﻿WEBVTT

00:01.700 --> 00:16.700
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:17.801 --> 00:24.101
.:: @bollbolljan_com ::.

00:25.200 --> 00:26.850
موضوع چيه ؟

00:26.990 --> 00:28.650
ارباب کجا تشريف دارن ؟

00:28.850 --> 00:30.060
. اتاق اندروني

00:49.010 --> 00:53.480
. زودباش نقاشيُ برام کشف رمز کن

00:56.750 --> 00:58.950
. . اين نقاشي

01:00.950 --> 01:01.950
. ارباب

01:02.090 --> 01:03.360
. فورا مخفي بشين

01:03.490 --> 01:04.560
چه اتفاقي افتاده ؟

01:04.690 --> 01:06.630
. صنعتگر " چو " ما رو لو داده

01:06.760 --> 01:09.100
الان ؛ رئيس حرمسرا و ملازمينِش
. بيرون ساختمان هستن

01:09.230 --> 01:10.430
. بايد فورا مخفي بشين

01:10.630 --> 01:12.160
چي گفتي ؟

01:12.230 --> 01:14.230
صاف حتما همين الان ؛ تو اين لحظه يِ
. به اين مهمي بايد اينطوري بشه

01:14.370 --> 01:16.100
قبل از هرچيزي فورا همراهِ
. مويون " مخفي بشين "

01:29.520 --> 01:31.520
. . اين . . اين يارو

01:31.650 --> 01:33.520
! " مويون "

01:37.460 --> 01:39.260
چه اتفاقي افتاده ؟

01:39.390 --> 01:42.400
مگه " جون يوچي " ؛
تو " يولدو " کُشته نشد ؟

01:42.530 --> 01:44.660
. مويون " . . راه بيفت بريم "

01:44.800 --> 01:47.400
. اومدم نجاتِت بدم

01:50.470 --> 01:53.410
چکاري ميکنيد ؟
! فورا دستگيرش کنيد

02:20.170 --> 02:21.500
. زودباشين . . برين

02:22.840 --> 02:24.640
. بريم

02:32.780 --> 02:33.780
! " نه . . " مويون

02:33.910 --> 02:36.120
! نرو
! " منم . . " جون يوچي

03:08.480 --> 03:12.420
. . مويون " ؛ "

03:37.040 --> 03:38.840
. اون با من

03:39.050 --> 03:40.310
. بريد همه جا رو به آتش بکِشيد

03:40.450 --> 03:42.450
. بايد تمام ردِ پاها رو ازبين ببريم

03:42.520 --> 03:44.180
نبايد هيچ سرنخي که ماجرا رو
. به ما مربوط کنه به جا بذاريم

03:46.790 --> 03:48.320
. بله قربان

03:54.660 --> 03:55.800
. . رئيسِ حرمسرا

03:55.930 --> 03:57.660
. آتش سوزي شده . .

04:04.200 --> 04:06.210
. بريم

04:46.980 --> 04:49.250
. تعقيبِش نکنيد

05:07.070 --> 05:09.740
بايد يه راهي براي بازکردنِش
. وجود داشته باشه

05:20.950 --> 05:23.080
! " راهِ زندگيم ثابت قدمه "

05:38.230 --> 05:41.770
درحقيقت
. " مستقيم به سمتِ مرگ رفتي " جون يوچي

05:42.570 --> 05:44.900
اون مکان به وسيله ي
. سنگهاي سياهِ جادويي باستاني بنا شده

05:45.040 --> 05:47.170
هيچ جادوگر تائويي
. نميتونه به اونجا غلبه کنه

05:50.510 --> 05:52.850
رئيس حرمسرا داره نزديک ميشه
. فورا مخفي بشين

06:14.000 --> 06:16.200
! به دقت همه جا رو بگرديد

06:16.340 --> 06:21.010
هرطور شده
! اون نقاشي بايد پيدا بشه

06:32.350 --> 06:33.350
. . رئيسِ حرمسرا

06:33.490 --> 06:36.160
. هيچي پيدا نکرديم . .

06:53.440 --> 06:55.040
! همون حرومزاده اس

06:56.440 --> 06:59.580
! اون نقاشي رو دزديده

07:08.590 --> 07:10.390
. فورا نقاشيُ بهم بده

07:10.390 --> 07:11.790
. چيزي که دنبالِش هستين پيش من نيست

07:11.790 --> 07:16.930
. درسته . . خودِ خودِشِه
! به وضوح ديدمِش که نقاشيُ دزديد

07:40.150 --> 07:42.760
پس ؛ اينطوري
. بندِ انگشتِ بريده شده دوباره برميگرده سرجاش

07:44.160 --> 07:46.760
. دندون . . دندون هم دوباره درست ميشه

07:48.890 --> 07:51.430
. اما . . " بونگ گو " نوشتن بلد نيست
حالا چکارکنم ؟

07:51.430 --> 07:53.700
. بدجوري دارم داغون ميشم

07:56.040 --> 07:58.770
. " هي " لي يوچي
. يه نگاه به اين بنداز

07:58.770 --> 08:00.710
بقيه نميدونن
. که خطِ بعديُ بايد چکار کنم

08:00.710 --> 08:03.980
ببين ؛ از اين خط به بعدِشُ
چي بايد بنويسم ؟

08:06.180 --> 08:08.650
گوش نميدي دارم بهت ميگم
يه نگاهي بنداز ؟

08:16.660 --> 08:18.790
. . درباره ي اين

08:18.790 --> 08:20.930
. . پسره ي بگم
داري مسخره بازي ميکني ؟

08:20.930 --> 08:23.330
. برعکس گرفتيش

08:25.870 --> 08:30.340
. راس ميگي
چطور به فکر خودم نرسيد ؟

08:30.400 --> 08:32.670
. . اين

08:34.740 --> 08:37.410
. خودت بنويسِش

08:37.410 --> 08:39.150
واقعا ميخواي اينطوري بکني ؟

08:39.150 --> 08:41.150
من تا امروز تو نوشتنِ
. نامه هاي زيادي کمکِت کردم

08:41.150 --> 08:43.220
. فقط همين يه بارُ کمکم کن

08:43.220 --> 08:46.090
ارشد " لي " ؛ در لغتِ " جريان پيدا کردن " ؛ به تعبيرِ اينکه
جريانِ آب مدت ها از سمتِ مصبِ رودخانه جاري خواهد بود " ؛ "

08:46.090 --> 08:50.420
تويِ اين جمله ؛ لغت " مصب رودخانه " ؛ . .
با " ص " نوشته ميشه يا " س " ؟

08:50.420 --> 08:53.090
جدا . . آخه چطور همچين چيزيُ
بلد نيستي ؟

08:53.090 --> 08:56.360
اونوقت خيرسرت اسمِ خودتُ
آدم تحصيل کرده هم گذاشتي ؟

08:57.960 --> 09:04.170
. الان بايد برم توالت
. شماها هم خودتون مشکلِ خودتونُ حل کنيد

09:04.170 --> 09:05.440
. . خودتون

09:05.570 --> 09:06.710
. حلِش کنيد . .

09:06.710 --> 09:07.970
. خيلي خب

09:07.970 --> 09:09.640
. . واقعاکه

09:14.780 --> 09:17.780
لي چي " . . کجا داري ميري ؟ "

09:18.920 --> 09:20.450
چطور مگه ؟

09:25.190 --> 09:29.130
. ميخواستم چيزي بهت بگم
. همراهم بيا

09:30.800 --> 09:33.200
. بهت گفتم همراهم بيا
چرا هنوز اونجا وايسادي ؟

09:34.200 --> 09:36.200
. شما برين . . منم الان ميام

09:37.400 --> 09:39.670
! پدرِ " بونگ گو"يِ بدبختُ دارن دَرميارن

09:44.410 --> 09:45.540
اين چيه ؟

09:45.540 --> 09:48.210
. بايد براي اعليحضرت سخنراني کنم

09:48.210 --> 09:51.280
بنظرت افتخار خانواده ي من باعثِ
افتخار بخش روزنامه ي سلطنتي نميشه ؟

09:51.280 --> 09:57.960
منتها خب اينم بايد بدوني که اگه قرار باشه ازطرفِ
. روزنامه ي سلطنتي سخنراني کنم بايد منبع الهام داشته باشم

09:57.960 --> 10:03.560
بنابراين ؛ بعدازاينکه اين کتابُ خوندي
. بايد يه خلاصه ليستِ آموزشي برام درست کني

10:03.700 --> 10:05.030
چي ؟

10:05.030 --> 10:08.900
. وقت زيادي باقي نمونده
. بايد همين الان انجامش بدي . . همينجا

10:09.300 --> 10:12.100
اين خلاصه ي آموزشي
. موقع سخنراني مورد نيازه

10:15.570 --> 10:17.310
چکار ميکني ؟

10:18.980 --> 10:24.250
نميشه چندساعت ديگه انجامش بدم ؟

10:24.450 --> 10:26.520
. وقت زيادي باقي نمونده

10:26.520 --> 10:29.660
چيه ؟
نميخواي انجامِش بدي ؟

10:29.920 --> 10:32.320
. . نه . . نه اينکه نخوام

10:34.330 --> 10:38.800
. . واي خدا . . معده ام . . واي خدا  . .

10:38.800 --> 10:41.200
چي شد يهويي لهجه گرفتي ؟

10:41.870 --> 10:44.340
کي لهجه داشتم ؟

10:44.340 --> 10:47.470
اگه اون لهجه نيست . . پس چيه ؟

10:47.470 --> 10:59.750
کجا ؟ کي ؟
. من هرگز حتي يه بارم لهجه نداشتم

10:59.950 --> 11:03.360
! پسره ي آشغال
داري منُ دست ميندازي ؟

11:03.360 --> 11:05.830
. فورا اون خلاصه ي آموزشيُ درست کن

11:06.290 --> 11:08.090
! اگه براش کار کنم خوبم . . نکنم ميگه آشغال

11:08.090 --> 11:09.700
. . بايد يه سَر تا دبيرخانه ي سلطنتي برم

11:09.700 --> 11:11.300
. پس ؛ اول يه پيشنويس بنويس . .

11:11.300 --> 11:14.230
. وقتي برگشتم ميبينمش

11:21.440 --> 11:22.780
. . واقعاکه

11:22.780 --> 11:25.180
. . سرورم . . سرورم . .
. . سرورم

11:25.850 --> 11:27.780
اين مرتيکه هروقت فرصت پيدا کنه
. جيم ميشه و ميره توالت

11:27.780 --> 11:29.380
. حواست باشه درستُ حسابي بِپاييش

11:29.380 --> 11:30.580
. بله قربان

11:30.580 --> 11:33.050
. نميذارم يه قدم هم پاشُ بيرون بذاره

11:34.390 --> 11:37.460
چکار ميکني ؟
. زودباش برو نوشتنُ شروع کن

11:37.460 --> 11:40.590
اگه کارمُ انجام بدم که اشکالي نداره
. دستشويي هم برم . . البته که مينويسم

11:40.930 --> 11:44.530
! " اين مرتيکه ديگه واقعا داره ديوونه ام ميکنه "

11:59.480 --> 12:03.160
. مشخصا بهش گفتم بين 3 تا 5 صبح اينجا باشه

12:02.480 --> 12:04.620
يعني کجاس ؟

12:13.490 --> 12:20.030
. . نميتونم بنويسم
. . سواد ندارم

12:22.700 --> 12:26.510
. هيچ کاري بلد نيستم . .

12:31.840 --> 12:34.310
. حتي خوندنم بلد نيستم

12:38.920 --> 12:42.860
. اِي واي . . دوباره " بونگ گو " شدم

12:43.990 --> 12:45.930
حالا چکار کنم ؟

12:45.930 --> 12:47.660
چي شده ؟

12:49.800 --> 12:53.930
. هيچي . . دارم مي نويسم

12:55.800 --> 12:59.140
صدات چي شده ؟
چه اتفاقي افتاده ؟

12:59.140 --> 13:01.940
. بايد کاري کنم از اينجا بره

13:02.940 --> 13:04.740
! سرورم ! سرورم ! سرورم

13:04.740 --> 13:07.680
. ايشون الان دارن مي نويسن
. مزاحمِشون نشين

13:07.680 --> 13:09.820
مرتيکه ي آشغال ؛
تو اينجا چه غلطي ميکني ؟

13:09.820 --> 13:10.820
! زودباش بروکنار ببينم

13:10.820 --> 13:11.680
! نميشه

13:11.680 --> 13:13.090
. . آشغال -
! سرورم -

13:13.090 --> 13:15.760
. مزاحمِ ايشون نشين

13:18.820 --> 13:22.500
سرورم . . حالتون خوبه ؟

13:23.760 --> 13:27.370
پسره ي عوضي ؛
چرا وقتي اينجايي جوابمُ نميدي ؟

13:27.570 --> 13:30.300
مگه بهتون نگفتم مزاحمِ نشين ؟

13:30.300 --> 13:33.840
. لطفا برين
. ميخوام مدتي تنها باشم

13:33.840 --> 13:41.650
باشه ؛ اما ؛ راستي اون کاري که سردبير
ازت خواست انجام بدي به کجاها کشيده ؟

13:42.720 --> 13:44.320
! حتي يه صفحه هم ننوشتي که

13:44.320 --> 13:46.320
. لطفا برين

13:48.920 --> 13:50.720
. بهت گفت برو

13:50.720 --> 13:52.860
. بونگ گو " ؛ تو هم برو "

13:53.130 --> 13:53.730
منم برم ؟

13:53.730 --> 13:55.730
! هر جفتِتون . . بيرون

13:56.660 --> 13:58.730
! بريم

14:08.410 --> 14:10.140
. . منم بيرون کرد

14:10.410 --> 14:13.080
ديدي ؟
. دفعه ي اوليه که عصباني ميبينمش

14:13.080 --> 14:15.750
خب . . حالا ديدي . . مگه چيه ؟

14:16.280 --> 14:18.350
ببينم ؛ يعني ماهيانه اشِه ؟

14:18.350 --> 14:22.090
خبرنگار " چو " ؛
. . چطور يه مرد ميشه

14:24.220 --> 14:25.830
. فقط زن ها اونطوري ميشن

14:25.830 --> 14:27.630
بخاطر اينکه اون مَرد خيلي عجيب و غريبِه گفتم ؛
! مرتيکه ي آشغال

14:27.630 --> 14:30.500
. قبلا هرگز عصبانيتشُ نديده بودم

14:30.500 --> 14:35.170
حق داره . وقتي تو امتحان وروديه قبول شد ؛ تازه از
. مدت ها قبلش داشت به اعليحضرت خدمت ميکرد

14:35.170 --> 14:40.770
تازه ؛ تو امتحان رتبه ي اولُ آورد ؛ عاديه که وقتي
. احساس دون پايه بودن بهش دست ميده عصباني بشه

14:41.970 --> 14:47.110
اون تو امتحان ورودي اول شده ؟
. . اول ؟

15:01.390 --> 15:03.730
. مويون " . . بيا باهمديگه بريم "

15:03.800 --> 15:05.660
. اومدم نجاتِت بدم

15:20.350 --> 15:22.150
. . مويون " ؛ "

15:48.510 --> 15:49.910
چطور پيش رفت ؟

15:49.910 --> 15:53.650
گرچه با تمام سرعتي که ميتونستيم
. آتشُ خاموش کرديم . . اما چيزي باقي نمونده بود

15:53.650 --> 15:56.580
همينطور نتونستيم جايِ مردي که
. فرار کرد رو هم پيدا کنيم

15:56.580 --> 15:58.780
مطمئن هستيد که يقينا همون مَرد
نقاشيُ دزديده ؟

15:58.780 --> 16:00.920
. خودم به وضوح از جلويِ در همه چيُ ديدم

16:00.920 --> 16:03.660
فورا همه ي ديده ها و شنيده هاتُ
. براي رئيس حرمسرا تعريف کن

16:04.390 --> 16:08.330
موقع بازکردن طومار ديدمشون ؛
. کلي هم سروصدا به پا کرده بودن

16:08.330 --> 16:11.800
البته بنظر ميرسيد که هنوز
. رازِ نقاشيُ کشف نکرده باشن

16:12.870 --> 16:13.870
نقاشي " ؟ "

16:13.870 --> 16:15.270
. بله

16:17.540 --> 16:20.740
نقاشيِ چي بود ؟

16:21.610 --> 16:26.080
. يه جور گُل

16:28.150 --> 16:30.350
نقاشيِ گُل ؟

16:30.350 --> 16:31.680
. بله

16:31.750 --> 16:33.820
دستِکم خبر خوب اينه که اون افراد
. رازِ درون نقاشيُ کشف نکردن

16:33.820 --> 16:35.550
. پس ؛ همينِش باعث راحتي خياله

16:35.550 --> 16:37.620
. قيافه ي کسي که نقاشيُ دزديدُ ديديم

16:37.620 --> 16:39.630
. . اگر تصويرشُ بکِشيم

16:39.630 --> 16:42.900
. بايد بتونيم نقاشي دزديده شده رو پيدا کنيم . .

16:42.900 --> 16:44.700
. نميخواد خيلي خودتونُ نگران کنين

16:44.700 --> 16:49.240
درسته . . فورا ميرم طراحُ پيدا ميکنم
. تا صورتِ اون مَرد رو نقاشي کنه

16:49.240 --> 16:51.640
. پس . . فورا ميريم

16:59.310 --> 17:03.380
پس ؛ هنوز نتونستين نقشه ي گم شده رو پيدا کنين ؟

17:03.380 --> 17:06.250
. متاسفم اعليحضرت

17:06.250 --> 17:08.990
چطور همچين اتفاقي افتاده ؟

17:08.990 --> 17:12.730
اما . . چه دليلي داشته که اون معدن نقره
اينطوري مخفي نگه داشته بشه ؟

17:12.730 --> 17:15.330
اون معدن نقره اي که
. . هونگ گيلدونگ " کشف کرد ؛ "

17:15.330 --> 17:17.860
چقدر بزرگ بوده که . .
چنين شورشيُ به راه انداخته ؟

17:20.000 --> 17:23.400
. جزئياتِشُ نميدونم

17:23.400 --> 17:27.740
اما شنيدم اينقدر هست که
. براي خريد کل مملکت کفايت ميکنه

17:27.740 --> 17:31.740
چي ؟
تمام مملکت " ؟ "

17:32.550 --> 17:39.620
پس چرا شاه کبير سابق
تمام اون معدن نقره رو استخراج نکرد ؟

17:39.620 --> 17:43.820
اون پول ؛ ميتونه مردم " چوسان"ـو
. به ملت قدرتمندتري تبديل کنه

17:43.820 --> 17:47.760
وقتي شاهِ سابق ناگهان با اين حقيقت
. . که معدنِ نقره ي به اين بزرگي دارن مواجه شدن

17:47.760 --> 17:51.500
اولين فکري که به ذهنشون رسيد اين نبود که
. ازش بهره برداري کنن ؛ بلکه بايد مخفيش ميکردن

17:51.500 --> 17:54.370
اون موقع ؛ نه تنها بايد حواسشون به سلسله يِ
. مينگ " بود بلکه با " ژاپن " هم مشکلاتي داشتن "

17:54.370 --> 17:56.900
براي تمام مبادلات جاري
. به پول احتياج داشتن

17:56.900 --> 18:00.770
با اين وضع ؛ اعليحضرت پادشاه فقيد نگران بودن
. . که اگر يک قدرت خارجي از وجودِ چنين معدنِ

18:00.770 --> 18:06.710
نقره ي عظيمي در " چوسان " آگاهي پيدا کنه . .
. اونوقت وقوع جنگ اجتناب ناپذير خواهد بود

18:08.380 --> 18:12.990
پس . . الان با اين وضع بايد چکار کنيم ؟

18:14.520 --> 18:16.920
. سرنخي دارم که ميتونم ردِشُ بگيرم

18:16.920 --> 18:19.790
. لطفا چند روز ديگه بهم مهلت بدين تا آماده بشم

18:19.790 --> 18:24.600
. هرطور شده ؛ نقشه بايد پيدا بشه

18:24.600 --> 18:29.140
اما ؛ خواهش ميکنم تمام اتفاقاتي
. . که تا امروز افتادنُ

18:29.140 --> 18:32.070
. مثل راز پيشِ خودتون نگه دارين . .

18:32.070 --> 18:37.080
متوجهم . اگر وجودِ اون معدنِ نقره
. . برملا بشه

18:37.080 --> 18:39.550
اونوقت نه سلسله ي " مينگ " و نه " ژاپن " ؛
. همينطوري دست رو دست نميذارن

18:39.550 --> 18:42.350
درمقايسه ؛  تخمينِ توطئه هايي که
. . مقامات رسمي خودمون ممکنه انجام بدن

18:42.350 --> 18:45.480
. حتي سخت تر از اون کشورها خواهد بود . .

18:46.550 --> 18:52.630
بنابراين ؛ نتيجه يِ پرونده ي قتلي که
. . داخل کتابخانه ي سلطنتي اتفاق افتاده

18:52.630 --> 18:56.300
. فعلا خودکُشي بايد اعلام بشه . .

19:01.100 --> 19:03.900
.  شرمنده ام اعليحضرت

19:03.900 --> 19:06.640
تمام اين اتفاقات بخاطر اينکه بنده درموردِ
. اون جنايت درست تحقيق نکردم افتادن

19:06.640 --> 19:10.040
. لطفا بجاش . . بنده رو مجازات بفرماييد

19:10.840 --> 19:14.050
الان سرزنش کردن بقيه چه فايده اي داره ؟

19:14.710 --> 19:17.850
. فعلا ؛ پيدا کردن نقشه اولويتِ ماس

19:17.850 --> 19:19.920
. ميتوني بري

19:22.920 --> 19:25.120
. بله اعليحضرت

19:41.410 --> 19:43.340
. بيا بيرون

20:04.360 --> 20:07.300
بنظرت حرفهايي که رئيسِ حرمسرا ميزد
باورکردني هستن ؟

20:07.300 --> 20:11.500
. به يک کلمه از حرفاش هم اعتماد ندارم

20:42.270 --> 20:44.070
. مثل اينکه بايد فورا بري و پيامي بفرستي

20:44.070 --> 20:47.610
. بله بانويِ دربار
. الان ميرم

20:47.610 --> 20:51.740
بايد خوب حواستُ جمع کني
. تا کسي تعقيبت نکنه

20:59.090 --> 21:02.090
اين ساعت ؛ بجايِ دفتر روزنامه ي سلطنتي
اينجا چکار ميکني ؟

21:02.090 --> 21:06.290
مگه بهم نگفته بودين هروقت خبري از
ماسوک " شد . . فورا شمارو درجريان قراربدم ؟ "

21:06.290 --> 21:09.700
ماسوک "؟ "
چه خبري ازش داري ؟

21:09.700 --> 21:12.160
. شنيدم خونه اش آتش گرفته

21:12.160 --> 21:14.030
آتش گرفته " ؟ "
چرا ؟

21:14.030 --> 21:16.100
. . مطمئن نيستم

21:16.100 --> 21:17.240
. . اما . .

21:17.240 --> 21:21.040
شنيدم رئيس و خدمه ي حرمسرا به سرعت . .
. داشتن سمت خونه ي " ماسوک " ميرفتن

21:21.040 --> 21:23.110
يکي از خبرنگارهاي بخش روزنامه ي سلطنتي
. . اونا رو ديده بود که دارن قصرُ ترک ميکنن

21:23.110 --> 21:24.910
. و بهم گزارشِشُ داده بود . .

21:25.640 --> 21:29.180
. پس رئيس حرمسرا خونه ي " ماسوک " بوده

21:29.180 --> 21:31.120
. مثل اينکه داشتن دنبال چيزي ميگشتن

21:31.120 --> 21:34.190
تمام داخل و خارجِ خانه ي سوخته رو
. به دقت زيرو رو کرده بودن

21:34.190 --> 21:37.060
. خيلي مشکوک بنظر ميرسه

21:39.730 --> 21:43.860
ماسوک " قبلا هرگز دربرابر "
. يکي از مقامات رسمي قرارنگرفته بود

21:43.860 --> 21:47.270
اون بجز شخص شما پدر ؛ قبلا هرگز
. با هيچ کدوم از مقامات ديداري نداشت

21:47.270 --> 21:50.400
يعني چي شده که رئيس حرمسرا
رفته خونه اشُ بگرده ؟

21:50.400 --> 21:53.670
تازه نه فقط خودش ؛ تعداد زيادي از خواجه هايِ
. حرمسرا رو هم اونشب براي گشتن برده بوده

21:53.670 --> 21:55.940
بنظرتون عجيب نيست ؟

21:57.340 --> 22:02.150
بعداز اينکه حرفاي تو رو شنيدم
. يقينا برام عجيبه

22:02.150 --> 22:04.080
. " سرورَم "

22:04.420 --> 22:05.820
موضوع چيه ؟

22:05.820 --> 22:08.490
. يکي از طرفِ قصر آمده

22:45.660 --> 22:47.660
خيلي صدمه ديده ؟

22:48.390 --> 22:50.930
. بسختي مجروح شده

22:50.930 --> 22:56.540
. اول خودم شخصا ازش مراقبت ميکنم
. تو الان ميتوني بري

22:58.940 --> 23:01.140
! بهت گفتم . . برو

23:32.710 --> 23:33.840
چطور پيش رفت ؟

23:33.840 --> 23:37.980
يکي از جاسوس هايي که تو قصر داريم
. گزارش کرد که " جون يونچي " هنوز زنده اس

23:37.980 --> 23:40.650
چي ؟
چطور ممکنه ؟

23:40.650 --> 23:42.920
هيچ جادويِ تائويي نميتونه
. بر جادويِ سنگِ سياهِ باستاني پيروز بشه

23:42.920 --> 23:44.250
يعني چطور فرارکرده ؟

23:44.250 --> 23:46.850
ممکنه بخاطر آتش بوده باشه ؛
. همين باعث نقصِ جادو شده

23:46.850 --> 23:49.860
سنگِ سياهِ باستانيِ جادويي اساسا
. دربرابر آتش مقاومت نميکنه

23:49.860 --> 23:53.790
چرا به فکر خودم نرسيده بود ؟

24:00.600 --> 24:03.070
. مويون " يه حشره ي سَمي قورت داده "

24:03.070 --> 24:06.470
 بخاطر همين بطور کامل
. توسطِ اون آدما کنترل ميشه

24:06.470 --> 24:09.480
. . اگر " ماسوک " اون دخترُ جادو کرده باشه

24:09.480 --> 24:12.340
. اونوقت ديگه هيچ کس نميتونه نجاتِش بده . .

24:12.340 --> 24:14.480
. . هرکاري هم که بکني

24:16.420 --> 24:18.820
. نميتوني " مويون"ـو نجات بدي . .

24:31.230 --> 24:32.970
موضوع چيه ؟

24:32.970 --> 24:34.970
ارباب کجاس ؟

24:34.970 --> 24:39.710
. درسته
. بدون شک اونا همديگه رو ميشناسن

24:44.710 --> 24:46.510
هي . . چطور پيش رفت ؟

24:46.510 --> 24:47.780
! هي . . پسره ي آشغال

24:47.780 --> 24:50.120
الان دارم ازت ميپرسم که
ماموريتت چطور پيش رفته ؟

24:50.780 --> 24:52.990
درباره ي چي داري ازم سئوال ميکني ؟

24:52.990 --> 24:54.790
چي ؟

24:56.520 --> 24:58.260
. همون خلاصه ي آموزشي که بهت گفتم بنويسي
. خلاصه ي آموزشي

24:58.260 --> 25:01.460
مگه به وضوح بهت دستور ندادم
که اون کارُ انجام بدي ؟

25:01.460 --> 25:04.600
چرا بايد مجبور باشم
اون خلاصه رو بنويسم ؟

25:06.130 --> 25:08.000
! اون پسره ي آشغال ديوونه شده

25:08.000 --> 25:09.940
چطور جرات کرد با منِ سردبير
! اينطور با بي احترامي برخورد کنه ؟

25:09.940 --> 25:12.740
! لابد از جونِش سير شده

25:33.830 --> 25:35.700
. . آخه چطور ممکنه که

25:47.570 --> 25:49.840
مويون " چطوره ؟ "

25:50.180 --> 25:54.110
. ديگه خطري زندگيشُ تهديد نميکنه

25:58.180 --> 26:00.320
. خيالم راحت شد

26:01.920 --> 26:03.860
درمورد اين حقيقت
. . که " جون يوچي " هنوز زنده اس

26:03.860 --> 26:06.530
چرا قبلا هيچي بهم نگفته بودي ؟ . .

26:06.930 --> 26:10.130
ميخواستم بعداز اينکه شخصا
. شرشُ کم کردم بهتون بگم

26:10.130 --> 26:12.930
! پسره ي لوسِ احمق

26:13.330 --> 26:15.740
. . نزديک بود راز نقشه برامون معلوم بشه

26:15.740 --> 26:18.600
اما بخاطر اينکه تو نتونستي وظيفه اتُ . .
. اونطوري که بايد انجام بدي ؛ رازُ نفهميديم

26:18.600 --> 26:22.540
حالا ؛ تنها کاري که ازمون برمياد اينه که
. صبرکنيم تا " مويون " به هوش بياد

26:22.540 --> 26:24.410
مگه نگفتين که ديگه هيچ خطري
تهديدش نميکنه ؟

26:24.410 --> 26:29.010
بعداز اينکه " مويون " دوباره " جون يوچي"ـو ديد
. قلبِش به ترديد افتاد

26:29.620 --> 26:32.950
الان ؛ " مويون " داره
. با حشره ي سَمي ميجنگه

26:32.950 --> 26:34.690
اگر همه چي درست پيش نره
. دستِ آخر ممکنه جونِشُ ازدست بده

26:34.690 --> 26:36.560
مگه خودت اين چيزا رو نميدوني ؟

26:36.560 --> 26:40.230
حالا ؛ قبل از اينکه سالم بشه و
. . حشره ي سَمي پايدار بشه

26:40.230 --> 26:43.560
اجازه نميدي هيچ کس . .
. به اتاق " مويون " وارد بشه

26:43.560 --> 26:48.170
اگر " مويون " ؛ ذره اي خاطراتشُ
. . به ياد بياره

26:48.170 --> 26:51.840
. اونوقت ديگه هرگز رازِ نقشه رو برملا نميکنه

26:51.840 --> 26:53.370
. چشم

26:58.640 --> 27:00.310
. . همينطور

27:00.310 --> 27:04.250
اگر دوباره پيش بياد که " مويون " و
. . جون يوچي " همديگه رو ببينن "

27:04.250 --> 27:08.050
. نميدونم که بعدش چه اتفاقي ميفته . .

27:08.050 --> 27:10.260
. اون اتفاق ؛ بدون شک نخواهد افتاد

27:10.260 --> 27:13.260
. خودم شخصا شرِ " جون يوچِي"ـو کم ميکنم

27:15.530 --> 27:18.130
. تو حتي جاشُ نميدوني

27:20.270 --> 27:23.270
. کاري ميکنم خودش بياد منُ پيدا کنه

27:23.270 --> 27:25.270
. کاري ميکنم با پاهاي خودش بيفته تو تله

27:31.600 --> 27:33.090
« دونگ گائه »

27:42.690 --> 27:46.230
قربان . . قربان
چرا مخفي شده بودين ؟

27:46.230 --> 27:49.030
اون کاري که ميخواستين ؛
اونطوري که انتظارشُ داشتين انجام شد ؟

27:49.030 --> 27:51.560
چيزي نيست ؛
. نگران نباش

27:51.560 --> 27:57.440
اما ؛ وقتي سردبير داشت دنبالتون ميگشت ؛
. رفتارش نشون ميداد که ميخواد يکيُ بکُشه

27:57.440 --> 27:58.700
حالتون خوبه ؟

27:58.700 --> 28:01.040
. اون کلا همينطوريه

28:01.040 --> 28:03.980
راستي . . وقتي اينجا نبودم ؛
چکارا ميکردي ؟

28:03.980 --> 28:07.110
دقيقا چکار کردي که اينقدر آتشي شده
و حتما ميخواد پيدام کنه ؟

28:07.110 --> 28:09.980
. من هيچي نگفتم

28:12.450 --> 28:14.450
. حالا ولش کن ؛ نميخواد حرفشُ بزنيم

28:14.450 --> 28:16.520
تو " دونگ گائه " رو ميشناسي ؛ درسته ؟

28:16.520 --> 28:18.660
هموني که هرجايي رئيس حرمسرا بره
اونم دنبالشِه ؟

28:18.660 --> 28:22.190
. درسته . . همون خواجه ي خپل از اندورني

28:22.600 --> 28:25.730
. برو درباره اش تحقيق کن

28:25.730 --> 28:27.530
. خوب ميشناسمش

28:27.530 --> 28:29.470
. اونم مثل خودم برده بود

28:29.470 --> 28:30.270
برده " ؟ "

28:30.270 --> 28:36.480
آره ؛ اونم مثل من برده ي اصطبل سلطنتي بود
. و مسئولِ جمع کردن تاپاله و اين حرفا بود

28:36.480 --> 28:40.410
. . نميدونم چه شانسي بهش روکرد

28:40.410 --> 28:43.350
اما وقتي شورش اتفاق افتاد . .
. اونُ بعنوان يکي از خواجه ها انتخاب کردن

28:43.350 --> 28:45.750
و بعدش ؛ به مقامي رسيد . .
. که امروز رسيده

28:45.750 --> 28:48.350
. . اما من . . اونموقع بدشانسي آوردم

28:48.350 --> 28:50.760
. والا . . من بجاي اون آزاد ميشدم . .

28:50.760 --> 28:51.820
جدي ؟

28:51.820 --> 28:53.430
اگه زودتر مي فهميدم
. . بيضه هامُ مي بُريدم و

28:53.430 --> 28:55.360
. ميرفتم اونجا و خواجه ميشدم . .

28:55.360 --> 28:57.500
اما . . حالا کلا چطوري
بايد بيضه ها رو قطع کرد ؟

28:57.500 --> 28:59.370
يعني ؛ مثلا بايد با سنگي چيزي
لهِش کنم يا با تبر ببُرم ؟

28:59.370 --> 29:04.300
يا . . شايدم بايد جلويِ يه سگِ ديوونه برم
تا بياد و گازِش بزنه و ببردِش ؟

29:04.300 --> 29:07.570
پس ؛ داري ميگي که " دونگ گائه " ؛
. سابقا برده بوده

29:11.580 --> 29:14.980
اين ؛ طرحِ صورتِ کسيه که
. نقاشي رو دزديده

29:15.510 --> 29:21.450
. خيلي خوب کِشيده شده
. شبيه کسيه که اونشب اونجا ديديمِش

29:26.460 --> 29:28.460
پس ؛ چندين کُپي ازاين نقاشي
. . تهيه ميکنم و

29:28.460 --> 29:31.060
بين تمام پاسگاه هاي گشت و . .
. هرجايي که بشه توزيع ميکنم

29:31.060 --> 29:32.870
. باشه . . همون کارُ بکن

29:32.870 --> 29:36.470
اما بايد گفته بشه که کسي به دلايل شخصي
. داره دنبال اين شخص ميگرده

29:36.470 --> 29:38.140
. البته

29:38.140 --> 29:39.940
. ميتوني بري

29:39.940 --> 29:42.070
. بله قربان

29:52.280 --> 29:53.690
موضوع چيه رئيس حرمسرا ؟

29:53.690 --> 29:55.760
موضوع چيه ؟

29:55.760 --> 30:00.630
چي شده ؟
. . زودباشين ولم کنين برم . . زود باشين

30:00.630 --> 30:03.560
. خفه شو

30:03.560 --> 30:05.900
. مستقيم ميرم سرِ اصلِ مطلب

30:05.900 --> 30:08.900
ماسوک " کجا مخفي شده ؟ "

30:08.900 --> 30:12.170
درواقع دارم ازت ميپرسم
که نقاشي رو کجا مخفي کردن ؟

30:12.170 --> 30:15.910
من از کجا بدونم ؟

30:15.910 --> 30:19.850
. همه داريم براي پيدا کردنِش همکاري ميکنيم

30:19.850 --> 30:26.790
فکر کردي نميدونستم که داري
با " ماسوک " توطئه ميکني ؟

30:27.990 --> 30:30.320
درباره ي چي دارين حرف ميزنين ؟

30:30.320 --> 30:33.730
من حتي نميدونم اون مرد چه ريخت و قيافه اي داره ؛
اونوقت چطور ميتونم باهاش توطئه چيني کرده باشم ؟

30:33.730 --> 30:39.270
وقتي فرستاديمت که کِشيکِ " ماسوک"ـو بکِشي
. به وضوح گفتي که موضوع نقاشي رو ديدي

30:40.400 --> 30:42.000
. درسته

30:42.000 --> 30:45.400
وقتي " هونگ گيلدونگ " نقشه رو
. . به امپراطور سابق داد

30:45.400 --> 30:47.210
. من خودم در اون مجلس حضور داشتم

30:47.210 --> 30:51.810
نقاشي اي که " هونگ گيلدونگ " به پادشاه داد
. فقط يه تيکه کاغذ سفيد بود

30:51.810 --> 30:54.680
کاغذ سفيد " ؟ "

30:54.680 --> 30:57.620
. . حالا ؛ اگر واقعا نقاشي رو ديده بودي

30:57.620 --> 30:59.090
بدون شک اونچه ديدي نميتونسته . .
. . صفحه ي سفيد باشه

30:59.090 --> 31:04.290
بلکه بايد نقاشي ببري ميبود که . .
. ما خودمون با جادو بهش اضافه کرديم

31:04.290 --> 31:06.430
. . اما تو

31:06.430 --> 31:09.830
. تو گفتي که نقاشي ؛ تصوير گُل و درخت بوده

31:09.830 --> 31:13.170
شايد چون خيلي يهويي اتفاق افتاد
. اشتباهي ديده باشم

31:13.170 --> 31:17.440
هي . . حالا فوقِش اشتباه کردم ؛
. . اشتباه ديدم . . تو روخدا

31:17.440 --> 31:21.640
بعداز اينکه رفتي خونه ي صنعتگر " چو " و
. اونجا خودتُ مخفي کردي ؛ دستِت برامون رو شد

31:21.640 --> 31:23.380
اونوقت هنوزم نميخواي اعتراف کني ؟

31:23.380 --> 31:25.780
. من جاسوس نيستم

31:25.780 --> 31:29.180
. نيستم
. واقعا هيچي نميدونم

31:29.180 --> 31:33.050
! غيرممکنه . . رئيس حرمسرا

31:33.050 --> 31:36.990
چطور ممکنه همچين کاري کرده باشم ؟

31:36.990 --> 31:39.660
! دارين اشتباهي منُ متهم ميکنين

32:10.820 --> 32:12.020
داخلي ؟

32:12.020 --> 32:15.430
. آره داداش . . زودباش بياتو

32:17.700 --> 32:21.030
اينجا ؛ جات راحتِه ؟

32:22.100 --> 32:24.970
. واي واي . . ببخشيد

32:25.840 --> 32:27.770
. . داداش . . واقعاکه

32:27.770 --> 32:30.780
اينقدر از خونه دور موندي که حتي
. اينگار حسِ شوخ طبعي هم پيدا کردي

32:31.710 --> 32:34.250
. اينجا ؛ يه بار تو روز ديدنت هم سخته

32:34.250 --> 32:36.520
يعني اينقدر کار داري و سرِت شلوغه ؟

32:37.380 --> 32:39.920
. بخشِ روزنامه ي سلطنتي اينطوريه ديگه

32:41.190 --> 32:42.720
. درست به موقع اومدي

32:42.720 --> 32:45.060
. بيا اينجا پيشم بشين
. کمک کن موهامُ ببافم

32:45.060 --> 32:49.930
اينقدر دادم اين و اون موهامُ بافتن
. که خودم درست و حسابي نميتونم انجامش بدم

32:49.930 --> 32:54.070
. تو هميشه موهامُ برام مي بافتي

32:54.070 --> 32:56.200
جدي ؟

32:56.200 --> 32:59.140
. بعدا . . موهاتُ برات مي بافم

32:59.140 --> 33:01.270
. الان يکم بگي نگي سرم شلوغه

33:02.010 --> 33:05.280
داداش . . چطور ميتوني اينطوري
منُ بذاري و بري ؟

33:05.280 --> 33:08.880
! الان با اين وضع . . شبيه روحِ شدم

33:16.690 --> 33:19.830
چکار ميکني ؟
. زودباش بباف ديگه

34:07.140 --> 34:09.810
. موهات . . خيلي بوي خوبي ميدن

34:10.410 --> 34:13.750
هرقدرم بويِ خوب بدن ؛
. بازم تو بوت بهتره

34:15.210 --> 34:16.550
بويِ من " ؟ "

34:17.350 --> 34:19.820
من ؛ بو ميدم ؟

34:19.820 --> 34:22.560
. آره . . اونم يه بويِ خيلي خوب

34:22.560 --> 34:25.420
. فقط خودم ميتونم حسِش کنم

34:25.420 --> 34:27.690
جدي ؟

34:35.230 --> 34:38.700
راستي ؛ درمورد اون حرومزاده اي که
. . با استفاده از جادويِ سبکِ تائويي

34:42.240 --> 34:44.440
. . پدرمونُ کُشت . .

34:45.040 --> 34:46.450
. . خب . . خب

34:46.450 --> 34:49.720
داداش ؛
احتمالا ازش چيزي پيدا کردي ؟

34:49.720 --> 34:52.450
تاالان ديگه بايد خيلي ازش
. اطلاعات بدست آورده باشي

34:53.250 --> 34:56.320
. . يه چيزايي فهميدم

34:56.320 --> 35:00.460
تو بخاطر اينکه تو دفتر روزنامه ي سلطنتي
. کارميکني بايد خيلي بيشتر ازمن فهميده باشي

35:00.460 --> 35:01.990
. درسته

35:01.990 --> 35:05.800
من گروهِ " شامگائه نارو " رو فرستادم
. . تا برام تحقيق کنن

35:05.800 --> 35:08.130
اما مثل اين ميمونه که آدم . .
. تو انبار کاه دنبال سوزن بگرده

35:08.130 --> 35:11.540
. فقط فهميدم اسمِ طرف " ماسوک " بوده

35:11.540 --> 35:14.070
چي ؟
ماسوک " ؟ "

35:14.070 --> 35:17.940
داداش . . تو هم اون مردُ ميشناسي ؟
تو هم اون حرومزاده " ماسوک"ـو ميشناسي ؟

35:19.150 --> 35:21.480
. . ن . . نه

35:21.480 --> 35:23.620
. اسمِ اون حرومزاده " ماسوکِ"ـه

35:23.620 --> 35:26.420
. فقط همينُ تونستم پيداکنم

35:27.150 --> 35:30.090
اون شخص . . واقعا ؛بدونِ هيچ شک و شبهه اي
اسمِش " ماسوکِ"ـه ؟

35:30.090 --> 35:32.560
. آره

35:32.630 --> 35:34.630
الان کجاس ؟

35:34.630 --> 35:35.830
. نميدونم

35:35.830 --> 35:38.560
. بخاطر همينه که خودم هم خسته وداغون شدم

35:38.560 --> 35:42.640
شنيدم اون حرومزاده
. حقوق گمرکي پدرمونُ گرفته

35:42.640 --> 35:45.770
منتها چونکه جزئياتِ دقيقشُ نميدونم
. حتي ديدنِش برام غيرممکنه

35:45.770 --> 35:49.711
. بهرحال . . بايد بگيرمش

35:51.040 --> 35:52.850
. درسته

35:52.850 --> 35:55.310
. بايد گيرش بندازيم

35:55.310 --> 35:59.520
. حتما ميگيرمش
. نگران نباش

36:01.450 --> 36:03.460
. " بانو " هايريونگ

36:04.460 --> 36:05.660
موضوع چيه ؟

36:07.190 --> 36:11.530
حالا که اينقدر شيک و پيک کردين
. خيلي زيبا شدين

36:11.530 --> 36:14.530
. اينطوري . . ازدواج هم ميتونين بکنين

36:14.530 --> 36:15.740
داري چکار ميکني واسه خودت ؟

36:15.740 --> 36:19.140
حتي در نزدي ؛ چطور جرات کردي
اينطوري سرزده اتاق يه خانم بياي ؟

36:19.140 --> 36:23.010
آخه من که غريبه نيستم ؛
چرا بايد دَر بزنم ؟

36:23.010 --> 36:27.480
راستي ؛ کاغذ ديواري ها رو تازه
دادم چسبوندن . .چطوره ؟

36:28.410 --> 36:30.750
تازه چسبوندي ؟

36:30.750 --> 36:33.220
ميدوني چقدر گرونقيمت بودن ؟

36:33.220 --> 36:36.360
اين کاغذيه که فقط براي
. بانوان اشرافي مورد استفاده قرار ميگيره

36:36.360 --> 36:39.230
من خيلي بيشتر از تو درباره ي
. کاغذ و کاغذديواري و اين حرفا سَردَرميارم

36:39.230 --> 36:42.830
. اين ؛ بدون شک ارزون قيمت ترين نوعِه

36:43.700 --> 36:45.560
. برو کنار ببينم

36:45.560 --> 36:47.770
. بايد يه سر برم تا قصر و برگردم

36:49.500 --> 36:51.300
آخه تو که همين الان اومدي ؛
چرا دوباره داري ميري ؟

36:51.300 --> 36:53.640
! وايسا غذا بخور بعدش برو

37:06.250 --> 37:07.850
. شما بايد از اينجا برين

37:07.850 --> 37:10.590
. ارباب بزودي برميگردن

37:14.390 --> 37:16.530
. متوجهم

37:21.870 --> 37:24.140
. . نرو

37:27.410 --> 37:30.010
. . جون يوچي " ؛ " . .

37:35.410 --> 37:38.750
. . يوچي " ؛ " . .

37:40.620 --> 37:43.090
. فايده نداره
. مويون " . . زودباش . . بيدارشو "

37:43.090 --> 37:43.760
. نميتونين اينکارُ بکنين

37:43.760 --> 37:44.490
. " به هوش بيا " مويون

37:44.490 --> 37:45.620
. بايد اينجا رو ترک کنين

37:45.620 --> 37:47.490
. زودباشين برين -
. . مويون " . . " مويون " ؛ " -

37:47.490 --> 37:50.360
. زودباشين . . ازايجا برين -
! پاشو -

38:03.980 --> 38:07.180
اينجا نيست ؛
. جا رو اشتباهي اومدم

38:07.180 --> 38:09.320
. خسته نباشيد

38:12.850 --> 38:15.790
حالتون چطوره ؟

38:17.590 --> 38:19.460
داري چکار ميکني ؟

38:19.460 --> 38:21.460
مگه نميدوني الان ديگه من يه
گيونگ بانگجو " هستم ؟ "

38:21.460 --> 38:24.400
ميدونم که يه " گيونگ بانگجا " هستين ؛
. بخاطر همين اينطوري ميکنم

38:24.400 --> 38:25.930
حالا که ميدوني ؛
پس چرا هنوز اينطوري ميکني ؟

38:25.930 --> 38:28.330
. لطفا نجاتم بدين

38:28.330 --> 38:32.200
دليلِشُ نميدونم . . اما اين اواخر خبرنگار " لي " ؛
. خبرهاي دستِ اول زيادي برام نياورده

38:32.200 --> 38:36.480
امروز ؛ بخاطر تحقيق مُچمونُ گرفتن
. و بخاطر همين تو پاسگاه پدرمونُ درآوردن

38:36.480 --> 38:42.350
خب ؛ خبرنگار " لي " سرش خيلي شلوغه
من اين وسط چکاره ام ؟

38:42.350 --> 38:43.950
. دندون هم که نباشه . . لثه هميشه سرجاشه

38:43.950 --> 38:45.350
بهرحال هنوزم جنابعالي
. از اعضاي بخش روزنامه اين

38:45.350 --> 38:48.150
شما هم بايد اخبار مربوط
. به تحقيقاتُ داشته باشين

38:48.150 --> 38:53.430
خب ؛ درمورد اون موضوع طوريه که
. اگه عشقم بکِشه . .خبرم دستم مياد

38:56.230 --> 38:58.900
. . درسته رابطه امون عادي نيست ؛ اما

38:58.900 --> 39:01.230
خب . . شما هم انسان توانايي هستين ؛
. . پس ؛ اگه بخواين ميتونين اون اطلاعاتُ

39:01.230 --> 39:02.900
پيدا کنين . . درست ميگم ؟ . .

39:02.900 --> 39:10.510
نگاش کن . . هنوزم با بي شرمي تمام
. سعي داري مردمُ گول بزني

39:11.840 --> 39:15.050
. . ميدونم . . ميدونم . . درک ميکنم . . ميفهمم

39:15.050 --> 39:17.050
. بريم

39:19.320 --> 39:22.520
! رانگسون " . . چه حالي ميده "

39:24.120 --> 39:28.130
. بيا . . بيا . . بيا . . بفرما
. يه فنجون برات ميريزم

39:28.930 --> 39:33.670
. پس . . باشه . . يه فنجون ميخورم

39:40.470 --> 39:45.280
حالا که مالِ من ريختين ؛
. پس خودتون هم بايد ميل کنين

39:45.280 --> 39:48.080
. . باشه

39:48.080 --> 39:50.821
چونکه از اين به بعد
. . خيلي همديگه رو مي بينيم

39:50.820 --> 39:54.020
. پس ؛ ديگه رسمي باهمديگه برخورد نميکنيم . .

39:54.020 --> 39:57.620
. البته
. البته که ميتونيم باهمديگه راحت باشيم

39:58.960 --> 40:01.830
. اِوا . . مشروب تموم شد

40:01.830 --> 40:06.170
ميخواين يه بطري ديگه بيارم ؟

40:06.170 --> 40:10.100
بخوريم . . يا نخوريم ؟

40:11.640 --> 40:16.780
. اين نوعِشُ ديگه سفارش ندين
شراب گلابي بگيرين . . چطوره ؟

40:16.780 --> 40:19.980
چطوره يه ميز خوراکي هاي متنوع هم
. همراهِش سفارش بدين

40:19.980 --> 40:22.520
يکم گوشت کبابي هم ميخورين ؟

40:23.380 --> 40:25.990
. . گوشت کبابي

40:25.990 --> 40:32.260
. ميگه گوشت کبابي هم دارن
سفارش بديم . . يا نه ؟

40:32.930 --> 40:36.400
. البته که ميخوايم
. سفارش بده

40:36.800 --> 40:40.330
! هابي گانگ " . . بازم غذا بفرست اينجا "

40:40.330 --> 40:42.540
! يه ظرف شراب گلابي هم بيار

40:42.600 --> 40:44.740
هي . . چطور ممکنه يه ظرف کفايت کنه ؟

40:44.740 --> 40:46.610
. ناسلامتي مشروب خوري راه انداختيما

40:46.670 --> 40:48.410
. بکنِش سه تا ظرف

40:49.680 --> 40:54.150
! سه ظرف شراب گلابي فردِ اعلا بفرستين اينجا

40:54.280 --> 40:56.950
. . راستي . . " رانگسون " ؛

40:57.420 --> 40:59.220
. الان خيلي دِلنگرانم . .

40:59.290 --> 41:00.750
چرا ؟

41:00.950 --> 41:04.020
ميشه جايِ توالتُ نشونم بدي ؟

41:04.020 --> 41:06.630
توالت ؟
. باشه . . خواهش ميکنم

41:06.690 --> 41:08.430
. بريم . . ما يه سر ميريم تا بيرون و برميگرديم

41:08.490 --> 41:11.430
. صبرکن الان برميگردم
. خيلي فوريه

41:20.170 --> 41:21.970
توالت کجاس ؟

41:22.040 --> 41:23.380
. اونجا
. برين اون سمت و بپيچين . . درست روبرو تونه

41:23.380 --> 41:26.910
. باشه . . زود برمي گردم

41:36.190 --> 41:37.860
. . اون کيه ؟

41:41.460 --> 41:45.200
همون گاوِه نيست ؟ . .

41:45.260 --> 41:47.800
. قطعا خودشه

41:50.000 --> 41:53.270
هي . هي . هي . . درِ پشتي کجاس ؟
درِ پشتي ؟

41:53.270 --> 41:55.740
درِ پشتي ؟
. اونطرفه

41:56.810 --> 42:00.680
داري کجا ميري ؟
! جناب ! جناب

42:17.700 --> 42:23.770
حتي اگر از زور استفاده کنم هم
. بازم قفسه ي کتاب تکون نميخوره

42:23.770 --> 42:26.440
چرا براي تکون دادنِ اين قفسه
اينقدر به خودشون زحمت داده بودن ؟

42:26.510 --> 42:28.570
يعني چه دليلي داشته ؟

43:20.890 --> 43:22.500
خبرنگار " لي " کجاس ؟

43:22.500 --> 43:24.760
اومد خونه
. اما دوباره برگشت قصر

43:24.760 --> 43:26.230
مگه چي شده ؟
موضوع چيه ؟

43:26.230 --> 43:27.630
. چيزي نيست

43:27.630 --> 43:30.640
آخه وقتِ به اين مهمي
! کجا گذاشته رفته ؟

43:30.640 --> 43:32.440
. اه . . حتما دوباره از کوچه پس کوچه ها رفته

43:32.440 --> 43:36.110
بالاخره آدمي که اينقدر جون ميکند که
. پيداش کنه رو ؛ پيدا کردم

43:36.180 --> 43:37.980
کجا رفته ؟

43:38.380 --> 43:42.650
جون ميکنده تا پيداش کنه " ؟ "
. . نکنه

43:54.930 --> 43:55.930
! " خبرنگار " لي

43:56.000 --> 43:58.000
! " خبرنگار " لي
! " خبرنگار " لي

43:58.130 --> 44:00.200
کجا رفته ؟

44:01.200 --> 44:02.540
. " خبرنگار " چو

44:02.540 --> 44:04.140
. ترسونديم

44:04.140 --> 44:05.470
چرا اينقدر زود برگشتي ؟

44:05.540 --> 44:06.610
. هنوز موقع برگشت خدمه نرسيده

44:06.740 --> 44:09.010
خبرنگار " لي " رو نديدين ؟

44:09.010 --> 44:10.480
خبرنگار " لي " ؟

44:10.540 --> 44:13.350
. مثل اينکه يه سر تا بخش " حرمسرا " رفت

44:13.480 --> 44:15.150
. . بخش " حرمسرا " ؛

44:21.690 --> 44:24.020
. خيلي عجيبه

44:24.090 --> 44:26.690
آدمايي که هرروز
. . به دقت زيرنظرم داشتن

44:26.690 --> 44:29.100
چرا امروز هيچ کدومشونُ نمي بينم ؟ . .

44:29.160 --> 44:33.030
فقط وقتي اون " دونگ گائه"يِ عوضي
. پيداش بشه ميتونم چندتا سرنخ پيدا کنم

44:33.970 --> 44:37.170
شايد بد نباشه از جادويِ تائويي
. استفاده کنم و يه نگاهي بندازم

44:39.770 --> 44:41.310
. . راهِ زندگيم ثابت قدمه " ؛ "

44:41.310 --> 44:42.980
! قربان
! قربان

44:42.980 --> 44:44.780
چرا اينجا اومدي ؟

44:44.840 --> 44:46.310
. صداتُ بيار پايين

44:46.980 --> 44:50.120
. اون يارو رو ديدم -
کدوم يارو ؟ -

44:50.120 --> 44:51.720
منظورت از " يارو " کيه ؟

44:51.780 --> 44:54.390
. همون گاوِه ديگه
. هموني که شکل گاو بود

44:55.390 --> 44:57.460
گانگ ريم"ـو ديدي ؟ "

44:57.460 --> 44:58.920
کجا ؟

44:58.990 --> 45:02.460
. " عمارت " ميونگول -
عمارت " ميونگول " ؟ -

45:23.220 --> 45:26.420
چرا تنهايي مينوشين ؟

45:26.420 --> 45:30.560
چطوره يه ليوان براتون بريزم ؟

45:30.560 --> 45:31.820
. لازم نکرده

45:31.820 --> 45:34.230
. ميخوام تنها منتظر بمونم . . تو ميتوني بري

45:35.490 --> 45:38.630
. ازتون پول نمي گيرم

45:38.630 --> 45:41.030
. فقط ميخوام براتون شراب بريزم

45:41.030 --> 45:43.640
. لطفا دستِ رَد به سينه ام نزنيد

45:47.510 --> 45:49.780
. گفتم که . . لازم نکرده

45:52.310 --> 45:55.380
. منتظر کسي هستم . . پس ميتوني بري

46:13.330 --> 46:15.530
چرا اينقدر زود برگشتي ؟

46:17.000 --> 46:22.070
تمام زندگيم ؛ اين اولين باريه که
. مرديُ با همچين دستاي سردي ميبينم

46:22.880 --> 46:28.410
هرقدرم که دستايِ يه مرد يخ باشن ؛
. يه گيسانگِ واقعي يخ ها رو ذوب ميکنه

46:28.410 --> 46:32.890
. واقعا مثل يخ سرد بود

46:33.150 --> 46:36.620
. اصلا شبيه دستِ آدميزاد نبود

46:54.770 --> 46:56.510
چطور ممکنه ؟

46:56.510 --> 46:59.910
. زير زمين عجب تجهيزاتي فراهم کردن

47:16.000 --> 47:17.600
با اين عجله داري کجا ميري ؟

47:17.600 --> 47:18.800
. درست به موقع اومدي

47:18.860 --> 47:20.931
يه محلِ مخفي
. زيرِ کتابخانه ي سلطنتي وجود داره

47:22.130 --> 47:24.070
محلِ مخفي " ؟ "

47:24.070 --> 47:26.410
يه جور دستگاه پيچيده
. زير زمين کارگذاري شده

47:26.410 --> 47:28.210
. مثل اينکه چيزيُ داخلش مخفي کرده باشن

47:28.270 --> 47:31.140
اگه خودم شخصا نمي ديدم
. عُمرا باورم ميشد

47:31.140 --> 47:35.080
بدون شک ؛ با قتلي که اينجا اتفاق افتاده
. ارتباط مستقيم داره

47:35.150 --> 47:38.750
بايد فورا
. به مقامات و رئيس پليس گزارش کنيم

47:39.950 --> 47:43.620
. ازجات تکون نخور

47:50.960 --> 47:52.160
داري چکار ميکني ؟

47:52.230 --> 47:53.900
. . متاسفم

47:53.970 --> 47:56.440
اما نميشه درمورد چيزي که ديدي . .
. به بقيه چيزي بگي

47:56.500 --> 47:57.840
منظورت چيه ؟

47:57.900 --> 48:00.170
واقعا ميخواي همچين موردِ مهمي رو
گزارش نکني ؟

48:00.170 --> 48:01.910
! فورا شمشيرتُ بيار پايين

48:02.710 --> 48:04.380
. نميتونم

48:04.440 --> 48:05.580
چرا اينطوري ميکني ؟

48:05.580 --> 48:07.250
. لطفا ساکت باش

48:07.250 --> 48:11.120
ببينم ؛ دستِت با جنايتکارها تو يه کاسه اس ؟

48:13.650 --> 48:16.060
. " اون دختر جنايتکار نيست "

48:20.130 --> 48:21.590
. اعليحضرت

48:22.460 --> 48:25.660
. جناب معاون ؛ يه دستگاهِ سِري کشف کردن

48:25.660 --> 48:28.130
. ديگه چاره اي نداشتم و مجبور شدم شمشيرمُ بکشم

48:32.340 --> 48:34.270
. آفرين

48:34.270 --> 48:36.740
. واقعا کار هوشمندانه اي کردي

48:36.740 --> 48:41.150
تو به چه کسي خدمت ميکني ؟

48:42.150 --> 48:43.280
چي ؟

48:43.280 --> 48:45.350
به مقامات رسمي خدمت ميکني ؟

48:45.350 --> 48:48.690
يا به من ؟

48:49.420 --> 48:54.630
قسم خوردم که
. به حضرتعالي وفادار باشم اعليحضرت

49:19.320 --> 49:21.650
. به هوش اومده

49:23.390 --> 49:27.730
. بگو
اونا کجان ؟

49:28.390 --> 49:30.860
چرا اينطوري ميکنيد ؟

49:30.930 --> 49:34.600
. من هيچي نمي دونم

49:41.470 --> 49:46.010
اگه نگي ؛
. اين خنجر ؛ مستقيم تو قلبِت فرو ميره

49:54.290 --> 49:57.490
. اين خنجر ؛ با بقيه فرق ميکنه

49:58.960 --> 50:05.900
چونکه مُردن با اين خنجر
. . خيلي آروم

50:05.900 --> 50:09.370
. و فوق العاده دردناک خواهد بود . .

50:09.840 --> 50:14.840
. . نميدونم
. . واقعا هيچي نميدونم

50:14.840 --> 50:18.310
پس ميخواي
. . حتي به قيمتِ جونِت هم که شده هيچي نگي

50:18.710 --> 50:20.850
. باشه . .

50:20.910 --> 50:24.050
. پس . . آرزوتُ برآورده ميکنم

50:25.520 --> 50:31.790
! ميگم
! همه چيُ بهتون ميگم

50:32.320 --> 50:34.260
. . نجاتم بديد

50:37.660 --> 50:39.000
خودشه . . درسته ؟

50:39.000 --> 50:42.600
همونيه که دنبالش ميگشتين . . مگه نه ؟

50:43.670 --> 50:47.210
. اما ميدونين . . عجيبه

50:47.210 --> 50:50.540
وقتي اونقدر به سختي دنبالِش ميگشتين
. . حتي سايه اشُ هم پيدا نمي کردين

50:50.610 --> 50:52.810
اما چي شد که يهويي . .
اينجا ظاهر شده ؟

50:52.810 --> 50:58.880
بنظرم . . بيشتر شبيه اينه که طرف نشسته
تا شما سراغش برين . . بنظرتون اينطور نيست ؟

51:00.090 --> 51:02.350
. تو ميتوني بري

51:03.560 --> 51:04.620
. قربان

51:05.220 --> 51:06.360
. مراقب باشين

51:06.360 --> 51:08.690
. اون يارو . . هيولاس

51:09.760 --> 51:13.830
. خيلي بي ملاحظگي کرد
اگه دوباره گولِش بزنه چي ؟

51:56.080 --> 51:57.810
. منتظرت بودم

51:57.810 --> 52:01.280
. درست همونطور که انتظارشُ داشتم اومدي

52:04.280 --> 52:05.480
. بشين

52:05.550 --> 52:08.020
. حالا که اينجايي ؛ بيا نوشيدني بخوريم

52:09.890 --> 52:12.020
مويون " چطوره ؟ "

52:12.020 --> 52:14.290
. بايد بدجوري آسيب ديده باشه

52:18.160 --> 52:20.430
. عمو داره ازش مراقبت ميکنه

52:20.430 --> 52:22.900
. حالش خيلي بهتر شده

52:36.120 --> 52:38.180
. بذار " مويون"ـو ببينم

52:38.180 --> 52:40.120
. ميتونم درمانش کنم

52:40.120 --> 52:42.252
. ميتونم حشره ي سَميُ ازبدنش بيرون بيارم

52:42.390 --> 52:44.190
! چقدر متکبر

52:44.190 --> 52:46.530
هيچ کس اونقدر قدرت نداره
! که يه افسون صد ساله رو بشکنه

52:46.530 --> 52:49.200
از جادويِ احيايي که
. از استاد يادگرفتم استفاده ميکنم

52:49.200 --> 52:51.460
. استاد خودش اون جادو رو نمي فهميد

52:51.460 --> 52:57.870
نه . . لحظات آخر عمرش ؛ استاد به معني واقعي
. فلسفه ي جادويِ احيا رو درک کرد

52:57.870 --> 53:01.810
ببين ؛ مگه خودت تقريبا منُ با دستايِ
خودت نکُشتي ؟ اما الان زنده ام ؛ مگه نه ؟

53:01.940 --> 53:05.410
. . من خودم شخصا اون جادو رو ديدم

53:05.410 --> 53:07.280
. پس ؛ فقط بذار امتحان کنم . .

53:07.280 --> 53:10.480
. . حتي اگر درست هم بگي

53:11.280 --> 53:13.820
. مويون"ـو به تو نميدم " . .

53:22.900 --> 53:25.770
از " چوسان " برو
. و " مويون"ـو هم فراموش کن

53:25.970 --> 53:28.300
همينطور ؛
. ديگه جلويِ رويِ ما پيدات نشه

53:28.900 --> 53:32.770
تا وقتي تو کارمون دخالت نکني ؛
. ما هم کاري به کارت نداريم

53:33.240 --> 53:36.440
. . بايد همونجا تو " يولدو " ميکُشتمت

53:37.440 --> 53:41.180
اون موقع ؛ . .
. ميتونستم با کُشتنِت کنار بيام

53:42.250 --> 53:44.850
. برو  . . اين آخرين فرصتِتِه

53:45.520 --> 53:47.920
. نميخوام بکُشمت

53:48.920 --> 53:51.520
. منم به فکرِ کُشتنِت نيستم

53:51.860 --> 53:54.190
هرکاري که انجام دادي
. به تحريکِ عموت بوده

53:54.190 --> 53:57.530
. از عمد و به خواستِ خودت اونکارا رو نکردي

53:58.130 --> 54:04.070
قرارگذاشته بوديم " يولدو " رو به
. . بزرگترين ملتِ دنيا تبديل کنيم

54:04.070 --> 54:05.870
يادته ؟ . .

54:06.940 --> 54:12.280
گانگ ريم " ؛ هنوز ديرنشده ؛ "
. نظرتُ عوض کن

54:12.280 --> 54:14.010
. بهت گفتم که . . برو

54:14.950 --> 54:16.750
مگه نميشنوي ؟

54:16.750 --> 54:19.490
اگه نري ؛ نمي تونم تضمين بدم
. که چه اتفاقي برات ميفته

54:19.490 --> 54:24.290
اگه اينطوره ؛
. منم تا آخرش نمي تونم تسليم بشم

54:24.420 --> 54:28.760
چه تو دربرابرم قرار بگيري
. يا " مويون " کارمُ ميکنم

54:33.170 --> 54:35.100
. پس ؛ انتخاب ديگه اي باقي نمي مونه

54:35.100 --> 54:37.570
. بايد تا آخرش بريم و ببينيم چي ميشه

54:41.840 --> 54:45.040
از الان ؛ ديگه مسئوليتِ اتفاقاتِ بعدي
. که برات ميفتنُ بعهده نمي گيرم

54:45.110 --> 54:47.980
اگه هربلايي سرت اومد ؛
. منُ بابتِش سرزنش نکن

55:15.810 --> 55:17.410
. . هيولا اومده . . زودباش فرارکن

55:17.410 --> 55:18.740
! " بونگ گو "

55:19.810 --> 55:21.810
. خانم . . اتفاق بدي افتاده

55:21.810 --> 55:23.880
داداشم کجاس ؟
برادرم کجا رفته ؟

55:23.880 --> 55:27.550
اگه برادرتون همينطوري ادامه بده
. حتما جونشُ ازدست ميده

55:27.550 --> 55:32.020
. اون يارو . . هيولاس
. با يه ضربه آدمُ ميکُشه

55:32.020 --> 55:34.160
الان کجاس ؟

55:34.160 --> 55:35.690
. " عمارتِ " ميونگول

55:35.760 --> 55:37.960
عمارت " ميونگول " ؟ " -
. آره -

55:38.030 --> 55:41.700
من الان خودمُ ميرسونم اونجا ؛
. شماهم فورا برين چند نفر کمک بيارين

55:41.700 --> 55:43.440
! نه . . . خانم

55:43.440 --> 55:45.910
. اي بابا . . حتي اگه بري هم کمکي ازت برنمياد

55:45.910 --> 55:48.710
. موندم چقدر اونجا وحشتناکِه

55:49.110 --> 55:50.640
. درسته

56:33.220 --> 56:35.420
! " هايريونگ " -
! بانو -

56:37.220 --> 56:39.630
. خودشه

56:51.900 --> 56:55.170
سرورم . . سرورم ؛
. اتفاق بدي افتاده

56:55.170 --> 56:58.040
چي شده ؟ -
اين " بونگ گو"يِ خودمون نيست ؟ -

56:58.040 --> 57:02.180
. يه هيولا خبرنگار " لي " رو اسير کرده

57:02.310 --> 57:03.720
هيولا " ؟ "

57:04.120 --> 57:05.920
! دوباره شوخيت گرفته ها

57:05.920 --> 57:07.650
اين مرتيکه
. هنوز عقلِش سرِجا نيومده

57:07.650 --> 57:10.120
هي . . چار ميکنيد ؟
. . زودباشين

57:11.260 --> 57:15.930
. اي بابا . . گفتم که . . يکي مُرده
نميخواين حداقل برين يه نگاهي بندازين ؟

57:15.930 --> 57:19.470
تا مثل آدم دارم باهات رفتا ميکنم
. خودت برو پي کارت

57:20.600 --> 57:25.340
اگه اين وضع ادامه پيدا کنه ؛ اون هيولا
! حتما خبرنگار " لي"ـو ميکُشه

57:25.340 --> 57:26.740
هيولا " ؟ "

57:26.740 --> 57:28.940
ديگه کم کم داري سرِ اون هيولايِ خيالي
! خودتُ به کُشتن ميدي ها

57:28.940 --> 57:30.480
هنوز به هوش نيومدي ؟

57:30.480 --> 57:32.010
! فورا بزن به چاک ببينم . . آشغال

57:32.010 --> 57:33.611
! شماها ديگه چه جور آدمايي هستين

57:33.610 --> 57:37.480
يکي داره ميميره و اونوقت شماها
! هنوزم حس و حال بازي داريد ؟

57:38.280 --> 57:39.290
. . زودباشين . . زودباشين

57:40.550 --> 57:42.960
! آشغال
! همون جا وايسا ببينم

57:53.900 --> 57:55.100
. ايست

57:58.040 --> 57:59.710
چقدر مونده ؟

57:59.710 --> 58:01.570
. تقريبا ديگه رسيديم

58:02.440 --> 58:04.980
. از کوهستان که رَد بشيم ؛ رسيديم

58:04.980 --> 58:07.980
. بياين فورا راه بيفتيم -
. بريم -

58:47.550 --> 58:49.420
. " گانگ ريم "

58:49.890 --> 58:51.890
حتما بايد کار به اين جاها بکِشه ؟

58:52.160 --> 58:55.690
اگه همکاري کنيم ؛
. ميتونيم " مويون"ـو نجات بديم

58:55.690 --> 58:58.960
. گانگ ريم " ؛ هنوز خيلي ديرنشده "

58:58.960 --> 59:00.700
. نه . . ديگه خيلي ديره

59:01.030 --> 59:03.240
. من قبلا مسيرمُ معلوم کردم

59:03.770 --> 59:05.440
. پس ؛ ديگه نميخوام يه کلمه هم بشنوم

59:05.440 --> 59:08.970
پس ؛ ميخواي اينطوري
مويون"ـو نابودکني ؟ "

59:08.970 --> 59:13.580
نميدونم عموت ميخواد با اون نقاشي چکار کنه ؛

59:13.580 --> 59:17.720
اما ؛ فکرکردي وقتي کارش تموم شد . .
اونوقت دست از سر " مويون " برميداره ؟

59:17.720 --> 59:19.590
. " خواهش ميکنم " گانگ ريم

59:19.790 --> 59:21.850
. . اگه يه ذره هم خاطر " مويون " برات عزيزه

59:21.850 --> 59:23.660
اوني که از " مويون " مراقبت ميکنه
. من هستم

59:23.660 --> 59:26.060
اين که بميره يا زنده بمونه
. چيزيه که تصميمِش با منه

59:26.060 --> 59:28.060
! " با من . . " ما گانگ ريم

59:36.340 --> 59:41.610
اولش . . فکر ميکردم هرطوري شده تا آخرش
. از " مويون " محافظت ميکني

59:42.210 --> 59:45.340
اما الان ؛ ديگه کم کم دارم خودمُ
. بخاطر اينکه بهت باورداشتم سرزنش ميکنم

59:46.280 --> 59:51.550
. عُمرا " مويون"ـو به تو بدم

59:58.490 --> 01:00:01.090
! " مسير زندگيم ثابت قدمِه "

01:00:29.260 --> 01:00:31.320
. اون زنجيرهاي آهني از قبل نفرين شده ان

01:00:31.320 --> 01:00:34.330
هرقدر هم که نيرو داشته باشي
. نميتوني اين زنجيرها رو بشکني

01:00:34.590 --> 01:00:39.470
! اي حرومزاده ي بي کفايت
. پس . . آخرش دوباره از جادويِ سياه استفاده کردي

01:00:39.470 --> 01:00:41.130
مگه قبلا بهت نگفته بودم ؟

01:00:41.130 --> 01:00:43.740
. ديگه مسئوليت قبول نميکنم

01:00:49.480 --> 01:00:51.210
. بخوبي از قدرت هات استفاده ميکنم

01:00:51.210 --> 01:00:53.350
. خدانگهدار دوستِ من

01:00:58.220 --> 01:01:00.550
! بيا به بدنم ملحق شو

01:01:16.640 --> 01:01:19.110
. . ما گانگ ريم " ؛ "

01:01:22.440 --> 01:01:24.980
! " ما گانگ ريم "

01:01:42.660 --> 01:01:44.260
! جون يوچي " ؟ "

01:01:49.470 --> 01:01:50.870
. . يوچي " ؛ "

01:01:59.350 --> 01:02:01.080
. . يوچي " ؛ "

01:02:03.220 --> 01:02:05.620
. " جون يوچي "

01:02:30.180 --> 01:02:39.990
. . آنچه در قسمت بعد خواهيد ديد

01:02:40.790 --> 01:02:43.800
محکم دست و پاهاشونُ ببنديد و
. بندازيدِشون تو رودخونه

01:02:44.100 --> 01:02:47.100
از کجا بايد دنبالِ " مويون " گشتنُ شروع کنم ؟

01:02:47.100 --> 01:02:50.100
هنوز يادتونه که برادرم رويِ پايِ چپِش
يه جايِ زخم داشت ؟

01:02:50.100 --> 01:02:51.701
. اون جايِ زخم ؛ ديگه سرِ جاش نيست

01:02:51.700 --> 01:02:53.510
مطمئني که درست و حسابي
شرِ " جون يوچي"ـو کم کردي ؟

01:02:53.510 --> 01:02:54.710
. بي هيچ شک و ترديدي شرشُ براي هميشه کم کردم

01:02:54.710 --> 01:02:56.310
. . وقتي براي شاه شدن کمکم کردين

01:02:56.310 --> 01:02:59.410
. به وضوح لغت " ماسوک"ـو از دهنتون شنيدم . .

01:02:59.410 --> 01:03:02.010
بايد از باقي مونده ي حشره ي سَمي
. رويِ بدن " مويون " استفاده کنيم

01:03:02.010 --> 01:03:03.720
. دوباره نميتونم اجازه بدم " مويون " به خطر بيفته

01:03:03.720 --> 01:03:06.020
ميخواي نقشه امونُ خراب کني ؟

01:03:06.720 --> 01:03:09.020
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.