﻿WEBVTT

00:00.001 --> 00:04.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:04.400 --> 00:06.880
اما وود هوس با درخشندگي خورشيد متولد شد

00:13.520 --> 00:16.763
از پدري که هميشه انتظار بدترين ها رو داشت

00:22.360 --> 00:25.559
. و مادري بيخيال

00:25.560 --> 00:29.042
کسي که "اِما لبخندش "  رو به خاطر نداشت

00:32.440 --> 00:34.442
روزي بدترين چيزي که انتظار ميرفت اتفاق افتاد

00:56.720 --> 00:59.678
و همينطور که زنش براي آخرين بار داشت خونه رو ترک ميکرد

01:01.200 --> 01:05.444
آقاي وود "هوس " تصميم گرفت که نذاره دخترهاش از ديدش خارج بشن

01:09.720 --> 01:13.039
بجز زماني که پيش مراقبشون هستن

01:13.040 --> 01:15.159
"ان تيلر"

01:15.160 --> 01:20.160
و همچنان خورشيد تابان بر " اما " ميتابيد

01:20.200 --> 01:23.602
بايد عجله کنيم دکتر "پري " اون حالش بدتر شده

01:28.880 --> 01:30.239
"راه بيافت ، " اما

01:30.240 --> 01:33.961
ولي کودکي ديگر در "هايبري " زياد خوشبخت نبود

01:38.160 --> 01:41.801
دنياي " فرانک وستون" جوان زير و رو شده بود

01:52.120 --> 01:57.081
"من بچه رو ميبرم، آقاي "وستون
به خاطر خواهر نادانم اينکارو ميکنم

01:58.240 --> 02:01.879
ولي او هميشه با من زندگي خواهد کرد

02:01.880 --> 02:04.235
و از اين به بعد اسمش " فرانک چرچيل " خواهد بود

02:17.840 --> 02:22.679
و زندگي " جين فيرفکس" کوچک هرگز بعد از اينکه عمه اش به مشکلات مالي دچار شد مثل قبل نخواهد بود

02:22.680 --> 02:26.039
اين به صلاحشه
بايد بزاريم " جين " بره

02:26.040 --> 02:30.199
کاپيتان " کمبل" مرد ثروتندي هستش
اون تحصيلاتي که ما نميتونيم براي " جين " فراهم کنيم رو در اختيارش ميزاره

02:30.200 --> 02:34.999
... ولي ما نميتونيم بزاريم بچه بره دختر کوچولو دوست داشتنيمو

02:35.000 --> 02:38.719
ما خيلي زود بايد اين خونه رو ترک کني و به خونه کوچکتري بريم

02:38.720 --> 02:41.644
ما قول داديم که همه ي تلاشمون رو واسه "جين "  ميکنيم

02:44.080 --> 02:48.639
يادت باشه " جين " ، هر وقت تونستي واسه ما نامه بنويش

02:48.640 --> 02:52.279
تو در همه چيز پيشرفت ميکني

02:52.280 --> 02:56.035
کاپيتان "کمبل" ترسناک نيست

02:57.040 --> 02:58.759
"دختر خوبي باش ، "جين

02:58.760 --> 03:04.915
در نهايت " جين " و "فرانک" مجبور شدن " هايبري" رو ترک کنن و آيندشون رو بدست غريبه ها بسپارن

03:19.640 --> 03:22.325
نگاه کن
درست زماني که " اما" با خيال راحت در خانه اش بود

03:23.600 --> 03:27.119
... بدون کوچک ترين پريشاني يا رنجي

03:27.120 --> 03:30.761
اون داره کجا ميره خانم " تيلر" ؟
... براي سال هاي سال

04:11.800 --> 04:15.719
خانم "کمبل" فکر ميکرد که اونا خيلي جوون هستن
ولي "جين " خيلي باهوشه

04:15.720 --> 04:19.039
وقتي که کارش رو اجرا کرد
برتر بودنش رو نسبت به بقيه نشون داد ، درست مثل هميشه

04:19.040 --> 04:23.479
و بعد " جين" گفت اونا دارن به ساحل ميرن
اين جالب نيست خانم "تيلر" ؟

04:23.480 --> 04:27.839
هيس، " اما" چيزي در مورد ساحل نميدونه
بهتره که بچه ها اين رو ندونن

04:27.840 --> 04:30.199
دستخط"جين" خيلي بهتر شده

04:30.200 --> 04:32.559
هيچکاري نيست که اون نتونه انجام بده

04:32.560 --> 04:34.799
اون تو همه چيز بهترينه
همه چيز

04:34.800 --> 04:38.399
من خيلي خوشحالم ، من حتي يه لحظه هم به اينکه سرهنگ "... کمبل" به

04:38.400 --> 04:40.679
جين درست مثل دختر خودش نگاه ميکنه شک نکردم

04:40.680 --> 04:43.604
رفتنش بهترين اتفاقي بود که براش افتاده

04:45.400 --> 04:46.925
مگه نه ، مادر؟

04:51.320 --> 04:54.439
... و بعد " جين" گفت که اون و خانم " کمبل" دارن

04:54.440 --> 04:56.799
پيانو ياد ميگيرن

04:56.800 --> 04:58.959
سرهنگ "کمبل" پيانو خيلي بزرگي دارن

04:58.960 --> 05:00.279
اون براي مهمون ها پيانو ميزنه

05:00.280 --> 05:03.359
من بهتون گفتم که "جين " چقدر قشنگ پيانو ميزنه

05:03.360 --> 05:07.239
و اون درست مثل فرانسوي ها به زبان فرانسوي مسلط هستش که فکر نميکنم اين زياد چيز محسوسي باشه

05:07.240 --> 05:11.879
من از آقاي "نايتلي" ميخوام که به من چيني ياد بدن

05:11.880 --> 05:14.519
فکر ميکني " جين " بتونه چيني بخونه ؟

05:14.520 --> 05:17.639
بله ، مطمئنم که ميتونه

05:17.640 --> 05:20.879
من فکر ميکردم اونا برعکس نوشته شدن من مطمئنم که " جين " از پس هر کاري بر مياد

05:20.880 --> 05:27.035
بهتون گفتم که اون حداقل نصف ليست 100 تايي کتاباش رو خونده ؟

05:28.640 --> 05:30.483
صد تا

05:40.520 --> 05:44.119
فکر کنم اومدي اينجا که من رو از ياد گرفتن چيني منصرف کني

05:44.120 --> 05:46.279
آره ، من يه چيزهايي در اون مورد شنيدم

05:46.280 --> 05:50.279
من مطمئنم که خانم " بيتس " ناراحت نشدن
ولي تو بايد باهاش ... مهربون باشم

05:50.280 --> 05:54.039
خودم ميدونم ، اينو خانم " تيلر" هم بهم ميگه

05:54.040 --> 05:58.919
جين يه يتيم هستش و خانم "بيتس" هم هميشه اينجاست و من همه ي تلاشم رو ميکنم

05:58.920 --> 06:01.719
و به نظر ميرسه که " جين " هر هفته براي عمه ش نامه مينويسه

06:01.720 --> 06:06.439
و به نظر ميرسه تو هر هفته حداقل 8 تا کار جديد انجام ميدي

06:06.440 --> 06:10.759
و خانم " بيتس" هم هر هفته مياد اينجا و اين رو به ما ميگه
!! "اما"

06:10.760 --> 06:12.199
داري چيکار ميکني ؟

06:12.200 --> 06:14.919
من ليست کتاب هايي که ميخوام بخونم رو نوشتم

06:14.920 --> 06:17.559
صد و يک کتاب

06:17.560 --> 06:21.559
تا من در مقايسه با "جين فرفکس" بي سواد به نظر نيام

06:21.560 --> 06:24.919
"ميبيني ، شروع هم کردم " ميلتون
خيلي گيراست

06:24.920 --> 06:26.558
اين کتاب اوله

06:30.680 --> 06:32.719
دوباره "جان" و "ايزابلا" شروع کردن

06:32.720 --> 06:34.245
اونا باور نکردني هستن

06:42.720 --> 06:46.999
من مطمئنم که تو کارهايي که من بهترينم
جين فرفکس حتي سوسکم نيست

06:47.000 --> 06:52.000
شايد اون کارش تو موزيک و سخن عالي باشه
ولي ، مردم

06:52.120 --> 06:57.120
اميدهاشون ، روياهاشون ، آرزوهاشون

06:57.480 --> 06:59.479
تو اينا من بهترينم

06:59.480 --> 07:04.079
واقعا ؟ من حتي نميتونم تصور کنم که تو به ما چيزي از آرزوها و اميدهات بگي؟
نه به تو ، احمق

07:04.080 --> 07:07.799
... تو رمانتيک نيستي
.. ولي

07:07.800 --> 07:10.839
ولي خواهر من و برادر تو

07:10.840 --> 07:14.199
"جان" و " ايزابلا "
امکان نداره

07:14.200 --> 07:17.919
چرا داره.من الان 6 ماه که دارم خواسته و نيت خودم رو بيان ميکنم

07:17.920 --> 07:21.799
ولي اونا همديگرو از کودکي ميشناسن درست مثل من و تو شايد هم بيشتر

07:21.800 --> 07:25.282
دقيقاً ، واسه همين يه ذره مداخله لازم بود

07:28.720 --> 07:33.519
اگه ، اگه اونا به اندازه ي کافي بهم علاقه داشته باشن که با هم ازدواج کنن

07:33.520 --> 07:36.639
به اين خاطر خواهد بود که اونا اينو ميخوان ، نه تو

07:36.640 --> 07:39.239
ولي من فکر نميکنم چيزي بينشون باشه

07:39.240 --> 07:42.005
تو داري مثل هميشه اشتباه ميکني

07:45.800 --> 07:52.524
من " ايزابلا وود هوس " تو را " جان نايتلي "  به همسري خود ميپذيرم

07:55.120 --> 07:56.839
لندن

07:56.840 --> 08:00.079
لندن ، از اينجا تا لندن

08:00.080 --> 08:02.199
انگاري از اينجا تا ماه فاصلش هست

08:02.200 --> 08:04.999
من مراقبت خواهم بود

08:05.000 --> 08:07.321
درست همينطور که بودم و هستم

08:08.480 --> 08:11.039
شانسي گفتي

08:11.040 --> 08:12.879
ربطي به خوش شانسي نداره

08:12.880 --> 08:15.394
فقط استعداد و بينش

08:17.480 --> 08:22.680
خب ، نفر بعدي چه کسي خواهد بود ؟

08:27.160 --> 08:28.799
من در تعجبم

08:28.800 --> 08:30.643
و سالها گذشت

08:32.160 --> 08:34.242
... و فصل ها تغيير کردند

08:35.760 --> 08:41.881
و ما از پروردگار به خاطر مرحمتش سپاس گذاريم

08:43.360 --> 08:50.357
و ما در اين کتاب اسماني کلماتي را که براي ستايش او و سپاس براي اين همه نعمت نياز داريم ، در ميابيم

08:53.560 --> 08:57.155
... پروردگارا تو

08:59.720 --> 09:02.959
تو تنها اميد در پايان اين دنيا هستي

09:02.960 --> 09:06.601
... بوسيله ي قدرت تو

09:07.840 --> 09:09.479
"صبح بخير ، آقاي " التون

09:09.480 --> 09:12.359
"صبح بخير ، خانم "وودس
مطمئنم که شما در سلامت کامل هستيد

09:12.360 --> 09:14.719
بله ، ممنون

09:14.720 --> 09:18.639
"صبح بخير، آقاي  " وستون
سلام ، عزيزم -
"آقاي "وستون-

09:18.640 --> 09:23.559
و در اين صبح خيلي زود من يه خبر ديگه هم دارم
من بالاخره ملک " رندال" رو خريدم

09:23.560 --> 09:28.119
تبريک ميگم ، اونجا خونه ي قشنگي هستش و به ما که در " هارتفيلد" ساکنيم
خيلي نزديک هستش

09:28.120 --> 09:32.199
ما قراره همسايه بشيم
نظر آقاي " فرانک چرچيل " در اين مورد چيه :؟

09:32.200 --> 09:36.959
اون آخر سر بايد به خونه برگرده و به ما سر بزنه
و از خونه ي جديد  شما ديدن کنه ؟

09:36.960 --> 09:38.485
من قبلا براش نامه نوشتم

09:40.160 --> 09:44.597
نگران نباشيد ، خانم ها
من با خودم يه چتر اضافي آوردم

09:46.520 --> 09:49.319
"ما به شما مديونيم ، آقاي "وستون

09:49.320 --> 09:52.319
ولي يه مرد با دو تا چتر نبايد زير بارون خيس بشه

09:52.320 --> 09:55.563
مطمئنم که زير اون چتر ، جا به اندازه ي کافي براي هر دو شما هست

09:59.800 --> 10:03.959
خانم" تيلر" به من افتخار ميديد اگه يه روز به ملک " رندال" بيايد

10:03.960 --> 10:07.078
"خوشحالم ميشم ، آقاي " وستون
عاليه

10:09.000 --> 10:11.239
عزيزم ، عزيزم

10:11.240 --> 10:13.799
"بيچاره خانم"تيلر

10:13.800 --> 10:17.639
بايد حداقل واسه يه دفعه که شده از اين آشنا کردن دو نفر دست "برداري ، "اما

10:17.640 --> 10:20.359
اين اتفاق خيلي بدي براي خانم "تيلر"هستش

10:20.360 --> 10:24.959
فکر کن ، اون 17 ساله که با ما و خانواده مون زندگي کرده

10:24.960 --> 10:29.239
اون ميتونست تا زمان مرگش با ما باشه
اگه تو کاري به کارش نداشتي

10:29.240 --> 10:32.639
بدبختي ؟ ولي اون الان آينده خيلي خوبي در پيش داره

10:32.640 --> 10:36.159
يه همسر که دوش داره ، يه خونه و حتي يه خانواده

10:36.160 --> 10:38.359
يه خانواده ؟ امکان نداره ؟

10:38.360 --> 10:43.239
مطمئنا شما اين قضيه که اون براي مدت زيادي که به خوبي از ما مراقبت کرده رو انکار نميکنيد ؟

10:43.240 --> 10:47.279
مادرها ميميرن و اينم يه حقيقته

10:47.280 --> 10:49.959
خانم "تيلر" جوون نيست

10:49.960 --> 10:54.239
عزيزم ، تو نبايد دو نفر رو با هم آشنا کني يا پيشگويي کني

10:54.240 --> 10:57.323
متاسفانه هر وقت که اين کارو ميکني
اونا به حقيقت ميپيوندن

10:59.160 --> 11:02.559
همه ميگفتن که آقاي "وستون " هيچوقت تجديد فراش نميکنه

11:02.560 --> 11:07.805
ولي من از اون روز و اون چتر ها ميدونستم که اون با خانم "تيلر" ازدواج ميکنه اين بزرگترين موفقيت منه

11:09.440 --> 11:12.359
موفقيت ؟ چطوري اسمش رو موفقيت ميزاري ؟

11:12.360 --> 11:14.919
موفقيت نيازمند تلاش هست

11:14.920 --> 11:19.920
فقط با گفتن اينکه من فکر ميکنم که ازدواج آقاي "وستون" ، و خانم "تيلر" با هم چيز خوبي ميشه

11:20.320 --> 11:24.959
و اسمش هر از چند گاهي پيش خودت تکرار کني رو نميشه تلاش گذاشت ، براي اتفاق افتادنش

11:24.960 --> 11:29.159
درست از موقعي که آقاي "وستون " ملک" رندال" ها رو خريد
و به اينکه چطور وسايلي براش بگيره

11:29.160 --> 11:31.719
من اونجا بودم که راه رو براي اونا باز کنم

11:31.720 --> 11:34.838
درست به موقع

11:36.600 --> 11:39.922
همين الان" اما" داشت شما رو به يه پارچه يا يه مبل تشبيه ميکرد

11:41.680 --> 11:45.199
البته گمون کنم که اون بايد تبريک بگم

11:45.200 --> 11:49.679
ما بايد ترتيب خيلي چيزها رو بديم "هارتفيلد" همون طور که خونه ي  من هست خونه ي تو هم هست

11:49.680 --> 11:52.519
ما عروسي رو اينجا برگزار ميکنيم

11:52.520 --> 11:54.599
بايد ليست مهمون ها رو بنويسيم

11:54.600 --> 11:56.359
فرانک چرچيل" هم مياد؟"

11:56.360 --> 12:00.759
اون طي نامه اي به ما تبريک گفت
و اطمينان داد که در عروسي اينجا خواهد بود

12:00.760 --> 12:03.799
اينطور فکر ميکنيد
اين کمترين کاري که ميتونه براي پدرش انجام بده

12:03.800 --> 12:06.199
بعد بايد در مورد کيک فکر کنيم

12:06.200 --> 12:07.839
نه ، نه ، نه کيک امکان نداره

12:07.840 --> 12:09.799
خب ، بله ، پدر

12:09.800 --> 12:13.719
شما که دوست نداريد مردم فکر کنن خسيس هستيد
خسيس ؟ من خداي بذل و بخششم

12:13.720 --> 12:16.159
البته که همينطوره
پس بايد کيک هم باشه

12:16.160 --> 12:18.839
نه ! کيک برات بده
مخصوصا الان که جووني

12:18.840 --> 12:20.478
کيک نداريم

12:40.560 --> 12:42.278
جيمز" ، " هنري" ، بريد بيرون "

12:44.320 --> 12:46.559
هي ، برگرد اينجا
هيچوقت

12:46.560 --> 12:49.239
من از نگراني پدر در مورد خانم " تيلر" در عجب نيستم

12:49.240 --> 12:53.239
تازه اون جوان نيست و واسه " رندل" ساخته نشده

12:53.240 --> 12:57.199
ولي با اينکه فقط نصف مايل با اينجا فاصله داره ولي تغيير فاحشي محسوب ميشه

12:57.200 --> 13:01.199
تو به اينجا نقل مکان کردي
تا ميدان " برانسويک" ،لندن اومدي

13:01.200 --> 13:04.599
البته من هيچوقت اين کارو نميکردم
... اگه مطمئنم نبودم که "اما" زمام امور

13:04.600 --> 13:06.879
هارتفيلد" و پدر رو در اختيار نميگيره "

13:06.880 --> 13:10.039
پس "اما" حق نداره ازدواج کنه ؟

13:10.040 --> 13:13.279
خب ، خودش که اينطور نميخواد اون نيازي نداره

13:13.280 --> 13:18.280
تازه ، يه شوهر ازش ميخواد که کارهايي انجام بده
که "اما" اصلا از اين مسئله خوشش نمياد

13:19.240 --> 13:24.240
اون الان مشغول اينه که تمام "هايبري" رو به عقد هم در بياره
تو وقتي که برگردي ميبيني که خانم "بيتس" نامزد کرده

13:24.400 --> 13:26.679
"عمو "جورج" ، عمو "جورج

13:26.680 --> 13:29.798
آره ، ميدونم ، ميدونم ، بهتون قول دادم

13:31.320 --> 13:33.239
"منو بزار زمين ، عمو "جورج

13:33.240 --> 13:34.765
منو بزار زمين

13:42.200 --> 13:45.199
دکتر"پري"من خيلي دلم ميخواست که کيک نباشه

13:45.200 --> 13:47.919
ميدونم که شما چقدر با اين مسئله مخالفيد

13:47.920 --> 13:51.039
متاسفم که " فرانک" نتونست بياد

13:51.040 --> 13:55.398
بله ، عزيزم ، اون خيلي متاسف بود که به مراسم نميرسه

13:56.800 --> 13:58.479
خاله اش نميتونست دوريش رو تحمل کنه

13:58.480 --> 14:00.244
اون خيلي مريضه

14:02.840 --> 14:06.279
فکر کنم اون اينکارو ميکنه مرموز بودنش رو بيشتر نشون بده

14:06.280 --> 14:11.159
اون بعد از اين همه سال از وقتي که بچه بود از قصد به " هايبري " نمياد

14:11.160 --> 14:14.959
خب ، ما خانم ها ميتونيم يه ذره ديگه توطئه بچينيم و انتظار بکشيم

14:14.960 --> 14:19.479
تا اون بياد
اين اتفاق خيلي زود ميفته ، مطمئنم

14:19.480 --> 14:21.323
" آقاي "وسوتن

14:31.120 --> 14:34.679
با اينکه اون هيچوقت به اين اعتراف نکرد

14:34.680 --> 14:38.159
اما" براي لحظه اي چيزي احساس کرد "

14:38.160 --> 14:40.799
حسي عجيب

14:40.800 --> 14:42.439
که شايد

14:42.440 --> 14:48.277
در ميان اين تلاشهايش ، چيزي رو از دست بدهد که هيچوقت نتواند پس بگيرد

14:52.280 --> 14:55.318
ميشه يه ذره بخوريم ، لطفا
کيک بي کيک ، بريد پي کارتون

14:57.120 --> 15:00.959
ولي پدر ؟ چي؟
بچه ها اجازه دارن که کيک بخورن

15:00.960 --> 15:04.965
اين واسشون خوب نيست باعث ميشه هيجان زده بشن
بعد دور اينجا هي بدوند

15:26.400 --> 15:28.079
حالا ، "اما" ، ديگه کافيه

15:28.080 --> 15:33.080
ديگه آشنايي بي آشنايي
اين خونه ديگه نميتونه رفتن يه نفر ديگه رو تحمل کنه

15:33.200 --> 15:36.159
"درسته ، حق با پدرتونه ، خانم "وودهوس

15:36.160 --> 15:39.959
تو اين خونه خالي و قديمي تنها شما و پدرتون هستيد

15:39.960 --> 15:43.043
خونه ارواح ، من در تعجبم که شما چطوري شب خوابتون ميبره

15:44.080 --> 15:49.080
من مطمئنم که من و مادرم از اينکه تو خونه نرم و گرم کوچيکمون زندگي ميکنيم ، راضي هستيم

15:49.560 --> 15:54.475
ما هيچ وقتي براي اينکه احساس تنهايي کنيم نداريم
يا اينکه چرا دنيا ما رو ول کرده

15:56.960 --> 15:59.439
خب ، چه روز شادي پشت سر گذاشتيم

15:59.440 --> 16:02.759
من مطئنم ، مادر ، تو اينطوري فکر نميکني ؟

16:02.760 --> 16:05.159
ما زمان خوبي رو سپري کرديم

16:05.160 --> 16:08.079
من خيلي خسته ام
مطمئنم که تو هم خسته اي

16:08.080 --> 16:10.479
ما يه سر هيجان انگيز تا خونه خواهيم داشت

16:10.480 --> 16:12.198
اونم با خورشيدي که صاف تو صورتمون ميتابه

16:53.000 --> 16:55.079
اما" ، بزار من بهش غذا بدم "

16:55.080 --> 16:57.839
ان" گفت که من ميتونم بهش غذا بدم "
بعدشم بزارمش تو تختش

16:57.840 --> 17:00.839
"نوبت منه ، "ايزابلا
اون هنوز خسته نشده

17:00.840 --> 17:02.679
اون يه چيزي ميخواد تا بخوره

17:02.680 --> 17:04.759
اون يه ذره نون تست ميخواد

17:04.760 --> 17:06.879
... هي نگاه ، اون ميخواد تو رو ببوسه

17:06.880 --> 17:12.046
اما"، "ايزابلا" ، وقت رفتنه "
بيايد و کلاهاتونم بزاريد

17:13.640 --> 17:15.517
زود باش ، بريم خانم "تيلر" رو پيدا کنيم

17:41.240 --> 17:44.559
خب ، عروسي چطور بود ؟
کي بيشتر از همه گريه کرد ؟

17:44.560 --> 17:48.719
آشپز به من گفت که بچه هاي "پري " تمام کيک رو بردن

17:48.720 --> 17:51.679
من باورم نميشه

17:51.680 --> 17:56.680
اين بزرگيت رو ميرسونه که اومدي اينجا و به ما سر زدي
اونم درست بعد از سفرت

17:56.720 --> 17:59.239
مسافت کوتاهي بود
و من دوست داشتم که اينکارو بکنم

17:59.240 --> 18:02.719
فکر کنم ما بخشي از برنامه ورزشي اون هستيم

18:02.720 --> 18:07.157
"روزي يه مايل راه رفتن و اذيت شدن توسط"اما
نسخه اي که آقاي "پري" تجويز کرده

18:13.960 --> 18:15.962
رندال" تا اينجا فقط نصف مايل فاصله داره "

18:17.720 --> 18:22.720
فاصلش کمه - تازه با کالسکه تو روز براحتي چند بار ميتوني به خانواده "وستون" سر بزني ، البته اگه بخواي . درسته

18:23.680 --> 18:26.559
من قبلا با کالسکه چي ، گفتم که طول مسير رو حساب کنه

18:30.200 --> 18:33.159
و حالا که من از لندن برگشتم

18:33.160 --> 18:37.639
من فکر کردم که تو دوست داري در مورد عضو جديد خانوادمون بشنوي

18:37.640 --> 18:39.599
اما" کوچولو "

18:39.600 --> 18:44.003
همين الانشم به بدي و سرزندگي خاله اش شده

18:57.160 --> 19:00.199
خانم"گارد " ، مدرسه ي خيلي قشنگي داريد

19:00.200 --> 19:04.959
اگه"جين" اين شانس رو نداشت که پيش "کمبل" ها بمونه
... من صد در صد اين مدرسه با  اين باغ زيباش و

19:04.960 --> 19:08.679
هواي تازش رو براي تحصيلش انتخاب ميکردم

19:08.680 --> 19:11.159
مگه من هميشه اينو نميگفتم ؟

19:11.160 --> 19:13.319
خب ، ما هميشه شما رو يکشنبه ها تو کليسا ميبينيم

19:13.320 --> 19:16.319
شما و يه صف بلند از بچه ها که پشت سرتون ميان

19:16.320 --> 19:18.119
نماي بسيار قشنگيه

19:18.120 --> 19:20.634
خداي من

19:31.280 --> 19:34.519
خانم "وودهوس" ، تنها قدم ميزنيد

19:34.520 --> 19:36.399
آره ، چرا که نه

19:36.400 --> 19:41.400
اينکار خطرناگه و حالا که خانم "تيلر" ازدواج کردن
شما بايد يکي ديگه رو واسه اينکه باهتون قدم بزنن پيدا کنيد

19:41.880 --> 19:44.479
چي ميشه اگه به کولي ها برخورد کنيد

19:44.480 --> 19:48.399
ولي اونا تو زمين هاي غربي هستن
تازه آقاي" نايتلي" ميگه که اونا آدم هاي بدي نيستن

19:48.400 --> 19:51.239
در واقع اونا هر سال به اينجا ميان

19:51.240 --> 19:53.599
و تمام مسيرهاي ديگه امنه

19:53.600 --> 19:55.559
من تمام زندگيم اينجا قدم زدم

19:55.560 --> 19:59.639
من فقط به خاطر اينکه خانم "تيلر" ازدواج کرده
داخل خونه نميمونم

19:59.640 --> 20:01.959
اون تو "رندال" ساکن شده ؟

20:01.960 --> 20:06.159
"حتماً ، دلتون خيلي براش تنگ شده ، خانم "وودهوس

20:06.160 --> 20:09.999
ما در آينده بايد هميشه با شما بدون ايشون ديدن کنيم؟

20:10.000 --> 20:12.759
تنها ، درسته ؟

20:12.760 --> 20:15.639
اميدوارم اينطور نباشه

20:15.640 --> 20:18.239
منظورم اينکه

20:18.240 --> 20:21.719
طبيعتا ، ما هميشه نميتونيم با هم باشيم

20:21.720 --> 20:26.720
نميتونيم همش باهم وقت بگذرونيم
ولي ما هميشه جدا نشدني بوديم

20:26.920 --> 20:31.920
ولي الان طبيعي که اوضاع فرق بکنه

20:32.080 --> 20:34.319
البته

20:34.320 --> 20:38.120
من مطمئنم که تو يه همراه ديگه پيدا ميکني

20:43.720 --> 20:46.239
اون خانم جوان کيه ؟

20:46.240 --> 20:48.439
صبر کن

20:48.440 --> 20:53.440
اون"هريت اسميت" هستش
يکي از معروف ترين شاگردهاي اينجا

20:53.880 --> 20:56.879
هريت" از وقتي که يه دختر کوچولو بوده با ماست "

20:56.880 --> 20:59.559
اون اينجا ميمونه تا به ما کمک کنه

20:59.560 --> 21:03.645
اون تعطيلات رو پيش دوستاش ، خانواده "مارتين"، سپري ميکنه

21:05.680 --> 21:10.479
اونقدر دوستشون داره که نميتونه باهاشون خداحافظي کنه

21:10.480 --> 21:13.399
چه دختر قشنگي
اون از کجا اومده ؟

21:13.400 --> 21:14.925
خانوادش کي ان  ؟

21:15.800 --> 21:20.800
... اون دختر... اون دختر

21:21.760 --> 21:26.519
خب ، ما نميدونيم اونا کين
ولي خب آدم هاي بخشنده اي  هستن

21:26.520 --> 21:33.722
اون اصلا دختر آسوده طلبي نيست
و در تمام اين سالها مبلغ شهريه به صورت منظم و دقيق پرداخت شده

21:34.720 --> 21:39.399
مشخصه که دختر شخصي ثروتمنديه

21:39.400 --> 21:42.438
نجيب زاده ، شايد
چون پول به نظر مهم نمياد

21:44.120 --> 21:49.039
خانم"گارد" ، سه شنبه بعدي براي شما به "هارتفيلد" بياييد

21:49.040 --> 21:51.554
و خانم "هريت اسميت" رو هم بياريد

21:53.480 --> 21:55.721
اگه بيايد خيلي خوب ميشه

22:19.560 --> 22:24.560
براي يه لحظه فکر کردم که چيزي تغيير نکرده

22:24.680 --> 22:29.519
خانم "تيلر" در جاي هميشگي شون نشستن
و هيچ اتفاق ناخوشايندي نيفتاده

22:29.520 --> 22:33.159
بله ، خانم "وستون" ، پدر

22:33.160 --> 22:35.959
و ما يه عضو جديد در مهمونيمون داريم

22:42.280 --> 22:45.279
"معذرت ميخوام ، خانم "وودهوس

22:45.280 --> 22:49.199
من بدليل اينکه پيغام مسي را در روستا برسونم دير کردم

22:49.200 --> 22:53.080
من فقط يکم بيشتر نسبت به شما براي ايشون احترام قائلم

22:54.360 --> 22:56.919
پيغام کي ؟

22:56.920 --> 23:00.479
قادر مطلق ، خدا ؟

23:00.480 --> 23:03.159
البته

23:03.160 --> 23:06.799
پيغام خدا ، کسي که يه ذره بيشتر از خانم "وودهوس" احترام داره

23:06.800 --> 23:10.077
آره ، گرفتم ، چه متمدن

23:11.080 --> 23:16.080
خيلي خوش اومديد، آقاي "التون " فکر کنم که من بايد فقط يه نفر رو به شما معرفي کنم

23:16.440 --> 23:19.159
"دوست عزيزم ، خانم "هريت اسميت

23:20.680 --> 23:25.199
دوست عزيز خانم "وودهوس"بدون شک يکي از دوستان خوب بنده هم هستن

23:25.200 --> 23:29.478
اين هفته وقتي که من به فقيران سر ميزنم "هريت "هم با من مياد

23:31.080 --> 23:32.605
آفرين

24:15.720 --> 24:19.520
نگران نباش ،"هريت" ، تو کارت خوبه
البته واسه يه تازه کار

24:26.200 --> 24:29.119
"صبح بخير خانم "اسميت
"صبح بخير ، آقاي "مارتين

24:29.120 --> 24:31.719
اميدوارم که حالتون خوب باشه ؟
خيلي خوبم ، مرسي

24:31.720 --> 24:34.959
مادر و خواهرتون چطورن ؟

24:34.960 --> 24:36.959
خيلي عالي ، تشکر

24:36.960 --> 24:41.960
شما تونستيد اون کتابي رو که بهتون پيشنهاد داده بودم رو پيدا کنيد ؟
داستان عاشقانه جنگل

24:42.760 --> 24:46.879
نخير ، متاسفانه نتونستم
ولي از خواهرام ميخوام که پيگيرش باشن

24:46.880 --> 24:48.962
و به محض اينکه به دستم برسه ، ميخونمش

24:52.080 --> 24:54.276
خب ، روز بخير

24:59.160 --> 25:02.079
هريت "  ، اون مرد جوون کي بود ؟ "

25:02.080 --> 25:03.919
اون آقاي "مارتين" منه

25:03.920 --> 25:07.119
ميدوني اون دوستم که تابستون رو پيشش بودم

25:07.120 --> 25:11.079
ولي من فکر ميکردم که خانم و آقاي "مارتين" ميان سال هستن و دو تا دختر بيشتر ندارن ؟
نه

25:11.080 --> 25:12.959
اون تنها مرد خانواده ي "مارتين " هستش

25:12.960 --> 25:15.119
آقاي "مارتين" جوان مزرعه رو ميگردونن

25:15.120 --> 25:17.959
تعجب ميکنم که اونو نميشناسي

25:17.960 --> 25:22.719
اون هر از گاهي به آقاي "نايتلي " سر ميزنه ، و من مطمئنم که تو رو ميشناسه
سه تا سيب ، لطفا

25:22.720 --> 25:24.279
ميشه اينطوري گفت

25:24.280 --> 25:27.879
اون منو ميشناسه
ولي من چرا بايد يه کشاورز رو بشناسم

25:27.880 --> 25:29.559
مرسي

25:29.560 --> 25:34.560
هريت" ، چرا اون مرد جوون رو آقاي "مارتين" من صدا کردي ؟ "

25:36.760 --> 25:39.799
من منظورم دوستم آقاي "مارتين" بود

25:39.800 --> 25:42.039
بهم بگو ، نظرت در مورد اون چيه ؟

25:42.040 --> 25:46.119
اون خيلي بد قيافه نيست به نظرت ؟
اون خيلي زياد بدقيافه هستش

25:46.120 --> 25:51.120
البته نبايد از يه کشاورز چيز بيشتري انتظار داشت
ولي من تصور نميکردم که اون اينقدر لوده باشه

25:52.400 --> 25:57.400
مطمئنن ، اون آقاي منش نيست نه مثل يه مرد واقعي

25:58.440 --> 26:00.079
قصد توهين ندارم ، ولي حتما همينطوره

26:00.080 --> 26:02.199
يه کشاورز نياز نداره که يه جنتلمن واقعي باشه

26:02.200 --> 26:07.200
ولي من فکر ميکردم که تو تا حالا با افراد با منش زيادي رفت آمد کردي

26:08.400 --> 26:12.079
افراد تحصيل کرده تو همين " هارتفيلد" و از اينکه چقدر هم نشيني "رابرت مارتين "

26:12.080 --> 26:16.479
برات نامساعد بوده شوکه خواهي شد

26:16.480 --> 26:19.639
"خانم"وودهوس
يه نامه ديگه از جين اومده

26:19.640 --> 26:22.919
چرا شما و خانم "اسميت" نميايد بالا واسه صرف چايي وقتي که من دارم نامه رو واستون ميخونم

26:22.920 --> 26:27.198
"متاسفم ، خانم "بيتس
ولي من و "هريت " داريم ميريم ديدن فقرا

26:28.360 --> 26:31.999
ما فردا خدمتتون ميرسيم

26:32.000 --> 26:34.401
خب ، باشه
تا فردا

26:37.760 --> 26:40.519
عجب شانسي آورديم

26:43.080 --> 26:46.599
يه نامه از "جين" تا ما رو گرم کنه

26:46.600 --> 26:51.279
من از خانم " وودهوس " پرسيدم که دوست داره بشنوه ولي متاسفانه نميتونه

26:51.280 --> 26:56.280
ولي اون خيلي سرش با اون کارهاي مذهبي شلوغه
ولي مهم نيست

26:56.480 --> 27:00.155
ولي اون مثل هميشه فردا چهارشنبه بهش گوش ميده

27:07.200 --> 27:11.603
... حالا من چيکار کنم با
درسته ، بفرماييد

27:12.600 --> 27:16.959
من تعجب ميکنم که چرا آقاي "مارتين " کتابي رو که بهش پيشنهاد دادم رو نخونده

27:16.960 --> 27:18.719
اون يه کتاب عشقي هستش

27:18.720 --> 27:21.879
اون بيشتر از کارش به داستان عاشقانه جنگل فکر ميکنه ؟

27:21.880 --> 27:23.479
آخه کي اينکارو ميکنه ؟

27:23.480 --> 27:25.359
... اگه اون که الان
بيست چهار

27:25.360 --> 27:28.359
بيست و چهار سالشه اينطوريه
واي به حال اينکه پيرتر بشه

27:28.360 --> 27:33.480
اون موقع ميشه يه آدم حال بهم زن ، پست و بي اعتنا که به چيزي به جز سود و زيان فکر نميکنه

27:35.000 --> 27:37.639
من متعجبم که اون چطور کتاب رو فراموش کرده

27:37.640 --> 27:39.999
"ناراحت نباش ، "هريت

27:40.000 --> 27:41.639
بيا يه حالي به خودمون بديم

27:41.640 --> 27:43.519
بيا به چند تا مرد ممتاز فکر کنيم

27:43.520 --> 27:47.081
اين اطراف خواستگاران مناسب بسياري وجود داره

28:32.880 --> 28:36.362
اين درخت خيلي خوبي هستش

28:45.840 --> 28:50.639
چقدر زنهاي اين دوره در همه چيز عالي هستش

28:50.640 --> 28:52.483
"خجالت زده مون ميکنيد ، آقاي "التون

28:54.520 --> 28:58.799
من ميبينم که شما چقدر زيبا سعي در نمايش

28:58.800 --> 29:03.199
... نور و ... اتمسفر کرديد

29:03.200 --> 29:05.639
... و هنوز بسيار کارظريفي هستش

29:05.640 --> 29:07.756
و شيوا

29:10.560 --> 29:13.879
من يادم که تو و "اما" دقيقا همينطوري نقاشي ميکرديد

29:13.880 --> 29:16.724
سه پايه ها هم همينطوري بود

29:17.720 --> 29:19.643
فکر ميکنم بعضي چيزها تغيير ميکنن

29:21.160 --> 29:24.399
فکر کنم دوستي اون و "هريت" خيلي خوب باشه

29:24.400 --> 29:27.519
اما" معلم بي نظيري هستش "

29:27.520 --> 29:31.799
و شما نميخوايد اون اينقدر احساس تنهايي کنه که بخواد از اينجا بره ؟

29:31.800 --> 29:35.719
بره ؟ "اما" ؟ امکان نداره
کي ديگه ميخواد دور خونه بدوه و شيطوني کنه ؟

29:35.720 --> 29:40.359
اما" ديگه يه بچه نيست "
الان خانم جوان فهميده اي شده

29:40.360 --> 29:43.045
من ديگه مراقبش نيستم

29:44.760 --> 29:47.719
ولي من هميشه دوست اون

29:47.720 --> 29:49.599
و شما خواهم بود

29:49.600 --> 29:50.999
... اين واقعا

29:51.000 --> 29:54.119
... بدون هيچ اغراقي
من کارهاي ضعيف زيادي ديدم

29:54.120 --> 29:55.999
آقاي "التون " ؟

29:56.000 --> 29:59.561
فکر نميکنيد بدن انسان هم موضوع جالبي براي نقاشي باشه ؟

30:01.760 --> 30:04.279
يه نقاشي آب رنگ خانم " اسميت" نظرتون چيه ؟

30:04.280 --> 30:07.279
بله ، حتما

30:07.280 --> 30:10.318
ترسيم خانم " اسميت " توسط قلم توانا شما

30:13.280 --> 30:15.119
اون ، اون عالي خواهد بود

30:15.120 --> 30:17.999
فکر کنم بنده اونو بيشتر از هر چيزي بپسندم

30:18.000 --> 30:23.000
حالا ، من بايد برم
اين فقط يه ملاقات کوتاه بود براي تشکر زا شما و البته

30:23.200 --> 30:26.761
خانم " اسميت" به خاطر کاري که در منطقه فقرا کرديد

30:48.400 --> 30:52.159
چي بهت بگم ؟
ميدونستم خيلي زود واست خواستگارهاي زيادي پيدا ميشه

30:52.160 --> 30:56.399
فکر ميکني که اقاي " التون " از من خواستن نقاشي کي رو بکشم ؟

30:56.400 --> 30:58.198
کي ؟

31:00.440 --> 31:03.799
خب ، تو ديگه
نه ، خانم وودهوس
مطمئنيد ؟

31:03.800 --> 31:06.399
البته ، اون قبل از اينکه بره بهت چي گفت ؟

31:06.400 --> 31:10.319
گفت که نقاشي من خيلي قشنگه

31:10.320 --> 31:15.320
اون بايد حتما عاشقت شده باشه
خانم " وودهوس " ، من بايد چيکار کنم ؟

31:16.400 --> 31:18.599
من بايد چطوري باهاش رفتار کنم ؟

31:18.600 --> 31:20.439
"نگران نباش ، "هريت

31:20.440 --> 31:22.039
من راهنماييت ميکنم

31:22.040 --> 31:24.236
تو ، سال آينده عروس ميشي

32:21.280 --> 32:23.319
"رابرت مارتين"

32:23.320 --> 32:24.845
خودتي ؟

32:49.840 --> 32:51.999
" نه ، نه ، خانم " اسميت

32:52.000 --> 32:55.880
شما نبايد از جاتون تکون بخوريد
درست مثل يه مجسمه

33:01.600 --> 33:06.322
هنرمند بايد زمان  داشته باشه که شاهکارش رو خلق کنه

33:33.920 --> 33:36.605
"نه حتي يه عيب کوچيک ف خانم " اسميت

33:38.120 --> 33:41.124
نقاشي بايد بي نقص باشه

33:51.320 --> 33:54.239
مطمئني که اين عمل محتاطانه ست ؟

33:54.240 --> 33:56.759
بله ، آقا

33:56.760 --> 33:58.799
نقشه که به نظر بي نقص مياد

33:58.800 --> 34:00.399
من چند وقته که تو رو ميشناسم ؟

34:00.400 --> 34:03.439
من هيچوقت نديدم که تو مزرعه رو به خاطر بندازي

34:03.440 --> 34:08.440
فکر نميکني که اين توسعه رو چند سال ديگه انجام بدي معقول تر باشه ؟
چند سالته ؟

34:09.600 --> 34:13.599
تقريبا 24 هستي ؟
من 24 سالمه

34:13.600 --> 34:16.399
من نميخوام که زندگيم رو تلف کنم

34:16.400 --> 34:19.961
من دليلي نميبينم که کاري که تو ذهن هستش رو عقب بندازم

34:23.760 --> 34:28.279
پس من تعجب ميکنم که ميخواستي من چيزي در مورد پروژه توسعه مزرعت بدونم

34:28.280 --> 34:30.920
تو مطمئنن نيازي به اجازه من نداري

34:36.120 --> 34:38.679
" موفق باشي ، "رابرت

34:38.680 --> 34:40.364
مرسي ، قربان

35:13.320 --> 35:16.563
"خانم "وودهوس " خانم "وودهوس

35:17.600 --> 35:19.079
باورتون نميشه

35:19.080 --> 35:22.559
اروم باش ،"هريت" ، حالا موضوع چي هست ؟
من بايد چيکار کنم ؟

35:22.560 --> 35:25.599
اين خيلي غير منتظرست
اين امروز صبح واسم فرستاده شده

35:25.600 --> 35:27.599
اين يه پيشنهاد ازدواج از طرف "رابرت مارتين" هستش

35:27.600 --> 35:30.039
خب ، من اينطوري فکر ميکنم

35:30.040 --> 35:32.156
اين نامه خيلي خوبي هستش ، مگه نه  ؟

35:33.680 --> 35:36.194
مطمئنم ، نميدونم

35:38.800 --> 35:41.479
اين به طرز دل انگيزي غير منتظرست

35:41.480 --> 35:44.999
يا اين ناخوشاينده ؟

35:45.000 --> 35:48.516
ولي  ، نامه اون مثل اينکه نوشته خيلي دوستم داره

35:51.280 --> 35:52.839
...خب ؟

35:52.840 --> 35:55.919
خب ، نامه اش خوبه ؟

35:55.920 --> 35:57.445
... يا اينکه

35:59.360 --> 36:01.203
خيلي کوتاهست ؟

36:07.880 --> 36:10.439
نامه خوبيه

36:10.440 --> 36:13.279
البته به نظر ميرسه يکي از خواهراش اينو واسش نوشته

36:13.280 --> 36:15.679
ولي طريقه نوشتنش از انتظار من خيلي بهتر هستش

36:15.680 --> 36:17.679
اميدوارم که من به قدر کافي صادق باشم که اينو بگم

36:17.680 --> 36:19.239
خب ، حالا چيکار کنم ؟

36:19.240 --> 36:21.599
بايد چيکار کني؟
منظورت چيه؟

36:21.600 --> 36:23.159
در مورد اين نامه ؟

36:23.160 --> 36:25.759
خب ، بايد جوابش رو بدي و صريح حرفت برو بزني
باشه

36:25.760 --> 36:28.759
بله ، ميدونستم شما بلديد چيکار کنيد

36:28.760 --> 36:31.445
ولي ، خدايا ، من چي بايد بنويسم ؟

36:32.960 --> 36:37.039
نه ، هريت ، کلمات نامه بايد مال خودت باشن

36:37.040 --> 36:39.239
مطمئنم که از پسش بر مياي

36:39.240 --> 36:44.240
خب ، تو بايد کاملا و آگاهانه بدوني که داري ضربه بدي بهش ميزني و قلبش رو ميشکوني

36:46.880 --> 36:50.519
پس فکر ميکني که من بايد بهش جواب منفي بدم ؟

36:50.520 --> 36:52.045
... بايد بهش جواب منفي بدي ؟

36:55.000 --> 36:58.399
معذرت ميخوام

36:58.400 --> 37:02.246
من فکر ميکردم که تو صرفا از من خواستي که در مورد نامه کمکت کنم

37:05.160 --> 37:08.915
پس تو ميخواي با "رابرت مارتين " ازدواج کني ؟

37:11.760 --> 37:14.759
نميدونم

37:14.760 --> 37:16.439
من ، من ميدونم

37:16.440 --> 37:18.124
نميدونم

37:20.520 --> 37:23.039
خانم ، "وودهوس" ، کمکم کنيد لطفا

37:23.040 --> 37:25.839
هريت "  ، اين تصميمي که خودت بايد بگيري "

37:25.840 --> 37:27.797
تو از احساسات خودت بهتر خبر داري

37:29.320 --> 37:32.722
من واقعا نميدونستم که اون منو اينقدر دوست داره

37:45.160 --> 37:48.879
من فکر ميکنم کلا

37:48.880 --> 37:53.759
اگه زني شک داره که با يه مرد ازدواج کنه يا نه

37:53.760 --> 37:57.239
بايد باهاش ازدواج نکنه

37:57.240 --> 38:00.799
البته ، هر چند
من نميخوام رو تصميمت تاثير بزارم

38:00.800 --> 38:03.359
ولي خواهش ميکنم ، خواهش ميکنم ، اينکارو بکنيد

38:03.360 --> 38:05.078
رو تصميمم تاثير بزاريد

38:06.680 --> 38:08.398
ولي اگه اينقدر مهربونيد ؟

38:14.240 --> 38:17.679
خانم "وودهوس" ، من تصميمم رو گرفتم

38:17.680 --> 38:21.279
من ، من کاملا ،... تقريبا

38:21.280 --> 38:26.280
... من تصميمم رو گرفتم که

38:27.600 --> 38:31.039
پيشنهادش رو رد کنم ؟

38:31.040 --> 38:32.565
فکر ميکني که تصميمم درسته ؟

38:36.000 --> 38:38.958
کاملا ، کاملا درسته

38:40.640 --> 38:45.640
وقتي که داشتي تصميمت رو ميگرفتي من چيزي نگفتم ولي حالا که تصميمت رو گرفتي ، بهت تبريک ميگم

38:47.920 --> 38:51.759
خدا رو شکر
ديگه من هم نشيني تو رو براي هميشه از دست نميدم

38:51.760 --> 38:56.760
من هيچوقت نميتونستم همسر"رابرت مارتين" رو تو مزرعه "ابي ميل" ببينم

38:57.240 --> 39:00.119
حالا من تا ابد دوستم رو خواهم داشت

39:00.120 --> 39:05.684
خانم "وودهوس" عزيز ، من هيچوقت لذت دوستي با شما با چيزي تو دنيا عوض نميکنم

39:10.400 --> 39:14.639
هر چند که من هنوز فکر ميکنم که آقاي "مارتين" ، مرد جوان دوست داشتني هستن

39:14.640 --> 39:17.879
و خيلي هم به من علاقه دارن

39:17.880 --> 39:20.559
بيا ، بشين
بايد همين الان نامه رو بنويسي

39:20.560 --> 39:24.315
اينکار خيلي سنگ دلانه و بي ادبانه اي هستش که رد کردن پيشنهاد کسي رو به تعويق بندازي

39:53.440 --> 39:55.199
چه هنري

39:55.200 --> 39:58.799
چه کمالي

39:58.800 --> 40:03.800
شما چه  هوشمندانه فضا و نماي يوناني رو فقط با

40:04.440 --> 40:08.119
چند تا ضربه استادانه به نمايش کشيديد

40:08.120 --> 40:09.839
نظر شما چيه ، آقاي "وودهوس" ؟

40:09.840 --> 40:14.319
مگه خانم "وودهوس" در اين تصوير شاهکار نکردن ؟

40:14.320 --> 40:17.039
زيباست ، خيلي زيباست

40:17.040 --> 40:22.040
ولي فکر نميکنيد که خانم "اسميت " بايد شال گرمتري بپوشن ؟

40:23.160 --> 40:27.199
نه
اين يه نماي تابستاني هستش ، پدر

40:27.200 --> 40:29.479
خانمهاي جوان تو روزهاي آقتابي هم ميتونن سرما بخورن

40:29.480 --> 40:33.639
پدر ، خانم "اسميت " تو اين اتاق بودن
بدون کوچکترين ترسي از سرما

40:33.640 --> 40:36.919
خب ، ما نميخوايم مردم رو تشويق کنيم
که ريسکهاي بيجا انجام بدن

40:36.920 --> 40:40.079
خب ، فکر نکنم از اين بهتر بشه نقاشي کرد

40:40.080 --> 40:45.564
شما نقاشي خانم " اسميت" رو در کمال گونه لحظه کشيديد

40:47.080 --> 40:48.599
ما بايد اينو احتمالا قاب کنيم

40:48.600 --> 40:53.600
دفعه بعدي که "ايزابلا" و "جان" اومدم
اين رو بهشون ميديم که ببرن لندن و قابش کنن

40:55.280 --> 40:58.119
ولي خوب اين چند هفته اي طول ميکشه

40:58.120 --> 41:01.159
اجازه ميديد من اينکارو بکنم ؟

41:01.160 --> 41:06.519
من ميتونم براي همچين چيز قيمتي رو در عرض يک روز به شهر برم و برگردم

41:53.720 --> 41:55.245
اما" ، عزيزم "

41:59.880 --> 42:02.159
من تا حالا يه دور از سه تا دورم رو رفتم

42:02.160 --> 42:03.799
ميشه يه کمکي بهم بکني ؟

42:03.800 --> 42:07.159
ميشه شالم رو محکم کني؟
تا يه ذره گرمترم کنه

42:07.160 --> 42:09.559
فکر ميکني بايد پياده رويم رو تموم کنم ؟

42:09.560 --> 42:12.119
البته ، ما بايد به کارهاي روزمره مون برسيم

42:12.120 --> 42:17.120
"آقاي "نايتلي
منو ببخشيد ، من بايد پياده روي رو شروع کردم تموم کنم

42:18.600 --> 42:22.039
فکر ميکنيد که بتونيد فقط با "اما" صحبت کنيد؟
... چون من ميتونم

42:22.040 --> 42:24.680
فکر کنم ، من و "اما" از پس همديگه بر ميام

42:30.880 --> 42:33.879
خانم اسميت ديگه اينورا نيست امروز که مجذوبانه به رزها نگاه کنه ؟

42:33.880 --> 42:36.119
من فکر ميکردم که اينکار هر روزش هستش؟

42:36.120 --> 42:38.359
نه ، نه من سربه سرت نميزارم

42:38.360 --> 42:43.079
خانم "اسميت" ، زن کوچک و زيبايي هستن
و من تمايل دارم که فکر کنم که شخصيتش بهتر شده

42:43.080 --> 42:45.519
و فکر ميکنم که بهتر شدن اون به خاطر تاثير تو هستش

42:45.520 --> 42:50.435
مرسي و تو هيچوقت من رو تحسين نميکني
مگر اينکه خودت يه جورايي توش نقش داشته باشي ، پس اين بايد يه تعريف باشه

42:51.960 --> 42:56.960
اگه بتونه خودش رو از دست شايعات توي "هايبري" خلاص کنه
خيلي زود اينجا خواهد بود . مزاحم هاي بدبخت

42:57.120 --> 43:00.919
اين ممکنه که اون نسبت به تو در مقابل اين مزاحم هاي بدبخت بيشتر شکيبا باشه

43:00.920 --> 43:05.279
يا شايدم بخاطر انجام يه کار خيلي خوشايندتر دير کرده ؟

43:05.280 --> 43:09.399
واقعا؟
من دلايلي دارم که قراره واسه دوستت خبرهاي خوبي برسه

43:09.400 --> 43:13.279
و اين خبر به تو نشون داده خواهد شد

43:13.280 --> 43:16.279
هنوز عروسکهاي عروس و دامادت اون زير هستن ؟

43:16.280 --> 43:19.639
نه ، من به اندازه کافي بزرگ شدم که عروسک بازي نکنم

43:19.640 --> 43:21.799
خب ، بزار بهت بگم

43:21.800 --> 43:28.684
آقاي "رابرت مارتين" بدجوري عاشق خانم "اسميت"" هست و ميخواد باهاش ازدواج کنه

43:30.200 --> 43:33.559
خودشه ، منم واسه يه دفعه هم شده سورپرايزت کردم

43:33.560 --> 43:36.799
اون اومد و با من در موردش صحبت کرد
و با اينکه من در اين مورد شک داشتم

43:36.800 --> 43:39.679
واسش آرزوي سعادتمندي کردم
و اين اتفاق مال پريروز بود

43:39.680 --> 43:43.079
من تعجب ميکنم که دوستت تونسته
اين خبر خوب رو پيش خودش نگه داره

43:43.080 --> 43:45.639
من فکر ميکردم که اون ديروز پيشنهادش رو داده باشه
آخه اون خيلي مصمم بود

43:45.640 --> 43:48.759
از کجا ميدوني که آقاي "مارتين " پيشنهادش رو ديروز مطرح نکرده ؟

43:48.760 --> 43:52.279
من مطمئنن نيستم
من فکر ميکردم که اون تمام روز پيش تو بوده

43:52.280 --> 43:54.479
حالا من يه چيزي بهت ميگم

43:54.480 --> 43:59.077
آقاي "مارتين " ديروز پيشنهادش رو داد
و در جوابش نه شنيد

44:00.920 --> 44:03.399
پس اون دختر احمق تر از اونيه که فکر ميکردم

44:03.400 --> 44:08.319
البته ، اين اصلا قابل درک نيست که يه زن پيشنهاد ازدواج کسي رو رد کنه

44:08.320 --> 44:12.839
مردا فکر ميکنن که زنها منتظرن که ازشون خواستگاري بشه
مردا همچين فکر نميکنن

44:12.840 --> 44:14.799
هريت اسميت " پيشنهاد "رابرت مارتين " رو رد کرد ؟

44:14.800 --> 44:17.719
اين ديوونگيه
شايد اشتباه ميکني

44:17.720 --> 44:20.963
خودم ديدم داشت جوابش رو مينوشت از اين واضح تر نميشد جواب داد

44:22.920 --> 44:24.879
تو ديدي که داشت جوابش رو ميداد؟

44:24.880 --> 44:26.399
سلام

44:26.400 --> 44:27.919
خودت نوشتيش

44:27.920 --> 44:32.199
تو متقاعدش کردي که جواب رد بده
اما " ! منو نگاه کن "

44:32.200 --> 44:33.959
اين کار توئه . مطمئنم

44:33.960 --> 44:36.239
تو هيچوقت نميتوني به من دروغ بگي

44:36.240 --> 44:39.639
من مطمئنم که آقاي "مارتين " جوان محترمي هستن

44:39.640 --> 44:42.479
ولي من قبول ندارم که اون با "هريت" برابري ميکنه

44:42.480 --> 44:46.679
نه ، اون باهاش برابر نيست
خيلي هم ازش سرتره

44:46.680 --> 44:49.399
والدين " هريت اسميت "  رو کسي نميشناسه

44:49.400 --> 44:52.319
اون دختر باهوشي نيست
و هيچکار بدرد بخوري هم بلد نيست

44:52.320 --> 44:54.319
اون هيچ تجربه اي نداره
و حتي يه ذره عقل هم نداره

44:54.320 --> 44:56.359
اون خوشگله ، خوش اخلاقه
شايد

44:56.360 --> 44:59.799
ولي همش همينا رو داره
من فکر نميکردم که ديگه بتونه احمق تر از اين بشه

44:59.800 --> 45:04.639
ولي اون اينقدر عاشقش بود
و هست که اصلا منطق سرش نميشه

45:04.640 --> 45:07.879
من حتي فکر ميکردم که "اما" هم با ازواج شون موافقت ميکنه

45:07.880 --> 45:12.199
باورم نميشه که تو اينقدر در مورد "اما" نميدوني که همچين فکري ميکني

45:12.200 --> 45:16.319
يه کشاورز ، واسه ازدواج با دوست صميمي من مناسب باشه ؟
اين خيلي مايه تنزل و آبروريزيه

45:16.320 --> 45:21.320
يه تنزل ؟ اونم واسه حروم زاده ، احمق که حاضر نيست که با يه کشاورز محترم و باهوش ازدواج کنه ؟

45:22.520 --> 45:26.999
تو اينکه پدر اون يه جنتلمن واقعي بوده شکي نيست
اونم يه جنتلمن ثروتمند

45:27.000 --> 45:30.879
اون تا حالا از هيچي گلايه نکرده
چرا بچه بايد به خاطر اشتباه ديگران سرزنش بشه ؟

45:30.880 --> 45:34.839
هريت " يه دختر نجيب زاده هستش و با دخترهاي نجيب زاده ها معاشرت ميکنه

45:34.840 --> 45:37.399
به همين دليل از "رابرت مارتين" تو سرتره

45:37.400 --> 45:42.400
اما " ، "اما"  ما توي يه دنيا واقعي زندگي ميکنيم
دنيايي که بچه ها به خاطر اشتباه والدينشون سرزنش ميشن

45:44.040 --> 45:49.039
و از اين چيزي که به نظر مياد اونا نميخواستن "هريت" رو داشته باشن
حالا هر کي که هستن

45:49.040 --> 45:53.919
ولي ما تو "هايبري "  زندگي ميکنيم
جايي که ما با مردم براساس چيزي که لياقتشون رو دارن رفتار ميکنيم

45:53.920 --> 45:58.920
دوستان "هريت" ، حالا هر کي که هستن فکر ميکنن
که مدرسه شبانه روزي خانم "گارد" و همراه ايشون براي اون کافيست

46:00.200 --> 46:04.919
و "هريت" هم فکر ميکرد که اين براش کافيه تا وقتي که تو اون رو تشويق کردي که جاه طلب تر باشه

46:04.920 --> 46:09.159
اون وقتي که تو تابستون با خانواده "مارتين" بود خيلي خوشحال بود
و "رابرت" هم آدم احمق و خودبيني نبود

46:09.160 --> 46:13.759
اون هيچوقت ازش خواستگاري نميکرد اگه ميدونست اون از سرش زياده اون دختر حتما يه جوري اونو تشويق به اين کار کرده

46:13.760 --> 46:16.199
خب ، پس بيا ، همونطور که ميگي تو دنياي واقعي زندگي کنيم

46:16.200 --> 46:20.799
جايي که مردا هميشه دخترهايي با قيافه اي زيبا رو به خاطر يکي ديگه که باهوشه ول ميکنن

46:20.800 --> 46:25.800
چي؟ نه ، نه . من در مقابل دانش تو سر تعظيم فرود ميارم
آخه تو 16 سال بيشتر تجربه داري ، تو حتما از همه چيز آگاهي

46:27.120 --> 46:31.879
هريت" با اون زيبايي و اخلاق خوبي که داره به طور قطع بايد ته ليست باشه براي جنس تو

46:31.880 --> 46:36.199
زماني که ميخوان يه همسر انتخاب کنن ، حالا ما هر دو تا مون حرف هامون رو زديم ، بيا ديگه دعوا نکنيم

46:36.200 --> 46:40.759
واقعا ، بهتره که آدم احمق باشه
تا مثل تو ازش استفاده کنه ، اما

46:40.760 --> 46:44.319
خودشه . نميبيني داري به زور به بحث ادامه ميدي ؟

46:44.320 --> 46:47.719
مردا از زن هايي که باهاشون بحث ميکنن خوششون نمياد

46:47.720 --> 46:50.799
هريت " از اون دسته دخترهاس که همه ميخوانش

46:50.800 --> 46:54.199
اون دختر خواسته شوهرش رو برآورده ميکنه و طوري راضي نگه ش ميداره که شوهرش فکر ميکنه که حق هميشه با اونه

46:54.200 --> 46:57.639
و اگخ تو باهاش ازدواج کني
همون زني ميشه که تو ميخواي

46:57.640 --> 47:00.919
حرفام رو يادت باشه
هريت "  ميتونه خودش انتخاب کنه "

47:00.920 --> 47:03.959
اون تازه اول زندگيشه

47:03.960 --> 47:07.555
چرا اون بايد اولين پيشنهادي که دريافت ميکنه رو قبول کنه

47:15.640 --> 47:17.165
ببخشيد

47:26.640 --> 47:29.359
"خيلي ممنون ، آقاي "التون

47:29.360 --> 47:31.959
هريت" خيلي خوشحال خواهد شد "

47:31.960 --> 47:38.366
چطوري ما ميتونيم بيشتر از اين صبر کنيم
تا اين نقاشي رو قاب شده و بر ديوار آويخته شده ببينيم ؟

47:40.880 --> 47:44.119
"خب ، خداحافظ ، آقاي "التون

47:44.120 --> 47:45.645
سفر امني داشته باشيد

48:11.200 --> 48:14.921
اونمرد اينقدر خودبين هست که من در تعجبم
(چطوري رو اون اسب سوار ميشه (خيلي از خود راضيه

48:22.200 --> 48:25.119
اما" من هميشه فکر ميکردم که اين دوستي به ضرر توئه "

48:25.120 --> 48:28.203
ولي حالا که بهش فکر ميکنم که به ضرر خانم "اسميت " هستش

48:35.400 --> 48:38.759
مردان با احساس ، زنان احمق رو دوست ندارن

48:38.760 --> 48:43.760
و بيشتر مردان با اصل و نسب از اينکه روزي در رسوايي که

48:43.880 --> 48:46.719
با مشخص شدن اصل و نسب اون نمايان ميشه ، درش ميفتن
وحشت دارن

48:46.720 --> 48:50.559
اگه بزاري اون با " رابرت مارتين " ازدواج کنه
اون تا ابد شاد و محترم خواهد بود

48:50.560 --> 48:54.279
ولي اگه توقعش رو بالا ببري شايد اون تا آخر عمرش پيش خانم "گارد " بمونه

48:54.280 --> 48:57.921
ما در اين مورد نظر هامون با هم اينقدر متفاوته بنظرم بهتره در موردش حرف نزنيم

49:02.960 --> 49:07.960
و اينکه من بهش اجازه بدم که باهاش ازدواج کنه ، غيرممکنه "هريت " پيشنهادش رو رد کرده

49:08.040 --> 49:10.520
اون بايد پاي نظرش وايسه

49:19.720 --> 49:23.999
من اوقدر روش تاثير ندارم ، فقط يه کوچولو

49:24.000 --> 49:28.639
ولي اونقدر ظاهر و منشش بد بود

49:28.640 --> 49:32.199
که يه روزي اگه از اون خوشش ميومده الان ديگه خوشش نمياد

49:32.200 --> 49:33.839
عجب مزخرفي

49:33.840 --> 49:38.835
فکر کنم الان وقت چايي باشه ولي هنوز صرف نشده فکر ميکني به پدر بايد بگم بياد داخل

49:46.360 --> 49:51.360
خب ، فکر ميکنم که اين ديگه فقدان بزرگي براي آقاي " مارتين" نباشه

49:51.400 --> 49:53.596
اميدوارم ، که زود اونو فراموش کنه

49:56.720 --> 49:59.199
ولي من اينقدر ميدونم که علاقه تو واسه آشنا کردن مردم

49:59.200 --> 50:01.555
اونقدر زياده که خودت حتما تو اين قضيه نقش داشتي ولي الان داري رد ميکني

50:03.480 --> 50:05.994
پس اين دليل واقعيت براي دلخور شدنت هست

50:11.200 --> 50:15.439
من نظرم رو گفتم و تو هم نظرت رو گفتي

50:15.440 --> 50:20.355
ولي نظر من بود که غالب شد و تو نميخواي به اين مسئله اقرار کني

50:39.720 --> 50:42.959
من خيلي خوشحالم که برگشتي ما تا ابد دوست ميمونيم

50:42.960 --> 50:45.519
نه ، "اما" من اومدم که اين رو بهت بگم

50:45.520 --> 50:47.919
از اونجايي که تو در آشنا کردن اصلا مخفي کاري نميکني

50:47.920 --> 50:52.759
من گمون ميکنم که تو هرگز اين حرکت رو انجام نميدادي مگر اينکه خواستگار ديگري رو در نظر داشتي

50:52.760 --> 50:57.760
و به عنوان يه دوست دارم بهت ميگم ، اگه آقاي "التون" اون خواستگار هستش اون بدرد نميخوره

50:58.440 --> 51:02.479
اون خودش ميدونه که مرد جوان خوشتيپي هست
و هيچوقت با افراد پست ازدواج نميکنه

51:02.480 --> 51:07.480
من خودم شنيدم که اون با خوشي تمام در مورد مجموعه بزرگ از زناني که هر کدوم حداقل 2000 دلار دارن ، حرف ميزد

51:10.440 --> 51:14.559
رابرت "  و "هريت" وسايل بازي تو نيستن"
عروسک هات نيستن

51:14.560 --> 51:18.079
که هر کاري بگي رو بکنن
و با هر کي که ميگي ازدواج کنن

51:18.080 --> 51:19.605
اونا آدمن

51:22.880 --> 51:27.158
و يه روزي تو از دلال ازدواج بودنت به شدت پيشمون خواهي شد

51:36.280 --> 51:38.519
آقاي "نايتلي " ؟

51:38.520 --> 51:41.759
من فکر نميکردم که آقاي "نايتلي" اينقدر زود از اينجا برن

51:41.760 --> 51:45.242
ميدونستم که نبايد اون دور آخر رو ميرفتم

51:45.243 --> 51:55.243
.:: @bollbolljan_com ::.