﻿WEBVTT

00:00.500 --> 00:05.500
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:04.190 --> 00:05.790
« قسمت هشتم »

00:05.790 --> 00:07.120
. " نميتوني " مويون

00:07.190 --> 00:08.520
. نميتونين بجنگيم

00:08.590 --> 00:12.930
مگه به هم قول نداده بوديم
که از همديگه محافظت کنيم ؟

00:12.930 --> 00:15.060
يادت رفته ؟

00:15.561 --> 00:25.561
.:: @bollbolljan_com ::.

00:26.940 --> 00:31.210
. بکُشِش
. شرِ " جون يوچي"ـو کم کن

00:31.210 --> 00:33.390
! « راهِ زندگيم ثابت قدمِه »

02:12.050 --> 02:13.920
. " مويون  "

02:15.720 --> 02:16.780
. رفتن

02:16.850 --> 02:17.790
. . تمام مِيخونه ها و مسافرخونه ها رو گشتيم

02:17.850 --> 02:21.190
. اما اونجاها هم نبودن . .

02:23.060 --> 02:25.390
. . مويون " ؛ "

02:40.010 --> 02:41.410
چطور پيش رفت ؟

02:42.740 --> 02:48.350
. گمِشون کرديم
. نتونستيم هيچ کجا پيداشون کنيم

02:50.750 --> 02:54.690
مويون " تنها کسيه که "
. از جايِ معدنِ نقره باخبره

02:54.690 --> 02:57.890
هرطور شده
. بايد " مويون"ـو پيدا کني

03:01.560 --> 03:06.370
همينطور ؛ اگر وقتي " جون يوچي " ميخواد حشره يِ
. . سَميُ از بدنِ " مويون " خارج کنه منتشر بشه

03:06.370 --> 03:10.240
اونوقت با کوچکترين اشتباهي . .
. زندگي " مويون " به خطر ميفته

03:10.240 --> 03:11.110
چي ؟

03:11.170 --> 03:12.970
. دنبالم بيا

03:19.710 --> 03:21.120
تو کي هستي ؟

03:21.450 --> 03:22.780
. منم
. درُ بازکنيد

03:22.780 --> 03:24.190
. امروز ديگه تعطليم کرديم

03:24.190 --> 03:25.450
. چرت و پرت بسه ديگه

03:25.450 --> 03:27.390
. زودباش اون درُ بازکن

03:31.260 --> 03:33.330
درُ ببند
. و هيچ کسيُ راه نده

03:33.330 --> 03:34.260
هيچ کسُ راه نميدي . . شيرفهم شد ؟

03:34.260 --> 03:35.730
. آره

03:36.000 --> 03:39.000
. . عشق تو اين دنيا

03:39.530 --> 03:40.670
. " خبرنگار " لي

03:40.740 --> 03:44.870
چيه ؟
چه اتفاقي افتاده ؟

03:45.340 --> 03:48.280
چي شده ؟

03:48.810 --> 03:50.550
اين دختر کيه ؟

03:50.610 --> 03:53.350
. فضولي بسه ديگه
. زودباش برو چندتا پتو بيار

03:53.410 --> 03:54.950
. . بايد بدونم چي شده که

03:55.080 --> 03:56.750
. دِ يالا برو بيار ديگه
! زودباش

03:56.820 --> 03:58.220
. باشه . . باشه

04:29.720 --> 04:35.190
. بکُشِش
. شرِ " جون يوچي"ـو کم کن

04:48.470 --> 04:50.810
چرا دارين اين همه دانه ي سميُ
باهمديگه مي سوزونين ؟

04:50.870 --> 04:51.740
. وقت نداريم

04:51.810 --> 04:53.070
. ممکنه خودمون از دودِش مسموم بشيم

04:53.070 --> 04:55.140
. گفتم که . . وقت نداريم
! بشين

05:09.820 --> 05:17.970
از الان طلسمُ با من زمزمه کن تا
. انرژي حياتي در چرخه ي خونِش جاري بشه

05:18.100 --> 05:24.170
بايد حشره ي سَمي رو به بدنِش احضار کنيم
. تا " مويون"ـو کنترل کنه

06:50.730 --> 06:55.800
. اين بدون شک همون پلاکِ شناساييه که بهش دادم

06:55.860 --> 06:59.530
اينجايي " هاي ريونگ "  ؟

07:03.270 --> 07:06.540
تو الان بايد خواب باشي ؛
اينجا چکار ميکني ؟

07:07.940 --> 07:09.140
چکار ميتونم بکنم مگه ؟

07:09.140 --> 07:10.950
. اومدم لباس رسمي برادرمُ تحسين کنم

07:10.950 --> 07:14.950
حالا چرا نصفِ شبي اومدي
لباس رسمي برادرتُ ببيني ؟

07:14.950 --> 07:17.150
. آخه برادرم شاگرد اول بود

07:17.150 --> 07:20.490
اگه پدرم ميدونست الان اينطوري شده ؛
. حتما خيلي خوشحال ميشد

07:21.760 --> 07:24.030
. . هي . . " هاي ريونگ " ؛

07:34.240 --> 07:35.970
کيه ؟
اون دختر از کجا اومده ؟

07:35.970 --> 07:37.910
. اينقدر فضولي نکن

07:37.910 --> 07:41.910
اينُ بده به " ميونگ جي " و بهش بگو
. فورا آماده اش کن . نگو براي من ميخواي

07:41.910 --> 07:42.710
حالا چي هست ؟

07:42.710 --> 07:44.510
. داروئه
. زودباش برو

07:44.510 --> 07:46.050
آخه چطور ممکنه اين موقع شب باز باشه ؟

07:46.050 --> 07:48.320
حتي اگه شده درِ خونه اشُ بشکني
. بايد بري و اين دارو رو برام بياري

07:48.320 --> 07:51.720
بايد يکي ديگه رو بفرستي اين کارُ برات بکنه
آخه چرا داري منُ مي فرستي ؟

07:51.720 --> 07:53.520
! زودباش برو . . اصلا وقت نداريم

07:53.520 --> 07:58.530
. ميرم  . . ميرم . . دارم ميرم ديگه

07:58.530 --> 08:01.260
اما . . اون دختر کيه ؟

08:01.260 --> 08:05.670
لازم نکرده بدوني . همينطور فعلا
. نذار کسي اينجا بياد

08:05.670 --> 08:07.540
. خودتم نميشه بياي تو

08:07.540 --> 08:10.140
مگه نگفتي برم دارو بگيرم ؟
پس ؛ وقتي گرفتم چطوري بهت بدمِش ؟

08:10.140 --> 08:13.070
تا يک ساعت ديگه خودم ميام بيرون ؛
. پس ؛ همون موقع بهم بده

08:13.070 --> 08:14.280
. زودباش بره
! دِ يالا ديگه

08:14.280 --> 08:20.010
. . واقعاکه
. . خوشگله . . خوشگله . . خوشگله

08:35.300 --> 08:40.370
. عجيبه
چرا نبضِش اينقدر تنده ؟

08:42.370 --> 08:48.240
. اون قدر وقت نداريم که منتظر دارو بمونم
. اول بايد از جادويِ احيا استفاده کنم

08:55.050 --> 08:59.850
. مويون " . . فقط يکم ديگه صبرکن "

09:19.940 --> 09:25.880
مويون " ؛ انرژي حياتي اي که "
. دارم بهت ميدمُ قبول کن

09:25.880 --> 09:32.090
درست مثل استاد ؛
. هرچي دارمُ بهت ميدم

09:34.090 --> 09:38.960
وقتي به هوش بياي ؛
. ممکنه جادويِ تائوييمُ از دست داده باشم

09:38.960 --> 09:44.030
. . اما ؛ حتي اگه شده زندگيمُ هم ازدست بدم

09:44.030 --> 09:50.300
. افسونِتُ مي شکنم . .
. . حتما

09:56.640 --> 10:01.980
. . بايد بکُشمِش . . " جون يوچيُ " بکُش . .

10:06.120 --> 10:08.920
! " راهِ زندگيم ثابت قدمه "

10:55.840 --> 10:59.440
" بذار مويون بره . ميتونم درمانِش کنم "

10:59.440 --> 11:01.380
. " ميتونم حشره ي سميُ از بدنش خارج کنم "

11:01.380 --> 11:05.510
! " چه مغرور "
. " هيچ کس نميتونه طلسمِ عمو رو بشکنه "

11:05.510 --> 11:08.650
از جادويِ احيايي که از استاد يادگرفتم "
. " استفاده مي کنم

11:18.860 --> 11:22.660
. به چيزاي بي فايده فکر نکن

12:24.260 --> 12:29.060
. خيالم راحت شد
. مويون " داره انرژي حياتيمُ قبول ميکنه "

12:50.150 --> 12:51.750
. . چطور ممکنه

12:51.750 --> 12:54.090
اون مستشار دستِ چپ نيست ؟

13:17.050 --> 13:18.510
چي شد ؟

13:18.510 --> 13:21.650
آيا مستشار چپ داخل کجاوه اي بود که
شما تعقيبِش ميکردين جناب معاون ؟

13:21.650 --> 13:25.320
مطمئن نيستم . تعقيبِشون کردم و بعداز اينکه
. داخل شهر گشتن دوباره برگشتن

13:25.320 --> 13:26.990
. براي ما هم همينطور بود

13:26.990 --> 13:29.790
نه کسي از کجاوه پياده شد
. نه کسي سوار شد

13:30.530 --> 13:35.800
پس معنيش اينه که مستشار چپ
. از اول ميدونسته که تحتِ تعقيب بوده

13:35.800 --> 13:38.070
. امکانِش هست

13:38.530 --> 13:39.930
حالا بايد چکار کنيم ؟

13:39.930 --> 13:44.340
. بايد بفهميم
. نميتونيم اينطوري برگرديم

13:46.410 --> 13:48.010
. جناب معاون

13:55.550 --> 13:57.150
. وايسا ببينم

13:58.150 --> 13:59.820
تو کي هستي ؟

14:00.820 --> 14:03.020
. من معاون فرمانده ي گاردِ سلطنتي هستم

14:03.020 --> 14:05.160
. بايد کجاوه رو بازرسي کنم

14:05.160 --> 14:08.700
چي گفتي ؟
نميدوني اينجا خونه ي کيه ؟

14:08.700 --> 14:10.570
. . يه افسر عادي ميخواد

14:10.570 --> 14:12.300
اين همه سر و صدا براي چيه ؟

14:15.370 --> 14:16.570
. جناب مستشار چپ

14:16.570 --> 14:18.310
موضوع چيه ؟

14:18.310 --> 14:22.580
چرا يه افسر گاردِ سلطنتي
بايد بخواد واردِ خونه ي من بشه ؟

14:22.710 --> 14:24.180
. لطفا بنده رو عفو بفرماييد

14:24.180 --> 14:27.980
اما الان که اينقدر هم ديروقته
. يه کجاوه يِ مشکوک وارد منزلتون شد

14:27.980 --> 14:30.920
يک افسر معاون گاردِ محافظِ سلطنتي
. بايد درست و حسابي از قصر محافظت کنه

14:30.920 --> 14:34.320
چرا کجاوه هايي که به خونه ي من وارد
و خارج ميشنُ تحت نظر گرفتيد ؟

14:34.320 --> 14:37.990
يا شايدم . . منُ تحت مراقبت شديد قرار داديد ؟

14:38.730 --> 14:43.800
چطور جرات ميکنم ؟ خير قربان ؛ جديدا قتلي اتفاق افتاده و
. بنده هم داشتم بر اجراي مقرارت آمد و شدِ شبانه نظارت ميکردم

14:43.800 --> 14:46.530
چونکه اون کجاوه در ساعتِ غيرمجاز
. . داشت رفت و آمد ميکرد

14:46.530 --> 14:48.540
. مدتي تعقيبِش کردم . .

14:48.540 --> 14:51.810
واقعا سپاسگزارم که چنين افسرِ
. . محافظِ وظيفه شناسي داريم

14:51.810 --> 14:55.810
. اما لطفا سرتون به کارِ خودتون باشه . .

14:55.810 --> 14:59.680
وقتي يک گاردِ سلطنتي در انجامِ وظايفِش
. . سخت کوش نباشه و تو کار بقيه فضولي کنه

14:59.680 --> 15:03.420
نتيجه اش اين ميشه که چنين اتفاقاتِ . .
. وحشتناکي در کتابخانه ي سلطنتي رُخ ميده

15:04.220 --> 15:05.290
. درُ ببنديد

15:05.290 --> 15:06.750
. بله قربان

15:28.840 --> 15:31.850
چطور پيش رفت ؟
مستشار چپ با " ماسوک " ملاقات داشت ؟

15:31.850 --> 15:35.580
. نميتونم به قطع بگم
. هر دو کجاوه طعمه بودن

15:35.580 --> 15:36.450
چي ؟

15:36.450 --> 15:38.250
. ما رو داخل شهر اينطرف و اونطرف کِشوندن

15:38.250 --> 15:44.390
حالا که چيزي دستگيرمون نشده ؛ بايد چکار کنيم ؟
. لطفا ما رو ببخشيد

15:48.860 --> 15:58.340
نه ؛ اين که شما رو اينطرف اونطرف چرخوندن خودش
. دليليه که ثابت ميکنه مستشار و " ماسوک " ديدار داشتن

15:59.210 --> 16:02.540
يکيُ بفرستيد که مستشار چپ
. و افرادشُ به دقت زيرنظر بگيره

16:02.540 --> 16:06.480
بايد درباره ي اينکه مستشار چپ کجاها ميره
. و با کيا ملاقات ميکنه به دقت تحقيق بشه

16:06.480 --> 16:08.280
. بله قربان -
. بله قربان -

16:19.290 --> 16:21.900
! طبيب
! درُ بازکن

16:21.900 --> 16:24.700
! طبيب
! طبيب

16:25.300 --> 16:26.230
. . اي بابا

16:29.640 --> 16:31.370
. . اين

16:31.910 --> 16:33.840
! واي خدا

16:33.840 --> 16:36.580
. ترسونديم ها

16:36.580 --> 16:38.180
تو کي هستي ؟

16:38.180 --> 16:39.650
خودت کي هستي ؟

16:39.650 --> 16:42.920
کي هستي که ميخواستي
درِ خونه ي مردمُ به زور بازکني ؟

16:42.920 --> 16:45.190
. دزد نيستم

16:45.190 --> 16:48.390
اما . . شما کي هستين ؟
. آخه قبلا اينطرفا نديده بودمتون

16:48.390 --> 16:51.990
اينقدر به درِ خونه ي مردم کوبيدي که ازخواب
بيدارشون کردي . اونوقت هنوز داري ميپرسي من کيم ؟

16:51.990 --> 16:55.800
با کسي که اينجا کار ميکنه کار داشتي
که اينطوري در ميزدي ؟

16:56.330 --> 17:01.600
. با " ميونگ گي " کار دارم
صاحب اين داروخانه کجاس ؟

17:01.600 --> 17:03.670
. خوابِه
. فردا برگرد

17:04.340 --> 17:06.540
. وايسا . . صبرکن

17:06.540 --> 17:10.350
. فورا بيدارش کن
. فورا بهش بگو " چول گيون " داره دنبالش ميگرده

17:10.350 --> 17:11.610
. بيدار نميشه

17:11.610 --> 17:12.610
منظورت چيه که " بيدار نميشه " ؟

17:12.610 --> 17:14.620
. خيلي فوريه

17:14.680 --> 17:16.480
براي کي ميخواي ؟
کسي مريضِه ؟

17:16.480 --> 17:19.690
. آره . . يه بيمار خيلي اورژانسي
. يه مريض خيلي فوريه

17:26.760 --> 17:30.570
. . عجب بويِ الکُلي . . واقعا که

17:30.630 --> 17:34.440
چرا اينقدر شراب خوردي ؟
. . واقعاکه

17:35.840 --> 17:40.040
. ميونگ گي " . . بيدارشو "
! " پاشو " ميونگ گي

17:40.040 --> 17:42.110
. چشماتُ بازکن
. بازشون کن . . بيدارشو

17:42.910 --> 17:45.310
! بانويِ جوان . . بيا اينجا

17:45.710 --> 17:49.450
! چقدر نرم و لطيفِه

17:54.520 --> 17:56.790
چرا بيدارم کردي ؟

17:56.860 --> 17:59.390
چرا بغلم کرده بودي ؟

17:59.390 --> 18:00.800
. ناسلامتي دوتا مَردِ عاقل و بالغيم ها

18:00.800 --> 18:03.260
کي بود که اول اون يکيُ بغل کرد ؟

18:03.870 --> 18:06.270
حالا چيه ؟
موضوع چيه ؟

18:06.270 --> 18:08.070
. . سرم درد ميکنه

18:09.400 --> 18:11.340
. اين

18:12.070 --> 18:13.070
چيه ؟

18:13.070 --> 18:16.940
. با توجه به اين نسخه ؛ گياهاي داروييُ آماده کن
. زود انجامِش بده

18:19.150 --> 18:21.280
! آشغال

18:21.280 --> 18:23.820
اين داروها رو براي چي
ميخواي استفاده کني ؟

18:23.820 --> 18:25.690
کيُ ميخواي کنترل کني ؟

18:25.690 --> 18:27.560
منظورت از " کنترل " چيه ؟

18:27.560 --> 18:28.960
چي داري ميگي ؟

18:28.960 --> 18:33.090
گياهايِ دارويي که تويِ اين ليست هستن
. براي کنترل مردم استفاده ميشن

18:33.090 --> 18:34.830
واقعا ؟

18:38.100 --> 18:40.440
. ميدونستم

18:40.440 --> 18:41.840
منظورت چيه " ميدونستي " ؟

18:41.840 --> 18:43.970
. حقيقتشُ بهم بگو

18:44.110 --> 18:48.110
نگو که ميخواي اينا رو به خوردِ
يه دخترِ جوون بدي و کنترلِش کني ؟ هان ؟

18:48.110 --> 18:49.510
ميخواي مسکنِ قوي بسازي . . آره ؟

18:49.510 --> 18:51.310
! اي مرتيکه ي شهوت پرست
! خيلي عوضي هستي

18:51.310 --> 18:52.710
. . نه

18:52.710 --> 18:55.850
. براي خودم نميخوام اينا رو

19:00.590 --> 19:02.990
چي " ؟ "
خبرنگار " لي " ؟

19:02.990 --> 19:06.330
چرا خبرنگار " لي " بايد
اينا رو لازم داشته باشه ؟

19:09.730 --> 19:14.670
مطمئن نيستم . منتها خبرنگار " لي " ؛
. يه دختر جوونيُ امشب باخودش آورده بود

19:14.670 --> 19:19.340
و بعدشم هول هولکي
. منُ از اونجا بيرون کرد

19:19.340 --> 19:22.880
. احتمالا بدجوري شهوتي شده

19:23.280 --> 19:24.210
جدي ؟

19:24.210 --> 19:25.810
. بهت که گفتم . آره . . اونم خفن جونم

19:25.810 --> 19:29.221
چرا بايد بهت دروغ بگم ؟

19:29.220 --> 19:32.820
منُ از اتاقم انداخت بيرون
. و بعدشم درُ قفل کرد

19:32.820 --> 19:36.690
بعدشم گفت که
. هيچ کس اجازه ي ورود نداره

19:37.690 --> 19:40.230
حسابشُ بکن ؛ با يه دختر ؛
. تويِ اتاق ؛ درم قفل ؛ ديگه چي بشه

19:40.230 --> 19:43.030
بنظرت غير از " اون کارا " ؛
ديگه چيکار ميتونن بکنن ؟

19:44.300 --> 19:47.770
! البته اينگار عجله اش هم خيلي بود

19:47.770 --> 19:49.170
چي ؟

19:49.640 --> 19:51.840
فکر نمي کردم که خبرنگار " لي " ؛
. همچين آدمي باشه

19:51.840 --> 19:55.110
چيزاي ديگه رو نميدونم اما هيچ وقت
. با هيچ دختري نديده بودمش

19:55.110 --> 19:56.710
. . فقط يه نظر براندازِش کردم

19:56.710 --> 20:01.850
. اما دختره . . بدجور خوشگل بود . .

20:02.520 --> 20:04.390
. . خبرنگار " لي " هرقدرم محترم باشه

20:04.390 --> 20:07.860
بازم سخته که آدم جلوي همچين تيکه اي . .
. خودشُ نگه داره

20:08.460 --> 20:09.520
چي گفتي ؟

20:09.520 --> 20:11.460
درباره ي برادرم چي گفتي ؟

20:11.460 --> 20:13.190
. دوباره بگو

20:13.930 --> 20:15.660
اين ديگه کيه ؟

20:15.660 --> 20:17.730
. قبلا هرگز نديده بودمش

20:17.730 --> 20:23.070
. خواهرِ خبرنگار " ليِ"ـه

20:23.200 --> 20:24.610
چي ؟

20:25.070 --> 20:26.070
. دوباره بگو

20:26.070 --> 20:30.410
داداشم با اون دختر جوونه چيکار ميکرده ؟

20:37.490 --> 20:38.950
چرا لِفتِش ميدي ؟

20:38.950 --> 20:41.020
. زودباش راهُ نشون بده

20:41.020 --> 20:44.690
. . صداش . . خيلي رو اعصابِه

20:46.030 --> 20:48.160
! دِ يالا ديگه

20:48.160 --> 20:51.570
. . موضوع . . اونطوريا نيس که حالا

21:26.400 --> 21:29.940
به هرچي که تبديل بشي
. . هرجايي که باشي

21:29.940 --> 21:32.610
. بازم ميشناسمِت . .

21:35.280 --> 21:37.610
چيه ؟
داخلِ نقاشي چه چيزي نقاشي شده ؟

21:37.610 --> 21:41.480
. نميتونم بهت بگم
! نبايد به تو بگم

21:50.220 --> 21:52.760
. مويون " . . بيا بريم "

21:52.760 --> 21:54.960
. اومدم نجاتِت بدم

21:55.300 --> 21:57.900
بويِ من ؟
مگه من بويِ خاصي ميدم ؟

21:57.900 --> 22:01.170
. آره . . يه بويِ خيلي خوب

22:02.700 --> 22:05.370
. بکُشِش
. شرِ " جون يوچيُ " کم کن

22:52.890 --> 22:58.160
! برگرد
! برگرد

23:28.120 --> 23:31.790
. بکُشِش
. شرِ " جون يوچيُ " کم کن

23:47.940 --> 23:49.880
. " مويون "

23:50.610 --> 23:51.250
. بکُشِش

23:51.250 --> 23:52.150
. بکُشِش

23:52.150 --> 23:53.280
. شرِ " جون يوچيُ " کم کن

23:53.280 --> 23:55.480
! شرِ " جون يوچيُ " کم کن

24:07.030 --> 24:09.160
. داداش . . درُ بازکن

24:09.160 --> 24:11.570
! داداش
! داداش

24:11.830 --> 24:13.430
. ميدونم اونتويي

24:13.430 --> 24:16.100
! زودباش درُ بازکن

24:16.570 --> 24:21.241
. بهتون که گفتم . . يه بارديگه بياين

24:22.380 --> 24:23.850
! حواست باشه . . الانِ که درُ بشکنم

24:23.850 --> 24:26.580
اونتو داري چيکار ميکني ؟

24:27.580 --> 24:28.720
اينجا يه درِ ديگه هم داره . . مگه نه ؟

24:28.720 --> 24:30.650
. زودباش بهم بگو
! دِ يالا ديگه

24:31.990 --> 24:35.190
. . خب . . اون

24:38.130 --> 24:40.530
. بهش بگو

24:42.130 --> 24:45.470
. اونجاس

25:03.350 --> 25:06.890
. " نه . . نرو " مويون

25:09.360 --> 25:10.630
! داداش

25:10.630 --> 25:14.100
! داداش
! داداش

25:15.100 --> 25:17.570
! " راهِ زندگيم ثابت قدمِه " -
. . داداش -

25:20.900 --> 25:22.440
! داداش

25:23.170 --> 25:25.970
داداش ؛
چي شده ؟

25:35.720 --> 25:38.450
چه اتفاقي افتاده ؟
خبرنگار " لي " کجاس ؟

25:38.450 --> 25:43.520
اينجا چه خبره ؟
اون دختر کجا رفته ؟

25:43.730 --> 25:45.790
. " خبرنگار " لي

25:49.260 --> 25:51.670
. فورا بيارينش تو اتاقم

25:58.670 --> 26:01.610
. " خبرنگار " لي -
. عجله کن -

26:06.810 --> 26:11.750
. اون برادرم نيست

26:12.620 --> 26:14.960
. برادرم نيست

26:21.500 --> 26:25.830
. خيلي عجيبه

26:25.830 --> 26:28.570
چي عجيبه ؟

26:28.570 --> 26:31.240
اولين بار تو عُمرمِه که
. همچين نبضيُ دارم حس ميکنم

26:31.240 --> 26:36.240
خيلي سريع ميزنه ؛
. بعدش . . يهويي متوقف ميشه و دوباره ميزنه

26:36.240 --> 26:38.710
بدنشم مشکل داره ؛
. خيلي سردِه

26:38.710 --> 26:43.250
هنوز نفس ميکِشه ؟

26:43.250 --> 26:48.060
. آره

26:48.060 --> 26:49.190
. خيالم راحت شد

26:50.590 --> 26:53.130
. . نه

26:53.130 --> 26:57.470
. " نميشه اينطوري بري " مويون

26:59.200 --> 27:03.000
. . ماسوک " ؛ "

27:20.360 --> 27:23.760
. ارباب ؛ بانو " مويون " برگشتن

27:25.030 --> 27:26.830
مويون " ؟ "

27:33.770 --> 27:38.040
مويون " . . جاييت صدمه نديده ؟ "

27:43.510 --> 27:44.850
بنده رو احضار فرمودين ؟

27:44.850 --> 27:48.520
آره . . چطور پيش رفت ؟

27:48.520 --> 27:51.050
. نتونستم " جون يوچي"ـو بکُشم

27:51.050 --> 27:55.660
. اشکالي نداره
. دوباره فرصتِ کُشتنِشُ پيدا ميکني

27:55.720 --> 28:01.860
وقتي زمانِش برسه ؛
. حتما " جون يوچي"ـو شکست ميدم

28:03.460 --> 28:05.670
. برو استراحت کن

28:05.670 --> 28:07.000
. چشم

28:12.740 --> 28:19.280
. هيچي از " مويون " نپُرس

28:19.280 --> 28:20.550
! عمو

28:20.550 --> 28:25.750
بخصوص درباره ي " جون يوچي " ؛
. اصلا حتي نبايد به اسمش اشاره کني

28:25.750 --> 28:28.620
. اينا همه اش بخاطر " مويونِ"ـه

28:28.620 --> 28:33.090
درحال حاضر اولويت اوليه ي ما
. پيداکردنِ رودخانه ي نقره اس

28:33.090 --> 28:38.430
قبل از اينکه اونجا رو پيداکنيم
. دنبال " مويون " نباش

28:39.170 --> 28:41.170
فهميدي ؟

28:51.910 --> 28:57.790
بانو . . احتمالا شما هم شنيدين که
. اسم " ماسوک"ـو بُرد

28:57.790 --> 29:03.520
ممکنه ارباب جوان هم درست مثل ارباب بزرگ
بخاطر همون دشمن مشترک به اين حال افتاده باشن ؟

29:03.520 --> 29:05.190
. نه

29:05.190 --> 29:08.530
چطور جواب سئوالم ميتونه " نه " باشه ؟
. شما هم شنيدين که اون اسمُ بُرد

29:08.530 --> 29:10.130
. " گفت " ماسوک

29:10.130 --> 29:12.070
. گفتم که . . نه

29:16.740 --> 29:18.940
چطور اينطوري ميکنه ؟

29:34.090 --> 29:37.030
داداش . . چه اتفاقي افتاده ؟

29:43.770 --> 29:45.700
. . جون يوچي " ؛ "

29:45.700 --> 29:47.240
. درسته . .

29:47.240 --> 29:50.170
. همونيه که اسمِش " جون يوچيِ"ـه

29:58.310 --> 30:02.580
. بيدار شو . . ميخوام يه چيزي ازت بپرسم
. بهت گفتم بيدارشو

30:02.720 --> 30:05.450
چرا اينطوري ميکنيد ؟ بعداز خوردن دارو
. خيلي سخت خوابِش بُرده

30:05.450 --> 30:08.660
مگه نشنيدين که طبيب گفتن
به آرامش و سکوت احتياج داره ؟

30:08.660 --> 30:10.590
. زودباش بيدار شو
. ميخوام يه چيزي ازت بپرسم

30:10.590 --> 30:12.190
! دِ گفتم بيدارشو ديگه

30:12.930 --> 30:14.330
آخه اين چه کاريه ؟ چرا اينطوري ميکنيد ؟

30:14.330 --> 30:16.460
ميخواين ارباب جوان بميرن ؟

30:16.460 --> 30:18.800
ارباب جوان " ؟ "

30:19.870 --> 30:21.470
. اين حرومزاده برادرم نيست

30:21.470 --> 30:22.870
چي ؟

30:22.870 --> 30:26.940
منظورتون چيه ؟
چطور ميتونين به ارباب جوان " حرومزاده " بگين ؟

30:27.410 --> 30:29.680
! نگاه کن
! با اون چشم هات به دقت ببين

30:29.680 --> 30:31.010
خودت نگاه کن که آيا اين مَرد
. جايِ سوختگي روي پاش داره يا نداره

30:31.010 --> 30:32.750
! دِ بيا نگاه کن ديگه

30:33.610 --> 30:36.280
. چه ببينم يا نه ؛ فرقي نداره ؛ زخم اونجاس

30:37.820 --> 30:39.890
واي خدا . . جايِ سوختگي کجا رفته ؟

30:39.890 --> 30:40.960
. بايد اينجا باشه

30:40.960 --> 30:43.090
چي شد ؟
حق با من بود . . مگه نه ؟

30:43.090 --> 30:45.630
. اينجا هم نيست

30:45.630 --> 30:47.430
يعني داريم روح مي بينيم ؟

30:47.430 --> 30:49.830
چطور ممکنه همچين جايِ زخم بزرگي
ناپديد شده باشه ؟

30:49.830 --> 30:53.370
دفعه ي اولي که همديگه رو ديديم
. اصلا شما رو نشناخت

30:53.370 --> 30:57.310
خب ؛ لابد بخاطر درد و رنج زيادي که اين مدت
. کِشيده بودم . . خيلي پيرتر شدم

30:57.310 --> 31:00.040
برادرم حتي علاقه اي به درس خوندن نداشت
. . اما امروز ميبينيم که تازه

31:00.040 --> 31:01.110
شاگرد اول هم بوده ؛ . .
باورتون ميشه ؟

31:01.110 --> 31:04.580
خب شايد واقعا
. قصدِ درس خوندن داشته

31:04.580 --> 31:07.920
. اين مرتيکه برادرم نيست
. اصلا شک ندارم

31:07.920 --> 31:09.180
آخه با عقل جور درمياد ؟

31:09.180 --> 31:10.790
. دقيقا شبيهِ برادرتونه

31:10.790 --> 31:12.990
. از جادويِ تائويي استفاده کرده

31:12.990 --> 31:18.130
اين مرد ؛ با جادويِ تائويي
. تغيير قيافه داده

31:18.330 --> 31:19.530
جادويِ تائويي " ؟ "

31:19.530 --> 31:23.000
قبلا ؛ وقتي داخل قمارخونه بوديم
. به وضوح ديدم که قيافه اش تغيير کرد

31:23.000 --> 31:25.200
آخه چطور ممکنه همچين چيزي
تو دنيا وجود داشته باشه ؟

31:25.200 --> 31:26.670
تغيير صورت يعني چي ؟

31:26.670 --> 31:28.200
مگه آدمايي که پدرمُ کُشتنُ نديدين ؟

31:28.200 --> 31:31.740
از دستاشون باد ؛ رعد و برق
. و آتش بيرون ميدادن

31:34.740 --> 31:38.010
. . خب اگر ارباب جوان نباشه

31:38.010 --> 31:40.150
اونوقت کيه ؟  . .

31:41.020 --> 31:43.950
. " جون يوچي "

31:44.220 --> 31:46.550
. بدون شک " جون يوچيِ"ـه

31:47.490 --> 31:50.090
جون يوچي " ؟ "

31:50.090 --> 31:53.360
همون کسي نيست که شما
و ارباب جوانُ نجات داده ؟

31:53.360 --> 31:58.370
بگذريم ؛ کسي که به وضوح
. ديدمِش " جون يوچي " بود

31:58.370 --> 31:59.970
. داره وانمود ميکنه که برادرمه

31:59.970 --> 32:02.300
. .  اگه اين مَرد " جون يوچي "  باشه

32:02.300 --> 32:04.110
اونوقت چه دليلي داشته که بخواد . .
خودشُ جايِ برادرتون جا بزنه ؟

32:04.110 --> 32:06.040
يعني چه علتي داشته ؟

32:07.510 --> 32:13.050
بعداز کُشتنِ برادرم ؛ هويتشُ دزديده
. و تا امروز زندگي کرده

32:15.720 --> 32:16.920
چي ؟

32:16.920 --> 32:20.660
وقتي به هوش بياد ؛
. . حتي اگر شده دست و پاشُ هم ببندم

32:20.660 --> 32:23.660
. بايد بهم جواب بده که چه اتفاقي افتاده . .

32:25.460 --> 32:33.600
. . مويون " . . " مويون " . . " مويون " ؛ "

32:43.810 --> 32:46.150
. خيلي خب . . بريم

32:46.150 --> 32:51.490
اگر زود راه بيفتيم
. تا قبل از ظهر ميرسيم

32:54.890 --> 32:59.360
ارباب ؛ مستشار چپُ چکار کنيم ؟

32:59.890 --> 33:02.300
. بهش بگو دست خالي برگرده

33:02.300 --> 33:03.500
چي ؟

33:03.500 --> 33:05.430
. بهش بگو برگرده

33:21.980 --> 33:25.590
. اين کوه واقعا بلنده

33:25.990 --> 33:27.060
کجاس ؟

33:27.060 --> 33:29.520
مجسمه ي سنگي " کجاس ؟ "

33:29.520 --> 33:31.260
. لطفا دنبالم تشريف بيارين

34:08.030 --> 34:10.430
. اونجاس

34:20.980 --> 34:23.040
. همونطور که انتظارشُ داشتم

34:23.110 --> 34:24.850
. عمو

34:25.650 --> 34:27.920
. بالاخره پيداش کرديم

34:29.320 --> 34:31.250
. پيداش کرديم

34:34.520 --> 34:38.460
. حالا ديگه دنيا مالِ ماس

34:38.460 --> 34:40.790
. مالِ خودمونه

35:05.750 --> 35:07.960
. خيلي عجيبه

35:08.760 --> 35:13.960
مطمئنم که وردي غار
. زير مجسمه ي " بودا " بود

35:13.960 --> 35:15.830
غار " ؟ "

35:17.030 --> 35:21.770
مشعلُ که روشن کرديم و
. . با پدربزرگم وارد غار شديم

35:21.770 --> 35:28.110
ديوارهاي غار هم درست مثلِ . .
. رودخانه ي نقره اي ميدرخشيدن

35:32.710 --> 35:34.450
. عمو

35:34.580 --> 35:36.850
. اينجا يکم عجيبه

35:45.730 --> 35:51.470
. آره . . درسته
. اون راهِ وروديه

35:51.470 --> 35:54.800
رنگ و طرحِ سنگ هاي اينجا
. با بقيه متفاوته

35:54.800 --> 35:58.270
مثل اينکه مدت پيش کسي عمدا
. وروديُ خراب کرده باشه

35:59.540 --> 36:01.410
. " هونگ گيلدونگ "

36:01.940 --> 36:04.410
. کارِ " هونگ گيلدونگِ"ـه

36:04.610 --> 36:07.150
. از عمد وروديِ غارُ بسته

36:07.220 --> 36:09.750
. . اونطور که خاطرم هست

36:09.750 --> 36:12.220
. . اگر دوساعت پياده روي کنيم . .

36:12.220 --> 36:17.360
. به ورودي رودخانه ي نقره اي ميرسيم . .

36:17.430 --> 36:20.290
. . اما حالا که ورودي اينطوري شده

36:20.290 --> 36:24.030
. ديگه هيچ راهي براي وارد شدن وجود نداره

36:24.900 --> 36:26.370
. لطفا يکم فاصله بگيرين

36:26.370 --> 36:28.300
. يکم از جادو استفاده ميکنم

36:28.300 --> 36:29.970
. نه

36:30.170 --> 36:32.170
. غيرممکنه

36:32.170 --> 36:36.980
اگر اينکارُ بکني سنگ هاي بالايي هم ميفتن
. و اينطوري ورودي بسته تر هم ميشه

36:36.980 --> 36:39.450
. درسته

36:39.450 --> 36:44.190
اگر وضع اينطور باشه اونوقت ديگه هيچ راهي
. براي رفتن به رودخانه ي نقره اي که ديدم نداريم

36:44.190 --> 36:45.520
پس . . بايد چکار کنيم ؟

36:45.520 --> 36:48.520
مشکل بزرگيه که
. ورودي بسته شده

36:48.520 --> 36:54.130
هونگ گيلدونگ " نه تنها ورودي ؛ "
. بلکه تمام غارُ نابود کرده

36:54.130 --> 36:55.600
چي ؟

36:55.600 --> 36:58.930
پس ؛ بايد يه تونل جديد بزنيم ؟

36:58.930 --> 37:03.000
باتوجه به گفته هاي " مويون " بايد
. يه تونل چند ده متري بزنيم

37:03.000 --> 37:05.810
. کار آسوني نيست

37:22.220 --> 37:25.630
مکان دقيق جايي که اون معدن نقره
پنهان شده کجاس ؟

37:25.630 --> 37:28.700
. بنده هم اطلاع ندارم

37:28.700 --> 37:32.900
. اون راز ؛ داخل طومار پنهانِه

37:32.900 --> 37:35.840
. . اگر رازِ نقشه رو فهميده باشن

37:35.840 --> 37:38.370
. پس تا الان ديگه اونجا رو پيداکردن . .

37:38.370 --> 37:43.510
اگر قصد بهره برداري از معدن نقره رو داشته باشن
. تجهيزات و مقدمات زيادي لازم دارن

37:43.510 --> 37:47.250
. . چيزي نيست که فورا بتونن شروع کنن

37:47.250 --> 37:52.120
بنابراين هرحرکتي انجام بدن  . .
. گرچه با تاخير ؛ اما بازم ازش آگاه ميشيم

37:52.120 --> 37:54.260
. اما نميتونم اينطور دست رو دست بذارم

37:54.260 --> 37:57.260
. هرطور شده بايد متوقف بشن
. بايد جلوشون گرفته بشه

37:57.260 --> 37:59.790
. همينطوره اعليحضرت

37:59.790 --> 38:05.930
پيدا کردنِ اون کسي که از صورتِش
نقاشي کِشيده بوديم چطور پيش ميره ؟

38:07.670 --> 38:12.870
براي متوقف کردن اون افراد
. اون شخص بايستي هرچه زودتر پيدا بشه

38:13.880 --> 38:16.880
چرا کنده نميشه ؟

38:23.420 --> 38:26.551
پنج هزار نيانگ . . پنج هزار نيانگ

38:26.550 --> 38:29.290
يعني از کجا ميتونم اين مرتيکه رو پيداکنم ؟

38:29.290 --> 38:32.760
با همچين پولي
. ميتونم سرنوشت و زندگيمُ بکُل عوض کنم

38:32.760 --> 38:36.100
. درسته . . پنج هزار نيانگ

38:36.100 --> 38:39.630
يعني 5 هزار نيانگ . . چقدره ؟

38:39.630 --> 38:42.640
. شمردن همچين پولي چندين روز طول ميکِشه

38:42.640 --> 38:46.040
خبرنگار " لي " هنوز
. چيزي درباره ي اون جايزه نميدونه

38:46.040 --> 38:50.380
. اصلا به حرفام گوش نميده و ميذاره ميره
. آدم اينطوري بدجوري داغون ميشه

38:50.780 --> 38:52.650
. . واقعاکه

38:53.050 --> 38:55.450
! بونگ گو " . . مرتيکه ي آشغال "

38:55.450 --> 38:57.920
الان بايد درحال کار کردن باشي
اما داري بجاش چه غلطي ميکني ؟

38:57.920 --> 39:01.520
چطور ميگين بي کارم ؟
مگه الان کار نميکنم ؟

39:01.920 --> 39:03.660
لي چي " کجاس ؟ "

39:03.660 --> 39:05.330
چرا اينطرفا نمي بينمش ؟

39:05.330 --> 39:09.330
من از کجا بدونم خبرنگار " لي " کجا رفته ؟
. به من گزارش لحظه اي که نميده

39:09.330 --> 39:13.740
چي گفتي ؟ اينگار تو هم مثلِ
. اون اربابت ميموني ؛ فقط بلدي تو رويِ آدم بايستي

39:13.740 --> 39:15.740
چرا زديم ؟

39:15.740 --> 39:17.540
. بيخود و بي علت منُ زدي
. الکي زديم

39:17.540 --> 39:19.340
يعني حقم بود که
بهم بزني ؟

39:19.340 --> 39:22.610
مرتيکه ي کودنِ دهاتي
فکر کردي داري سرِ کي اينطوري فرياد ميکِشي ؟

39:22.610 --> 39:25.610
ببينم ؛ فقط اگه تنبيهِت کنم
حقيقتُ ميگي ؟

39:25.610 --> 39:30.420
درسته . . از وقتي اينجا اومدي تنبيه نشدي ؛
مگه نه ؟

39:30.820 --> 39:32.420
. شرمنده

39:32.420 --> 39:33.890
. واقعا معذرت ميخوام

39:33.890 --> 39:36.560
. ديگه به خودم جرات چنين جسارت هاييُ نميدم

39:36.560 --> 39:37.690
. بايد کتک بخورم

39:37.690 --> 39:40.160
. چرت و پرت بسه ديگه
. زودباش برو  لي چي " رو بيارش اينجا

39:40.160 --> 39:43.500
خيلي وقته از ساعت کاري گذشته
. اما هنوز سروکله اش پيدا نشده

39:43.500 --> 39:46.170
چرا وايسادي منُ نگاه ميکني ؟
! دِ يالا برو ديگه

39:46.170 --> 39:48.370
. چشم قربان

39:48.370 --> 39:50.510
. زودباش برو

39:51.170 --> 39:53.510
! اينا چين ؟

39:54.910 --> 39:57.510
خبرنگار " لي " ؛
. زودباش بيدارشو

39:58.850 --> 40:01.980
. " بيدارشو ديگه خبرنگار " لي

40:02.320 --> 40:05.720
. خبرنگار " لي " ؛ بيدارشو
. لنگه يِ ظهره

40:05.720 --> 40:09.060
! پاشو
ميخواي اونطوري بيرون بري ؟

40:09.860 --> 40:11.530
. . خبرنگار " لي " ؛

40:17.870 --> 40:19.600
. . خبرنگار " لي " ؛

40:21.270 --> 40:26.070
. " خبرنگار " لي " . . خبرنگار " لي

40:26.940 --> 40:28.940
چرا فرياد ميزني ؟

40:29.880 --> 40:32.080
طبيب ؛ خبرنگار " لي " اوضاعش
. بدجوري عجيب و غريب شده

40:32.080 --> 40:34.020
چرا بيدار نميشه ؟

40:34.020 --> 40:36.350
. خبرنگار " لي " بشدت زخمي شده

40:37.090 --> 40:40.090
زخمي " ؟ "
کجا ؟

40:40.290 --> 40:44.430
. نميدونم
. نفس کِشيدنش هم خيلي غيرمنظمه

40:44.430 --> 40:46.830
. مطمئن نيستم زنده بمونه

40:47.160 --> 40:50.300
خلاصه اش اينکه از ديروز تا الان
. چندين بار بين مرگ و زندگي رفته و اومده

40:50.300 --> 40:53.100
بين مرگ و زندگي رفته و اومده "  ؟ "

40:55.100 --> 41:00.840
چه خاکي به سرم بريزم ؟
. بدجوري داغون کننده اس

41:01.240 --> 41:02.380
. هي

41:03.040 --> 41:04.950
چکار ميکني ؟
! بذار برم

41:08.250 --> 41:10.920
. اين نيست
. بزن به چاک

41:11.120 --> 41:13.050
! آشغالاي عوضي

41:13.050 --> 41:15.860
جلوي مسافرخونه ام داري چه غلطي ميکني ؟

41:15.860 --> 41:17.530
نميتوني ساکت تر باشي ؟

41:17.530 --> 41:20.400
هي . . چرا بدون اينکه نگاه کني چه کسي
جلوت ايستاده همينطوري نمک ميپاشي ؟

41:20.400 --> 41:23.670
. . واي خدا . . واي خدا . . چکار کنم حالا

41:24.000 --> 41:28.200
. . با شما نبودم . . اونا رو مي گفتم

41:29.800 --> 41:33.010
بفرمايين داخل ؛
. يه ليوان شراب برنج براتون ميريزم

41:33.010 --> 41:34.740
شراب برنج " ؟ "

41:36.140 --> 41:37.610
. درد داره

41:37.610 --> 41:39.410
. واقعا شرمنده ام

41:39.410 --> 41:43.820
. اونا هميشه برام دردسر درست ميکنن
. خيلي اعصاب خوردکنَن

41:43.820 --> 41:46.220
. بنشينين . . بفرمايين بشينين
. بنشينين و نوشيدني ميل کنين

41:46.220 --> 41:50.360
اما . . چرا اينقدر هيجانزده ان ؟

41:50.360 --> 41:52.890
. پنج هزار نيانگ براي طرف جايزه گذاشتن
! پنج هزار نيانگ

41:52.890 --> 41:58.030
با اون پول ميشه
. برده هاي زياديُ آزاد کرد

41:59.770 --> 42:01.840
آزاد کردنِ برده ها " ؟ "

42:01.840 --> 42:05.111
. . بعبارتي ؛ با پنج هزار نيانگ

42:05.110 --> 42:08.040
آدم از برده بودن آزاد ميشه ؟ . .

42:08.040 --> 42:09.180
يعني براي برده هاي رسمي هم
اين امکان وجود داره ؟

42:09.180 --> 42:10.240
. البته

42:10.240 --> 42:14.320
فقط با هزار نيانگ
. ميشه يه برده رو بخري تا برات کار کنه

42:14.320 --> 42:18.920
بعلاوه ؛ اگر پنج هزار نيانگ داشته باشي
. حتي ميتوني پنج يا شش برده هم براي خودت بخري

42:18.920 --> 42:26.190
اونوقت ؛ اگه اون آدم پنج هزارتاييَه رو
پيداکنم . . بعدش بايد چکار کنم ؟

42:26.190 --> 42:28.200
کجا بايد تحويلش بدم ؟

42:28.200 --> 42:32.070
هروقت پيداش کردي
. . ميري زيرِ پُلِ " چونگيچون " و اونجا

42:32.070 --> 42:33.600
. يه علامت بعلاوه زير پُل ميکِشي . .

42:33.600 --> 42:36.940
. و بعدش اونا خودشون سراغت ميان . .

42:36.940 --> 42:39.810
حالا چطور مگه ؟
تو هم ميخواي پيداش کني ؟

42:40.880 --> 42:42.810
. نه . . همچين قصدي ندارم

42:43.280 --> 42:45.480
ميخواي آزاديتُ بخري ؟

42:45.480 --> 42:47.080
تشريف آوردين ؟

42:47.080 --> 42:51.820
مرتيکه ي آشغال ؛ خريدنِ آزادي
جنايت بزرگي درحقِ ملتِه ! مگه اينُ نميدوني ؟

42:51.820 --> 42:53.960
. حتي خوابشم نبين

42:54.290 --> 42:57.430
. اونا هم همه اشون بايد دستگير بشن

42:57.430 --> 43:00.160
! منُ چه به اينکه ملت چکار ميکنن ؟

43:00.160 --> 43:04.700
ايشون درست ميگن . آخه کي حاضر ميشه
پنج هزار نيانگ براي پيداکردن يکي جايزه بذاره ؟

43:04.700 --> 43:08.101
پادشاه " اژدها " که دنبالِ
! جگر خرگوش " نمي گرده که اينقدر جايزه گذاشتن "

43:08.100 --> 43:12.970
. اينا همه اش شايعه اس
. بي اساسن

43:13.240 --> 43:16.240
بونگ گو " ؛ مثل اينکه تو هم "
. ميخواي دنبالش بگردي ها

43:16.240 --> 43:19.450
نجات زندگيت و تا اينجا اومدنت
. . آسون نبوده . . پس بيخودي

43:19.450 --> 43:22.380
. وقت تلف نکن و مثل آدم زندگي کن . .

43:23.250 --> 43:26.390
. نميخواد نگرانم باشين

43:26.650 --> 43:29.121
چي گفتي آشغال ؟
! تو . . تو . . حرومزاده

43:29.120 --> 43:33.860
. نگاه کن چطوري حرف ميزنه

43:52.150 --> 43:56.020
حرومزاده . . داري چه غلطي ميکني ؟
! زودباش . . زودباش برو

44:25.980 --> 44:28.450
چرا دارين خنجر ميخرين ؟

44:28.520 --> 44:31.990
کي ميدونه وقتي " جون يوچي " به هوش بياد
چه اتفاقي ميفته ؟

44:31.990 --> 44:34.720
. ممکنه اونموقع اين خنجر به کارم بياد

44:34.720 --> 44:35.920
چرا بايد لازم بشه از خنجر استفاده کنيد ؟

44:35.920 --> 44:37.860
ميخواين با خنجر بزنينِش ؟

44:37.860 --> 44:40.530
. بايد حال و احوالِ برادرمُ ازش بپرسم

44:40.530 --> 44:42.730
. . يعني راحت نميشه برين جلو و ازش بپرسين که

44:42.730 --> 44:44.400
چرا داره وانمود ميکنه ارباب جوانه ؟ . .

44:44.400 --> 44:46.000
. اون آدم از جادويِ تائويي استفاده ميکنه

44:46.000 --> 44:48.600
فکر کردي فقط با حرف زدن
ميشه نتيجه گرفت ؟

44:51.010 --> 44:52.670
. لطفا اينُ بهم بدين

45:21.100 --> 45:23.100
. نميتونم . . نميتونم

45:23.100 --> 45:26.040
. خيلي باهام خوش رفتاري ميکنه

45:26.040 --> 45:29.510
. بعلاوه . . اون ناجيمِه

45:29.510 --> 45:32.620
. منُ پادويِ مخصوصِ خودش کرده

45:32.620 --> 45:34.120
وقتي يکي از برده هاي
. اصطبل سلطنتي بودم

45:34.120 --> 45:37.390
چطور ميتونم اينطوري
جواب همچين محبتيُ بدم ؟

45:37.390 --> 45:39.790
. درسته . . نميتونم اين کارُ بکنم

45:41.320 --> 45:43.390
. اين کار اشتباهه

45:43.460 --> 45:45.990
اما . . آخه اون چه زندگي اي بود که داشتم
و نزديک بود جونمُ ازدست بدم ؟

45:45.990 --> 45:47.460
. . اگه اون پنج هزار نيانگُ داشته باشم

45:47.460 --> 45:51.070
. ميتونم چندين برده بخرم و زندگي مرفهي داشته باشم

45:51.070 --> 45:54.200
. درسته
. بيا همين کارُ بکنيم

45:57.140 --> 45:58.610
. نميتونم . . نميتونم

45:58.610 --> 46:00.740
. . اون جايزه اي که براي

46:00.740 --> 46:03.010
. گرفتن خبرنگار " لي " گذاشتن خيلي زياده . .

46:03.010 --> 46:07.750
اگه دستِشون بهش برسه
. حتما ديگه نميذارن بره

46:08.420 --> 46:12.890
درسته ؛ چطور ميتونم اينطوري
با نامَردي جوابِ محبت هاشُ بدم ؟

46:12.890 --> 46:14.690
. نميتونم اين کارُ بکنم

46:35.380 --> 46:37.110
چي شده ؟
سواد نداري ؟

46:37.110 --> 46:38.850
. فقط يه بعلاوه بکِش

46:38.850 --> 46:42.050
اينطوري ؛ اول يه خط افقي
. بعدشم يه خط عمودي

46:42.580 --> 46:45.320
منظورتون از اين حرفا چيه ؟

46:45.520 --> 46:46.920
يعني چي " منظورم چيه " ؟

46:46.920 --> 46:50.190
. با اينکه ميدوني هنوزم داري مي پرسي
. براي اون پنج هزار نيانگ اومدم ديگه

46:50.530 --> 46:52.530
کدوم پنج هزار نيانگ  ؟

46:52.530 --> 46:55.330
کيُ ميخواي گول بزني آشغال ؟

46:59.470 --> 47:01.740
انتظارشُ داشتم که اگه
. . اينجا منتظر بمونم

47:01.740 --> 47:05.610
حتما يکي که اون مردُ ميشناسه . .
. سروکله اش پيدا ميشه

47:06.410 --> 47:09.540
. اما انتظارشُ نداشتم که اون شخص تو باشي

47:11.550 --> 47:15.020
اين مرتيکه کيه ؟
مي شناسيش . . مگه نه ؟

47:16.150 --> 47:18.693
آخه من از کجا بشناسمِش ؟

47:18.690 --> 47:20.290
نميشناسي ؟

47:20.290 --> 47:22.220
اگه چيزي نميدوني ؛
پس اينجا چکار ميکني ؟

47:22.220 --> 47:24.230
چرا علامت زدي ؟

47:24.230 --> 47:28.700
يکم زياد پرخوري کرده بودم
. بخاطر همين اومدم يکم هواي تازه بخورم

47:29.830 --> 47:32.770
! مثل اينکه بايد اون رويِ سگمُ بهت نشون بدم

47:33.300 --> 47:34.970
. افراد

47:34.970 --> 47:37.310
چکار ميکنيد ؟
چکار ميکنيد ؟

47:38.110 --> 47:40.510
ميخواي چکار کني ؟

47:42.510 --> 47:43.980
. قبلا هم بهت گفته بودم

47:43.980 --> 47:47.780
اگه ناراحتم کني
! انگشتِتُ مي برم

47:47.780 --> 47:50.520
مثل اينکه
. اصلا به حرفام گوش ندادي

47:59.460 --> 48:01.000
. ظاهر خودشونن

48:01.000 --> 48:04.130
. همونطور که انتظارشُ داشتم ؛ هيونگ خيلي باهوشه

48:04.530 --> 48:06.870
چرا بايد کلي سختي بکِشيم و
. . خودمونُ به دردسر بندازيم

48:07.070 --> 48:09.600
وقتي ميتونيم راحت اينجا مخفي بشيم . .
. . و منتظربمونيم

48:09.600 --> 48:13.340
تا کسي که واقعا جايِ طرفُ بلده . .
. سروکله اش پيدا بشه

48:13.340 --> 48:14.940
اينطور نيست ؟

48:15.080 --> 48:19.810
اما . . اون يارو همون " گيونگ بانگ " که
براي برادر " هاي ريونگ " کار ميکنه نيست ؟

48:19.810 --> 48:22.950
چرا رئيس " چول " ميخواد بکُشتِش ؟

48:22.950 --> 48:25.420
. درسته
يعني اونجا چه خبره ؟

48:25.420 --> 48:27.220
. بياين صبرکنيم ببينيم چي ميشه

48:30.160 --> 48:31.630
. بهم بگو

48:31.830 --> 48:35.700
تو آدم که عکسِش تويِ اون نقاشيَه رو
مي شناسي . . مگه نه ؟

48:35.700 --> 48:38.700
آخه من از کجا بشناسم ؟

48:38.700 --> 48:40.500
! بهم بگو

48:44.510 --> 48:46.770
! بگو آشغال

48:47.780 --> 48:50.450
! زودباش بهم بگو
! بگو

49:00.250 --> 49:02.190
چرا يهو اينقدر ساکت شد ؟

49:02.190 --> 49:04.460
. مثل اينکه دارن درباره ي موضوع مهمي حرف مي زنن

49:16.070 --> 49:17.140
خبرنگار " لي " ؟

49:17.140 --> 49:19.210
. درسته

49:19.870 --> 49:24.550
آدم که عکسِش توي اون نقاشيه
. خبرنگار " ليِ"ـه

49:24.550 --> 49:26.410
. . تازشم . . اسمِش

49:27.280 --> 49:31.290
. اسمِش " جون يوچيِ"ـه . .

49:32.220 --> 49:34.160
کيُ احمق فرض کردي ؟

49:34.160 --> 49:36.960
من خيلي خوب خبرنگار " لي " رو مي شناسم
. . مرتيکه آشغال

49:36.960 --> 49:38.960
چطور ممکنه اون مَرد . .
خبرنگار " لي " باشه ؟

49:38.960 --> 49:40.900
. اونا قيافه اشون کاملا باهمديگه متفاوته

49:40.900 --> 49:43.770
به نظرت اونا يه نفرن ؟

49:43.770 --> 49:46.500
. . بايد همين الان چشم هاتُ ازکاسه دربيارم

49:46.630 --> 49:50.770
ببينم ؛ وقتي رويِ سگمُ بهت نشون بدم
حقيقتُ ميگي ؟

49:51.040 --> 49:52.840
. اينايي که گفتم عينِ حقيقته

49:52.840 --> 49:58.850
خبرنگار " لي " بلده که چطور براي تغيير قيافه
. از جادويِ تائويي استفاده کنه

49:58.850 --> 50:00.110
جادويِ تائويي " ؟ "

50:00.110 --> 50:04.390
. درسته
هونگ گليدونگ"ـو ميشناسي ؟ "

50:04.390 --> 50:07.720
البته که مي شناسمِش ؛
. يه راهبِ تائويي خيلي قديمي بود

50:07.720 --> 50:10.260
ميتونست از شرق ناپديد بشه و
. بلافاصله در درياي غربي پيداش بشه

50:10.260 --> 50:14.730
البته هم به مردم کمک ميکرد
. و هم راهزن بود

50:15.660 --> 50:21.800
خبرنگار " لي " از همون مَرد
. جادوي تائويي يادگرفته

50:21.800 --> 50:24.670
. قبلا ساکنِ " يولدو " بوده

50:24.670 --> 50:29.740
حالا هم براي انجام کاري
. به " چوسان " اومده

50:33.950 --> 50:35.880
واقعا ؟

50:37.690 --> 50:39.750
دروغ نميگي ؟

50:41.420 --> 50:43.220
. واقعيته

50:52.830 --> 50:54.370
اينکه حرفات
. . واقعيت دارن يا دروغ بودن

50:54.370 --> 50:57.170
وقتي خبرنگار " لي " رو گرفتيم
. همون وقت معلوم ميشه

50:57.170 --> 50:58.970
آخه مگه خبرنگار " لي " رو نمي شناسي ؟

50:58.970 --> 51:03.380
يعني ميخواي آدمي که ميشناسيُ را
دربرابر 5 هزار نيانگ بفروشي ؟

51:04.580 --> 51:07.250
! پنج هزار نيانگ
! پنج هزار نيانگ پولِه

51:07.580 --> 51:09.650
! من حتي پدر و مادرمُ هم جلويِ اين پول مي فروشم

51:09.650 --> 51:13.050
آخه چيِ خبرنگار " لي " اينقدر
عالي و فوق العاده اس ؟

51:13.190 --> 51:15.720
. زودتر راه بيفت آشغال

51:25.330 --> 51:28.000
. حتما يه خبرايي هست

51:29.340 --> 51:30.940
شمشيرهاتونُ که آوردين . . درسته ؟

51:30.940 --> 51:33.610
. آره . . البته

51:34.080 --> 51:35.480
. بريم

52:00.300 --> 52:01.640
چکار ميکني " هاي ريونگ " ؟

52:01.640 --> 52:03.170
. تکون نخور

52:03.170 --> 52:05.710
. . اگه تکون بخوري و بخواي زرنگ بازي دربياري

52:05.710 --> 52:08.710
. با همين خنجر گلوتُ مي بُرم . .

52:09.980 --> 52:13.380
عمو . . اين چش شده ؟

52:13.380 --> 52:15.320
. فقط سئوالاشُ جواب بده

52:15.320 --> 52:17.920
چرا داريد با ارباب جواني که
. . هنوز درست و حسابي

52:17.920 --> 52:19.190
حالشون خوب نشده ؛ . .
يهويي اينطوري رفتار مي کنيد ؟

52:19.190 --> 52:21.390
. خيلي هم خوب شد که صدمه ديده

52:21.390 --> 52:25.730
. والا . . اصلا نمي فهمم اطرافم چي داره ميگذره

52:26.530 --> 52:29.660
. هاي ريونگ " ؛ خواهش ميکنم اينطوري نکن "

52:29.660 --> 52:32.130
. اسمَمُ به زبون نيار

52:32.130 --> 52:34.140
. خودم از قبل همه چيُ ميدونم

52:34.200 --> 52:35.800
چي ميدوني ؟

52:35.800 --> 52:39.610
. تو برادرم نيستي

52:39.610 --> 52:42.940
جون يوچي " هستي . . درسته ؟ "

52:44.950 --> 52:48.280
چرا خودتُ جايِ برادرم زدي ؟
چرا ؟

52:51.950 --> 52:55.360
. خودم تو قمارخونه ديدم که تغيير قيافه ميدادي

52:55.360 --> 52:57.690
هنوز ميخواي وانمود کني ؟

53:00.290 --> 53:04.770
. مستقيم برو سر اصل مطلب
برادرم کجاس ؟

53:05.230 --> 53:09.100
. اول خنجرُ بذار کنار
. سرفرصت همه چيُ برات ميگم

53:09.100 --> 53:10.840
. بيخودي برام غرغر نکن

53:10.840 --> 53:14.040
اگه ولت کنم حتما دوباره
. از جادويِ تائويي استفاده مي کني

53:14.040 --> 53:16.510
. به اين راحتيا گولِتُ نمي خورم

53:16.510 --> 53:20.520
اگه بخواي زرنگ بازي دربياري
. فورا گلوتُ مي بُرم

53:21.380 --> 53:26.190
هاي ريونگ  " ؛ "
. . من الان بدجوري زخمي شدم

53:26.190 --> 53:28.520
. پس ؛ نميتونم از جادوي تائويي استفاده کنم . .

53:28.660 --> 53:30.390
. . پس . . فقط

53:30.990 --> 53:35.930
. بانو . . آروم بگيرين
. بذارين حرفاشُ بشنويم

53:37.330 --> 53:38.530
. برامون بگو

53:38.530 --> 53:42.470
همونطور که بانو گفتن ؛
تو ارباب جوان نيستي . . درسته ؟

53:45.540 --> 53:56.080
. درسته . من " لي چي " نيستم
. جون يوچي " هستم "

53:59.820 --> 54:01.760
. ميدونستم

54:01.760 --> 54:03.830
چه بلايي سر برادرم آوردي ؟
چيکارش کردي ؟

54:03.830 --> 54:05.760
! زودباش بهم بگو
! دِ يالا ديگه

54:08.300 --> 54:14.640
. لي چي " . . مُرده "

54:16.440 --> 54:17.970
چي ؟

54:18.970 --> 54:21.110
. . تو

54:22.040 --> 54:23.980
برادرمُ کُشتي . . درسته ؟ . .

54:23.980 --> 54:27.250
! بانو
. شما نبايد کسيُ بکُشين

54:27.250 --> 54:29.320
! اون برادرمُ کُشته
مگه چي ميشه بکُشمِش ؟

54:29.320 --> 54:30.720
. . بانو

54:30.720 --> 54:34.790
. من " لي چي " رو نکُشتم

54:36.720 --> 54:39.130
ميخواي حرفاتُ باور کنم ؟

54:39.590 --> 54:44.270
. تا امروز وانمود ميکردي برادرمي

54:44.270 --> 54:46.930
. ببخشيد که گولتون زدم

54:46.930 --> 54:51.540
اما ؛
. واقعا برادرتونُ نکُشتم

54:51.740 --> 54:53.140
پس کي کُشته ؟

54:53.140 --> 54:56.880
کدوم حرومزاده اي
ارباب جوانمونُ کُشته ؟

54:58.080 --> 55:02.620
. يه راهِ تائويي از " يولدو " بود

55:03.020 --> 55:09.420
بهترين دوستم ؛ به " يولدو " خيانت کرد
. . و همه ي مردمُ کُشت

55:09.560 --> 55:15.030
بخاطر همين به " چوسان " اومدم . .
. تا انتقام مردممُ بگيرم

55:18.170 --> 55:19.900
! ولم کنيد

55:23.910 --> 55:28.710
ميخواي منُ بکُشي ؟
ميخواي بدون اينکه کسي بفهمه منُ بکُشي ؟

55:32.980 --> 55:35.380
. بهمون دستور دادن همه ي ريشه ها رو بکنيم

55:35.380 --> 55:38.790
تو يه آدم عادي نيستي ؛ براي اينکه درآينده
. مشکلي پيش نياد ؛ کلکِشُ بکنيد

55:38.790 --> 55:40.520
. نبايد جسد به جا بذاريم

55:40.520 --> 55:41.920
. بله قربان -
. اطاعت ميشه -

55:42.320 --> 55:44.060
شماها کي هستيد ؟

55:44.060 --> 55:47.600
شماها کي هستين
که بايد منُ بکُشين ؟

55:59.140 --> 56:00.740
کي بود  ؟

56:44.850 --> 56:47.120
. . اي حرومزاده ها

56:47.920 --> 56:50.460
! " راهِ زندگيم ثابت قدمه "

56:53.730 --> 56:55.200
! فرارکن

57:07.410 --> 57:10.950
! هي
! بيدارشو

57:12.150 --> 57:13.880
! هي

57:16.280 --> 57:28.900
. من . . " لي چي " از شهر " بوسان " هستم

57:32.500 --> 57:40.110
. . خواهش ميکنم . . خواهرکوچيکه ام

57:40.110 --> 57:43.910
بايد اينُ به خواهر کوچيکه ام بدين ؛
. . تو رو خدا بهش بدين

57:49.450 --> 57:52.850
! هي ! هي

58:07.270 --> 58:09.600
. . يعني الان ميخواي

58:10.410 --> 58:14.140
اين حرفايي که درباره ي " يولدو " و
بقيه ي ماجرا گفتيُ باورکنم ؟

58:14.410 --> 58:16.480
. همه اشون عينِ واقعيتن

58:16.610 --> 58:19.480
مگه نگفتي ديدي که از جادوي تائويي
براي تغيير قيافه استفاده کردم ؟

58:19.480 --> 58:22.220
. اونُ همونجا تو " يولدو " يادگرفتم

58:22.280 --> 58:27.220
پس ؛ ارباب جوانمون
واقعا ازدنيا رفتن ؟

58:30.160 --> 58:35.960
. متاسفم ؛ براي نجات من اين اتفاق افتاد

58:36.960 --> 58:41.100
. . دروغ . . داري دروغ ميگي

58:42.100 --> 58:44.440
خودت کُشتيش . . مگه نه ؟

58:44.440 --> 58:47.580
تو داداشمُ کُشتي ؛
بخاطر همينم داري دروغ ميگي ؛ درسته ؟

58:47.580 --> 58:49.040
! نه

58:49.040 --> 58:51.850
. منم دارم دنبال " ماسوک " ميگردم

58:51.850 --> 58:55.120
اون روزم چونکه داشتم دنبال همون آدم
. ميگشتم " لي چي " رو ديدم

58:55.120 --> 58:56.920
! دروغ نگو
! دروغ نگو

58:56.920 --> 58:58.450
! نميشه اينکارُ بکنين بانو

58:58.450 --> 58:59.990
. نبايد دستاتونُ به خون کسي آلوده کنيد

58:59.990 --> 59:02.720
. بذارين تحويلِ مقامات رسمي بديمِش

59:03.120 --> 59:08.400
پاشو بريم دفتر حکومتي و حقيقتُ معلوم کنيم ؛
. بايد ببريم تحويلِش بديم

59:09.600 --> 59:11.200
. پاشو

59:14.800 --> 59:17.940
نشنيدي چي گفتم ؟
! بهت گفتم بلندشو

59:18.740 --> 59:22.210
لطفا پاشُ بريم تا دفتر رسمي حکومت
. تا اونجا صحبت کنيم

59:29.150 --> 59:31.820
! زودباش برو
! دِ يالا ديگه

59:38.360 --> 59:39.960
چي ؟

59:40.230 --> 59:43.160
! زودتر از من بهش رسيدي

59:44.170 --> 59:45.570
. زودباش گم شو کنار

59:45.570 --> 59:46.970
. بايد تا پاسگاه بريم

59:46.970 --> 59:53.780
واي خدا ؛ يعني بخاطر پنج هزار نيانگ
ميخواي برادتُ بفروشي ؟

59:53.780 --> 59:55.980
! بچه ها -
! بله قربان -

59:57.110 --> 59:59.650
ميخواين چکار کنين آشغالا ؟

59:59.650 --> 01:00:03.990
. اوخ . . ترسيدم
! از وحشت مُردم

01:00:05.520 --> 01:00:08.790
فکر کردي به اين راحتيا ميذارم
پنج هزار نيانگُ ازم بقاپي ؟

01:00:09.720 --> 01:00:10.860
. عمو

01:00:11.530 --> 01:00:13.660
! عمو
! عمو

01:00:14.000 --> 01:00:15.400
چرا اينطوري ميکني ؟

01:00:15.400 --> 01:00:17.670
داري چکار ميکني ؟

01:00:18.800 --> 01:00:22.600
. بونگ گو " داستان خيلي جالبي برام تعريف کرد "

01:00:22.740 --> 01:00:26.210
. قربان . . معذرت ميخوام

01:00:26.210 --> 01:00:29.940
. گفت تو " لي چي " نيستي

01:00:30.480 --> 01:00:37.150
گفتي اسمِش چي بود . . آهان ؛
! جون يوچي " ؟ "

01:00:37.420 --> 01:00:38.950
. مهم نيس

01:00:42.960 --> 01:00:45.030
تو هميني ديگه . . درسته ؟

01:00:47.760 --> 01:00:53.630
تو روشِ تغيير قيافه با جادويِ تائويي رو بلدي
. بخاطر همينم به شکل " لي چي " دراومدي

01:01:01.380 --> 01:01:08.120
. قيافت هم آشناس هم غريبه اس

01:01:10.180 --> 01:01:13.590
اون ديگه کيه ؟
! نمي شناسمِش

01:01:14.260 --> 01:01:17.130
. لازم نيست با من درباره اش حرف بزني

01:01:17.130 --> 01:01:20.330
هرچي بشه ؛
. بايد همراهم بياي

01:01:20.460 --> 01:01:25.200
وقتي سراغ کسي که دنبالته رفتيم ؛
. همونجا مي فهميم راست ميگي يا نه

01:01:25.200 --> 01:01:28.470
منظورت چيه ؟
داريم کجا ميريم ؟

01:01:28.470 --> 01:01:31.470
! همراهمون بيا . . خودت مي فهمي

01:01:31.470 --> 01:01:35.010
افراد . . چکار ميکنيد ؟
! زودباشيد بياريدِش

01:01:35.010 --> 01:01:36.740
. بله قربان -
. اطاعت ميشه -

01:01:37.880 --> 01:01:41.550
. نه
! نميشه اونُ ببريد

01:01:42.550 --> 01:01:46.690
. بانو . . بايد  بري عقب

01:01:46.690 --> 01:01:48.420
. اون مرد . . مالِ خودمه

01:01:48.420 --> 01:01:52.160
! بسه
. اذيتِش نکن

01:01:52.160 --> 01:01:54.230
. خودم همراهتون ميام

01:01:59.900 --> 01:02:04.110
. . قربان . . خبرنگار " لي " ؛

01:02:07.440 --> 01:02:10.040
! نميشه اينطوري بريد

01:02:11.110 --> 01:02:15.720
اگه نمي خواين خوني مالي بشين
! اون مردِ 5000 نيانگيُ بفرستين اينجا

01:02:15.720 --> 01:02:18.650
شماها کي هستين ؟

01:02:18.650 --> 01:02:21.790
همونايي نيستين که خودتونُ
جاي افسرهاي حکومتي زده بودين ؟

01:02:21.920 --> 01:02:24.130
از مُردن نمي ترسين ؟

01:02:24.130 --> 01:02:25.190
! زودباش . . برو عقب

01:02:25.190 --> 01:02:27.460
! دفعه ي پيش ؛ خيلي بهتون آسون گرفتيم

01:02:27.460 --> 01:02:29.800
. درسته
. . حالا که از جونامون گذشتيم

01:02:29.800 --> 01:02:31.070
. نميتونيم اينطوري راحت بذاريم و بريم . .

01:02:31.070 --> 01:02:32.670
چي ؟

01:02:34.200 --> 01:02:37.540
. نه . . نبايد اينطوري بشه

01:02:55.780 --> 01:03:01.380
. . آنچه درقسمت بعد خواهيد ديد

01:03:05.890 --> 01:03:07.290
داري کجا ميري ؟

01:03:07.290 --> 01:03:10.090
. جنازه اس
. جنازه ي يه آدم طاعون زده اس

01:03:10.090 --> 01:03:12.390
! طاعونِه

01:03:12.490 --> 01:03:16.500
. اين طاعونُ فردا در تمام کشور منتشر کن

01:03:16.500 --> 01:03:17.700
. آتشِش بزنيد

01:03:17.700 --> 01:03:20.600
قبل از اينکه دشمن برسه ؛
. بايد تا جاييکه ميشه بکنيم

01:03:20.600 --> 01:03:24.710
اما يه بزرگتر گفت که
. شخصي که مُرده پسر اون زن نبوده

01:03:24.710 --> 01:03:26.710
. ميدونم کيه که داره دنبالم ميگرده

01:03:26.710 --> 01:03:29.810
شماها دنبالم ميگردين ؟

01:03:29.810 --> 01:03:32.810
چرا داريد دنبالم ميگردين ؟

01:03:32.810 --> 01:03:36.810
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.