﻿WEBVTT

00:01.825 --> 00:03.359
آنچه گذشت

00:03.361 --> 00:06.196
ازت ميخوام به اون چيزي که خودت هستي تبديلم کني

00:06.198 --> 00:08.731
!نه، اصلاً نميدوني داري چه درخواستي ميکني

00:08.733 --> 00:10.600
! اه

00:10.602 --> 00:13.303
"سالي" -
برادرت طوريش نميشه -

00:13.305 --> 00:16.239
از حالا به بعد اگه با
کسايي که قبلاً مي شناختي

00:16.241 --> 00:17.941
رابطه داشته باشي
به کشتنشون نميدي

00:17.943 --> 00:21.211
ولي وقتي که بميري، روحت مالِ منه

00:23.982 --> 00:26.015
داشتيم خون آشام هارو تعقيب مي کرديم و مي کشتيم

00:26.017 --> 00:27.083
ايدين" مرد خوبيه"

00:27.085 --> 00:28.818
بايد متوقف بشه

00:28.820 --> 00:31.387
روابط گرگ ها عميق تره

00:31.415 --> 00:34.350
اون تورو سلاح مخفي من مي کنه

00:34.352 --> 00:36.385
زودتر مياد خونه

00:36.387 --> 00:37.920
چشم ازش برندار

00:42.692 --> 00:44.126
الاناست که برسم

00:45.829 --> 00:49.531
اوه! خونِ تو بود. کار تو بود

00:49.533 --> 00:51.333
!دست از پا خطا نکن

00:54.005 --> 00:56.605
هوي! کدوم بخش از "من اوني ـم که چوب نوک تيز داره" رو

00:56.607 --> 00:57.806
متوجه نميشي ؟

01:09.152 --> 01:10.919
جاش" ، تف تو شانس"

01:14.724 --> 01:16.358
صب کن، وايسا

01:16.360 --> 01:18.594
! بمير ! زالو

01:18.596 --> 01:19.862
! اوه

01:22.466 --> 01:25.401
خب خب، کي واسه صبحونه
اونم کله سحر با خامه آمادست ؟

01:28.038 --> 01:29.338
"ايدين"

01:31.908 --> 01:34.209
ارين" ؟"

01:34.211 --> 01:35.511
"ارين"

01:35.513 --> 01:37.079
اوه، خدايا

01:37.081 --> 01:39.748
ارين" ، ميخوام چشماتو باز کني"

01:39.750 --> 01:41.383
ارين" ؟"

01:41.385 --> 01:43.185
"ارين"

01:44.385 --> 01:59.185
‏.::  www.bolboljan.net ::.

02:02.740 --> 02:05.174
<i>مارک استنفورد به بخش راديولوژثي</i>

02:05.176 --> 02:07.409
<i>مارک استنفورد به بخش راديولوژثي</i>

02:13.116 --> 02:14.917
حالش چطوره ؟

02:17.887 --> 02:19.588
خوب نيس

02:23.026 --> 02:26.395
از وقتي که قبولش کردن
هي بهوش مياد، هي از هوش ميره

02:26.397 --> 02:29.064
نائورو" ميگه که حالش بهبود پيدا ميکنه"
ولي از اونوقت به بعد

02:29.066 --> 02:31.467
نميگن که تومور قراره چه

02:31.469 --> 02:33.369
بلايي سر فعاليت هاي مغزيش بياره

02:35.072 --> 02:38.741
توي همين بحبوحه
با بخش آزمايشگاه سروکله ميزدم

02:40.510 --> 02:44.813
و سعي ميکردم مطمئن بشم
خونِ ـش به خونِ انسان تبديل ميشه

02:46.649 --> 02:48.016
ولي دکترا فکر ميکنن که

02:48.018 --> 02:50.652
بطور وحشتناکي افتاده زمين

02:51.721 --> 02:54.690
خب اين همون جاييه که بهم ميگي

02:56.159 --> 02:57.793
واقعاً چه اتفاقي افتاد

02:57.795 --> 02:59.495
منظورم اينه که، چي شده ؟
از اون تغذيه کردي ؟

02:59.497 --> 03:00.496
چه اتفاقي افتاد ؟ -
!نه اينطور نبود -

03:00.498 --> 03:01.497
...خب، پس چي شد

03:01.499 --> 03:02.731
عمداً نبود

03:02.733 --> 03:05.734
ببين، من اومدم خونه
چندتا شيشه نمونه خون برداشتم

03:05.736 --> 03:08.070
و چيز ديگه اي که ميدونم
پخش شدم کف زمين

03:08.072 --> 03:10.439
و هيچ حسي نداشتم
... تا اينکه

03:10.441 --> 03:11.640
تا اينکه تو اومدي

03:13.209 --> 03:15.611
خونِ گرگنما توي غذام بود

03:15.613 --> 03:17.079
بايد اينجور بوده باشه

03:17.081 --> 03:18.213
... آخه

03:18.215 --> 03:19.381
غيرممکنه، آخه چطوري ؟

03:19.383 --> 03:20.949
"خب، من نميدونم، "جاش

03:20.951 --> 03:23.051
منظورم اينه که، يه خونه رو با

03:23.053 --> 03:24.853
نه يکي، بلکه دو گرگنما شريک شديم

03:24.855 --> 03:26.188
يکيش دوست دخترت

03:26.190 --> 03:28.657
ولي بعد اين نوجوون وحشي خلافکار

03:28.659 --> 03:31.493
که فهميدم علاقه شديدي به حملِ
چوب هاي نوک تيز داره

03:31.495 --> 03:33.128
چي ؟

03:33.130 --> 03:35.564
"خودش اومد سراغم، "جاش

03:36.599 --> 03:38.767
! واي ... نــــه

03:40.137 --> 03:41.804
اون عددي دربرابر تو نيست

03:41.806 --> 03:43.372
!تورو بيشتر از من دوست داره

03:43.374 --> 03:44.807
ميدونم

03:44.519 --> 03:45.818
انقدري دوستت داره که

03:45.820 --> 03:47.319
!بدجور حسوديم ميشه

03:47.321 --> 03:49.922
ميدونم، ولي از وقتي که کف زمين پهن شدم

03:49.924 --> 03:51.857
.و خون از مردمک چشمام بيرون ميومد، فهميدم

03:51.859 --> 03:52.925
کجاست ؟

03:52.927 --> 03:54.527
توي اتاق 59

03:54.529 --> 03:56.362
!"اون بچه ـست، "ايدين

03:56.364 --> 03:59.298
!بچه اي که من و "جاش" درقبالش مسئوليم

03:59.300 --> 04:00.258
داشتم از خودم دفاع مي کردم

04:00.270 --> 04:02.688
داري ميگي تنها راه چارت دربرابر

04:02.689 --> 04:03.993
يه نوجوون اين بود

04:03.994 --> 04:06.276
که سرشو بکوبي توي ديوار ؟

04:06.882 --> 04:08.748
بذار اون بخش از داستان که بهش مربوط ميشه رو بگه

04:08.750 --> 04:11.751
"نه، اونا بهانه ان، "جاش
و هميشه هم اينارو توي آستينش داره

04:11.753 --> 04:15.255
حقيقت اينه که، هرجايي که تو بري
خشونتم ميره

04:15.257 --> 04:18.057
خب، منم يه چيزايي راجع به خشونت ميدونم

04:18.059 --> 04:20.994
و اگه "ارين" صحيح و سالم از اين وضعيت در نياد

04:20.996 --> 04:23.563
مجبوري که بهم جواب بدي

04:25.900 --> 04:27.316
نورا" ؟"

04:45.805 --> 04:46.855
بريج" ؟"

04:46.597 --> 04:48.797
به اين اميد بودم
که هنوزم همينجا شاغل باشي

04:49.766 --> 04:51.166
"واقعاً خودمم، "بريج

04:51.168 --> 04:54.136
فقط جو گير نشو، ميتونم توضيح بدم

04:54.138 --> 04:56.972
کار کرد -
خونسردي خودتو حفظ کن -

04:56.974 --> 04:59.141
تونستم با اون عالم ارتباط برقرار کنم

04:59.143 --> 05:01.543
چه کمکي از دستم برمياد، روح ؟

05:01.545 --> 05:03.111
بذار من رابط اين دنيات باشم

05:03.113 --> 05:06.048
باشه، خب نميدونم درمورد چي صحبت ميکني

05:06.050 --> 05:08.517
باشه؟ ولي، فکر کردم بتونيم باهمديگه بريم
و خرچنگ بزنيم توي رگ

05:08.519 --> 05:10.218
و يکم شراب سفيد و اينا بخوريم

05:12.756 --> 05:13.922
! اوه

05:15.925 --> 05:17.526
! اوه خدايا

05:17.528 --> 05:21.897
...خب، الان موجويت صورتم رو تاييد کردي

05:21.899 --> 05:23.699
تو روح نيستي -
!نه -

05:23.701 --> 05:26.401
زنده اي ؟

05:26.403 --> 05:28.370
زنده ام و درمورد خرچنگ خوردنم جدي هستم

05:28.372 --> 05:29.971
همه اش دلم داره ضعف ميره

05:29.973 --> 05:31.907
واي خدايا

05:31.909 --> 05:33.208
... تو

05:34.578 --> 05:36.745
خيلي خوب داري درکش ميکني

05:36.747 --> 05:37.946
اوه

05:45.989 --> 05:46.988
سلام

05:47.991 --> 05:49.691
بايد به خواهرت زنگ بزني

05:49.693 --> 05:51.760
قرار بود امروز ناهار بخوريم

05:51.762 --> 05:53.729
آره، باشه رو چشمم
عيبي نداره

05:53.731 --> 05:57.165
و شايد برم خونه، يه سري از وسايلشو
واسه موقعي که بهوش اومد بيارم

05:57.167 --> 05:59.601
شايد چندتا لباس راحتي و مسواکش

05:59.603 --> 06:01.203
"نورا"

06:01.205 --> 06:04.172
الان دقيقاً اون کاري که نيازه رو داريم انجام ميديم

06:04.174 --> 06:05.841
فقط بايد پيشش باشيم، خب ؟

06:05.843 --> 06:08.643
اين بهترين کاريه که از دستمون ساختست

06:13.449 --> 06:16.785
ميدونم که "ايدين" دوستمونه

06:16.787 --> 06:19.087
جدي ميگم

06:19.089 --> 06:22.691
و يه بخشي از وجودم واقعاً
باور داره که اونم ميخواد باشه

06:22.693 --> 06:24.092
... نميدونم

06:25.428 --> 06:27.028
يه خون آشام بهتر ميخواد باشه

06:27.030 --> 06:30.365
اگه همچين چيزي وجود داشته باشه

06:30.367 --> 06:34.136
ولي خسارات جانبي زيادي داره

06:37.940 --> 06:40.575
ايدين" فکر ميکنه که خونِ گرگنما"

06:41.778 --> 06:44.012
باعث واکنشش بوده

06:44.014 --> 06:46.782
خونِ "ارين" توي غذاش بوده

06:48.351 --> 06:50.685
واسه يه دقه و نيم
به گرگنما تبديل شده بوده

06:50.687 --> 06:51.753
ميدونم، ميدونم

06:51.755 --> 06:52.921
حتي اگه خبر داشت

06:52.923 --> 06:55.023
که خونِ ـش چه تاثيري روي خون آشام داره

06:55.025 --> 06:56.324
چرا بايد به "ايدين" صدمه برسونه ؟

06:56.326 --> 06:58.393
نميدونم

06:59.796 --> 07:01.797
آخه سابقه اين کارا هم داره

07:01.799 --> 07:04.332
منظورم اينه که ... سرگذشت خشونت باري داره

07:04.334 --> 07:05.901
آره، "ايدين" هم داره

07:07.837 --> 07:11.406
ولي يخورده بيشتر از 200 سالشو مخفي کرده

07:15.344 --> 07:19.014
خودت که ميدوني، "ارين" ول کرد و رفت

07:20.216 --> 07:23.351
ليام" اون کسي بود که"
پيداش کرد

07:24.922 --> 07:26.988
ليام" بود که "ارين" رو برگردوند خونه"

07:26.990 --> 07:31.226
و اين حقيقت که "ايدين" رو ميخواد

07:31.228 --> 07:35.063
...رو به صراحت مخفي نکرد
که ميخواد همه خون آشام ها کشته بشن

07:36.566 --> 07:39.668
...چرا براي يک بارم که شده

07:39.670 --> 07:42.904
قبول نمي کني که کار اشتباهي مرتکب شده

07:42.906 --> 07:45.173
خودم ميدونم، ميفهمم چي داري ميگي

07:45.175 --> 07:47.742
ولي فکر نمي کنم که ميخواسته به "ارين" صدمه برسونه

07:49.245 --> 07:51.046
واقعاً اينطور فکر نميکنم

07:51.048 --> 07:53.014
... بعضي وقتا تعجب ميکنم

07:55.251 --> 07:57.619
...اگه يه روز برسه که

07:59.956 --> 08:02.958
قرار باشه بين ما، فقط يک نفر رو انتخاب کني
کدوممون رو انتخاب مي کني، "جاش" ؟

08:07.196 --> 08:09.064
سلام رفيق

08:09.066 --> 08:10.999
داشتي چيکار ميکردي ؟

08:15.004 --> 08:16.838
ببخشيد، شما کي باشين ؟

08:17.840 --> 08:19.374
ايدين"، طوري نيست"

08:19.376 --> 08:20.775
اون چيزي نيست، چيز مهمي نيست

08:20.777 --> 08:22.811
بايد يه مدرکي، گواهي چيزي ببينم

08:24.513 --> 08:27.682
شنيدي چي گفتم ؟
کارت پرسونليت رو نشون بده

08:27.684 --> 08:29.284
همين الان

08:29.286 --> 08:31.720
اجازه بده به يه نهار دعوتت کنم

08:41.030 --> 08:43.999
من "بليک" ام

08:44.001 --> 08:46.067
دوستمون بلاخره 'سازنده' اش رو ملاقات کرد
( کسي که تبديلش کنه )

08:53.204 --> 08:55.605
چطوري پيداش کردي ؟

08:55.607 --> 08:56.973
تورو تعقيب کردم

08:56.975 --> 08:59.843
خب، تو و افراد کمي بازمانده هستين

08:59.845 --> 09:02.879
ولي "ايدين ويت" شهرت بخصوصي داره

09:02.881 --> 09:05.715
... و حالا که من و "کنت" بهتر باهم آشنا شديم

09:05.717 --> 09:06.850
اسمش "کني"ـه

09:06.852 --> 09:08.318
خب، راستش

09:08.320 --> 09:09.853
با "کنت" هم حال مي کنم

09:12.023 --> 09:14.624
بنظرم کار سرنوشت باشه
تو اينجوري فکر نمي کني ؟

09:14.626 --> 09:16.559
يه بار ديگه بگو

09:16.561 --> 09:18.228
خون آشام ها بدون هيچ تاملي قبول مي کنن

09:18.230 --> 09:20.497
به همين خاطر نسلمون داره منقرض ميشه

09:20.499 --> 09:25.535
حالا که خوده "کنت" ميخواد
به هديه جاودانگي نياز داره

09:25.537 --> 09:27.837
و منم دل تو دلم نيس که بدم ـش

09:27.839 --> 09:30.140
هديه جاودانگي... وايسا

09:30.142 --> 09:31.975
! کني"، اين کارو نکن"

09:31.977 --> 09:34.144
به هيچ وجه نه! امکان نداره

09:34.146 --> 09:35.779
!فهميدي؟ هي، رفيق

09:35.781 --> 09:37.580
اون گفت شما دو تا به هم نزديک بودين

09:37.582 --> 09:38.581
هستيم

09:38.583 --> 09:39.883
فکر ميکردم تو موافقي

09:39.885 --> 09:42.485
اين يه نظم عادلانه و متمدنانه ـست

09:42.487 --> 09:43.887
!شوخي ميکني؟

09:43.889 --> 09:45.388
اون ازم تا سن 18 سالگي فرصت خواست

09:45.390 --> 09:47.824
کني" ؟" -
بعد هم نيش ـش رو بهش ميدم -

09:47.826 --> 09:49.859
!بسه،به هيچ وجه

09:49.861 --> 09:51.694
نه، نميخوام اين اتفاق بيفته، مخصوصاً واسه تو

09:51.696 --> 09:54.030
ديگه نميتونم اينطوري زندگي کنم

09:55.332 --> 09:57.934
تو ميدوني... چون بهت گفتم، يادته؟

10:01.005 --> 10:02.505
ما قرارمون رو بستيم، تموم شده ـس

10:02.507 --> 10:05.675
...آره، ولي اون بهت نگفته ارزش اون

10:09.713 --> 10:11.240
"عمه "بليک" ـت بايد بره بيرون "کني

10:11.240 --> 10:12.366
بايد يه نمونه ازت بگيرم

10:16.387 --> 10:17.854
"بعد ميبينمت عمه "بليک

10:17.856 --> 10:19.722
"شما هم همينطور پرستار "ويت

10:27.832 --> 10:29.666
...اگه مجبور به اين کارش کني

10:29.668 --> 10:33.303
چرا بايد يه بچه 17 ساله رو وادار کنم؟

10:33.305 --> 10:36.940
من اولين زن آزادم که اون
براي اولين بار توي عمرش ديده

10:36.942 --> 10:38.641
خودت شنيدي چي گفت

10:38.643 --> 10:39.776
خودش اينو ميخواد

10:39.778 --> 10:41.544
کي تو رو تبديل کرد؟ کدوم شهر؟

10:42.948 --> 10:44.547
!داري در مورد رگ و ريشه ـم سؤال ميپرسي ؟

10:44.549 --> 10:46.015
درجه ـت چيه؟  پنج ، اين حدودا ؟

10:46.017 --> 10:47.283
يازده

10:47.285 --> 10:48.384
...آها، به اندازه کافي جوون و خام هستي

10:48.386 --> 10:50.820
...فکر کني اين وضعيت خيلي خاصه

10:50.822 --> 10:52.322
...و تو آدم ها رو نجات ميدي

10:52.324 --> 10:54.491
! و اين کارت يه جور تحول ايجاد کردنه

10:54.493 --> 10:57.260
و تو به اندازه کافي پير و باتجربه هستي
که الآن بي‌اشتها باشي؟

10:57.262 --> 11:00.063
!چرا، از کي انقدر باعظمت شدي ؟

11:00.065 --> 11:02.031
تو پسر "بيشاپ" ـي

11:02.033 --> 11:05.201
همون افسانه ي جنگ که طرفِ سپاهيان "مادر" بود

11:05.203 --> 11:08.438
!آره، و يه جزيره اي که منو خداي خودش ميدونه

11:08.440 --> 11:09.906
!شما جماعت به حرفاتون فکر هم ميکنين ؟

11:09.908 --> 11:12.375
! و همچنين يه قاتل گرگينه هاي اصيل

11:19.383 --> 11:22.785
...ببين، ميدونم ما دوتا يه ديد نسبت به اطرافمون نداريم

11:22.787 --> 11:25.622
ولي هميشه شنيدم تو يه آدم آينده نگري

11:25.624 --> 11:27.857
قرار با "کنت" تموم شده ـس

11:27.859 --> 11:30.160
به نفع هر دو گونه ـس

11:30.162 --> 11:32.562
نميبيني اين يه تحول بزرگه؟

11:42.207 --> 11:43.740
!ممنون

11:46.578 --> 11:50.280
...خب الان يجورايي زامبي هستي يا

11:50.282 --> 11:54.083
چرا اون کلمه مثل نقل و نبات
توي همه جا پخش شده ؟

11:54.085 --> 11:57.754
نه، زامبي ها فقط ميتونن
راه برن و صداهاي نابهنجار توليد کنن

11:57.756 --> 12:00.523
درحالي که من ميتونم تيپ بزنم و خوشگل کنم

12:01.559 --> 12:04.994
بريج"، خيله خب"

12:04.996 --> 12:07.664
الان که ميتونم ملت رو ببينم
... اونم رو در رو

12:07.666 --> 12:08.665
اوهوم

12:08.667 --> 12:10.400
بايد پيدات مي کردم

12:10.402 --> 12:12.435
چون وقتي که روح بودم

12:12.437 --> 12:14.804
من و تو، يجورايي باهم ارتباط داشتيم، خب ؟

12:14.806 --> 12:17.240
هيچوقت خودمو بخاطر اينکه

12:17.242 --> 12:19.309
حرفت رو راجع به "دني" گوش نمي دادم نمي بخشم

12:19.311 --> 12:21.477
فقط ذهنم به اون اندازه که بايد گيرا نبود

12:21.479 --> 12:23.446
درست نيست، صدامو مي شنيدي

12:23.448 --> 12:26.115
وقتي هيچ انسان ديگه اي نمي تونست صدامو بشنوه
تو مي شنيدي

12:26.117 --> 12:28.651
نه، من نااميدت کردم

12:28.653 --> 12:30.386
"نه! "بريج

12:30.388 --> 12:33.623
ولي چيزي که سعي دارم بگم
اينه که ، اون مهارت

12:33.625 --> 12:35.625
...اون ارتباط با عالم اموات

12:35.627 --> 12:38.061
توي يه گروه "ويکا" عضو شدم
( ويکا = جادوورزي؛ اسم يک فرقه ي جديد ديني ـست )

12:40.431 --> 12:41.998
الان يعني جدي هستي ؟

12:43.167 --> 12:45.635
... براي همين موهات رو اونجوري کردي و

12:45.637 --> 12:49.872
منظورم اينه که ... نه
ديدگاه هاي زيادي هست

12:49.874 --> 12:54.177
داري موجوديت زندگي پس از مرگ
که روح بهش تعلق داره رو زير سوال مي بري

12:54.179 --> 12:56.179
يه نفر که واقعاً زندگي پس از مرگ رو تجربه کرده ؟

12:56.181 --> 12:58.214
نه، اما بعضي هارو مي شناسم

12:58.216 --> 13:00.450
که ميتونن با عالم اموات ارتباط داشته باشن

13:00.452 --> 13:03.152
و دقيقاً اونجوري هم پيش نميره

13:03.154 --> 13:07.323
هر کسي که ديدگاه "ويکا" داره، بايد به اون مرحله
برسه که خودش رو درخور اين شرايط بدونه

13:07.325 --> 13:09.225
اهم -
وقتي من توي اون محفل ـم -

13:09.227 --> 13:11.294
آرامش تموم وجودم رو در بر ميگيره
و ذهنم رو خالي مي کنه

13:11.296 --> 13:12.729
آره

13:12.731 --> 13:15.531
"من فقط ميخواستم تورو پيدا کنم، "سالي

13:16.934 --> 13:19.602
ولي خدا ميدونه چند تا روح ـه ديگه
شايد به کمک من نياز داشته باشن

13:19.604 --> 13:21.638
!اوه! همرام بيا

13:21.640 --> 13:24.607
... اووه! نه، چون من

13:24.609 --> 13:28.378
راستش، خيلي چيزارو پشت سر گذاشتم، مثل

13:28.380 --> 13:30.213
چيزاي سخت، آسيب هاي بعد از جادو

13:30.215 --> 13:33.383
و نميتونم با مردم درمورد اينکه کي هستم
سر و کله بزنم

13:33.385 --> 13:34.851
...خب ترجيح ميدم که

13:34.853 --> 13:35.852
!خواهش

13:35.854 --> 13:36.853
...نه، من

13:36.855 --> 13:38.421
همين تازه دوباره بدستت آوردم

13:38.423 --> 13:40.056
نه

13:40.058 --> 13:42.725
ميخوام بازم بخشي از زندگي همديگه باشيم

13:42.727 --> 13:45.061
آره، منم فقط به همين دليل اومدم

13:46.196 --> 13:47.730
...ولي -
"سالي" -

13:47.732 --> 13:48.731
!نه

13:48.733 --> 13:50.733
اين گروه؛ زندگي جديد منه

13:55.839 --> 13:57.073
باشه

14:19.064 --> 14:20.463
نورا" اينجاست ؟"

14:20.465 --> 14:22.231
گوشيش رو جواب نميده

14:22.233 --> 14:24.367
"سلام، "کت

14:26.403 --> 14:27.670
ببخشيد

14:27.672 --> 14:29.339
"بازم سلام، "ايدين

14:29.341 --> 14:32.508
همون هم اتاقي "نورا" که مطمئناً معتاد نيست

14:33.777 --> 14:35.044
ميدوني کجاست ؟

14:35.046 --> 14:37.180
اينجا نيستش، نه

14:37.182 --> 14:40.016
نورا" و "جاش" توي بيمارستانن"
يکي از دوستان زخمي شده بود

14:40.018 --> 14:43.119
که يعني من اوسکولم
که 13 تا پيغام صوتي براش گذاشتم

14:43.121 --> 14:45.822
و درمورد گرفتگي راه آب آپارتمانش
صحبت مي کردم

14:45.824 --> 14:48.157
درحالي که اون يه ريز بالا سر يک نفر وايساده بود

14:48.159 --> 14:49.258
بهتره من برم

14:49.260 --> 14:50.560
وايسا، گفتي گرفتگي راه آب ؟

14:50.562 --> 14:54.564
آره، لوله زير سينک ظرفشويي ترکيده
خودم ميتونم درستش کنم

14:54.566 --> 14:56.966
فقط نميدونم شيرفلکه اصلي کجاست

14:56.968 --> 14:58.634
يا اينکه اطلاع آنچناني هم ندارم

14:58.636 --> 14:59.969
خب پس احتملاً نبايد

14:59.971 --> 15:02.905
وقتِ ارزشمند رو بخاطر گله و شکايت الکي
پيش تو هدر بدم و برگردم

15:02.907 --> 15:04.974
چون تموم وسايلم رو داره

15:04.976 --> 15:06.142
آب ميگيره

15:06.144 --> 15:07.176
!عاليه

15:07.178 --> 15:08.644
خب، "کت" ، صب کن، وايسا

15:08.646 --> 15:10.146
...آم

15:10.148 --> 15:11.848
شايد من بتونم کمکت کنم

15:12.916 --> 15:14.550
واقعاً ؟

15:14.552 --> 15:16.753
البته. آره، من توي اين لوله کشي ها واردم

15:16.755 --> 15:17.854
!ايول

15:27.331 --> 15:29.265
حالش چطوره ؟

15:29.267 --> 15:32.769
وضعيتش ثابت شده

15:32.771 --> 15:35.905
ولي سرش بدجور صدمه ديده

15:35.907 --> 15:37.640
نورا" پيششه"

15:37.642 --> 15:40.810
خب، خوشحالم که بهم خبر دادي

15:40.812 --> 15:42.078
خواهش ميکنم، شما اول برو

15:42.080 --> 15:44.180
ميدوني، اصلاً بهمون نگفتي

15:44.182 --> 15:45.982
چطوري تونستي

15:45.984 --> 15:50.553
ارين" رو همراه خودت"
برگردوني به خونمون

15:51.855 --> 15:54.490
منظورم اين نيست که تو از اون آدم ترسناک هايي

15:54.492 --> 15:56.893
ولي همينطور يه غريبه به تمام عيار هستي

15:58.262 --> 16:02.565
و "ارين" هم زياد توي اعتماد به مردم وارد نيست

16:05.036 --> 16:08.271
گمون مي کردم شوکِ تبديل شدن به گرگ
شوکِ قابل توجه اي باشه

16:08.273 --> 16:11.107
هنوزم به اين نظر که
بودن با هم نوع خودش واسش بهترين انتخابه

16:11.109 --> 16:13.543
هام ؟ که با "نورا" باشه

16:15.512 --> 16:17.980
فکر مي کردم من و تو همديگه رو درک کرديم

16:17.982 --> 16:19.148
هام ؟

16:19.150 --> 16:21.451
که متوجه شدي من طرفِ "ايدين" ـم

16:22.453 --> 16:23.986
نميخوام واسه فهميدن عمق دوستي ها

16:23.988 --> 16:26.456
با وانمود کردن چيزي رو قبول کنم

16:26.458 --> 16:29.559
ولي بيا اينجور بگيم که ياد گرفتم
تا با دوستي سر ببرم

16:29.561 --> 16:32.028
هيچوقت نميتونم ثابتش کنم

16:32.030 --> 16:35.031
ولي ميدونم توي اين قضيه که
"ارين" ميخواست به "ايدين"

16:35.033 --> 16:37.467
صدمه برسونه يه نقشي داشتي

16:37.469 --> 16:41.904
خودت گفتي از خونوادم محافظت کنم

16:41.906 --> 16:44.240
تنها راهي که واسه محافظت از خونوادم بلدم

16:44.242 --> 16:47.343
اينه که اونارو از تو دور نگه دارم

16:47.345 --> 16:49.712
ازمون فاصله بگير

17:06.289 --> 17:08.155
آبجي، واقعاً شرمنده ام

17:08.157 --> 17:11.191
که بلکل يادمون رفته بود
که شماها امروز برنامه داشتين

17:11.193 --> 17:15.763
همه چيز قاطي پاطي و ديوونه کننده شده بود

17:15.765 --> 17:18.132
درک مي کنم

17:18.134 --> 17:21.035
"مطمئن نيستم که رايطه من و "نورا

17:21.037 --> 17:22.736
از ايني که هست بهتر بشه

17:23.838 --> 17:26.273
پس چرا ناهار رو قبول کردي ؟

17:26.275 --> 17:28.909
چون ميدونم واسه تو چقد مهمه

17:30.445 --> 17:33.380
نورا" دختر خيلي خوبيه"
منظورم اينه که، تو اينجوري فکر مي کني، درسته ؟

17:33.382 --> 17:36.617
بنظر من که دختر خيلي خوبيه. آره

17:36.619 --> 17:39.353
چون، راستشو بخوام بگم

17:39.355 --> 17:41.055
قضيه خيلي جدي شده

17:41.057 --> 17:44.258
... من عاشقشم و ... و

17:44.260 --> 17:46.660
و ميدونم که چقدر با "جوليا" صميمي هستي

17:46.662 --> 17:49.997
و ميخوام همونقدرم با "نورا" رابطه داشته باشي
... قبل از اينکه بخوام

17:49.999 --> 17:52.566
قبل از اينکه بخواي
باهات ازدواج کنه

17:53.568 --> 17:57.071
باشه ؟ باشه ؟

17:58.106 --> 17:59.573
باشه

18:02.044 --> 18:04.111
آخه چطوري اونکارو مي کني ؟

18:08.416 --> 18:11.085
!بلاخره درست شد -
!ايول -

18:11.087 --> 18:12.619
تا زماني که "درست شد" رو

18:12.621 --> 18:14.655
نداشتن آب داغ تعريف مي کنيم

18:14.657 --> 18:17.858
و همينطور يه مدرک لوله کشي نداريم
که به راه و روش درستش کار رو فيصله بديم

18:17.860 --> 18:20.627
اوه، مطمئنم هرکاري که کردي
جلوي نشتي آب رو ميگيره

18:20.629 --> 18:23.297
شايد اين کار
باعث بشه توي خونه همسايه نشتي کنه

18:24.533 --> 18:27.167
ولي بابت کمکت ممنون

18:27.169 --> 18:29.436
من که اصلاً کاري نکردم

18:29.438 --> 18:31.805
ولي يه جعبه ابزاري
قد اين ماشين هاي کوچولو داري

18:31.807 --> 18:34.842
آره، افتخار ميکنم که يه سري چيز
در رابطه با چيزاي ديگه بدونم

18:34.844 --> 18:36.343
...قبلاً حرفه اي تر بودم

18:36.345 --> 18:39.313
ولي آخه مگه ميشه پا به پاي تکنولوژي پيش اومد، درست ميگم ؟

18:39.315 --> 18:40.814
جنسش آلومينيوم ـه

18:41.883 --> 18:43.851
ولي تو فلکه آب رو بستي

18:43.853 --> 18:45.652
! آره درسته

18:45.654 --> 18:48.555
...و اصلا نميدونم چطوري رفتي زيرزمين

18:48.557 --> 18:50.457
! زور من يکي به باز کردنِ درش نميرسه

18:50.459 --> 18:52.893
! پس اين زور زيادم يه جا به درد خورد

18:52.895 --> 18:55.462
...خب، پس

18:55.464 --> 18:57.998
...فکر کنم بايد لباس عوض کنم، واسه همين

19:00.770 --> 19:03.570
!اُه اُه، ببخشين

19:03.572 --> 19:06.373
!حتماً، ممنون، قابل نداشت

19:10.312 --> 19:13.113
باشه  "Tocqueville" هيچ وقت فکر نميکردم "نورا" يکي از طرفداراي
(يکي از تاريخ‌دان هاي معروف)

19:13.115 --> 19:15.849
شايد اون هم باشه ولي اين کتابها مال منه

19:15.851 --> 19:18.218
!جدي؟ کارت چيه مگه؟ خوره تاريخ؟

19:18.220 --> 19:20.187
پاره‌وقت تو کالج بوستون کار ميکنم

19:20.189 --> 19:23.524
داوطلب مقطع دکتري، گرايش آمريکايي‌هاي نخستين

19:23.526 --> 19:25.359
پايان نامه ـت در مورد چيه؟

19:25.361 --> 19:28.128
"در معاهده "هارفورد  New England طرح جدايي

19:29.398 --> 19:30.764
! خيلي عجيبه

19:30.766 --> 19:32.633
! دستت درد نکنه -
منظورم اين نبود -

19:32.635 --> 19:34.868
...هيچ کس راجع به ناآراميِ شبه نظامي ها

19:34.870 --> 19:36.904
...وقتي "مديسون" نيروهاش رو آورد به مرزها

19:36.906 --> 19:38.505
و تو "آلباني" مستقرشون کرد، نمينويسه

19:38.507 --> 19:42.042
آره چون پيروزي قريب الوقوعي در کار نبود

19:42.044 --> 19:45.345
خب آره، ولي ميخوام بگم که
...اگه پيمان‌نامه، سمت و سوي ديگه اي ميگرفت

19:45.347 --> 19:47.748
...رو  New England حکومت نميتونست جلوي

19:47.750 --> 19:49.783
براي از ميون برداشتن نيروهاي نظامي بگيره

19:49.785 --> 19:52.086
نصف سربازا طرف ديگه قضيه بودن

19:54.422 --> 19:56.924
تو راجع به اين چيزا ميدوني

19:56.926 --> 19:59.560
...آره، چيزهايي ميدونستم

19:59.562 --> 20:02.096
چيزهايي 'ميدونم' در مورد کسايي که تو اون ماجرا دخيل بودن

20:08.904 --> 20:11.405
! احساس ميکنم که خيسم

20:14.409 --> 20:16.910
فکر کنم بايد بري -
آره، بايد برم -

20:16.912 --> 20:19.179
ممنون به خاطر کمکهاي زياد

20:23.285 --> 20:25.285
...آمار اين حقيقت رو ثابت ميکنه که

20:25.287 --> 20:27.955
جامعه مدرن آمريکايي
مردانش رو بخاطر محک زدن بلوغشون

20:27.957 --> 20:29.556
جلوي ملا عام لخت مي کرد

20:29.558 --> 20:32.426
درحالي که زنان به پيشرفت و توسعه ـشون ادامه مي دادن

20:32.428 --> 20:35.696
عجب، پس اين کتاب آموزش به زنان
...بهت گفته که

20:35.698 --> 20:37.731
ميخوام نامزد کنم، آره؟

20:38.767 --> 20:40.734
آره -
فقط حدس ميزنم -

20:40.736 --> 20:42.703
...خيلي هم در مورد پنهون کردن قصدت

20:42.705 --> 20:45.105
واسه نامزدي با "نورا" باهوش نبودي

20:45.107 --> 20:47.107
...به خاطر همين

20:49.010 --> 20:50.911
اينو برات آوردم

20:59.187 --> 21:00.921
اين حلقه نامزديِ مادربزرگه

21:00.923 --> 21:02.389
...چطوري

21:02.391 --> 21:04.024
...جوليا" بهم دادش"

21:04.026 --> 21:07.194
وقتي فهميد ديگه برنميگردي

21:09.731 --> 21:11.965
نميتونست با مامان و بابا رودررو شه

21:21.276 --> 21:24.311
اين بدشانسيه، مگه نه؟

21:24.313 --> 21:26.747
واقعاً به اين چيزا اعتقاد داري؟

21:26.749 --> 21:29.783
...به نظرم احمقانه ـست بدونِ داشتنِ ترس از طلاق

21:29.785 --> 21:31.151
با کسي ازدواج کني

21:34.256 --> 21:36.857
...و ميدونم وقتي مامان و بابا

21:36.859 --> 21:39.693
طلاق گرفتن، اونجا نبودم

21:39.695 --> 21:41.895
و ميدونم اوضاع ناجور شد

21:42.898 --> 21:44.331
...ولي اينا کافي نيست که

21:44.333 --> 21:47.668
مجبور شم از يه زندگي با "نورا" دست بکشم

21:50.638 --> 21:52.806
... جوليا" دوستش داره، ميدوني؟"

21:53.808 --> 21:55.742
اگه اوضاع يه جور ديگه بود

21:57.445 --> 21:59.179
آره، منم همچين فکري ميکنم

22:03.051 --> 22:06.053
...اونا وقتي از هم جدا شدن

22:06.055 --> 22:08.055
ازم خواستن يکيشون رو واسه زندگي انتخاب کنم

22:09.258 --> 22:10.290
بابا و مامان رو ميگم

22:12.327 --> 22:14.828
...منم يه جورايي آواره شدم

22:14.830 --> 22:16.330
منم راهِ تو رو انتخاب کردم

22:17.599 --> 22:19.967
چون تو يه جورايي فردِ خواستنيِ مني

22:19.969 --> 22:23.203
تا وقتي فرد خواستنيِ خودم رو پيدا کنم

22:23.205 --> 22:26.306
و منم خيلي خوشحالم تو مال خودتو پيدا کردي

22:37.218 --> 22:39.419
هي، قهرمان، بيداري؟

22:40.855 --> 22:42.256
بليک" همين الآن رفت"

22:42.258 --> 22:43.624
! تنهام بذار

22:57.372 --> 22:59.473
هي، الآن از اتاق "کني" اومدم

22:59.475 --> 23:02.142
امروز چند سرنگِ خون ازش گرفتي؟

23:03.145 --> 23:04.678
چند سرنگِ خون ازش گرفتي؟

23:04.680 --> 23:06.680
!داشتم از گشنگي ميمردم! هممون داريم ميميريم

23:06.682 --> 23:07.981
تو که ميدوني

23:07.983 --> 23:10.450
چون "کني" اينو ميخواد، من تحمل ـت ميکنم

23:10.452 --> 23:12.119
...اون پشيزي هم براش ارزش نداره

23:12.121 --> 23:13.487
...ولي اگه تو

23:16.592 --> 23:19.126
...تند بري

23:19.128 --> 23:21.128
...ببين

23:21.130 --> 23:24.364
...من از قديم، تو محل کارم با خون آشام ها

23:24.366 --> 23:27.334
صبر و حوصله نداشتم

23:27.336 --> 23:28.835
...ميدونم جووني

23:28.837 --> 23:32.973
...ولي نميتوني اينطور کودن بازي در بياري
مخصوصاً حالا

23:32.975 --> 23:34.708
پس کمکم کن

23:34.710 --> 23:38.011
فقط تعداد کمي از ماها مونده

23:38.013 --> 23:39.813
...هيچ کس رو تاحالا نداشتم که تبديل کنم

23:39.815 --> 23:42.616
...هيچ کس نيست تو آينده اي که

23:42.618 --> 23:45.686
از کسي چيزي گدايي نکنم يا نترسم، کمکي بهم کنه

23:47.355 --> 23:50.057
...اين ويروس تا ابد که نميمونه

23:50.059 --> 23:53.827
اگه حواسمون جمع باشه، ميتونيم ازش جون سالم به در ببريم

23:53.829 --> 23:56.296
"منو تو داريم جون سالم به در ميبريم "ايدين

23:56.298 --> 24:00.400
،وقتي اين قضايا تموم شه
...ميتونيم دوباره نسل ـمون رو بسازيم

24:00.402 --> 24:02.269
اين دفعه بهتر بسازيم

24:02.271 --> 24:05.839
"ميتونيم از "بوستون" فرار کنيم، حتي خيلي دورتر از "بوستون

24:23.725 --> 24:26.493
...قبلاً از بوستون فرار کردم

24:28.229 --> 24:30.931
اونقدا هم که بايد و شايد ديوانه کننده نبود

24:42.310 --> 24:43.377
کت" ؟"

24:43.379 --> 24:45.912
! چقدر بي سر و صدا

24:45.914 --> 24:48.648
!من... دوباره اونطوري شد ؟

24:48.650 --> 24:52.085
فهميدم، راستش اومدم "ارين" رو ببينم

24:52.087 --> 24:54.321
دوست "جاش" و نورا" ـست

24:54.323 --> 24:56.590
درضمن من اينجا کار ميکنم، پرستارم

24:56.592 --> 24:57.724
! امکان نداره

24:57.726 --> 24:59.259
پرستار مرد؟

24:59.261 --> 25:01.361
...يه پرستار مرد که در مورد تاريخ

25:01.363 --> 25:03.063
جنگهاي آمريکا ميدونه

25:05.234 --> 25:07.467
!سرت همزمان به چند جا بند ـه مگه ؟

25:09.036 --> 25:12.272
...ماجرا اينه که مردم رو دوست دارم

25:12.274 --> 25:14.508
...کمک کردن بهشون رو، واسه همين

25:14.510 --> 25:18.211
...خب، مادر من يادم داد تنها کمکي که ميتوني

25:18.213 --> 25:22.215
"به عزيزت که توي بيمارستان ـه بکني، اينه که براش "کسرول
(درست کني (نوعي غذا

25:22.217 --> 25:24.317
در واقع، "کسرول" و شيريني

25:24.319 --> 25:26.987
واو، چيز خوبي به فکرت رسيده و کمک کننده هم هست

25:26.989 --> 25:28.488
بذار کمکت کنم

25:28.490 --> 25:29.423
مرسي

25:29.425 --> 25:31.324
نورا" دوست خيلي خوبيه"

25:31.326 --> 25:33.160
اونم همين کار رو واسه من ميکنه

25:33.162 --> 25:35.295
کت" ؟"

25:35.297 --> 25:36.430
سلام -
سلام -

25:36.432 --> 25:37.764
اينجا چيکار ميکني؟

25:37.766 --> 25:38.965
غذا و اينا

25:38.967 --> 25:41.401
ممنون، خيلي لطف کردي

25:43.004 --> 25:45.205
اين رو هم پختم

25:45.207 --> 25:48.141
!اُه، امکان داره!   بابا..! واو

25:48.143 --> 25:50.477
پس شما دو تا همديگه رو قبلاً ديدين

25:50.479 --> 25:53.447
!آره، جونمو نجات داد
امروز تو آپارتمان

25:53.449 --> 25:55.549
...گفتم لازم نيس با لوله کشي هاي

25:55.551 --> 25:57.884
معيوب اونجا سر و کله بزني

25:57.886 --> 25:59.085
و حالا هم تعمير شده

25:59.087 --> 26:00.454
کاملاً

26:00.456 --> 26:03.056
همونطور که "ايدين" گفت، ديگه فکرش نباش

26:03.058 --> 26:04.925
عاليه

26:04.927 --> 26:07.027
اميدوارم حالِ دوستت ختم به خير شه

26:07.029 --> 26:08.528
مرسي -
!بخورينش -

26:09.531 --> 26:12.699
از تو هم ممنون

26:13.935 --> 26:16.403
ميدوني که "کت" يکي از دوستاي نزديک منه

26:16.405 --> 26:19.539
اون فقط يه لوله رو درست کرده، خبر ديگه اي نيس

26:19.541 --> 26:22.976
هيچ خبري نيس، اگرم بود خودم کنترلش ميکردم

26:22.978 --> 26:24.978
"ازش دوري کن "ايدين

26:24.980 --> 26:26.780
جدي دارم ميگم

26:26.782 --> 26:29.115
و نزديک "ارين" هم نيا

26:29.117 --> 26:30.083
"نورا"

26:46.833 --> 26:48.267
حالت چطوره؟

26:50.703 --> 26:53.772
کني" بايد بدونم حالت خوبه"

27:00.246 --> 27:02.080
فکر ميکردم دوستيم

27:02.082 --> 27:04.483
آره هستيم

27:04.485 --> 27:07.252
...چون يه قرار با "بليک" گذاشتي، دليل نميشه

27:10.056 --> 27:12.191
ازت مراقبت نکنم

27:12.193 --> 27:14.760
اون منو ميترسونه

27:16.162 --> 27:18.564
! اون بايد هم بترسوندت

27:21.067 --> 27:23.902
"ببخشين، "بليک

27:23.904 --> 27:26.605
..."پرستار "ويت" پيشنهاد داد ما از پدر "کني

27:26.607 --> 27:27.873
در مورد اجازه ـت براي ملاقاتش مطمئن بشيم

27:27.875 --> 27:30.742
و معلوم شد تو اجازه ملاقات باهاش رو نداشتي

27:30.744 --> 27:32.544
حتماً اشکالي پيش اومده

27:32.546 --> 27:34.513
من و برادرم سر هر چيزي هم‌نظر نيستيم

27:34.515 --> 27:36.582
ميشه با ما بياين، لطفاً ؟

27:39.452 --> 27:42.688
...فقط چون همه چيز رو راجع به خون‌آشام ها خوندي

27:42.690 --> 27:44.923
که بتوني باهاشون خودتو وفق بدي

27:44.925 --> 27:49.728
به معني اين نيس که ذات ما رو ميشناسي

27:53.399 --> 27:55.334
يه خون‌آشام يه قاتل ـه

27:57.704 --> 28:01.874
...من يه قاتلم

28:01.876 --> 28:04.109
ذاتاً اينطورم

28:04.111 --> 28:06.178
اين چيزي ـه که هستم

28:06.180 --> 28:09.448
و مجبورم هر روز جلوي اين خواسته مقاومت کنم

28:11.451 --> 28:15.120
تو بهم آسيبي نميزني

28:22.996 --> 28:25.831
باشه، گوش کن

28:25.833 --> 28:27.633
...نميدونم "بليک" داره براي چونه زدن باهات

28:27.635 --> 28:29.334
...نقشه اي تو سرش ميريزه يا نه

28:29.336 --> 28:30.569
...ولي اگه هم اين کار رو کنه

28:30.571 --> 28:33.739
...رابطه بين يه خون‌آشام و خالقش

28:33.741 --> 28:34.940
.پيچيده ـس

28:34.942 --> 28:36.341
...سرنوشتتون با هم گره ميخوره

28:36.343 --> 28:38.443
...و "بليک" از اون آدمايي نيست که

28:38.445 --> 28:42.447
بخوام تو سرنوشتت باهاش به يه جا ختم بشه

28:42.449 --> 28:45.017
من مجبورم از اين بيمارستان بزنم بيرون

28:46.219 --> 28:48.587
اون تنها شانسِ من واسه اين کاره

29:02.169 --> 29:03.535
سلام

29:03.537 --> 29:05.137
...سلام، "بريجت" به ما گفت

29:05.139 --> 29:06.438
...براي مراسم امشب

29:06.440 --> 29:08.240
يه دوست ويژه با خودش داره

29:09.910 --> 29:11.209
آره منم

29:11.211 --> 29:12.444
"خوشحالم از ديدنت "سالي

29:12.446 --> 29:13.779
!خيلي خوب

29:13.781 --> 29:16.014
من کاهنه اعظم تو اين جمع هستم

29:16.016 --> 29:18.150
...ولي اگه گذرمون تو يه مغازه به هم خورد

29:18.152 --> 29:20.752
ميتوني منو "بارب" صدا کني. باشه؟

29:20.754 --> 29:22.220
باشه

29:22.222 --> 29:24.389
...خيلي خوشبختيم خدا ما رو انتخاب کرده

29:24.391 --> 29:26.124
تا از انرژي ـت بهره ببريم

29:28.362 --> 29:29.428
مگه نه خواهران؟

29:33.167 --> 29:34.933
بيايد شروع کنيم، باشه؟

29:34.935 --> 29:36.802
ميتوني اونجا بشيني

29:46.045 --> 29:48.947
!بريجت" اون يه چاقو داره"
چاقو رو واسه چي ميخواد مگه؟

29:48.949 --> 29:50.115
اون يه چاقو جادويي ـه

29:50.117 --> 29:52.017
براي پراکندنِ قدرت جادوي جمع به کار ميره

29:52.019 --> 29:53.618
آها

29:53.590 --> 29:56.992
به نام پروردگار، من اين جمع را از هر جادويي تصفيه ميکنم

29:58.594 --> 30:03.065
نگهبان دروازه، در را بگشا

30:03.067 --> 30:07.102
زماني که اين شمع را روشن ميکنم، اين دستور را اجرا کن

30:10.239 --> 30:13.775
امشب، ما "جويي اسميت" را فرا ميخوانيم

30:13.777 --> 30:15.911
...کسي که دنياي ديگر را جستجو کرد

30:15.913 --> 30:18.914
تا خواهر کوچک ما را در روشنايي پيدا کند

30:18.916 --> 30:23.585
جويي" ، همسرت "بث" منتظر توست"

30:23.587 --> 30:25.487
از در داخل شو

30:30.660 --> 30:33.628
! "اوه، ماشالا "بارب

30:33.630 --> 30:35.097
جويي" آيا با مايي؟"

30:42.405 --> 30:45.207
خواهران، "جويي" ما رو انتخاب کرد

30:46.543 --> 30:47.609
جويي" تويي؟"

30:47.611 --> 30:50.212
!نه بابا
من "راجر"ـم

30:50.214 --> 30:52.514
گفتم به مراسم سري بزنم، تو چي؟

30:52.516 --> 30:54.983
من از اون قفسه خوشم اومده بود

30:54.985 --> 30:58.153
.بيشتر جاها دنبالِ اين زنِ بودم
اسم من "فرانکلين" ـه

30:58.155 --> 30:59.454
حالت چطوره؟

30:59.456 --> 31:01.957
جويي"، حضور خودت را به "بث" نشان بده"

31:01.959 --> 31:03.392
اين چشه؟

31:03.394 --> 31:04.860
شوهرش مُرده

31:04.862 --> 31:08.230
پروردگار تو را بين اين دو دنيا امن نگه ميدارد

31:08.232 --> 31:10.365
! نگو به اين زنِ پولي هم دادي

31:11.535 --> 31:13.402
...يه روح به جمع ما وارد شده

31:13.404 --> 31:15.937
! اين لطيف ترين قسمت اين نيايش ـه

31:15.939 --> 31:19.241
... "جويي"، شوهر با ايمان "بث"

31:19.243 --> 31:22.411
! اُه، اين يکي به شدت بازه

31:22.413 --> 31:24.846
خودم هفته پيش تسخيرش کردم

31:24.848 --> 31:26.314
وقتم رو تلف کرد، ولي ارزشش رو داشت

31:26.316 --> 31:27.649
"بريجت" -
! شک ندارم همينطور بوده -

31:27.651 --> 31:29.684
! کوچولو، خيلي خوشگله

31:29.686 --> 31:30.819
بايد همين الآن بريم

31:30.821 --> 31:31.853
سالي" خواهش ميکنم"

31:31.855 --> 31:34.222
جدي ميگم، بايد بريم

31:42.866 --> 31:44.533
!بيا با هم بريم چرخي بزنيم، مياي؟

31:44.535 --> 31:46.902
...نـه! فکر کنم امشب رو اينجا بمونم

31:46.904 --> 31:49.071
! شايد اين زنه رو بردم خونه و تنها گيرش انداختم

31:49.073 --> 31:51.740
!نه نميکني
"دارم با تو حرف ميزنم "راجر

31:55.611 --> 31:57.145
تو ميتوني ما رو ببيني

31:57.147 --> 31:59.347
! از اون بيرون بمون

31:59.349 --> 32:01.716
...ببخشيد ولي خواهرمون "بث" اينجا

32:01.718 --> 32:04.286
! ميخواست با همسر درگذشته ـش ارتباط برقرار کنه

32:04.288 --> 32:05.987
! خيلي عذر ميخوام کاهن اعظم

32:05.989 --> 32:08.256
! بريج"، "جويي" اصلا اينجا نيست"

32:08.258 --> 32:10.325
اُه، تو واقعاً ميتوني ما رو ببيني

32:10.327 --> 32:13.095
چرا نميخواي واسه يه بار هم، کاري به کسي نداشته باشي

32:13.097 --> 32:14.563
...ببين، ميدونم اين درکش واستون سخته

32:14.565 --> 32:15.964
منم قبلاً يکي از شماها بودم

32:15.966 --> 32:17.699
تو يکي از ماها بودي؟

32:19.870 --> 32:21.536
تو هم در ورود داري؟ -
! بذار بيايم داخلت -

32:21.538 --> 32:22.838
چه خبره؟

32:22.840 --> 32:24.940
تو کي هستي؟ -

32:24.942 --> 32:26.141
! عقب وايسين، بس کنين

32:32.081 --> 32:34.649
! ببخشين ولي اين بدن صاحاب داره

32:36.352 --> 32:37.486
کس ديگه؟

33:00.681 --> 33:02.182
! "وايسا عمه "بليک

33:02.184 --> 33:04.918
! بکش کنار! دارم از گشنگي ميميرم

33:04.920 --> 33:07.654
...خيلي تحت تأثير عبورِ سريعت

33:07.656 --> 33:09.422
...از نگهباني بيمارستان قرار گرفتم

33:09.424 --> 33:10.824
ولي با اين حال هم خيلي دير رسيدي

33:15.396 --> 33:18.198
من قبول کردم "کني" رو تبديل کنم

33:21.035 --> 33:22.903
اين کارت يادم نميره

33:24.205 --> 33:25.539
...وقتي اين جريانات تموم بشه

33:25.541 --> 33:29.176
...نجات مونده ها بايد بدونن تو  آدما رو

33:29.178 --> 33:30.677
...در مقابل نوع خودت انتخاب کردي

33:30.679 --> 33:32.913
حتي موقعي که در حال انقراض بوديم

33:35.883 --> 33:39.519
! فکر کردم تو ديگه به پدري کردن علاقه اي نداري

33:39.521 --> 33:41.087
واقعاً ندارم

33:41.089 --> 33:44.958
ولي اينو ميخوام انجام بدم تا در مقابل تو ازش دفاع کنم

34:14.488 --> 34:15.989
! باهام بيا بيرون

34:17.825 --> 34:19.292
امشب يه نمه سرم شلوغه

34:19.294 --> 34:21.895
نه نه، منظورم اين نبود، الآن که نه

34:21.897 --> 34:23.997
...فقط خواستم ازت بخوام بياي

34:23.999 --> 34:26.800
و بنا به دلايلي نياز بود فوراً اين کار رو بکنم

34:26.802 --> 34:30.237
! بهت قول ميدم سر تو فريزرم ندارم
(کنايه از چند شخصيتي و به چندين کار گرفتار بودن هم هست)

34:33.741 --> 34:35.508
پنج شنبه شب برنامه اي ندارم

34:35.510 --> 34:37.244
عاليه، شام خوبه؟

34:37.246 --> 34:38.378
از شام خوردن خوشم مياد

34:38.380 --> 34:40.146
خيلي خب، رستوران "کارلتون هوس" ميريم

34:40.148 --> 34:41.881
عاشق اونجا ميشي

34:41.883 --> 34:44.584
...من يه قرار با خودم گذاشتم رستوران هايي

34:44.586 --> 34:45.785
! که "فوي گراس" درست ميکنن، نرم
(فوي گراس غذايي فرانسوي)

34:45.787 --> 34:48.054
جاي ديگه اي ميريم

34:48.056 --> 34:50.223
آره، جاي ديگه اي

34:51.727 --> 34:53.693
خودت فکرشو کن

35:28.697 --> 35:30.163
بيا اينجا

35:37.438 --> 35:39.506
از اينا نميخواي؟

35:39.508 --> 35:40.907
نه

35:48.062 --> 35:50.363
ميتونم يه چيزي بهت بگم؟

35:54.268 --> 35:59.372
تو فرد خواستنيِ مني

35:59.374 --> 36:01.908
تو همه چيز مني، همه چيز

36:04.845 --> 36:08.882
...و حتي اگه "ايدين" مثل برادرم برام باشه

36:12.353 --> 36:15.422
تو هميشه انتخاب مني

36:15.424 --> 36:17.690
هميشه

36:27.935 --> 36:28.935
باشه؟

36:30.272 --> 36:31.638
باشه

36:58.166 --> 36:59.799
...بهت بگم

36:59.801 --> 37:02.702
هيچ کدوم از اين اتفاقات واسه هيچ و پوچ نبود

37:04.171 --> 37:07.941
تو داري سرنوشت خودت رو به سرانجام ميرسوني

37:14.982 --> 37:18.151
تو خواسته گله رو برآورده کردي

37:51.443 --> 37:54.778
اين روح ها... چي ميخوان؟

37:55.947 --> 37:58.115
... تو چي يکي از

37:58.117 --> 37:59.883
اونا بودي، چي ميخواستي؟

37:59.885 --> 38:03.020
ما هر کدوم چيزاي مختلفي ميخوايم

38:03.022 --> 38:07.424
هممون پشيموني هايي و چيزايي واسه اعتراف داريم

38:07.426 --> 38:10.627
...و بعد از مدتي

38:11.930 --> 38:13.897
! اين چيزا از پا درت ميارن

38:16.367 --> 38:18.669
..."بريج"

38:19.804 --> 38:23.073
..."دليلي که تو جمع "ويکا
(جلسه اي براي احضار روح)

38:23.075 --> 38:25.342
...ذهنت رو خالي احساس ميکني

38:26.744 --> 38:29.379
...اينه که روح هايي که پيداشون شد

38:31.449 --> 38:32.816
دارن تسخيرت ميکردن

38:34.185 --> 38:38.622
پس، اين يه جور خالي بودن از نوع خوب و آرامش بخش ـش نيست

38:38.624 --> 38:41.024
واسه اينکه يه روح مياد و

38:41.026 --> 38:43.727
يه قسمت مهم از بدنت رو اشغال ميکنه

38:43.729 --> 38:46.263
و آروم آروم ديوونت ميکنه

38:48.466 --> 38:50.367
باور کن، تجربه ـش کردم

38:52.837 --> 38:54.571
خودم انجامش دادم

38:54.573 --> 38:57.407
...ولي اگه من بتونم کمکشون کنم

38:57.409 --> 39:00.510
...اگه بتونن به خاطر من حرکت فيزيکي کنن

39:00.512 --> 39:01.511
!نه

39:01.513 --> 39:03.247
!نه

39:06.084 --> 39:08.619
من اين بلا رو سرت آوردم

39:08.621 --> 39:11.755
من هموني‌ام که تو رو به اين ماجراها کشوندم

39:15.426 --> 39:17.327
..."بريج"

39:20.164 --> 39:21.965
...براي اينکه اين چيزا رو پشت سر بذاري

39:21.967 --> 39:26.003
بايد چيزاي مربوط به روح و شبه رو فراموش کني

39:28.339 --> 39:30.974
و فکر ميکنم چيزاي راجع به منم بايد فراموش کني

39:33.378 --> 39:35.245
من بدنِ خودم رو دوباره به دست آوردم

39:35.247 --> 39:39.149
ولي هيچ وقت نميتونم زندگيِ گذشته ـم رو برگردونم‌‎

39:39.151 --> 39:41.285
کلي اتفاق افتاده

39:41.287 --> 39:44.454
ولي تو ميتوني زندگي خودت رو داشته باشي

39:45.523 --> 39:47.124
ميخوام اينو بهت بدم

39:51.462 --> 39:56.199
هر روز دور گردنت باشه

39:56.201 --> 39:57.267
هر روز

39:59.871 --> 40:01.738
اين ما رو مرتبط نگه ميداره

40:03.141 --> 40:05.876
فرض کن منم که هميشه حواسم بهت هست

40:08.447 --> 40:10.347
..."و "بريج

40:10.349 --> 40:12.115
تو نااميدم نکردي

40:14.053 --> 40:15.819
تو نجاتم دادي

41:36.582 --> 41:37.848
چطوري...؟

41:37.850 --> 41:41.251
اصالت يک نسل، برتري خودش رو داره

41:42.653 --> 41:44.020
...اصيل

41:44.022 --> 41:47.390
تعداد زيادي از هم‌نوع من تو بوستون باقي نمونده

41:47.392 --> 41:49.459
ولي يکي از اونها يه قاتل اصيل ـه

41:50.495 --> 41:52.062
همين اطراف زندگي ميکنه

41:52.064 --> 41:54.798
...شايد يه شبي شما دوتا تو يه کوچه تاريک

41:54.800 --> 41:55.932
گذرتون به هم بخوره

42:33.471 --> 42:35.505
"جاش"

42:37.505 --> 09:42:58.624
.:: @bollbolljan_com ::.