﻿WEBVTT

00:07.260 --> 00:13.970
وقتی این در رو باز کنم

00:14.720 --> 00:17.860
یه دنیای جدید شروع میشه

00:19.960 --> 00:24.440
حتی اگه چیزهای دردناک سر راه باشه

00:26.130 --> 00:30.840
بهت نشون میدم که قطعا میتونم ازشون رد شم

00:32.190 --> 00:38.600
توی این دنیای جدید ، شروع به راه رفتن میکنم

00:38.600 --> 00:44.830
و مطمئنم که اونجا رویا و امید هست

00:44.830 --> 00:48.050
این حسی که قلبم رو به تپش میندازه

00:48.050 --> 00:51.180
کسی نیس که بتونه متوقفش کنه

00:51.180 --> 00:56.200
قلبم سفت و از کنترل خارج میشه

00:57.370 --> 01:00.560
از اینجا بال هات رو باز بکن

01:00.560 --> 01:03.610
و تو اون آسمون بلند پرواز بکن

01:03.610 --> 01:09.580
و فردا و آینده رو هدف قرار بگیر

01:09.580 --> 01:12.910
یه روز قطعا بزرگتر میشیم

01:12.910 --> 01:16.180
اینو باور دارم

01:16.180 --> 01:21.340
برای همین بال هات رو باز کن

01:29.730 --> 01:44.600
زیرنویس فارسی این انیمه ، دلتورا کوئست ، توسط تیم ترجمه مای انیمه تقدیم شما پارسی زبانان عزیز میگردد

01:48.100 --> 01:52.200
!سال ها قبل ، در سرزمین دلتورا ، هفت قبیله وجود داشت

01:53.200 --> 01:55.200
...قبیله تورا

01:55.200 --> 01:57.200
...قبیله گنومه

01:57.200 --> 01:59.100
...قبیله مِرِ

01:59.100 --> 02:00.550
...قبیله هِگِن

02:00.550 --> 02:02.300
...قبیله رالاد

02:02.300 --> 02:04.150
...قبیله جالیس

02:04.150 --> 02:06.200
.و در آخر ، قبیله دِل

02:06.600 --> 02:11.600
هر یک از این قبیله ها ، جواهری رو داشتن که از زمین بدست آورده بودند

02:11.600 --> 02:15.550
هر یک از این هفت جواهر قدرتی جادویی در خود داشت

02:15.550 --> 02:17.200
...اما یک روز

02:21.700 --> 02:24.550
...حاکم تاریکی ها ، لرد سایه ها

02:24.550 --> 02:27.500
!از سوی کوهستان ها به دلتورا حمله ور شد

02:31.500 --> 02:35.900
!جنگجویان دلتورا دور هم جمع شدند و با آنها مبارزه کردند

03:08.150 --> 03:10.900
!در اون حین ، یک قهرمان پدید آمد

03:11.500 --> 03:13.980
!نام او آدین و او یک آهنگر بود

03:14.530 --> 03:17.600
!یک شب آدین رویایی عجیب دید

03:17.600 --> 03:19.250
:رویا به او گفت

03:19.250 --> 03:23.800
...هفت ورق فلز رو بردار و اونهارو نازک کن"

03:23.800 --> 03:25.600
".و باهاش زنجیری نازک بساز

03:27.300 --> 03:31.000
!بعد از مدتی زحمت و کار سخت ، کمربند کامل شد

03:32.350 --> 03:35.750
...و آدین به دیدار رهبران هر هفت قبیله رفت

03:35.750 --> 03:39.400
!و از اونها خواست تا جواهرشون رو به این کمربند ببندند

03:40.200 --> 03:44.400
همه ی آنها جواهرشون رو به او دادند

03:45.150 --> 03:47.600
!به خاطر عشقی که به دلتورا داشتن

03:48.650 --> 03:52.000
...و هنگامی که هفت جواهر بر روی کمربند آدین وصل شد

03:52.000 --> 03:54.800
!آدین اون رو به دور کمر خود بست

03:54.800 --> 03:58.750
!اون کمربند مانند خورشید درخشید

03:58.750 --> 04:03.740
!سپس ، هفت قبیله زیرنظر آدین متحد شدند

04:05.500 --> 04:08.700
او لشکر لرد سایه هارو نابود کرد

04:08.700 --> 04:12.230
!و آدین ، اولین شاه سرزمین دلتورا شد

04:12.230 --> 04:15.900
این تاریخ سرزمین دلتورا است

04:15.900 --> 04:19.650
:اما ، کتاب دلتورا اینگونه نیز میگوید

04:19.650 --> 04:24.450
"لرد سایه ها حیله گره و تسلیم نمیشه"

04:25.250 --> 04:29.400
کمربند از آدین ، نسل به نسل به شاهان بعدی میرسید

04:29.400 --> 04:31.500
!و این کشور تحت حفاظت باقی ماند

04:32.700 --> 04:36.400
...و چون کشور مدت طولانی در صلح مانده بود

04:37.600 --> 04:42.500
!شاهان گاردشون رو پایین آوردن و دیگه کمربند رو به کمر خود نبستن

04:46.250 --> 04:50.200
!لرد سایه ها منتظر این فرصت بود

04:59.850 --> 05:02.350
جواهران کمربند دزدیده شد

05:02.350 --> 05:06.050
!و این هفت جواهر ، در هفت محل عرفانی پنهان شدند

05:07.300 --> 05:09.900
از آن به بعد ، سرزمین دلتورا

05:09.900 --> 05:14.900
تحت سلطه لرد سایه ها قرار گرفت و تبدیل به بیابانی پر از شیطان شد

05:14.900 --> 05:18.700
آخرین شاه اِندون ، از کشور بیرون انداخته شد

05:18.700 --> 05:21.800
!و هیجکس از جای او باخبر نیس

05:22.380 --> 05:24.300
<b>لیف 










سفر آغاز میشود</b>

05:24.300 --> 05:28.210
<b>لیف 










سفر آغاز میشود</b>

05:28.300 --> 05:31.270
<b>...شانزده سال بعد</b>

05:46.400 --> 05:47.500
.لیف

05:48.400 --> 05:49.500
!لیف

05:54.600 --> 05:55.700
!لیف

05:55.700 --> 05:56.500
عزیزم

05:57.650 --> 05:59.900
لیف رفت به شهر

05:59.900 --> 06:01.100
شهر ؟

06:01.100 --> 06:04.400
!آره ، امروز روز خاصیِ به هرحال

06:15.500 --> 06:17.450
!خوب گوش کنید

06:17.450 --> 06:21.450
!از امروز این باغ متعلق به لرد سایه هاست

06:22.050 --> 06:25.100
!از این لحظه به بعد کسی حق نزدیک شدن نداره

06:25.100 --> 06:29.900
...من هرسال از صاحب اونجا سیب میگرفتم

06:25.430 --> 06:30.430
<b>myanimes.ir</b>

06:29.900 --> 06:32.500
...همین یکم شادی رو هم از بچه های ما گرفتید

06:32.270 --> 06:37.070
<b>MyAnime Presents 
@myanimes : کانال تلگرام</b>

06:32.500 --> 06:34.100
...عوضیایِ الاغ

06:37.000 --> 06:38.600
!یه سیب بهم بده

06:38.180 --> 06:43.180
<b>:ترجمه و زیرنویس
</b>fatima

06:39.050 --> 06:39.900
چی گفتی بزغاله ؟

06:39.900 --> 06:40.950
!دخترم

06:42.050 --> 06:44.150
..لطفا مارو ببخشید ، هنوز بچه اس

06:44.150 --> 06:46.850
!اونا سیبای ماان

06:47.300 --> 06:48.650
!دزد

06:49.650 --> 06:53.300
هرچیزی اینجاست متعلق به لرد سایه هاست

06:53.300 --> 06:55.550
!اگه نافرمانی کنی تنبیه میشی

06:55.550 --> 06:57.250
...ل-لطفا ن-نه

06:58.600 --> 06:59.800
!باردا

07:02.400 --> 07:05.900
!ما برای مدت طولانی صبرکردیم

07:05.900 --> 07:08.050
!ولی اونم به زودی تموم میشه

07:08.050 --> 07:09.880
...من میتونم حسش کنم

07:10.400 --> 07:12.870
!زمانش داره نزدیک میشه

07:23.250 --> 07:24.300
!کی اونجاست؟

07:27.100 --> 07:28.800
...ک-کور شدم

07:28.800 --> 07:31.500
!چون مهر روشه ماله لردِ ؟

07:33.100 --> 07:36.100
!ولی اون سیب روش مهر نداره

07:36.100 --> 07:38.650
!که یعنی ، مال هیچکس نیس

07:40.350 --> 07:41.900
!بگیریدش

08:08.200 --> 08:09.050
!لعنتی

08:11.800 --> 08:12.650
!عزیزم

08:13.150 --> 08:14.600
!عزیزم یه مشکلی هست

08:14.600 --> 08:15.800
چی شده ؟

08:15.800 --> 08:17.400
!از مارکت دود داره میاد

08:17.400 --> 08:18.290
چی گفتی ؟

08:48.550 --> 08:49.200
ها ؟

08:59.300 --> 09:00.450
!برید پیداش کنید

09:00.450 --> 09:02.500
!در رفت

09:25.550 --> 09:27.800
...فالو

09:27.800 --> 09:29.860
!اوه مای لرد

09:30.500 --> 09:32.800
!لرد بزرگ سایه ها

09:33.000 --> 09:37.200
!من توی این پادشاهی دل چیز ناخوشایندی  حس میکنم

09:37.800 --> 09:42.900
با تشکر از تصمیم شما در استفاده از نگهابانان خاکستری

09:43.500 --> 09:46.050
!همه چیز به صورت باشکوهی خوب پیش میره

09:46.050 --> 09:47.950
مطمئنی دیگه نه ؟

09:47.950 --> 09:52.700
!اگه چیزی طبق میلتون نیس لطفا به من بگید

09:53.150 --> 09:56.700
جسارتا میتونم بپرسم اون هفت جواهر کجا پنهان شدن ؟

09:56.700 --> 10:01.200
...اگه این تنها چیزیه که فکر لرد عزیزم رو درگیر کرده

10:01.200 --> 10:03.800
!به تو ربطی نداره

10:04.450 --> 10:06.500
!گ-گوه خوردم

10:06.800 --> 10:09.100
!حواست رو جمع کن

10:09.100 --> 10:11.600
!مطمئن شو نگهبانان حواسشون به همه چیز باشه

10:11.600 --> 10:13.100
!بله

10:20.450 --> 10:22.100
باردا بابا کجاست ؟

10:22.100 --> 10:24.400
!توی آهنگریِ ارباب جوان

10:24.400 --> 10:26.400
!گفتم ارباب مرباب صدام نکن

10:26.400 --> 10:27.300
!لیف کافیه

10:27.950 --> 10:29.200
!لیف

10:30.650 --> 10:32.500
!خداروشکر حالت خوبه

10:32.500 --> 10:35.700
!مثکه خوب از دست نگهابانا فرار کردی

10:37.400 --> 10:38.700
!لیف

10:38.700 --> 10:39.700
...عزیزم

10:41.450 --> 10:45.700
بابا ، چرا شماها اینقد ترسویید ؟

10:45.700 --> 10:48.200
:توی کتاب دلتورا همچین چیزی هست

10:48.200 --> 10:51.950
"...تنها چیزی که میتونه لرد سایه هارو دفع کنه"

10:51.950 --> 10:55.300
"کمربند دلتوراست"

10:55.300 --> 10:59.300
پس ، شاه این کشور ، اندون کجاست و داره چیکار میکنه ؟

10:59.300 --> 11:02.000
..وقتی همه تو این زمان دارن زجر میکشن

11:03.800 --> 11:05.000
...لیف

11:06.200 --> 11:10.900
...من کتاب دلتورا رو حفظ کردم و کلی چیز یاد گرفتم ولی

11:14.200 --> 11:16.100
...بابا ، من

11:18.150 --> 11:19.400
.باردا

11:20.050 --> 11:21.000
!بله

11:21.600 --> 11:24.100
!اونو بیار

11:24.100 --> 11:25.700
!زمانش رسیده

11:26.400 --> 11:27.600
!رو چِشَم

11:37.300 --> 11:40.050
!لیف ، بازش کن

11:41.500 --> 11:43.500
چی شده ؟ زودباش

12:03.000 --> 12:04.700
...ا-این

12:30.800 --> 12:32.300
...ا-این

12:35.500 --> 12:37.700
!کمبرند درخشید

12:38.550 --> 12:40.900
کمربند دلتورا ؟

12:40.900 --> 12:42.150
!درسته

12:42.150 --> 12:44.100
چرا اینجاست ؟

12:45.450 --> 12:49.200
من قبلا توی قلعه دل زندگی میکردم

12:49.200 --> 12:53.700
!من و اندون توسط یک دایه بزرگ شدیم

12:55.200 --> 12:56.500
با شاه اندون ؟

12:56.500 --> 13:00.200
!آره ، اون کسیه که میتونم دوست صداش کنم

13:00.200 --> 13:05.950
پدر لیف ، جارد ، درباره روز هایی که با شاه اندون گذرونده بود صحبت کرد

13:05.950 --> 13:10.400
...و روزی که هفت آکوبابا حمله کردند رو تعریف کرد

13:11.900 --> 13:15.650
اون روز ، من کمربند شکسته رو برداشتم

13:15.650 --> 13:22.300
!شاه اندون و ملکه شارن رو از قلعه بیرون و به جایی امن بردم

13:22.300 --> 13:24.300
شاه فرار کرد ؟

13:24.300 --> 13:25.900
نه

13:25.900 --> 13:29.050
!جونشون رو در اولویت قرار داده بود

13:29.050 --> 13:31.900
لرد قطعا جون اون دورو هدف قرار میده

13:32.500 --> 13:35.900
مهم بود که شاه و کمربند رو از هم جدا کرد

13:35.900 --> 13:38.350
چون کمربند شکسته بود

13:38.350 --> 13:42.150
!و هفت جواهر جدا شده بودند

13:42.150 --> 13:45.050
...ولی ، حتی اگه جواهرارو هم پیدا کنه

13:45.350 --> 13:46.450
!درسته

13:46.450 --> 13:50.700
!قدرت کمربند رو فقط خاندان سلطنتی میتونن استفاده کنن

13:50.700 --> 13:55.000
!کمربند قدرت روحی اولین شاه ، آدین رو درخودش داره

13:55.000 --> 13:57.000
...اگه اولادی از شاه وجود نداشته باشه

13:57.000 --> 13:59.700
!کمربند خود به خود نابود میشه

13:59.700 --> 14:02.700
!اگه این اتفاق بیوفته دیگه نمیشه بهم وصلش کرد

14:02.700 --> 14:06.050
..که یعنی ... خون سلطنتی هنوز

14:06.050 --> 14:09.600
ملکه شارن اون موقع حامله بود

14:10.200 --> 14:11.150
..که یعنی

14:11.150 --> 14:14.750
...وقتی هفت جواهر به روی کمربند وصل بشن

14:14.750 --> 14:17.750
!هویت وارث اونها مشخص میشه

14:18.400 --> 14:21.600
...هفت جواهر منتظر جانشین پادشاهن

14:22.300 --> 14:26.930
...شاه اندون میدونست که قدرت پادشاه بودن رو نداره

14:27.300 --> 14:32.150
!پس جانشین اون تنها امیدیه که برای ما باقی مونده

14:37.350 --> 14:38.650
!من میرم

14:39.350 --> 14:41.000
من جواهرهارو پیدا میکنم

14:41.000 --> 14:44.250
و با جانشین شاه ، به مبارزه ی لرد سایه ها میریم

14:44.250 --> 14:47.900
!و دوباره نور و امید رو برمیگردونیم

14:51.850 --> 14:52.600
مامان ؟

14:54.400 --> 14:55.400
لیف

14:57.000 --> 15:02.000
ما همیشه منتظر این روز بودیم

15:05.100 --> 15:10.250
این نقشه رو من از اطلاعاتی که از صحبت های مسافران بدست آوردم کشیدم ، نقشه ی دلتورا

15:13.000 --> 15:18.600
هفت آکوبا ، هفت جواهر رو به هفت مکان عرفانی بردند

15:20.350 --> 15:22.250
...دریاچه ی اشک ها

15:23.150 --> 15:24.400
...شهر موش ها

15:25.300 --> 15:26.850
...شن های متحرک

15:27.600 --> 15:29.100
...کوه ترس ها

15:29.800 --> 15:31.700
...هزارتوی هیولاها

15:32.200 --> 15:33.850
...دره گمشده ها

15:34.600 --> 15:37.100
!و اینجا ، جنگل سکوت

15:38.200 --> 15:40.100
اون جنگلی که نزدیک شهره ؟

15:40.100 --> 15:41.400
!درسته

15:41.400 --> 15:43.600
اول باید اینجا بری

15:43.600 --> 15:45.030
باشه

15:45.030 --> 15:45.950
خیله خب

15:45.950 --> 15:47.950
حالا لباستو درار

15:48.400 --> 15:49.100
ها ؟

15:51.500 --> 15:54.250
حواست باشه همیشه تنت باشه این

15:59.700 --> 16:05.100
کمربندی که به دست من امانت سپرده شده بود ، الان به پسرم لیف سپرده میشه

16:07.500 --> 16:11.150
این بین شمشیرهایی که ساختم برترینه

16:16.600 --> 16:19.350
مطمئنم که قدرتت میشه

16:21.800 --> 16:23.250
اینم از طرف منه

16:25.500 --> 16:27.900
برای تو دوختمش

16:28.400 --> 16:30.750
با عشق و کلی خاطره

16:30.750 --> 16:32.750
و همینطور قدرت و گرما

16:33.800 --> 16:37.700
این شنل با پارچه ی مخصوصی دوخته شده

16:38.500 --> 16:39.900
حتما مراقبش هستم

16:42.300 --> 16:43.400
لیف

16:43.400 --> 16:46.100
!تولد شونزده سالگیت مبارک

16:47.800 --> 16:49.450
!ممنون مامان

16:50.350 --> 16:54.950
تو به اندازه کافی یاد گرفتی و تمرین کردی

16:54.950 --> 16:56.900
چیزی برای ترس نداری

16:57.500 --> 16:58.850
درسته

16:58.850 --> 16:59.800
!پس من میرم

16:59.800 --> 17:00.650
صبرکن

17:02.100 --> 17:03.400
منم باهات میام

17:03.400 --> 17:05.400
اوه راس میگی

17:05.400 --> 17:06.500
باردا ؟

17:06.500 --> 17:08.250
راهنمای توعه

17:08.250 --> 17:08.950
ها ؟

17:15.500 --> 17:17.380
چطوره ؟ پشمات ریخت نه ؟

17:20.150 --> 17:22.200
خب بریم ارباب جوان

17:22.650 --> 17:24.400
!نه ، لیف

17:28.500 --> 17:31.600
!نمیدوستم همچین راه مخفی اینجا وجود داشته

17:32.050 --> 17:34.050
به کجا میرسه ؟

17:34.250 --> 17:35.600
!خب ، کلی جا

17:35.600 --> 17:37.600
مستقیم به خروجی سمت جنگل میریم

17:37.600 --> 17:39.500
!مطمئن شو که بدون فاصله پشتم میای

17:44.000 --> 17:45.130
من رفتم

17:45.700 --> 17:47.350
!برو لیف

17:47.900 --> 17:50.050
به سلامت به خونه برگرد

17:55.500 --> 17:58.000
...به سلامت لیف

18:14.550 --> 18:16.400
صبر کن باردا

18:17.350 --> 18:19.100
!صداتو بیار پایین

18:19.100 --> 18:21.000
ساکت باش و دنبالم بیا فهمیدی ؟

18:22.250 --> 18:23.800
!چه یهو رئیس بازی درمیاره

18:24.700 --> 18:25.800
!خیله خب

18:26.600 --> 18:27.700
!من میرم جلوتر

18:27.700 --> 18:28.900
!هوی لیف

18:58.500 --> 18:59.700
!لیف سرتو بدزد

19:16.600 --> 19:18.350
!دوستاش الان میان ! بدو

19:25.000 --> 19:26.600
!فکر کنم اینجا دیگه امن باشه

19:37.950 --> 19:39.300
باردا

19:39.300 --> 19:41.900
مرسی که نجاتم دادی

19:42.300 --> 19:44.500
نیازی به تشکر نیس

19:44.500 --> 19:47.900
من از وقتی بچه بودی دارم ازت محافظت میکنم

19:47.900 --> 19:48.500
ها ؟

19:49.300 --> 19:50.900
نفهمیدی نه ؟

19:52.500 --> 19:54.800
اون تو بودی ؟

19:54.800 --> 19:56.700
!آها ... اون مسیر زیرزمینی

19:57.300 --> 19:59.500
دارم دینم رو به پدرت برمیگردونم

19:59.500 --> 20:02.400
وقتی از قلعه فرار کرد منم با خودش برد

20:02.900 --> 20:04.300
تو هم تو قلعه بودی ؟

20:05.150 --> 20:06.000
آره

20:06.000 --> 20:08.220
من نگهابان قصر بودم

20:20.900 --> 20:25.750
من اون روز نتونستم تا آخرش از کمربند محافظت کنم

20:27.300 --> 20:28.400
بعدش

20:28.900 --> 20:33.550
با پدر و مادرت که داشتن دوتا مسافر رو راهی میکردن روبرو شدم

20:34.900 --> 20:37.000
بعدا فهمیدم

20:37.000 --> 20:41.700
که اون مسافرا شاه اندون و ملکه شارن بودن

20:44.000 --> 20:46.000
از اون موقع به بعد

20:46.000 --> 20:48.800
وظیفه ی من محافظت از کمربند بود

20:48.800 --> 20:50.400
!نه پرستاریِ تو

20:51.500 --> 20:52.600
متوجه شدم

20:52.600 --> 20:55.400
منم قصد ندارم زحمتی روی دوشت باشم

21:14.700 --> 21:15.600
باردا

21:17.200 --> 21:19.100
یه چیزی نزدیکمون نیس ؟

21:19.800 --> 21:21.000
!به نظر میرسه که هست

21:32.000 --> 21:33.300
!ب-باردا

21:38.000 --> 21:40.100
مطمئنی که اینوری رفت ؟

21:40.500 --> 21:41.600
!شکی توش ندارم

21:41.600 --> 21:43.350
رد پاشون اینوریه

21:44.450 --> 21:45.500
که اینطور

21:45.500 --> 21:47.800
پس نیاز نیس دنبالشون بریم

21:55.200 --> 21:56.400
...اینا چین

21:56.400 --> 21:57.330
!به روبروت نگاه کن

22:01.800 --> 22:02.700
!..گ-گوشم

22:03.100 --> 22:04.500
..لعنتی

22:13.000 --> 22:14.550
احمق آروم باش

22:26.200 --> 22:28.400
!!باردا

22:35.550 --> 22:41.050
شکوفه های گیلاس دارن به زمین میوفتن

22:41.320 --> 22:46.720
انگار که آسمان فرود میان

22:47.600 --> 22:52.680
خاطراتی که با تو داشتم رو

22:52.980 --> 22:58.450
همیشه محکم در آغوش میگیرم

22:59.920 --> 23:05.750
ناگهان گلبرگ ها کامل شکوفه میزنند

23:06.230 --> 23:09.350
درست بالای سر من شناور میشن

23:11.840 --> 23:17.130
هرچقدر هم صبر کنم کسی نمیاد

23:17.340 --> 23:24.100
احساسات خروشانم رو پشت سرگذاشتم ؟

23:26.370 --> 23:32.340
تنهایی اینجا ، آهنگ شکوفه زدن ساکورا رو میخونم

23:32.640 --> 23:38.280
منتظر تو تنها میمونم

23:38.600 --> 23:44.290
این عشق به من یاد داد

23:44.690 --> 23:50.600
که عشق واقعی تو روز های معمولی پنهونه

23:50.600 --> 23:58.810
آخرین آهنگم رو با باد های بهاری بهت هدیه میدم

24:06.100 --> 24:07.800
کمربند دلتورا

24:09.000 --> 24:13.600
کمربند مقدسی با هفت جواهر که به نسل به نسل به دست خاندان سلطنتی سپرده میشه

24:13.600 --> 24:19.400
وقتی که جانشین واقعی پیدا بشه ، قدرت این کمربند لرد سایه هارو نابود میکنه

24:19.580 --> 24:34.500
<b>:پیش نمایش قسمت بعد</b>

24:20.650 --> 24:24.400
هنوز سفرمون رو شروع نکرده با هیولاهای عجیبی روبرو شدیم

24:24.820 --> 24:26.340
اینا دیگه کوفتین ؟

24:26.690 --> 24:30.600
تو همون لحظه دختر عجیبی مقابلمون ظاهر شد

24:30.570 --> 24:34.500
<b>دختر حنگل ، جاسمین</b>

24:31.190 --> 24:34.500
"قسمت بعد :"دختر جنگل ، جاسمین