﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:04.880
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:07.720 --> 00:09.210
. . منو ببخش از اينکه »

00:10.420 --> 00:12.860
« . اين همه راهو تا اينجا کِشوندمت . .

00:15.220 --> 00:20.530
« . به زودي . . اين ماجرا به پايان ميرسه »

00:26.180 --> 00:27.910
آخرش واقعا ميميره ؟

00:34.680 --> 00:38.110
« . من . . دارم ميلرزم »

00:38.110 --> 00:41.620
« نه . . يعني واقعا اينقدر ترسيدي ؟ »

00:43.010 --> 00:45.670
« . . اگه ترسيده باشم »

00:46.970 --> 00:49.280
« . آخرين حرفاتو بزن »

00:55.300 --> 00:56.360
« واقعا ؟ »

00:56.360 --> 00:58.060
« . بايد بذاري اون بره »

00:58.740 --> 01:00.340
« بره کجا ؟ »

01:01.130 --> 01:03.650
، هرجايي که باشه »

01:04.590 --> 01:07.410
« . هرجايي بجز اينجا »

02:16.580 --> 02:18.130
! هِي

02:18.130 --> 02:21.340
" ببينم . . آيا من دارم ميلرزم ؟ "

02:22.900 --> 02:24.850
" حالا بايد چکار کنيم ؟ "

02:26.750 --> 02:30.150
اگه چيزي براي ترسيدن باشه ، بنظرت "
" من از همچين چيزي ميترسم ؟

02:30.150 --> 02:32.850
! . . اينو

02:32.850 --> 02:36.940
، فکرميکردم اگه اينکارو بکنم "
" . اونوقت ميتونم تورو داشته باشم

02:39.980 --> 02:41.980
يعني چي ؟ . . فيلم تموم شد ؟

02:41.980 --> 02:45.260
. پسر ، فکرميکردم خيابون خلوت باشه . . اما ، نبود

02:45.260 --> 02:47.680
آخرش چي شد ؟
تائه سوو " مُرد ؟ "

02:47.680 --> 02:49.930
. . تو مدرسه چيکار ميکردي که

02:49.930 --> 02:51.390
نتونستي " ساعت شني " رو ببيني ؟ . .

02:51.390 --> 02:54.390
فقط پرسيدم " تائه سوو " آخرش زنده موند يا
نه . . همين ، بهم بگيد ؟

02:54.390 --> 02:58.560
، اگه اينقدر کنجکاوي
. پخش مجددشو ببين

02:59.560 --> 03:00.830
. که ميخوايد اينطوري کنيد ؟ . . باشه

03:00.830 --> 03:04.510
، باشه . . نيازي نيست شماها بهم بگيد
. از مامانم ميپرسم

03:10.550 --> 03:12.620
! اينـــــو . . تلفنه -
! چه باحال -

03:12.620 --> 03:14.880
. . " الو ، مامان ، " تائه سوو

03:14.880 --> 03:16.650
! آخرش مُرد ، مُرده . . مُرد

03:16.650 --> 03:18.520
. اون محکوم به مرگ شده بودو مُرد

03:18.520 --> 03:19.370
اين واقعيه ؟

03:19.370 --> 03:21.220
. معلومه که واقعيه

03:21.220 --> 03:23.270
. . لحظه اي که ديروز اينو از تو جيبم درآوردم

03:23.270 --> 03:26.620
دخترا بدجور دلشون برام ضعف ميرفتو . .
. ديوونه شده بودن

03:27.300 --> 03:29.570
. هِي . . هِي ، مراقب باشيد

03:30.410 --> 03:35.500
چه باحاله ، اما . . خيلي بهتر بود که
. يه کمي نازک تر و سبک تر بود

03:35.500 --> 03:36.590
! هِــــــــــــي

03:37.230 --> 03:39.780
چطور ممکنه همچين چيزي کوچيک تر بشه ؟

03:39.780 --> 03:41.990
. . بهترِ دکمه هاش ازش برداشته بشه و

03:41.990 --> 03:44.550
و بشه با انگشتا صحفه اشو . .
. بزرگ تر کرد

03:44.550 --> 03:46.620
! هِــــــــــــي

03:46.620 --> 03:48.480
. تو آخر زدنِ حرفايِ احمقانه اي

03:48.490 --> 03:52.910
بيشتر از اينا بايد باشه ، بايد بشه با گوشي تلويزيون ديد و
. آهنگ گوش کرد و تماس تصويري باهم برقرار کرد

03:52.910 --> 03:55.290
! هِــــــــــي

03:55.290 --> 03:58.800
تازه ، همه ميگن که قرارِ تلويزيوني بسازن که رو ديوار
! نصب ميشه و رو سقف هم تهويه مطبوع کار گذاشته بشه

03:58.800 --> 04:01.440
! هِـــــــــــي

04:01.440 --> 04:08.670
مگه خودت نگفته بودي که چقدر خوب ميشد
، صفحه ي کامپيوتر اينطوري باز و بسته بشه

04:08.670 --> 04:13.400
! " اسمشم بذاريم : " لپ تاپ -
! هِـــــــــــــي -

04:13.400 --> 04:14.890
! اينارو فقط واسه شوخي گفته بودم

04:14.890 --> 04:16.400
خودتونو راحت کنيد و بگيد که
! ميخوايد آب خوردنيو هم از بيرون بعدا بخريد

04:16.400 --> 04:18.500
مگه ديوونه شدي ؟
مگه واسه آب خوردن آدم پول ميده ؟

04:18.500 --> 04:21.130
! شماها هم همين چيزارو داريد ميگيد ديگه

04:21.130 --> 04:24.160
. . حقيقت داره که حرفاي احمقانه ميتونه دنيارو تغيير بده »

04:24.160 --> 04:27.170
حقيقت داره که چيزاي فانتزي از دگرگوني هايِ . .
. . تغيير دهنده ميتونه شروع بشه

04:27.170 --> 04:29.530
. . اگه يه کمي زودتر متوجه اين حقايق ميشديم . .

04:31.060 --> 04:34.380
« . احتمالا تو آينده اينطوري همديگه رو ملاقات ميکرديم . .

04:34.380 --> 04:37.340
به همين خاطره که حرکت يه ضربه اي خيلي بهتر از
. ضربه يِ دومرحله اي تو بيسباله

04:37.340 --> 04:40.000
فقط با تکنولوژي محض نميتونيم
. جون و روحِ آدمارو راضي کنيم

04:40.010 --> 04:42.290
. ما انسانيتِ تو قلب آدمارو لازم داريم

04:42.290 --> 04:47.250
، اگه بخوام نتيجه اي از حرفاتون بگيرم ، بايد بگم که
. کيفيت مهم تر از خودِ چيزيه که عرضه ميکنيم

04:47.250 --> 04:48.500
. ميتونيم جهتِ کاريمونو مشخص کنيم

04:48.500 --> 04:52.480
. . بايد يه ديدگاهي درموردِ

04:57.680 --> 04:59.570
« اصالتِ يک مَرد محترم »

05:00.300 --> 05:01.250
« قسمت چهاردهم »

05:08.660 --> 05:12.180
کجا رفته که
کيفِشم همينجا جا گذاشته ؟

05:12.180 --> 05:13.910
چيزيَم توش هست که
ارزش دزديدن داشته باشه ؟

05:13.910 --> 05:15.740
! ترسونديم

05:16.780 --> 05:18.320
کجا رفته بودي ؟

05:18.320 --> 05:20.110
. رفته بودم قهوه بخرم

05:20.570 --> 05:22.040
ناهارِ خوبي خوردي ؟

05:22.040 --> 05:24.220
پس چي ؟
فکرکردي بدون تو نميتونم غذاهاي خوب خوب بخورم ؟

05:24.220 --> 05:26.590
حالا چيا خوردي ؟

05:26.980 --> 05:32.370
دوست دخترت مخلوط برنج با هشت پا ميخوره و
. بايد فورا غذاشو تو 20 دقيقه تموم کنه که بره سرِ کلاسش

05:32.370 --> 05:34.380
. هنوز بيست دقيقه پس وقت داري

05:34.380 --> 05:37.680
اينقدارم خوشگل نيستي که
! بيست دقيقه وقتمو بهت اختصاص بدم

05:38.600 --> 05:41.060
واقعا که . . عجب چيزايي
! تاحالا شنيدما

05:41.060 --> 05:46.020
اوه ، زشت تر شدي . . ميخواي بري يه جاي تاريک که
اينقدر قيافه يِ زِشتت تابلو نباشه ؟

05:46.020 --> 05:48.820
! . . واقعا که

05:53.420 --> 05:54.460
داري چيکار ميکني ؟

05:54.460 --> 05:58.110
، بخاطرِ اينکه صورتت لک لک نشه
. ميدوني که ، آخه هميشه خوشگلي

05:59.880 --> 06:03.960
جايي ميخواي بري ؟
. يه بليطِ هواپيما تو ماشينته

06:03.960 --> 06:07.000
. اون پسري که اومده بود ، داره ميره

06:07.000 --> 06:08.900
. من که نميتونم بدون " سئو يي سوو " جاي برم

06:09.660 --> 06:11.340
خودش گفته ميخواد بره ؟

06:11.340 --> 06:13.220
، حتي اگرم خودش نخواد بره
. بايد خودمون بفرستيمش بره

06:13.220 --> 06:17.170
. اون هنوز بچه ـست و بقيه رو نگران خودش ميکنه

06:17.170 --> 06:20.260
کي نگرانشه ؟

06:20.260 --> 06:23.990
اولين عشقِت . . " کيم يون هي " ؟

06:24.470 --> 06:27.150
، بخاطرِ تو

06:28.430 --> 06:30.690
. زيادي داري خودتو نگران اين موضوع ميکني

06:34.540 --> 06:37.620
، کارم خيلي طول نميکِشه
. پس ، منتظرم باش . . بيا باهم بريم شام بخوريم

06:37.620 --> 06:38.950
امروز ؟

06:38.950 --> 06:40.970
همين الان که همديگه رو ديديم . . ميخواي
دوباره همديگه رو ببينيم ؟

06:41.700 --> 06:43.150
چندبار درطول روز غذا ميخوري ؟

06:43.150 --> 06:43.940
. سه بار

06:43.940 --> 06:46.770
، تو سه بار در روز غذا ميخوري
اما ، نميتوني دوبار منو درروز ببيني ؟

06:46.770 --> 06:48.260
اين ديگه چه حرفايِ خنده داريه ؟

06:48.260 --> 06:51.400
ميتوني به تنهايي به خودت پوزخند بزني . . فکرکني که
. چقدر اين حرف مسخره ـست

06:56.830 --> 07:01.120
ديدي ؟ . . حق با من بود ، هيچ جايي
. نميرم ، بعدا ميبينمت

07:19.240 --> 07:21.390
! . . از دستِ اين بچه يِ حقه بازِ

07:27.300 --> 07:30.970
، اون زده به چاک
. همه يِ کيفاشو جمع کرده و رفته

07:36.710 --> 07:39.630
. يه چيزي ميخواستم به شماه چهارتا بگم

07:39.630 --> 07:42.300
. درموردِ دليلِ اومدنم به کره ـست

07:44.030 --> 07:47.930
. يکي از بين شما چهار نفر . . پدرِ منه

07:47.930 --> 07:50.870
يعني ، کدومتونه ؟

07:59.120 --> 08:01.600
ببينم ، مگه خودت مادر نداري ؟

08:01.600 --> 08:02.990
. انگار گرمازده شدي

08:02.990 --> 08:04.870
نکنه من پدرش باشم ؟

08:05.950 --> 08:09.200
، هروقت همچين چيزايي ميشنوم
چرا همَش فکرميکنم خودم بايد اون آدم باشم !؟

08:09.860 --> 08:13.450
چقدر گرمه ، بياييد از اينجا ببريمش و
. تو راه باهاش حرف بزنيم

08:13.450 --> 08:14.580
. هواپيما پرواز کرده

08:14.580 --> 08:16.290
. وسايلتو جمع کن

08:21.990 --> 08:24.080
نبايد تو آوردن وسايلش بهش کمک کنيم ؟

08:24.080 --> 08:26.960
بايد خودش وسايلشو بياره تا
. نتونه سريع از دستمون فرار کنه

08:26.960 --> 08:31.000
اگه فرار کني ، کارِت تمومه . . به راه رفتن
. ادامه بده ، برو ديگه . . پاي چپ ، پاي راست

08:31.000 --> 08:33.650
! پاي چپ

08:33.650 --> 08:34.860
تو باباشي ؟

08:34.860 --> 08:37.530
. امکان نداره من باشم -
براي چي ؟ -

08:37.530 --> 08:40.920
شوخيت گرفته ؟
! اِيکاش اصلا فرصت بهم زدنيَم باهاش داشتم

08:40.920 --> 08:43.060
تو که گفته بودي اون موقع
از پشت پنجره يِ مُتل برف ميباريده . . نگفته بودي ؟

08:43.060 --> 08:45.440
خودتم که گفته بودي پُل جزيره خراب شده بوده و
اونجا مونده بوديد . . نگفته بودي ؟

08:45.440 --> 08:48.250
. اون موقع با يه دخترِ ديگه اي بودم

08:48.250 --> 08:52.310
پس ، تو پدرشي ! . . گفته بودي باهمديگه با قطار
. به " چونچئون " رفته بوديد و آهنگ خونديد

08:52.310 --> 08:57.180
ما همراهه چهل عضو ديگه ي گروه به جلسه يِ تمرينِ
عضويت رفته بوديم ، فکرکرديد فقط خودو آهنگ خونده بودم ؟

08:57.180 --> 09:00.550
، بيخيال
. بهترِ اينطوري نکنيم و بريم آزمايش خون بديم

09:00.550 --> 09:01.660
! هرچهارتاييمون

09:01.660 --> 09:07.980
چرا اينطوري ميکني ؟ اگه سرِ همچين چيزي آزمايش خون
، بدم ، " پارک مين سووک " منو درجا ميکُشه
! اين برام مسئله يِ مرگ و زندگيه

09:07.980 --> 09:11.760
نيازي به آزمايش خون نيست ، فقط کافيه
. يه تارِ موتونو بديد . . همين

09:28.890 --> 09:30.870
! خودتي -
. گفتم که من نيستم -

09:30.870 --> 09:32.770
! . . جلويِ بچه اين چه حرفاييه که

09:34.260 --> 09:36.020
هِي . . اين مورو ميخواي ؟

09:36.020 --> 09:38.390
! هِي

09:38.390 --> 09:41.460
. بيا . . اينم يکي ديگه

09:41.460 --> 09:44.380
. بدش به من

09:45.510 --> 09:50.220
ببينم ، داري ميگي
يکي از ماها پدرته ؟

09:51.770 --> 09:53.190
خب ، کيه ؟

09:53.190 --> 09:54.270
. نميدونم

09:54.270 --> 09:56.060
اگه تو نميدوني ، پس . . کي ميدونه ؟

09:56.060 --> 09:58.740
. خودِ پدرم ميدونه -
. مسخره بازي درنيار -

09:58.740 --> 10:00.310
پس ، با همين قصد به اينجا
اومده بودي ؟

10:00.310 --> 10:02.180
. . قصدِ اينکارو نداشتم ، اما

10:02.180 --> 10:04.400
، وقتي رسيدم اينجا . .
. ميخواستم پدرمو پيدا کنم

10:04.400 --> 10:06.720
کِي بود که فهميدي
پدرِ واقعيت يکي ديگه ـست ؟

10:06.720 --> 10:08.490
. وقتي ده سالم بود

10:08.490 --> 10:12.260
دوستام ميگفتن امکان نداره که
. من پسرِ مادرمو اون پدرم باشم

10:12.260 --> 10:14.670
. آخه اون پدرم موهاش طلاييه و سفيد پوسته

10:19.940 --> 10:22.680
. حتما اون موقع خيلي شوکه شدي

10:22.680 --> 10:26.970
. پس ، " يون هي " . . با يه خارجي ازدواج کرده

10:26.970 --> 10:29.060
. فکرکنم اين شماهاييد که شوکه شديد

10:29.060 --> 10:31.120
چرا قبلا دنبالِ پدر واقعيت نگشته بودي ؟

10:31.120 --> 10:33.570
. هيچ دليلي براي اينکار نداشتم

10:35.730 --> 10:40.430
انتخاب مامانم بوده که منو نگه داره و
. ما زندگيِ خودمونو داشتيم

10:40.430 --> 10:43.180
مثلا اگه ميدونست هرهفته ميومد و
. . مسابقه ي فوتبالمو نگاه کرد و

10:43.180 --> 10:45.390
اگه مامانم باهام بدرفتاري ميکرد و . .
، منو از خونه مينداخت بيرون

10:45.390 --> 10:48.900
پدرِ باحالم ميومد و
کنارم رويِ پله ها ميشست ؟

10:48.900 --> 10:51.470
. تازه ، من حسابي مشغولِ بزرگ شدن بودم

10:51.470 --> 10:56.840
يعني داري ميگي که اون پدري که
دنبالشي ، خبر نداره که تو وجود داري ؟

10:56.840 --> 10:58.770
. درسته

10:58.770 --> 11:02.710
اما ، نگران نباشيد . . نه رگَمو قبلا زدم و
. نه بخاطرِ همچين چيزي مواد زدم

11:02.710 --> 11:05.260
. فقط يه چندروزي تو مدرسه غيبت دارم

11:06.850 --> 11:08.840
چرا الان داري دنبالش ميگردي ؟

11:08.840 --> 11:13.040
يه روز ، وقتي داشتم صورتمو ميشُستم . . به
. خودم يه نگاهي کردم و ديدم زيادي خوش قيافه ام

11:15.680 --> 11:18.550
. به همين خاطر ، ميخواستم پيداش کنم

11:18.550 --> 11:22.970
به کي رفتم که
اينقدر خوش قيافه بنظر ميرسم ؟

11:22.970 --> 11:25.040
. . اينکه چقدر

11:25.040 --> 11:27.520
. . کجا . .

11:28.470 --> 11:29.710
چطوري بهش شباهت دارم ؟ . .

11:29.710 --> 11:33.230
. . خب ، چرا نميگي که من باباتم -
. لي جانگ " ، بشين " -

11:34.900 --> 11:38.940
چرا از مادرت نپرسيدي پدرت کيه ؟

11:38.940 --> 11:42.520
اگه ميپرسيدم ، اونوقت ديگه
. نيازي به اينکارا نداشتم ديگه

11:44.220 --> 11:47.800
چه ماهي بدنيا اومدي ؟

11:51.190 --> 11:53.730
. گذرنامه اتو دربيار

12:06.350 --> 12:11.080
، کولين بلک " ، متولد ايالات متحده يِ آمريکا " »
« . بيست سپتامبر 1994

12:24.760 --> 12:27.730
تو که سال 1994 بدنيا اومدي ؟

12:27.730 --> 12:28.890
سال 1994 ؟

12:28.890 --> 12:30.790
. تو که گفته بودي 1995 بدنيا اومدي

12:34.640 --> 12:36.770
، دراينصورت

12:38.720 --> 12:41.320
. فکرکنم من پدرت باشم

13:04.570 --> 13:08.480
، چقدر گرسنه امه
ميخواد ديرتر بياد ؟

13:19.950 --> 13:26.540
خداي من ، جوري رفتار ميکردي که
، انگار تو " يون هي " کُلي گذشته باهم داريد . . اما

13:26.540 --> 13:31.190
راستشو بخواي ، تو دانشگاه که
. من از همه اتون خوش قيافه تر بودم

13:32.480 --> 13:37.470
آره ، درسته . . فقط " يون هي " ميدونه که
. وقتي دانشگاه بوديم به کي بيشتر علاقمند بوده

13:37.470 --> 13:39.620
. جديدا فقط من بودم که "يون هي"ـو ديدم

13:39.620 --> 13:41.880
! درنتيجه . . من پدرشم

13:42.400 --> 13:45.490
. . جديدا ، جديدا وقتي که

13:48.140 --> 13:55.730
راستش ، روزي که زنم تو اون رستوران
. مُچمونو گرفت ، اون روز "يون هي"ـو ديده بودم

13:55.730 --> 13:57.010
واقعا ؟

13:57.010 --> 13:59.050
. واقعا

13:59.050 --> 14:01.600
، بعد از اينکه اون به کره اومده بود
. يون هي " نتونسته بود باهاش ارتباط برقرار کنه "

14:01.600 --> 14:05.260
يون هي " بهم گفته بود هروقت اون "
. دنبالمون اومد ، بهش زنگ بزنم و بگم

14:05.260 --> 14:08.670
. يون هي " بهم گفته بود به هيچکس چيزي نگم "

14:08.670 --> 14:10.100
مامانم اينجا اومده بوده ؟

14:10.100 --> 14:13.300
! هِي . . بچه يِ لوس
چطور ميتوني همچين چيزيو الان بگي ؟

14:13.300 --> 14:17.020
. کافيه ، با اين حرفا که وضعيت عوض نميشه

14:17.020 --> 14:21.550
دليلي هم براي حرفي که
ميزني داري ؟

14:23.650 --> 14:26.270
. . متاسفم ، اما

14:26.270 --> 14:28.740
ميشه مارو تنها بذاريد ؟ . .

15:04.340 --> 15:06.640
. به مادرت زنگ بزن

15:09.940 --> 15:12.100
. همين حالا

15:12.100 --> 15:14.880
. . واقعا

15:14.880 --> 15:17.070
پدرمي ؟ . .

15:23.230 --> 15:25.580
. به مادرت زنگ بزن

15:33.510 --> 15:34.930
ميتونيد چيزي بشنويد ؟

15:39.240 --> 15:40.840
. دارم ميرم

15:42.870 --> 15:44.970
. امروز اونو تنها بذاريد

15:44.970 --> 15:45.870
واقعا تو پدرشي ؟

15:45.870 --> 15:46.580
واقعا ؟

15:46.580 --> 15:47.900
داري کجا ميري ؟

15:47.900 --> 15:50.770
. منم تنها بذاريد

16:13.350 --> 16:20.770
« ميدونم يه چيزي شده »

16:22.660 --> 16:32.410
« اما . . احساس نزديک شدن ميکنم »

16:32.410 --> 16:40.180
« ميدونم ممکنه اشتباه کرده باشم »

16:40.180 --> 16:41.680
« سئو يي سوو »

16:41.680 --> 16:49.600
« اما ، همينطورم ممکنه حق با من باشه »

16:50.970 --> 17:03.370
« و حس ميکنم زمين سريع تر از قبل ميچرخه »

17:03.370 --> 17:09.520
« اونجا ديدمت »

17:10.590 --> 17:17.610
« حس ميکنم آسمون داره سبک تر ميچرخه »

17:17.610 --> 17:28.000
« قبل از اينکه اونجا ببينمت »

17:28.560 --> 17:32.230
. . و ميبينم که »

17:32.230 --> 17:38.860
« ديگه اوضاع مثل قبل نيست . .

17:38.860 --> 17:43.520
« چونکه . . تو اينجايي ، اينجايي »

17:43.520 --> 17:49.880
« چون . . تو همه جايي »

17:50.900 --> 18:00.990
حالا که ميدونم »
، زمان هاي با تو بودنم هنوزم تو مسيرمونه

18:00.990 --> 18:05.600
« اميدوارم باهم بودنمون دووم بياره

18:05.600 --> 18:09.990
« تا اينکه بتونيم روزهاي درخشنده تريو باهم پيدا کنيم »

18:09.990 --> 18:20.630
حالا ديگه ميدونم »
« زمان هاي با تو بودنم هنوزم تو مسيرمونه

18:21.520 --> 18:27.210
، اگه نميتونه بياد حداقل ميتونه زنگ بزنه که
. آدمو همينجوري معطل خودش گذاشته

18:29.860 --> 18:37.990
« ميدونم يه چيزي شده »

18:39.490 --> 18:48.850
« اما ، احساس ميکنم هنوز داريم ادامه ميديم »

18:48.850 --> 18:51.410
« ميدونم »

18:51.410 --> 18:56.910
« بايد خداحافظي کنم »

18:58.580 --> 19:01.050
« . . براي اينکه من »

19:01.050 --> 19:10.480
« جديدا با تو احساس شعله ور بودنو تجربه کردم . .

19:18.690 --> 19:20.190
. منم

19:22.040 --> 19:24.200
. " کيم دو جين "

19:28.430 --> 19:30.670
. دو جين " هنوزم جواب تلفنشو نميده "

19:30.670 --> 19:32.880
. نه ، بهترِ فعلا بذاريم تنها باشه

19:32.880 --> 19:37.760
راستش ، تاحالا چندين بار
. همچين موقعيتيو پيش خودم تصور کرده بودم

19:37.760 --> 19:42.990
، اما ، وقتي اون گفت : " يکي از شماها پدرمه
. اصلا زبونم بند اومده بود

19:42.990 --> 19:45.860
اگه زبونت بند نيومده بود ، ميخواستي
چي بگي ؟

19:45.860 --> 19:47.930
. " بگم . . " من پدرتم

19:49.720 --> 19:53.490
، " هنوزم خيلي دير نيست ، بجز اعترافِ " دو جين
. هيچي که هنوز به تاييد نرسيده

19:53.490 --> 19:56.660
، داري عجيب غريب رفتار ميکني
چرا اين وسط "يوون"ـو به حساب نمياري ؟

19:56.660 --> 19:59.780
نوشيدني ها جوري باشه که انگار خورده شدن ، اسنک ها "
. " جوري باشه که انگار خورده شدن

19:59.780 --> 20:01.180
. اون خودش يه پا مجرمِ آب زيرکاست

20:01.180 --> 20:02.670
اين چيزا تقصيرِ کيه ؟

20:02.670 --> 20:04.770
. خب . . من رونده شده بودم

20:04.770 --> 20:07.600
اگه آدم يه بار از خونه اش رونده بشه ، ديگه
. نميشه که براي بار دوم هم رونده بشه

20:07.600 --> 20:11.190
تو خودت يه وکيلي ، مرتيکه يِ عوضي و
هيچي درباره يِ تکررِ جرم نميدوني ؟

20:11.190 --> 20:14.270
تعجبيَم نداره ، به همين خاطره که
. يون هي " خيلي ازت خوشش نميومد ديگه "

20:14.270 --> 20:16.600
. يون هي " از خودتم خيلي خوشش نميومد "

20:16.600 --> 20:20.250
چي داري ميگي ؟ اصلا ميدوني چقدر " يون هي " و
من باهم درباره يِ بوسيدن حرف ميزديم ؟

20:20.250 --> 20:22.970
. ساکت شو ديگه . . بهمون کمي نوشيدني بده

20:22.970 --> 20:25.020
. باشه . . مشتري

20:32.900 --> 20:36.630
با توجه به رفتارايِ " دو جين " ، ميشه
گفت فقط مشکوک نيست ، مطمئنه . . مگه نه ؟

20:36.630 --> 20:40.070
. اون همچين چيزيو از روي شک هيچوقت نميگه

20:40.070 --> 20:43.260
يون هي " اون بچه رو تاحالا به تنهايي "
. بزرگ کرده

20:43.260 --> 20:45.930
. اون پسر گفتش که يه پدر داره

20:45.930 --> 20:49.640
، فکرنکنم تنهايي بزرگش کرده باشه
. البته اين خيلي خوبه

20:49.640 --> 20:51.580
. . واقعا که

20:51.580 --> 20:54.620
چطور تونسته تصميم بگيره
بچه رو خودش به تنهايي بزرگ کنه ؟

20:54.620 --> 21:00.460
وقتي بيست ساله ات باشه ، و بعدشم يکي
، " بهت بگه : " من بچه يِ تورو حامله ام

21:00.460 --> 21:03.470
، " اما ، تصميم گرفتم نگهش دارم "

21:03.470 --> 21:04.650
اونوقت چيکار ميکني ؟

21:04.650 --> 21:06.040
. معلومه که مسئوليتشو به عهده ميگرفتم

21:06.040 --> 21:07.660
. من که مطمئن نيستم

21:07.660 --> 21:12.700
ما چون الان چهل و يک سالمونه ميتونيم
. به راحتي همچين چيزيو بگيم

21:17.990 --> 21:20.450
« جاسوس شماره يِ دو »

21:22.540 --> 21:24.380
بله ؟

21:26.040 --> 21:30.430
، کاري ندارم
. تلفنمو گذاشته بودم شارژ بشه . .  بگو

21:34.820 --> 21:37.220
مطمئني ؟

21:53.190 --> 22:00.300
، دستگاه مشترک موردنظر در دسترس نميباشد »
« . لطفا بعد از شنيدن صداي بوق تماس خود را بگذاريد

22:01.250 --> 22:06.280
يه زن جواب تلفنتو داد و
. گفتش که نميتوني جواب تلفنو بدي

22:06.280 --> 22:09.480
ببينم ، ديروز با همين زنِ سرِ قرار بودي ؟

22:11.390 --> 22:16.500
، چون گفته بودي منتظرت باشم ، منم منتظرت موندم
. اما . . حتي بهم زنگ هم نزدي

22:16.500 --> 22:19.750
چيزي که نشده . . مگه نه ؟

22:20.570 --> 22:24.010
. هروقت پياممو شنيدي ، بهم زنگ بزن

22:24.010 --> 22:26.160
. نگرانتم

22:32.600 --> 22:34.760
« مي آه ري »

22:36.650 --> 22:39.340
بله ؟

22:39.580 --> 22:41.230
من ؟

22:41.230 --> 22:43.500
براي چي ؟

22:56.620 --> 23:00.000
حتما بخاطرِ اينکه اينطور
. ناگهاني باهاتون تماس گرفتم ، بايد غافلگير شده باشيد

23:00.000 --> 23:03.560
. نتونستم بهتون زنگ نزنم

23:03.560 --> 23:06.040
، دليل اينکه امروز باهاتون تماس گرفتم اينه که

23:06.040 --> 23:09.910
درمورد سختي اي که
. . قرارِ براي همگيمون اتفاق بيفته ، بهتون هشدار بدم

23:09.910 --> 23:12.750
سختي اي که درآينده اي نه چندان دور ، برايِ . .
. همگيمون از جمله من ، قرارِ پيش بياد

23:12.750 --> 23:14.990
، ما چهارزني که اينجا دور هم جمع شديم

23:14.990 --> 23:17.340
بيشترين سهم رو از زندگيِ
، " لي جانگ روک " ، " ايم تائه سان "

23:17.340 --> 23:21.270
. کيم دو جين " و " چوي يوون " داريم "

23:21.270 --> 23:23.720
چيزي براشون پيش اومده ؟

23:23.720 --> 23:24.960
تائه سان " ورشکسته شده ؟ "

23:24.960 --> 23:26.850
. اگه اينطور بود که خودم زودتر ميفهميدم

23:26.850 --> 23:28.560
پايِ يه زن وسطه ؟

23:28.560 --> 23:30.310
. درموردِ مَرداست

23:31.670 --> 23:34.780
چرا اين همه داري طولِش ميدي ؟
. داري کم کم عصبيم ميکني

23:34.780 --> 23:37.740
بهم بعنوانِ زنِ " يوون " زنگ زدي بيام ؟

23:37.740 --> 23:42.540
. بهت بعنوانِ خواهرِ " ايم " زنگ زدم

23:42.540 --> 23:45.170
. همگيتون که خوب " يوون هي " رو ميشناسيد

23:45.170 --> 23:47.660
. اولين عشقِ اون چهار مَرد

23:47.660 --> 23:49.260
، خب

23:49.260 --> 23:51.330
، پسرش سر و کله اش پيدا شده و

23:51.330 --> 23:56.550
بينِ " کيم دو جين " ، " ايم تائه سان " و
، " چوي يوون " و " لي جانگ روک

23:56.550 --> 23:59.810
. يکيشون پدرِ اون پسره

23:59.910 --> 24:00.760
چي گفتي ؟

24:00.760 --> 24:01.560
پدرش ؟

24:01.560 --> 24:03.610
. هنوز نميدونم کدوم يکيشون پدرشه

24:03.610 --> 24:04.440
، اما

24:04.440 --> 24:09.300
، چون ماها يا زن يا دوست دخترشون هستيم

24:09.300 --> 24:11.960
مطمئنا يکي از بينمون
بيشترين صدمه رو ميبينه ، مگه نه ؟

24:11.960 --> 24:18.160
خب ، البته . . مطمئن نيستم بعد از همچين وضعيتي که
. پيش اومده ، ديگه بخوايم زن يا دوست دخترشون باشيم

24:18.160 --> 24:21.970
هيچکدوم نظري نداريد که
اون ممکنه پسرِ کدوم يکيشون باشه ؟

24:21.970 --> 24:24.490
بايد به يه نتيجه اي برسيم تا
. بقيه بتونيم راحت باشيم

24:24.490 --> 24:26.220
. امکان نداره بچه يِ " تائه سان " باشه

24:26.220 --> 24:27.460
از کجا اينقدر مطمئني ؟

24:27.460 --> 24:28.660
خيلي دوست داري پسرِ داداشت باشه ؟

24:28.660 --> 24:31.000
. بهترِ بچه يِ اون باشه تا "يوون"ـي جونم

24:31.000 --> 24:34.690
پدر و مادرم ميخواستن اون زود ازدواج کنه تا
. بتونن نوه دار بشن

24:34.690 --> 24:36.660
. اما ، بخاطرِ لطفِ يکي . . اون نتونست اينکارو بکنه

24:36.660 --> 24:38.900
. خوبه که حالا يه نوه اي داشته باشن

24:38.910 --> 24:40.780
. . حتما خيلي خوب نميدوني ، اما

24:40.780 --> 24:43.430
گربه اي که از همه يِ گربه ها . .
! ساکت تره ، از همه اشون بيشتر تا بالا بالاها ميره

24:43.430 --> 24:44.920
، براي گربه اين حرف صِدق ميکنه

24:44.920 --> 24:47.500
. اما ، "يوون"ـيِ من . . يه ببره

24:47.500 --> 24:49.010
، بگذريم

24:49.010 --> 24:51.990
، اون " کولين " ، براساسِ قيافه اش

24:51.990 --> 24:54.490
. درواقع خيلي شبيهه "دو جين"ـه

24:58.160 --> 25:01.400
. من اون پسرو ديدم ، اصلا شبيهه هم نيستن

25:01.400 --> 25:04.150
اگه خوش قيافه باشه . . حالا حتما
بايد به " دو جين " ربطي داشته باشه ؟

25:04.150 --> 25:06.560
. پس ، بچه يِ "روک"ـه

25:07.320 --> 25:10.260
. روک " هميشه باهاش خيلي خوب رفتار ميکنه "

25:10.260 --> 25:12.900
بهش زنگ زده بود و
. ازش پرسيده بود که جاش راحته يا نه

25:12.900 --> 25:15.430
. من که هيچوقت نگفتم بچه يِ اون نميتونه باشه

25:15.440 --> 25:20.410
، اگه بچه يِ يکي از اون چهارتا باشه
. هرکدوم به اندازه يِ 25 درصد احتمال پدر بودنشون هست

25:20.410 --> 25:25.230
. ما هم بايد 25 درصد بهشون مشکوک باشيم

25:25.230 --> 25:29.020
دراين لحظه ، فقط منم که
فکرميکنم شوهرم پدرِ اون بچه ـست ؟

25:30.410 --> 25:34.990
اگه اينطور باشه ، ميتوني اونو درک کني ؟

25:34.990 --> 25:37.640
. هيچ زني تو دنيا نيست که شوهرشو درک کنه

25:37.640 --> 25:40.210
آدما چون اولش فقط باهم
، زندگي ميکنن همديگه رو درک ميکنن

25:40.210 --> 25:42.860
. اما ، بعدش فقط خشم و عصبانيت آدمو دربرميگيره

25:47.370 --> 25:51.100
. ميدونستم که آخرش ماهارو شوکه ميکنه

25:51.100 --> 25:54.480
بچه يِ جوونيه ، اما . . به شکلِ
. باورنکردني اي گُستاخه

25:54.480 --> 25:57.450
. . اگه پسرِ " يوون " باشه ، پس

25:57.450 --> 25:59.220
. حالتِ روحيم حسابي نابود ميشه و به فنا ميره . .

25:59.220 --> 26:01.000
، من الان فقط 24 ساله امه

26:01.000 --> 26:03.000
چطوري ميتونم اونو بزرگ کنم ؟

26:03.000 --> 26:04.760
چطور ميتونم کاري کنم
داداشم قبول کنه ؟

26:04.760 --> 26:06.800
، بجاي فکرکردن به اين باشي که چطور بيخيالش بشي

26:06.800 --> 26:08.770
داري فکرميکني که
چطور اون پسرو بزرگ کني !؟

26:08.770 --> 26:12.330
جوون بودن خوبه ، چون خودت خبر نداري که
! چقدر داشتنِ همچين زندگي اي خوبه

26:12.330 --> 26:13.840
حرفات تموم شد ؟

26:13.840 --> 26:16.350
. درهرحال ، بچه يِ " تائه سان " نيست

26:16.350 --> 26:17.770
. بنظر من که هيچ شباهتي بهم ندارن

26:17.770 --> 26:20.990
اصلا اين چه اهميتي برات داره ؟

26:20.990 --> 26:23.040
مگه با داداشم بهم نزده بودي ؟

26:23.040 --> 26:26.450
. اون دوباره موهاشو کوتاه کرده

26:26.450 --> 26:29.200
اگه بچه يِ " دو جين " باشه ، ميخواي
چيکار کني ؟

26:29.200 --> 26:30.820
، اگه اينقدر که ميگه اون پسر پُررو باشه

26:30.820 --> 26:33.310
. پس ، شخصيتش درست مثلِ "کيم دو جين"ـه

26:33.310 --> 26:36.930
، معلم . . نگران نباش
. اون بچه يِ داداشمه

26:41.660 --> 26:43.810
« . . دستگاه مشترک موردنظر خاموش است »

26:43.810 --> 26:45.820
« چيزي که نشده . . آره ؟ »

26:45.820 --> 26:49.540
، لطفا هروقت اين پيامو شنيدي بهم زنگ بزن »
« . خيلي نگرانتم

28:18.300 --> 28:21.120
. غذايِ کره اي سفارش دادم

28:21.120 --> 28:22.950
. من هرچي باشه ميخورم

28:33.980 --> 28:36.520
خوب خوابيدي ؟

28:36.520 --> 28:40.330
. من خوابيدم ، اما . . انگار شما نخوابيدي

28:59.710 --> 29:02.020
، پدرت

29:02.020 --> 29:04.520
اون چيکاره ـست ؟

29:04.520 --> 29:06.090
. خلبانِ هواپيماست

29:08.330 --> 29:12.200
. اون منو و مامانمو خيلي دوست داره

29:19.470 --> 29:22.630
. مادرت . . امروز قرارِ بياد اينجا

29:25.150 --> 29:27.440
. من اول ميبينمش ، بعدش به تو زنگ ميزنم

29:28.250 --> 29:30.560
تو واقعا پدرمي ؟

29:41.640 --> 29:44.110
. خيلي وقته نديدمت

29:45.510 --> 29:48.470
. . اينقدر زمان زيادي ميگذره که

29:48.470 --> 29:50.600
. يه مَرد جوون به مَرد ميانسال تبديل شده . .

29:53.160 --> 29:55.560
. حتي نسبت به قبلاها هم خوش قيافه تر شدي

29:55.560 --> 29:59.760
از مَردي که هرچقدر سنِش ميره بالا و
. خوش قيافه تر ميشه ، خوشم مياد

30:00.380 --> 30:02.260
چه اتفاقي افتاد ؟

30:02.260 --> 30:06.220
. کولين " اومده بود تا شماهارو ببينه "

30:06.220 --> 30:08.150
وقتي اولين بار ديديش ، متوجه شدي ؟

30:08.150 --> 30:10.650
. معلومه که نه

30:10.650 --> 30:12.630
واقعا ؟

30:12.630 --> 30:15.610
. بهش نگفته بودم کدوم يکيتون پدرشه

30:15.610 --> 30:17.700
بهت يه فرصتي داده بودم که
، وانمود کني تو پدرش نيستي

30:17.700 --> 30:20.380
. نبايد ميگفتي که پدرشي

30:20.380 --> 30:22.690
گفتم که چي شد ؟

30:22.690 --> 30:25.900
خودت واسه خودت غيبت زد و
، به تنهايي اين تصميمارو گرفتي

30:25.900 --> 30:28.750
، اگه ميخواستي منو احمق جلوه بدي

30:28.750 --> 30:31.890
نبايد اولش به خودم يه چيزي ميگفتي ؟

30:31.890 --> 30:34.770
بهم بگو چي شد ؟

30:34.770 --> 30:38.460
. يهويي ديدم که فرار کردن تنها راهه ناپديد شدنمه

30:38.460 --> 30:40.080
. چون . . اونوقت ترسيده بودم

30:42.710 --> 30:44.910
، اولش

30:44.910 --> 30:47.130
. ميخواستم بچه رو نگه ندارم

30:48.850 --> 30:51.370
. اما ، بعدش . . خواستم بچه رو نگه دارم

30:51.370 --> 30:53.780
، اگه يکي دوسالي اون موقع بزرگ تر بودم

30:53.780 --> 30:56.160
. فکرنکنم همچين تصميميو ميگرفتم

30:57.450 --> 30:58.590
. اتفاقايي که افتاده بود . . همينه

30:58.590 --> 31:00.970
، اگه اتفاقي که افتاده همينه
. . پس ، بايد به من ميگفتي ، من

31:00.970 --> 31:03.160
، اگه بهت ميگفتم

31:03.160 --> 31:05.070
حرفمو قبول ميکردي ؟

31:07.320 --> 31:09.800
، واقعا متاسفم از اينکه اوضاع اينطوري شد

31:09.800 --> 31:12.510
. واقعا ميگم ، متاسفم

31:13.180 --> 31:17.580
. اون موقعا . . من خيلي جوون و خام  بودم

31:17.580 --> 31:20.700
. ما فقط عاشق همديگه شده بوديم

31:20.700 --> 31:24.980
حالا که ميدوني اون بچه وجود داره ، هيچ
، چيزي تغيير نميکنه

31:24.980 --> 31:29.690
. اين يعني اينکه ، من ازت هيچ توقعي ندارم

31:29.690 --> 31:31.640
. واقعا ميگم

31:39.100 --> 31:42.370
. بعدا دوباره بهت زنگ ميزنم

31:42.370 --> 31:43.970
، فعلا اينجا بمون

31:43.970 --> 31:48.080
. تا وقتي که بهت بگم با اون بچه بريد

32:11.590 --> 32:12.570
! اِي بچه يِ حقه باز

32:12.570 --> 32:15.030
به کسي که چندماهه نديديش ، چه حرفايِ
! تُندي ميزني . . مامان

32:15.030 --> 32:17.120
با اينکه يه مَردي . . اما ، حتي
. جواب تلفن هامو هم نميدادي

32:17.120 --> 32:19.080
. شما که از من خسيس تري

32:19.080 --> 32:20.430
چرا جلويِ کارت اعتباريمو بسته بودي ؟

32:20.430 --> 32:21.620
. . مگه چه کارِ خوبي کرده بودي که

32:24.300 --> 32:27.970
دليلِ سرکِشي يه بچه نوجوون چي ميتونه باشه ؟

32:30.540 --> 32:32.220
. مامان ، انگار زيادي عصباني هستي

32:32.220 --> 32:33.960
. معلومه که عصبانيم

32:34.410 --> 32:37.000
. همون لحظه اي که ديدمش ، متوجه شدم

32:38.790 --> 32:40.980
. لحظه اي که ديدمش ، فهميدم پدرمه

32:41.280 --> 32:42.650
، اما

32:42.650 --> 32:45.040
. معلوم شد واقعا پدرمه

32:47.040 --> 32:49.680
. قيافه اش قبلاها خيلي بهتر بود

32:49.680 --> 32:51.680
. بنظر نميرسه که ازدواج کرده باشه

32:51.680 --> 32:53.940
. و . . دوست دخترم داره

32:55.450 --> 32:56.380
خب ، که چي ؟

32:56.380 --> 32:58.570
. همينجا بمون

32:58.570 --> 33:01.440
، گفته بود ميخواد ببينتت
ديديدش ؟

33:01.440 --> 33:02.980
. نيازي نيست تو بدوني

33:02.980 --> 33:05.560
براي چي ؟
. اين وسط اين منم که مستقيما درگير اين ماجرام

33:05.560 --> 33:09.230
، اوني که مستقيما اين وسط درگيره . . منم
. تو فقط يه پسري

33:09.230 --> 33:12.460
مگه نميدوني که مادرت چقدر عاشقِ پدرته ؟

33:12.460 --> 33:13.020
. ميدونم

33:13.020 --> 33:14.840
پس ، اينو ميدوني و
اينطوري رفتار ميکني ؟

33:14.840 --> 33:17.710
ميدوني اين خيانت به پدرت حساب ميشه

33:17.710 --> 33:18.970
. ميدونم

33:22.530 --> 33:23.800
حالا خيالت راحت شد ؟

33:23.800 --> 33:28.210
. آره ، اما . . مامان ، من نگرانتم

33:29.690 --> 33:31.150
ميشه يه چيزي بپرسم ؟

33:31.150 --> 33:32.370
. بگو

33:32.370 --> 33:36.780
تاحالا شده از داشتنِ من پشيمون شده باشي ؟

33:36.890 --> 33:39.580
. آره . . فقط يه بار

33:39.960 --> 33:41.380
کِي ؟

33:41.380 --> 33:42.760
. امروز

34:03.030 --> 34:06.670
. . چهارتا مَرد و يه زن

34:06.670 --> 34:09.400
! همين خانومه ـست
. " کيم يون هي "

34:26.460 --> 34:28.170
« حالا چيزيم هست که ارزش دزديدن داشته باشه ؟ »

34:28.170 --> 34:30.010
« ! ترسونديم »

34:30.250 --> 34:34.320
، خيلي کارم طول نميکِشه . . منتظرم بمون »
« . امشب باهم شام ميخوريم

34:34.320 --> 34:38.610
، براي اينه که جلويِ لک لک شدن صورتتو بگيرم »
« ! چون امروز اصلا خوشگل نيستي

35:05.070 --> 35:07.200
يون هي"ـو ديدي ؟"

35:07.200 --> 35:08.940
. آره

35:08.940 --> 35:10.660
گفت حق باتوئه ؟

35:11.030 --> 35:12.070
. آره

35:12.070 --> 35:13.770
واقعا ؟

35:15.840 --> 35:17.190
. آره

35:36.000 --> 35:37.630
چيه ؟

35:38.300 --> 35:42.460
الان سه تا تماشاچي دارم . . ميخوايد
براتون برقصم ؟

35:44.030 --> 35:46.070
حالت خوبه ؟

35:47.180 --> 35:51.670
اگه وانمود کنم حالم خوبه . . درواقع
. اصلا حالم خوب نيست

35:51.680 --> 35:58.230
اگه ميخواي درددل کني ، ما باهات درددل ميکنيم ، اگه
. ميخواي برات جُک بگيم . . ما هم برات جُک ميگيم

35:59.770 --> 36:02.930
. الان نه . . باشه براي بعد

36:04.510 --> 36:08.630
. بعد از اينکه معلم " سئو " رو ديدم . . اون موقع

36:08.630 --> 36:14.500
احتمالا زنم ، " مي آه ري " ، " هونگ پرو " و
. . " حتي معلم " سئو

36:14.500 --> 36:16.690
. باهمديگه يه ملاقاتي داشتن . .

36:17.130 --> 36:21.320
احتمالا ميدونن چه خبره ، اما . . هيچکدوم
. نميدونن اون پسرِ توئه

36:21.510 --> 36:24.970
. حتما خيلي غافلگير شده

36:51.760 --> 36:53.880
. . من حالم خوبه ، پس

36:53.880 --> 36:57.860
، بريد و بهشون بگيد پدرِ بچه منم . .
. تا براي هيچکسي سوءِ تفاهمي پيش نياد

37:15.160 --> 37:18.530
کولين " . . پسرِ توئه ؟ "

37:18.530 --> 37:21.210
. اين چيزا به بزرگ ترا ربط داره ، نه تو

37:21.210 --> 37:24.390
، اگه به تو ربطي داشته باشه
پس ، چطوري ميشه به من ربطي نداشته باشه ؟

37:24.390 --> 37:28.550
بچه ات هست يا نه ؟

37:28.550 --> 37:29.590
و . . اگه پسرم باشه چي ؟

37:29.590 --> 37:36.360
، حالا چيکار کنم ؟ . . تعجبي هم نداره
. فکر ميکردم که چشماش مقل تو غمگين بنظر ميرسن

37:37.600 --> 37:43.520
، " ايم مي آه ري "
. . من الان درمورد خيلي چيزا حس خوبي ندارم ، پس

37:43.520 --> 37:49.020
باشه ، تو همچين موقعيتي . . نيازي نيست
. بابت هيچي نگران باشي

37:49.020 --> 37:52.470
. . من

37:53.970 --> 37:56.030
. اونو به خوبي بزرگ ميکنم . .

37:56.030 --> 37:56.690
چي !؟

37:56.690 --> 37:58.710
، اصلا نگران نباش

37:58.710 --> 38:01.760
. . تمامِ آموزش هايِ درسيو

38:03.500 --> 38:05.230
. به خوبي بهش ياد ميدم . .

38:05.810 --> 38:10.180
! . . واقعا که تو
آخه من باهات چيکار کنم !؟

38:11.020 --> 38:13.100
. . اينجارو

38:13.100 --> 38:17.420
، دست از اينکارا بردار و برو خونه
. وگرنه به " تائه سان " زنگ ميزنم

38:17.430 --> 38:20.940
، اگرم نميگفتي . . خودم داشتم ميرفتم
. چون اسنک هايِ رستورانت خيلي مزخرفن

38:20.940 --> 38:23.430
! ساکت باش
. اين رمزِ تجارته

38:23.430 --> 38:25.560
. يوون"ـي . . نگرانِ هيچي نباش"

38:25.560 --> 38:26.630
! " الو . . " تائه سان

38:26.630 --> 38:28.350
. ديگه ميرم

38:32.420 --> 38:37.070
يوون"ـي ، نگرانِ هيچي نباش . . من اونو" »
! « . به خوبي بزرگ ميکنم

38:37.070 --> 38:38.580
مگه نميخواي بري پيشِ زنت ؟

38:38.580 --> 38:40.510
. ديگه دارم ميرم

38:40.510 --> 38:42.490
. خوب دراينباره فکرکن

38:42.490 --> 38:43.450
درباره يِ چي ؟

38:43.450 --> 38:47.150
مي آه ري " ديگه . . اون خوشگله ، جوونه و "
. يه عالمه هم پولداره

38:47.150 --> 38:53.410
باورش سخته ، اما . . تحصيل کرده ام هست ، اون
فقط فقط از تو خوشش مياد و مهم تر از همه اينکه
. گفت حاضره بچه اتو بزرگ کنه

38:53.410 --> 38:57.810
اين ماجرا هيچ فرقي با برنده يِ لاتاري شدن
. نداره

38:57.810 --> 38:59.680
. ديگه ميرم

39:01.300 --> 39:03.100
، دليلش همينه ديگه

39:03.860 --> 39:06.570
. همچين اتفاقي نميشه بيفته

39:11.890 --> 39:14.280
« . معلوم شده که " يوون " پدرِ بچه ـست »

39:14.280 --> 39:17.140
« . مي آه ري " هم ميخواد بچه رو بزرگ کنه " »

39:21.040 --> 39:24.330
« چرا رئيست تورو استخدام کرده ؟ »

39:24.870 --> 39:26.680
واقعا پدرِ بچه تو نيستي ؟

39:27.890 --> 39:29.780
. گفتم که . . من نيستم

39:29.780 --> 39:31.450
! واقعا ميگم ، من پدرش نيستم . . عزيزم

39:31.450 --> 39:33.790
پس . . پدرِ اون پسر کيه ؟

39:40.750 --> 39:45.940
همين که گفتم من پدرش نيستم ، کفايت نميکنه ؟

39:45.940 --> 39:49.220
، نميتونم بهت اعتماد کنم
. دليلِ اينکه تو اين وضعيتيم همينه ديگه

39:49.220 --> 39:53.680
، اگه نميتوني ثابت کني اون پسرت نيست
. پس ، سعي کن يه جوري اينو بهم بفهموني

39:53.680 --> 39:55.750
. . اون

39:55.750 --> 39:57.660
. خوش قيافه ـست . .

39:57.660 --> 40:01.210
، صورتش خيلي کوچيکه
. و تازه . . پلک هاشم خيلي خوب به چشم ميان

40:01.210 --> 40:04.140
. باشه . . سوءِ تفاهم برطرف شد

40:04.140 --> 40:05.270
چطوري ؟

40:05.270 --> 40:07.360
، شنيدم تو اقامتگاهه هتل اقامت داره

40:07.360 --> 40:09.860
، اگه پسرِ تو بود

40:09.860 --> 40:13.150
. حاضر نميشدي بذاري تو اونجا بمونه

40:13.150 --> 40:16.120
يه جايي مخفيش ميکردي که
. دستِ من بهش نرسه

40:16.120 --> 40:18.750
. . البته ، معلومه که يه جايي مخـ

40:19.260 --> 40:23.950
، کافيه ديگه
اگه پسرِ " لي جانگ روک " بود بايد چيکار ميکردم ؟

40:26.580 --> 40:31.060
ميخوام برم شام بخورم ، اگه بخواي
. باهم غذا بخوريم ، ميتوني بيايي

40:35.060 --> 40:40.180
شام بخورمو اينجا بخوابم ، يا شام بخورمو برم ؟

40:41.980 --> 40:42.740
. شام بخور و همينجا بخواب

40:42.740 --> 40:45.760
! موفق شـــــــــــــــدم

40:45.760 --> 40:48.280
. ميرم لباسمو عوض کنم

40:51.940 --> 40:54.620
، اگه بچه داشتيم

40:54.620 --> 40:57.130
آخرش مثلِ يه آدم بزرگ رفتار ميکردي ؟

40:57.130 --> 41:01.050
عزيزم ، اين چيه ؟
مالِ کيه ؟

41:01.420 --> 41:03.820
شايد . . يه هديه برايِ من باشه ؟

41:03.820 --> 41:05.710
. بذارش سرِ جاش . . مالِ تو نيست

41:05.710 --> 41:08.820
اگه مالِ من نيست . . پس ، مالِ کيه ؟

41:08.820 --> 41:11.680
زدي تو کارِ فروش ماشينِ دوستايِ
دوران دانشگاهت ؟

41:11.680 --> 41:14.510
، اگه ميخواي چرت و پرت بهم ببافي
. بهترِ غذاتو بخوري و بعدش بري

41:15.650 --> 41:17.790
. دارم ميذارم سرِ جاش . . گذاشتم سرِ جاش

41:20.820 --> 41:23.470
برايِ يه مَردِ ديگه که ماشين نخريده ؟

41:23.470 --> 41:26.310
. . آخه مالِ کي ميتونه

41:27.770 --> 41:29.740
اين چيه ؟

41:29.980 --> 41:34.610
. . اين ماشينِ قرمزِ آتيشيِ

41:36.760 --> 41:38.980
اين ماشينِ " پرو هونگ " نيست ؟

41:43.050 --> 41:45.250
. موهاتو کوتاه کردي

41:45.250 --> 41:46.940
. بخاطرِ اين بود که هوا گرمه

41:47.420 --> 41:48.680
. خوبه

41:48.680 --> 41:51.840
ايندفعه ميخواي چه حرفايِ
. . تُند و بيرحمانه اي بزني که

41:51.840 --> 41:53.320
اين همه خوب لباس پوشيدي ؟ . .

41:53.320 --> 41:55.960
. ايندفعه اومدم از تو حرفايِ تُند بشنوم

41:55.960 --> 41:58.930
. شنيدم اولين عشقت يه بچه داره

42:00.610 --> 42:01.850
مگه باهم بهم نزده بوديم ؟

42:01.850 --> 42:02.880
پدرِ اون بچه کيه ؟

42:02.880 --> 42:05.630
، اين مسئله ايِ که به تو ربطي نداره
. نميخواد الَکي وقتتو هدر بدي

42:05.630 --> 42:08.470
! قبل از اينکه بزنم به سيمِ آخر ، خودت بهم بگو

42:08.470 --> 42:11.520
مگه هنوزم ميتوني بخاطرِ من
ديوونه بشي و بزني به سيمِ آخر ؟

42:17.610 --> 42:22.160
، با اينکه کاملا نميدونستم موضوع از چه قراره
. . اما ، اگه تو دردسر بزرگي بودي

42:23.330 --> 42:25.450
. ميخواستم کنارت باشم . .

42:26.410 --> 42:27.280
براي چي ؟

42:27.280 --> 42:31.300
فکرميکني فقط عشق بود که بينمون بود ؟
. . بجز عشق يه رابطه يِ دوستانه

42:31.300 --> 42:33.270
، يه نوع وفاداري هم بينمون بود . .

42:33.270 --> 42:35.130
. يا يه همچين چيزايي

42:36.930 --> 42:39.610
، راستشو بخواي

42:40.250 --> 42:44.970
، پيش خودم گفتم که اگه با اين بهانه بهت زنگ بزنم
. . اونوقت ، ممکنه که بيايي ديدنم

42:44.970 --> 42:48.000
، اونوقت ، شايد بتونم صورتتو ببينم . .

42:48.000 --> 42:49.610
. تنها فکرم همين بود

42:49.610 --> 42:52.300
. تو واقعا يه بُزدلي

42:52.300 --> 42:54.680
، ازدواج که نميخواي بکني

42:54.680 --> 42:56.950
. اما . . ميخوام بازم منو ببيني

42:56.950 --> 43:00.690
، ميدونم يه بُزدلم

43:00.690 --> 43:02.520
اما ، دلتنگيمو چيکار ميتونم بکنم ؟

43:02.520 --> 43:04.950
وقتي داشتي منو ترک ميکردي ، به اين
فکرنکردي که دلتنگم ميشي ؟

43:04.950 --> 43:07.690
، همه چي خيلي سريع تموم شد

43:09.440 --> 43:12.610
، اوقات خيلي سخيتو دارم ميگذرونم
. . ازت خواهش ميکنم

43:14.450 --> 43:16.710
. بيا آروم آروم از هم جدا بشيم . .

43:16.710 --> 43:20.790
مَردايي که با زنايي که
، باهاشون بهم زدن و بازم باهاشون دوست ميمونن

43:20.790 --> 43:23.820
تنها کساييَن که
. تو اين دنيا اصلا درکشون نميکنم

43:23.820 --> 43:24.760
. . فقط

43:25.650 --> 43:28.730
. بيا سريع همه چيو تموم کنيم

43:48.690 --> 43:50.510
. همين زنه ـست

43:54.700 --> 43:57.890
خوشگله . . مگه نه ؟

43:59.520 --> 44:02.470
. اينقدر خوشگله که مَردِ من عاشقش شده بوده

44:02.470 --> 44:04.400
. مَردا واقعا موجوداتِ ساده ايَن

44:04.400 --> 44:07.620
چطور ميتونن وقتي يکي خوشگل باشه ، همينطور
! " اتوماتيک وار بگن " عاشقت شدم

44:08.370 --> 44:12.000
دو جين " هنوز بهت زنگ نزده ؟ "

44:12.000 --> 44:14.190
زنگ نزده ؟

44:17.700 --> 44:20.590
، از زندگي يه چيزيو خوب ياد گرفتم

44:21.510 --> 44:24.060
، اينکه ، نميشه اتفاقاتِ آينده رو پيش بيني کرد

44:24.060 --> 44:26.670
. . اما ، بدشانسي و بيچارگي رو

44:26.670 --> 44:28.940
. ميشه پيش بيني کرد . .

44:28.940 --> 44:32.070
. . يه حدسٍ ناراحت کننده هيچوقت

44:32.070 --> 44:34.580
. امکان نداره که اشتباه زده شده باشه . .

44:47.050 --> 44:49.220
دو جين"ـه ؟"
« آدمِ چون گُل »

44:55.120 --> 44:56.800
بله ؟

44:56.800 --> 45:01.150
ميشه الان يه لحظه همديگه رو ببينيم ؟

45:01.150 --> 45:04.520
. يه جايي نزديکِ خونه ات ميام

45:04.520 --> 45:07.560
. نه ، من ميام پيشت

45:08.100 --> 45:12.730
. چون منتظر موندن حسِ خيلي بدي داره

45:14.660 --> 45:17.460
کجا بيام ؟

46:17.990 --> 46:21.530
از آخرين باري که
، ديدمت لاغرتر شدي

46:21.530 --> 46:24.830
جديدا خوب غذا نميخوري ؟

46:25.460 --> 46:27.350
. بيا بشين

46:41.030 --> 46:43.850
چرا بهم زنگ نميزدي ؟

46:43.850 --> 46:47.870
من غرورمو زيرِ پا گذاشتم و
. چندين بار بهت زنگ زدم

46:48.540 --> 46:50.350
. ببخشيد

46:50.350 --> 46:54.870
. اشکالي نداره . . ميدونم سرِت شلوغه

46:54.870 --> 46:57.090
. بابتِ اين نگفتم

46:59.320 --> 47:02.510
، بابت ايني گفتم که الان ميخوام بگم

47:04.630 --> 47:06.520
. ببخشيد

47:10.980 --> 47:13.900
، اينکه گفته بودم بيا باهام زندگي کن

47:16.190 --> 47:18.590
. حرفمو پس ميگيرم

47:23.900 --> 47:26.950
قولي که داده بودم و
، گفته بودم باهم خوشبخت ميشيمو

47:29.070 --> 47:31.350
. اونم پس ميگيرم

47:32.950 --> 47:36.020
، اينکه قول داده بودم هرگز قبل از اينکه

47:36.020 --> 47:39.070
، تو منو ترک نکرده باشي
. . منم ترکت نميکنمو

47:42.070 --> 47:44.300
. پايِ اون قولم هم نميتونم بمونم . .

47:45.880 --> 47:48.500
. من فقط يه حرومزاده يِ عوضيَم

47:50.280 --> 47:52.470
، پس . . اگه امکانش هست

47:54.070 --> 47:56.010
. منو فراموش کن

47:56.890 --> 47:59.610
. . " کيم دو جين "

47:59.610 --> 48:02.410
اون پسرِ توئه ؟ . .

48:03.970 --> 48:06.250
. آره

48:08.630 --> 48:12.840
اينطور نيست که اعتماد به نفس کافي براي اينکه
، براي تمام زندگيم عاشق يه زن باشمو نداشته باشم

48:12.840 --> 48:15.370
. . بخاطرِ اينه که شايستگي و قابليتِ

48:15.370 --> 48:17.950
. زندگي کردنو ندارم . .

48:17.960 --> 48:20.500
. . بخاطرِ اينکه خيلي پُر ادعا بودم و

48:21.640 --> 48:24.940
. اشکِ يکي ديگه رو درآوردم . .

48:24.940 --> 48:27.760
. . براي اينکه به بقيه صدمه زدم

48:29.320 --> 48:32.110
اون بچه داره بابتِ اين چيزا . .
. کاري ميکنه که من تاوانشونو پس بدم

48:32.520 --> 48:37.820
اون واقعا پسرِ توئه . . " کيم دو جين " ؟

48:42.400 --> 48:44.010
. آره

48:45.360 --> 48:49.770
واقعا ؟ . . مطمئني ؟

48:50.480 --> 48:52.370
. متاسفم

48:53.520 --> 48:56.510
. الان ، من اصلا توانِ منطقي بودنو ندارم

48:57.480 --> 49:02.740
. اون فقط نتيجه يِ کارايِ خودمه

49:03.650 --> 49:05.770
. . پس

49:07.630 --> 49:10.040
، هرطور شده . .

49:11.090 --> 49:13.280
. . فقط

49:15.230 --> 49:16.780
. يه حرومزاده مثلِ منو فراموش کن . .

49:18.130 --> 49:20.360
و . . بعدش چي ؟

49:20.900 --> 49:24.590
اونوقت ميتونم با يه مَرد خوب آشنا بشم ؟

49:25.130 --> 49:27.270
آره ؟

49:31.570 --> 49:33.760
. . اميدوارم همينطور باشه

49:35.790 --> 49:37.290
. اميدوارم بتوني اينکارو بکني . .

49:37.290 --> 49:40.720
همَش . . همين بود ؟

49:41.510 --> 49:43.740
. . چيزِ ديگه اي برايِ گفتن به من

49:44.840 --> 49:47.070
نداري ؟ . .

49:58.650 --> 50:00.910
. . وقتي داري برميگردي خونه

50:01.930 --> 50:04.100
. مراقبِ خودت باش . .

50:08.330 --> 50:12.250
. باشه . . ميرم

50:34.830 --> 50:36.520
« . نگهباني صحبت ميکنه »

50:36.520 --> 50:41.430
يه زن گِريون داره مياد پايين ، جلوشو بگيريد و
. نذاريد رانندگي کنه

50:44.630 --> 50:47.670
! لطفا بدش به من

50:47.670 --> 50:50.550
. مدير ميگه نميخواد شما رانندگي کني

50:50.550 --> 50:54.850
. کليدو . . زودباش بدش به من ، آقا

50:54.850 --> 50:56.770
. فکرنکنم بتونيد رانندگي کنيد

50:56.770 --> 51:00.390
! خواهش ميکنم بدش به من

51:00.390 --> 51:01.620
. ممنون ، ميتوني بري

51:01.620 --> 51:03.100
. چشم

51:07.230 --> 51:09.400
. تاکسي بگير . . من برات ميگيرم

51:09.400 --> 51:10.340
. اونو بده به من

51:10.340 --> 51:11.580
. الان نميتوني رانندگي کني

51:11.580 --> 51:12.520
! همين حالا بدش به من

51:12.520 --> 51:13.500
. تاکسي بگير

51:13.500 --> 51:15.480
. گفتم بدش به من

51:15.480 --> 51:17.430
. پس ، خودم ميرسونمت

51:17.430 --> 51:20.970
! نه ، نميخواد . . نميخوام
چرا اينقدر جدي شدي ؟

51:20.970 --> 51:22.160
. اينطوري صدمه ميبيني

51:22.160 --> 51:25.910
من صدمه ببينم يا نبينم به تو چه
ربطي داره !؟

51:25.910 --> 51:28.190
. به حرفم گوش بده

52:02.170 --> 52:06.840
. ميگفتم چرا يهويي اينقدر خوشحال و خندون شدم

52:06.840 --> 52:10.170
، همونطور که انتظارشو داشتم
. يه پيچ و تابي اين وسط بود

52:13.790 --> 52:16.730
چيز ديگه اي نيست که
لازم باشه بدونم ؟

52:16.730 --> 52:19.150
چيزِ ديگه اي درباره يِ گذشته ات
نيست که بهم بگي ؟

52:19.150 --> 52:21.380
اون تنها پسرته ؟

52:21.380 --> 52:24.340
، بچه يِ ديگه اي نداري
مرتيکه يِ عوضي !؟

52:45.320 --> 52:48.350
« اشکالي نداره »

52:48.350 --> 52:52.190
« اشکالي نداره که ترکم کني »

52:52.190 --> 52:54.880
حالا چيکار کنم ؟
« چونکه تو عاشقمي »

52:54.880 --> 52:58.730
بايد چکار کنم ؟
« نميخواد متاسف باشي »

52:58.730 --> 53:03.000
« چون من همه چيو ميدونم »

53:04.420 --> 53:08.230
! چکار کنم
. . تو هنوزم »

53:08.230 --> 53:12.040
« عاشقمي . .
چکار کنم ؟

53:12.040 --> 53:18.920
« هنوزم فقط تورو ميشناسم »

53:18.930 --> 53:25.770
چون نميتونم صدات بزنم و »
« تورو برنجونم . . خودم دارم رنج ميکِشم

53:25.770 --> 53:32.720
« مثلِ يه احمق . . حتي متاسف تر از پيشَم »

53:32.720 --> 53:39.500
« هنوز آثار وجودت دست نخورده باقي مونده »

53:39.510 --> 53:46.360
« هنوز خاطراتت تو ذهنم هستن »

53:46.360 --> 53:53.200
چطور ميتونم فراموشت کنم ؟ »
. . اگه هرروز همينطور ادامه بدم

53:53.200 --> 53:57.780
« يعني ميتونم فراموشت کنم ؟ . .

54:08.260 --> 54:11.430
، " سلام . . " سونگ جائه
حالت خوبه ؟

54:11.890 --> 54:14.620
. کارِ رونويسي رو . . هنوز تموم نکردم

54:14.620 --> 54:17.880
، کارِت خوب بود
. فقط کتابو بهم پس بده

54:18.360 --> 54:20.460
چرا داري اينطوري ميکني ؟

54:20.470 --> 54:21.690
ميخواي مجبورم کني يه کارِ ديگه بکنم ؟

54:21.690 --> 54:24.940
، نه . . اينطور نيست
. از حالا به بعد خودم ميخوام انجامش بدم

54:24.940 --> 54:29.010
مگه چکارِ اشتباهي کردم ؟

54:31.610 --> 54:35.230
، تو هيچ کار اشتباهي نکردي
. . فقط فکرميکنم که "سونگ جائه"ـَم

54:35.230 --> 54:38.670
وقتي مسئله رياضي حل ميکنه ، بيش از . .
. پيش ميدرخشه

54:44.270 --> 54:47.320
اما ، هنوزم فکرشو نکن که
. بتوني سرِ کلاس اخلاق رياضي حل کني

54:53.180 --> 54:56.920
! " کيم دونگ هيوب "
کيم دونگ هيوب " کيه ؟ "

55:03.090 --> 55:06.460
. معلم ، يکي داره "دونگ هيوب"ـو ميزنه

55:06.460 --> 55:07.100
چي ؟

55:07.100 --> 55:08.500
! زودباشيد ديگه

55:10.980 --> 55:14.360
! شنيدم پسرمو زده بودي
. تازه . . مجبورش کردي برات رونويسي بکنه

55:14.360 --> 55:16.910
مگه تو ديوونه اي . . ديوونه ؟

55:26.180 --> 55:31.370
ميخواي همينطور بهم خيره نگاه کني ؟
مثلا ميخواي چيکار کني ؟

55:31.370 --> 55:33.830
شما داري چيکار ميکني ؟

55:37.410 --> 55:40.860
، من معلم خصوصيِ اين دانش آموزم
داريد تو کلاس درس چيکار ميکنيد ؟

55:40.860 --> 55:43.260
جنابعالي معلم خصوصيِ اين
پسره يِ خلافکارِ حرومزاده اي ؟

55:43.270 --> 55:47.900
چه خوب که اومدي ، چه چيزاي کوفتي تو اين
مدرسه درس ميدي که اينقدر بچه هاش گُستاخن ؟

55:47.900 --> 55:53.180
چطور به خودت جرأت دادي اين جونورِ آشغال
سونگ جائه"ـيِ منو اذيت کنه ؟"

55:54.730 --> 55:57.310
، بيرون درموردش حرف ميزنيم
. بياييد بيرون

55:57.310 --> 55:58.040
. بچه ها دارن نگاه ميکنن

55:58.040 --> 56:00.590
، دارم اينجا اينکارو ميکنم تا اونا ببينن
! تا بتونن ببينن

56:00.590 --> 56:02.370
تا باعث بشم که
! ديگه اون از خشونت استفاده نکنه

56:02.370 --> 56:06.130
، کافيه ديگه
. درحال حاضر شماييد که داريد از خشونت استفاده ميکني

56:07.640 --> 56:09.920
! مامان

56:11.610 --> 56:15.470
، مادر . . لطفا آروم باش
. ميتونيد با من صحبت کنيد

56:15.470 --> 56:18.340
! مامان ! اين خيلي خجالت آوره . . واقعا که
! بيا بيرون . . زودباش

56:19.350 --> 56:23.680
! با توئَم . . اين موضوع هنوز تموم نشده
! با شماها هم هستما

56:28.590 --> 56:29.760
حالت خوبه ؟

56:31.210 --> 56:34.230
بريد کارايِ کلاسِ بعديتونو
. آماده کنيد

56:37.610 --> 56:40.300
. تو هم بيا باهم صحبت کنيم

56:46.880 --> 56:50.060
! " کيم دونگ هيوب "
داري کجا ميري ؟

57:06.490 --> 57:08.800
بدونِ اسنک هم خوردنيه ؟

57:12.720 --> 57:15.170
. منو باش که فکرميکردم اينجا فقط مخفيگاهه منه

57:15.170 --> 57:17.420
. اما . . انگار اينطور نيست

57:26.820 --> 57:28.980
حالت خوبه ؟

57:29.580 --> 57:31.770
. نه . . خوب نيستم

57:33.270 --> 57:38.590
يکي از دانش آموزاي کلاسمو مادرِ يکي ديگه
، از دانش آموزا زده سيلي بارون کرده و

57:38.590 --> 57:43.730
. کيم دو جين " هم که منو ترک کرده "

57:44.390 --> 57:49.020
اونم بدون اينکه بهم وقتي براي فکرکردن بده يا
. اينکه نظرمو دراينمورد بپرسه

57:49.910 --> 57:51.930
. به همين راحتي همه چيو تموم کرد

57:52.750 --> 57:55.270
مگه خودش چيکار کرده که
اينقدر خودشو تحويل ميگيره ؟

57:55.690 --> 57:59.480
فکرکنم اگه منم جايِ " دو جين " بودم ، همينکارو
. ميکردم

58:01.040 --> 58:08.640
وقت دادن به تو براي فکرکردن ، مثلِ اين ميمونه که
. ازت ملتمسانه بخواد کنارش بموني

58:10.870 --> 58:13.850
احتمالا پيش خودش فکرکرده که
. اينطوري خيلي خجالت آوره

58:13.850 --> 58:16.790
. . اگه بيشتر بهم وقت ميداد

58:17.710 --> 58:23.020
. اونوقت ، ميتونستم "دو جين"ـو درک کنم . .

58:23.020 --> 58:26.190
يا ممکن بود تو همون مدت زمان ، کم کم
. از هم جدا بشيد

58:26.190 --> 58:29.400
. . چطور آدم ميتونه بدون گذروندنِ مرحله يِ

58:29.400 --> 58:32.280
، اول و دوم و سوم ، يهويي بگه بيا باهم زندگي کنيم . .

58:32.280 --> 58:35.350
. . حداقل بايد

58:35.350 --> 58:36.200
. اينقدر زمانو بهم براي فکرکردن ميداد . .

58:36.200 --> 58:41.380
از کجا ميدوني بعد از اينکه به همچين مرحله اي
برسي . . رابطه ات محفوظه يا نه ؟

58:43.760 --> 58:47.360
اين "دو جين"ـي که من ميشناسم ، حتما
. . اين انتخابي که کرده

58:47.360 --> 58:50.180
. " براي محافظت از خودت بوده ، " يي سوو . .

58:52.650 --> 58:55.050
الان ميخواد با چي شروع کنه ؟

58:55.050 --> 58:58.880
ميخواد با نسخه يِ 22 ساله يِ بچه گونه يِ
. خودش شروع کنه

59:03.630 --> 59:06.100
. چون " روک " منتظرمه بايد برم

59:06.860 --> 59:11.270
راستش ، چون فکرشو ميکردم که
. اينجا باشي . . يه سري اومدم اينجا

59:11.710 --> 59:16.770
. ميخواستم . . باهات همدردي کرده باشم

59:19.340 --> 59:21.390
. ممنون

59:21.390 --> 59:26.740
. قبلاها آدمِ خيلي باحالي بودم

59:26.740 --> 59:29.640
. باعثِ افتخارم بود

59:56.040 --> 59:57.620
چرا بهم زنگ زده بودي ؟

59:57.620 --> 59:59.480
لابُد ميخواستي از " پرو هونگ " بخوام بياد ؟

59:59.480 --> 01:00:00.240
چي ميگي ؟

01:00:00.240 --> 01:00:04.610
، ماشينِ " هونگ " تو پارکينگِ خونه يِ من پارکه
. و زنم هم کليدشو داره

01:00:04.610 --> 01:00:05.840
چي ؟

01:00:05.840 --> 01:00:08.780
چيزِ به اين تابلوييو نمفهمي ؟
! معلومه که اون يه جور گروئه

01:00:08.780 --> 01:00:10.530
گِرو ؟

01:00:10.530 --> 01:00:14.210
تو از کجا ميدوني ؟
. اون نميخواست تو چيزي بفهمي

01:00:14.210 --> 01:00:19.140
براي چي " سه را " اين مقدار پولو لازم داشته ؟

01:00:19.140 --> 01:00:22.350
. اينو بايد از خودِ " هونگ " بپرسي

01:00:22.350 --> 01:00:24.680
. من ازش هيچ جزئياتيو نپرسيدم

01:00:26.560 --> 01:00:30.590
بنظر ميرسه از هر بانکي که
. تونسته بوده ، هرچقدر شده وام گرفته بوده

01:00:30.590 --> 01:00:33.210
. اين پولو براي پس دادن وام ميخواسته ديگه

01:00:33.210 --> 01:00:36.960
آخه کدوم زني حاضره همينطور
به اينکارِش ادامه بده ؟

01:00:36.960 --> 01:00:43.860
همونطور که ميدوني ، با اون غروري که
. هونگ " داره ، حتي از اومدن پيشِ منم خجالت زده بود "

01:00:43.860 --> 01:00:48.910
، به همين خاطره که ماشينشو قبول کردم
. چون خودش ازم خواست اينو بعنوانِ تضمين بگيرم

01:00:49.700 --> 01:00:53.620
چرا وانمود نميکني که . . چيزي نميدوني ؟

01:00:53.620 --> 01:00:55.580
، اين غرورِ اونه

01:00:55.580 --> 01:00:58.710
. منم بايد از غرورِ خودم محافظت کنم

01:01:00.150 --> 01:01:03.420
. من اون پولو بهت پس ميدم

01:01:28.950 --> 01:01:31.870
کجا و چطوري قلبت اينطوري
رنجيده شده ؟

01:01:35.290 --> 01:01:38.620
تب که نداري . . بخاطرِ خستگي اينطوري اي ؟

01:01:40.740 --> 01:01:44.880
، بخاطرِ اينکه شايد اون بچه مالِ " دو جين " باشه
اينطوري هستي ؟

01:01:47.790 --> 01:01:51.250
. من که ترجيح ميدم پسرِ " تائه سان " باشه

01:01:51.250 --> 01:01:55.460
بايد همچين وصله اي داشته باشه تا
. . من ديگه اينقدر بهش علاقمند نباشم ، درحالِ حاضر

01:01:57.510 --> 01:02:00.160
. حسابي جذبِ اونم . .

01:02:00.850 --> 01:02:03.850
. اينقدرا خوش شانس نيستي

01:02:06.400 --> 01:02:09.570
. اون پسرِ "کيم دو جين"ـه

01:02:11.420 --> 01:02:13.320
واقعا !؟

01:02:25.390 --> 01:02:27.570
چرا همَش با من غذا ميخوري ؟

01:02:27.570 --> 01:02:30.970
. دارم سعي ميکنم بهت نزديک تر بشم

01:02:30.970 --> 01:02:32.430
. نيازي نيست اينکارو بکني

01:02:32.430 --> 01:02:34.610
. . نيازي نيست ، اما

01:02:34.610 --> 01:02:38.580
. درحال حاضر فقط ميتونم به فکرِ دوتا چيز باشم . .

01:02:38.580 --> 01:02:43.370
. اينکه يه پسر دارم و اينکه يکيو از دست دادم

01:02:43.780 --> 01:02:45.590
بخاطرِ من ؟

01:02:47.310 --> 01:02:49.280
. بخاطرِ خودمه

01:02:54.250 --> 01:02:56.740
. يه تارِ موتو بهم بده

01:02:59.020 --> 01:03:01.030
يعني اينقدر ازم بدِت مياد ؟

01:03:01.030 --> 01:03:03.660
شما از من خوشتون مياد ؟

01:03:08.330 --> 01:03:10.540
ازم ميخواي چيکار کنم ؟

01:03:11.970 --> 01:03:13.710
. آزمايش " دي اِن اِي " ميخوام بدم

01:03:14.180 --> 01:03:17.120
اين تارِ مورو از کجا آوردي ؟

01:03:17.120 --> 01:03:18.280
. ازش خواستم و اونَم بهم تارِ موشو داد

01:03:18.280 --> 01:03:19.850
دو جين " ؟ "

01:03:19.850 --> 01:03:20.880
. بله

01:03:20.880 --> 01:03:24.060
فکرکردي خودم از قبل همچين کاريو نميکردم ؟

01:03:24.060 --> 01:03:25.200
کي ؟

01:03:25.200 --> 01:03:26.860
. خودم

01:03:27.310 --> 01:03:29.760
. من وکيلِ شرکتِ پدرتم

01:03:29.760 --> 01:03:32.000
. خوبه که آدم بابتِ همه چي مطمئن باشه

01:03:34.580 --> 01:03:35.920
« " گزارش درصد همخوانيِ " دي اِن اِي »

01:03:40.930 --> 01:03:42.880
: نتايجِ آزمايش »
« احتمالِ همخواني : 99.9 درصد »

01:03:50.880 --> 01:03:53.430
. . " فکرکنم بايد با " يوون هي

01:03:53.430 --> 01:03:56.010
. به دفترم بياييد . .

01:04:02.370 --> 01:04:05.370
! " معلم " سئو
خونه اي ؟ . . معلم " سئو " ؟

01:04:05.820 --> 01:04:07.910
! " معلم " سئو

01:04:11.080 --> 01:04:14.460
چرا تلفنتو خاموش کردي ؟
! قرارِ مدرسه امون بره تو خبرايِ روزنامه

01:04:14.460 --> 01:04:16.670
چي ؟

01:04:16.670 --> 01:04:19.560
مادرِ " سونگ جائه " تهديد کرده که ميخواد از
. دونگ هيوب " شکايت کنه ، حسابي سر و صدا راه انداخته

01:04:19.560 --> 01:04:23.250
به همين خاطرِ که گفته بودم بايد چندروزي
. دونگ هيوب"ـو معلق کني و خودتو راحت کني"

01:04:23.250 --> 01:04:25.900
، اون حتي وکيلم گرفته
ميخواي چيکار کني ؟

01:04:25.924 --> 01:04:30.924
.:: @bollbolljan_com ::.

01:04:38.880 --> 01:04:42.150
ببخشيد . . وکيل " چوي " تو دفترش هست ؟

01:04:42.150 --> 01:04:44.530
. اگه کار داره ، منتظر ميمونم

01:04:44.530 --> 01:04:47.170
. يه لحظه صبر کنيد ، الان ميپرسم

01:05:22.460 --> 01:05:24.920
، " کيم دو جين "
. . فکرکنم فقط سر و کله يِ يه پسر

01:05:24.920 --> 01:05:28.320
. تو زندگيت پيدا نشده باشه . .

01:05:50.630 --> 01:05:54.450
. بذار به همديگه معرفيتون کنم

01:05:54.450 --> 01:05:57.370
. ايشون دوست دخترِ سابقم . . "کيم يوون هي"ـه

01:06:02.190 --> 01:06:03.970
. . و ، ايشون هم

01:06:03.970 --> 01:06:06.840
. سئو يي سوو"ـه" . .

01:06:07.750 --> 01:06:08.880
. . آدمي که

01:06:11.780 --> 01:06:15.320
. به تازگي از دستش دادم . .