﻿WEBVTT

00:00.480 --> 00:09.400
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:37.401 --> 00:46.401
" اپيزود سوم و پاياني : کلوديا "

01:17.320 --> 01:18.480
لغوش کنيم ؟

01:18.960 --> 01:21.320
بعدش چي ؟
هر اتفاقي افتاده رو فراموش کنيم ؟

01:22.640 --> 01:25.640
کلر تا يه ساعت ديگه ميرسه اينجا
بابت اين بازداشتمون ميکنه

01:30.080 --> 01:32.360
تا دو هفته ديگه
پرسنل عوض ميشن

01:32.800 --> 01:34.880
وقت کافي داريم تا يه استراتژي جديد
رو آماده کنيم

01:35.600 --> 01:37.560
مادر ملاني تا اون موقع ديگه از دنيا ميره

01:38.640 --> 01:40.880
نبايد هيچ قولي بهش ميدادي

01:45.720 --> 01:46.920
! صبحانه

01:47.560 --> 01:49.120
عقلشو از دست داده

01:49.200 --> 01:50.640
ديگه کافيه

01:51.640 --> 01:54.680
يه چيزي براش از نونوايي
نبش خيابون بگير

01:55.440 --> 01:56.920
کار احمقانه اي نکن کارل

01:57.000 --> 01:58.280
نميخوام کارمو از دست بدم

01:58.360 --> 02:00.480
تخم مرغ ، پنير ، سالامي
و کروسان

02:00.560 --> 02:02.360
قهوه تلخ براش بگير

02:22.520 --> 02:23.920
خدمات اتاقِ ؟

02:26.240 --> 02:27.560
کمکي از دستم برمياد ؟

02:27.640 --> 02:29.240
اين واسه شروعِ

02:31.840 --> 02:32.920
بازش کن

02:51.600 --> 02:53.200
سلول بزرگتري در اختيارت قرار ميگيره

02:53.280 --> 02:54.360
به کارگاه دسترسي داري

02:54.440 --> 02:55.960
و تلويزيوني که ميخواي بهت داده ميشه

02:56.680 --> 02:58.320
سيگار رو فراموش نکن

02:58.400 --> 02:59.680
الانم بهش نياز دارم

03:03.160 --> 03:06.960
يه ساعت براي انجام اينکار وقت داريم
وگرنه کارمون تمومه ، براي هميشه

03:07.840 --> 03:08.840
ديگه سلول بزرگتري در کار نيست

03:09.280 --> 03:11.600
تلويزيون و هيچي در اختيارت قرار نميگيره

03:15.480 --> 03:16.480
اون کجاست ؟

03:21.600 --> 03:23.480
من مهارتي تو نقشه خوني ندارم

03:23.560 --> 03:26.720
نمودار جرمِ
خوندنش از يه نقشه مسير دوچرخه سواري راحت تره

03:26.800 --> 03:28.320
من تا حالا سوار دوچرخم نشدم

03:28.680 --> 03:30.360
شما دو نفر مدت زمان زيادي اونجا بودين

03:37.480 --> 03:39.080
ملاني وايس کجا دفن شده ؟

03:46.400 --> 03:47.760
کجا دفنش کردين ؟

03:55.120 --> 03:56.520
! نگاه کن

03:59.680 --> 04:01.600
شايد ، اگه دوباره برم اونجا يادم بياد

04:06.280 --> 04:10.160
همين الان بهم ميگي
. . . وگرنه مطمئن باش بيست سال آينده رو

04:12.560 --> 04:14.280
شما دست به آدم ربايي زديد

04:14.360 --> 04:15.680
تجاوز کرديد

04:16.160 --> 04:17.840
کشتيد و دفنش کرديد

04:19.160 --> 04:21.680
اگه همين الان کمکمون نکني
جنازه رو پيدا کنيم

04:21.760 --> 04:26.399
فکر ميکني کسي
به خودش زحمت ميده ديگه کاري برات انجام بده ؟

04:28.200 --> 04:29.560
مادرش داره ميميره

04:30.040 --> 04:32.600
و فقط يه آرزو داره

04:32.680 --> 04:35.920
ميخواد بدونه بچش کجاست
تا بتونه به شکل مناسبي اونو دفن کنه

04:36.000 --> 04:37.920
بهم بگو
الان

04:41.920 --> 04:42.920
گشنمه

04:46.240 --> 04:47.800
. . . صبحونه

05:16.360 --> 05:18.240
يه پيشنهادي بهت ميکنم
شولتز

05:19.600 --> 05:22.040
تو در جايگاهي نيستي که پيشنهادي رو
مطرح کني

05:54.840 --> 05:57.680
اين مسئله رو با مقامات ارشد حل کرديم
درو ببند

06:00.400 --> 06:03.440
اگه حرفت راست بود
بهش اشاره نميکردي ، قضيه چيه ؟

06:04.520 --> 06:07.240
کلوديا هارتمن
معشوقه سابق مارک کروتزر

06:07.320 --> 06:10.040
قاتلين اشپريوالد
اولين قاتلين سريالي پسا جمهوري دموکراتيک آلمان

06:10.120 --> 06:10.960
خب ؟

06:11.040 --> 06:12.400
شولتز روند بازجويي رو به عهده گرفت

06:12.480 --> 06:14.040
شش تا دختر

06:14.120 --> 06:16.480
اونارو اغوا کرده
و بعد دوست پسرش بهشون تجاوز ميکرده و بعد ميکشته

06:16.560 --> 06:19.440
اينجا چيکار ميکنه ؟
خيلي وقت پيش بايد محکوم ميشد

06:19.520 --> 06:21.800
اولين قرباني ، ملاني وايس
هيچوقت پيدا نشده

06:21.880 --> 06:23.880
مادرش داره ميميره

06:23.960 --> 06:27.520
هارتمن گفت اگه اجازه بديم از سلولش
بياد بيرون ، يه سرنخي از جنازه بهمون ميده

06:27.600 --> 06:31.360
. . . اما تمام شبو سپري کرديم
دلايل بازجويي چيه ؟

06:31.440 --> 06:34.440
ما با رئيس زندان
و دادستان ايالتي به اين نتيجه رسيديم

06:34.520 --> 06:36.320
البته مشخصه که چيزي
از روند بازجويي ضبط نميشه

06:37.200 --> 06:39.560
بزار اين مسئله رو کاملا روشن کنم
همين الان تمومش کنيد

06:41.320 --> 06:43.600
چهل و پنج دقيقه وقت داريم
براي چي ؟

06:43.680 --> 06:45.320
تا برگرده به سلولش

06:45.400 --> 06:47.080
قبل از اينکه کسي متوجه بشه

06:54.320 --> 06:55.520
آب پَزه يا عسلي ؟
( تخم مرغ )

07:45.000 --> 07:46.520
پيشنهادت چيه ؟

07:50.640 --> 07:52.960
خانم وايس دخترشو ميخواد
منم دخترمو ميخوام

07:54.480 --> 07:55.920
امکان نداره

07:57.880 --> 07:59.520
از نظر من که منصفانست

08:24.560 --> 08:26.640
ممکنه براي اينکارت
متهم به شکنجه بشي

08:26.720 --> 08:29.160
خودت ميدوني
اصلا برات اهميتي نداره ؟

08:29.760 --> 08:31.600
يه تماس بگيرم کارت تمومه

08:31.680 --> 08:33.160
خب چي جلوتو گرفته ؟

08:33.640 --> 08:37.280
حقيقت اينه که تو اصلا برات مهم نيست
که هميشه فکر ميکني حق با توئه

08:37.360 --> 08:39.440
تازه داشت ازت خوشم ميومد

08:43.000 --> 08:44.559
من با انگريد وايس حرف زدم

08:44.640 --> 08:47.360
مادر ملاني
از روز اول بازجويي

08:47.440 --> 08:48.919
بيست و يک سال

08:49.680 --> 08:52.840
وقتي دخترش نيومد خونه
خودم گزارشش رو نوشتم

08:52.920 --> 08:55.360
وقتي عينک و لباس زيرش

08:55.440 --> 08:57.560
که آب مَني کروتزر روش بود رو پيدا کرديم
من تو جنگل بودم

08:57.640 --> 09:01.640
روزها با خودم فکر کردم
سعي کنم يه راهي پيدا کنم يجوري به يه مادر مجرد بگم

09:01.720 --> 09:03.400
که تنها دخترش

09:03.480 --> 09:05.080
مورد تجاوز قرار گرفته و کشته شده

09:05.160 --> 09:06.720
و يه جايي تو جنگل دفن شده

09:06.800 --> 09:09.440
در تمام اين مدت پشتيبانش بودم

09:10.080 --> 09:13.720
بعد ، درست قبل از روز دادرسي
کروتزر يه خودکار نوک ساچمه اي برميداره

09:13.800 --> 09:15.600
و تو سلولش رگ دستشو ميزنه

09:15.680 --> 09:19.320
و اون به کليسا ميره تا
براش يه شمع روشن کنه

09:20.160 --> 09:23.040
پنج سال پيش
بهم پيام داد که سرطان داره

09:23.120 --> 09:25.920
از اون موقع ، اطمينان پيدا کردم
که بهترين دکترا ويزيتش کنن

09:26.000 --> 09:28.600
براي چي ؟
زني که الان داره ميميره

09:28.680 --> 09:32.720
و من قبل از اينکه اون از دنيا بره
( دخترشو به آرامش ميرسونم ( جاي مناسبي دفن ميکنم

09:32.800 --> 09:36.920
بعدش ميتوني منو تعليق يا هر کاري دوست داري بکني
برام مهم نيست

09:45.120 --> 09:46.120
صبح بخير

09:48.680 --> 09:50.040
اونا از اين قضيه خبر دارن ؟

09:50.600 --> 09:52.960
بهشون گفتم خودشونو قاطي اين مسئله نکنن
. . . اما

09:53.480 --> 09:54.520
کي ديگه ميدونه ؟

09:56.920 --> 10:00.160
دادستان کلاوس
و چند نفري تو زندان

10:00.240 --> 10:01.320
و حالا هم من ، درسته ؟

10:01.400 --> 10:02.520
آره

10:02.600 --> 10:03.960
بزار يه پيشنهادي بهت بکنم

10:04.040 --> 10:05.560
تو امروز حالت روبراه نيست

10:05.640 --> 10:08.320
با توجه به شرايطتت قابل درکِ

10:09.520 --> 10:11.480
برو خونه
انگار اصلا اينجا نبودي

10:12.400 --> 10:13.960
تا الان چي گفته ؟

10:14.040 --> 10:16.640
هيچي ، از بيست سال پيش که
بازداشت شده به همين شکل بوده

10:16.720 --> 10:18.480
خيلي حرف ميزنه
اما چيز بدردبخوري نميگه

10:18.560 --> 10:21.160
پس ميخواي با داد و بيداد و تهديد
کارتو پيش ببري ؟

10:21.240 --> 10:23.080
( نميتوني با کسي مثل اون به توافق برسي ( يا مذاکره کني

10:23.160 --> 10:24.960
با هر کسي ميشه
به توافق رسيد

10:28.880 --> 10:32.200
هارتمن قبل از بازداشت حامله شده بوده
و تو زندان بچشو به دنيا مياره

10:32.280 --> 10:34.920
توافق ميکنه که
قبل از حکم برگه فرزخواندگي رو پُر کنه

10:35.000 --> 10:37.080
همين ثابت ميکنه که
حداقل يذره رحم و مروت داره

10:37.160 --> 10:38.080
فرزندخواندگي محرمانه ؟

10:38.160 --> 10:39.760
من فقط چيزي تو پرونده هست رو ميدونم

10:39.840 --> 10:40.960
هيچ اطلاعاتي در موردش وجود نداره

10:41.040 --> 10:43.960
بدون هيچ مدرکي داره يه جايي زندگي ميکنه
خدارو شکر

10:44.040 --> 10:45.720
اما هارتمن فکر ميکنه
تو بيشتر از اين حرفا ميدوني

10:45.800 --> 10:48.240
مثل اينکه جاي دخترش کجاست
و اسمش چيه

10:48.320 --> 10:49.760
ميخواستيم از همين استفاده کنيم

10:49.840 --> 10:52.720
الان نميتوني بهش بگي
چون خبر نداري

10:52.800 --> 10:54.440
اگه ميدونستيم بهش نميگفتيم

10:54.520 --> 10:56.640
يعني اجازه داره
زندگي يه نفر ديگرم خراب کنه ؟

10:58.920 --> 11:00.080
ببين چي ميتوني پيدا کني
باشه ؟

11:01.280 --> 11:02.320
الان

11:08.760 --> 11:09.760
من باهاش حرف ميزنم

11:09.800 --> 11:12.400
نه
ايدت رو به من بگو ، من ميرم داخل

11:12.480 --> 11:13.920
چرا بايد بهت اعتماد کنه ؟

11:14.360 --> 11:15.520
اون دخترشو ميخواد

11:15.600 --> 11:18.640
ما در مورد دختر خانم وايس تحقيق ميکنيم
. . . خودمم مادرم ، براي همين

11:18.720 --> 11:19.720
" فرزندخواندگي 1999 - 2000 "

11:19.800 --> 11:22.400
از پيشنهادت خوشحال شدم
اما تو هيچي از اين قضيه نميدوني

11:22.480 --> 11:23.480
زني مثل هارتمن

11:23.520 --> 11:26.840
در انتهاي سلسله مراتب زندان زنان بوده
هر چيزي نياز بوده ياد گرفته

11:26.920 --> 11:28.440
ياد گرفته از خودش دفاع کنه

11:28.520 --> 11:32.320
يه زن حامله رو بفرستيم اون تو
تا ياد اشتباهاتي که کرده بيفته ؟ واقعا ؟

11:33.240 --> 11:34.720
هارتمن غير قابل پيش بيني ه

11:34.800 --> 11:38.040
اگه بفهمه که اسم دخترشو
يا محل زندگيشو نميدونيم

11:38.120 --> 11:39.400
کارمون ساختست

12:12.440 --> 12:13.520
صبح بخير

12:15.760 --> 12:18.480
اشکال نداره اگه يخورده هواي تازه بياد داخل ؟

12:20.120 --> 12:22.600
حالا دارن از قدرتمندترين ابزارشون استفاده ميکنن

12:24.920 --> 12:26.240
اون قلمبگي ( اشاره به حاملگي ) واقعي ه ؟

12:26.960 --> 12:28.440
ميخواي لمسش کني ؟

12:29.880 --> 12:33.480
فکر ميکردم ايده هات به آخر رسيده شولتز
تبريک ميگم

12:38.640 --> 12:39.880
به تو هم تبريک ميگم

12:40.880 --> 12:43.120
خانم هارتمن
ميدونيد که نبايد اينجا باشيد

12:44.120 --> 12:45.680
کي بچت به دنيا مياد ؟

12:47.040 --> 12:49.720
چهارده هفته ديگه
البته تاريخ پيش بيني شدست

12:57.360 --> 12:59.000
دستت چي شده ؟

13:01.320 --> 13:02.560
واکنش آلرژيکِ

13:02.640 --> 13:03.760
به پاک کننده لباس شويي

13:04.320 --> 13:06.320
دکتر ديده ؟

13:08.760 --> 13:10.200
پسره يا دختر ؟

13:14.000 --> 13:15.200
دختر

13:16.600 --> 13:17.600
اسمش چيه ؟

13:21.360 --> 13:22.600
پائولا

13:23.640 --> 13:24.760
پائولا

13:27.720 --> 13:31.040
من و مارک هيچوقت فرصت نکرديم
در مورد اسم بچه حرف بزنيم

13:31.880 --> 13:33.560
چه اسمي مد نظرت بود ؟

13:34.680 --> 13:36.200
اينجا چه خبره ؟

13:36.280 --> 13:38.920
هر دومون زنيم
براي همين با هم کنار ميايم ؟

13:40.240 --> 13:42.240
تو پرسيدي
حالا من دارم از تو ميپرسم

13:45.720 --> 13:46.720
ماريا

13:48.280 --> 13:50.040
ماريا ماگدالنا

13:51.080 --> 13:54.480
يخورده از مُد افتادست
اما اسمي ه که آدم ميسازه ، درسته ؟

13:54.560 --> 13:56.920
از من بپرسي
زندان هم آدم سازه

13:58.920 --> 14:01.920
پس مخالفتي با اينکه با من حرف بزني نداري
درسته ؟

14:02.000 --> 14:04.880
ميتوني هر شب منو از زندان بکشي بيرون
خيلي دلم تنگ نميشه

14:09.160 --> 14:11.160
يه نخ که کسي رو نکشته

14:14.920 --> 14:18.840
تو اسم دخترت ، مکانش
و اطلاعات تماس رو ميخواي ، درسته ؟

14:21.960 --> 14:23.040
ميفهمم

14:23.600 --> 14:25.800
اگه ميفهمي که
رديفش کن

14:27.160 --> 14:29.240
همش از خودم ميپرسم
. . . چه حسي داشتم

14:30.760 --> 14:33.560
اگه دختر داشتم و هيچوقت
فرصت نميشد همديگرو ببينيم

14:34.000 --> 14:37.080
وقتي بهم نياز داشت
کنارش نبودم

14:37.160 --> 14:39.400
يا هيچوقت مطمئن نبودم
حالش چطوره

14:40.120 --> 14:41.640
ديوونه ميشدم

14:44.480 --> 14:47.200
به همين خاطره که
اين تمام چيزي ه که دخترت در موردت ميدونه

14:47.280 --> 14:50.280
چيزايي که
در سر تا سر اينترنت بهش برميخوره

14:50.960 --> 14:53.640
کلوديا هارتمن ، قاتل شش نفر

14:54.560 --> 14:56.360
به نظرت ميشه اينکارو کرد ؟

14:58.160 --> 14:59.840
تو گوشي رو برداري ؟

14:59.920 --> 15:01.240
به همين راحتي ؟

15:03.960 --> 15:05.200
آره

15:05.640 --> 15:08.320
تو 20 سال گذشته
هيچ علاقه اي بهش نشون ندادي ، چرا الان ؟

15:09.320 --> 15:11.720
بيست سال هيچکس به فکرش نرسيد
بپرسه

15:15.440 --> 15:17.720
به اين فکر کردي
چه اتفاقي ممکنه بيفته ؟

15:19.240 --> 15:22.080
وقتي خودتو معرفي کني
دخترت چه واکنشي نشون بده ؟

15:22.560 --> 15:26.200
قبل از اينکه وارد 25 سالگي بشم "
" شش تا زن جوون رو کشتم

15:26.280 --> 15:27.880
اينطوري ميخواي شروع کني ؟

15:27.960 --> 15:29.200
خفه شو

15:29.280 --> 15:30.640
گوش کن

15:30.720 --> 15:33.160
تمام چيزايي که دخترت
در مورد تو ميفهمه

15:33.240 --> 15:35.400
. . . و توضيحاتي که بهش مديوني

15:35.480 --> 15:37.720
چطور قراره تمام اينارو درک کنه ؟

15:39.120 --> 15:41.640
کلوديا هارتمن ، هيولا

15:41.720 --> 15:45.600
تو اين بيست سال اين مزخرفات رو از دهن
شولتز و کساي ديگه شنيدم ، زر نزن

15:45.680 --> 15:48.160
کارم هنوز تموم نشده
کسي رو کشتي ؟

15:49.160 --> 15:50.880
حُکم رو بخون ، همش اونجا هست

15:50.960 --> 15:52.320
مارک کروتزر خودشو ميکشه

15:52.400 --> 15:53.440
تو محکوم ميشي

15:53.520 --> 15:56.480
نه به عنوان شريک جرم
بلکه براي کارايي که اون کرده

15:56.560 --> 15:58.960
اما آيا تو قاتل هستي ؟

16:03.200 --> 16:05.440
تو که به دخترا تجاوز نکردي ، درسته ؟

16:08.720 --> 16:10.040
منظورت چيه ؟

16:10.120 --> 16:14.040
حدس ميزنم برات مهمه که
دخترت درکت کنه ، نه ؟

16:15.040 --> 16:16.840
بايد بخواي درکت کنه

16:17.720 --> 16:20.440
درک کنه مادرش واقعا کيه

16:20.960 --> 16:24.560
که تو فراتر از هيولايي هستي که
همه دارن ميگن

16:24.640 --> 16:27.960
چرا اسم دخترم
و جايي که زندگي ميکنه رو نميگي ؟

16:28.040 --> 16:31.760
من بهت ميگم ملاني وايس کجاست
و ميتونيم از خير بقيش بگذريم

16:32.480 --> 16:33.480
. . . خب

16:33.560 --> 16:35.760
همونطور که گفتم
آزادي هر زمان ميخواي بري

16:37.080 --> 16:40.280
يا ميتوني سعي کني بهم توضيح بدي
و کمک کني بفهمم

16:41.240 --> 16:42.800
. . . و اگه بتونم بفهمم

16:44.320 --> 16:46.720
شايد دخترت هم بتونه

16:49.680 --> 16:51.000
نظرت چيه ؟

16:51.360 --> 16:54.200
اون واقعا تجربه اي تو اين کار داره ؟
معلومه ديگه

16:54.280 --> 16:56.480
کلر داره کارشو خوب انجام ميده
هارتمن داره کنترلشو از دست ميده

16:57.720 --> 16:59.080
خيلي خب

17:00.320 --> 17:01.520
بيا حرف بزنيم

17:01.600 --> 17:03.160
چي رو ميخواي بفهمي ؟

17:03.840 --> 17:05.760
چرا اينکارارو کردي

17:06.360 --> 17:07.920
خودمم دوست دارم بدونم

17:10.480 --> 17:11.480
. . . دخترا

17:12.400 --> 17:15.720
انتخابشون ميکرديم ، اغواشون ميکرديم
. . . و ميبرديمشون يه جايي تا مارک

17:18.079 --> 17:19.079
عشق

17:20.800 --> 17:22.440
به نظرت اين عشقه ؟

17:26.240 --> 17:27.760
خودمم نميدونم

17:27.839 --> 17:30.079
من و شوهرم تو دبيرستان با هم آشنا شديم

17:30.160 --> 17:31.680
به نظرم بيشتر از يه عادتِ

17:31.760 --> 17:34.880
ترکيبي ه از اعتماد
و ترسي ناشناخته

17:35.440 --> 17:36.760
افتضاحِ ، نه ؟

17:40.200 --> 17:41.960
. . . مارک و من

17:42.040 --> 17:44.880
اوايل بيست سالگي بودم
تو خيابون پرنتسلاور زندگي ميکردم

17:45.560 --> 17:49.400
داشتم ميرفتم بيرن ، اون زانو زده بود
نرده هارو با يه تي شرت تميز ميکرد

17:50.720 --> 17:53.480
شلوارش رو خيلي ميکشيد بالا
به نظرم باحال بود

17:54.000 --> 17:56.920
زل ميزد به من
فکر ميکرد من از اون دختراي عشق تکنولوژي ام

17:57.000 --> 17:58.880
اون زمان عاشق رژه عشق بودم

17:59.840 --> 18:02.320
يکي دو روز بعد
شروع کرديم با هم حرف زدن

18:03.560 --> 18:06.600
از اينکه تو هفده سالگي
از خونه فرار کردم خوشش اومد

18:06.680 --> 18:08.520
به نظرش جالب اومد

18:09.000 --> 18:10.280
اولين رابطت بود ؟

18:11.480 --> 18:12.480
آره

18:12.960 --> 18:15.480
کي واقعا علاقه اي به کس ديگه اي داره ؟

18:15.560 --> 18:17.000
اما مارک فرق ميکرد

18:23.000 --> 18:24.880
تو مشروب فروشي تا آخر شب
آب جو مينوشيديم

18:24.960 --> 18:27.960
ماشين حمل وسايلش رو برميداشت
ميرفتيم درياچه ميگلزي و شنا ميکرديم

18:28.040 --> 18:30.920
. . . خب چي ميتونم بگم
تا صبح ميمونديم اونجا

18:31.400 --> 18:32.400
خيلي قشنگ به نظر مياد

18:32.440 --> 18:34.280
راستش نه
فوق العاده بود

18:34.360 --> 18:35.520
کميابِ

18:35.600 --> 18:37.200
آره همينطوري بود

18:38.200 --> 18:41.720
درياچه ميگلزي ، چه رمانتيک
( لعنتي ، همونجا همشونو پيدا کرديم ( جنازه هارو

18:43.960 --> 18:45.360
داره به حرف مياد

18:45.840 --> 18:48.920
بعد از اون شبي که با هم بوديد
چه اتفاقي افتاد ؟

18:50.240 --> 18:53.680
صبح روز بعد ، منو برد سر کارم
تو کافه ترياي مدرسه

18:54.600 --> 18:57.840
بعد از چند ساعت ، يه وقتايي ميومد دم پيشخون
و مسخره بازي درمي آورد

18:57.920 --> 19:00.160
دخترا ديوونش بودن

19:00.240 --> 19:03.320
اصلا حسوديت نميشد ؟
نه ، چرا ؟

19:03.400 --> 19:04.720
من دوست دخترش بودم

19:05.480 --> 19:06.880
اونا اعتماد به نفسش رو زياد ميکردن

19:06.960 --> 19:09.760
منظورم اينه که نيازي نبود
بابت اين قضيه حس کنم مورد تهديد قرار گرفتم

19:09.840 --> 19:11.520
تو دوستش داشتي و بهش اعتماد داشتي

19:13.320 --> 19:14.320
. . . آره

19:15.480 --> 19:19.880
خيلي بعدتر بود که فهميدم
اون حس عجيبي براي اينکه با يه نفر بمونه داره

19:20.440 --> 19:23.640
به نظرم عجيب ، نه ؟
. . . يعني

19:24.320 --> 19:26.920
اولين بارت نري تو پارک قدم بزني

19:28.040 --> 19:29.120
قطعا نه

19:30.200 --> 19:33.000
در حالي که دوستي شما ادامه داشت
چطوري باکره هارو شناسايي ميکرديد ؟

19:33.080 --> 19:34.600
کسايي که لاس ميزدن و لاس نميزدن

19:35.440 --> 19:36.840
و سطح بلوغشون

19:37.320 --> 19:39.440
تو کافه تريا کليشون رو پيدا ميکني

19:40.600 --> 19:44.240
فانتزي هاش آشکار شده بود
يا در موردشون با تو حرف ميزد ؟

19:51.760 --> 19:53.480
اين مال حدودا يک سال بعد بود

19:54.760 --> 19:56.840
وقتي که تهديدش کردم ولش ميکنم

19:57.240 --> 19:58.800
ميخواستي ولش کني ؟

20:02.120 --> 20:04.880
از خواب بيدار شدم ، تا نيمه فرو کرده بود بهم
نوازشم ميکرد

20:06.000 --> 20:09.000
ميخواستم بهش بگم کار درستي نيست
اما دهنمو پوشونده بود

20:10.960 --> 20:14.800
يه همچين آدمايي همينطوري به دنيا ميان
مارک هميشه به برتري پرخاشگرانه داشت

20:15.440 --> 20:19.040
يه چيزي بود که انگار ميخواست سرکوبش کنه
يجور انرژي

20:19.560 --> 20:23.280
يه لحظه ميتونست بامزه ترين آدم روي زمين باشه
لحظه بعد پرخاشگر و بدعنق ميشد

20:24.000 --> 20:26.480
حتي ديدن يه درمانگر ( روانپزشک ) هم رفتيم
اما فايده اي نداشت

20:26.560 --> 20:28.320
بيشتر تو خودش فرو ميرفت

20:28.960 --> 20:32.200
بعد اتفاقاتي که اون شب پيش اومد
. . . افتاد

20:32.280 --> 20:35.280
ميدوني وقتي
زانو ميزد و عذرخواهي ميکرد چي ميگفت ؟

20:36.880 --> 20:39.000
ديگه نميخواست بره پيش درمانگر

20:39.080 --> 20:41.720
اما اگه پيشش ميموندم
همه چيزو بهم ميگفت

20:42.360 --> 20:44.520
تا حالا مردي
اينطوري به پات افتاده ؟

20:44.600 --> 20:47.280
بعدش ديگه
هر کاري دلم ميخواست ميتونستم باهاش بکنم

20:49.480 --> 20:50.480
ميگفتم

20:51.200 --> 20:52.280
همه چي رو درست ميکنيم

20:53.520 --> 20:55.920
ميگفتم تو در موردش بهم بگو
درستش ميکنيم

20:56.000 --> 20:58.440
و ميگفت که
ميخواد اينکارو با دختراي کم سن و سال تر بکنه

21:00.440 --> 21:02.080
سالنامه دبيرستان ؟

21:02.160 --> 21:04.280
. . . آره
يه کاتالوگ بود

21:05.360 --> 21:08.080
بيشتر در موردش حرف زديد
يا ازش پرسيدي منظورش چيه ؟

21:08.160 --> 21:10.840
حرفي براي زدن نبود
همه چي روشن بود

21:10.920 --> 21:13.240
من سالنامه رو باز ميکردم
و ميگفت کيو ميخواد

21:14.560 --> 21:16.200
ملاني وايس

21:20.720 --> 21:21.880
کافيه ؟

21:25.720 --> 21:27.520
بايد نيم ساعت ديگه بريم

21:28.200 --> 21:30.680
تو چه گذشته اي با هارتمن داري ؟

21:31.320 --> 21:34.760
کلر کاري که تو
توي پنج ساعت انجام دادي تو ده دقيقه انجام داد

21:35.480 --> 21:38.520
بعد از تمام اين سال ها
فکر ميکردي احساس نزديکي بيشتري به تو ميکنه

21:38.920 --> 21:41.680
اولين باري که اينکارو کردي
جزئيات رو چطوري ميديدي ؟

21:42.440 --> 21:43.600
. . . با خودم فکر ميکردم

21:44.560 --> 21:48.160
باشگاه تا ساعت هشت بازه
اونجا تمرين ميکردن

21:48.240 --> 21:49.720
تو پاييز هوا زود تاريک ميشه

21:50.320 --> 21:53.280
ملاني هم پنج شنبه ها
تمرين واليبال داشت

21:53.360 --> 21:54.720
عضو تيم مدرسه بود

21:54.800 --> 21:57.000
هميشه اولين نفر از اونجا ميزد بيرون

21:57.080 --> 22:00.680
حتما دوست نداشته پيش بقيه دوش بگيره
. . . نوجوونايي تو اين سن و سال

22:00.760 --> 22:03.080
يه دوچرخه شهري داشت
خيلي سنگين بود

22:03.520 --> 22:06.040
. . . کل هفته نگران اين بودم که
ميتونيم اينکارو انجام بديم ؟

22:06.120 --> 22:09.040
هر روز صبح و عصر
ميرفت به کافه تريا

22:09.480 --> 22:11.480
تا اينکه پنج شنبه
پيداش نشد

22:11.560 --> 22:13.200
مريض شده بود
مسخرست

22:13.760 --> 22:17.560
مارک ديگه جونش به لبش رسيده بود
تعطيلي آخر هفته رو تو بار ترزور مست ميکرد

22:17.640 --> 22:21.480
سعي کردم قانعش کنم
که هفته ديگه نقشه رو اجرايي کنيم

22:22.320 --> 22:23.560
بعدش ديگه خيلي ساده بود

22:24.280 --> 22:27.400
باد لاستيک دوچرخش رو خالي کردم
و وانمود کردم اتفاقي بوده ، گفتم هي ملاني

22:27.720 --> 22:29.880
چه بد شد ، چرخت پنچره
ديگه شب شده

22:29.960 --> 22:32.160
بيا ، دوچرختو بزار پشت ماشين

22:33.760 --> 22:36.760
بهش گفتم ميخوام برم گل و گياهاي
قبرستون رو آب بدم

22:36.840 --> 22:38.120
زياد طول نميکشه

22:39.560 --> 22:41.640
بيست دقيقه اي رفتيم
اصلا در جريان نبود

22:41.720 --> 22:43.520
در مورد مسائل مختلفي حرف ميزد

22:43.600 --> 22:45.960
منم خوشحالم بودم
چون نياز نبود حرف بزنم

22:46.040 --> 22:50.120
ميتونستم مارک رو سوار بر موتورش پشتمون ببينم
ميدونستم قضيه ديگه داره جدي ميشه

22:51.880 --> 22:54.760
وقتي تو پارکينگ زدم کنار
ازم پرسيد

22:54.840 --> 22:57.160
کاش ميشد ميتونستيم برنامه ( برنامه غذايي ) مدرسه رو عوض کنيم
و منم با خودم فکر کردم

22:57.240 --> 22:59.480
کاش ميتونستي
چه اتفاقي قراره بيفته

23:05.440 --> 23:06.440
نه

23:07.040 --> 23:10.480
حقيقت نداره ، با خودم فکر کردم
لعنتي ، اميدوارم به رانندگي ادامه بده

23:10.560 --> 23:12.320
اما دنبالت اومد

23:13.640 --> 23:15.680
من پارک کردم
اونم از موتورش پياده شد

23:16.720 --> 23:19.520
همون لحظه
ميخواستم داد بکشم بهش بگم در بره

23:19.600 --> 23:21.200
اما انگار فلج شده بودم

23:21.280 --> 23:22.920
بعد مارک درو باز کرد

23:23.360 --> 23:26.240
و با کلاه کاسکتش زد تو صورتش
سه يا چهار باري زد

23:26.320 --> 23:28.320
همه جا خون پاشيده شده بود

23:28.400 --> 23:30.720
و افتاده بود روي کمربند ايمنيش

23:33.360 --> 23:34.760
تا حالا سگ داشتي ؟

23:35.840 --> 23:39.040
ميدوني از چه فاصله اي ميتونن شناساييت کنن
و بيان سمتت ؟

23:40.600 --> 23:42.800
و تو چشماشون نگاه ميکني
و فکر ميکني

23:42.880 --> 23:45.400
ميخواي بپري روم
يا گلومو بدري ؟

23:46.400 --> 23:49.200
مارک گرفتنش ، کمربند رو باز کرد
و از ماشين کشيدش بيرون

23:49.640 --> 23:52.920
سه تا سطل زباله بزرگ اونجا بود
. . . براي شيشه و کاغذ

23:55.000 --> 23:56.080
من همونجا نشسته بودم

23:56.880 --> 23:58.560
بايد همراهش برم ؟

23:58.640 --> 24:00.400
يا بايد ماشين رو تميز کنم ؟

24:01.360 --> 24:03.080
نميدونستم چيکار کنم

24:05.680 --> 24:08.880
البته ، نميتونست فقط اونو بُکنه
. . . و تمام بلکه

24:08.960 --> 24:12.680
ميفهمم با اينحال
متوجه نبودم که بايد از شرشون خلاص بشيم

24:17.360 --> 24:18.680
همه چيزو ميشنيدم

24:18.760 --> 24:20.040
کمربندش

24:20.120 --> 24:21.120
لباس زيرش

24:21.200 --> 24:24.640
در سمت شاگرد باز بود
نهايت شايد پنج دقيقه اي طول کشيد

24:25.440 --> 24:26.760
فقط صداي نفس زدنش رو ميشنيدم

24:26.840 --> 24:29.800
به نظرم همون موقعي که
داشت باهاش سکس ميکرد مُرده بود

24:30.160 --> 24:31.960
بعد يهو همه چي آروم شد

24:32.680 --> 24:36.120
همينکه داره مياد سمت من
صداي شيشه شکسته زير کفشاش رو ميشنوم

24:36.200 --> 24:39.240
دراز ميکشه سمت صندلي شاگرد
صورتش رو دامن منه

24:40.240 --> 24:42.000
ابراز شرمندگي ميکنه
براي من

24:43.000 --> 24:46.320
من موهاشو نوازش ميکنم
پيج موهاي پشت گوشش

24:46.400 --> 24:47.520
آرومش ميکنم

24:48.480 --> 24:50.400
. . . همون لحظه ، ميفهمه

24:51.480 --> 24:54.560
تجربه فانتزي هايي که داشته چه
معني اي داره

24:54.640 --> 24:56.000
. . . همينطور من

24:58.920 --> 25:00.680
زيپش هنوز بازه

25:01.480 --> 25:02.840
دلش به حالش ميسوزه

25:05.480 --> 25:07.560
متوجه شدي چي شده ؟

25:08.520 --> 25:10.120
که ملاني مُرده ؟

25:16.680 --> 25:19.080
وقتي رسيديم خونه
با هم رفتيم حموم

25:19.920 --> 25:21.800
بعد کل روزو روي تخت کنار هم گذرونديم

25:22.960 --> 25:26.520
مارک ميترسيد پليس هر لحظه در خونه رو بزنه
اما کسي نيومد

25:27.520 --> 25:29.040
مثل هميشه به زندگيمون ادامه داديم

25:32.120 --> 25:35.720
گفتم مريضم ، حدودا ظهر بود
از مغازه زدم بيرون ، به همين راحتي

25:35.800 --> 25:38.760
با خودم فکر ميکردم
امکان نداره کسي نياد سراغمون

25:38.840 --> 25:42.160
حتما صد نفر مارو ديدن
اما کسي نيومد ، هيچي نشد

25:43.040 --> 25:46.440
همينکه برگشتم سر کار
شولتز و دوستاش داشتن ميرفتن

25:47.760 --> 25:51.920
کسي نپرسيد چرا کارگر خانم کافه تريا
سه روز بدون نسخه پزشک سر کار نيومده

25:55.960 --> 25:56.960
خيلي ساده بود

26:01.680 --> 26:03.720
من و مارک تا حالا انقدر به هم نزديک نبوديم

26:05.880 --> 26:08.440
. . . حالا ازش بپرس اون کجاست

26:09.040 --> 26:10.520
چرا اون بخش رو رد کرد ؟

26:11.920 --> 26:14.280
راضي شدي ؟
قدم زدن تو کوچه خاطرات کافيه ؟

26:15.120 --> 26:17.200
چرا پليسو خبر نکردي ؟

26:17.280 --> 26:18.480
چرا بايد خبر ميکردم ؟

26:19.720 --> 26:22.600
اگه در موردش حرف نزني
انگار اصلا اتفاقي نيفتاده

26:22.680 --> 26:24.520
مارک ميرفت سر کار
منم همينطور

26:25.000 --> 26:27.720
چه فکري ميکردي ؟
که همه چي عادي پيش ميره ؟

26:27.800 --> 26:29.280
اصلا به چيزي فکر نميکردم

26:29.360 --> 26:33.440
مارک مهربون بود ، قدرشناس بود
زياد بيرون نميرفتيم

26:33.960 --> 26:36.360
شک کرديد که قراره بار دومي هم در کار باشه ؟

26:39.400 --> 26:41.520
ماه اکتبر بود
تو دستشويي بودم

26:42.000 --> 26:46.680
بعد يه کتابي ديدم ، سالنامه
بين مجله هاي کنار دست توالت

26:46.760 --> 26:49.480
کنار اونايي که ازشون خوشش اومده بود
يادداشت چسبونده بود

26:50.000 --> 26:52.720
فکر کردم ، حالا چيکار کنم ؟
بندازشم بيرون يا چيزي نگم ؟

26:52.800 --> 26:54.520
بعدش چي ؟ اون چيکار ميکنه ؟

26:54.600 --> 26:56.480
ولم ميکنه نه ؟
ديگه چي ؟

26:56.560 --> 26:57.880
اونوقت تک و تنها ميمونم

26:57.960 --> 26:59.880
همون شب
گذاشتم کنار دستش

26:59.960 --> 27:01.760
بعد شام
روي ميز

27:02.400 --> 27:05.840
چيزي که نميفهمم
اينه که تو تمام اينکارارو براش ميکردي

27:06.560 --> 27:08.160
اون براي تو چيکار ميکرد ؟

27:10.360 --> 27:12.600
من و مارک
کسي درک نميکنه

27:12.680 --> 27:16.920
يا ميشه گفت که ، تو بازخواست ميشدي
و اون از اين قضيه قسر در ميرفت

27:17.000 --> 27:20.120
تو هم نياز ها و آرزوهاتو ميذاشتي کنار
و اونو در اولويت قرار ميدادي

27:20.200 --> 27:22.960
براي همين فکر ميکني
بهت ميگم جاي ملاني وايس کجاست

27:23.040 --> 27:26.040
چون نيازها و آرزوهاي خودمو
کنار گذاشتم ؟

27:27.520 --> 27:29.520
تو و مارک
نوارهاي صوتي اي رو

27:29.600 --> 27:32.880
در حالي که اون داشته به قرباني سوم و
چهارم تجاوز ميکرده ضبط کرديد

27:35.320 --> 27:37.120
آره ، بهشون گوش ميداد

27:38.160 --> 27:39.880
چيزي که گفتم
در مورد سگ

27:41.360 --> 27:43.080
انگار منو ارضا ميکرد

27:43.160 --> 27:45.520
ميخواستم دوباره همونطوري ببينمش
چشماشو

27:47.960 --> 27:50.280
پس اون تورو ارضا ميکرد ؟

27:50.920 --> 27:51.920
واقعا ؟

27:54.560 --> 27:55.720
گمشو

27:56.240 --> 27:59.120
عکس هايي که مارک
از تو و يکي از قرباني ها گرفته

27:59.200 --> 28:02.760
دختري که تو گورش دراز کشيده
چيزي بود که تو ميخواستي ؟

28:04.000 --> 28:05.840
تو بچتو ميخواي

28:05.920 --> 28:08.280
ديگه هيچ دِيني به مارک کروتزر نداري

28:11.040 --> 28:13.320
فکر ميکني مارک
بهت ميگفت ؟

28:13.400 --> 28:16.840
تنها کسي که ميتونسته
بي گناهي تورو تضمين کنه

28:16.920 --> 28:20.960
مدت کوتاهي قبل از دادرسي رگ دستشو ميزنه
تا مدت مشخصي تو زندان بموني

28:21.560 --> 28:23.200
دل و رودتو مثل ماهي ميکشيد بيرون

28:23.280 --> 28:25.360
و از اينکه اصلا وارد اينجا شدي
پشيمون ميشدي

28:25.440 --> 28:29.280
اون درست وقتي خودشو کشت که
ممکن بود تو دادن حکم آسون تر بگيرن

28:29.360 --> 28:32.920
نه ! اون خودشو کشت
چون زندگي بدون منو نميتونست تحمل کنه

28:33.400 --> 28:36.400
اصلا حرفي از دخترت ميزد ؟

28:36.480 --> 28:37.920
يا در مورد آيندش سئوال ميپرسيد ؟

28:38.000 --> 28:39.040
چطوري ميتونست ؟

28:39.120 --> 28:41.920
هيچکدوم از نامه هاي من
اصلا به دستش نميرسيد

28:42.000 --> 28:44.360
از کجا ميدوني ؟
چون اصلا جواب نامه برام نميومد

28:44.440 --> 28:46.960
شايد خودش نميخواسته
نه ! نه

28:47.040 --> 28:48.360
بگو حقيقت نداره

28:48.440 --> 28:50.640
پاکت هاشون رو با خون مُهر و موم ميکردن

28:50.720 --> 28:54.360
نوک انگشت سبابه خودشون رو ميبريدن
ميزدن کنار کاغذ

28:54.440 --> 28:57.360
خيلي تابلو بود
براي خوندشون ، بايد مهر و موم رو باز ميکرديم

28:57.440 --> 28:58.280
اونارو خوندي ؟

28:58.360 --> 29:00.960
ما دنبال اطلاعات با ارزش بوديم
اما يه مشت چيزاي مزخرف بود

29:02.960 --> 29:04.680
چه اتفاقي براشون افتاد ؟

29:04.760 --> 29:05.960
سوزونده شدن

29:07.800 --> 29:09.120
کلر داره کنترلشو از دست ميده

29:09.520 --> 29:11.000
يه دقيقه ديگه بهش وقت بده

29:17.040 --> 29:19.040
چرا تو خودتو نکشتي ؟

29:21.640 --> 29:22.880
کي ميدونه ؟

29:24.000 --> 29:25.200
گمونم به خاطر تربيتم

29:27.400 --> 29:29.760
تو به دخترت فکر ميکردي نه ؟

29:30.960 --> 29:33.520
ضربان قلب
هر حرکتشو ميتوني حس کني

29:35.080 --> 29:37.720
با شناختنش اميد داري
به چي برسي ؟

29:38.600 --> 29:40.200
که تورو ببخشه ؟

29:41.360 --> 29:43.920
عشقت به اون قوي تر از اين حرفاست
نه ؟

29:44.800 --> 29:47.440
اگه نتونه با حقيقتي که در مورد
تو وجود داره کنار بياد چي ميشه ؟

29:50.160 --> 29:53.080
براش بهتر نيست تو روزنامه که
عکستو ميبينه از يه غريبه متنفر باشه

29:53.600 --> 29:56.160
تا مادرش
کسي که واقعا دوستش داره ؟

30:00.240 --> 30:01.400
ول کن

30:02.480 --> 30:03.880
به خاطر ماريا

30:13.160 --> 30:14.520
حالش خوبه ؟

30:18.400 --> 30:20.400
بهتر از اوني که بتوني آرزوشو کني

30:23.280 --> 30:27.080
و الان ، مادر ملاني
همينقدر اميد و آرزو به پيدا شدن دخترش داره

30:27.840 --> 30:29.760
جايي ه که شاده

30:30.480 --> 30:32.640
جايي که خوشحاله

30:34.000 --> 30:36.400
و تو ميتوني آرزوش رو برآورده کني

30:37.840 --> 30:39.680
بهمون بگو ملاني کجاست

30:44.760 --> 30:45.880
کجا زندگي ميکنه ؟

30:47.160 --> 30:48.320
مونيخ

30:49.720 --> 30:50.840
چيکار ميکنه ؟

30:51.560 --> 30:53.400
داروسازي ميخونه

30:57.320 --> 30:58.640
دوست پسر داره ؟

30:59.560 --> 31:01.040
واقعا نميدونم

31:04.080 --> 31:05.480
. . . بگو

31:10.760 --> 31:13.880
تو دادگاه ، وقتي
نوارهاي صوتي دخترارو پخش کردن

31:13.960 --> 31:16.440
اينکه چقدر التماس ميکردن و فرياد ميکشيدن
همه زدن زير گريه

31:16.520 --> 31:19.680
تو فقط اونجا نشسته بودي
از خودم پرسيدم چطور ممکنه

31:20.520 --> 31:22.080
اين زن هيچ حسي نداره ؟

31:22.760 --> 31:25.560
چقدر تلاش کردي اينکارو بکني ؟
چي ؟

31:25.640 --> 31:27.080
نشونش ندي

31:27.600 --> 31:29.160
ميدونم يه چيزايي رو حس ميکني

31:29.640 --> 31:32.120
که درد مادر ملاني رو حس ميکني

31:47.480 --> 31:49.800
اون شب اتفاقات زيادي افتاد
کلي نوجوون

31:49.880 --> 31:52.160
تو ساحل پارتي ميگرفتن
اون سپتامبر هوا خيلي گرم بود

31:55.720 --> 31:57.680
نگاه کن
پونزده ساله

31:59.280 --> 32:02.520
عليرغم تمام چيزايي که مادر
ملاني از دست داده ، هنوز اينو داره

32:03.000 --> 32:05.280
من مجبور شدم بعد از به دنيا اومدن
بچم ازش بگذرم

32:05.360 --> 32:07.680
براي کسي اهميت نداشت
من عکسي ازش ميخوام يا نه

32:08.440 --> 32:10.920
وقتي به دنياش آوردم
تو غل و زنجير بودم

32:11.000 --> 32:12.400
دستام
چپ و راست

32:12.480 --> 32:15.440
به اندازه اي جا داشتم
تا يخورده پاهامو نگه دارم

32:15.520 --> 32:18.520
دو تا افسر زل زده بودن به من
انگار دارم شيطان رو به دنيا ميارم

32:18.600 --> 32:20.320
من با صداي بلند فرياد ميکشيدم

32:20.400 --> 32:22.880
وقتي زايمان تموم شد
ماما اومد بردش

32:23.560 --> 32:26.560
حتي يه بارم بچمو نگاه نکردم
ميتوني تصورش کني ؟

32:27.600 --> 32:28.600
متاسفم

32:28.640 --> 32:30.040
حتما

32:30.120 --> 32:32.360
يه عکس بهم بده
بهت ميگم

32:32.440 --> 32:34.480
اين قضيه تمومي نداره

32:35.360 --> 32:36.360
! کارل

32:40.040 --> 32:43.280
اگه الان بري اون تو
گند ميزني به تمام کارايي که براش تلاش کردي

32:43.360 --> 32:46.400
بيست سال
تقريبا نصف عمرت

32:46.480 --> 32:47.680
بزار کارشو بکنه

32:58.440 --> 32:59.600
ممنون

33:00.600 --> 33:01.920
خانم هارتمن ؟

33:05.480 --> 33:06.720
جالبه

33:08.280 --> 33:10.480
يه لحظه
فراموش کردم تنها نيستيم

33:10.560 --> 33:13.360
همين الان گفتيد که
مجبور شديد دخترتون رو تحويل بديد

33:13.440 --> 33:15.200
برلين سلول هايي براي مادرا و بچه هاشون داره

33:15.600 --> 33:18.960
همچين پيشنهادي بهتون نکردن
تا بتونيد با ماريا باشيد ؟

33:19.040 --> 33:21.440
حداقل براي سه ماه اول
تا مطمئن بشيد

33:21.520 --> 33:24.240
که ميخوايد واقعا
به خاطر فرزندخواندگي آزاد بشه ؟

33:29.200 --> 33:32.440
ترسيدن بهش آسيب بزنم
يا به عنوان گروگان ازش استفاده کنم

33:32.960 --> 33:34.320
خويشاوندانتون چي ؟

33:34.400 --> 33:35.280
کي ؟

33:35.360 --> 33:38.320
پدر و مادر مارک
باور نميکردن بچه اونه

33:38.400 --> 33:39.720
پدر خوانده و مادرخوانده چي ؟

33:40.400 --> 33:43.760
گوش کن ، من همکاري کردم ، يه عکس ميخوام
يه قراري گذاشتيم ، ديگه چي ميخواي ؟

33:43.840 --> 33:48.400
اگه فکر ميکني تمام اين قضايا غير منصفانست
چرا دخترتو ول کردي ؟

33:48.480 --> 33:50.040
اونا قانعم کردن اينکارو بکنم

33:50.120 --> 33:52.480
من 25 سالم بود
متهم به قتل

33:52.560 --> 33:54.800
با حبس ابد و بازداشت پيشگيرانه طرف بودم

33:54.880 --> 33:57.000
عکسم تو صفحه اول
تمام روزنامه ها بود

33:59.360 --> 34:02.960
تا اينکه يه شب شولتز
با زني از خدمات ( رفاهي ) کودکان اومد

34:03.040 --> 34:04.920
و انقدر تو گوشم خوندن تا راضي شدم

34:05.000 --> 34:07.800
و بالاخره
اون برگه هاي مسخره رو پر کردم تا از بچم بگذرم

34:07.880 --> 34:10.000
همه ميپرسن مشکل من با اون چيه

34:10.080 --> 34:12.040
اون بچمو گرفت

34:14.920 --> 34:16.679
شولتز قانعت کرد اينکارو بکني ؟

34:16.760 --> 34:18.840
دقيقا از همين کلکي که تو داري
استفاده ميکني استفاده کرد

34:21.120 --> 34:22.719
تو بودي چيکار ميکردي ؟

34:23.080 --> 34:24.480
حق نداشتي اينکارو بکني

34:24.840 --> 34:26.719
تو چيزي داري در اين مورد بگي پروسکا ؟

34:27.159 --> 34:28.639
بايد عذرخواهي کني

34:30.120 --> 34:31.120
حتما

34:31.159 --> 34:33.480
متاسفم خانم هارتمن
خبر نداشتم

34:33.560 --> 34:34.560
بس کن

34:34.600 --> 34:36.199
واقعا متاسفم

34:36.280 --> 34:38.080
اوضاع همينه
من هميني ام که هستم

34:38.520 --> 34:40.000
عکسو بهم بده

34:42.000 --> 34:43.360
نميتونم

34:43.440 --> 34:44.520
چرا ؟

34:45.600 --> 34:47.400
از دروغ گفتن به شما دست برميدارم باشه ؟

34:48.480 --> 34:51.159
نميتونم بگم همدردي ميکنم
يا درکتون ميکنم

34:51.239 --> 34:53.679
اگه وقت بيشتري رو با هم ميگذرونديم
شايد

34:53.760 --> 34:55.480
اما ميخوام باهاتون روراست باشم

34:55.560 --> 34:57.120
ما عکسي نداريم

34:58.000 --> 35:00.120
هيچي از دخترتون نميدونيم

35:00.520 --> 35:01.400
داشتي دروغ ميگفتي

35:01.480 --> 35:02.720
آره

35:02.800 --> 35:05.520
شولتز هم همينطور ، تمام مدت
بابتش متاسفم

35:05.600 --> 35:08.880
ما هيچي نميدونيم
و ممکنه هيچوقت هم نفهميم

35:08.960 --> 35:09.960
تو گفتي حالش خوبه

35:10.040 --> 35:13.200
تو گفتي ميدوني ملاني وايس کجا دفنه
اما نميگي ، درسته ؟

35:15.600 --> 35:18.800
اولين قتلت بود
از شوک ناشي از اون قتل رنج ميکشيدي

35:19.360 --> 35:20.920
مارک کروتزر تمام کارارو خودش کرد

35:21.000 --> 35:23.240
تو پارکينگ منتظر موندي
تا برگرده

35:23.320 --> 35:26.880
چقدر طول کشيد تا برگرده ؟ نيم ساعت ؟
يک ساعت ؟ همينطوري بود ديگه درسته ؟

35:26.960 --> 35:28.000
تو اصلا خبر نداري

35:28.080 --> 35:29.720
! بهم گفتي زندگي خوبي داره

35:39.760 --> 35:41.720
دست به من نزن
! داري بهم آسيب ميزني

35:45.440 --> 35:46.320
! دستبند

35:46.400 --> 35:47.600
! رو ميز

35:47.680 --> 35:50.120
آمبولانس خبر ميکنم
خوب ميشم

35:50.200 --> 35:51.560
راه نداره

35:52.240 --> 35:53.400
متوقفش ميکنيم

35:54.160 --> 35:56.240
و همين الان ميري بيمارستان

35:57.080 --> 35:58.520
اون بهش آسيبي نزده

36:00.480 --> 36:01.960
کاري از دستم برمياد برات بکنم ؟

36:02.040 --> 36:03.280
آره

36:03.360 --> 36:05.120
بي خيالش شو

36:06.000 --> 36:08.160
همه تو زندان ميميرن

36:08.240 --> 36:10.096
همونطور که تازه داشت ازت خوشم ميومد
برام سئواله

36:10.120 --> 36:13.120
چه چيز ديگه اي
غير از کلوديا هارتمن تو آستين داري ؟

36:14.960 --> 36:16.400
احتمالا
خيلي زياد

36:19.280 --> 36:20.560
آب برام خوبه

36:21.440 --> 36:22.520
برات ميارم

36:27.600 --> 36:30.800
! خوکاي کثيف

36:45.400 --> 36:48.280
! خوکاي کثيف

36:54.920 --> 36:58.480
! خوکاي نجس

37:03.560 --> 37:07.120
! عوضياي آشغال
همين الان داريم ميايم

37:07.200 --> 37:10.240
خيلي آشفتست
همين الان به يکي از همکارامون حمله کرد

37:10.600 --> 37:13.520
البته که تو ميدونستي اين اتفاق ميفته
حالا هم افتاد

37:13.600 --> 37:16.480
داريم همين کارو ميکنيم ، به زودي برش ميگردونيم
دست و پا بسته

37:17.840 --> 37:20.600
بايد فورا برش گردونيم به پانکو
همين الان بايد بريم

37:23.360 --> 37:24.400
پنج دقيقه

37:25.000 --> 37:26.280
بعدش تمومه

38:08.480 --> 38:10.000
يه عذرخواهي بهت بدهکارم

38:13.840 --> 38:16.520
از صميم قلبم ازت متنفرم

38:18.280 --> 38:19.880
تو زندگي زناشويي منو خراب کردي

38:21.400 --> 38:23.440
ازم يه پدر افتضاح درست کردي

38:24.840 --> 38:28.200
تمام اين مدت دنبال تو و مارک بودم

38:29.280 --> 38:30.720
تو خونه وقت نگذروندم

38:31.760 --> 38:33.200
نميخوابم

38:34.520 --> 38:37.120
و تقريبا هر چيزي که ارزش زندگي کردن
داره رو از دست ميدم

38:37.200 --> 38:38.960
اگرچه باعث و بانيش جلو روي منه

38:40.800 --> 38:42.200
به خاطر تو

38:42.280 --> 38:43.640
يا اينطوري فکر ميکردم

38:45.280 --> 38:46.800
الان اينجا نشستم

38:47.360 --> 38:50.840
و بالاخره فهميدم که
مشکل تو نيستي ، منم

38:57.240 --> 38:58.440
ميدونم تو هم از من متنفري

38:58.520 --> 38:59.840
من فقط دخترمو ميخوام

38:59.920 --> 39:01.480
و من اونو ازت گرفتم

39:01.560 --> 39:04.360
هميشه حواسم بهش بود

39:04.440 --> 39:06.720
همونطوري که تو ميخواستي بهش برسي

39:07.200 --> 39:08.720
ميخواستم ازش مراقبت کنم

39:24.520 --> 39:26.600
ماريا ماگدالناي تو

39:26.680 --> 39:29.040
شخصا
فکر نميکنم اسم خيلي مناسبي باشه

39:29.920 --> 39:31.480
سر به سرت نميزارم

39:32.320 --> 39:34.680
اين عکس گواهينامه رانندگيشه

39:34.760 --> 39:36.160
تو اولين بار قبول شده

39:41.280 --> 39:43.000
ديگه چيز ديگه اي بهت داده نميشه

39:53.480 --> 39:54.920
فکر کنم چشمات

40:00.360 --> 40:01.600
چي ميبيني ؟

40:04.960 --> 40:06.000
يه فرشته

40:09.200 --> 40:10.440
و اون چي ميبينه ؟

40:16.120 --> 40:17.480
يه هيولا

40:25.160 --> 40:27.360
ملاني کجا دفن شده ؟

40:32.200 --> 40:33.520
نميدونم

40:34.600 --> 40:35.840
بس کن

40:37.000 --> 40:38.640
يه چيزي بگو

40:45.720 --> 40:47.840
يک سال بعد
رفتيم اونجا پيک نيک

40:47.920 --> 40:50.040
درست قبل از قرباني پنجم آيريس بود

40:51.760 --> 40:54.720
از کناره جنگل رد ميشديم
و اون يهو گفت ببين

40:54.800 --> 40:56.120
دوچرخش هنوز اونجاست

40:58.800 --> 41:01.480
و واقعا اونجا بود
دوچرخه ملاني

41:02.040 --> 41:03.160
کجا بود ؟

41:31.200 --> 41:32.240
ممنون

41:40.040 --> 41:41.360
چيکار ميکني ؟

41:41.440 --> 41:43.240
بهت گفتم ، همين برات کافيه

41:47.080 --> 41:49.080
بايد به حافظت اعتماد کني

41:52.440 --> 41:54.280
تا اينکه ملاني رو پيدا کنيم

42:21.880 --> 42:23.480
کيفم رو باز کن

42:24.280 --> 42:26.560
نگران نباش
تامپون ( پنبه قاعدگي ) توش نيست

42:27.880 --> 42:29.440
داخل جيب کناري

42:37.160 --> 42:38.520
آرومت ميکنه

42:39.000 --> 42:39.880
چيه ؟

42:39.960 --> 42:41.920
گياه سيستوس
معجزه ميکنه

42:44.000 --> 42:45.680
خيلي شجاعت به خرج دادي

42:46.160 --> 42:47.800
به من داري ميگي ؟

42:47.880 --> 42:50.360
من شجاع نبودم
احمق بودم

42:50.880 --> 42:52.400
بايد بري پيش يه دکتر

42:54.040 --> 42:55.480
ميخوام همينکارو بکنم

43:11.000 --> 43:12.240
مراقب خودت باش

43:17.920 --> 43:20.240
بعد از مرخصي زايمان برميگردي ؟

43:20.720 --> 43:23.520
فرض بر اينکه
تا اون موقع اينجارو درب و داغون نکرده باشي

43:25.521 --> 43:39.521
.:: @bollbolljan ::.