﻿WEBVTT

00:00.500 --> 00:06.500
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:07.231 --> 00:12.231
.:: @bollbolljan_com ::.

00:12.930 --> 00:15.740
! " آسمان و زمين گوش به فرمان من "

00:23.140 --> 00:26.550
! زودباشيد . . زودباشيد
! بايد عجله کنيم

00:56.640 --> 00:59.510
. نميتوني فرار کني

01:31.210 --> 01:36.420
حالا ديگه حاليت شد . . درسته ؟
. اصلا دربرابرم بحساب نمياي

01:46.290 --> 01:48.990
وقتي جادويِ قلبمُ بهت بزنم
. قلبت تيکه تيکه ميشه

01:48.990 --> 01:51.500
. قلبت تيکه تيکه ميشه

01:52.500 --> 01:54.300
. بهم بگو

01:54.430 --> 01:56.500
ملکه کجاس ؟

01:59.370 --> 02:01.510
. نميدونم

02:02.640 --> 02:04.980
نميدوني ؟

02:06.050 --> 02:08.720
! مجبورت ميکنم بهم بگي

02:20.790 --> 02:23.800
! يالا بياين
! عجله کنيد ! زودباشيد

02:29.400 --> 02:33.740
! تکون نخوريد

02:33.870 --> 02:37.280
شما دوتا کي هستيد ؟

02:38.810 --> 02:40.950
. من رئيس اجرايي گاردِ سلطنتي هستم

02:41.080 --> 02:44.420
. اي واي . . اي واي . . جناب رئيس

02:44.890 --> 02:47.950
شما اينجا چکار ميکنيد ؟

02:48.420 --> 02:51.090
. . همينطور . . درمورد اين مَرد

02:53.630 --> 02:55.160
. جون ووچي " رو دستگير کردم " . .

02:55.360 --> 02:56.630
چي ؟

02:58.500 --> 03:00.500
. تبريک عرض ميکنم سرورم

03:00.700 --> 03:06.510
ما هم بخاطر گزارشي که از افسرِ معاون دريافت کرديم
. بلافاصله با سرعت تمام خودمونُ رسونديم

03:06.640 --> 03:07.770
افسر معاون ؟

03:07.910 --> 03:12.710
. بله
جاييتون که صدمه نديده ؟

03:12.850 --> 03:13.850
. نه

03:14.050 --> 03:17.580
. پس ما اين مردُ به پاسگاهِمون منتقل ميکنيم

03:17.780 --> 03:19.520
. نه

03:19.790 --> 03:22.460
. بياريدِش خونه ي مستشار چپ -
چي ؟ -

03:22.660 --> 03:24.720
منزلِ جناب مستشار چپ ؟

03:24.860 --> 03:26.460
. اين مرد توانايي استفاده از جادو رو داره

03:26.590 --> 03:29.530
حتي اگر در پاسگاه به غل و زنجير هم کِشيده بشه
. بازم ميتونه خيلي سريع فرار کنه

03:30.530 --> 03:32.870
پس چرا وايسادين نگاه ميکنين
! زودباشين ببريدِش ديگه

03:33.000 --> 03:34.730
. اطاعت -
. اطاعت -

03:35.000 --> 03:40.540
! پاشُ -
! بلند شو عوضي -

04:10.700 --> 04:12.970
. ارباب جوان " جون ووچي"ـو دستگير کردن

04:14.370 --> 04:15.110
واقعا ؟

04:15.240 --> 04:18.650
. بردنش خونه ي مستشار چپ
ميخواين برين يه نگاهي بندازين ؟

04:18.910 --> 04:20.380
. نه

04:20.510 --> 04:23.320
. گانگ ريم " خودش از پسِ همه چي برمياد "

04:27.790 --> 04:30.460
جون ووچي"ـو گرفتي ؟ "

04:34.930 --> 04:38.000
. رويِ زنجيرها طلسم گذاشتم
. نميتونه از جادو استفاده کنه

04:38.200 --> 04:40.070
. لازم نيست نگران باشيد

04:42.400 --> 04:47.870
چرا ملکه رو مخفي کردي ؟
. بهم بگو

04:49.740 --> 04:53.010
. به حرفِش بيار

04:53.150 --> 04:57.480
اگه بخواين به حرف بياد
. بايد از جادو استفاده کنم

04:57.620 --> 04:59.820
. پس ؛ قبلش لطفا يکم بريد عقب

05:18.440 --> 05:20.240
. بهمون بگو

05:20.240 --> 05:23.180
ملکه رو کجا قايم کردي ؟

05:23.780 --> 05:27.980
کيه که تو قصر داره بهت کمک ميکنه ؟

05:31.050 --> 05:34.190
. شايد بهتر باشه بکُشيم

06:01.950 --> 06:06.490
. صبرکن
. يه لحظه بيا بيرون

06:26.840 --> 06:31.780
نميدونم چقدر ازش متنفري
. اما اصلا و ابدا نميشه بکُشيش

06:31.910 --> 06:34.250
از هر روشي که ميشه استفاده کن
. تا جايِ ملکه رو پيدا کني

06:34.450 --> 06:36.580
ميفهمي ؟

06:36.780 --> 06:37.850
. بله

06:38.050 --> 06:43.390
. بايد همين امشب به حرفِش بياري

07:06.350 --> 07:08.880
چي داري ميگي ؟
جون ووچي " گير افتاده ؟ "

07:09.020 --> 07:13.290
. الان خونه ي مستشار چپِه
. ميخوام نجاتِش بدم اما دستِ تنهايي نميتونم

07:13.420 --> 07:15.090
. به کمکِ هر دوتون احتياج دارم

07:15.690 --> 07:20.230
. لازم نيست نگران باشي
. هيچ مشکلي براي سرورم پيش نمياد

07:20.360 --> 07:25.170
با چوبِ زدن سرورم هيچ فايده اي نداره ؛
. چونکه خودِ چوب شکسته ميشه

07:25.300 --> 07:29.500
آخه کونِ سرورم مثل آهن محکمه ؛
درست ميگم ؟

07:29.640 --> 07:32.910
. نه . . ايندفعه فرق ميکنه

07:33.040 --> 07:36.640
. گانگ ريم " گرفتتِش "
. ايندفعه ديگه بدجوري جونِش درخطره

07:36.840 --> 07:38.310
. بايد فورا نجاتِش بديم

07:38.450 --> 07:44.920
اون گاوه ؟ اگه اون گاوِه گرفته باشدِش که
. اوه اوه . . اصلا خوب نيست . .

07:45.050 --> 07:48.120
. آره ديگه . . بخاطر همينه که بايد فورا بريم دنبالش

07:48.260 --> 07:51.460
حتي " ووچي " هم نميتونه جلويِ
. جادويِ " گانگ ريم " مقاومت کنه

07:51.660 --> 07:55.260
. سرورم اصلا حريفِش نميشه
حالا چه کاري ازمون برمياد ؟

07:56.500 --> 08:00.330
. نبايد بذاريم ملکه بويي ببره
. صداتونُ بياريد پايين

08:00.470 --> 08:02.940
. من يه نقشه اي دارم
. هاي ريونگ " . . همراهم بيا "

08:03.070 --> 08:04.600
. باشه

08:04.740 --> 08:06.610
پس من چي ؟

08:06.740 --> 08:10.540
فورا برو " چول گيون"ـو پيدا کن و ازش بخواه
. که مخفيگاهِ ديگه اي براي ملکه پيدا کنه

08:10.680 --> 08:12.410
. حواستُ جمع کن که ملکه چيزي نفهمه

08:12.650 --> 08:13.750
. باشه . . فهميدم

08:13.880 --> 08:15.420
. بريم

08:34.970 --> 08:37.700
تو کي هستي ؟

08:46.450 --> 08:53.120
! اتفاق بدي افتاده سرورم
! ارباب جوان زخمي شدن

08:53.450 --> 08:55.390
چه اتفاقي افتاده ؟
زخمي شده ؟

08:55.520 --> 08:58.260
تو راهِ منزل ؛
. يهويي يه دزد جلومون ظاهر شد

08:58.390 --> 09:01.390
چي گفتي ؟

09:04.730 --> 09:07.330
چطور ممکنه ؟
چطور ممکنه همچين اتفاقي افتاده باشه ؟

09:07.470 --> 09:09.800
چکار ميکني ؟
. زودباش برو دنبال طبيب

09:09.940 --> 09:10.740
. اطاعت

09:11.000 --> 09:14.340
نه . . فورا برو قصر و
. پزشکِ سلطنتيُ بيار

09:14.470 --> 09:16.210
. بگو من دستور دادم
! عجله کن

09:16.340 --> 09:17.340
. اطاعت ميشه

09:18.280 --> 09:20.750
. اينجا وانيسا
. زودباش ببر بذارش تو اتاقش

09:22.150 --> 09:24.620
آخه اين چه وضعيه ؟

09:24.750 --> 09:26.890
چرا پاي منُ وسط کِشيدي ؟

09:27.090 --> 09:30.490
. جونِ برادرم به خطر افتاده
نميخواي کمک کني ؟

09:30.620 --> 09:34.760
موضوع اين نيست که نخوام کمک کنم ؛
. اما شما هم بايد به فکر موقعيتم باشيد

09:34.900 --> 09:39.370
اينکه پاشم برم خونه ي مستشار چپ ؛
مثل اين نيست که با پايِ خودم برم تو لونه ي ببر ؟

09:39.500 --> 09:40.970
همچين کاري ؛ مثل اين نيست که
دنبال مُردن باشم ؟

09:41.100 --> 09:45.640
. نمي تونم اين کارُ بکنم
. نميتونم

09:47.370 --> 09:50.840
. دوباره ازت ميپرسم
ميخواي کمکمون کني يا نه ؟

09:51.040 --> 09:56.450
اي دختره ي . . آخه چرا اينطوري تهديدم ميکني ؟
آخه کِي تا حالا اذيتِت کردم يا بلايي سرت آوردم ؟

09:56.580 --> 10:01.050
. اين کارُ ميکنم
. انجامِش ميدم

10:06.390 --> 10:07.260
اوضاع چطور بود ؟

10:07.390 --> 10:09.060
همونطور که فکرشُ ميکردم ؛
. رفتن دنبالِ پزشکِ سلطنتي

10:09.260 --> 10:12.670
قبلا دست و پايِ پزشکُ بستم و يه جايي انداختمش
. اينم لباساشِه

10:20.810 --> 10:23.280
چکار ميکني ؟
. يالا عوض کن لباساتُ ديگه

10:24.080 --> 10:27.010
. بگير
. يالا . . عجله کن

10:27.880 --> 10:31.420
. . فهميدم . . فهميدم

10:40.290 --> 10:42.560
شما کي هستيد ؟

10:43.830 --> 10:45.500
. از طرفِ درمانگاهِ سلطنتي اومديم

10:45.630 --> 10:49.170
. زودباشيد بيايد داخل

10:51.440 --> 10:56.780
. جناب طبيب . . زودباشين برين داخل

11:10.990 --> 11:13.990
. بايد تو طويله حبسِش کرده باشن

11:23.270 --> 11:25.070
. مستشار چپ

11:25.210 --> 11:31.340
. تعظيم لازم نيست. زودباش معاينه اش کن
چرا هنوز بيهوشِه ؟

11:32.750 --> 11:37.150
. جناب پزشکِ سلطنتي اول بايد نبضِ بيمارُ بگيرن
. سرورم ؛ لطفا چند لحظه بيرون منتظر باشين

11:38.950 --> 11:42.290
. باشه

11:49.900 --> 11:54.030
. . اي واي . . اي واي . . داشتم از ترس ميمُردم

11:54.300 --> 11:56.970
. ميخوام برگردم خونه

11:57.100 --> 12:00.510
چکار ميکني ؟ الان ديگه راهِ برگشت نداريم ؛
. زودباش نجاتِش بده

12:00.640 --> 12:02.310
. مويون " طبِ سوزنيِ مخصوصِشُ بهت ياد داد "

12:02.440 --> 12:05.580
فقط کافيه يه سوزن فرو کني تو اون منطقه
. تا فورا به هوش بياد

12:06.310 --> 12:10.780
آخه با اين دستاي لرزون ؛
چطور ميتونم درست و حسابي سوزنُ فرو کنم ؟

12:10.920 --> 12:15.920
. من ميرم بيرون دنبال برادرم بگردم
تاجاييکه ميتوني لِفتِش بده . . ميفهمي ؟

12:16.060 --> 12:19.130
. متوجهم

12:33.610 --> 12:35.410
.  . ن . . ن . . نقطه ي مخصوص

12:35.610 --> 12:37.910
. فکر کنم گفت شيار بالاي لبِ بالاييُ درنظر بگيرم

12:37.910 --> 12:41.280
. . يعني . . يعني . . اينجاس ؟ يا

12:53.690 --> 12:56.830
بيرون چکار ميکني ؟

12:56.960 --> 12:59.940
جناب پزشکِ سلطنتي امر فرمودن که
. بيام بيرون و دارو بيارم

12:59.040 --> 13:02.040
دارو کجاس ؟

13:02.500 --> 13:03.770
. زودباش جايِ داروها رو نشونش بده

13:03.900 --> 13:04.500
. اطاعت

13:04.700 --> 13:06.370
. بريم

13:34.870 --> 13:41.270
. شايد بهتر باشه بکُشيم

13:41.270 --> 13:43.610
چرا به اين راحتي بکُشمت ؟

13:43.880 --> 13:46.410
. البته که نميتونم راحت بکُشمت

13:46.880 --> 13:49.280
. . با دستوري که مستشار چپ بهم داده

13:49.280 --> 13:52.220
ديگه دستِکم مجبورم يه نمايش کوچکي . .
. براي پيدا کردن ملکه راه بندازم

13:52.220 --> 13:54.020
مگه نه ؟

13:57.020 --> 14:02.230
. ناپديد کردنِ توهم . . قدم بعديمِه

14:12.170 --> 14:17.640
اين بهاييه که بايد براي
. متوقف کردنِ آينده ام بدي

14:26.320 --> 14:29.790
. جايِ ديگه اي براي مخفي کردن ملکه ندارم

14:29.790 --> 14:32.330
. دستور از طرف من نيست که

14:32.330 --> 14:35.000
. بايد همين امشب ملکه رو جابجا کنيم

14:35.000 --> 14:37.930
اما . . دقيقا چه اتفاقي افتاده ؟

14:37.930 --> 14:40.730
. . شايعه اس که " جون ووچي " واقعا

14:41.540 --> 14:45.740
. نبايد بذاريم ملکه چيزي بفهمه

14:45.740 --> 14:48.210
. فهميدم . . متوجهم

14:48.210 --> 14:50.340
. بيا زودتر بريم

14:57.420 --> 14:59.950
. اولياحضرت . . " بونگ گو " هستم

14:59.950 --> 15:03.560
ميشه يه لحظه بيرون تشريف بيارين ؟

15:05.630 --> 15:07.490
. اولياحضرت  . . موضوع خيلي فوريه

15:07.490 --> 15:10.900
ميشه يه لحظه قدم رنجه بفرماييد ؟

15:11.030 --> 15:15.040
. بونگ گو " . . هيچ کفشي اينجا نيست "

15:18.510 --> 15:21.110
. اولياحضرت

15:23.380 --> 15:24.510
اي واي . . حالا چه خاکي به سرمون بريزيم ؟

15:24.510 --> 15:25.910
. مثل اينکه دوباره گذاشته يه جايي رفته

15:25.910 --> 15:27.710
چي ؟

15:50.670 --> 15:52.470
تو کي هستي ؟

15:58.750 --> 16:00.410
. از درمانگاهِ سلطنتي اومدم

16:00.410 --> 16:03.480
. دارم دنبال جايي براي آماده کردن دارو  ميگردم

16:03.480 --> 16:07.150
اما خونه اينقدر بزرگه که
. نميدونم اونجا کجاس و گم شدم

16:17.830 --> 16:18.770
موضوع چيه ؟

16:18.770 --> 16:21.840
اين طبيب زن مثل اينکه داره دنبال جايي
. براي عمل آوردنِ دارو مي گرده

16:21.840 --> 16:26.310
. مثل اينکه اشتباهي اينجا اومدم
. . پس

16:28.110 --> 16:30.240
تو از درمانگاهِ سلطنتي هستي ؟

16:30.240 --> 16:31.180
. بله

16:31.180 --> 16:36.720
همراهِ کدوم طبيبِ سلطنتي اومدي ؟
اسمِش چيه ؟

16:45.590 --> 16:48.600
. جناب مستشار چپ کار فوري اي با شما دارن

16:48.600 --> 16:52.470
. ملکه ي مخلوع تو قصر ديده شده

16:52.470 --> 16:53.800
ملکه ي مخلوع ؟

16:53.800 --> 16:58.670
بله . . زود لباستونُ عوض کنين
. و دنبالم بياين

16:58.670 --> 17:00.870
اين دختر مشکوکه
. به دقت مراقبش باش

17:00.870 --> 17:02.740
. وقتي برگشتم ازش بازجويي ميکنم

17:02.740 --> 17:04.680
. اطاعت

17:07.550 --> 17:08.680
! همراهم بيا

17:08.680 --> 17:09.750
چکار ميکنيد ؟

17:09.750 --> 17:13.690
بهتون که گفتم يه پزشکِ زن هستم که
. براي نجات دادن ارباب جوان اومدم اينجا

17:36.310 --> 17:38.250
. " ووچي "

17:44.780 --> 17:50.860
مويون " . . " هاي ريونگ " ؛ "
شماها چطوري اينجا اومدين ؟

17:50.860 --> 17:52.330
. بذار اول طلسمُ برداريم

17:52.330 --> 17:53.660
. باشه

18:00.600 --> 18:02.470
شما دوتا کي هستيد ؟

18:07.470 --> 18:10.540
چرا وايسادين ؟
! زودباشين فرار کنين

18:10.540 --> 18:14.210
اي واي . . چکار کنم ؟
. اين که خبرنگار " لي " نيست

18:14.210 --> 18:16.080
اين يارو کيه ؟

18:16.080 --> 18:17.280
. داداشمِه

18:17.280 --> 18:19.150
چي داري ميگي ؟

18:19.150 --> 18:22.160
. دفعه ي اوليه که دارم اين مَرتيکه رو مي بينم

18:22.160 --> 18:27.160
. من هم " لي چي " و هم " ووچي " هستم

18:29.160 --> 18:32.430
. . اين . . اين

18:54.590 --> 18:56.990
. . هدفم از اينکه امروز اينجا اومدم اينه که

18:56.990 --> 19:01.390
لطفا گداهايي که بازداشت کردين ؛ . .
. به همراهِ " جون ووچي " آزاد کنيد

19:01.390 --> 19:03.330
. اونها هيچ کار اشتباهي نکردن

19:03.330 --> 19:06.400
چي داري ميگي ؟

19:06.400 --> 19:09.670
. مخفي کردن يه خائن ؛ جرمِ بزرگيه

19:09.670 --> 19:12.470
چطور ميتونم آزادشون کنم ؟

19:13.540 --> 19:17.140
. اونها فقط داشتن از دستورهاي من پيروي ميکردن

19:17.140 --> 19:19.410
اگه بجاي اونها ؛ با خودم طرف بشيد
بهتر نيست ؟

19:19.410 --> 19:22.550
. لطفا اونها رو آزاد کنين

19:36.760 --> 19:40.570
رئيسِ حرمسرا . . شما اين جا
تو مقرِ سلطنتي چکار ميکنيد ؟

19:40.570 --> 19:42.370
. اتفاق مهمي داخل قصر افتاده

19:42.370 --> 19:44.970
اونوقت چطور ميشه که بخشِ حرمسرا
خودشُ به اون راه بزنه و وانمود کنه چيزي نميدونه ؟

19:44.970 --> 19:47.180
چي دارين ميگين ؟

19:47.180 --> 19:51.780
چرا وقتي داريم از يه خائن بازجويي ميکنيم
بايد بخشِ حرمسرا رو هم درجريان بذاريم ؟

19:51.780 --> 19:53.980
يه " خائن " ؟

19:53.980 --> 19:58.250
مگه وقتي ملکه از مقامِش خلع و به يه شهروند عادي
تبديل شد . . اون مشکل حل نشده بود ؟

19:58.250 --> 20:00.250
. . حالا که فقط يه شهروند عاديه

20:00.250 --> 20:03.260
چرا گاردِ سلطنتي داره ازش بازجويي ميکنه ؟

20:03.260 --> 20:06.260
. واقعا درباره اش کنجکاوم

20:06.260 --> 20:12.270
اين کاري نيست که گاردِ سلطنتي ؛ وزير اول دربار
. . يا مستشار چپ

20:12.270 --> 20:17.270
. به صورت سرخود بخوان انجام بدن . .

20:29.480 --> 20:31.620
اين يارو چه نقشه اي داره ؟

20:31.620 --> 20:34.960
چطور ميشه رئيس حرمسرا
خودشُ قاطي اين ماجرا بکنه ؟

20:36.560 --> 20:39.690
حالا که فکرشُ ميکنم
. حرفاش درست بودن

20:39.690 --> 20:42.700
اون ديگه يه شهروند عاديه و
. و به ملکِ خصوصي بُرده شده بوده

20:42.700 --> 20:47.170
. قبلا مجازاتِش اجرا شده

20:47.170 --> 20:50.640
. بياين اون گداها رو آزاد کنيم

20:50.640 --> 20:52.770
. . گرفتنِ جونِ يه مشت گداي بيچاره

20:52.770 --> 20:56.580
چه فايده اي ميتونه براتون داشته باشه . .
جناب مستشار چپ ؟

20:59.050 --> 21:03.650
اما ؛
ملکه ي مخلوعُ چکارش کنيم ؟

21:03.650 --> 21:08.660
آخه فرستادنِش براي کلفتي به يه خونه ي عادي
چه فايده اي داره ؟

21:10.590 --> 21:12.990
. تا همين الانش کلي توجه جلب شده

21:12.990 --> 21:15.800
حالا چه کاري ازمون برمياد ؟

21:15.800 --> 21:21.740
بعداز اينکه اين مزاحمتُ رفع کرديم ؛
. ميتونيم يواش يواش ملکه رو هم حذف کنيم

21:21.740 --> 21:25.410
ميتونيم يکي از نديمه هاي قصرُ که
. بهش اعتماد داريم کنارش بذاريم

21:25.410 --> 21:27.410
. درسته

21:44.690 --> 21:47.160
. . اون دزدي که زن بود اينقدر مهارت داشت

21:47.160 --> 21:49.360
که افرادمون که داشتن تعقيبِش ميکردن . .
. گمِش کردن

21:49.360 --> 21:51.970
ميخواين به جستجو ادامه بديم ؟

21:56.100 --> 21:57.570
. لازم نيست

21:57.570 --> 22:01.510
. . اما . . اگه سرورم بويي ببرن

22:03.180 --> 22:06.250
شماها . . سربازهاي شخصيِ
. مستشار چپ نيستيد

22:06.250 --> 22:08.111
. بلکه سربازهاي شخصي خودِ من هستيد

22:08.111 --> 22:12.050
وقتي ميگم يه کاريُ نکنيد
. نمي کنيد

22:18.590 --> 22:20.390
. بزنيد به چاک

22:20.390 --> 22:23.260
! از جلويِ روم گم بشيد

22:28.070 --> 22:33.070
. مويونِ"ـه "
. کارِ " مويونِ"ـه

22:37.140 --> 22:38.550
. زخمت خوب نشده

22:38.550 --> 22:40.150
. هنوزنبايد از جات بلند شي

22:40.150 --> 22:42.480
درسته ؛ پزشک " پاک " هم گفت
. که نبايد از جات بلند بشي

22:42.480 --> 22:43.880
. يه چند روز ديگه استراحت کن

22:43.880 --> 22:44.820
. نه

22:44.820 --> 22:46.290
. نميتونم بيشتر از اين وقتُ هدر بدم

22:46.290 --> 22:48.760
بايد فورا برم قصر و ببينم اونجا
. اوضاع از چه قراره

22:48.760 --> 22:50.960
مستشار چپ به اين راحتيا
. دست از جونِ ملکه برنميداره

22:50.960 --> 22:52.760
. بايد جلويِ نقشه اشُ بگيرم

22:52.760 --> 22:54.030
. بونگ گو " . . راه بيفت بريم "

22:54.030 --> 22:56.900
. پس . . ما ديگه ميريم

23:00.630 --> 23:03.040
دقيقا الان اين چه جادوييه ؟

23:03.040 --> 23:05.310
. قيافه ات واقعا عوض شده

23:05.310 --> 23:09.040
. اولِش اينطوريه

23:09.040 --> 23:11.510
. به مرور عادت ميکني

23:11.510 --> 23:16.380
اگه مرتب " جون ووچي  و خبرنگار " لي"ـو ببيني
. کم کم برات عادي ميشه و مثل هم ميشن

23:16.380 --> 23:18.120
درست ميگم ؟

23:18.590 --> 23:22.060
پس معنيش اينه که اين مدت
. با يه خائن زندگي مي کردم

23:22.060 --> 23:24.260
. من خائن نيستم

23:24.260 --> 23:26.990
. فقط دارم به اعليحضرت کمک ميکنم

23:27.190 --> 23:29.800
حالا من چکار کنم ؟

23:29.800 --> 23:31.930
. ديگه پام وسط کِشيده شده

23:31.930 --> 23:34.600
بايد چکار کنم ؟

23:34.600 --> 23:37.400
منظورت چيه که " چکار کني " ؟

23:37.400 --> 23:39.140
. . حالا که ديگه کار از کار گذشته

23:39.140 --> 23:42.810
. بايد بهمون ملحق بشي . .

23:42.810 --> 23:45.810
آخه چرا بايد بخوام
به يه گروه آدم خائن ملحق بشم ؟

23:45.810 --> 23:48.150
اگه اين رفتارتُ ادامه بدي
. بدجوري عصباني ميشم ها

23:48.150 --> 23:51.550
پس ما چي ؟
مگه ما کاراي غيرقانوني ميکنيم ؟

23:51.550 --> 23:54.490
. . ميگم ؛ حالا که طبيب " پاک " از بقيه بزرگتره

23:54.490 --> 23:56.690
. ميتونه هيونگ نيمِ دوم باشه . .
. « برادرِ موردِ احترامِ بزرگتر »

23:56.690 --> 23:59.830
چي ؟
هيونگ نيمِ دوم ؟ -

23:59.830 --> 24:01.700
. . چونکه خبرنگار " لي " رئيسه

24:01.700 --> 24:02.630
. . طبيب " پاک " هم نفر دوم ميشه . .

24:02.630 --> 24:05.230
. منم سومَم . . پس تو هم " ماکنِه " ميشي
. « ماکنِه : جوان ترين عضوِ يک گروه »

24:05.230 --> 24:06.500
من ماکنِه ام ؟

24:06.500 --> 24:09.100
چول گيون " . . آخه اين ديگه چه دستورِ مسخره ايه ؟ "
. . واقعاکه

24:09.100 --> 24:10.700
. باشه . . باشه . . وقت نداريم

24:10.700 --> 24:11.910
. بيا زودتر بريم قصر

24:11.910 --> 24:14.710
. ميتونيم يه بار ديگه درباره اش حرف بزنيم
. زودباش راه بيفت بريمم

24:14.710 --> 24:16.380
. بريد کنار

24:20.450 --> 24:22.180
. . دارم ديوونه ميشم . . واقعاکه

24:22.180 --> 24:24.920
آخه چطور ميتونم عضوِ يه گروهي که
دزدي ميکنن بشم ؟

24:24.920 --> 24:26.320
! دزد کدومِه ؟

24:26.320 --> 24:29.120
هرطور از بيرن بنظر ميرسه
. ما دزد نيستيم

24:29.120 --> 24:31.930
. حالا شايد بشه لغت دزد باشرفُ بکار ببري

24:32.260 --> 24:33.790
. ميگم ؛ بايد يکم از اين کج خلقي و خشکي دربياي

24:33.790 --> 24:36.260
! هيونگ نيمِ دوم

24:51.010 --> 24:51.880
. آشي
« آشي : بانويِ جوان »

24:51.880 --> 24:53.750
. . آشي . . حالا که شما جونمون نجات دادين

24:53.750 --> 24:55.880
. از امروز بهتون خدمت ميکنيم . .

24:55.880 --> 25:00.490
. آشي ؛ اجازه بدين بهتون خدمت کنيم -
. آشي ؛ اجازه بدين بهتون خدمت کنيم -

25:00.490 --> 25:02.560
. بريم

25:10.360 --> 25:13.300
. لطفا بريد کنار

25:13.900 --> 25:15.640
. قربان

25:15.640 --> 25:21.170
ظاهرا بغير از ما آدماي زيادي
دارن از ملکه محافظت ميکنن ؛ درسته ؟

25:23.580 --> 25:24.840
. همينطوره

25:24.840 --> 25:27.250
يکي فکر ميکنه بايد نگرانِ همه چي تو دنيا باشه ؛

25:27.250 --> 25:29.520
! فکر کرده اينقدر آدم مهميه . .

25:29.520 --> 25:30.580
چرا اومدي ؟

25:30.580 --> 25:31.380
چه دليلي ميتونه داشته باشه ؟

25:31.380 --> 25:34.190
اومديم ؛ بخاطر اينکه مي ترسيدم دوباره
. خودتُ به دردسر بندازي

25:34.190 --> 25:35.990
اونوقت اگه اونطوري ميشد ؛ غير از ما
کي ميومد نجاتِت بده ؟

25:35.990 --> 25:39.130
مگه نديدي تو ماجراي خونه ي مستشار چپ
چقدر مهارت نشون داديم ؟

25:40.990 --> 25:44.130
. نميشه ما رو کنار بذاري

25:44.130 --> 25:47.670
درست ميگم هيونگ نيمِ دوم ؟

25:47.800 --> 25:50.200
. . اي واي

25:50.200 --> 25:52.210
. . واقعاکه

26:46.660 --> 26:48.800
چرا بيرون اومدي ؟
. هوا سردِه

26:48.800 --> 26:53.130
پس خودت چرا اومدي ؟
اين بالا چکار ميکني ؟

26:53.270 --> 26:55.270
. همينطوري خواستم بيام

27:03.140 --> 27:08.010
مثل اينکه به اشتباه فکر ميکردم
. که کارم خيلي درسته

27:08.010 --> 27:10.550
به اشتباه فکر ميکردي " ؟ "

27:10.550 --> 27:13.090
. . فکر ميکردم چونکه جادو بلدم

27:13.090 --> 27:16.760
. بقيه ي مردم ضعيفن  . .

27:16.890 --> 27:19.830
. . فکر ميکردم چونکه اونا قدرتي ندارن

27:19.830 --> 27:22.430
. پس فقط من ميتونم ازشون مراقبت کنم . .

27:22.430 --> 27:24.500
. فکر ميکردم بدون من نميتونن زنده بمونن

27:24.500 --> 27:27.030
. اين ؛ فکريه که ميکردم

27:28.770 --> 27:34.310
اما امروز که اون آدما رو
. . کنار ملکه ديدم

27:34.570 --> 27:40.110
نيروييُ احساس کردم که حتي . .
. از جادويِ خودم قوي تر بود

27:40.110 --> 27:46.320
. . همينطور ؛ اگه بخاطر تو و " هاي ريونگ " نبود

27:46.320 --> 27:48.860
. احمالا به دستِ " گانگ ريم " کُشته شده بودم . .

27:48.860 --> 27:51.530
. فقط ما نبوديم

27:51.530 --> 27:56.600
همينطور " بونگ گو " ؛ " چول گيون " و
. پزشک " پاک " هم کمکون کردن

27:56.600 --> 27:59.530
. اونا هم همگي بهت کمک کردن

28:00.930 --> 28:04.870
. درسته . . ممنونم

28:04.870 --> 28:09.940
. همه زندگيشونُ بخاطرم به خطر انداختن

28:12.410 --> 28:14.210
. . وقتي " گانگ ريم " گيرم انداخت

28:14.210 --> 28:17.950
. . و فکر ميکردم ممکنه بميرم . .

28:17.950 --> 28:21.760
. تو اولين کسي بودي که بهش فکر ميکردم . .

28:22.290 --> 28:26.410
بابت اينکه آوردمت اينجا
. . و زندگيتُ سخت تر کردم

28:26.410 --> 28:29.100
. واقعا متاسفم . .

28:30.100 --> 28:34.630
. نه . . اصلا هم سخت نيست

28:34.630 --> 28:38.170
. خيلي هم خوبه که ميتونيم کنار همديگه باشيم

28:45.250 --> 28:49.520
. . استاد بهم گفت بيام " چوسان"ـو نجات بدم

28:49.520 --> 28:53.790
. اما " چوسان " اصلا برام اهميت نداشت . .

28:53.790 --> 28:57.790
. فقط براي پيدا کردنِ تو اومدم

28:57.790 --> 29:01.060
فکر ميکردم اگه پيدات کنم
. ديگه هراتفاقي بيفته مهم نيست

29:01.060 --> 29:08.940
. اما مردم " چوسان " بهم احتياج دارن

29:08.940 --> 29:13.340
. . چونکه نتونستم " گانگ ريم"ـو متوقف کنم

29:17.080 --> 29:22.350
. بدهي بزرگي به مردم " چوسان " دارم . .

29:22.350 --> 29:28.290
. حالا شروع کردم به بازپرداختِ بدهيم به مردم

29:55.180 --> 29:58.990
ديگه قبول کردم که اون پسر ميتونه
. وانمود کنه برادرمه

29:58.990 --> 30:02.460
يعني اون دوتا منُ گذاشتن اينجا و
دوتايي کجا رفتن ؟

30:02.460 --> 30:04.790
! آدم بد

30:05.790 --> 30:08.800
! جون ووچيِ " نامَرد "

30:15.340 --> 30:18.410
تشريف آوردين جناب سردبير ؟

30:18.410 --> 30:21.740
چرا دهنِتون اين شکلي شده ؟

30:21.740 --> 30:24.280
چيُ داري نگاه ميکني ؟

30:24.280 --> 30:26.010
چي فرمودين ؟

30:26.010 --> 30:27.350
گفتم چيُ داري بِرُّبِر نگاه ميکني ؟

30:27.350 --> 30:29.480
چي فرمودين ؟

30:29.680 --> 30:34.890
. يالا برو به کارت برس
. . واقعاکه

30:38.230 --> 30:42.360
. مثل اينکه دهنِ سردبير هنوز سالم نشده
مگه نه ؟

30:42.360 --> 30:45.370
. . اين پزشک " پاک ميونگ گي " مهارت نداره

30:45.370 --> 30:48.570
. بخاطر همينه که براي گرفتن دارو پيشِش نميرم . .

30:48.570 --> 30:50.970
. . واقعاکه -
. درسته -

31:36.280 --> 31:38.220
زخمي شدي ؟

31:38.220 --> 31:40.090
. خوبم

31:40.090 --> 31:42.090
. بذار ببينم

31:44.220 --> 31:45.560
. خونريزي داري

31:45.560 --> 31:48.630
. فقط بايد ببندمِش

31:48.630 --> 31:49.630
. چيزيم نيست

31:49.630 --> 31:53.970
هوا خيلي سرده . . تو همچين وضعي يه زخم هرقدرهم
. که کوچک باشه اگه مراقب نباشي مشکل ساز ميشه

32:09.650 --> 32:11.920
. بسه

32:11.920 --> 32:14.190
. ميترسم لباسات خوني بشن

32:14.250 --> 32:18.660
تکون نخور . . بايد با يخ
. رويِ زخمُ فشار بدم تا خونِش بند بياد

32:18.660 --> 32:21.130
. والا خيلي زود ورَم ميکنه

32:36.480 --> 32:39.610
. مثل اينکه مزاحم شدم

32:41.410 --> 32:43.620
اينهمه وقت نبودي چرا يهويي
الان پيدات شده ؟

32:43.620 --> 32:46.950
کُلي علامتِ درخواست ملاقات برات گذاشتم
. اما اصلا و سروکله ات پيدا نشد

32:46.950 --> 32:50.960
اعليحضرت خيلي دِلنگران بودن که
. نکنه گير افتاده باشي

32:50.960 --> 32:53.830
ديگه نميشه از اون روش قديمي براي
. گذاشتن قرار و ديدنِ همديگه استفاده کنيم

32:53.830 --> 32:55.430
. لو رفتم

32:55.960 --> 33:01.030
پس بايد چکار کنيم ؟ اونوقت معنيش اين نميشه
که ديگه هيچ راهي براي ديدن همديگه نداريم ؟

33:01.030 --> 33:02.240
. . اگه بري بازار

33:02.240 --> 33:04.910
يه دختريُ اونجا پيدا ميکني . .
. که براي مردم شکواييه مي نويسه

33:04.910 --> 33:07.570
از امروز ؛
. ديگه فقط پيش همون دختر يه نامه بذار

33:07.570 --> 33:10.440
. بعدش اون خودش نامه رو بهم مي رسونه

33:10.440 --> 33:12.980
. فهميدم
. پس از اين به بعد اين کارُ ميکنم

33:12.980 --> 33:15.580
. پس . . ديگه ميرم

33:16.320 --> 33:21.660
راستي ؛ اگه ميخواي جلويِ خونريزيُ بگيري
. هنوز يکم ديگه بايد روشُ فشار بدي

33:21.660 --> 33:24.660
. فقط همينطور فشار بده تا بند بياد
. بايد ادامه بدي

33:35.740 --> 33:39.740
! شکواييه فقط دو نيانگ
! فقط دو نيانگ ! دو نيانگ

33:40.610 --> 33:42.080
. اطرافُ بِپا

33:42.080 --> 33:43.210
. باشه

33:44.010 --> 33:51.420
! شکواييه مي نويسم
! فقط دو نيانگ ! دو نيانگ

33:53.290 --> 33:59.760
! شکواييه مي نويسم
! شکواييه مي نويسم

33:59.830 --> 34:01.760
! فقط دو نيانگ
! دو نيانگ

34:33.790 --> 34:36.460
اينجا چکار ميکني ؟

34:36.460 --> 34:38.660
. ببخشيد که ترسوندمتون

34:38.660 --> 34:41.200
. . براي اينکه سربازها نبيننم

34:41.200 --> 34:45.070
انتخاب ديگه اي بجز اينکه با چراغ خاموش
. به اينجا رفت و آمد کنم ندارم

34:45.070 --> 34:46.610
. لطفا بي احترامي منُ ببخشيد

34:46.610 --> 34:49.410
کدوم بي احترامي ؟
. لطفا بنشينيد

34:59.690 --> 35:03.160
نديمه ي دربار تو اتاق بغليِ و ديگه
. خوابش برده . . پس لازم نيست نگرانِش باشيد

35:05.430 --> 35:10.300
اين چه کتابيه که با اين جديت
داريد مطالعه ميکنيد ؟

35:11.630 --> 35:15.900
. کتابيه که به پدرم ارث رسيده

35:16.370 --> 35:17.840
. . پشيمون چرا وقتي که زنده بود

35:17.840 --> 35:22.640
. اونطوري که بايد به تعليماتِش گوش ندادم . .

35:33.990 --> 35:36.660
. اين نامه رو اعليحضرت براي شما فرستادن

36:38.850 --> 36:44.390
ملکه ي من . . واقعا ميخوام بدونم و مطمئن بشم
. که صحيح و سالمي و خطري تهديدت نميکنه

36:45.730 --> 36:48.730
. . متنفرم که اينطوري تبعيد شدي

36:48.730 --> 36:52.930
. اونم درحاليکه من ؛ اينجا تو قصر تنهايِ تنهام . .

36:57.070 --> 36:59.870
. يه قاشق نقره برات فرستادم
« براي تشخيص سمي بودن غذاها »

36:59.870 --> 37:02.340
. لطفا مراقب غذايي که ميخوري باش

37:02.340 --> 37:05.480
و خوب حواست به نديمه ي درباري که . .
. دنبالتِه باشه

37:14.290 --> 37:18.560
فکر ميکنم هميشه هروقت پنجره رو باز کنم
. . ميتونم ببينمت

37:18.560 --> 37:33.110
بخاطر همين هميشه پنجره اي که
. رو به شرقَه رو به اميدِ ديدنت باز ميکنم

37:47.590 --> 37:49.460
با شرايط جديد زندگيتون چطورين ؟

37:50.190 --> 37:54.460
تو همچين جايِ کوچکي که
. . حتي اجازه ي خروجُ هم ندارين

37:54.460 --> 37:56.130
حوصله اتون سَر رفته ؟ . .

37:56.130 --> 38:01.070
نه ؛
. اينجا از قصر خيلي راحت ترم

38:01.070 --> 38:03.600
. مردم محلي بيشتر بهم سر ميزنن

38:03.600 --> 38:06.870
. و همينطور برام ترانه هاي محلي اجرا ميکنن

38:06.870 --> 38:09.340
. ديگه اون روزهاي نگران کننده رو پشت سرگذاشتم

38:10.810 --> 38:14.750
من هميشه ازتون مراقبت ميکنم
. پس لطفا نگران نباشيد

38:16.020 --> 38:17.620
. ازتون سپاس گزارم

38:20.020 --> 38:22.490
. پس . . ديگه مرخص ميشم

38:24.160 --> 38:28.700
جديدا . . همچنان آدم بدا رو سرجاشون ميشونين
و بهشون درسِ ادب ميدين ؟

38:46.650 --> 38:50.250
. هوامُ داشته باشين
. . چقدر سرده

38:50.380 --> 38:51.850
. درست و حسابي نگهم داريد

38:54.590 --> 38:55.920
خودشونن ؟

38:55.920 --> 38:58.990
. آره ؛ دارن از بندرگاهِ " سونگانگ " ميان

38:58.990 --> 39:00.730
. بدون شک تويِ اون بسته ها پُراز پولِه

39:00.790 --> 39:05.800
واقعا ؟
پس . . بريم يکم تفريح کنيم ؟

39:10.670 --> 39:11.610
. از اينطرف

39:15.940 --> 39:17.280
تو کي هستي ؟

39:17.280 --> 39:19.610
درستِش اينه که بپرسي " ما " کي هستيم ؟

40:28.690 --> 40:29.930
. يکم بريد عقب

40:30.130 --> 40:33.030
. ميخوام از آينه ي فراموشکار استفاده کنم

40:40.490 --> 40:42.030
. آينه ي فراموشکار

40:45.830 --> 40:47.900
. سرورم . . امرتون انجام شد

40:54.310 --> 40:55.910
. اينم پنج هزار نيانگ

41:02.320 --> 41:05.650
چي ؟
اين . . چه اتفاقي افتاده ؟

41:08.520 --> 41:10.190
تو راه که ميومدين چه اتفاقي افتاد ؟

41:10.190 --> 41:15.060
نميدونم ؛ تو راه که ميومديم ؛
. يهويي احساس خستگي شديدي کردم و يکم خوابيدم

41:15.200 --> 41:17.260
. فقط همينقدرُ يادمه

41:22.270 --> 41:24.600
. به خوبي از اونچه اينجا بوده استفاده ميکنم

41:24.600 --> 41:26.410
. دوستِ عزيزت . . جون ووچي

41:31.950 --> 41:35.220
! ارباب جوان
. مشکلي پيش اومده

41:35.350 --> 41:37.980
جون ووچي " به هردويِ "
. . نزول خور " چو " از روستايِ " سامگي " و

41:37.980 --> 41:40.090
. شان جانگ " از " سووُن " حمله کرده . .

41:41.620 --> 41:42.820
چي گفتي ؟

41:43.490 --> 41:45.290
چيزي که حتي مستشار چپ هم
. . درباره اش نميدونستُ

41:45.430 --> 41:47.830
چطوري " جون ووچي " ميدونسته ؟ . .

41:47.960 --> 41:50.560
. منم نميدونم

41:51.300 --> 41:55.440
. بدون شک " جون ووچي " دستِ تنها نيست

41:55.900 --> 41:57.700
. يکي بايد بهش کمک کنه

41:57.970 --> 41:59.510
بايد چکار کنيم ارباب جوان ؟

42:02.110 --> 42:04.310
. . براي همه ي نزول خورها نامه بده

42:04.310 --> 42:06.180
. و بهشون هشدار بده مراقب " جون ووچي " باشن . .

42:06.180 --> 42:08.920
همينطور بهشون بگو مراقب اطرافياشون باشن
. و کسيُ به خونه هاشون راه ندن

42:08.920 --> 42:10.120
. اطاعت

42:30.400 --> 42:34.270
پس بعبارتي ؛ اين جا
خونه ي بزرگترين نزول خواره ؟

42:34.470 --> 42:37.940
آره ؛ شنيدم اين خونه
. ماهي ده هزار نيانگ عايدي داره

42:37.940 --> 42:41.820
سر ميز قمار هميشه مردم ميگفتن که
. خيلي ها از نزول خور " نا " متنفرن

42:41.950 --> 42:45.950
. تو نگاهِ اول خيلي خفن ميزنه ها

42:45.950 --> 42:51.560
حالا که اينقدر به دقت از اينجا مراقبت ميکنن
بنظرتون وقتي بريم داخل ؛ مجبور به جنگيدن نميشيم ؟

42:51.560 --> 42:53.630
چرا بجنگيم ؟

42:53.630 --> 42:57.030
. فقط بايد بريم داخل و پولُ بگيريم

42:57.030 --> 42:58.900
. دنبالم بياين

43:05.040 --> 43:13.450
پس ميخواين از اين سندِ زمين براي ضمانت
استفاده کنين و 20 هزار نيانگ قرض بگيرين ؟

43:13.780 --> 43:17.250
همينطوره . يه نگاه که
. . به اين سند بندازين متوجه ميشين که

43:17.250 --> 43:21.590
اين خان اي به مساحتِ 5 هزار پيونگ . .
. اون هم داخلِ پايتختِه

43:21.590 --> 43:25.130
. تقريبا بايد ارزشي معادل صدهزار نيانگ داشته باشه

43:25.130 --> 43:29.060
. . ممکنه درست باشه . . اما

43:31.260 --> 43:34.940
. واقعيه
. مُهرِشُ تاييد کردم

43:34.940 --> 43:39.270
. . واقعاکه ازدستِ شماها
چرا به مردم اعتماد نداريد ؟

43:39.270 --> 43:43.080
اگه بخاطر اون " جون ووچيِ" عوض نبود
. اين وضعُ نداشتيم

43:43.210 --> 43:44.740
جون ووچي " ؟ "

43:44.740 --> 43:50.750
حالا که اصل بودن سند برام مسجل شده ؛
. پولُ بهتون قرض ميدم

44:15.180 --> 44:17.380
. اينم بيست هزار نيانگ

44:18.450 --> 44:21.720
. سپاسگزارم . . مدت زيادي ازش استفاده نمي کنم

44:21.720 --> 44:24.720
. همه اينُ ميگن

44:25.190 --> 44:31.190
از امروز ؛ يادت نميره که
. هر روز بايد بهره اشُ بدي

44:31.460 --> 44:39.130
اگه يه نيانگ کم بدي ؛
. اين سند ؛ مالِ من ميشه

44:39.470 --> 44:42.400
. فهميدم
. ممنون

45:01.620 --> 45:02.620
. چقدر سنگينه

45:12.630 --> 45:14.100
. . خيلي خسته ام

45:20.170 --> 45:21.980
چرا اينقدر سنگينِه ؟

45:21.980 --> 45:25.910
پولِ خون و عرق مردمِه ؛
. بايدم سنگين باشه

45:27.110 --> 45:32.650
ميگم ؛ وقتي ميشه اينقدر راحت پولُ بگيريم ؛
چرا قبلا با اون همه زحمت ميدزديديمش ؟

45:32.650 --> 45:36.460
مگه ميشه وقتي جايِ پولا رو بلد نيستيم
بريم بدزديمِشون ؟

45:36.460 --> 45:41.260
حالا که جايِ پولاشُ ياد گرفتم
. ميخوام همه اشُ بدزدم

45:41.390 --> 45:44.730
! دوباره ؟
دوباره ميخواي برگردي ؟

45:44.730 --> 45:47.530
چرا هِي ميري اونجا ؟

45:47.530 --> 45:50.070
اگه لو بري و گير بيفتي
ميخواي چکار کني ؟

45:50.070 --> 45:52.940
. بيا اول اين پولا رو ببريم

45:53.070 --> 45:55.480
قربان . . چرا دوباره ميخواين برگردين اونجا ؟

45:55.480 --> 45:57.680
هي . . هنوز نميخواي کمک کني بلندش کنيم ؟

45:57.680 --> 46:00.210
. بيا زود اينُ ببريم

46:03.480 --> 46:05.290
. يکم ديگه زور بزن

46:05.490 --> 46:09.020
. قربان . . صبرکنيد

46:17.160 --> 46:19.030
! اين چه وضعيه ؟

46:19.300 --> 46:23.640
. اين که سندِ خونه ي جناب مستشار چپِه

46:23.970 --> 46:28.110
اونا . . چطور جرات کردن منُ گول بزنن ؟

46:52.930 --> 46:54.530
چکار ميکنيد ؟

46:54.530 --> 46:57.070
يه چيزيُ جا گذاشتم ؛
. فقط برگشتم برش دارم

46:57.070 --> 47:01.010
. . اي حرومزاده
. با پايِ خودت برگشتي

47:01.010 --> 47:05.210
چرا وايسادين تماشا ميکنين ؟
! زودباشيد دست و پاشُ ببنديد

47:05.210 --> 47:06.610
. اطاعت -
. اطاعت -

47:08.350 --> 47:09.950
چکار ميکنيد ؟

47:09.950 --> 47:12.550
فکرکرديد با اين کارا
بعدا مشکلي براتون پيش نمياد ؟

47:12.550 --> 47:14.620
! بياريدِش تو

47:19.290 --> 47:20.560
. رو زانوهاش بشونيدِش

47:20.560 --> 47:22.300
. اطاعت

47:28.440 --> 47:31.500
. اي واي . . زانوهام درد ميکنن . . نميتونم زانو بزنم

47:31.500 --> 47:36.980
حرومزاده . . ببينم بايد طعم اين شمشيرُ بچشي
تا ازم اطاعت کني ؟

47:48.920 --> 47:51.460
تو ديگه کي هستي ؟

47:54.790 --> 47:57.730
تو که حتي وقتي داري با چشماي خودت ميبيني
بازم نمي فهمي . . چطوري نزول خوري ميکني ؟

47:57.730 --> 47:59.130
. من " جون ووچي " هستم

47:59.130 --> 48:00.200
چي ؟

48:01.000 --> 48:03.000
. . بذارش کنار . . بذارش کنار

48:04.270 --> 48:06.610
. همه ي پولاتُ ميبرم

48:15.620 --> 48:19.950
. واو . . خيلي کارت درسته ها

48:20.750 --> 48:23.360
. برو
. برو همه ي پولا رو بردار

48:23.360 --> 48:25.360
. هرچي اونجاسُ بردار

48:25.360 --> 48:27.630
. فهميدم

48:28.900 --> 48:30.300
! بهش دست نزن

48:37.040 --> 48:42.710
همسر آقاي " گيم " در " شامگائه نارو " بتازگي
. زايمان کرده اما براي خريد سوپِ جلبک مخصوص پول نداره

48:42.710 --> 48:45.710
برو بازار و يکم جلبک و گوشت بخر
. و بعدش بدشون به اونا

48:45.710 --> 48:47.310
. باشه

48:47.580 --> 48:50.180
. بگير
. اينُ هم بهشون بده

48:50.180 --> 48:51.720
. باشه . . حتما

48:54.320 --> 48:56.060
. بعدي

48:56.120 --> 49:02.060
تو منطقه ي " گوانگتوگايو " آقاي " باک " مدتِ زياديه
. که بيمار شده اما پولِ دوا و درمون نداره

49:02.800 --> 49:04.200
. برو اين پولُ بهش بده

49:04.200 --> 49:05.530
. ممنونم

49:05.530 --> 49:07.000
. بگير

49:08.540 --> 49:12.010
. فکر ميکردم تا آخر عُمر يه گداي ساده ميمونم
. هيچ وقت فکرشُ نميکردم اينکارُ بکنم

49:12.010 --> 49:14.340
. الان زودي ميرم و برميگردم

49:14.340 --> 49:16.480
. بايد حواست باشه که کسي متوجه نشه

49:16.480 --> 49:19.410
بعداز اينکه پولُ دادي ؛ زود برگرد
. هنوز جاهاي زيادي براي رفتن هست

49:19.410 --> 49:20.680
. فهميدم

49:20.680 --> 49:22.350
! بچه ها . . راه بيفتين

49:22.350 --> 49:24.080
. باشه . . باشه -
. باشه -

49:25.890 --> 49:27.490
! بياتو

49:29.360 --> 49:33.690
. تو روخدا . . خواهش ميکنم بهم رحم کنيد

49:33.690 --> 49:35.760
چي بهت گفتم ؟

49:35.900 --> 49:41.430
مگه بهت نگفته بودم که حواستُ جمع کني
شايد " جون ووچي " سراغت بياد ؟

49:42.570 --> 49:45.970
. اما . . فقط پولُ نبرده

49:46.240 --> 49:50.840
همينطور دفترچه حسابي که قبلا
. حسابا رو توش نگه ميداشتيمُ هم برده

49:58.180 --> 50:00.720
اينُ چکارش کنم ارباب جوان ؟

50:00.920 --> 50:04.590
. ديگه خاصيتي برامون نداره
. از شرش خلاص شو

50:04.590 --> 50:06.130
. اطاعت

50:06.790 --> 50:08.260
! بهم رحم کنيد ارباب جوان

50:08.260 --> 50:10.200
! پاشو -
! ارباب جوان -

50:10.200 --> 50:13.000
! بهم رحم کنيد
! رحم کنيد

50:15.470 --> 50:17.340
. . واو . . دوهزار  نيانگ

50:18.340 --> 50:20.070
. . نگاه کن . . ده هزار نيانگ

50:20.070 --> 50:21.810
. پنج هزار نيانگ . . پنج هزار نيانگ

50:21.810 --> 50:25.550
. ناسلامتي يکي اينجا وايساده ها
چطور ميتوني وانمود کني منُ نديدي ؟

50:27.550 --> 50:33.020
تو هم خيلي فضولي ها . الان سرمون شلوغه ؛
. برو بعدا برگرد . يه وقت ديگه بيا

50:33.090 --> 50:35.960
سرتون شلوغه ؟
شلوغِ چه کاري ؟

50:36.090 --> 50:39.890
. لازم نيست تو يکي بدوني
. لطفا برو پي کارت

50:40.430 --> 50:45.700
نه ؛ نه ؛ نه . حالا که همچين سندِ عالي اي
. . به دستمون رسيده

50:45.700 --> 50:48.900
. نبايد چيزيُ مخفي کنيم . .

50:48.970 --> 50:51.910
حالا . . دقيقا اين چه سنديه ؟

50:52.110 --> 50:58.380
خيلي مهم نيس ؛ منتها پاسگاه
. يه گزارش ناشناس دريافت کرده

50:58.450 --> 50:59.180
خب ؟

50:59.180 --> 51:07.520
دلايلي داخل سند هست که نشون ميده رئيسِ اجراييِ گاردِ سلطنتي
. بصورت مخفيانه به مردم پول با درصدِ سودِ خيلي بالا قرض ميده

51:07.520 --> 51:08.860
رئيسِ اجراييِ گاردِ سلطنتي ؟

51:08.860 --> 51:14.330
درسته . . يه دفترچه ي حسابي بدستمون رسيده ؛
. بخاطر همين يمقدار تحقيق کرديم

51:14.330 --> 51:18.530
متوجه شديم رئيس اجرايي گاردِ سلطنتي
. يعني " جونگ دِيونگ " اونکارُ کرده

51:18.530 --> 51:20.130
يعني رئيس جديد ؟

51:22.540 --> 51:26.470
. اون عوضي هميشه با تحقير بهمون نگاه ميکنه

51:26.470 --> 51:31.140
با اين دليل قاطع ؛
. نميتونه فرار کنه

51:31.680 --> 51:36.820
پس يعني آدمِ مستشار چپ
جونگ دِيونگ " واقعا اونکارُ کرده ؟ "

51:36.820 --> 51:38.750
چيه ؟ بنظرت غيرممکنه ؟

51:38.750 --> 51:40.150
. . همينطور رئسِ پاسگاه گفت

51:40.150 --> 51:43.960
براي کسي که حتي امتحان مخصوصِ ارتشُ هم نگذرونده
. . اون يارو خيلي خوب بلده که خودشُ بگيره و خودنمايي کنه

51:43.960 --> 51:46.230
. و همين باعث شده که رئيس بيشتر ازش متنفر باشه . .

51:46.230 --> 51:49.230
اگه اين دليل قاطعُ
. . به رئيسِ پاسگاه نشون بديم

51:49.230 --> 51:53.770
چه طرف " جونگ دِيونگ " باشه يا هر خر ديگه اي
. خيلي راحت ميتونيم از شرش خلاص بشيم

51:54.670 --> 51:56.640
. خبر خيلي خوبيه

51:56.640 --> 52:00.770
خبرنگار " لي " کمکم کن که
. يه گزارش توپ ازش تو روزنامه ي سلطنتي چاپ کنم

52:00.770 --> 52:06.780
چاپ کن : افسر " مون " از پاسگاهِ پليس دربرابر تمام فشارها
ايستادگي کرده و درباره ي فعاليت هاي محرمانه ي رئيسِ اجراييِ
. بخشِ گارد سلطنتي تحقيق کرده

52:06.780 --> 52:10.050
. يه همچين مقاله اي برام بنويس

52:11.990 --> 52:13.990
چرا منُ جاانداختي ؟

52:16.390 --> 52:19.260
. فهميدم
. . حتي اگه لازم بشه خبر فوق العاده بنويسم

52:19.260 --> 52:22.260
. حتما اسم هردوتونُ تويِ مقاله ميارم . .

52:22.730 --> 52:25.870
. پس ميريم پيشِ رئيس پاسگاه

52:25.870 --> 52:28.340
. بيا زودتر بريم

52:28.600 --> 52:29.600
. مراقب خودتون باشيد

52:29.600 --> 52:32.670
. بعدا ميبينمتون -
. نبايد به تاخيرش بندازيد . مراقب خودتون باشيد -

52:38.550 --> 52:40.680
. حالا گيرش ميندازيم

52:48.760 --> 52:52.290
اون آشغال عوضي تو پاسگاه چکار داشته ؟

52:52.290 --> 52:56.560
نگاش کن
. ببين چطوري سرشُ بالا گرفته

52:56.560 --> 53:00.170
. نميدونه چه فاجعه اي منتظرشه

53:00.230 --> 53:03.300
خودتُ بخاطرش اذيت نکن ؛
. همين روزا به سزايِ خودش ميرسه

53:03.300 --> 53:04.910
. . وقتي بندازنش زندان

53:04.910 --> 53:09.310
به نگهبان زندان ميگم که بره سراغش . .
. و يه حالِ اساسي بهش بده

53:09.510 --> 53:11.580
. بريم تو

53:16.850 --> 53:19.320
چي داري مي نويسي که اينقدر خوشحالي ؟

53:19.650 --> 53:21.990
داستانِ خبري خوبي پيدا کردي ؟

53:21.990 --> 53:24.720
آخه چه داستان خبري قشنگي ميتونم داشته باشم ؟

53:24.720 --> 53:29.800
فهميدم يکي از مقاماتِ گاردِ سلطنتي بصورت محرمانه
. پول با درصدِ سودِ بالا به مردم قرض ميده

53:30.330 --> 53:32.870
رئيس اجرايي " جونگ دِيونگ"ـو ميگي ؟

53:32.870 --> 53:34.400
از کجا فهميدي ؟

53:34.400 --> 53:35.940
يعني اخبار به اين زودي پخش شده ؟

53:35.940 --> 53:38.210
. از اين حرفاي مسخره نگو

53:38.210 --> 53:43.280
افسر " مون " و افسر " چو " دليلي که پيدا کرده بودنُ
. تحويلِ رئيس پاسگاه دادن و آخرش هردو مجازات شدن

53:43.280 --> 53:44.810
چي ؟

53:46.410 --> 53:49.280
پس ؛ نتونستيم " گانگ ريم"ـو
. . بندازيم زندان

53:49.280 --> 53:52.950
تازه شکايت و دفترچه حسابي که پيدا کرديمُ هم
ازدست داديم رفت ؟

53:53.890 --> 53:56.160
. منُ بگو که با اون زحمت شکايت نامه رو نوشته بودم

53:56.160 --> 54:01.830
. شنيدم رئيس پاسگاه رنگ تو صورتِش نبوده
. گانگ ريم " بايد تا حد مرگ ترسونده باشدِش "

54:01.830 --> 54:04.900
با استفاده از قانون ملي
. نميتونيم حريفِ " گانگ ريم " بشيم

54:04.900 --> 54:07.230
. اما خب دستِکم موضوع به دادگاه سلطنتي کِشيده ميشه

54:07.230 --> 54:09.500
. همينطور خبرش به مستشار چپ هم ميرسه

54:09.500 --> 54:12.310
وقتي مستشار چپ بفهمه که " گانگ ريم " ؛
. .  يواشکي پشتِ سرش چکار ميکرده

54:12.310 --> 54:14.170
. بدون شک راحت نميذاره قسِر دربره . .

54:14.170 --> 54:17.240
. آره  . . فکر خوبيه

54:17.240 --> 54:20.110
. بايد کاري کنيم ماجرا به دادگاهِ سلطنتي کِشيده بشه

54:22.580 --> 54:25.650
ميخواين فرمانِ انتخاب ملکه ي جديدُ صادر کنم ؟

54:25.720 --> 54:27.390
. بله اعليحضرت

54:27.390 --> 54:31.730
نميشه مقامِ مادرِ کشور
. مدت زيادي خالي بمونه

54:31.730 --> 54:36.330
اين موضوع ؛ به وارث کشور مربوط ميشه
. پس تاخير جايز نيست

54:36.330 --> 54:38.870
مگه ميشه خودم اينُ ندونم ؟

54:38.870 --> 54:42.540
. اما هنوز آمادگيشُ ندارم

54:42.540 --> 54:45.210
. نه . . اعليحضرت

54:45.210 --> 54:48.340
همينطور اعليحضرت اين روزها
. . در اوجِ دوران زندگيشون قرار دارن

54:48.340 --> 54:54.610
چطور ميتونين نسبت به نگراني مردم درمورد . .
عدم وجود وارث بي تفاوت باشين ؟

54:54.680 --> 54:58.220
. نميتونين همينطور به تاخير بندازين

55:03.290 --> 55:05.230
اگر متنُ يکم با دانش بيشتري غني کني
چه نتيجه اي ميگيري ؟ چطور ميشه ؟

55:05.230 --> 55:07.490
ديگه تصميم نهايي گرفته شده ؛
چه فايده اي داره به تعويق بيفته  ؟

55:07.490 --> 55:10.700
. اون فقط مترسکيه که همه بهش زور ميگن

55:12.570 --> 55:14.770
يعني ديگه تصميم قطعي گرفته شده
و کاريش نميشه کرد ؟

55:14.770 --> 55:17.440
يعني اعليحضرت حق انتخاب نداره ؟

55:17.440 --> 55:19.370
مرتيکه خر . . مگه نمي فهمي ؟

55:19.370 --> 55:21.580
. مستشار چپ کارشُ شروع کرده

55:21.580 --> 55:24.380
. ميخواد دختر خودشُ ملکه کنه

55:24.380 --> 55:26.180
. ديگه اخبارش هم پخش شده

55:26.510 --> 55:27.710
چي ؟

55:32.790 --> 55:35.260
با توجه به اين نامه مقاله رو تهيه کن و
. تو روزنامه خبرشُ بنويس

55:38.930 --> 55:41.190
. . اگر ميخواهيد بعنوان ملکه انتخاب شويد

55:41.190 --> 55:45.200
. اول بايد روي پيشينه ي خانوادگيتان تحقيق شود

55:47.000 --> 55:49.070
. . بعداز انتخاب بعنوان ملکه ي " هان ميون " ؛

55:49.070 --> 55:50.540
بنظرت چه عواقبي در انتظارمون هستن ؟ . .

55:50.540 --> 55:51.670
. . واقعاکه

55:51.670 --> 55:53.870
اينُ امروز تو روزنامه ي سلطنتي بنويس
. و بعدش اعلاميه ي رو منتشر کن

55:53.870 --> 55:55.210
چي ؟

55:59.950 --> 56:03.550
بعداز اينکه اينهمه لافِ عدم مخالفت و رعايت قانونُ ميزد
ميخواد بخش روزنامه ي سلطنتيُ بي خيال بشه ؟

56:04.150 --> 56:07.290
مگه روزنامه ي سلطنتي ارث باباشه ؟

56:12.030 --> 56:13.630
. از اينطرف

56:15.560 --> 56:17.360
. قراره دختر مستشار چپ ملکه بشه

56:17.360 --> 56:20.430
واقعا ميخواين دست رودست بذارين ؟

56:22.440 --> 56:26.910
. مثل اين ميمونه که يه جفت بال به يه ببر وحشي بدي

56:26.910 --> 56:33.250
يعني ممکنه اينطوري ملکه ديگه هيچ وقت
نتونه پاشُ تو قصر بذاره ؟

56:33.650 --> 56:35.250
. البته که اينطوري نميشه

56:35.250 --> 56:36.180
. . اگه قرار بود اينطوري بشه

56:36.180 --> 56:38.180
اونوقت هرگز . .
. از قصر بيرون نمي فرستادمش

56:38.180 --> 56:39.050
. درسته

56:39.050 --> 56:43.520
پس . . چه فکر خوبي دارين ؟

56:44.190 --> 56:46.060
. يه فکري دارم

56:46.930 --> 56:50.800
. بونگ گو " ؛ بيا اول بريم اتاق پادشاه "

56:52.270 --> 56:55.400
دختر مناسبي پيدا کرديد ؟

56:56.200 --> 56:58.670
. من همه جا رو زير و رو کردم

56:58.670 --> 57:00.870
. اما هنوز دختر مناسبي پيدا نکردم

57:01.540 --> 57:03.880
چي داري ميگي ؟

57:03.880 --> 57:06.680
. . انتخاب ملکه موضوع مهمي براي کشوره

57:06.680 --> 57:10.220
بايد دختراي زيادي باشن که بشه
. از بينشون انتخاب کرد

57:10.220 --> 57:14.090
وزير اول دربار ؛ مگر دختر خودتون
به سنِ مناسب ازدواج نرسيده ؟

57:16.360 --> 57:19.490
. دخترم هنوز جوونه

57:19.490 --> 57:22.500
. مخالفت نکنيد و اسمشُ واردِ ليست کنيد

57:22.500 --> 57:24.030
. . هيچ وقت نميدوني

57:24.030 --> 57:28.970
. شايدم دخترت مادر کشور شد . .

57:29.640 --> 57:31.500
. درسته . . متوجهم

57:31.500 --> 57:33.510
. اينکارُ ميکنم

57:35.380 --> 57:40.510
. شنيدم شما هم دختري داريد که به سن ازدواج رسيده

57:42.320 --> 57:45.850
. منم اسمِ دخترمُ وارد ليست ميکنم جناب مستشار چپ

57:45.850 --> 57:47.790
. بايد اونکارُ بکني

57:47.790 --> 57:51.120
. پس . . همگي بايد همچنان به گشتن ادامه بدن

57:51.460 --> 57:53.130
. اطاعت ميشه سرورم

58:21.420 --> 58:23.290
. . اولش خيلي باحال بود

58:23.290 --> 58:26.630
اما حالا ؛ گرچه پادشاهم . .
. اما ديگه اونقدرا برام جالب نيست

58:28.430 --> 58:31.230
. . اگه الان

58:31.230 --> 58:35.640
يه ميز پر از غذا و شراب اينجا بود . .
. خيلي عالي ميشد

58:41.040 --> 58:44.040
هي . . کسي اون بيرون نيست ؟

58:44.580 --> 58:49.720
! يه ميز پُر از غذا بياريد اينجا

58:51.050 --> 58:52.720
چکار ميکنيد ؟

58:59.060 --> 59:00.930
چرا اينقدر سروصدا ميکني ؟

59:00.930 --> 59:02.800
نميتوني مثل موش بي سروصدا باشي ؟

59:03.460 --> 59:05.000
. . غلط کردم

59:05.000 --> 59:06.400
. آخه يکم حوصله ام سَر رفته بود . .

59:07.730 --> 59:10.200
. الان بشدت نگران اعليحضرت هستم

59:10.200 --> 59:12.070
اونوقت تو بازيت گرفته ؟

59:13.940 --> 59:15.940
. غلط کردم

59:17.610 --> 59:22.080
. الان ميرم دراز ميکِشم

59:49.510 --> 59:51.110
. بريم

01:00:04.060 --> 01:00:05.990
. ميخواستم چيزي خدمت ملکه ي مخلوع عرض کنم

01:00:05.990 --> 01:00:07.390
. همه اتون مرخصيد

01:00:07.390 --> 01:00:08.330
. اطاعت

01:00:08.330 --> 01:00:09.730
. بريم

01:00:30.020 --> 01:00:34.020
اين موقع شب اينجا چکار ميکنيد ؟

01:00:34.020 --> 01:00:37.890
. اعليحضرت فرمودن يکم غذاي ساده براتون بيارم

01:01:00.980 --> 01:01:03.120
. نميخوام بخورم

01:01:03.120 --> 01:01:05.650
. ميتوني غذا رو تحويل نديمه ي اتاق بغلي بدي

01:01:06.790 --> 01:01:08.990
. . اگر اعلاميه نهايي بشه

01:01:08.990 --> 01:01:11.930
. حتي اعليحضرت هم ديگه کاري ازشون برنمياد . .

01:01:11.930 --> 01:01:14.660
ميخواين همچنان همه چيزُ
براي اعليحضرت سخت کنين ؟

01:01:15.460 --> 01:01:17.400
اين دستورِ مستشارِ چپه ؟

01:01:17.400 --> 01:01:19.600
. اعليحضرت نگران مشکلات کشور هستن

01:01:19.600 --> 01:01:21.870
. خيالتون راحت باشه

01:01:22.870 --> 01:01:26.470
بخاطر همينه که احساس نميکنيد که
. با بي عدالتي باهاتون رفتار شده

01:01:27.270 --> 01:01:29.280
. لطفا فورا غذا رو ميل کنيد

01:01:30.080 --> 01:01:31.950
. . چونکه دستور اعليحضرت نيست

01:01:32.950 --> 01:01:34.010
. نميخورمش . .

01:01:34.010 --> 01:01:35.620
. بايد بخوريدِش

01:01:38.150 --> 01:01:42.360
! والا . . ميخواين مجبورتون کنم ؟

01:01:59.570 --> 01:02:00.640
. عجيبه

01:02:00.640 --> 01:02:03.240
. هيچ نگهباني اينجا نيست

01:02:03.240 --> 01:02:05.050
منظورت چيه ؟

01:02:05.710 --> 01:02:08.110
. لطفا يه لحظه اينجا منتظر بمونيد

01:02:29.940 --> 01:02:31.870
اين چه وضعيه ؟

01:02:53.230 --> 01:02:55.630
. منُ سرزنش نکنيد

01:02:55.630 --> 01:02:59.430
. فقط دارم از دستورايِ مستشار چپ اطاعت ميکنم

01:03:02.100 --> 01:03:04.640
! زودباش
! بنوش ! بنوش

01:03:06.840 --> 01:03:08.910
. يالا . . بخورش

01:03:08.910 --> 01:03:11.240
! بنوش
! بنوش

01:03:22.920 --> 01:03:24.860
! اي اراذل

01:03:32.470 --> 01:03:34.000
چطور جرات کرديد اينجا
دست به خشونت بزنيد ؟

01:03:34.000 --> 01:03:35.600
خشونت " ؟ "

01:03:35.600 --> 01:03:36.940
. باشه

01:03:36.940 --> 01:03:39.610
. حالا خشونت واقعيُ نشونت ميدم

01:03:44.610 --> 01:03:46.480
. . حالا که اينقدر ميخواستي ملکه اينُ بخوره

01:03:47.010 --> 01:03:48.680
. بايد خودت هم ازش بخوري . .

01:03:49.150 --> 01:03:50.550
. نميتوني

01:03:50.550 --> 01:03:52.290
. نميتوني يکيُ بکُشي

01:03:52.290 --> 01:03:55.090
اگه اينکارُ بکني ؛
. اونوقت ما هم فرقي با اينا نداريم

01:03:55.090 --> 01:03:56.360
. لطفا دست نگه دار

01:03:56.360 --> 01:03:57.560
. نه

01:03:57.560 --> 01:03:59.360
. اينا آدم نيستن

01:03:59.690 --> 01:04:00.830
. .  اگه زنده بذارمش هم

01:04:00.830 --> 01:04:02.960
. بازم شر و نابودي براي دنيا ميارن . .

01:04:02.960 --> 01:04:06.800
! بايد شرشونُ کم کنم
. بريد کنار

01:04:10.700 --> 01:04:12.170
! بنوش

01:04:12.671 --> 01:04:18.171
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.