﻿WEBVTT

00:01.200 --> 00:04.300
<i>پادشاهی که در تاریکی پنهان شده ، دلتورا</i>

00:07.300 --> 00:10.650
<i>یک میراث سلطنتی ، کمربند دلتورا</i>

00:11.900 --> 00:16.000
<i>زمان ها پیش ، این کمربند توسط اولین شاه طراحی شده</i>

00:16.000 --> 00:18.750
<i>و هفت جواهر بر روی اون قرار گرفتند</i>

00:19.350 --> 00:21.600
<i>هر جواهر قدرتی جادویی در بر داشته</i>

00:21.600 --> 00:26.350
<i>و هنگامی که زادگان مستقیم شاه اون رو میپوشیدند از آنها محافظت میکرد</i>

00:28.200 --> 00:33.150
<i>و حال ، این هفت جواهر در هفت مکان عرفانی پنهان شده اند</i>

00:34.300 --> 00:39.100
<i>و از آن لحظه به بعد ، پادشاهی دلتورا در تاریکی دفن گشته</i>

00:41.550 --> 00:42.700
<i>،هرچند</i>

00:42.700 --> 00:45.200
<i>درون ناامیدی نیز میتوان نور امید را در افق دید</i>

00:45.800 --> 00:51.000
<i>پسری که مقابل لرد سایه ها ایستاد و وظیفه ی پیدا کردن هفت جواهر رو بر عهده داشت</i>

00:52.150 --> 00:55.000
<i>با داشتن نور امید در قلبش</i>

00:55.000 --> 00:58.400
<i>!به ماجراجویی خود ادامه میدن</i>

02:46.700 --> 02:51.900
حین مسافر لیف اینا ، با یه زوج پیر مهربون ، نیجی و دوجی روبرو شدن

02:51.900 --> 02:58.500
ولی در اصن این دو بچه های جادوگر تگان 
جین و جید بودن

02:59.000 --> 03:07.800
وقتی در دردسر افتاده بودن ، مرد رالادی ماناس و کری اونهارو نجات دادن

03:07.800 --> 03:13.800
لیف اینا که هرطور شده هیولاهارو شکست دادن
به سمت مقصد بعدیشون ، دریاچه اشک ها به راه افتادن

03:14.900 --> 03:16.840
<b>هیولایی که در












دریاچه اشک ها زندگی میکند</b>

03:16.840 --> 03:20.850
<b>هیولایی که در












دریاچه ی اشک ها زندگی میکند</b>

03:29.150 --> 03:31.200
!این پسره هنوز داره دنبالمون میاد

03:32.000 --> 03:37.500
هرچی تعدادمون بیشتر بشه احتمال پیدا شدنمون توسط تگان هم بالا میره

03:38.450 --> 03:39.300
!ماناس

03:43.600 --> 03:45.900
دیگه مشکلی نیس ، بیا از اینجا به بعد راه خودمونو بریم

03:51.500 --> 04:01.000
"شماها دو بار زندگی مهم من رو نجات دادید"

04:02.300 --> 04:04.600
فکر کنم میخواد دینش رو ادا کنه

04:04.600 --> 04:05.600
دوباره اون ؟

04:05.600 --> 04:08.850
تو هم مارو نجات دادی

04:08.850 --> 04:10.750
برای همین دیگه اشکالی نداره

04:13.650 --> 04:17.100
بلاخره از دست جین و جید آزاد شدی

04:17.100 --> 04:19.100
هرجا که دوس داری میتونی بری

04:29.100 --> 04:29.950
که اینطور

04:30.400 --> 04:36.400
برای رسیدن به دریاچه ی اشک ها باید از 
محل تولد ماناس ، رالادین رد بشیم

04:36.400 --> 04:38.200
شهر قبیله ی رالاد ؟

04:38.850 --> 04:42.250
!که یعنی ماناس جای دریاچه اشک هارو میدونه

04:43.800 --> 04:46.600
که اینطور ! اینطوری کلی بهمون کمک میشه

04:46.600 --> 04:48.750
پس باید ازش بخوایم راه رو نشونمون بده

04:52.200 --> 04:58.350
<i>اینگونه ، با راهنمایی مرد رالادی ، لیف و دوستانش به راهشون ادامه دادن</i>

05:00.000 --> 05:03.900
<i>با توجه به توضیح ماناس ، سه روز تا شهر رالادین فاصله دارن</i>

05:03.900 --> 05:07.500
<i>ولی این اصلا سفر آسونی براشون نبود</i>

05:10.700 --> 05:15.000
<i>برای دور ماندن از دسته تگان ، از بین بوته ها پنهانی عبور میکردند</i>

05:16.000 --> 05:22.250
<i>باید روی زمین سفت و سرد دراز میکشیدن و برای خوابیدن تلاش میکردن</i>

05:22.250 --> 05:25.200
<i>و این وضعیت برای جاسمین مجروح بسیار سخت بود</i>

05:26.500 --> 05:30.650
<i>حتی حین روز نیز مجبور بودن از بین بوته و راه های باریک عبور کنن</i>

05:30.650 --> 05:36.350
<i>ولی در حین رد شدن ، درختان خیالشون رو راحت میکرد</i>

05:36.350 --> 05:43.900
<i>جاسمین با تک تک درختان صحبت میکرد 
و از نبود تگان مطمئن میشد</i>

05:43.900 --> 05:47.650
<i>هرچند ، هرچه جلوتر میرفتن درختان و گیاهان کمتری وجود داشتن</i>

05:53.400 --> 05:55.900
!ماناس ، ماناس

05:56.400 --> 05:58.900
ماناس ، بزار یکم اینجا استراحت کنیم

05:58.900 --> 06:01.350
نه اینجا نه

06:01.350 --> 06:04.450
اینجوری انگار خودمون از تگان میخوایم پیدامون کنه

06:05.800 --> 06:07.200
...ماناس

06:07.200 --> 06:08.800
کجا میری ؟

06:08.800 --> 06:11.150
میخواد یه چیزی بهمون بگه

06:20.100 --> 06:21.500
!یه کلبه اینجاست

06:24.600 --> 06:26.000
کسی اینجاست ؟

06:25.430 --> 06:30.430
<b>myanimes.ir</b>

06:27.650 --> 06:29.400
!به نظر خونه رها شده میاد

06:30.100 --> 06:31.000
!صبرکن

06:32.270 --> 06:37.070
<b>MyAnime Presents 
@myanimes : کانال تلگرام</b>

06:38.180 --> 06:43.180
<b>:ترجمه و زیرنویس
</b>fatima

06:45.400 --> 06:48.400
میدونستم ، نگهابای سایه به این خونه حمله کرده بودن

06:49.800 --> 06:51.500
آره شکی توش نیس

06:55.800 --> 06:58.400
!مهر لرد سایه ها

07:02.800 --> 07:09.500
اوضاع خرابه ، اگه نگهبانای سایه تا اینجا اومده باشن 
...پس شهر رالادین

07:10.750 --> 07:12.900
!زودباشید سریع بریم به سمت رالادین

07:12.900 --> 07:15.700
جاسمین ، تو باید یکم استراحت کنی

07:15.700 --> 07:16.570
من خوبم

07:17.300 --> 07:18.500
چی شده ماناس ؟

07:31.600 --> 07:35.400
نکنه میگه بریم حموم ؟

07:36.300 --> 07:39.350
وقت اینکارارو نداریم

07:45.800 --> 07:48.350
...یه دیوار و سبد

07:49.300 --> 07:50.800
!خب فهمیدم

07:50.800 --> 07:54.250
چیو فهمیدی ؟ حموم چی میگه الان ؟

07:54.250 --> 07:58.100
به نظرم که ماناس نگرانِ زخمه توعه

07:58.100 --> 08:00.600
به نظرم میگه که زخمت رو تمیز کنی

08:00.600 --> 08:01.450
...ولی

08:01.450 --> 08:04.500
اگه اینطوره به نظرم ماناس درست میگه

08:04.500 --> 08:06.000
تو هم لیف ؟

08:06.000 --> 08:09.000
بعضی وقتا بهتره به حرف ما گوش بدی

08:09.000 --> 08:12.100
..اگه اینکارو میکردم که معلوم نبود الان کجا بودیم

08:15.750 --> 08:17.850
!باز اون مارکِ

08:20.500 --> 08:23.500
پرنده ؟ این معنیه پرنده میده ؟

08:23.500 --> 08:25.100
چرا اینجاست ؟

08:25.100 --> 08:26.700
قبلا یه چیزایی شنیدم

08:26.700 --> 08:33.500
این یه گروهیه به نام مقاوت که در مقابل لرد سایه ها ایستادن

08:34.350 --> 08:38.650
پس این مارک برای نشون دادن آزادیشون مثل یه پرنده اس

08:39.550 --> 08:45.100
پس اگه مارکشون اینجاس ، یعنی گروه مقاومت قبلا اینجا بوده

08:55.800 --> 08:58.700
خوبم ، باز انرژی گرفتم

09:04.650 --> 09:09.500
خوشمزه اس ! باورم نمیشه باردا بتونه همچین چیز خوشمزه ای درست کنه

09:11.000 --> 09:14.600
تصمیمت درست بود که اینجا استراحت کنم
سرحال شدم اصن

09:15.600 --> 09:16.500
..ولی

09:17.500 --> 09:20.400
آره ، منم نگران شهر رالادینم

09:21.500 --> 09:24.400
چرا لرد سایه ها سراغ رالادین رفت؟

09:24.400 --> 09:30.930
به خاطر سخت کوشی و مهارت رالاد ها در معماری ، میخواسته اونارو برده ی خودش کنه

09:31.900 --> 09:40.630
ماناس با دونستن این نقشه ، برای درخواست کمک از گروه مقاوت به سمت شهر دل به راه میوفته

09:41.350 --> 09:42.300
...که اینطور

09:43.100 --> 09:46.350
...البته گروه مقاوتِ شهر دل خیلی وقت پیش شکست خورده

09:47.100 --> 09:49.350
!ولی گروه مقاوت هنوز وجود داره

09:49.350 --> 09:53.900
!آدم هایی با اهداف شبیه به ما هم هستن

09:53.900 --> 09:58.400
راس میگی ، مطمئنم شهر رالادین توسط گروه مقاوت محافظت شده

09:59.000 --> 10:00.700
!خیله خب ، راه بیوفتیم

10:09.200 --> 10:12.600
!ماناس ، بیا یکم آروم تر راه بریم

10:12.600 --> 10:13.700
!نزدیکیم

10:14.450 --> 10:17.100
احتمالا به رالادین نزدیک شدیم

10:26.950 --> 10:28.400
مثکه میتونیم ازش رد بشیم

10:39.800 --> 10:42.880
!خیله خب ، بیاید ما هم بریم به سمت رالادین

10:50.600 --> 10:54.500
فکرشم نمیکردم همچین راهی اینجا باشه
خداروشکر ماناس باهامونه

10:57.400 --> 10:58.700
!رالادین نزدیکه

11:11.110 --> 11:13.700
!اینجا ... رالادینِ

11:31.600 --> 11:34.500
!هیشکی اینجا نیس

11:35.500 --> 11:39.550
چه اتفاقی تو این شهر افتاده ؟

11:53.500 --> 11:54.700
...ماناس

11:54.700 --> 12:00.900
ماناس فکر میکنه شهروندای رالادین رو
نگهبانان سایه دستگیر کردن

12:00.900 --> 12:02.600
!شایدم فرار کرده باشن

12:02.600 --> 12:06.300
مردم قبیله ی رالاد هیچوقت به میل خودشون شهرشون رو ول نمیکنن

12:06.300 --> 12:10.100
چون هر اتفاقی هم بیوفته ، اینجا کشورشونه

12:11.300 --> 12:15.100
همه ی جای شهر مهر لرد سایه هم بود

12:15.100 --> 12:17.100
...پس اینجا هم اومدن

12:25.200 --> 12:29.200
..تو این مواقع ما باید براش چیکار کنیم

12:29.200 --> 12:31.050
...چیکار

13:09.400 --> 13:10.400
...ماناس

13:12.100 --> 13:13.100
...لعنتی

14:01.000 --> 14:02.100
..این

14:02.100 --> 14:03.330
چی شده ؟

14:28.350 --> 14:30.960
قبیله ی رالاد واقعا فوق العاده ان

14:31.600 --> 14:35.600
!زیر شهر یه همچین چیز مخفی ساختن

14:36.700 --> 14:39.700
!عملیات خیلی بزرگی بوده حتما

14:39.700 --> 14:44.850
بهت گفتم که ! مردم رالاد معمار های سخت کوش و با مهارتی ان

14:44.850 --> 14:47.300
و هرگز کشورشون رو ول نمیکنن

14:48.200 --> 14:52.900
هرچند ، حتی منم تا این حدشو تصور نمیکردم

14:52.900 --> 14:56.100
!خیالتم راحت بشه شیکمت سیر نمیشه ها

14:56.100 --> 14:57.700
!تو هم بیا بخور لیف

14:57.700 --> 14:58.600
راس میگی

14:59.300 --> 15:02.600
فردا ، بلاخره به سمت دریاچه ی اشک ها میریم

15:02.600 --> 15:06.000
نه ، بیاید یه چند روزی اینجا بمونیم

15:08.150 --> 15:12.200
همونطور که تو به ماناس گفتی ، قطعا اونم 
بهت میگه که اول زخمات رو درمان کنی

15:12.200 --> 15:15.000
ای خدا ، باشه

15:15.000 --> 15:17.150
...و ما هم

15:22.000 --> 15:22.700
این چطوره ؟

15:24.350 --> 15:27.500
همیشه سعی نکن فقط با قدرتت بجنگی

15:27.500 --> 15:29.070
تو سرعت بالایی داری

15:30.700 --> 15:34.000
احمقا ، چرا باید همچین کار خسته کننده ای بکنن

15:35.600 --> 15:41.300
<i>اینگونه لیف و دوستانش ، در شهر زیرزمینی رالاد ها
چند روزی رو به استراحت پرداختند</i>

15:42.500 --> 15:48.600
<i>خوابیدن توی تخت نرم و گرم برای جاسمین اولین بار بود</i>

15:52.200 --> 15:56.700
<i>اما دیر یا زود ، باید برای ادامه ی ماجراجوییشون به سفر ادامه بدن</i>

15:58.500 --> 15:59.500
ممنونم

15:59.500 --> 16:01.200
خیلی بهتون زحمت دادیم

16:01.200 --> 16:03.600
تازه بهمون غذا و لباس هم دادید

16:04.400 --> 16:09.900
یکم دیگه ماناس رو ازتون قرض میگیریم
اما قول میدیم که توی خطر نندازیمش

16:14.950 --> 16:18.400
"کجا میرید ؟"

16:19.400 --> 16:21.900
بهشون نگفتی ؟

16:21.900 --> 16:24.700
که میریم به دریاچه ی اشک ها ؟

16:34.600 --> 16:36.300
داری بهمون میگی نریم ؟

16:40.500 --> 16:43.500
"شهر شیطانی"

16:45.400 --> 16:47.100
...این

16:47.100 --> 16:48.700
"سولدین"

16:49.700 --> 16:51.900
این چیزیه که ازش میترسن

16:51.900 --> 16:53.500
سولدین ؟

16:54.800 --> 16:59.800
هرچی که هست ، حریفی نیس که بتونیم باهاش مقابله کنیم

16:59.800 --> 17:01.900
!مثل جادوگر تگان

17:05.100 --> 17:10.100
"تو ... نمیتونی جادوگر تگان رو...شکست بدی"

17:13.450 --> 17:14.800
منظورت چیه ؟

17:16.800 --> 17:24.100
"برای شکستش ... راهی جز به خونریزی انداختنش ندارید"

17:24.100 --> 17:27.300
"و اونم فقط یه قطره کافیه"

17:28.600 --> 17:35.900
"ولی تگان ... با جادو ... از کل بدنش محافظت میکنه"

17:35.900 --> 17:47.500
"خیلی ها برای مقابله باهاش رفتن ... اما هیچکس برنگشت"

17:48.400 --> 17:51.300
ولی ما چاره ای جز رفتن نداریم

17:52.900 --> 17:55.400
"دلیلت رو بگو"

17:56.500 --> 17:58.600
...اونو نمیتونیم

17:58.600 --> 18:00.600
ولی لطفا بهمون اعتماد کن

18:00.600 --> 18:04.850
باور کن که برای کشور دلتورا و مردم میریم

18:27.000 --> 18:30.000
شرمنده ماناس مجبورت کردیم باهامون بیای

18:34.100 --> 18:35.350
آره بزن بریم

18:53.400 --> 18:58.400
ماناس ، جلوتر رودخونه ی اشک هاست ؟

19:00.000 --> 19:01.900
ممنون ، خیلی کمک بزرگی کردی

19:01.900 --> 19:06.800
دیگه تا اینجا کافیه ، برگرد پیش بقیه ، به شهر رالادین

19:11.700 --> 19:15.100
دیگه مشکلی نیس ، دوستات نگرانتن

19:20.700 --> 19:22.900
فهمیدم ، پس بیا باهم بریم

19:34.200 --> 19:35.300
...اینجا

19:35.300 --> 19:37.400
...دریاچه ی اشک ها

19:37.400 --> 19:42.200
میگفتن قبلا شهر زیبایی بوده که همه دوسش داشتن

19:42.200 --> 19:46.500
..و اون شهر به خاطر نفرین جادوگر تگان همچین جایی شده

19:50.900 --> 19:54.100
تغییری تو کمربند حس نمیکنی ؟

19:54.800 --> 19:58.250
نه ، هنوز هیچی

20:03.500 --> 20:07.360
توی این دریاچه یه جواهر مخصوصی پنهان شده

20:08.400 --> 20:12.000
برای نجات دادن دلتورا جواهر ضروریه

20:12.000 --> 20:15.100
...چون بهت اعتماد دارم گفتم ، برای همین

20:24.400 --> 20:25.700
مراقب باشید

20:25.700 --> 20:27.900
ممکنه اینجا هم خطرناک باشه

20:27.900 --> 20:30.200
...فقط یه راه برای فهمیدنش هست

20:33.900 --> 20:35.000
بزن بریم

20:43.200 --> 20:48.200
اینجاست ، جواهر یه جایی تو این دریاچه اس

20:50.400 --> 20:51.400
اوضاع خطریه

21:05.600 --> 21:06.800
!تونستیم

21:07.600 --> 21:09.000
هنوز نه

21:09.000 --> 21:11.000
کمربند داغه

21:22.300 --> 21:23.500
...اون

21:23.500 --> 21:24.700
سولدین

21:51.700 --> 21:53.000
خوبی لیف ؟

21:53.500 --> 21:54.600
یه جورایی

21:54.600 --> 21:56.400
نباید نزدیک هم باشیم

21:56.400 --> 21:58.900
!با تصمیم خودت حمله کن

21:58.900 --> 21:59.900
!فهمیدم

22:00.900 --> 22:02.400
!باردا داره میاد

22:07.800 --> 22:09.200
!باردا

24:06.600 --> 24:07.800
.سولدین

24:08.600 --> 24:11.900
.نگهبان جواهری که تو دریاچه ی اشک هاست

24:11.900 --> 24:19.710
دندان های تیزی داره و با سرعت زیادی شنا میکنه
میتونه هم روی زمین هم زیر آب نفس بکشه

24:19.710 --> 24:34.680
<b>پیش نمایش قسمت بعد</b>

24:21.100 --> 24:24.900
.تا جواهر رو بدست آوردیم ، تگان روبروم ظاهر شد

24:24.900 --> 24:28.000
!و به خاطر جادوش همه شکست خوردیم

24:28.000 --> 24:31.900
...با اینکه اگه بتونیم باعث شیم یه قطره خونریزی کنه

24:30.800 --> 24:34.680
<b>جادوگر تگان ظاهر میشود</b>

24:31.900 --> 24:34.680
"قسمت بعد :"جادوگر تگان ظاهر میشود