﻿WEBVTT

00:18.035 --> 00:20.385
.اون احساساتی بود. همتات

00:20.386 --> 00:22.777
از مکانی از بچگیش حرف می‌زد

00:22.778 --> 00:24.182
.که فقط خودش ازش خبر داشت

00:24.183 --> 00:25.504
.دلم برای پدر و مادرم تنگ شده

00:25.505 --> 00:27.922
.«ای کاش می‌تونستم بهت بگم که برمی‌گردن «کلیر

00:27.923 --> 00:30.011
.دیگه اونقدر بزرگ شدی که معنی مرگ رو حس کنی

00:30.012 --> 00:31.317
خب، خوش به حالت که

00:31.318 --> 00:33.320
.که والدینش به خاطر آنفولانزا مردن

00:33.321 --> 00:35.757
واقعا فکر کردی آنفولانزا اون‌ها رو کشت؟

00:35.758 --> 00:38.369
خب، «میرا» به حسابشون رسید
.تا مطمئن شه همه چی جواب میده

00:38.370 --> 00:40.458
این چیه؟ -
.آخرین اقداممون -

00:40.459 --> 00:42.983
تا حالا، «میرا» باید تونسته باشه
.که اعضای مدیریت رو دور هم جمع کنه

00:42.984 --> 00:45.682
.پس باید آماده باشیم -
.از کارم استعفا دادم -

00:45.683 --> 00:47.945
.کاری که کردی، قرار دادن یه سیبل بزرگ پشتمونه

00:47.946 --> 00:50.489
آره. همچنین، «هاوارد» سیلک هم
.داره میاد اینجا، پس فرار می‌کنیم

00:50.490 --> 00:53.128
اینجا کجاست؟ ‌-
.«ایندیگو» -

00:53.129 --> 00:55.346
.هردومون با «امیلی» ازدواج کردیم

00:55.347 --> 00:59.451
.و حالا، همتات داره با اون زندگی می‌کنه. تو زندگی تو

00:59.452 --> 01:01.309
فقط این حس بهم دست میده که

01:01.310 --> 01:04.921
.واقعا از آدمی که قبلا بودم خوشم نمیاد

01:04.922 --> 01:07.534
.باید اینا رو کنار هم بذارم

01:07.535 --> 01:09.531
.تفنگت رو کنار بذار و بیا جلو

01:09.532 --> 01:12.393
.نه من برنمی‌گردم -
.بکششون -

01:15.927 --> 01:18.279
.هاوارد». ای خدا»

02:41.713 --> 02:44.413
.پیدا کردنت راحت نیست

02:46.284 --> 02:47.633
.می‌خواستم صحبت کنیم

02:48.711 --> 02:50.006
درباره چی؟

02:50.007 --> 02:52.835
هنوزم قرارداد می‌بندی، مگه نه؟

02:52.836 --> 02:54.642
.می‌خوام باهات قرارداد ببندم

02:59.865 --> 03:01.936
.تو آدمای خودت رو داری

03:05.480 --> 03:07.722
.نمی‌خوام هیچ‌کدوم از آدمام سر این‌کار گیر بیوفتن

03:08.505 --> 03:09.680
.نه

03:09.681 --> 03:11.727
.هنوز پرداختی رو نشنیدی

03:11.728 --> 03:13.881
.من دیگه همچین آدمی نیستم

03:13.882 --> 03:14.949
که چی، به همین راحتی؟

03:16.138 --> 03:19.249
.کنجکاوی درباره همتا، چه کسل کننده

03:19.651 --> 03:21.892
چرا باید چیزیو درست کرد که خراب نشده؟

03:25.722 --> 03:27.204
هدف کیه؟

03:29.770 --> 03:31.528
.یه شخصی از لیست قدیمیت

03:32.099 --> 03:33.243
.«امیلی سیلک»

03:33.863 --> 03:35.733
.نه مرسی

03:35.734 --> 03:38.801
.چند روز اخیر داره وقایع رو به یاد میاره

03:38.802 --> 03:40.580
.اوضاع رو پیچیده می‌کنه

03:42.040 --> 03:44.317
.امیلی سیلک» باید امشب بمیره»

03:45.445 --> 03:46.612
...بکشش

03:47.697 --> 03:49.657
.اونوقت دیگه هرگز سراغت نمیایم

04:06.258 --> 04:21.259
‏.::  www.bolboljan.net ::.

05:15.917 --> 05:21.918
« هــمــتــا »

05:22.632 --> 05:26.699
<i>:فــصل دوم ، قــسمـت هشــتم
"در جوار حامی"</i>

05:39.031 --> 05:40.187
.سرت رو گرفتم

05:43.514 --> 05:45.644
.کمک تو راهه

05:49.565 --> 05:51.695
اون کیه؟ -
.خدای من. بابا -

05:51.696 --> 05:54.439
همه چی رو آوردی؟ -
چه اتفاقی افتاد؟ چی شد؟ -

05:54.440 --> 05:56.767
.پشت تلفن بهت گفتم. تیر خورده

05:57.923 --> 06:00.229
.آنا»، نگاهم کن. تو یه دکتری»

06:00.230 --> 06:01.702
.از اون خوباش هم هستی

06:01.703 --> 06:04.886
،حالا ازت می‌خوام که برای یه لحظه فراموش کنی پدرته

06:04.887 --> 06:06.279
.و ازت می‌خوام که جونش رو نجات بدی

06:13.507 --> 06:15.725
.«هاوارد»

06:15.726 --> 06:17.684
.«هاوارد»

06:25.934 --> 06:28.131
.پلک ها رنگ پریده شدن

06:28.132 --> 06:30.002
.علایم شوک ناشی از کاهش حجم خون رو داره

06:30.003 --> 06:31.394
کاری از دستت برمیاد؟

06:31.395 --> 06:34.486
.آره، بذار بررسیش کنم

06:36.316 --> 06:38.535
.هیچ زخم خروجی نیست

06:38.536 --> 06:40.319
.خیلی خب، یه چیزی برای دردت بهت میدم

06:41.365 --> 06:43.323
.بابا، دهنت رو باز کن

06:43.324 --> 06:46.196
بابا کیه... چرا هی بهم میگی بابا؟

06:46.197 --> 06:48.400
.ازت می‌خوام رو پشتت بمونی، تکون نخور

06:48.401 --> 06:52.028
.باید ببینم چیزی وارد سوراخ شده یا نه

06:53.989 --> 06:55.685
.هوشیار بمون -
.«هاوارد» -

06:55.686 --> 06:57.364
.هاوارد»، خواهش می‌کنم»

06:57.365 --> 07:00.371
،بابا، هوشیار بمون. بابا
.بابا، هوشیار بمون

07:00.372 --> 07:04.605
بابا... بابا صدام رو می‌شنوی؟

07:32.858 --> 07:35.490
.مادرم این آهنگ رو برام می‌خوند

07:35.931 --> 07:37.824
.تو هم برای من می‌خوندی

07:39.005 --> 07:41.531
.هیچ‌کدوم از اندام حیاتی سوراخ نشدن
.چند زخم سطحی وجود داره

07:41.532 --> 07:43.132
.احتمالا گلوله بعد کمونه کردن بهش خورده

07:43.133 --> 07:44.917
.بابا؟ دیگه آخرشه -
.ها؟ چی؟ -

07:44.918 --> 07:48.094
.این یه عامل هموستاتیکه. باعث بند اومدن خون‌ریزی میشه

07:52.231 --> 07:54.928
.داره میاد

08:01.324 --> 08:02.808
.آره

08:03.342 --> 08:04.756
چه حسی داری؟

08:05.762 --> 08:07.519
...بهتر از این نبودم

08:09.011 --> 08:10.403
.کارت عالی بود

08:40.265 --> 08:43.748
.وقتشه که گذشته‌ات رو فراموش کنی

08:59.179 --> 09:02.315
«پدرم همیشه از برگشتن به «بتسدا

09:02.316 --> 09:03.994
.و دیدن محل زندگی کودکیش حرف می‌زد

09:04.961 --> 09:06.613
.چه دید فراواقعی داشت

09:07.697 --> 09:09.784
.هیچ‌وقت خواستن همچین چیزی رو درک نکردم

09:10.535 --> 09:13.325
.آدمای جدید وارد زندگیت میشن و اوضاع رو تغییر میدن

09:14.205 --> 09:16.634
.یا ازش بیشتر خوشت میاد، یا کمتر

09:17.241 --> 09:19.569
.اینجا خونه‌ات نبود

09:21.590 --> 09:23.592
.نه، ولی برام نزدیک به خونه بود

09:25.880 --> 09:27.787
.اونجا جاییه که امتحانمون می‌کردن

09:30.136 --> 09:32.309
کلیر، اسم عروسک خرسیت رو چی گذاشتی؟"

09:32.310 --> 09:34.478
وقتی تو گل رهاش کردی چه اتفاقی افتاد؟

09:35.111 --> 09:37.324
"مامانت موقع تعطیلات تابستانی کجا می‌بردت؟

09:39.679 --> 09:41.880
.مثل یه زندگی فانتزی بود

09:42.531 --> 09:43.757
حالت خوبه؟

09:45.008 --> 09:48.105
.آره. معلومه که هستم

09:48.518 --> 09:52.154
.بیا. گمونم یه جای خوب برای استراحتمون می‌شناسم

09:58.096 --> 10:01.153
.خونه ای که من توش بودم، اینجا تخت هایی بود

10:02.006 --> 10:05.418
.«اونجا تخت «آملیا» بود... اونجا «پترا

10:05.419 --> 10:07.026
.تخت من

10:08.040 --> 10:10.211
.تا 15 سالگی اینجا می‌خوابیدم

10:10.212 --> 10:12.569
واقعا؟ چطور بود؟

10:13.498 --> 10:15.117
.عالی، به گمونم

10:15.118 --> 10:17.038
.یه جورایی مثل مدرسه شبانه‌روزی بود

10:17.039 --> 10:19.073
.آره. راستش رو بخوای، مدرسه منم یه ذره شبیه اینجا بود

10:22.477 --> 10:25.433
.اون موقع ها کاملا نمی‌دونستیم که قراره چیکار کنیم

10:29.664 --> 10:32.397
«صبرکن ببینم، «کلیر»، «ایندیگو
تو هردو طرف صاحب اینجاست؟

10:33.214 --> 10:35.968
از اینجا برای مامورینی که برای
.اولین بار عبور می‌کردن استفاده می‌کردیم

10:37.596 --> 10:40.419
پس چرا باید بین این همه جا اینجا بیاریمون؟

10:40.890 --> 10:42.775
.چون اینجا تنها جاییه که در امانیم

10:42.776 --> 10:43.997
در امان؟

10:44.951 --> 10:47.231
؛همه مامورا یه جا قرارداده شدن
.اینجا برنمی‌گردن

10:54.336 --> 10:56.592
...خیلی خب. پس

10:57.744 --> 11:01.757
.گمونم حالا دیگه یه خانواده عادی‌ شدیم

11:02.782 --> 11:04.322
...قایم شدن تو

11:05.478 --> 11:07.690
.یه خونه قدیمی ترسناک که میشه گفت توش بزرگ شدی

11:13.269 --> 11:14.599
.آره

11:15.640 --> 11:16.943
.ایول

12:10.621 --> 12:12.036
.شب بخیر رفقا

12:23.664 --> 12:25.508
فروشگاه شلوغ بود؟

12:26.342 --> 12:27.364
.آره

12:30.336 --> 12:32.169
چی گرفتی؟

12:34.628 --> 12:38.871
استیک و سبزیجات و... گرفتم

12:38.872 --> 12:40.339
.هی

12:42.289 --> 12:44.747
حالت خوبه؟ -
.آره... آره -

12:44.748 --> 12:47.621
.این محافظا

12:48.679 --> 12:50.305
.من رو یاد بیمارستان می‌اندازن

12:53.030 --> 12:57.831
...سربازها همه جا ایستاده بودن

12:58.819 --> 13:01.288
،تو در کما بودی و

13:01.289 --> 13:04.989
.و من... درمونده بودم

13:04.990 --> 13:06.773
.اینجا در امانیم

13:06.774 --> 13:09.965
،«نه، نه. در امان نیستیم «امیلی

13:09.966 --> 13:14.261
.چون آدمایی که می‌خواستن تو بمیری واکنش نشون میدن

13:15.047 --> 13:18.508
خب، این مسئله دقیقا تو حوزه تخصصی تو نیست، مگه نه؟

13:20.141 --> 13:23.619
آره. ولی باید سعی کنیم بفهمیم

13:23.620 --> 13:25.927
.که اون آدما می‌خوان چیکار کنن

13:25.928 --> 13:28.299
!ولی کاری نیست که از دستت بر بیاد

13:32.565 --> 13:35.938
.ببین، می‌دونم که خیلی اتفاقات از زمان تصادف افتاده

13:36.739 --> 13:40.073
فرصت این رو داشتی که چیزهای
.بیشتری بدونی، کارهای بیشتری انجام بدی

13:40.074 --> 13:43.208
.می‌خوای بخشی از زندگیم باشی

13:43.209 --> 13:44.905
.آره. آره

13:44.906 --> 13:49.389
.آره، همیشه می‌خواستم که بخشی از زندگیت باشم

13:49.390 --> 13:51.434
.نه به این شکل، نه این‌طوری -
...من... من -

13:51.435 --> 13:53.524
.از همه این‌ها خبر نداشتم

13:53.525 --> 13:55.831
...خب، ببین، من

13:55.832 --> 13:57.943
.فکر می‌کنم که می‌دونستی

13:59.118 --> 14:03.013
می‌دونستم که... یه چیزهایی وجود داشتن
.که قرار نبود من ازشون خبر داشته باشم

14:03.014 --> 14:04.777
آره، چه چیزهایی؟

14:20.993 --> 14:24.778
.مدت زیادی نبود که از ازدواجمون گذشته بود

14:24.779 --> 14:26.374
...که... که

14:27.757 --> 14:29.305
شب‌ها بهونه میاوردی

14:29.306 --> 14:33.463
.که... که بری بیرون، یه سری کار انجام بدی

14:33.464 --> 14:36.009
.و... بدگمان بودم

14:36.010 --> 14:39.470
.زمان زیادی برای بدگمان بودنه

14:41.370 --> 14:42.822
.آره

14:46.952 --> 14:50.117
،پدرم، وقتی بچه بودم

14:50.118 --> 14:52.768
.عادت داشت همچین بهونه هایی بیاره

14:52.769 --> 14:54.868
بیرون بردن سگ

14:55.976 --> 14:57.338
.یه جورایی بهونه همیشگیش بود

14:57.339 --> 14:59.384
قلاده رو گردن «راکی» می‌انداخت

14:59.385 --> 15:02.693
.و میرفت به اون قمارخونه غیرقانونی اونطرف محله

15:02.694 --> 15:04.607
...و

15:04.608 --> 15:09.004
یاد گرفتم که وقتی مردم دروغ میگن

15:09.005 --> 15:11.769
.یه جور خاصی حرف میزنن و... و رفتار می‌کنن

15:13.032 --> 15:15.229
...پس، یه شب، وقتی

15:15.230 --> 15:18.493
.گفتی میری بیرون تا کار انجام بدی، منم دنبالت کردم

15:18.494 --> 15:21.497
.فکر می‌کردم با یکی رابطه داری

15:22.196 --> 15:24.444
...ولی تنها چیزی که دیدم این بود که تو داشتی

15:25.825 --> 15:29.158
.رو علایم راهنمایی و رانندگی علامت می‌گذاشتی

15:29.159 --> 15:32.249
.اون مال تقریبا 3 دهه قبل بود

15:33.250 --> 15:35.662
چرا آخه هیچی نگفتی؟

15:38.556 --> 15:41.159
.راستش نمی‌دونم

15:42.697 --> 15:45.917
تا حالا فکر کردی که اگه می‌گفتی
چه اتفاقی ممکن بود بیوفته؟

15:46.465 --> 15:47.560
.آره

15:48.666 --> 15:51.146
.آره، این اواخر خیلی بهش فکر کردم

15:51.576 --> 15:54.275
.می‌تونستی بخشیی از زندگیم باشی

15:54.276 --> 15:57.626
...آره یا ممکن بود

15:57.627 --> 15:59.564
.آخرش از هم دیگه متنفر بشیم

16:01.653 --> 16:03.851
...بیا

16:03.852 --> 16:06.419
.بیا حالا بهترش کنیم

16:06.420 --> 16:08.465
...بیا

16:08.466 --> 16:09.683
.بیا با هم کار کنیم

16:09.684 --> 16:12.265
.بیا اینجا رو زیر و رو کنیم

16:12.266 --> 16:14.037
.لطفا

16:14.038 --> 16:17.362
کمکم کن سعی کنم بفهمم

16:18.009 --> 16:20.467
.که این آدما حرکت بعدیشون چیه

16:31.906 --> 16:35.062
...من... گمونم

16:35.063 --> 16:37.064
.سوالاتی داری

16:37.065 --> 16:38.661
.آره. چندتایی

16:40.069 --> 16:43.541
.برای همه‌ بهتره اگه تا جایی که ممکنه کمتر بدونی

16:44.117 --> 16:46.028
برای سازمان ملل کار نمی‌کنی، مگه نه؟

16:46.554 --> 16:48.004
.بابا هم همینطور

16:48.005 --> 16:51.168
خب، از لحاظ فنی بخوایم بگیم

16:51.169 --> 16:53.636
...سازمانمون واقعا

16:54.433 --> 16:56.374
.برای سازمان ملل کار می‌کنه

16:58.198 --> 16:59.727
.یه جاسوسی

17:02.595 --> 17:03.940
.آره هستم

17:04.967 --> 17:06.719
خدای من

17:07.231 --> 17:09.276
...«آنا» -
.نه. من می‌دونستم -

17:09.277 --> 17:11.114
.می‌دونستم. واقعا حدس می‌زدم

17:11.115 --> 17:13.937
.واقعا متاسفم که مجبور شدی اینجوری بفهمی

17:13.938 --> 17:16.097
...نه مامان، شوخیت گرفته؟ من

17:17.547 --> 17:18.919
.خیالم راحت شده

17:20.703 --> 17:23.254
می‌دونی عادت داشتم برای خودم داستان بسازم؟

17:23.772 --> 17:25.299
،اینکه شماها ابرقهرمانین

17:25.741 --> 17:28.907
به این معنی بود که بابائه
...داره سعی میکنه دنیا رو نجات بده و

17:28.908 --> 17:31.128
.مامانه قبلا داده

17:31.129 --> 17:32.306
...ولی یه

17:32.307 --> 17:34.653
،یکی بود که مامانه نتونسته به موقع بهش برسه

17:34.654 --> 17:36.830
و وقتی موفق شده بود دنیا رو
.نجات بده اون اتفاق تو ذهنش تکرار میشد

17:36.831 --> 17:38.614
.ببین، می‌دونم که به نظر احمقانه میاد ولی 8 سالم بود

17:38.615 --> 17:40.775
.ولی معلوم شد که من حق داشتم

17:40.776 --> 17:42.271
.ما ابرقهرمان نیستیم

17:42.861 --> 17:44.491
خب؟

17:44.492 --> 17:48.268
.شایدم به خاطر اینهمه مدت که باهامون بودی باشی

17:49.602 --> 17:51.438
.فقط خوشحالم که حقیقت رو فهمیدم

17:51.935 --> 17:53.502
باید به یاد داشته باشی که این
از اون دست حقیقت هاییه که

17:53.503 --> 17:55.504
،اگه به کسی درباره‌اش بگی

17:56.126 --> 17:57.462
.زندگی ها به خطر می‌افته

17:57.463 --> 17:59.839
باید راز کوچولومون باقی بمونه، خب؟

18:06.844 --> 18:08.649
.گوش کنین همگی

18:08.650 --> 18:11.305
.یه نفر دیگه به خانواده‌مون اضافه شده

18:11.306 --> 18:14.308
،یه دختر خیلی شجاع

18:14.309 --> 18:16.401
.درست مثل همه شماست

18:17.340 --> 18:19.358
مطمئنم که همه‌تون روز اولتون در اینجا رو به یاد دارید

18:19.359 --> 18:21.709
...پس انتظار دارم همون محبتی بهش نشون بدید

18:21.710 --> 18:24.755
.که به شما نشون داده شد...

18:24.756 --> 18:27.912
.یه جا بشین «کلیر». اونجا

18:39.578 --> 18:43.300
،تو 11 دقیقه دو کیلومتر دویدم

18:43.301 --> 18:44.997
،ولی بعدش کلی پرتزل خوردم

18:44.998 --> 18:46.630
.باعث شد بالا بیارم

18:53.159 --> 18:55.923
،اون‌طرف دروازه

18:55.924 --> 18:58.621
.می‌تونم شخص متفاوتی باشم

18:58.622 --> 19:00.798
...به باهوشی و شجاعی

19:00.799 --> 19:02.670
.کلیر»، همراهم بیا لطفا»

19:03.748 --> 19:05.541
،«اسپنسر»

19:05.542 --> 19:07.454
.لطفا اولین جمله ی شماره یک رو بخون

19:07.455 --> 19:08.761
.اینجایی

19:10.307 --> 19:12.595
.از اوناست که سریع خوابش می‌بره

19:12.596 --> 19:14.684
.مرسی

19:14.685 --> 19:17.147
خدایا، واقعا میشه صدای تک تک
وسایل رو اینجا شنید، مگه نه؟

19:20.279 --> 19:23.700
این تو سمت شما چه اتاقی بود؟ -
.اینجا کلاس بود -

19:23.701 --> 19:26.040
آره؟ چه کلاسی؟ -
.کلاس بهبود دست خط -

19:26.702 --> 19:28.656
.تکنیک های یادگیری دسته جمعی

19:29.657 --> 19:31.138
.منم اینا رو یاد گرفتم

19:31.567 --> 19:33.227
.تاریخ دو دنیا

19:33.228 --> 19:34.576
واقعا؟

19:36.311 --> 19:39.273
میشه بپرسم چه چیزهایی درباره‌مون گفتن؟

19:40.400 --> 19:41.783
.فقط حقایق

19:41.784 --> 19:43.239
واقعا؟ حقیقت از نظر کی؟

19:43.240 --> 19:45.372
فکر کردی خودم نمی‌تونم تشخيص بدم؟

19:45.373 --> 19:48.115
.یه بچه ساده لوح نبودم -
.نه، معلومه که نبودی -

19:48.116 --> 19:51.118
... ولی تو... تو فقط -
چی؟ -

19:51.119 --> 19:53.904
.«یه سری چیزها رو تو به خوردت داده بودن «کلیر

19:53.905 --> 19:56.252
.حقیقت نیازی به خورونده شدن نداره

19:59.237 --> 20:00.259
...تو

20:00.260 --> 20:01.956
،ببخشید، واقعا هنوزم

20:01.957 --> 20:03.350
...الانم باور داری که همه چی

20:03.351 --> 20:05.265
.انتظار ندارم که تو درک کنی

20:05.266 --> 20:08.049
.کل زندگیم رو به پای این قضیه گذاشتم -
.خیلی خب -

20:08.050 --> 20:09.796
پس زندگی ما چی؟

20:09.797 --> 20:12.047
.زندگی ما هم بدون این وجود نداشت

20:12.048 --> 20:14.407
...توسط همین جریان به وجود اومد، توسط

20:15.121 --> 20:16.143
توسط...؟

20:18.289 --> 20:19.309
.اون

20:21.156 --> 20:22.590
.«میرا»

20:22.591 --> 20:24.353
اون دیگه کیه؟

20:27.008 --> 20:29.489
.اون نزدیک ترین شخص به پدر و مادر برام بود

20:30.956 --> 20:33.196
یعنی چی، اون عضو ایندیگو هست؟

20:33.197 --> 20:34.757
.خودش به وجودش آورده

20:36.267 --> 20:37.813
.همه اینا نقشه اون بود

20:38.321 --> 20:39.715
کدوم نقشه؟

20:40.803 --> 20:42.701
.کلیر» ایرادی نداره»

20:42.702 --> 20:45.291
.می‌تونی... می‌تونی بهم بگی

20:48.772 --> 20:51.191
،اون فقط... یه دنیای بهتر می‌خواست

20:52.439 --> 20:55.226
،جایی که قدرت تو دستای اعضای مدیریت

20:55.227 --> 20:57.631
.یه گروه گلچین شده نامرئی نباشه

20:57.632 --> 20:59.415
،اون دید که دیپلماسی داره به کجا میره

20:59.416 --> 21:02.329
.و می‌دونست که آخرش هم‌دیگه رو نابود می‌کنیم

21:04.242 --> 21:06.974
.خیلی خب، پس باعث شد که در‌ها بسته بشن

21:06.975 --> 21:08.383
بعدش چی؟

21:08.384 --> 21:11.604
.تعادل دنیاها رو به دوران قبل از آنفولانزا برگردونه

21:12.357 --> 21:13.803
چطوری؟

21:16.171 --> 21:17.324
.نمی‌دونم

21:17.325 --> 21:18.553
...«کلیر» -
!نمی‌دونم -

21:18.554 --> 21:19.918
نمی‌دونی یا نمی‌خوای که بدونی؟

21:19.919 --> 21:21.242
!دلت نمی‌خواد بدونی

21:22.352 --> 21:24.315
،می‌خوای باور داشته باشی که دنیات کاملا بیگناهه

21:24.316 --> 21:26.404
.که همه این‌ها فقط سر تو داره میاد

21:27.525 --> 21:28.885
میرا» مدارکی داشت

21:28.886 --> 21:30.420
.مبنی بر اینکه دنیای تو آنفولانزا رو به وجود آورده

21:31.655 --> 21:33.151
یه یادداشت

21:34.033 --> 21:36.764
.که توسط عاملی از دنیای شما نوشته شده بود

21:37.662 --> 21:39.122
.خودم دیدمش

21:40.290 --> 21:41.900
.به همه‌مون نشونش داد

21:42.584 --> 21:46.146
که چی، خب، که چی، این... این
دزدیدن بچه ها رو توجیه می‌کنه؟

21:46.147 --> 21:48.322
کشتن بچه های بی گناه رو توجیه می‌کنه؟

21:50.375 --> 21:52.335
.همه ی اینا به خاطر هدفی باارزشتره

21:59.058 --> 22:01.122
هی، هی پس «اسپنسر» چی؟

22:01.732 --> 22:03.151
این‌کار رو نکن

22:04.694 --> 22:06.233
.همه اینا به خاطر اونه

22:06.234 --> 22:07.452
.نه، نیست

22:07.453 --> 22:10.490
."تو گفتی "دنیایی بهتر
.این فقط یه دنیاست

22:10.491 --> 22:12.327
.اون نصفه‌اش از منه. تو دنیای من به دنیا اومده

22:12.328 --> 22:14.243
.اون هیچ جایی تو اون دنیا نداره -
.اونا هرگز بهش آسیب نمی‌زنن -

22:14.244 --> 22:16.593
.کلیر»، افراد برای اون‌ها مهم نیستن»

22:16.594 --> 22:19.030
.میلا» موقع مرگش وحشت زده بود»

22:19.770 --> 22:21.839
.با این حال تصمیم گرفت که خودش رو بکشه

22:22.882 --> 22:24.472
.به خاطر هدفی والاتر

22:24.473 --> 22:26.973
هدف والا. اصلا این یعنی چی "هدف والا"؟

22:26.974 --> 22:29.406
این چیزیه که اینهمه سال اینجا «میرا» به خوردتون داده؟

22:29.407 --> 22:33.047
،ببین،  «کلیر»، مشکل اینه که تو هیچ‌وقت ساده‌لوح نبودی

22:33.048 --> 22:35.267
پس چطور ممکنه همچین مزخرفاتی رو باور کنی؟

22:35.268 --> 22:38.250
تو... شستشو مغزی شدی؟

22:39.151 --> 22:41.252
.اونا تو رو تبدیل به یه متعصب کردن

22:41.253 --> 22:44.626
...متوجه نیستی؟ ای... تو

22:44.627 --> 22:46.019
.کلیر»، ازش فرار نکن»

22:46.020 --> 22:47.914
.تو فکر می‌کنی که خیلی راحته

22:49.071 --> 22:51.073
.هرگز درک نمی‌کنی

22:57.584 --> 23:00.456
.این پانسمان فقط برای چند روز جوابتو میده

23:00.457 --> 23:02.783
.باید دوباره بدی بررسیش کنن که عفونت نکرده باشه

23:02.784 --> 23:05.829
.گمونم جایی هست که باید بری

23:05.830 --> 23:07.535
،در غیر این‌صورت باید ببرمت به بیمارستان

23:07.536 --> 23:09.786
.که به نظرم دلت نمی‌خواد

23:11.773 --> 23:14.207
.اون از کارمون خبر داره

23:14.208 --> 23:15.568
.اوه

23:16.587 --> 23:19.956
.کنجکاوم بدونم امروز دقیقا چه اتفاقی افتاد

23:19.957 --> 23:22.083
.بهمون حمله شد

23:22.084 --> 23:23.837
توسط کی؟

23:24.364 --> 23:25.610
.عاملین خارجی

23:28.414 --> 23:30.068
شماها تفنگ دارین؟

23:42.052 --> 23:43.846
.احساسات مختلطی درباره‌اش دارم

23:46.610 --> 23:48.416
.هیچی اونجا نیست

23:50.376 --> 23:55.349
.ببین تو یه پنل مخفی پشت قفسه کتاب چی پیدا کردم

23:55.350 --> 23:57.016
.اوه اوه اوه

23:57.017 --> 24:01.013
.گمونم درباره کسی که بودم ناخودآگاه دارم

24:03.195 --> 24:04.739
.«خب، تو هنوزم همون شخصی «امیلی

24:04.740 --> 24:05.741
.نه

24:07.136 --> 24:08.290
.نمی‌خوام که اون باشم

24:08.291 --> 24:09.944
،می‌خوام ازش یه سری سوالات ناجور بپرسم

24:09.945 --> 24:11.467
.ولی نمی‌خوام که اون باشم

24:14.356 --> 24:16.305
.خدایا! همیشه پام می‌خوره

24:16.306 --> 24:17.307
خوبی؟

24:19.591 --> 24:23.351
.این آپارتمان به یه دلیلی داره دیوونم می‌کنه

24:24.440 --> 24:25.535
چطور؟

24:26.781 --> 24:28.922
.جور دیگه ای یادمه

24:29.380 --> 24:32.100
.یادمه وسایل جاشون فرق داشت

24:34.585 --> 24:37.156
.مبل اینجا بود

24:37.157 --> 24:38.259
...و

24:39.044 --> 24:41.067
پیانو نداشتیم؟...

24:41.849 --> 24:42.915
.چرا

24:42.916 --> 24:44.245
.پیانو داشتیم

24:44.246 --> 24:46.182
.اونجا بود

24:49.186 --> 24:51.122
...خب

24:51.123 --> 24:54.779
.هر 3 تا 6 ساعت 300 میلی‌گرم از این

24:54.780 --> 24:57.303
.هر موقع که نیاز بود. باید تو تحمل درد کمک کنه

24:57.304 --> 24:59.698
.و بعد... و این برای عفونت باکتریایی

24:59.699 --> 25:01.700
.هر 6 ساعت دو قطره

25:01.701 --> 25:03.006
تحرک شدیدی نباید انجام بدی، خب؟

25:03.007 --> 25:04.791
.قول میدم

25:04.792 --> 25:06.816
.فردا بهم زنگ بزن

25:22.893 --> 25:24.002
چیشده؟

25:24.003 --> 25:25.886
...این دسته کلید

25:28.187 --> 25:30.197
چیه؟ چیشده؟

25:31.150 --> 25:32.969
...وقتی اومدم اینجا، من

25:32.970 --> 25:35.110
.حس کردم اینجا آشناست

25:39.974 --> 25:42.444
چیه... چی شده «امیلی»؟

25:43.131 --> 25:44.490
چی یادت اومد؟

25:45.434 --> 25:48.693
<i> یه عمارت سفید بزرگ ـه ، درسته؟</i>

25:48.694 --> 25:49.969
.یه سری اسب اونجاست

25:51.586 --> 25:54.768
.مامان تو قبلاً منو به اینجا برده بودی

25:57.559 --> 26:00.967
،تو اون موقع ... توی بازپروری بودی

26:00.968 --> 26:03.658
.ولی یواشکی زدی بیرون

26:04.812 --> 26:06.898
...بخاطر همین گفته بودی

26:06.899 --> 26:09.011
.این باید راز کوچیک‌ بین‌ـمون باشه

26:12.197 --> 26:13.959
،شرمنده

26:13.960 --> 26:15.918
.من چیزی از این رو به‌خاطر نمیارم

26:15.919 --> 26:18.138
ما حتی برای خودمون اسم‌های ساختگی
.درست کرده بودیم

26:18.139 --> 26:20.271
یادت ... یادت میاد؟

26:20.272 --> 26:23.404
.«تو «بلیندا» بودی ، منم «ماریا

26:23.405 --> 26:25.886
...مثل «ماریا کری» یا

26:27.102 --> 26:28.540
.فقط خودم و خودت بودیم

26:28.541 --> 26:30.501
.بهترین آخرهفته‌ی ممکن بود

26:30.502 --> 26:32.328
چرا اینو یادت نمیاد؟

26:32.329 --> 26:35.376
من چند سالم بود؟ هشت؟

26:36.337 --> 26:38.883
.و یه کلیسا هم کنار رودخونه بود

26:42.807 --> 26:44.125
...یواشکی

26:44.126 --> 26:46.458
.«برم‌گردوندی به خونه‌ی دایی «اریک

26:48.002 --> 26:49.820
.می‌دونی ، من هرگز به‌کسی نگفتم

26:50.394 --> 26:52.222
،فکر می‌کردم همه‌اش یه رویا بوده

26:52.223 --> 26:54.354
.خب چون تو هیچوقت بحث‌ـشُ پیش نکشیدی

26:54.355 --> 26:55.528
...ولی

26:56.422 --> 26:58.077
واقعی بود ، مگه نه؟

27:06.268 --> 27:08.283
...من نباید

27:08.284 --> 27:10.548
.هیچوقت اینو می‌آوردم اینجا

27:10.549 --> 27:12.790
.هیچوقت نباید می‌آوردمش خونه

27:22.169 --> 27:24.267
می‌دونی «آنا» کی‌ـه؟

27:27.981 --> 27:29.418
دیده بودیش؟

27:31.645 --> 27:33.122
.توی طرف دیگه

27:34.289 --> 27:36.252
.اونجا ، توی جهانِ مجاور

27:38.041 --> 27:39.672
کِی؟

27:39.673 --> 27:41.393
.چندین بار

27:43.001 --> 27:45.222
.سال‌‌هاست که داشتم مدام به‌اونجا می‌رفتم

27:48.483 --> 27:51.279
تو اونجا می‌رفتی
تا این «آنا» رو ببینی؟

27:51.280 --> 27:53.423
هاوارد» نمی‌تونم راجع به این»
حرف بزنم ، نمی‌تونم

27:53.424 --> 27:56.166
.«باید ... باید حرف بزنی «امیلی

27:56.167 --> 27:58.041
.ما با همدیگه اینکارو انجام میدیم

27:58.042 --> 27:59.845
.این حرفِ خودت بود

28:06.901 --> 28:08.879
.اون دخترمون بود

28:10.258 --> 28:11.848
.در اون طرف

28:14.623 --> 28:17.366
.فقط یه دختر کوچولو بود

28:19.502 --> 28:20.552
...و

28:22.141 --> 28:25.026
...مادرش اونجا نبود ، یعنی همتام

28:25.619 --> 28:28.360
...برای همینم بردمش به

28:28.361 --> 28:31.301
جائی که مادرم
.قبلاً منو می‌برد

28:33.711 --> 28:35.415
.تا اسب‌سواری کنیم

28:42.576 --> 28:45.013
.«اون بچه‌ی ما هم هست ، «هاوارد

28:47.756 --> 28:49.915
اون‌ها حتی همون اسم
.رو روش گذاشتن

28:53.096 --> 28:54.860
چرا باید چنین کاری بکنی؟

28:56.732 --> 28:58.648
خب ، تو بودی نمی‌کردی؟

29:00.228 --> 29:02.164
اگر می‌دونستی اون زنده‌ست

29:02.165 --> 29:04.974
نمی‌خواستی بشناسیش؟

29:11.865 --> 29:13.953
.خب چیزی نیست بابائی

29:13.954 --> 29:16.391
چیزی نیست ، به‌هیچکدوم
.از اون حرف‌ها گوش نده

29:16.392 --> 29:18.045
...بذار ببینیم ، تو

29:18.046 --> 29:20.333
.جوش زدی

29:21.460 --> 29:24.054
،ای‌بابا عزیزم ، عزیزم

29:24.055 --> 29:26.081
.بذار ببینم پُمادی داریم یا نه

29:26.991 --> 29:29.068
این چی‌ـه؟

29:29.834 --> 29:31.423
این دیگه چی‌ـه؟

29:39.701 --> 29:41.072
<i>خب، «میرا» به حسابشون رسید</i>

29:41.073 --> 29:44.628
<i>،تا مطمئن شه همه چی جواب میده
مگه نه؟</i>

29:44.629 --> 29:46.256
<i>.مطمئن نیستم که پِی قضیه رو بگیرم یا نه</i>

29:47.036 --> 29:50.352
<i>واقعاً فکر می‌کنی آنفولانزا جون‌شونُ گرفت؟</i>

29:50.353 --> 29:53.477
<i>.توی اون زمان صدها میلیون نفر مُردن</i>

29:53.478 --> 29:56.177
<i>فکر می‌کنی به ذهن کسی رسیده
که یه کالبدشکافی به‌عمل بیاره؟</i>

29:56.703 --> 29:59.142
<i>.مسمویت حادِ آرسنیک</i>

29:59.894 --> 30:01.792
<i>،علائم به‌قدر کافی شبیه بودن</i>

30:01.793 --> 30:05.297
<i>،و با اون همه جسد
.هیچکس دنبال دلیل نمی‌گشت</i>

30:10.110 --> 30:12.600
.تو یه سربازی

30:12.601 --> 30:14.241
...«کلیر»

30:14.242 --> 30:16.941
چه‌کاری می‌تونم برات بکنم؟ -
می‌دونی «اسپنسر» کجاست؟ -

30:16.942 --> 30:18.495
.احضارش کردن

30:18.496 --> 30:20.118
داره با اون ازدواج می‌کنه؟

30:20.119 --> 30:22.120
،کلیر» فکر نکنم متوجه شده باشی»

30:22.121 --> 30:24.514
.چه موهبتی نصیب‌ـت شده

30:24.515 --> 30:27.322
تو قراره کسی بشی
.که همه‌چیزو متحول می‌کنه

30:32.232 --> 30:33.678
آهای؟

30:37.182 --> 30:38.531
پیتر»؟»

30:39.990 --> 30:42.448
!تو گُرگی

30:42.449 --> 30:44.473
!«هیس ، «اسپنسر

31:09.742 --> 31:11.809
کسی اونجاست؟

31:32.508 --> 31:33.938
اینجا چی‌کار می‌کنی؟

31:35.964 --> 31:37.409
.جایِ خوبی واسه قایم شدن‌ـه

31:38.368 --> 31:39.953
.هیچکس اینجا رو پیدا نمی‌کنه

31:41.571 --> 31:43.277
تو اینجا بزرگ شده بودی؟

31:43.278 --> 31:44.544
.آره

31:49.048 --> 31:50.549
.آره اینجا بزرگ شده بودم

31:58.245 --> 31:59.506
.ولی من نه

32:00.060 --> 32:01.593
.من کنار پدر و مادرم زندگی می‌کردم

32:05.854 --> 32:07.502
چرا منو کشتی؟

32:13.121 --> 32:14.301
...چون

32:14.868 --> 32:17.013
.تو هرچیزی که واسه من آرزو بود رو داشتی

32:18.431 --> 32:19.628
.هیچکس منو دوست نداشت

32:23.461 --> 32:24.939
اون چطور؟

32:26.302 --> 32:28.010
...پیتر» فقط از اینکه»

32:29.411 --> 32:30.870
.تنها باشه می‌ترسه

32:32.975 --> 32:34.276
تو از تنها بودن نمی‌ترسی؟

32:35.276 --> 32:36.283
.من که می‌ترسم

32:39.688 --> 32:41.525
.جائی که حالا توشم منو تک و تنها کرده

32:46.456 --> 32:47.648
.«کلیر»

32:57.025 --> 32:58.699
به محتویات‌ـش گوش دادی؟

33:16.152 --> 33:17.674
،این همون زنی بود که گفته بودی

33:17.675 --> 33:20.279
برات مثل یه مادره؟ -
.باید برم به «اسپنسر» سر بزنم -

33:20.280 --> 33:21.875
.اسپنسر» حالش خوبه»

33:23.284 --> 33:24.444
.بس‌کن

33:26.710 --> 33:28.231
.کلیر» منو ببین»

33:32.358 --> 33:34.462
...وقتی اولش درموردت فهمیدم

33:35.965 --> 33:37.299
.داغون شدم

33:38.308 --> 33:41.596
سال‌ها درمقابل
.یک دروغ زندگی می‌کردم

33:42.222 --> 33:43.640
.و نتونستم متوجهش بشم

33:45.975 --> 33:47.971
.ولی من داغون نمی‌شم

33:48.553 --> 33:49.886
...«کلیر»

33:50.820 --> 33:52.013
.مشکلی نیست

33:57.172 --> 33:58.914
حالا باید چی‌کار کنم؟

34:02.432 --> 34:05.513
هرچیزی که درکل می‌دونستم
.چیزی بود که اون‌ها یادم داده بودن

34:06.400 --> 34:08.352
.و حالا راحت از بین رفته

34:09.546 --> 34:10.922
هدف چیه آخه؟

34:12.173 --> 34:13.717
هدفِ هرچیزی؟

34:14.259 --> 34:16.872
،ببین این زندگی‌ایه که داریم

34:16.873 --> 34:18.920
.این چیزی‌ـه که پذیرفتیمش

34:19.463 --> 34:21.576
.بدونِ تو «اسپنسری» در کار نیست

34:21.577 --> 34:24.181
.و من اونو با یه دنیا عوض نمی‌کنم

34:24.814 --> 34:26.649
.تو از تمام کارهائی که کردم خبر نداری

34:28.651 --> 34:29.986
.می‌دونستی خوشت نمی‌اومد

34:31.863 --> 34:33.365
...و با این حال ، من هنوزم

34:36.160 --> 34:38.121
.شاید من یه آدم تعصبی‌ام

34:39.706 --> 34:42.417
.همونطور که گفتی ، شستشوی مغزی شدم

34:43.293 --> 34:46.797
میلیون‌ها دلیل از خودم درآوردم که چرا اون
.صدای ضبط شده نمی‌تونه حقیقت داشته باشه

34:48.344 --> 34:50.958
،با یه هدفی بهم داده شده بود
...یه آزمون بود

34:50.959 --> 34:53.515
ممکنه یه آزمون بوده باشه؟ -
.نه -

34:55.884 --> 34:59.837
.خدایا ، احساس درموندگی می‌کنم -
.اون‌ها این حسو بهت تلقین کردن -

34:59.838 --> 35:03.494
،اون‌ها یه دختر کوچیک رو گرفتن
،و ذهنش رو تا وقتی

35:03.495 --> 35:05.975
چیزی که انتظارشو داشتن
.به‌عقایدش می‌پیوست آماده کردن

35:05.976 --> 35:08.339
.می‌تونستم مقاومت کنم -
.تو یه بچه بودی -

35:32.418 --> 35:34.238
.یک بار نزدیک بود غرق بشم

35:35.866 --> 35:37.360
.قبل از تمام اینا

35:37.859 --> 35:39.254
.قبل از شیوع آنفولانزا

35:41.126 --> 35:42.630
.جریانِ آب شکافنده بود

35:43.823 --> 35:45.783
.پرچم «شنا ممنوع» رو ندیده بودم

35:47.202 --> 35:48.912
.آب خیلی گرم بود

35:50.205 --> 35:51.986
.یه مَردی توی ساحل بود

35:51.987 --> 35:54.641
.«داشت داد می‌زد ، «یه‌وَری شنا کنید

35:54.642 --> 35:57.144
موقع جریان شکافنده
.باید اینطوری شنا کنی

35:59.210 --> 36:00.832
...ولی

36:01.544 --> 36:04.303
.بیشتر به درونش کشیده شدم

36:06.883 --> 36:08.471
.خسته بودم

36:08.472 --> 36:09.705
.خودمو رها کردم

36:11.439 --> 36:13.207
.گذاشتم آب منو پائین بکشه

36:16.080 --> 36:18.866
.روی سطحش خیلی پُرتنش بود

36:20.347 --> 36:23.035
.ولی زیرش ، آروم بود

36:24.579 --> 36:26.457
.تاریک و ساکت

36:27.791 --> 36:29.710
.و بعدش به بالا کشیده شدم

36:31.336 --> 36:32.839
.به جوِ پُرتنش

36:38.721 --> 36:40.556
.«بذار برم همون زیر ، «پیتر

36:41.640 --> 36:43.767
.دیگه نمی‌خوام اینجا باشم

36:43.768 --> 36:45.034
.قرار نیست اینکارو بکنم

36:45.707 --> 36:47.964
خب ، پس تو هم
.شستشوی مغزی شدی

36:47.965 --> 36:50.206
.آره ، شاید شدم -
.آره -

36:51.359 --> 36:53.446
من چه مرگم‌ـه آخه؟

36:54.197 --> 36:58.216
چرا هنوزم بعد از تمام
کارهائی کرده کرده دوستش دارم؟

37:00.600 --> 37:02.193
.تو چیزیت نیست

37:06.314 --> 37:07.636
...دوستش داری

37:09.339 --> 37:11.374
.و همزمان هم ازش متنفری

37:20.880 --> 37:22.135
.«پیتر»

37:22.136 --> 37:23.467
هوم؟

37:24.948 --> 37:28.234
فکر کنم شاید بدونم
.قراره چی‌کار کنن

37:31.449 --> 37:32.992
...طلاق گرفته بودن

37:33.493 --> 37:34.995
.چند دهه پیش

37:38.040 --> 37:40.961
به‌گمونم ازدواج‌ـشون فقط
.نه سال دووم آورد

37:42.629 --> 37:44.172
نظرت درموردش چی بود؟

37:45.173 --> 37:47.260
.اون برام مثل یه معما بود

37:48.469 --> 37:51.256
...دمدمی مزاج بودنش

37:51.257 --> 37:53.642
.بیش‌ازحد مصرف کردن موادش

37:54.810 --> 37:57.046
.بچه‌شون خیلی بیمار بود

37:57.047 --> 37:58.700
گمون‌کنم اون ماجرا
اوضاع رو براشون پیچیده کرد

37:58.701 --> 38:01.465
قطعاً اگر منم بودم
.برام اوضاع رو خیلی سخت می‌کرد

38:03.362 --> 38:04.794
و اون چطور؟

38:04.795 --> 38:06.535
.همتام

38:09.953 --> 38:11.607
.نمی‌دونم

38:11.608 --> 38:13.108
...یادم

38:13.109 --> 38:16.282
یادت نمیاد؟ -
.هیچوقت ندیدمش -

38:16.283 --> 38:18.070
.یه‌چیزائی شنیده بودم

38:18.071 --> 38:20.291
ظاهراً با تو خیلی
.متفاوت بود

38:20.905 --> 38:22.117
چطور تفاوتی؟

38:22.801 --> 38:25.555
اون توی استراتژی مقام
.کاملاً عالی‌رتبه‌ای داشت

38:26.890 --> 38:29.142
...و برای یه‌جور نیروی‌ویژه

38:30.226 --> 38:32.697
،به خدمت گرفته شده بود
.یادم نمیاد اسمش چی بود

38:36.435 --> 38:38.107
.مرد خشنی بود

38:39.335 --> 38:41.865
.قبلاً نگاه‌های گذرائی بهش کرده بودم

38:42.909 --> 38:45.081
.هیچ مهربونی‌ای توی چهره‌اش نبود

38:47.288 --> 38:48.457
مهربونی؟

38:49.903 --> 38:51.285
.برعکس تو

38:53.358 --> 38:56.122
خیلی عجیبه که جفت‌ـتون
...یه نفرید و با این حال

38:56.123 --> 38:57.595
،تو اونجوری که بودم رو

38:57.596 --> 38:59.468
ترجیح می‌دادی؟

39:00.215 --> 39:01.536
.به‌گمونم آره

39:08.674 --> 39:09.784
.نه

39:11.330 --> 39:12.483
نه؟

39:12.484 --> 39:14.659
.نه ، فکر کنم این بهتر ـه

39:14.660 --> 39:16.865
.طوری که الأن هستی رو ترجیح میدم

39:17.908 --> 39:19.229
...فکر کنم این

39:20.778 --> 39:24.354
...من همیشه‌ی خدا عادت داشتم بدَوم ، و

39:26.334 --> 39:28.763
،این چیزی بود که

39:28.764 --> 39:31.156
...به‌طرفش می‌دَویدم تا

39:32.633 --> 39:34.549
.به خودم تلنگری بزنم

39:36.751 --> 39:40.516
،اون مصرف بیش از حد موادشو داشت

39:40.517 --> 39:42.932
.و منم کلِ جهان دیگه رو

39:46.069 --> 39:47.590
.ولی دیگه بهش نیازی ندارم

39:50.443 --> 39:53.791
،ما همدیگه رو می‌شناسیم
.همدیگه رو می‌بینیم

39:54.187 --> 39:56.568
...و حس نمی‌کنم که باید

39:58.788 --> 40:00.589
.ازت محافظت کنم

40:03.095 --> 40:05.893
می‌تونم کاری رو بکنم که باید
.خیلی وقت پیش می‌کردم

40:05.894 --> 40:08.157
.نه «امیلی» ، لازم نکرده اینکارو بکنی

40:08.158 --> 40:09.550
.نه ، ولی باید بکنم

40:10.846 --> 40:12.358
.حتی باوجود اینکه دردناکه

40:18.184 --> 40:19.625
این دست خط توئه؟

40:20.781 --> 40:22.247
این فقط یکی از اون
.تکالیف مسخره‌ست

40:22.248 --> 40:23.334
.«نه ، نه ، نه «امیلی

40:23.335 --> 40:24.480
.حتی نمی‌دونم معنیش چی‌ـه

40:24.481 --> 40:26.070
...من -
.امیلی» این رمز ـه» -

40:31.849 --> 40:33.403
.هیچوقت «آنا» رو به اینجا نیاورده بودم

40:33.404 --> 40:35.623
.هیچوقت -
پس کار زنِ من بود ـه؟ -

40:35.624 --> 40:37.695
اون اینجا بوده؟ -
.آره -

40:37.696 --> 40:40.324
همین چند روز پیش
.درموردش فهمیدم

40:40.325 --> 40:43.853
.همینطوری به‌سادگی وارد زندگی‌ـت شده بود

40:43.854 --> 40:45.766
خب ، به‌قدر کافی ساده بود ، مگه نه؟

40:45.767 --> 40:48.907
.مدام وارد بازپروری می‌شدم

40:48.908 --> 40:51.826
می‌تونی تصور کنی که
.هاوارد» چقدر دلسوز بود»

40:53.312 --> 40:55.821
حتی نمی‌تونستم از بچه‌ی خودم
.محافظت کنم

40:56.482 --> 40:58.520
چه‌جور آدمی اینکارو می‌کنه؟

40:59.138 --> 41:00.932
.خودشو به‌جای یه مادر دیگه جا می‌زنه

41:01.696 --> 41:04.048
به یک بچه می‌گه
.که به خانواده‌اش نگه

41:05.576 --> 41:07.620
.همه‌ش برای رضایت خودش

41:08.287 --> 41:10.491
،من سال‌های سال رو با احساس گناه سپری کردم

41:10.492 --> 41:13.565
درحالی که فکر می‌کردم
.اون باید نسبت به من آدم بهتری باشه

41:14.630 --> 41:16.721
.نه اینطور نیست

41:20.471 --> 41:24.529
.ولی اون کسی‌ـه که من لایق‌ـشم

41:28.791 --> 41:33.418
،می‌دونی اون شب
،وقتی به یه ماشین برخورد کرد

41:36.290 --> 41:39.844
اون بهم گفت که باید می‌رفت
.یه‌سری لباس‌ از خشک‌شوئی تحویل بگیره و بیاره

41:40.411 --> 41:42.136
.می‌دونستم داره دروغ می‌گه

41:42.471 --> 41:43.925
.همیشه می‌دونستم

41:46.024 --> 41:47.917
.ولی هیچی نگفتم

41:48.459 --> 41:49.752
.خب ، این منطقی‌ـه

41:50.658 --> 41:52.577
،هاوارد درحالی که داشتم

41:52.578 --> 41:55.777
با گچ روی تابلوهای خیابون
.علامت‌گذاری می‌کردم مچم رو گرفت

41:57.345 --> 41:59.135
.اون موقع آغاز پایان بود

42:00.908 --> 42:02.378
.من اون‌کارشو دیدم

42:03.519 --> 42:05.511
.منم اون‌کارشو دیدم

42:06.205 --> 42:08.275
.ولی هیچی نگفتم

42:09.484 --> 42:11.867
.هیچوقت هیچی نگفتم

42:11.868 --> 42:15.867
.همیشه خیلی ... می‌ترسیدم

42:18.877 --> 42:21.114
:همونطوری که اون بهم گفته بود

42:22.645 --> 42:25.497
انکار تا کِی؟

42:31.600 --> 42:33.207
...از اینکه همیشه می‌ترسم

42:34.007 --> 42:36.592
.خیلی خسته‌ام

42:37.726 --> 42:39.144
.به‌زودی تموم می‌شه

42:40.353 --> 42:42.940
فقط لازمه که بفهمیم
.اقدام بعدی «میرا» چی‌ـه

42:47.161 --> 42:50.443
.نه ، حق با «یانک» بود

42:52.241 --> 42:54.091
،باید کاری رو بکنم که باید

42:54.092 --> 42:55.941
.همون اول انجام می‌دادم

42:57.780 --> 42:59.706
.باید با مدیریت یه معامله بکنم

42:59.707 --> 43:00.894
چی؟

43:01.855 --> 43:04.016
مدیریت همین اواخر
.سعی کرد مارو بکشه

43:04.017 --> 43:06.709
،بخاطر اینه که به ما اعتماد ندارن
،بخاطر اینه که

43:08.049 --> 43:10.223
،می‌دونن داشتم ازش محافظت می‌کردم

43:10.224 --> 43:11.615
.مثل همیشه

43:14.799 --> 43:16.943
.اون کسی‌ـه که نمی‌شه بهش اعتماد کرد

43:20.564 --> 43:22.295
.باید یه معامله بکنم

43:24.005 --> 43:25.782
.و باید به عقب برگردم

43:27.952 --> 43:29.915
،و باید چیزهائی رو بهش بگم

43:29.916 --> 43:33.625
.که مدت‌ها پیش باید بهش می‌گفتم

43:44.172 --> 43:47.588
این چی‌ـه؟ -
.این چیز خاصی نیست -

43:47.589 --> 43:49.634
.شاید همه‌اش نوشته‌ی بی‌معنی‌ـه

43:49.635 --> 43:51.506
نه ، باور کن
،من به مدت خیلی طولانی‌ای

43:51.507 --> 43:53.334
.توی «انیترفیس» بودم

43:53.335 --> 43:55.685
.وقتی یه رمز رو می‌بینم ، متوجه می‌شم

43:55.686 --> 43:58.949
این یه ساختار کلاسیک
.از رمز دوجانبه‌ست

43:59.915 --> 44:02.217
راه دیگه‌ای برای
رمزنگاری کردنش هست؟

44:03.326 --> 44:06.845
،آره ، راه‌های زیادی هست
.ممکنه به یک کتاب مرتبط باشه

44:06.846 --> 44:09.135
...یه کتاب؟ ممکنه

44:09.136 --> 44:11.819
ممکنه یه کتاب از کتابخونه باشه؟
ممکنه کتاب «طبل حلبی» باشه؟

44:11.820 --> 44:14.615
تو برای دستیابی به یک هدف
.از همون کتاب استفاده نمی‌کنی

44:14.616 --> 44:17.580
پس استدلال کردن رو هم توی
اینترفیس» خوب یاد گرفتی ، مگه نه؟»

44:17.581 --> 44:21.145
.نه ، خب فقط یه حدس‌ زدم

44:21.146 --> 44:23.717
ولی به‌نظر میاد درست بود ـه ، مگه نه؟

44:23.718 --> 44:27.309
.آره خیلی معقول‌ـه
...پس ، یه کتاب

44:29.399 --> 44:31.484
...می‌شه

44:32.337 --> 44:34.462
می‌شه کتابِ «ریلکه» رو امتحان کنیم؟
[ شاعر آلمانی ]

44:35.197 --> 44:36.991
.اون یکی از کتاب‌های محبوبت‌ـه

44:38.627 --> 44:40.694
.خیلی‌خب ، بهم توضیح‌ـش بده

44:40.695 --> 44:44.458
،خب ، همیشه یه کلید حل معما در کار ـه
.گاهی‌اوقات از قبل هم می‌دونیش

44:48.204 --> 44:50.336
.وایسا ، وایسا ، وایسا

44:54.907 --> 44:56.408
.درسته

44:56.689 --> 45:02.141
خیلی‌خب ، هر حرف
،نشانه‌ی یک عدد ـه

45:02.242 --> 45:06.812
،و بعدش تو به دسته‌های سه‌تائی
.تقسیم‌ـش می‌کنی

45:06.813 --> 45:10.119
.اول صفحه ، دوم سطر ، سوم کلمه

45:10.120 --> 45:12.493
.خب پس می‌شه صفحه‌ی 43

45:13.276 --> 45:15.866
.سطر چهارم

45:15.867 --> 45:18.523
.و اولین حرفِ اون کلمه ، «ن» هستش

45:19.784 --> 45:22.482
.و» ، شاید یه‌چیزی داره دستگیرمون می‌شه»

45:22.483 --> 45:24.528
.خیلی‌خب
.«شد کلمه‌ی «نورث

45:24.529 --> 45:27.749
.یک ، دو ، سه ، چهار -
.«و» -

45:27.750 --> 45:28.925
،دو ، سه ، چهار ، پنج ، شیش ، هفت

45:28.926 --> 45:30.578
.هشت ، نه
...دو ، سه

45:30.579 --> 45:31.929
آره ، همینه ، فکر کنم
.داریم به یه‌جاهائی می‌رسیم

45:31.930 --> 45:33.495
ویرگول‌های بالا هم حرف حساب می‌شن؟

45:33.496 --> 45:35.323
.ویرگول‌ها حساب نمی‌شن

45:35.324 --> 45:36.411
.سه ، چهار ، پنج ، شیش ، هفت

45:36.412 --> 45:37.587
،یه فاصله اونجاست

45:37.588 --> 45:39.328
.که از قلم انداختیم -
.چهار ، پنج -

45:39.329 --> 45:41.635
.این یکی یه عدده
معنای رمز همینه؟

45:41.636 --> 45:44.813
،آره ، بیشتر به یه آدرس می‌زنه
،گمون‌کنم ولی

45:44.814 --> 45:47.511
.کاملاً درست نیست
.ولی نزدیک ـه

45:47.512 --> 45:50.776
...شاید ، ترامبون در

45:50.777 --> 45:52.517
غرب) ، در تعطیلاتِ غرب (وست هالیدی) به رقص در میاد؟) «WEST»

45:52.518 --> 45:55.511
.«البته ، می‌شه «نوردوفر
.«نوردوفر 85»

45:55.512 --> 45:59.177
پس ، موفق شدیم؟ -
.بله که شدیم -

46:12.910 --> 46:14.789
.خیلی دوست‌ـت دارم

46:16.732 --> 46:18.440
.منم دوست‌ـت دارم

46:21.515 --> 46:24.578
از وقتی بیدار شدم
.تا حالا نشنیدم اینو بگی

46:27.641 --> 46:30.019
می‌خواستم مطمئن بشم
.که منو یادته یا نه

46:34.288 --> 46:36.465
.همیشه‌ی خدا عادت داشتی اینو بگی

46:38.592 --> 46:41.010
مطمئن نبودم
،که از ته دل می‌گیش

46:41.011 --> 46:42.555
...یا فقط

46:44.979 --> 46:46.277
.از روی عادت بود

46:46.278 --> 46:47.550
.از ته دل میگم

46:52.970 --> 46:54.199
،واقعاً خوشحال می‌شدم

46:54.200 --> 46:56.659
اگر امشب توی
.اتاق کوچیک نمی‌خوابیدی

47:50.797 --> 47:52.195
.«سلام «ایان

47:53.597 --> 47:55.474
ما آماده‌ایم که خودمون
.رو تسلیم کنیم

47:57.268 --> 47:59.329
«ولی می‌خوام برای «هاوارد
.یه معامله‌ای ترتیب بدم

48:05.000 --> 48:07.328
.دیدم که داشتن یه‌سری محفظه رو خالی می‌کردن

48:07.329 --> 48:09.722
،داشتن برای یه چیزی آماده‌ می‌شدن

48:09.723 --> 48:12.078
.و باید همین پائین انجامش داده باشن

48:23.371 --> 48:25.154
این چی‌ـه؟

48:30.119 --> 48:31.572
.«پیتر»

48:34.708 --> 48:36.398
.این یکی از اون محفظه‌هاست

48:59.697 --> 49:01.009
.اینو ببین

49:02.452 --> 49:04.526
.سال‌ها داشتن آزمایشش می‌کردن

49:04.527 --> 49:06.504
سعی می‌کردن تا
.علائم‌ـش رو اصلاح کنن

49:06.505 --> 49:07.835
چی رو آزمایش می‌کردن؟

49:10.354 --> 49:11.980
.یه ویروس آنفولانزا

49:14.331 --> 49:16.645
.اینطوری تعادل رو دوباره برقرار می‌کنه

49:17.320 --> 49:21.049
،جهانِ شما رو از پا در میاره
.همونطور که جهان شما ، جهان ما رو از پا درآورد

49:21.867 --> 49:23.875
خب این ویروس آنفولانزا کجاست؟

49:25.318 --> 49:27.015
.نمی‌دونم

49:27.957 --> 49:29.381
.ممکنه هرجائی باشه

49:30.227 --> 49:32.190
.باید به اداره خبر بدیم

50:01.254 --> 50:02.681
<i>.منم</i>

50:02.682 --> 50:05.938
<i>،می‌خوام که بدونی «ایندیگو» داره میاد</i>

50:05.939 --> 50:07.361
<i>.سراغ اون</i>

51:32.077 --> 51:33.810
شوهر من کجاست؟

51:38.033 --> 51:39.913
.توی جهان مجاور ـه

51:41.367 --> 51:43.213
.بار و بندیلتو جمع کن و گمشو بیرون

51:45.959 --> 51:47.539
.امیلی» ، خواهش می‌کنم»

51:48.136 --> 51:50.892
به‌خدا قسم همونجا که هستی
.بهت شلیک می‌کنم

51:55.249 --> 51:56.794
.حالا گمشو بیرون

52:15.730 --> 52:17.405
.«پیتر»

52:17.406 --> 52:19.276
شرمنده که اینطوری
.اومدم در خونه‌ات

52:19.277 --> 52:21.453
،ولی یه‌چیزی قراره اتفاق بیفته
.و من به کمک‌ـت نیاز دارم

52:21.454 --> 52:23.107
.نه ، به‌قدر کافی کشیدم

52:23.108 --> 52:25.022
.فقط ... می‌دونم سخته که باورم کنی

52:25.023 --> 52:27.932
.راستش ، غیرممکن‌ـه -
.فقط بذار یه‌چیزی رو بگم -

52:35.560 --> 52:38.949
.نایا» این همسرم‌ـه»

52:40.412 --> 52:41.743
.«شادو»

52:45.113 --> 52:59.114
.:: @bollbolljan_com ::.