﻿WEBVTT

00:07.580 --> 00:10.110
<i>چگونه ميشود مردمي بدينگونه از هم متنفر باشن</i>

00:12.150 --> 00:17.060
<i>....که جسد بي جان مقلوب شده اونا در خون غوطه ور شده باشد </i>

00:19.590 --> 00:23.190
<i>......و ارتباط اونا توسط شمشير شکسته باشد</i>

00:38.780 --> 00:41.910
<i>....در ظلمت از بين بروند ، و از صميم دل ماتم بگيرن و بگوين </i>

00:44.520 --> 00:48.110
<i>" ........ عشق من ، لطفا بمير"</i>

00:51.330 --> 00:54.760
" ........ عشق من ، لطفا بمير"

01:08.850 --> 01:12.650
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:15.150 --> 01:20.150
"قسمت نوزدهم"

01:22.620 --> 01:33.370
<i>ابرها شب رو پوشش دادن با رفتن ماه
اونا به هدفشون که مه هست ميرسن</i>

01:33.370 --> 01:43.880
<i>و عشق ها در درون تله هاي ظالم گرفتار ميشن
همچون جوجه هاي تازه به دنيا آمده</i>

01:43.880 --> 01:54.950
<i>آه ، بعد از سوختن احساسات دروغ
به طور محکم در قلبهاشون..... رخنه ميکند</i>

01:56.520 --> 02:02.400
<i>آرام مثل آب، سخت مثل گل </i>

02:02.400 --> 02:07.130
<i>سوراخ کردن با لرزش شمشير</i>

02:07.130 --> 02:13.210
<i>حتي زماني که من جلوي اشکهاي حسرت وجودمو گرفتم</i>

02:13.210 --> 02:23.610
<i>پلکهايم هنوز تورو به خاطر ميآرن</i>

02:30.220 --> 02:35.160
"دسيسه"

02:47.610 --> 02:49.840
... کُشيرو دونو

02:49.840 --> 02:53.210
!اون صدا .... اين تويي آکجينو؟

02:53.210 --> 02:56.320
!اينجا چکار ميکني؟

02:56.320 --> 02:59.840
... کُشيرو دونو ... مواظب تو بودم

03:02.520 --> 03:07.490
اون که مورُگا هيوما کوگا نيست ، که وايساده مرده؟

03:07.490 --> 03:09.060
!چي؟

03:09.060 --> 03:13.930
!آه ! پس چرا من حس نکردم اونو کشتم

03:13.930 --> 03:20.070
... اون ايستاده مرده
... مورُگا هيوما تو واقعاً ترسناکي

03:20.070 --> 03:25.240
آکجينو دونو ، تو اينجا چکار ميکني؟

03:26.080 --> 03:30.650
!بهم نگو که اتفاقي توي مهمانسراي چيريو افتاده؟

03:30.650 --> 03:35.140
!چه بلايي سر اوبورو ساما اومده؟

03:37.990 --> 03:41.590
.... کُشيرو دونو

03:41.590 --> 03:43.330
... اون کوگا

03:43.330 --> 03:47.630
... کيساراگي سيمون از کوگا بطور ناگهاني در هتل ظاهر شد

03:47.630 --> 03:57.240
... و آهسته و بي رحمانه ابورو ساما رو زجر داد تا اون مُرد ...

04:04.720 --> 04:09.980
..... بانـــو

04:11.860 --> 04:14.430
.... چي

04:14.430 --> 04:16.660
!من چکار کردم؟

04:16.660 --> 04:21.620
... من قسم خورده بودم با جونم از اون محافظت کنم
!با اينحال من چکار کردم؟

04:25.540 --> 04:28.340
!لعنت به تو ! لعنت به تو

04:29.210 --> 04:36.350
!بايد تاوانشو بدي ! بايد تاوان همه چيزو بدي

04:36.350 --> 04:38.480
... کُشيرو دونو

04:38.480 --> 04:40.990
آکجينو دونو

04:40.990 --> 04:47.490
... زماني که ابورو ساما کشته شد
!تو داشتي چکار ميکردي؟

04:47.490 --> 04:49.460
... بهم نگو که

04:49.460 --> 04:58.470
من زنداني بودم وقتي اين اتفاق افتاد
... اما بعدش موفق شدم بشکنمش و فرار کنم

04:58.470 --> 05:07.850
به طور شرم آوري من زنده موندم پس
... گفتم بيام شما و تنزن سامارو هم با اطلاع کنم

05:09.280 --> 05:13.720
!من هيچوقت نميخوام که اينو بشنوم

05:13.720 --> 05:16.720
!من هيچوقت نميخوام اينو بشنوم ، آکجينو دونو

05:16.720 --> 05:22.750
... اما حالا من ديگه احساس ندامت نميکنم

05:25.500 --> 05:29.060
... حالا منو بُکش

05:35.340 --> 05:37.110
... با دستاي خودت...

05:37.110 --> 05:40.200
آکجينو

05:43.020 --> 05:47.350
... منو بکش

05:47.350 --> 05:51.820
... آکجينو دونو --
منو بکش ، منو بکش --

05:51.820 --> 05:56.000
.... آکجينو دونو

05:56.000 --> 05:58.990
... لطفاً منو بکش

06:06.640 --> 06:08.110
... آکجينو

06:10.610 --> 06:12.510
... کُشيرو دونو

06:21.750 --> 06:25.950
ايگا ... باخت

06:27.760 --> 06:32.200
... پس بيا ما هم بميريم

06:34.970 --> 06:37.300
... باهمديگه ...

06:45.910 --> 06:47.810
... کشيرو

07:08.230 --> 07:12.530
... ابورو ساما

07:16.840 --> 07:22.520
.. خداي من ، اداي يه زنو در اوردن خيلي خسته کنندس

07:22.520 --> 07:28.980
پس چيکوما کُشيرو هم کشته شد
... مثل اينکه روياي اون موندن با آکجينو بود

07:44.870 --> 07:47.310
... هيوما

07:47.310 --> 07:52.450
... پس شاهين ابورو برگشته به هتل چيريو

07:52.450 --> 07:54.350
... در اينصورت

08:10.760 --> 08:13.370
!کُشيرو دونو؟

08:13.370 --> 08:17.270
!کُشيرو دونو! کُشيرو دونو

08:21.710 --> 08:24.740
... کُشيرو دونو

08:24.740 --> 08:28.610
... کُشيرو دونو

08:30.180 --> 08:32.920
... آکجينو

08:32.920 --> 08:38.660
!کُشيرو دونو

08:38.660 --> 08:41.060
... کشيرو

08:46.100 --> 08:49.470
... اونا هم بعداً مي آن

08:49.470 --> 08:55.700
... سيمون دونو . تو ميتوني اونارو در يه مدت کوتاه قتل عام کني

09:02.010 --> 09:03.780
... اوبورو

09:06.690 --> 09:09.680
... کُشيرو دونو

09:10.960 --> 09:17.890
... هيچگونه زخمي روي اين جسد نيست، و هنوز

09:24.000 --> 09:26.610
... تو

09:26.610 --> 09:29.270
.... تو اين کارو با کشيرو دونو کردي

09:33.410 --> 09:36.620
آکجينو ، کجاست؟

09:36.620 --> 09:41.850
يک نفر از کوگا که اونو کشته اونجا وايساده

09:41.850 --> 09:48.590
... اون و کُشيرو دونو به احتمال زياد همديگرو در يک زمان کشتن

09:49.100 --> 09:54.330
...  هيوما لطفاً منو ببخش که اجازه دادم به جسد تو ضربه بزنه

09:55.200 --> 10:01.210
صورت اون نابود شده و قابل شناسايي نيستش ، اما
... از موهاي حالت دارش

10:01.210 --> 10:06.040
مشخصه که اينم مرد همون مورُگا هيوما هستش

10:07.310 --> 10:09.940
!آمجينو ! داري چکار ميکني؟

10:17.590 --> 10:20.580
!لطفاً بس کن آکجينو

10:29.800 --> 10:32.600
!بس کن ، آکجينو

10:34.740 --> 10:38.540
!لطفاً بس کن بي حرمتي کردن به جسد يه مرده رو

10:39.610 --> 10:46.620
من زماني از اونا متنفر شدم که تنزن
... اون کاسيمو گيوبورو براي ديدن گذاشتش

10:46.620 --> 10:49.760
در مجاور اون پل ...

10:49.760 --> 10:51.390
اون شايد دشمن ما باشه

10:51.390 --> 10:55.830
... اما اون قبلاً توسط کشيرو زجر کشيده تا کشته بشه

10:55.830 --> 11:02.960
فکر ميکني با بي حرمتي کردن به اون کسي
که کشيرو رو کشته چيزي عوض ميشه؟

11:04.570 --> 11:08.910
بعلاوه ، صورت اون قبل از مرگ نابود شده

11:08.910 --> 11:14.780
... منظورم اينه که اون مورد احترام شديد يه نفره ديگه هستش

11:14.780 --> 11:17.910
با اين موافق نيستي؟

11:20.990 --> 11:24.820
در مورد تنزن چي؟

11:24.820 --> 11:27.590
.... بهم نگو که تنزن هم هستش

11:27.590 --> 11:34.690
تنزن ساما؟ مزخرفه
همچين چيزي امکان نداره

11:48.410 --> 11:52.750
سيمون دونو ، مطمئني که تنزن مُرده؟

11:52.750 --> 11:58.420
البته که هستم ، اون به طور قطع نميتونه زنده مونده باشه

11:58.420 --> 12:02.020
پس اون احمقها چي دارن ميگن؟

12:03.030 --> 12:06.660
ما نميتونيم اين شانسو براي کُشتن ايگاها از دست بديم

12:09.970 --> 12:11.660
... ابورو

12:13.540 --> 12:15.110
!صبر کن

12:15.110 --> 12:17.380
داري چکار ميکني ، سيمون دونو؟

12:17.380 --> 12:23.250
يه سري آدم دارن از سمت غرب ميآن
... توي اين زمان مشکوک به نظر ميآن

12:31.760 --> 12:33.390
" اقامتگاه هاتوري هانزو "

12:33.390 --> 12:34.230
" اقامتگاه هاتوري هانزو "
پدر

12:34.230 --> 12:34.930
پدر

12:34.930 --> 12:41.130
شما نظري نداريد در مورد حرکت عجيب افوکو دونو به "ايسه"؟

12:41.130 --> 12:43.370
براي چي تو برگشتي؟

12:43.370 --> 12:47.570
... اون به احتمال زياد دوست داره توي اين جنگ نينجاها دخالت کنه

12:47.570 --> 12:48.670
لطفاً يه نفرو سريع بفرست

12:48.670 --> 12:51.110
تا بره پيش اون

12:51.110 --> 12:52.840
پدر؟

12:58.620 --> 13:05.750
... لطفاً با آرامش در اينجا استراحت کن ، کُشيرو دونو

13:19.070 --> 13:22.060
!کي اونجاس؟

13:26.310 --> 13:28.550
!اين چيه؟

13:28.550 --> 13:32.990
!راه زن ! مواظب باشيد

13:32.990 --> 13:34.690
!ها؟

13:34.690 --> 13:40.990
ما داريم به سمت سمپو ميريم
!براي درخواست ملاقات از اياسو ساما

13:40.990 --> 13:45.460
و شماها کي هستيد؟

13:45.460 --> 13:48.330
چي ؟ --
شوگان بزرگ؟ --

13:48.330 --> 13:52.570
! چه مزخرفاتي ! اسم اون نبايد به اين آسوني بيان بشه

13:52.570 --> 13:54.470
!شما کي هستيد؟

13:54.470 --> 13:57.380
جنگجويان تسوباگاکوره از ايگا

13:57.380 --> 13:58.410
!ايگا؟

13:58.410 --> 14:03.350
!چي؟ شماها چي گفتيد؟

14:06.720 --> 14:11.950
!گفتيد تسوباگاکوره ايگا؟

14:20.200 --> 14:21.800
!اوفوکو ساما

14:21.800 --> 14:25.500
مشکلي نداره ، راحت باشيد

14:27.440 --> 14:33.310
به گمونم شما از خاندان ايگا هستيد و
در حال جنگ با کوگا هستيد

14:33.310 --> 14:37.920
الان ديگه پيمان صلح هاتوري هانزو فسخ شده؟

14:37.920 --> 14:39.520
شما کي هستيد؟

14:39.520 --> 14:47.620
من افوکو نديمه تاکچيو ساما پسر شوگان هستم

14:50.360 --> 14:55.700
گمون کنم اسم شما اوبورو و آکجينو باشه؟

14:55.700 --> 14:58.470
!ها؟ --
شما از کجا ميدونيد؟ --

14:58.470 --> 15:00.810
!اوه ، ميدونم ديگه

15:00.810 --> 15:08.810
پير شوگان به ايگا نو اوگن اسم ده نفر رو داد
اونا بايد نينجاهاي ممتازي باشند

15:08.810 --> 15:16.020
مبارزه شماها براي به جانشيني رسيدن
تاکچيو ساما خيلي ارزشمند هستش

15:22.530 --> 15:26.830
راستي ... اون جسدي که افتاده اونجا کيه؟

15:26.830 --> 15:33.340
اون مرد مورُگا هيوما از ماجينداني کوگا هستش

15:33.340 --> 15:36.410
!اوه ! گفتيد کوگا؟

15:36.410 --> 15:38.440
!کارتون عالي بود

15:38.440 --> 15:46.320
خوب ، خانومهاي ايگا ، جايي براي استراحت کردن داريد؟

15:48.320 --> 15:52.730
همه کشته شدن

15:52.730 --> 15:54.790
!امکان نداره

15:54.790 --> 15:59.360
!فقط با گذشت چند روز از لغو شدن پيمان صلح

16:29.960 --> 16:32.230
.... لطفاٌ همه داستان رو به ما بگيد

16:32.230 --> 16:41.270
منظور شما از اين که جنگ ما براي تاکچيو ساما
اهميت بالايي داره چي بود؟

16:41.270 --> 16:44.780
!چي؟

16:44.780 --> 16:47.910
.... علتشو نميدونيد

16:47.910 --> 16:53.980
شماها داريد با کوگا ميجنگيد در حالي که
حتي علت اين جنگ رو نميدونيد؟

16:55.920 --> 16:58.050
.... خيلي خوب

16:59.790 --> 17:06.530
....من بهتون ميگم که براي چي اين مأموريت نبرد شما انقدر مهمه

17:09.330 --> 17:14.710
واقعاً شما در مورد کار اوفوکو ساما مضطرب نيستيد ؟

17:14.710 --> 17:17.380
اگر ما اونو به حال خودش بذاريم ، اون
.... واقعاً ميتونه توي اين موضوع دردسر ساز بشه

17:17.380 --> 17:20.480
و قضيه رو کاملاً برعکس کنه

17:20.480 --> 17:27.390
من افوکو رو به حال خودش گذاشتم تا مانع
از آزارهاي غير ضروري توي اين مسئله بشه

17:29.590 --> 17:33.890
اوفوکو سابقاً دومين زن اينابا سادونوکامي بوده

17:33.890 --> 17:38.060
اما اون عاقبت به اين موضوع پي بُرد که
همسر اون از معشوقه اش يه بچه داره

17:38.060 --> 17:41.800
و به زور شوهرش اونو قبول کرد ، اون
اونارو بدون اينکه شوهرش خبر داشته باشه دعوت کرد

17:41.800 --> 17:48.010
و به طور ناگهاني با خنجرش اون مادر و بچه رو به قتل رسوند

17:48.010 --> 17:55.350
و در حالي که ، انگار که نه انگار اتفاقي افتاده باشه
اون بدون هيچ شتابي سوار ارابه اش شد

17:55.350 --> 18:00.690
اون ميتونه به يه آدم خطرناکي بي رحم تبديل بشه

18:00.690 --> 18:03.590
اگه بخواهي بيشتر از اين سر راهش باشي

18:03.590 --> 18:08.230
اونو به حال خودش رها کن اين بهترين انتخابه
بطوري که اون کمترين زحمتو ببينه

18:08.230 --> 18:10.030
.... اما ، پدر

18:10.030 --> 18:11.600
کيوهاچيـــرو

18:11.600 --> 18:15.300
مانند چهارمين نسل از ماشيرو هانزو
منم نسبت به تو متعهدم

18:15.300 --> 18:19.910
هر چند که افوکو توي توطئه چيدن خيلي موزي و استاده

18:19.910 --> 18:27.110
هيچکسي از مداخله کردن براي به نتيجه رسيدن اميال شخصيش
در اجراي اين جنگ بين نينجاها سودي نميبره

18:34.120 --> 18:39.320
اين حقيقتاً يه افتخار بزرگه ، تو با اين موافق نيستي؟

18:41.290 --> 18:48.330
اوبورو ، آکجينو ، امکان داره ازتون درخواست کنم
به همراه من به سنپو بياييد؟

18:48.330 --> 18:52.270
!نه ، البته اصرار ندارم که شما همراه ما من بياييد

18:53.340 --> 19:00.080
!به خاطر تاکچيوساما هم که شده من اجازه نميدم شماها بميريد

19:00.080 --> 19:04.950
چي گفتي؟ قول ميدم که از اينکارت پشيمون نشي

19:07.120 --> 19:12.490
<i>مذاکره کردن براي پيمان صلحي که به واسطه
هاتوري هانزو بوجود اومده و باطل شده</i>

19:12.490 --> 19:20.600
<i>اما من ميلي به اين جنگ ندارم و ميدونم هيچ يک
از اين کارا دليلي براي اين جنگ نميشه</i>

19:20.600 --> 19:23.470
<i>از اينرو ، قصد کردم که يکبار ديگه براي ملاقات به سنپو برم </i>

19:23.470 --> 19:28.670
<i>براي درخواست کردن از شوگان بزرگ و هاتوري دونو</i>

19:28.670 --> 19:30.640
ما هم با شما به سنپو مي آييم

19:30.640 --> 19:32.610
!اوه ! اي خيلي عاليه

19:32.610 --> 19:36.620
!اوبورو ساما ، ما نميتونيم بذاريم کوگا ها الان برن

19:36.620 --> 19:40.220
!نه ، ما نميذاريم کوگا ها جايي برن

19:40.220 --> 19:45.790
!من نميذارم حتي يکي از شما ها بميره

19:45.790 --> 19:53.560
<i>در واقع ، رفتن اوبورو ساما براي ملاقات کردن
....  به سنپو بهترين نقشه در حال حاضر هست</i>

19:55.400 --> 19:57.960
... و نهايتاً من ميتونم

20:01.010 --> 20:06.910
... ما ميتونيم به مالاقات شوگان بزرگ و هاتوري ساما در سنپو بريم

20:06.910 --> 20:13.610
حتي اگر هزينه اين کار دادن جونم باشه، ما ميتونيم
.... دوباره اون پيمان صلح رو تثبيت کنيم

20:26.700 --> 20:32.300
پس اين جنگ تکنيک ها در حقيقت براي
.... جانشيني تاکاگاوا صورت گرفته

20:32.300 --> 20:35.100
.... چقدر جالبه

20:37.440 --> 20:39.930
.... پس چرا اون

20:42.110 --> 20:44.740
... پس اون چطوري ميتونه

22:19.340 --> 22:30.790
<i>اين غبار غم و اندوه که به آهستگي لبه
شمشيرو با قطره هاي قرمز خون مي پوشونه</i>

22:30.790 --> 22:42.000
<i>آينه زيباي آسمون روشنايي ميبخشه به اين فاصله ي توي شبها</i>

22:42.000 --> 22:47.640
<i>بيشتر از رگبار شهابها که به سوي ما روانه ميشوند</i>

22:47.640 --> 22:57.080
<i>به آرامي ، همچون ريسمان دوستي و محبت
که پايه هاي عشقند</i>

22:57.080 --> 23:02.690
<i>... اون چشمان زيبا تصوير درخشش لاجورديه</i>

23:02.690 --> 23:08.390
<i>حتي اگر باد اونارو بپوشونه
درمقابل تاريکي مقابله ميکنم</i>

23:08.390 --> 23:16.830
<i>تا زماني که کسي روي پل وصل روياهاي ما باشه</i>

23:16.830 --> 23:22.300
<i>ما هنوز روشناييمونو ادامه ميديم تا فردا</i>

23:35.690 --> 23:37.650
"قسمت بعدي"

23:40.660 --> 23:44.730
زني آهسته منتظر و زنداني
پلي در تاريکي ميشود

23:44.730 --> 23:50.270
پايان يافتن تباهي کامل در مجلس ختم غبار آلود و
و شکستن تابوت درخشان

23:50.270 --> 23:55.270
رخنه کردن در احساسات
همانند دشمني کردن بشر که تا حالا ديده

23:55.270 --> 23:59.110
... جاري شدن شيار خون در جوي آب

23:59.110 --> 24:02.080
در قسمت بعدي باسيليسک