﻿WEBVTT

00:00.438 --> 00:01.672
آنچه گذشت

00:01.706 --> 00:05.576
تو منو به درون محل مرگم کشیدی
منم از مال تو خارج میشم

00:05.610 --> 00:08.512
نه -
بمیر ، لعنت خدا بر تو باد -

00:08.546 --> 00:10.681
محل مرگ دونا تو فروشگاهه ؟

00:10.715 --> 00:12.449
این برادر منه، رابی

00:12.484 --> 00:14.251
دارم اینجا رو می فروشم

00:14.285 --> 00:17.154
نهایت تلاشم رو میکنم تا خونه
رو به بهترین شکل تعمیر کنم

00:20.992 --> 00:25.029
گرگ جاش فکر میکنه که اگه
با زنم بخوابه اشکالی نداره

00:25.063 --> 00:27.264
(فریاد)

00:27.298 --> 00:29.133
گرگ پیروز شده

00:31.336 --> 00:35.506
من نمیتونم هر خوناشامی رو تغییر
بدم اما حس خیلی بهتری پیدا میکنم

00:35.540 --> 00:37.875
اگه بفهمم که بعضی هاشون
آدم ها رو نمی کشن

00:37.909 --> 00:40.044
پس چرا نمیذاری که من
مورد آزمایشی تو باشم ؟

00:40.078 --> 00:42.312
اگه اشتباه کنی، بی رحم میشم

00:42.347 --> 00:44.014
من به کمکت نیاز دارم

01:00.398 --> 01:04.501
سلام، چطور اینکارو کردی ؟ -
میدونم ، نباید بهت زنگ میزدم -

01:04.535 --> 01:07.003
من هیچ کاری ندارم که
بتونم دستمزدت رو بدم کنی

01:07.038 --> 01:10.173
یه اشتباه کوچیک تمام راه
زندگی رو ناتوان نمیکنه

01:10.207 --> 01:12.509
واقعا؟ نمیخوای چیزی
در مورد این بهم بگی ؟

01:12.543 --> 01:17.380
این یه قضاوت نیست
یادته؟ منظورمو فهمیدی ؟

01:17.415 --> 01:20.250
علاوه بر این، منظورم اینه
که اون یه دختر مرده هستش

01:20.284 --> 01:22.719
فردا حالت میاد سر جاش

01:22.753 --> 01:23.820
اوه، هی ! بی خیال

01:23.854 --> 01:25.722
چرا دوباره به دفتر برنمیگردی؟

01:25.756 --> 01:27.490
اون همه خون درون تو ، خون زنده

01:27.525 --> 01:29.326
قراره یه شوک واسه سیستم باشه

01:29.360 --> 01:31.328
در هر حال میتونم بهت بگم

01:31.362 --> 01:33.597
که ذخیره یخچال من دست نخورده
هستش، این میتونه آرومت کنه

01:33.631 --> 01:35.398
من نمیتونم خودمو
...تحمل کنم، ببین، فقط

01:35.433 --> 01:37.667
فقط مطمئن شو که مراقبش هستی

01:37.702 --> 01:39.202
بی خیال، ایدین

01:43.708 --> 01:45.942
بچه ها، اینجا چه خبره ؟

01:48.145 --> 01:49.646
اوه، خدای من

01:51.048 --> 01:52.048
!رابی

01:52.083 --> 01:54.851
اوه! نه

01:54.885 --> 01:57.621
دلیل خاصی داره که این
دو میتونن منو ببینن ؟

01:57.655 --> 02:02.792
ما گرگنما هستیم -
آره، این یکیو من بعدا توضیح میدم -

02:02.827 --> 02:04.861
چطور این اتفاق افتاد ؟

02:04.895 --> 02:07.597
نمیدونم، نمیدونم، من
تو گذشته گیر کرده بودم

02:10.668 --> 02:14.471
هی، مرد من...من...من واقعا متاسفم

02:14.505 --> 02:18.608
الان باید به فکر این
باشیم که با این...آه

02:18.643 --> 02:20.143
میخوایین از شر بدن
من خلاص بشین ؟

02:21.312 --> 02:24.714
مطمئن هستیم که من حتما مردم ؟

02:24.749 --> 02:27.250
چی میشه اگه این فقط
یه تونل از نور باشه

02:27.284 --> 02:30.053
که من فقط باید بهش
تبدیل بشم و برگردم ؟

02:30.087 --> 02:32.589
منظورم اینه که، من درست همینجام

02:32.623 --> 02:34.290
آیا...آیا این اتفاق واقعا میافته ؟

02:34.325 --> 02:36.059
...اینطوری نیست... ما نمیتونیم

02:36.093 --> 02:40.497
چه اتفاقی واسه تو افتاد ؟ -
من مردم -

02:40.531 --> 02:42.065
دنی منو کشت

02:42.099 --> 02:45.802
ولی من...من... من تو رو دیدم
قبل از اینکه به فلوریدا برم

02:45.836 --> 02:47.404
ما... ما همدیگه رو لمس کردیم

02:47.438 --> 02:49.973
به نظر میرسه که زندگی
بعد از مرگ وجود داره

02:50.007 --> 02:52.275
و جنبه های مثبت و
منفی خودشو داره

02:52.309 --> 02:53.610
و وقتی تو رو دیدم

02:55.379 --> 02:56.646
من برگشته بودم

02:56.681 --> 02:59.149
چی، ما... ما میتونیم
اینکارو بکنیم ؟

02:59.183 --> 03:00.984
اوه! نه

03:01.018 --> 03:03.987
صبر کن، ما میتونیم اینکارو
بکنیم و تو اینکارو برام نمیکنی؟

03:04.021 --> 03:06.022
تو...این اونی نیست که
میخوای، بهم اعتماد کن

03:06.057 --> 03:07.824
خب، من همچنین نمیخوام
که مرده باشم

03:07.858 --> 03:09.959
وضعیت دونا فرق میکرد

03:09.994 --> 03:12.162
سالی،صبر کن، داریم در
مورد این بحث میکنیم ؟

03:12.196 --> 03:16.132
من فقط دارم میگم که یه راه متفاوت
هم برای این وجود داره، یه راه بهتر

03:16.167 --> 03:17.500
برای انجام چه کاری، دقیقا ؟

03:18.569 --> 03:20.036
برای اینکه به همراه
برادرم برگردم

03:21.472 --> 03:23.073
از مرگ

03:29.013 --> 03:31.548
بنابراین، چی ؟ تو درواقع
میتونی اینکارو بکنی ؟

03:31.582 --> 03:35.351
آره، من...من...من فکر میکنم که
اینو دارم، مثل چیزای جادوگری

03:35.386 --> 03:38.154
آه پس ارواح و جادوگران وجود دارن

03:38.189 --> 03:41.224
آیا میتونیم همه این اوضاع
رستاخیز رو قبل از اینکه

03:41.258 --> 03:42.992
ایدین برگرده تموم کنیم ؟

03:43.027 --> 03:44.561
من رای مخالف میدوم، درواقع

03:44.595 --> 03:46.863
...رابی، متاسفم مرد، فقط وجود داره

03:46.897 --> 03:49.399
عناصر خاصی واسه زنده
کردن یه جسد وجود داره

03:49.433 --> 03:52.836
که فقط ساکنین این خونه
میتونن تصدیقش کنن

03:52.870 --> 03:54.537
آه! بی خیال اون فقط یه بار بود

03:54.572 --> 03:57.373
اون یه دفعه هم قابل توجه هستش -
یه مورد خیلی خاص -

03:57.408 --> 03:58.508
این برادر منه

03:58.542 --> 04:00.910
من هرگز کاری که با من شد
رو واسه برادرم نمیخوام

04:00.945 --> 04:04.514
متاسفم، من فقط دارم با جادو پیش
میرم و به یه همچین چیزی چسبیدم

04:04.548 --> 04:07.285
آره، میخوام با ایدین تماس بگیرم ، شاید خوناشام
ها بتونن تمیزکاری هارو بکنن یا یه همچین چیزی

04:07.386 --> 04:08.666
خوناشام ؟ -
...شوخیت گرف -

04:08.667 --> 04:10.980
بی خیال، هیچکس به
اون جسد دست نمیزنه

04:13.257 --> 04:15.191
ببین، میدونم این
...زیاده رویه و فقط

04:15.226 --> 04:16.726
این واسه تو جواب نداده ؟

04:16.761 --> 04:17.994
نه

04:18.028 --> 04:20.063
پس، چرا فکر میکنی که
برای من جواب میده ؟

04:20.097 --> 04:22.832
برای اینکه باید جواب بده

04:22.867 --> 04:24.768
آیا تو ، آه، بهم زنگ زدی ؟

04:24.802 --> 04:26.136
آره! آره

04:27.271 --> 04:30.673
سلام! سلام ، سلام

04:30.875 --> 04:33.576
اوه، نه! چطوری ؟

04:33.611 --> 04:35.879
خوب، اون تو زیرزمین
مشغول کار بود

04:35.913 --> 04:38.848
به نظر میرسه که یه تصادف
خوب و از مد افتاده بوده

04:38.883 --> 04:40.116
سالی، متاسفم

04:40.151 --> 04:41.951
آره، این برای منم آزاردهنده هستش

04:41.986 --> 04:43.052
کجا بودی؟

04:43.087 --> 04:44.554
بیرون

04:44.588 --> 04:46.689
فقط نیاز داشتم که یه
چیزی برای نوشیدن بگیرم

04:46.724 --> 04:48.258
نوشیدن؟

04:48.292 --> 04:51.194
چی، مثل ... مثل، خون؟

04:51.228 --> 04:52.595
(با خنده)

04:52.630 --> 04:54.564
آره، یه چیزی مثل اون

04:54.598 --> 04:58.501
فکزکنم یه کیسه اضافی تو یخچال
توی زیرزمین داشته باشم

04:59.637 --> 05:01.070
منظورش خون بود، مگه نه ؟

05:14.285 --> 05:18.121
متاسفم، داری خصوصی
عذاداری میکنی ؟

05:18.155 --> 05:19.255
اوه، سالی

05:19.290 --> 05:21.391
من...من... خیلی متاسفم..من

05:28.933 --> 05:31.000
باشه، باشه

05:33.037 --> 05:37.807
ببین ، میدونم که تو نظرت در مورد جادو
و استفاده از اون برای تعمیر سریع چیه

05:37.842 --> 05:43.079
آره ، حدس میزنم که تو میخوای هر کاری
که می تونی واسه نجات اون انجام بدی

05:43.113 --> 05:46.416
آره. بله، می خوام

05:46.450 --> 05:51.020
ببین، قدرت تو الان
یه قسمت از تو هستش

05:51.055 --> 05:58.828
مثل من و جاش ، ما از تمام طبیعتمون برای
خوبی استفاده می کنیم ، اما نه همیشه

06:00.164 --> 06:01.664
خوب، بیشتر اوقات

06:01.699 --> 06:03.633
آره، اما اون برادرت هستش

06:05.302 --> 06:08.905
روشی که براش میخوای فقط
میخوای که خوب باشه

06:10.174 --> 06:11.541
...اینه که

06:13.043 --> 06:15.144
غیرقابل انکاره

06:15.179 --> 06:17.981
خوب، خوشحالم که این
روشم رو درک میکنی

06:18.015 --> 06:21.651
چون هیچ طلسمی واسه نجات
رابی تو کتاب وجود نداره

06:21.685 --> 06:23.987
پس...پس -
من به اون(دانا) نیاز دارم -

06:25.256 --> 06:26.856
در گوشت

06:26.891 --> 06:29.025
من لازمه که دانا رو احضار کنم

06:31.488 --> 06:35.907
‏.::  www.bolboljan.net ::.

06:41.405 --> 06:43.907
تو فکر نمیکنی این ایده
خوبیه ، که من برگردم ؟

06:43.941 --> 06:48.778
فکرنکنم فکر من مهم باشه، این بین
تو و خواهرت هستش، صادقانه بگم

06:50.114 --> 06:52.548
گرفتمش، مرسی

06:56.353 --> 06:57.887
هی، من باید برم

06:57.922 --> 06:59.656
چی؟ کجا؟

06:59.690 --> 07:02.759
باید برم دانا رو پیدا کنم جادوگری
که این قدرت رو به من داد

07:02.793 --> 07:05.261
من به اون نیاز دارم
تا تو رو برگردونیم

07:05.296 --> 07:06.696
خوب، منم باهات میام

07:06.730 --> 07:08.898
نه، این واقعا چیزیه که
خودم باید انجام بدم

07:08.933 --> 07:10.900
این واقعی ر از اینه که

07:10.935 --> 07:13.603
خواهرت با گرگ ها زندگی میکنه و
یه یارویی که مردم رو میخوره

07:13.637 --> 07:15.371
باشه

07:15.406 --> 07:17.874
بچه ها مراقبش هستین تا
وقتی که من برگردم ؟

07:17.908 --> 07:21.844
اون دوست داره پیشرفت خونه و
یه فیلمی در مورد سنگها ببینه

07:21.879 --> 07:25.949
درواقع، من یه قرار ملاقات دارم -
باشه، خوش اومدی -

07:25.983 --> 07:28.084
نه، ما باهاش هستیم -
واقعا ؟ -

07:29.253 --> 07:32.121
آره، البته که هستیم -
متشکرم -

07:32.156 --> 07:33.289
برو

07:33.324 --> 07:35.591
خوب، اگه درش اومد نذارین بره توش

07:35.626 --> 07:36.592
آه، بی خیال

07:36.627 --> 07:40.063
در ؟ -
آره فقط نگرانش نباشین -

07:40.097 --> 07:43.967
صبر کن، سالی دوباره ترکم نکن

07:45.002 --> 07:47.103
نمیکنم... ترکت نمیکنم

07:47.137 --> 07:48.972
خوب، قول میدم که برمیگردم

07:49.006 --> 07:50.440
قول میدم

07:53.644 --> 07:55.244
میشه...می تونم من اونکارو بکنم ؟

08:26.777 --> 08:30.847
عذر میخوام، یه دفعه
ای بدنت لازمم شد

08:30.881 --> 08:32.281
متشکرم. ادامه بده

08:35.819 --> 08:39.355
شیطان! هنوز یه شیطان دیگه
هست اومده که مارو نابود کنه

08:39.390 --> 08:40.356
خوب، بله

08:40.391 --> 08:44.193
یه بارم صداتو شنیدم و بهت گفتم
که این چیزا دیگه قدیمی شدن خانوم

08:44.228 --> 08:45.695
داره قدیمی میشه

08:45.729 --> 08:48.498
شیطان رو بکشین -
ساحره -

08:53.871 --> 08:55.371
نه -
به شیطان نگاه نکنید -

08:55.406 --> 08:56.839
گرفتمت

08:56.874 --> 08:59.042
نه، صبرکن، صبرکن، ولم کن

08:59.076 --> 09:00.510
نه، دانا -
لطفا -

09:00.544 --> 09:02.378
من اجازه نمیدم، این خیلی مهمه

09:02.413 --> 09:05.448
!!!نه

09:16.493 --> 09:18.261
سلام -
سلام -

09:22.366 --> 09:24.033
دلم برات تنگ شده بود

09:24.068 --> 09:25.401
هوم

09:26.403 --> 09:27.970
دلت برام تنگ نشده بود ؟

09:28.005 --> 09:32.909
خوب، اون فقط یه شب بود که بعد
از 200 سال به سختی رامش کردم

09:33.944 --> 09:35.344
...هی، گوش کن ، ام

09:35.379 --> 09:37.547
من یه کوچولو به
یه چیزی نیاز دارم

09:37.581 --> 09:41.350
خیلی وقته که تغذیه نکردم و من
کنترل ندارم، نه مثل تو، نه هنوز

09:41.385 --> 09:42.351
...این زمان می بره

09:42.386 --> 09:48.091
بله، خوب، من زمان ندارم، پس یه
چیزی بگیرم، مثلا، الان، لطفاً

09:48.125 --> 09:52.595
این سال های سال زمان برده
تا به نفسم پیروز بشم

09:53.597 --> 09:55.765
البته، منم زنده تغذیه میکردم

09:56.800 --> 09:57.800
متشکرم

10:23.609 --> 10:25.316
چند وقته که اینجا زندگی میکنین ؟

10:25.317 --> 10:26.809
تو خونه

10:27.217 --> 10:30.386
چون میدونین که این چشم
پوشی از اجاره خونه هستش

10:30.420 --> 10:34.123
ببخشید...من فقط..ام...فقط

10:34.157 --> 10:37.760
من، آه، من باید برم
به آشپزخونه، الان

10:40.864 --> 10:42.365
هی

10:43.600 --> 10:45.267
اون، اون وحشت زده هستش

10:46.269 --> 10:47.236
میدونی که، فهمیدم

10:47.270 --> 10:50.406
وقتی برای اولین بار سالی رو دیدیم، اون
هنوز سالی الان نشده بود، میدونی ؟

10:50.440 --> 10:53.142
تو خونه گیر کرده بود
یادش نمیومد چطوری مرده

10:53.176 --> 10:55.411
و اون یه سال بعد
از اون اتفاق فهمید

10:55.445 --> 10:57.446
این تقصیر اون نیست، من فقط...فقط

10:58.849 --> 11:01.851
حس میکنم یکم از پیمانم خارج شدم

11:01.885 --> 11:07.523
با تمام اون مشاوره های روحی

11:07.557 --> 11:10.559
منظورم اینه که، چطور
میتونم تو چشماش نگاه کنم

11:10.594 --> 11:14.096
همه چیز تو این دنیای
ما بسیار عالیه ؟

11:14.131 --> 11:15.931
مخصوصا امروز

11:18.435 --> 11:19.935
(بازدم)

11:19.970 --> 11:24.306
من تمام شب داشتم به
حرفت فکر می کردم

11:25.809 --> 11:27.910
و تو کاملا حق داری

11:27.944 --> 11:31.280
من دیگه اون شخص
قبلی نیستم، نیستم

11:31.314 --> 11:33.716
من دیگه اون آدم قبلی
...نبودم از وقتی که

11:34.818 --> 11:36.051
تو منو برگردوندی

11:38.288 --> 11:40.389
اما سالی الان با دانا برگشت

11:40.424 --> 11:41.924
شاید اون بتونه درستش کنه

11:41.958 --> 11:44.627
شاید... شاید یه اشتباهی تو طلسم شده

11:44.661 --> 11:47.630
شاید اون بتونه درستش کنه -
سالی گیجه -

11:47.664 --> 11:49.349
اما این جادو بود که منو
به این روز انداخت، نورا

11:49.450 --> 11:50.450
شاید -
...تو  -

11:50.485 --> 11:52.368
منظورت چیه که شاید؟
این چیزه که بوده

11:52.402 --> 11:54.770
اما جادو کاری نکرد
که ازش خوشت بیاد

11:54.805 --> 11:57.173
و کاری نکرد که بهم دروغ بگی

12:04.414 --> 12:07.883
متاسفم، حدس میزنم که جای
اشتباهی ظاهر شدم، مگه نه ؟

12:07.918 --> 12:12.455
اما هی ، درکل من تونستم
خودمو بیارم اینجا

12:12.489 --> 12:14.256
که پیشرفت خوبیه ، درسته ؟

12:15.826 --> 12:18.093
به نوعی -
آره، به نوعی -

12:18.128 --> 12:22.665
میشه حداقل، مثلا، یه تشکر خشک
...و خالی واسه نجات تو یا

12:22.699 --> 12:26.635
واو! بحث تکبر شد

12:26.670 --> 12:28.938
تو منو از هیچی نجات ندادی، عزیزم

12:28.972 --> 12:31.774
تا وقتی که محل مرگ من وجود
داره، مثل یه در دو طرفه هستش

12:31.808 --> 12:33.075
اوه، خب، باشه

12:33.109 --> 12:36.912
خب پس، چطور آخرین بار میخواستی بالا
باشی؟ تو مجبورم کردی که احضارت کنم

12:36.947 --> 12:38.414
می دونم، می دونم

12:38.448 --> 12:44.720
این فقط دوباره زنده کردن
خاطراته که یکم دردناکه

12:48.391 --> 12:51.494
پس فکر کنم چیزای زیادی
هست که به من نگفتی

12:51.528 --> 12:54.663
خوب، منم یه داستانی
دارم، درست مثل تو

12:56.299 --> 12:58.634
که حدس میزنم نمیخوای بهم بگی

12:58.668 --> 13:00.436
...هوم -
اووومم، البته که نه -

13:00.470 --> 13:01.804
چرا باید به من بگی ؟

13:03.907 --> 13:05.875
برادر من مرده

13:05.909 --> 13:08.143
این واقعا نمیتونه براش آخرش باشه

13:08.178 --> 13:10.479
پس من بهت نیاز دارم تا بهم
یاد بدی که چظور برش گردونم

13:10.514 --> 13:12.448
گوش کن، حتی جادوی من
هم محدودیت هایی داره

13:12.482 --> 13:15.284
آوردن کسی از اون طرف، در
برابر طبیعت ایستادنه

13:15.318 --> 13:18.521
شاید تو از این طریق منو
برگردوندی، ولی این فقط یه راهشه

13:19.556 --> 13:21.323
داری شوخی میکنی؟

13:21.358 --> 13:25.461
تو بهم نگفتی که تو
زمان سفر می کنی

13:25.495 --> 13:30.165
آیا...تو هرگز همه چیز
رو بهم نگفتی، همیشه

13:30.200 --> 13:33.969
علاوه بر این، آخرین باری که همدیگه رو
دیدیم به نظر میرسد که تو یکم کینه توزی

13:34.004 --> 13:37.873
آره، پس، طبق معمول،
تو معنی پیامدهای

13:37.908 --> 13:40.042
کار هاتو نمیدونی

13:40.076 --> 13:41.911
خوب، همیشه بد نیست

13:41.945 --> 13:44.480
به جز اینکه، میدونی
یه چیزایی می بینی

13:44.514 --> 13:46.215
که واقعا نمیخوای ببینی

13:46.249 --> 13:47.683
ساحره، بی رحم

13:47.717 --> 13:50.686
تو سعی داشتی که روح منو بدزدی

13:50.720 --> 13:53.022
دانا گیلکریست

13:53.056 --> 13:55.424
اعتراف می کنید که
یک ساحره هستید ؟

13:55.458 --> 13:58.494
زن شیطان رو بکشید! بکشیدش

13:58.528 --> 14:00.529
اوه خدای من -
این چیزیه که اتفاق افتاده -

14:00.564 --> 14:01.931
...تقدس کردن تو

14:01.965 --> 14:03.232
به این معنیه که

14:17.747 --> 14:20.683
بابت این فن تئاتر معذرت میخوام

14:20.717 --> 14:22.751
باید سیفونت رو می کشیدم

14:22.786 --> 14:26.188
تو وقتی اومدی اینجا
عملا داشتی میدرخشیدی

14:26.222 --> 14:30.392
خون زنده، می تونم بوشو حس کنم

14:30.427 --> 14:32.461
کی بود ؟

14:32.495 --> 14:34.430
آیا کشتیش ؟

14:36.433 --> 14:38.067
البته که کشتیش

14:38.101 --> 14:43.205
حالا، بزرگترین فازی که یه خوناشام
میتونه داشته باشه از سرت می پره

14:43.239 --> 14:46.442
تخلیه کردن یه انسان
تا حدی که هیچی نمونه

14:46.476 --> 14:48.611
تو سیری ناپذیری

14:48.645 --> 14:51.146
...نمی دونم

14:52.782 --> 14:55.417
می خواستم سر قولی که
بهت دادم بمونم، سوزانا

14:57.120 --> 15:01.790
اما این کارو نکردی، حالا
مجبورت می کنم که سر قولت بمونی

15:01.825 --> 15:03.492
تو باید خشک بشی

15:04.961 --> 15:09.565
و اینبار چشمم رو ازت بر نمیدارم
با این چهار دیواری تیره حال کن

15:09.599 --> 15:11.867
هیچ راه خروجی هم وجود نداره

15:21.511 --> 15:25.481
پس، آخرین باری که سرگردان
بودی چند وقت بوده ؟

15:25.515 --> 15:29.685
این چیه؟ کی اتفاق افتاده؟
هرگز اینقدر دور نبودم

15:29.719 --> 15:34.757
اندوور، ماساچوست، 18 اوت 1692 هستش

15:34.791 --> 15:37.726
کی این اتفاق افتاد؟ وقتی
داشتی جادو می کردی ؟

15:39.229 --> 15:41.296
آه، میتونی اینطور فرض کنی که

15:41.331 --> 15:44.466
میتونی به خونه برگردی چندین
بار، البته قبل از گسیختن

15:44.501 --> 15:46.268
گسیختن ؟

15:46.302 --> 15:48.671
آره، تو میتونی تو زمان
برای همیشه گم بشی

15:50.140 --> 15:53.275
سالی، هربار که تو از
جادوی ما استفاده میکنی

15:53.309 --> 15:58.180
درواقع ریسک اینو میکنی که
برای همیشه تو گذشته گیر کنی

16:04.254 --> 16:08.724
صبرکن! اون تویی -
من بودم، بله -

16:08.758 --> 16:13.228
خوب، میخوای بدونی من
چطور برای دو بار مردم ؟

16:15.899 --> 16:17.099
از نمایش لذت ببر

16:20.904 --> 16:23.205
آه! آه

16:23.239 --> 16:26.775
اگه تو هیچی رو حس نکنی
همه اینا به هیچ میره

16:29.679 --> 16:31.914
من گرسنم -
خوبه -

16:31.948 --> 16:35.317
درد و صرفنظر کردن یه یادآوریه
برای کاری که انجام دادی

16:36.953 --> 16:38.287
تو میتونی اینکارو بکنی

16:39.889 --> 16:41.690
قدرت من از قدرت تو هستش

16:41.725 --> 16:43.459
ایدین، منو نگاه کن

16:44.794 --> 16:46.662
اسمش رو بهم بگو

16:46.696 --> 16:49.732
دختر شب گذشته، اسمش
چی بود ایدین ؟

16:49.766 --> 16:50.899
یادم نمیاد

16:50.934 --> 16:52.901
البته که یادت نمیاد

16:52.936 --> 16:56.872
برای به یاد آوردن اسمش، زندگیش رو
تصدیق خواهی کرد، واسه افتخار مرگش

16:56.906 --> 16:59.408
هیچ افتخاری تو این نیست

16:59.442 --> 17:01.210
چرا بهش فکر نمیکنی ؟

17:01.244 --> 17:05.380
قیافه اش رو تصور کن
و اسمش رو بهم بگو

17:11.154 --> 17:14.156
بسیار خوب

17:16.292 --> 17:20.429
آه! من همه چیز رو در مورد اون
بهت میگم، چی میخوای بدونی؟

17:20.463 --> 17:22.397
اون چشمای خیلی خوشگلی داشت

17:22.432 --> 17:24.466
این اون چیزیه که میخوای بشنوی ؟

17:24.501 --> 17:28.570
وقتی جونش داشت درمیومد چشماش
به نوعی خاموش روشن میشد

17:28.605 --> 17:29.905
اینو دوست نداری ؟

17:31.441 --> 17:37.079
اگه میخوای این رو به یه بازی
تبدیل کنی من مشکلی ندارم

17:37.113 --> 17:41.617
من قوی هستم، من تو اینم، جایی
هستم که نیاز نیست عوض بشم

17:43.987 --> 17:45.287
امی

17:45.321 --> 17:50.125
امی، خوبه، دربارش صحبت کن

17:50.160 --> 17:52.928
خب، میخوای دربارش چی بگم؟

17:52.962 --> 17:55.631
که خون اون غلیظ بود
و طعم حبه میداد؟

17:55.665 --> 17:58.500
و آه خدای من! دلت براش تنگ نشده؟

17:58.535 --> 18:03.505
از طریق اون خون، زندگی
مستقیم میومد تو دهنت

18:04.808 --> 18:06.809
امی مرده

18:06.843 --> 18:08.677
و مسببش تو هستی

18:09.946 --> 18:14.516
به یاد آوردن اینکه چیکار
کردی و با کی اینکارو کردی

18:14.551 --> 18:17.452
این چیزیه که تو
رو قوی نگه میداره

18:17.487 --> 18:20.422
این چیزیه که نمیذاره
دوباره آدم بکشی

18:20.456 --> 18:21.924
میفهمی چی میگم ؟

18:21.958 --> 18:25.527
نه، نمیفهمم، این
چیزیه که ما هستیم

18:25.562 --> 18:28.764
اینجا داری چیکار میکنی، منو
تنبیه میکنی؟ من تمومش کردم

18:28.798 --> 18:30.766
و میدونی چی یاد گرفتم ؟

18:30.800 --> 18:33.635
این جواب نمیده، این
هیچوقت حال منو خوب نمیکنه

18:33.670 --> 18:37.539
و تنها چیزی که بهم حس
خوبی میده خون هستش

18:37.574 --> 18:41.210
پس، اگه تو اسامی رو میخوای
من اسامی رو بهت میدم

18:44.314 --> 18:48.283
این مثل یه مدرسه
جدی قدیمی میمونه

19:02.265 --> 19:03.699
اونا برت گردوندن

19:03.733 --> 19:06.468
باشه، پس به این
دلیل ساحره شده بودی

19:06.502 --> 19:08.203
این انجمن خواهری
هستش، مثلا، بدون شوخی

19:08.238 --> 19:10.305
نه، نه. اوه، من یه جادوگر نبودم

19:10.340 --> 19:11.306
نه...نه هنوز

19:11.341 --> 19:16.345
نه، نه زمانی که منو به عنوان گناهکار
گرفتن و از اون درخت دارم زدن

19:16.379 --> 19:18.146
تو به دروغ متهم شده بودی ؟

19:18.181 --> 19:19.848
بله

19:19.883 --> 19:26.488
هنوز، به هرحال، این صفحه های ملیح برای
جادو کردن 6 تا از جادوگرای کوون هستش

19:26.522 --> 19:30.392
کسی که، اتفاقا، من
برای همیشه بهش مدیونم

19:30.426 --> 19:33.595
پس، این یه راه واسه
برگردوندن مرده هاست ؟

19:33.630 --> 19:35.364
اوه خدا! تو نمی فهمی

19:35.398 --> 19:38.433
نه، نه، چیزی که می فهمم اینه
که قطعا یه راهی وجود داره

19:38.468 --> 19:40.736
یه زامبی آزاد برای برگردوندن کسی

19:40.770 --> 19:42.738
دانا، دارم درباره
برادرم حرف میزنم

19:42.772 --> 19:44.273
آیا روح های دیگه رو
امن نگه داشتین ؟

19:44.307 --> 19:46.108
بله

19:46.142 --> 19:47.776
چهارمی رو فرا بخوان

20:13.102 --> 20:17.039
دارن باهاش چیکار میکنن ؟ -
همیشه یه قربانی وجود داره -

20:51.556 --> 20:54.257
لوری داگلاس

20:54.292 --> 20:56.726
سام پیرسون، او یه دوست قدیمی بود

20:56.761 --> 21:00.397
...میسون کالینز، مایکل وزر

21:00.431 --> 21:03.934
...کیت پاتر، دیوید کراو، جنی کول

21:03.968 --> 21:08.538
اسم خواهرش رو به یاد نمیارم، اما
کیه که خواهران کول رو از یاد ببره؟

21:08.573 --> 21:11.541
گفتن اسم های تصادفی، ما
رو به جایی نمی رسونه

21:11.576 --> 21:14.411
باید کسی رو داشته باشی
که یکم خاص تر باشه

21:14.445 --> 21:16.213
نه، تو منظورم رو نگرفتی

21:16.247 --> 21:18.748
همه اینا فقط تو یه شب بود

21:18.783 --> 21:20.951
فکر میکنی کاری که
من کردم رو کردی ؟

21:20.985 --> 21:24.454
هرگز شوکه شون کردی؟ ها؟

21:24.488 --> 21:26.323
پوست صورتشون رو کندی ؟

21:27.825 --> 21:29.726
تو چطور با خودت زندگی میکنی ؟

21:29.760 --> 21:32.262
چطور تو آینه به
خودت نگاه میکنی ؟

21:33.598 --> 21:35.131
این در مورد چیزی
که ما هسنیم نیست

21:35.166 --> 21:37.300
و اینو به این شرایط ربط نده

21:37.335 --> 21:39.269
من اینکارو کردم

21:39.303 --> 21:41.371
و تو این کار خوب و ماهر بودم

21:48.312 --> 21:52.482
نمی تونم باور کنم که اینو بهم
نگفتی، خوب، اونا ازت استفاده کردن

21:53.484 --> 21:57.354
این خیلی سال قبل تر از این بود که
بتونم بی گناهی خودم رو ثابت کنم

21:57.388 --> 22:01.858
من فقط نمی فهمم چطور
از اون شخص به کسی که

22:01.892 --> 22:05.128
من و دوستام رو خورد تبدیل شدی

22:05.162 --> 22:08.665
چه مدت طول کشید که به
جادوت وابستگی پیدا کنی ؟

22:08.699 --> 22:09.666
به سوء استفاده از اون؟

22:09.700 --> 22:12.969
آخرین باری که من و تو
ملاقات کردیم، برام چیزی جز

22:13.004 --> 22:15.505
خاطره یه زن حلق آویز
از طناب نمونده بود

22:18.009 --> 22:19.209
من باید می پرسیدم

22:19.243 --> 22:21.344
...چه طلسمی برای

22:22.580 --> 22:24.014
برگردوندن رابی جواب میده ؟

22:25.816 --> 22:30.654
تنها راه زنده کردن یه
موجود فانی فوت شده

22:30.688 --> 22:34.024
جمع کردن کلی انرژی
برای ساخت یه پل

22:34.058 --> 22:37.861
بین دنیای زنده ها و
سطح مرده ها هستش

22:40.465 --> 22:42.466
اونا از اون دختر استفاده کردن

22:44.035 --> 22:50.674
اون هر فرصتی که بعد از مرگ وجود داشت
رو از دست داد تا من وجود داشته باشم

22:52.677 --> 22:54.211
من نمیتونم

22:55.746 --> 22:58.815
من همین الانم به کلی
آدم آسیب رسوندم

22:58.850 --> 23:04.354
و من نمیتونم یه روح تصادفی رو
قربانی کنم، حتی به خاطر رابی

23:04.388 --> 23:11.595
این اولین چیز معقولیه که از
زمانی که خوردمت تا حالا گفتی

23:14.365 --> 23:16.666
اما من مدت طولانی ای زندگی کردم

23:18.569 --> 23:23.073
من حق ندارم دیگه چیزی که بعد
از این میاد رو داشته باشم

23:25.743 --> 23:28.345
میخوام روح منو بگیری

23:32.684 --> 23:34.451
من...من فقط نمیتونم

23:34.485 --> 23:37.120
ببینم که این از لحاظ
فیزیکی چطور ممکنه که

23:37.155 --> 23:39.356
تو با جریان برق مُردی

23:39.390 --> 23:42.292
منظورم اینه که، حتی این مهم
نیست که این چطور اتفاق افتاده

23:42.327 --> 23:43.961
این اتفاق افتاده

23:43.995 --> 23:49.232
فکر کردن در مورد اینکه تو چطور مردی
واسه پیدا کردن مجرم نیست، رابی.

23:49.267 --> 23:53.036
واسه کمک به تو هستش که
به مکافاتت پایان بدی

23:53.071 --> 23:54.972
و چه اتفاقی میافته بعد از اینکه
من به مکافاتم پایان دادم ؟

23:55.006 --> 23:57.407
خب، گاهی اوقات یه در وجود داره

23:57.442 --> 23:59.977
آره، آره! در مورد اون چی؟

24:00.011 --> 24:03.080
در چی ؟ به کجا ؟

24:03.114 --> 24:05.048
ما مطلقا هیچ نظری نداریم

24:05.083 --> 24:07.551
نورا -
نه جاش اون باید بدونه -

24:07.585 --> 24:11.888
تو روزها و گاهی اوقات سال های
سال رو در گیجی سپری میکنی

24:11.923 --> 24:16.393
بدون اینکه بتونی با کسی
صحبت کنی یا لمسش کنی

24:16.427 --> 24:19.863
و اون موقع ناگهان این در
واسه انتقال تو ظاهر میشه

24:19.897 --> 24:23.767
به کدوم جهنمی میره نمیدونم و تو فقط باید
به اندازه کافی بهش اعتماد داشته باشی

24:23.801 --> 24:24.968
که همینجوری توش قدم بزاری؟

24:27.038 --> 24:31.008
پس، من...من...من نباید برم توی در ؟

24:31.042 --> 24:33.210
سالی نمیخواد که بری، نه

24:33.244 --> 24:35.612
اما اون هنوز داره سعی
میکنه که اینو حل کنه

24:35.646 --> 24:39.280
معمولا، به طور کلی، در یه
چیز خوبه، پر از چیزای مثبت

24:39.484 --> 24:41.284
چیزی برای دو دل بودن وجود نداره

24:41.319 --> 24:42.619
تو داری اونو دو دل میکنی

24:42.653 --> 24:45.355
اما اون باید حقیقت
رو بدونه، در هر صورت

24:45.390 --> 24:47.524
از خوش بینی، زندگی انسانی
طبیعی که برای اون آشنا بود

24:47.558 --> 24:52.029
در آخرین دقایقش اون خودش رو در حالی که تو
این خونه همراه ما گیر افتاده پیدا میکنه

24:58.102 --> 25:00.337
...من میخوام -
آره، رفیق -

25:09.580 --> 25:11.782
نورا، من...من -
نمیتونم، نمیتونم -

25:11.816 --> 25:13.216
نمی تونم الان اینکارو بکنم

25:17.455 --> 25:18.722
...شما بچه میتونین

25:18.756 --> 25:21.591
می تونین فقط یه فیلمی یا یه
همچین چیزی بذارین ببینین ؟

25:21.626 --> 25:23.126
بله

25:25.129 --> 25:26.596
باشه

25:35.173 --> 25:37.841
آه! به نظر خوب نمیاد

25:37.875 --> 25:40.677
به هر حال، بیشاب گفت: "دیگه
"سر کار نوشیدن کافیه، ایدین

25:40.711 --> 25:41.978
بد شانسی

25:42.013 --> 25:45.115
و، آه، پس منم اینکارو
تو بیمارستان انجام دادم

25:45.149 --> 25:48.852
و، آه، مت و چارلی هرستیس گم
شدن، و منم شروع کردم به نوشیدن

25:48.886 --> 25:50.954
اوپس، و من یکم بیش از حد نوشیدم

25:50.988 --> 25:54.758
تا جایی که حس کردم بیش
از حد شنگول و خوش هستم

25:54.792 --> 25:55.992
میدونی که منظورم چیه ؟

25:56.027 --> 25:57.594
می تونستم صدای پلیس ها
رو که دارن میان رو بشنوم

25:57.628 --> 26:01.264
اما، به خاطر زندگیم، نمیتونستم
از اون حالت خوشی بیرون بیام

26:01.299 --> 26:02.699
پاهام رو نمیتونستم حرکت
بدم، دفیبرلاتور رو برداشتم

26:02.834 --> 26:05.702
میدونی که، دستگاه شک به قفسه
سینه، و به سینم شک وارد کردم

26:05.736 --> 26:09.206
و در کمال تعجب، من
ضربان قلب داشتم

26:11.909 --> 26:14.678
این منو بیشتر از پلیس ها ترسوند
و با تمام سرعت فرار کردم

26:14.712 --> 26:18.281
به خونه دوست دخترم، روبی ویلیس
فرار کردم و اون در رو باز کرد

26:18.316 --> 26:22.018
و من حالم ناجور بود، چون یه مرده
بودم که مثل چرخ و فلک می چرخیدم

26:22.053 --> 26:25.188
پس من اونو قبل از اینکه بتونه
منو ببوسه تیکه پارش کردم

26:25.223 --> 26:27.390
و دوباره به اون
حالت خوشی وارد شدم

26:27.425 --> 26:31.761
و این چیزیه که ما بهش
میگیم، یه تماس نزدیک

26:34.031 --> 26:35.732
سالی صبر کن

26:35.766 --> 26:38.168
به حد کافی زمان از دست
دادیم، باید شروع کنیم

26:38.202 --> 26:40.370
نه، صبر کن، باشه؟ گوش کن

26:40.404 --> 26:42.506
من شب گذشته مردم از
اون موقع تا حالا

26:42.540 --> 26:45.842
تو داشتی دور این خونه مثل
یه نمایش عجیب می گشتی

26:45.877 --> 26:48.578
و تصادفا یه چیزایی در مورد
خوناشام ها و گرگنماها فهمیدم

26:48.613 --> 26:52.349
و، ظاهرا، میتونم از بعد
زمان و مکان خارج بشم

26:52.383 --> 26:55.085
مثلا، این چه جهنمیه ؟ -
آره، این یه روزش بود -

26:55.119 --> 26:59.156
فکر نمیکنی بشینی و یکم فکر کنی
که این برای من یکم زیادیه ؟

26:59.190 --> 27:02.425
مثلا مامان 10 سال وقت گذاشت تا بهم
بفهمونه که همبرگر از گاو درست میشه

27:02.460 --> 27:06.062
آره، خوب، رابی، همه این دویدن
و پریدن ها به خاطر تو هستش

27:06.097 --> 27:07.931
خوب، ادامه بده
(بیشتر توضیح بده)

27:07.965 --> 27:09.933
آره، خب، ما الان دانا رو داریم

27:09.967 --> 27:12.235
و می دونیم داریم چیکار میکنیم
...ما میتونیم بهت کمک کنیم پس

27:14.071 --> 27:15.205
خوبه

27:15.239 --> 27:16.573
چی؟

27:16.607 --> 27:18.875
من...من فکر کنم خوبه

27:18.910 --> 27:20.343
باشه

27:20.378 --> 27:24.114
فقط ... چطور به اینجا رسیدیم، میدونی؟

27:25.383 --> 27:27.217
خوب، آره، آره

27:27.251 --> 27:31.021
♪<i>قلب من در آتشه توسط تو</i>♪

27:31.055 --> 27:34.691
بعد از اینکه همه اینا تموم شد
وقتی بدنت رو به دست آوردی

27:34.725 --> 27:37.294
تو قادر به دیدن من خواهی بود

27:37.328 --> 27:39.196
:خوب، یه راه ساده برای اون

27:39.230 --> 27:45.268
یه ژاکت چرمی میگیرم که منو از نیش هایی که
میتونه به گرگنما یا هرچیزی تبدیل کنه حفظ کنه

27:45.303 --> 27:47.470
این حتی خنده دار نیست، اصلا خنده دار نیست

27:47.505 --> 27:48.738
آره، حالا ایشون جدی هستن

27:48.773 --> 27:50.707
چیزی که در مورد پدر
گفتی ، درست بود ؟

27:50.741 --> 27:52.375
اون میخواد خونه رو بفروشه ؟

27:52.410 --> 27:54.911
♪<i>...تا زمانی که من</i>♪

27:54.946 --> 27:57.380
اون چیزی تو دلش نداره

27:57.415 --> 27:59.216
اون خیلی از دست رفته

27:59.250 --> 28:03.320
فکر کنم به حدی از این خونه متنفره
که رسیدگی بهش رو به من واگذار کرد

28:03.354 --> 28:05.755
♪<i>...گرفتم تو رو</i>♪

28:05.790 --> 28:09.593
میدونی، تو یکی از جهش هام، من به یکی
از روزهای نامزدیم با دنی برگشتم

28:09.627 --> 28:12.629
به روزی که منو دنی به این
خونه اسباب کشی کردیم

28:12.663 --> 28:14.564
...یادت میاد؟ تو

28:14.599 --> 28:16.166
من یه احمق بودم

28:16.200 --> 28:18.335
...آره، بودی، خوب

28:18.369 --> 28:20.737
میدونی، بعد از اینکه تو مردی

28:20.771 --> 28:23.540
گفتم که ای کاش میتونستم که
خیلی چیزا رو به عقب برگردونم

28:24.942 --> 28:28.385
آره، خوب، چیزایی که
به دنی گفتی رو شنیدم

28:28.946 --> 28:30.780
تو به خاطر من تو روش وایستادی

28:30.815 --> 28:33.250
دنی همیشه فکر میکرد
چیزی بهش نمیگم

28:33.284 --> 28:35.485
من...فکر میکردم بهت میگه

28:35.519 --> 28:38.855
نه،نه، اون هیچوقت بهم نگفت

28:40.891 --> 28:45.462
میدونی، وقتی که اینا تموم شد
تو به زندگی خودت برمیگردی

28:45.496 --> 28:47.430
میتونی هر کاری که دلت
!میخواد انجام بدی

28:47.465 --> 28:50.900
من...من نمیدونم دیگه چی میخوام

28:52.236 --> 28:57.641
من...من...همه چیز رو خراب کردم، این
تنها کاری بود که همیشه انجام دادم
(یعنی همیشه گند بالا آورده)

28:57.675 --> 29:00.610
نه! تو میتونی اینو درستش
کنی، این شانس توئه

29:00.645 --> 29:02.145
تو میتونی همه چیز رو تغییر بدی

29:02.179 --> 29:03.947
♪<i>...و در تمام این مدت</i>♪

29:03.981 --> 29:08.685
واقعا اینطوری فکر میکنی ؟ -
آره، واقعا اینطوری فکر میکنم -

29:08.719 --> 29:11.855
♪<i>من اینو برای تو نگه داشتم</i>♪

29:11.889 --> 29:13.323
دلم برات تنگ میشه

29:13.357 --> 29:17.494
♪<i>...برو به آسمون، ای عشق</i>♪

29:17.528 --> 29:18.828
دیگه وقتشه

29:22.099 --> 29:24.367
می بینمت... طبقه پایین می بینمت

29:26.504 --> 29:32.042
♪<i>...یه صبح شاد، که در آن</i>♪

29:32.076 --> 29:35.245
اون هیچوقت رهات نمیکنه
میدونی که ، درسته ؟

29:36.280 --> 29:38.014
آره، میدونم

29:39.216 --> 29:40.550
اون بهترینه

29:40.584 --> 29:44.254
♪<i>من روشنایی رو پیدا کردم</i>♪

29:44.288 --> 29:49.059
همه این چیزای روحی
این مسئولیت ها

29:49.093 --> 29:53.563
ترفند ناپدید شدن به
هر مکانی، هر زمانی

29:53.597 --> 29:56.099
<i>ستاره هارو میشمارم</i>♪
♪<i>...در تعجبم که تو کجایی</i>

29:56.133 --> 29:57.334
چطوری می بینیش ؟
(نظرت دربارش چیه ؟)

29:57.368 --> 30:00.937
خوب، این مهم نیست که من
دربارش چه فکری میکنم

30:02.106 --> 30:04.607
خواهرت داره به
زندگی تو معنی میده

30:04.642 --> 30:07.911
اگه تصمیم گرفتی که بهتر
باشی، این برات کافیه

30:07.945 --> 30:11.214
♪<i>ای کاش میتونستم بمونم</i>♪

30:11.248 --> 30:15.952
♪<i>ای کاش میتونستم بمونم، ای کاش</i>♪

30:24.717 --> 30:29.153
آماده ای -
آره، آمادم -

30:29.188 --> 30:32.190
اما رابی نیستش -
چی ؟ -

30:32.224 --> 30:34.425
اون رفته، سالی، اون گذاشته رفته

30:34.460 --> 30:36.194
چی؟...کجا؟ چرا ؟

30:36.228 --> 30:38.696
فکر میکنی این اولین بارش نیست؟

30:39.965 --> 30:42.567
اما...صبر کن، همه اون نقشه هامون

30:42.601 --> 30:47.238
من تو رو از یه بعد زمانی کشیدم
بیرون، ما با هم تو زمان سفر کردیم

30:47.273 --> 30:48.606
...و تو مایل شدی که

30:52.144 --> 30:55.580
چرا رفتی ؟ چرا اینکارو کردی ؟

30:55.614 --> 30:57.115
کجا میخوای بری ؟

30:57.149 --> 31:01.119
اون بهم گفت که میخواد
به این چرخه پایان بده

31:01.153 --> 31:05.690
ببین، سالی، افراد خاصی وجود دارن

31:05.724 --> 31:07.725
که وقتی در نهایت مرگ به
سراغشون میاد آرامش پیدا میکنن

31:07.760 --> 31:09.427
من اینو دیدم

31:09.461 --> 31:15.967
استرس تلاش های پشت سر هم
...میدونی، تلاش برای گرفتن حق

31:17.469 --> 31:23.942
این میتونه زیاد باشه
میتونه بیش از اندازه باشه

31:23.976 --> 31:27.779
من فقط میخواستم بهش کمک کنم
میخواستم یه شانس دوباره بهش بدم

31:27.813 --> 31:31.816
خوب، تو اینکارو
کردی، تلاشت رو کردی

32:03.215 --> 32:04.549
!سالی

32:07.653 --> 32:10.922
اگه تو هنوز هم اینو درونت داشته
باشی، میتونم از کمکت استفاده کنم

32:13.926 --> 32:15.493
مطمئنی که میخوای این
کار رو انجام بدی ؟

32:15.528 --> 32:17.662
چون، صادقانه بگم، دیدن
تو توی لباس زیر زنانه

32:17.697 --> 32:19.631
احساس عجیب اینکه بهت
نزدیک ترم رو بهم میده

32:19.665 --> 32:23.668
اگه بمونم، نمیتونم در برابر وسوسه
استفاده از قدرتم مقاومت کنم

32:23.703 --> 32:25.236
نمیخوام به اون حالتم برگردم

32:25.271 --> 32:28.840
اگه من اینو مهر و موم کنم، تو دیگه هرگز
قادر نخواهی بود که به این سطح بیایی

32:28.874 --> 32:31.142
این چیزیه که من میخوام

32:31.177 --> 32:32.844
صحبت های دخترونه مون چی میشه ؟

32:34.347 --> 32:36.648
میدونی، تو درون من رشد کردی

32:36.682 --> 32:38.049
!ها

32:39.051 --> 32:41.052
اما گوش کن، به طور جدی

32:41.087 --> 32:42.821
یه چیزی رو بهم قول میدی ؟

32:42.855 --> 32:48.193
که این، الان، آخرین باری باشه
که از جادو استفاده میکنی ؟

32:48.227 --> 32:51.029
اوه خدا! منظورم، اینه که
میخوام بهت قول بدم

32:51.063 --> 32:52.731
واقعا میخوام بهت قول بدم

32:52.765 --> 32:58.269
اما، مثلا، از اونجایی که تا
الان من و تو بهم دروغ گفتیم

32:58.304 --> 33:01.673
من فقط واقعا نمیخوام دیگه
بیشتر از این بهت دروغ بگم

33:01.707 --> 33:05.276
این چیزیه که بهت قول
میدم : شرایط خاص

33:05.311 --> 33:09.247
تولد ها، هانوکا، الان
(یکی از جشن های یهودیان)

33:09.281 --> 33:10.482
چطوره ؟

33:31.437 --> 33:33.838
امیدوارم آرامش پیدا کنی

33:49.955 --> 33:51.623
خداحافظ، دانا

33:54.593 --> 33:56.928
تو یه جنده عوضی بودی

34:00.266 --> 34:01.533
خوب

34:03.002 --> 34:04.869
جای بعدی کجاست ؟

34:09.875 --> 34:12.143
خیلی فرسوده نگاه نکن

34:12.178 --> 34:14.846
همه اونا قتل عام و وحشت نبود

34:14.880 --> 34:17.148
بعضی جنبه های مثبت هم وجود داشت

34:17.183 --> 34:24.355
مثل این دختر، سوفیا، اون ازم خواست که
وقتی دارم باهاش عشقبازی میکنم بکشمش

34:24.390 --> 34:28.026
که، میدونی، این اولین بار
نبود که اون اتفاق میافتاد

34:28.060 --> 34:32.697
اما این یکی خاص بود
چون وقتی که اون مرد

34:32.731 --> 34:39.304
من از پنجره به بیرون نگاه کردم و دیدم
که یه دسته بزرگ از پرنده ها جمع شدن

34:40.539 --> 34:42.841
این یه مرگ زیبا بود

34:42.875 --> 34:44.542
این بدون قربانی کردن هستش

34:44.577 --> 34:46.411
بدون قربانی کردن ؟

34:47.480 --> 34:48.613
این بدون قربانی کردن نیستش

34:48.647 --> 34:50.515
یکی اونو از دست داده
اون یه زندگی داشت

34:50.549 --> 34:54.152
اون یه زندگی نداشت! اون دوست
نداشت، نه شوهری، نه بچه ای

34:58.591 --> 35:00.091
یه بچه وجود داشت

35:02.995 --> 35:07.665
و بعدش، یادمه که داشتم
به تو فکر میکردم

35:10.269 --> 35:12.537
من...من...میتونستم
چهره ات رو ببینم

35:15.207 --> 35:19.844
متعجب میشدم از اینکه تو در مورد چه
فکری میکنی ؟ چقدر وحشت زده میشی ؟

35:22.414 --> 35:24.983
...سوزانا، لطفا

35:25.017 --> 35:29.354
من نمیذاشتم که تو اینجوری بشی
اگه خودم اینجوری نمیشدم

35:29.388 --> 35:34.092
سوزانا، تو باید منو
ببخشی، لطفا، لطفا

35:39.932 --> 35:46.571
چطور میتونم تو رو ببخشم وقتی مطمئن نیستم
که کاملا فمهمیده باشی که چیکار کردی ؟

35:46.605 --> 35:52.911
من کثافت هستم و تو هرگز کسی رو ندیدی که
به اندازه من از چیزی که هست متنفر باشه

35:54.146 --> 35:56.748
و این به این دلیله
که تو بهم امید میدی

35:57.783 --> 35:58.917
...لطفا

36:00.286 --> 36:02.153
لطفا منو ببخش

36:03.822 --> 36:05.924
یکی باید منو ببخشه

36:08.227 --> 36:09.394
دیگه کافیه

36:17.403 --> 36:20.939
من هم یه اسم دارم که بهت بدم

36:22.074 --> 36:24.809
که اون اولین کسیه که کشتمش

36:26.812 --> 36:29.080
یه اسم، که هنوزم عذابم میده

36:34.920 --> 36:37.422
این اسم "اسحاق" هستش

36:39.425 --> 36:41.092
من پسرمون رو کشتم

36:44.021 --> 36:46.270
من پسر کوچولومون رو کشتم

36:48.709 --> 36:50.409
چی؟

36:52.045 --> 36:53.913
تو نمیتونی اینکارو
...کرده باشی، تو

36:55.482 --> 36:59.218
این درست نیست، تو به من گفتی که
اسحاق وقتی پدربزرگ بود فوت کرد

36:59.253 --> 37:00.920
من دروغ گفتم

37:03.657 --> 37:11.464
و به خاطر چیزی که هستیم، من تا آخرین
قطره خونش رو از بدن کوچیکش کشیدم

37:11.498 --> 37:13.199
!نه

37:13.233 --> 37:15.768
اسحاق نه! اسحاق نه

38:42.723 --> 38:44.891
نمی تونم بخوابم

38:58.505 --> 39:04.210
♪<i>برای چه کسی تو میمیری ؟</i>♪

39:05.545 --> 39:08.881
♪<i>و تو خواهی مرد برای</i>♪

39:08.916 --> 39:13.085
♪<i>...عشق، میتونی امید داشته باشی برای</i>♪

39:13.120 --> 39:15.054
تو باید بری

39:16.890 --> 39:18.624
تو باید بری

39:47.888 --> 39:49.488
اوه، جاش

39:51.792 --> 39:54.060
تو باید بری طبقه پایین

39:55.329 --> 39:57.229
باید برگردی طبقه پایین

39:57.264 --> 39:58.331
میدونم، میدونم

39:59.800 --> 40:02.101
این ایده بدیه -
این خوبه -

40:02.135 --> 40:03.302
نه، لطفا، لطفا

40:03.337 --> 40:05.705
نه، لطفا، میخوام
که بری طبقه پایین

40:05.739 --> 40:07.940
نه، لطفا -
کافیه، لطفا -

40:09.810 --> 40:13.179
بسه، نه، جاش، تمومش
کن، دست از سرم بردار

40:14.648 --> 40:17.583
اوه خدای من، ازم دور شو

40:17.617 --> 40:22.288
عیسی، برو بیرون، فقط برو بیرون

40:22.322 --> 40:24.457
اوه خدای من -
!من نمیدونم تو چی هستی -

40:24.491 --> 40:26.726
...من خیلی -
برو بیرون -

40:26.760 --> 40:30.796
!من خیلی متاسفم! اوه خدای من

40:42.999 --> 40:44.032
لطفا نرو

40:47.704 --> 40:50.072
من می ترسم، جاش

40:51.941 --> 40:53.675
من از تو میترسم

40:56.946 --> 41:01.850
یه راهی واسه مقابله با چیزی که
هستی پیدا کن، چون من نمیتونم

41:15.098 --> 41:16.932
چهار سال، ملیک

41:16.966 --> 41:18.333
چهار سال

41:18.367 --> 41:21.036
هیچ نمیدونی این چهار سال
برام چقدر طولانی گذشت

41:21.070 --> 41:25.607
وقتی دارم تلو تلو خوردنت تو یه
رابطه رو به فنا رو تماشا میکنم

41:25.641 --> 41:29.778
و وسواست تو بهداشت دهانی
هر روز که میره و میاد

41:29.812 --> 41:33.515
آه خدای من، من اینجا گیر
کردم من اینجا گیر کردم

41:33.549 --> 41:35.250
دانا راست میگفت، افسار گسیخت

41:35.284 --> 41:38.320
من اینجا گیر کردم، من دیگه
هرگز به خونه نمیتونم برگردم

41:40.423 --> 41:43.125
این باید یه راهی داشته
باشه که از تو خلاص بشم

41:43.159 --> 41:45.627
من نمیتونم اینجوری
زندگی کنم، سالی

41:45.661 --> 41:47.195
نمیتونم اینجا زندگی کنم

41:47.230 --> 41:52.134
یعنی این به این معناست که
باید تا ابد اینجا بمونم ؟

42:02.111 --> 42:03.445
آه خدای من

42:08.951 --> 42:10.152
لعنتی

42:10.186 --> 42:12.320
این شب مرگ منه

42:12.355 --> 42:13.989
آه خدای من

42:15.792 --> 42:17.993
آه خدای من! آه خدای من

42:18.027 --> 42:19.961
سالی، کجایی ؟

42:19.996 --> 42:23.932
تو باید فرار کنی، اون
داره میاد، فرار کن

42:23.966 --> 42:27.803
سلام، فکر کنم داشتیم
فیلم تماشا میکردیم ها

42:32.208 --> 42:33.842
اون تو رو میکشه

42:35.907 --> 42:41.907
.:: @bollbolljan_com ::.