﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:14.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:22.460 --> 00:23.580
...یه نفر دیگه هم

00:24.010 --> 00:26.370
چه کاری از دستمون ساخته ست؟

00:26.370 --> 00:27.880
...اصلا چرا باید

00:29.140 --> 00:30.310
.پدر وینسنت

00:30.750 --> 00:33.780
.چاره ای جز درخواست کمک از اونا نداریم

00:34.290 --> 00:35.360
کمک؟

00:35.780 --> 00:36.950
...منظورتون

00:36.950 --> 00:37.770
.بله

00:38.110 --> 00:39.390
...ام...اما

00:39.390 --> 00:40.940
...قانون شهر می گه که

00:40.940 --> 00:43.520
.تو این وضعیت قانون معنایی نداره

00:43.520 --> 00:46.680
...اگه ازشون کمک نخوایم، همه مون

00:48.000 --> 00:48.790
.خواهیم مرد

02:00.300 --> 02:04.100
قسمت سوم
تاریکی در بهشت

02:01.580 --> 02:02.480
رابونا؟

02:03.130 --> 02:05.270
همون شهری که به شهر مقدس معروفه؟

02:07.040 --> 02:09.090
...اما رابونا هیچ وقت

02:09.410 --> 02:10.510
.درست می گی

02:10.910 --> 02:16.280
قوانین شهر مقدس رابونا به هیچ موجود
.غیرطبیعی اجازه ی ورود نمی دن

02:16.880 --> 02:20.750
.به نظرم این شامل ما، کلیمورها، هم می شه

02:21.410 --> 02:23.990
.پس نمی تونیم وارد شهر بشیم

02:24.590 --> 02:26.830
.موضوع این نیست

02:27.130 --> 02:32.030
این بار، خودشون ازمون خواستن که
...به طور مخفیانه وارد شهر بشیم

02:32.370 --> 02:35.710
.و فورا یوما رو نابود کرده و بزنیم به چاک

02:36.720 --> 02:39.230
.و این کار به تو محول شده

02:39.650 --> 02:42.010
پس یه ماموریت مخفیانه ست؟

02:42.490 --> 02:44.450
...اگه اون قرص ها رو بخوری

02:44.450 --> 02:47.250
...برای مدت کوتاهی قدرتو از دست می دی

02:47.250 --> 02:49.590
.و رنگ چشمات هم شبیه به رنگ چشمان آدما می شه

02:50.410 --> 02:54.460
.البته، توانایی حس کردن یوما رو هم از دست می دی

02:55.340 --> 02:57.610
...یه عبارت دیگه، بعد از وارد شدن به شهر

02:57.920 --> 03:03.260
باید تموم سوراخ - سنبه های شهر
.رو برای پیدا کردن یوما بگردی

03:04.010 --> 03:08.590
به علاوه، برای این ماموریت تو و
...اون پسر خواهر و برادر هستین

03:08.590 --> 03:13.270
.این جوری به هیج وجه مشکوک به نظر نمیاین

03:24.610 --> 03:26.150
.قدم رنجه فرمودین

03:26.570 --> 03:29.530
اتاق یه خوابه می خواین، درسته؟

03:29.530 --> 03:30.620
.آه، نه

03:33.450 --> 03:34.730
.دو خوابه باشه

03:34.730 --> 03:36.560
.ما خواهر و برادر با هم سفر می کنیم

03:37.220 --> 03:40.030
.می خوایم چند روزی مزاحم شما بشیم

03:43.270 --> 03:45.920
.وای، چه اتاق قشنگی

03:47.420 --> 03:50.170
.هر چی نباشه اینجا یه شهر مقدسه

03:51.020 --> 03:53.490
.برای ساختن این شهر تشکیلاتی به هم زدن

03:55.770 --> 03:57.170
خسته ای، کلیر؟

03:57.560 --> 03:58.720
.چیزی نیست

03:58.720 --> 03:59.890
.به خاطر قرصاست

04:00.560 --> 04:02.430
.به نظرم بهتر باشه یه کمی استراحت کنی

04:02.430 --> 04:03.420
.چیزیم نمی شه

04:04.380 --> 04:05.570
.وقت زیادی نداریم

04:05.570 --> 04:06.480
.باید بریم

04:07.660 --> 04:09.500
اوه، می رین بیرون؟

04:09.500 --> 04:13.020
.بله، می خوایم به دوری این اطراف بزنیم

04:13.020 --> 04:15.100
.البته، خوش بگذره

04:20.740 --> 04:21.380
چرا بهم خیره شدی؟

04:22.060 --> 04:25.020
.هیچی، آخه خیلی خیلی تغییر کردی

04:25.020 --> 04:26.850
.شکه شدم

04:26.850 --> 04:29.340
.ما تو خیلی چیزا تعلیم دیدیم

04:29.340 --> 04:31.170
...از فیس و افاده ی یه دختر عیون بگیر

04:31.170 --> 04:33.350
.تا لبخند شهوت انگیز یه فاحشه

04:33.350 --> 04:35.000
!فا...فاحشه؟

04:35.610 --> 04:36.980
می خوای بهت نشون بدم؟

04:36.980 --> 04:38.860
.هان؟! نه، بی خیال، بی خیال

04:59.130 --> 05:01.060
.جلوتر محراب مربوط به غسل تعمید قرار داره

05:01.060 --> 05:03.820
.عموم اجازه ی ورود ندارن

05:03.820 --> 05:04.860
.درسته

05:04.860 --> 05:08.320
.امروز به اینجا اومدم تا برای اولین بار غسل بدم

05:08.890 --> 05:10.240
مدرکی هم دارین؟

05:10.240 --> 05:10.870
.بله

05:14.030 --> 05:15.800
.خوبه، می تونین وارد شین

05:29.010 --> 05:31.480
!وای، خیلی وحشتناکه

05:31.480 --> 05:33.880
.به احتمال ریاد یه زمانی فرد مشهوری بوده

05:42.650 --> 05:46.760
.تا به حال نتونستم هیچ اثری از یوما پیدا کنم

05:49.590 --> 05:50.770
.شماها که اونجایین

05:50.770 --> 05:53.260
.اگه برای غسل اومدین، لطفا همراه من بیاین

05:53.800 --> 05:55.700
شما پدر وینسنت هستین؟

05:56.140 --> 05:56.750
.درسته

05:57.670 --> 05:59.610
.ملاقاتتون باعث افتخاره

06:01.320 --> 06:06.000
.به نام آب مقدس، تو را غسل خواهم کرد

06:06.610 --> 06:08.450
کنیه تو چیه دخترم؟

06:09.600 --> 06:11.690
.من از طرف ریموتو اومدم

06:13.480 --> 06:15.920
.من از سرزمین سوتافو به اینجا اومدم

06:17.300 --> 06:18.950
...پس، تو

06:18.950 --> 06:21.490
.لطفا آرومتر صحبت کنین، پدر

06:22.890 --> 06:27.220
.لطفا امشب بیا به برج ناقوس کلیسای جامع

06:27.890 --> 06:30.690
.اما شب حکومت نظامیه

06:31.070 --> 06:32.310
می تونی بیای؟

06:32.980 --> 06:35.520
هر طور شما بخواین، پدر؟

06:44.260 --> 06:45.680
عتیقه؟

06:45.680 --> 06:46.460
...بله

06:46.850 --> 06:50.860
.ما با فروختن عتیقه های پدرمون امرار معاش می کنیم

06:51.690 --> 06:54.350
.این آخرین چیزیه که برامون باقی گذاشته

06:54.810 --> 06:57.390
هوم، حالا این چند می ارزه؟

06:57.390 --> 06:59.690
.آهان، ده میلیون براس

07:00.070 --> 07:01.420
...ده میلیون

07:01.420 --> 07:03.230
.عمرا نمی تونین بفروشیدش

07:03.700 --> 07:06.380
.آره، خودمم به این نتیجه رسیدم

07:06.950 --> 07:12.710
اما من و برادرم تصمیم داریم اینو به همین
.قیمتی که پدرمون تعیین کرده بفروشیم

07:13.120 --> 07:14.810
.خوب، موفق باشین

07:16.310 --> 07:18.680
حال برادرتون خوبه؟

07:18.680 --> 07:22.720
.به نظر دست پخت شما خیلی خوب بود، خیلی خورد

07:22.720 --> 07:25.230
.براتون دسر هم آماده می کنم

07:25.230 --> 07:30.100
،آه، راستی، شب حکومت نظامیه
.به هیچ وجه اینجا رو ترک نکنین

07:30.710 --> 07:32.570
.بله، تو شهر شنیدیم

07:32.570 --> 07:33.960
.که این طور

07:33.960 --> 07:35.510
.خوب، شب بخیر

07:39.980 --> 07:41.260
.منو ببخش

07:41.260 --> 07:43.670
.مجبور شدی اندازه ی دو نفر بخوری

07:43.670 --> 07:44.970
.آه، ایرادی نداره

07:45.330 --> 07:47.610
.تو که نمی تونی به زور غذا بخوری

07:48.280 --> 07:51.310
...به علاوه، من آشپز رسمیت هستم

07:51.310 --> 07:52.930
...پس غذا و این چیزا به من مربوط می شه

07:52.930 --> 07:55.590
.هر چند خوردن با پختن خیلی فرق داره

08:04.330 --> 08:05.600
!ک...کلیر

08:08.420 --> 08:10.150
!مرا...مراقب خودت باش

08:12.070 --> 08:13.250
.چیزی نمی شه

08:13.250 --> 08:14.480
.نگران نباش

08:45.420 --> 08:47.660
...من پی درخواست کمکی که پدر ریموتو

08:47.660 --> 08:50.890
.از سازمان ما در سوفاتو داشتن، به اینجا اومدم

08:51.710 --> 08:53.980
...شما تقاضای نابودی یک یوما رو داشتین

08:55.890 --> 08:57.480
درسته؟

09:02.040 --> 09:05.330
.اولین کسی که خورده شد پدر وان بود

09:06.260 --> 09:11.790
بعد از اون، دوستان عزیزم یکی
.پس از دیگری طعمه واقع شدن

09:13.190 --> 09:15.890
و همه ی این کشتارها در همین
.کلیسای جامع اتفاق افتادن

09:17.110 --> 09:21.720
...برای ما، خادمین خدا، این طور زجر کشیدن و مردن

09:22.480 --> 09:23.820
یعنی درسته؟

09:24.520 --> 09:26.060
.یوما به جاه و مقام کاری نداره

09:27.690 --> 09:30.460
...روحانی باشین یا یه کافر

09:30.790 --> 09:33.060
...مرد باشین یا زن

09:33.060 --> 09:34.840
.هیچ اهمیتی نداره

09:34.840 --> 09:35.960
...اما

09:35.960 --> 09:38.440
...فقط دل و روده تو شکمتون

09:38.440 --> 09:39.930
.براش اهمیت داره

09:40.600 --> 09:41.480
.خواهش می کنم

09:41.480 --> 09:42.940
.کمکمون کن

09:42.940 --> 09:44.700
.هرچقدر پول بخوای بهت می دم

09:44.700 --> 09:45.790
.به پول احتیاج ندارم

09:47.180 --> 09:48.300
...بعد از اتمام کار

09:48.300 --> 09:51.320
.یکی میاد و دستمزدو دریافت می کنه

09:51.630 --> 09:53.310
.پولو بدین به اون

09:53.830 --> 09:56.410
...اگه شکست خوردم و مردم

09:56.410 --> 09:58.830
.نیازی به پرداخت دستمزد نیست

10:00.420 --> 10:03.420
.البته این بار شکست خوردن خیلی ناخوشاینده

10:07.170 --> 10:10.650
.من از شما، خادم خدا، درخواستی دارم

10:10.970 --> 10:11.930
درخواست؟

10:12.600 --> 10:15.040
...اگه زندگیمو از دست دادم

10:15.510 --> 10:18.700
می تونین از پسری که همراه خودم آوردم مراقبت کنین؟

10:20.090 --> 10:21.230
.نگران چیزی نباشین

10:21.540 --> 10:23.200
.اون یه انسانه

10:23.670 --> 10:27.010
.اما، والدینش توسط یه یوما خورده شدن

10:28.290 --> 10:30.340
...اجازه بدین خادم کشیش های کلیسا بشه

10:30.340 --> 10:32.260
...یا یکی از دربانان کلیسا

10:32.260 --> 10:33.210
.هر کدوم که مایلین

10:34.760 --> 10:35.850
.می فهمم

10:35.850 --> 10:37.400
.دخواستتو قبول می کنم

10:37.800 --> 10:43.920
،باعث خجالته با اینکه خادم خدا هستم
...این طور از مرگ وحشت دارم

10:44.460 --> 10:51.700
اما تو، یه نیمه انسان، نیمه یوما، یه
...قاتل نفرین شده که ورودت ممنوع اعلام شده

10:52.450 --> 10:56.770
.بیشتر نگران جون اون پسر هستی تا جون خودت

10:58.270 --> 10:59.210
.منو ببخشید

10:59.660 --> 11:00.640
.به شما مدیونم

11:18.380 --> 11:21.050
.به نظر میاد از حکومت نظامی خبر داری

11:21.810 --> 11:26.320
تو که این موقع شب بیرون اومدی، باید
.می دونستی که ممکنه با یوما اشتباه گرفته بشی

11:26.710 --> 11:29.920
.هه هه هه، این یارو خیلی معرکه ست

11:30.220 --> 11:32.490
.ضربه ی تو رو دفع کرد

11:33.450 --> 11:36.840
.البته خنجرهای من به هدف خوردن

11:42.930 --> 11:44.280
!لعنتی

11:48.600 --> 11:49.690
!خنجر من

11:51.510 --> 11:52.990
!لعنت به تو

11:56.830 --> 11:57.700
!یه زن؟

12:02.760 --> 12:04.210
!زنده نمی ذارمت

12:04.210 --> 12:05.150
.بی فایده ست

12:05.150 --> 12:06.040
.کار از کار گذشت

12:06.560 --> 12:08.860
!اما خنجر من بهش خورد

12:09.240 --> 12:10.880
...زخمی شده، اگه بریم دنبالش

12:11.660 --> 12:13.850
این خنجر تو نیست که بهم پرت کرد؟

12:14.240 --> 12:16.450
.نه تنها خونی نیست، حتی بوی خون هم نمی ده

12:16.450 --> 12:18.190
...چی

12:19.330 --> 12:21.130
...یعنی اون زن چه موجودی بود

12:35.710 --> 12:36.500
!چی بود؟

12:37.140 --> 12:38.800
.به نظرم چیزی شنیدم

12:53.170 --> 12:54.240
...چطور امکان داره

12:55.410 --> 12:59.350
...ما یه دور کامل کلیسای جامع رو گشتیم

12:59.350 --> 13:00.720
...پ...پس، چرا

13:12.040 --> 13:13.890
!آهان، کلیر کجاست؟

13:16.120 --> 13:17.450
بیدار شدی؟

13:19.320 --> 13:20.190
.کلیر

13:20.190 --> 13:21.010
...چشمات

13:22.360 --> 13:23.150
.آه

13:23.590 --> 13:26.510
.اثر قرصا تا یه نیم روز دوام میاره

13:26.890 --> 13:30.620
.باید هر بار که اثرش از بین می ره، یکی بخورم

13:31.990 --> 13:34.340
آه، می خوای برات آب بیارم؟

13:35.210 --> 13:38.030
.به نظر میاد یه اتفاقی در کلیسای جامع افتاده باشه

13:44.270 --> 13:45.410
.هیچ کس حرکت نکنه

13:45.410 --> 13:46.590
.ما دنبال یوما هستیم

13:46.590 --> 13:48.240
چ...چی؟

13:48.940 --> 13:54.690
اجساد سربازانی رو در کلیسای جامع پیدا کردیم
.که دل و رودشون توسط یه یوما خورده شده بود

13:55.250 --> 13:56.750
.ازتون انتظار همکاری داریم

13:56.750 --> 13:58.110
.خوب، خوب

13:58.110 --> 14:01.410
.اون زنه همچین لباسی تنش بود

14:01.750 --> 14:05.760
دیشب با زن مشکوکی برخورد کردیم که
.داشت روی پشت بام خونه ها از چیزی فرار می کرد

14:06.700 --> 14:09.800
.شنیدم که شما دو تا دیروز به شهر اومدین

14:10.370 --> 14:11.840
!صبر کن ببینم

14:15.060 --> 14:19.470
البته به هیچ وجه منظورم این
.نبود که زن دیشبی یه یوما بوده

14:19.770 --> 14:24.230
مطمئنم هیج کس دیگه
...نمی تونسته همچین کاری کنه جز

14:24.230 --> 14:26.650
!یکی از اون نقره ای چشمای نفرین شده

14:30.730 --> 14:32.720
.عجب زن خوشگلی هم هستی

14:32.720 --> 14:34.190
...خدا رو شکر

14:34.190 --> 14:36.050
.تونست قرص ها رو به موقع قورت بده

14:37.220 --> 14:42.530
خوب، ما با یه ساحر سر و کار
.داریم که روحشو به یه یوما فروخته

14:43.150 --> 14:47.900
تعجبی نداره بتونه رنگ چشماشو
هر موقع که دلش خواست عوض کنه، نه؟

14:50.160 --> 14:52.230
داری چه غلطی می کنی، عوضی؟

14:52.230 --> 14:53.540
!چرت و پرت نگو

14:53.540 --> 14:56.280
!چطور جرات می کنی این طور به خواهرم توهین کنی

14:56.280 --> 15:01.150
خواهرم یکی از نجیب ترین و
!خوش قلب ترین انسان هایی که می شناسم

15:01.150 --> 15:04.080
وقتی هیچی در مورد هیچ کس
!نمی دونی، چطور قضاوت می کنی؟

15:04.740 --> 15:05.820
!عوضی

15:06.370 --> 15:07.420
...گالک

15:07.420 --> 15:08.600
.بهتره بریم

15:08.600 --> 15:09.840
.برای امروز دیگه کافیه

15:12.640 --> 15:13.740
!لعنتی

15:13.740 --> 15:15.320
!حق نداری پاتو بذاری اینجا

15:17.580 --> 15:20.100
.خیلی خوب تونستی اون مزخرفاتو جور کنی

15:20.880 --> 15:21.910
.آه، نه

15:22.360 --> 15:24.590
...خوب، فقط اون قسمت که گفتم خواهرمی دروغ بود

15:24.590 --> 15:29.620
.اما اونجا که گفتم نجیب و خوش قلب، از ته دل گفتم

15:31.580 --> 15:32.420
چی شده؟

15:32.780 --> 15:37.480
،من... اگه اون مرد کتکت هم می زد
.به هیچ وجه به خاطر تو درگیر نمی شدم

15:39.770 --> 15:42.930
.از من انتظار نجابت نداشته باش

15:42.930 --> 15:45.960
این انتظارات روزی بهت خیانت
.می کنن، و باعث رنجت می شن

15:49.840 --> 15:50.810
...کلیر

15:54.900 --> 15:58.400
دل و روده ی هر دو سرباز خارج شده بود، درسته؟

15:58.400 --> 15:59.040
.بله

16:00.080 --> 16:03.440
.به نظر میاد با یه یومای سیری ناپذیر طرف هستیم

16:04.020 --> 16:05.980
!سیری ناپذیر؟

16:06.560 --> 16:09.450
...اگه یوما برای یه مدت طولانی زندگی کنه

16:09.450 --> 16:11.030
...حریص تر می شه

16:11.030 --> 16:11.990
...و مبارزه باهاش هم مشکل تر می شه

16:12.850 --> 16:16.820
.ما به این یوما می گیم، یومای سیری ناپذیر

16:19.240 --> 16:22.560
...دلیل اینکه خودشو تو این شهر مقدس مخفی کرده

16:22.560 --> 16:25.130
...اینه که از دست تنها دشمنش، یعنی ما، در امان بمونه

16:25.570 --> 16:29.000
.اون می دونه که ورود ما به اینجا ممنوع شده

16:29.780 --> 16:32.510
تو می تونی نابودش کنی؟

16:32.910 --> 16:34.510
.یه مقدار اطلاعات می خوام

16:35.170 --> 16:38.390
کیا می تونستن دیشب وارد کلیسای جامع بشن؟

16:38.920 --> 16:43.180
و اینکه کیا می تونستن تمام
شبو داخل کلیسای جامع بمونن؟

16:43.720 --> 16:46.190
.شب ها هیچ کس اجازه ی خروج و یا دخول نداره

16:46.190 --> 16:52.310
،و دیشب فقط کشیش ها، راهب ها
.و چند سرباز اینجا بودن

16:59.520 --> 17:03.640
با این تفاسیر بهتره فرض کنم
.یوما داخل کلیسا مخفی شده

17:04.360 --> 17:09.140
اما، نمی فهمم چطور تونسته تمام
.این مدت رو تو کلیسای جامع گذرونده باشه

17:09.850 --> 17:11.910
آخه چرا همچین جای بسته ای رو انتخاب کرده؟

17:13.650 --> 17:14.810
.یه چیزی جور درنمیاد

17:15.410 --> 17:17.840
.انگار یه چیز خیلی مهمو فراموش کردم

17:21.540 --> 17:22.560
.یه چیزی دیدم

17:22.560 --> 17:24.390
.مثل اینکه همون زنه ست

17:35.940 --> 17:39.470
...خوب، دیگه بهانه ای نداری

17:39.470 --> 17:42.240
...خواهر مثلا نجیب و خوش قلب

17:44.010 --> 17:45.730
...چشمان نقره ای

17:46.320 --> 17:48.820
.دیشب تونست خیلی راحت ما رو گول بزنه

17:49.630 --> 17:52.080
.متاسفانه، من وقت بازی با شما رو ندارم

17:52.750 --> 17:54.890
.اگه بهم حمله کنین، به هیچ وجه بهتون رحم نمی کنم

17:56.210 --> 17:58.800
.اگه خیلی دوست دارین مبارزه کنین، آماده شین

18:00.410 --> 18:01.710
!مادر فلان شده

18:20.500 --> 18:22.350
!لعنتی دو تا شمشیر داره

18:22.350 --> 18:23.460
می تونی یه کاری کنی؟

18:23.460 --> 18:24.390
!سعی می کنم

18:30.700 --> 18:31.760
!حالا

18:44.730 --> 18:45.730
...پس این

18:46.050 --> 18:48.290
!یه چشم نقره ایه، یه کلیمور؟

18:50.130 --> 18:50.840
!صدا از کلیسای جامع بود

18:52.850 --> 18:54.330
!لعنتی

18:54.330 --> 18:55.080
!می ریم دنبالش

18:55.940 --> 18:57.640
!صدای چی بود؟

19:01.430 --> 19:03.090
!کی اونجاست؟

19:08.380 --> 19:09.160
.اینجاست

19:09.640 --> 19:10.990
.یه یوکی خیلی قوی رو حس می کنم

19:12.340 --> 19:13.900
نکنه عوارض جانبی قرصا باشه؟

19:14.430 --> 19:17.370
.نمی تونم مکان یوما رو پیدا کنم

19:23.540 --> 19:24.560
یه نگهبان؟

19:26.410 --> 19:27.980
.دل و رودش خورده شده

19:28.530 --> 19:30.860
.هر چی نباشه یه یومای سیری ناپذیره

19:39.380 --> 19:41.760
!یومایی به این بزرگی چطور خودشو اینجا مخفی کرده بود؟

19:45.100 --> 19:46.780
!اون دیگه چیه؟

19:46.780 --> 19:48.030
!یه یوما

19:48.450 --> 19:49.190
!برین عقب

20:07.510 --> 20:10.140
!لعنت بر شیطون

20:10.140 --> 20:12.130
!این بی همه چیز کجا مخفی شده بود؟

20:20.470 --> 20:20.930
!داره میاد

20:37.850 --> 20:38.890
!رفت

20:42.410 --> 20:43.890
...بی ناموس! چی کار

20:49.430 --> 20:50.800
!لعنتی

20:51.360 --> 20:52.000
!فرار کنین

20:54.820 --> 20:56.710
!شماها نمی تونین از عهده اش بربیاین

21:02.800 --> 21:03.640
!برین

21:03.640 --> 21:04.540
!دخالت نکنین

22:43.000 --> 22:45.370
.از دست دادن جان برای حفاظت جانی دیگر

22:46.220 --> 22:48.150
آیا این آرزو به حقیقت می پیوندد؟

22:48.800 --> 22:50.810
.:: @bollbolljan_com ::.