﻿WEBVTT

00:00.650 --> 00:07.370
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:08.371 --> 00:10.749
"شکارچي شهر"
"قسمت سيزدهم"

00:18.750 --> 00:20.250
!اوه، گوجه فرنگي ها

01:21.350 --> 01:23.650
کيم نا نا ، حالت خوبه؟

01:24.350 --> 01:28.150
پدرت نبود؟

01:29.250 --> 01:30.950
.بيا بريم. بعدا حرف ميزنيم

01:36.650 --> 01:40.850
اون به خاطر کاري که با 200 ميليارد
.کيم جونگ شيک کردم، ازم کينه به دل گرفته

01:41.750 --> 01:45.150
من براي انتقام گرفتن از روش خودم
استفاده ميکنم، حتي اگه قرار باشه جلوي
.پدرم بايستم

01:45.750 --> 01:48.150
...براي محافظت از اطرافيانم

01:48.850 --> 01:51.550
...عمو شيک جونگ، مادرم

01:52.450 --> 01:54.250
.و تو

01:54.250 --> 01:56.250
.خواهش ميکنم يه قولي بهم بده

01:57.150 --> 02:02.250
،اگه دوباره مثل امروز خطري منو تهديد کرد

02:03.550 --> 02:05.250
.براي نجاتم نيا

02:05.650 --> 02:08.550
،امروز شانس آورديم که زنده مونديم

02:08.550 --> 02:10.950
ولي نميشه تضمين کرد که دفعه ي
.ديگه قراره چه اتفاقي بيوفته

02:11.250 --> 02:14.150
يون سانگ، نميخوام به خاطر من
.جونتو به خطر بندازي

02:14.150 --> 02:16.750
.يا به خاطر من آسيبي ببيني

02:17.050 --> 02:18.550
.نميخوام به خاطر من بهت سخت بگذره

02:18.550 --> 02:19.650
.ديگه چيزي نگو

02:21.750 --> 02:22.750
.لي يون سانگ

02:22.750 --> 02:23.550
.گفتم ديگه در اين مورد حرف نزن

02:23.550 --> 02:25.250
.تو نزديک بود به خاطر من کشته بشي

02:25.250 --> 02:27.050
خواهش ميکنم، ديگه در اين مورد
!حرف نزن

02:56.050 --> 02:58.250
همه ي اين ها رو از سوپرمارکت خريدين؟

03:02.350 --> 03:03.050
چِش شده؟

03:04.950 --> 03:06.250
با هم دعواتون شد؟

03:06.250 --> 03:09.550
.امروز ، به پدر لي يون سانگ برخورديم

03:09.550 --> 03:12.050
ک...ک...ک...کاپيتان؟

03:12.050 --> 03:13.650
تو سوپر مارکت؟

03:14.350 --> 03:15.550
حالت خوبه؟

03:15.550 --> 03:16.850
.خوبم

03:16.850 --> 03:19.750
.اصلا هم خوب نيستي
تو که نميدوني کاپيتان چجور آدميه؟

03:20.050 --> 03:23.650
اون يه نوزادُ از مادرش دزديده و
.اينجوري بزرگش کرده

03:23.650 --> 03:25.050
واقعا حالت خوبه؟

03:34.850 --> 03:37.450
حالا چه نقشه اي دارين؟

03:38.050 --> 03:39.950
ميخواين به يون سانگ اجازه بدين
اينجوري برخورد کنه؟

03:39.950 --> 03:42.050
برش ميگردونم به همون زماني که
،تو مثلث طلايي بوديم

03:42.050 --> 03:47.150
همون آدمي که اسلحه رو به سمت اونهايي
.که دايه اشو کشته بودن ، نشونه رفته بود

03:49.650 --> 03:52.250
.من بايد يون سانگُ به اين آدم تبديل کنم

03:59.450 --> 04:00.850
.بيا با هم حرف بزنيم

04:00.850 --> 04:02.150
تو فقط به خودت فکر ميکني؟

04:02.850 --> 04:04.750
تا وقتي خودت خوبي، همه چي روبراهه؟

04:05.550 --> 04:07.650
.تو همش تو خطري
من چطوري ميتونم خودمو به نديدن بزنم؟

04:07.650 --> 04:09.550
،يون سانگ، تويي که هرروز داري مبارزه ميکني

04:09.550 --> 04:11.550
.کسي که دنبال درد ميگرده، تويي

04:11.550 --> 04:13.650
.من بهتر از هر کسي اينو ميفهمم
چطور ميتونم يه بار ديگه رو دوشت بذارم؟

04:13.850 --> 04:16.350
چطور ميتونم بهت اجازه بدم ازم محافظت کني؟

04:16.750 --> 04:20.550
،من ميخوام کسي باشم که بتوني روش حساب کني

04:20.550 --> 04:22.550
،يه آدم قوي

04:22.550 --> 04:24.950
.کسي که بتونه مراقبت باشه،يون سانگ

04:32.750 --> 04:35.750
دقيقا بگو ببينم، چي خوردي که اينقدر
دل و جرات پيدا کردي؟

04:35.750 --> 04:39.950
.يه دفعه اي حس کردي که من خيلي باحالم
داشتي به همين فکر ميکردي، مگه نه؟

04:39.950 --> 04:40.950
چي؟

04:43.250 --> 04:44.650
،تو داشتي فکر ميکردي

04:44.650 --> 04:48.150
،که اين دختر زيبا انتخاب خوبيه
مگه الان به همين فکر نميکردي؟

04:48.750 --> 04:51.450
.بسه ديگه،حرف هات تموم شد،برو ديگه

04:51.550 --> 04:54.750
کدوم دختري بدون اينکه خجالت  بکشه
پاشو ميذاره تو اتاق يه پسر؟

04:55.650 --> 04:58.350
در ضمن، اگه يه بار ديگه اون حرفها رو
،تکرار کني

04:58.650 --> 05:00.650
.به اين راحتي ها ازت نميگذرم

05:02.150 --> 05:05.250
عصباني نشو.کاري ميکني آدم احساس
.بدي بهش دست بده

05:05.250 --> 05:09.050
!کاملا واضحه که سرقت بوده! سرقت

05:09.550 --> 05:13.050
کاملا مشخصه که شکارچي شهر براي افزايش
،محبوبيت خودش بين مردم

05:13.050 --> 05:17.250
بودجه ي دانشگاهُ دزديده و بين دانشجوها
.تقسيم کرده

05:18.150 --> 05:19.950
شما فقط به داستاني که از طرف شکارچي شهر
.بيان شده، گوش دادين

05:19.950 --> 05:22.650
در حالي که شما دارين از دور در مورد دانشگاه
.ما قضاوت ميکنيد

05:23.050 --> 05:26.250
من هيچوقت از بودجه ي دانشگاه
.استفاده ي شخصي نميکنم

05:26.250 --> 05:29.250
پس چرا پولها در منزل شخصي شما پيدا شده؟

05:30.050 --> 05:35.950
چون اخيرا بسياري از بانکها با مسئله ي
.اختلاس روبرو بودن، و قابل اعتماد نيستن

05:36.350 --> 05:38.950
براي همين فکر کردم که خونه ي خودم
.امن ترين محل براي نگهداري پول هاست

05:40.250 --> 05:46.950
اين رسوايي باعث خراب شدن وجه يِ
.دانشگاه ما شده

05:46.950 --> 05:51.050
در اين موقعيت، ما هيچ چاره اي
.به جز افزايش شهريه ي دانشگاه نداريم

05:56.550 --> 05:57.850
داري چيکار ميکني؟

06:03.050 --> 06:04.850
!واو! واقعا خيلي ريزه

06:04.850 --> 06:07.550
...اگه چيزي اونجا مخفي کنيم
.هيچ کس متوجه نميشه

06:07.550 --> 06:10.250
،حتي اگه با دستگاههاي رديابي هم چک کنن
نميتونن همچين چيزي رو پيدا کنن، مگه نه؟

06:11.150 --> 06:16.450
اين فن آوري هاي پيشرفته به تنها
.کسايي که ضربه ميزنه محافظين امنيتيه

06:16.850 --> 06:19.150
اگه اومدي اينجا که تذکر بدي محافظ
.امنيتي هستي، بهتره همين حالا بري بيرون

06:19.150 --> 06:21.450
.اه ،معذرت ميخوام، عمدي نبود

06:21.450 --> 06:24.350
ميدوني که شغلم باعث ميشه به
.اين جور چيزها دقت کنم

06:24.650 --> 06:27.050
بگو ببينم کِي ميخواي اينو نصب کني؟

06:27.550 --> 06:29.150
.لازم نيست تو بدوني

06:29.150 --> 06:31.450
اگه تو قراره مواظب من باشي، پس
.به کارت برس

06:31.450 --> 06:33.150
.نميخواد مواظب من باشي، حواست به خونه باشه

06:35.850 --> 06:38.150
.اوف، اين آدم چه بد اخلاقه

06:55.750 --> 06:58.050
.من خوشم نمياد مراقب خونه باشم

06:58.750 --> 06:59.950
!داري چيکار ميکني؟ بريم ديگه

07:00.950 --> 07:02.150
.زودباش، داره ديرمون ميشه

07:04.250 --> 07:05.850
.زودباش ديگه، ديرمون شد

07:11.850 --> 07:14.350
.بي من دوک و کيم نانا

07:14.350 --> 07:16.750
.مطمئنم شکارچي شهرُ ميشناسن

07:16.750 --> 07:18.450
.اون ها بدون هيچ ردي ناپديد شدن

07:19.650 --> 07:23.050
.هويت بي من دوک کاملا پاک شده

07:23.350 --> 07:28.050
من چند نفرُ فرستادم تا نزديکانِ
.کيم نا نا رو زير نظر بگيرن

07:28.050 --> 07:29.750
.بايد بزودي پيداش کنيم

07:32.850 --> 07:36.050
.وقتي پيداشون کردي، فورا کارشونُ بساز

07:38.150 --> 07:40.150
،حالا که پولهايِ منو بالا کشيدن

07:40.550 --> 07:43.050
.بايد بهاشم پرداخت کنن

07:43.750 --> 07:48.050
مطمئنم شکارچي شهر براي گرفتن
.انتقامشون مياد سراغم

07:48.850 --> 07:52.050
کيونگ هي يه دفعه اي از بيمارستان ناپديد شده؟

07:52.650 --> 07:53.850
.بله

07:54.750 --> 07:58.050
حالش خوب نيست. منم نتونستم
.هيچ جا پيداش کنم

07:58.050 --> 08:01.350
شما شماره موبايلشو ندارين؟

08:01.350 --> 08:04.750
معلومه که نه. ماخيلي وقته تماسي
.با هم نداشتيم

08:04.750 --> 08:08.450
يعني شما هيچکدوم از اطرافيانشُ نميشناسين؟

08:09.050 --> 08:11.150
.من کاملا مطمئن نيستم

08:12.050 --> 08:13.550
.اون هميشه همينجوري بوده

08:13.550 --> 08:16.650
اون خيلي کم حرف ميزد و کسي  رو نداشت
.که بخواد باهاش درد دل کنه

08:16.650 --> 08:19.950
.هميشه تو خودش بود

08:21.050 --> 08:22.050
.بسيار خب

08:22.650 --> 08:24.450
.متوجه شدم

08:25.350 --> 08:26.650
.منو ببخشيد

08:27.650 --> 08:31.150
اه، اين ماشين چه مرگشه؟

08:31.650 --> 08:32.850
!براي اينه که زيادي داغ کرده

08:32.850 --> 08:34.450
آب خنک نداري؟

08:36.150 --> 08:39.450
اه، واقعا که! اينجوري رئيس موسسه ي ميونگ مون
!به خاطر تاخيرسرمون هوار ميکشه

08:40.650 --> 08:42.550
.اونها بايد به طور منظم ماشينُ چک کنن

08:46.350 --> 08:47.250
.الو

08:47.250 --> 08:49.350
.از دفتر امنيت دانشگاه ميونگ مون تماس ميگيرم

08:50.750 --> 08:52.550
.اه،بله ، خيلي متاسفم

08:52.550 --> 08:55.250
.ما رفته بوديم آيس کافي بخريم که ماشينمون خراب شد

08:55.650 --> 08:57.350
.با يه تعمير کار تماس گرفتيم

08:57.850 --> 09:02.350
نيازي نيست.امروز قراره کلي مهمون
براي رئيس بياد،براي همين گفتن که نيازي
.به اومدن شما نيست

09:02.350 --> 09:04.850
.واقعا؟ عاليه

09:04.850 --> 09:06.750
.پس، بعدا ميبينمتون

09:08.450 --> 09:11.450
.حسابي استراحت کنين.ما قراره کارتونُ انجام بديم

09:12.550 --> 09:15.350
.اووو...يون سانگ ،کارت خيلي درسته

09:16.150 --> 09:18.250
.اينو بپوش کمربندتم ببند

09:18.250 --> 09:20.850
ما بايد تو 2 ساعتي که کيم جونگ شيک
.ميره ، کارمونُ انجام بديم

09:37.650 --> 09:39.850
چي؟ مرخصي استعلاجي؟

09:40.450 --> 09:43.650
از اون آدمهايي نيست که به خاطر بيماري سر
.کار نره، مگه اينکه ديگه چاره اي نداشته باشه

09:44.650 --> 09:47.050
.در هر صورت ...متشکرم

09:48.050 --> 09:51.950
نانا...اتفاقي براش  نيوفتاده باشه؟

09:52.350 --> 09:56.850
.جواب تلفنشم که نميده،خيلي نگرانشم

09:56.850 --> 09:59.150
اتفاقي براي نانا افتاده؟

10:00.050 --> 10:02.150
.من ديروز رفتم خونه اش، ولي اونجا نبود

10:02.150 --> 10:03.950
.تلفنشم خاموشه

10:04.550 --> 10:06.550
،همکارش ميگفت

10:06.550 --> 10:09.750
عموش تماس گرفته و به خاطر مريضي
.براش مرخصي گرفته

10:09.750 --> 10:15.050
نانا همش يه عمو داره که اونم رابطه ي
.نزديکي باهاش نداره

10:15.050 --> 10:18.850
شما خبري ازش ندارين؟

10:19.450 --> 10:20.550
.نه،بي خبرم

10:20.550 --> 10:24.050
.حتما مريض بوده که مرخصي استعلاجي گرفته

10:24.350 --> 10:26.150
.دادستان، دادستان

10:26.550 --> 10:29.950
،مامور جانگ،چه خبره ، چه سروصدايي راه انداختي
شکار چي شهرُ گرفتي؟

10:29.950 --> 10:31.250
.نه از اين خبرها نيست

10:31.250 --> 10:36.650
از دفتر دادستاني "ها دانگ وو" خواستن که
تمام اسناد مربوط به پرونده ي شکارچي
.شهرُ به اونها تحويل بديم

10:36.650 --> 10:38.050
بايد چيکار کنيم؟

10:46.950 --> 10:48.550
باز چه خبر شد؟

10:48.550 --> 10:50.050
چرا ميخواين منو از پرونده ي
شکارچي شهر بردارين؟

10:50.050 --> 10:54.550
چون نميتونسته به بانک ها اعتماد کنه براي
.همين 200 ميليار وونُ تو خونه اش نگه ميداشته

10:54.750 --> 10:56.650
ما بايد تحقيقات قضاييمونُ در اين زمينه
.گسترش بديم

10:57.150 --> 11:00.650
.تو از پرونده ي شکارچي شهر کنار گذاشته ميشي

11:01.150 --> 11:01.950
!رئيس

11:01.950 --> 11:05.250
من و رئيس بازرسي ميدونيم که تو
.پسر کيم جونگ شيکي

11:05.250 --> 11:06.350
چطور ميتونم بذاريم اين پرونده
زير دست تو بمونه؟

11:06.350 --> 11:08.350
مطابق قوانين تو نميتوني مسئول پرونده اي باشي
.که با خانواده ات در ارتباطه

11:08.350 --> 11:10.250
،پدرت،سيو يانگ هاک، لي کيونگ وان
...شکار چي شهر

11:10.650 --> 11:13.150
ما تو جلسه تصميم گرفتيم که بايد اين
.پرونده رو به دادستان" ها دانگ وو" واگذار کني

11:13.150 --> 11:15.850
،قربان، من تو پرونده ي پدرم دخالت نميکنم

11:15.850 --> 11:17.550
ولي اجازه بديد به تحقيقاتم در مورد
.شکار چي شهر ادامه بدم

11:17.550 --> 11:19.450
.تازه به يه مظنون کليدي رسيديم

11:20.550 --> 11:22.250
مظنون کليدي؟

11:22.550 --> 11:26.250
،پس...بسپرش به ها دانگ وو
.و خودتو کنار بکش

11:26.250 --> 11:27.150
!رئيس

11:27.150 --> 11:30.150
،اين پرونده نهايتش به خانواده ي تو مربوط ميشه
افراد در اين گونه موارد چشمشونُ بر روي بعضي
.واقعيت ها ميبندن

11:30.150 --> 11:31.650
.ممکنه فرد به پرونده سازي بيوفته

11:31.650 --> 11:33.050
.من نميتونم اجازه بدم همچين اتفاقي بيوفته

11:33.050 --> 11:34.850
.من به هيچ وجه اين کارُ نميکنم

11:34.850 --> 11:36.150
.الان اينجوري فکر ميکني

11:36.150 --> 11:39.250
بيشتر دانشجوياني که پول کمک هزينه ي تحصيلي رو دريافت کردن

11:39.250 --> 11:42.650
به خاطر شهريه هاي بالاي دانشگاه
!به فلاکت افتاده بودن

11:42.650 --> 11:45.050
تحت اين شرايط، اگه تحقيقات به
،درستي انجام نشه

11:45.050 --> 11:49.050
دفتر دادستاني براي هميشه اعتبارشُ
.از دست ميده

11:50.750 --> 11:55.050
.پدر دادستان برگه ي احضاريه رو قبول نکرده

11:55.050 --> 11:59.550
اگه اومدي اينجا براي من از اصول
.قانوني صحبت کني، بهتره بري حرفهاتو به پدرت تحويل بدي

11:59.550 --> 12:01.250
،حالا که جرات کرده جلوي حکم دفتر دادستاني بايسته

12:01.250 --> 12:05.050
.به خودش آسيب ميرسونه
،چشمهاش، دماغش،دهانش،گوشهاش
!آسيب ميبينن

12:06.150 --> 12:09.650
فقط به خاطر يه ذره قدرتي که داره
!به خودش جرات ميده با اينجا مثل سگدوني رفتار کنه

12:14.750 --> 12:18.650
تو واقعا نميدونستي؟

12:21.050 --> 12:23.150
،من به تو مظنون نيستم

12:23.150 --> 12:25.450
.ولي افکار عومي بر خلاف منه

12:25.450 --> 12:28.850
دويست ميلياد وون تو يه خونه باشه ،اونوقت
پسر اون خونه خبري ازشون نداشته باشه؟

12:31.150 --> 12:35.050
دادستان هاي زيادي به خاطر خانواده شون
.عقايدشونُ زير پا گذاشتن، يکي دو نفر نبودن

12:35.050 --> 12:37.050
.پرونده رو کنار بذار، فقط همين يک مورده

12:38.850 --> 12:40.350
.حالا ميتوني بري

12:48.150 --> 12:50.350
.ما از بخش اطلاعات مخابرات انتظاماتي کره اومديم

12:50.350 --> 12:51.950
.بله، برين داخل

12:51.950 --> 12:54.450
.اتاق خاليه، رئيس رفتن بيرون

12:54.450 --> 12:55.950
.بله، متوجه شدم

12:59.350 --> 13:01.150
.دفتر کيم جونگ شيک، بفرماييد

13:02.650 --> 13:04.250
الان رفته بيرون؟

13:04.950 --> 13:07.450
.متوجه شدم. پس ميام اونجا و منتظر ميمونم

13:33.050 --> 13:36.550
منو ميبخشيد ،ولي رئيس قبل از اينکه بره
.تاکيد کرد که منم حتما تو اين اتاق بمونم

13:36.550 --> 13:37.650
.بله، ما متوجهيم

13:37.650 --> 13:41.450
،بين افرادي که ما براشون کار ميکنيم
.هستند کساني که فقط به افراد خاصي اعتماد ميکنن

13:49.550 --> 13:51.250
او، اين چيه اينجا؟

13:52.350 --> 13:53.950
چيز غير عادي اي ميبينين؟

13:54.450 --> 13:56.150
.مانيتور شروع به کار کره

13:56.150 --> 13:58.050
بايد به رئيس اطلاع بدم؟

13:58.050 --> 14:00.950
.نه، چيزي نيست، خودم درستش ميکنم

14:11.650 --> 14:12.850
.حالا درست کار ميکنه

14:13.950 --> 14:15.550
!خيلي خوبه

14:15.550 --> 14:18.550
براي يه لحظه شوکه شدم، خدا رو شکر
.که همه چيز روبراهه

14:18.950 --> 14:21.450
ميتونم برم کمي آب يا قهوه بخورم؟

14:21.450 --> 14:23.850
.يکم عصبي شدم، براي همين تشنمه

14:23.850 --> 14:25.350
.باشه

15:06.750 --> 15:09.850
.مامورين امنيت مشغول بازرسي دفتر هستند

15:10.250 --> 15:11.650
براتون قهوه بيارم؟

15:11.650 --> 15:12.750
.لازم نيست

15:12.750 --> 15:16.170
.ممکنه برگشتن رئيس زياد طول بکشه

15:16.190 --> 15:17.350
.همينجا منتظر ميمونم

15:18.170 --> 15:18.650
.بسيار خب

15:38.550 --> 15:43.750
ميگن مشکلات امنيتي رو ميشه با استفاده

15:43.750 --> 15:46.450
.از دستگاههاي تشخيص تداخل امواج متوجه شد

15:46.450 --> 15:48.950
.تشخيصش خيلي سخته

15:50.850 --> 15:54.750
تونستيد به فرکانس تاييد کننده برسيد؟

16:13.350 --> 16:15.350
.بله، خانم نانا

16:15.350 --> 16:17.950
.بله،نانا هستم

16:18.450 --> 16:20.650
جناب دادستان ، الان کجا هستيد؟

16:20.650 --> 16:24.150
.نميتونم صداتونُ بشونوم

16:24.150 --> 16:27.050
!الو؟الو؟ صداتونُ نميشنوم

16:27.050 --> 16:29.550
الو؟

16:29.550 --> 16:31.350
.آه، بله

16:36.250 --> 16:38.450
حالا ميتونيد صدامُ بشنويد؟

16:38.450 --> 16:40.850
.من خيلي نگرانتون بودم

16:40.850 --> 16:42.650
.شنيده بودم مريض شديد

16:42.650 --> 16:44.150
خيلي جدي که نيست؟

16:44.850 --> 16:48.250
.بازوم يخورده آسيب ديده، ولي الان بهتره

16:48.250 --> 16:51.450
.ولي هنوزم صداتون خوب نميرسه

16:51.450 --> 16:53.450
.لطفا چند لحظه صبر کنيد

17:05.250 --> 17:07.550
.حالا ميتونم صداتونُ بشنوم

17:07.550 --> 17:11.050
.لطفا به خاله بگين نگران من نباشه

17:12.350 --> 17:14.250
شما خونه ي عموتون هستين ، درسته؟

17:14.850 --> 17:16.150
.بله

17:16.150 --> 17:17.750
،چون خيلي وقت بود که همديگه رو نديده بوديم

17:17.750 --> 17:20.550
.يه خورده بيشتر پيشش موندم

17:21.050 --> 17:23.950
.پس، بعدا دوباره باهاتون تماس ميگيرم

17:23.950 --> 17:25.550
.موفق باشيد

17:30.350 --> 17:32.150
،اگه لي يون سانگ بفهمه موبايامُ با خودم آوردم

17:32.150 --> 17:34.350
.عصباني ميشه

17:46.550 --> 17:50.450
جلسه هيئت مديره دانشگاههاي خصوصي
قراره فردا به صورت غير منتظره تشکيل
.بشه. يه خورده عجيبه

17:50.450 --> 17:53.050
.تا وقتي اوضاع روبراهه همه دور رو برت ان
.همينکه به مشکلي برميخوري ميخوان از شرت خلاص بشن

17:53.050 --> 17:55.250
برو بررسي کن ببين دقيقا
.چه خيالاتي تو سرشونه

17:55.250 --> 17:56.250
.بله

17:56.250 --> 17:58.650
.دفتر دادستاني دنبال شاهد هاست

17:58.650 --> 18:00.150
من بايد چيکار کنم؟

18:07.450 --> 18:08.550
!ترسونديم

18:08.550 --> 18:10.450
.نزديک بود گير بيوفتيم

18:10.450 --> 18:13.150
.اون ماشينِ رئيس کيم جونگ شيکه

18:13.150 --> 18:14.850
.5453

18:15.250 --> 18:17.250
چرا دادستان کيم يونگ جو اومده اينجا؟

18:17.250 --> 18:19.250
من که دادستان نيستم، از کجا بايد بدونم؟

18:19.250 --> 18:20.950
!آه، 200 ميليارد

18:20.950 --> 18:23.550
ظاهرا به خاطر تحقيق روي بودجه ي
.دانشگاه اومده

18:23.550 --> 18:24.950
.مثل هميشه خوش تيپه

18:24.950 --> 18:28.450
.خوش تيپ؟اون به خاطر کارش بايد اينجوري لباس بپوشه
چه انتظاري ازش داري؟

18:28.450 --> 18:30.850
.درضمن، بهت گفته بودم موبايلتو خاموش کن

18:30.850 --> 18:34.850
کيم جونگ شيک به راحتي ميتونه
.ردِ شماره تو بگيره

18:34.850 --> 18:37.250
.تو اين مدت، جواب هيچ تماس ناشناسي رو نده

18:37.250 --> 18:40.750
.متوجهم. خاموشش کرده بودم

18:44.450 --> 18:46.950
.هنوزم دير نشده

18:46.950 --> 18:48.550
.خودتونُ تسليم کنيد

18:48.550 --> 18:50.750
.حقيقتُ بهشون بگين و عذر خواهي کنيد

18:50.750 --> 18:52.950
شما از شهريه اي که اونها به سختي تهيه
.کرده بودن، سوءاستفاده کردين

18:52.950 --> 18:55.450
باز هم احساس عذاب وجدان نميکنيد؟

18:55.850 --> 18:58.750
...موقعي که شما رو با اون 200 ميليارد ديدم

18:59.250 --> 19:00.350
.نبايد همونجوري ميذاشتم و ميرفتم

19:00.350 --> 19:02.150
.اين دانشگاه منه

19:02.750 --> 19:04.950
.من ساختمش. من روش سرمايه گذاري کردم

19:04.950 --> 19:07.650
پول خودمه، پس چرا نبايد اون جوري که
دلم ميخواد، خرجش کنم؟

19:07.650 --> 19:09.250
.بقيه ي مردم هم همين کارُ ميکنن

19:09.650 --> 19:11.750
چرا فقط من بايد در مقابل قانون تسليم بشم؟

19:12.550 --> 19:14.050
.دوباره ميگم. من بيگناهم

19:14.050 --> 19:15.750
شما ميگين، بيگناهين؟

19:16.150 --> 19:17.350
دروغي که به ديگران ميگين،کافي نيست؟

19:17.350 --> 19:19.250
حالا ميخواين به خودتونم دروغ بگيد؟

19:19.250 --> 19:20.850
چي؟

19:20.850 --> 19:22.950
وقتي فهميدم کسي رو که شاهد تصادف بوده
،تهديد کردين

19:22.950 --> 19:25.950
،تا قرباني  حادثه رو مقصر جلوه بدين

19:25.950 --> 19:27.950
.خيلي برام سخت بود،چيزي نمونده بود ديوونه بشم

19:27.950 --> 19:30.450
،ولي اگه اين کار تنها لکه ي زندگيتون بود

19:30.450 --> 19:33.650
،با وجوديکه من پسر شمام
،به خاطر اعضاي خانواده ي قرباني

19:33.650 --> 19:37.550
.من بار سنگين اين مسئوليتُ به دوش کشيدم

19:39.650 --> 19:43.550
.مهلت بپيگرد قانونيش تموم شده، من بيگناهم

19:43.550 --> 19:44.750
پيگرد قانوني؟

19:44.750 --> 19:45.950
.آره، پيگرد قانوني

19:45.950 --> 19:47.750
.ده ساله که تموم شده

19:47.750 --> 19:51.650
،در ضمن اون حادثه يه تصادف منجر به مرگ بود
.نه يه تصادف بزن و در رو

19:51.650 --> 19:52.550
.همه چي تموم شده

19:52.550 --> 19:54.850
شما حتي يه ذره هم عذاب وجدان ندارين؟

19:54.850 --> 19:56.250
،به خاطر کار شما

19:56.250 --> 19:57.250
،همسرش کشته شد

19:57.250 --> 19:59.850
و شوهرش هنوز که هنوزه بعد از 10 سال
!تو کماست

20:03.150 --> 20:09.950
.چه شانسي...يکيشون مُرده و يکي هم رفته تو کما

20:10.650 --> 20:11.750
چي؟

20:11.750 --> 20:14.650
.مُرده که نميتونه حرف بزنه

20:15.650 --> 20:21.350
و شانس به هوش اومدن آدمي که
.رفته تو کما خيلي کمه

20:22.750 --> 20:27.450
شانس آوردم که اونها نميتونن منو
.مقصر جلوه بدن

20:28.050 --> 20:29.050
.پدر

20:29.050 --> 20:32.050
.به هر حال. زندگي اون ها ديگه تموم شده

20:32.550 --> 20:37.550
پس چي ميشه اگه اونها مقصر نشون داده بشن؟

20:37.650 --> 20:40.850
تو فکر کردي همه ي آدمها ارزششون يکيه؟

20:41.850 --> 20:44.350
.من با اونها فرق دارم

20:44.350 --> 20:48.650
من تمامِ زندگيمو وقف آموزش و پرورش
.کره ي جنوبي کردم

20:48.650 --> 20:53.850
اگه به خاطر من نبود سيستم آموزشي
.کره به اينجا نميرسيد

20:53.850 --> 21:00.150
!عذاب وجدان؟بخشايش؟تسليم شدن؟ فراموشش کن

21:02.350 --> 21:05.250
...اون تصادف رانندگي مربوط به يک دهه پيش ميشه

21:05.250 --> 21:08.550
.خيلي وقته که فراموشش کردم

21:08.550 --> 21:13.950
.اون روز ، بدشانسي آوردم

21:13.950 --> 21:16.350
.دست سرنوشت تو کار بود

21:16.850 --> 21:20.750
فقط به خاطر اين بود که من يه خورده
.بدشانسي آوردم

21:25.850 --> 21:31.850
خيلي بهتر ميشد که تو اون حادثه ي رانندگي
.شما کشته ميشديد ، پدر

21:31.850 --> 21:35.750
.اونجوري ديگه مثل الان ازتون متنفر نميشدم

21:36.650 --> 21:39.450
.من از اينکه پسر شمام ، بيزارم

21:39.450 --> 21:40.450
...يونگ جو

21:40.450 --> 21:45.550
گناهاي شما...با گذشت زمان پاک ميشن؟

21:46.750 --> 21:52.650
دقيقا چه اتفاقي در اکتبر 1983 افتاده؟

21:55.550 --> 21:58.850
چرا شکارچي شهر دنبال شماست؟

22:03.650 --> 22:07.150
ظاهرا ديگه بيشتر از اين نميتونم ازتون
.حمايت کنم، پدر

22:07.150 --> 22:09.750
.مراقب خودتون باشيد

22:28.750 --> 22:34.650
پول خودمه، پس چرا نبايد اون جوري که"
"دلم ميخواد، خرجش کنم؟

22:34.650 --> 22:37.050
".بقيه ي مردم هم همين کارُ ميکنن"

22:37.050 --> 22:39.550
"چرا فقط من بايد در مقابل قانون تسليم بشم؟"

22:39.550 --> 22:42.450
".دوباره ميگم. من بيگناهم"

22:42.450 --> 22:43.450
"شما ميگين، بيگناهين؟"

22:43.450 --> 22:46.950
!تق!تق! قهوه ي کيم نانا

22:46.950 --> 22:49.050
!يه اس ام اس برام بفرست، فورا برات درست ميکنم

22:49.050 --> 22:51.450
!اه...ممنون

22:51.450 --> 22:53.550
چيزي گيرت اومد؟

22:53.550 --> 22:56.450
اوه!دادستان کيم يونگ جو نيست؟

22:57.850 --> 22:59.450
!چرا ؟ بذار ببينيم

22:59.450 --> 23:01.950
.کيفيت فيلمش مشکل داره

23:01.950 --> 23:04.550
زاويه ي دوربين بده ، نميشه درست
.افرادُ ببيني

23:04.550 --> 23:06.150
.ظاهرا بايد دوباره دوربينُ جاسازي کنيم

23:06.150 --> 23:09.850
ميخوام ببينم دادستان کيم يونگ جو با کيم جونگ شيک
.چيکار ميکنه

23:09.850 --> 23:12.350
بايد موقع حرف زدن باهاش خيلي
باحال بوده باشه، مگه نه؟

23:12.350 --> 23:14.350
مگه دادستان داره کُشتي ميگيره؟

23:14.350 --> 23:17.950
.چه حرفهايي ميزنه!برو، بايد کار کنم

23:19.250 --> 23:20.550
.جاسازيش راحت نيست

23:20.550 --> 23:22.050
کِي بايد دوباره براي نصبش بريم؟

23:22.450 --> 23:25.650
بازپرس جانگ،هنوز محل لي کيونگ هي
رو پيدا نکردي؟

23:25.650 --> 23:27.550
لي کيونگ هي؟

23:27.950 --> 23:31.150
دادستان، مگه ما از پرونده ي شکارچي شهر
کنار گذاشته نشديم؟

23:31.150 --> 23:33.450
فکر کردي صِرف اينکه بهمون گفتن پرونده رو
رها کنيد، قراره از دستوراتشون پيروي کنيم؟

23:33.450 --> 23:35.250
.دادستان

23:36.250 --> 23:38.550
.پرونده به يه دادستان ديگه سپرده شده

23:38.550 --> 23:39.650
.ما نبايد مداخله کنيم

23:39.650 --> 23:43.150
.ما هنوز پرونده هاي ديگه اي هم داريم، دادستان

23:43.150 --> 23:45.850
.بايد اتفاقي در اکتبر 1983 افتاده باشه

23:45.850 --> 23:48.350
لي کيونگ هي گفت که شوهرش يکي
،از محافظين کاخ آبي بوده

23:48.350 --> 23:51.350
.ولي کاخ آبي هيچ پرونده اي ازش نداره

23:51.350 --> 23:53.550
.تحقيق کنيد لي کيونگ هي، کجاست

24:03.150 --> 24:05.250
.متوجه شدم

24:05.950 --> 24:07.850
...از اين به بعد خودم به تمام تحقيقات مربوط

24:07.850 --> 24:10.350
.به شکارچي شهر رسيدگي ميکنم

24:23.650 --> 24:25.250
.ببخشيد

24:25.650 --> 24:29.150
صاحب اسنک فروشي بالاي پله ها رو ديدين؟

24:29.150 --> 24:31.150
.نه،نديدم

24:31.150 --> 24:34.250
.اون مغازه مدتيه که بسته شده
.ما هم نگرانشيم

24:34.250 --> 24:35.950
.آره، جاي نگراني هم داره

24:35.950 --> 24:39.150
،اون هميشه تنها بود
.مطمئنم کسي رو نداره که مراقبش باشه

24:39.150 --> 24:40.650
.سرنوشت باهاش بيرحم بود

24:40.650 --> 24:42.750
.بچه ي 1 ماهه اشو ازش دزديدن

24:42.750 --> 24:44.450
.اصلا براش راحت نبود

24:46.050 --> 24:48.050
بچه اشو گم کرده؟

24:48.050 --> 24:49.550
.به نظرم حدود 1983 بود

24:49.550 --> 24:54.450
اون يه پسر داشته...ظاهرا وقتي که براي خشک کردن
.ملافه ها ميره ، بعد از برگشتنش ميبينه که بچه ناپديد شده

24:54.450 --> 24:58.450
گفتين 83؟ يه پسر؟

25:01.750 --> 25:03.750
راستي. شما کي هستين؟

25:04.150 --> 25:10.950
همين الان يه نفر ديگه از همسايه کناري
.راجع به صاحب اسنک فروشي سوال ميکرد

25:10.950 --> 25:12.750
کي بود؟

26:04.950 --> 26:07.050
.لي کيونگ هي و لي يون سانگ

26:07.050 --> 26:11.550
.اونها قبل از پيوند مغز استخوان آزمايش خون دادن

26:12.450 --> 26:18.150
يعني تو هم نميدوني لي کيونگ هي کجاست؟

26:24.250 --> 26:26.250
،لي کيونگ وان و سيو يانگ هاک

26:26.850 --> 26:32.750
.هر دوتاشون با فيلمهاي دوربين مخفي رسوا شدن

26:32.750 --> 26:37.850
...اگه کار لي يون سانگ باشه

26:40.350 --> 26:41.950
ديگه چيکار داري؟

26:43.350 --> 26:47.450
به خاطر بد حرف زدن با پدرت عذاب وجان گرفتي؟

26:47.450 --> 26:51.050
.نه. دفتر دادستاني از قبل تحقيقاتشو شروع کرده

26:51.050 --> 26:53.450
ازتون خواهش ميکنم در طي تحقيقات
.با دادستاني همکاري کنيد

26:54.350 --> 26:55.350
چي؟

26:55.350 --> 26:59.750
نگران اينم که شما هم مثل ديگران
بيماري و گرفتاري رو براي نرفتن به دادستاني
.بهانه کنيد

27:01.050 --> 27:05.150
.انگار خوب ميتوني فکر پدرتُ بخوني

27:06.850 --> 27:08.650
.بله، بازپرس جانگ پيل ژائه

27:08.650 --> 27:11.950
چي ؟ لي کيونگ هي رو پيدا کردين؟

27:12.450 --> 27:17.850
بله. تو صومعه ي هِيشيم تو دانجين؟
.بسيار خب،فورا ميام

27:19.050 --> 27:20.850
.لاغرتر از قبل شدي

27:20.850 --> 27:23.450
.بيا امشب با هم شام بخوريم

27:23.450 --> 27:25.250
.سرم خيلي شلوغه

27:31.250 --> 27:36.050
".دانجين،صومعه ي هِيشيم"
دانجين،صومعه ي هِيشيم؟

28:08.650 --> 28:09.750
.ببخشيد

28:12.450 --> 28:15.050
.دادستان کيم يونگ جو هستم،از دفتر دادستاني سئول

28:15.550 --> 28:19.250
تا چند لحظه ي ديگه يه مرد براي ديدن
.خانم لي کيونگ هي مياد اينجا

28:19.250 --> 28:22.850
.لطفا اجازه بديد وارد صومعه بشه

28:23.750 --> 28:25.550
.اميدوارم بتونيد به من کمک کنيد

28:26.250 --> 28:27.650
.بسيار خب

28:46.750 --> 28:49.750
.لي يون سانگ،زود باش بيا اينجا

29:29.250 --> 29:32.650
شما براي ديدن لي کيونگ هي اومدين، درسته؟

29:32.650 --> 29:34.150
.درسته

29:34.150 --> 29:36.050
زني به نام لي کيونگ هي اينجاست؟

29:36.350 --> 29:38.050
.دنبالم بياين

29:46.750 --> 29:48.750
.معذرت ميخوايم

30:02.050 --> 30:03.750
.ايشون داخل صومعه هستن

30:12.850 --> 30:15.650
بيمار لي کيونگ هي هنوزم پاهاشون ضعيفه؟

30:15.650 --> 30:17.650
تونسته خودشُ با اينجا وفق بده؟

30:17.650 --> 30:19.650
.بله

30:19.650 --> 30:23.850
.بعد از اينکه به اينجا اومدن، شرايطشون ثابت شد

30:24.250 --> 30:26.150
.لطفا بفرماييد داخل

31:21.950 --> 31:23.050
مشکلي پيش اومد؟

31:23.050 --> 31:25.050
کجا رفته بودي؟

31:26.050 --> 31:28.850
ميبينم که خيلي نسبت به کارهاي من
.کنجکاوي ميکني

31:28.850 --> 31:30.550
،ولي قبلا هم بهت گفتم

31:30.550 --> 31:32.250
،اگه ميخواي از من سوال بپرسي
.بعد از پيدا کردن مدرک بيا

31:32.250 --> 31:34.650
.آه، حکم بازرسي

31:35.250 --> 31:38.350
تو واقعا دنبال حکمي. انگار يه جاي کارت
.اشکال داره

31:38.350 --> 31:40.550
.معني نداره بخوام براي بار سوم تکرار کنم

31:40.550 --> 31:43.150
مهارت يه بوکسور تو اين نيست که بتونه ضربه اي بزنه
که مردمُ به هيجان بياره؟

31:43.150 --> 31:45.450
اگه نميتوني يه ضربه ي تر و تميز بزني
.پس بازي نکن

31:45.450 --> 31:47.450
.دادستان کيم يونگ جو

31:49.850 --> 31:52.050
.لباست گلي شده

31:53.850 --> 31:57.450
امروز بچه ها تو صومعه ي هِيشيم داشتن
.توپ بازي ميکردن

31:58.350 --> 32:00.350
صومعه هِيشيم؟

32:00.350 --> 32:01.350
کجا هست؟

32:01.350 --> 32:05.250
مطمئنم بعد از ديدن فيلم دوربين هاي
.مدار بسته متونم به شواهدي که ميخوام برسم

32:05.250 --> 32:06.850
...ولي با توجه به برنامه هاي دقيق شما

32:06.850 --> 32:09.050
نوارهاشون بايد جايگزين شده باشن، مگه نه؟

32:09.050 --> 32:11.350
نميگفتي که بايد تو مبارزه ضربه ي مستقيم بزني؟

32:11.350 --> 32:13.150
بايد چيکار کنم؟

32:13.450 --> 32:16.250
.من ترجيح ميدم دنبال شواهد ساده تر باشم

32:16.250 --> 32:18.150
.موفق باشي

32:39.550 --> 32:41.650
"اين آخرين درخواست منه"

32:41.650 --> 32:43.450
"خودتونُ تحويل بديد، باشه؟"

32:43.450 --> 32:46.250
."وگرنه شرايط جدي تر ميشه"

33:18.050 --> 33:19.950
"معبد پاتو"

33:21.050 --> 33:23.150
!هواي اينجا واقعا تميزه

33:43.950 --> 33:45.250
!خداي من

33:45.250 --> 33:46.950
!خداي من
!خداي من

33:46.950 --> 33:48.850
!خداي من
!چه بد شد

33:48.850 --> 33:51.550
!خداي من
چجوري افتاد؟

33:51.550 --> 33:53.640
روشن نميشه؟

33:53.640 --> 33:56.750
!خداي من. عجب احمقي ام

33:59.850 --> 34:01.350
!يه راهبه

34:01.750 --> 34:03.750
!درود بر نامو آميتهابا بودها

34:03.750 --> 34:05.450
...اون...بوديستاوا رو نميشناسين

34:05.450 --> 34:07.250
،داخل اين معبد

34:07.850 --> 34:10.640
زني شبيه اين عکس زندگي ميکنه؟

34:10.640 --> 34:12.750
.همين خانمي که اين وسطه

34:14.550 --> 34:15.550
.من آدم بدي نيستم

34:15.550 --> 34:18.050
!خطري ندارم، کاملا بي خطرم

34:18.050 --> 34:19.750
...اون

34:19.750 --> 34:21.050
.اسمش لي کيونگ هيه

34:21.050 --> 34:22.050
.شرايط جسمي اش مساعد نيست

34:22.050 --> 34:23.850
.ولي از بيمارستان فرار کرده

34:23.850 --> 34:25.140
...من فکر ميکنم

34:25.140 --> 34:28.050
اون به خاطر اينکه فکر ميکرده زنده موندنش
.ديگه ارزشي نداره از بيمارستان فرار کرده

34:28.050 --> 34:30.650
!ولي پسرش در به در دنبالشه

34:30.650 --> 34:34.350
.لي کيونگ هي پسري نداره

34:34.350 --> 34:36.350
.بله

34:36.350 --> 34:38.450
.همه همين فکرُ ميکنن، ولي حقيقت نداره

34:38.450 --> 34:40.250
.پسرش که گم شده داره به سلامتي زندگي ميکنه

34:40.250 --> 34:42.850
اسمش دکتر لي يون سانگه که الان
.در کاخ آبي مشغول به کاره

34:42.850 --> 34:44.450
.پسرش بزرگ و خوشتيپ شده

34:44.450 --> 34:47.250
...در به در دنبال مادرشه
ميبخشيد که مزاحمتون شدم،ولي خواهشا کمکم
کنيد، باشه؟

34:48.050 --> 34:49.350
واقعا که...مگه تمام عمرت با آدم هاي
متقلب سروکار داشتي؟

34:49.350 --> 34:52.550
من دارم راستشو ميگم. خواهشا
!حرفمو باور کنيد، خواهر روحاني

34:52.550 --> 34:54.150
.التماس ميکنم

35:15.950 --> 35:18.450
اينجا واقعا اتاقشه؟

35:22.750 --> 35:25.150
گفتين ، امروز برنميگرده؟

35:25.150 --> 35:27.450
فردا چي؟ پس فردا چي؟

35:27.450 --> 35:30.850
روز بعدش چي؟ چند وقت بعدش چي؟

35:30.850 --> 35:33.050
.اون براي زيارت رفته

35:33.050 --> 35:35.350
قراره در عرض 4 هفته از صومعه هاي
،گوناگوني بازديد کنند

35:35.350 --> 35:37.150
.دعا کنن و استراحت کنند

35:37.150 --> 35:38.650
.نميدونم کِي برميگرده

35:38.650 --> 35:42.950
!نميتونست موبايلشو با خودش ببره

35:42.950 --> 35:45.450
.صومعه برق نداره

35:45.450 --> 35:47.350
.فقط بار اضافيه
براي چي بايد ببره؟

35:47.350 --> 35:49.450
.ترجيح ميدن بيشتر به مراقبه بپردازن

35:51.450 --> 35:53.450
...اون

35:55.250 --> 35:57.950
من شماره موبايلمُ بهتون ميدم، باشه؟

35:57.950 --> 35:59.950
راستي...گوشي من که افتاد تو آب و درست
.کار نميکنه

35:59.950 --> 36:00.850
!بسيار خب

36:00.850 --> 36:02.750
من شماره ي دکتر لي يون سانگُ بهتون ميدم، باشه؟

36:02.750 --> 36:04.350
.اون پسر لي کيونگ هيه

36:04.350 --> 36:05.750
،وقتي برگشت

36:05.750 --> 36:08.850
...حتما

36:08.850 --> 36:11.750
حتما حتما، مطمئن بشين که فوري
!بهش زنگ بزنه، خواهش ميکنم

36:11.750 --> 36:14.150
.باشه...باشه

36:14.150 --> 36:15.650
مطمئن باشين، هر وقت برگرده ازش ميخوام
.بهش زنگ بزنه

36:15.650 --> 36:17.950
.حتما، بايداين کارُ بکنين، خواهش ميکنم

36:17.950 --> 36:20.650
.من ديگه ميرم

36:32.650 --> 36:33.450
...اين

36:33.450 --> 36:36.750
اينها رو خواهر هاي روحاني درست کردن؟-
.بله-

36:41.750 --> 36:44.450
.اين جعبه رو به دفتر دادستان ها دونگ وو بفرستيد

36:44.450 --> 36:48.050
.بله

36:58.050 --> 37:01.450
.من اين مدل ام پي تري پليرُ خوب يادمه

37:01.450 --> 37:02.650
کِي بود؟

37:02.650 --> 37:04.550
.فکر کنم 9 يا 10 سال قبل بود

37:04.550 --> 37:07.550
.خواهرم يکي بهم داده بود

37:07.550 --> 37:10.050
.يه دفعه اي يادم افتاد

37:11.350 --> 37:12.450
...راستي

37:12.450 --> 37:14.150
دوست دخترتون بهتون هديه داده؟

37:14.150 --> 37:15.550
.اين هديه ي فارغ التحصيليم بود

37:15.550 --> 37:16.950
.پدرم بهم داده

37:16.950 --> 37:18.450
...آه

37:18.950 --> 37:21.050
...پس چون هديه ي پدرتون بوده

37:21.050 --> 37:22.650
.تا حالا نگهش داشتين

37:22.650 --> 37:23.650
نميخواي بري؟

37:23.650 --> 37:24.550
من بايد برم؟

37:24.550 --> 37:25.950
.نه. دارم ميرم

37:25.950 --> 37:28.050
.همين حالا ميرم

37:35.150 --> 37:36.850
"...ميخوام دادستاني درستکار باشي"

37:36.850 --> 37:38.350
"راست و مستقيم مثل ني هاي بامبو"

37:38.350 --> 37:44.550
"محافظ حقيقت،عدالت،حقوق انساني و صداقت"

37:44.550 --> 37:45.750
"اگه دادستان ها خم بشن"

37:45.750 --> 37:47.750
"،همه ي  اين واژه ها"

37:47.750 --> 37:50.450
"،تبديل به کلماتي داخل دايرت المعارف ميشن"

37:50.450 --> 37:54.450
".يا فقط لغاتي که بايد داخل فرهنگ لغت دنبالشون گشت"

37:54.450 --> 37:56.450
"يونگ جو"

37:56.450 --> 37:58.950
"...اميدوارم که تو دادستاني محافظ"

37:58.950 --> 38:01.350
".عدالت در کره ي جنوبي باشي"

38:23.350 --> 38:24.950
...تو که

38:24.950 --> 38:27.050
براي تحقيق که به اينجا نيومدي،مگه نه؟

38:27.050 --> 38:27.650
.آره، حق با منه

38:27.650 --> 38:30.250
.اين باشگاه گرون قيمت مختصِ اعضاي کلوپه

38:30.250 --> 38:32.850
اگه بگم برخوردمون تصادفي بوده
.که باور نميکني

38:32.850 --> 38:33.850
.ولي منم اينجا عضوم

38:33.850 --> 38:35.950
.اداي آدمهاي بي خبر از همه جا رو درنيار

38:35.950 --> 38:38.550
.انگار خانواده ي پولداري داري

38:38.550 --> 38:40.050
،پدرت

38:40.050 --> 38:42.350
رئيس کيم جونگ شيک نيست؟

38:48.550 --> 38:52.650
از کيم نانا شنيدم که بهش گفتي
.بابالنگ درازشي

38:52.650 --> 38:54.850
کِي قراره بهش بگي پسر کيم جونگ شيکي؟

38:54.850 --> 38:56.950
.ربطي به تو نداره،لي يون سانگ

38:56.950 --> 39:00.350
.بايد يه حدي براي بازي کردن با آدمها وجود داشته باشه

39:00.350 --> 39:01.950
.توي عوضي

39:01.950 --> 39:04.450
يعني دادن اميد به يه نفر بعد از اينکه
بهش ضربه زدي کار دستيه؟

39:04.450 --> 39:06.950
اين همه مدت وانمود کردي که بابالنگ درازشي
...و بهش يه تکيه گاه دادي

39:06.950 --> 39:10.450
بعد از اينکه با حقيقت روبرو بشه و بفهمه
،که تو پسرکسي هستي که پدر و مادرشو کُشته

39:10.450 --> 39:13.050
فکر ميکني کيم نانا چه عکس العملي نشون ميده؟

39:13.050 --> 39:14.350
اصلا به احساساتش فکر کردي؟

39:14.350 --> 39:18.150
من کسي رو نديدم که بهتر از من کيم نانا
.رو بشناسه

39:18.650 --> 39:20.950
...اگه هنوزم ميخواي بابالنگ درازش بموني

39:20.950 --> 39:23.650
.بهتره ازش دوري کني

39:23.650 --> 39:25.550
براي همين بود که تو ايستگاه تلويزيون

39:25.550 --> 39:26.850
نجاتش دادي؟

39:26.850 --> 39:30.650
تو نه تنها گذاشتي سيو يانگ هاک فرار کنه
.بلکه جون نا نا رو هم نجات دادي

39:31.850 --> 39:33.750
.شکارچي شهر

39:34.950 --> 39:37.750
فکر کنم قبلا هم 3 بار بهت گفتم
.ديگه تکرارش فايده نداره

39:37.750 --> 39:40.250
.ظاهرا حافظه ات ضعيف تر از اونيه که فکرشو ميکردم

39:40.250 --> 39:42.750
.حتي به عنوان يه دادستان

39:52.150 --> 39:54.050
.خوش اومدي

39:54.050 --> 39:56.250
يعني اينقدر سخت بود، انگار داري
از خستگي ميميري؟

39:56.250 --> 39:58.350
!رئيس،شما که چيزي نميدونين

39:58.350 --> 40:01.350
.تمام روزُ دنبال دا هيا بودن،آدم کُشه

40:01.350 --> 40:03.950
قبلا که دکتر لي يون سانگ سه شنبه ها
،و پنج شنبه ها بهش درس ميداد

40:03.950 --> 40:06.250
.بدون يه لحظه تاخير به موقع سر کلاسش حاضر ميشد

40:06.250 --> 40:09.550
حالا که اعتصاب کرده از هر فرصتي
.براي فرار استفاده ميکنه

40:09.550 --> 40:12.150
مگه نگفته بودم که دختر خيلي خاصيه؟

40:12.150 --> 40:15.450
دکتر لي يون سانگ قصد برگشتن نداره؟

40:15.450 --> 40:17.550
،معلم سرخونه بودن اونم 5 روز تو هفته

40:17.550 --> 40:20.250
.واقعا آدم کشه

40:25.550 --> 40:27.750
کجا ميري؟

40:27.750 --> 40:29.750
.شنيدم يکي داره دنبالم ميگرده

40:29.750 --> 40:32.050
.ظاهرا يه مرده

40:33.650 --> 40:35.150
يه مرد؟

40:36.150 --> 40:37.050
کدوم مرد؟

40:37.050 --> 40:39.750
من از کجا بايد بدونم؟

40:42.250 --> 40:45.150
يعني کيه؟

40:45.150 --> 40:48.550
...عجب آدم آب زير کاهيه

40:48.950 --> 40:51.150
.دوستم داره

40:51.150 --> 40:52.450
.دوستم نداره

40:52.450 --> 40:54.150
.دوستم داره

40:54.150 --> 40:55.950
.دوستم نداره

40:56.550 --> 40:58.550
.دوستم داره

40:58.550 --> 41:00.250
.دوستم نداره

41:01.350 --> 41:03.250
کي اومده؟

41:04.050 --> 41:05.750
کي اونجاست؟

41:09.450 --> 41:10.550
.بله، منم

41:10.550 --> 41:11.650
.خانم شين يو آه

41:11.650 --> 41:14.850
شما عموي لي يون سانگ نيستين؟

41:14.850 --> 41:16.950
.سلام

41:16.950 --> 41:18.950
براي چي اينجايين؟

41:20.050 --> 41:22.050
.من...من ميخواستم اينو بهتون بدم

41:22.050 --> 41:23.150
چاي سبزه؟

41:23.150 --> 41:24.450
.بله

41:24.450 --> 41:27.050
،به محض اينکه بوي چاي سبز به مشامم خورد

41:27.050 --> 41:30.750
.فورا به ياد افسر محافظ شين افتادم

41:30.750 --> 41:31.750
حالا چيکار کنيم؟

41:31.750 --> 41:34.150
محافظ شين چاي سبز نميخوره
.چون ميگه مزه اش خيلي تلخه

41:34.150 --> 41:35.350
واقعا؟

41:35.350 --> 41:37.550
بايد به خاطر اين باشه که زيادي ميذارين
.دم بکشه

41:37.550 --> 41:39.750
شما بايد طبق دستورالعملي که رو بسته اش
.نوشته دَم کنين

41:39.750 --> 41:41.750
.واقعا بوي خوش آيندي داره

41:41.750 --> 41:43.350
.لي يون سانگ

41:43.350 --> 41:45.250
.شما که اينجوري به فکر من نيستين

41:45.250 --> 41:45.850
چي؟

41:45.850 --> 41:47.050
،وقتي برگشتين خونه

41:47.050 --> 41:49.750
.به يون سانگ بگين که من چاي سبز خيلي دوست دارم

41:49.750 --> 41:50.850
.من با کمال ميل اينو قبول ميکنم

41:50.850 --> 41:52.650
.متشکرم

41:54.150 --> 41:57.650
.متظاهر، تو که چاي سبز نميخوري

41:57.850 --> 41:59.550
.مامور شين

42:00.650 --> 42:03.450
.يون سانگ که اينو نفرستاده. من آوردم

42:08.550 --> 42:12.350
شماره ي مورد نظر در دسترس نميباشد"
".لطفا پيام بگذاريد

42:14.550 --> 42:16.950
چرا نميتونم تماس بگيرم؟

42:17.450 --> 42:18.350
.کيم نانا

42:18.350 --> 42:20.650
عمو نگفت داره کجا ميره؟

42:20.650 --> 42:23.550
.نه،هيچ چي نگفت

42:24.950 --> 42:25.850
...امکان نداره

42:25.850 --> 42:28.050
کيم جونگ شيک؟

42:28.750 --> 42:30.750
امکانش نيست؟

42:36.550 --> 42:38.050
.الو

42:39.250 --> 42:41.350
.مامور امنيتي شين يو آه

42:42.050 --> 42:45.150
من؟چاي اي که فرستادم؟

42:45.650 --> 42:47.350
عمو اومده بوده کاخ آبي؟

42:47.350 --> 42:48.850
کاخ آبي؟

42:48.850 --> 42:49.850
،اگه اون تو کاخ آبيه

42:49.850 --> 42:52.450
...کيم جونگ شيک چند نفرُ نذاشته اونجا

42:52.450 --> 42:53.950
که منو بگيرن؟

42:53.950 --> 42:56.050
کِي اونجا بوده؟

42:57.350 --> 42:59.250
همين الان؟

42:59.650 --> 43:02.250
.بله. نوش جان

43:03.050 --> 43:04.350
.زود برميگردم

43:04.350 --> 43:06.150
.اين عمو خيلي بي فکره

43:06.150 --> 43:08.150
.منم باهات ميام

43:24.350 --> 43:26.450
!عمو

43:51.950 --> 43:56.050
!عمو

43:56.050 --> 43:57.450
عمو، صدامو ميشنوي؟

43:57.450 --> 43:58.350
!بيدار شو-
!عمو-

43:58.350 --> 44:00.150
!عمو!عمو

44:08.250 --> 44:11.150
.5453

44:14.750 --> 44:16.450
.کيم جونگ شيک

44:17.950 --> 44:19.350
!عمو

44:19.350 --> 44:20.650
.عمو، چشمهاتو باز کن

44:20.650 --> 44:22.150
!عمو

44:22.150 --> 44:23.350
!عمو، بيدار شو

44:23.350 --> 44:25.750
.يون سانگ.آروم باش

44:25.750 --> 44:28.650
.عمو

44:32.350 --> 44:34.350
.دستگاهُ روشن کنين

44:34.750 --> 44:35.650
.قلبش وايستاده

44:35.650 --> 44:38.450
.آماده براي  سي پي آر،آدرنالين ميخوايم-
.بله-

44:39.650 --> 44:40.250
...علايم حياتي

44:40.250 --> 44:42.250
.قلبش ضربان نداره

44:43.250 --> 44:44.850
...عمو

44:47.150 --> 44:47.950
...علايم حياتي

44:47.950 --> 44:49.850
.هنوزم ضربان نداره

44:52.350 --> 44:54.150
...عمو

44:54.150 --> 44:56.250
.خواهش ميکنم...نمير

44:56.250 --> 44:57.950
.نمير

45:03.450 --> 45:05.450
.عمو

45:18.050 --> 45:19.750
...علايم حياتي

45:19.750 --> 45:22.150
.ضربانش برگشت،رو شصت و هشته

45:48.050 --> 45:49.150
،با اينکه جراحت خارجي جدي اي نداره

45:49.550 --> 45:50.950
.نشانه هايي از خون ريزي داخلي نشون ميده

45:51.950 --> 45:55.250
بايد براي مشخص شدن ميزان خونريزي داخلي
.عمل بشه

45:55.250 --> 45:58.850
.با اين حال امکان مرگ حِين عمل وجود داره

45:58.850 --> 46:01.010
.ازتون خواهش ميکنم،دکتر، بايد نجاتش بدين

46:01.610 --> 46:02.610
.بله

46:09.610 --> 46:11.420
.خيلي متشکرم

46:37.550 --> 46:48.950
.من الان حالتُ خيلي خوب درک ميکنم
وقتي پدرم رفته بود تو کما و هيمنجوري
،رو تخت افتاده بود

46:48.950 --> 46:52.550
.هر روز هزاران بار به اين مورد فکر ميکردم

46:54.750 --> 46:58.350
...اگه يه دانش آموز دبيرستاني بي دست و پا نبودم

46:58.850 --> 47:02.250
...اگه ميدونستم کي راننده ي اون ماشينه

47:03.050 --> 47:11.050
منم از همون روش براي گرفتن انتقام
.از کيم جونگ شيک استفاده ميکردم

47:12.840 --> 47:18.340
...نگاه الان تو
.مثل نگاه اون موقع منه

47:18.340 --> 47:19.740
.منو عصبي ميکنه

47:19.740 --> 47:21.440
...فکر ميکنم

47:23.740 --> 47:27.240
.الان ميفهمم پدر چه احساسي داره

47:27.640 --> 47:33.040
.ميترسم ...احساس من بد تر از اون باشه

47:33.040 --> 47:35.240
...اون آدم ها

47:39.440 --> 47:41.740
.عمو رو به تو ميسپرم

47:42.440 --> 47:44.640
.لي يون سانگ

48:29.640 --> 48:31.940
.اخبار جديدي از وزارت دادگستري رسيده

48:31.940 --> 48:35.440
.قراره در جشن حمايت ازقانون امسال يه مدال بهت اعطا بشه

48:35.440 --> 48:36.440
براي من؟

48:36.440 --> 48:39.940
اونها گفتن روي پرونده ي که در دفتر سابقت
در مورد فساد شهردار و تجار محلي بوده

48:39.940 --> 48:42.240
.بررسي کاملي انجام دادن

48:42.240 --> 48:43.240
.براي همين تو رو انتخاب کردن

48:43.240 --> 48:45.940
شما فکر کردين به خاطر گرفتن مدال روي
اون پرونده کار کردم، رئيس؟

48:45.940 --> 48:48.140
.نبايد هميشه اينقدر پرخاشگرانه با من صحبت کني

48:48.140 --> 48:49.840
،اگه دوباره چنين رفتاري ازت سر بزنه

48:49.840 --> 48:51.940
من به دفتر دادستاني  گزارش ميدم که تو
،نتونستي شکارچي شهرُ دستگير کني

48:51.940 --> 48:54.540
.تا تنزل درجه پيدا کني و بفرستنت به جزيره ي مارا

48:54.540 --> 48:57.040
.ميتونم فورا اين کارُ بکنم

48:57.040 --> 48:57.840
.رئيس

48:57.840 --> 49:02.040
محلي که براي جشن در نظر گرفته شده
.کوچيکه،فقط ميتوني 10 نفرُ دعوت کني

49:02.040 --> 49:04.940
.من يه ليست آماده کردم. يه نگاهي بنداز

49:11.340 --> 49:14.040
.اين يکي رو حذف کنيد

49:16.440 --> 49:18.740
.من ديگه ميرم

49:20.540 --> 49:22.940
".کيم جونگ شيک، دانشگاه ميونگ مون"

49:26.240 --> 49:29.540
.ان نامه از دفتر دادستاني رسيده

49:30.340 --> 49:32.840
.کافيه. خودت ميدوني باهاش چيکار کني

49:32.840 --> 49:35.840
.از طرف پسرتونه

49:35.840 --> 49:38.040
يونگ جو؟

49:44.640 --> 49:47.240
دعوتنامه.محل:تالار کنفرانس.طبقه ي سوم
.مرکز اداره ي محلي دادستاني

49:49.140 --> 49:51.740
.به عنوان  پدر، بايد شرکت کنم

49:53.640 --> 49:55.940
.بله ، خاله. منم

49:56.540 --> 49:58.140
.بله

49:58.140 --> 50:01.340
.خيلي وقت بود عمو رو نديده بودم
.ميخوام يه چند روز بيشتر بمونم

50:01.340 --> 50:03.640
.حتما خيلي ناراحت شدين

50:03.640 --> 50:07.940
.بله

50:07.940 --> 50:11.640
.لطفا از طرف من به دادستان کيم يونگ جو تبريک بگين

50:11.640 --> 50:15.340
چي؟تنزل درجه؟

50:15.340 --> 50:19.140
چرا بايد کسي رو که قراره مدال بگيره تنزل درجه بدن؟

50:20.140 --> 50:23.040
به خاطر شکارچي شهر؟

50:23.940 --> 50:26.440
.بله

50:29.240 --> 50:32.940
.باشه. بعدا باهاتون تماس ميگيرم

51:03.240 --> 51:04.940
.پدر

51:04.940 --> 51:06.440
چرا اومدين اينجا؟

51:06.440 --> 51:08.940
مگه دعوتم نکردي؟

51:08.940 --> 51:11.240
!تبريک ميگم

51:22.940 --> 51:24.940
.بازپرس جانگ پيل ژائه

51:24.940 --> 51:26.340
.بله

51:28.040 --> 51:30.340
.شکارچي شهر امروز مياد اينجا

51:30.340 --> 51:32.940
.اطراف سالن کنفرانس و اتاق ارتباطات رو بگردين

51:32.940 --> 51:34.840
.بله، قربان

51:37.640 --> 51:39.140
.رئيس

51:39.140 --> 51:41.840
احساس ميکنم قراره سر و کله ي شکارچي شهر
.پيدا بشه

51:41.840 --> 51:42.940
فورا تمام ورودي ها و خروجي ها
.رو ببنديد

51:42.940 --> 51:46.340
دادستان کيم،قبلا بهت گفتم که تو پرونده ي
.شکارچي شهر دخالت نکن

51:46.340 --> 51:48.540
.ما اينجا چند صد تا دادستان داريم

51:48.540 --> 51:51.540
.بايد ديوونه باشه که بياد اينجا

51:51.540 --> 51:53.640
.مراسم تقريبا داره شروع ميشه

51:53.640 --> 51:56.240
.برو سر جات بشين

51:59.940 --> 52:02.240
.پسر من به شما مديونه-
.بله-

52:02.240 --> 52:04.940
.متشکرم. لطفا در آينده هم هواشو بهش باشه

52:05.240 --> 52:08.240
دادستان کيم. لطفا در آينده هم همينطور
.نسبت بهش حسن نيت داشته باشيد

52:08.240 --> 52:11.040
.بله-
.خيلي متشکرم-

52:40.740 --> 52:44.440
اين مراسم براي همکاري ايشان در آشکار کردن
فساد بين معاملات فرماندار و تجار محلي

52:44.440 --> 52:46.740
.که در مقياس بزرگ صورت ميگرفته است، برگزار شده

52:46.740 --> 52:48.340
.ايشان از ماليات هاي مردم محافظت نموده اند

52:48.340 --> 52:50.540
،و جزو برترين ها در حفاظت از مرزهاي عدالت اجتماعي هستند

52:50.540 --> 52:52.040
...بدين وسيله با اعطاي اين تشويق نامه

52:52.040 --> 52:56.240
از جانب افسر هوانگ سو بنگ،وزير امور
حقوقي جمهوري کره ي جنوبي از شما
.قدرداني ميشود

53:06.340 --> 53:10.440
حال به سخنان دادستان کيم يونگ جو در مورد
.احساسشون براي گرفتن اين جايزه گوش فراميدهيم

53:23.840 --> 53:28.740
من دادستان کيم يونگ جو ،لياقت گرفتن اين تشويقي
.رو ندارم

53:31.040 --> 53:34.040
...به نظر من يک دادستان بايد

53:45.240 --> 53:47.140
...يک دادستان

53:48.340 --> 53:50.340
.بايد مثل ني هاي بامبو راست و مستقيم باشه

53:50.340 --> 53:58.140
محافظ عدالت،حقيقت،حقوق انساني و صداقت
.باشه، و بي طرفي خودشو حفظ کنه

53:58.640 --> 54:00.840
،اگه ما خَم بشيم

54:00.840 --> 54:03.140
،همه ي اينها

54:03.540 --> 54:06.040
،تبديل به کلماتي داخل دايرت المعارف ميشن

54:06.040 --> 54:10.240
يا فقط لغاتي که بايد داخل فرهنگ لغت
.دنبالشون گشت

54:34.140 --> 54:39.140
نيروهاي زيادي وجود داره که قصد دارند
...قدرت ما رو از راه اصلي خودش منحرف کنن

54:39.140 --> 54:41.440
در هر حال، براي بيرون کشيدن اين

54:41.440 --> 54:44.740
...لغات از فرهنگ لغت

54:57.440 --> 54:59.640
وقتي فهميدم کسي رو که شاهد تصادف بوده"
"،تهديد کردين

54:59.640 --> 55:02.440
"،تا قرباني  حادثه رو مقصر جلوه بدين"

55:02.440 --> 55:04.340
".خيلي برام سخت بود،چيزي نمونده بود ديوونه بشم"

55:04.340 --> 55:07.040
"،ولي اگه اين کار تنها لکه ي زندگيتون بود"

55:07.040 --> 55:10.240
،با وجوديکه من پسر شمام"
"،به خاطر اعضاي خانواده ي قرباني

55:10.240 --> 55:14.840
".من بار سنگين اين مسئوليتُ به دوش کشيدم"

55:14.840 --> 55:17.640
"...چه شانسي"

55:17.640 --> 55:21.740
".يکيشون مُرده و يکي هم رفته تو کما"

55:21.740 --> 55:23.840
"چي؟"

55:23.840 --> 55:27.340
".به هر حال. زندگي اون ها ديگه تموم شده"

55:27.340 --> 55:32.940
"پس چي ميشه اگه اونها مقصر نشون داده بشن؟"

55:34.040 --> 55:37.740
"تو فکر کردي همه ي آدمها ارزششون يکيه؟"

55:37.740 --> 55:39.740
".من با اونها فرق دارم"

55:39.740 --> 55:43.240
من تمامِ زندگيمو وقف آموزش و پرورش "
".کره ي جنوبي کردم

55:43.240 --> 55:44.440
"اگه به خاطر من نبود"

55:44.440 --> 55:46.640
سيستم آموزشي "
".کره به اينجا نميرسيد

55:46.640 --> 55:50.140
"عذاب وجدان؟بخشايش؟تسليم شدن؟ "

55:50.140 --> 55:51.840
"!فراموشش کن"

55:51.840 --> 55:54.340
"...اون تصادف رانندگي مربوط به يک دهه پيش ميشه"

55:54.340 --> 55:58.140
.خيلي وقته که فراموشش کردم

55:58.140 --> 56:00.740
".اون روز ، بدشانسي آوردم"

56:00.740 --> 56:02.340
".دست سرنوشت تو کار بود"

56:02.340 --> 56:05.140
فقط به خاطر اين بود که من يه خورده"
".بدشانسي آوردم

56:53.040 --> 56:57.240
.مجازات کشتن يه نفر در تصادف رانندگي 5 سال زندانه

56:57.240 --> 57:00.140
.اگه بزنه و در نره ميشه قتل غير عمد

57:00.140 --> 57:01.940
.زمان پيگرد قانونيش ديگه به پايان رسيده

57:01.940 --> 57:04.940
.رشوه دادن به شاهد مهم نبوده

57:04.940 --> 57:07.140
...يعني دادستان کيم يونگ جو حتي نميتونسته

57:07.140 --> 57:10.540
...در مورد حقيقت پرونده ي پدرش تحقيق کنه
چه بهونه اي ميتونه براي اين کارش بياره؟

57:11.140 --> 57:13.440
فايده ي جمع شدن صد ها دادستان دور هم چيه

57:13.440 --> 57:15.740
وقتي حتي يکي از شما هم نميتونه اونو دستگير کنه؟

57:15.740 --> 57:18.240
.آه... اين قانونيه. آره

57:18.240 --> 57:19.940
...واقعا که

57:21.440 --> 57:23.840
کي اين کارُ کرده؟

57:23.840 --> 57:25.540
.يه لحظه صبرکنيد

57:25.540 --> 57:28.240
نگين که کار شکار چي شهر بوده؟

57:29.140 --> 57:30.440
.پدر

57:35.240 --> 57:38.940
اتاق ارتباطات. چه اتفاقي تو اتاق ارتباطات افتاده؟

57:42.540 --> 57:43.840
.کيم نانا

57:43.840 --> 57:45.740
.دادستان کيم يونگ جو

57:45.740 --> 57:48.240
اون حرفها حقيقت داشت؟

57:48.240 --> 57:51.840
کيم جونگ شيک ، پدر دادستان کيم يونگ جوئه؟

57:51.840 --> 57:55.140
...به خاطر جرم پدر، پسر احساس گناه ميکنه

57:55.140 --> 57:57.940
و تبديل به بابالنگ دراز ميشه تا
از من مراقبت کنه؟

57:57.940 --> 57:59.440
.من روحمم خبر نداشت

57:59.440 --> 58:01.240
...به خاطر هديه هايي که شما ميفرستادين

58:01.240 --> 58:05.740
،اون حرفها ها،به خودت جرات بده،اعتقادتُ از دست نده
.تمام اين مشکلات ميگذره

58:05.740 --> 58:07.440
يعني چي؟

58:07.440 --> 58:10.040
از رو دلسوزي بود؟ يا عذاب وجدان؟

58:10.040 --> 58:11.740
.متاسفم که زودتر بهت نگفتم

58:11.940 --> 58:12.940
اگه بعدا همديگه رو ببينيم از اين
.بابت عذر خواهي ميکنم

58:13.140 --> 58:13.640
...ولي در حال حاضر

58:13.740 --> 58:14.840
.فراموشش کنيد

58:14.940 --> 58:16.840
.من عذر خواهي شما رو قبول نميکنم

58:17.040 --> 58:20.340
دادستان کيم يونگ جو ،بابا لنگ درازي که
.من ميشناختم، نيست

58:20.540 --> 58:21.540
.نانا

58:21.740 --> 58:23.140
.من واقعا متاسفم

58:23.240 --> 58:25.240
حتي اگه به طرفم سنگ هم پرتاب کني،خودمو از جلوشون
.کنار نميکشم

58:25.340 --> 58:27.240
.ولي در حال حاضر، بايد پدرمُ پيدا کنم

58:27.340 --> 58:29.040
.متاسفم، خانم نانا

58:49.040 --> 58:50.840
تو کي هستي؟

58:50.940 --> 58:53.040
.خودت بايد فهميده باشي

58:57.240 --> 58:58.840
،بهتره کار احمقانه اي انجام ندي

58:58.940 --> 59:02.040
.اگه دلت نميخواد جلوي چشم پسرت کشته بشي

59:03.040 --> 59:05.040
.بزن بريم

59:15.740 --> 59:17.540
داريم کجا ميريم؟

59:17.640 --> 59:19.640
.مهموني تازه شروع شده

59:47.140 --> 59:49.640
"،وقتي اون 200 ميلياردُ ديدم"

59:49.840 --> 59:52.040
".نبايد همونجوري ميذاشتم  و ميرفتم"

59:52.140 --> 59:53.140
.خاموشش کن

59:53.340 --> 59:54.740
!خاموشش کن

59:54.940 --> 59:57.640
،اگه اين صداي ضبط شده به دفتر دادستاني فرستاده بشه

59:57.840 --> 01:00:00.840
پسرت ، دير يا زود بايد لباس دادستاني
.رو از تنش بيرون کنه

01:00:02.140 --> 01:00:04.440
اينها همش به خاطر انتقام اتفاقيه که
تو 83 افتاده؟

01:00:04.640 --> 01:00:06.540
.پس هنوز يادته

01:00:07.040 --> 01:00:09.740
،اونها جونشونُ به خاطر کشورشون به خطر انداختن

01:00:09.840 --> 01:00:12.640
.ولي شما گذاشتين تو بندر نمپو مدفون بشن

01:00:12.840 --> 01:00:15.340
،با خيال راحت به زندگيت رسيدي

01:00:15.540 --> 01:00:18.440
از پول دانشجوها براي خريد لباس و غذاهاي
.آن چناني استفاده کردي

01:00:18.740 --> 01:00:21.240
.حتي رو ي يه قتل سرپوش گذاشتي

01:00:21.440 --> 01:00:22.740
من بهت اجازه ميدم

01:00:23.640 --> 01:00:27.240
که توسط پسر خودت دستگير بشي و در
.پيشگاه قانون قرار بگيري

01:00:29.640 --> 01:00:32.240
من شواهد فسادهاي ماليتو فقط براي

01:00:32.440 --> 01:00:35.040
.کيم يونگ جو ميفرستم

01:00:35.240 --> 01:00:38.040
اگه کيم يونگ جو روي اين شواهد سرپوش
.بذاره، نابود ميشه

01:00:38.140 --> 01:00:42.140
.و اگه اين مدارکُ منتشر کنه، هر دونفرتون نابود ميشين

01:00:43.540 --> 01:00:46.640
...دستگير شدن يه نفر توسط پسر خودش

01:00:46.840 --> 01:00:49.440
.بايد خيلي ديدني باشه

01:00:52.140 --> 01:00:53.840
.پسرم

01:00:54.840 --> 01:00:56.940
!دست از سر پسرم بردار

01:00:57.040 --> 01:00:59.540
.عشق پدريت به جوش اومد

01:01:00.040 --> 01:01:03.940
ولي من در تمام عمرم نتونستم همچين حسي رو
.تجربه کنم

01:01:05.540 --> 01:01:08.640
،اگه واقعا براي پسرت پدر هستي

01:01:08.940 --> 01:01:12.040
چيکار ميتوني براش بکني؟

01:01:14.040 --> 01:01:16.240
...يه کار شرافتمندانه

01:01:16.840 --> 01:01:19.940
يا ننگين؟

01:01:41.940 --> 01:01:43.640
.جلوتر نيا

01:01:44.740 --> 01:01:47.240
.نميتونم بذارم پسرم بيشتر از اين رنج بکشه

01:03:02.940 --> 01:03:06.140
.من دنبال خون ريزي نيستم

01:03:06.240 --> 01:03:08.140
،اميدوارم شکارچي شهر اونو بگيره

01:03:08.240 --> 01:03:11.640
.و به دفتر دادستان کيم يونگ جو بفرسته

01:03:11.840 --> 01:03:13.440
،و کاري کنه همه بفهمن

01:03:13.640 --> 01:03:16.540
.اون آدم، قابل احترام نيست

01:03:16.740 --> 01:03:21.540
.اميدوارم چهره ي واقعيش نمايان بشه

01:03:36.940 --> 01:03:39.140
!پدر

01:04:17.940 --> 01:04:21.240
!پدر

01:04:22.241 --> 01:04:32.239
.:: @bollbolljan_com ::.