1
00:01:10,039 --> 00:01:21,008
‫-- -- GodeatGod

2
00:01:25,428 --> 00:01:35,396
‫Tvcenter.Co

3
00:01:35,420 --> 00:01:41,020
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

4
00:01:41,040 --> 00:01:42,417
‫لعنتی

5
00:01:44,678 --> 00:01:45,680
‫تو خوبی ؟

6
00:01:47,258 --> 00:01:47,757
‫آره

7
00:01:49,179 --> 00:01:49,959
‫هرشل تو چطور ؟

8
00:02:11,415 --> 00:02:12,521
‫بیاید برگردیم

9
00:02:40,458 --> 00:02:41,727
‫ماشین ماشین

10
00:02:42,125 --> 00:02:43,122
‫بشینید

11
00:02:59,541 --> 00:03:03,087
‫دیو ؟ تونی ؟ اونا گفتن میان اینجا ؟
‫آره

12
00:03:03,088 --> 00:03:05,130
‫بهت گفته باشم ها صدای تیراندازی شنیدم
‫من دو تا خیابون اون طرف تر

13
00:03:05,131 --> 00:03:07,043
‫ولگردها رو دیدم
‫ممکنه همین اطراف بیشترم باشن

14
00:03:07,044 --> 00:03:09,025
‫باید از اینجا بریم
‫دیو . تونی

15
00:03:09,026 --> 00:03:11,115
‫خفه شو ای احمق
‫می خوای اونا رو بکشونی اینجا ؟

16
00:03:11,116 --> 00:03:12,906
‫فقط ازمون دور نشو
‫پیداشون می کنیم

17
00:03:18,752 --> 00:03:20,074
‫رفیق ، گفت نزدیک خودمون بمون

18
00:03:21,587 --> 00:03:22,220
‫تونی

19
00:04:48,434 --> 00:04:49,091
‫لعنتی

20
00:04:52,560 --> 00:04:53,118
‫نه

21
00:05:44,473 --> 00:05:45,951
‫باید تا الان بر می گشتن

22
00:05:46,490 --> 00:05:50,192
‫آره . اونا فقط یه گوشه کناری زدن کنار نگه داشتن

23
00:05:51,335 --> 00:05:53,636
‫اولین کاری که صبح می کنیم میریم دنبالشون

24
00:05:55,344 --> 00:05:57,022
‫ممنون
‫خواهش می کنم

25
00:05:58,240 --> 00:05:59,915
‫ممنون

26
00:06:00,822 --> 00:06:03,828
‫کارل ، ازت می خوام خوب فکر کنی ، باشه ؟

27
00:06:04,758 --> 00:06:06,129
‫بابات ، سگ جون ترین حرومزا....

28
00:06:06,130 --> 00:06:07,379
‫تو خونه بد دهنی نداریم

29
00:06:09,402 --> 00:06:09,941
‫ببخشید

30
00:06:11,442 --> 00:06:13,671
‫لوری ، بیا شام
‫اونجا نیست

31
00:06:13,760 --> 00:06:14,371
‫کجاست ؟

32
00:06:21,401 --> 00:06:23,439
‫کارل ، آخرین باری که مادرت ُ دیدی کی بود ؟

33
00:06:24,082 --> 00:06:26,729
‫امروز عصر
‫نگران ریک بود

34
00:06:26,730 --> 00:06:28,177
‫برا همین ازم خواست که مراقب کارل باشم

35
00:06:28,178 --> 00:06:30,044
‫اون رفت دنبالشون ؟
‫اینو نگفت

36
00:06:30,620 --> 00:06:33,179
‫کسی وحشت نکنه
‫باید همین دور و برا باشه

37
00:07:03,866 --> 00:07:05,826
‫چرا نمیرن ؟
‫تو بودی می رفتی ؟

38
00:07:06,266 --> 00:07:07,620
‫بیشتر از این دیگه نمی تونیم بشینیم اینجا

39
00:07:07,826 --> 00:07:09,815
‫بیاید از در پشتی بزنیم بیرون و بدویم سمت ماشین ها

40
00:07:17,528 --> 00:07:19,828
‫چی شده ؟
‫ولگرد ها ، پیچوندمشون

41
00:07:19,939 --> 00:07:21,315
‫اونا غیبشون زده اما ماشین هاشون هنوز اینجاست

42
00:07:21,402 --> 00:07:23,040
‫من اون ساختمون ها رو چک کردم
‫شماها این یکی رو نگاه کردید ؟

43
00:07:23,813 --> 00:07:24,972
‫نه
‫منم نه

44
00:07:25,676 --> 00:07:27,944
‫داریم اینجا دنبال دیو و تونی می گردیم و هیشکی این  "بار"  لعنتی رو نگاه نکرده ؟

45
00:07:33,480 --> 00:07:35,518
‫چی شد ؟
‫یکی در رو هل داد

46
00:07:35,519 --> 00:07:36,470
‫یکی اون داخله

47
00:07:37,517 --> 00:07:38,632
‫هی کسی اون توئه ؟

48
00:07:39,373 --> 00:07:41,220
‫هی اگه کسی اون توئه ما دنبال دردسر نمی گردیم

49
00:07:41,951 --> 00:07:43,469
‫فقط دنبال دوستامون می گردیم

50
00:07:43,776 --> 00:07:45,287
‫چیکار کنیم ؟
‫زورکی بریم تو ؟

51
00:07:45,288 --> 00:07:47,184
‫نه ، نمی دونیم چند نفرن
‫فقط خونسرد باشید

52
00:07:48,047 --> 00:07:49,511
‫ما دنبال دردسر نیستیم

53
00:07:50,066 --> 00:07:51,648
‫فقط دنبال دوستامونیم

54
00:07:51,649 --> 00:07:53,147
‫اگه اتفاقی افتاده بهمون بگید

55
00:07:54,203 --> 00:07:56,065
‫اینجا پر از زامبی و جسده

56
00:07:56,241 --> 00:07:58,648
‫اگه ما رو به کشتن ندید ازتون ممنون میشیم

57
00:08:01,151 --> 00:08:03,111
‫رفیق داری خودت ُ اذیت می کنی
‫دارم بهت میگم کسی اون تو نیست

58
00:08:03,452 --> 00:08:06,103
‫یکی حواسش به در باشه
‫اگه اونا اون تو هستن

59
00:08:06,104 --> 00:08:07,519
‫احتمالا بدونن دیو و تونی کجان

60
00:08:16,670 --> 00:08:17,843
‫اونا رو ما تفنگ کشیدن

61
00:08:25,946 --> 00:08:27,174
‫دیو و تونی اون تو هستن ؟

62
00:08:28,202 --> 00:08:28,995
‫زنده ان ؟

63
00:08:35,188 --> 00:08:36,961
‫نه
‫اونا دیو و تونی رو کشتن

64
00:08:36,974 --> 00:08:37,848
‫یالا رفیق . بزن بریم

65
00:08:37,849 --> 00:08:40,024
‫نه . جایی نمیرم
‫به جین اینطوری نمیگم

66
00:08:40,025 --> 00:08:41,269
‫بر نمی گردم و بهشون بگم

67
00:08:41,270 --> 00:08:43,452
‫که دیو و تونی تو یه مشروب فروشی به دست چند تا احمق کشته شدن

68
00:08:43,588 --> 00:08:45,427
‫دوست های شما رو ما اسلحه کشیدن

69
00:08:45,743 --> 00:08:47,425
‫برامون چاره ای نذاشتن

70
00:08:48,442 --> 00:08:50,590
‫مطمئنم که همه مون به اندازه ی کافی دوست هامون رو از دست دادیم

71
00:08:52,003 --> 00:08:55,531
‫کارهایی کردیم که کاش نمی کردیم

72
00:08:55,807 --> 00:08:58,368
‫اما الان شرایط و اوضاع اینطوریه دیگه
‫خودتونم خوب می دونید

73
00:09:00,082 --> 00:09:02,217
‫پس بیاید معلوم کنیم قضیه چجوری بوده

74
00:09:02,785 --> 00:09:03,968
‫مکان اشتباه

75
00:09:05,106 --> 00:09:06,138
‫زمان اشتباه

76
00:09:09,387 --> 00:09:11,313
‫از اینجا برید
‫یالا

77
00:09:41,636 --> 00:09:42,961
‫نمی تونیم لوری رو پیدا کنیم

78
00:09:43,359 --> 00:09:45,470
‫و بقیه هم هنوز برنگشتن
‫آره

79
00:09:46,371 --> 00:09:48,176
‫اون زنیکه ی احمق باید رفته باشه دنبالشون بگرده

80
00:09:48,318 --> 00:09:51,144
‫چی ؟
‫آره از من خواست برم

81
00:09:51,589 --> 00:09:53,556
‫منم بهش گفتم دیگه غلام سیاه بازی تمومه

82
00:09:54,935 --> 00:09:56,113
‫و ازین چیزی هم به کسی نگفتی ؟

83
00:10:14,086 --> 00:10:14,907
‫اینطوری نکن

84
00:10:16,245 --> 00:10:16,981
‫لطفا

85
00:10:18,143 --> 00:10:19,588
‫من الانشم دخترمو از دست دادم

86
00:10:20,980 --> 00:10:22,484
‫اونم مشکل من نبود

87
00:10:28,268 --> 00:10:30,696
‫تو انبارم نیست
‫اونجا ها رو چک کردم

88
00:10:31,192 --> 00:10:34,387
‫خب پس کجاست ؟
‫از دریل خواسته که بره شهر

89
00:10:35,248 --> 00:10:36,680
‫باید خودش رفته باشه

90
00:10:37,053 --> 00:10:39,790
‫مامان

91
00:10:41,040 --> 00:10:41,584
‫کارل

92
00:10:42,771 --> 00:10:45,202
‫تو از این قضیه خبر داشتی ؟
‫نه

93
00:10:45,786 --> 00:10:47,652
‫ببین فقط ... تفنگ با خودش برده ؟

94
00:10:48,177 --> 00:10:48,960
‫نمی دونم

95
00:10:50,148 --> 00:10:52,156
‫من می دونستم نمی ذاشتم تنهایی بره اون بیرون

96
00:11:15,028 --> 00:11:17,292
‫همه مون می دونیم که قرار نیست این قضیه به خوبی تموم شه

97
00:11:19,253 --> 00:11:21,578
‫برا هیچ کدوم مون فایده ای نداره

98
00:11:23,222 --> 00:11:25,552
‫شما فقط ... بیخیال بشید

99
00:11:25,996 --> 00:11:27,152
‫کسی دیگه ای آسیب نمی بینه

100
00:12:31,333 --> 00:12:31,912
‫لعنتی

101
00:12:41,739 --> 00:12:43,374
‫گلن

102
00:12:44,025 --> 00:12:46,158
‫من خوبم

103
00:13:31,560 --> 00:13:32,375
‫لوری

104
00:13:44,465 --> 00:13:46,534
‫من اونا رو اینجا معطل می کنم
‫تو گلن رو پوشش بده

105
00:13:47,906 --> 00:13:49,686
‫ببین می تونه برسه به ماشینت یا نه

106
00:13:50,157 --> 00:13:52,042
‫بهش بگو دنده عقب بگیره تا اینجا

107
00:13:52,043 --> 00:13:54,620
‫ما می دویم سمتش گورمون رو از اینجا گم می کنیم

108
00:13:54,711 --> 00:13:56,018
‫ازم می خوای گلن رو پوشش بدم ؟

109
00:13:56,836 --> 00:13:58,411
‫اون همه تمرین تیراندازی رو نیومدی دیگه

110
00:13:58,948 --> 00:14:00,265
‫الان می تونست به دردت بخوره

111
00:14:00,266 --> 00:14:02,749
‫نه ، بلدم شلیک کنم
‫فقط خوشم نمیاد

112
00:14:12,811 --> 00:14:14,270
‫ببخشید

113
00:14:14,745 --> 00:14:16,455
‫ریک می خواد سعی کنی بری سراغ ماشین

114
00:14:17,601 --> 00:14:18,233
‫سعی کنم ؟

115
00:14:18,510 --> 00:14:20,705
‫زورت ُ می زنی و موفق میشی

116
00:14:21,858 --> 00:14:22,761
‫منم پوششت میدم

117
00:14:23,766 --> 00:14:24,771
‫نقشه ی بی نقصیه

118
00:15:11,965 --> 00:15:14,356
‫چی شد ؟
‫اون شلیک کرد

119
00:15:17,203 --> 00:15:18,236
‫باید گلن رو زده باشه

120
00:15:18,979 --> 00:15:20,152
‫پشت آشغال دونیه

121
00:15:21,139 --> 00:15:22,807
‫انگار تکون نمی خوره

122
00:15:29,302 --> 00:15:29,946
‫تیر خوردی ؟

123
00:15:39,539 --> 00:15:40,277
‫تیر خوردی ؟

124
00:15:42,600 --> 00:15:44,101
‫نه نه

125
00:15:53,540 --> 00:15:55,899
‫چیزی نیست
‫ماشین درست اونجاست

126
00:15:56,355 --> 00:15:57,637
‫باشه
‫دیگه تقریبا رسیدیم خونه

127
00:15:59,175 --> 00:16:00,675
‫تو خوبی ؟
‫آره خوبم

128
00:16:07,636 --> 00:16:08,269
‫بزن بریم

129
00:16:10,376 --> 00:16:11,207
‫برگرد

130
00:16:16,129 --> 00:16:17,379
‫بزن بریم از اینجا

131
00:16:17,468 --> 00:16:19,337
‫ولگردها ریختن اینجا
‫زود باش

132
00:16:19,338 --> 00:16:21,269
‫باید از اینجا بزنیم به چاک
‫پس شون چی ؟

133
00:16:21,307 --> 00:16:23,822
‫با تیر زدنش . باید بریم
‫ولگردها ریختن

134
00:16:23,823 --> 00:16:25,640
‫داریم میریم ؟
‫بپر

135
00:16:27,638 --> 00:16:29,382
‫یالا همین الان بپر

136
00:16:34,631 --> 00:16:37,919
‫طرف موفق نشد
‫کمک کمک

137
00:16:37,920 --> 00:16:38,965
‫باید برم
‫باید برم

138
00:16:38,966 --> 00:16:41,653
‫متاسفم
‫نه نه نرو

139
00:16:41,860 --> 00:16:45,881
‫کمک . نه

140
00:16:46,230 --> 00:16:48,378
‫کمک
‫هرشل رو وردار بیار

141
00:16:50,740 --> 00:16:52,691
‫کمک

142
00:16:52,752 --> 00:16:54,738
‫نه نه
‫هرشل

143
00:17:20,348 --> 00:17:22,651
‫هرشل هرشل

144
00:17:27,352 --> 00:17:29,727
‫صدای تیراندازی باید زامبی ها رو کشونده باشه اینجا

145
00:17:29,967 --> 00:17:32,351
‫ریک کجاست ؟
‫دوید اونطرف

146
00:17:33,014 --> 00:17:34,552
‫خب ما که بدون اون نمی تونیم بریم

147
00:17:35,080 --> 00:17:35,663
‫ریک

148
00:17:38,033 --> 00:17:40,142
‫باید همین الان بریم
‫نه

149
00:17:40,463 --> 00:17:42,467
‫متاسفم پسر
‫ما باید بریم

150
00:17:42,468 --> 00:17:44,904
‫نه منو ول نکنید اینجا
‫باید بریم

151
00:17:44,905 --> 00:17:47,182
‫نمی تونیم
‫اون همین الان داشت بهمون شلیک می کرد

152
00:17:47,183 --> 00:17:48,603
‫اون فقط یه بچه است
‫لطفا کمکم کنید

153
00:17:48,604 --> 00:17:50,267
‫اینجا پر زامبی شده

154
00:17:50,268 --> 00:17:53,006
‫نمی تونیم ولش کنیم
‫نرده کاملا از تو پاش رد شده

155
00:17:53,007 --> 00:17:55,547
‫امکان نداره بتونیم پاشو تر و تمیز در بیاریم

156
00:17:57,187 --> 00:17:58,770
‫خفه شو وگرنه بهت شلیک می کنم

157
00:17:58,771 --> 00:17:59,982
‫احتمالا جواب درست همینه

158
00:18:00,616 --> 00:18:01,982
‫ما بدون داغون کردن ماهیچه اش

159
00:18:01,983 --> 00:18:03,647
‫نمی تونیم پاشو در بیاریم

160
00:18:03,648 --> 00:18:05,799
‫مشخصا نمی تونه بدوه
‫احتمالا خونریزی شدید می کنه

161
00:18:05,800 --> 00:18:06,673
‫خفه شو

162
00:18:08,086 --> 00:18:09,902
‫متاسفم
‫خفه شو

163
00:18:09,904 --> 00:18:13,173
‫خفه شو
‫شاید بهتر باشه بکشیمش

164
00:18:13,175 --> 00:18:14,826
‫منم دیگه نمی خوام کشت و کشتار بیشتری ببینم

165
00:18:14,828 --> 00:18:17,840
‫اما اینطوری ولش کنیم ظلم ـه به خدا
‫نمیشه پاشو قطع کنیم ؟

166
00:18:21,306 --> 00:18:23,769
‫اون تیشه هنوز تو ماشینه ؟
‫نه نه ... نکنید

167
00:18:23,770 --> 00:18:25,239
‫پامو قطع نکنید خواهشا

168
00:18:25,241 --> 00:18:26,663
‫این می تونه استخون رو ببره ؟

169
00:18:26,665 --> 00:18:29,312
‫مجبورم لیگامنت های زیر کاسه ی زانوش رو تا

170
00:18:29,314 --> 00:18:32,061
‫بالای درشت نی پاشو ببرم
‫اون قسمت پایین پاشو از دست میده

171
00:18:32,063 --> 00:18:34,227
‫نه نکنید
‫وقتی از اینجا سالم رفتیم بیرون

172
00:18:34,369 --> 00:18:37,371
‫باید یه اتیشی چیزی برای داغ کردن زخمش پیدا کنیم

173
00:18:37,372 --> 00:18:39,690
‫که خونریزیش بند بیاد
‫باشه چاره ای نداریم
‫عجله کن

174
00:18:39,691 --> 00:18:41,329
‫اوه خدای من

175
00:18:42,258 --> 00:18:44,011
‫نه
‫اون چوب رو بده به من

176
00:18:45,960 --> 00:18:47,944
‫بیا

177
00:18:50,320 --> 00:18:52,268
‫بچه ها
‫زامبی ها

178
00:18:56,425 --> 00:18:57,112
‫زود باش

179
00:19:02,000 --> 00:19:02,843
‫خفه شو

180
00:19:04,095 --> 00:19:05,699
‫اوه خدا
‫اونا همه جا هستن

181
00:19:08,837 --> 00:19:11,171
‫هرشل ، اونجا اوضاع چطوره ؟

182
00:19:11,172 --> 00:19:14,040
‫من کمک لازم دارم
‫آروم آروم

183
00:19:15,592 --> 00:19:17,865
‫نه نه نه ، پامو قطع نکن خواهشا

184
00:19:20,578 --> 00:19:23,514
‫یالا باید بریم
‫تیرهای من تقریبا تمومه

185
00:19:24,221 --> 00:19:26,156
‫وقت نداریم . یالا . باید بریم

186
00:19:26,157 --> 00:19:28,951
‫نمی تونم بیشتر از این جلوشون رو بگیرم
‫هرشل . زودباش

187
00:19:29,433 --> 00:19:31,380
‫یالا هرشل
‫وقت نداریم

188
00:19:31,473 --> 00:19:32,715
‫هرشل یالا

189
00:19:33,049 --> 00:19:35,250
‫لطفا تنهام نذارید

190
00:19:35,565 --> 00:19:38,258
‫ولم نکنید ولم نکنید

191
00:19:54,004 --> 00:19:55,372
‫تو خوبی ؟
‫آره

192
00:19:55,466 --> 00:19:57,038
‫تو خوب نیستی
‫ماشینت رو دیدم

193
00:19:59,064 --> 00:20:00,538
‫بذار ببینمت

194
00:20:02,256 --> 00:20:03,083
‫چی شد ؟

195
00:20:03,084 --> 00:20:05,099
‫یه لحظه نقشه رو دیدم و زدم به یه زامبی

196
00:20:05,538 --> 00:20:07,573
‫دفعه ی بعدی توقف کن ، به نقشه نیازی پیدا نمی کنی

197
00:20:08,864 --> 00:20:10,055
‫یالا باید برت گردونم

198
00:20:10,056 --> 00:20:11,312
‫نه باید ریک رو پیدا کنیم

199
00:20:14,390 --> 00:20:16,314
‫اون برگشته
‫همه شون برگشته ان

200
00:20:16,315 --> 00:20:17,846
‫صحیح و سالم

201
00:20:18,860 --> 00:20:20,479
‫جدا ؟
‫آره

202
00:20:23,240 --> 00:20:24,246
‫خدایا شکرت

203
00:20:58,627 --> 00:20:59,775
‫چیکار می کنی ؟

204
00:21:01,129 --> 00:21:02,237
‫تو رو زیر نظر دارم

205
00:21:03,170 --> 00:21:04,139
‫خبرکشی چیزی هستی ؟

206
00:21:04,817 --> 00:21:06,253
‫نمیذارم برا خودت کنار بکشی

207
00:21:07,688 --> 00:21:08,826
‫تو جایگاه خودت ُ داری

208
00:21:09,535 --> 00:21:11,014
‫اگه نصف وقتت ُ به جای فضولی کردن

209
00:21:11,015 --> 00:21:12,826
‫تو کارهای بقیه به دخترت

210
00:21:12,827 --> 00:21:14,625
‫اختصاص میدادی ، اون هنوز زنده بود

211
00:21:18,319 --> 00:21:19,035
‫بفرما

212
00:21:20,642 --> 00:21:21,687
‫بفرما و چی ؟

213
00:21:24,216 --> 00:21:26,613
‫میگم برو دیگه
‫نمی خوام اینجا باشی

214
00:21:30,349 --> 00:21:31,860
‫تو عجب آدم کم عقلی هستی ، خانم

215
00:21:34,454 --> 00:21:36,647
‫چیه می خوای الان اینو ربطش بدی به داستان های من وبابام یا هر چرتی مثل این ؟

216
00:21:37,922 --> 00:21:38,907
‫اصلا می دونی چیه

217
00:21:40,847 --> 00:21:42,972
‫تو ترسیدی
‫ترسیدی

218
00:21:42,973 --> 00:21:45,324
‫چون کاملا تنهایی
‫دیگه شوهری نداری

219
00:21:46,752 --> 00:21:47,525
‫دختر هم نداری

220
00:21:47,960 --> 00:21:49,295
‫نمی دونی با خودت چیکار کنی

221
00:21:50,220 --> 00:21:52,766
‫اما تو مشکل من نیستی
‫سوفیا هم نبود

222
00:21:55,055 --> 00:21:56,426
‫فقط باید حواست بهش می بود

223
00:22:29,622 --> 00:22:32,359
‫خدای من . حالت خوبه ؟ چی شده ؟

224
00:22:32,360 --> 00:22:34,403
‫تصادف کردم . من خوبم
‫بهش حمله کردن

225
00:22:34,457 --> 00:22:36,047
‫جدی میگم
‫ریک کجاست ؟

226
00:22:41,204 --> 00:22:42,071
‫اونا برنگشتن ؟

227
00:22:45,929 --> 00:22:46,855
‫اونا کجان ؟

228
00:22:48,163 --> 00:22:49,389
‫ببین ، باید برت می گردوندم

229
00:22:53,375 --> 00:22:54,742
‫ای عوضی
‫لوری

230
00:22:54,856 --> 00:22:57,613
‫اون شوهرمه
‫لوری ، میرم دنبالش . پیداش می کنم

231
00:22:57,614 --> 00:22:59,586
‫هی ! ببین اولین کاری که باید همیشه بکنم

232
00:22:59,587 --> 00:23:01,348
‫مراقبت کردن از توئه

233
00:23:01,349 --> 00:23:02,985
‫باید حواسم باشه که حال بچه خوبه ، باشه ؟

234
00:23:05,828 --> 00:23:06,772
‫تو حامله ای ؟

235
00:23:09,362 --> 00:23:10,572
‫چرا بهم نگفتی ؟

236
00:23:23,985 --> 00:23:26,369
‫یالا . بیا ببینیم حالت خوبه یا نه

237
00:23:27,434 --> 00:23:27,986
‫بیا

238
00:23:47,160 --> 00:23:47,767
‫ممنون

239
00:23:55,488 --> 00:23:57,221
‫معذرت می خوام

240
00:23:57,651 --> 00:23:59,512
‫که بی خبر گذاشتم رفتم

241
00:24:00,674 --> 00:24:01,336
‫اشکالی نداره

242
00:24:02,153 --> 00:24:02,972
‫من نترسیده بودم

243
00:24:06,347 --> 00:24:07,395
‫بابا کی بر می گرده ؟

244
00:24:10,292 --> 00:24:11,322
‫بیا امیدوار باشیم به همین زودیا

245
00:24:13,464 --> 00:24:15,392
‫می خوام اونجا باشم وقتی داری بهش میگی که حامله ای

246
00:24:16,062 --> 00:24:18,228
‫اوه عزیزم . اون قبلا فهمیده

247
00:24:19,145 --> 00:24:22,368
‫فقط دنبال یه زمان مناسب بودیم تا بهت بگیم

248
00:24:23,129 --> 00:24:24,165
‫پسره یا دختر ؟

249
00:24:24,509 --> 00:24:27,897
‫خب اینو تا وقتی به دنیا نیاد نمی فهمیم

250
00:24:28,903 --> 00:24:31,271
‫می تونم حسش کنم ؟
‫نه تا یه مدتی

251
00:24:34,353 --> 00:24:36,240
‫باید کلی سوال داشته باشی ، آره ؟

252
00:24:38,080 --> 00:24:40,942
‫قبلا بحث ـش پیش نیومده

253
00:24:44,645 --> 00:24:45,738
‫فکر کنم یادمون رفته

254
00:24:48,885 --> 00:24:51,115
‫به من نگاه نکن
‫این وظیفه ی باباتِ

255
00:24:53,586 --> 00:24:56,176
‫اگه دختر باشه ، میشه اسمشو بذاریم سوفیا ؟

256
00:25:01,040 --> 00:25:01,704
‫هی رفیق

257
00:25:03,179 --> 00:25:05,300
‫هی معذرت می خوام رفیق
‫خب ؟

258
00:25:05,473 --> 00:25:08,464
‫فکر می کردم می دونی
‫داداش بزرگه ، کایل

259
00:25:09,573 --> 00:25:11,997
‫خیلی باحاله ، ها ؟
‫من که میگم حرف نداره

260
00:25:14,200 --> 00:25:17,366
‫اشکالی نداره اگه یه لحظه با مامانت حرف بزنم ؟

261
00:25:18,303 --> 00:25:20,618
‫چطوره بذاری یه کم استراحت کنه بعدش حرف بزنی ؟

262
00:25:22,085 --> 00:25:23,381
‫لوری مجبور بودم برت گردونم

263
00:25:23,382 --> 00:25:24,730
‫در غیر اینصورت بر نمی گشتی

264
00:25:31,328 --> 00:25:32,214
‫چطوره که

265
00:25:34,791 --> 00:25:36,310
‫چطوره که به حرفام گوش بدی ، لطفا ؟

266
00:25:37,184 --> 00:25:37,855
‫چیزی نیست

267
00:25:41,303 --> 00:25:42,406
‫خیلی خب
‫یه لحظه تنهامون بذار

268
00:25:45,077 --> 00:25:46,194
‫ممنون رفیق

269
00:26:01,731 --> 00:26:02,647
‫باشه لوری ، دروغ گفتم

270
00:26:02,648 --> 00:26:04,964
‫یه دروغ مصلحتی بود

271
00:26:05,840 --> 00:26:06,769
‫اما فکر می کنم

272
00:26:07,745 --> 00:26:08,688
‫فکر کنم باید به این فکر کنی که

273
00:26:08,689 --> 00:26:10,607
‫چقدر خوش شانسیم که بچه ات سالمه

274
00:26:10,853 --> 00:26:12,543
‫تو نمی تونی دروغ گفتن رو بس کنی ، مگه نه ؟

275
00:26:12,997 --> 00:26:14,677
‫شوهرم صحیح و سالم برگشته

276
00:26:14,718 --> 00:26:16,430
‫شوهرم تو یه بیمارستانی مُرده

277
00:26:16,431 --> 00:26:18,476
‫کی می خوای ... کی می خوای دیگه

278
00:26:18,477 --> 00:26:20,058
‫انقدر اون قضیه رو نزنی تو روم ، ها ؟

279
00:26:20,223 --> 00:26:21,245
‫من فکر می کردم که اون...

280
00:26:23,593 --> 00:26:25,739
‫مساله اینجاس که

281
00:26:26,799 --> 00:26:28,957
‫تو نمی تونی همه اش اینطوری فرار کنی

282
00:26:29,730 --> 00:26:32,531
‫چی با خودت فکر می کردی ؟
‫داشتم فکر می کردم که به ریک نیاز داریم تا ما رو در امن و امان نگه داره

283
00:26:32,532 --> 00:26:34,669
‫ریک ؟ من ازت مراقبت کردم

284
00:26:34,981 --> 00:26:35,949
‫مثل همون کاری که با اوتیس کردی ؟

285
00:26:40,024 --> 00:26:41,153
‫اون شب چی شد ؟

286
00:26:42,516 --> 00:26:44,151
‫از اون شب به بعد عوض شدی

287
00:26:46,114 --> 00:26:48,007
‫می خوای بدونی سر اوتیس چه بلایی اومد ؟

288
00:26:49,145 --> 00:26:51,605
‫اتفاقی که برای اوتیس افتاد ، اون اتفاق افتاد چون من عاشقتم

289
00:26:52,946 --> 00:26:55,582
‫من تو و کارل رو دوست دارم . درسته

290
00:26:56,880 --> 00:26:57,755
‫من به ریک گفتم

291
00:27:06,950 --> 00:27:07,439
‫چی ؟

292
00:27:12,295 --> 00:27:14,355
‫بهش چی گفتی ؟

293
00:27:17,855 --> 00:27:20,909
‫بهش گفتی که فکر می کردی از دست دادیش ؟

294
00:27:21,715 --> 00:27:24,377
‫که غرق اندوه بودی و فکر می کردی آخرالزمان شده ؟

295
00:27:24,497 --> 00:27:26,888
‫که به آسودگی و آرامش نیاز داشتی ؟

296
00:27:28,269 --> 00:27:29,221
‫بهش گفتی که همه اش یه اشتباه بوده ؟

297
00:27:40,155 --> 00:27:41,537
‫می دونی لوری . این درست نیست

298
00:27:45,056 --> 00:27:45,856
‫چیزی که من و تو داشتیم

299
00:27:47,670 --> 00:27:49,468
‫واقعی بود
‫واقعی نبود

300
00:27:49,469 --> 00:27:51,832
‫برای یه مدت طولانی بودش . واقعی بود لوری
‫نه اینطوری نیست

301
00:27:51,947 --> 00:27:53,848
‫من بودم و تو

302
00:27:54,025 --> 00:27:55,499
‫و کارل و همه اش مثل یه زندگی واقعی بود

303
00:27:56,306 --> 00:27:58,362
‫حقیقت داشت
‫نگو که نبود

304
00:27:59,722 --> 00:28:01,016
‫نبود
‫جدی ؟

305
00:28:03,447 --> 00:28:04,698
‫فقط به احساسی که داشتی فکر کن

306
00:28:05,320 --> 00:28:07,495
‫برای یه لحظه هم شده به حسی که داشتی فکر کن

307
00:28:08,683 --> 00:28:10,774
‫همه چیز اطراف ما داره از دست میره

308
00:28:11,060 --> 00:28:11,744
‫اما

309
00:28:14,617 --> 00:28:15,872
‫اون یه چیز خوبی بود

310
00:28:23,340 --> 00:28:24,231
‫و خودتم خوب می دونی که حقیقت داشت

311
00:28:52,600 --> 00:28:53,261
‫چطوره ؟

312
00:28:55,064 --> 00:28:56,308
‫بدون حرکت

313
00:28:58,877 --> 00:28:59,951
‫بهش سرم می زنم

314
00:29:00,926 --> 00:29:02,193
‫بهترین کاری که در نبود هرشل می تونم بکنم

315
00:29:19,222 --> 00:29:21,001
‫می تونم چیزی برات بیارم ؟

316
00:29:22,056 --> 00:29:23,755
‫نه ، کاش فقط بابام اینجا بود الان

317
00:29:25,236 --> 00:29:26,117
‫اون حالش خوب میشه

318
00:29:26,442 --> 00:29:28,262
‫فقط باید براش قوی باشی

319
00:29:31,012 --> 00:29:32,468
‫داشتم یادآوری می کردم بهش درباره ی...

320
00:29:35,256 --> 00:29:37,033
‫بیخیال
‫نه نه

321
00:29:37,034 --> 00:29:38,490
‫دوست دارم بشنوم

322
00:29:42,586 --> 00:29:44,143
‫بابام سکته میزنه اگه اینو بشنوه

323
00:29:45,083 --> 00:29:46,776
‫اولین تابستون زمان دانشگاهم که برگشتم

324
00:29:47,244 --> 00:29:49,205
‫تا خونه روندم ، خرت و پرتهامو گذاشتم

325
00:29:49,206 --> 00:29:50,787
‫یه راست رفتم سراغ اصطبل برای اسب سواری

326
00:29:52,104 --> 00:29:53,833
‫خونواده ام از کلسیا بر می گردن و

327
00:29:54,148 --> 00:29:57,022
‫بث وسایلمو بر میداره و طبقه ی بالا شروع می کنه به باز کردنشون

328
00:29:57,195 --> 00:29:59,641
‫چه قشنگ
‫آره ، تا اینکه برسیم به این قسمتش که

329
00:29:59,643 --> 00:30:01,016
‫شروع می کنه به فوضولی کردن توی کوله پشتیم

330
00:30:01,905 --> 00:30:04,784
‫یه پلاستیک کوچیک که توش

331
00:30:04,785 --> 00:30:06,624
‫ازین آبنبات های سبز و صورتی هستش رو پیدا می کنه

332
00:30:08,080 --> 00:30:09,679
‫حتی یه لحظه هم فکر نمی کنه که اینا قرص های ضدبارداری من باشن

333
00:30:11,474 --> 00:30:14,273
‫با تصور من و پسر ها و سکس تو سرش حسابی هول میشه و

334
00:30:14,274 --> 00:30:16,682
‫می دوه بیرون و اونا رو پرت می کنه توی آبگیر

335
00:30:18,799 --> 00:30:21,065
‫و منم سر می رسم ، اینو می بینم و فریاد می کشم

336
00:30:22,646 --> 00:30:24,839
‫اونم حالا گریه می کنه و شاون با عجله میاد بیرون و

337
00:30:24,840 --> 00:30:26,195
‫فکر می کنه یکی از ما داریم غرق میشیم

338
00:30:28,250 --> 00:30:29,776
‫خیلی زود می فهمه جریان از چه قراره

339
00:30:29,777 --> 00:30:31,741
‫احمق دوان دوان با صدای خیلی بلند می خنده و

340
00:30:33,347 --> 00:30:36,737
‫اسبم بخاطرش رم می کنه و گل و لجن رو می پاشه به سر و روی هر ۳ تامون

341
00:30:38,377 --> 00:30:42,061
‫بابام سر می رسه و میگه اینجا چه خبر شده ؟

342
00:30:44,235 --> 00:30:45,646
‫و این بر می گرده

343
00:30:46,482 --> 00:30:49,072
‫و چشمک زنان میگه فقط داریم شنا می کنیم بابا

344
00:30:55,889 --> 00:30:58,419
‫اونم با لباس مخصوص کلیساش که پر شده از گل و لجن

345
00:31:03,765 --> 00:31:05,433
‫ریک و گلن بابات ُ بر می گردونن

346
00:31:10,560 --> 00:31:11,522
‫گلن آدم خوبیه

347
00:31:14,794 --> 00:31:17,329
‫آره همین طوره

348
00:31:24,652 --> 00:31:26,230
‫مطمئنی می خوای این ریسکو  بکنی ؟

349
00:31:26,418 --> 00:31:27,930
‫ممکنه موفق نشی برگردی

350
00:31:28,397 --> 00:31:30,925
‫چیزیم نمیشه
‫و با همراهی شین تازه

351
00:31:30,926 --> 00:31:34,094
‫من جای تو بودم زیاد با اطمینان اینو نمی گفتم
‫قبلا آدم های همراه اون دیگه برنگشتن

352
00:31:34,506 --> 00:31:37,233
‫و اون هوای منو تا حالا داشته
‫این همه موذی بازی برای چیه ؟

353
00:31:37,484 --> 00:31:39,278
‫اون دوست نداره ریک برگرده

354
00:31:39,876 --> 00:31:40,863
‫یا هرشل

355
00:31:41,829 --> 00:31:43,952
‫با رفتن اونا
‫اون به هر چیزی که می خواد میرسه

356
00:31:43,953 --> 00:31:45,810
‫و کسی هم دیگه نیست بر خلاف حرفش حرف بزنه

357
00:31:47,084 --> 00:31:48,763
‫شین قبلا هم زیاد ازین کارا کرده تا این

358
00:31:48,764 --> 00:31:51,035
‫گروه رو کنار هم نگه داره ، از جمله خود ریک

359
00:31:51,402 --> 00:31:53,369
‫نمی تونی واقعا اینو باور کنی

360
00:31:54,538 --> 00:31:55,138
‫چرا می کنم

361
00:32:05,046 --> 00:32:05,684
‫بچه ها

362
00:32:32,480 --> 00:32:33,189
‫بابا

363
00:32:41,394 --> 00:32:42,088
‫تو خوبی

364
00:32:46,518 --> 00:32:48,786
‫پاتریشیا ، آلونک ( پناهگاه ) رو برای عمل جراحی رو حاضر کن

365
00:32:52,889 --> 00:32:55,410
‫صدمه دیدی ؟
‫نه اما برای تو چه اتفاقی افتاده ؟

366
00:32:56,761 --> 00:32:58,841
‫با ماشین تصادف کردم
‫تصادف ؟ چجوری ؟

367
00:32:59,006 --> 00:33:03,043
‫من رفتم دنبال تو گشتن
‫خودش دزدکی رفته
‫برش گردوندم

368
00:33:03,561 --> 00:33:05,865
‫عقلتو از دست دادی ؟ می تونستی یه بلایی سر ... اون یارو کدوم خریه ؟

369
00:33:08,053 --> 00:33:08,792
‫اسمش رندله

370
00:33:24,028 --> 00:33:25,381
‫نمی تونستیم همینطوری ولش کنیم به امون خدا

371
00:33:26,034 --> 00:33:26,990
‫اگه از دست زامبی ها زنده می موند

372
00:33:28,202 --> 00:33:29,140
‫از خونریزی تلف میشد

373
00:33:29,884 --> 00:33:31,101
‫توی شهر اوضاع به هم ریخت

374
00:33:34,036 --> 00:33:34,962
‫حالا باهاش چیکار کنیم ؟

375
00:33:36,133 --> 00:33:39,100
‫من تا جایی که تونستم ماهیچه ی ساق پاش رو ترمیم کردم

376
00:33:39,101 --> 00:33:40,973
‫اما احتمالا دچار اسیب عصبی ماهیچه ای میشه

377
00:33:40,974 --> 00:33:43,362
‫لااقل برا یه هفته نمی تونه سر پا وایسته

378
00:33:43,384 --> 00:33:44,925
‫وقتی تونست راه بره بهش یه قمقمه آب میدیم

379
00:33:45,159 --> 00:33:47,189
‫می بریمش به جاده ی اصلی و ولش می کنیم که بره پی کارش

380
00:33:47,190 --> 00:33:49,247
‫این کار مثل همون ول کردنش جلوی زامبی ها نیست ؟

381
00:33:49,927 --> 00:33:51,301
‫اینطوری لااقل شانس مبارزه کردن رو داره

382
00:33:51,363 --> 00:33:52,392
‫به همین راحتی بذاریم بره ؟

383
00:33:53,305 --> 00:33:56,110
‫اون می دونه ما کجاییم
‫تو تمام مسیر چشمهاشو بسته بودیم

384
00:33:56,111 --> 00:33:58,632
‫اون تهدیدی برامون نیست
‫تهدیدی نیست . چند نفرشون اونجا بودن ؟

385
00:33:58,816 --> 00:34:01,723
‫تو ۳ نفرشون رو کشتی
‫یکیشون رو گروگان گرفتی

386
00:34:01,724 --> 00:34:04,363
‫با این حال نمیان دنبالش بگردن ؟
‫اونا ولش کردن تا بمیره

387
00:34:04,471 --> 00:34:07,687
‫کسی نمیاد دنبالش بگرده
‫با این حال هنوزم باید نگهبانی بدیم

388
00:34:07,782 --> 00:34:10,870
‫اون الان که بیهوشه . برا چند ساعتی همینطوره

389
00:34:11,009 --> 00:34:13,337
‫می دونین چیه اصلا ؟ میرم براش گل و کمپوت بیارم

390
00:34:15,160 --> 00:34:17,902
‫اینارو باش .... برگشتیم به سرزمین خیالی

391
00:34:18,016 --> 00:34:20,847
‫می دونی ، ما هنوز با کاری که تو جای انبار من کردی کنار نیومدیم
‫( بهش رسیدگی نکردیم )

392
00:34:20,933 --> 00:34:23,707
‫بذار اینو برات کاملا روشن کنم
‫یه بار و برای همیشه

393
00:34:24,163 --> 00:34:26,813
‫این مزرعه ی منه
‫من خواستم که از اینجا بری

394
00:34:27,208 --> 00:34:30,113
‫ریک منصرفم کرد اما معنیش این نیست که باید از این ایده خوشم بیاد

395
00:34:30,114 --> 00:34:33,250
‫پس یه لطفی در حق هر دومون بکن
‫اون دهنتو بسته نگه دار

396
00:34:48,690 --> 00:34:50,335
‫امروز که نمی تونیم کاری برای این قضیه بکنیم

397
00:34:50,790 --> 00:34:51,994
‫پس بیاید آروم باشیم

398
00:35:12,341 --> 00:35:13,266
‫می تونم باهات حرف بزنم ؟

399
00:35:23,009 --> 00:35:24,097
‫تو چت شده ؟

400
00:35:27,592 --> 00:35:29,091
‫بابات امروز جونمو نجات داد

401
00:35:30,756 --> 00:35:32,527
‫و ریک هم جون هر دومون رو

402
00:35:34,160 --> 00:35:34,942
‫و من

403
00:35:37,125 --> 00:35:38,501
‫من خشکم زده بود

404
00:35:38,989 --> 00:35:39,997
‫خب داشتن بهت شلیک می کردن

405
00:35:40,695 --> 00:35:41,887
‫می دونم اما

406
00:35:43,910 --> 00:35:46,235
‫چیزی برای اثبات کردن نداری
‫بعد اون همه کاری که کردم

407
00:35:47,725 --> 00:35:49,637
‫اونوقت این ماجرا ... باشه

408
00:35:53,674 --> 00:35:54,706
‫بخاطر حرفیه که تو زدی

409
00:35:56,372 --> 00:35:57,113
‫که دوست دارم ؟

410
00:35:59,080 --> 00:35:59,569
‫آره

411
00:36:01,253 --> 00:36:03,283
‫یه گلوله خورد به دیوار پشت سرم

412
00:36:03,284 --> 00:36:04,854
‫و من ... به تو فکر می کردم

413
00:36:05,670 --> 00:36:07,239
‫اگه منو از دست بدی ، ناراحتی تحمل کنی

414
00:36:08,153 --> 00:36:09,793
‫و نتونستم تحملش کنم ، پس قایم شدم

415
00:36:10,890 --> 00:36:11,711
‫تا زنده بمونم

416
00:36:14,063 --> 00:36:16,911
‫گلن
‫نه نه

417
00:36:17,881 --> 00:36:19,030
‫نه ، نمی گیری چی میگم

418
00:36:20,125 --> 00:36:22,757
‫ریک ، بابات .... رو من حساب می کردن

419
00:36:22,758 --> 00:36:25,499
‫و من ... فقط به خودم فکر می کردم

420
00:36:57,624 --> 00:36:58,557
‫چیزی نخورده ؟

421
00:37:02,363 --> 00:37:03,600
‫بهش آرام بخش می زنم

422
00:37:03,739 --> 00:37:05,914
‫بدنش رو از فعالیت زیاد منع می کنم

423
00:37:09,467 --> 00:37:10,531
‫رفته بودی مست کردن

424
00:37:11,408 --> 00:37:13,246
‫اون کمترین نگرانیم بود

425
00:37:14,677 --> 00:37:16,299
‫تو گذاشتی رفتی و من نمی دونستم چیکار کنم

426
00:37:34,979 --> 00:37:37,472
‫می خوای نگهبانی بدم ؟
‫آره

427
00:37:39,203 --> 00:37:42,368
‫با تی داگ شیفتی نگهبانی بدید
‫من میرم نگهبانی سمت قبرستون

428
00:37:42,780 --> 00:37:43,601
‫و بعدش چی ؟

429
00:37:44,879 --> 00:37:46,359
‫خوش و خرم می فرستیمش پی کارش ؟

430
00:37:48,302 --> 00:37:49,456
‫طبق گفته ی ریک و هرشل

431
00:37:50,241 --> 00:37:52,184
‫اگه اون یارو دوستاش ُ پیدا کنه و بیارتشون اینجا

432
00:37:52,185 --> 00:37:53,590
‫یه جنگیه که رو دستمون می مونه

433
00:37:54,011 --> 00:37:55,658
‫دختر جون برو برا اونا سخنرانی کن نه من

434
00:37:56,399 --> 00:37:58,132
‫تا حالا شده به نرم تر رفتار کردن فکر کنی ؟

435
00:37:58,990 --> 00:38:00,685
‫متوقف کردن جستجو برای سوفیا

436
00:38:00,686 --> 00:38:03,742
‫در آوردن زامبی های توی انباری ، دروغ گفتن امروزت به لوری...

437
00:38:03,974 --> 00:38:05,250
‫همه ی اونا تصمیم های درستی بودن

438
00:38:05,378 --> 00:38:07,872
‫فقط این روابط عمومی تو هستش که باید بهبود پیدا کنه

439
00:38:08,120 --> 00:38:08,827
‫دیل فرستادت ؟

440
00:38:10,165 --> 00:38:11,776
‫می بینم که داری همه رو از خودت فراری میدی

441
00:38:12,093 --> 00:38:14,258
‫برای چی آخه ؟
‫اونا بهت نیاز دارن

442
00:38:15,476 --> 00:38:17,364
‫همیشه آدم غریبه ی این گروه من بودم
‫( کسی طرفم نبوده )

443
00:38:18,170 --> 00:38:20,369
‫درست مثل تو
‫من جای خودمو بینشون باز کردم

444
00:38:20,370 --> 00:38:23,083
‫نه بابا ؟
‫چون جوری که من میبینمش

445
00:38:23,876 --> 00:38:26,805
‫من و تو ، ما .... یه جور باهامون رفتار میشه

446
00:38:28,926 --> 00:38:30,894
‫همه همیشه می خوان اسلحه دستت نباشه

447
00:38:31,104 --> 00:38:33,277
‫این آدم ها ... همه اش دوست دارن خاله بازی کنن

448
00:38:33,278 --> 00:38:34,848
‫می خوان وانمود کنن که ریک و هرشل...

449
00:38:34,849 --> 00:38:36,737
‫بلدن دارن چیکار می کنن
‫بذار یه چیزی بهت بگم

450
00:38:36,738 --> 00:38:37,727
‫اونا عهد کردن که همه مون رو به کشتن بدن

451
00:38:37,728 --> 00:38:39,750
‫پس باید جلوشون رو بگیریم
‫اونا گوش نمی کنن

452
00:38:39,751 --> 00:38:41,458
‫اونا دارن حال این بچه رو خوب می کنن

453
00:38:41,459 --> 00:38:42,941
‫قراره بفرستنش که بره و حق با توئه

454
00:38:42,942 --> 00:38:45,263
‫این قراره یه جنگ درست کنه یا شایدم بدتر

455
00:38:45,264 --> 00:38:48,053
‫و ما هم مثل .... مثل چی می شینیم اینجا و منتظرش میشیم

456
00:38:50,041 --> 00:38:50,768
‫اما من و تو ...

457
00:38:52,557 --> 00:38:54,153
‫ما تنها کسایی هستیم که داریم می بینیم چه اتفاقی قراره بیفته

458
00:38:56,463 --> 00:38:58,086
‫همون موقع که فرصتش ُ داشتم باید باهات ازینجا می رفتم

459
00:39:12,410 --> 00:39:13,157
‫اینجا

460
00:39:15,120 --> 00:39:16,385
‫مرسی

461
00:39:27,140 --> 00:39:27,904
‫کمکت رو لازم دارم

462
00:39:27,905 --> 00:39:28,846
‫بیا اینجا

463
00:39:37,738 --> 00:39:39,300
‫شدیم مثل پیرمرد پیرزن ها

464
00:39:49,061 --> 00:39:50,434
‫باید درباره ی شین حرف بزنیم

465
00:39:53,202 --> 00:39:54,302
‫باز چیکار کرده ؟

466
00:39:58,070 --> 00:39:59,579
‫فکر می کنه بچه مال اونه

467
00:40:06,349 --> 00:40:08,025
‫اهمیتی نداره هر طور شده بچه مال خودتِ

468
00:40:16,591 --> 00:40:17,496
‫اینو قبول می کنه

469
00:40:18,637 --> 00:40:20,519
‫باید مجبورش کنی
‫به من گوش نمیده

470
00:40:21,557 --> 00:40:23,410
‫اون متوهم و خطرناکه

471
00:40:24,647 --> 00:40:27,283
‫وقتی رفتم دنبالت بگردم ، اومد دنبالم

472
00:40:28,166 --> 00:40:30,187
‫خب ، خوب کاری کرده
‫و بهم دروغ گفت

473
00:40:30,344 --> 00:40:32,388
‫تا برم گردونه اینجا
‫گفت که تو برگشتی

474
00:40:34,842 --> 00:40:36,473
‫دیدی که جای انبار چیکار کرد

475
00:40:37,442 --> 00:40:39,650
‫دیل و هرشل رو تهدید کرده

476
00:40:39,651 --> 00:40:41,417
‫اون افراد رو می ترسونه و منم می ترسونه

477
00:40:45,370 --> 00:40:46,832
‫و فکر کنم اون اوتیس رو کشته

478
00:40:48,533 --> 00:40:50,942
‫فکر کنم ولش کرده پیش زامبی ها و فکر کنم...

479
00:40:53,061 --> 00:40:55,840
‫فکر کنم اون کارو فقط برای نجات دادن کارل نکرد

480
00:40:55,841 --> 00:40:59,308
‫بلکه بخاطر این انجام داد که عاشق منه
‫اما تو که مطمئن نیستی

481
00:40:59,463 --> 00:41:03,447
‫و فکر می کنه که ما قراره با هم باشیم

482
00:41:03,800 --> 00:41:04,624
‫مهم نیست به چه قیمتی

483
00:41:11,807 --> 00:41:13,987
‫اون دو نفر امروز اون پسره رو ول کردن رفتن

484
00:41:17,189 --> 00:41:20,195
‫من دو نفر رو خودم بخاطر تو کشتم

485
00:41:21,403 --> 00:41:24,326
‫و بخاطر کارل و بچه

486
00:41:24,744 --> 00:41:27,662
‫می خواستم اون نفر من باشم نه اونا ، مهم نیست به چه قیمتی

487
00:41:34,416 --> 00:41:36,392
‫تو آدم کشتی تا از خونواده ات محافظت کنی ؟

488
00:41:38,214 --> 00:41:38,994
‫درسته

489
00:41:40,145 --> 00:41:41,631
‫شین فکر می کنه من متعلق به اونم

490
00:41:43,121 --> 00:41:45,258
‫فکر می کنه این بچه ی اونه

491
00:41:48,143 --> 00:41:49,864
‫و میگه تو نمی تونی ازمون مراقبت کنی

492
00:41:50,792 --> 00:41:52,148
‫که داری ما رو به کشتن میدی

493
00:41:55,240 --> 00:41:58,017
‫اون خطرناکه ، ریک ، و دست بر نمیداره

494
00:41:58,041 --> 00:42:06,041
‫:هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫<font color=#FF۸۰۰۰>www.IranFilm.Net</font>

