﻿WEBVTT

00:01.200 --> 00:04.300
<i>پادشاهی که در تاریکی پنهان شده ، دلتورا</i>

00:07.300 --> 00:10.650
<i>یک میراث سلطنتی ، کمربند دلتورا</i>

00:11.900 --> 00:16.000
<i>زمان ها پیش ، این کمربند توسط اولین شاه طراحی شده</i>

00:16.000 --> 00:18.750
<i>و هفت جواهر بر روی اون قرار گرفتند</i>

00:19.350 --> 00:21.600
<i>هر جواهر قدرتی جادویی در بر داشته</i>

00:21.600 --> 00:26.350
<i>و هنگامی که زادگان مستقیم شاه اون رو میپوشیدند از آنها محافظت میکرد</i>

00:28.200 --> 00:33.150
<i>و حال ، این هفت جواهر در هفت مکان عرفانی پنهان شده اند</i>

00:34.300 --> 00:39.100
<i>و از آن لحظه به بعد ، پادشاهی دلتورا در تاریکی دفن گشته</i>

00:41.550 --> 00:42.700
<i>،هرچند</i>

00:42.700 --> 00:45.200
<i>درون ناامیدی نیز میتوان نور امید را در افق دید</i>

00:45.800 --> 00:51.000
<i>سری که مقابل لرد سایه ها ایستاد و وظیفه ی پیدا کردن هفت جواهر رو بر عهده داشت</i>

00:52.150 --> 00:55.000
<i>با داشتن نور امید در قلبش</i>

00:55.000 --> 00:58.400
<i>!به ماجراجویی خود ادامه میدن</i>

02:46.440 --> 02:51.060
لیف و گروهش در جستجوی سومین گوهر به شهر موشها رسیدند

02:51.060 --> 02:57.300
هرچند گروه بزرگی از موشها بهشون حمله کردن و هر چی که داشتند
رو از دست دادند

02:57.280 --> 03:03.490


مای انیمه تقدیم میکند


myanimes.ir


مترجم:haruki

02:57.880 --> 02:59.860
<b>!پادشاه شهر موشها</b>

02:59.860 --> 03:03.830
<b>!پادشاه شهر موشها</b>

03:04.980 --> 03:06.470
...من فکر میکنم

03:06.470 --> 03:09.330
اینجا پایان سفر منه

03:09.890 --> 03:10.810
جاسمین...؟

03:11.760 --> 03:14.320
واسه چی یهو همچین چیزی میگی؟

03:14.320 --> 03:17.740
فقط دیگه نمیخوام برای شاهم بجنگم

03:17.740 --> 03:18.440
عه؟

03:18.440 --> 03:21.810
...اصلا نمیتونم حرفای اون مرد رو از سرم بیرون کنم

03:21.810 --> 03:23.140
اون مرد؟

03:23.140 --> 03:26.590
همون مرد که یه زخم بزرگ روی صورتش داشت و
توی مغازه تام دیدیمش

03:27.670 --> 03:32.170
<i>جادوی تائگان دلیل وحشی شدن تیغ ها نیست </i>

03:32.170 --> 03:38.750
<i> بلکه این نتیجه نادیده گرفتن مردم توسط شاه دلتورا برای یک قرنه
که ما رو توی فقر و فلاکت نگهداشته</i>

03:39.770 --> 03:42.320
منم مثل اون فکر میکنم

03:42.320 --> 03:46.200
اون تیغ ها بذری هستن که خود شاه دلتورا کاشته

03:46.940 --> 03:48.700
سعی داری چی بگی؟

03:48.700 --> 03:54.190
من باور نمیکنم که ارباب سایه ها
تنها دلیل این وضعیت دنیا باشه

03:54.190 --> 03:56.800
شاید اشتباه اصلی تو کارهای شاه دلتورا باشه

03:57.280 --> 03:59.280
این درست نیست جاسمین

03:59.280 --> 04:01.440
!شاه هیچی در این باره نمیدونست

04:01.440 --> 04:04.350
!چون توسط خدمتکارش فریب خورد

04:04.350 --> 04:07.210
خب منم دارم میگم اینو باور نمیکنم

04:07.210 --> 04:10.980
منظورم اینه که چطور ممکنه یه شاه
هر چی خدمتکارش بگه گوش کنه؟

04:10.980 --> 04:14.100
اصلا خود این داستان هم میتونه دروغ باشه درسته؟

04:14.100 --> 04:15.690
!امکان نداره

04:17.060 --> 04:18.980
تو چطور میتونی مطمئن باشی؟

04:18.980 --> 04:20.330
اونجا بودی که ببینی؟

04:21.280 --> 04:23.600
...اونجا نبودم ولی

04:25.040 --> 04:28.090
...چیزیکه ندیدی رو اینقدر باور داری

04:28.090 --> 04:30.350
پس تو هم اندازه شاه احمقی

04:30.350 --> 04:31.710
!منظورت از این حرفا چیه؟

04:31.710 --> 04:32.900
هیچی واقعا

04:33.230 --> 04:34.800
خب بهرحال

04:35.520 --> 04:38.060
ما باید راهی رو بریم که باور داریم درسته

04:38.060 --> 04:39.460
هیچ راه دیگه ای نیست

04:40.290 --> 04:43.080
من با هیچ کدوم شماها نیستم

04:43.080 --> 04:45.780
ولی شما باید چیزی رو انتخاب کنین که قلبتون میگه

04:45.780 --> 04:47.190
فکر میکنم

04:47.190 --> 04:51.200
با شما به این سفر ملحق شدم چون 
مادرم بهم گفته بود

04:51.200 --> 04:53.750
پس از الان خودم تصمیم میگیرم که باید چیکار کنم

04:55.220 --> 04:58.130
خب پس اینجا باید از هم خداحافظی کنیم

04:58.130 --> 04:58.760
!جاسمین

04:59.590 --> 05:00.370
چیه؟

05:02.350 --> 05:03.370
...آه

05:04.330 --> 05:05.130
...من

05:08.060 --> 05:08.880
...آم

05:09.480 --> 05:10.640
چیه؟

05:12.360 --> 05:13.530
حرف بزن دیگه

05:14.780 --> 05:16.600
!باشه هر راهی رو میخوای انتخاب کن

05:18.010 --> 05:19.500
!نقشه خودمم همین بود

05:35.990 --> 05:37.590
تو چرا هنوز دنبال من میای؟

05:37.590 --> 05:39.680
مگه نگفتی میخوای بری؟

05:41.110 --> 05:42.400
اشتباه برداشت نکن

05:42.400 --> 05:46.300
شماها اتفاقی دارین همون مسیری رو میرین که منم قراره برم

05:46.710 --> 05:47.640
اوه جدی؟

05:49.110 --> 05:50.210
!درسته

06:01.830 --> 06:02.700
!جاسمین

06:03.120 --> 06:06.100
ما میخوایم وارد شهر بشیم

06:06.950 --> 06:09.120
من اونطرفی میرم

06:09.120 --> 06:10.270
این درسته؟

06:10.270 --> 06:11.100
آره

06:13.500 --> 06:15.160
پس مراقب خودت باش

06:15.160 --> 06:16.310
تو هم همینطور

06:17.890 --> 06:19.260
بریم باردا

06:23.280 --> 06:25.020
واقعا اینطوری خوبه جاسمین؟

06:25.020 --> 06:26.620
آره خداحافظ

06:40.400 --> 06:43.790
...اینطوری همه چی برمیگرده به وقتی که فقط سه تامون بودیم

06:53.760 --> 06:55.320
تو مشکلی نداری لیف؟

06:55.320 --> 06:58.620
جاسمین خودش همه چیو گفت من دیگه چیکار میتونم بکنم

06:58.620 --> 07:00.440
بازم تو مشکلی نداری؟

07:03.690 --> 07:08.760
کاری که الان من باید بکنم اینه که
از اینجا سومین الماس رو بدست بیارم همین و بس

07:08.760 --> 07:09.570
که اینطور

07:10.110 --> 07:13.070
...حس میکنم کمربنده یه مدته داره هشدار میده

07:13.070 --> 07:15.320
مثل همون موقع با روبی و توپاز

07:15.320 --> 07:16.200
چی؟

07:16.200 --> 07:18.550
شاید بهتره به اون برج نزدیک تر بشیم

07:22.160 --> 07:23.660
میخوای امتحانش کنیم؟

07:23.660 --> 07:24.440
آره

07:31.880 --> 07:34.900
...اینجا خیلی تاریکه واقعا که آشیانه یه موشه

07:35.590 --> 07:37.900
!کمربند هنوزم داره هشدار میده

07:38.440 --> 07:40.570
!انگار داریم به گوهر سوم نزدیک تر میشیم

07:40.570 --> 07:41.990
مسیر رو میدونی؟

07:41.990 --> 07:42.830
!اون طرفی

07:55.660 --> 07:56.810
!دارن میان

08:02.520 --> 08:03.280
!نمیتونم حرکت کنم؟

08:03.280 --> 08:06.300
...بخاطر لباسا نمیتونن گازمون بگیرن ولی

08:06.300 --> 08:07.960
!اینطوری نمیتونیم ادامه بدیم

08:08.420 --> 08:09.720
!هیچ کاری ازمون بر نمیاد

08:11.910 --> 08:14.680
!گندش بزنن! اینطوری اینجا دفن میشیم

08:14.680 --> 08:16.670
!لیف! مهره های آتش

08:17.090 --> 08:19.060
!واسه پراکنده کردن موشا ازشون استفاده کن

08:19.060 --> 08:21.800
!قبلا همه شونو استفاده کردم

08:21.800 --> 08:23.320
!کلی باهامون آورده بودیم مگه نه؟

08:23.320 --> 08:25.720
!اونا رو با خودت نیاوردی؟

08:25.960 --> 08:28.320
!نیاوردم! همونایی که با خودم آوردم رو هم استفاده کردم

08:28.470 --> 08:30.300
!فایده نداره! محاصره شدیم

08:35.370 --> 08:36.840
مهره آتش...؟

08:37.700 --> 08:38.690
!از این طرف

08:40.550 --> 08:41.270
!جاسمین

08:41.880 --> 08:44.040
!یالا بیاین بالا

08:48.100 --> 08:49.650
!واقعا نجاتمون دادی جاسمین

08:50.530 --> 08:52.400
اومدی ما رو نجات بدی؟

08:52.400 --> 08:55.540
واقعا که شماها بدون من بدرد نخورین

08:55.540 --> 08:58.210
ولی...چرا مهره آتشین همراه توان؟

08:58.210 --> 09:01.710
خب اینطور فرض کن که هر چی رو بخوام بدستش میارم

09:02.800 --> 09:04.170
...اینا به کنار

09:04.170 --> 09:06.880
اینجا خطرناکه! موشا همه جا هستن

09:06.880 --> 09:08.720
درست میگی! بیا از اون طرف بریم

09:09.570 --> 09:11.200
میخوای چیکار کنی جاسمین؟

09:11.770 --> 09:14.590
شخصا فکر میکنم سه تایی بریم واسمون امن تره

09:14.930 --> 09:18.400
هرچند میتونی بگی این من بودم که شماها رو نجات دادم

09:19.190 --> 09:22.210
ولی منم از اون طرفی میام

09:22.210 --> 09:25.360
موندم ببینم این کله پوک بعدش میخواد چیکار کنه

09:25.360 --> 09:26.550
تو چی گفتی؟

09:27.030 --> 09:27.990
چیه؟

09:46.470 --> 09:47.780
این یه تالاره؟

09:48.800 --> 09:49.900
اون چیه؟

09:49.900 --> 09:51.490
شبیه ستون مرکر تالاره

09:51.490 --> 09:55.600
فکر کنم حتی موشا هم نتونن از اینجا چیزی بجون

09:56.630 --> 10:01.900
شایدم موشا از روی غریزه میدونن که اگه این ستون بیفته سقفم میاد پایین

10:02.590 --> 10:05.880
بعدش نور خورشید همه ساختمون رو میگیره

10:08.620 --> 10:10.800
... ولی فیلی انگاری از یه چیزی می ترسه

10:10.800 --> 10:12.700
یعنی چیزی اینجا هست؟

10:15.680 --> 10:18.320
!کمربند همینطوری داره داغ تر میشه

10:18.320 --> 10:19.900
!انگار میخواد منو بسوزونه

10:20.560 --> 10:22.420
پس اون گوهر باید اینجا باشه

10:22.420 --> 10:23.920
....نمیدونم

10:23.920 --> 10:26.000
!واقعا حس بدی به این ماجرا دارم

10:26.000 --> 10:28.300
....واقعا نگرانم ولی

10:29.010 --> 10:32.010
حس میکنم کمربند بهم میگه ادامه بدم

10:32.010 --> 10:35.150
منم حس ناخوشایندی به اینجا دارم

10:37.810 --> 10:39.200
<i>...لیف</i>

10:54.730 --> 10:57.720
<i>...خوش اومدی لیف از دل</i>

10:57.720 --> 11:00.200
<i>... حالا به این سمت بیا</i>

11:01.990 --> 11:02.570
لیف؟

11:03.350 --> 11:04.610
چیزی شده؟

11:05.950 --> 11:08.860
اون صدا که الان اومد...چی بود؟

11:08.860 --> 11:09.530
صدا؟

11:10.130 --> 11:11.390
تو چیزی شنیدی؟

11:11.390 --> 11:13.700
نه فکر نکنم چیزی شنیده باشم

11:14.110 --> 11:15.810
<i>...من منتظرت بودم</i>

11:15.810 --> 11:19.200
<i>...حالا از این مسیر بیا....بیا</i>

11:19.420 --> 11:23.330
دوباره!! حالا دیگه شنیدین درسته؟

11:23.330 --> 11:24.800
تو چی داری میگی؟

11:25.460 --> 11:27.570
...داره میگه از این طرف برم

11:28.200 --> 11:29.050
!....لیف

11:30.110 --> 11:31.220
تو چت شده؟

11:31.720 --> 11:33.640
نکنه اون طلسم شده؟

11:33.640 --> 11:36.410
<i>... از این طرف....بیا</i>

11:36.600 --> 11:38.910
!الماس....داره راهنماییم میکنه

11:38.910 --> 11:40.100
!باید خودش باشه

11:41.960 --> 11:43.690
به خودت بیا لیف

11:44.480 --> 11:46.190
من خوبم باردا

11:46.190 --> 11:47.630
گوهر منتظر منه

11:52.390 --> 11:54.970
!لعنتی! من که هیچی نمیبینم

11:54.970 --> 11:57.100
!درسته!!! پیپ حباب نور

11:58.520 --> 12:00.300
!تو اینم با خودت داری؟

12:00.670 --> 12:03.610
الان وقت پرسیدن این سوالاته؟

12:14.120 --> 12:15.290
!یه چیزی اینجاست

12:18.670 --> 12:21.550
تو کسی هستی که منو صدا میکنه؟

12:21.750 --> 12:26.190
<i>درسته من بودم! لیف از دل</i>

12:26.560 --> 12:27.920
!وایسا لیف

12:27.920 --> 12:29.410
!جلوتر از این نرو

12:29.410 --> 12:30.500
!خطرناکه

12:31.230 --> 12:32.400
نمیتونم وایسم

12:33.170 --> 12:35.140
کمربند بهم میگه ادامه بدم

12:35.140 --> 12:37.680
<i>...درسته، پیش من بیا</i>

12:37.680 --> 12:41.720
<i>... خیلی وقته که منتظر توام</i>

12:43.200 --> 12:45.200
تو چی هستی....؟

12:45.700 --> 12:48.800
<i>من محافظ اینجا ، ریاه هستم</i>

12:49.390 --> 12:51.420
<i>لیف از دل</i>

12:51.420 --> 12:53.300
<i>...حالا به این سمت بیا</i>

12:54.080 --> 12:55.500
گوهر کجاست؟

12:55.500 --> 12:57.100
<i>گوهر؟</i>

12:57.460 --> 13:00.800
<i>این چیزیه که دنبالشی؟</i>

13:03.470 --> 13:04.620
...این سنگ اوپاله

13:06.000 --> 13:07.950
.... بالاخره پیداش کردم

13:07.950 --> 13:10.610
<i>... حالا کمربند رو باز کن</i>

13:10.610 --> 13:11.540
کمربند؟

13:11.540 --> 13:14.580
<i>...درسته همین الان درش بیار</i>

13:14.700 --> 13:15.500
...باشه

13:18.660 --> 13:20.810
چیکار میکنی لیف؟

13:21.460 --> 13:22.000
...ولم کن

13:22.000 --> 13:22.800
!لیف

13:23.800 --> 13:25.240
!به خودت بیا

13:25.240 --> 13:26.100
!...ولم کنین

13:31.410 --> 13:33.600
چی رفته تو جلدت بچه؟

13:33.900 --> 13:35.870
...چرا یهو کمربند رو در میاری

13:35.870 --> 13:37.390
هاه؟ کمربند؟

13:38.480 --> 13:40.400
تو به یاقوت هم دست زدی

13:40.700 --> 13:41.900
!....پس

13:59.480 --> 14:01.230
!...اون...اون

14:01.230 --> 14:03.220
من به نام ریاه مشهورم

14:03.220 --> 14:07.400
!حالا میام تا کمربند رو از تو بگیرم لیف

14:09.400 --> 14:10.700
!بیا بینم میتونی؟

14:20.470 --> 14:22.590
...موندم چرا حمله نمیکنه

14:23.110 --> 14:24.800
این قدرت روبیه

14:24.800 --> 14:26.600
!توی کتاب دلتورا اینطور نوشته

14:27.270 --> 14:31.340
<i>"روبی کبیر، نشان خوشبختی و به سرخی خونه"</i>

14:31.340 --> 14:35.200
<i>"... هنگام حضور شر رنگ پریده تر میشه"</i>

14:36.100 --> 14:38.660
"... روبی قدرت دفع شیطان رو داره"

14:38.660 --> 14:41.190
!پس اون حتما قدرت روبی رو حس کرده

14:41.190 --> 14:42.980
....لیف از دل

14:42.980 --> 14:46.600
مطمئنم که جادویی از تو محافظت میکنه

14:46.600 --> 14:50.510
!هرچند این جادو اونقدر قدرتمند نیست که نجاتت بده

14:53.080 --> 14:54.000
!...نمیتونم حرکت کنم

14:54.590 --> 14:56.500
...باردا....جاسمین

14:56.960 --> 14:59.200
...سعی میکنم حواسشو پرت کنم

14:59.200 --> 15:01.850
!شما از فرصت استفاده کنین و اوپال رو ازش بگیرین

15:01.850 --> 15:03.200
!تو قصد داری چیکار کنی؟

15:03.840 --> 15:06.220
!نمیدونم ولی مجبورم یه کاری بکنم

15:08.720 --> 15:09.440
!لیف

15:08.720 --> 15:09.440
!لیف

15:11.760 --> 15:13.800
!قدرت روبی همراه منه

15:13.800 --> 15:17.500
!حتی اگه از من قدرتمند تر باشی بازم نمیتونی به این سادگی  شکستم بدی

15:19.370 --> 15:22.600
...شجاعتت رو ستایش میکنم ولی

15:22.600 --> 15:25.010
!این برای شکست دادن من کافی نیست

15:25.530 --> 15:28.800
از اولشم اسم منو میدونستی؟

15:28.800 --> 15:32.780
الماس بهم اجازه میده هر اتفاقی در آینده
میفته تحت کنترلم باشه

15:32.780 --> 15:37.800
من ریاه قدرتمندم 
!وفادارترین خدمتکار ارباب سایه ها

15:38.710 --> 15:42.720
تو کسی بودی که مردم رو از اینجا بیرون کرده؟

15:42.720 --> 15:43.990
!درسته

15:44.290 --> 15:50.400
اون انسانهای احمق خیلی راحت توسط موشهای من فراری شدن
و این سرزمین رو به من تسلیم کردن

15:51.540 --> 15:53.310
!چرا اینکارو میکنی؟

15:53.310 --> 15:55.960
برای حفاظت از اوپال

15:55.960 --> 15:59.670
محافظت از این سنگ وظیفه منه

15:59.670 --> 16:04.760
و برای این هدف من ، بلایی رو پخش کردم که همه انسان ها رو از این
مکان دور نگه داره

16:05.120 --> 16:06.630
...این یارو چه مرگشه

16:06.630 --> 16:09.880
!چرا برای محافظت از اوپال اینهمه وقت صرف میکنی؟

16:09.880 --> 16:15.300
همش بخاطر اینه که اربابم به خواسته اش برسه

16:15.740 --> 16:19.290
تمام این دنیا باید به اراده ارباب من حرکت کنه

16:19.290 --> 16:21.200
!هرگز نمیزارم این اتفاق بیفته

16:21.200 --> 16:23.220
!ما انسان ها رو دست کم نگیر

16:23.220 --> 16:25.410
چه گستاخ

16:25.410 --> 16:28.870
!اصلا یه انسان بی قدرت مثل تو چیکار میتونه بکنه؟

16:28.870 --> 16:31.660
!من قدرت ایمان رو دارم

16:31.660 --> 16:33.910
!و کاری میکنم دلتورا پادشاهی بهتری بشه

16:34.540 --> 16:38.600
برای رسیدن به اون هدف حتما تو رو شکست میدم
و اوپال رو پس میگیرم

16:59.140 --> 17:01.220
!کارت بخشودنی نیست بچه لعنتی

17:03.910 --> 17:04.770
!مراقب باش

17:07.450 --> 17:09.630
!سرش....تبدیل به سه تا شد؟

17:13.860 --> 17:15.500
بهت گفته بودم مگه نه؟

17:15.500 --> 17:19.570
!جادوی تو قدرتمنده ولی برای شکست دادن من کافی نیست

17:19.570 --> 17:22.390
!خودت رو آماده کن لیف از دل

17:30.190 --> 17:30.780
!!لیف

17:30.970 --> 17:31.710
!حالت خوبه؟

17:32.470 --> 17:33.140
!باردا

17:33.350 --> 17:34.300
!لیف

17:34.920 --> 17:37.920
!حالا تو و کمربند رو با هم می بلعم

17:59.770 --> 18:02.090
!کمربند!!کمربند

18:05.780 --> 18:06.900
!بهت اجازه نمیدم

18:50.900 --> 18:51.700
!لیف

18:52.350 --> 18:53.170
!لیف

18:54.460 --> 18:56.980
!لیف، لطفا چشماتو باز کن

18:58.600 --> 18:59.500
....درسته

19:00.070 --> 19:02.640
!بیا از شهد نوشدنی یاس زندگی استفاده کنیم

19:02.640 --> 19:04.870
منظورت همونه که قبلا منو نجات داد؟

19:04.870 --> 19:08.450
آره، اگه اینو بهش بخورونیم ممکنه بتونیم نجاتش بدیم

19:23.700 --> 19:24.400
...لیف

19:25.130 --> 19:25.840
!...لیف

19:26.290 --> 19:27.700
پس برگشتی هاه؟

19:29.410 --> 19:30.300
...من

19:33.360 --> 19:34.200
...که اینطور

19:34.790 --> 19:36.470
از شهد نوشیدنی یاس استفاده کردی؟

19:37.320 --> 19:40.800
هرچند فقط واسه یه بار دیگه از این داریم

19:41.480 --> 19:42.120
ممنونم

19:44.370 --> 19:50.140
ولی با اینکه من خیلی بی ملاحضه بودم
فکر کنم بازم میتونم برای آزادی همه مبارزه کنم

19:50.140 --> 19:52.800
شب قبل نتونستم اینو بگم

19:52.800 --> 19:57.500
ولی من همه اینکارا رو برای مردم دل، مانوس، تیرا میکنم

19:57.500 --> 20:00.310
تا بتونن از حکومت ارباب سایه ها خلاص بشن

20:01.390 --> 20:04.730
...منم همینطورم منم قبلا زیاده روی کردم

20:04.730 --> 20:08.700
...سعی میکردم با این خنجر گلوی اونو باز کنم

20:09.800 --> 20:13.270
ماها بخاطر پادشاهی نمی جنگیم

20:13.640 --> 20:16.120
ماها برای آزادی می جنگیم

20:16.120 --> 20:18.210
و تو اینو به من یاد دادی

20:18.670 --> 20:19.600
...جاسمین

20:20.440 --> 20:25.770
از حالا به بعد، منم برای آزادی می جنگم
چونکه این تصمیمه که گرفتم

20:25.770 --> 20:29.040
همونطوری که قبلا تیرا نجاتمون داد

20:30.350 --> 20:32.910
بیا ما هم یه روزی اونها رو نجات بدیم

20:33.490 --> 20:34.000
آره

20:36.000 --> 20:36.550
آره

20:37.870 --> 20:41.000
راستی، تاج ریاه و اوپال چی شدن؟

20:42.780 --> 20:44.290
...درباره اون

20:44.290 --> 20:46.740
...ما فقط روی فرار تمرکز داشتیم پس تاج

20:47.640 --> 20:48.700
... ممکن نیست

20:56.470 --> 20:57.340
جاسمین

20:59.550 --> 21:01.400
...نتونستیم تاج رو بیاریم

21:02.220 --> 21:04.030
ولی اوپال اینجاست

21:04.880 --> 21:05.900
!...باردا

21:06.260 --> 21:07.890
!اینطوری منو نترسون

21:09.040 --> 21:09.760
بگیر

21:09.760 --> 21:10.480
!ممنونم

21:26.370 --> 21:27.600
!باردا

21:27.600 --> 21:28.900
!جاسمین

21:35.990 --> 21:39.470
...شرم آوره ولی آینده ای که اوپال نشون میده

21:39.470 --> 21:43.100
همیشه پر از شادی و خنده نیست

21:45.970 --> 21:49.680
ولی فراموش نکن که میگن اوپال، گوهر امیده

21:55.060 --> 21:57.210
فکر کنم درست میگی باردا

22:00.430 --> 22:04.840
لیف گوهر سوم، اوپال رو بدست آورد

22:08.530 --> 22:11.950
نمیدونم توی سفر برای پیدا کردن چهارمین گوهر چی منتظرمونه

22:11.950 --> 22:15.630
ولی مطمئنم در مقایسه با همراهی ما سه تا 
خیلی بدتر میشه

22:15.630 --> 22:16.770
میدونم

22:17.770 --> 22:21.100
پس از الان توی سفر مارو همراهی میکنی درسته؟

22:21.400 --> 22:25.200
چاره ای نیست درسته؟ این سفریه برای برگردوندن آزادی

24:06.650 --> 24:08.000
ریاه، مار غول آسا

24:09.020 --> 24:11.530
خدمتکار شماره یک ارباب سایه ها

24:11.530 --> 24:15.380
اون مار بزرگیه که از اوپال در شهر موشها محافظت میکنه

24:15.380 --> 24:19.200
میتونه پوست اندازی کنه و تبدیل به هیولایی وحشی تر بشه

24:19.640 --> 24:34.570
<b>پیش نمایش قسمت بعدی</b>

24:20.310 --> 24:25.030
قبل از اینکه داستان رو بهشون بگم
"لازم میدونم چیزی رو بهتون بگم"

24:25.030 --> 24:27.700
واقعا چه بلایی سر اشراف دلتورا اومده؟

24:27.700 --> 24:31.800
دوستی پدرم و شاه چی شده؟

24:30.610 --> 24:34.570
<b>اندون و جارد</b>

24:32.310 --> 24:34.570
قسمت بعد: اندون و جارد