫جدا ؟
‫آره

439
00:36:04,888 --> 00:36:07,182
‫دیگه نمی خواد نسبت به من و پسرم احساس مسئولیت کنی

440
00:36:07,220 --> 00:36:08,874
‫یا برامون تبعیض قائل شی

441
00:36:22,359 --> 00:36:25,362
‫حالش چطوره ؟
‫خوب میشه

442
00:36:25,400 --> 00:36:27,842
‫تو چی ؟

443
00:36:28,836 --> 00:36:30,157
‫من دریل رو با تیر زدم

444
00:36:37,462 --> 00:36:40,169
‫زیاد به خودت سخت نگیر

445
00:36:40,203 --> 00:36:42,877
‫ما هممون می خواستیم تا به دریل شلیک کنیم

446
00:37:04,127 --> 00:37:06,140
‫عزیزم ، من باید چیکار کنم ؟

447
00:37:08,554 --> 00:37:11,558
‫شام حاضره
‫میای ؟

448
00:37:15,890 --> 00:37:18,762
‫چیزی لازم داری ؟
‫نه الان میام

449
00:37:58,087 --> 00:38:00,496
‫کسی بلده چطور گیتار می زنن ؟

450
00:38:02,547 --> 00:38:04,791
‫دیل یه دونه باحالش رو پیدا کرده

451
00:38:04,826 --> 00:38:07,963
‫یکی باید بلد باشه دیگه

452
00:38:10,840 --> 00:38:12,173
‫اوتیس بلد بود

453
00:38:13,843 --> 00:38:16,942
‫آره و خیلی هم خوب می زد

454
00:39:02,548 --> 00:39:04,447
‫چطوری ؟

455
00:39:06,318 --> 00:39:07,816
‫به همون خوبی که به نظر میام

456
00:39:10,554 --> 00:39:13,654
‫برات شام آوردم
‫باید حسابی گشنه ات باشه

457
00:39:22,830 --> 00:39:24,830
‫مراقب باش ، بخیه دارم

458
00:39:27,702 --> 00:39:30,401
‫باید یه چیزی رو بدونی

459
00:39:30,437 --> 00:39:32,836
‫تو امروز برای دخترم از

460
00:39:32,871 --> 00:39:34,937
‫باباش به کل عمرش بیشتر زحمت کشیدی

461
00:39:37,508 --> 00:39:39,841
‫ریک و شین هم به اندازه ی من زحمت کشیدن

462
00:39:39,877 --> 00:39:42,044
‫می دونم

463
00:39:42,078 --> 00:39:45,112
‫تو هم مثل اونا یه آدم خوبی هستی

464
00:39:46,616 --> 00:39:48,481
‫کاملا

465
00:41:41,840 --> 00:41:44,171
‫تو قرار نبود اینو ببینی

466
00:41:48,860 --> 00:41:51,858
‫ترجمه و تنظیم : علیرضا و سعید

467
00:41:51,882 --> 00:41:57,882
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

