﻿WEBVTT

00:04.738 --> 00:10.229
‫بذار یه چیز مهمی رو بهت بگم. من توی
‫هیچکدوم از گزارش‌‌ها و یا پروتکل‌هات وجود ندارم.

00:10.349 --> 00:12.925
‫من اینجا نیستم، اما مسئول همه چیزم.

00:13.045 --> 00:17.204
‫- شناختین‌شون؟
‫- یوری کراوانیشینکو و ساشا زولتاروف.

00:17.324 --> 00:21.215
‫زولتاروف یه مربی توی پایگاه گردشگریِ
‫کارُو بوده، و کراوانیشینکو مکانیک ماشین‌آلات بوده.

00:21.335 --> 00:25.476
‫اونا برنامه نداشتن چادر رو ترک کنن.
‫شام خورده بودن و فقط می‌خواستن بخوابن.

00:25.596 --> 00:28.348
‫اما کسی یا چیزی...

00:28.468 --> 00:32.130
‫- کی می‌تونه باشه؟
‫- احتمالاً راننده‌ام.

00:35.910 --> 00:41.596
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:45.505 --> 00:49.348
‫رفیق سرگُرد، شما سریعاً احضار شدین.
‫در مورد پرونده‌ی دیاتلوفه.

00:49.468 --> 00:52.491
‫- به اداره‌ی کُل ناحیه یا به اودال؟
‫- به مسکو، از لوبیانکا.

01:01.464 --> 01:04.345
‫«مسکو.»

01:12.223 --> 01:16.201
‫رفیق سرگُرد، باید جای دیگه‌ای بریم؟

01:17.224 --> 01:19.479
‫رفیق سرگُرد!

01:27.097 --> 01:30.110
‫- چیه؟
‫- شما پیاده نشدین، برای همین فکر کردم...

01:30.230 --> 01:33.283
‫باید جای دیگه‌ای ببرم‌تون.

01:42.538 --> 01:47.168
‫«رُکن دوم مدیریت کا‌گ‌ب، »
‫«اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی.»

02:03.237 --> 02:07.086
‫- رفیق ژنرال، سرگُرد کوستین هستم.
‫- بیا تو.

02:07.293 --> 02:10.308
‫دارم یه فیلم آمریکایی تماشا می‌کنم.

02:11.217 --> 02:15.803
‫در مورد جاسوس‌ها و سازمانِ
‫ضد جاسوسی‌شونه. بگیر بشین.

02:18.738 --> 02:22.401
‫بله، اونا می‌دونن چطوری فیلم درست کنن،
‫مثل جنگیدن توی یه جنگ نیست.

02:23.663 --> 02:28.377
‫- خب، چیزی پیدا کردی؟
‫- سخت بشه چیزی گفت.

02:29.147 --> 02:32.233
‫بنظر یه رخداد ساده نمیاد.

02:32.353 --> 02:36.228
‫یه گروه با تجربه به دلایل نامعلومی
‫نیمه‌شب چادر رو ترک می‌کنن.

02:36.348 --> 02:39.425
‫چادر پاره شده بوده. با توجه به رد‌هایِ
‫باقی مونده، داشتن فرار می‌کردن.

02:39.545 --> 02:42.623
‫عجیب، تنها واژه‌ایه
‫که به ذهن می‌رسه.

02:42.743 --> 02:45.700
‫یکی از ما اونجا بوده.

02:46.552 --> 02:51.363
‫- یکی از ما؟
‫- سیمون زولتاروف.

02:52.146 --> 02:55.570
‫سیمون؟ چرا سیمون، اون الکساندره.

02:55.690 --> 02:59.979
‫- یه مربی توی پایگاه "کارُو".
‫- طبق پاسپورت، سیمونه.

03:01.349 --> 03:05.881
‫از دپارتمان کا‌گ‌ب در شهر نیژنی تاگیل.

03:06.461 --> 03:09.626
‫سه صفر، کوستین. سه صفر!

03:09.746 --> 03:13.354
‫- توی یه جور عملیات بوده؟
‫- نه، فقط یه کنترل معمولی.

03:13.563 --> 03:19.170
‫گروه دستگاهی برای تثبیت مقدار
‫تشعشعات افزایش یافته داشت،

03:19.290 --> 03:23.629
‫- پس ما یه سرپرست براشون گذاشتیم.
‫- برای هر گروه گردشگری؟

03:23.749 --> 03:28.155
‫برای چندتاشون.
‫فقط می‌خواستم این رو بدونی.

03:29.600 --> 03:31.958
‫بهش بیشتر توجه کن.

03:32.078 --> 03:35.444
‫توی پوشه، یه فتوکپی
‫از یه سند دیگه هم هست.

03:35.564 --> 03:39.977
‫گزارش یه شخص
‫از گروه جستجو. بخونش.

03:41.470 --> 03:45.057
‫بدین وسیله باید به شما گزارش کنم
‫که در تاریخ 17 فوریه‌ی 1959...

03:45.177 --> 03:48.421
‫ولادیمیر شِوکونوف و من ساعت
‫شش صبح از خواب بیدار شدیم...

03:48.541 --> 03:51.998
‫تا برای گروه صبحانه آماده کنیم.

03:52.304 --> 03:54.676
‫تصادفاً سرم را
‫به سمت شرق چرخاندم و...

03:54.796 --> 03:57.410
‫نقاط شیری رنگی را دیدم
‫که در آسمان پخش بودند...

03:57.530 --> 04:00.124
‫حدود یک پنجم،
‫یا یک ششم قُطر ماه...

04:00.244 --> 04:02.729
‫و یک رشته دوایر
‫متحدالمرکز را تشکیل می‌دادند.

04:02.849 --> 04:06.422
‫پس از چند ثانیه به اندازه‌ی
‫ماه بزرگ شدند، و سپس آن توپ...

04:06.542 --> 04:10.687
‫شروع به تاریک شدن نمود،
‫و بعد در آسمان پخش شد...

04:10.936 --> 04:13.615
‫و از بین رفت.

04:14.267 --> 04:17.879
‫اگه اتفاقاً به چیزی مثل این
‫برخوردی یا روشن شد که...

04:17.999 --> 04:20.343
‫این چیز ربطی به
‫مرگ اعضای گروه داشته.

04:20.463 --> 04:24.162
‫پس اطلاعات به صورت
‫سه صفر محرمانه هستن.

04:31.152 --> 04:34.221
‫دیمیتری آندریویچ، این چیه؟

04:35.189 --> 04:38.258
‫برگرد به اودال.

04:44.922 --> 04:47.259
‫بله، قربان.

05:07.752 --> 05:09.878
‫اولِگ...

05:11.725 --> 05:13.957
‫ویتیا؟

05:14.303 --> 05:16.438
‫سلام، اولِگ.

05:21.345 --> 05:23.567
‫بچه‌ها!

05:24.418 --> 05:29.054
‫- افسرهای بیچاره!
‫- انگار که سردته، رئیس؟

05:31.399 --> 05:34.320
‫بپوشونش، ویتیا!

05:38.993 --> 05:42.044
‫ممنون، برادرها.

05:43.081 --> 05:47.223
‫یکم استراحت کن، اولِگ. خسته‌ای.

05:51.368 --> 05:53.539
‫رفیق سرگُرد!

05:54.039 --> 05:57.237
‫داریم نزدیک می‌شیم. رفیق سرگُرد!

05:57.727 --> 06:01.572
‫حالت چطوره؟ خوابیدی؟

06:05.894 --> 06:09.918
‫- هیچی یادم نمیاد.
‫- من پوشوندمت، چون داشتی سرفه می‌کردی.

06:10.038 --> 06:12.340
‫مریض می‌شدی.

06:12.536 --> 06:15.537
‫ممنونم. یکی طلبت.

06:19.351 --> 06:23.733
‫آماس کبد ناشیِ مستی از الکله.

06:23.853 --> 06:28.012
‫در شرایط حاد،
‫کبد سفت و رنگ‌پریده،

06:28.735 --> 06:32.070
‫و در چند ناحیه قرمز می‌شه.
‫بافت هپاتوسیتِ کبد،

06:32.190 --> 06:37.215
‫مُرده‌ و نوتروفیل به درونش نفوذ کرده
‫و مقدار زیادی الکل...

06:37.348 --> 06:39.823
‫در اون دیده می‌شه.

06:43.844 --> 06:47.621
‫ما بعد از یه وقفه‌ی کوتاه ادامه می‌دیم.
‫می‌تونین یادداشت‌هاتون رو بهم بدین...

06:47.741 --> 06:50.911
‫اگه کسی جا مونده چیزی رو بنویسه.

06:52.832 --> 06:54.859
‫- چقدر سریع.
‫- مسکو زیاد دور نیست...

06:54.979 --> 06:57.379
‫اگه با هواپیما باشی.

06:57.517 --> 07:01.567
‫بیا بریم بیرون تا مزاحم‌شون نشیم.

07:02.670 --> 07:06.031
‫من می‌خوام نتایج کالبدشکافیِ
‫زولتاروف رو بررسی کنم.

07:06.151 --> 07:10.266
‫- ما زولتاروف رو توی سردخونه نداریم.
‫- چطور؟ اون کجاست؟

07:10.964 --> 07:16.382
‫- زولتاروف پیدا نشد.
‫- وقتی توی گذرگاه بودم پیداش کردن.

07:17.257 --> 07:22.546
‫یه اشتباه بوده. جسد دروشِنکو اشتباهاً
‫زولتاروف شناسایی شده.

07:22.666 --> 07:27.605
‫احتمالاً بخاطر برف یخ زده روی
‫صورتش بوده، شایدم بخاطر لباس‌هاش.

07:27.926 --> 07:31.087
‫چقدر کار درست!
‫اوکنوف هیچی بهم نگفت.

07:33.230 --> 07:35.961
‫شاید فکر کرده تو می‌دونی.

07:36.262 --> 07:38.823
‫گاهی وقتا، فکر کردن
‫می‌تونه برات بد باشه.

07:38.943 --> 07:42.289
‫چرا زولتاروف برات جالبه؟
‫ماجراش چیه؟

07:44.283 --> 07:47.358
‫اوه، متوجه‌ام.
‫نمی‌تونی بهم بگی.

07:47.658 --> 07:51.492
‫- اطلاعات رسمی، می‌فهمم.
‫- مثل همیشه.

07:58.129 --> 08:00.485
‫حالا دیگه اینجایی.

08:00.704 --> 08:03.565
‫موقتاً.

08:03.957 --> 08:07.028
‫بله، موقتاً.

08:07.148 --> 08:11.162
‫بگو ببینم، هنوز لباس‌ها
‫و جسدها رو داریم؟

08:11.346 --> 08:14.671
‫بله، به اقوام اجازه‌ی تحویل گرفتن ندادن.
‫این دستور بازپرسه.

08:14.791 --> 08:17.758
‫روشنه. من دستورش رو دادم.

08:19.444 --> 08:23.826
‫خب همین. من باید برم.
‫از دیدنت خوشحال شدم.

08:29.671 --> 08:31.691
‫اولِگ!

08:31.811 --> 08:37.101
‫اگه توی کوهستان غذای خوبی نخوردی، می‌دونی
‫کجا می‌تونی سوپ‌های خوشمزه پیدا کنی.

09:02.117 --> 09:04.741
‫رفیق سرگُرد، قسم می‌خورم،
‫مطمئن بودم اونا بهت گفتن...

09:04.861 --> 09:08.661
‫- که توی تشخیص هویت اشتباهی شده.
‫- اینو بیست بار گفتی. کافیه.

09:08.781 --> 09:12.868
‫آره، اما تو یه کلمه هم حرف نمی‌زنی.
‫نمی‌خوام فکر کنی من احمقم.

09:13.132 --> 09:17.384
‫نمی‌ذارم دیگه تکرار بشه.
‫مطمئن می‌شم در مورد هر چیزی سه بار متعاقد شدم...

09:18.415 --> 09:22.193
‫- اوه... متقاعد شدم!
‫- تا به حال اونجا بودی؟

09:22.343 --> 09:26.234
‫نیژنی تاگیل؟
‫بله، بودم.

09:26.354 --> 09:30.832
‫- هر چند هیچوقت توی دپارتمان شهر نبودم.
‫- اونجا چیکار می‌کردی؟

09:33.679 --> 09:35.861
‫الکساندر؟

09:36.713 --> 09:41.021
‫یه زنی اونجا زندگی می‌کنه. اون توی نیروگاه
‫سوردلوفسک کار می‌کنه. اسمش واراست.

09:41.141 --> 09:44.446
‫- وقتی هم رو دیدیم...
‫- گرفتم، کافیه. تو اونجا بودی.

09:44.566 --> 09:47.368
‫- اما در رابطه با کار نبوده، کاری که حرفش رو زدیم.
‫- درسته.

09:47.488 --> 09:51.678
‫می‌دونی، من به دلایل اینطوری
‫توی تمام شهرهای اطراف بودم.

09:51.798 --> 09:56.111
‫اونا برای چی آوردنت توی کا‌گ‌ب؟
‫زبونت هیچ ترمزی نداره. این یه کابوسه!

09:56.231 --> 09:58.475
‫معذرت می‌خوام.

09:59.920 --> 10:02.490
‫می‌خوای یه چیزی بخوری؟

10:02.781 --> 10:05.657
‫یالا، بیارش بیرون!

10:11.863 --> 10:14.875
‫فکر می‌کنی ارتباطی
‫به پرونده‌ی زولتاروف داره.

10:14.995 --> 10:18.981
‫- برای همینه که داریم می‌ریم به تاگیل؟
‫- اون تنها فردی از گروه بوده...

10:19.101 --> 10:22.282
‫که می‌تونه دلیلی برای کُشتن‌شون باشه.
‫باقی اونا بچه‌ بودن.

10:22.402 --> 10:28.422
‫بله، بچه! 21-23 ساله.
‫من 18 سالم بود وقتی رفتم خط مقدم.

10:28.696 --> 10:31.702
‫زمانه عوض شده، ساشا.

10:31.822 --> 10:34.694
‫جنگ فقط اینجا باقی مونده.

10:49.393 --> 10:53.209
‫- بهشون زنگ زدی که ما میایم؟
‫- نه، کسی نمی‌دونه.

10:53.329 --> 10:56.258
‫- چطور؟
‫- همینطوری.

10:56.760 --> 10:58.720
‫می‌خوام ببینم
‫واکنش ابتدایی‌شون چیه.

10:58.919 --> 11:02.751
‫«دپارتمان کا‌گ‌ب»
‫«اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نیژنی تاگیل.»

11:09.071 --> 11:11.167
‫- خب.
‫- سلام.

11:11.863 --> 11:15.244
‫- هم‌رزم‌ها، اینجا چیکار دارین؟
‫- رئیست کجاست؟

11:15.364 --> 11:19.315
‫توی اداره نیست.
‫در حال بازرسی از یه تاسیساته.

11:19.681 --> 11:23.558
‫- با چه هدفی؟
‫- اهمیت ایالت.

11:23.852 --> 11:26.049
‫اسم؟

11:27.067 --> 11:31.302
‫می‌دونی کی-13 چه معنی می‌ده؟
‫می‌دونی برای کارکنان سابقه؟

11:31.422 --> 11:34.535
‫و اونا مدت کوتاهی اونجا
‫دووم میارن، باور کن.

11:40.179 --> 11:43.851
‫- اون خونه‌اس، رفیق سرگُرد.
‫- اتومبیل اضافه داری؟

11:44.361 --> 11:47.450
‫سوئیچ‌ها رو بردار بریم.

12:05.018 --> 12:08.830
‫من از این جلوتر نمیام.
‫اونجا زندگی می‌کنه.

12:08.950 --> 12:12.179
‫می‌تونم ازتون بخوام بگید
‫خودتون موضوع رو فهمیدین؟

12:12.299 --> 12:14.901
‫- اگه بفهمه کار من بوده که...
‫- برای چی خونه‌اس؟

12:15.021 --> 12:17.523
‫- نمی‌دونم.
‫- فراموش کردی بهت چی گفتم؟

12:17.643 --> 12:21.024
‫واقعاً نمی‌دونم. شاید داره مست
‫می‌کُنه. این اتفاق می‌افته معمولاً.

12:21.144 --> 12:25.970
‫یا شاید دیروز مست کرده و امروز گیجه.
‫کسی به اینجا سرکشی نمی‌کنه.

12:27.279 --> 12:29.372
‫خب.

12:29.492 --> 12:32.976
‫- خودشه؟
‫- بله، این رئیس ماست.

12:33.225 --> 12:36.120
‫- اون دومی کیه؟
‫- دستیارش، سرگُرد بابیچِو.

12:36.240 --> 12:40.449
‫- برام سواله بدونم توی اون برزنت‌ها چیه.
‫- این خیلی جالبه.

12:40.569 --> 12:44.756
‫- رفیق سرگُرد، من واقعاً نمی‌دونم اینجا چه خبره.
‫- آروم باش، آروم باش.

12:46.180 --> 12:49.813
‫- آماده باش، ما می‌ریم دنبال‌شون.
‫- فهمیدم.

12:54.793 --> 12:57.036
‫صبر کن!

12:58.380 --> 13:01.411
‫وایسا، وایسا، آروم باش!

13:01.921 --> 13:06.003
‫آروم باش! فاصله‌ات رو
‫حفظ کن. زیاد نزدیک نشو.

13:06.467 --> 13:10.110
‫مضطرب نشو.
‫چیزی نیست.

13:45.515 --> 13:48.508
‫توی یه لحظه ما رو نصف و نیم می‌کنه!

13:57.390 --> 14:00.079
‫حالا!

14:07.471 --> 14:10.076
‫- شماها زنده‌این؟
‫- ما زنده‌ایم...

14:10.196 --> 14:13.249
‫اما یکی اینجا ریده به خودش.

14:15.200 --> 14:18.089
‫یالا، یالا، یالا، ویتنکا!

14:24.051 --> 14:27.583
‫- بجنب، ویتیا، روشنش کن!
‫- استارت نمی‌خوره!

14:30.425 --> 14:33.058
‫همگی برید بیرون!

15:08.166 --> 15:11.058
‫برگردین! با من!

15:12.738 --> 15:15.468
‫ایگورویچ! دراز بکش! بلند نشو!

15:15.727 --> 15:19.120
‫- دست‌هاش رو بگیرین!
‫- ما موفق نمی‌شیم!

15:19.240 --> 15:22.573
‫بی‌سیم رو بنداز!
‫بندازش، گفتم!

15:23.048 --> 15:27.403
‫- یک، دو، بلندش کنید، بلندش کنید!
‫- به جهنم، بچه‌ها، منو ول کنید و بدوید!

15:27.919 --> 15:31.609
‫- ایگورویچ، ما افرادمون رو تنها نمی‌ذاریم.
‫- بچه‌ها، بدوید!

15:31.729 --> 15:33.914
‫تندتر! تندتر!

15:37.113 --> 15:39.126
‫بریم جلو.

16:07.047 --> 16:09.431
‫آندریوکا!

16:14.878 --> 16:16.912
‫ولاد!

16:20.599 --> 16:22.678
‫ولادکا!

16:23.101 --> 16:25.176
‫برادر!

16:25.296 --> 16:27.332
‫تو زنده‌ای!

16:27.452 --> 16:29.955
‫تو زنده‌ای!

16:30.705 --> 16:33.313
‫ویتوک!

16:40.766 --> 16:42.858
‫بیا!

16:49.281 --> 16:51.682
‫ما موفق نمی‌شیم.

16:52.150 --> 16:54.782
‫ما نمی‌تونیم حملش کنیم.

16:55.434 --> 16:58.948
‫ما ولش نمی‌کنیم.

17:00.960 --> 17:03.565
‫ما می‌میریم! اولِگ، ما می‌میریم!

17:03.953 --> 17:06.661
‫پس بذار بمیریم.

17:14.488 --> 17:16.540
‫ولادکا!

17:16.863 --> 17:19.926
‫ولادکا، دووم بیار، برادر.

17:25.325 --> 17:28.397
‫اولِگ! نگاه کن!

17:50.666 --> 17:52.961
‫همینجا بمون.

18:17.729 --> 18:20.070
‫دست‌ها رو بیار پایین.

18:30.842 --> 18:36.209
‫رفیق سرگُرد، اونا دارن شهر رو ترک می‌کنن.
‫برای همینه با کامیون می‌رن.

18:36.608 --> 18:38.689
‫- از روی چی اینو می‌گی؟
‫- جاده‌ی اون بالا خیلی بده.

18:38.809 --> 18:41.827
‫ما گیر می‌کنیم و دیگه
‫نمی‌تونیم تکون بخوریم.

18:43.645 --> 18:46.706
‫ازشون جلو بزن و جاده رو ببند.

18:46.826 --> 18:49.961
‫- چی؟
‫- بدون دندونات هم می‌تونی بگی چی؟

18:50.081 --> 18:52.437
‫بجنب، بجنب.

19:15.710 --> 19:18.934
‫یاکوف، داری چیکار می‌کنی؟
‫برای چی توی دپارتمان نیستی؟ این کیه؟

19:19.054 --> 19:21.057
‫- این هم‌رزم‌ها از مسکو اومدن.
‫- سرگُرد کوستین.

19:21.177 --> 19:24.145
‫من از طرف فرماندهی
‫کا‌گ‌ب مسئولیت دارم.

19:24.265 --> 19:26.365
‫اسلحه‌ات رو بذار پایین!

19:31.545 --> 19:33.561
‫بذارش زمین!

19:35.268 --> 19:37.131
‫- چی می‌خوای؟
‫- چی می‌خوایم؟

19:37.251 --> 19:39.697
‫ما داریم در مورد مرگ
‫گروه دیاتلوف تحقیق می‌کنیم.

19:39.817 --> 19:42.748
‫بخاطر سیمون زولتاروف
‫اینجاییم، کارمند تو.

19:42.868 --> 19:45.958
‫اما در حال حاضر یه چیز
‫مهم‌تری هست. اینجا چه خبره؟

19:46.749 --> 19:49.259
‫- چی خنده‌داره؟
‫- هیچی.

19:49.423 --> 19:53.281
‫خنده‌دار اینه که تمام
‫اینا مربوط به زولتاروفه.

19:53.543 --> 19:57.181
‫- ما می‌دونیم کی اونو کُشته.
‫- ادامه بده.

20:03.672 --> 20:07.620
‫این پرونده‌ایه که سیمون قبل از رفتنش
‫به کوه‌پیمایی داشت روش کار می‌کرد.

20:07.740 --> 20:10.164
‫- شکارچیان غیرقانونی.
‫- اونا جزو پلیس بودن؟

20:10.292 --> 20:14.918
‫خب آره، تعدادی از محلی‌ها،
‫تعدادی از کمپ اودال.

20:16.872 --> 20:18.898
‫یه گروه کوچکی از این‌ها.

20:19.120 --> 20:22.486
‫اونا خارج از فصل
‫گوزن شمالی شکار می‌کنن.

20:22.606 --> 20:25.909
‫دزدکی می‌فروشنش
‫و پولش رو به جیب می‌زنن.

20:27.783 --> 20:30.342
‫فقط اینکه اونا از این پرونده باخبر شدن.

20:30.628 --> 20:32.446
‫- همین.
‫- منظورت اینه که...

20:32.566 --> 20:35.282
‫- اونا توی اُتورتِن منتظرش بودن؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟

20:35.402 --> 20:38.965
‫- کی به اون دانشجوها احتیاج داشته؟
‫- اونا از سرمازدگی مُردن.

20:39.085 --> 20:42.685
‫- هیچکس بهشون شلیک نکرده.
‫- نکته همینه، سرگُرد.

20:42.805 --> 20:46.182
‫اونا می‌تونستن بهشون شلیک کنن،
‫اما اینجوری خیلی سریع دستگیر می‌شدن.

20:46.302 --> 20:50.048
‫پس روشون اسلحه کشیدن، مجبورشون کردن که برن
‫توی سرما، و طوری عمل کردن که تصادف به نظر بیاد.

20:50.168 --> 20:52.578
‫باشه، بذار فکر کنیم همینجوری بوده.

20:52.939 --> 20:56.560
‫شما دارین با این
‫بار و بنه کجا می‌رین؟

21:03.550 --> 21:06.330
‫سیمون مخفیگاه شکارچی‌های
‫غیرقانونی رو پیدا کرده بود.

21:06.450 --> 21:08.550
‫داشت می‌رفت بعد از
‫کوه‌پیمایی دستگیرشون کنه.

21:08.670 --> 21:11.238
‫توی 60 کیلومتری اینجا.
‫یه روستای متروکه‌اس.

21:11.358 --> 21:14.799
‫اونا امروز با چیزهای که
‫زدن برمی‌گردن.

21:17.131 --> 21:21.105
‫و شما دارین با اسلحه‌های
‫خودکار می‌رین اونجا که...؟

21:21.747 --> 21:25.399
‫که روح سیمون قرین رحمت بشه.

21:32.941 --> 21:35.642
‫خب، گوش کن.
‫تو برمی‌گردی به اداره.

21:36.346 --> 21:39.527
‫یه داستانی سرهم کن
‫از اینکه کجا بودی و چرا.

21:39.774 --> 21:42.296
‫بعد رئیست
‫همه چیز رو تایید می‌کنه.

21:42.416 --> 21:45.278
‫اگه فردا ما برنگشتیم،
‫به همه خبر بده.

21:45.468 --> 21:47.586
‫- برای چی وایسادی؟ انجامش بده!
‫- بجُنب!

21:47.706 --> 21:49.871
‫بله، قربان.

21:50.088 --> 21:53.396
‫خب، رفقا، ما باهاتون میایم.

21:55.186 --> 21:59.468
‫اما به شیوه‌ی من
‫انجامش می‌دیم. راه بیفتین!

22:25.693 --> 22:28.731
‫- اونان؟
‫- خونه‌ای که سمت راسته، جایی که ازش دود میاد بیرون.

22:28.851 --> 22:31.019
‫بیاین بریم!

23:09.061 --> 23:13.978
‫هر پنج‌تاشون داخل‌اَن. سه‌تاشون خوابن،
‫دو تاشون دارن کارت بازی می‌کنن.

23:21.671 --> 23:24.803
‫اسلحه ازشون دوره، اون گوشه‌اس.

23:26.517 --> 23:28.597
‫یالا!

23:41.558 --> 23:43.966
‫همش همین؟

23:45.569 --> 23:47.864
‫اینا رو چی می‌گی؟

23:49.308 --> 23:52.328
‫من می‌رم بشاشم.

24:06.900 --> 24:09.481
‫دست‌ها بالا! همگی بشینین
‫روی زمین! روی زانوهاتون!

24:09.601 --> 24:12.477
‫دست‌ها بالا!
‫دست‌ها بالا!

24:13.417 --> 24:17.576
‫- همگی روی زمین! سریع‌تر!
‫- دست‌ها بالا! می‌خوام دست‌هاتون رو ببینم!

24:18.384 --> 24:20.391
‫یالا، یالا!

24:20.511 --> 24:22.936
‫- دست‌ها، دست‌ها!
‫- وادیم میخائیلوویچ!

24:23.063 --> 24:26.662
‫- شاید اشتباهی شده؟
‫- بشین. شما چیکار کردین؟ بگین ببینم!

24:26.782 --> 24:30.234
‫- حرف بزنین، اینطوری حکم‌تون سبُک‌تر می‌شه.
‫- یعنی چی؟ ما کاری نکردیم!

24:30.354 --> 24:32.659
‫- کمین کرده بودیم.
‫- چی؟

24:32.823 --> 24:36.780
‫منتظر شکارچی‌های غیرقانونی بودیم.
‫اونا به زودی برمی‌گردن.

24:36.900 --> 24:40.779
‫چرا منتظرشون بودین؟
‫دستورات تازه دارین؟

24:43.732 --> 24:46.288
‫سیمون زولتاروف...

24:47.636 --> 24:49.696
‫- این اسم رو می‌شناسی؟
‫- چی؟

24:49.816 --> 24:54.173
‫- بین 1 تا 3 فوریه کجا بودین؟
‫- کی یادشه ما کجا بودیم؟

24:54.293 --> 24:57.180
‫- در حال انجام وظیفه، طبق معمول.
‫- این انجام وظیفه‌اس؟

24:57.300 --> 25:01.816
‫من مادرم رو توی پروورالسک خاک کردم.
‫قبل از هفتم برگشتم.

25:01.936 --> 25:05.554
‫تا وقتی که کاغذبازی‌ها رو انجام بدم...
‫چک کنین اگه می‌خواین.

25:08.019 --> 25:10.683
‫فکر می‌کنی اونا بدون یه عضو
‫نمی‌تونن کارشون رو انجام بدن؟

25:10.803 --> 25:14.237
‫- داری در مورد چی حرف می‌زنی؟
‫- کی گردشگرها رو توی اودال کشته؟

25:14.357 --> 25:16.233
‫- کدوم گردشگرها؟
‫- داری بهم دروغ می‌گی...

25:16.353 --> 25:19.944
‫که زولتاروف رو نمی‌شناسی.
‫اون داشت پروند‌ه‌ات رو دنبال می‌کرد.

25:20.224 --> 25:23.948
‫فهمیدم در مورد کی حرف می‌زنین.
‫یه نفر از نیروهای ویژه توی اون گروه بوده؟

25:24.068 --> 25:26.476
‫- بوده.
‫- نه، بچه‌ها.

25:26.596 --> 25:29.244
‫ما هیچ کاری باهاشون نداشتیم.

25:32.430 --> 25:34.551
‫تو مطمئنی توی پروورالسک بودی؟

25:34.671 --> 25:37.512
‫آره، آره، از فامیل‌هام بپرسین.

25:37.675 --> 25:41.083
‫ترتیب قبر و مراسم تدفین رو دادم.

25:41.973 --> 25:44.921
‫امیدوارم برای خاطر خودت هم
‫که شده، همینطور باشه.

25:45.041 --> 25:49.415
‫ببین، تو هر چیزی که در مورد کارهای
‫اونا می‌دونی رو به ما می‌گی...

25:49.535 --> 25:53.141
‫و ما دستگیرت نمی‌کنیم،
‫می‌ذاریم بری.

25:53.571 --> 25:57.358
‫- تو با اونا نبودی.
‫- خفه ‌شو، ابله، این یارو داره گولت می‌زنه.

25:57.889 --> 26:00.534
‫- خفه خون بگیر، عوضی!
‫- نترس، بهم بگو!

26:02.535 --> 26:06.436
‫یه ساله که این کار رو می‌کنیم.

26:06.556 --> 26:09.580
‫من آخرین نفر اضافه شدم،
‫چون تیرانداز خوبی هستم.

26:09.700 --> 26:13.122
‫جرات نداری چیزی بگی.
‫به کی اعتماد داری؟

26:16.781 --> 26:21.135
‫ما گوشت رو از طریق یه شخصی توی
‫فروشگاه دپارتمان به محلی‌ها می‌فروشیم.

26:21.505 --> 26:26.943
‫پوست‌ها توسط دو نفر که توی کمپ اودال
‫کار می‌کنن فروخته می‌شن. افرادی از بالا.

26:27.782 --> 26:31.550
‫این چیزا برام مهم نیست. در مورد
‫کُشتن گردشگرها چی می‌دونی؟

26:31.670 --> 26:35.368
‫این برنامه‌ریزی شده بوده؟
‫از روی دلیلی تو رو فرستادن که بری؟

26:35.488 --> 26:38.716
‫منظورت چیه از روی دلیل؟
‫مادرم مُرده بود.

26:41.001 --> 26:46.368
‫- این چیزی نیست، ما باید چیزای بیشتری بدونیم.
‫- بچه‌ها، ما ده سال می‌ریم زندان.

26:46.488 --> 26:49.644
‫- خفه شو!
‫- من دارم در مورد زولتاروف ازت می‌پرسم.

26:50.197 --> 26:55.663
‫- اونا می‌دونستن اون داره در موردشون تحقیق می‌کنه؟
‫- من نمی‌دونم، نه!

27:28.474 --> 27:34.380
‫به فرماندهی رُکن دوم کا‌گ‌ب، اتحاد جماهیر
‫شوروی سوسیالیستی، ژنرال دیمیتری آندریویچ.

27:34.504 --> 27:36.516
‫محرمانه.

27:36.691 --> 27:38.844
‫در پی دنبال کردن وقایع...

27:38.964 --> 27:41.664
‫دسته‌ای از شکارچیان غیرقانونی
‫کشف و متوقف شدن.

27:41.784 --> 27:45.268
‫اونا در شکار و فروش
‫غیرقانونی پوست دست داشتن.

27:45.679 --> 27:50.371
‫همراه این گروه مُجرم، دو تن از
‫اعضای وزارت امور داخله‌ی نیژنی تاگیل...

27:50.491 --> 27:53.975
‫و سه نفر از ماموران بدرقه‌ی
‫کمپ اودال هم بودن.

27:54.258 --> 27:57.951
‫اطلاعاتی مبنی بر دست داشتن
‫این اشخاص در قتل دانشجویان...

27:58.071 --> 28:02.669
‫و کاپیتان کا‌گ‌ب،
‫سیمون زولتاروف، به دست نیامد.

28:15.859 --> 28:17.997
‫رفیق سرگُرد!

28:18.341 --> 28:21.192
‫رفیق سرگُرد، زخمی شدی؟

28:21.960 --> 28:24.107
‫رفیق سرگُرد!

28:33.689 --> 28:36.345
‫«سوردلوفسک.»

28:36.896 --> 28:40.284
‫- تموم کردی؟
‫- ممنونم. خوشمزه بود.

28:40.404 --> 28:43.482
‫من توی بیمارستان با اوکنوف
‫بودم. اون حالش خوبه.

28:43.839 --> 28:46.574
‫همین الانم راه افتاده. استخوانش سالمه.

28:46.855 --> 28:49.116
‫چه اتفاقی افتاد؟

28:49.236 --> 28:52.146
‫- ربطی به...
‫- مام همینطور فکر می‌کردیم.

28:52.350 --> 28:54.991
‫- و معلوم شد که هست؟
‫- معلوم شد که اینطور نیست.

28:55.111 --> 28:58.648
‫متوجهم. نمی‌خواد،
‫خودم ترتیبش رو می‌دم.

28:58.768 --> 29:02.511
‫من آزمایش پرتوشناسی رو انجام
‫دادم، همونطور که خواسته بودی.

29:02.631 --> 29:06.105
‫روی بدن‌ها، و لباس‌ها. هیچی.

29:06.534 --> 29:09.688
‫میزان تشعشع ناچیزه، طبیعی.

29:10.371 --> 29:12.661
‫- می‌تونم؟
‫- البته.

29:12.781 --> 29:15.540
‫احتمالاً کولیا داشته نگاهش می‌کرده
‫و نذاشتتش سر جاش.

29:15.660 --> 29:18.457
‫خب اونجا چه اتفاقی افتاد؟
‫چیزی پیدا کردین؟

29:18.790 --> 29:21.731
‫آره، کسایی مظنون به قتل بودن.

29:22.322 --> 29:25.473
‫قتل؟ قتل دانشجوهای ما؟

29:26.137 --> 29:29.858
‫یه گروه از شکارچی‌های غیرقانونی.
‫اما ما بررسی‌شون کردیم.

29:29.978 --> 29:34.825
‫نمی‌تونسته کار اونا باشه. اونا زمان کافی
‫نداشتن که برسن اون بالا و دوباره برگردن...

29:34.945 --> 29:38.720
‫مگر اینکه به یه هلیکوپتر
‫دسترسی داشتن، که نداشتن.

29:38.840 --> 29:42.268
‫در مورد ماجرای زولتاروف
‫تا اینجا، به بن‌بست خوردیم.

29:43.363 --> 29:48.406
‫- چه چیز خاصی در مورد زولتاروف وجود داره؟
‫- روی پرونده‌اش سه تا صفر هست.

29:48.526 --> 29:51.000
‫بله، بله، البته.

30:01.004 --> 30:03.656
‫توی این یکی کجا هستی؟

30:04.320 --> 30:07.386
‫دریاچه‌ی شارتاش،
‫زیاد از اینجا دور نیست.

30:10.425 --> 30:15.113
‫اینو شوهرم انداخته بود
‫زمانی که سال 1944 برگشت.

30:17.920 --> 30:20.591
‫یه دوربین غنیمتی داشت.

30:21.522 --> 30:24.118
‫ما دو تا عکس گرفتیم.

30:24.244 --> 30:27.556
‫یکیش رو من دارم، و یکی هم اون.

30:28.450 --> 30:30.555
‫داشت.

30:39.451 --> 30:41.999
‫کاتیا، همسرم.

30:42.119 --> 30:45.076
‫- هیچوقت به کسی نشونش ندارم.
‫- اون زیباست.

30:45.800 --> 30:50.576
‫- چرا قبلاً نشونم ندادی؟
‫- از چشم شورت می‌ترسیدم.

30:51.996 --> 30:54.551
‫این خرافات رو بذار کنار.

30:54.671 --> 30:58.164
‫من می‌دونم که اون جونم رو
‫توی اون دشت نجات داد.

30:58.284 --> 31:02.759
‫یه خلبان بمب‌افکن ارتش سرخ جونت رو
‫نجات داد، برادر، منم همینطور.

31:02.879 --> 31:06.989
‫- چه بد که فقط ما موندیم.
‫- رفیق کاپیتان، امیدوارم سلامت باشید.

31:07.838 --> 31:11.957
‫روح دوست‌هاتون در آرامش باشه.
‫ایگورویچ از هم‌محلی‌های ما بود.

31:12.701 --> 31:14.927
‫یه نامه برای شما.

31:15.047 --> 31:17.529
‫- از مینسک.
‫- ممنون.

31:17.966 --> 31:20.126
‫از طرف زنمه.

31:20.446 --> 31:24.050
‫«26 آوریل 1945، آلمان.»

31:31.236 --> 31:33.533
‫چی شده؟ همه چیز روبه‌راهه؟

31:34.015 --> 31:36.020
‫آره.

31:36.561 --> 31:39.716
‫من می‌رم یکم آب بخورم.

31:40.102 --> 31:43.050
‫یکم هم برای من بیار.

31:48.093 --> 31:51.801
‫- می‌دونی تلفنچی کجاست، برادر؟
‫- نه.

31:56.105 --> 32:00.948
‫- رئیس، مخابرات کجاست؟
‫- اونجا.

32:01.326 --> 32:03.569
‫ممنون.

32:09.739 --> 32:13.402
‫- بچه‌ها، کجا می‌تونم سرگُرد اِنیکیِف رو پیدا کنم؟
‫- اونجا رو ببین.

32:22.379 --> 32:25.725
‫مرد جوان، اینجا چیکار می‌کنی؟
‫اینجا اتاق عمله.

32:33.756 --> 32:37.423
‫بیاین اینجا! بچه‌ها، کمک!

32:37.830 --> 32:39.492
‫رفقا!

32:39.612 --> 32:42.050
‫کمربند رو ببُر!

32:42.297 --> 32:45.573
‫- سریع ببُرش! ببُرش!
‫- خیلی خب، بیاریدش پایین!

32:45.693 --> 32:48.386
‫- بذاریدش زمین، یالا، یالا!
‫- ببین هنوز زنده‌اس.

32:48.565 --> 32:51.167
‫اولِگ! آروم، آروم، آروم!

32:51.547 --> 32:53.563
‫اولِگ، زنده‌ای؟

32:54.471 --> 32:56.896
‫اولِگ! تو زنده‌ای! زنده‌ای!

32:57.868 --> 32:59.972
‫چرا؟!

33:00.911 --> 33:03.711
‫چه اتفاقی افتاده؟

33:06.465 --> 33:09.164
‫یکی از همسایه‌هاش براش نوشته.

33:09.284 --> 33:13.195
‫زنش و پسرش کُشته شدن.

33:14.316 --> 33:19.958
‫چرا بهم نگفتی، اولِگ؟
‫بچه‌ها، یالا، برید بیرون!

33:20.078 --> 33:23.171
‫برید! برید دکتر خبر کنید.

33:23.758 --> 33:27.495
‫- من دنبال سرگُرد اِنیکیِف می‌گردم.
‫- مخابرات طبقه‌ی دومه.

33:45.405 --> 33:48.963
‫- پیشرفتی داشتیم؟
‫- اسطبل رو پیدا کردیم.

33:50.938 --> 33:52.600
‫یه جور انباره.

33:52.720 --> 33:56.521
‫- می‌دونم اسطبل چیه، رفیق ایوانف.
‫- خب، در هر حال...

33:56.679 --> 33:59.957
‫آذوقه‌شون رو جمع و جور کردن،
‫پُر از هیزمش کردن...

34:00.077 --> 34:02.875
‫و بعد از اینکه یک شب رو
‫اونجا موندن رفتن سمت گذرگاه.

34:03.914 --> 34:06.823
‫دو و نیم کیلومتر اونطرف‌تر.

34:11.627 --> 34:16.671
‫این چیه، اسطبل؟
‫این چیه؟

34:16.982 --> 34:20.546
‫نه، اونا در حقیقت داشتن سرازیر می‌شدن.
‫در جهت مخالف.

34:20.666 --> 34:25.678
‫جسدها اینجا پیدا شدن، و اسطبل خب،
‫تقریباً سه کیلومتر از اون‌ها فاصله داشته.

34:25.876 --> 34:28.065
‫متوجه شدم.

34:28.683 --> 34:32.016
‫واضحه، که هیچ چیز واضح نیست.

34:39.107 --> 34:41.976
‫ما اینطوری به هیچ جایی نمی‌رسیم.

34:50.360 --> 34:53.422
‫- من امروز می‌رم اونجا.
‫- "اونجا" کجاست؟

34:54.466 --> 34:57.518
‫ارتفاعات 1079.

34:57.638 --> 35:01.837
‫یه شب رو توی چادر سر می‌کنم،
‫همونجایی که اونا بودن.

35:01.969 --> 35:04.685
‫کوستین، عقلت رو از دست دادی؟

35:04.872 --> 35:07.475
‫ما نمی‌تونیم این معما رو
‫توی اداره حل کنیم.

35:07.595 --> 35:11.854
‫می‌تونی یه شب رو توی کمپ جستجوگرها
‫بگذرونی، اگه خیلی مشتاقی، همون اطرافه.

35:11.974 --> 35:16.348
‫می‌خوام ببینم اونا چی دیدن.
‫هلیکوپتر رو آماده کن!

35:25.211 --> 35:26.964
‫- سلامت باشی.
‫- هی.

35:27.084 --> 35:29.491
‫اون با ما میاد؟

35:32.105 --> 35:34.269
‫رفیق سرگُرد!

35:35.131 --> 35:38.408
‫- رفیق سرگُرد!
‫- امکان نداره.

35:38.613 --> 35:41.337
‫بله، البته. همونطوری که
‫ممکن نیست بذارم تنها بری.

35:41.461 --> 35:45.577
‫- چطور می‌خوای با این پا از گذرگاه بالا بیای؟
‫- همونطوری که از ارتفاعات گریتر خینگان...

35:45.697 --> 35:48.186
‫به خوبی بالا رفتم.

36:03.304 --> 36:07.852
‫بچه‌هاتون چادر رو نصب کردن.
‫بخاری هم دارین برای اینکه گرم بمونین.

36:08.338 --> 36:12.111
‫- مثل اونیه که گروه دیاتلوف داشتن؟
‫- نه، اونا یه بخاری آویزان داشتن.

36:12.620 --> 36:15.363
‫ایگور خودش درستش کرده بود.

36:15.483 --> 36:18.593
‫شاید بخواین باهامون به کمپ بیاین؟

36:20.383 --> 36:24.416
‫- هر طوری میل‌تونه، نمی‌ترسین؟
‫- از ترسوندن ما دست بردار!

36:24.536 --> 36:27.893
‫یه بُمب دو بار یه جا نمی‌افته.

36:28.141 --> 36:32.223
‫اگه چیزی بود، کمپ اونجاست،
‫یکم بیشتر از دو کیلومتر فاصله‌اس.

36:32.343 --> 36:37.283
‫- جایی که اونا اسطبل رو پیدا کردن.
‫- همه چیز روشنه. بازم ممنون.

36:37.403 --> 36:40.922
‫- خواب‌های خوش ببینی.
‫- ما فقط خواب حموم گرم رو می‌بینیم.

36:41.042 --> 36:43.839
‫بیاین، بچه‌ها!

36:44.816 --> 36:50.423
‫من بهش دروغ گفتم. نمی‌ترسم،
‫ولی خیلی راحت هم نیستم.

37:07.704 --> 37:12.706
‫چرا داریم این رو می‌خوریم؟ باید بهم می‌گفتی
‫چیزی نداریم، با خودم سوسیس می‌آوردم.

37:15.504 --> 37:18.402
‫اونا هم همین رو خوردن.

37:18.531 --> 37:22.810
‫من این گردشگرها رو درک نمی‌کنم.
‫چرا مشتاق سرگردانی توی این سرما هستن؟

37:22.996 --> 37:28.477
‫می‌تونن توی خونه‌ی گرم و نرم‌شون بمونن.
‫اما نه، اونا نیاز به ماجراجویی دارن.

37:28.737 --> 37:31.371
‫اوه، این جوونای دیوونه!

37:33.397 --> 37:35.555
‫- این چیه؟
‫- الکل.

37:35.754 --> 37:39.984
‫توصیه شده برای استفاده
‫در آب و هوای یخبندان.

37:42.883 --> 37:45.577
‫راست می‌گم! همه این کار رو می‌کنن.

37:55.032 --> 37:58.341
‫راستی، توی خون‌شون الکل پیدا نکردن؟

37:58.800 --> 38:01.631
‫- نه.
‫- عجیبه.

38:02.583 --> 38:07.663
‫اونا جوونن، شاید نمی‌نوشیدن...
‫یا شایدم یکم پریده بوده.

38:12.261 --> 38:15.279
‫توی اون پوشه چی می‌نویسی؟

38:15.399 --> 38:18.755
‫گزارش به مقامات؟
‫اینجا چی برای گزارش هست؟

38:19.836 --> 38:25.683
‫من هر چیزی که می‌بینیم، می‌شنویم
‫و حس می‌کنیم رو توصیف می‌کنم.

38:27.469 --> 38:32.506
‫راستی، الان حس می‌کنم گرم‌تر شدم،
‫فقط اون رو ننویس.

41:32.195 --> 41:34.354
‫- چه اتفاقی افتاده؟
‫- چیزی نیست.

41:34.474 --> 41:36.752
‫چرا ورودی چادر بازه؟
‫رفتی بیرون؟

41:36.872 --> 41:39.562
‫- آره، رفتم بشاشم.
‫- توی این سرما؟

41:42.107 --> 41:45.211
‫اون جسدهای یخ زده کافی نبودن؟

41:46.819 --> 41:49.852
‫دوربین برای چیه؟

41:50.400 --> 41:52.887
‫- عکس می‌گرفتم.
‫- چی؟

41:53.085 --> 41:55.675
‫از ادرار؟

41:56.443 --> 41:58.588
‫آره.

41:58.589 --> 42:03.589
.:: @bollbolljan_com ::.