﻿WEBVTT

00:10.000 --> 00:20.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:27.569 --> 00:31.240
...هر جرمی که صورت میگیره از دو بخش تشکیل شده

00:33.575 --> 00:37.454
،بخش اول کسی هست که مجرمه
!و بخش دوم هم کسی هست که قربانی قضیه هست

00:40.123 --> 00:45.379
...اکثریت مردم میدونن که اگه بیفتی توی کار خلاف

00:45.462 --> 00:49.341
...آخر سر یا میفتی زندان

00:51.134 --> 00:52.427
!یا میمیری

01:01.853 --> 01:03.146
!این یه بازیه

01:06.483 --> 01:10.404
!و من هم آماده شده بودم که این بازی رو انجام بدم

01:14.366 --> 01:17.119
...اما توی قصه‌ی من

01:18.161 --> 01:20.122
...یه چیزیش با بقیه فرق داره

01:22.291 --> 01:23.625
!اون هم اینه که پایان خوشی داره

01:24.626 --> 01:34.626
:مترجم
FarZad74

01:56.617 --> 01:59.161
...ما توی یه کشورِ درگیر جنگ زندگی میکنیم

02:01.163 --> 02:02.581
...جنگ داخلی

02:04.166 --> 02:08.086
،جنگ بین داراها و ندارها
!کسایی که میتونن و کسایی که نمیتونن

02:13.050 --> 02:17.471
...این طبقه بندی فقط مخصوص ریو نیست

02:17.554 --> 02:18.639
...بلکه توی کل برزیل

02:19.306 --> 02:21.433
!در مقیاس بزرگتری وجود داره

02:28.398 --> 02:31.276
!خیلی نابرابر و غیرانسانی

02:35.030 --> 02:37.699
!من در جوانیم توی دسته‌ی "ندارها" زندگی کردم

02:39.201 --> 02:43.789
طرز فکرم اینطوری بود که
...بعضیا چیزایی دارن که من هم اون چیزو میخوام

02:43.872 --> 02:47.959
...اگه بابت انجام همچین کاری بهم پولی میدادن
(دزدی و آدم ربایی)

02:48.043 --> 02:49.795
!با کله انجامش میدادم

02:54.758 --> 02:59.304
...اواخر دهه‌ی 80 و اویل دهه‌ی 90

02:59.388 --> 03:02.224
!آدم ربایی توی ریو رواج پیدا کرده بود

03:06.103 --> 03:08.980
...در ریو، یه رکورد بی سابقه ثبت شده

03:09.064 --> 03:12.776
!فقط در این سال، 150 مورد آدم ربایی گزارش شده

03:12.859 --> 03:15.487
...در ماه جولای، به تنهایی 15 مورد آدم ربایی گزارش شده که

03:15.570 --> 03:16.822
!پشت سر هم دیگه اتفاق افتادن

03:16.905 --> 03:21.535
...در بین آدم رباهای ریو

03:21.618 --> 03:25.747
...احتمالا من یکی از با ملاحظه ترین

03:25.831 --> 03:28.250
!و محترم ترین آدم رباها بودم

03:29.709 --> 03:32.421
...افراد مهمی رو تا حالا ربوده بودن

03:32.504 --> 03:35.215
!که کسب و کار مهمی داشتن

03:35.298 --> 03:38.635
...و آدم رباها تونسته بودن پول قابل توجهی

03:38.719 --> 03:40.470
!به جیب بزنن

03:41.596 --> 03:47.436
،در بین تمام جرم هایی که مرتکب شدم
...فروش مواد

03:48.395 --> 03:51.940
...آدم ربایی، دزدی

03:52.023 --> 03:55.026
...همیشه

03:55.110 --> 03:56.945
!خیلی خوب بودم

04:04.995 --> 04:09.207
،من رییس کسب و کار خانوادگی خودمون بودم
کارخونه کوکاکولا داشتیم

04:10.417 --> 04:13.670
...پدرم این کار رو در سال 1944 در برزیل شروع کرد

04:14.963 --> 04:18.383
،اگرچه پدر و مادر من آمریکایی بودن
!اما من توی برزیل بزرگ شدم

04:20.802 --> 04:23.972
...من توی یه آپارتمان بلند مرتبه زندگی میکردم

04:24.055 --> 04:25.974
...برای خودم پیشخدمت داشتم

04:26.057 --> 04:27.893
...راننده داشتم

04:27.976 --> 04:32.439
...بچه هام رو به مدرسه غیرانتفاعی فرستاده بودم

04:33.315 --> 04:34.649
...خلاصه زندگی خیلی خوبی داشتم

04:42.657 --> 04:44.993
....وقتی که اسم کورین

04:45.076 --> 04:51.458
...به عنوان کسی که بخواهیم بدزدیمش، اومد

04:51.541 --> 04:54.085
!بذار رک بگم، با خودمون گفتیم که دیگه پولدار میشیم

05:04.554 --> 05:10.602
...من کورین رو حدودا 90 یا 100 روز تعقیب کردم

05:14.356 --> 05:19.110
...تمام زیر و بم زندگی شخصیش رو از حفظ بودم

05:20.028 --> 05:24.324
...خانواده‌اش، افرادی که خیلی باهاش نزدیک بودن

05:26.952 --> 05:30.872
!اینطوری آدم بیشتر دلش میخواد که اون رو بدزده

05:38.046 --> 05:40.423
...جلوی در ورودی آپارتمانش

05:40.507 --> 05:43.802
...توی شهر لاگوا منتظر بودم

05:44.719 --> 05:50.809
!و سعی میکردم تا اونجا که ممکنه اطلاعات جمع آوری کنم

06:01.861 --> 06:04.281
...معمولا دربانها اطلاعات زیادی دارن که به آدم بدن

06:05.407 --> 06:09.411
...اینطوری به تمام برنامه زمانبندیش دسترسی پیدا کردیم

06:11.037 --> 06:13.206
...دربانِ دَیـوث

06:20.547 --> 06:24.134
...صبح، راننده‌ام داشت من رو به دفترم میبرد

06:24.217 --> 06:27.637
که توی یکی از کارخونه هامون توی نیتروی بود

06:27.721 --> 06:29.681
...که باید از خلیج ریو عبور میکردیم

06:32.517 --> 06:36.104
...من از تمام مسیرهایی که کورین میخواست بره آگاه بودم

06:37.564 --> 06:42.527
...همیشه از همون جاده‌های همیشگی میرفت

06:42.611 --> 06:44.946
!بدون هیچ تغییری

06:52.454 --> 06:55.332
...اینجا ایستگاه آخر بود

06:56.291 --> 07:00.629
...جایی بود که ما جلوی ماشین کورین رو بستیم

07:04.299 --> 07:06.134
!اینجا بهترین جا بود

07:06.217 --> 07:08.762
...از اینجا میتونستیم نظاره‌گر عملکردمون

07:08.845 --> 07:13.808
!از هر دو طرف جاده باشیم

07:17.020 --> 07:20.482
!اینجا بهترین جا برای کمین کردن بود

07:30.325 --> 07:34.204
...من روی صندلی عقب نشسته بودم

07:35.705 --> 07:38.875
...تا اینکه یهو دو تا ماشین از وسط ناکجاآباد پیداشون شد

07:40.752 --> 07:41.920
!و راه مارو قیچی کردن

07:45.715 --> 07:49.511
:اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که
!خدایا اینا اصلا بلد نیستن رانندگی کنن

07:49.594 --> 07:52.013
...ولی این فکر زیاد دوام نیاورد

07:52.097 --> 07:55.100
...چون کلی آدم مسلح از ماشین پیاده شدن

08:01.606 --> 08:04.359
!تا اون موقع، تا حالا صدای شلیک تفنگ رو نشنیده بودم

08:25.005 --> 08:27.215
...تا حالا کسی تفنگ رو به طرفم نگرفته بود

08:28.758 --> 08:30.593
...اما اون یارو که کلاه روی سرش بود

08:30.677 --> 08:34.305
:داشت داد میزد و میگفت
...در رو باز کن

08:39.519 --> 08:43.898
من فکر میکردم که اونها میخوان
!کیف پولم رو بزنن یا اینکه ماشین رو بدزدن

08:55.910 --> 08:57.787
...اما یه صدایی اومد و گفت

08:57.871 --> 09:00.957
...دونا کورین، لطفا از ماشین پیاده شید

09:03.668 --> 09:06.671
...تازه داشت دوهزاریم میفتاد

09:07.964 --> 09:10.925
...که اینها کیف قاپ یا ماشین دزد نیستن

09:12.302 --> 09:14.054
!داشتن من رو میدزدیدن

09:26.691 --> 09:30.195
:یه یارو هی داد میزد
!همونجا بمون، تکون نخور، اطرافو نگاه نکن

09:33.448 --> 09:38.411
...وقتی که سراغ یه طعمه‌ی بی دفاع میرید

09:38.495 --> 09:40.497
!هیچ حسی ندارید

09:40.580 --> 09:46.002
،این فقط یه ماموریته
!یه کاریه که باید انجام بشه

09:57.430 --> 10:00.683
!شوک های اولیه داشت کم کم بهم وارد میشد

10:03.186 --> 10:05.772
...و اون موقع بود که ترسم داشت شروع میشد

10:12.195 --> 10:13.613
...ترس

10:14.739 --> 10:17.325
...خیلی فراتر از ترس بود

10:20.829 --> 10:22.372
!وحشت خالص بود

10:31.214 --> 10:34.843
...وقتی که کمین میکنی و کارت رو انجام میدی

10:35.802 --> 10:40.598
کار اصلی که باید بکنی اینه که قربانی رو
!هرچه سریعتر به پناهگاه ببری

10:42.892 --> 10:47.689
!امنیت افراد و عملیات، توی همین کار خلاصه شده

10:47.772 --> 10:49.816
!همچین جون قربانی هم در امان می‌مونه

10:56.030 --> 10:59.617
...من ده سال در ارتش خدمت کردم

10:59.701 --> 11:04.164
!و این چیزا رو خیلی خوب بهمون یاد دادن

11:05.707 --> 11:08.668
...من جز یه جوخه‌ی زبده و ماهر بودم

11:08.751 --> 11:12.964
...و خودم به شخصه یکی از افراد خوب توی اون جوخه بودم

11:15.508 --> 11:20.638
...و در تمام جرم هایی که مرتکب شدم

11:20.722 --> 11:24.309
!اون آموزش های نظامی که بهم داده بودن خیلی کمکم کرد

11:44.746 --> 11:47.999
...ترس، بلاتکلیفی

11:48.082 --> 11:50.585
خدای من، چه اتفاقی قراره برای من بیفته؟

11:54.923 --> 12:00.261
:با خودم میگفتم که
چرا امروز صبح به همسرم نگفتم که چقدر عاشقشم...!؟

12:03.765 --> 12:05.099
...چرا

12:05.850 --> 12:08.686
یه بار دیگه بچه هام رو بغل نکردم...؟

12:10.897 --> 12:16.444
!و به این فکر میکردم که ممکنه دیگه همچین فرصتی گیرم نیاد

12:40.426 --> 12:44.180
توی یه بار توی لبلان، یکی از دوست هام رو دیدم

12:49.060 --> 12:51.729
:گفتم که
...بذار زنگ بزنم خونه

12:51.813 --> 12:53.815
...منشیم جواب داد

12:55.900 --> 12:58.027
:و گفتش که
!خانم کورین هنوز خونه نیومدن

13:16.129 --> 13:19.966
...با خودم گفتم که خیلی عجیبه که تا الان خونه نیومده

13:20.049 --> 13:22.010
...من سریع برگشتم خونه

13:24.012 --> 13:26.556
...حدودای ساعت 11 شب بود

13:26.639 --> 13:29.600
...کم کم داشتم نگران میشدم

13:29.684 --> 13:32.395
...راستش خیلی نگران بودم

13:32.478 --> 13:37.942
ما زمانبندی خاصی داشتیم، اما
!با این حال نه اون نه راننده‌اش، نیومده بودن

13:42.405 --> 13:45.491
!وقتی که تلفن رو جواب دادم، متوجه شدم که همسرم نیست
!یه مرد دیگه داره صحبت میکنه

13:48.161 --> 13:49.871
!هیچ وقت صداش رو فراموش نمیکنم

13:50.997 --> 13:53.374
...کورین پیش ماست

13:53.458 --> 13:55.418
...ما اون رو دزدیدیم

13:55.501 --> 13:57.670
!ما خیلی حرفه‌ای هستیم

13:59.547 --> 14:04.886
اون به شما اعتماد کرده تا کارهایی
!که باید انجام بشه رو انجام بدید

14:06.596 --> 14:10.808
سراغ پلیس نرید و تا اونجایی که
میتونید به کسی چیزی نگید

14:12.101 --> 14:13.686
...بعدش تلفن رو قطع کرد

14:18.066 --> 14:21.069
!در عرض چند ثانیه دنیا روی سرم خراب شد

14:29.494 --> 14:34.415
...توی اتاق یه دونه عینک ایمنی گذاشته بودن

14:34.499 --> 14:38.961
...که روی شیشه هاش رو با چسب برق پوشونده بودن

14:39.128 --> 14:41.923
!عینک رو بزن

14:42.006 --> 14:46.302
...من خیلی سعی کردم که چهره‌ی اونهارو نبینم

14:48.346 --> 14:51.891
!چون فکر میکردم که اگه صورتشون رو ببینم، مرگم قطعیه

15:07.657 --> 15:11.411
....و شنیدم که اون مرد میگفت

15:12.328 --> 15:13.496
!اسم من لوسیو هست

15:14.580 --> 15:16.290
!این یه آدم ربایی که جریان داره

15:18.960 --> 15:21.587
...ما پیشنهاد خودمون رو مطرح کردیم

15:21.671 --> 15:25.007
...و گفتیم که پول میخواهیم

15:25.091 --> 15:28.344
...و اگه همه چیز طبق نقشه پیش بره

15:28.428 --> 15:31.806
...اون به زودی به خونه‌ی خودشون برمیگرده

15:32.640 --> 15:36.894
...توی صداش، یکم اهانت و

15:36.978 --> 15:40.314
یکم غرور از اینکه توی این
...موقعیت قرار داره رو حس میکردم

15:40.398 --> 15:44.110
!این که یه نفر رو تحت سلطه‌ی خودش داره

15:45.486 --> 15:47.196
.