﻿WEBVTT

00:02.533 --> 00:07.533
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:07.534 --> 00:12.503
‫سلام. من ایگور دیاتلوف‌اَم.
‫می‌تونم بیام تو؟

00:13.562 --> 00:18.203
‫ایگور! بیا تو، بیا تو!
‫همین الان داشتیم حرفت رو می‌زدیم.

00:18.323 --> 00:20.748
‫این الکساندر زولتاروفه،

00:20.868 --> 00:23.523
‫مربی وگردشگر پایگاه "کارُو".

00:23.643 --> 00:26.432
‫می‌تونی منو ساشا صدا کنی،
‫از دیدنت خوش‌وقتم.

00:26.552 --> 00:29.832
‫من برای اجازه‌نامه اومدم.
‫اونا گفتن که مسیر تایید شده.

00:29.952 --> 00:31.999
‫بگیر بشین.

00:33.138 --> 00:37.405
‫تو مسیر سختی رو انتخاب کردی، ایگور.
‫دشواریِ زیادی داره...

00:37.525 --> 00:40.556
‫آب و هوای سخت،
‫زمین بسیار ناهموار...

00:40.676 --> 00:43.666
‫نه جاده‌ای، نه مسیری.
‫و دو تا دختر باهاتن.

00:43.786 --> 00:48.393
‫لف سیمونوویچ، ما از پسش برمیایم، همه‌ی بچه‌ها
‫آماده‌اَن. خودم شخصاً همه‌شون رو می‌شناسم.

00:48.684 --> 00:50.855
‫می‌فهمم، می‌فهمم.

00:51.329 --> 00:55.043
‫به هر حال، رفیق زولتاروف
‫باهاتون میاد.

00:55.356 --> 00:58.796
‫- چطور؟
‫- راستش رو بخوام بگم، خودم خودم رو دعوت کردم.

00:58.916 --> 01:01.936
‫خیلی وقته که برای اردو زدن جایی نرفتم.
‫زیادی یه جا نشستم.

01:02.056 --> 01:05.120
‫یه گروه "کارُو" رو ترک کردن،
‫اما من سر وقت بهشون نرسیدم.

01:05.240 --> 01:10.289
‫پس از باشگاه شما خواستم
‫که منو به گروهی اضافه کنه.

01:13.181 --> 01:16.061
‫لف سمونوویچ،
‫بذار رُک بگم.

01:16.181 --> 01:18.631
‫به ما اطمینان نداری؟
‫یا فکر می‌کنه که...

01:18.751 --> 01:22.318
‫- نمی‌تونیم این کار رو بدون یه مربی انجام بدیم؟
‫- زیادی گنده‌اش نکن.

01:22.438 --> 01:25.599
‫همه چیز برات شرح داده شده.
‫بعداً ازم تشکر می‌کنی.

01:25.719 --> 01:29.510
‫رفیق زولتاروف آدم با تجربه‌ایه،
‫خیلی چیزها ازش یاد می‌گیری.

01:29.630 --> 01:31.991
‫و بذار کاملاً صادق باشم،
‫ما هم حس می‌کنیم اینجوری امن‌تره.

01:33.247 --> 01:37.032
‫این پروتکل کمیسیون مسیره.
‫می‌تونی نگهش داری.

01:37.970 --> 01:40.695
‫- ممنونم، می‌تونم برم؟
‫- بله، برو.

01:40.815 --> 01:42.879
‫ایگور!

01:43.433 --> 01:49.010
‫می‌دونم کمی غیرمنتظره بوده،
‫ولی فکر می‌کنم ما با هم دوست می‌شیم.

02:02.735 --> 02:06.758
‫«گذرگاه دیاتلوف»

02:07.178 --> 02:11.491
‫«قسمت دوم»

02:29.281 --> 02:31.481
‫- یورا، تویی.
‫- سلام، زینا.

02:31.601 --> 02:33.626
‫سلام.

02:34.351 --> 02:37.566
‫- گوسیا هنوز سر و کله‌اش پیدا نشده؟
‫- نه.

02:38.440 --> 02:41.726
‫فکر می‌کنی اونا اجازه‌ی مسیری
‫به این دشواری رو بهمون می‌دن؟

02:41.846 --> 02:46.182
‫اونا نمی‌تونن به گوسیا نه بگن.
‫اون کارمند قابلیه.

02:47.476 --> 02:49.563
‫زینا!

02:50.284 --> 02:52.327
‫من مدام به تو فکر می‌کنم.

02:52.517 --> 02:55.567
‫- هنوزم از دستم ناراحتی؟
‫- نه، مدتی می‌شه که اینطور نیست.

02:56.535 --> 02:58.576
‫گوسیا!

02:58.975 --> 03:01.642
‫- خب چطور پیش رفت؟
‫- ما می‌ریم به اُتورتِن.

03:06.174 --> 03:10.067
‫یورکا، مسیر تایید شد.
‫خوشحال نیستی؟

03:10.434 --> 03:14.570
‫- البته که خوشحالم.
‫- عجله کن، باید به همه بگیم.

03:16.885 --> 03:19.862
‫دفترچه می‌خریم. و همه‌ چیز رو
‫به صورت خاطرات روزانه می‌نویسیم.

03:19.982 --> 03:22.800
‫- دقیقاً!
‫- دوربین هم می‌خوایم.

03:23.131 --> 03:26.113
‫یورا! این بوریاست.

03:26.311 --> 03:28.937
‫اون فارغ‌التحصیلِ
‫دانشکده‌ی راه و ساختمانه.

03:29.057 --> 03:32.780
‫بوریا دوست داره بره اردو،
‫مثل روزهای خوش گذشته.

03:32.900 --> 03:36.026
‫اون رو با خودت می‌بری؟
‫پسر خوبیه، ورزشکاره.

03:36.146 --> 03:38.967
‫- جای خالی نداریم، گروه پُر شده.
‫- شاید...

03:39.087 --> 03:41.096
‫اتفاق خاصی نمی‌افته!

03:41.646 --> 03:45.933
‫خب، همه این روزا عصبی‌اَن.
‫ببخشید، یلتسین، جواب نداد.

03:46.092 --> 03:49.247
‫مشکلی نیست، تقصیر تو نبود.

03:52.665 --> 03:56.373
‫«23 ژانویه، 1959.»

03:57.550 --> 03:59.977
‫رفقای در حال بوس و کنار،
‫پنجره رو ببندین!

04:00.097 --> 04:02.715
‫- باد تا مغز استخون آدم نفوذ می‌کنه.
‫- فقط یه دقیقه.

04:03.082 --> 04:06.461
‫- برای چی هنوز وایسادیم؟
‫- دارن لوکوموتیو رو عوض می‌کنن.

04:08.641 --> 04:10.849
‫و دختره چی؟

04:13.233 --> 04:15.919
‫گرفتی؟ و دختره چی.

04:16.540 --> 04:19.303
‫می‌بینم که حسابی با هم آشنا شدین.

04:19.859 --> 04:22.918
‫ساشا برامون جُک‌های
‫بامزه‌ای تعریف می‌کنه.

04:23.090 --> 04:27.512
‫تو تیم خوبی ساختی، ایگور.
‫با کُلی حِس شوخ‌طبعی.

04:27.717 --> 04:30.242
‫- درسته.
‫- گوسیا، بیا جاگیر بشیم.

04:30.455 --> 04:33.351
‫- ساشا، تو هنوز آواز خوندن ما رو نشنیدی.
‫- بفرمایید!

04:33.471 --> 04:35.085
‫روستیک، بیا یه چیزی بخونیم.

04:35.205 --> 04:38.987
‫- گوسیا، جریان این یارو چیه؟
‫- منم برام سواله که چرا باید اونو با خودمون ببریم؟

04:39.107 --> 04:42.917
‫منم موافق نبودم، اما گوردو
‫منو با واقعیتی مواجه کرد.

04:43.037 --> 04:45.982
‫اون با ما میاد، تمام.

04:48.971 --> 04:51.519
‫اوه، گروه بِلِن!
‫اون داره با ما میاد به ویژای.

04:51.639 --> 04:54.765
‫شماها اونجا چیکار می‌کنین؟
‫بیاین با ما آواز بخونین.

04:54.885 --> 04:57.063
‫- داریم میایم.
‫- تو میای؟

04:57.463 --> 05:01.060
‫- من همینجا می‌مونم.
‫- ساشا، سرود ما رو بلدی؟

05:01.189 --> 05:03.048
‫بیاین الان بخونیم.

05:03.185 --> 05:07.840
‫لیودا، قطار هنوز ایستگاه رو ترک نکرده، و تو
‫کنسرت آهنگ‌های درخواستیت رو شروع کردی؟

05:10.035 --> 05:12.919
‫حالا دیگه کاملاً می‌تونیم.

05:54.255 --> 05:56.119
‫یورا!

05:56.239 --> 05:58.339
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

05:58.459 --> 06:02.059
‫سلام، گوسیا. اومده بودم سیگار بکشم.

06:02.277 --> 06:05.400
‫همه دارن آواز می‌خونن.
‫خوش‌گذرونی رو از دست می‌دی.

06:07.557 --> 06:10.401
‫- منم می‌رم.
‫- یه دقیقه صبر کن.

06:10.969 --> 06:13.469
‫تو چته؟

06:13.863 --> 06:17.384
‫چیزی نیست. راستش...

06:19.532 --> 06:23.867
‫- دلواپسم.
‫- این یعنی چی، یورا؟

06:30.632 --> 06:35.962
‫چیزی نیست! هر باری که
‫می‌رم اردو، اینجوری می‌شم...

06:37.202 --> 06:39.505
‫فراموشش کن!

06:40.638 --> 06:43.172
‫- سلام.
‫- سلام، ایگور.

06:43.300 --> 06:45.347
‫سلام، بچه‌ها.

06:45.467 --> 06:47.904
‫نگاه کن، ژکا،
‫استعداد جدید در حال رشده.

06:48.316 --> 06:51.254
‫- پس شما دارین می‌رین اُتورتِن؟
‫- آره.

06:51.374 --> 06:54.227
‫فکر نمی‌کردم اجازه بدن برین.
‫مسیر خیلی سختیه.

06:54.347 --> 06:57.496
‫- نه، سیگار نمی‌کشم.
‫- اون یارو سیبیله کیه؟

06:57.820 --> 07:02.977
‫توی یه پایگاه گردشگری مربیه.
‫کلوب ورزشی گفت که اون با ما بیاد.

07:03.313 --> 07:06.607
‫- اوه، پس جریان اینه.
‫- حالا روشن شد.

07:06.727 --> 07:09.681
‫- چی؟
‫- چرا با یه مربی ول‌تون کردن؟

07:09.801 --> 07:12.905
‫- چه فرقی می‌کنه. هنوزم من رهبر گروهم.
‫- این چیزیه که تو فکر می‌کنی.

07:13.025 --> 07:16.282
‫باشگاه ورزشی بهتر می‌دونه.
‫اگه گُم بشید چی؟

07:16.402 --> 07:20.854
‫برای همینه شما رو با یه بابا فرستادن. احتمالاً
‫توی ویژای یه مامانی هم منتظرتونه.

07:21.188 --> 07:23.517
‫سیگار کشیدن ضرر داره.

07:24.945 --> 07:27.906
‫- ایگور!
‫- چش شد؟

07:33.109 --> 07:36.798
‫بچه‌ها، تمومش کنید!
‫برای امروز آواز خوندن دیگه بسه.

07:36.918 --> 07:39.019
‫- چرا؟
‫- چون دیره...

07:39.139 --> 07:41.389
‫و ما باید نیرومون رو حفظ کنیم.
‫برید بخوابید!

07:41.509 --> 07:43.191
‫- گوسیا، جدی که نمی‌گی؟
‫- چرا.

07:43.311 --> 07:47.316
‫- برای چی باید بریم بخوابیم؟
‫- خیلی خب، گوش کنین، راه‌پیماییِ آسونی نیست.

07:47.778 --> 07:51.091
‫و اول از همه،
‫به دیسیپلین و هماهنگی نیازه.

07:52.372 --> 07:57.877
‫اگه کسی از تصمیم من راضی نیست،
‫می‌تونه ایستگاه بعدی پیاده بشه.

08:02.792 --> 08:06.527
‫بچه‌ها، من فکر می‌کنم حق با ایگور‍ه.
‫ما برای آواز خوندن وقت داریم.

08:07.049 --> 08:10.691
‫کُلی وقت پیش‌رومون هست.
‫بیاین بریم بخوابیم!

08:10.811 --> 08:13.539
‫شما چقدر حوصله سر برین!

08:13.659 --> 08:16.832
‫حتی با گروه هِنبان هم
‫بیشتر خوش می‌گذره.

08:31.878 --> 08:34.297
‫خب، ما توی قطاریم.

08:34.417 --> 08:37.428
‫می‌خوام بدونم که چی توی
‫راه‌پیمایی منتظر ماست؟

08:37.548 --> 08:39.945
‫چه چیز جدیدی انتظارمون رو می‌کشه؟

08:40.065 --> 08:45.062
‫امروز، بچه‌ها موقرانه قسم خوردن
‫در طول راه‌پیمایی سیگار نکشن.

08:45.182 --> 08:47.686
‫کنجکاوم بدونم چقدر اراده دارن؟

08:47.806 --> 08:50.901
‫می‌تونن بدون سیگار کشیدن سَر کنن؟

08:51.041 --> 08:53.216
‫همه‌مون داریم
‫برای خواب آماده می‌شیم...

08:53.336 --> 08:56.874
‫و بیرون پنجره‌ها تایگایِ اورال بیداره.

08:57.232 --> 08:59.234
‫زینا!

09:00.884 --> 09:02.952
‫زینا!

09:05.915 --> 09:10.560
‫چه اتفاقی بین تو یوری دوروشِنکو افتاده؟
‫اون بنظر خیلی ناراحته.

09:13.109 --> 09:15.788
‫- ما بهم زدیم، لیودا.
‫- چطوری؟

09:15.908 --> 09:18.178
‫خیلی ساده.

09:20.637 --> 09:23.997
‫- بعلاوه، هیچ چیز خاصی نبود.
‫- شاید نیازی نباشه تو کاری بکنی.

09:24.117 --> 09:27.351
‫اما اون داره بال بال می‌زنه.
‫من دیدمش.

09:38.274 --> 09:40.349
‫زینا!

09:44.223 --> 09:46.693
‫دخترهای توی
‫خوابگاه پیش‌بینی کردن...

09:46.813 --> 09:49.811
‫که یه نفر توی این
‫راه‌پیمایی عاشقم می‌شه.

09:53.510 --> 09:56.685
‫البته، شاید احمقانه بنظر بیاد.

09:58.395 --> 10:01.793
‫به هر حال، اگه این اتفاق بیفته،
‫فکر می‌کنی کی ممکنه باشه؟

10:04.020 --> 10:07.055
‫شاید روستیک؟

10:15.958 --> 10:20.572
‫دخترا حسودی‌شون شد وقتی که
‫فهمیدن اون قراره با ما به راه‌پیمایی بیاد.

10:21.010 --> 10:24.198
‫اون خیلی بانمکه.
‫و ماندولین هم می‌زنه.

10:24.318 --> 10:27.755
‫می‌گن از یه خانواده‌ی
‫تحصیل‌کرده اومده.

10:30.186 --> 10:34.531
‫اما فکر نمی‌کنم به من
‫علاقه‌ای داشته باشه.

10:36.218 --> 10:39.268
‫کولیا تیبو چی؟

10:43.761 --> 10:47.772
‫به هیچ‌وجه.
‫اون بنظر خودشیفته‌اس.

10:47.968 --> 10:50.976
‫اون متوجه هیچکسی
‫غیر از خودش نیست.

10:51.096 --> 10:54.284
‫شاید بخاطر اسم خانوادگیشه؟
‫تیبو-بریگنول.

10:54.404 --> 10:59.035
‫اون فکر می‌کنه خون فرانسوی توی
‫رگ‌هاشه و حسابی هم خودش رو می‌گیره.

11:03.388 --> 11:07.231
‫یوری کراوانیشینکو چی؟

11:07.540 --> 11:09.791
‫یورکا؟

11:15.948 --> 11:21.041
‫چرا که نه؟ می‌گن اون شعر می‌نویسه.
‫باید عاشق‌پیشه باشه.

12:21.814 --> 12:24.147
‫یورا! یورا! یورا!

12:24.607 --> 12:27.375
‫یورا! زینا!

12:27.733 --> 12:29.971
‫زینا، بلند شو!

12:30.159 --> 12:33.981
‫زینا! لیودا! لیوداچکا! بچه‌ها!

12:34.146 --> 12:37.429
‫بلند شید! بلند شید!

12:39.178 --> 12:42.199
‫با ما نیا!

12:52.030 --> 12:54.555
‫زینا! زینا!

12:54.675 --> 12:57.357
‫یورا، چته تو؟

13:01.655 --> 13:05.073
‫یورکا، چرا از جات پریدی؟
‫بگیر بخواب!

13:06.866 --> 13:09.532
‫فکر کردم چیزی دیدم.

13:35.100 --> 13:39.008
‫«25 ژانویه‌ی 1959.»

13:48.854 --> 13:51.526
‫یورا، تو واقعاً شعر می‌نویسی؟

13:51.814 --> 13:55.150
‫- واقعاً.
‫- می‌تونی یه چیز برامون بخونی؟

13:55.867 --> 13:57.952
‫چرا باید این کار رو بکنم؟

13:58.139 --> 14:02.182
‫یورا، خواهش می‌کنم! یه چیزی بخون،
‫تماشاچیا ازت درخواست می‌کنن.

14:02.302 --> 14:03.871
‫دست از سرم بردارین!

14:03.991 --> 14:07.772
‫بچه‌ها، نگاه کنین! فیلم!

14:08.645 --> 14:12.808
‫امکان نداره! تفریحات فرهنگی
‫تا این جاها هم اومده.

14:12.928 --> 14:15.515
‫- بیاین بریم!
‫- یالا!

14:15.843 --> 14:19.887
‫ما باید اقتصادی فکر کنیم،
‫وگرنه بی‌پول می‌مونیم.

14:20.007 --> 14:23.625
‫درسته! هیئت منصفه
‫گفتنی‌ها رو گفت!

14:23.862 --> 14:28.468
‫ما می‌خواهیم به دیدن فیلم‌ها برویم،
‫دریغا، توانش را نداریم.

14:29.594 --> 14:34.580
‫حیف. "صداهای سمفونی"
‫فیلم مورد علاقه‌ی منه.

14:42.746 --> 14:44.825
‫صبر کنین!

14:46.738 --> 14:51.246
‫- بیاین بریم ببینیم!
‫- لیودا، تو همین الان رای ما رو زدی.

14:54.601 --> 14:56.912
‫من همه چیز رو محاسبه کردم،
‫به اندازه‌ی کافی پول داریم.

14:57.032 --> 15:00.614
‫واقعاً می‌گم. دیگه کی می‌شه که
‫با هم بریم فیلم ببینیم؟

15:02.315 --> 15:04.820
‫- گوسیا؟
‫- خیلی خب، برید.

15:04.941 --> 15:06.996
‫هورا!

15:09.512 --> 15:13.817
‫من توی خونه‌ی جنگل‌بان می‌مونم.
‫اون یه نقشه‌ی با جزئیات داره.

15:14.012 --> 15:17.780
‫با تمام راه‌هایی که به گذرگاه می‌رسه.
‫بهش احتیاج داریم.

15:20.505 --> 15:22.831
‫یورکا، چی شده؟

15:23.609 --> 15:26.248
‫با من میای؟

15:27.366 --> 15:30.689
‫منم با شما میام پیش جنگل‌بان، بچه‌ها.

15:31.644 --> 15:35.144
‫- هر طور میلته.
‫- من این فیلم رو بارها دیدم.

15:35.461 --> 15:38.465
‫ترجیح می‌دم قدم بزنم.

15:42.462 --> 15:46.380
‫بذار بگیم، من نقشه‌ی
‫این منطقه رو دارم.

15:46.867 --> 15:50.754
‫ممکنه بذاری ما ببینیمش؟

15:56.048 --> 15:59.744
‫چرا توی شهر نمی‌مونید؟

16:00.217 --> 16:02.915
‫چرا دارین می‌رین اونجا؟

16:04.121 --> 16:06.833
‫این وقت سال، حتی
‫مانسی‌ها هم نمی‌رن اُتورتِن.

16:06.953 --> 16:12.005
‫ما مانسی نیستیم، ما گردشگرهای کارکشته‌ایم،
‫با بیشتر از یک تجربه‌ی راه‌پیمایی.

16:18.078 --> 16:21.787
‫اونجا سه متر برف هست،
‫پُر از گلوگاه و حفره‌اس.

16:22.979 --> 16:25.557
‫باد خیلی سخت می‌وزه...

16:25.866 --> 16:28.948
‫مانسی‌ها می‌گن حتی می‌تونه یه گوزن رو
‫هُل بده بندازه توی یه گودال.

16:29.068 --> 16:33.197
‫این که برای ما روشنه.
‫حالا نقشه رو بهمون نشون می‌دی، یا نه؟

16:34.472 --> 16:38.793
‫بهش فکر کنین،
‫برای چی باید بهتون کمک کنم؟

16:39.106 --> 16:42.112
‫اگه یه اتفاقی براتون بیفته،
‫اونا منو مسئولش می‌دونن.

16:42.232 --> 16:45.182
‫ما که نمی‌خوایم ازت بگیریمش،
‫فقط می‌خوایم یه نگاهی بهش بندازیم.

16:45.302 --> 16:49.216
‫رمپل، ریشه‌ی اسم
‫خانوادگیت کجاییه؟

16:52.986 --> 16:56.289
‫- آلمانی.
‫- آلمانی هستی، پس.

16:57.860 --> 16:59.946
‫جالبه.

17:01.296 --> 17:04.109
‫پوست می‌فروشی؟

17:04.765 --> 17:07.568
‫یا فقط ذخیره‌شون می‌کنی؟

17:09.299 --> 17:13.650
‫- برای تو چه اهمیتی داره؟
‫- فقط کنجکاوم.

17:13.864 --> 17:16.707
‫تو یه عالمه...

17:17.336 --> 17:21.723
‫ذخیره‌ی پوست اینجا داری.
‫باید کسب و کار سودآوری باشه.

17:29.467 --> 17:31.572
‫آلینا!

17:44.413 --> 17:46.430
‫بیا.

17:46.777 --> 17:50.301
‫این نقشه قدیمیه.
‫برای حدود 70 سال پیش.

17:52.740 --> 17:55.932
‫اما هیچی از اون موقع عوض نشده.

17:58.386 --> 18:00.556
‫- اون چه کاری بود؟
‫- منظورت چیه؟

18:00.676 --> 18:03.388
‫اونجا، توی خونه‌ی رمپل،
‫ماجرای پوست‌ها.

18:03.508 --> 18:07.602
‫اون داشت مقاومت می‌کرد، و من تصمیم گرفتم
‫با اتهام شکار غیرقانونی بترسونمش.

18:08.288 --> 18:12.069
‫- وگرنه، ما نقشه رو نمی‌دیدیم.
‫- من بالاخره یه راهی پیدا می‌کردم.

18:12.189 --> 18:16.307
‫بدون نیاز به این مسائل مجرمانه.
‫تو نباید دخالت می‌کردی.

18:16.684 --> 18:19.945
‫ببخشید اگه مناسب نبود.
‫فقط می‌خواستم کمک کنم.

18:20.097 --> 18:22.157
‫صبر کنین!

18:22.477 --> 18:24.503
‫صبر کنین!

18:27.027 --> 18:30.352
‫شما نمی‌تونین برین به اُتورتِن.
‫همینطور به خولات شاخیل.

18:30.472 --> 18:33.985
‫سورنینای اونجا زندگی می‌کنه،
‫اون آدمیزاد نیست، یه روحه.

18:34.234 --> 18:39.003
‫اون اجازه نمی‌ده وارد قلمروش بشین.
‫خولات شاخیل کوهستان مرگه.

18:39.123 --> 18:41.724
‫پرنده‌ها اونجا پرواز نمی‌کنن،
‫گرگ‌ها اطرافش می‌چرخن...

18:41.844 --> 18:45.033
‫- شما نباید این کار رو بکنین.
‫- جنگل‌بان تو رو فرستاده؟

18:45.400 --> 18:49.506
‫تو می‌خوای ما رو بترسونی.
‫اما این کارت جواب نمی‌ده، اینو بهش بگو.

18:49.626 --> 18:53.339
‫ما باید بریم.

18:55.934 --> 18:58.257
‫سورنیانی منتظر شماست.

18:58.377 --> 19:00.534
‫توی زمستون، اون گرسنه‌اس.

19:00.972 --> 19:07.088
‫هر کسی بره سمتش، اون می‌بلعتش.
‫زبونش رو می‌خوره، چشم‌هاش رو...

19:31.960 --> 19:36.356
‫موسیقی فوق‌العاده‌ایه، اینطور نیست، یورا؟
‫سخت می‌شه توی لغات توصیفش کرد.

19:36.616 --> 19:39.813
‫- خوشبختی محضه!
‫- چی؟

19:41.103 --> 19:43.320
‫اوه، آره، آره.

19:45.163 --> 19:48.378
‫من از فیلم‌هایی که
‫درباره‌ی عشق‌اَن خوشم میاد.

19:48.661 --> 19:51.298
‫مخصوصاً اونایی که موزیکال هستن.

19:51.418 --> 19:53.535
‫چی؟

19:53.978 --> 19:57.007
‫گفتم خوشم میاد
‫وقتی در مورد عشق باشه.

19:57.127 --> 19:59.410
‫- خب، آره.
‫- یورا!

20:05.957 --> 20:07.957
‫بزن بریم!

20:10.043 --> 20:12.689
‫کجا دارین می‌رین بچه‌ها؟

20:17.670 --> 20:22.653
‫ما اینجاییم که فیلم رو ببینیم.
‫پس من برای چی بلیط گرفتم؟

20:22.950 --> 20:26.329
‫دختر خانوم، می‌شه
‫صدات رو بیاری پایین؟

21:01.811 --> 21:05.710
‫- خب... همگی اینجان؟
‫- نه، نه همگی.

21:06.946 --> 21:09.680
‫یه سری دل‌شون نمی‌خواد
‫خداحافظی کنن.

21:10.125 --> 21:13.365
‫- بچه‌ها، عجله کنین، ما باید بریم!
‫- فقط یه لحظه.

21:13.750 --> 21:17.064
‫- یالا، بگیر.
‫- دختربازهای الکی خوش.

21:17.654 --> 21:21.460
‫دخترا، ممنون بخاطر این روز خوب.

21:22.468 --> 21:25.767
‫- ما رو یادتون باشه، به عنوان آدمای جوون!
‫- شاید ما رو یادتون نمونه...

21:25.887 --> 21:29.371
‫ما برمی‌گردیم و خودمون رو
‫به یادتون می‌ندازیم. رفقای گردشگر!

21:29.663 --> 21:33.128
‫لطفاً به لنز نگاه کنین!

21:38.386 --> 21:40.724
‫«26 ژانویه‌ی 1959.»

21:40.844 --> 21:44.684
‫«6 روز پیش از مرگ گروه دیاتلوف.»

22:09.516 --> 22:12.409
‫- این شمال دومه؟
‫- بنظر که نمیاد.

22:12.529 --> 22:17.150
‫شمال دوم متروکه‌اس، و اینجا، ظاهراً مردم
‫زندگی می‌کنن. نگاه کنین اونجا چراغ هست.

22:18.037 --> 22:21.472
‫شمال دوم کمی از اینجا فاصله داره.

22:21.592 --> 22:24.590
‫شب رو اینجا بمونین،
‫فردا خودتون راه بیفتین.

22:24.710 --> 22:27.042
‫خب، ما یه معامله‌ای
‫کرده بودیم، مگه نه؟

22:27.162 --> 22:31.363
‫معامله معامله‌اس، اما هوا داره
‫تاریک می‌شه، و من باید برگردم.

22:31.483 --> 22:35.450
‫نگران نباشید، اینجا ناحیه‌ی 41 ‍ه.
‫روستای درودگرهاست.

22:35.586 --> 22:39.648
‫50 تاکارگر اینجا زندگی می‌کنن.
‫اونا ازتون پذیرایی می‌کنن.

22:45.072 --> 22:47.349
‫نوش جان.

22:50.168 --> 22:53.488
‫- ممنون، خیلی خوش‌مزه‌اس.
‫- بخورید، از غذاتون لذت ببرید.

22:53.608 --> 22:57.089
‫کی بیشتر می‌خواد، تعارف نکنید.

22:57.230 --> 22:58.730
‫- نگه‌دار.
‫- ممنون.

22:58.850 --> 23:01.495
‫- پس اینجوریاست، تامارا؟
‫- چطوریه؟

23:01.628 --> 23:05.264
‫وقتی ما ازت سهم اضافه‌تری می‌خوایم،
‫انگشت وسطت رو بهمون نشون می‌دی.

23:05.384 --> 23:07.580
‫تو هر روز به اندازه‌ی
‫سه نفر غذا می‌خوری.

23:07.789 --> 23:11.739
‫اونوقت این بچه‌ها برای راه‌پیمایی
‫باید مثل آدمیزاد غذا بخورن؟

23:12.084 --> 23:14.352
‫بخورید، بخورید!

23:15.448 --> 23:18.983
‫- شما رهبر گروهی؟
‫- منم.

23:19.530 --> 23:22.729
‫من رهبر گروه هستم.

23:23.192 --> 23:27.383
‫من فقط یه عضو اضافه شده‌ام.
‫تصمیم گرفتم ایام جوونیم رو زنده کنم.

23:27.906 --> 23:32.928
‫- متوجه‌ام. خب کجا دارین می‌رین؟
‫- باید برسیم به شمال دوم.

23:33.068 --> 23:36.415
‫نقطه‌ی شروع ما اونجاست
‫و بعدشم اُتورتِن.

23:36.592 --> 23:39.397
‫شما تنهایی نمی‌تونین
‫شمال دوم رو پیدا کنین.

23:39.517 --> 23:42.089
‫باید راه رو بشناسین.

23:42.599 --> 23:45.712
‫بابا بزرگ اسلاوا، بیا اینجا!

23:47.120 --> 23:50.579
‫فردا این گردشگرها رو برای رسیدن
‫به شمال دوم همراهی می‌کنی؟

23:50.785 --> 23:52.835
‫گردشگرها؟

23:53.045 --> 23:56.883
‫اگه تو بهم بگی این کار رو می‌کنم.
‫اما اونا اونجا دنبال چی هستن؟

23:57.003 --> 24:00.336
‫- شنیدی که، می‌خوان برن به اُتورتِن.
‫- به اُتورتِن؟

24:01.012 --> 24:04.718
‫من با یه کالسکه‌ی استولپین اومدم اینجا.

24:05.025 --> 24:08.654
‫و این بچه‌ها مشتاقن تنهایی
‫برن اونجا. آدمای عجیبی هستن!

24:08.774 --> 24:11.291
‫شما بچه‌ها کجا قراره برین؟

24:11.411 --> 24:16.219
‫فقط فکر کنین بیرون چقدر سرده.
‫چطور پدر و مادرهاتون اجازه می‌دن؟

24:16.339 --> 24:19.325
‫ما از کسی اجازه نگرفتیم.
‫خودمون یه پا آدم مستقل‌ایم.

24:19.445 --> 24:22.513
‫می‌خوای یکم دیگه
‫برات غذا بیارم، آقای مستقل؟

24:25.493 --> 24:28.145
‫- بله، لطفاً.
‫- بده بیاد اینور.

24:42.372 --> 24:45.780
‫اگه فردا صبح اینجا رو ترک کنین،
‫عصری می‌رسین به شمال دوم.

24:45.900 --> 24:49.116
‫کوله‌ها رو بذارین توی کالسکه،
‫اینطور براتون راحت‌تره.

24:50.580 --> 24:53.520
‫گوش کن، اون مرد میانسال که باهاتونه...

24:53.777 --> 24:59.068
‫- خیلی وقته که می‌شناسیش؟
‫- اصلاً، اونو قبل از اینکه راه بیفتیم بهمون اضافه کردن.

24:59.188 --> 25:01.728
‫اون یه مربیه. مشکلش چیه؟

25:01.848 --> 25:05.940
‫اون یه مربی نیست،
‫از طرف دپارتمان ویژه‌اس.

25:06.431 --> 25:09.169
‫- از چه نوعش؟
‫- نوع مستقیمش.

25:10.755 --> 25:15.694
‫نمی‌تونه اینطور باشه. برای چی باید یه نفر
‫رو از دپارتمان ویژه با ما راهی کنن؟

25:16.150 --> 25:19.395
‫کی می‌دونه. ممکنه به دلایل امنیتی باشه.

25:19.515 --> 25:21.703
‫کمپ ما اطراف شهره.

25:21.823 --> 25:26.911
‫اما ممکنه چند نفر از شماها براش
‫جالب باشن، خودت باید بهتر بدونی.

25:27.031 --> 25:30.867
‫بابا بزرگ اسلاوا این چیزها رو حس می‌کنه،
‫پس مراقب خودتون باشین.

25:30.987 --> 25:33.854
‫و به رفقات خبر بده.

25:37.496 --> 25:40.111
‫تو خیلی خوبی!

25:41.171 --> 25:43.538
‫دختر باهوش!

26:09.159 --> 26:12.028
‫- گوسیا!
‫- چی شده، یورکا؟

26:14.333 --> 26:16.764
‫من همش به...

26:17.833 --> 26:20.332
‫حرفای اون زن فکر می‌کنم.

26:21.563 --> 26:25.330
‫اونی که در مورد
‫ارواح بهمون هشدار داد.

26:26.156 --> 26:30.477
‫- کوهستان مرگ، یادته؟
‫- اینا داستان‌های پیرزناست، یورا.

26:30.597 --> 26:33.303
‫- از کجا معلوم.
‫- از کجا معلوم؟

26:33.484 --> 26:36.550
‫مانسی‌ها کافرن، اونا به ارواح باور دارن.

26:37.438 --> 26:43.703
‫تمام ارواح‌شون شرورن.
‫غریبه‌ها رو با اینا می‌ترسونن.

26:44.339 --> 26:47.236
‫اینطوری از قدیس‌هاشون محافظت می‌کنن.

26:47.426 --> 26:50.825
‫نه، متوجهم، اما...

26:51.007 --> 26:56.036
‫تا حالا فکر کردی اونا چیزهایی هستن
‫که ما در موردشون نمی‌دونیم؟

26:57.764 --> 27:00.463
‫نمی‌دونم، یه جور نیرو.

27:03.532 --> 27:06.116
‫مزخرفه. کافیه، یورا!

27:06.345 --> 27:09.008
‫چه جور حشره‌ای نیشت زده؟

27:10.611 --> 27:13.171
‫من یه خوابی دیدم.

27:14.565 --> 27:18.475
‫- که ما نباید بریم اونجا.
‫- کافیه!

27:18.787 --> 27:22.508
‫دست از القای شوروی‌ستیزی بردار.

27:24.175 --> 27:28.964
‫حرفشم نزن!
‫مخصوصاً جلوی دخترها.

27:31.135 --> 27:34.882
‫اونا خیلی سریع تحت تاثیر قرار می‌گیرن.

29:12.916 --> 29:16.112
‫گوسیا! یورکا پشت سرمون جا مونده.

29:16.586 --> 29:19.472
‫یورا! شما ادامه بدین!

29:26.351 --> 29:29.689
‫یورا! مشکل چیه؟

29:34.717 --> 29:40.910
‫وضعیت پام خوب نیست. فکر کنم
‫دیروز توی کامیون سرما خوردم.

29:41.060 --> 29:43.442
‫دردت خیلی زیاده؟

29:43.770 --> 29:47.411
‫تا اینجا که، قابل تحمل بوده.
‫امیدوارم بگذره.

29:47.676 --> 29:49.642
‫خب.

29:49.762 --> 29:53.835
‫سرعتت رو کم کن و یکم منتظر بمون.

29:53.979 --> 29:58.781
‫ما پشت این تپه یه نفسی می‌گیریم.
‫وقتی که استراحت کردی، با ما ادامه بده.

29:59.470 --> 30:02.840
‫- آره، خوبه.
‫- رد اسکی‌ها رو گُم نکنی.

30:10.320 --> 30:14.057
‫«27 ژانویه 1959.»

30:26.005 --> 30:28.766
‫کجاها می‌تونم هیزم جمع کنم؟

30:28.886 --> 30:31.920
‫کناره‌ی رودخونه، اونطرف.

30:33.274 --> 30:35.639
‫ممنون.

30:36.725 --> 30:38.432
‫ما هنگام غروب رسیدیم.

30:38.552 --> 30:41.564
‫مدت زیادی دنبال
‫یه کلبه با در و پنجره گشتیم.

30:41.684 --> 30:45.436
‫شمال دوم یه روستای متروکه،
‫هیچکس اینجا زندگی نمی‌کنه.

30:45.887 --> 30:50.642
‫مکان‌های اطراف اینجا به طرز دلربایی
‫زیباست، مثل رودخونه‌ی چوساوایا.

30:51.646 --> 30:54.862
‫من باید یه چیزی رو بهتون بگم.

30:57.754 --> 31:00.349
‫در مورد زولتاروف.

31:11.328 --> 31:13.997
‫بیخیال، گوسیا، اون از طرف
‫دپارتمان ویژه نیست.

31:14.117 --> 31:18.287
‫اون مثل ماست، یه گردشگر
‫معمولی که اومده به راه‌پیمایی.

31:18.407 --> 31:22.677
‫بله، البته. باید دیروز می‌دیدیش.
‫کاری کرد جنگل‌بان کم بیاره، با اون پوست‌ها.

31:22.797 --> 31:26.148
‫یورکا، یادته چجوری باهاش برخورد کرد.
‫انگار داره بازجوییش می‌کنه.

31:26.268 --> 31:28.988
‫- این که دلیل نمی‌شه.
‫- پس چی دلیل می‌شه؟

31:29.542 --> 31:33.653
‫این حقیقت که توی پاسپورتش ننوشته ساشا،
‫که نوشته سیمون، این دلیل خوبیه؟

31:33.948 --> 31:36.278
‫تو از کجا می‌دونی؟

31:37.616 --> 31:41.550
‫- من دیروز به مدارکش نگاه انداختم.
‫- منظورت چیه؟

31:41.789 --> 31:44.058
‫- وقتی که خوابیده بود این کار رو کردم.
‫- گوسیا!

31:44.178 --> 31:47.342
‫- چیه؟
‫- حتی اگه توی پاسپورت اسمش سیمون باشه.

31:47.462 --> 31:50.677
‫- این چه چیز مهمی رو ثابت می‌کنه؟
‫- مغزتون رو بکار بگیرین!

31:51.280 --> 31:55.454
‫چرا باید یه نفر خودش رو ساشا
‫معرفی کنه، اگه اسمش این نیست؟

31:55.574 --> 31:58.552
‫شماها دارین در مورد چی بحث می‌کنین؟

31:58.837 --> 32:00.880
‫ما...

32:01.000 --> 32:04.195
‫در این مورد بحث می‌کنیم که
‫چی مهم‌تره. عشق یا دوستی؟

32:04.315 --> 32:07.624
‫- به چه نتیجه‌ای رسیدین؟
‫- دیدگاه‌ها متفاوتن.

32:08.397 --> 32:11.793
‫برای مثال، من
‫فکر می‌کنم دوستی مهم‌تره.

32:11.913 --> 32:14.718
‫ساشا، تو چی فکر می‌کنی؟

32:16.591 --> 32:20.954
‫من فکر می‌کنم مهم‌ترین چیز صداقته.

32:21.605 --> 32:26.298
‫اگه با خودت صادق نباشی،
‫با رفقای هم‌رزمت هم صادق نیستی.

32:26.906 --> 32:29.277
‫و دوستی به حقیقت نمی‌پیونده.

32:29.481 --> 32:33.572
‫پس، اگه ما ازت صادقانه بخوایم،
‫صادقانه جواب‌مون رو می‌دی؟

32:35.377 --> 32:37.806
‫می‌دونم می‌خوای چی ازم بپرسی.

32:38.040 --> 32:42.356
‫دیشب دیدمت که
‫داشتی کوله‌ام رو می‌گشتی.

32:44.268 --> 32:48.495
‫مطابق پاسپورت، من سیمون هستم.

32:49.406 --> 32:54.063
‫فرمانده‌ی سابقم اسمش ساشا بود.

32:54.563 --> 32:58.477
‫من بهش مدیونم. اون
‫یجوریایی زندگیم رو نجات داد.

33:00.258 --> 33:03.321
‫برای همین اسمش رو برداشتم.

33:03.590 --> 33:06.068
‫پاداشی هم گرفتی؟

33:06.846 --> 33:10.794
‫مدال ستاره‌ی سرخ و چند تا مدال دیگه.

33:10.914 --> 33:15.117
‫وقتی که رفتم به خط مقدم، از شماها
‫جوون‌تر بودم، فقط 20 سال سن داشتم.

33:15.578 --> 33:19.989
‫بدون اینکه زخمی بردارم
‫به برلین رسیدم. خوش‌شانس بودم.

33:21.031 --> 33:24.331
‫جنگ چیزهای زیادی بهم یاد داد.

33:24.555 --> 33:27.712
‫فهمیدن آدم‌ها،
‫اینکه توی ذهن‌شون چی می‌گذره.

33:27.832 --> 33:33.173
‫- مثل جنگل‌بان.
‫- گفتی، در طول جنگ یه زخم هم برنداشتی؟

33:33.445 --> 33:36.608
‫چطور ممکنه؟

33:37.483 --> 33:41.740
‫- فکر کنم جادو شده بودم.
‫- منظورت چیه، جادو شده بودی؟

33:44.719 --> 33:47.532
‫گمون کنم، حرف احمقانه‌ای زدم.

33:48.609 --> 33:51.899
‫نه، فقط خوش‌شانس بودم.

33:54.716 --> 33:59.785
‫خب، بچه‌ها، من می‌رم
‫قبل از خواب یه سیگاری بکشم.

34:25.947 --> 34:28.788
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫دفعه‌ی بعد هم تفنگت رو بده بهش!

34:28.908 --> 34:32.414
‫راه بیفت! تو برو آخر صف.

34:33.747 --> 34:40.267
‫«21 آوریل 1945، ایالت براندنبورگ، آلمان.»

34:45.384 --> 34:50.061
‫بذار ما بریم، من باید برم خونه.
‫خواهش می‌کنم!

34:50.338 --> 34:54.518
‫- من باید برم درسدن. ما تسلیم شدیم.
‫- ولم کن!

34:54.763 --> 34:57.407
‫بذار برم! بذار برم!

34:58.215 --> 35:00.277
‫این...

35:00.397 --> 35:03.932
‫این دخترمه.
‫اون خونه منتظرمه.

35:04.052 --> 35:09.564
‫- بذارش کنار!
‫- خواهش می‌کنم!

35:26.247 --> 35:30.913
‫چیه؟ دلت به حال این عوضی‌ها می‌سوزه؟
‫نمی‌تونی غذات رو بخوری؟

35:33.099 --> 35:36.482
‫نگران اون هرزه‌ای؟

35:36.709 --> 35:39.309
‫اصلاً برات سوال شده که اونا
‫روس‌ها رو چی می‌دونن؟

35:39.482 --> 35:43.767
‫هر کدوم از اینا توی اردوگاه کار بودن.
‫این عوضی‌ها رفقای هم‌رزم ما رو شکنجه کردن.

35:47.752 --> 35:50.123
‫به چی زُل زدی؟

35:50.746 --> 35:53.981
‫عوضی! امیدوارم خیلی زود بمیری.

35:54.917 --> 35:57.419
‫چی گفتی؟

35:58.856 --> 36:01.666
‫دوباره بگو چی گفتی!
‫دوباره بگو!

36:01.786 --> 36:03.823
‫بیا اینجا!

36:04.047 --> 36:07.636
‫اون کاری نکرده. بذار بره!

36:09.577 --> 36:12.509
‫- راه بیفت!
‫- نه!

36:12.979 --> 36:14.579
‫نه!

36:16.351 --> 36:17.951
‫نه!

36:19.209 --> 36:21.006
‫نه!

36:42.656 --> 36:44.850
‫برو جلو!

36:48.708 --> 36:50.708
‫بیا اینجا!

37:02.336 --> 37:05.265
‫رفیق کاپیتان! رفیق کاپیتان! نکن!

37:31.690 --> 37:35.344
‫بیا بریم. یالا، بجنب.

37:53.928 --> 37:57.319
‫اون یکی رو کُشت.
‫حالا دیگه تنهاست.

37:57.683 --> 38:00.920
‫- چی داری می‌گی؟
‫- باید از این فرصت استفاده کنیم.

38:04.919 --> 38:07.216
‫بزن!

38:11.010 --> 38:13.018
‫بزن!

38:32.312 --> 38:35.672
‫نه، تو نمی‌تونی بذاری ما بریم.

38:35.926 --> 38:40.644
‫ما هیولاییم. ما کارهای وحشتناکی
‫توی اون قلعه انجام دادیم.

38:40.764 --> 38:45.326
‫اون دختری که مارتا نشونت داد.
‫اون دختر یه زندانیه یهودیه.

38:45.455 --> 38:48.621
‫مارتا چشم‌های اون زن رو
‫درآورد و زبونش رو بُرید.

38:48.741 --> 38:52.628
‫بعد گذاشتش توی یه وان پُر از یخ
‫و شروع کرد به بیرون آوردن قلبش.

38:52.748 --> 38:56.381
‫من هنوز هم می‌تونم صدای
‫جیغ‌هاش رو بشنوم، سرم داره منفجر می‌شه.

38:56.565 --> 38:59.893
‫ما همگی مرگ رو می‌پرستیم.

39:00.013 --> 39:04.210
‫اما مرگ چیزیه که ما مستحقش هستیم.

39:21.774 --> 39:24.472
‫این حلقه...

39:25.956 --> 39:29.892
‫نمی‌ذاره که بمیری.

42:41.659 --> 42:44.292
‫ساشا، منم...

42:44.561 --> 42:47.301
‫اومدم معذرت‌خواهی کنم.

42:47.427 --> 42:52.823
‫- ببخشید اونطوری باهات رفتار کردم.
‫- مشکلی نیست، ایگور.

42:53.848 --> 42:57.440
‫- پس، ازم دلخور نیستی؟
‫- چه دلخوری‌ای؟

42:57.765 --> 43:02.131
‫بیا بریم بخوابیم. فردا
‫قراره بریم به راه‌پیمایی.

43:30.055 --> 43:33.434
‫- زینا، کجا می‌ری؟
‫- هیچ جا.

44:02.365 --> 44:04.399
‫گوسیا!

44:05.149 --> 44:07.964
‫به حرف‌شون گوش نکن.

44:08.592 --> 44:12.925
‫- من می‌دونم با دلایل خوبی این کار رو کردی.
‫- اما احمقانه از آب در اومد.

44:15.823 --> 44:19.677
‫چطور بعد از این
‫می‌تونین بهم اعتماد کنین؟

44:19.807 --> 44:24.104
‫من چجور رهبر گروهی هستم.

44:25.781 --> 44:28.121
‫نه گوسیا.

44:28.477 --> 44:31.843
‫ما بازم بهت باور داریم.

44:33.364 --> 44:35.621
‫خب، من باور دارم.

44:41.766 --> 44:44.934
‫یادته وقتی که
‫رفته بودیم کوهستان سایان؟

44:45.310 --> 44:47.662
‫چطور مار نیشم زد؟

44:48.221 --> 44:51.626
‫بعد تو بهم گفتی
‫همه چیز روبه‌راه می‌شه.

44:52.279 --> 44:54.555
‫من حرفت رو باور کردم.

44:54.675 --> 44:59.025
‫بعد تو یه نصف روز منو کول کردی،
‫تا نزدیک‌ترین روستا، یادته؟

44:59.883 --> 45:02.050
‫یادمه.

45:02.170 --> 45:05.961
‫بعدش من همینطور به نبضت نگاه
‫می‌کردم که روی گردنت می‌زد.

45:06.081 --> 45:08.697
‫اونجا، زیر گوشِت.

45:09.026 --> 45:11.908
‫و می‌دونستم تا وقتی که می‌تپه...

45:12.364 --> 45:15.471
‫هیچ اتفاق بدی برای من نمی‌افته.

45:26.951 --> 45:29.453
‫تو سردته.

45:29.573 --> 45:32.324
‫بیا بریم داخل کلبه.

46:19.992 --> 46:22.996
‫یورکا، بلند شو! بلند شو!

46:23.122 --> 46:26.818
‫باید از اینجا بریم بیرون!
‫چاقو رو کی داره؟ چادر رو پاره کن!

46:27.200 --> 46:30.754
‫لیودا! بیا اینجا!

46:31.448 --> 46:33.566
‫بچه‌ها! بچه‌ها!

46:38.978 --> 46:41.004
‫دستت رو بده من!

46:41.124 --> 46:44.012
‫لیودا!

46:53.434 --> 46:55.993
‫چی شده؟

46:56.316 --> 46:59.462
‫بازم کابوس دیدی؟

47:00.445 --> 47:02.607
‫نمی‌دونم.

47:03.746 --> 47:10.047
‫مثل یه خواب نبود.
‫انگار که واقعی بود...

47:10.537 --> 47:12.750
‫با همه‌ی ماها.

47:13.453 --> 47:16.800
‫فکر می‌کنی
‫من دارم دیوونه می‌شم؟

47:18.037 --> 47:22.525
‫نه، اینطور فکر نمی‌کنم.

47:26.210 --> 47:28.275
‫به هیچ وجه...

47:28.395 --> 47:34.168
‫بهتره از هیچکدومِ
‫این خواب‌هات حرفی نزنی.

47:34.335 --> 47:37.248
‫چیزهایی هست که...

47:38.107 --> 47:41.885
‫نباید به کسی گفته بشه.

47:45.551 --> 47:48.072
‫باور کن.

47:55.992 --> 47:59.050
‫تمومه، مرد فرانسوی!
‫الان یه دونه خودتم می‌گیری.

48:01.025 --> 48:03.191
‫خودت رو جمع و جور کن.

48:11.658 --> 48:14.990
‫صبر کن ببینیم!
‫یورکا یودین کجاست؟

48:27.977 --> 48:30.049
‫یورکا!

48:30.325 --> 48:34.518
‫نگاش کن! همه آماده‌اَن و تو
‫هنوز نشستی اینجا. ما منتظر توییم.

48:38.645 --> 48:40.723
‫یورا!

48:41.835 --> 48:46.552
‫گوسیا، منو ببخش.
‫دیگه نمی‌تونم ادامه بدم.

48:53.217 --> 48:55.494
‫پات؟

49:05.554 --> 49:09.291
‫به بقیه بگو بخاطر پاته.

49:26.376 --> 49:30.283
‫خیلی خب، یورا، زود خوب شی!

49:34.312 --> 49:40.022
‫کاش تو هم با ما می‌اومدی. وقتی برگشتیم،
‫همه چیز رو برات تعریف می‌کنیم.

49:46.722 --> 49:50.277
‫یورا! تو چته؟

49:55.105 --> 49:59.940
‫ناراحت نباش!
‫بازم با هم می‌ریم اردو.

50:04.774 --> 50:06.914
‫بعداً می‌بینمت!

50:32.915 --> 50:35.815
‫«28 ژانویه 1959.»

50:35.935 --> 50:41.804
‫«چهار رو پیش از مرگ گروه دیاتلوف.»

50:41.805 --> 50:46.805
.:: @bollbolljan_com ::.