﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:08.450 --> 00:10.350
<i>لطفا از روي زمين بلند شيد، جناب رئيس</i>

00:12.700 --> 00:16.720
<i>نمي شه همين يبار ُ به آدمي که جز پول چيزي براي عرضه نداره لطف کني؟ </i>

00:16.750 --> 00:20.650
<i>!خواهش مي کنم ايبار هم کمکم کن</i>

00:38.450 --> 00:40.250
<i>متاسفم، جناب آقاي رئيس</i>

00:44.550 --> 00:46.850
<i>تصميمم عوض نميشه</i>

00:48.050 --> 00:51.350
<i>حتي اگه همچيزت ُ از دست بدي؟</i>

00:51.350 --> 00:53.050
<i>اون موقع چطور؟</i>

00:54.050 --> 00:55.450
<i>بله</i>

01:35.250 --> 01:37.850
<i>قسمت 15</i>

01:53.750 --> 01:55.550
!يو هان

01:56.350 --> 02:00.950
منشي گيل. امشب اصلا حس شام خوردن ندارم پس خودت تنهايي بخور

02:00.950 --> 02:03.350
داري مياي دستاتم بشور

02:04.950 --> 02:07.750
اصلا اشتها ندارم

02:13.850 --> 02:18.050
منشي گيل رفته. بيا بشين سر ميز

02:18.050 --> 02:19.550
آئه را

02:31.150 --> 02:34.450
ريخت و پاش کردي

02:34.450 --> 02:37.220
مي دونم. دلم مي خواست امروز ريخت و پاش کنم

02:37.250 --> 02:39.450
پس ديگه غر نزن

02:41.850 --> 02:43.150
باشه

02:45.050 --> 02:47.150
گفتم دستات ُ بشور

02:50.550 --> 02:52.550
درسته، الان مي شورم

02:52.550 --> 02:54.850
بي خيال. بيا بشين غذات ُ بخور

03:04.250 --> 03:06.450
اگه نمي خواي بخوري پس بي خيال شو

03:11.450 --> 03:15.550
اي بابا... همش ُ بخور. با لذت بخور

03:16.750 --> 03:18.050
باشه

03:34.450 --> 03:37.930
توي اتاق تحقيقات دستم ُ اينجوري زده بودم زير

03:37.930 --> 03:40.650
چونه ام ُ بدجور رفته بودم تو فکر

03:40.650 --> 03:44.950
جاش قرمز شده؟ چرا قرمز شده؟

03:44.950 --> 03:47.550
!بايد بيشتر مراقب باشي

04:05.250 --> 04:06.650
بيا

04:09.150 --> 04:10.550
آئه را

04:11.450 --> 04:13.950
...لقمه هاي امروزت

04:31.150 --> 04:32.650
گيلاست

04:34.250 --> 04:38.650
...داشتم فکر مي کردم يکم مشروب با غذام بخورم
خيلي خب ذهن مي خونيا

04:42.650 --> 04:45.950
- بيا
- نمي خوام

04:45.950 --> 04:48.950
چه لذتي داره تنهايي بخورم؟ بيا

04:50.050 --> 04:52.850
...از اونجايي که اين بار آخرين باره، پس مي خوريم

04:56.250 --> 05:00.450
امروز گيلاس اول و آخريه، فقط همين يدونه

05:04.750 --> 05:06.850
بسلامتي

05:17.450 --> 05:19.250
!ولي فکرشو بکن

05:19.250 --> 05:24.090
يروز يکي از دوستام سوار يه دوچرخه جديد بود، منم
"ازش پرسيدم "آهاي، اينو از کجا آوردي؟

05:24.090 --> 05:28.750
اونم حواسش پرت شد و با دوچرخه زد به يه خانمي که اونم
سوار دوچرخه بود اون خانومه يهويي دوچرخشو پرت کرد يطرف

05:28.750 --> 05:32.950
،و همه لباسشو از تنش درآورد و گفت
"بيا هرچي مي خواي بردار"

05:32.950 --> 05:34.250
هر مرد

05:34.250 --> 05:37.450
نرمالي بود، معلومه تو اين شرايط چيکار ميکنه

05:37.450 --> 05:40.350
ولي دوستم دوچرخه رو انتخاب کرد

05:40.350 --> 05:42.450
دوست دوستم که شوت تر بوده

05:42.450 --> 05:46.750
"آهاي، لباساي زنه قد تو نبوده، کار خوبي کردي که دوچرخه رو برداشتي"

05:49.850 --> 05:52.450
- واقعا؟
- معلومه

05:52.450 --> 05:56.030
خيلي از بچه هاي مهندسي همچين اخلاقايي داشتن

05:56.050 --> 05:57.950
تو هم اينجوري بودي؟

05:57.950 --> 06:02.150
خب... منم دانشجوي مهندسي بودم

06:02.150 --> 06:07.950
ولي الان ديگه زن لخت ُ انتخاب ميکنم

06:14.250 --> 06:16.450
...نه

06:16.450 --> 06:20.150
...نمي گم...که مي خوام

06:22.250 --> 06:23.450
بيا

06:43.250 --> 06:45.050
آئه را

06:45.050 --> 06:46.550
چيه؟

06:46.550 --> 06:48.450
ازت ممنونم

06:48.450 --> 06:52.650
حرف زدن درباره روزاي دانشجويي خيلي خوبه

06:54.650 --> 06:57.250
بي خيال

06:57.250 --> 07:01.050
اين جز خدمات طرفداراست
فکر کنم امروز روز خوش شانسيته

07:13.250 --> 07:15.850
جعبه کمک هاي اوليه کجاست؟

07:15.850 --> 07:18.750
توي کشو دراور اتاق خابم، چطور؟

07:42.450 --> 07:44.250
آهاي، بيا جلو

07:45.350 --> 07:48.050
نمي خواد. ولش کن خودش خوب ميشه

07:48.050 --> 07:49.950
نمي خوام

08:04.350 --> 08:05.850
بفرماييد

09:34.250 --> 09:37.650
!آهاي...آهاي تو

09:41.450 --> 09:42.950
چي شده؟

09:44.250 --> 09:45.500
چرا من اينجام؟

09:45.500 --> 09:48.910
دقيقا. تو که ديشب گفتي داري ميري پس اينجا چيکار مي کني؟

09:48.910 --> 09:50.650
من؟

09:50.650 --> 09:51.650
کجا؟

09:51.650 --> 09:54.050
اينجا اتاق منه

10:02.950 --> 10:05.450
اين چيه؟ چي شده؟

10:05.450 --> 10:08.550
يادت نمي ياد که مست کرده بودي و داشتي از اينجا مي رفتي؟

10:08.550 --> 10:13.650
.بهت گفتم بذار برسونمت، ولي تو گفتي بهتر بگيرم بخوابم
بعدشم من ُ مجبور کردي برم تو رخت خوابم

10:14.550 --> 10:16.250
اُه سرم

10:17.250 --> 10:18.850
منم

10:18.850 --> 10:22.050
مست بودم واسه همين خيلي چيزي يادم نمي ياد

10:22.750 --> 10:26.050
...تو ...تو

10:27.350 --> 10:31.650
آهاي، آهاي! من هميشه بدون لباس مي خوابم
!خودت که مي دوني

10:31.650 --> 10:33.050
اينطور که معلومه نمي دوني

10:35.210 --> 10:37.750
پس لباساي من چي؟
تو لباسامو از تنم در آوردي؟

10:37.750 --> 10:40.750
...منکه خيلي دلم ميخواست درشون بيارم! ولي

10:41.790 --> 10:43.630
خودت درشون آوردي

10:43.630 --> 10:47.290
!چي؟ دروغ نگو
راستش ُ بهم بگو

10:47.290 --> 10:49.920
چه غلطي کردي؟

10:49.920 --> 10:53.050
!منم درست حسابي يادم نمي ياد

10:53.050 --> 10:55.620
تو هم هيچي يادت نمي ياد؟ حتي يه ذره؟

10:55.620 --> 10:58.950
واقعا هيچي يادت نمي ياد؟

10:58.950 --> 11:01.900
...تو...توي دوتا

11:01.900 --> 11:04.900
...کيف...بالا آوردي

11:04.900 --> 11:09.040
نمي دوني با چه بدبختي اي کيفارو شستم

11:10.940 --> 11:13.810
آئه را، حالت خوبه؟

11:14.810 --> 11:16.900
مي خواي يه نگاهي بهش بندازم؟

11:16.900 --> 11:17.830
به من دست نزن

11:17.830 --> 11:19.560
تکون نخور. همونجا بمون

11:19.560 --> 11:21.270
به من نزديک نشو. جلو نيا

11:21.270 --> 11:22.880
گفتم حرکت نکن

11:22.880 --> 11:23.910
ممکنه صدمه ببيني

11:23.910 --> 11:25.280
وايسا، وايسا، وايسا. چيکار مي خواي بکني؟

11:25.280 --> 11:27.910
- ...نه، تو
- ...واقعا که، تو

11:30.250 --> 11:31.770
!ببين

11:31.770 --> 11:35.350
...گفتم تکون نخور ممکنه بيوفتي

11:35.350 --> 11:37.850
چه فکري پيش خودت کردي؟

11:38.750 --> 11:40.550
- بيا، بيا
- !آهاي

11:45.980 --> 11:47.110
...اُه

11:47.110 --> 11:49.980
...پس يعني مديرعامل و نا آئه را

11:50.050 --> 11:52.550
مي خوان دوباره باهم آشتي کنن؟

11:52.580 --> 11:55.290
...پس چجوري ميشه؟ نا آئه را

11:55.290 --> 11:58.590
ميشه زن رئيس من؟

12:03.640 --> 12:06.020
آهاي، تو

12:06.050 --> 12:07.750
منظورم، مديره

12:08.650 --> 12:12.750
!از اون روز ديگه خوابم نبرده

12:14.690 --> 12:17.730
تو که به کسي چيزي نگفتي، مگه نه؟

12:17.730 --> 12:19.200
من بايد اين سوال ُ از تو بکنم

12:19.200 --> 12:21.700
...تو، کارمند جديد... نه داداش  آئه را

12:21.700 --> 12:25.420
حرف زيادي که نزدي، درسته؟

12:25.440 --> 12:27.360
معلومه

12:27.390 --> 12:30.270
،اگه مردم بفهمن که آئه را و مدير چا يه موقعي با هم زن و شوهر بودن

12:30.270 --> 12:33.280
واسه موقعيت آئه را خيلي بد ميشه

12:33.280 --> 12:37.310
واسه همين هم...ازت مي خوام که اين راز ُ پيش خودت نگه داري

12:37.310 --> 12:39.550
بله

12:41.270 --> 12:46.860
ولي راسي اينکه من دباره اين موضوع
حرف نزنم برام قابل درکه، ولي تو چي؟

12:49.850 --> 12:54.450
واسه اينکه من رابطه خيلي نزديکي با مدير چا دارم

12:54.450 --> 12:58.750
من وظيفه دارم که از مديرعامل محافظت کنم

13:01.120 --> 13:03.230
منظورتون از زن و شوهر چيه؟

13:18.450 --> 13:21.950
<i>مسئول نهار امروز منم، نظرتون با "بي بيم باپ" چيه؟</i>

13:24.800 --> 13:27.460
<i>...منکه الان اشتها ندارم</i>

13:27.460 --> 13:30.050
<i>درسته، مدير وانگ؟</i>

13:34.350 --> 13:36.150
<i>آه، بله</i>

13:40.150 --> 13:42.550
<i>مشکلي براي شما دوتا پيش اومده؟</i>

13:48.150 --> 13:52.750
<i>به چه حقي همچين موضوع مهمي ُ گزارش ندادي؟</i>

13:52.750 --> 13:57.150
<i>آه، چيزه...من خودم تازه خبردار شدم</i>

14:03.460 --> 14:08.190
<i>،ارشد، يه لطفي بهم مي کنيد</i>

14:08.190 --> 14:11.010
<i>...در مورد اتفاق امروز... هيسسس</i>

14:12.350 --> 14:16.150
<i>!اگه انجامش نديد، کار من تمومه</i>

14:23.450 --> 14:26.750
<i>اين اتفاق از الان به بعد بايد بين خودمون بمونه</i>

14:27.450 --> 14:31.850
<i>.مخصوصا حواست خيلي به پي سونگ هي باش
واسه اينکه اون مثه يه بلندگوي زنده مي مونه</i>

14:47.550 --> 14:51.050
آخه مگه ميشه يادم نياد؟

14:53.950 --> 14:56.750
.ديوونه شدي، نا آئه را

15:00.050 --> 15:04.150
بايد باهاش بهم بزنم. چون عاشقشم بايد بذارم بره،

15:05.450 --> 15:07.050
درد ميکنه

15:16.270 --> 15:18.140
وايسا، وايسا

15:18.140 --> 15:21.380
...مطمئنم که لباس تنم بود

15:21.450 --> 15:23.950
...پس احتمالش هست که

15:24.850 --> 15:28.950
...يه نکنه، بعدش دوباره لباسامو تنم کردم

15:29.550 --> 15:31.250
...پس

15:34.630 --> 15:37.090
.نمي دونم. نمي دونم

16:12.250 --> 16:15.250
<i>.شبت بخير، آئه را. خواب منو ببين</i>

16:31.050 --> 16:32.650
بيدارت کردم؟

16:33.250 --> 16:35.250
نه، کجايي؟

16:35.250 --> 16:37.050
<i>معلومه ديگه، دارم کار مي کنم</i>

16:37.750 --> 16:40.150
ولي خوشحالم که صدات ُ مي شنوم

16:41.450 --> 16:43.950
تا اين وقت شب داري کار مي کني

16:45.950 --> 16:47.950
...راسي

16:52.010 --> 16:54.090
فردا وقت داري؟

16:54.150 --> 16:57.750
<i>فردا تعطيليم، بيا باهم بريم بگرديم</i>

16:58.950 --> 17:00.550
!باشه

17:01.450 --> 17:04.950
وقت دارم. کِي بريم؟

17:04.950 --> 17:06.650
نمي تونم بيام

17:06.650 --> 17:08.150
چرا؟

17:09.780 --> 17:11.450
بيا پس فردا همديگرو ببينيم

17:11.450 --> 17:14.060
...پس فردا، اون موقع

17:14.060 --> 17:17.170
<i>!باشه. حتما، وقت دارم. خيلي زياد</i>

17:17.180 --> 17:20.760
بي کارم! ميام دنبالت

17:20.760 --> 17:23.850
.نه، نيا. ديگه قطع مي کنم

17:31.450 --> 17:33.770
چجوري مي خواي بي خيالش بشي وقتي دوستش داري؟

17:33.770 --> 17:37.950
!نا آئه را! امکان نداره بذارم از پيشم بري

17:42.050 --> 17:45.650
چيکار کنم؟ چيکار کنم؟ نمي تونم اين کار ُ بکنم

17:45.650 --> 17:50.550
آهاي، احمق. مي دوني جئونگ وو چي مي خواد؟

17:51.450 --> 17:54.950
!لعنتي. مگه ميشه ندوني چه حسي داري

17:54.950 --> 17:57.350
چون مي دونم چه حسي دارم، دارم اين کار ُ ميکنم

17:58.950 --> 18:03.150
اگه با من باشه، اوضاعش از ايني که هست هم سخت تر ميشه

18:04.450 --> 18:07.850
تنها کاري که از دستم براش بر مياد همينه

18:09.450 --> 18:12.950
بايد چيکار کنم؟ از پسش بر نمي يام

18:12.950 --> 18:15.750
خب بدون اينکه ببينيش اينو بهش بگو

18:15.750 --> 18:19.050
اگه ببينيش برات سخت تر ميشه

18:19.050 --> 18:21.450
چون مي خوام با ياد و خاطره اش زندگي کنم

18:22.550 --> 18:25.550
بايد حتما برم سر قرار

18:35.300 --> 18:37.700
<i>...حداقل خاطره اش</i>

18:37.750 --> 18:39.650
<i>!آخ! داغه</i>

18:43.850 --> 18:45.550
چي بود؟

18:55.050 --> 18:57.050
حالت خوبه، آره؟

18:58.650 --> 18:59.750
آره

19:08.690 --> 19:11.990
<i>نامه استعفاء نا آئه را</i>

19:22.060 --> 19:23.480
شما نا آئه را هستيد، بله؟

19:23.480 --> 19:24.450
.بله؟ بله

19:24.450 --> 19:26.050
اين بسته براي شماست

19:45.940 --> 19:48.190
<i>.منو ببخش، آئه را</i>

19:48.190 --> 19:50.140
<i>!عاشقتم</i>

19:53.200 --> 19:54.780
!صداي يه مرد بود

19:54.780 --> 19:57.280
.ن..ه، نبود

19:59.020 --> 20:02.990
منظورت چيه نبود؟ خودم شنيدم

20:03.020 --> 20:04.620
بدش ببينم

20:04.620 --> 20:05.880
- !نه، نه، نه
- !نه

20:05.880 --> 20:08.170
!نه، نه، نه

20:08.170 --> 20:10.110
حق نداري

20:10.110 --> 20:13.920
سو..نگ...هي، چرا وقتي دلش نمي خواد ببيني انقدر اصرار مي کني

20:13.920 --> 20:17.920
دقيقا. بيا به حريم شخصيش احترام بذاريم

20:20.650 --> 20:22.950
کِي وقت کرده با يه پسر دوست بشه؟

20:22.950 --> 20:25.450
!بجاش بايد سخت کار مي کرد

20:36.420 --> 20:38.600
<i>.منو ببخش، آئه را</i>

20:38.600 --> 20:40.310
<i>!عاشقتم</i>

20:40.310 --> 20:43.720
<i>.منو ببخش، آئه را
!عاشقتم</i>

20:49.050 --> 20:51.650
لطفا اينو برگردونيد به جئونگ وو

20:52.320 --> 20:54.400
...آهاي تو

21:03.850 --> 21:06.010
<i>.منو ببخش، آئه را</i>

21:06.010 --> 21:07.750
<i>!عاشقتم</i>

21:12.950 --> 21:15.250
!نا آئه را؟

21:16.250 --> 21:18.650
!زن سابق؟

21:22.350 --> 21:24.450
!حالا هرچي، خواهش مي کنم

21:24.450 --> 21:27.550
!خواهش مي کنم، کارم تمومه

21:33.940 --> 21:37.200
!زن سابق مديرعامل نا آئه را هستش

21:37.200 --> 21:39.990
!اُه خدايا
،چون شوهر سابقش پيشرفت کرده

21:39.990 --> 21:42.200
!اومده خودشو آويزونش کنه

21:42.200 --> 21:44.350
واقعا زن بي شرميه

21:44.350 --> 21:46.450
مگه مديرعامل يا رئيس گوک قرار نمي ذاره؟

21:46.450 --> 21:49.950
.اومده بينشون ُ بهم بزنه
خيلي زن بي وجدانيه

21:49.950 --> 21:51.980
!باور نکردنيه
!چقدر مکار؟

21:51.980 --> 21:54.460
واقعا باور نکردنيه

22:07.200 --> 22:10.250
D&T بله، خدمات مشترکين شرکت

22:10.250 --> 22:13.120
نا سون چول هستم

22:13.120 --> 22:14.370
بله

22:14.370 --> 22:16.270
<i>چه خبره؟</i>

22:20.150 --> 22:23.250
اتفاق جالبي افتاده؟

22:31.350 --> 22:35.450
<i>!!يه خبر مهم
!!!زن سابق مدير چا جئونگ وو تو شرکتمون کار ورزه</i>

22:35.450 --> 22:37.750
<i>زن سابق مدير چا فقط بخاطر پولاش اومده تو شرکتمون استخدام شده</i>

22:37.750 --> 22:39.860
<i>واسه اينکه کلي نفقه ازش اخاذي کنه</i>

22:39.860 --> 22:43.750
<i>،مدير چا قرباني زياده خواهي هاي زن سبقش شد
!سرمايه گذاراش پشتش ُ خالي کردن</i>

22:48.050 --> 22:49.540
!خبر رو شنيديد؟

22:49.540 --> 22:52.750
!هم چيز بهم ريخته
...نا آئه را

22:55.650 --> 22:58.850
نکنه شماها خبر داشتيد؟

22:58.850 --> 23:00.980
!به هيچ وجهه

23:00.980 --> 23:03.350
!نا آئه را زن سابق مديرعامله

23:03.350 --> 23:06.150
!واقعا عجيبه
- !ها، ها، ها

23:06.150 --> 23:10.250
!!منم وقتي فهميدم، خيلي شوکه شدم

23:10.250 --> 23:12.250
واقعا خبر نداشتيد؟

23:12.250 --> 23:14.650
،اگه مي دونستيم که
...به تو هم

23:14.650 --> 23:16.150
!به تو هم مي گفتيم

23:16.150 --> 23:18.650
!در هر صورت، نا آئه را واقعا زن مکاريه

23:18.650 --> 23:21.550
چطوري جرات مي کنه بياد تو شرکت شوهر سابقش؟

23:21.550 --> 23:26.550
،با توجه به اينکه مي دونه مديرعامل داره با رئيس گوک قراره ميذاره
نکنه مي خواد بينشون ُ بهم بزنه؟

23:27.750 --> 23:32.250
تعجبي نداره که مسبب بحران هايي که اخيرا شرکت که اخيرا توش
غرق شده همش نا آئه را باشه؟

23:32.250 --> 23:36.950
!مثه بز گر مي مونه

23:36.950 --> 23:39.850
!اطلاعات غلط بهتون دادن

23:41.750 --> 23:44.750
اميدوار بودم هيچ کسي ساده لوحانه به شايعاتي که در مورد

23:44.750 --> 23:47.150
ورشکسته شدن شرکت پخش شده، اهميتي نده

23:47.150 --> 23:51.850
،واسه همين اقدامي نکردم و وارد عمل نشدم
ولي اشتباه مي کردم

23:51.850 --> 23:55.750
حالا مي خوام اون قسمتايي که حقيقت نداره رو شفاف سازي کنم

23:58.150 --> 23:59.450
...نا آئه را

24:02.050 --> 24:03.650
همسر سابق منه

24:06.350 --> 24:11.150
با اين حال، شايعاتي که مي گه نا آئه را باعث شده
داستان بحران شرکت بدتر بشه يه دروغ اغراق آميزه

24:12.650 --> 24:17.150
رو نا آئه را پيشنهاد داد Dontalk حقيقتش، ايده سرويس مسج رايگان شرکت

24:17.150 --> 24:21.050
بعلاوه برنامه بازي اي که اخيرا شرکت ساخته و منتشرش کرده

24:21.050 --> 24:24.150
ايده نا آئه را بوده

24:24.150 --> 24:26.850
...همه اينا به کنار

24:26.850 --> 24:31.250
اينکه شما ها فکر مي کنيد شرکت بخاطر يه کار ورز با بحران روبه رو شده

24:31.250 --> 24:32.750
کاملا اشتباهه

24:35.850 --> 24:39.450
با بحران روبه رو شدن شرکت، تقصير منه مديرعامله

24:39.450 --> 24:43.950
!نه نا آئه را يا هر کدوم از کارمنداي ديگه

24:47.250 --> 24:50.450
از همگي بخاطر اينکه باعث پخش شدن
...شايعاتي در مورد زندگي شخصيم شدم

24:51.550 --> 24:52.850
معذرت مي خوام

24:55.851 --> 25:17.851
.:: @bollbolljan_com ::.

25:26.050 --> 25:30.750
در ضمن قول مي دم که همه سعيمو براي
برطرف کردن بي ثباتي هاي اخير شرکت بکنم

25:31.950 --> 25:36.950
...بنابراين، ديگه خودتون ُ در گير اين شايعات

25:36.950 --> 25:38.750
نکنيد

26:20.950 --> 26:23.750
بخاطر شايعاته؟

26:23.750 --> 26:28.150
اگه قرار باشه بخاطر همچين چيزي استعفا داد
که ديگه هيچي کارمند تو شرکت نمي مونه

26:28.150 --> 26:29.650
نه به اون خاطر نيست

26:29.650 --> 26:33.050
قبل از اين ماجرا تصميم گرفته بودم که از شرکت برم

26:34.250 --> 26:37.150
بخاطر برخورداي اخيري که باهات داشتم داري مي ري؟

26:38.350 --> 26:41.650
معذرت مي خوام، شما باهام خيلي خوب بوديد

26:43.050 --> 26:45.550
نمي خواد از من معذرت خواهي کني

26:46.750 --> 26:51.350
حالا که تصميمت ُ گرفتيٍ بايد مسئوليتشم قبول کني

26:52.350 --> 26:56.650
، و واسه اينکه بتوني از خودت مراقبت کني
!بايد رو پاهاي خودت وايسي

26:56.650 --> 27:00.750
مخصوصا در مورد ما زن هايي که تنها زندگي ميکنيم

27:04.750 --> 27:09.750
،نه آئه را
!تو بهترين کار ورزي بودي که تا حالا داشتم

27:09.750 --> 27:12.750
اگه به توصيه هام نياز داشتي، هر موقع خاستي ميتوني بياي پيشم

27:12.750 --> 27:14.850
مطمئنا به دردت مي خوره

27:19.450 --> 27:22.450
از زحماتت خيلي ممنونم

27:47.250 --> 27:51.050
!مهموني خداحافظيت خيلي در پيته

27:52.050 --> 27:55.750
...خوبه، نمي تونم الکل بخورم

27:55.750 --> 27:59.850
بجاي مشروب خداحافظي "آدون" مي خورم

27:59.850 --> 28:02.550
...اين کارو نکن
فقط يه گيلاس بخور؟

28:02.550 --> 28:04.850
تنهايي خوردن اصن حال نمي ده

28:06.150 --> 28:08.750
<i>تنهايي خوردن حال نمي ده</i>

28:10.550 --> 28:12.750
!اونجوري حرف نزن

28:20.350 --> 28:21.550
...بفرماييد

28:22.350 --> 28:24.050
اينجوري خوبه؟

28:38.050 --> 28:39.950
کار تو هتل ُ قبول کردي؟

28:40.750 --> 28:42.250
نه

28:42.250 --> 28:44.850
فکر نمي کنم براساس تواناييم انتخاب شدم

28:44.850 --> 28:47.550
من فقط تو رو بهشون پيشنهاد دادم

28:50.450 --> 28:53.250
تو هتل قرار نيست کار کني از شرکت هم که رفتي

28:53.250 --> 28:54.950
چه برنامه اي براي کار کردن داري؟

28:55.950 --> 28:59.050
هيچي، هيچ فکري ندارم

28:59.950 --> 29:02.350
درباره يه چيزي نگراني ولي ولي نمي توني حرفي درموردش بزني، درسته؟

29:02.350 --> 29:04.150
دليلت هم براي رفتن از شرکت همينه

29:05.350 --> 29:07.550
...اون شايعات يکم نگران کننده هستن، ولي

29:07.550 --> 29:11.150
ولي تو از اون تيپ آدما نيستي که بخاطر همچين چيزي از شرکت بياد بيرون

29:11.150 --> 29:14.850
مي خوام بدون دل مشغولي يکم استراحت کنم

29:18.250 --> 29:20.140
بخاطر چا جئونگ وو ِ؟

29:31.050 --> 29:33.050
،سئونگ هيون

29:33.050 --> 29:37.950
.منکه مي خواستم در هر صورت درباره اش باهات حرف بزنم
پس چه بهتر همين الان بگم

29:40.150 --> 29:44.150
بخاطر حسي که بهم داري ازت ممنونم

29:45.150 --> 29:46.950
ولي حقيقتش، ناراحتم مي کنه

29:50.550 --> 29:56.250
اميدوارم از الان ديگه بي خيال توجه کردن به من بشي

29:57.250 --> 29:59.650
معذرت مي خوام

29:59.650 --> 30:03.450
بهم بگو که بخاطر جئونگ وو از شرکت اومدي بيرون

30:13.550 --> 30:15.950
...جئونگ وو

30:15.950 --> 30:18.350
بخاطر من دوران سختي ُ گذرونده

30:19.850 --> 30:21.350
...من

30:21.350 --> 30:24.650
به اينکه شايعه شده زن وحشتناکيم اهميتي نمي دم

30:24.650 --> 30:26.350
،با اين حال

30:26.350 --> 30:31.250
جئونگ وو داره بخاطر من شرکتش ُ از دست ميده، و اين اتفاق نبايد بيوفته

30:31.250 --> 30:35.150
من...نمي تونم ببينم يه همچين اتفاقي داره مي يوفته

30:37.350 --> 30:41.150
در هر صورت، حرفاي رئيس گوک همش راست بود

30:41.150 --> 30:44.350
آخرش باعث نابودي جئونگ وو مي شم

30:47.650 --> 30:51.350
الان پشيمونم. بايد به اون حرفا گوش مي کردم

30:55.750 --> 30:57.450
...ولي خب

30:58.350 --> 31:01.280
باعث آرامشه که رئيس گوک کنار جئونگ وو هستش

31:01.280 --> 31:03.950
مگه نه؟

31:03.950 --> 31:06.310
...آئه را، واقعا

31:13.450 --> 31:18.650
<i>â™« با تمام وجودم عاشقتم â™«</i>

31:36.280 --> 31:38.440
چجوري مي خواي تحملش کني؟

31:41.330 --> 31:43.580
وقتي انقدر عاشقشي؟

31:46.090 --> 31:48.770
ولي دلت مي خواد ببينيش، چجوري مي خواي جلوي خودت ُ بگيري؟

31:50.980 --> 31:53.410
با تمام وجودم

31:55.900 --> 31:57.620
سخته

31:58.420 --> 32:00.970
چون دوستش داري از خودت برونيش

32:15.950 --> 32:18.210
اين کمکي مي کنه؟

32:20.140 --> 32:23.120
اينجوري لو ميري. منو نيگاه کن

32:29.370 --> 32:31.010
نا آئه را

32:31.860 --> 32:33.750
ضايع است الان بريم خونه

32:33.750 --> 32:35.850
ميخواي بريم فيلم ببينيم؟

32:36.900 --> 32:40.470
بر..بريم؟

32:41.370 --> 32:45.130
آئه را، بيا با هم حرف بزنيم

32:52.830 --> 32:54.620
ميشه بري کنار؟

32:54.620 --> 32:56.740
يه موضوعي هست که بايد راجعش با اين خانم حرف بزنم

32:56.740 --> 32:59.560
الان وقت خوبي نيست

32:59.560 --> 33:01.320
بعدا با هم حرف مي زنيم

33:01.320 --> 33:03.840
سئونگ هيون، بيا بريم

33:35.660 --> 33:37.260
<i>باز دوباره بهم خيره شديم</i>

33:37.260 --> 33:42.240
<i>!اينجوري که بهم خيره ميشي، نمي تونم تو چشات نگاه کنم</i>

33:46.490 --> 33:48.440
<i>بهتره برم</i>

33:48.440 --> 33:51.350
<i>وقتي اينجوري بهم نيگاه مي کني معذب ميشم</i>

33:52.300 --> 33:54.020
<i>مستي، خودم مي رسونمت خونه</i>

33:54.020 --> 33:59.110
<i>مشکلي نيست، حالم خوبه. اصلا هم مست نيستم. خودم مي تونم برم</i>

33:59.110 --> 34:01.780
<i>!راه ُ اشتباه داري ميري</i>

34:06.230 --> 34:09.960
<i>ديگه واقعا رفتم. واقعا</i>

34:12.540 --> 34:14.500
<i>!آئه را</i>

34:17.650 --> 34:19.430
<i>!آهاي</i>

34:21.260 --> 34:24.230
<i>!آخ، داغه</i>

34:25.350 --> 34:28.620
<i>- حالت خوبه؟
- چرا اين شمع ها انقدر بزرگن؟</i>

34:28.620 --> 34:30.650
<i>،مين يونگ</i>

34:30.650 --> 34:35.540
<i>نبايد تو خونه آتيش بازي کني</i>

34:40.530 --> 34:42.490
<i>...من</i>

34:43.940 --> 34:46.620
<i>...امروز با</i>

34:46.620 --> 34:48.460
<i>جئونگ وو شام خوردم</i>

34:48.460 --> 34:51.330
<i>تازه با هم مشروب هم خورديم</i>

34:52.740 --> 34:56.970
<i>از غذا خوردنش خيلي لذت بردم</i>

34:57.920 --> 35:00.350
<i>...ولي</i>

35:00.350 --> 35:04.260
<i>ولي بنظرم اين بار آخرين بارمون بود</i>

35:05.800 --> 35:08.170
<i>...شنيدم</i>

35:09.340 --> 35:11.980
<i>،که اگه کنار</i>

35:11.980 --> 35:14.970
<i>جئونگ وو بمونم، شرکتش ُ از دست مي ده</i>

35:16.320 --> 35:21.320
<i>!ولي اون احمق مي گه منو انتخاب مي کنه</i>

35:21.320 --> 35:25.270
<i>...اون باباي گوک يئو جين</i>

35:25.270 --> 35:27.770
<i>...به جئونگ وو، اون</i>

35:31.080 --> 35:33.370
<i>...واسه همين هم</i>

35:34.580 --> 35:36.990
<i>مي خوام ترکش کنم</i>

35:37.870 --> 35:41.090
<i>،احتمالا اين  کارم دوباره بهش صدمه بزنه</i>

35:41.090 --> 35:44.900
<i>ولي من قبلا هم اين کارو باهاش کردم، موقعي که از هم طلاق گرفتيم</i>

35:44.900 --> 35:49.130
<i>،اينکه به جئونگ وو اي که نمي خواست ترکم کنه</i>

35:49.130 --> 35:52.000
<i>گفتم از زندگيم گمشه بره</i>

35:52.770 --> 35:55.100
<i>،اين بار هم</i>

35:56.230 --> 35:58.900
<i>فاييده اي نداره</i>

35:58.900 --> 36:01.650
<i>...من</i>

36:01.650 --> 36:04.890
<i>چون جئونگ وو رو خيلي دوست دارم</i>

36:05.860 --> 36:09.640
<i>،همه تلاشمو کردم که عاشقش نشم</i>

36:10.970 --> 36:13.270
<i>ولي فاييده اي نداره</i>

36:13.270 --> 36:16.280
<i>فاييده اي نداره، مين يونگ</i>

36:22.980 --> 36:25.390
<i>چجوري مي خواي از خودت برونيش؟</i>

36:26.510 --> 36:29.270
<i>توي يه سفر خداحافظي بهش مي گم</i>

36:29.270 --> 36:32.740
<i>اگه مي خواي ترکش کني، پس سفر رفتنت ديگه چيه؟</i>

36:35.520 --> 36:39.840
<i>اينجوري مي تونم با خاطراتش زندگي کنم، چيه؟</i>

36:42.180 --> 36:44.570
<i>...بالاخره ميرم و</i>

36:44.570 --> 36:47.870
<i>بهش مي گم</i>

36:47.870 --> 36:49.860
<i>...مي گم که</i>

36:49.860 --> 36:53.040
<i>از چا جئونگ وو بيچاره خوشم نمي ياد</i>

36:53.890 --> 36:56.790
<i>،واسه اينکه مديرعامل يه شرکت موفقه</i>

36:56.790 --> 37:00.250
<i>من گول پولدار بودنش ُ خوردم</i>

37:02.260 --> 37:03.650
<i>...اونجوري</i>

37:03.650 --> 37:07.100
<i>جئونگ وو با قلب شکسته مي ذاره و ميره، مگه نه؟</i>

37:13.000 --> 37:15.660
<i>آخه من با تو چيکار کنم؟
â™« نمي دونم â™«</i>

37:31.661 --> 38:01.661
.
39:03.570 --> 39:06.190
!آهاي! آهاي

39:30.030 --> 39:31.420
چيکار مي کني؟

39:31.420 --> 39:32.650
گفتي ميخواي بري سفر

39:32.650 --> 39:35.540
برنامه ريزي کردي با هم بريم سفر

39:35.540 --> 39:37.060
من کي برنامه ريزي کردم؟

39:37.060 --> 39:38.800
<i>بيا پس فردا همديگرو ببينيم</i>

39:38.800 --> 39:40.610
<i>- ...پس فردا
- !باشه</i>

39:40.610 --> 39:41.780
<i>!معلومه که وقت دارم</i>

39:41.780 --> 39:44.240
<i>کلي وقت دارم</i>

39:44.240 --> 39:46.290
<i>ميام دنبالت</i>

39:48.680 --> 39:51.950
وقتي قول ميدي بايد سر قولت بموني

39:51.950 --> 39:54.590
الان بريم؟

39:57.210 --> 39:59.810
فردا وقتم آزاده. پس فردا مي بينمت

39:59.810 --> 40:02.020
ديگه بهتره بري خونه

40:03.710 --> 40:07.020
خيلي خب. منم يه چيزي واسه گفتن دارم

40:07.700 --> 40:09.650
پس فردا مي بينمت

40:10.810 --> 40:13.130
گفتم ديگه برو خونه. خودم مي رسونمت

40:13.130 --> 40:16.310
بيا بريم. مي رسونمت

40:33.950 --> 40:36.230
چرا تنها نشستيد اينجا؟

40:36.230 --> 40:37.730
آقا کجاست؟

40:37.730 --> 40:40.260
گفتم بره خونه اش

40:44.090 --> 40:46.710
مي گن مردي که خودش ليوان مشروبش ُ
پر مي کنه يه زن خوشگل نصيبش مي شه

40:46.710 --> 40:50.270
و شخصي که کنارش نشسته بايد سه سال تنها زندگي کنه

40:53.670 --> 40:57.040
بابا از اونجايي که شما يه زن خوشگل مثه
مامان نصيبتون شده خيالتون راحته، ولي

40:57.040 --> 40:59.610
به فکر من بيچاره هم باشيد

41:00.580 --> 41:02.550
راست مي گي

41:02.550 --> 41:04.710
زنم

41:04.710 --> 41:07.920
يجورايي خوشگله، آره؟

41:09.210 --> 41:11.800
به همين خاطر هم هست که انقدر طول کشيد که

41:11.800 --> 41:14.700
اجازه بدم از پيشم بره

41:18.890 --> 41:21.100
به مامانت زنگ بزن

41:21.100 --> 41:24.000
برگه هاي طلاق ُ مُهر و امضا کردم

41:24.790 --> 41:26.580
بابا؟

41:26.580 --> 41:29.220
چرا انقدر شوکه شدي؟

41:29.220 --> 41:32.100
تو هم اگه نمي خواي تنها بموني

41:32.100 --> 41:34.670
ليوانم ُ پُر کن

41:49.060 --> 41:50.920
- اونجا رو ببين
- !هي

41:50.920 --> 41:54.910
<i>بيا از اين بخور. اين محصول جديد براي سلامتيتون خيلي خوبه</i>

41:54.910 --> 41:58.510
دو تا استکان لطفا

41:58.510 --> 42:01.400
سبزيجات براي بدن خيلي خوبه

42:06.290 --> 42:09.450
ظاهرا حتي سبزيجات هم از احساسات ما دوتا خبر دارن

42:09.450 --> 42:13.870
دلم مي خواد براي هميشه مين يونگ عزيزم کنار بمونه

42:13.870 --> 42:16.700
!واقعا

42:21.450 --> 42:23.730
ميشه لطفا يکي ديگه بهم بديد

42:31.680 --> 42:34.700
!اي بابا... اونجوري اخم نکن

42:34.700 --> 42:37.480
خيلي خوب و لذت بخشه که بعد از اين همه مدت اومديم هوا خوري

42:37.480 --> 42:39.780
بايد زودتر اين کار ُ مي کرديم

42:39.780 --> 42:42.960
نمي دونم چرا هميشه بالاي پشت بوم اونم مخفيانه همديگر ُ مي ديديم

42:42.960 --> 42:45.110
مگه نه؟

42:45.110 --> 42:49.530
ولي اون قرارا باحال بود

42:49.530 --> 42:52.250
از گوشه گوشه شرکت با هم خاطره داريم

42:55.310 --> 42:57.820
ولي ديگه نمي تونيم همچين کارايي بکنيم، مگه نه؟

42:57.820 --> 42:59.050
معلومه

42:59.050 --> 43:01.800
وقتي قرار نيست از هفته ديگه اونجا کار کنم دليلي نداره

43:01.800 --> 43:03.790
!آه، شرکت بدرد نخور

43:03.790 --> 43:06.120
!خيلي خوشحالم که استعفاء دادم

43:06.120 --> 43:09.640
نظرت چيه که بخاطر جشن استعفات منم يه چتد روزي مرخصي بگيرم؟

43:09.640 --> 43:11.620
اينجوري مي تونيم با هم بريم مسافرت

43:11.620 --> 43:12.880
کدوم مسافرت؟

43:12.880 --> 43:16.950
بي خيال من شو و حواست ُ جمع شرکتت کن

43:22.480 --> 43:24.270
...بعلاوه

43:26.160 --> 43:30.250
...امروز مي خواستم درباره يه موضوعي باهات

43:31.160 --> 43:33.770
<i>â™« ، توي آسانسور â™«</i>

43:33.770 --> 43:37.540
<i>â™« بهم عشق مي ورزيديم â™«
â™« بهم عشق مي ورزيديم، حتي وقتاي که تو حواست نبود â™«</i>

43:37.540 --> 43:39.300
<i>- آسانسور
- â™« يوهووو، يواشکيâ™«</i>

43:39.300 --> 43:42.990
<i>بنظرم بايد سال ديگه يه تغييراتي توي اون آسانسور شيشه اي بدم
â™« عشق توي آسانسور  â™«</i>

43:42.990 --> 43:46.360
خيلي ناجوره. همه مي تونن توش ُ راحت ببينن

43:46.360 --> 43:48.270
بايد ديواره هاشو بپوشونم

43:48.270 --> 43:52.720
پوشوندن ديواه هاش چه فايده اي داره وقتي توش دوربين مدار بسته داره

43:52.720 --> 43:56.300
اگه موقعي که داري از اون کارا مي کني ازت فيلم بگيرن، واقعا شرمنده مي شي

44:54.140 --> 44:56.480
چجوري اينجا خوابت مي بره؟

44:56.480 --> 44:58.590
واقعا خوابيدي؟

44:58.590 --> 45:00.620
خوابم

45:07.350 --> 45:11.120
دلم مي خواد هروز اينجوري سرمو بذارم روي پاهات و بخوابم

45:12.090 --> 45:14.820
انگار که دارم تو ابرا پرواز مي کنم

45:26.140 --> 45:29.140
بريم سوار قايق تفريحي بشيم؟

45:29.140 --> 45:31.950
...من خيلي بهش فکر کردم و

45:31.950 --> 45:33.420
واقعا؟

45:33.420 --> 45:35.540
تو هم مي خواي سوار کشتي تفرحي بشي، مگه نه؟

45:35.540 --> 45:39.820
آهاي، مي بيني چقد مثه هم فکر مي کنيم

45:39.820 --> 45:42.380
.بيا بريم. بيا بريم

46:09.460 --> 46:11.860
،جئونگ وو

46:11.860 --> 46:14.210
...من

46:29.840 --> 46:31.930
بيا دوباره شروع کنيم

46:32.790 --> 46:34.650
از اول

46:35.480 --> 46:37.330
،نا آئه را

46:38.840 --> 46:41.260
دوباره با من ازدواج کن

46:55.220 --> 46:57.660
نمي خوام

46:57.660 --> 47:01.570
هيچ علاقه اي به اين کار ندارم

47:02.660 --> 47:04.760
- آئه را
- ،درسته

47:04.760 --> 47:07.030
قبول دارم يکم در موردش دودل شدم

47:07.030 --> 47:11.510
.ولي فقط به اين خاطر بود که آدم موفقي شده بودي

47:11.510 --> 47:15.380
شنيده بودم که مديرعامل يه شرکت موفق شدي
فکر مي کردم آدم پولداري هستي

47:15.380 --> 47:19.400
گول ظاهرت ُ خوردم، اصلا فکر نمي کردم که
هر لحظه ممکنه همچيزت ُ از دست بدي

47:20.240 --> 47:21.730
،آئه را

47:22.550 --> 47:23.770
بس کن

47:23.770 --> 47:26.600
آره، بهتره بس کنيم

47:26.600 --> 47:29.150
ديگه نمي خوام بيشتر از اين سختي بکشم

47:32.670 --> 47:37.150
قبل از اينکه اين تصميم ُ بگيرم کلي بهش فکر
کردم، پس بيا ديگه درباره اين موضوع حرف نزنيم

47:50.790 --> 47:53.780
مي دونم که راستشو نمي گي

47:53.780 --> 47:57.270
...مي دونم داري اين کار ُ بخاطر من مي کني، ولي

47:57.270 --> 48:00.330
واقعا نمي خواد انقدر نگران اين موضوع باشي

48:04.760 --> 48:07.030
...آئه را، حقيقش من

48:08.100 --> 48:09.910
...من از احساس واقعيت وقتي که مست

48:09.910 --> 48:11.470
بس کن

48:11.470 --> 48:13.600
نمي خوام چيزي بشنوم

48:56.120 --> 48:58.590
بابا

49:14.070 --> 49:15.520
از متعادل کردن برنامه چه خبر؟

49:15.520 --> 49:17.370
...بله، به اواسط هماهنگ سازيش رسيديم، ولي

49:17.370 --> 49:19.200
مديرعامل

49:19.200 --> 49:21.960
،در طول چک تضمين کيفيتش يه اشکالاتي شناسايي شده

49:21.960 --> 49:24.450
...ولي فکر نکنم تنهايي بتونم

49:24.450 --> 49:26.250
بدش ببينم

49:26.250 --> 49:28.920
خودم سريع اشکالاتش ُ برطرف مي کنم و بهت برش مي گردونم

49:31.160 --> 49:33.160
واسه چي همين جوري نشستي اينجا؟

49:33.160 --> 49:34.690
زود باش بيا بريم

49:34.690 --> 49:36.810
گفتم که وقتي براي انجام کاراي بيهوده ندارم

49:36.810 --> 49:38.920
بيهوده کجابود؟

49:38.920 --> 49:41.580
همه به محض اينکه خبردار شدن جناب رئيس گوک سرمايه اش ُ از شرکت

49:41.580 --> 49:43.880
کشيده بيرون خيلي ناراحت و عصبي هستند

49:43.880 --> 49:45.090
...بس کن ديگه، بيا بريم

49:45.090 --> 49:47.360
به نفعته که بري

49:52.070 --> 49:53.970
رئيس گوک

49:57.480 --> 49:59.650
حالتون چطوره؟

50:01.830 --> 50:04.360
خوبم

50:04.360 --> 50:08.230
حتي اگه سرت هم شلوغ باشه بهتره همراه ما بياي

50:08.230 --> 50:10.610
جلسه خيلي طول نمي کشه

50:10.610 --> 50:13.920
فقط کافي اون چيزي که سرمايه دارا ميخوان بهشون بدي

50:44.330 --> 50:47.580
معذرت مي خوام. يکم دير کردم

50:52.620 --> 50:55.900
دليل اينکه جناب رئيس گوک سرمايشون ُ پس گرفتن چيه؟

50:55.900 --> 50:58.410
معنيش اين نيست که شرکت با مشکل مواجه شده؟

50:59.410 --> 51:02.430
درسته که جناب رئيس گوک خواستن سرمايشون ُ پس بگيرن

51:02.430 --> 51:05.830
ولي اين موضوع ربطي به مشکلات شرکت نداره

51:05.830 --> 51:09.180
ازتون خواهش مي کنم دليل اصليشون ُ برامون بگيد

51:14.410 --> 51:17.380
- ...دليلش اينه که
- من گوک يئو جين هستم

51:17.380 --> 51:20.600
و به نمايندگي از پدرم صحبت مي کنم

51:22.300 --> 51:24.700
- رئيس گوک
- جناب رئيس گوک

51:24.700 --> 51:28.180
به علت بي کفايتي مديرچا در برگشت
سرمايه گذاري اي که توي شرکت کردن

51:28.180 --> 51:31.550
اعتمادشون ُ نسبت به اين شرکت از دست دادن

51:31.550 --> 51:33.480
براي همين تقاضاي پس گرفتن سرمايشون ُ کردن

51:33.480 --> 51:37.570
همچنين از ايشون مي خوام که جوابگوي اين مشکلات باشن

51:37.570 --> 51:42.240
و با اجازتون مي خوام که مدير چا رو از شرکت اخراج کنم

51:46.700 --> 51:48.650
رئيس گوک

51:49.920 --> 51:56.330
مگه ما مدير چارو براي برنامه جديدي که قراره منتشر بشه لازم نداريم؟

51:56.330 --> 52:00.520
انتشار بازي با مشکلي روبه رو شده؟

52:02.140 --> 52:04.120
فعلا که مشکلي نيست

52:05.190 --> 52:07.270
...با اين حال ما تازه تست بتا رو شروع کرديم

52:07.270 --> 52:12.510
پس با اين حساب ديگه به شما نيازي نداريم، مديرعامل چا

52:18.130 --> 52:20.520
،اگه با اخراج مدير چا موافقت بشه

52:20.520 --> 52:25.040
من قول ميدم که سرمايه جناب رئيس گوک به شرکت برگرده

52:32.100 --> 52:32.630
رئيس گوک

52:32.630 --> 52:35.770
در طول اين سه سال من بودم که

52:35.770 --> 52:37.750
مسئوليت جنبه هاي مالي شرکت ُ

52:37.750 --> 52:41.630
در حالي که به عنوان شريک مالي، همراه مدير چا بودم، بجاي

52:41.630 --> 52:44.850
مدير چا که فقط به سودهي اهميت ميداد، به عهده داشتم

52:44.850 --> 52:48.510
اما با توجه به مشکلاتي که اخيرا بوجود
اومده، مدير چا بجاي توجه به رفاه شرکت

52:48.510 --> 52:53.150
به موضوعات شخصيشون ارزش و بها ميدن

52:53.150 --> 52:57.700
در نتيجه به نظر من ايشون صلاحيت ندارن مديرعامل باشن

53:02.470 --> 53:04.990
ما خودمون بايد تصميم بگيريم

53:13.670 --> 53:17.070
من..از شرکت ميرم

53:19.390 --> 53:22.530
بنظرم اشاره رئيس گوک به اين موضوع که اگر
مديرعاملي نتونه برگشت سرمايه رو

53:22.530 --> 53:27.620
ضمانت کنه، حق مديرعامل بودن ُ نداره، درست بود

53:27.620 --> 53:29.590
...من

53:29.590 --> 53:32.110
از مقام مديرعاملي استعفا مي دم

53:51.630 --> 53:55.080
آخه براي چي از جاي به اون خوبي استعفا داده...؟

53:55.080 --> 53:59.180
بار آخري که داماد چا رو ديدم، همش دنبال آئه را بود

53:59.180 --> 54:01.960
پيش خودت فکراي بي خود نکن

54:01.960 --> 54:03.730
آئه را مي گه دلش نمي خواد با جئونگ وو باشه

54:03.730 --> 54:05.800
خانم نه، حواست ُ جمع کن

54:05.800 --> 54:10.980
اگه دختري بلد نيست تصميم درست ُ بگيره، اين
وظيفه والدينشه که به مسير درست راهنماييش کنن

54:10.980 --> 54:12.440
!يه خبر مهم

54:12.440 --> 54:16.080
يه خبر مهم. يه خبر مه..م

54:17.330 --> 54:18.900
اوپا، امروز کارت زودتر تموم شده

54:18.900 --> 54:21.580
اُه. بله

54:22.650 --> 54:23.530
تو اينجايي؟

54:23.530 --> 54:26.330
خبر مهم چيه؟

54:26.330 --> 54:27.520
چي؟

54:27.520 --> 54:30.530
نکنه، اخراج شدي؟

54:30.530 --> 54:32.280
!نه، نشدم

54:32.280 --> 54:34.960
هر وقت عشقم بکشه ديگه نميرم سرکار، تا حالا ديديد من از سرکارم اخراج بشم؟

54:34.960 --> 54:36.320
استعفا دادي؟

54:36.320 --> 54:38.770
من استعفاء ندادم

54:38.770 --> 54:41.520
شوهر خواهر چا داده

54:41.520 --> 54:44.180
داماد چا؟

54:44.180 --> 54:48.540
امروز اعلام کرد که از منصب مديرعامليش استعفاء ميده

54:48.540 --> 54:50.320
منظورت چيه؟

54:50.320 --> 54:53.910
داماد چا خودش صاحب شرکته، اصلا معني ميده که از اونجا استعفاء بده؟

54:53.910 --> 54:55.510
،خيلي از جزئياتش خبر ندارم

54:55.510 --> 55:00.240
،ولي از اونجايي که مديريت شرکت کار مشکليه
سرمايه دارا خيلي بهش فشار مي آوردن، واسه همين هم

55:00.240 --> 55:02.960
گفته که "تمام مسئوليتارو به گردن مي گيرم

55:02.960 --> 55:04.930
"و از شرکت ميرم

55:22.990 --> 55:23.820
بله

55:23.820 --> 55:25.570
منشي گول هستم

55:25.570 --> 55:27.950
شما خبر نداريد داداش کجاست؟

55:27.950 --> 55:30.900
بله؟ کجاست؟

55:31.690 --> 55:36.210
از مقامش استعفاء داده و ناپديد شده

55:39.211 --> 56:02.211
.:: @bollbolljan_com ::.

56:28.270 --> 56:32.080
<i>کجايي؟ گوشيت ُجواب بده</i>

57:15.950 --> 57:18.230
(يعني موقعيتت حرف نداره! (به حالت تمسخر

57:37.800 --> 57:39.530
<i>!از شرکت استعفا دادي و اومدي بيرون؟</i>

57:39.530 --> 57:41.190
<i>خودم مي کشمت</i>

57:41.190 --> 57:43.120
<i>مگه تو و مدير چا ميونتون با هم خوب نيست؟</i>

57:43.120 --> 57:46.790
<i>اين کارت معنيش مرگه. يعني پايان همچيز</i>

57:46.790 --> 57:48.600
<i>حالا که پيشته باهاش خوب رفتار کن</i>

57:48.600 --> 57:51.020
<i>- ...تولدت مبارک
- امروز روز تولدم نيست</i>

57:51.020 --> 57:52.340
<i>امروز روز تولدم نيست؟</i>

57:52.340 --> 57:54.180
<i>اگه اينو نمي گفتم نمي يومدي منو ببيني</i>

57:54.180 --> 57:56.070
<i>بهترين راه حل کردن اين مشکل چيه؟</i>

57:56.070 --> 57:58.300
<i>براي حل اين مشکل مجبوريم از مديرعامل چا جئونگ وو بخوايم برگرده</i>

57:58.300 --> 57:59.390
<i>تو که به فکر برگشتن نيستي؟</i>

57:59.390 --> 58:03.470
<i>نمي شه پيشش بموني؟</i>

58:03.470 --> 58:04.720
<i>آئه را</i>

58:04.720 --> 58:07.720
<i>چا جئونگ وو.، اين جريال انقد احمقانه ست که هيچي نمي تونم بگم</i>

58:07.720 --> 58:10.200
<i>اون رويايي که يه موقعي ازدست داده بوديمش، بيا دوباره با هم زندگي کنيم آئه را</i>

58:10.200 --> 58:11.570
<i>حالا که تو پيشمي همه چيز خوبه</i>

58:11.570 --> 58:15.710
ولي نمي تونم درخواستت ُ قبول کنم