﻿WEBVTT

00:00.312 --> 00:02.227
‫آنچه در L.A.'s Finest گذشت

00:02.288 --> 00:04.288
‫می‎خواستم به سید
‫معرفیت کنم

00:04.334 --> 00:07.825
‫- سید؟
‫- تو کت رو نمی‎شناسی؟

00:09.023 --> 00:10.208
‫بهت گفته بودم یه نفر
‫آسیب می‏بینه

00:10.262 --> 00:11.482
‫دخترم تیر خورده

00:11.506 --> 00:12.919
‫دنبال کترین وان میلرم

00:12.998 --> 00:15.044
‫کت دختر توئه؟

00:15.107 --> 00:17.107
‫عزیزم، ایشون استیون هاینزه

00:17.709 --> 00:19.634
‫اینم یه به روز رسانی اطلاعات
‫از سانتا مونیکا که خواسته بودی

00:19.673 --> 00:22.752
‫- تصویر دوربین یه مردی که داره از صحنه فرار می‏کنه
‫- مادر جنده

00:22.776 --> 00:24.398
‫چرا بهم نگفتی که استیون هاینز...

00:24.445 --> 00:25.546
‫توی تیراندازی سانتا مونیکا بوده؟

00:25.570 --> 00:27.327
‫- اون تیرانداز نبود
‫- از کجا می‏دونی؟

00:27.351 --> 00:28.351
‫چون می‏دونم

00:28.382 --> 00:29.695
‫پس فرض می‏کنم که اینم
‫می‏دونی که استیون هاینز...

00:29.720 --> 00:30.989
‫وجود خارجی نداره

00:31.014 --> 00:33.538
‫- اسم واقعیش چیه؟
‫- دانته شرمان

00:33.601 --> 00:35.772
‫دانته؟ اون دوست دخترشو
‫لو نداده

00:35.873 --> 00:38.092
‫پس دانته بخاطرش
‫میره زندان

00:38.116 --> 00:40.441
‫آرلو. می‏دونم کجایی

00:40.503 --> 00:42.879
‫- دانته؟
‫- دارم میام سراغت

00:42.934 --> 00:45.826
‫و وقتی پیدات کنم واسه
‫جونت التماسم می‏کنی

00:48.466 --> 00:50.466
‫پلیس لس آنجلس
‫تفنگتو بنداز

00:51.818 --> 00:54.058
‫آماده‎ای باهام صادق باشی؟

00:54.161 --> 00:55.355
‫دانته شرمان...

00:56.035 --> 00:58.035
‫اون کیِ تو میشه؟

01:10.650 --> 01:14.636
‫یه بار دیگه ازت می‎پرسم.
‫اون کیِ تو میشه؟

01:17.053 --> 01:18.651
‫کسی نیست

01:23.610 --> 01:26.229
‫ولی لنگه‎ی اون خالکوبی
‫رو داره

01:26.721 --> 01:30.080
‫تسبیح و صلیب.
‫عین مال تو

01:30.178 --> 01:33.920
‫یه کسیه که قبلاً می‎شناختمش

01:34.018 --> 01:36.160
‫کسی که ارزش دروغ گفتن
‫براش رو داشت؟

01:45.921 --> 01:47.168
‫وقتی پیداش شد...

01:47.266 --> 01:52.543
‫بیست سال بود ندیده بودمش

01:52.641 --> 01:55.136
‫به کمکم احتیاج داشت

01:55.234 --> 01:56.735
‫به کمک خود تو احتیاج داشت؟

01:59.138 --> 02:01.600
‫جای دیگه‎ای رو
‫نداشت که بره

02:01.745 --> 02:05.423
‫منظورم اینه که، پرونده‎اش رو خوندی
‫به خاطر من رفت زندان

02:05.521 --> 02:07.824
‫به من یه شانس دوباره داد

02:07.922 --> 02:10.352
‫و حالا تو و ایزی رو دارم

02:11.826 --> 02:16.528
‫می‎ترسیدم از دستتون بدم

02:18.226 --> 02:20.848
‫آره، دروغ گفتم

02:24.113 --> 02:29.136
‫ولی فقط احساس می‏کردم
‫که اگه می‏دونستی...

02:29.233 --> 02:32.559
‫راجع به گذشته‎ام...

02:32.657 --> 02:35.568
‫مثل سابق بهم نگاه نمی‏کردی

02:35.666 --> 02:37.904
‫و...

02:41.713 --> 02:44.943
‫منظورم اینه که حتی باهام
‫ازدواج می‏کردی؟

02:45.041 --> 02:48.560
‫اگه می‏تونستم برگردم به
‫ابتدای رابطه‎مون...

02:48.658 --> 02:52.176
‫و همه چیزو بهت بگم، این کار رو می‏کردم

02:53.746 --> 02:55.760
‫می‏خوام حرفتو باور کنم، نانسی

02:55.857 --> 02:58.800
‫واقعاً می‏خوام

02:58.898 --> 03:02.000
‫ولی فکر می‏کنم باعث میشه احمق تر
‫از چیزی که هستم جلوه کنم

03:37.489 --> 03:38.908
‫می‏دونم فکر می‏کنی دیوونه‎ام، رم

03:38.955 --> 03:40.104
‫فقط احساس بدی دارم، باشه؟

03:40.135 --> 03:41.502
‫می‏دونی چه احساسی نسبت
‫به چنین چیزایی پیدا می‏کنم

03:41.541 --> 03:42.745
‫نمی‏تونم از ذهنم خارجش کنم

03:42.770 --> 03:45.392
‫چیزی نیست، نگرانش نباش

03:45.490 --> 03:48.047
‫باید این آشغالا رو بسوزونیم.
‫باید از شرش خلاص بشیم

03:48.145 --> 03:51.952
‫نمی‏تونیم وقتی این چیزا تو ماشینن
‫این طرف و اون طرف بریم

03:52.049 --> 03:53.008
‫باید بسوزونیمش

03:53.105 --> 03:54.288
‫باشه. همین کارو می‏کنیم

03:54.386 --> 03:55.727
‫اینجاییم. می‎‏سوزونیمش

03:55.825 --> 03:57.360
‫فکر می‏کنی عصبانی بشن
‫که دیر کردیم؟

03:57.457 --> 03:59.184
‫منظورم اینه که، همین الانشم
‫از من خوششون نمیاد

03:59.282 --> 04:00.592
‫هی، به اندازه کافی ازت
‫خوششون میاد، خیلی خب؟

04:00.689 --> 04:02.959
‫چیزیت نمیشه، باشه؟
‫زیادی نگرانی

04:03.057 --> 04:05.008
‫حالا برو، یه جایی واسه
‫سوزوندنش پیدا کن

04:05.106 --> 04:06.320
‫برو کاری که باید انجام بدی
‫رو انجام بده

04:06.418 --> 04:08.815
‫و نذار کسی از توی جاده ببینتش

05:01.265 --> 05:04.239
‫رومئو، جای قشنگیه

05:05.809 --> 05:07.215
‫من...

05:07.313 --> 05:09.839
‫آره، می‏دونم، باید
‫تماسات رو جواب می‏دادم

05:09.938 --> 05:11.600
‫پولتو میدم

05:11.698 --> 05:13.456
‫چند دفعه بهت زمان دادم؟

05:13.553 --> 05:15.792
‫نه، می‏دونم تازگی یه چیز
‫درست حسابی دزدیدم

05:15.890 --> 05:17.775
‫فقط یه کم زمان می‏خوام
‫که تبدیلش کنم به پول نقد

05:17.873 --> 05:19.407
‫می‏فهمم

05:19.505 --> 05:21.666
‫ولی متاسفانه، یه فرصت
‫کاری گیرم اومده...

05:21.737 --> 05:23.599
‫و همین الان پولمو لازم دارم

05:28.882 --> 05:32.560
‫برمی‏گردم، و ناامیدم نکن

05:35.921 --> 05:37.808
‫خدایا

05:39.538 --> 05:41.743
‫وصلش کن به نمایشگر ضربان قلب
‫از سر راه برید کنار. اتاق عمل رو آماده کنید

05:41.841 --> 05:43.407
‫- فشارش داره کم میشه
‫- چشمت به اعضای حیاتی‎اش باشه

05:43.505 --> 05:45.935
‫- داریم میاییم
‫- حواسمون هست. اعضای حیاتی‎اش پایدارن

05:46.033 --> 05:47.760
‫

05:47.857 --> 05:49.167
‫چی شد؟

05:49.265 --> 05:51.920
‫کت تمام شب تب داشت،
‫و بعد یه حمله ناگهانی داشت

05:54.098 --> 05:55.504
‫مطمئنم چیزیش نمیشه

05:55.602 --> 05:57.199
‫اینجا داد زدی؟

05:57.297 --> 05:58.640
‫کی توی بیمارستان داد می‎زنه؟

05:58.738 --> 06:00.687
‫لطفاً حواسمو پرت کن

06:00.785 --> 06:02.639
‫پاتریک هی سوال می‎پرسه

06:02.738 --> 06:05.296
‫- پاتریک می‏دونه؟
‫- آره

06:05.393 --> 06:10.127
‫یه سری تصویر دوربینای مداربسته
‫توی تیراندازی ساتا مونیکا رو دید

06:10.225 --> 06:12.944
‫می‏پرسید چرا من و تو با دانته بودیم، و...

06:14.641 --> 06:18.096
‫بهش گفتم که مخبر اطلاعاتیمونه

06:18.194 --> 06:19.408
‫دروغگوی افتضاحی‎ام

06:19.506 --> 06:23.919
‫واقعاً قصد نداشتم که هیچ کدوم
‫از این قضایا خراب بشه سرت...

06:24.017 --> 06:26.703
‫باید وقتی سراغ ناکس رفتم
‫حساس تر می‏بودم

06:26.801 --> 06:27.832
‫آره

06:27.857 --> 06:30.416
‫حساسیت قطعاً روش تو نیست

06:30.514 --> 06:31.759
‫- نه
‫- نه

06:31.857 --> 06:33.200
‫خب، پاتریک چقدر عصبانیه؟

06:33.298 --> 06:35.664
‫می‏دونی، اون فقط...

06:35.761 --> 06:39.343
‫بیشتر آسیب دیده‎ست تا عصبانی

06:39.441 --> 06:41.584
‫نمی‏دونم، نمی‏تونم سرزنشش کنم

06:41.682 --> 06:42.959
‫هی

06:43.058 --> 06:44.368
‫- هی
‫- کت چطوره؟

06:44.466 --> 06:47.375
‫خب، اون زیر عمله. فکر می‏کنن
‫که چیزیش نمیشه

06:47.473 --> 06:49.712
‫بابت این قضایا واقعاً
‫متاسفم

06:49.809 --> 06:51.503
‫من اون مادرجنده‏ای که شلیک کرد
‫رو مقصر می‏دونم

06:51.601 --> 06:52.752
‫آناتولی پتروف

06:52.850 --> 06:54.672
‫دستگیر شده
‫یکی از آدمای ناکسه

06:54.770 --> 06:57.263
‫پس تهدید تمومه؟ دیگه
‫نگرانی واسم نیست؟

06:57.296 --> 06:58.310
‫نچ

06:58.335 --> 06:59.928
‫پرده ها رو بزن کنار
‫و شاتگانم بذار پایین

06:59.960 --> 07:01.878
‫این یارو رو تو زندان
‫دفن می‏کنیم

07:01.969 --> 07:03.887
‫حداقل کاریه که می‏تونیم کنیم

07:03.985 --> 07:05.615
‫بینزه. یه جنازه پیدا کردن

07:05.713 --> 07:07.311
‫اگه چیزی اینجا تغییر کرد
‫باهات تماس می‏گیرم

07:07.410 --> 07:09.872
‫- باشه
‫- خداحافظ

07:09.969 --> 07:13.327
‫پس هنوز هیچی نیست؟
‫نه تماسی نه پیامی؟

07:13.426 --> 07:14.447
‫هیچی

07:14.545 --> 07:16.079
‫باشه، تو باید با یه چیزی نامربوط
‫به موضوع شروع کنی

07:16.177 --> 07:17.679
‫یه چیزی مربوط به ایزی

07:17.777 --> 07:18.959
‫نمی‏دونم

07:19.057 --> 07:21.935
‫حس می‏کنم باید یه کم
‫بهش فضا بدم

07:22.033 --> 07:24.815
‫در واقع، یه کم وسیله واسه
‫امشب جمع کردم

07:24.913 --> 07:26.960
‫این شیوه‎ات واسه درخواست
‫اومدن به خونه‎ی من بود؟

07:27.058 --> 07:28.976
‫نه، من دختر بزرگی‏ام. می‏تونم برم هتل

07:29.073 --> 07:30.671
‫- خیلی خب، خوبه
‫- خوبه؟

07:30.769 --> 07:32.431
‫منظورم اینه که، نمی‏خوای یه تعارف بزنی؟

07:32.529 --> 07:33.839
‫خودت گفتی با رفتن به هتل
‫مشکلی نداری

07:33.938 --> 07:35.279
‫نه، می‏دونم، ولی
‫منظورم اینه که...

07:35.377 --> 07:36.816
‫خوب میشد اگه یه تعارفی می‏زدی

07:36.914 --> 07:37.872
‫من بودم تعارف می‏کردم

07:37.970 --> 07:39.632
‫خدای من، قبول می‏کردی؟

07:39.729 --> 07:40.944
‫موضوع این نیست

07:41.041 --> 07:42.383
‫تو می‏خوای دعوتت کنم؟

07:42.481 --> 07:44.271
‫می‏خوام که بخوای که
‫دعوتم کنی

07:44.369 --> 07:46.543
‫هتل دبلیو پیشنهادای بهاره‎ی خوبی داره

07:46.641 --> 07:49.455
‫به هر صورت مبلت
‫راحت نیست

07:49.553 --> 07:51.695
‫خیل خب، کوچولو و اوتز
‫چی داریم می‏بینیم؟

07:51.793 --> 07:53.295
‫شما دو تا وقتی این اسمای
‫بامزه‎ی کوچولو رو می‎سازید...

07:53.393 --> 07:55.727
‫پیش خودتونم می‏خندید با هم؟

07:55.825 --> 07:57.135
‫- آره
‫- آره، البته

07:58.321 --> 07:59.567
‫به هر حال

07:59.665 --> 08:02.351
‫مقتولمون اینجا
‫لانی امنزه، سی و پنج ساله...

08:02.449 --> 08:03.759
‫سه بار از پشت گلوله خورده

08:03.857 --> 08:06.160
‫سه تا پوکه تو صحنه
‫جرم پیدا شده...

08:06.257 --> 08:07.503
‫به نظر میاد همینجا کشته شده

08:07.601 --> 08:08.975
‫بازرسای خط لوله پیداش کردن

08:09.073 --> 08:10.735
‫که کیف و وسایل قیمتیش
‫دست نخورده بوده

08:10.833 --> 08:13.840
‫و یه قوطی کوچیک اسپری مو، کبریت...

08:13.937 --> 08:15.631
‫و دستکشای لاتکس توی جیب کتش
‫پیدا کردن

08:15.729 --> 08:17.615
‫و فقط یه جفت خط لاستیک هست

08:17.713 --> 08:19.951
‫پس قاتل و مقتول با هم توی
‫یه ماشین اومدن

08:20.049 --> 08:21.967
‫آره، و بعد همینجا با کارت
‫شناساییش انداختنش

08:22.065 --> 08:23.183
‫بر اساس زخم گلوله...

08:23.281 --> 08:25.039
‫باید از نزدیک بهش شلیک شده باشه

08:25.137 --> 08:27.440
‫حدود ده فوتی، ندیده
‫که این اتفاق می‏خواد بیفته

08:27.538 --> 08:30.127
‫اثری از کشمکش نیست
‫نشانی از اینکه بسته شده بوده نیست

08:30.226 --> 08:31.984
‫هی، پسر اگه بخوام صادق باشم
‫من اگه می‏اومدم اینجا...

08:32.081 --> 08:33.615
‫عمراً پشتمو به همکارم نمی‎کرم...

08:33.713 --> 08:34.991
‫اونم وسط شب

08:35.089 --> 08:37.455
‫- هی، من همکارتم
‫- همینجوری دارم میگم، رفیق

08:37.553 --> 08:39.664
‫میدونی اون ورودی باید
‫یه تابلو بزنن که روش نوشته...

08:39.761 --> 08:41.007
‫اینجا آدم‏ها را بکشید

08:42.546 --> 08:44.079
‫هی

08:44.177 --> 08:45.711
‫خواهرت چطوره؟

08:45.809 --> 08:46.863
‫خواهر ناتنی

08:46.961 --> 08:48.879
‫- و تو از کجا می‏دونی؟
‫- من یه کاراگاهم

08:50.161 --> 08:51.663
‫فعلاً زندست

08:51.761 --> 08:52.911
‫خانواده خانوادست

08:53.010 --> 08:55.151
‫پس اگه چیزی احتیاج داشتی
‫فقط به زبون بیار، باشه؟

08:55.249 --> 08:57.359
‫خوبم، ممنون

08:57.458 --> 09:01.488
‫در ضمن وارن اومده بود
‫دنبالتون می‏گشت

09:01.585 --> 09:02.704
‫نگفت راجع به چیه؟

09:02.801 --> 09:04.463
‫به نظر می‏اومد می‏خواد با اون
‫یارو که به خواهرت...

09:04.561 --> 09:05.840
‫شلیک کرد معامله کنه

09:07.633 --> 09:10.607
‫هی، مک‏کنا. نمی‏خوام تو مسائل شخصیت
‫دخالت کنم...

09:10.705 --> 09:12.816
‫ولی هنوز با پاتریک تو دعوایید؟

09:12.914 --> 09:14.671
‫اوه، من تو دردسرم

09:14.769 --> 09:15.983
‫هی، گوش کن تنها چیزی
‫که اهمیت داره اینه که، می‏دونی...

09:16.081 --> 09:17.839
‫برو به کارت برس،
‫ما اینو انجام میدیم

09:17.937 --> 09:20.175
‫نه، نمی‏خوام شماها رو اینجا تنها بذارم

09:20.273 --> 09:21.999
‫همکارت که به نظر با این
‫موضوع مشکلی نداره

09:24.017 --> 09:25.648
‫برو سراغ کار خودت

09:25.745 --> 09:27.471
‫ما اینو اتجام می‎دیم، باشه؟

09:27.570 --> 09:29.327
‫فقط خیلی بهمون بدهکار میشی

09:29.425 --> 09:31.760
‫نه، نه. صبرکن. می‏خوام بدونم
‫چی گیرمون میاد

09:31.857 --> 09:34.511
‫اوه، هلکت

09:34.609 --> 09:37.327
‫بلیط لیکرز، ردیف اول

09:40.721 --> 09:43.503
‫بهش فکر می‏کنم، بلیط لیکرز رو

09:43.601 --> 09:45.083
‫هلکت جزو معامله نیست

09:45.123 --> 09:47.135
‫چی؟ ...منظورت چیه؟... این...

09:47.217 --> 09:48.655
‫- چیکار می‎کنی؟
‫- چی؟

09:48.753 --> 09:50.639
‫خیلی نزدیک بودم، پسر
‫تقریباً هلکت رو پس گرفته بودم

09:50.737 --> 09:52.815
‫من به اون ماشین احمقانه اهمیت
‫نمیدم. می‏خوام لبران رو ببینم

09:52.913 --> 09:54.159
‫هی، اگه لبران می‏دونست...

09:54.257 --> 09:56.368
‫که بیخیال یه هلکت شدی
‫که بری بازیشو ببینی...

09:56.369 --> 10:05.369
‏.::  www.bolboljan.net ::.

10:15.633 --> 10:17.711
‫- ممنون
‫- ته راهرو منتظرم

10:17.809 --> 10:19.408
‫چرا اینجایی؟

10:19.505 --> 10:21.455
‫اومدم ببینم تو چه وضعی هستی

10:21.553 --> 10:24.719
‫خب، الان نانسی پرز اومده
‫یا کاراگاه مک‎کنا؟

10:24.818 --> 10:27.375
‫این یعنی چی؟

10:27.473 --> 10:28.591
‫می‎دونم چرا اینجایی

10:29.681 --> 10:31.599
‫می‏خوای بدونی که میگه؟
‫نمیگه؟

10:31.697 --> 10:32.943
‫اومدم که کمک کنم

10:33.041 --> 10:34.671
‫می‏خوای به من کمک کنی،
‫یا به خودت؟

10:34.770 --> 10:36.688
‫وای

10:36.785 --> 10:38.223
‫

10:38.321 --> 10:39.695
‫نگهبان

10:41.425 --> 10:42.927
‫- هی، هی، هی
‫- نگهبان

10:43.025 --> 10:45.072
‫فقط بمون، باشه؟

10:45.169 --> 10:48.847
‫متاسفم، باشه؟ فقط بمون

10:48.945 --> 10:49.967
‫لطفاً؟

10:54.097 --> 10:57.327
‫- بمون
‫- مشکلی نیست. مشکلی نیست

11:00.177 --> 11:03.087
‫متاسفم، باشه؟ فقط...

11:04.945 --> 11:06.511
‫فقط از خودم عصبانی‎ام

11:06.609 --> 11:09.007
‫وقتی داشتم آرلو رو می‏کشتم
‫باید به پسرم فکر می‏کردم

11:17.009 --> 11:19.855
‫امیدی ندارم

11:19.953 --> 11:23.311
‫من یه بچه 17 ساله نیستم...

11:23.409 --> 11:27.791
‫که به خاطر جرمی که
‫کرده یه سال تو زندان کودکان بگذرونه

11:27.889 --> 11:31.119
‫من یه آدم رو کشتم، پرز

11:31.217 --> 11:33.295
‫تو چشماش نگاه کردم،
‫و کشتمش، باشه؟

11:33.393 --> 11:34.575
‫پدرمو در میارن

11:34.673 --> 11:39.215
‫تنها کسایی که اونجا بودن،
‫تو و آرلو بودید

11:39.313 --> 11:44.303
‫پس تنها داستانی که هرکسی
‫می‎شنوه، داستان توئه

11:44.401 --> 11:46.319
‫یه وکیل خوب اینو می‏دونه

11:46.417 --> 11:48.047
‫فقط باید صبور باشی

11:48.145 --> 11:49.967
‫من صبر ندارم

11:50.065 --> 11:51.983
‫و وقت ندارم

11:52.073 --> 11:54.734
‫نمی‏تونم اینجا بمونم، نمی‏تونم اینجا
‫توی زندان بمونم، خب؟

11:54.821 --> 11:57.584
‫باید، باید بری. پاشو

11:57.681 --> 12:00.578
‫اگه از ناکس می‎ترسی...

12:00.664 --> 12:01.776
‫می‏تونم مجرم مورد حفاظت کنمت

12:01.873 --> 12:03.759
‫ناکس این داخل
‫کمترین نگرانیمه، باشه؟

12:03.857 --> 12:05.999
‫ری یه کم پول به یه سری
‫آدم خیلی جدی بدهکار بود

12:06.097 --> 12:08.079
‫واسه همین وارد ناکس شد

12:08.177 --> 12:09.903
‫چون با ناکس کار کردن
‫اونو غیرقابل‎لمس می‎کرد

12:10.001 --> 12:12.336
‫پس فکر می‏کنی که،
‫چون ری مرده...

12:12.433 --> 12:14.191
‫اونا به واسه تلافی
‫میان سراغ تو؟

12:14.289 --> 12:16.784
‫فکر نمی‏کنم، می‏دونم

12:16.881 --> 12:22.063
‫نمی$تونم تا موقع دادگاهم
‫اینجا بمونم، باشه؟

12:23.761 --> 12:25.391
‫می‏خوام کمکم کنی وثیقه بذارم

12:25.489 --> 12:27.247
‫- وثیقه؟
‫- آره

12:27.345 --> 12:31.251
‫نمی‏تونی واسه قتل وثیقه بذاری که
‫هیچ بازپرس بخشی تاییدش نمی‏کنه

12:31.306 --> 12:33.295
‫یه نفرو می‎شناسم که به
‫بازپرس بخش خیلی نزدیکه

12:33.393 --> 12:35.484
‫- تو نمی‏تونی اینو از من بخوای
‫- باشه. نانسی

12:35.509 --> 12:36.726
‫اون شوهرته، باشه؟

12:36.751 --> 12:38.168
‫باید متقاعدش کنی که
‫این کارو واسم انجام بده

12:38.193 --> 12:41.423
‫- نمی‏تونم پاتریک رو توی اون وضعیت قرار بدم
‫- لطفاً. به خاطر من انجامش بده

12:41.521 --> 12:43.279
‫الان یه کم اوضاع واسه ما
‫پیچیده شده

12:43.377 --> 12:45.515
‫واسه تو پیچیده‌ست؟
‫پیچیده‎ست؟

12:45.546 --> 12:46.757
‫واسه منم اوضاع پیچیده‌ست

12:51.665 --> 12:54.031
‫با یه وکیل صحبت کردم

12:55.889 --> 12:57.359
‫باشه

12:57.457 --> 13:01.263
‫و بهش همه چیزو نگفتم، فعلاً

13:03.889 --> 13:06.223
‫ولی جفتمون میدونیم که
‫من یه چیزایی می‏دونم که بازپرس بخش...

13:06.321 --> 13:08.783
‫و بازپرس قضایی ایالت
‫بخوان بشنون، درسته؟

13:10.289 --> 13:13.615
‫- منظورت چیه؟
‫- منظورم اینه که من نمیرم زندان

13:13.713 --> 13:15.375
‫این اشتباه توئه

13:15.473 --> 13:17.945
‫ما اونجا بودیم. آرلو تو مشتمون بود

13:18.023 --> 13:19.820
‫اگه می‏تونستم اون اتفاقو تغییر بدم،
‫می‏دادم، ولی نمی‏تونم...

13:19.882 --> 13:22.223
‫پس هرکاری که لازمه واسه
‫حفاظت از پسرم می‏کنم

13:25.200 --> 13:26.959
‫از اون سرقتا استفاده می‏کنم...

13:28.401 --> 13:30.159
‫از مادرت استفاده می‏کنم

13:31.217 --> 13:34.127
‫هر چیزی که لازم باشه

13:34.225 --> 13:35.439
‫این کارو نمی‏کنی

13:35.537 --> 13:37.743
‫چرا می‏کنم

13:37.841 --> 13:39.567
‫تو قول دادی

13:39.665 --> 13:44.463
‫آره، من به زک هم قول دادم
‫که بدون پدر، بزرگ نشه

13:46.609 --> 13:48.431
‫و سر قولم می‏مونم

13:53.040 --> 13:55.023
‫- نگهبان
‫- باید کاری کنی بتونم وثیقه بذارم

13:55.121 --> 13:57.007
‫- نگهبان
‫- قرار ملاقت صبحه

13:57.105 --> 13:59.471
‫می‏دونم زمان زیادی نیست، ولی
‫روت حساب باز کردم، پرز

14:16.337 --> 14:17.871
‫پتروف انگیزه‏شو داره

14:17.969 --> 14:19.599
‫ناکس مدت زیادی
‫نمی‎ذاره زنده بمونه...

14:19.697 --> 14:21.103
‫که دهن باز کنه

14:21.201 --> 14:24.431
‫تو رو خواسته. فکر می‏کنه تو بیشتر
‫احتمال داره اطلاعاتشو بخوای

14:24.529 --> 14:25.615
‫سید

14:25.713 --> 14:26.959
‫اون تو چیزیت نمیشه؟

14:27.057 --> 14:28.495
‫چرا باید اینو از من بپرسی؟

14:28.593 --> 14:30.383
‫نمی‎تونی تو اون اتاق
‫قضیه رو شخصی کنی، سید

14:30.480 --> 14:32.719
‫به خواهرت شلیک کرد

14:37.649 --> 14:40.751
‫شخصاً خوشگل تر از چیزی هستی
‫که توی دوربین تفنگم می‏دیدم

14:40.849 --> 14:42.895
‫شنیدم دوربین اسلحه 10 پوند به
‫وزن آدم اضافه می‏کنه

14:45.617 --> 14:48.175
‫خیلی خب، پس گفتی یه
‫سری اطلاعات داری...

14:48.273 --> 14:49.359
‫که بخوای در میون بذاری؟

14:49.457 --> 14:51.439
‫من اطلاعاتی دارم
‫که می‏خوام بفروشم

14:51.537 --> 14:54.478
‫باهات صادقانه حرف می‏زنم، پتروف

14:54.577 --> 14:55.983
‫اینکه ناکس یه آدمکش رو...

14:56.081 --> 14:57.679
‫فرستاده باشه که فردا
‫توی صف صبحانه بکشتت...

14:57.777 --> 15:00.815
‫یا اینکه بیست سال
‫دیگه تو زندان از سرطان بیضه بمیری...

15:00.913 --> 15:02.063
‫واسم مهم نیست

15:02.160 --> 15:04.367
‫اینجا تو ایالات متحده این طوریه که...

15:04.465 --> 15:06.127
‫تو هرچی که می‏دونی رو بهمون میگی...

15:06.225 --> 15:08.783
‫و بعد بسته به اینکه چقدر از
‫اطلاعاتت خوشمون بیاد...

15:08.880 --> 15:11.471
‫و اون روز حالمون خوش باشه،
‫یه چیزی در ازاش بهت می‏دیم

15:11.569 --> 15:12.687
‫شاید

15:12.785 --> 15:16.015
‫ناکس رو بهت میدم تو هم یه
‫پرواز مستقیم به روسیه بهم میدی

15:16.113 --> 15:19.599
‫تا مموقعی که این معامله رو به صورت مکتوب
‫باهام انجام ندی، هیچی بهت نمیدم

15:19.696 --> 15:21.551
‫نه

15:21.649 --> 15:22.959
‫سید. سید

15:23.057 --> 15:24.975
‫یه ثانیه به من فرصت بده

15:26.385 --> 15:27.567
‫خیلی خب، مرد

15:27.665 --> 15:31.375
‫همونطوری که خانوم گفت،
‫اینجا اینطوری پیش نمیره

15:31.473 --> 15:33.838
‫حالا، دوست دارم حدس بزنم
‫که وقتی سوابق اسلحه‎ای که...

15:33.937 --> 15:35.023
‫استفاده کردی تا...

15:35.121 --> 15:37.359
‫اون خانوم جوون رو دیروز بکشی بیاد...

15:37.457 --> 15:39.055
‫یه سری جنازه دیگه پیدا میشه

15:39.152 --> 15:42.255
‫به این معامله بیشتر از ما احتیاج داری

15:42.353 --> 15:43.790
‫پس یه چیزی بهمون بده

15:43.889 --> 15:47.535
‫و شاید یه چندتا وکیل
‫رو تو ماجرا دخیل کنیم

15:49.137 --> 15:51.374
‫ناکس مشکلات توضیع داره

15:51.472 --> 15:53.423
‫مردم خوشحال نیستن

15:53.521 --> 15:56.174
‫من قرار بود روی یه جزئیات
‫حفاظتی بزرگ کار کنم

15:56.272 --> 15:58.991
‫همه‏ی رؤسا یه جا جمع میشن

15:59.089 --> 16:01.007
‫وقتی آماده‎ی معامله بودی...

16:02.161 --> 16:05.263
‫بهت میگم کی و کجا

16:07.121 --> 16:08.303
‫یه دقیقه بهمون فرصت بده

16:10.129 --> 16:12.207
‫هرچقدر زمان می‎خوایید استفاده کنید

16:19.409 --> 16:20.751
‫همشو شنیدی؟

16:20.849 --> 16:22.190
‫بیشترشو

16:22.289 --> 16:23.887
‫خب، شنیدی چی گفت که

16:23.985 --> 16:26.479
‫عملیات گابریئل غیر
‫قابل حله

16:26.577 --> 16:28.814
‫به پتروف احتیاجی نداریم
‫یه جور دیگه ناکس رو گیر می‏ندازیم

16:28.912 --> 16:31.790
‫به نظر اطلاعات موثقی میاد

16:31.889 --> 16:32.847
‫وسوسه کنندست

16:32.945 --> 16:36.207
‫اون که جایی نمیره،
‫فقط یه کم طولش بده

16:43.312 --> 16:45.007
‫خب چطوری به جوزف بگم...

16:45.105 --> 16:46.895
‫که می‏خوام بذارم پتروف آزاد بشه؟

16:46.993 --> 16:48.110
‫این واقعاً کاریه که
‫می‎خوای انجام بدی؟

16:48.209 --> 16:50.863
‫اگه نظرات شخصیمو ازش خارج کنم...

16:50.961 --> 16:52.399
‫درجا اون معامله رو قبول می‏کنم

16:54.257 --> 16:55.823
‫صادقانه بگم تنها چیزی که عقب نگهم می‏داره...

16:55.921 --> 16:57.903
‫نگاه امروز صبح روی صورت جوزفه

16:58.928 --> 17:01.135
‫نانسی، بهم افتخار می‏کرد

17:05.361 --> 17:07.631
‫واقعاً بهم افتخار می‏کرد

17:09.777 --> 17:11.791
‫منظورم اینه که باید باهاش حرف بزنی

17:13.584 --> 17:17.295
‫اگه بدونه چی تو قلبته
‫می‏بخشتت

17:17.393 --> 17:19.983
‫اینو از رو کارتای هالمارک خوندی؟

17:22.353 --> 17:26.670
‫فقط یه نصیحتیه که آرزو میکنم
‫کاش یه نفر به من کرده بود

18:20.336 --> 18:22.094
‫انجام شد

18:22.192 --> 18:23.951
‫تو هرگز نباید وارد این
‫کار می‏کردیش

18:24.049 --> 18:25.295
‫- چی؟
‫- هی، هی، هی

18:25.392 --> 18:26.446
‫صبر کن، بس کن

18:26.544 --> 18:29.391
‫منو ببینف منو ببین،
‫فراموشش کن. فقط فراموشش کن

18:29.489 --> 18:32.463
‫همگی بهش می‏گفتن زر زرو
‫چون خفه نمیشد

18:32.560 --> 18:34.126
‫چقدر طول می‎کشید تا راجع
‫به ما وراجی کنه؟

18:34.224 --> 18:35.407
‫- کاری نمی‏کرد
‫- آره، آره حالا هرچی

18:35.505 --> 18:37.839
‫- آره
‫- بیخیال، زر زرو ضعیف بود

18:37.937 --> 18:39.343
‫درسته؟ باعث میشد هممون گیر بیفتیم

18:39.441 --> 18:40.879
‫خودت می‏دونی

18:40.977 --> 18:42.191
‫باید انجام میشد

18:42.289 --> 18:43.855
‫این باعث نمیشه آسون‏تر بشه

18:43.953 --> 18:46.383
‫خیلی خب. همه‏شو بار زدیم
‫اسلب، برو بالا

18:49.040 --> 18:51.279
‫هنوز نمی‏تونم باور کنم
‫این کار رو کردیم

18:51.377 --> 18:53.007
‫آره

18:59.825 --> 19:02.158
‫دائم به بی نقصی نزدیک میشه

19:17.168 --> 19:18.703
‫از شر آشغالا راحت شدی دیگه، درسته؟

19:18.800 --> 19:20.750
‫آره، ترتیبشو دادم

19:29.904 --> 19:31.470
‫بریم اون از ساندویچی سرقت کنیم

19:52.656 --> 19:56.111
‫مادر... حروم...

19:56.209 --> 19:59.150
‫هی، هی. می‏دونم چیکار کردی

19:59.249 --> 20:00.591
‫باشه؟

20:00.688 --> 20:03.279
‫این دفعه‎ی آخره. می‎شنوی؟

20:03.377 --> 20:05.295
‫من پول خوبی واسه
‫این سطلا میدم

20:06.128 --> 20:08.495
‫اوه، باشه

20:08.593 --> 20:11.342
‫اینطور می‏خوای بازی کنی؟ باشه

20:22.448 --> 20:23.758
‫چی شده، آقای پاورز؟

20:23.857 --> 20:26.446
‫یه نفر دوباره عن سگ
‫گذاشته تو صتدوق پستیتون؟

20:26.544 --> 20:28.943
‫نه، یه حیوون...

20:29.041 --> 20:32.750
‫آشغالاشو انداخته
‫تو سطل آشغال من

20:34.288 --> 20:35.919
‫اون کیسه رو از رو
‫پیشخوان من بردار

20:40.529 --> 20:43.151
‫یه کم از وقتتو واست
‫صرفه جویی می‏کنم، دوست من

20:43.249 --> 20:46.415
‫مگه اینکه چندتا سر بریده
‫توی اون کیسه باشه...

20:46.512 --> 20:49.903
‫در غیر اینصورت پلیس لس آنجلس
‫در مورد این موضوع تحقیق نمی‏کنه

20:50.000 --> 20:51.150
‫روز خوبی داشته باشی

20:59.600 --> 21:00.879
‫هی! هی!

21:00.977 --> 21:02.926
‫هی! هی!

21:03.024 --> 21:05.263
‫این چه گهیه؟

21:05.360 --> 21:08.367
‫اومالی

21:09.712 --> 21:11.439
‫واقعاً الان نمی‏تونم انجامش بدم

21:11.537 --> 21:12.911
‫بذار فقط تو خونه صحبت کنیم

21:13.009 --> 21:14.831
‫نیومدم اینجا که حرف بزنم

21:16.816 --> 21:18.671
‫اومدم یه لطفی واسم کنی

21:23.632 --> 21:27.567
‫ببین، می‏دونم چقدر
‫افتظاح...

21:27.665 --> 21:29.327
‫به نظر می‎رسه...

21:29.425 --> 21:31.726
‫ولی...

21:31.824 --> 21:34.543
‫ازت میخوام که واسه دانته شرمان
‫قرار وثیقه صادر کنی

21:36.657 --> 21:38.159
‫نمی‏تونی جدی باشی

21:38.256 --> 21:40.431
‫واسه همین اومدی اینجا؟

21:40.528 --> 21:42.159
‫که ازم بخوای کمکش کنم؟

21:42.257 --> 21:44.366
‫این راجع به کمک کردن به اون نیست

21:44.464 --> 21:47.630
‫به اون اهمیت نمیدم

21:47.729 --> 21:51.215
‫در مورد تو و ایزیه

21:51.313 --> 21:53.231
‫در تلاشم از خانواده‎ام
‫محافظت کنم

21:53.329 --> 21:54.862
‫در برابر چی ازمون
‫محافظت کنی؟

21:57.360 --> 22:00.047
‫در برابر خودم

22:04.528 --> 22:08.591
‫یه سری...

22:08.689 --> 22:10.670
‫چیزا هستن...

22:10.769 --> 22:15.055
‫چیزایی که نمی‏تونم...

22:15.153 --> 22:16.654
‫راجع بهش بهت بگم

22:19.984 --> 22:21.998
‫نانسی

22:22.096 --> 22:23.918
‫چی شده؟

22:24.016 --> 22:27.183
‫باهام صحبت کن. هرچیزی
‫که هست، می‏تونی به من بگی

22:32.304 --> 22:33.774
‫نمی‏تونم

22:36.656 --> 22:37.743
‫لطفاً

22:37.841 --> 22:40.783
‫فقط بهم اعتماد کن

22:40.881 --> 22:45.198
‫و این یه کار
‫رو انجام بده

22:53.713 --> 22:55.694
‫دانته شرمان مرتکب یکی
‫از جرم‏های سه گانه شده

22:55.792 --> 22:58.190
‫اون یه مرد رو از قصد کشته

22:58.288 --> 23:00.910
‫نمی‎تونم سابقه‎مو خراب کنم که
‫واسه اون قرار وثیقه صادر کنم

23:01.008 --> 23:04.701
‫هیچکسی ندیده که اون به آرلو
‫تیراندازی کرده. ما نمی‏دونیم چه اتفاقی افتاده

23:04.778 --> 23:06.582
‫منظورم اینه که، ممکنه دفاع از خود
‫بوده باشه

23:06.672 --> 23:09.935
‫واقعاً نشستی اونجا
‫و از این یارو دفاع می‏کنی؟

23:10.033 --> 23:12.143
‫نه، در مورد اون نیست

23:12.240 --> 23:15.118
‫اگه هر راه دیگه‎ای بود...

23:15.216 --> 23:18.319
‫باور کن، ازت اینو نمی‏خواستم

23:18.417 --> 23:20.847
‫هرچیزی که علیه تو داره،
‫باید بهم بگی

23:20.945 --> 23:22.830
‫نانسی، می‎‏تونم کمکت کنم

23:22.928 --> 23:27.182
‫قرار وثیقه تنها چیزیه
‫که در حال حاظر می‏تونه کمکم کنه

23:32.625 --> 23:33.679
‫نمی‏تونم

23:40.592 --> 23:44.079
‫نمی‏تونی یا نمی‏خوای؟

23:44.176 --> 23:47.790
‫حتی اگه می‏خواستم هم نمی‏کردم

23:53.552 --> 23:55.694
‫تا اینجا هیچ ارتباطی
‫وجود نداره بین لانی امونز...

23:55.792 --> 23:57.966
‫و هرکسی دیگه که تو محوطه‎ی نفتی کار می‏کنه

23:58.064 --> 24:00.751
‫امونز وقتی 17 سالش بوده
‫به خاطر ورود غیر قانونی دستگیر شده

24:00.848 --> 24:02.766
‫اون بپا بوده، ولی همکارش رو
‫لو نمی‏داده

24:02.864 --> 24:04.143
‫پس یه سال تو کستیک گذرونده

24:04.240 --> 24:06.159
‫و به نظر میاد از اون
‫موقع به بعد یه شهروند نمونه بوده

24:06.256 --> 24:07.406
‫حتی واسه پارک کردن
‫هم جریمه‎ نشده

24:07.504 --> 24:09.647
‫مقتولمون تو شهر کلور زندگی
‫می‏کنه، ازدواج کرده و دوتا بجه داره

24:09.744 --> 24:11.278
‫و یه کار و کاسبی کوچیک نظافت داره

24:11.377 --> 24:14.255
‫پس کسی نیست که یه آدمکش
‫ببرتش به محدوده‎ی نفتی...

24:14.353 --> 24:15.503
‫و از پشت بهش تیر بزنه

24:15.600 --> 24:17.935
‫ولی اون اسپری مو و اون دستکش‏ها

24:18.032 --> 24:20.463
‫یه معنی‏ای میدن.
‫از یه جایی می‏اومده

24:20.560 --> 24:22.670
‫بهت میگم چیکار کنیم. ما نگاهی
‫به زندگی لانی امونز می‏اندازیم

24:22.768 --> 24:26.062
‫اگه شما دو تا بتونید توی
‫برنامه‎ی شلوغتون یه زمانی پیدا کنید...

24:26.160 --> 24:27.598
‫که برید با زنش حرف بزنید

24:27.697 --> 24:30.094
‫- فکر کنم بتونیم ردیفش کنیم
‫- آره

24:31.344 --> 24:33.358
‫شرمان درگیر یه نزاع...

24:33.457 --> 24:35.694
‫با یه مجرم به نام گابریئل ناکس شده

24:35.792 --> 24:38.158
‫اون یه بازیکن دیده شده
‫توی معاملات مواد اینجاست

24:38.257 --> 24:39.663
‫اسم و شهرتشو می‏دونم

24:39.760 --> 24:42.546
‫ناکس قرار بود یه...
‫بابت اغراقم معذرت می‏خوام

24:42.593 --> 24:44.270
‫ممنون... لولو خور خوره باشه

24:44.369 --> 24:46.111
‫یه آدم بد درجه یکه

24:46.136 --> 24:48.021
‫چی می‏خواد از کسی مثل دانته
‫شرمان که هیچی نیست؟

24:48.054 --> 24:49.240
‫مطمئن نیستم چطور شروع شد

24:49.265 --> 24:52.917
‫ولی شرمان دیروز یکی
‫از آدمای ناکس رو کشت

24:54.704 --> 24:57.230
‫منو ببخش، پاتریک. ولی
‫واقعاً جریان چیه؟

24:57.328 --> 24:59.150
‫متاسفم، متوجه منظورت نمیشم

24:59.248 --> 25:01.198
‫تو بازپرس بخشی. به منابع
‫نامحدوده دسترسی داری

25:01.297 --> 25:03.311
‫و من هزینه‎ی خیلی بالایی دارم

25:03.408 --> 25:07.022
‫چرا باید منو استخدام کنی
‫که سوابق دانته شرمان رو در بیارم؟

25:07.120 --> 25:08.719
‫بیشتر شخصیه تا حرفه‎ای

25:08.816 --> 25:11.470
‫باشه، پس چرا یه پلیس سابق
‫بازجو شخصی رو استخدام نکردی؟

25:11.568 --> 25:13.742
‫دن هاوزر گفت میشه
‫بهت اعتماد کرد

25:13.840 --> 25:15.791
‫از همه مهم‎تر، کارت تمیزه

25:15.888 --> 25:17.615
‫دوست دارم اینطور فکر کنم که سرسختی
‫و بی نقص بودن کارم...

25:17.713 --> 25:19.502
‫هم اندازه‎ی احتیاطمه

25:19.600 --> 25:21.774
‫دن این قابلیت ها رو هم
‫خیلی خوب توصیف کرد

25:21.872 --> 25:23.630
‫آره، اینجوری زندگیمو می‏گذرونم

25:23.729 --> 25:26.703
‫ولی باید صادق باشم، پاتریک

25:26.800 --> 25:30.414
‫برای انجام این کار
‫اعتماد باید دو طرفه باشه

25:30.512 --> 25:33.454
‫هر چقدر بیشتر مطلع باشم
‫بیشتر می‎تونم کمکت کنم

25:33.552 --> 25:36.334
‫خیلی وقته که دارم
‫این کارو می‏کنم

25:36.432 --> 25:37.871
‫می‏خوای از کی محافظت کنی؟

25:43.504 --> 25:44.974
‫می‏تونی بهم اعتماد کنی

25:47.216 --> 25:48.687
‫همسرم با دانته بزرگ شده

25:48.784 --> 25:51.854
‫وقتی نانسی 16 سالش بوده،
‫درگیر یه زنجیره از سرقت ها میشن

25:51.952 --> 25:53.231
‫دانته دستگیر و محکوم میشه

25:53.328 --> 25:55.630
‫و توی زندان جوانان حبس کشیده

25:55.728 --> 25:57.454
‫چیزی که فکر می‏کنی نیست

25:57.552 --> 25:59.374
‫اونا بیست ساله که
‫هم‎دیگه رو ندیدن

25:59.472 --> 26:02.223
‫و حدس می‏زنم که نانسی هرگز
‫توی دزدی‏ها شناسایی نشد...

26:02.320 --> 26:04.047
‫وگرنه امروز یه افسر پلیس نمیشد

26:04.144 --> 26:06.862
‫به دانته پیشنهاد یه معامله
‫دادن که لوش بده

26:06.960 --> 26:07.950
‫قبول نکرد

26:08.048 --> 26:10.222
‫کی گفته که هیچ شرافتی
‫بین دزدا وجود نداره؟

26:10.320 --> 26:14.190
‫اون از این فرصت استفاده کرد
‫تا زندگیشو دگرگون کنه

26:14.288 --> 26:15.919
‫ولی فکر می‏کنم دانته داره تهدیدش می‏کنه...

26:16.016 --> 26:20.015
‫که از گذشته‏اش به عنوان یه اهرم
‫استفاده کنه واسه دادگاه قتلش

26:20.112 --> 26:23.343
‫و تو می‏خوای وادارش کنی
‫که یه روش دیگه رو درپیش بگیره؟

26:23.440 --> 26:25.934
‫می‏خوام هرکاری که لازمه واسه
‫حفاظت از نانسی انجام بدی

26:28.368 --> 26:30.862
‫هرچیزی که راجع به دانته
‫شرمان می‏دونم توی این پرونده‎ست

26:30.960 --> 26:32.143
‫تا موقعی که کارت تموم بشه...

26:32.241 --> 26:34.030
‫می‏خوام تاون پرونده تبدیل
‫به چندتا جعبه بشه

26:34.128 --> 26:36.398
‫هرچی بیشتر ازش بدونم
‫بهتر می‏تونم از نانسی محافظت کنم

26:36.496 --> 26:38.703
‫من تو کارم خوبم، پاتریک

26:38.800 --> 26:40.686
‫باید بهت هشدار بدم، که
‫وقتی شروع به گشتن کنم...

26:40.785 --> 26:43.374
‫ممکنه چیزایی پیدا کنم که
‫همونقدری به همسرت آسیب بزنه

26:43.472 --> 26:45.327
‫- که به دانته آسیب می‏زنه
‫- فهمیدم

26:45.424 --> 26:47.534
‫ولی باید بدونم چی اون بیرونه،
‫کیا راجع بهش می‏دونن...

26:47.632 --> 26:49.263
‫و چقدر ناجور می‏تونه به
‫خانواده‏ام آسیب برسونه

26:49.360 --> 26:51.470
‫می‏تونم کاری کنم مشکلت،
‫آقای شرمان از بین بره

26:51.568 --> 26:54.671
‫ولی هرچقدر کمتر راجع به
‫شیوه‎ی کارم بدونی...

26:54.768 --> 26:57.006
‫راحت تری. می‏فهمی؟

26:59.120 --> 27:01.070
‫فهمیدم

27:03.825 --> 27:05.710
‫آیا خبر داری که شوهرت...

27:05.808 --> 27:11.118
‫درگیر مشکلات مالی یا
‫مشکلاتی با کارش داشته؟

27:11.216 --> 27:14.606
‫نه، نه کار و کاسبی خوب بود

27:14.704 --> 27:17.294
‫ما پولدار نیستیم، ولی
‫اونقدر پول در میاریم که بگذرونیم

27:17.392 --> 27:20.398
‫هیچ مشکلی با خانواده، دوستاش نداشت؟

27:20.497 --> 27:24.270
‫نه، لانی خوشحال بود

27:24.368 --> 27:26.926
‫زندگی... واقعاً خوب بود

27:27.024 --> 27:30.990
‫ماریسول، می‏دونی که
‫شوهرت دستگیر شده بوده...

27:31.088 --> 27:33.679
‫چندین سال قبل
‫و رفته زندان؟

27:33.776 --> 27:36.750
‫آره، البته. خب بچه بود

27:36.848 --> 27:38.894
‫از وقتی 15 سالم بود باهاش بودم

27:38.992 --> 27:42.319
‫احتمالاً نباید بهتون بگم، ولی...

27:42.416 --> 27:44.718
‫من اون روز اونجا بودم

27:44.816 --> 27:47.950
‫من کسی بودم که فرار کرد

27:48.048 --> 27:51.438
‫ممکنه که لانی قاطی...

27:51.536 --> 27:53.806
‫یه چیز غیرقانونی شده باشه؟

27:53.904 --> 27:56.110
‫نه. نه شوهر من جنایت کار نیست

27:56.208 --> 27:59.150
‫اون سال تو زندان بهش
‫فرصت تغییر دادن زندگیشو بهش داد

27:59.248 --> 28:01.519
‫من منتظرش موندم، هر
‫هفته بهش سر می‏زدم

28:01.616 --> 28:04.110
‫و وقتی اومد بیرون، هرچی پول
‫داشتیم رو برداشتیم...

28:04.208 --> 28:05.263
‫و از محله رفتیم

28:05.360 --> 28:06.894
‫عمه‎ام گذاشت پیشش
‫بمونیم...

28:06.992 --> 28:10.222
‫و به جفتمون شغلی داد
‫که خونه ها رو نظافت کنیم

28:10.320 --> 28:14.094
‫در نهایت، ما...

28:14.192 --> 28:18.606
‫کار و کاسبی خودمون رو
‫از هیچی ساختیم

28:18.705 --> 28:21.134
‫لانی مرد خوبی بود

28:22.384 --> 28:26.830
‫نمی‏دونم چرا کسی می‏خواسته
‫بهش آسیب بزنه

28:37.968 --> 28:39.726
‫شرمنده که مزاحمتون میشم قربان

28:41.008 --> 28:44.623
‫هیچ قربانی اینجا نیست،
‫من بنم و اینم بنه

28:44.720 --> 28:45.646
‫و شما؟

28:45.744 --> 28:47.790
‫پلیس کارآموزی افسر اومالی

28:47.888 --> 28:49.294
‫این خیلی او توش داشت
‫مامانت چی صدات می‏کنه؟

28:49.392 --> 28:50.926
‫ترجیح میدم نگم

28:51.024 --> 28:52.014
‫این یه دستوره، کارآموز

28:52.112 --> 28:53.550
‫صدام می‏کنه جیگر طلا، قربان

28:55.984 --> 28:58.606
‫اسم توی گواهی تولدت چی بود؟

28:58.704 --> 29:00.526
‫متاسفم، من تازه کارم

29:00.624 --> 29:02.414
‫یه کم از این بالا
‫بودن دستپاچه میشم

29:02.512 --> 29:03.854
‫جف. من جفم

29:03.952 --> 29:06.606
‫خیلی خب، جف، بندتو سفت کن...

29:06.704 --> 29:08.302
‫کلاه خودتو بذار سرت
‫و وارد بازی شو

29:08.400 --> 29:09.518
‫چی توی کیسه‎ست؟

29:10.832 --> 29:12.398
‫آشغاله، قربان

29:12.496 --> 29:13.486
‫- اوه، ما تو آشغال کارمون خوبه
‫- آره

29:13.584 --> 29:14.606
‫منظورم اینه که، انقدر آشغال داریم...

29:14.704 --> 29:16.110
‫که هرشب یه نفر میاد
‫و می‏برتش بیرون

29:16.208 --> 29:17.198
‫این یه شوخیه؟

29:17.296 --> 29:19.214
‫مک‎کنا و برنت تو رو
‫فرستادن این کارو کنی؟

29:19.312 --> 29:20.846
‫نه، نه اینجوری نیست

29:20.944 --> 29:23.054
‫یه آدم مسن می‏خواست
‫یه شکایت تنظیم کنه...

29:23.152 --> 29:24.398
‫امروز صبح طبقه پایین

29:24.496 --> 29:26.254
‫یه نفر آشغالاشو
‫انداخته تو سطل این

29:26.352 --> 29:27.758
‫سرهنگ پشت میز، کامل...

29:27.856 --> 29:29.294
‫کامل عصبانیش کرد

29:29.392 --> 29:31.374
‫این که یه ترور بزرگ نیست

29:31.472 --> 29:34.094
‫اون پیرمرده عصبانی شد و
‫همه‏ی آشغالا رو ریخت کف زمین...

29:34.191 --> 29:36.398
‫و من تمیزش کردم...

29:36.496 --> 29:38.158
‫چون کارآموزا این کارو می‏کنن

29:38.256 --> 29:41.070
‫و این رسید رو پیدا کردم
‫که یه اسم روشه

29:41.168 --> 29:42.414
‫یالا، جف، برو سراغ
‫اصل مطلب

29:42.512 --> 29:44.462
‫رسید رو نگاه کردم و فکر کردم
‫که باید...

29:44.560 --> 29:45.582
‫مال کسی باشه که آشغالا
‫رو ریخته...

29:45.680 --> 29:47.854
‫ولی این با مقتولتون
‫مطابقت داره

29:47.952 --> 29:51.246
‫لانی امونزه

29:53.391 --> 29:55.086
‫

29:55.184 --> 29:58.638
‫لعنتی، جیگر طلا. کار پلیسی
‫خوبی انجام دادی

29:58.736 --> 30:00.366
‫ممنون، قربان

30:05.296 --> 30:07.246
‫داری میری؟

30:07.344 --> 30:08.494
‫هی

30:08.592 --> 30:11.214
‫فکر کردم امروز بعد از
‫مدرسه میری خونه‎ی لتی

30:11.312 --> 30:13.518
‫اصلاً قصد حداحافظی داشتی؟

30:14.800 --> 30:17.838
‫نه. این فقط یه کم
‫لباس واسه سرکاره

30:19.568 --> 30:21.358
‫من که اونجوری نمی‎‏خوام برم

30:21.456 --> 30:23.214
‫شنیدم دعوا می‏کردید

30:23.312 --> 30:25.358
‫اون خیلی لاشیه

30:25.456 --> 30:28.174
‫نه، ایزی. تقصیر منه
‫من لاشیم

30:28.272 --> 30:31.054
‫من...

30:31.152 --> 30:34.510
‫من به پدرت دروغ گفتم

30:34.608 --> 30:38.126
‫و به احساساتش آسیب زدم

30:39.952 --> 30:41.774
‫و...

30:41.872 --> 30:43.214
‫در مورد چی دروغ گفتی؟

30:45.552 --> 30:47.790
‫- نمی‏تونم، واقعاً...
‫- درسته

30:47.888 --> 30:51.630
‫فکر کنم زیاد اهمیتی
‫هم نداشته باشه

30:51.728 --> 30:54.478
‫فقط یه قولی بهم بده

30:54.576 --> 30:56.430
‫اگه اوضاع بد شد...

30:56.528 --> 31:00.878
‫اونطور بدی که راه برگشت
‫نداشت، تحمل نکن چیزی رو

31:00.976 --> 31:02.862
‫- نه ما نمی‏خوایم...
‫- طلاق بگیرید؟

31:04.687 --> 31:07.918
‫موضوع اینه که...

31:08.016 --> 31:11.662
‫واسه نفع من نمی‏خواد ادا در بیاری

31:11.759 --> 31:13.998
‫اینطور نیست که قبلاً
‫تجربه‎اش نکرده باشم

31:14.096 --> 31:16.206
‫یادته وقتی پدرت از
‫من خواستگاری کرد...

31:16.304 --> 31:20.366
‫و من، تو رو بردم ناهار؟

31:20.464 --> 31:25.230
‫و تو مستقیم تو چشمم نگاه کردی
‫و گفتی...

31:25.328 --> 31:27.150
‫هرگز صدات نمی‏کنم مامان

31:28.528 --> 31:33.966
‫تقریبا، اکثر ناپدری نامادری ها
‫با این جمله وحشت می‏کردن...

31:34.064 --> 31:37.934
‫ولی من... بهت احترام گذاشتم

31:38.031 --> 31:40.622
‫چون تو باهام روراست بودی

31:40.720 --> 31:43.950
‫و همیشه باهم روراست بودیم

31:44.047 --> 31:47.022
‫این خانواده برای من
‫همه چیزه

31:51.792 --> 31:56.590
‫هر کاری که لازمه رو
‫می‏کنم که کنار هم نگه‎اش دارم

32:02.895 --> 32:05.902
‫چطوره که من با وجود ارشد بودنم
‫در حال گشتن تو آشغالامم؟

32:06.000 --> 32:06.990
‫جیگر طلا کجاست؟

32:07.087 --> 32:08.782
‫رفیق، اگه می‏دونستی چطوری
‫یه کامپیوتر روشن کنی...

32:08.880 --> 32:11.726
‫اینجا بودی و مثل من با این
‫کیبورد جادویی کار می‏کردی

32:14.384 --> 32:16.206
‫بینز، اینجا رو ببین

32:16.304 --> 32:17.614
‫بیا. چی شده؟

32:17.712 --> 32:19.150
‫خیلی خب. همه‏ی این صورت حسابا...

32:19.248 --> 32:21.998
‫مال شیش ماه پیشن
‫و همه مال امونزن

32:22.095 --> 32:24.654
‫سنسور نور، سنسور حرکتی...

32:24.752 --> 32:27.438
‫دوربین مداربسته، کارت باز
‫کردن در، آهن ربا

32:27.536 --> 32:29.358
‫میدونی چیه؟ چندتا رسید
‫توی اون آشغالا...

32:29.456 --> 32:30.733
‫واسه ساختن یه ماده هست

32:30.831 --> 32:33.198
‫ابزارهای کار سنگین
‫و یه در فولادی دو تنی

32:33.296 --> 32:34.382
‫منظورم اینه که حداقل باید...

32:34.480 --> 32:36.398
‫چیزایی به ارزش صدهزار دلار
‫اونجا باشه

32:36.495 --> 32:37.902
‫این یارو دنبال چی بوده؟

32:39.888 --> 32:41.518
‫خیلی خب، همه‎ی این بسته‎ها
‫ارسال شدن...

32:41.616 --> 32:42.958
‫دقیق به یه آدرس...

32:42.982 --> 32:44.015
‫- توی ناحیه‎ی انبارها
‫- اوه، وای

32:44.016 --> 32:45.518
‫خیلی خب، چطوره زنگ بزنی به سید و مک‎کنا...

32:45.616 --> 32:46.862
‫- . بگی اونجا بیان پیشمون
‫- آره، آره

34:08.112 --> 34:10.126
‫این چه گهیه؟

34:13.072 --> 34:14.382
‫فوق‏العادست

34:14.480 --> 34:15.854
‫مرکزی، جواب بده

34:15.952 --> 34:17.934
‫ایستگاه نظارت مرکزی، کیسی‏ام

34:18.032 --> 34:20.398
‫آره، کیسی. دان هستم مامور ویژه

34:20.496 --> 34:22.990
‫آژیر صندوق نگه‏داری
‫الماسا تو چه وضعیتیه؟

34:23.088 --> 34:25.229
‫آژیر فعاله و صندوق امنه، قربان

34:25.327 --> 34:27.214
‫چطور چنین چیزی ممکنه
‫وقتی در بازه...

34:27.312 --> 34:29.582
‫و من داخل یه صندوق خالی وایسادم؟

34:29.679 --> 34:31.949
‫یه نفر به پلیس لس آنجلس زنگ بزنه

34:34.864 --> 34:36.974
‫این یه بدل
‫از یه گاوصندوقه

34:38.415 --> 34:40.302
‫اونا تمرین می‏کردن که
‫یه سرقت انجام بدن

34:40.400 --> 34:43.213
‫اوه، اونا قبلاً تمرین کردن
‫اون سرقت انجام شده

34:43.311 --> 34:45.326
‫سنسور یه چیزی روشه

34:47.984 --> 34:51.054
‫آره. فکر کنم اسپری موئه

34:51.151 --> 34:54.094
‫فکر کنم، امونز آدم اضافه بوده

34:54.191 --> 34:56.301
‫باید صندوق اصلی رو
‫پیدا کنیم

34:57.871 --> 35:00.526
‫آره، صندوق توی انبار دقیقاً
‫بدل همین بود

35:00.624 --> 35:02.958
‫باید ماه‏ها تمرین کرده باشن
‫که ورودشون بی‎نقص باشه

35:03.056 --> 35:04.494
‫هیچ ایده‎ای دارید که
‫چقدر دزدیده شده؟

35:04.591 --> 35:07.502
‫تقریباً 10 میلیون از الماس ها و جواهرات
‫تراش نخورده‎ی غیر قابل ردیابی

35:07.600 --> 35:08.942
‫کلی چیزا هم جا گذاشتن

35:09.039 --> 35:11.502
‫یه چنین چیزی رو بپیچونی،
‫خودت درخواست گیر افتادن کردی

35:11.600 --> 35:13.069
‫آدم بدا دقیقاً می‏دونستن که
‫کی انجامش بدن

35:13.168 --> 35:14.893
‫جعبه‎های گاوصندوق کاملاً پر
‫بوده و آماده‎ی بردن بوده

35:14.991 --> 35:16.846
‫این عادیه که هیچ
‫نگهبانی توی ساختمون نداشته باشید...

35:16.944 --> 35:18.637
‫که بعد از ساعت کاری چشمشون
‫به دوربین مدار بسته باشه؟

35:18.735 --> 35:19.918
‫ما نظارت 24 ساعته شامل...

35:20.016 --> 35:22.221
‫65 دوربین تو محوطه بیرونی داریم

35:22.319 --> 35:24.589
‫فقط زیادی مغرور بودیم که فکر کنیم
‫هیچ دوربینی داخل لازم نداریم

35:24.688 --> 35:25.998
‫این صندوق غیرقابل نفوذ بود

35:26.096 --> 35:27.694
‫به نظر من که خیلی قابل نفوذه

35:27.791 --> 35:29.805
‫هنوزم باید از چندین لایه‎ی امنیتی
‫عبور می‏کردن...

35:29.903 --> 35:31.502
‫تا بتونن بدون فعال کردن
‫هیچ آزیری وارد بشن

35:31.600 --> 35:32.942
‫آره، و می‏‎دونیم چطور این کار
‫رو کردن

35:33.039 --> 35:34.990
‫چون صندوق تمرینشون رو دیدیم

35:37.904 --> 35:40.334
‫اونا باید سنسور حرارتی و حرکتی
‫خارجی رو از کار می‏انداختن...

35:40.432 --> 35:41.902
‫با پوشندنش با اسپری مو...

35:42.000 --> 35:43.853
‫بعد آژیر در خروجی رو
‫غیرفعال می‏کردن

35:43.951 --> 35:46.669
‫از یه کارت باز کردن در یکی از
‫کارکنان رو توی اینترنت تولید کردن

35:46.768 --> 35:48.045
‫تا به آسانسور دسترسی پیدا کنن

35:48.143 --> 35:50.638
‫وقتی وارد شدن، دوتا سنسور گرمایی
‫دیگه رو غیرفعال کردن...

35:50.736 --> 35:52.366
‫توی راهروی منتهی به صندوق

35:52.464 --> 35:54.990
‫و دوربینای داخلی رو با اسپری
‫رنگ کردن

35:56.656 --> 35:58.253
‫ترکیب رمز رو چطور پیدا کردن؟

35:58.351 --> 36:01.006
‫ترکیب رمز گاوصندوق رو با
‫نصب یه دوربین بالای چراغا پیدا کردن

36:01.104 --> 36:03.149
‫سیگنال به یه دریافت کننده‎ی
‫بیرونی ارسال می‎شده

36:03.247 --> 36:05.294
‫به نظر میاد که سنسور نور
‫رو پوشوندن

36:05.392 --> 36:07.245
‫این یعنی که گروه
‫احتمالاً تو تاریکی کار کردن

36:07.343 --> 36:08.494
‫وقتی که وارد صندوق شدن

36:11.056 --> 36:13.038
‫- درسته
‫- تمرین باعث بی‎نقصی میشه

36:13.136 --> 36:15.885
‫هیچ کس نمی‏تونسته اون صندوق
‫رو بسازه و نقطه ضعفشو بشناسه...

36:15.983 --> 36:17.549
‫مگه اینکه یه نفر رو
‫داخل داشته باشه

36:17.647 --> 36:19.662
‫حدس می‏زنم اول از آدمای
‫خودتون گشتن رو شروع کنید

36:19.760 --> 36:21.837
‫- همین الانش داریم این کار رو می‏کنیم
‫- ما به یه پرونده قتل برخوردیم...

36:21.936 --> 36:23.917
‫امروز صبح که ممکنه به این کار
‫مرتبط بوده باشه

36:24.015 --> 36:26.414
‫مقتولمون یه قوطی اسپری مو
‫توی جیبش داشت

36:26.512 --> 36:27.501
‫وقتی پیداش کردیم

36:27.599 --> 36:29.294
‫قد کوتاه. شرکت نظافت خودشو داشت

36:29.392 --> 36:32.078
‫- اسمش لانی امونز بود
‫- منظورت زر زروئه؟

36:32.176 --> 36:33.806
‫شرکتش این ساختمون رو تمیز می‏کنه

36:33.904 --> 36:36.206
‫پرونده قتلمون همین الان تبدیل
‫به سرقت جواهرات شد

36:50.576 --> 36:52.461
‫هی، داداش، می‏تونی اینو
‫واسه من بگیری؟

36:52.559 --> 36:53.614
‫شرمنده

36:56.528 --> 36:58.317
‫سلام، نیکو

36:58.416 --> 37:00.237
‫چی شده؟

37:00.336 --> 37:03.021
‫دانته دستگیر شده...

37:03.119 --> 37:05.070
‫و... یه وکیل گرفته

37:05.168 --> 37:06.669
‫نه، نمیتونه بگه

37:06.767 --> 37:09.070
‫نمی‏دونم، منظورم اینه که،
‫خیلی ناراحته

37:09.168 --> 37:11.694
‫نانسی، تو یه پلیسی
‫می‏تونی کمکش کنی

37:11.792 --> 37:12.846
‫خودم دستگیرش کردم

37:12.943 --> 37:13.933
‫چی؟

37:14.031 --> 37:16.398
‫نانسی... نانسی چرا باید چنین
‫کاری می‏کردی؟

37:16.496 --> 37:18.222
‫چاره‎ای واسم نذاشت

37:18.320 --> 37:19.630
‫اوه

37:19.728 --> 37:22.798
‫نه

37:22.895 --> 37:25.165
‫خدایا

37:25.263 --> 37:27.342
‫این بده

37:27.439 --> 37:28.622
‫نیکو، وحشت نکن، باشه؟

37:28.720 --> 37:30.126
‫- چیکار می‏خوایم کنیم؟
‫- فقط بهم اعتماد کن

37:30.223 --> 37:33.805
‫مهم نیست چه اتفاقی بیفته،
‫من هواتو دارم، باشه؟

37:33.903 --> 37:37.037
‫هوای همدیگه رو داریم
‫مثل همیشه

37:37.135 --> 37:38.222
‫باشه؟

37:40.144 --> 37:42.189
‫آره

37:54.255 --> 37:57.262
‫- سلام
‫- سلام

38:02.863 --> 38:04.173
‫چطوری؟

38:05.487 --> 38:07.053
‫خب، تو بهم بگو

38:11.439 --> 38:14.638
‫پاتریک قبول نکرد

38:15.760 --> 38:19.309
‫خب، این مأیوس کننده‎ست

38:19.408 --> 38:23.438
‫ببین، می‏خوام بدونی،
‫پرز، من...

38:23.536 --> 38:25.389
‫از این بابت خوشحال نیستم

38:25.487 --> 38:29.325
‫باشه؟ آرزو می‏کردم کاش
‫راه دیگه‏ای بود

38:29.423 --> 38:30.701
‫می‏فهمم

38:30.799 --> 38:33.869
‫تو فقط...

38:33.967 --> 38:36.974
‫کاری که باید بکنی که از
‫پسرت محافظت کنی رو می‎کنی

38:38.031 --> 38:42.382
‫من، باهاش کنار اومدم

38:42.479 --> 38:45.614
‫فکر کنم فقط هرچیزی که
‫بیاد سر راهم رو می‏پذیرم

38:49.551 --> 38:53.198
‫مطمئن نبودم که گشنه‎ای یا...

38:55.599 --> 38:57.165
‫دارم می‏میرم از گشنگی

38:57.263 --> 38:59.982
‫این مکان زیاد به غذا
‫دادن مشهور نیست

39:03.887 --> 39:06.061
‫چیه؟

39:06.159 --> 39:07.373
‫یادت نمیاد این واسه کجاست؟

39:07.471 --> 39:08.749
‫نمی‏دونم. باید بدونم؟

39:08.847 --> 39:12.013
‫نیکز، توی لارچمونت،
‫اون رستوران

39:12.111 --> 39:14.861
‫- پشمام
‫- آره، هر دفعه اونو سفارش می‎دادی

39:14.959 --> 39:17.421
‫اون محل قدیمی هنوز هستش؟

39:17.519 --> 39:19.661
‫- آره
‫- آخرین باری که اونجا رفتم برمی‏گرده به...

39:19.759 --> 39:21.613
‫روز آخرین سرقتمون

39:21.711 --> 39:23.181
‫وقتی فرار کردیم که
‫پول صورت حساب رو ندیم

39:23.279 --> 39:27.341
‫معلوم میشه که اون
‫آخرین غذای خوبی بود که تا مدت‎ها خوردم

39:27.439 --> 39:31.662
‫می‏دونی، درواقع... من برگشتم...

39:31.760 --> 39:33.741
‫بعد از اینکه فرار کردم...

39:33.839 --> 39:36.941
‫و پول صورت حساب رو دادم

39:37.039 --> 39:38.797
‫با انعام اضافه

39:38.895 --> 39:40.750
‫- چرا اینکارو کردی؟
‫- نمی‏دونم

39:40.848 --> 39:43.982
‫فکر کنم می‏خواستم به خودم ثابت
‫کنم که عوض شدم

39:44.080 --> 39:45.998
‫

39:46.095 --> 39:47.149
‫تو...؟

39:47.247 --> 39:48.557
‫- اوه، بیا
‫- مطمئنی؟

39:48.655 --> 39:49.998
‫- آره مشکلی نیست
‫- آره؟

39:50.096 --> 39:51.981
‫آره، بخور

39:57.872 --> 40:01.325
‫می‏دونی، اگه می‏دونستم این
‫سادویچ چقدر خوبه...

40:01.424 --> 40:03.469
‫برمی‏گشتم و پولشو حساب می‏کردم

40:06.224 --> 40:08.365
‫امروز یه زنی رو دیدم

40:08.463 --> 40:10.958
‫شوهرش کشته شده بود

40:11.055 --> 40:15.693
‫از موقعی که 15 سالش
‫بوده با هم بودن...

40:15.791 --> 40:17.230
‫تقریباً بیست سال

40:21.007 --> 40:25.997
‫هیچ فکر کردی چقدر زندگی‏هامون
‫متفاوت میشد اگه...

40:26.095 --> 40:31.245
‫اگه پول رو برمی‎داشتیم
‫و فرار می‏کردیم؟

40:32.496 --> 40:35.437
‫تو اسبتو به گاری
‫اشتباهی بستی، پرز

40:35.535 --> 40:37.390
‫این یعنی چی؟

40:37.488 --> 40:41.582
‫یعنی این که...

40:41.680 --> 40:45.805
‫من هرگز قرار نبود آدمی
‫با همسر فوق‏العاده...

40:45.903 --> 40:49.422
‫و خونه‎ای با حصارای
‫چوبی سفید...

40:49.520 --> 40:52.238
‫و دو تا بچه و یه توله سگ باشم

40:54.095 --> 40:56.013
‫من هرگز چنین چیزی
‫رو برای خودمون نمی‏خواستم

41:00.367 --> 41:01.677
‫باید نگاه کردن از چشم...

41:01.775 --> 41:04.429
‫یه دختر شونزده ساله
‫رو تموم کنی

41:04.528 --> 41:06.638
‫باشه؟

41:06.735 --> 41:10.157
‫چون من اون آدم نیستم

41:10.255 --> 41:12.589
‫هرگز نبودم

41:19.695 --> 41:21.069
‫تو خوبی؟

41:21.167 --> 41:22.606
‫چی به خوردم...

41:22.703 --> 41:24.397
‫چی...چیکار.... چیکار کردی؟

41:24.495 --> 41:26.477
‫کاری که واسه محافظت از
‫خانواده‎ام باید انجام می‏دادم

41:31.599 --> 41:33.645
‫نگهبان

41:33.743 --> 41:35.789
‫بیست و چهار ساعت
‫سختی خواهی داشت

41:35.887 --> 41:39.278
‫احتمالاً واسه چند روز
‫تاریخ دادگاهت تعیین نمیشه

41:39.375 --> 41:41.549
‫ولی...

41:41.647 --> 41:43.707
‫خبر خوب اینه که، نمی‏میری

41:47.120 --> 41:48.909
‫یالا نگهبان‏ها

41:49.007 --> 41:50.733
‫چه خبره؟ چه اتفاقی افتاد؟

41:50.831 --> 41:53.326
‫باید ببریتش بیمارستان

42:25.168 --> 42:27.501
‫توی اون مخ دیوونه‎ات چی می‏گذره/

42:29.039 --> 42:31.693
‫اون یارو که به کت شلیک کرد
‫می‏خواد یه معامله کنه

42:36.463 --> 42:38.893
‫ممکنه به این معنی
‫باشه که می‏تونه قسر در بره

42:38.991 --> 42:41.165
‫پس، چیکار می‏خوای کنی؟

42:42.639 --> 42:47.213
‫قریضه‏ام میگه که این معامله رو
‫انجام بدم، ولی...

42:47.311 --> 42:49.965
‫قلبم میگه خانواده مقدم ترن

42:51.247 --> 42:53.517
‫به نظر میاد که قلبت جای درستیه

42:55.023 --> 42:56.621
‫فکر می‏کردم اینو بگی

42:56.719 --> 43:00.045
‫خب، وقتی که حق با قلبته...

43:00.143 --> 43:02.285
‫زمان بی نظیریه که
‫با قریضه‎ات جلو بری

43:18.991 --> 43:20.685
‫می‏دونم ناکس چقدر ناجور
‫بهت آسیب زده

43:20.783 --> 43:22.893
‫یادمه چقدر احساس
‫درماندگی می‏کردم...

43:22.991 --> 43:25.773
‫که تو رو توی تخت بیمارستان
‫می‏دیدم که دراز کشیدی

43:25.871 --> 43:28.397
‫به زور زنده بودی

43:29.391 --> 43:34.573
‫اگه این معامله ناکس
‫رو بهت میده...

43:34.671 --> 43:36.237
‫دعای من پشت سرته

43:38.287 --> 43:40.302
‫ممنون

43:44.303 --> 43:46.221
‫هی

44:09.903 --> 44:11.022
‫چیزی پیدا کردی؟

44:11.119 --> 44:13.549
‫خیلی بیشتر از چیزی که
‫توی پوشه‎ی تو بود

44:13.647 --> 44:17.838
‫ولی، ترجیح میدم این
‫کار رو پشت تلفن انجام ندم

44:17.935 --> 44:19.277
‫باید شخصاً ملاقات کنیم

44:24.367 --> 44:27.181
‫تمام واحدها مطلع باشید،
‫اعلام شده که چند گلوله شلیک شده...

44:27.279 --> 44:29.933
‫یه افسر تیر خورده، خیابان 845

44:30.031 --> 44:32.365
‫واحدها به مرکز پاسخ بدید

44:32.463 --> 44:34.797
‫مرکز، واحد رمپارت صحبت می‏کنه

44:34.895 --> 44:36.653
‫2 لینکولن 40. محافظای زندانی

44:36.751 --> 44:39.533
‫ما میریم سراغ اون شلیک گلوله

44:39.631 --> 44:41.069
‫یه بلوک فاصله داریم

44:57.071 --> 44:59.085
‫بخواب زمین، تکون نخور

44:59.183 --> 45:00.557
‫صبر کن، صبر کن

45:00.655 --> 45:02.573
‫بزن بریم. از اینجا بیارش بیرون

45:02.671 --> 45:04.493
‫چه خبره، شما کی هستید؟

45:04.591 --> 45:06.797
‫هی

45:12.175 --> 45:13.994
‫سرزنشت نمی‎کنم، با بودجه‎ی تو...

45:14.057 --> 45:17.869
‫نمی‏تونی تصورات من رو توی
‫اون هتلای مرکز شهر داشته باشی

45:17.967 --> 45:19.309
‫واسه این نیست که اینجام

45:19.407 --> 45:20.525
‫تو خوبی؟

45:23.247 --> 45:27.341
‫دانته خیلی چیزای بیشتری
‫داره از اون چیزی که بهت گفتم

45:27.439 --> 45:29.421
‫چقدر بیشتر؟

45:31.951 --> 45:34.509
‫همه چیزو بهت میگم...

45:34.607 --> 45:37.709
‫ولی الان می‏خوام کمکم کنی
‫یه جنازه رو نبش قبر کنیم

45:37.710 --> 45:50.710
.:: @bollbolljan ::.