﻿WEBVTT

00:07.300 --> 00:10.030
<i>چگونه ميشود مردمي بدينگونه از هم متنفر باشن</i>

00:11.840 --> 00:16.870
<i>....که جسد بي جان مقلوب شده اونا در خون غوطه ور شده باشد </i>

00:19.250 --> 00:22.700
<i>......و ارتباط اونا توسط شمشير شکسته باشد</i>

00:38.430 --> 00:41.630
<i>....در ظلمت از بين بروند ، و از صميم دل ماتم بگيرن و بگوين </i>

00:44.170 --> 00:48.330
<i>" ........ عشق من ، لطفا بمير"</i>

00:51.010 --> 00:54.500
" ........ عشق من ، لطفا بمير"

01:08.100 --> 01:13.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:15.500 --> 01:21.500
"قسمت دهم"

01:22.280 --> 01:33.150
<i>ابرها شب رو پوشش دادن با رفتن ماه
اونا به هدفشون که مه هست ميرسن</i>

01:33.150 --> 01:43.530
<i>و عشق ها در درون تله هاي ظالم گرفتار ميشن
همچون جوجه هاي تازه به دنيا آمده</i>

01:43.530 --> 01:55.680
<i>آه ، بعد از سوختن احساسات دروغ
به طور محکم در قلبهاشون..... رخنه ميکند</i>

01:56.140 --> 02:02.050
<i>آرام مثل آب، سخت مثل گل </i>

02:02.050 --> 02:06.890
<i>سوراخ کردن با لرزش شمشير</i>

02:06.890 --> 02:12.830
<i>حتي زماني که من جلوي اشکهاي حسرت وجودمو گرفتم</i>

02:12.830 --> 02:22.790
<i>پلکهايم هنوز تورو به خاطر ميآرن</i>

02:30.010 --> 02:34.970
"فرمان الهي"

02:35.510 --> 02:38.970
" قلعه سنپو "

02:47.090 --> 02:51.560
پس ايگا نه به شيش جلوتره؟

02:51.560 --> 02:52.560
...بله

02:52.560 --> 02:56.830
... پس چهار نفر از افراد کوگا به قتل رسيده شدن

02:59.770 --> 03:00.810
" هاتوري کيوهاچيرو "
بله

03:00.810 --> 03:03.340
" هاتوري کيوهاچيرو "
... اين اولين بارون آشوبه بين دوتا رئساي جديد قبايل دو طرف

03:03.340 --> 03:05.140
... اين اولين بارون آشوبه بين دوتا رئساي جديد قبايل دو طرف

03:05.140 --> 03:08.580
کوگا-دانجو و ايگا-نو-اوگن ...

03:08.580 --> 03:14.250
اونا همديگرو در در کنار رودخونه آبکاوا خارج از قلعه کشتن

03:14.250 --> 03:18.260
.... درسته بعد رفتن اونا

03:18.260 --> 03:21.490
جنازه هاشون حتما همونجاس؟

03:21.490 --> 03:23.460
... بله همينطوره

03:23.460 --> 03:26.520
... بعد از کشته شدن هر دوي اونها

03:35.410 --> 03:39.750
پس منم اونارو همونجا ول کردم ...

03:39.750 --> 03:41.680
متوجه شدم

03:41.680 --> 03:43.450
... هنوز

03:43.450 --> 03:47.320
گروه تسوباگاکوره ايگا به مسئله نابود کردن تاکچيو گيمي اعتقاد دارن

03:47.320 --> 03:48.920
... اون هميشه دست بالاتر هستند

03:48.920 --> 03:53.360
فقط در طي دو روز گذشته مشخص شد که صلح نامه باطل شده

03:53.360 --> 03:57.360
... پس همونطوري که پيش بيني کرده بودي به زودي به پايان ميرسه

03:57.360 --> 03:59.230
ماتيمون دونو

03:59.230 --> 04:02.900
ديگه احتياجي به گفتن اين مسئله نيست
که اونا چطوري از دور خارج ميشن

04:02.900 --> 04:07.710
... اين يه جنگ معمولي در ميان مردم نيست

04:07.710 --> 04:09.240
... بله

04:09.240 --> 04:15.180
... اون مردمان به درستي مانند شيطانند

04:29.190 --> 04:30.720
... نگران نباش

04:33.200 --> 04:34.770
... فقط تيکه پارت ميکنه

04:34.770 --> 04:36.600
!توي چند لحظه ...

04:50.750 --> 04:53.220
... من ميکشمت

04:53.220 --> 04:54.450
!خوک کثيف کوگا ...

04:55.490 --> 04:58.480
!اينطوري به نظر ميرسه چشم تو چشم با آشغالي از ايگا

05:35.430 --> 05:38.760
واقعاً زماني که درست بهش فکر ميکنم
... منو مأيوس مي کنه که

05:38.760 --> 05:44.000
جنگهاي پيش پا افتاده با شمشير در برابر اونا کارساز نيست

05:44.000 --> 05:50.940
بهم بگو ببينم چه کسايي از اون ليست اولين جنگو شروع کردن؟

05:50.940 --> 05:55.650
چشم ، مرد چاقي که به نظر اصلا شبيه شينوبي ها نمي اومد

05:55.650 --> 05:58.550
و يک پيره مرد قوز دار

05:58.550 --> 06:00.020
... سخن من

06:00.020 --> 06:03.760
هر چند که هيچ يک از آن دو نفر از قطع شدن پيمان صلح
و مابقي جريانات با خبر نبودن

06:03.760 --> 06:06.880
يا از کشته شدن دانجو و اوگن

06:09.030 --> 06:11.600
يک بازي رو شروع کردن

06:11.600 --> 06:14.070
نميخواد تو براي من توضيح بدي کله خربزه اي

06:21.370 --> 06:25.380
!وقتش رسيده بازيي که آخرش مردن رو ياد بگيري , جسوکه

06:25.380 --> 06:29.840
!آتش بس بين ايگا و کوگا منو داره آزار ميده چون انتها نداره

06:34.520 --> 06:40.160
!تو چي هستي ، کيسه باد؟
!تو استخون نداري

06:40.160 --> 06:45.190
هي ، پيره خرفت کله خربزه اي
!چطور جرات کردي به من بي استخون بگي؟

06:55.540 --> 06:56.700
!پيدات کردم

07:04.380 --> 07:07.990
به نظر مي آد چشات داره سياهي ميره
مگه نه پيره مرد

07:07.990 --> 07:12.460
ثابت کردن و نگه داشتن تو کار سختيه

07:12.460 --> 07:13.550
!بگير اومدم--
!بگير اومدم--

07:23.940 --> 07:27.370
اون پيره مرده ميتونسته دست و پاشو دراز کنه؟

07:27.370 --> 07:29.140
خوب ، آخرش چي شد؟

07:29.140 --> 07:32.080
جنگ اونا توسط مداخله نوه پسري دانجو
با دليل و برهان اوردن تموم شد

07:32.080 --> 07:37.320
در کوهستان تسوباکاگوره در نزديکيه مرز بين ايگا و کوگا

07:37.320 --> 07:43.760
اونا گفتن اين فقط يه بازيه ، اما واقعيتش اين نبود
... پس يه نفرشون بايد مي مُرد

07:43.760 --> 07:46.020
... اين يک جنگ متقابل بوده

07:47.430 --> 07:52.760
براي افراد دو قبيله ، چه کسي بيشتر از اين ميتونست
اين کينه وحشتناک رو بين دو قبيله نگه داره

07:52.760 --> 07:59.190
در نتيجه اين براشون يه موقعيت بي همتا بود
!در يه جنگ توجيه شده

08:25.230 --> 08:27.490
!هاتاروبي
!داس کشيرو رو بنداز

08:32.500 --> 08:33.560
!چي؟

08:34.710 --> 08:36.010
... جيموشي

08:36.010 --> 08:38.180
!جيوبي ...

08:38.180 --> 08:39.910
!چرا ما بهش نميرسيم؟

08:45.880 --> 08:50.760
... من هدس ميزنم بايد رول رو از دهانت خارج کني

08:50.760 --> 08:52.720
... وگرنه

08:54.860 --> 08:59.430
تو نميتوني خنجرتو از دهانت خارج کني ...

08:59.430 --> 09:02.170
... درست نميگم

09:02.170 --> 09:03.690
!جيموشي ...

09:07.010 --> 09:08.440
!تنزن

09:11.680 --> 09:16.340
احتياج نيست دوتا از يه نامه وجود داشته باشه

09:23.320 --> 09:26.890
رول نامه کوگا رو آتش زدن؟

09:26.890 --> 09:27.660
بله

09:27.660 --> 09:30.960
پس در حقيقت فرد حامل اونم کشته شد

09:30.960 --> 09:35.500
منظورت اينه که کوگا هنوز نميدونن که جنگ شروع شده؟

09:35.500 --> 09:37.940
درسته

09:37.940 --> 09:43.640
پس توضيح بده ببينم چرا کوگا پس از شکست دست به کار شد

09:43.640 --> 09:46.310
اونا واقعا نميدونستن که پيمان صلح لغو شده بود

09:46.310 --> 09:48.280
... اما اين بدان مناست

09:48.280 --> 09:52.350
شما نبايد زياد خوشنود باشيد ، ماتامون دونو

09:52.350 --> 09:56.340
اونا خيلي باهوش هستند و در هنگام جنگ خيلي با برنامه عمل ميکنن

09:58.660 --> 10:01.830
علاوه بر اين ، اونا جنگجو نيستن

10:01.830 --> 10:05.660
اونا جاسوسهاي سرسختي هستن

10:15.410 --> 10:17.110
!لعنتي

10:17.110 --> 10:18.600
!تو کجايي؟

10:26.250 --> 10:29.150
... اودنو جوسکه هم کشته شد

10:32.260 --> 10:34.260
!اينجا چه خبره؟

10:34.260 --> 10:36.700
!خيلي نزديک بود ها

10:36.700 --> 10:38.860
!تو خيلي مخوفي ، آکجينو

10:38.860 --> 10:41.160
چي ميشه اگه من بيمرم؟

10:43.400 --> 10:46.400
!آب --
!حالا حرف بزن ، آمايو --

10:46.400 --> 10:49.410
براي چي سعي داشتيد گنجوسکه سامارو بُکشيد

10:49.410 --> 10:52.440
!زماني که کوگا و ايگا نزديک به صلح بودن؟

10:52.440 --> 10:59.180
.... خاندان هاتوري .... اون پيمان صلح رو

10:59.180 --> 11:01.750
... باطل کردن ...

11:01.750 --> 11:04.660
!چي؟! پيمان خاندان هاتوري رو ؟

11:04.660 --> 11:06.190
!و؟

11:06.190 --> 11:12.060
... خلاصه ، ايگا ... و کوگا

11:12.060 --> 11:13.530
ايگا و کوگا؟

11:15.930 --> 11:17.900
ايگا و کوگا چي؟

11:17.900 --> 11:20.200
جنگ هنر هاي رزمي رو انجام بدن

11:21.470 --> 11:23.100
!وقتي که گارد نگرفته بودم

11:24.740 --> 11:26.940
!داري چکار ميکني روساسي؟

11:31.920 --> 11:34.920
!اين چيه؟! اينجا چه خبره؟

11:34.920 --> 11:36.550
!ديوار زنده شد

11:39.690 --> 11:41.490
!ديوار

11:41.490 --> 11:44.330
!بيايين بيرون

11:44.330 --> 11:46.490
!متجاوزها

11:50.340 --> 11:52.500
!تموم شد ! همشونو به خاکو خون بکشيد

12:17.530 --> 12:21.570
!افراد قبيله ايگا براي چي از کوره در رفتيد؟

12:21.570 --> 12:25.900
اهالي کوگا شما مارو دوباره عصباني کردن

12:25.900 --> 12:29.310
اين واقعا يه خوش آمد گويي عالي بود به ورود ما

12:31.540 --> 12:34.310
من دستور دادم به آدمهاي مشکوک حمله کنن و اونارو بگيرن

12:40.590 --> 12:43.990
!اين خيلي واضحه که گوکا براي حفظ اموالش بايد چکار کنه

12:43.990 --> 12:49.860
و اين بايد به اندازه کافي شماهارو عصباني کرده باشه
که در ديدار آينده با تسوگاکوره ايگا چه کار خواهيد کرد

12:49.860 --> 12:55.160
حالا همه شماها ميدونيد که گفتگوي دوستانه ما
!در اينجا به پايان رسيد

12:56.100 --> 13:00.210
اين شرح مقداري از مسائل موجود بود که من عيناً ديدم

13:00.210 --> 13:04.340
من ترتيبي دادم که اگر اتفاق جديدي افتاد
افراد من خبرهاشو برسونن

13:06.240 --> 13:10.020
اين جنگ بايد خيلي کشنده و حتي
... وحشتناکتر از اونيه که ما بيان ميکنيم

13:10.020 --> 13:12.250
... بيان وحشي گري

13:12.250 --> 13:19.450
اون زني که بعد از جنگ ادو اومده
...  خيلي وحشي تر از اين حرفهاس که ميزني

13:26.800 --> 13:31.100
دو نسل از شوگن وجود دارن هيدتادا ساما
و برادر بزرگترش تاکچيو ساما

13:31.100 --> 13:33.630
... پشتشون گرمه به نديمشون ، افوکو دونو

13:35.770 --> 13:38.440
و برادر جوانترش ، کونيچيو ساما

13:38.440 --> 13:41.470
پشتش گرمه به همسر شوگان بانو اويو

13:44.380 --> 13:49.090
علاوه بر اين اونا مخالف دورنما هستن

13:49.090 --> 13:56.900
و اين خود عامل بروز جنگ و پيشي گرفتن براي
به دست آوردن اريکه سلطنت توسط فرزندانشون شده

13:56.900 --> 14:01.700
از طرف ديگه خصومت ديرينه ما بين اونها هم وجود داره

14:01.700 --> 14:06.240
زمستان گذشته ، يک نفر قصد داشت افوکو دونو رو به قتل برسونه

14:06.240 --> 14:10.080
که کونچيو گيمي با حمله خودش در همون شب مانع اين کار شد

14:10.080 --> 14:14.580
،و اخيراً کونچيو گيمي توسط چاييش مسموم شد

14:14.580 --> 14:22.690
اما بدون دلواپسي براي اون نجات يافت
افوکو دونو اونو مکيد بيرون

14:22.690 --> 14:25.720
... بدون اينکه حتي توي اينکار درنگي بکنه

14:25.720 --> 14:29.960
شورش اونا تمومي نداره
چکار ميخواهي بکني براي اِدو؟

14:31.230 --> 14:33.100
نگران نباش

14:33.100 --> 14:36.070
ميفهمم که توي پرتاپ تاس يه بار شانس دارم

14:36.070 --> 14:37.170
!بله ، قربان

14:37.170 --> 14:41.310
.پيش بيني ها براي ساخت اِدو به خوبي انجام گرفته --
به چه منظوري؟ --

14:41.310 --> 14:43.340
تنکاي دخيل در اين کار کردم

14:43.340 --> 14:49.210
و اون مرديه بود که ورودش به اين مکان ممنوع شده بود
پس من يه روحاني پيدا کردم

14:49.210 --> 14:51.980
و اون تنها مقامي بود که حکمش در بين زنها پذيرفته شد

14:51.980 --> 14:55.380
پس صبر مي کنيم تا پايان جنگ بين نينجاها

15:15.040 --> 15:17.410
اون چيه ، کيوهاچيرو؟

15:17.410 --> 15:20.410
بهم نگو که جنگ به همين زودي به اتمام رسيده؟

15:20.410 --> 15:22.350
... نـ ..نه

15:22.350 --> 15:27.390
... موقعيت جنگ براي  تسوباگاکوره ايگا عوض شده

15:27.390 --> 15:33.020
اين وسط  يک حدسي وجود داره که
... من از صحت و سقم اون مطمئن نيستم ، اما

15:41.730 --> 15:45.530
!وايسا

15:51.110 --> 15:52.270
!زدمش

16:07.390 --> 16:09.050
!تو اونجايي

16:15.370 --> 16:17.700
!حتما يکي از اون ده تا هستي

16:17.700 --> 16:20.900
!يه هديه پس فرستاده شده چند صورت رو برام نگه ميداره
" يک مثال ژاپوني "

16:36.620 --> 16:38.680
... حرف گوش کن باش

16:43.330 --> 16:46.430
!دسـ ... دستاي من پايين نميآن

16:46.430 --> 16:49.700
!فاحشه

17:03.550 --> 17:05.280
!لعنت به تو

17:23.800 --> 17:26.670
!قبر خودتو با دستاي خودت کندي

17:33.850 --> 17:36.340
يکي از دختراي کوگا اسير شده؟

17:37.220 --> 17:39.510
!چي؟

17:42.720 --> 17:44.240
!لعنت به تو

17:55.530 --> 17:58.700
... من بايد بگم ، تو منو تحت تأثير قرار دادي ، دختر کوگا

17:58.700 --> 18:01.800
!اما اين آخرشه

18:05.980 --> 18:07.770
!چرا تو

18:09.080 --> 18:13.890
!من به پوست بيشتري نياز دارم

18:13.890 --> 18:14.870
!چي؟

18:25.000 --> 18:27.270
تو رودست خوردي مگه نه؟

18:27.270 --> 18:30.430
!منو خيلي دست کم گرفتي دختر

18:35.410 --> 18:39.180
... به اين شدت وحشيانه

18:39.180 --> 18:40.380
کشيرو

18:40.380 --> 18:41.780
بله

19:49.280 --> 19:52.680
!کشيرو ! لطفاً گنجوسکه سامارو نکش

20:24.680 --> 20:31.160
فعلاً ، از هر ده نفر دو طرف ، اينطوري ميشه گفت که
،از گروه ايگا هفت نفر زنده هستن

20:31.160 --> 20:32.860
و گروه کوگا پنج نفر

20:32.860 --> 20:35.990
،در خصوص ابطال پيمان صلح

20:35.990 --> 20:41.130
کوگا هم ديگه باخبر شده

20:41.130 --> 20:44.270
... پس حالا ، من جونم خوام برد

20:44.270 --> 20:46.300
داري کجا ميري؟

20:46.300 --> 20:51.640
... از اين به بعد من مأمورامو تقسيم کردن براي خبر رسوندن ، اما

20:51.640 --> 20:54.610
تو ميدوني که ما ميخواهيم از طريق تو انجام بگيره؟ ...

20:54.610 --> 20:55.840
بله

20:59.850 --> 21:01.080
بسيار خوب

21:10.060 --> 21:11.590
با اجازه شما

21:22.840 --> 21:25.040
... ايگا تسوباگاکوره

21:26.310 --> 21:28.470
... کوگا ماجينداني

21:30.010 --> 21:32.810
.... اون بيست نفر گلچين شده ان

21:38.160 --> 21:43.820
... و ما نيرومونو بايد براي حمله به اوذاکا متمرکز کنيم

22:18.900 --> 22:30.240
<i>اين غبار غم و اندوه که به آهستگي لبه
شمشيرو با قطره هاي قرمز خون مي پوشونه</i>

22:30.240 --> 22:41.550
<i>آينه زيباي آسمون روشنايي ميبخشه به اين فاصله ي توي شبها</i>

22:41.550 --> 22:47.260
<i>بيشتر از رگبار شهابها که به سوي ما روانه ميشوند</i>

22:47.260 --> 22:56.570
<i>به آرامي ، همچون ريسمان دوستي و محبت
که پايه هاي عشقند</i>

22:56.570 --> 23:02.170
<i>... اون چشمان زيبا تصوير درخشش لاجورديه</i>

23:02.170 --> 23:07.910
<i>حتي اگر باد اونارو بپوشونه
درمقابل تاريکي مقابله ميکنم</i>

23:07.910 --> 23:16.520
<i>تا زماني که کسي روي پل وصل روياهاي ما باشه</i>

23:16.520 --> 23:22.020
<i>ما هنوز روشناييمونو ادامه ميديم تا فردا</i>

23:35.010 --> 23:37.470
"قسمت بعدي"

23:38.880 --> 23:41.880
چشمهاي هشيار با هم بسته شدن براي اميد آينده

23:41.880 --> 23:45.750
جوهر حقيقت شروع به پخش شدن در ميان
عاطفه و بدگماني کرده

23:45.750 --> 23:48.920
زماني که " نور مرگ " درخشش بي پاياني داره

23:48.920 --> 23:53.090
شکايت از مرگ و سرزنش کردن شکنجه قلبهارو سرگردان ميکنه

23:53.090 --> 23:55.660
چنج نفر از کوگا
هفت نفر از ايگا

23:55.660 --> 23:59.130
مبارزه تکنيک هاي مرگبار در جاده توکايدو

23:59.130 --> 24:02.200
در قسمت بعدي باسيليسک