﻿WEBVTT

00:04.220 --> 00:09.130
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:40.220 --> 00:42.130
سو یون جائه

00:42.890 --> 00:48.230
باید داخل آب بمونی.این اولین باره که همچین موقعیتی می بینم

00:48.230 --> 00:50.230
منتظر من بودی؟

00:51.330 --> 00:54.910
اگه الان برگردم

00:56.340 --> 01:00.110
همه خاطراتمُ از دست می دم؟

01:10.650 --> 01:12.790
اگه این دستُ نگه دارم

01:13.720 --> 01:17.090
دیگه هیچی به خاطر نمیارم

01:18.830 --> 01:21.870
هیچ خاطره ای نخواهم داشت و به عنوان یه بچه خوشحال بهوش میام

01:25.870 --> 01:27.400
!کیونگ جون

01:32.010 --> 01:33.580
کیونگ جون

02:18.960 --> 02:20.820
تو کیونگ جونی؟

02:33.870 --> 02:35.570
کیونگ جون

03:30.230 --> 03:32.760
طرف دیگه هنوز بهوش نیومده

03:34.970 --> 03:37.370
تو هنوزم تو کیونگ جونی؟

03:40.140 --> 03:42.540
یا یون جائه ای؟

03:46.540 --> 03:47.940
کیونگ جون

04:11.200 --> 04:14.740
اگه من الان ناپدید بشم

04:15.840 --> 04:17.910
یه نفر ناراحت می شه

04:20.910 --> 04:26.520
لطفا به من یه کم زمان بده

04:41.570 --> 04:43.530
تو کیونگ جونی درسته؟

04:46.070 --> 04:47.540
چرا حرف نمی زنی؟

04:47.540 --> 04:49.270
معلومه که تو کیونگ جونی

04:57.850 --> 05:01.850
تو برنگشتی

05:07.120 --> 05:09.360
احساس ناراحتی می کنی؟

05:10.630 --> 05:13.630
آره من هنوزم کیونگ جونم

05:13.630 --> 05:15.630
معلم گیل داران

05:17.270 --> 05:18.700
چی شده؟

05:19.270 --> 05:20.600
کیونگ جون

05:29.580 --> 05:31.950
چرا اونجا دراز کشیدم؟

05:32.550 --> 05:34.420
دقیقا چه اتفاقی برام افتاده؟

05:41.420 --> 05:45.430
یون جائه موقع دریافت خون بیهوش شد

05:45.430 --> 05:46.900
خوشبختانه بهوش اومد

05:46.900 --> 05:48.630
الان تو اتاق کیونگ جونه

05:48.630 --> 05:50.100
کیونگ جون

05:50.100 --> 05:51.770
چیز غیر طبیعی درموردش نیست

05:51.770 --> 05:55.840
ما هنوزم برای 12 ساعت آینده به
خونش احتیاج داریم وبعد عمل تموم میشه

05:57.410 --> 05:59.880
هیچی از اتفاقهای بعد تصادف یادت نمیاد؟

05:59.880 --> 06:01.040
اممم

06:01.040 --> 06:03.210
واقعا یادت نمیاد؟

06:06.080 --> 06:07.780
تصادف کردم

06:07.780 --> 06:09.390
وقتی بهوش اومدم تو این ظاهر فیزیکی بودم

06:09.390 --> 06:11.590
....منطقی نیست قبلا

06:11.590 --> 06:14.160
بعد اون موقعیت غیر منطقی

06:14.160 --> 06:17.430
ماری تو به من بگو.دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

06:18.500 --> 06:21.430
کیونگ جون ، اون آدمی که با تو، تو تصادف بود یون جائه بود

06:21.430 --> 06:23.570
به همین خاطره که بدناتون با هم عوض شده

06:23.570 --> 06:25.000
سو یون جائه؟

06:28.670 --> 06:31.540
این همون دکتری نیست که با معلم گیل ازدواج کرد؟

06:32.340 --> 06:35.850
تو واقعا یون جائه رو یادت نمیاد؟

06:35.850 --> 06:38.580
من کسی بودم که وارد بدن یون جائه شدم

06:38.580 --> 06:39.480
درسته ماری؟

06:39.480 --> 06:41.280
درسته.از بعد تصادف

06:41.280 --> 06:43.850
تو به عنوان یون جائه زندگی می کردی

06:43.850 --> 06:46.520
تو حتی با معلم جشن عروسی گرفتی

06:47.790 --> 06:51.500
معلم گیل این حقیقت داره؟

06:51.500 --> 06:55.800
تازه یون جائه برادر واقعیته

06:55.800 --> 06:58.670
تو پدرومادر واقعیتو پیدا کردی

06:59.000 --> 07:01.770
یه عالمه اتفاق افتاده

07:01.770 --> 07:03.470
هیچی شو یادت نمیاد؟

07:03.470 --> 07:06.040
نه یادم نمیاد

07:07.510 --> 07:08.910
!اومدن

07:08.910 --> 07:11.310
اونا والدین واقعیتن

07:11.310 --> 07:13.620
اونا هنوز نمی دونن که شماها با هم عوض شدین

07:13.620 --> 07:16.420
اونا فکر می کنن که تو یون جائه هستی

07:16.420 --> 07:18.320
سریع بهشون سلام کن

07:20.190 --> 07:24.130
یون جائه! شنیدم بیهوش شدی. الان خوبی؟

07:25.300 --> 07:27.230
اون حتی سرد هم باهاشون رفتار نمی کنه

07:27.230 --> 07:29.370
به نظر میاد هیچی یادش نمیاد

07:35.910 --> 07:37.570
کیونگ جون، این مدت تو این خونه

07:37.570 --> 07:40.040
با معلم گیل داران با هم زندگی کردین

07:40.910 --> 07:44.280
خونم پر از وسایلُ خیلی شلوغ بود

07:44.780 --> 07:47.180
اینا همه وسایل تازه عروسُ داماده

07:51.960 --> 07:54.960
اوه!اون تختُ یادم میاد

07:55.760 --> 07:57.230
یادت میاد؟

07:57.560 --> 07:58.960
گیل داران بود که خرابش کرد

07:58.960 --> 08:01.770
و تو منو به خوردن یه سوپ دنده گوساله مهمون
کردی چون سعی داشتی که اونُ به من بفروشی

08:01.770 --> 08:04.030
پس یه چیزایی یادت میاد

08:04.030 --> 08:06.100
به خاطر اینه که قبل از تصادف بوده

08:07.700 --> 08:09.140
آره

08:09.640 --> 08:12.540
قبل از تصادف بود

08:12.540 --> 08:16.310
حتی یه تخت عروسی هم هست. انگار واقعا ازدواج کردی

08:18.680 --> 08:19.820
ازدواج با تو نبوده

08:19.820 --> 08:22.050
با یون جائه بوده

08:22.050 --> 08:24.420
حتی حلقه ای هم که معلم دستش کرده

08:24.420 --> 08:26.960
یون جائه خریده بود

08:30.430 --> 08:31.930
گیل داران

08:31.930 --> 08:34.200
بالاخره تونستی با اونی که می خوای ازدواج کنی

08:34.200 --> 08:36.870
!آخرش موفق شدی. تبریک

08:41.610 --> 08:44.840
واقعا یه ذره هم یادت نمیاد؟

08:44.840 --> 08:47.140
هر چی بین ما اتفاق افتاده بوده؟

08:47.140 --> 08:48.880
آره. چرا؟

08:48.880 --> 08:51.480
اتفاقای مهمی بوده؟

08:51.480 --> 08:52.720
...واقعا

08:52.720 --> 08:57.090
کیونگ جون تمام این مدت منُ تو داشتیم
تو طبقه دوم با هم زندگی می کردیم

08:57.090 --> 08:58.860
بیا اتاق منُ تو طبقه دوم ببین

09:35.660 --> 09:36.660
کیونگ جون

09:40.130 --> 09:42.100
تو اون دوره زمانی که حافظه تو از دست داده بودی

09:42.100 --> 09:44.530
من ازت تو این اتاق مراقبت می کردم

09:45.400 --> 09:49.370
بعدش جفتیمون عاشق هم شدیم

09:49.370 --> 09:52.380
انقدر دروغ نگو

09:52.380 --> 09:54.010
من همه چیُ یادمه

10:00.320 --> 10:02.720
همه چیز رو به یاد میاری؟

10:03.290 --> 10:04.860
پس دروغ میگفتی؟

10:04.860 --> 10:06.990
واقعا باورت شد؟

10:06.990 --> 10:08.560
من واقعا باور کردم

10:08.560 --> 10:10.660
واقعا امیدوار بودی اینطوری بود

10:10.660 --> 10:12.460
معلم گیل دا ران

10:12.460 --> 10:15.370
هرچند تمایلی به قبولش نداره
ولی انگار باورش شده

10:16.700 --> 10:18.470
چرا دروغ گفتی؟

10:21.100 --> 10:22.640
دروغ نگفتم

10:25.410 --> 10:29.810
وقتی واقعا بیدار شم، هیچی یادم نمی مونه

10:33.580 --> 10:35.420
واقعا هیچی یادت نمیاد؟

10:35.420 --> 10:40.860
آره. همه چیز برمی گرده به لحظه ی تصادف

10:42.330 --> 10:46.560
پس چرا وانمود کردی که هیچی یادت نمیاد؟

10:49.030 --> 10:51.470
،اگه من یهو ناپدید بشم

10:51.470 --> 10:55.470
اون گیل دا ران کودن تنهایی لحظات سختی رو می گذرونه

10:55.470 --> 10:58.310
فقط روزایی که با هم بودیم رو پاک می کنم

10:59.010 --> 11:00.880
و به وضعیت اصلیم بر می گردم

11:15.990 --> 11:19.030
گاهی اوقات گرفتن خون یه اثراتی داره

11:19.030 --> 11:20.760
برای همین تجهیزات رو اضافه کردیم

11:20.760 --> 11:24.200
چیز غیر عادی ای نیست. لطقا نگران نباش

11:26.370 --> 11:29.570
به نظر میاد آروم خوابیده

11:29.570 --> 11:31.110
بله

11:32.180 --> 11:34.810
،امیدواریم وقتی بیدار میشه

11:34.810 --> 11:38.780
بدون اینکه چیزی بدونه، ما رو قبول می کنه

11:43.920 --> 11:45.490
ماری بهم گفت

11:45.490 --> 11:48.560
درباره اون زمانی که من و معلم گیل با هم زندگی میکردیم

11:48.790 --> 11:50.290
چی گفت؟

11:50.290 --> 11:52.200
ماری گفت

11:52.200 --> 11:56.030
معلم گیل، تو اجازه دادی من بهت
کمک کنم تا با سو یون جائه ازدواج کنی

11:56.470 --> 11:59.340
در عوض تو هم از من محافظت کردی

11:59.440 --> 12:02.440
اینطوری شروع کردیم، درسته؟

12:02.440 --> 12:07.780
درسته که اینطوری شروع شد ولی بعدا خیلی اتفاقا افتاد

12:07.780 --> 12:10.850
گفته های ماری، چیزای مهمی نبودن

12:10.850 --> 12:15.220
اگه چیزایی رو که تو گذشته اتفاق افتاده به یاد بیارم، اذیت میشم

12:15.250 --> 12:20.660
بهتره به یاد نیارم، درسته؟

12:20.660 --> 12:22.960
درسته

12:22.960 --> 12:29.730
خوبه. به نظر می رسه فراموشی برای من چیز خوبی باشه

12:29.730 --> 12:36.440
نمی خوام به یاد بیارم قبلا چه اتفاقاتی افتاده
بیا وانمود کنیم اصلا اتفاقی نیفتاده

12:36.440 --> 12:40.610
تموم مسائلی که بین من و تو اتفاق افتادن هیچی نبودن؟

12:40.610 --> 12:45.150
به هر حال من همونیم که قبلا بودم
فقط نقش یون جائه رو بازی کردم

12:45.150 --> 12:48.550
اما دیگه لازم نیست مراقب من باشی

12:48.550 --> 12:52.220
من از این که مردم تو کارم دخالت کنن متنفرم

12:56.030 --> 12:58.130
گفتی مردم؟

13:01.160 --> 13:06.770
کیونگ جون، بعد از مدتی دوباره به یاد میاری

13:06.770 --> 13:10.940
کیونگ جون، لازم نیست طوری رفتار کنی که هیچ اتفاقی نیفتاده

13:15.250 --> 13:20.120
خاطراتت قطعا بر می گردن

13:33.300 --> 13:39.340
کیونگ جون، بیا با هم بریم بیمارستان. امروز کلاس ندارم

13:39.340 --> 13:43.810
فراموشش کن. یه ذره ناجوره من با معلم گیل باشم

13:43.810 --> 13:47.710
درست مثل قبل، هرکی به کار خودش میرسه. اینطوری بهتره

13:56.290 --> 14:00.120
کیونگ جون، امروز لوبیای سیاه تو برنج نریختم
بیا با هم شام بخوریم

14:00.120 --> 14:04.760
غذایی رو که عادت دارم می خورم

14:04.790 --> 14:06.560
راحت نیستم با هم شام بخوریم

14:06.560 --> 14:09.400
راحت نیستی؟

14:10.130 --> 14:14.570
تو پیتزا قارچ هست

14:14.600 --> 14:16.410
مشکل قارچ چیه؟

14:16.410 --> 14:21.550
کیونگ جون، این کارها به خاطر قولیه که قبلا به هم دادیم

14:21.580 --> 14:25.580
داری وانمود می کنی یادت نمیاد؟

14:25.580 --> 14:29.950
اگه قضیه اینه، پس تو هنوز برنگشتی

14:29.990 --> 14:32.520
لازم نیست اینجوری نقش بازی کنی

14:32.560 --> 14:36.090
چه قولی؟ من به تو قولی داده بودم؟

14:36.090 --> 14:40.260
وقتی نون می خوردیم بهم قول دادیم

14:40.260 --> 14:42.100
یادم نمیاد

14:42.100 --> 14:45.540
واقعا می خوای اینجوری باشی؟

14:45.540 --> 14:51.410
وقتی بهم نگاه می کنی، چیزی احساس نمی کنی؟

14:51.410 --> 14:53.840
نه

14:54.580 --> 14:57.750
10:10

15:01.150 --> 15:05.690
نه. هنوز 6 هم نشده

15:05.690 --> 15:10.360
تو... عمدا این کارو می کنی

15:10.360 --> 15:14.460
همون طور که معلم گیل گفت
این چیزیه که تو هم می خوای فراموشش کنی

15:14.460 --> 15:18.130
پس، سعی نکن چیزیُ یادم بیاری

15:24.770 --> 15:27.210
اینا رو یادت نمیاد؟

15:27.210 --> 15:30.180
اینا چیه؟

15:30.850 --> 15:33.180
تو چی فکری می کنی؟

15:33.180 --> 15:36.150
اگه این کیسه زباله ست، اینم باید زباله باشه

15:36.190 --> 15:43.060
اگه آشغاله، میشه لطفا بریزیشون دور؟

15:43.060 --> 15:45.200
باشه، فهمیدم

16:20.430 --> 16:23.430
-=بلیط سفر به ماه=-

16:25.770 --> 16:28.240
همه رو برگردونده

16:34.140 --> 16:37.280
همه رو یادت میاد

16:37.280 --> 16:40.550
نه؟

16:40.580 --> 16:44.250
پس وانمود نکن که چیزی یادت نمیاد

16:44.250 --> 16:49.830
وقتی گفتی هیچی یادت نمیاد، می دونی چقدر ترسیدم؟

16:49.830 --> 16:52.860
،وقتی گفتی چیزایی که من بهت گفتم رو به یاد نمیاری

16:52.860 --> 16:54.560
چشمام سیاهی رفت

16:56.000 --> 16:57.830
من وانمود نمی کنم

17:00.740 --> 17:03.970
واقعا یادت نمیاد؟

17:03.970 --> 17:09.210
آره. هیچی یادم نمیاد

17:09.210 --> 17:14.620
پس، می تونی اینا رو دور بریزی؟

17:55.930 --> 17:57.990
مگه ازم نخواستی اینا رو دور بریزم؟

18:07.100 --> 18:12.180
کانگ کیونگ جون! واقعا داری طوری رفتار
می کنی که انگار بین من و تو هیچ اتفاقی نیفتاده

18:12.180 --> 18:15.250
خاطرات همش کشک بود. آره؟

18:15.250 --> 18:18.180
حرفات تموم شد؟

18:18.220 --> 18:20.780
برای من، این مسائل هرگز اتفاق نیفتاده

18:20.780 --> 18:24.220
اگرچه نمی دونم برات چه اتفاقی افتاده، معلم گیل

18:24.250 --> 18:28.430
هیچی یادم نمیاد
فقط اذیتم می کنه

18:28.430 --> 18:32.860
چون نمی خوام اذیت بشم میخوام بریزمش دور

18:35.770 --> 18:38.400
واقعا اینجوری فکر می کنی؟

18:38.400 --> 18:40.100
آره

18:45.940 --> 18:50.650
!باشه!می ریزمشون دور

18:50.650 --> 19:00.690
ولی خیلی زباله برای دور ریختن هست. یکمی وقت می بره

19:00.720 --> 19:07.800
حتی اگه اذیت هم بشی... مجبوری یه مدت تحملش کنی

20:00.150 --> 20:03.720
چطور می تونی طوری رفتار کنی که اصلا هیچ اتفاقی نیفتاده؟

20:05.590 --> 20:08.430
چطور می تونی همه چیزُ دور بریزی؟

20:27.010 --> 20:29.610
!چیه؟ سریع عکس رو بگیر

20:31.750 --> 20:36.050
چی شده یهو می خوای با کانگ کیونگ جون عکس بندازی؟

20:36.050 --> 20:38.160
می خوام چند تا مدرک باقی بذارم

20:38.190 --> 20:45.130
اگه بدونه همیشه کنارش بودم
وقتی بیدار بشه خیلی احساساتی میشه

21:07.480 --> 21:13.360
...وقتی که خواب بودی، کسی که عاشقت شد من بودم. من

21:15.030 --> 21:21.430
یادت نمیاد؟ گفتم که من بودم

21:24.000 --> 21:28.940
!باورم کن! بیا ازدواج کنیم

21:28.940 --> 21:29.010
!باورم کن! بیا ازدواج کنیم

21:32.880 --> 21:37.380
وقتی کیونگ جون بیدار بشه، ما ازدواج می کنیم

21:38.520 --> 21:41.180
باید جلو جلو حلقه بخرم؟

21:41.220 --> 21:46.420
مگه برای خواهرم حلقه نخریدی؟ اونو دستت کن

21:46.420 --> 21:49.890
اون حلقه رو، از ذهنت پاک کن

21:49.890 --> 21:54.030
و یادت باشه هر روز من میومدم
اینجا تا از کیونگ جون مواظبت کنم

21:54.030 --> 21:57.130
وقتی کیونگ جون بیدار بشه، تو شاهد من میشی

21:57.170 --> 22:02.770
ولی یه مدرک غیر مستقیم وجود داره که
نشون میده من هر روز با تو ملاقات می کردم

22:02.810 --> 22:07.380
واقعا؟ یادم نمیاد

22:08.450 --> 22:11.650
می خوای بگی چیزایی که بینمون اتفاق افتاده رو یادت نمیاد؟

22:11.680 --> 22:15.090
آره. همشونو کامل پاک کردم

22:15.090 --> 22:17.750
حتی اگه انکارشون کنی، نمی تونی خاطره ها رو پاک کنی

22:17.750 --> 22:25.200
اونا تو حافظه نیست، تو قلبه

22:26.230 --> 22:28.270
!برو بیرون

22:30.600 --> 22:35.470
جانگ ماری، مهم نیست داری چیکار می کنی

22:35.510 --> 22:41.080
من برای پیدا کردنت به خاطرات
تکیه نمی کنم به جاش به قلبم رجوع می کنم

22:51.590 --> 22:54.860
باید کیونگ جون رو متوقف کنم. حتما... حتما، حتما

22:54.860 --> 22:59.130
نباید بذارم معلم گیل دا ران رو ببینه. تا همین جا کافیه

23:00.230 --> 23:04.730
وقتی از آلمان بدون اینکه درمان بشی برگشتی، خیلی نگران شدم

23:04.730 --> 23:06.300
ولی وقتی گفتی نه، خیلی آروم تر شدم

23:06.300 --> 23:08.610
نگران این بودی که چشماش رو باز کنه. نه؟

23:08.610 --> 23:11.340
قبلا هم گفتم من طرف اونم

23:11.340 --> 23:17.350
دارم تلاشم رو می کنم بعنوان بچه خودم باهاش رفتار کنم

23:17.380 --> 23:22.290
اون بچه هم نیاز داره خانوادشو بپذیره

23:22.320 --> 23:24.690
،اگه می دونست 12 سال قیم داشته

23:24.690 --> 23:28.890
ولی یکی دیگه از عشق مادری
و حقیقت تولد واقعیش استفاده می کرده

23:28.890 --> 23:30.990
تمام مدت مخفیش کرده بودن

23:30.990 --> 23:33.500
چون سو یون جائه مریض بوده اونا مجبور میشن بیارنش

23:33.530 --> 23:34.660
و برای یکی دیگه یواشکی خونش رو بگیرین

23:34.660 --> 23:37.830
اگه واقعیت رو بفهمه، چه احساسی پیدا می کنه؟

23:37.830 --> 23:41.940
اگه به خاطر کیونگ جونه، براش بهتر نیست این چیزا رو ندونه؟

23:41.940 --> 23:45.340
این به خاطر اون بچه نیست. به خاطر
خودتونه تا احساس بهتری داشته باشید

23:46.010 --> 23:50.680
اون با دروغای شما دو تا گول خورده
واقعا براش احساس تاسف می کنم

23:52.680 --> 23:56.050
در واقع، اونا هنوز مثل یه بچه با من رفتار می کنن
سعی می کنن گذشته رو ازم مخفی کنن

23:56.790 --> 24:02.060
تو... همه چیز رو درباره خانوادت به یاد میاری، درسته؟

24:04.830 --> 24:09.270
وقتی این آدمایی که مثلا خونوادمن رو می بینم
ناخودآگاه عصبانیتم فوران می کنه

24:09.270 --> 24:11.170
خاطره هام شروع به برگشتن کردن

24:14.270 --> 24:16.810
چیزایی رو که نمی خواستی رو به یاد آوردی

24:17.770 --> 24:23.010
اما چیزایی که من می خوام به یاد بیاری
فراموش کردنشون رو انتخاب کردی

24:23.010 --> 24:27.320
می خوای چیُ به یاد بیارم؟
مسائل مربوط به گیل دا ران؟

24:28.320 --> 24:31.190
،ممکنه بعد از دیدن معلم گیل
چیز مهمی در کار نباشه

24:31.190 --> 24:33.020
فقط یه چیز یادم نمیاد

24:33.020 --> 24:36.990
باشه، همین طوری ادامه بده

24:43.500 --> 24:48.100
.برای اینه که رامن دوست داشتی
منم یه عالمه خریدیم

24:48.100 --> 24:49.870
یادت نمیاد؟

24:50.740 --> 24:53.440
نه

24:53.440 --> 24:57.050
،گفتی که قبلا دوستش داشتم
پس من برات تمومش می کنم

24:58.110 --> 25:01.180
،وقتی همشو خوردم
یعنی تمومه

25:11.660 --> 25:13.660
این یه طعم جدیده

25:14.200 --> 25:16.970
مطمئن نیستم خوشت بیاد یا نه

25:19.770 --> 25:21.240
،حتی اگر یادت نیاد

25:21.740 --> 25:24.270
،حالا مزه ش خوب باشه یا بد
می خوای امتحانش کنی؟

25:27.010 --> 25:28.410
این فقط رامنه
(رامن= رشته فوری)

25:37.620 --> 25:41.020
ببین! دوست داری بخوریش

25:44.590 --> 25:46.360
لازم نیست چیزی بگی

25:47.930 --> 25:49.530
با یه نگاه فهمیدم

25:52.340 --> 25:53.700
کافیه

26:15.790 --> 26:19.060
مگه برای یه دانشگاه توی آمریکا درخواست نداده بودی؟
به یه دانشگاه توی آلمان تغییرش دادی

26:19.300 --> 26:20.160
بله

26:20.900 --> 26:22.030
آلمان؟

26:22.030 --> 26:23.800
چونگ شیک، تو که نمی تونی آلمانی حرف بزنی

26:23.900 --> 26:24.700
بله

26:25.400 --> 26:26.770
اما هنوزم باید برم

26:27.200 --> 26:28.240
معلم گیل داران

26:30.540 --> 26:34.210
تو مصاحبه دبیرستان "پوچون" شرکت کردید؟

26:35.280 --> 26:38.420
بله. راستش می خواستم که
امروز در موردش باهاتون صحبت کنم

26:39.980 --> 26:41.420
بیا حرف بزنیم

26:46.090 --> 26:48.460
معلم گیل داره مدرسشو عوض میکنه؟

26:49.030 --> 26:51.500
بله. درسته

26:51.860 --> 26:54.560
حالا چرا یه مدرسه تو حومه شهر؟

26:56.330 --> 26:59.370
بین اون و دامادتون اتفاقی افتاده؟

26:59.700 --> 27:00.900
نه

27:03.070 --> 27:06.240
اونا خیلی همدیگه رو دوست دارن

27:11.750 --> 27:12.980
جانگ ماری

27:13.820 --> 27:16.890
به جز گیل داران، تو تنها کسی
هستی که این موضوع رو می دونی

27:18.460 --> 27:20.690
،وقتی که خاطراتمُ فراموش می کنم و برمی گردم

27:22.490 --> 27:25.100
نباید بذاری که گیل دارانُ ببینم

27:26.800 --> 27:28.430
،حالا آمریکا باشه یا آلمان

27:30.370 --> 27:35.510
نباید بذاری به کره برگردم

27:37.270 --> 27:40.540
باشه! مطمئنا نمی ذارم که
شما دوتا بازم همدیگه رو ببینید

27:42.610 --> 27:47.050
و هیچ چیزی از اتفاقات گذشته بهم نگو

27:47.050 --> 27:50.520
باشه. اصلا و ابدا یه کلمه هم نمیگم

27:54.360 --> 27:56.090
طوری وانمود کن که انگار اتفاقی نیفتاده

27:58.960 --> 28:01.360
فقط می خوام که فراموشش کنم

28:05.540 --> 28:07.300
چیزی که چونگ شیک بهمون گفت، حقیقت داره؟

28:08.310 --> 28:10.470
هنوزم دنبال مدرسه حومه شهری؟

28:12.110 --> 28:13.310
بله

28:13.780 --> 28:16.280
مگه نگفتی که داماد سو
سفرش به آلمانُ به تعویق انداخته

28:16.280 --> 28:18.780
و می خواد با خانوادش بره؟

28:18.780 --> 28:22.550
چرا تو باهاشون نمیری؟
چرا می خوای تنهایی به مدرسه ای توی حومه شهر بری؟

28:26.060 --> 28:30.130
بعدا در موردش بهتون میگم

28:30.330 --> 28:32.660
از آخرین باری که دوتاتون بازداشت شدین

28:32.660 --> 28:35.070
هردوتون بهم نزدیکتر شدید

28:35.870 --> 28:39.100
فکر می کردم دیگه لازم نیست نگران چیزی باشم

28:39.100 --> 28:40.870
هنوز هیچ راهی پیدا نکردین؟

28:42.970 --> 28:45.810
من خودمُ درک نمی کنم

28:45.810 --> 28:47.740
باید یکم عاقل و بالغ شی

28:50.110 --> 28:54.080
آره، به هر حال دیگه بچه نیستم

28:54.420 --> 28:57.050
من همه ی تلاشموکردم تا سرکوبش کنم

29:06.160 --> 29:07.260
چی کار می کنی؟

29:08.730 --> 29:10.230
یه شرح حال مختصری از کانگ کیونگ جون آماده کردم

29:10.970 --> 29:12.840
دارم روشون مطالعه می کنم

29:13.540 --> 29:14.670
مطالعه؟

29:15.770 --> 29:16.640
آره

29:16.970 --> 29:17.770
زیادی خوب بودم

29:17.770 --> 29:21.980
اگه بهش بگن خودشون مراقبشن اونم گول می خوره و قبول میکنه

29:22.510 --> 29:23.710
این راهش نیست

29:24.410 --> 29:28.990
بهشون یکم اطلاعات میدم
مواظب باش از زیرش در نرن

29:30.350 --> 29:34.220
تو داری همه ی تلاشتو می کنی درس
بخونی تا همه چی رو برگردونی به عقب

29:35.190 --> 29:38.360
گیل داران بشین
می خوام چیزی بهت بگم

29:45.100 --> 29:52.440
از ما ری شنیدم که ما دوتا با هم فامیلیم

29:54.640 --> 29:57.880
میرم یه جای دور دور و هیچوقت هم به کره بر نمی گردم

29:58.880 --> 30:00.050
بعد؟

30:00.480 --> 30:02.790
به هر حال من که چیزی یادم نمیاد
پس لازم نیست زحمت بی خود بکشیم

30:03.550 --> 30:06.320
تو فکر کن اصلا اتفاقی نیفتاده

30:06.820 --> 30:08.160
چی؟

30:09.290 --> 30:15.000
چرا؟
نمی تونی همه ی خاطرات رو فراموش کنی؟

30:18.500 --> 30:19.770
نه

30:20.370 --> 30:24.070
فایده ی یادآوری خاطرات گذشته چیه؟ فقط رسواییه

30:25.140 --> 30:27.880
اوه یادت نمیاد درسته؟

30:28.880 --> 30:30.780
تو گفتی دوستم داری

30:30.780 --> 30:34.720
من همیشه می گفتم نه
اما تو بهم گل دادی، بادم زدی و برام آواز خوندی

30:34.720 --> 30:38.050
چون تو خوشگلی منم یه مدت از خود بی خود شدم

30:40.720 --> 30:41.660
آره

30:41.760 --> 30:45.930
اما الان دیگه نمی خوام خودمو درگیر یه بچه ی نابالغ کنم

30:46.630 --> 30:48.730
با یادآوری اون روزها از خودم خجالت می کشم

30:48.730 --> 30:50.430
می ترسم مردم درباره اش بفهمن

30:51.430 --> 30:54.970
اما حالا که میگی اتفاقی نیفتاده باید ممنونت باشم

31:44.050 --> 31:46.190
یکی زنگ زده بود

31:46.620 --> 31:49.490
گفتن داران برای مصاحبه ی مدرسه رفته به حومه ی شهر

31:50.190 --> 31:53.800
آ کیونگ گفت انگار داران یه خونه ی اجاره ای پیدا کرده

31:54.300 --> 31:57.370
ظاهرا می خواد بره اونجا زندگی کنه

31:58.340 --> 32:02.270
یعنی می خواد جدا از یون جائه زندگی کنه یا اینکه...؟

32:02.270 --> 32:04.570
یون جائه داره میره آلمان

32:06.040 --> 32:09.380
گیل داران نظرش عوض شده؟

32:15.050 --> 32:16.420
صبحانه نمی خوری؟

32:16.990 --> 32:20.390
قبلا آماده کردم، برنج هم هست

32:20.920 --> 32:22.130
دارم میرم بیرون

32:22.890 --> 32:23.990
کجا میری؟

32:24.090 --> 32:26.960
میرم دیدن عموم
معلم گیل نمیری سرکار؟

32:28.530 --> 32:33.000
امروز هیچ کلاسی ندارم، بعدا باید برم جایی

32:33.370 --> 32:35.470
یه سری چیزا هست که باید راست و ریس کنم، سرم شلوغه

32:36.840 --> 32:38.380
امروز دیر برمی گردم

32:38.740 --> 32:43.110
با این که اهمیتی نمی دی، ولی چون با هم زندگی می کنیم
گفتم بهتره بدونی

32:43.850 --> 32:44.980
هر کاری می خوای بُکن

32:46.950 --> 32:48.950
امروز ممکنه، برنگردم

32:50.950 --> 32:53.160
هفته ی دیگه خوانواده ات میرن خارج از کشور، درسته ؟

32:54.020 --> 32:55.460
زمان زیادی باقی نمونده

32:56.230 --> 32:58.160
تنها کاری که باید بکنی، اینه که تا اون موقع تحمل کنی

32:59.060 --> 33:00.260
باشه

33:06.600 --> 33:08.410
این کتابِ دستور العملِ آشپزیِ کانگ هی سوئه

33:10.070 --> 33:11.580
... این، چطوری

33:11.680 --> 33:19.050
وقتی کیونگ جون بیدار بشه، از مسائل مربوط به
فروشِ خونه توسط شما، بی خبره

33:19.050 --> 33:21.890
اگر ازش اطلاع پیدا کنه، میگه

33:22.290 --> 33:27.320
"دایی، به خاطر مادرم، از این قضیه می گذرم"

33:31.800 --> 33:33.630
در آینده ، با کیونگ جون، خوب رفتار کنین

33:34.200 --> 33:35.730
چندین نسخه از اینا وجود داره

33:39.970 --> 33:42.540
! یکمی قبل ، صداش دقیقا شبیه کیونگ جون شده بود

33:42.910 --> 33:44.570
واقعا نمی دونه؟

33:47.510 --> 33:49.050
! سپاسیبو
(متشکرم به زبانِ روسی)

33:52.080 --> 33:55.350
یعنی نفرینمون کرد ؟ -
! فقط تحمل کن ! تحمل کن، تحمل کن -

33:57.020 --> 33:59.120
انگار خیلی عقلش سرِ جاش نیست

34:00.960 --> 34:01.830
شوهر خواهر

34:07.200 --> 34:11.800
امروز خواهرم رفته واسه
کار تو مدرسه ی خارج شهر مصاحبه کنه

34:12.200 --> 34:13.600
مصاحبه برای مدرسه ی خارج شهر ؟

34:15.610 --> 34:17.310
آره ، حتی می خواد یه خونه کرایه کنه

34:18.480 --> 34:19.140
خونه ؟

34:19.240 --> 34:23.310
وقتی تو بری آلمان ، اون تنهایی واسه
کار و زندگی کردن، میره اونجا

34:23.310 --> 34:24.610
یعنی می خوای بذاری تنهایی بره اونجا ؟

34:25.080 --> 34:28.980
شوهر خواهر نمی خوای بدونی خواهرم می خواد
چی کار کنه ؟ اصلا کنجکاو نیستی ؟

34:29.390 --> 34:30.790
بیا با هم بریم و ببینیمش

34:31.690 --> 34:32.890
اصلا نگران نیستی ؟

34:39.100 --> 34:43.200
شوهر خواهر ، واقعا که خونسردی

35:38.360 --> 35:40.320
همه چیزاشو جمع کرده

35:41.630 --> 35:43.560
=ممکنه امروز برنگردم=

35:44.730 --> 35:46.060
=زمان زیادی باقی نمونده=

35:46.730 --> 35:48.500
=تنها کاری که باید بکنی، اینه که تا اون موقع تحمل کنی=

35:52.570 --> 35:54.740
تا وقتی اینجا رو ترک کنم

35:55.510 --> 35:56.770
ممکنه برنگرده ؟

35:59.540 --> 36:01.380
نه ، نمی تونه ، حتما بر می گرده

36:05.220 --> 36:08.750
=وقتی همشونو بخورم، دیگه همه چی تموم میشه=

36:26.970 --> 36:30.210
! خوبه، اینجوری بهتره

36:33.480 --> 36:35.050
امروز همدیگه رو ببینیم، فردا همدیگه رو ببینیم

36:37.350 --> 36:38.980
به هر حال این خاطرات قراره ناپدید بشن

36:44.790 --> 36:56.370
امروز همدیگرو نمی بینیم ، فردا و روز بعدشم همین طور

37:01.200 --> 37:02.740
همه چیز ناپدید میشه

38:09.670 --> 38:11.370
<i>اینا رو بعد نمایشگاه با خودشون می برن ؟</i>

38:11.370 --> 38:14.610
<i>مگه میشه بردارن ببرن ؟
بعد از نمایشگاه اونا رو میندازن دور</i>

38:15.510 --> 38:18.050
<i>اونا واقعا قشنگن
من خیلی گلِ آفتابگردون دوست دارم</i>

38:18.050 --> 38:21.380
<i>اگه قراره بندازنشون دور ، بدم نمیاد
بعد از نمایشگاه برشون دارم</i>

38:21.790 --> 38:25.290
<i>چون دور انداخته شده بودن
خیلی تلاش کردم تا برشون گردونم.</i>

39:00.290 --> 39:01.460
<i>مگه ازم نخواستی بندازمشون دور ؟</i>

39:37.860 --> 39:41.530
مدرسه ی سابقتون تو سئول، مدرسه ی خوبیه
چرا تصمیم گرفتین بیاین اینجا ؟

39:42.670 --> 39:45.300
به خاطرِ کار شوهرتون تصمیم گرفتین به اینجا منتقل بشین ؟

39:47.040 --> 39:50.140
آه ... من با همسرم اینجا نمیام

39:50.140 --> 39:52.010
پس ، آخر هفته ها قراره با هم باشین ؟

39:54.710 --> 39:56.480
ما از هم جدا شدیم

39:58.750 --> 40:00.980
آه ... مدیر هر لحظه ممکنه بیان

40:00.980 --> 40:02.650
لطفا یه مدت اینجا منتظر بمونین

40:10.760 --> 40:12.330
مدرسه ی واقعا کوچیکیه

40:12.860 --> 40:14.660
خیلی از چیزی که تصور می کردم دورِ

40:16.470 --> 40:19.800
امروز یه زن واسه مصاحبه اومده بود اینجا
ظاهرا طلاق گرفته

40:19.800 --> 40:20.870
واقعا ؟

40:20.870 --> 40:23.840
انگار به همین خاطر دیگه نمی تونسته
تو محلِ کار سابقش کار کنه

40:23.840 --> 40:25.440
اون باید تو سئول می موند

40:25.440 --> 40:29.010
مطمئنا کنار اومدن با این مسئله
تو همچین جایی ، براش سخت تر هم میشه

40:36.920 --> 40:38.160
از این طرف لطفا

40:41.690 --> 40:43.590
چی کار می کنی ؟ -
به خاطر یه مسئله ی فوری ، مجبورم اونو با خودم ببرم -

40:48.570 --> 40:49.770
چی کار می کنی ؟

40:49.770 --> 40:51.070
اومدی جلومو بگیری ؟

40:51.070 --> 40:52.800
می خوای فرار کنی ؟

40:52.800 --> 40:56.740
می خوای اون مدرسه ی خوبُ رها کنی
و واسه زندگی بیای حومه شهر ؟

40:56.740 --> 40:58.740
چون احساس شرم و ترس می کنم
واسه همینه که می خوام از همه چیز فرار کنم

40:58.740 --> 41:01.140
مگه قبلا بهت نگفتم که همه چیزو مرتب می کنم ؟

41:01.140 --> 41:02.710
گیل دا ران، تو فقط باید وانمود کنی هیچ اتفاقی نیافتاده

41:02.710 --> 41:04.110
این کاملا کفایت می کنه

41:04.110 --> 41:06.380
من جوری رفتار می کنم که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده

41:06.380 --> 41:08.450
پس خودتو به خاطرش اذیت نکن ، فقط برو

41:10.990 --> 41:14.260
بعد از جدا شدن از سو یون جائه
و طرد شدن توسطِ خانواده

41:14.260 --> 41:18.630
میای به اینجا تک و تنها واسه کسی که مرده ماتم می گیری؟

41:18.630 --> 41:19.930
! نمی تونی وانمود کنی هیچ اتفاقی نیافتاده

41:19.930 --> 41:22.830
درسته ! آرزو داشتم می تونستم فکر کنم
هیچ اتفاقی نیافتاده

41:22.830 --> 41:26.200
همه ی اون چیزایی که تو یه چشم به هم زدن
اتفاق افتاد ، کاش اصلا رخ نداده بود

41:26.200 --> 41:30.010
همه ی کارهایی که صمیمانه برات انجام دادم
و اینکه حتی عاشقت شدم

41:30.010 --> 41:32.840
آرزو داشتم هرگز اتفاق نیافتاده بود

41:32.840 --> 41:35.550
آرزو داشتم کاش هرگز به این عشق اعتراف نکرده بودم
و هیچ اتفاقی نیافتاده بود

41:35.550 --> 41:38.980
نه ... حتی زمانی که برای اولین بار همدیگرو دیدیم

41:38.980 --> 41:41.650
واقعا امیدوار بودم که این اتفاق نیافتاده باشه

41:44.520 --> 41:47.660
به خاطر من بوده که گیل دا ران ، اینجوری گیج شده

41:48.460 --> 41:50.090
به خاطر همین وقتی من ناپدید بشم ، همه چی درست میشه

41:50.360 --> 41:54.700
درسته ! آرزو می کنم همه چی همون طور که میگی بشه

41:59.500 --> 42:00.840
همین طورم میشه

42:16.990 --> 42:22.530
چون شیک می گفت داماد سو بهش زنگ زده
و آدرسِ مدرسه ی جدیدی که دا ران می خواد بره اونجا رو گرفته

42:23.190 --> 42:25.700
واقعا امیدوارم محکم به دا رانِمون بچسبه

42:26.600 --> 42:30.770
دا ران حتی این حقیقتُ که داماد سو
داره واسه درمانش میره ، ازمون مخفی کرده

42:30.770 --> 42:34.300
واقعا درک نمی کنم اون چی فکر می کنه

42:37.940 --> 42:42.480
لطفا با دا ران صحبت کن و راجع به این مسایل متقاعدش کن

42:47.550 --> 42:48.590
دا ران

42:49.620 --> 42:53.120
تو ...داری سعی می کنی به حومه ی شهر فرار کنی که

42:54.090 --> 43:01.130
از دست اون یارو "کی" فرار کنی یا بهش برسی ؟

43:05.140 --> 43:06.040
بابا

43:08.740 --> 43:13.710
...من باید دیوونه باشم

43:13.710 --> 43:18.220
در غیر این صورت...می دونم که این اشتباهه

43:18.220 --> 43:19.550
!پس فراموشش کن

43:20.950 --> 43:22.720
ولی، بابا

43:24.890 --> 43:28.090
،زمانی که از مادر فرار کردی و اومدی سئول

43:30.090 --> 43:36.800
...چی می شد اگه اون موقع مادر احساس می کرد که مشکلی نیست

43:37.170 --> 43:40.800
...اگه فکر می کرد که همه چیو بذاره کنارو فراموش کنه

43:41.970 --> 43:48.180
...منو پدر هم باید همه چیو فراموش کنیم

43:49.350 --> 43:51.850
فکر می کنی می تونستی از جزیره بیایی بیرون؟

43:53.820 --> 43:55.890
غیرممکنه

43:56.890 --> 44:03.160
ممکنه...یه مدت طولانی...نمی تونستم بیام بیرون

44:03.160 --> 44:04.260
....از اون جزیره

44:05.930 --> 44:06.830
درسته؟

44:10.370 --> 44:15.240
پدر شخصیت من و شما مثل همه

44:16.610 --> 44:21.410
شما هم عین منی، ما هیچ وقت نمی تونستیم از اونجا بیایم بیرون

44:21.780 --> 44:22.650
داران

44:23.210 --> 44:29.290
مگه نگفتی دیگه از این کارای احمقانه نمی کنی؟
حالا بهش افتخار کن

44:30.890 --> 44:35.290
پس فرار کن برو یه جای دور

44:35.860 --> 44:37.530
نه گفتن انتخاب نیست

44:40.830 --> 44:46.300
پس فرار کردن به یه جای دور کافیه؟

44:49.840 --> 44:54.580
بابا، شما حتی نمی تونی از سئول فرار کنی

44:55.810 --> 45:02.720
من...من...بابا

45:02.720 --> 45:10.690
حس می کنم حتی نمی تونم به ماه فرار کنم

45:34.320 --> 45:34.920
بله؟

46:21.430 --> 46:23.070
کیونگ جون

46:26.800 --> 46:32.480
تو چیزی یادت نمیاد و یه جوری رفتار
می کنی انگار هیچی اتفاق نیوفتاده

46:32.480 --> 46:34.280
برای چی اینجایی؟

46:36.850 --> 46:40.780
منم باید ناپدید بشم.بهتره برم

46:56.630 --> 47:03.410
تو ممکنه جوری وانمود کنی انگار هیچ اتفاقی نیفتاده

47:04.980 --> 47:07.640
ولی...من نمی تونم

47:08.810 --> 47:13.320
ولی...ولی من تحملم زیاده

47:14.650 --> 47:16.590
چون دوستت دارم تحملش می کنم

47:17.690 --> 47:20.590
چون دوستت دارم میذارم که بری

47:21.560 --> 47:26.660
اما این واقعیت که دوستت دارم تغییری نمی کنه

47:29.300 --> 47:30.970
از کجا نیرو بگیرم تا تحملش کنم؟

47:37.070 --> 47:39.510
بهم اجازه نمی دی که بازم به یادت بیارم؟

47:42.750 --> 47:47.920
حتی منو یادت نمیاد؟

48:12.580 --> 48:17.510
بعد ازظهر باید با داران و خانوادش شام بخوریم

48:18.550 --> 48:22.720
خوبه قبل رفتن به آلمان باهم شام بخوریم.تصمیم درستی گرفتی

48:23.390 --> 48:28.060
یون جائه و داران هنوز ازدواجشونو ثبت نکردن

48:28.060 --> 48:32.030
نمی دونم داران سر قولش می مونه یا نه

48:34.030 --> 48:36.800
عجیبه که داران نمیاد تا همگی بریم آلمان

48:37.930 --> 48:40.570
اون دوتا مشکلی دارن؟

48:42.870 --> 48:46.410
باید ببینیم امروز وضعیت چی میشه تا بفهمیم

48:49.610 --> 48:54.350
امشب که همو دیدیم ، من به همه
میگم که من همه چیو با یون جائه تموم کردم

48:56.250 --> 48:58.290
اگه با هم بریم سخت میشه

48:58.290 --> 49:02.090
بگو تو بیمارستان گرفتاریُ نرو

49:03.990 --> 49:06.500
من خودم درستش می کنم

49:14.940 --> 49:17.940
امروز خانواده ما و دامادمون همه دور هم جمع میشن

49:19.480 --> 49:21.510
من واقعا نگران نونام

49:21.510 --> 49:23.580
چه مشکلی برای معلم گیل داران پیش اومده؟

49:23.580 --> 49:29.850
نونا گفت که سعیشو می کنه
ولی به نظر با دامادمون مشکل داره

49:31.090 --> 49:35.430
فکر کنم امروز جلوی همه می خوان یه چیزی بگن

49:36.760 --> 49:38.060
واقعا؟

49:38.300 --> 49:40.500
تو همچین موقعیت خانوادگی، منم باید بیام

49:41.360 --> 49:43.170
تو برای چی باید بیای؟

49:43.630 --> 49:47.400
اوه! تو هم بخشی از خانواده منی

49:48.440 --> 49:50.510
ایش!من عضوی از خانواده کیونگ جونم

49:52.610 --> 49:57.680
امروز، معلم گیل داران قصد داره بگه
که می خواد از یون جائه جدا بشه؟

49:59.480 --> 50:02.190
جانگ ماری! ساعتو بده به من

50:02.190 --> 50:03.350
گفتم که انداختمش دور

50:03.350 --> 50:07.120
اون تنها چیزیه که می خوام به گیل داران برگردونم

50:07.120 --> 50:08.790
نمی خوای دستت کنی ، می خوای بهش برگردونیش؟

50:08.790 --> 50:13.800
آره .اگه اونو بدم بهش ، اون به همون زمان برمی گرده

50:13.800 --> 50:15.530
چه طوری؟

50:16.000 --> 50:19.640
گیل داران همه ارزشهای اخلاقیشُ کنار گذاشته و به من متکی شده

50:19.640 --> 50:24.170
اگر بدونه که من نیستم، به وضعیت اصلی خودش بر میگرده

50:39.820 --> 50:40.720
سوار شو

50:40.720 --> 50:44.860
گفتم که خودم میرم. اگه تو بیایی وضعیت پیچیده تر می شه

50:44.860 --> 50:48.100
من میرم به دیدن دو خانواده و بهشون می گم

50:48.100 --> 50:50.400
احتمالا می گن که دیوونه شدی

50:50.400 --> 50:53.600
همه می دونن که تو یون جائه هستی

50:53.600 --> 50:55.810
قبل از اینکه برگردی به زندگی اصلیت

50:55.810 --> 50:57.670
من همه چیزُ مثل مدل قدیمش دوباره مرتب می کنم

50:57.670 --> 51:00.210
من با تو نمی یام

51:00.210 --> 51:01.780
پس سوار شو

51:15.390 --> 51:17.160
کجا داریم می ریم؟

51:17.530 --> 51:20.430
این اون جاده ای نیس که به خارج سئول می ره؟

51:22.400 --> 51:23.370
کیونگ جون

51:23.370 --> 51:27.500
قبل از اینکه گیل داران مسائلشُ مرتب
کنه یه سری چیزا دارم که باید با تو هماهنگ کنم

51:36.050 --> 51:37.180
...اینجا

51:40.150 --> 51:47.490
آره.اینجا همون جاییه که قبل از
اینکه با یون جائه تصادف کنم باتو بودم

51:49.230 --> 51:53.300
اینجا همون جاییه که کیونگ جون رفت و یون جائه اومد

51:55.930 --> 51:57.800
اگه من به بدن خودم برگردم

51:58.940 --> 52:01.840
می خوام با اون خاطرات برگردم اینجا

52:03.010 --> 52:08.750
خاطرات اون تصادف ناپدید بشن

52:09.010 --> 52:10.680
می شه دوباره بگی؟

52:10.680 --> 52:17.620
همه چیزایی که بین کیونگ جون
و گیل داران اتفاق افتاده ناپدید بشن

52:19.960 --> 52:22.560
،دلیلی که یون جائه نمی تونه بیدار شه

52:24.690 --> 52:27.160
اینه که خاطرات منو نگه داشته

52:27.500 --> 52:32.500
یعنی می خوای ناپدید بشی؟ آره؟

52:32.970 --> 52:41.610
برای همین باید گیل دارانُ به اون زمان برگردونیم

52:49.450 --> 52:50.590
...اون ساعت

52:51.190 --> 52:56.030
یه جوری رفتار کن که انگار هیچ وقت نبوده

53:05.640 --> 53:10.970
امروز، ساعت 10:10 برای گیل داران ناپدید می شه

53:11.540 --> 53:19.550
...همینطور عشقی که گیل داران به کیونگ جون داشته

53:24.420 --> 53:25.720
اونم ناپدید می شه

53:30.190 --> 53:32.730
حالا همه چیو و زمانایی که با هم بودیمُ پاک کن

53:43.510 --> 53:45.680
بعدا وقتی که برگشتم، هیچی اتفاق نیفتاده

53:47.440 --> 53:53.920
گیل داران، تو باید اینجا منتظر جواب سو یون جائه بمونی

54:33.620 --> 54:37.830
تمام خاطرات از بین رفت؟

54:48.570 --> 54:53.040
<i>معلم گیل باید قبولش کنی</i>

54:55.210 --> 54:57.050
<i>این اولین بوسه ی کیونگ جونه</i>

55:12.660 --> 55:13.930
<i>من، کانگ کیونگ جون</i>

55:16.200 --> 55:18.030
<i>هرگز</i>

55:21.970 --> 55:24.570
<i>عاشقت نمیشم</i>

56:02.280 --> 56:06.750
<i>معلم گیل تو تنها کسی هستی که میدونی چی برام مهمه
اگه من ناپدید بشم</i>

56:08.620 --> 56:10.920
<i>می تونی فراموش نکنی من قبلا اینجا بودم؟</i>

56:12.560 --> 56:14.220
<i>فراموشم نکن</i>

56:19.360 --> 56:22.070
<i>از برگشتن سو یون جائه خیلی خوشحال نباش</i>

56:24.030 --> 56:26.970
<i>تو باید کیونگ جون رو هم که ناپدید شده به یاد بیاری</i>

57:31.370 --> 57:35.110
جونگ آ ،چطور وقتی اینجایی منُ نمی شناسی؟

57:36.740 --> 57:38.280
واقعا باعث افسردگیه

57:42.950 --> 57:45.320
انگار اونطرف یه خبراییه

57:45.320 --> 57:48.390
از وقتی اومدن هیچی نگفتن

57:48.390 --> 57:50.290
آره

57:51.220 --> 57:52.990
دارن حرف میزنن

57:52.990 --> 57:54.560
بچه ها دیر کردن

57:56.730 --> 57:58.060
آره

57:58.930 --> 58:02.900
زنگ زدم گفتن از مدرسه رفتن بیرون

58:03.200 --> 58:08.140
یون جائه گفت چون تو بیمارستان کار داره نمیرسه بیاد

58:08.140 --> 58:12.540
نه، زنگ زد گفت قطعا میاد

58:13.440 --> 58:16.180
انگار باهم نیستن

58:28.260 --> 58:30.090
هنوز نرسیدن

58:30.560 --> 58:31.390
آره

58:56.950 --> 58:57.950
داماد

58:58.520 --> 58:59.560
دیر کردی

58:59.560 --> 59:01.690
یون جائه -
داماد سو -

59:02.130 --> 59:03.530
داران کجاست؟

59:04.690 --> 59:08.930
من از طرف داران صحبت می کنم

59:27.680 --> 59:30.990
برنامه ی اصلی من اینه که با خانواده ام برم آلمان

59:33.590 --> 59:38.060
قبول کردم برای درمان برم آلمان

59:39.760 --> 59:41.700
بعدا برمیگردم پیش داران

59:43.600 --> 59:47.770
وقتی سو یون جائه برگرده
همه چی بر می گرده سرجای خودش

59:48.710 --> 59:53.910
وقتی برگرده جلوی داران رو می گیره

59:56.010 --> 01:00:01.280
الان همه فکر می کنن داران عاشق یکی دیگه است
این فقط یه سوءتفاهمه

01:00:04.190 --> 01:00:05.790
همچین آدمی وجود نداره

01:00:05.790 --> 01:00:07.720
یعنی میگی کی.کی.جی وجود نداره؟

01:00:10.790 --> 01:00:12.900
کی.کی.جی کیه؟

01:00:15.000 --> 01:00:18.340
همونی که سه یونگ قبلا بهش اشاره کرد

01:00:19.670 --> 01:00:22.640
همونیه که داران باهاش رابطه داشت

01:00:25.610 --> 01:00:27.540
امکان نداره

01:00:27.540 --> 01:00:31.580
آره، اون آدم تو این دنیا وجود نداره

01:00:31.580 --> 01:00:32.780
نه

01:00:36.020 --> 01:00:37.050
دا...داران

01:00:37.050 --> 01:00:37.890
داران

01:00:41.060 --> 01:00:42.590
اون آدم وجود داره

01:00:46.630 --> 01:00:48.000
چرا این اتفاق افتاد؟

01:00:48.000 --> 01:00:50.770
چی کار کنم؟ چی کار کنم؟

01:00:52.800 --> 01:00:54.540
اون آدم وجود داره

01:00:56.210 --> 01:01:03.050
به خاطر اون قلب من همیشه ساعت 10.10 دقیقه است

01:01:04.350 --> 01:01:08.690
ما دستای همو گرفتیم و به اعماق اقیانوس رفتیم

01:01:10.350 --> 01:01:12.520
ما حتی باهم به ماه سفر کردیم

01:01:12.520 --> 01:01:14.520
حتی به اعماق آبها رفتیم

01:01:16.090 --> 01:01:17.230
دیوونه شدم، نه؟

01:01:22.130 --> 01:01:24.370
نمی تونم وانمود کنم که اتفاقی نیفتاده

01:01:25.570 --> 01:01:27.170
الان به همه میگم

01:01:30.710 --> 01:01:36.650
لطفا یه جور ررفتار نکنین که اصلا اتفاقی نیفتاده
خواهش می کنم به دقت به حرفم گوش کنید

01:01:49.290 --> 01:01:50.160
...من

01:01:53.600 --> 01:01:57.830
عاشق کی.کی.جی ام

01:02:18.880 --> 01:02:23.750
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:02:43.880 --> 01:02:44.750
-=قسمت بعدی=-

01:02:46.080 --> 01:02:49.390
=دفه ی بعدی که جلوی داران ظاهر بشم=

01:02:49.390 --> 01:02:53.590
=حتی اگه من بد قلقی کنم تو باید مانعم بشی نذاری برم=

01:02:54.120 --> 01:02:56.730
=من همیشه قرارمون یادم میمونه=

01:02:58.500 --> 01:03:02.300
=حتی اگه یادم نبود تو بهم بگو چی گفته بودم=

01:03:03.070 --> 01:03:08.610
=اونوقت بر میگردیم به این زمان=