﻿WEBVTT

00:01.000 --> 00:08.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:09.092 --> 00:10.886
...حالا داره ضبط میکنه

00:10.969 --> 00:12.638
...و اینجا

00:12.721 --> 00:15.265
!اوه، نه
این دیگه چیه؟

00:17.518 --> 00:19.937
...مارتین خیلی خوب بود

00:20.020 --> 00:22.606
...اون همیشه محتاط بود

00:22.690 --> 00:27.444
اون همیشه دوست داشت مردم رو
!دست بندازه و باهاشون شوخی کنه

00:27.528 --> 00:29.196
...اون خیلی آدم خوبی بود

00:30.197 --> 00:31.907
...هی، خیلی باحاله

00:31.990 --> 00:37.204
گریشا خیلی دوست داشت که
...علایقش رو با دیگران تقسیم کنه

00:37.913 --> 00:41.834
...اون خیلی آدم بخشنده‌ای بود
...همه اون رو دوست داشتن

00:41.917 --> 00:44.127
...من خیلی چیزها از اون یاد گرفتم

00:44.211 --> 00:46.797
امروز یه روز قبل از مراسم سالگرد عروسی هست، مگه نه!؟

00:47.798 --> 00:49.299
می 27

00:59.602 --> 01:02.896
...هفدهمین سالگرد ازدواجشون بود

01:02.980 --> 01:05.608
...و من یه لحظه هم فکر نمیکردم که

01:05.691 --> 01:08.736
!امنیت نداشته باشم

01:17.786 --> 01:20.581
به ما پول دادن که یه جنگ مذهبی راه بندازیم

01:22.583 --> 01:27.671
...از نظر ابوسیاف توریست های خارجی دشمن محسوب میشن

01:30.924 --> 01:33.844
...و توریست ها باید قربانی بشن

01:33.927 --> 01:36.722
اون وقت ما میتونیم میلیون ها دلار به جیب بزنیم

01:36.805 --> 01:40.517
!و بعدش یه حکومت مستقل اسلامی میتونیم راه بندازیم

01:42.144 --> 01:43.812
!به این میگن جهاد

01:45.036 --> 01:50.836
هیچ ملتی نباید با تروریست ها مذاکره کنه
هیچ راهی وجود نداره با کسایی که تنها هدفشون
مرگ هست بتونیم صلح برقرار کنیم

02:04.000 --> 02:12.000
:مترجم
FarZad74

02:41.619 --> 02:44.331
،وقتی که صدای تلفن رو شنیدم
...یه نگاه به ساعت انداختم

02:44.414 --> 02:47.835
...حدود 3:30 صبح بود

02:48.668 --> 02:51.588
!معمولا به ما ساعت 3:30 کسی زنگ نمیزنه

02:55.342 --> 02:59.304
....رفتم توی هال و قبل از اینکه به تلفن برسم

02:59.387 --> 03:03.641
....تلفن رفت روی منشی تلفنی و بعدش صدای بابام رو شنیدم

03:03.726 --> 03:06.895
!فهمیدم که یه اتفاق بدی افتاده

03:10.148 --> 03:15.028
!تلفن رو برداشتم و اون بهم گفت که مارتین و گریشا ربوده شدن

03:16.029 --> 03:18.866
وقتی که این رو شنیدم
...انگار رفته بودم توی تونل و

03:18.949 --> 03:23.328
!دنیا روی سرم خراب شد

03:24.537 --> 03:27.665
...دوس پالمس، یکی از پاتوق های معروف فیلیپینی ها بود

03:27.750 --> 03:30.127
...تا اینکه هدف حملات تروریستی قرار گرفت

03:30.210 --> 03:33.546
مسلمانان افراطی تحت گروهی به نام ابوسیاف
...به این خانه های ییلاقی حمله کردن

03:33.630 --> 03:36.091
!و مهمان های اونجا از جمله 3 آمریکایی رو ربودن

03:36.174 --> 03:39.469
...پدر 4 فرزند، گیلرمو سابرو از کورنا کالیفرنیا

03:39.552 --> 03:42.806
...مارتین و گریشا، دو مُبَلِغ از رزهیل کانزاس

03:42.890 --> 03:45.726
...گروگان ها رو به جنوب جزیره‌ی باسیلان بردن

03:45.809 --> 03:49.104
!و توی یه قلعه که برای افراد جنگ طلب هست، نگه داشتن

03:51.564 --> 03:57.738
اونها 16 سال بود که در فیلیپین مُبَلِغ بودن

03:59.031 --> 04:01.324
...مارتین یه هواپیما پرواز میداد

04:01.408 --> 04:05.203
و خوراکی و سایر اقلامی که
مبلغ های دیگه احیتاج داشتن بهشون میداد

04:05.287 --> 04:07.455
گریشا هم توی رادیو کار میکرد

04:08.456 --> 04:12.419
اونها زندگی خیلی خوب و باصفایی اونجا داشتن

04:14.755 --> 04:20.552
!من جستجو در مورد گروهی که اونهارو دزدیده بودن رو شروع کردم

04:20.635 --> 04:23.138
...این که قبلا با مردم چی کار کردن

04:23.221 --> 04:25.390
...توی هر مطلبی که میخوندم

04:25.473 --> 04:29.269
گروهک ابوسیاف، مردم رو میدزدیدن و
...از خانواده هاشون اخاذی میکردن

04:29.352 --> 04:33.606
و اونهارو میترسوندن که ازشون
!فرمانبرداری کنن، وگرنه سرشون رو میبریدن

04:40.113 --> 04:42.950
...وقتی که به مارتین و گریشا فکر میکردم، اینکه در این وضعیت هستن

04:44.117 --> 04:45.911
...باعث میشد که از درون حس بدی داشته باشم

04:52.918 --> 04:55.921
...مارتین برنهام، یکی از 3 آمریکایی ربوده شده

04:56.004 --> 04:58.756
....روز شنبه با همسرش گریشا، به پاتوقی در

04:58.841 --> 05:00.884
...بهشون اجازه داد شد که

05:00.968 --> 05:04.471
از دولت مانیلا درخواست کمک کنن
!تا برای آزادی اونها وارد مذاکره بشن
(مانیلا: پایتخت فیلیپین)

05:04.554 --> 05:07.515
من مارتین برنهام هستم و ایشون همسرم گریشا ست

05:07.599 --> 05:12.938
هردو شهروند آمریکا هستیم و
در 27 می 2001

05:13.021 --> 05:16.566
در پاتوق دوس پالمس به اسارت گرفته شدیم

05:16.649 --> 05:20.737
ما الان در امانیم و بهمون آسیبی وارد نکردن
و خواسته های مارو برطرف میکنن

05:20.821 --> 05:26.201
...و ما درخواست داریم که وارد یه مذاکره‌ی معقول بشیم

05:26.284 --> 05:27.744
ممنون

05:27.828 --> 05:30.413
...اف.بی.آی این صدای ضبط شده رو به ما رسونده

05:30.497 --> 05:32.499
...به نظر که آدم سرسختی میاد

05:35.878 --> 05:38.755
...مارتین پسر بزرگ ما بود

05:40.340 --> 05:43.843
...شما متنفرید که ببینید بچه تون توی همچین دردسری افتاده

05:46.804 --> 05:49.766
مبلغ های دیگه‌ای هم قبلا به اسارت گرفته شدن

05:49.849 --> 05:52.852
...و اکثریت خیلی زود آزاد شدن

05:56.273 --> 05:59.442
...ما هم فکر کردیم این سری هم میشه یه کارایی کرد

05:59.526 --> 06:02.237
...هرچند میدونستیم که ممکنه برای پسرمون ترسناک به نظر بیاد

06:02.320 --> 06:05.323
و براش سخت و خطرناک باشه

06:05.823 --> 06:10.537
...ما امیدوار بودیم که آخر سر سالم به خونه برگرده

06:32.184 --> 06:36.354
...اگرچه چنین شرایطی، پیچیده و خطرناک هستن

06:36.438 --> 06:38.773
اما برای ما تقریبا عادی هستن

06:40.733 --> 06:43.570
...و وقتی همچین شرایطی پیش میاد

06:43.653 --> 06:47.074
...ما دیگه توش استاد شدیم

06:47.991 --> 06:50.535
....شما میتونید روی این افراد تاثیر بذارید

06:50.618 --> 06:56.499
...افرادی که معمولا کارهای وحشتناکی انجام میدن

06:56.583 --> 06:58.418
...مثلا تروریست های گروگان گیر

06:58.501 --> 07:01.046
!تهدید میکنن که سر گروگان ها رو جدا میکنن

07:02.255 --> 07:04.424
...اما شما میتونید که مداخله کنید

07:04.967 --> 07:09.054
درصدهای موفقیت ما خیلی بالا بوده
...مخصوصا توی حوزه‌ی بین الملل

07:10.263 --> 07:13.016
...پرونده‌ی می 2001 هم

07:13.100 --> 07:17.062
...از نگاه ما

07:17.145 --> 07:19.856
!یه پرونده‌ی آدم ربایی معمولی دیگه بود

07:35.663 --> 07:38.375
...فرودمون توی مانیلا رو یادمه

07:38.458 --> 07:42.004
...دیپلمات ها اومدن و مارو به سفارتخونه بردن

07:42.087 --> 07:44.839
...خیلی توی خبرها صدا کرد

07:44.922 --> 07:49.469
...دولت اونجا هم خیلی جدی پیگیر مسئله بود

07:49.552 --> 07:51.846
...اونجا خیلی درگیری مسلحانه بین

07:51.929 --> 07:57.144
ابوسیاف و ارتش فیلیپین اتفاق میفتاد

08:03.941 --> 08:06.987
...نباید تروریست ها رو اینطوری

08:07.070 --> 08:09.572
!به حال خودشون رها کنیم

08:09.656 --> 08:14.536
و تا موقعی که دخل ابوسیاف نیومده
!نباید دست از تلاش برداریم

08:14.619 --> 08:20.042
با این همه کشمکشی که وجود داشت
...اما ما هنوز به خودمون اعتماد داشتیم که

08:20.125 --> 08:23.295
...میتونیم روی این شرایط و

08:23.378 --> 08:25.630
...کارگزاران فیلیپینی و ابوسیاف اثر بذاریم

08:25.713 --> 08:29.884
ما یه مذاکره کننده گذاشته بودیم که
...تا حدودی روی اونها اثر گذاشته بود

08:29.967 --> 08:31.678
...کارمون تا اینجا خوب بود

08:34.097 --> 08:37.684
...شرایط خیلی پیچیده‌ای بود

08:40.687 --> 08:43.398
...گروهک ابوسیاف

08:43.481 --> 08:46.651
...یه چیزی شبیه جنگ مذاهب رو به راه انداخته بود

08:49.196 --> 08:52.699
...افسران ارتش رو میدیدم که زخمی میشدن یا کشته میشدن

08:53.616 --> 08:54.784
...میدونید، اینها به خاطر اینه که

08:54.867 --> 08:57.120
:وقتی اونها میگن
"الله اکبر"

08:57.204 --> 09:00.665
!اون وقت دیگه به خودشون فکر نمیکنن

09:12.677 --> 09:17.932
...اینها، التزامات مذهبی ما به عنوان یک مسلمان هست

09:22.062 --> 09:24.897
...تا از سرزمین و مردم خودمون دفاع کنیم

09:24.981 --> 09:28.943
...ما از اینکه برای اسلام بمیریم ترسی نداریم

09:31.654 --> 09:35.533
...امروز در خیابانهای لامیتان جنگی به پا شده

09:35.617 --> 09:38.995
...ارتش فیلیپین از تانک و هلیکوپتر

09:39.079 --> 09:42.832
برای سرکوبی گروهک یاغی مسلمان
در نزدیکی یک بیمارستان محلی استفاده کرده

09:42.915 --> 09:46.086
...گزارش دادن که بیشتر پاتوق ساحلی به دست این گروهک افتاده

09:46.169 --> 09:48.796
...و اونها در بیمارستان

09:48.880 --> 09:51.633
...یه هفته شرایط اینطوری بود

09:51.758 --> 09:55.678
...بعدش شندیم که که گریشاو مارتین و تمام گروگان های دیگه

09:55.762 --> 09:58.348
کاملا توسط ارتش محاصره شدن

09:58.431 --> 10:01.058
!هیچ راهی برای اون گروهک وجود نداره که فرار کنن

10:01.143 --> 10:03.686
!همینه، دیگه تموم شد

10:03.770 --> 10:05.772
...کلا یه هفته طول کشید، اونها رو بالاخره آزاد میکنن

10:05.855 --> 10:10.360
،به نظر من که مشکل خاصی به نظر نمیومد
...من که به شخصه خلاص میشدم

10:10.443 --> 10:11.528
یاغی ها کجا هستن؟

10:11.611 --> 10:13.696
اینجا

10:15.907 --> 10:19.619
وقتی که این داستان به بیرون درز کرد
...من اولین نفری بودم که خودم رو به اونجا رسوندم

10:22.205 --> 10:25.167
...اونجا تعدادی از پیشاهنگی ها و ارتش فیلیپین بود

10:25.250 --> 10:26.584
...که پیشتر هم اونجا حضور داشتن

10:26.668 --> 10:28.961
....درضمن پلیس محلی هم در اونجا بود

10:30.087 --> 10:33.591
به نظر میرسید گروهک ابوسیاف
میخواست که ارتش رو مجبور به عقب نشینی بکنه

10:33.675 --> 10:36.178
چون اونها گروگان هارو داشتن
!و اهرم فشارشون بود

10:38.888 --> 10:42.434
...وقتی که توی اون موقعیت سنگربندی موقت ایجاد کردیم

10:42.517 --> 10:44.144
...خیلی برامون خوب شد

10:44.227 --> 10:47.939
...چون ما منتظر یه فرصتی بودیم تا بهشون بگیم

10:48.022 --> 10:49.399
...هی، نگاه کنید"

10:50.400 --> 10:52.152
...یه انتخاب دارید

10:53.069 --> 10:55.488
"چرا با شما گفتگو نکنیم؟

10:55.572 --> 11:00.827
!ولی کارگزاران فیلیپینی با این مورد موافقت نکردن

11:13.881 --> 11:18.345
!اونها قصد داشتن که ابوسیاف رو نابود کنن

11:19.095 --> 11:21.264
!چه گروگانها زنده بمونن چه نمونن

11:23.850 --> 11:26.894
من قبلا توی شرایط بحرانی
...گروگانگیری بودم و گزارش تهیه کردم

11:26.978 --> 11:30.273
ولی اون روز ذهنیتم کلا در این مورد عوض شد

11:30.357 --> 11:33.985
،برای اولین بار بود که واقعا ترسیدم
...ممکن بود که بهمون تیر بخوره

11:44.954 --> 11:47.123
...خیلی زود فهمیدیم که

11:47.206 --> 11:50.752
...نمیتونیم با کارگزاران فیلیپینی روی اونها اثر بذاریم

11:50.835 --> 11:53.170
تا اونکاری که مد نظرمون هست رو انجام بدیم

11:53.713 --> 11:56.799
...نتیجه‌ی درگیری بین ابوسیاف های یاغی

11:56.883 --> 11:59.176
...و نیروهای ارتش در در لامیتان رو مشاهده میکنید

11:59.261 --> 12:03.222
گزارش داده شده که یاغی ها از گروگان ها
...به عنوان سپر انسانی استفاده کردن تا فرار کنن

12:03.306 --> 12:06.309
...ارتش گفته که 12 سرباز در این درگیری کشته شدن

12:06.393 --> 12:07.685
و خیلی ها هم زخمی شدن

12:07.769 --> 12:10.355
...اینجا توی فیلیپین

12:10.438 --> 12:14.442
...منابع خیلی خیلی محدودی داریم

12:14.526 --> 12:18.946
،بدون نیروی کافی
...بدون هیچ برنامه‌ای

12:19.947 --> 12:23.951
...ولی خبرچین های ابوسیاف همه جا پخش بودن

12:24.035 --> 12:28.540
!و اونها میتونستن از افراد محلی کمک دریافت کنن

12:30.542 --> 12:31.918
...اونها

12:32.001 --> 12:37.256
ابوسیاف رو راهنمایی میکردن
...و اونها تونستن با گروگانها

12:38.383 --> 12:40.092
!به سمت جنگل فرار کنن

12:45.890 --> 12:47.934
...ابوسیاف تونست فرار کنه

12:48.893 --> 12:52.855
...ما همچین انتظاری نداشتیم ولی

12:52.939 --> 12:55.191
کنترلی نداشتیم

13:00.488 --> 13:03.199
...اونجا اوضاع برام عوض شد

13:03.282 --> 13:06.828
....اون موقع بود که من خیلی عصبانی شدم

13:06.911 --> 13:10.915
...اینکه ما هیچ کنترلی روی این موضوع نداشتیم

13:10.998 --> 13:13.335
...و من

13:13.418 --> 13:17.797
!بابت این اتفاق از لحاظ احساسی واقعا داغون شدم

13:20.467 --> 13:22.885
...اونها الان رفتن توی جنگل

13:22.969 --> 13:25.513
...جایی که نه کسی هست نه چیزی

13:47.326 --> 13:49.412
...ما تحقیقات گسترده‌ای انجام دادیم تا

13:49.496 --> 13:52.540
!بتونیم خیلی بیشتر در مورد ابوسیاف اطلاعات کسب کنیم

13:54.333 --> 13:56.753
...افراد مشخصی توی گروه بودن که

13:56.836 --> 14:01.716
...میشد اونها رو "افراد معتقد و با ایمان" نامید
(!پایبند به گروه)

14:01.799 --> 14:03.676
!ولی تعداد کثیری از اونها بینشون نبود

14:05.803 --> 14:09.223
...ابوسبایا، یکی از رهبران اصلی ابوسیاف

14:09.306 --> 14:12.477
!بیشتر از اینکه یه مجاهد باشه، یه جنایتکار بود

14:14.186 --> 14:18.691
...اون همیشه سعی میکرد که بهترین لباس رو بپوشه

14:18.775 --> 14:21.736
...بهترین دستمال رو به گردنش بندازه

14:21.819 --> 14:25.615
:اون چوری خودش رو نشون میداد که بگه
"شما باید از من بترسید"

14:27.534 --> 14:30.953
...برادران مسلمان ما احساس میکردن که در حاشیه هستن

14:31.037 --> 14:32.664
...اونها رو درک میکردم

14:32.747 --> 14:34.707
....ولی برای ابوسبایا

14:34.791 --> 14:37.460
...اون

14:37.544 --> 14:39.962
!اون وانمود میکرد که یه انقلابیه

14:40.046 --> 14:42.799
...اون وانمود میکرد که یه انقلابیه، آره

14:42.882 --> 14:46.928
!اون سعی میکرد که نشون بده داره برای مسلمانان میجنگه

14:47.011 --> 14:50.890
!ولی در آخر اون بیشتر از هرچیزی، نگران پول بود

14:55.437 --> 14:59.816
:همیشه بهمون میگفتن که
"اگه برای اسلام بمیری، به بهشت میری"

14:59.899 --> 15:04.361
...من آرزو داشتم که یه مجاهد خوب باشم

15:04.446 --> 15:08.282
و اگه شرایطش پیش میومد برای مذهبم
!جونم رو فدا میکردم

15:09.409 --> 15:13.788
...اما وقتی که گروه کم کم داشت از افرادی مثل

15:13.871 --> 15:16.040
...ابوسبایا اثر میگرفت

15:16.123 --> 15:18.375
اوضاع یکم فرق کرد

15:33.182 --> 15:35.518
...توی رادیو درخواست پول دادن

15:35.602 --> 15:39.814
اونها در خواست 2 میلیون دلار
!برای آزادی برنهام ها و گیلرمو سابرو کرده بودن

15:40.940 --> 15:45.695
...ما میدونستیم که باید یه استراتژی بچینیم تا

15:45.778 --> 15:51.117
!سطح توقع ابوسیاف رو در ازای آزادی گروگانها پایین بیاریم

15:52.326 --> 15:54.370
...اکثریت مردم توی ایالات متحده معتقد هستن که

15:54.454 --> 15:58.040
...نباید به تروریست ها پولی داده بشه

15:58.124 --> 16:00.877
!و نباید هیچ چیز دیگه‌ای به اونها پیشنهاد بدیم

16:00.960 --> 16:03.463
!میدونی، باید محکم در مقابلشون وایستیم

16:04.130 --> 16:09.260
!ولی توی جاهای دیگه در این کره‌ی خاکی اوضاع اینطوری نیست

16:09.343 --> 16:14.932
...ابوسبایا، میدونم که خسته شدی

16:15.016 --> 16:19.186
!ولی اینکه اونهارو در مورد پول متقاعد کنم یکم سخته

16:19.270 --> 16:25.192
توی یه چیز که خیلی موفق بودم این
بود که اون رو مجبور کردم خیلی حرف بزنه

16:25.276 --> 16:28.571
!و این یه بخش مهم توی مذاکره ست

16:28.655 --> 16:30.740
...من نمیخوام که سر از تنِ

16:30.823 --> 16:32.534
!گروگانها جدا کنم

16:32.617 --> 16:36.996
...اما قول نمیدم که اگه مذاکرات خوب پیش نره

16:37.079 --> 16:39.499
!باز هم سر اونهارو نبرم

16:39.582 --> 16:43.210
...دو روز پیش افراد من دوباره درگیر شدن

16:43.294 --> 16:45.421
اونها هم دیگه خسته شدن

16:45.505 --> 16:51.177
من فقط ازت این دلگرمی رو میخوام
!که قول بدی به گروگان ها آسیبی نرسونی

16:53.304 --> 16:56.348
...نمیتونم همچین قولی بدم

16:57.391 --> 17:00.436
...هدف من این بود که

17:00.520 --> 17:04.356
...گروگانها رو زنده نگه دارن

17:05.441 --> 17:07.359
!این هدف من بود

17:07.443 --> 17:09.946
...فکر نمیکردم که بتونم اونهارو آزاد کنم

17:10.029 --> 17:12.114
!بدون پول فکر نمیکردم که این کار ممکن باشه

17:12.198 --> 17:15.076
!ولی میخواستم مطمئن بشم که اونهارو زنده نگه میدارن

17:17.620 --> 17:20.915
...چیزی که ما در مورد مارتین و گریشا میدونستیم

17:20.998 --> 17:26.253
...این بود که ابوسیاف زیاد با اونها مقابله نمیکنه

17:26.337 --> 17:31.676
!و برای ابوسیاف سخته که به اونها آسیب برسونه

17:32.594 --> 17:34.637
....اما اطلاعاتی داشتیم که

17:34.721 --> 17:39.684
،نشون میداد ابوسیاف از گروگان سوم
!گیلرمو سابرو، زیاد خوشش نمیاد

17:39.767 --> 17:45.064
...اون رفتار خشونت آمیزی با اسیرکننده ها داشت

17:45.147 --> 17:50.402
...داریم وقتمون رو تلف میکنیم

17:54.198 --> 17:58.452
...امنیت اونها به شما بستگی داره

17:58.535 --> 18:04.458
...هرچیزی که در روزنامه ها میخونید

18:04.541 --> 18:07.336
!با واقعیت فرق داره

18:07.419 --> 18:13.801
،شما دارید به درخواست ما توهین میکنید
!میخوام بدونم که نظرتون در مورد درخواست ما چیه

18:13.885 --> 18:18.681
:بعدش اون گفت که
...اگه بعد 48 ساعت درخواست مارو عملی نکنید

18:18.765 --> 18:20.557
!ما سابرو رو میکشیم

18:22.434 --> 18:24.561
...بابایی، خیلی دلم برات تنگ شده

18:24.646 --> 18:26.814
!میخوام که به خونه برگردی

18:28.900 --> 18:32.069
!ابوسبایا، خواهش میکنم که پدرم رو برگردون

18:32.153 --> 18:34.155
!من خیلی دلم براش تنگ شده

18:34.238 --> 18:35.907
!اون همه چیز منه

18:36.824 --> 18:40.119
...خواهش میکنم که به اون صدمه‌ای وارد نکنید

18:40.202 --> 18:43.414
!چون من و برادرهام منتظر اون هستیم

18:43.497 --> 18:45.499
!اون باید پیش ما برگرده

18:58.846 --> 19:01.140
...گیلرمو سابرو اعدام شد

19:03.142 --> 19:05.061
...خیلی عمل وحشیانه‌ای بود

19:07.354 --> 19:09.398
!ممکن بود من جای اون باشم

19:09.481 --> 19:13.485
...ممکن بود پسرم یا دخترم جای اون باشه

19:15.196 --> 19:20.743
...ما سر یک آمریکایی رو از تنش جدا کردیم

19:20.827 --> 19:25.081
...میتونید سرش رو در تبوران پیدا کتید

19:25.164 --> 19:27.458
...باید عجله کنید

19:27.541 --> 19:30.795
!چون ممکنه دیگه هیچ گروگانی زنده نمونه

19:30.878 --> 19:35.091
...من حسابی ترسیده بودم

19:36.258 --> 19:40.722
!چون مطمئن بودم اونها هم کشته میشن

19:51.148 --> 19:55.236
...اتفاقاتی که توی ابوسیاف رخ میداد

19:55.319 --> 19:57.613
!خیلی با چیزی که مد نظر ما بود فرق داشت

19:57.697 --> 20:01.075
...سر بریدن آمریکایی ها

20:01.158 --> 20:03.410
من از این کار متنفر بودم

20:03.911 --> 20:06.455
!ابوسبایا از خشونت خوشش میومد

20:06.538 --> 20:08.457
...اون عاشق پول بود

20:09.375 --> 20:12.754
...یه موقع به سرم زد که اون رو بکشم

20:12.837 --> 20:15.214
!چون اون همه چیز رو خراب میکرد

20:36.193 --> 20:40.907
...بعد از اون ما چیز زیادی در مورد بچه هامون نشنیدیم

20:45.411 --> 20:48.998
!و دولت هم مثل قبل زیاد با ما در تماس نبود

20:49.081 --> 20:54.295
!یه جورایی یادشون رفته بود که بچه های ما اونجا هستن

20:55.755 --> 20:58.800
...اون تابستون اوضاع زیاد عوض نشد

20:59.801 --> 21:05.472
...تابستون 2001، اوضاع خیلی یکنواخت شده بود

21:05.556 --> 21:09.852
...ما پیشرفت زیادی
!ما هیچ پیشرفتی نداشتیم

21:14.816 --> 21:19.320
...من آگاه بودم که مارتین و گریشا

21:19.403 --> 21:23.532
...دو نفرن که الان توی جنگل های فیلیپین هستن

21:23.615 --> 21:26.035
!ولی زندگی اینجا جریان داره

21:30.664 --> 21:36.253
...من یه نامه به کاخ سفید نوشتم ولی اونها اعتنایی نکردن

21:36.337 --> 21:40.757
...من هم تصمیم گرفتم که هر 3 روز یه بار یه نامه بفرستم

21:40.842 --> 21:42.468
....تا اینکه یه نفر جواب من رو بده

21:42.551 --> 21:47.681
!چون من آدمی نیستم که دوست داشته باشم نادیده گرفته بشم

21:49.308 --> 21:52.686
...احساس میکردم که من تنهام، اما

21:52.769 --> 21:57.524
...باور داشتم که یه جایی، یه نفر اهمیت میده

21:57.608 --> 21:59.318
...و بالاخره یه کاری انجام میدن

21:59.401 --> 22:04.115
!یا اینکه قدرتی دارن که روی شرایط موجود اثر بذارن

22:16.710 --> 22:19.005
آیا جنگی در راه است؟

22:23.968 --> 22:28.180
....اوضاع بعد از حادثه‌ی یازده سپتامبر به کلی عوض شد

22:28.264 --> 22:30.307
...اون موقع من توی مانیلا بودم

22:31.017 --> 22:36.939
...از توی اتاق هتل تماشا کردم که

22:37.023 --> 22:39.275
!هواپیما به دومین برج برخورد کرد

22:39.358 --> 22:42.319
!قطعا یه حمله‌ی تروریستی بوده، چیزی غیر از این نیست

22:42.403 --> 22:44.989
دیدم که هواپیما به ساختمون برخورد کرد

22:45.072 --> 22:47.783
!اون حادثه همه چیز رو عوض کرد

22:56.375 --> 22:58.877
...از امروز به بعد

22:58.961 --> 23:03.715
...هر ملتی که به تروریست ها کمک کنه و به اونها پناه بده

23:03.799 --> 23:08.179
...از طرف دولت آمریکا دشمن شناخته میشه

23:08.262 --> 23:12.599
...تنها راه مقابله با تروریسم که بلای جان ما شده

23:12.683 --> 23:18.147
اینه که اون رو محدود کنیم و از بین ببریم
!و جلوی رشد مجدد اون رو بگیریم

23:18.940 --> 23:21.900
...جنگ ما با تروریستها

23:21.984 --> 23:24.278
!با القاعده شروع شده

23:24.361 --> 23:26.072
!ولی همونجا تموم نشد

23:27.323 --> 23:31.493
...تا موقعی که تک تک گروه ها در سراسر جهان

23:31.577 --> 23:36.082
،پیدا بشن و جلوشون گرفته بشه
!تا اون موقع جنگ ما تمام نخواهد شد

23:43.422 --> 23:46.842
...تقریبا سه هفته یا یه ماه بعد بود که

23:46.925 --> 23:51.222
...توی یه جایی خوندم که بن لادن

23:51.305 --> 23:55.559
با ابوسبایا، با همدیگه آموزش دیدن

23:55.642 --> 23:59.981
...و بعضی از افرادش میرفتن افغانستان و

24:00.064 --> 24:02.274
!پیش افراد بن لادن آموزش میدیدن

24:03.734 --> 24:08.780
با خودم گفتم
...این خیلی عالیه، چون ما بن لادن رو میخواهیم

24:08.864 --> 24:11.408
...و اون هم یه پل ارتباطی با دیگر گروه هاست

24:11.492 --> 24:13.410
...ما سخنان بی‌پرده‌ای از رییس جمهور بوش شنیدیم

24:13.494 --> 24:15.579
!که در مورد جنگ علیه تروریسم داشتن

24:15.662 --> 24:19.625
ایشون این سخنان رو در مقابل
رییس جمهور فیلیپین، گلوریا آریو، در میان خبرنگاران زدند

24:19.708 --> 24:21.585
...رییس جمهور بوش بیان کردن که به فیلیپین کمک خواهند کرد

24:21.668 --> 24:24.755
تا گروه یاغی مسلمان، ابوسیاف رو نابود کنن

24:24.838 --> 24:26.965
!چون اونها با گروه القاعده در ارتباط هستن

24:27.049 --> 24:28.550
قربان، آیا شما آماده هستید که یه قدم فراتر بذارید؟

24:28.634 --> 24:31.720
آیا میخواهید که نیروهای آمریکایی رو اونجا پیاده کنید؟

24:31.803 --> 24:34.765
،رییس جمهور آریو
آیا شما اجازه‌ی همچین کاری رو به آمریکا میدید؟

24:34.848 --> 24:36.267
...رییس جمهور آریو متوجه هستن که

24:36.350 --> 24:40.187
!امروز، روزیه که باید جلوی تروریسم بایستیم

24:40.271 --> 24:43.315
چه میخواد توی افغانستان باشه
...چه توی فیلیپین

24:43.399 --> 24:46.485
!یا هرجای دیگه که القاعده وجود داره

24:49.155 --> 24:53.867
...منابع گسترده‌ای وارد میدان شدن

24:53.950 --> 24:58.080
!تا گروه ابوسیاف رو نابود کنن

24:59.206 --> 25:03.585
...یه تعداد از یگان ویژه‌ی آمریکا اومدن

25:03.669 --> 25:06.255
...و نیروی هوایی آمریکا هم وارد میدان شد

25:06.338 --> 25:11.677
تا بتونیم یه کاری در مورد مشکل
!بوجود اومده توی فیلیپین بکنیم

25:13.179 --> 25:15.306
...در حال حاضر من میدونم

25:15.389 --> 25:21.103
...حدود 240 یا 250 تا نیروی نظامی وارد میدان شدن

25:21.187 --> 25:25.232
...و انتظار دارم که این تعداد بیشتر از این هم بشه

25:25.316 --> 25:26.567
!آمریکا بره بیرون

25:26.650 --> 25:31.113
،مشکلی که ابوسیاف ایجاد کرده
!یه مشکل داخلی توی فیلپین هست

25:31.197 --> 25:34.616
!نباید افراد بیگانه توی اون مداخله‌ای داشته باشن

25:37.161 --> 25:38.995
...فیلیپین دچار مشکل جدی شده

25:39.080 --> 25:44.418
...اگه آمریکا هم مداخله کنه اوضاع بدتر میشه

25:44.501 --> 25:46.044
!و حکومت مارو به خطر میندازه

25:53.594 --> 25:57.931
...باید بدونید که از دهه‌ی 80

25:58.014 --> 26:02.478
پایگاه های آمریکا توی فیلیپین با
!مشکلات جدی رو به رو بودن

26:02.561 --> 26:04.521
...حتی هنوز هم همینطوره

26:04.605 --> 26:09.901
،مشکل اینه که
!پوتین آمریکایی نباید به خاک فیلیپین بخوره

26:09.985 --> 26:12.654
...اونها فقط میتونن مشاوره بدن

26:12.738 --> 26:17.826
...چون اگه آمریکا بیاد و عملیاتش رو انجام بده

26:17.909 --> 26:20.787
!مشکل خیلی بزرگ میشه

26:23.081 --> 26:26.627
...ما باید به این فشار آوردن ادامه بدیم

26:26.710 --> 26:30.964
!نباید مداخله‌ی نظامی رو به دشمن واگذار کنیم

26:31.548 --> 26:35.010
ما بیشتر تلاش خواهیم کرد

26:35.093 --> 26:38.139
تا این که کار ابوسیاف رو تموم کنیم

26:38.639 --> 26:39.848
...اینجا میدان نبرده

26:39.931 --> 26:44.478
برگ درختان به قدری پهن و بزرگه که
نمیتونید چند متر جلوتر از خودتون رو ببینید

26:44.561 --> 26:47.606
!سربازها وقتی اینجا کسی رو با تفنگ ببینن بهش شلیک میکنن

26:47.689 --> 26:50.942
...وگرنه کمینگاه اونها لو میره

26:52.528 --> 26:55.864
...نیروهای فیلیپینی فکر میکنن که دارن با ابوسیاف میجنگن

26:55.947 --> 27:00.327
اما کاشف به عمل اومد که اونها داوطلبانی بودن
!که توسط ارتش به سلاح مجهز شده بودن

27:03.205 --> 27:06.375
....این ماجرا به نفع ما شد

27:06.458 --> 27:10.462
...اون آدمایی که گریشا و مارتین رو گرفته بودن، ابوسیاف

27:10.546 --> 27:14.716
،برای همه ناشناخته بودن
!اما یهو توجه همه به اونها جلب شد

27:16.968 --> 27:21.056
اما همچنان میخواستم مطمئن بشم
...که مارتین و گریشا حالشون خوبه

27:21.139 --> 27:23.309
!مطمئن بشم که اونها هنوز اون بیرون هستن

27:38.824 --> 27:41.910
در نوامبر 2001

27:41.993 --> 27:46.290
...ما به دنبال واسطه هایی گشتیم

27:46.373 --> 27:50.544
تا بتونیم به موقعیت برنهام دست پیدا کنیم

27:53.088 --> 27:58.427
...در اون موقع، ابوسبایا به خبرنگارهای فیلیپینی دسترسی داشت

28:03.014 --> 28:06.602
...تا اون موقع هیچ خبری در مورد اونها پخش نمیشد

28:07.644 --> 28:12.065
!هیچ خبری
!انگار که اصلا وجود نداشتن

28:12.941 --> 28:17.779
اما من رابطینی رو میشناختم که میتونستن من
!رو به محلی که گروگانها اونجا بودن ببرن

28:17.863 --> 28:21.199
حداقلش این بود که معلوم میکرد آیا اونها زنده هستن یا نه

28:21.992 --> 28:26.955
...اون موقع، به نظرم این یه فرصت طلایی بود

28:36.882 --> 28:41.845
بهم گفته بودن که باید 4 ساعت
!پیاده روی بکنم تا به خانواده برنهام برسم

28:41.928 --> 28:46.182
،اما در واقعیت
...از محل ملاقاتمون تا موقعیت مورد نظر

28:46.267 --> 28:51.313
!حدود 30 تا 45 دقیقه پیاده روی داشتیم

28:51.397 --> 28:54.316
!خیلی شوکه شده بودم که اونها انقدر نزدیک هستن

28:54.400 --> 28:57.486
!خیلی به محل استقرار نیروهای نظامی نزدیک بودن

29:01.990 --> 29:06.787
...من حدود 15 دقیقه توی اون محدوده منتظر بودم

29:06.870 --> 29:08.830
...جایی بودم که اعضای ابوسیاف رو میدیدم

29:08.914 --> 29:12.834
!بیشترشون خیلی جوون بودن، 16 یا 14 ساله بودن

29:14.420 --> 29:17.589
!اونها یه مشت بچه بودن

29:19.425 --> 29:23.345
...بعد از چند دقیقه

29:23.429 --> 29:26.807
...به یه چادر موقت رسیدیم

29:28.016 --> 29:31.186
...اونجا بود که مارتین و گریشا بیرون اومدن

29:45.284 --> 29:50.205
مارتین میشه از شرایط خودتون بهمون بگید؟

29:50.289 --> 29:52.207
...خب، بله، حتما

29:52.291 --> 29:54.418
...الان تقریبا 6 ماه شده

29:54.501 --> 29:58.839
...چند روز دیگه دقیقا میشه 6 ماه که ما اینجا هستیم

29:58.922 --> 30:02.301
....وشرایطمون داره بد و بدتر میشه

30:02.384 --> 30:06.972
فکر کنم اول از همه بهتر باشه که
...به خانوادمون بگیم که دوستشون داریم

30:07.055 --> 30:09.140
...و

30:09.224 --> 30:12.311
...خیلی دوست داریم که پیش اونها باشیم

30:12.394 --> 30:14.187
ببخشید

30:14.270 --> 30:17.065
...میخواییم اونها بدونن که ما هنوز روی پای خودمون هستیم

30:17.148 --> 30:21.570
...و ما میخواهیم که در بهترین فرصت خودمون رو به خونه برسونیم

30:21.653 --> 30:23.989
ما میخواهیم که به خونه برگردیم

30:24.072 --> 30:26.241
...ما زیاد از شرایطی که اینجا داریم راضی نیستیم

30:26.325 --> 30:29.370
...ولی هنوز زنده هستیم

30:29.453 --> 30:35.417
اگه کسی مشتاق باشه، فکر کنم
...که بتونن با اینا وارد مذاکره بشن

30:35.501 --> 30:40.171
...من از دولت خودمون هم درخواست دارم که

30:40.255 --> 30:43.592
...در این مورد امکان داره

30:45.176 --> 30:48.221
امکان داره که با این آدما حرف بزنید یا مذاکره کنید!؟

30:49.515 --> 30:52.434
...ما در شرایط مختلف با ارتش درگیر شدیم

30:52.518 --> 30:55.479
...فکر کنم اونها تلاش برای نجات ما بوده

30:55.562 --> 30:58.440
...اما خیلی سخته

30:58.524 --> 31:01.109
...روی زمین میفتی و توقف میکنی

31:01.192 --> 31:02.986
...دوباره فرار میکنی و دوباره میفتی

31:03.069 --> 31:06.490
...گلوله ها هم از بغل گوش‌ات رد میشن

31:06.573 --> 31:09.993
همیشه به همدیگه نگاه میکنیم و
...من به مارتین میگم

31:10.076 --> 31:13.997
"من عاشقتم، و دوست دارم قبل از اینکه بمیرم این رو بدونی"

31:14.080 --> 31:15.999
!اینها خیلی برای ما سخته

31:16.082 --> 31:19.294
...توی همین روزها
...توی یکی از این درگیری ها

31:19.378 --> 31:22.839
...ممکنه که گلوله ها از بغل گوش ما نرن

31:22.923 --> 31:26.217
و اون موقع جونمون رو از دست بدیم
...و مردم میگن که

31:26.301 --> 31:29.513
"اوه، خانواده‌ی برنهام هم پر کشید، چه بد"

31:29.596 --> 31:32.974
"!اونها توی زمان بدی توی جای بدی بودن"

31:35.811 --> 31:40.023
...هرموقع که حتی صدای شکستن یه شاخه کوچیک رو میشنوم

31:40.106 --> 31:43.151
فکر میکنم تیراندازی شده
!و از خواب میپرم

31:43.234 --> 31:48.574
احساس میکردم که رها شدم
!و به دست فراموشی سپرده شدم

31:48.657 --> 31:51.452
...این قضیه همچنان برای ما ادامه داشت

31:55.789 --> 31:59.250
،دیگه ایمانم رو از دست داده بودم
...خدا یادش رفته بود که ما کجاییم

32:01.127 --> 32:05.882
،ما نمیتونیم به خودمون کمک کنیم
...خیلی ممنونیم که شما به اینجا اومدین

32:05.966 --> 32:09.135
تا اینکه ما بتونیم داستانمون رو بهتون بگیم
...و شما به دیگران منتقل کنید

32:09.970 --> 32:11.096
...که ما

32:12.055 --> 32:13.640
!فراموش شدیم

32:13.724 --> 32:17.102
...این چرخه همچنان ادامه داره

32:18.645 --> 32:20.981
...گریشا خیلی عصبانی بود

32:21.064 --> 32:25.736
...اما مارتین کسی رو بابت اتفاقی که براشون افتاده بود

32:25.819 --> 32:27.696
سرزنش نمیکرد

32:27.779 --> 32:31.617
!اون اعتماد کامل داشت که همه چیز رو به راه میشه

32:31.700 --> 32:35.871
!هدف من اینه که سالم پیش بچه هام برگردم

32:35.954 --> 32:38.540
...و اینکه دوباره در کنارشون باشم

32:38.624 --> 32:40.876
...خب

32:40.959 --> 32:45.380
:من مدام به مارتین میگفتم که
!دیگه بریدم

32:45.464 --> 32:49.217
:اون هم میگفت
!گریشا، یه ساعت دیگه دووم بیار

32:49.300 --> 32:51.595
!فقط یه ساعت

32:52.971 --> 32:55.724
:من هم میگفتم
...باشه، یه ساعت هم روش

32:57.142 --> 33:02.313
...همه امیدوارن
!حتی افراد گروه ما هم مشتاقن که شمارو آزاد کنن

33:02.397 --> 33:04.440
...اما ما فقط منتظر تصمیم

33:04.525 --> 33:08.069
...دولت فیلیپین یا دولت آمریکا هستیم

33:08.153 --> 33:10.155
...سبایایی که توی این گزارش دیدید

33:10.238 --> 33:12.991
...اون سبایایی نبود که خودش معرفی کرده بود

33:13.074 --> 33:16.787
!یا اون آدمی نبود که توی روزهای اخیر ما کارهاش رو دیده بودیم

33:16.870 --> 33:18.622
!اون یه سبایای دیگه بود

33:18.705 --> 33:22.918
...چون اون موقع سبایا نمیدونست

33:23.001 --> 33:25.253
...به کی میتونه اعتماد کنه

33:25.336 --> 33:28.256
...فکر کنم اون توسط فرمانده های دیگه ترد شده بود

33:28.339 --> 33:31.092
!و بابت مذاکره در مورد مارتین و گریشا، تنها بود

33:31.176 --> 33:35.013
مارتین، گریشا، من تمام تلاشم رو میکنم که
گزارش صادقانه‌ای از شرایط شما به بیرون منتقل کنم

33:35.096 --> 33:37.057
خیلی ممنون از شما -
بهتون اطمینان میدم که این کارو میکنم -

33:37.140 --> 33:39.100
خیلی ممنون

33:39.184 --> 33:40.811
...از شما هم ممنونم

33:42.938 --> 33:45.065
...برای اولین بار در 6 ماه اخیر

33:45.148 --> 33:47.609
...یه خبرنگار تونست کاری بکنه که

33:47.693 --> 33:49.945
!ارتش فیلیپین از انجام اون کار عاجز بود

33:50.028 --> 33:53.406
...اون تونست به دو قدمی دو گروگان آمریکایی بره

33:53.489 --> 33:57.661
...اینجا جای زندگی نیست
...نمتونیم به خوبی از خودمون مراقبت کنیم

33:57.744 --> 33:59.955
...این گزارش اثرگذار از مبلغان کانزاسی

34:00.038 --> 34:02.123
...گریشا برنهام و همسرش مارتین

34:02.207 --> 34:05.501
در یک جنگل به اسارت گرفته شدن
!و حسابی لاغر و نحیف شدن

34:05.586 --> 34:07.629
و توسط یه مشت آدم مسلح محاصره شدن

34:07.713 --> 34:11.132
وقتی که برای اولین بار این رو دیدم
...برق از سرم پرید

34:11.216 --> 34:15.971
...اون خیلی ناامید بود

34:16.054 --> 34:21.309
!انگار داشت التماس میکرد که جونش رو نگیرن

34:21.392 --> 34:25.606
شب گذشته به خاطر درد سینه
...از خواب بیدار شدم

34:25.689 --> 34:27.649
...اما کاری از دستم برنمیومد

34:27.733 --> 34:31.987
،همینوطری یه گوشه افتاده بودم و درد میکشیدم
!خوابم نمیبرد

34:32.070 --> 34:38.619
...میخوام که رییس جمهور آمریکا بشینه و این فیلم رو نگاه کنه

34:41.580 --> 34:44.666
...بعد ازش توضیح بخوام

34:44.750 --> 34:50.296
!که چرا هنوز خواهرم و همسرش توی جنگل هستن

34:50.380 --> 34:54.425
...ما هنوز سرپا هستیم و میخواهیم که در اولین فرصت موجود

34:54.509 --> 34:56.637
...به خونه برگردیم

34:56.720 --> 34:59.305
...اگه ایالت متحده در مورد

34:59.389 --> 35:01.933
...ریشه کن کردن تروریسم در تمام دنیا جدی باشه

35:02.017 --> 35:05.395
چرا با اونها شروع نکنه؟
!اونها هنوز زنده هستن

35:09.357 --> 35:15.656
...این واقعا روح مردم آمریکا رو به درد آورد

35:16.782 --> 35:20.160
...حتی بالاترین مقامات دولت

35:21.244 --> 35:22.788
!ایالت متحده هم روحشون به درد اومده

35:26.166 --> 35:31.838
...و ما بیشتر از پیش، به یه تغییر نیاز داشتیم

35:31.922 --> 35:34.465
و اینکه دولت ایالت متحده باید با اینها برخورد کنه

35:34.549 --> 35:39.345
...و بدون شک، این بهترین فرصت بود

35:39.429 --> 35:41.181
خانواده‌ی برنهام برای ما مهم هستن

35:41.264 --> 35:44.392
!برقراری صلح و امنیت در جنوب فیلیپین برای ما مهمه

35:44.475 --> 35:46.812
!همه مهم هستن

35:46.895 --> 35:49.397
...ما هرکاری که بتونیم انجام میدیم
...ارتش فیلیپین هم

35:49.480 --> 35:52.567
...تمام تلاشش رو میکنه تا خانواده‌ی برنهام رو پیدا کنه و نجات بده

35:58.489 --> 36:02.452
...ابوسیاف از اونجا داشت دور میشد تا گروگان هارو مخفی کنه

36:02.535 --> 36:06.748
...اونها توی جایی بودن که هیچ کنترلی روش نداشتن

36:06.832 --> 36:12.087
...جایی که خود ابوسیافی ها هم بهش آشنایی نداشتن

36:12.170 --> 36:14.756
...فکر کنم ابوسبایا میدونست که

36:14.840 --> 36:19.260
!زمان خیلی مهمه
...چون ارتش ممکنه که خیلی زود اونهارو بگیره

36:22.597 --> 36:25.058
...ما داشتیم پای پیاده توی کوه ها میرفتیم

36:25.141 --> 36:27.936
...و یه قدم جلوتر از ارتش بودیم

36:29.062 --> 36:32.691
!نمیدونستیم که درگیری بعدی کی اتفاق میفته

36:32.774 --> 36:36.402
...ترس از رگ گردن به من نزدیکتر بود

36:37.487 --> 36:40.115
...ابوسیافی ها هم دیگه خسته شده بودن

36:40.198 --> 36:44.995
...روزهایی بود که وقتی پا میشدیم، میدیدیم 10، 15 نفر رفتن

36:45.078 --> 36:47.538
!تفنگ هاشون رو برداشته بودن و رفته بودن خونه هاشون

36:49.540 --> 36:52.418
...از بین

36:52.502 --> 36:54.670
...اون 80 آدمِ

36:56.214 --> 36:58.424
....مشتاق

36:58.508 --> 37:00.343
...فقط چند تا گروگان مونده بود

37:00.426 --> 37:04.180
...و بقیه به یغما رفته بودن

37:04.264 --> 37:08.434
!و یه تیم شکست خورده باقی مونده بود

37:08.518 --> 37:11.312
...فکر کنم 14 نفر مونده بود

37:15.316 --> 37:17.652
گروه از هم پاشیده شده بود

37:17.736 --> 37:21.907
...بابت این اخاذی، ارتباطات هم از بین رفته بود

37:23.366 --> 37:27.620
...ابوسبایا گروگان ها رو همچنان نگه داشته بود

37:27.703 --> 37:31.416
...چون اونها برگه برنده‌ی اون بودن

37:32.834 --> 37:37.172
...تا اینکه پول رو به اون نمیدادن

37:37.255 --> 37:39.966
...اون گروگان هارو آزاد نمیکرد

37:43.428 --> 37:46.306
...ما میدونستیم که دولت آمریکا باج نمیده

37:46.389 --> 37:49.392
...و این رو هم میدونستیم که ما

37:49.475 --> 37:53.188
!ارزش همچین باج هنگفتی رو نداریم

37:53.271 --> 37:58.276
...ما فقط آرزو و دعا میکردیم و میخواستیم که به خونه برگردیم

37:59.986 --> 38:02.697
...خبرها حاکی از اینه که دولت آمریکا

38:02.781 --> 38:05.700
!پیشنهاد گروگان گیرهارو قبول کرده

38:05.784 --> 38:09.204
...ضرورتا، دولت آمریکا قبول کرده که

38:09.287 --> 38:12.665
!این پول رو به آدم رباها بده

38:15.376 --> 38:17.712
...این خط مشی توسط رییس جمهور امریکا

38:17.796 --> 38:20.215
!تایید و تصویب شده بود

38:20.298 --> 38:22.926
وقتی که تصویب شد
برای ما لحظه‌ی بزرگی بود

38:23.426 --> 38:24.469
...برای اولین بار

38:24.552 --> 38:29.640
،ما از طرف خانواده‌ی اونها
...پول رو روی میز مذاکره گذاشتیم

38:33.269 --> 38:37.315
ما تصمیم گرفتیم که از خواهر گریشا استفاده کنیم

38:37.398 --> 38:42.487
تا مذاکره رو با ابوسیاف ادامه بدیم

38:57.252 --> 39:01.882
...موقعی که توی زمبوآنگا فرود اومدیم رو یادم میاد

39:01.965 --> 39:04.800
...ما از فراز باسیلان پرواز کردیم

39:04.885 --> 39:10.431
،و شما هیچ چیز نمیتونستید ببینید
!اونجا فقط جنگل انبوه بود

39:10.515 --> 39:14.435
...نه خونه‌ای دیده میشد، نه جاده‌ای

39:14.519 --> 39:16.229
...هیچ چیزی نمیتونستید ببینید

39:16.312 --> 39:19.565
...برای اولین بار بود که فهمیدم

39:20.691 --> 39:24.320
!که چرا پیدا کردن اونها این همه سخته

39:29.868 --> 39:33.121
خانم برنهام؟
...میشه یه توضیح مختصر بدید که

39:33.204 --> 39:35.999
...تمام افراد دپارتمان همراه من بودن

39:36.082 --> 39:38.960
و افراد اف.بی.آی هم من رو همراهی میکردن

39:39.044 --> 39:43.464
...و سیل عظیمی از خبرنگارها که در فرودگاه حاضر شده بودن

39:43.548 --> 39:45.591
...و اون

39:46.551 --> 39:48.594
!خیلی ترسناک بود

39:54.809 --> 40:01.149
:سبایا گفته بود که
...خواهرت توی رادیو صحبت خواهد کرد

40:01.232 --> 40:04.360
...اونها یه رادیو برای ما آوردن

40:04.444 --> 40:10.075
!و صدای ماری رو شنیدیم که داشت صحبت میکرد

40:10.909 --> 40:13.161
...سلام، اسم من ماری جونز هست

40:13.244 --> 40:15.997
...من خواهر گریشا برنهام هستم که

40:16.081 --> 40:18.291
...در جنوب فیلیپین به مدت 8 ماه

40:18.374 --> 40:21.252
،به همراه همسرش، مارتین برنهام
...گروگان گرفته شده

40:21.336 --> 40:23.504
!خانواده‌ی ما خیلی دلشون برای مارتین و گریشا تنگ شده

40:23.588 --> 40:25.756
!و ما خیلی نگران اونها هستیم

40:25.840 --> 40:28.969
...من شخصا درخواست دارم که

40:29.052 --> 40:33.514
...ابوسبایا و دیگر افراد گروه ابوسیاف

40:33.598 --> 40:36.642
!به مارتین و گریشا صدمه وارد نکنن

40:37.393 --> 40:42.315
،اونها پولی برای پرداخت باج ندارن
!و هیچگونه تهدیدی برای کسی به حساب نمیان

40:42.398 --> 40:45.443
...صدمه رسوندن به مارتین و گریشا هیچ چیزی رو حل نمیکنه

40:45.526 --> 40:50.656
فقط ما و خانواده‌ی اونهارو
!از نعمت داشتن چنین افرادی محروم میکنه

40:51.241 --> 40:54.452
بچه هاشون و ما به اونها نیاز داریم

40:54.995 --> 40:56.871
...مارتین و گریشا، ما دوستتون داریم

40:57.872 --> 40:59.915
...امیدواریم که خیلی زود به خونه برگردید

41:01.626 --> 41:03.128
ممنون

41:11.469 --> 41:13.179
...باید میدونستم

41:14.180 --> 41:16.516
!ما فراموش نشدیم

41:16.599 --> 41:18.768
...اونها به ما اهمیت میدن

41:18.851 --> 41:23.356
اونها یه گوشه ننشستن
!و منتظر یه اتفاق خوب باشن

41:29.820 --> 41:31.572
...اون کارش خیلی خوب بود

41:31.656 --> 41:35.951
اون تونست یه شماره تماس
!برای ارتباط با ابوسیاف پیدا کنه

41:36.036 --> 41:38.079
...و اینطوری تونستیم باهاشون ارتباط برقرار کنیم

41:41.624 --> 41:44.002
...یه پیشنهادی داده شد

41:45.711 --> 41:47.463
!که انتظار نمیرفت اون رو قبول  کنن

41:49.549 --> 41:53.511
...پیشنهاد ما خیلی از خواسته های اونها پایین تر بود

41:55.555 --> 41:59.600
...پیشنهاد بعدی رو یکم بیشتر کردیم

41:59.684 --> 42:04.647
اونقدری نبود که سطع توقعشون بالا بره
...و فکر کنن که روی گنج خوابیدیم

42:04.730 --> 42:07.483
...ولی اونقدری بود که بازخورد اونهارو ببینیم

42:11.487 --> 42:13.406
!اونها قبولش کردن

42:13.489 --> 42:15.908
...پیشنهاد رو قبول کردن

42:18.536 --> 42:22.623
سبایا بهمون گفت که
...یه نفر اون پول رو میخواد پرداخت کنه

42:22.707 --> 42:24.625
...و همه‌ی ما به خونه هامون میریم

42:25.626 --> 42:30.798
!انگار یه نفر یه طناب توی چاهی که توش بودیم انداخته بود

42:30.881 --> 42:33.093
!یکم امید

42:38.556 --> 42:41.809
قبل از اینکه معامله رو انجام بدیم
...چاک به من زنگ زد

42:41.892 --> 42:43.853
و بهم میگفت که
!اونها بالاخره آزاد میشن

42:43.936 --> 42:45.855
...گفت که دوباره بهمون زنگ میزنه

42:49.024 --> 42:51.026
...دیگه کم کم داشتیم موفق میشدیم

42:51.111 --> 42:53.446
...ما 8، 9 ماه بود که منتظر همچین روزی بودیم

42:53.529 --> 42:56.824
...و من میدونستم که این کارها بالاخره جواب میده

43:07.252 --> 43:09.212
...پول رو ردیف کردیم

43:12.923 --> 43:17.178
...و قاصد ابوسیاف پول رو گرفت

43:23.601 --> 43:25.895
....تا به اینجا که همه چیز خوب پیش میرفت

43:26.604 --> 43:29.524
...ما آزادی خانواده‌ی برنهام رو فراهم کرده بودیم

43:29.607 --> 43:31.776
...میدونستیم که یکم وقت میبره

43:36.697 --> 43:41.786
...ما پیش بینی کرده بودیم که حدود یک هفته ممکنه که طول بکشه

43:43.496 --> 43:46.040
...اما یه هفته شد 10 روز

43:46.124 --> 43:48.168
...بعدش شد 2 هفته

43:52.463 --> 43:54.924
...دیگه کم کم داشتیم بدگمان میشدیم

43:55.925 --> 43:58.261
...یه چیزی درست نبود

43:58.344 --> 43:59.970
زیادی کش پیدا کرده بود

44:05.268 --> 44:10.440
...ابوسیاف گفت که یه نفر پول رو پرداخت کرده

44:10.523 --> 44:14.444
اما این کافی نیست
...و ما ازشون پول بیشتری درخواست میکنیم

44:15.110 --> 44:17.071
...دولت آمریکا

44:17.155 --> 44:18.531
...درپرداخت باج به یک گروهک تروریستی

44:18.614 --> 44:21.242
...که در فیلیپین هست مداخله کرده

44:21.326 --> 44:22.743
...اونها میخواستن که زوج آمریکایی

44:22.827 --> 44:24.870
...که به اسارت گرفته شدن رو آزاد کنن

44:24.954 --> 44:28.040
...خبرها حاکی از اینه که

44:28.123 --> 44:31.752
...اف.بی.آی و کاخ سفید و دپارتمان بحث  جدل میکنن

44:31.836 --> 44:35.548
...تا اینکه قوانین رو زیرپا بذارن

44:35.631 --> 44:38.801
و اون باج رو پرداخت کنن
...تا حداقل تلاشی برای آزادی اونها کرده باشن

44:38.884 --> 44:42.763
...چون ممکنه اونها کشته بشن

44:42.847 --> 44:48.018
...ما میدونستیم که بالاخره پیروز میشیم

44:48.686 --> 44:53.524
اینکه شکست بخوریم
...همه رو مایوس میکرد

44:54.234 --> 44:55.901
....من احساس میکردم

44:56.902 --> 44:59.029
!اون زوج رو ناامید کردیم

44:59.113 --> 45:03.326
...دولت آمریکا کمک کرد که 300 هزار دلار

45:03.409 --> 45:07.955
به کسی که ادعا میکرد با
!گروهک تروریستی ارتباط داره، داده بشه

45:08.038 --> 45:12.793
اما دولت آمریکا نمیتونه تایید کنه که
...اون پول به دست گروگان گیرها رسیده یا نه

45:12.877 --> 45:15.755
...پول به دست سبایا نرسیده بود

45:17.089 --> 45:19.800
...توسط افراد دیگه گرفته شده بود

45:22.136 --> 45:26.181
...فکر کنم از اون موقع به بعد گروه از هم جدا شد

45:28.058 --> 45:31.646
...و فکر کنم بخش زیادی از پول

45:32.897 --> 45:35.275
...توسط افراد دیگه از شهر خارج شده بود

45:35.358 --> 45:39.404
و فقط یه قسمت کوچیکش
!به گروهی که ما داخلش بودیم رسیده بود

45:41.572 --> 45:44.825
...سبایا سعی نکرد که دنبال اونها بره

45:44.909 --> 45:47.870
...اون پول باید به دست اون میرسید

45:47.953 --> 45:50.415
!ولی اینطوری نشد

45:52.833 --> 45:57.046
از اون به بعد ما دیگه خیلی خسته و گشنه شده بودیم
...و دیگه جون نداشتیم

45:57.129 --> 45:58.423
...ولی مهم نبود

45:59.924 --> 46:02.885
....من آماده‌ی مردن بودم
...روزهایی بود که به مارتین میگفتم

46:03.886 --> 46:08.015
!من دیگه نمیکشم، دیگه راه نمیرم، یه قدم هم برنمیدارم

46:08.098 --> 46:12.437
،اگه بخوان میتونن به من شلیک کنن
...من دیگه بریدم، همینجا میایستم

46:13.396 --> 46:17.733
...و اون موقع بود که یه تغییر توی مارتین دیدم

46:17.817 --> 46:20.194
...مارتین همیشه خوشبین بود

46:20.277 --> 46:24.365
"ما به خونه برمیگردیم، ادامه بده"

46:24.449 --> 46:26.701
ولی اون موقع بود که یه تغییر توش دیدم

46:26.784 --> 46:31.622
فکر کنم اون فکر میکرد که
!ما دیگه رنگ خونه رو نخواهیم دید

46:33.791 --> 46:37.920
من از اون آدمها بابت کاری که با ما کرده بودن
...خیلی متنفر بودم

46:38.003 --> 46:41.256
!بابت دردی که به خانواده‌ی ما تحمیل کرده بودن

46:41.341 --> 46:42.883
...از اونها متنفر بودم

46:47.638 --> 46:49.557
...من سرباز خوبی برای اسلام بودم

46:49.640 --> 46:53.686
...اما بعدا دیدم که گروه داره جنایات متعددی رو انجام میده

46:53.769 --> 46:56.021
...و تصمیم گرفتم که از گروه جدا بشم

46:56.105 --> 47:01.444
...تا اینکه برای افرادی که برای منافع شخصی خودشون

47:01.527 --> 47:03.904
!از اسلام سوء استفاده میکنن کار نکنم

47:22.339 --> 47:28.763
خیلی سخت بود به این فکر کنیم که
!بعد یه سال اونها هنوز آزاد نشدن

47:31.974 --> 47:35.227
!نمیدونستیم که اونها کجا هستن یا دارن چی کار میکنن

47:36.228 --> 47:38.648
...میدونستیم که ارتش هنوز داره تلاش میکنه

47:42.527 --> 47:44.945
...من گفتم که

47:45.029 --> 47:48.282
هیچ راهی پیدا نکردین که بچه های مارو از اونجا خارج کنین؟

47:48.365 --> 47:51.952
،باید اونهارو از اونجا بیرون بیارید
!وگرنه اونها میمیرن

47:56.123 --> 48:02.547
...ما دوباره تلاش کردیم که با ابوسبایا ارتباط برقرار کنیم

48:02.630 --> 48:06.592
...و سعی کنیم که سر این قضیه به یه تفاهم برسیم

48:06.676 --> 48:11.096
...ما میدونیم که معامله‌ی اخیر به کام شما شیرین نبوده

48:13.474 --> 48:16.769
بنابراین چطور دیگه میتونیم باهم کنار بیاییم؟

48:18.438 --> 48:21.148
...به نظرم که توی مسیر درستی قرار داشتیم

48:21.231 --> 48:24.318
فشار نظامی رو بیشتر و بیشتر میکردیم

48:24.401 --> 48:26.320
!و گروه ابوسیاف رو تحت فشار میذاشتیم

48:26.403 --> 48:31.492
اونها میخواستن که خانواده‌ی برنهام رو
...بدون هیچ صدمه‌ای آزاد کنن

48:34.369 --> 48:40.084
...خیلی واضح بود که اون کسایی که تصمیم گیرنده بودن

48:40.167 --> 48:42.462
چه اونایی که در فیلیپین بودن
...چه اونایی که در آمریکا بودن

48:42.545 --> 48:46.507
...میدونید، ما میخواستیم که یه روش دیگه رو امتحان کنیم

48:51.220 --> 48:54.056
.....میدونید،وقتی که یه دولت داره فشار وارد میکنه

48:54.139 --> 48:56.308
...و وقتی که مردم دولت دیگه این رو بفهمن

48:56.391 --> 49:00.104
...اوضاع رو یکم پیچیده میکنه

49:02.106 --> 49:04.525
...رییس جمهور بوش اطمینان دادن که

49:04.609 --> 49:07.487
...دولت آمریکا به کمک کردن ادامه میده

49:07.570 --> 49:10.447
...تا عملیات همچنان به جلو پیش بره

49:10.990 --> 49:12.617
...ما تمام تلاشمون رو میکنیم

49:12.700 --> 49:16.787
!تا کار ابوسیاف رو یه سره کنیم

49:19.289 --> 49:24.003
....فکر کنم دولت فیلیپین فشار رو احساس میکرد

49:24.086 --> 49:26.756
!که بتونه اون نتیجه که دلخواه ماست رو رقم بزنه

49:29.383 --> 49:32.887
...موقعیت گروه ابوسیاف پیدا شده

49:32.970 --> 49:37.391
هرچند که زمین اونجا وسیعه و برای
!انجام عملیات زیاد مناسب نیست

49:57.244 --> 49:59.246
...آخرین صبح بود

49:59.329 --> 50:03.584
...یه پیاده روی طولانی توی کوهستان داشتیم

50:07.504 --> 50:13.093
...این گروه کوچیک متشکل از افراد ضعیف و خسته

50:13.177 --> 50:15.512
...که توی جنگل پیاده رفته بودن

50:16.764 --> 50:19.474
!ما نه روز بود که هیچی نخورده بودیم

50:35.866 --> 50:41.872
...طرفای ظهر بود که ابرها طبق معمول شروع به باریدن کردن

50:43.373 --> 50:46.711
...و ما توقف کردیم و اونجا چادر زدیم

50:57.471 --> 51:02.142
...بارون مدام به اون پلاستیک ضربه میزد

51:02.226 --> 51:04.228
...و مارتین میگفت

51:05.020 --> 51:08.398
...گریشا، من دارم به کتاب مقدس فکر میکنم

51:08.482 --> 51:12.987
مخصوصا اون قسمتش که
...میگه باید با خوشحالی به پروردگار خدمت کنی

51:15.489 --> 51:18.117
!ولی اینطوری به پروردگار خدمت نمیکنن

51:18.200 --> 51:22.329
...ما نزدیک یه سال بود که داشتیم توی جنگل میرفتیم

51:22.412 --> 51:27.126
...ولی باید قبول کنیم که اینجا داریم به پرودگار خدمت میکنیم

51:27.209 --> 51:30.087
!پس بیا با خوشحالی اون رو انجام بدیم

51:39.429 --> 51:44.476
...اون همیشه چیزهای خوبی میگفت

51:51.942 --> 51:53.736
...ما باهمدیگه دعا کردیم

51:55.570 --> 51:57.114
....و یهو

52:17.718 --> 52:21.263
...به پای من شلیک شد

52:21.346 --> 52:24.058
...و از چادر بیرون افتادم

52:24.141 --> 52:27.227
،و از روی تپه به پایین پرت شدم
....خیلی لغزنده و صاف بود

52:27.311 --> 52:29.479
...تا اینکه پیش مارتین افتادم

52:35.110 --> 52:39.323
!به اون نگاه کردم و دیدم که از قفسه سینه‌اش داره خون میاد

52:42.201 --> 52:47.206
،خیلی بلند داشت نفس میکشید
...نفس که نه، داشت خرناس میکشید

52:52.336 --> 52:54.213
...و

52:55.339 --> 52:59.301
...دیدم که این لکه‌ی خون

52:59.384 --> 53:02.805
...داره روی سینه‌ی اون، بزرگ و بزرگتر میشه

53:23.200 --> 53:27.997
....یهو اون سنگین شد، این رو حس کردم

53:32.542 --> 53:36.839
!و با خودم فکر کردم که این سنگینیِ مرگه

53:36.922 --> 53:38.924
!با خودم گفتم که اون مرده

53:52.437 --> 53:54.689
...انگار روح از بدنم پر کشیده بود

53:54.774 --> 53:56.942
...دیدن همچین صحنه‌ای

53:59.236 --> 54:02.656
...چیزی نبود که براش دعا کرده بودیم

54:02.739 --> 54:04.992
...این پایانی نبود که ما میخواستیم

54:06.952 --> 54:10.915
...اما اون موقع دور و بر من درگیری نبود

54:12.249 --> 54:15.419
...اونجا دراز کشیدم و با خودم گفتم

54:15.502 --> 54:18.588
...خیلی خب، همینه که هست

54:18.672 --> 54:21.550
!اما این پایانی نبود که برای این داستان تصور کرده بودم

54:21.633 --> 54:23.427
!ولی همینه که هست

54:36.899 --> 54:42.196
نمیتونم نیروی ارتش رو بابت
...تیراندازی به گروگان ها سرزنش کنم

54:42.279 --> 54:46.366
،چون میدونم اونها توی چه شرایطی بودن
چون خودم قبلا توی اون شرایط بودم

54:46.450 --> 54:49.453
!تیرها همینجوری توی هوا به پرواز در میان

54:51.038 --> 54:53.207
...من باید شاد باشم

54:53.290 --> 54:58.378
چون میدونم طی اون عملیات
!کلی از افراد ابوسیاف به هلاکت رسیدن

54:58.462 --> 55:00.255
...یه چیزی توی همین مایه ها، اما

55:08.973 --> 55:12.142
...نمیدونم که چی بگم

55:20.817 --> 55:23.528
!هیچ جایی برای تروریسم روی این کره‌ی خاکی وجود نداره

55:24.529 --> 55:28.533
...این به این معنی نیست که جون گروگان هارو نادیده بگیریم

55:28.617 --> 55:30.953
...و خیلی سریع وارد عمل بشیم

55:31.036 --> 55:35.832
و دخل گروگان گیر های تروریست رو بیاریم

55:35.916 --> 55:39.920
...تنها انتخابی که توی همچین شرایطی داریم اینه که

55:40.004 --> 55:41.922
!سریع گزینه‌ی نظامی رو بذاریم روی میز

55:42.839 --> 55:46.010
آه، چرا همیشه این کار رو میکنیم؟

55:48.637 --> 55:51.390
...میدونی، بعضی وقتها میشنوم که میگن

55:51.473 --> 55:52.933
!نمیشه با همچین افرادی حرف زد

55:53.017 --> 55:54.809
...باید وارد عمل شد

55:54.894 --> 55:57.729
!به نظرم که این تصمیم خیلی بدیه

55:57.812 --> 56:02.985
به نظرم این تصمیمی هست که بر اساس احساسات گرفته شده

56:03.068 --> 56:06.655
!و خیلی خوب به جزئیات دیگه توجه نشده

56:11.618 --> 56:18.042
اول از همه بذارید بگم که چقدر بابت
...از دست دادن مارتین برنهام ناراحتیم

56:19.043 --> 56:21.211
...من قطعا به خانواده‌ی اون زنگ میزنم

56:22.587 --> 56:26.883
...اما خوشحالم که خانم برنهام هنوز زنده هستن
این خیلی خوبه

56:37.394 --> 56:39.229
...همیشه

56:40.564 --> 56:43.650
...یه حس بدی توی قلبم دارم که

56:43.733 --> 56:46.111
با خودم میگم
!چرا هر جفتشون به خونه برنگشتن

56:49.406 --> 56:50.824
...و احساس میکنم

56:50.907 --> 56:54.119
که به اندازه‌ی کافی
!برای نجاتشون کاری انجام ندادم

56:55.120 --> 56:57.706
یا اینکه باید کارهام رو زودتر شروع میکردم

56:57.789 --> 57:00.750
یا اینکه باید با جدیت بیشتری کارم رو پیش میگرفتم

57:01.876 --> 57:03.128
...اما

57:04.546 --> 57:07.382
...شما نمدونید که توی همچین شرایطی باید چه کاری انجام بدید

57:07.466 --> 57:09.176
!چون انتظارش رو ندارید

57:13.597 --> 57:18.185
!مارتین با تمام وجودش این کشور رو دوست داشت

57:19.686 --> 57:23.773
...من امروز صبح به ایالات متحده برگشتم تا بچه هام رو ببینم

57:23.857 --> 57:26.860
...و زندگیم رو به روال قبل برگردونم

57:30.197 --> 57:33.033
...پروردگارا، بابت امروز ازت متشکریم

57:33.117 --> 57:35.077
...بابت مرحمتی که به زندگی ما اعطا کردی

57:35.160 --> 57:38.705
...و بابت روزهای گذشته که همچنان به ما وفادار بودی

57:38.788 --> 57:41.166
...و بابت این خانواده ازت ممنونیم

57:41.250 --> 57:42.709
...بابت این غذا تو رو شکر میکنیم

57:42.792 --> 57:46.755
میدونیم که این نعمت هارو تو به ما ارزانی کردی
...و از این بابت بی نهایت ممنونیم

57:46.838 --> 57:50.175
"آدم بدها کیا بودن؟"
...من و مارتین در این مورد صحبت میکردیم

57:51.093 --> 57:55.639
آدم بدها کسایی هستن که توی درگیری مسلحانه
!به شما آب و غذا و پناه میدن

57:55.722 --> 57:57.891
...آدم خوبها کسایی هستن که دارن به ما شلیک میکنن

57:57.975 --> 58:01.728
!همه‌ی این چیزها ذهن آدم رو به هم میریختن

58:02.604 --> 58:07.776
...ما توی این داستان، توی این اتفاق گیر افتاده بودیم

58:13.657 --> 58:17.202
من هیچ وقت خوابِ اتفاقاتی که توی جنگل افتاد رو ندیدم

58:17.744 --> 58:20.914
....هیچ وقت شب ها کابوس نمیبینم

58:22.499 --> 58:28.463
،و توی تمام این سالها
...من یکم از جزئیات خوب این ماجرا رو فراموش کردم که

58:28.547 --> 58:31.091
این من رو آزار میده

58:31.175 --> 58:34.719
...همش دعا میکنم که ای کاش همه‌اش دوباره یادم بیاد

58:36.596 --> 58:41.018
چون فکر میکنم اینها تنها چیزایی هستن
که از ماریتن برای من باقی مونده

58:43.853 --> 58:45.189
آره

58:49.190 --> 58:52.190
،ابوسبیا، سرکرده‌ی گروگان گیرها
...از یورش صورت گرفته فرار کرد

58:54.191 --> 58:57.191
اما اون 2 هفته بعد طی یک
عملیات مشترک توسط ارتش فیلیپین
و سازمان سیا کشته شد

59:04.192 --> 59:08.192
گروهک ابوسیاف به کشتار و آدم ربایی خودش همچنان ادامه میده
و بیعت خودش رو با القاعده شکسته و با دولت اسلامی بیعت کرده

59:09.193 --> 59:13.193
تا به امروز، آمریکا فقط به خاطر
...مسائل سیاسی به ابوسیاف باج داد
(دیگه به تروریستها باج نداد)

59:35.195 --> 59:55.195
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.