﻿WEBVTT

00:01.268 --> 00:03.169
آنچه گذشت

00:03.171 --> 00:06.773
ها ؟ چي شد ؟
خونِ "جاش" رو خوردي و حالت از اين رو به اون رو شد ؟

00:06.775 --> 00:08.675
يه واکسن واسه اين ويروس هست

00:08.677 --> 00:11.978
خونِ گرگينه
اما "جاش" و "نورا" استثنا هستن

00:13.682 --> 00:15.215
!اه

00:15.217 --> 00:17.350
ليام" چنگم زد"

00:17.352 --> 00:19.552
بار بعد که ماه کامل بشه
منم گرگ ميشم

00:20.588 --> 00:21.888
ايشون "پيت"ـن

00:21.890 --> 00:23.390
!سلام

00:23.392 --> 00:25.692
خيلي وقت برد تا بتونم
با گرگم به آرامش برسم

00:25.694 --> 00:28.094
تاحالا «مديتيشن» کردين ؟

00:28.096 --> 00:30.463
اولين بار من اينجوري
با گرگم ملاقات کردم

00:30.465 --> 00:32.899
!اه

00:32.901 --> 00:36.436
دارم تجزيه ميشم. بهاي رهايي ازش
هم خيلي بالاست

00:36.438 --> 00:39.873
آخه کِي به يه چيزي فراتر از موش نياز پيدا مي کنم ؟

00:39.875 --> 00:40.874
نيک" ؟"

00:42.543 --> 00:44.411
تو چه مرگته ؟

00:59.387 --> 01:01.188
سلام ؟

01:01.190 --> 01:03.991
!نيازي نيست بترسي

01:04.993 --> 01:06.227
اصلاً چرا بايد بترسي ؟

01:06.229 --> 01:07.761
... من اون کسي ام که بايد

01:10.565 --> 01:12.166
.بترسه

01:27.617 --> 01:29.283
!سلام عليکم

01:36.424 --> 01:39.226
احتمالاً من بايد روت اسم بذارم ديگه، نه ؟

01:39.228 --> 01:41.729
...ببين، بايد باهم صحبت کنيم

01:43.198 --> 01:45.099
...يا درد دل کنيم

01:45.101 --> 01:46.534
يا هرچي

01:46.536 --> 01:48.169
... پس ... لطفاً

01:50.906 --> 01:52.540
.نرو

01:59.281 --> 02:00.781
لعنت

02:01.783 --> 02:03.217
خوبه پسر

02:03.219 --> 02:06.020
بيشتر از ده دقه «مديتيشن» کردي

02:06.022 --> 02:07.388
چطور پيش رفت ؟

02:07.390 --> 02:09.390
يه شکست کامل و شرم آور بود

02:09.392 --> 02:12.092
لخت بودم، توي جنگل ذهنم سرگردان بودم

02:12.094 --> 02:13.661
و گرگ احمق از من بدش مياد

02:13.663 --> 02:16.096
بعدش از اون حس و حال در اومدم
تا "اوبي-ون" گرگينه رو ببينم
( اسم شخصيتي در فيلم جنگ ستارگان )

02:16.098 --> 02:18.399
که يه نوشيدني گرم و شيريني بهم تعارف مي کنه

02:19.734 --> 02:21.035
شيريني مي خواي ؟

02:21.037 --> 02:22.803
!آره، مي خوام

03:07.415 --> 03:09.383
بچه چي پس ؟

03:09.385 --> 03:11.418
متاسفم

03:11.420 --> 03:14.121
ولي الان بچه پيش خداست

03:14.123 --> 03:16.523
اون ( پسرت ) به قدر کافي قوي نبود

03:17.592 --> 03:19.526
سوزانا" ؟" -
همسرت خيلي ضعيف ـه -

03:19.528 --> 03:22.062
"سوزانا" -
ولي زنده مي مونه -

03:25.267 --> 03:27.101
اوه، عشق من

03:27.103 --> 03:29.103
الان بخواب

03:30.272 --> 03:32.039
من همينجام

04:11.046 --> 04:12.513
چرا انقدر زود بيدار شدي ؟

04:12.515 --> 04:13.981
نمي تونستم بخوابم

04:13.983 --> 04:16.517
همش راجع به اين شيوه بد غذا خوردن
خواب مي بينم

04:16.519 --> 04:18.752
چرا پا برهنه راه ميري ؟

04:18.754 --> 04:21.388
مطمئن نيستم

04:21.390 --> 04:22.956
توي خواب راه ميري ؟

04:22.958 --> 04:24.091
نه، توي خواب راه نميرم

04:24.093 --> 04:26.593
ولي پا برهنه توي خيابون بودي

04:27.930 --> 04:29.063
بعلاوه، بوي بدي هم ميدي

04:29.065 --> 04:32.666
خب، توي آشغال بودم

04:32.668 --> 04:35.002
اوه! تا خرخره خورده بودي ؟

04:35.004 --> 04:38.672
من مست نبودم! يه کيسه خون داشتم
فقط يه دونه

04:38.674 --> 04:41.508
و بعدش يه کتاب خوندم
و بعدش رفتم بخوابم

04:42.678 --> 04:44.411
يه نظريه دارم

04:45.547 --> 04:47.114
بنظر من که بدجور تو کفي

04:47.116 --> 04:49.249
تو کفم ؟

04:49.251 --> 04:50.317
از لحاظ جنسي

04:51.586 --> 04:52.653
آخرين بار که تونستي خودتو

04:52.655 --> 04:54.488
تخليه کني، کِي بوده ؟

04:54.490 --> 04:56.757
يه سال بيشتر ميشه

04:56.759 --> 04:58.625
و سر و کله "کت" پيدا شده

04:58.627 --> 05:00.127
و باهمديگه لاس مي زنيد

05:00.129 --> 05:03.197
وقتي که بيماري خون آشامي گرفته بودي
برات سوپ درست مي کرد

05:05.133 --> 05:07.067
و ميخواي باهاش روي هم بريزي

05:08.273 --> 05:09.538
ولي نميتوني

05:09.540 --> 05:12.174
تو يه مرد متشخصي، براي همين مقاومت مي کني

05:13.710 --> 05:16.379
ولي اين کار نمي تونه جلوي
فعاليت هاي ناخودآگاه مغزت رو بگيره

05:16.381 --> 05:17.880
اوهوم

05:17.882 --> 05:20.383
وقتي ميري بخوابي، اين ضمير کار خودشو مي کنه

05:20.385 --> 05:22.785
تورو به درون دنيا مي بره

05:22.787 --> 05:24.854
و دنبال چندتا خانوم براي رابطه مي گرده

05:25.922 --> 05:29.125
واسه يه نيمسال، رشته روانشناسي مي خوندم

05:29.127 --> 05:32.128
اوه واي خدايا، تو کف نيستم

05:32.130 --> 05:33.929
...آها، پس تو و "کت" باهمديگه بعـــلـــه

05:33.931 --> 05:34.930
!نه

05:36.099 --> 05:38.434
نه، اصلاً به تو ربط نداره

05:39.937 --> 05:41.304
هنوز به اون مرحله نرسيديم

05:41.306 --> 05:44.006
کجايي حالا ؟ سوتين رو باز کردي ؟
يا هنوز تو فکر باز کردنشي ؟

05:44.008 --> 05:46.042
تازه مي خوايم قرار دوم رو باهم بذاريم -
کجا ؟ -

05:46.044 --> 05:48.244
نميدونم، ميخواد سورپرايز باشه

05:49.279 --> 05:50.780
اينجوري نکن

05:52.450 --> 05:54.517
ببين، واقعاً فکر ميکنم کار خيلي خوبي باشه

05:54.519 --> 05:56.385
...منظورم اينه که، از سورپرايز خوشم مياد

05:57.855 --> 05:59.855
از اون سورپرايز هاي آدماي عادي خوشم مياد

05:59.857 --> 06:02.591
ميبينم که نمي خواي بکشي بيرون
من ميرم دوش بگيرم

06:02.593 --> 06:04.994
آره، دوش
دوشِ آبِ سرد

06:04.996 --> 06:08.164
باشه، گوش کن! تو يکي از افرادي هستي که ميدونم

06:08.166 --> 06:09.765
به عنوان روح نسبت به يه انسان

06:09.767 --> 06:11.701
کمتر عجيب غريب ـه

06:11.703 --> 06:12.702
محض اطلاع ميگم

06:14.605 --> 06:16.472
الو ؟

06:17.607 --> 06:20.176
زوئي" ؟"
صبر کن، چي ؟

06:23.146 --> 06:24.880
!واي خدايــا

06:26.450 --> 06:28.150
اون "نيک"ـه ؟

06:29.553 --> 06:31.787
! نميدونم چيکار کنم

06:32.553 --> 06:42.787
‏.::  www.bolboljan.net ::.

06:45.370 --> 06:48.904
آره، مطمئن نيستم خودم باشم، ميدوني ؟

06:48.906 --> 06:53.376
مديتيشن، و دنبال جوانب درونيم گشتن و اين حرفا

06:53.378 --> 06:56.979
من از اين آدما نبودم که
زياد اهل فکر کردن باشن، ميدوني چي ميگم ؟

06:56.981 --> 06:58.681
خب پس قضيه چيه، "جاش" ؟

06:58.683 --> 07:00.416
بيزاري از نفس ـه ؟

07:00.418 --> 07:03.452
يه ترس مداوم براي آسيب زدن به غريبه هاست ؟

07:06.124 --> 07:09.225
واسه چند سال، مي خواستم
از شر اين گرگ خلاص بشم

07:09.227 --> 07:12.261
و بعد، دقيقاً وقتي که ازش خلاص شدم

07:12.263 --> 07:15.564
تنها کاري که کرد اين بود که
نوري روي اين حقيقت که

07:15.566 --> 07:18.033
من هنوز توي اين دنيا هستم منعکس کرد

07:18.035 --> 07:20.302
..."دوستاني که دارم، "نورا

07:22.205 --> 07:26.675
هميشه توي همين دنيا مي مونم

07:26.677 --> 07:30.112
و بايد براي زيستن توي اين دنيا يه فکري کنم

07:30.114 --> 07:33.349
واسه چند سال با گرگ ـت مي جنگيدي ؟

07:33.351 --> 07:34.617
پنج سال

07:36.319 --> 07:38.487
و چند وقت مديتيشن کردي ؟

07:41.391 --> 07:42.858
دو روز

07:42.860 --> 07:44.393
دو روز

07:44.395 --> 07:46.295
درست ميگي، ميدونم
حق با توئه

07:46.297 --> 07:47.763
يه چيزي رو بهت ميگم

07:47.765 --> 07:49.632
يه جعبه آبجو امشب بيار

07:49.634 --> 07:51.901
و باهمديگه قضيه رو شفاف تر پيش مي بريم

07:51.903 --> 07:54.870
تا وقتي که با اون جانب خز دارت روبرو نشدي

07:54.872 --> 07:56.705
از کار دست نمي کشيم

07:59.476 --> 08:01.744
و بعد اومد سمتِ من
منم چوب بيسبال رو برداشتم

08:01.746 --> 08:03.579
!ولي همينطوري به راهش ادامه مي داد

08:03.581 --> 08:06.549
عيبي نداره، داشتي از خودت
محافظت مي کردي

08:06.551 --> 08:08.384
!هيچوقت به من صدمه نمي زدي

08:08.386 --> 08:09.752
!چرا، چرا، مي زدم

08:11.054 --> 08:13.155
آخرش "سالي" هم بهت صدمه مي زنه

08:13.157 --> 08:15.558
!درست نيست! حقيقت نداره

08:15.560 --> 08:17.827
"خودت مي دوني گرسنگي چيه، "سالي

08:17.829 --> 08:19.128
فقط موضوع به زمانش برمي گرده

08:19.130 --> 08:20.996
اينو بخاطر اينکه عصبي ام نميگم

08:20.998 --> 08:23.432
نمي خوام بخاطر هيچي سرزنشت کنم

08:23.434 --> 08:25.067
فقط نگرانشم

08:27.037 --> 08:29.004
بايد يه کاري بکنيم

08:29.006 --> 08:30.439
يه بار اونو برگردوندي

08:30.441 --> 08:32.808
شايد اين مرتبه بتونه
اونجور که قبلاً بوده باشه

08:32.810 --> 08:35.644
کاري از دستِ "سالي" ساخته نيست

08:35.646 --> 08:37.913
و تو هم کاري از دستت ساخته نيست

08:42.919 --> 08:44.286
ميبيني ؟

08:44.288 --> 08:46.522
همچين پايان ناخوش آيندي هم نيست

08:47.824 --> 08:49.959
به درب ـم رسيدم

08:49.961 --> 08:52.695
گمونم با هشدار دادن بهت

08:52.697 --> 08:54.897
نيتم رو انجام دادم

08:57.167 --> 08:59.134
خيلي متاسفم -
نه -

08:59.136 --> 09:00.636
خدايا، متاسفم

09:00.638 --> 09:02.271
متاسف نباش

09:02.273 --> 09:06.008
من بخاطر اين زماني که باهم بوديم
خيلي ممنونم

09:06.010 --> 09:07.643
اون کسي که متاسف ـه، منم

09:07.645 --> 09:09.979
بايد با همه اين قضايا کنار بياي

09:32.802 --> 09:35.170
و از "سالي" فاصله بگير

09:35.172 --> 09:36.972
مي کشتت

09:36.974 --> 09:39.308
حتي اگه به همچين چيزي فکر نکنه

09:52.822 --> 09:55.224
زوئي" ، کاري از دست من برمياد ؟"

09:55.226 --> 09:56.926
"خدافظ، "سالي

09:56.928 --> 09:59.862
خواهش مي کنم اين کارو نکن
باهام قطع رابطه نکن

09:59.864 --> 10:03.165
خودت ميدوني چقدر سعي کردم
تا همه چيز روبراه بشه

10:03.167 --> 10:06.969
ميدونم، ولي ديگه
نمي خوام اين کارو بکنم

10:08.555 --> 10:11.290
بايد ازم فاصله بگيري

10:19.332 --> 10:21.333
نيک" چطور ؟"

10:21.335 --> 10:24.470
جسدش، مي خواي باهاش چي کار کني ؟

10:31.344 --> 10:33.345
جاش" ، ببخشيد که واسه اين کار بهت زنگ زدم"

10:33.347 --> 10:35.381
نه، عيبي نداره

10:35.383 --> 10:36.949
نمي دونستم ديگه چيکار کنم

10:36.951 --> 10:38.050
زوئي" حالش خوبه ؟"

10:38.052 --> 10:40.052
...نه، اون

10:40.054 --> 10:42.354
من که ميگم از خوب بودن خيلي فاصله داره

10:42.356 --> 10:44.323
آره

10:44.325 --> 10:46.592
نيک" اينجا جاش امنه ؟"

10:46.594 --> 10:48.327
آره، منظورم اينه که، بايد باشه

10:48.329 --> 10:49.595
اينجا رفت و آمدي نيست

10:49.597 --> 10:50.996
و اين گودال انقدر عميق ـه

10:50.998 --> 10:53.365
که حيوون ها کاري به کارش ندارن

10:54.334 --> 10:56.001
! واي خدايا

10:56.003 --> 10:57.336
حالت خوبه ؟

10:57.338 --> 10:59.442
باورم نميشه چقدر خلاص شدن از يه جسد

10:59.444 --> 11:00.476
واسه آدم عادي ميشه

11:00.478 --> 11:01.811
من تموم مي کنم، بسپارش به خودم

11:01.813 --> 11:02.845
نه، خودم مي ريزم

11:02.847 --> 11:04.780
ميشه يه لطفي در حقم کني

11:04.782 --> 11:06.349
و منو درست حسابي توجيه کني ؟

11:06.351 --> 11:07.616
نيک" به دست "زوئي" کشته شد"

11:07.618 --> 11:09.785
چون يه جنازه دوباره به حرکت در اومده بود

11:09.787 --> 11:13.222
که هوس چشيدن طمع گوشت به دلش نشسته بود

11:13.224 --> 11:17.093
اونم گوشتِ انسان، مثل يه زامبي

11:17.095 --> 11:18.060
آره

11:18.062 --> 11:19.829
ولي تو که همچين اشتهايي

11:19.831 --> 11:21.664
مثل زامبي ها نداري، درسته ؟

11:21.666 --> 11:23.232
نه -
خب، اين شد يه چيزي -

11:23.234 --> 11:25.301
نه چندان

11:25.303 --> 11:27.169
نه هنوز

11:29.673 --> 11:31.374
شايد گوشت خوار بشم

11:31.376 --> 11:32.842
شايد بشي

11:34.277 --> 11:36.679
خب، حالا گوشت خوردي يا نخوردي ؟

11:36.681 --> 11:38.180
چيزاي کوچيک رو خوردم

11:38.182 --> 11:39.515
موش

11:39.517 --> 11:40.549
موش

11:40.551 --> 11:42.485
آره، ولي جلوي خودم رو مي گيرم

11:42.487 --> 11:43.886
اين گرسنگي رو بدتر مي کنه

11:43.798 --> 11:47.099
يه بار که موش خوردم، باعث شد
که چيزاي بيشتري بخورم

11:48.369 --> 11:50.336
...مثلاً، چيزاي گنده تر

11:52.339 --> 11:55.608
باشه، خب، ميريم خونه
و مفصل صحبت مي کنيم

11:55.610 --> 11:56.809
ايدين" هم در جريان مي ذاريم"

11:56.811 --> 11:59.545
اوه، "ايدين" مي دونه

11:59.547 --> 12:03.082
جاش" ، نمي خواستم همه چيز رو"
به دوش تو بندازم، متاسفم

12:04.117 --> 12:05.418
باشه

12:07.155 --> 12:10.156
خب، حالا مي دونيم با چي سر و کار داريم
... واسه همين مي تونيم

12:10.158 --> 12:12.158
بيشتر باهاش خودمون رو وفق بديم، درست ميگم ؟

12:13.695 --> 12:15.561
اوه، نه

12:15.563 --> 12:17.430
چي ؟

12:17.432 --> 12:18.898
اوه نه، چي ؟

12:18.900 --> 12:20.299
استيوي" ؟"
اون خبر نداره

12:20.301 --> 12:23.235
اگه اونم مثل من و "نيک" شده باشه چي ؟

12:23.237 --> 12:26.138
يه جايي اون بيرون داره ول مي چرخه

12:26.140 --> 12:27.873
!بلکل از چيزي خبر نداره

12:27.875 --> 12:29.942
و گرسنه ـست

12:37.695 --> 12:41.397
انجيل اين اطمينان رو به ما مي دهد
که با عدالت پروردگار روبرو خواهيم شد

12:42.466 --> 12:45.968
آن هم زماني که ما وارد بهشت برينش مي شويم

12:47.370 --> 12:51.507
حالا اينجا چطور ؟ اينجا توي "کورويچ" ؟

12:52.843 --> 12:56.812
قطعاً که ما شاهد قضاوت سليم پروردگار را در دست داريم

12:58.048 --> 13:01.517
اگه ما را نالايق بداند
... مزرعه هايمان، خانه هايمان

13:01.519 --> 13:06.889
خانواديمان رو ازمون مي گيرد

13:06.891 --> 13:10.392
هممون مطلع هستيم که
دو عضو کوچک از خانوادمون

13:10.394 --> 13:13.262
به تازگي سعي کردن دوباره بچه دار بشن

13:13.264 --> 13:14.964
...براي يک بار ديگه

13:16.533 --> 13:19.869
زندگي بارزش کوچکشون رو از دست دادن

13:21.605 --> 13:24.440
بله، غم انگيزه

13:24.442 --> 13:28.844
ولي اين بهمون اجازه ميده تا نشون بديم
لايق جايي در پيش پروردگار هستيم

13:28.846 --> 13:31.947
و اين کار رو با باز کردن قلب هايمان

13:31.949 --> 13:33.749
و دعاهايمان به انجام مي رسانيم

13:33.751 --> 13:35.784
بياييد سرهايمان را خم کنيم
( تعظيم کنيم )

13:35.786 --> 13:38.154
پروردگارا، به تو روي مي آوريم

13:38.156 --> 13:42.224
به منظور عبادت و فرمانبرداري
"ايدين" و "سوزان ويت"

13:42.226 --> 13:43.626
تا باشد يک روز

13:43.628 --> 13:48.764
روح هايشان را آنقدر گرانبها يابي
تا درهاي رحمتت را با دادن فرزندي به عنوان هديه

13:48.766 --> 13:52.568
به رويشان باز کني

14:05.916 --> 14:07.816
بخاطر مصيبتي که متحمل شديم
برامون دلسوزي مي کنن

14:07.818 --> 14:11.587
برامون دلسوزي ميکنن، چونکه
اون ملعونِ هيز غمي که در دل داريم رو

14:11.589 --> 14:12.988
از اين سر تا اون سر راهرو باخودش مي کشيد

14:12.990 --> 14:14.456
"ايدين ويت"

14:14.458 --> 14:16.859
اين کلمات رو به کشيش وصلت نده

14:16.861 --> 14:20.229
پس چي بايد صداش کنم ؟ کودن ؟

14:20.231 --> 14:23.365
همين که ميگم هست
يه کودن حسود

14:23.367 --> 14:26.669
هرينگ" از همون روز اول که پا توي اين شهر گذاشت"
چشمش دنبال تو بود

14:26.671 --> 14:28.103
مردي که از همون وقتي که حلقه توي دستت کردم

14:28.105 --> 14:30.706
اين حسادت رو به من داشت

14:30.708 --> 14:32.441
بايد داشته هات رو غنيمت بشماري

14:32.443 --> 14:34.443
چرا ؟ چون خدا حواسش بهش هست

14:34.445 --> 14:37.012
منو بي ارزش تر از اونچيزي که هستم ميدونه

14:37.014 --> 14:39.448
چون "هرينگ" ميگه ؟

14:39.450 --> 14:41.650
نميشه به حرفاي "هرينگ" اعتماد کرد

14:41.652 --> 14:45.287
خدا نمي خواد بچه ـمون بميره

14:48.158 --> 14:49.959
خيلي تلاش کرديم

14:49.961 --> 14:52.428
و بايد به تلاشمون ادامه بديم

14:53.997 --> 14:59.928
ولي خواهشاً، انتظار نداشته باش
وقتي اون مرد با حرف هاش نمک رو زخم ما مي پاشه

14:59.937 --> 15:02.871
من دست روي دست بذارم

15:13.149 --> 15:15.017
خب، نظرت چيه ؟

15:15.019 --> 15:18.287
آرشيو کتاب هاي کمياب "بُستون" رو بهت معرفي مي کنم

15:18.289 --> 15:20.022
!ايول

15:20.024 --> 15:21.857
خيلي خوبه اينجا با کسي باشي که

15:21.859 --> 15:24.026
از بوي چسب خشک شده
کاغذهاي صحافي شده لذت مي بره

15:24.028 --> 15:27.429
آره، خب، صدايي که ورقه ها
توليد مي کنن رو فراموش نکن

15:28.733 --> 15:30.532
کوله پشتي براي چيه ؟

15:30.534 --> 15:34.069
اوه، با خودم غذا اينور اونور مي برم
واسه قند خون و اينجور چيزا

15:34.071 --> 15:36.905
يعني که همرات ساندويچ و "توينکيز" داري ؟
( نوعي کيک اسفنجي که روش با خامه پُر شده )

15:36.907 --> 15:38.340
خب، نه، ديگه نه

15:38.342 --> 15:39.742
خوردمشون

15:39.744 --> 15:41.944
خب، هنوزم بابت اينکه اين پژوهش رو

15:41.946 --> 15:44.146
با آغوش باز قبول کردي تشکر مي کنم
اين گردي علمي بگم بهتره

15:44.148 --> 15:47.116
متوجه ام، خب، الان
کاري که مي کنيم اينه ديگه ؟

15:47.118 --> 15:51.220
ناهار تو رگ مي زنيم و
تاريخ و از اينجور اطلاعات قديمي مي خونيم ؟

15:51.222 --> 15:52.588
چون من خوراکم اينه

15:52.590 --> 15:55.457
منظورم اينه، ببين، درمورد
لوئيس و کلارک" خيلي"

15:55.459 --> 15:56.458
مطالعه داشتم

15:56.460 --> 15:58.694
جوري که داشتم واسه اين مطالعات
جونمم مي دادم

15:58.696 --> 16:02.464
اين گردش ربطي به تاريخ
و کتاب هاي قديمي نداره

16:02.466 --> 16:04.533
فقط درمورد يه کتاب ـه
يه کتاب خاص

16:05.568 --> 16:07.536
باشه

16:08.538 --> 16:10.673
وايسا، يه دقه صبر کن

16:10.675 --> 16:13.242
...اجازه داري که

16:13.244 --> 16:15.077
کتاب هارو از قفسه در بياري ؟

16:15.079 --> 16:17.112
آره، کارم همينه
اينجا حسابي خرم ميره

16:17.114 --> 16:19.114
« "روزگار "چارلز »

16:19.116 --> 16:20.616
داري مي خندي

16:20.618 --> 16:22.217
خب ، آره، عاليه

16:22.219 --> 16:24.253
آره، داري مي خندي که کم نياري

16:24.255 --> 16:25.788
: و به اين فکر مي کني که

16:25.790 --> 16:28.357
چرا اين دختره کتابي که "
" توي هوا برداشته رو بهم ميده ؟

16:28.359 --> 16:32.227
نه، دقيقاً خودشه
دقيقاً خوده خودشه

16:32.229 --> 16:33.529
کورويچ، ماساچوست

16:33.531 --> 16:37.933
"نويسنده : "ادموند ويت

16:37.935 --> 16:40.235
وقتي مريض بودي، يه چيزايي زير لب

16:40.237 --> 16:41.236
درمورد "کورويچ" مي گفتي

16:41.238 --> 16:43.205
...و اين کتاب رو از يه

16:43.207 --> 16:46.041
نمايشگاه محلي يادمه

16:46.043 --> 16:48.444
به نظرم اين بنده خدا نسبتي باهات داره

16:48.446 --> 16:51.880
آره، آره، درسته

16:51.882 --> 16:53.015
...اون

16:54.217 --> 16:55.417
پدرِمه

16:55.419 --> 16:59.455
!پدر پدر پدر پدر پدربزرگم ـه

16:59.457 --> 17:00.989
واقعا؟

17:00.991 --> 17:01.990
آره

17:01.992 --> 17:03.292
!گند بزنن

17:03.294 --> 17:04.727
...چيه؟ مشکلي ـه -

17:04.729 --> 17:06.228
نبايد اين رو دستم بگيرم؟

17:06.230 --> 17:07.229
"نه "جف

17:07.231 --> 17:08.230
جف"؟"

17:08.232 --> 17:09.932
دوست پسر قبليم اينجاست

17:09.934 --> 17:14.036
اون يارو کُت وصله دار تن ـشه و
اون خانم جوون باهاشه

17:14.038 --> 17:17.373
،آره، ميدونم، عجيبه
اون استادم بود

17:17.375 --> 17:18.674
قضاوت نميکنم

17:18.676 --> 17:21.009
نه، قضاوتو بذار کنار
تو نخ دخترهاي جوونه

17:21.011 --> 17:22.344
ناراحت نميشي اگه مخفي شم؟

17:22.346 --> 17:25.080
نه، من که نه، ولي اون چرا

17:25.082 --> 17:26.949
کت" ؟" -
!اوه، چه شانسي -

17:26.951 --> 17:28.317
!تويي؟

17:29.487 --> 17:30.586
سلام

17:39.729 --> 17:41.997
اين خونه قديميِ "استيوي" ـه

17:47.003 --> 17:49.972
حالا دقيقا قراره چي کار کنيم؟

17:49.974 --> 17:52.141
...ميريم پشت در، در ميزنيم

17:52.143 --> 17:53.509
...و به اين آدماي از همه چيز بي خبر

17:53.511 --> 17:55.344
...که حتما از موقع خودکشي پسرشون

17:55.346 --> 17:56.779
...تا حالا پريشونن ميگيم

17:56.781 --> 17:58.447
...پسرتون دوباره زنده شده

17:58.449 --> 18:00.749
!و ميل عجيبي به خوردن گوشت آدم داره؟

18:00.751 --> 18:02.117
اين کارو قراره بکنيم؟

18:03.253 --> 18:05.621
خب آره، منم همينا تو ذهنم ـه

18:05.623 --> 18:08.357
خيلي سريع ميگيم و البته واسشون دردناک ـه

18:08.359 --> 18:09.792
!يه هويي

18:12.530 --> 18:14.797
ببينيم چه ميشه

18:14.799 --> 18:17.132
داري گريه ميکني، چرا گريه ميکني؟

18:17.134 --> 18:18.667
...چون وقتي به مامانش بگيم

18:18.669 --> 18:20.869
گريه ميکنه و از ما بدش مياد

18:20.871 --> 18:22.671
...اون موقع هم بخوام‌نخوام گريَم ميگيره، پس

18:22.673 --> 18:23.839
!الآن احساسي شدم

18:23.841 --> 18:26.208
بذار من حرف بزنم -
باشه -

18:26.210 --> 18:28.177
...بد ميشه، بد ميشه

18:28.179 --> 18:30.179
چيزي نميشه

18:32.849 --> 18:34.516
استيوي" ؟"

18:36.019 --> 18:38.821
تو خوبي، "جاش" اون خوبه که

18:38.823 --> 18:40.889
اينجا چه ميکني؟

18:41.891 --> 18:43.091
بياين داخل

18:53.964 --> 18:55.931
خيلي خوشحالم از ديدنت

18:55.933 --> 18:56.932
...همم

18:56.934 --> 18:58.300
چطوري؟

18:58.302 --> 18:59.435
مثل هميشه

18:59.437 --> 19:01.770
ميدوني ديگه، هنوز تو کالج "بوستون" ام

19:01.772 --> 19:04.840
کت" استاديار تاريخ ـه" -
عاليه -

19:04.842 --> 19:06.976
مريسا" قراره فوق ليسانس ادبيات انگليسي ـش رو بگيره"

19:06.978 --> 19:09.245
واسه همين مدام سر اين قضيه، سر به سرم ميذاره

19:09.247 --> 19:12.448
...دارم زورمو ميزنم حاليش کنم

19:12.450 --> 19:14.416
!يک سالي مرخصي ميگيرم قبل از اينکه مغزم بترکه

19:14.418 --> 19:16.085
!سلام
!من "ايدين ويت" هستم

19:16.087 --> 19:19.355
اوه، ببخشين، "جف ويستون" هستم
خوشبختم از ملاقاتتون

19:19.357 --> 19:21.090
و شما "مريسا" هستيد؟ -
بله، سلام -

19:21.092 --> 19:23.559
و سال گذشته فارغ التحصيل شدين
درسته -

19:23.676 --> 19:26.176
خب، اومدي اينجا نقشه ها رو ببيني؟

19:26.178 --> 19:27.911
از کجا ميدوني؟

19:27.913 --> 19:29.280
شانسي گفتم

19:30.449 --> 19:32.082
نظرت چيه گشت و گذارمون رو ادامه بديم؟

19:32.084 --> 19:34.351
!آره، بايد گشت و گذارمون رو ادامه بديم

19:34.353 --> 19:35.619
آره

19:35.721 --> 19:37.621
"خوشحال شدم از ديدنت "مريسا" "جف

19:37.623 --> 19:41.386
خيلي خوشحالم براي دوتاتون بچه ها، عاليه

19:41.488 --> 19:42.993
در هر حال، خوب مواظبش باش، باشه؟

19:42.995 --> 19:44.762
"اوه، حتما "جف

19:44.764 --> 19:45.763
آره، حتما

19:50.055 --> 19:53.590
ببين، به خاطر اون جمله «مواظبش باش» شرمنده ها

19:53.592 --> 19:56.694
به نظر يه نمه خودشو دست بالا ميدونه

19:56.696 --> 19:59.163
...نه، عيب نداره، فقط دلشو نداشتم

19:59.165 --> 20:00.564
ضدحال بهش بزنم

20:00.566 --> 20:02.733
ميخواي بذاريمش روزِ ديگه؟

20:02.735 --> 20:04.535
ميشه بعدا با هم بگرديم

20:04.537 --> 20:06.170
نه، نه، خوبم خوبم

20:06.172 --> 20:08.906
!فقط بايد برم جايي که الکل داشته باشن

20:11.910 --> 20:15.412
"قبل از اينکه پول هام تموم شه رفتم "ممفيس

20:15.414 --> 20:16.914
گشتم دنبال يه شغلي

20:16.916 --> 20:18.048
...ولي سخته وقتي

20:18.050 --> 20:19.950
...قيافت به 16 ساله ها ميخوره

20:19.952 --> 20:21.585
بخواي سر پول با کسي سر و کله بزني

20:21.587 --> 20:23.253
...گفتم تو خيابون زندگي کنم

20:23.255 --> 20:25.589
...خيلي طول نکشيد تا ترسيدم

20:26.591 --> 20:28.993
بعد ياد خونه ي کنار درياچه افتادم

20:28.995 --> 20:30.260
کنو" ؟" -
سندي" ؟" -

20:30.262 --> 20:32.496
چي؟ -
...هيچي، ميگفتي -

20:32.498 --> 20:33.564
ادامه بده

20:33.566 --> 20:35.499
پدر و مادرم يه خونه نزديک درياچه "ويلسون" دارن

20:35.501 --> 20:38.102
هر سال همين موقع، چند هفته اي رو اونجا ميگذرونن

20:38.104 --> 20:41.005
وقتي اونجا هستن، منم ميام اينجا مخفي ميشم

20:41.007 --> 20:43.273
اينطوري که خيالت راحت نيست؛
اگه بيان خونه چي؟

20:45.076 --> 20:48.012
نميان... اونها نميان خونه

20:49.014 --> 20:52.316
منظورم اينه، اونا تو زندگي خيلي منظم هستن

20:52.318 --> 20:53.851
حداقل يه هفته ديگه وقت دارم

20:53.853 --> 20:56.153
استيوي" تو يه هفته ديگه فرصت نداري"

20:56.155 --> 20:58.022
لازمه با ما بياي خونه

20:58.024 --> 20:59.823
واقعا؟

21:01.960 --> 21:05.029
آره، من و "جف" 4 سال با هم بوديم

21:05.031 --> 21:07.731
چهار سال... پس رابطه ـتون خيلي جدي بوده

21:08.833 --> 21:12.169
اون دو تا بچه داره از ازدواج قبلي ـش

21:12.171 --> 21:14.238
"اندي" و "بليندا"

21:14.240 --> 21:17.608
هر دو هفته يه بار
توي آخر هفته ها ميومدن پيشمون

21:17.610 --> 21:20.010
عالي بود، راستشو بخواي

21:20.012 --> 21:21.345
...من و "جف" اونجا لَم ميداديم

21:21.347 --> 21:24.048
و درباره ي شروع زندگي خودمون صحبت ميکرديم، ميدوني

21:24.050 --> 21:25.983
خونه بخريم و از اين حرفا

21:25.985 --> 21:28.152
شرط ميبندم چيزايي که دوست داشتي رو

21:28.154 --> 21:29.520
بهت ميگفت

21:29.522 --> 21:32.089
...و آخر سر که گفتم

21:32.091 --> 21:35.526
«...خب، وقتش رسيده که يه قدم پيش بذاريم»

21:35.528 --> 21:39.029
جوري شد انگاري مچشو گرفته باشم

21:39.031 --> 21:41.899
...و بهم گفت همين حالاش

21:41.901 --> 21:44.535
اون بچه هايي که دلش ميخواد رو داره

21:44.537 --> 21:47.471
و قضيه ازدواج رو زيادي جدي گرفتيم

21:47.473 --> 21:50.240
تو چي کار کردي؟

21:50.242 --> 21:52.709
با رو بنديلم رو بستم و رفتم

21:53.711 --> 21:55.245
متأسفم

21:55.247 --> 21:57.481
نه، نباش

21:57.483 --> 21:58.715
تجربه ي خوبي بود

21:58.717 --> 22:01.151
ميدوني، کلي تجربه در مورد چيزايي
...که ميخواستم ياد گرفتم

22:01.153 --> 22:02.553
اينکه يه خونواده ميخوام

22:04.523 --> 22:05.956
اشتباه برداشت نکن

22:05.958 --> 22:07.925
...ميتونم مجردي هم از پس خودم بر بيام

22:07.927 --> 22:09.460
و عاشق شغلم ـم

22:09.462 --> 22:13.497
ولي آره، يه روزي، يه خونه پُر از بچه ميخوام

22:18.069 --> 22:22.372
!تو قرار دوم ابدا راجع به اين چيزا حرف نميزنن

22:22.374 --> 22:24.908
... الآن بايد در مورد غذاي تايلندي و

22:24.910 --> 22:27.644
يا نسخه ي تعديل شده ي رمان "هانگر گيمز" حرف بزنيم

22:30.715 --> 22:32.416
نميتونم بچه دار بشم

22:33.325 --> 22:34.919
يعني نه که بچه دوست نداشته باشم، من عاشق بچه هام

22:34.920 --> 22:38.573
در واقع من عقيم هستم

22:40.576 --> 22:41.676
خيلي متأسفم

22:41.678 --> 22:42.878
نه، نه، نه

22:42.880 --> 22:45.380
باهاش کنار اومدم

22:45.382 --> 22:46.948
...ماجرا اينه

22:48.151 --> 22:51.053
... سرخوردگيِ محروم بودن

22:51.055 --> 22:54.456
از داشتن خونواده رو درک ميکنم

22:54.458 --> 22:55.690
...امم

22:57.026 --> 22:59.928
...نا اميدي و عصبانيت و

22:59.930 --> 23:02.030
سرزنش کردن رو

23:08.398 --> 23:11.536
خيلي معذرت ميخوام، الآن زوده واسه اين حرفا

23:11.601 --> 23:12.484
ببخشيد

23:12.488 --> 23:15.070
...تو خيلي باهام روراست بودي -
!نه -

23:15.072 --> 23:16.571
حس کردم منم بايد از اين حرفا بزنم

23:16.573 --> 23:18.273
مشکلي نيست

23:26.950 --> 23:28.617
"رورند هرينگ"

23:29.619 --> 23:30.852
عصر بخير

23:37.660 --> 23:39.561
چه کاري از دستم بر مياد "رورند" ؟

23:39.563 --> 23:41.763
...ميتوني با توضيح اينکه چرا

23:41.765 --> 23:44.566
دو ماه ـه به کليسا نمياي، شروع کني

23:44.568 --> 23:47.903
،خواهش ميکنم از غيبت من
"بي احترامي برداشت نکن "رورند

23:47.905 --> 23:51.840
...فقط اينکه نميخوام با حضورم، باعثِ

23:51.842 --> 23:54.042
آلودگيِ روحِ رفتگانم بشم

23:56.145 --> 24:00.115
ظاهرا موعظه من تأثير منفي روت گذاشته

24:00.117 --> 24:02.317
خب، در هر حال هدف موعظه ـت همين بود

24:02.319 --> 24:03.752
نبود؟

24:03.754 --> 24:06.788
به چه دليل ديگه از منبرت بالا ميري که حرف هاي
نيش‌دارِت رو به بقيه بگي؟

24:06.790 --> 24:11.660
سوزانا" به نظر کلام منو درک کرده و"
براي روح اون دعا ميکنه

24:11.662 --> 24:14.529
،به گمونم همون طور که انتظار ميرفت
دعاها باعث تغذيه روحش شده

24:14.531 --> 24:18.567
همه ميدونن زن ها توي اين موارد
قوي تر هستن

24:18.569 --> 24:20.835
از اين درد و رنج ها راحت تر سر بلند ميکنن

24:20.837 --> 24:23.104
...اگه کلام من باعث چنين ضربه ي عميقي بهت شده

24:23.106 --> 24:26.208
...شايد بهتر باشه نگاهي به آلودگي دروني خودت بندازي

24:26.210 --> 24:27.943
و بدوني چرا اين آلودگي باعث رنجش خدا شده

24:27.945 --> 24:31.012
...حتي اگه ذره اي حقيقت در کلامت بود

24:31.014 --> 24:33.682
...به اين معنيه که خداي تو يه حيوان بي رحم ـه

24:33.684 --> 24:37.285
که جون يه طفل رو ميگيره
تا پدر و مادرش کينه به دل بگيرن

24:37.287 --> 24:40.488
!پس با اين حساب نبايد هيچ کاري با اين خدا داشته باشم

24:40.490 --> 24:41.823
"ايدين"

24:41.825 --> 24:43.725
...بله، ايناهاش

24:43.727 --> 24:45.794
!يک چهارپا بدون انسانيت

24:45.796 --> 24:48.063
"تو بايد بري ديگه "رورند

24:48.065 --> 24:52.133
خيلي خب، حالا ميتونم ببينم
...فقط يه نفر هست

24:52.135 --> 24:54.536
...که هيچ ارزشي نزد پروردگار نداره

24:54.538 --> 24:57.405
...و بسي سپاسگذارم تا هميشه

24:57.407 --> 24:59.574
!اون رو عقيم نگه ميداره

25:00.576 --> 25:02.844
!ايدين" نه"

25:02.846 --> 25:06.047
رورند" خيلي متأسفم"

25:06.049 --> 25:07.282
ديگه به اينجا برنگرد

25:31.742 --> 25:34.542
شرمنده، به گمونم فکر خوبي نباشه

25:34.544 --> 25:35.543
چرا نه؟

25:35.545 --> 25:37.545
ببين، شماها توي خونه جاي منو ندارين

25:37.547 --> 25:41.683
،و بهتون برنخوره
ولي بدترين اتفاق ها براتون ميفته

25:41.685 --> 25:43.885
اصلا فکرشو کردي چقدر خطرناک هستي؟

25:43.887 --> 25:45.687
...چرا؟، چون اگه کسي رو که ميشناسم ببينم

25:45.689 --> 25:48.256
اتفاق بدي براشون ميفته؟

25:48.258 --> 25:51.559
ببين، من اون موقع هم که زنده بودم عملا
کسي منو نميديد

25:51.561 --> 25:53.862
اون موقع ها گذشته، چيزايي عوض شدن

25:54.897 --> 25:56.698
نيک" مُرده"

25:56.700 --> 25:58.900
يعني چي؟

25:58.902 --> 26:01.403
ميبيني چه بلايي سر سرَم اومده؟

26:01.405 --> 26:02.332
نميخواستم به روت بيارم

26:02.507 --> 26:06.207
بذار بهت بگم چطور اينجوري شد

26:10.513 --> 26:15.617
استيوي" صابون دستشويي ـت تموم شده"

26:39.342 --> 26:40.642
"استيوي"

26:42.751 --> 26:46.054
!يه دست تو خونتونه

26:46.056 --> 26:48.523
!تو نون دون، يه دست ـه

26:48.525 --> 26:49.891
از کجا اومده؟

26:49.893 --> 26:51.793
دستِ کيه "استيوي"؟

26:51.795 --> 26:55.129
،باشه ببينين
"من رفتم "ممفيس

26:55.131 --> 26:57.599
و بعد پولهام تموم شد

26:57.601 --> 27:00.468
و ترسيدم و برگشتم خونه

27:02.037 --> 27:04.472
ولي خونه ي کنار درياچه اي در کار نبود

27:06.075 --> 27:07.242
پس پدر مادرت چي؟

27:07.244 --> 27:08.710
من بايد ميديدمشون

27:08.712 --> 27:11.212
فکر کردم اينطوري حالم بهتر ميشه

27:11.214 --> 27:14.082
و ميدونستم اونها رو هم خوشحال ميکنه
و همينطورم شد

27:14.084 --> 27:17.418
مادرم گريه کرد، بابام ديگه نميذاشت برم

27:17.420 --> 27:19.988
من همه چيزو براشون توضيح دادم

27:19.990 --> 27:21.890
ماجراي "ليمبو"، همه چيزشو

27:21.892 --> 27:24.826
و اون شب رفتم تو رخت خواب اتاقم

27:24.828 --> 27:28.062
در مورد زندگيم که سر و سامون پيدا کرده بود
فکر کردم

27:28.064 --> 27:31.332
و بعد بيدار شدم و اونها رو ديدم

27:31.334 --> 27:33.067
چه وقت اين اتفاق افتاد؟

27:33.069 --> 27:35.069
چند هفته قبل

27:35.071 --> 27:36.804
نميدونستم چي کار کنم

27:36.806 --> 27:38.606
گذاشتمشون توي فريزر گاراژ

27:40.110 --> 27:41.576
من تمام اطلاعاتشون رو دارم

27:41.578 --> 27:43.945
رمز عبور و اين چيزا رو عوض نکردن

27:43.947 --> 27:47.348
هيچ کسي سراغي ازشون نگرفت؟
هيچ کس نيومد پُرس و جو؟

27:47.350 --> 27:49.751
پول باغبون داده شده، چمن ها رو زدن

27:49.753 --> 27:51.653
برق هم قطع نشد

27:52.821 --> 27:54.856
!بعد گرسنم شد

27:54.858 --> 27:58.026
نميتونستم جلوي خودم رو بگيرم
...چيزي نخورم که صورتم درست بشه

27:58.028 --> 27:59.694
هر لحظه از روز همين اوضاع بود

27:59.696 --> 28:02.664
بعدش صورتم زخم شد، مثل اين روي گوشم

28:02.666 --> 28:03.865
و منم خاروندمش

28:03.867 --> 28:06.367
فکر کنم عصبي بودم، ولي دست خودم نبود

28:06.369 --> 28:09.637
!و يه روز تقريبا ديگه گوشم افتاد

28:09.639 --> 28:11.639
منم اهميتي ندادم

28:11.641 --> 28:14.442
ميل ـم به نوع غذا عوض شده بود

28:15.678 --> 28:17.745
غذا ديگه به اندازه کافي نبود

28:17.747 --> 28:20.048
و بعدش اون فکر به ذهنم اومد

28:20.050 --> 28:22.383
ميدونستم چي بهترش ميکنه

28:27.122 --> 28:29.157
پس اين دست باباته؟

28:30.225 --> 28:31.626
!نه

28:32.629 --> 28:35.363
!اونها رو خوردم

28:35.365 --> 28:36.731
اين پستچي ـه

28:39.201 --> 28:42.537
...پس تو... داري ميگي که

28:42.539 --> 28:45.340
...داره بهمون ميگه که

28:45.342 --> 28:47.608
...که بابامامانش رو خورده

28:47.610 --> 28:51.012
!و يه پستچي دولت رو کُشته و خورده

28:51.014 --> 28:53.681
!من نميدونستم چي کار کنم

28:53.683 --> 28:56.351
! "اوه، پناه بر خدا از دست تو "استيوي -
باشه باشه -

28:56.353 --> 28:58.720
،استيوي" گوش کن"
تو با ما مياي خونه

28:58.722 --> 29:00.588
تو الآن شنيدي "جاش" چي گفت

29:00.590 --> 29:03.024
جايي براي من نيست برم

29:03.026 --> 29:05.493
واقعا قصدتون کمک ـه؟

29:05.495 --> 29:08.997
،معلموم ـه ميخوايم کمکت کنيم
"به خاطر همين اينجاييم "استيوي

29:08.999 --> 29:11.499
باشه، يه کاري هست ميتونين انجام بدين

29:18.207 --> 29:20.708
...هر روز صبح که بيدار ميشم

29:20.710 --> 29:23.044
روي اون صندلي وايميسم

29:25.247 --> 29:27.215
سرمو ميکنم تو اون حلقه

29:29.201 --> 29:32.703
و گريه ميکنم چون ميترسم

29:33.739 --> 29:35.640
ترس از مُردن؟

29:35.642 --> 29:38.142
ترس از اتفاقات بعد از مرگ

29:38.144 --> 29:40.278
...اولين بار که خودم رو کُشتم

29:40.280 --> 29:42.580
...فکر کردم چقدر بدبختم

29:42.582 --> 29:45.983
و به اشتباهي که کردم فکر ميکردم

29:48.321 --> 29:51.389
...وقتي اون طناب رو دور گردنم حس ميکنم

29:52.724 --> 29:54.992
...انتظار براي مُردن به يادم مياد

29:56.695 --> 29:58.863
و کنار ميکِشم

30:01.401 --> 30:03.634
...ولي حالاکه شماها اينجايين

30:03.636 --> 30:06.304
قرار نيست اون حس رو داشته باشم

30:07.473 --> 30:09.140
چي داري ميگي؟

30:09.142 --> 30:11.676
بايد کمکم کنين تا اين قضيه رو فيصله بدم

30:15.981 --> 30:18.850
!استيوي" تو حواست سر جاش نيست"

30:18.852 --> 30:20.218
چطور اين حرف رو ميزني؟

30:20.220 --> 30:22.019
داري ازم ميخواي بکُشمت

30:22.021 --> 30:24.088
ميدوني يعني چي؟

30:24.090 --> 30:25.590
!آره، وحشتناکه

30:25.592 --> 30:27.525
براي همين ـه به کمکتون نياز دارم

30:32.831 --> 30:34.966
يه راه ديگه هم هست

30:34.968 --> 30:36.567
خب، چي هست؟

30:36.569 --> 30:38.069
داريم روش کار ميکنيم

30:38.071 --> 30:40.204
آره، باشه

30:40.206 --> 30:43.908
پس من صاف صاف راه برم و به مامان بابام فکر کنم

30:43.910 --> 30:46.410
صورتشون رو يادم بياد که چقدر خوشحال بودن

30:46.412 --> 30:48.546
نميدونن چه بلايي ميخوام سرشون بيارم

30:48.548 --> 30:50.648
!استيوي" تقصير تو که نيست"

30:50.650 --> 30:53.351
"حق با اونه، "استيوي
تو که شيطان نيستي، پسر

30:53.353 --> 30:55.887
...تو پسر خوبي هستي، تو

30:57.289 --> 30:59.190
يه پسر سربه‌زير

31:01.193 --> 31:02.560
اشتباه ميکني

31:02.562 --> 31:04.128
...تنها چيزي که الآن هستم

31:06.198 --> 31:07.198
يه آدم گرسنه ـست

31:08.400 --> 31:10.835
!استيوي" نه"
"استيوي"

31:13.640 --> 31:16.707
نميبيني، نميتونم تحمل کنم تا راه حلي براش پيدا بشه

31:18.011 --> 31:21.179
هر لحظه ممکنه دوباره کسي رو بکُشم

31:21.181 --> 31:24.148
پس اگه تو خطرناکي، منم هستم، آره؟

31:24.150 --> 31:26.217
منم بايد خودمو کنارت بکُشم

31:26.219 --> 31:28.786
ميخواي اينو بگي؟

31:30.322 --> 31:32.657
خواهش ميکنم "جاش" ميدوني که حق با منه
کمکم کن

31:37.262 --> 31:39.297
سالي" برو بيرون"

31:42.334 --> 31:43.568
چي؟

31:43.570 --> 31:44.902
مجبورم کمک ـش کنم

31:44.904 --> 31:47.772
تو هم عقلت رو از دست دادي؟

31:47.774 --> 31:49.974
...نه، به نظرم فهميدم

31:49.976 --> 31:53.644
فکر کنم فهميدم چطور از اين دنيا جون سالم به در ببرم

31:53.646 --> 31:58.616
تو دنياي ما، بايد بتوني تصميمات
...غيرممکن رو بگيري

31:58.618 --> 32:00.384
نه ازش فرار کني

32:00.386 --> 32:02.486
قبلاً بهت گفتم

32:02.488 --> 32:06.190
اين اشتباه منه، منم پام گيره، فهميدي؟

32:06.192 --> 32:08.159
من شماها رو برگردوندم

32:08.161 --> 32:10.828
...و حالا بايد با پيامدهاش سر و کله بزنم

32:10.830 --> 32:12.196
و زجر هاش

32:13.298 --> 32:15.700
"استيوي" داره زجر زيادي رو تحمل ميکنه "سالي"

32:15.702 --> 32:18.970
اينطوري نيست، تو اين جور آدمي نيستي

32:18.972 --> 32:22.273
من دقيقا همين جوريم که هستم

32:26.778 --> 32:28.512
برو

32:53.112 --> 32:54.612
تموم شد

32:54.614 --> 32:56.814
حالا نوبت منه؟

32:58.550 --> 33:01.619
بذار تمومش کنيم قبل از اينکه نتونيم کنترل ـش کنيم

33:04.056 --> 33:06.491
نگو، اين حرفو نزن

33:08.327 --> 33:09.894
حتي فکرش رو هم نکن

33:13.465 --> 33:15.633
براي "استيوي" کار از کار گذشته بود

33:15.635 --> 33:17.735
وضع تو فرق ميکنه

33:17.737 --> 33:20.905
تو هنوز به کسي آسيب نزدي، و قرار هم نيست بزني

33:20.907 --> 33:22.740
بلکه باهاش مبارزه ميکني

33:22.742 --> 33:24.976
ما نجاتت ميديم

33:24.978 --> 33:26.878
متوجهي چي ميگم؟

33:28.214 --> 33:30.248
ميدونستم دوباره ميبينمت

33:34.253 --> 33:36.420
استيوي" متأسفم"

33:36.422 --> 33:38.322
!بس کن

33:38.324 --> 33:41.859
تو منو از برزخ بيرون آوردي

33:41.861 --> 33:45.596
ميدوني؟ بهم يه شانس ديگه دادي

33:46.598 --> 33:48.166
ممنونم

33:49.735 --> 33:51.169
"و از تو هم ممنونم "جاش

33:51.171 --> 33:52.670
حالش... حالش خوبه؟

33:52.672 --> 33:55.339
...نميدونم خوب خواهم بود يا نه

33:55.341 --> 33:58.109
ولي حداقل ديگه گرسنه نيستم، اين ـش خوبه

34:03.682 --> 34:05.082
امکان نداره

34:05.084 --> 34:06.751
استيوي" چيزيش نميشه"

34:08.387 --> 34:10.488
درش اينجاست

34:13.058 --> 34:14.792
چي کار کنم؟ برم داخل؟

34:14.794 --> 34:16.961
ظاهراً که همينطوره

34:20.699 --> 34:23.301
سالي" نميدونم چي بگم"

34:25.205 --> 34:27.371
...فکر ميکنم تو بهترين دوستم هستي

34:27.373 --> 34:29.006
بخاطر ارزشي که برام قائل شدي

34:31.276 --> 34:33.377
ارزش زيادي داري

34:37.316 --> 34:38.916
بازم ممنون

34:38.918 --> 34:39.917
حالا برو

34:43.121 --> 34:45.523
توي بعضي کارا نبايد معطل کرد

35:01.139 --> 35:02.873
استيوي" وايسا"

35:09.982 --> 35:11.616
جايي از کار ميلنگه؟

35:11.618 --> 35:13.651
!آره، خيلي ميلنگه

35:17.257 --> 35:19.757
...من کلي تئوري داشتم توي سرم داشتم

35:19.759 --> 35:21.459
که چطور اين قرار، خراب از آب در مياد

35:21.461 --> 35:22.994
!و اين يکي، توشون نبود

35:22.996 --> 35:26.564
آره، دقيق طبق روال جلو نرفت

35:26.566 --> 35:30.468
...شايد دفعه بعد بتونيم درباره يه دوست دختر قديمي

35:30.470 --> 35:32.436
که تو رو بيشتر اذيت کرد، صحبت کنيم

35:32.438 --> 35:33.971
دفعه بعد؟

35:33.973 --> 35:37.375
آره خب، چيه، دلت نميخواد دفعه ديگه اي در کار باشه؟

35:37.377 --> 35:39.844
اممم، هيچي بيشتر از اين خوشحالم نميکنه

35:39.846 --> 35:42.146
...راستش من فهميدم حسّ ـت چيه

35:42.148 --> 35:44.548
و نميخوام وقتت رو تلف کنم

35:47.185 --> 35:50.388
تو وقت منو تلف نميکني

35:50.390 --> 35:53.057
!من اون يکي ام که زيادي ابراز عقايد کردم

35:53.059 --> 35:56.027
تو سفره دلتو باز کردي و باعث شدي
حالم بهتر بشه

35:56.029 --> 35:57.595
کار راحتي نيست

35:57.597 --> 35:59.964
فقط نميخوام بازيت بدم

35:59.966 --> 36:01.832
منم نميخوام

36:14.246 --> 36:15.980
ميدوني چيه؟

36:17.717 --> 36:21.018
داشتم فکر ميکردم براي
...ختم به خير شدنِ اين فکر

36:21.020 --> 36:22.853
يه خورده بي تجربه ايم

36:23.855 --> 36:25.623
نه... آره، درست ميگي

36:25.625 --> 36:27.091
اهوم

36:28.127 --> 36:29.160
بعدا مي‌بينمت

36:29.162 --> 36:31.162
حتما

37:16.058 --> 37:18.660
برام مهم نيست فکر بدي باشه

37:18.662 --> 37:20.562
منم همينطور

37:38.648 --> 37:40.749
چي کار ميکني؟

37:40.751 --> 37:42.584
از دست اثر انگشتام خلاص ميشم

37:42.586 --> 37:44.319
هيچوقت فکر نميکردم همچين حرفي بزنم

37:44.321 --> 37:46.554
فکر نميکردم روزي همچين کاري کنم

37:48.091 --> 37:52.060
پس... درِ روح ها، اصلاً مثل هم نيستن؟

37:52.062 --> 37:53.762
ابدا

37:54.830 --> 37:58.099
هر کسي در خودش رو داره

37:58.101 --> 38:01.303
اين رو بذاريم تو ليست چيزايي که بايد ازش
سر بياريم

38:03.306 --> 38:04.773
وقت منم داره تموم ميشه

38:04.775 --> 38:06.308
ميدونم

38:06.310 --> 38:09.044
...اگه قرار باشه تو هم از همون در بري داخل

38:09.046 --> 38:11.579
بايد بفهميم چي پشت اون در منتظرته

38:11.581 --> 38:14.582
منظورم اين نبود

38:20.090 --> 38:22.090
...اون دست که اونجاس

38:24.160 --> 38:26.227
!ميخوام بخورمش

38:27.363 --> 38:31.099
..."نميدونم چقدر وقت برام مونده "جاش

38:31.101 --> 38:34.336
!ولي ميترسم هممون رو به فنا بدم

38:49.318 --> 38:50.585
ديو" چِشه؟"

38:50.587 --> 38:53.154
همينطوري بايد باشه

38:53.156 --> 38:54.723
اينطوري اثر ميکنه

38:55.858 --> 38:57.258
من نفر بعديم

38:57.260 --> 38:59.994
پيت" شرمنده دير کردم"

39:01.330 --> 39:03.231
يه مورد مهم پيش اومده بود

39:03.233 --> 39:05.967
!يه مورد وحشتناک و ناراحت کننده

39:09.071 --> 39:10.105
"پيت"

39:10.107 --> 39:12.674
"اوه، خداي من "جاش

39:12.676 --> 39:14.376
!صبر کن -
!دست از سرش بردارين -

39:14.378 --> 39:15.944
رفيقت بهت زنگ زد؟

39:15.946 --> 39:17.078
"جاش"

39:17.080 --> 39:18.413
اين يارو نه

39:18.415 --> 39:20.382
اون و دوست دخترش استثنا هستن

39:20.384 --> 39:22.717
جزء قرارمون ـه

39:24.388 --> 39:25.387
!برو بيرون

39:38.348 --> 39:41.049
ميدونم منحرف شدم

39:41.051 --> 39:44.887
يه مرد تندخو بودم، يه مرد کينه اي

39:44.889 --> 39:47.556
...ولي حالا به تو التماس ميکنم، خواهش ميکنم

39:50.660 --> 39:53.562
بذار اين يکي رو داشته باشم

39:53.564 --> 39:58.467
بذار اين شب رو با يه همسر و
فرزند سالم صبح کنم

39:58.469 --> 40:00.836
...و قسم به تو خدا

40:02.439 --> 40:06.875
باقي دوران زندگيم رو صرف خدمت به تو کنم

40:06.877 --> 40:08.977
...اگه قرار باشه 100 سال عمر کنم

40:10.046 --> 40:13.415
...هر روزِ تو رو

40:16.586 --> 40:17.820
به عنوان يه مرد شايسته زندگي کنم

40:21.991 --> 40:23.325
خواهش ميکنم، پرودگارا

40:54.457 --> 40:56.191
آقاي "ويت"؟

40:56.193 --> 40:57.759
بله

40:58.761 --> 41:00.896
دلتون ميخواد پسرتون رو ببينيد؟

41:03.266 --> 41:05.033
يه پسر؟

41:05.035 --> 41:07.002
يه پسر سالم و زيبارو

41:18.948 --> 41:21.283
درست مثل خودت ـه

41:22.886 --> 41:24.753
بغلش کن

41:39.936 --> 41:42.404
ممنونم پروردگار

42:35.582 --> 42:45.582
.:: @bollbolljan_com ::.