﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:11.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:29.472 --> 00:31.472
!هی، ببندش

00:39.473 --> 00:41.471
!برید. برید ته راهرو

00:41.472 --> 00:42.639
برید. اونجا

00:42.640 --> 00:43.640
!برید. برید

01:09.472 --> 01:10.473
!تکون نخور! دستاتو ببر بالا

01:29.472 --> 01:31.181
سلام

01:31.182 --> 01:32.471
اسمم برایان فینچ ـه

01:32.472 --> 01:33.806
... و اولین چیزی که باید در مورد من بدونید

01:33.807 --> 01:35.471
اینه که من کار اشتباهی نکردم

01:35.472 --> 01:37.471
... خب، نه از اون کارای اشتباه که باعث میشه

01:37.472 --> 01:39.348
،یه اسلحه بهتون نشونه بگیرن
بگذریم

01:39.349 --> 01:40.471
حالا توضیح میدم

01:40.472 --> 01:41.471
خب یه اشتباهاتی تو زندگیم کردم

01:41.472 --> 01:43.471
پنج بار از مدرسه اخراج شدم

01:43.472 --> 01:45.471
چهار تا خلاف

01:45.472 --> 01:47.471
سه تا کارت شناسایی جعلی

01:47.472 --> 01:49.181
دوم دبیرستان دو بار درجا زدم

01:49.182 --> 01:51.471
و یا بارم مواد کشیدم

01:51.472 --> 01:53.472
همیشه فکر میکردم یه چیز متفاوت پیدا می‌کنم

01:53.472 --> 01:55.471
یه چیزی ... نمی‌دونم

01:55.472 --> 01:56.471
عالی؟

01:56.472 --> 01:58.471
یه چیزی تو این مایه‌ها

02:00.472 --> 02:02.471
عاشقش بودم

02:02.472 --> 02:04.348
... وقتی بابام ازم می‌پرسید واسه آینده برنامه‌م چیه

02:04.349 --> 02:06.471
در واقع حرفی واسه گفتن داشتم

02:06.472 --> 02:07.472
بعدش زمان گذشت

02:08.473 --> 02:11.471
... اطرافیانت بزرگ شدن

02:11.472 --> 02:12.471
... و وقتی دیرتر از بقیه تغییر میکنی

02:12.472 --> 02:14.471
همه از دور و برت ناپدید میشن

02:14.472 --> 02:16.471
... ایلای، همون کسی که باهاش گروهم رو راه انداختم

02:16.472 --> 02:19.471
اولین کسی بود که از گروهم رفت

02:19.472 --> 02:20.639
... حسش اینطوری بود که هیچ کسی بهت نگفت

02:20.640 --> 02:22.471
داشتی صندلی بازی میکردی

02:22.472 --> 02:25.471
کار پیدا کن، ازدواج کن

02:25.472 --> 02:26.807
،سر و سامون بگیر
منتظر چی هستی؟

02:28.472 --> 02:31.471
این آهنگ هر لحظه ممکنه متوقف بشه

02:36.472 --> 02:38.085
پس مسئله اینجاست

02:38.205 --> 02:39.471
،به نفسه
واقعا بهش نمیشه گفت گروه موسیقی

02:39.472 --> 02:40.989
... یه پروژه‌س

02:41.109 --> 02:42.706
... و اسم خاص خودشِ داره اما

02:42.826 --> 02:45.155
... فقط خودم توش نقش دارم پس ما میدیم بیرون

02:45.275 --> 02:47.471
... پس وقتی داری میگی فقط خودت هستی

02:47.472 --> 02:50.471
... بعدش وقتی میگی "ما"، منظورت

02:50.472 --> 02:52.471
منظورم خودمه

02:52.472 --> 02:53.471
اوهوم

02:53.472 --> 02:54.471
"من" یعنی "ما"

02:54.472 --> 02:56.471
یا باید بر عکس بگم؟

02:56.472 --> 02:58.238
ما منم و من ماییم؟

02:58.358 --> 03:00.471
"به هر حال، اسمش "دوقلوی جذب شده‌س

03:00.472 --> 03:03.471
"و آلبومم هفته دیگه میره "بندکمپ

03:03.472 --> 03:05.472
عالیه

03:05.472 --> 03:07.471
!درسته؟ عالیه

03:07.472 --> 03:09.472
خب برایان میتونم بهش گوش کنم؟

03:11.473 --> 03:13.947
فعلا قدغن ـه

03:15.472 --> 03:17.471
اما الساعه بهت خبرشو میدم

03:17.472 --> 03:18.472
خوبه

03:18.473 --> 03:20.471
کی دسر میخواد؟

03:20.472 --> 03:21.472
ـ من
ـ من

03:21.472 --> 03:23.472
آره، همه میخوان؟ حتما

03:23.472 --> 03:24.472
ـ بابا؟
ـ دنیس؟

03:24.472 --> 03:25.842
ـ بابا
ـ دنیس، دنیس

03:26.472 --> 03:28.472
ـ حالت خوبه؟
ـ بابا؟ بریم، یالا

03:28.472 --> 03:30.471
این اولین باری بود که بابام از هوش رفت

03:30.472 --> 03:33.471
بازم این اتفاق افتاد

03:33.472 --> 03:36.181
... سه بار تو دو ماه آینده و هنوز

03:36.182 --> 03:38.471
هیچ کس نتونست بفهمه مشکل چیه

03:38.472 --> 03:40.181
هی، بابا

03:40.182 --> 03:42.472
ـ هی
ـ هی، برایان

03:42.472 --> 03:43.471
ببخشید دیر کردم

03:43.472 --> 03:44.471
... دیشب تا 2 صبح

03:44.472 --> 03:46.471
برنامه داشتم

03:46.472 --> 03:48.471
و جیسون صاحب کلوب یادش رفت دستمزدم رو بده

03:48.472 --> 03:49.471
امروز باید برگردم

03:49.472 --> 03:51.471
میدونی چیه؟ مهم نیست

03:51.472 --> 03:53.471
تو چطوری؟ اسکن چطور بود؟

03:53.472 --> 03:54.471
خبری نشده؟

03:54.472 --> 03:55.806
نه

03:55.807 --> 03:58.181
شاید ایندفعه یه چیزی پیدا بشه، هان؟

03:58.182 --> 04:00.471
خب، میدونی چیه؟
... داشتم فکر میکردم

04:00.472 --> 04:02.471
شاید بهتره واسه یه مدت برگردم خونه؟

04:02.472 --> 04:03.471
میدونی؟

04:03.472 --> 04:05.471
تا وقتی دکترا سر در بیارن قضیه چیه

04:05.472 --> 04:07.471
وایسا ببینم
دوباره میخوای برگردی خونه؟

04:07.472 --> 04:10.722
خب، آره ... نه اینکه نیاز داشته باشم، بابا

04:10.842 --> 04:13.181
نمی‌دونم

04:13.182 --> 04:14.973
نمی‌دونم. هوا مامانتو دارم

04:14.974 --> 04:16.472
حال و وضعم خوبه

04:17.472 --> 04:19.471
چکار میخوای میکنی؟

04:19.472 --> 04:21.471
منظورت چیه؟

04:21.472 --> 04:23.471
چه کاری از دستت بر میاد، برایان؟

04:23.472 --> 04:26.471
چطور میتونی کمک کنی؟
بهم بگو

04:26.472 --> 04:28.471
اون نمیخواست بدجنس باشه
بابام همچین آدمی نیست

04:28.472 --> 04:30.639
بدون اینکه منظوری داشته باشه
خیلی حرفا زد

04:30.640 --> 04:31.912
کمک؟

04:32.032 --> 04:33.471
به زور میتونستم از خودم مراقبت کنم

04:33.472 --> 04:35.472
بقیه واسه خودشون شغل و حرفه‌ای داشتن

04:35.473 --> 04:37.471
من؟
یه کار موقتی داشتم

04:37.472 --> 04:39.471
... بانک "منچستر ـ رید بنکورپ" هشتمین

04:39.472 --> 04:41.471
"یا نهمین بانک بزرگ "وال استریت ـه

04:41.472 --> 04:42.471
بستگی داره مقیاست چی باشه

04:42.472 --> 04:43.471
... هر کسی که اینجا کار میکنه

04:43.472 --> 04:45.471
... تو یه سمینار مربوط به آزار و اذیت جنسی شرکت میکنه

04:45.472 --> 04:46.806
یه نوع تعهد ـه

04:46.926 --> 04:49.471
و بعد یه فرم امضاء میکنن
که تایید میکنه به این سمینار رفتن

04:49.472 --> 04:52.471
اینا فرم‌های امضاء شده‌س

04:52.472 --> 04:54.156
اونام پرونده‌های کارمنداس

04:54.430 --> 04:56.471
کارت اینه که هر فرم رو بذاری تو پرونده خودش

04:56.472 --> 04:58.471
22000هزار تا کارمند داریم

04:58.472 --> 04:59.473
فکر کنیم کارت دو هفته طول بکشه

05:03.640 --> 05:05.471
جسمین ایبنکس

05:05.472 --> 05:08.471
با تدی به هم نزدم
فقط حلقه‌ش رو قبول نکردم

05:08.472 --> 05:09.471
معنیش این نیست که به هم زدیم

05:09.472 --> 05:10.471
... نه، این

05:15.030 --> 05:16.472
برایان

05:16.472 --> 05:18.471
!برایان

05:18.472 --> 05:21.472
... آره، من دارم

05:23.472 --> 05:26.181
چی ... ایلای؟

05:27.472 --> 05:30.471
اینجا چیکار میکنی؟

05:30.472 --> 05:32.471
... چند نفر بهم گفتن

05:32.472 --> 05:33.639
که کارمند موقتی داره اینجا خرخر میکنه

05:33.640 --> 05:36.471
باورم نمیشه توئی

05:36.472 --> 05:38.472
ـ یه بانکدار سرمایه‌گذاری
ـ آره

05:38.472 --> 05:40.471
،خب، منظورم اینه
نمیشه بهش گفت گروه موسیقی

05:40.472 --> 05:42.471
فی النفسه

05:42.472 --> 05:44.471
یه پروژه‌س

05:44.472 --> 05:46.471
اما من فقط توش نقش دارم

05:46.472 --> 05:47.471
مرد، خوشحالم که هنوز داری موسیقی میسازی

05:47.472 --> 05:48.471
محشره

05:48.472 --> 05:49.902
هی، آلبومت رو گوشیت هست؟

05:50.022 --> 05:51.471
بیا الان بهش گوش کنیم

05:53.640 --> 05:55.471
... ایلای

05:55.472 --> 05:57.471
آلبومی در کار نیست

05:57.472 --> 06:00.639
... یه آهنگم نساختم

06:00.640 --> 06:02.471
خدایا. بیشتر از یه سال میشه

06:02.472 --> 06:04.471
چرا که نه؟

06:05.472 --> 06:06.471
نمی‌دونم، مرد

06:06.472 --> 06:08.348
... من فقط

06:08.349 --> 06:09.472
نمی‌تونم تمرکز کنم

06:10.472 --> 06:12.472
بابام مریض ـه

06:15.472 --> 06:16.471
چش شده؟

06:16.472 --> 06:18.471
دکترا مطمئن نیستن

06:18.472 --> 06:20.472
... اگه بهتر نشه

06:22.472 --> 06:24.471
منظورم اینه، بابام ممکنه بمیره

06:25.472 --> 06:28.472
تا حالا چی رو دیده که توش موفق بودم؟

06:31.472 --> 06:33.472
میدونی، ممکنه بتونم کمکت کنم

06:35.472 --> 06:36.639
دیگه یه گیره پول همرات داری؟

06:36.640 --> 06:37.648
آره

06:37.768 --> 06:39.471
،سه ماه آخر سال
بزرگترین پاداش بانک نصیبم شد

06:39.472 --> 06:40.471
و اونا اینو بهم دادن

06:40.472 --> 06:42.349
ـ آره
ـ حروف اول اسمم روشه

06:42.349 --> 06:43.472
ـ معرکه‌س
... ـ آره، میدونم

06:43.472 --> 06:47.471
بیست سالگیم ممکن بود
یه مشت بزنه تو صورت بیست و هشت سالگیم

06:47.472 --> 06:48.471
بیا

06:48.472 --> 06:49.807
ـ باشه
ـ بخورش

06:50.974 --> 06:51.973
... این بهت

06:51.974 --> 06:53.348
نمی‌دونم، یه "شروع سرعتی" میده

06:53.349 --> 06:54.471
چی هست؟

06:54.472 --> 06:55.472
ـ یه جور سرعت ـه؟
ـ نه

06:55.472 --> 06:56.471
... اینجایی نیست که

06:56.472 --> 06:57.471
هی. تا حالا اسم مودافینیل به گوشت خورده؟

06:58.807 --> 07:00.471
داروی تقویت اعصاب؟

07:00.472 --> 07:02.348
خب، مثل اونه

07:02.349 --> 07:03.471
فقط بهتره

07:03.472 --> 07:06.471
خیلی بهتر

07:07.472 --> 07:10.472
... ـ فکر نکنم که
ـ هی، برایان

07:12.472 --> 07:13.471
... فکر کنم متوجه نیستی

07:13.472 --> 07:14.640
چی دارم بهت پیشنهاد می‌کنم

07:20.472 --> 07:22.472
"یه شروع سرعتی"

07:24.472 --> 07:25.677
باشه

07:25.797 --> 07:27.047
چی واسه از دست دادن دارم؟

07:27.167 --> 07:29.472
برو که رفتی

07:30.472 --> 07:32.471
... آره، تقاضانامه دانشگاه بازرگانی

07:32.472 --> 07:34.471
رو براش پر کردم

07:34.472 --> 07:36.471
آره، همینطور مقاله‌ها رو

07:36.472 --> 07:38.471
واو، جوک باحالی بود، ایلای

07:38.472 --> 07:39.471
اون باهوشه، مامان، باهوشه

07:39.472 --> 07:41.471
اون فقط ... میدونی، تدی ـه دیگه

07:41.472 --> 07:43.471
... باشه؟ و فکر نمی‌کنم

07:43.472 --> 07:44.471
فعلا باید نامزد کنیم

07:44.472 --> 07:46.471
بعدش اتفاق افتاد

07:46.472 --> 07:50.472
یکدفعه حقیقت برام آشکار شد

07:51.472 --> 07:54.181
... مغزتون یه معجزه‌س

07:54.182 --> 07:55.472
اما پُربازده نیست

07:55.473 --> 07:58.471
تو سر هر انسان، یه هزارتو وجود داره

07:58.472 --> 08:01.348
... یه راهه مارپیچ از ارتباطات گم شده

08:01.349 --> 08:03.471
و پتانسیل‌های استفاده نشده

08:03.472 --> 08:05.471
تقاضانامه دانشگاه بازرگانی
چون خودش نمیخواست انجامش بده

08:05.472 --> 08:07.471
،اما الان، یکدفعه
... به تک تک سلولای مغزم

08:07.472 --> 08:08.471
چون تدی ـه دیگه

08:08.472 --> 08:11.472
دسترسی پیدا کردم

08:12.472 --> 08:14.472
اون یارو آشنا به نظر میرسه، نه؟

08:16.472 --> 08:17.471
تو کی هستی؟

08:17.472 --> 08:18.471
میدونی کی هست

08:18.472 --> 08:21.472
بیشتر از اونیکه فکر میکنی یادته

08:26.472 --> 08:29.471
... هر تجربه‌ای که تا حالا داشتی

08:29.472 --> 08:31.471
... هر ایده‌‌ای که موقع دوش گرفتن به مغزت خطور کرده

08:31.472 --> 08:33.471
... و وقتی داشتی مسواک میزدی از سرت پریده

08:33.472 --> 08:35.471
همه‌ش اونجاست تا برشون داری

08:35.472 --> 08:38.471
بانک میخواد بدونه
کی باعث شده ازشون شکایت بشه

08:38.472 --> 08:39.991
... اونا باید درباره‌ی اون یارو بدونن که

08:40.111 --> 08:43.472
،بخاطر فروش مواد مخدر برای تجاوز
از دانشگاه انداختنش بیرون

08:47.182 --> 08:48.806
این یارو هر سال 5 تا دستیار زن داره

08:48.807 --> 08:49.807
داستانش چیه؟

08:53.472 --> 08:55.181
دو هفته

08:55.182 --> 08:57.471
بهم گفت کارم دو هفته طول میکشه

08:57.472 --> 08:59.471
به گمونم جو گیر شدم

08:59.472 --> 09:01.471
چون دو ساعته تمومش کردم

09:01.472 --> 09:04.348
خب آره، همه‌ی پرونده‌های اونجا رو خوندم

09:04.349 --> 09:06.471
،بعد اونا از نظر خطر احتمالی
تو پنج تا ردیف دسته‌بندی کردم

09:06.472 --> 09:07.471
کاملا از روی شمم بود

09:07.472 --> 09:09.181
ردیف اول رنگش سبزه

09:09.182 --> 09:10.471
اونا ایمن‌ترین کارمندا هستن

09:10.472 --> 09:11.471
.. ردیف پنجم، قرمزا

09:11.472 --> 09:14.471
ناخوشایندترینا حساب میشن

09:14.472 --> 09:16.471
این باورنکردینه

09:16.472 --> 09:17.471
... یه چیز دیگه

09:17.472 --> 09:20.471
با تدی به هم بزن
لیاقتت بهتر از ایناس

09:20.472 --> 09:22.471
،اما خودتم میدونی
برای همین حلقه‌شو قبول نکردی

09:22.472 --> 09:25.471
خیلی وقته با همیم

09:25.472 --> 09:26.471
ترسناک ـه، میدونم

09:26.472 --> 09:28.471
اما چیزیت نمیشه

09:28.472 --> 09:30.181
قراره ترفیع بگیری

09:30.182 --> 09:32.471
سیستم بایگانی؟
بخاطرش اعتبار کسب کردی

09:32.472 --> 09:33.791
بعدش معاون رئیس میشی

09:33.911 --> 09:34.772
شش ماه رو اونجا سپری میکنی

09:34.892 --> 09:35.868
... بعدش بانک با هزینه خودش

09:35.988 --> 09:36.891
میفرستت دانشگاه بازرگانی

09:37.011 --> 09:38.472
از کجا میدونستی قصد دارم فوق لیسانس بگیرم؟

09:38.473 --> 09:40.471
میدونم واسه دوست پسر سابقت تقاضانامه پر کردی

09:40.472 --> 09:42.471
هنوز با تدی حرف نزدم

09:42.472 --> 09:44.471
تو به باهوشیه بقیه کارمندای اینجایی

09:44.472 --> 09:46.471
چطور ممکنه درباره‌ی فوق لیسانس فکر نکنی؟

09:46.472 --> 09:47.471
دیگه چی میدونی؟

09:47.472 --> 09:49.471
هیچ خانمی تو هیئت مدیره ندارن

09:49.472 --> 09:51.101
تا حالا هم نداشتن

09:51.221 --> 09:52.471
این تغییر میکنه

09:52.472 --> 09:54.471
تو میتونی این سمت رو بگیری، جسمین

09:54.472 --> 09:55.759
منکه مدیر عامل نیستم

09:55.879 --> 09:57.471
آره، اما میتونی باشی

09:57.472 --> 09:58.471
میتونی شغلی رو داشته باشی که میخوای

09:58.472 --> 10:00.471
... میتونی مردی تو زندگیت باشه که درکت میکنه

10:00.472 --> 10:01.471
لیاقتش رو داری

10:01.472 --> 10:03.472
فقط باید بدونی چطور بخوای

10:05.182 --> 10:07.471
یه جورایی منو درک میکنی

10:07.472 --> 10:08.113
البته که میکنم

10:08.233 --> 10:09.472
پرونده‌تو خوندم

10:12.472 --> 10:15.181
این احساس رو یادمه
دنیا ماله منه

10:15.182 --> 10:17.472
فقط باید تصمیم بگیرم باهاش چیکار کنم

10:19.472 --> 10:21.349
!هی

10:21.974 --> 10:23.471
اشکال نداره اگه من بزنم؟

10:23.472 --> 10:24.471
فقط یه ثانیه طول میکشه

10:28.472 --> 10:30.471
وقتی بچه بودم
بابام یکی دو تا درس بهم داد

10:30.472 --> 10:32.471
... اما اگه بخوام کاملا باهاتون رو راست باشم

10:32.472 --> 10:34.520
هیچ وقت برام روشن نشده بود ... تا همین حالا

10:34.640 --> 10:37.057
اسمشُ تغییر بده
... دیگه هات داگ نمی‌فروشی

10:37.177 --> 10:38.343
بجاش هات داگای هنری میفروشی

10:38.463 --> 10:39.136
مسئله بعدی اینه

10:43.472 --> 10:45.471
کاپ کیکا دیگه باب نیستن

10:45.472 --> 10:48.471
،کارشناسا هیچ وقت "پای" رو قبول نداشتن
پس این اتفاق نمی‌افته

10:48.472 --> 10:49.639
مجله "تیپینگ پونتس" رو خوندی؟
درباره‌ی کارشناسا غذا میدونی؟

10:55.472 --> 10:58.181
دارم بهت میگم، سیزار
اگه بسازیش، مشتریام میان

10:58.182 --> 10:59.471
کیش و مات

10:59.472 --> 11:00.472
کیش و مات

11:00.974 --> 11:02.472
کیش و مات

11:04.472 --> 11:05.472
باید در ازای پول بازی کنیم

11:11.472 --> 11:13.472
واسه سرگرمی میزنم

11:13.473 --> 11:16.471
بابا، اینجا رو ببین

11:16.472 --> 11:18.471
خوبه

11:18.472 --> 11:21.471
... کتابای درسی پزشکی برادرم

11:21.472 --> 11:22.472
هنوز تو خونه پدر و مادرمه

11:22.473 --> 11:25.471
هیچ کسی نتونست بفهمه مشکل پدرم چیه

11:25.472 --> 11:27.182
چرا خودم نتونم؟

11:29.472 --> 11:32.182
یکدفعه، دقیقا میدوسنتم دنبال چی هستم

11:35.472 --> 11:36.973
این

11:36.974 --> 11:40.471
یه عکس از مادر بزرگ و پدر بزرگم تو ماه عسل

11:40.472 --> 11:44.472
چشماش، مثل چشمای بابام هست

12:00.472 --> 12:03.472
تو خانواده‌مون ارثی ـه

12:04.472 --> 12:05.806
تا حالا خمار بودید؟

12:05.807 --> 12:08.471
،آره، دقیقا همین حس رو داره
فقط بدتر

12:08.472 --> 12:10.471
خیلی بدتر

12:10.472 --> 12:12.348
اوه، برایان، قیافت داغون ـه

12:12.349 --> 12:14.348
صبح بخیر

12:15.038 --> 12:15.951
بابا

12:18.472 --> 12:20.473
... فکر کنم بیمارت این باشه

12:23.472 --> 12:24.472
هموکروماتوز

12:24.473 --> 12:27.471
یه ویژگیه که تو خانواده‌مون ارثیه

12:27.472 --> 12:29.471
،مامان بزرگ هلن هم همین مریضی رو داشته
همینطور پسر عموت اسکات

12:29.472 --> 12:32.471
... تو بدترین نوعش رو گرفتی و

12:32.472 --> 12:35.472
... چون بدنت نمیتونه آهن رو دفع کنه

12:35.473 --> 12:37.471
باشه، بس کن! فقط بس کن

12:37.472 --> 12:39.471
... یه شب رو زمین خوابیدی

12:39.472 --> 12:41.348
و یکدفعه یه پا دکتر شدی، برایان؟

12:41.349 --> 12:42.806
بابا، یه لحظه گوش کن، باشه؟

12:42.807 --> 12:45.471
... نوع ارثیه هموکروماتوز

12:45.472 --> 12:48.181
یکی از شایع‌ترین بیماریاییه که اشتباه تشخیص میدن

12:48.182 --> 12:49.471
... دکترا اونو با

12:49.472 --> 12:52.471
ده دوازده تا بیماری دیگه اشتباه می‌گیرن

12:52.472 --> 12:53.471
و اگه اونا نتونستن اینو بفهمن، تو چطور تونستی؟

12:53.472 --> 12:54.472
داستانش طولانیه

12:54.473 --> 12:57.806
... اما اونا میتونن این آزمایش رو بکنن

12:57.807 --> 13:00.471
بهش میگن آزمایش اشباع ترانسفرین

13:00.472 --> 13:03.471
... و

13:03.472 --> 13:06.471
فکر کنم شما ها باید این آزمایش رو بدید

13:06.472 --> 13:07.974
امروز

13:11.472 --> 13:13.181
یه پیام جدید دارید

13:13.182 --> 13:15.471
... برایان، نمی‌دونم چطور میدونستی

13:15.472 --> 13:17.181
اما حق با تو بود

13:17.182 --> 13:19.471
پدرت هموکروماتوز داره

13:19.472 --> 13:20.471
... اما در مورد پدر تو

13:20.472 --> 13:24.181
دکتر میگه بیماری تو کبدش متمرکز شده

13:24.182 --> 13:25.471
و میگن پیوند کبد لازم داره

13:25.472 --> 13:29.471
اما مطمئن نیستن
به موقع یه کبد برای پیوند پیدا بشه

13:29.472 --> 13:32.181
بهم زنگ بزن

13:32.182 --> 13:34.471
،پس دست آخر
... این قرص یکی از مشکلاتم رو رفع کرد

13:34.472 --> 13:36.471
... که خودم هیچ وقت نمی‌تونستم حلش کنم

13:36.472 --> 13:38.471
و یه مشکل دیگه جلو پام گذاشت

13:38.472 --> 13:40.639
کبد پیدا کنم؟

13:40.640 --> 13:42.349
حتی چطور میشه این کار رو کرد؟

13:43.472 --> 13:44.974
یه قرص دیگه لازم داشتم

13:52.974 --> 13:55.471
سلام؟

13:55.472 --> 13:56.974
ایلای؟

14:03.472 --> 14:04.472
اوه، خدای من

14:09.472 --> 14:10.472
اوه، خدای من

14:13.974 --> 14:15.471
باید به پلیس زنگ بزنم

14:15.472 --> 14:16.471
... صبر کن

14:16.472 --> 14:17.471
... اگه بخوام به بابام کمک کنم

14:17.472 --> 14:18.974
بهتره اون قرصا رو پیدا کنم

14:27.974 --> 14:29.472
اوه، خدا جون

14:31.182 --> 14:32.472
گیره‌ی پول نبود، خونه به هم ریخته بود

14:32.473 --> 14:33.472
،اما کار هر کی بوده

14:33.473 --> 14:36.471
معلومه ایلای رو به خوبیه من نمیشناخته

14:36.472 --> 14:37.639
... همیشه یه جای مخفی

14:37.640 --> 14:39.472
داخل گیتار آکوستیکش داشت

14:48.472 --> 14:50.181
!باز کن، ایلای! باز کن

14:50.182 --> 14:51.471
!لازمه باهات حرف بزنیم

14:51.472 --> 14:52.472
... هر چی میخواد از این در بیاد تو

14:52.473 --> 14:55.806
مطمئنم برایان فینچ صلاحیت نداره از پسش بر بیاد

14:55.807 --> 14:57.806
نه بدون کمک

14:57.807 --> 14:59.471
!کسی نیست

14:59.472 --> 15:02.472
گوشی ایلای، ممکنه به درد بخوره

15:09.974 --> 15:12.471
ظاهرا راهه سریعی برای بیرون رفتن نیست

15:12.472 --> 15:14.181
... اما چی میشه اگه یکدفعه بدونی

15:14.182 --> 15:16.471
چقدر قدرت تو دستات داری؟

15:16.472 --> 15:18.471
... منظورم دقیقا چقدره

15:18.472 --> 15:20.472
درست تا همون لحظه که تار آخرین ماهیچه توان داره

15:20.473 --> 15:22.471
!هی

15:22.472 --> 15:24.403
FBI

16:14.974 --> 16:18.471
سه تا مسیر، با سه تا پیامد احتمالی

16:18.472 --> 16:21.181
... آدم وسوسه میشه بره سمت پارک

16:21.182 --> 16:22.471
... تا اینکه یادت میاد شهردار گشتیای پیاده‌ی

16:22.472 --> 16:24.472
میدون "یونیون" رو دو برابر کرده

16:27.472 --> 16:30.472
... میتونم به سرعت از خیابون رد بشم

16:31.807 --> 16:33.471
اما بهتره بیخیالش بشم

16:33.472 --> 16:35.793
مترو، خودشه

16:35.913 --> 16:37.612
!تکون نخور، دستا بالا

16:48.472 --> 16:49.806
!هی

16:49.807 --> 16:52.471
فکر خرونه‌ایه؟ حتما

16:52.472 --> 16:56.471
اما چی میشه
اگه هر چی فیلم مستند دیدی به یاد بیاری؟

16:56.472 --> 16:57.973
هر کلاس مثلثاتی که داشتی؟

16:57.974 --> 16:59.471
میتونه دو دو تا چهارتا بکنی؟

16:59.472 --> 17:01.181
... میتونی دقیقا بفهمی

17:01.182 --> 17:02.639
ترن کجا می‌ایسته؟

17:02.640 --> 17:06.973
... اگه یقین داری که راننده میتونه ببینتت

17:06.974 --> 17:10.471
فکر کنم کاملا نزدیک شدی

17:10.472 --> 17:12.472
90درصد مطمئنم

17:14.472 --> 17:16.472
شاید 80 درصد

17:23.182 --> 17:27.181
... و اگه یادت بیاد یه خط متروکه

17:27.182 --> 17:29.471
نزدیک ایستگاه ال تو میدون "یونیون" هست

17:29.472 --> 17:33.471
... احمقانه‌‌ترین شیرینکاری که میکنی

17:33.472 --> 17:36.471
... ممکنه به زیرکانه‌ترین

17:36.472 --> 17:39.472
لحظه‌ی زندگیت تبدیل بشه

17:54.472 --> 17:56.348
اسمش برایان فینچ ـه

17:56.349 --> 17:57.471
... از نرم افزار تشخیص چهره

17:57.472 --> 17:59.471
تو فیلمای مترو استفاده کردیم

17:59.472 --> 18:00.806
پروفایلش که میگه اساسا هیچ کاره‌س

18:00.807 --> 18:04.471
،و با اینحال
از دست شش تا مامورمون فرار کرد

18:04.472 --> 18:05.471
... دیدم پرید جلوی ترن ال

18:05.472 --> 18:07.471
و اونو جلوش متوقف کرد
مثل اینکه داشت حریفشو از میدون به در میکرد

18:07.472 --> 18:09.471
نکته‌ت چیه؟

18:09.472 --> 18:11.262
میدونست ترن قراره بایسته

18:11.382 --> 18:14.471
چرا ازمون خواستی
ایلای وایت‌فورد رو برای بازجویی بیاریم اینجا؟

18:14.472 --> 18:16.472
انتظار داشتی چی تو آپارتمانش پیدا کنی؟

18:18.472 --> 18:21.472
برای چیزی که امروز دیدی توضیحی وجود داره

18:23.472 --> 18:25.471
... فینچ مظنون اصلی ـه

18:25.472 --> 18:28.471
،در سال 2011
... اداره مبارزه با مواد مخدر مواد فروشی رو دستگیر کرد

18:28.472 --> 18:32.471
که ترکیبات نوتروپیک میفروخت
NZT-48 و اسمش رو گذاشته بود قرص

18:32.472 --> 18:34.342
ما نمیدونم منبعش از کجا بود

18:34.462 --> 18:37.008
اما رو مناطق چندگانه‌ی مغز اثر میذاره

18:37.128 --> 18:40.127
و باعث بهبود ادارک و شناخت میشه که تا حالا ندیدید

18:40.128 --> 18:42.127
منظورم اینه، اتفاقاتی آزمایشگاه رو ضبط کردیم
... که ممکنه باعث بشه در مورد

18:42.128 --> 18:44.127
کل مفهوم غیر ممکن تجدیدنظر کنی

18:44.128 --> 18:46.004
آزمایشگاه"؟"

18:46.005 --> 18:47.127
تو خودت قدرت فهمت خیلی بالاس، ربکا

18:47.128 --> 18:51.079
کاربرد چندگانه‌ای داره  NZT مطمئنم میتونی تصور کنی

18:51.199 --> 18:52.697
... همه‌ی افراد مورد آزمایش یا از مرکز اطلاعات بودن

18:52.698 --> 18:55.696
همشون دواطلب شدن ...  FBA یا

18:55.697 --> 18:57.696
ما از اون ترکیب تقلید کردیم
و قرصای مشابهی ساختیم

18:57.697 --> 19:01.696
تصاویر سمت چپ برای زمانیه
که یک سال از تحقیقات گذشته بود

19:01.697 --> 19:03.696
خدای من

19:03.697 --> 19:06.696
برنامه بعد از دو مورد مرگ متوقف شد

19:06.697 --> 19:07.696
... اونا فقط

19:07.697 --> 19:09.696
مغازه رو تخته کردن؟

19:09.697 --> 19:12.696
چیه  NZT نمی‌دونیم ارتباط برایان فینج با

19:12.697 --> 19:16.696
اما افراد مهمی دنبال این هستن

19:16.697 --> 19:18.696
تمام منابعی که لازم داری در اختیارته

19:18.697 --> 19:20.696
پیداش کن

19:20.697 --> 19:22.696
فقط منم یا کل دنیا یکدفعه عوض شد؟

19:22.697 --> 19:24.198
نمی‌تونیم با این دید درباره‌ش فکر کنیم

19:24.199 --> 19:25.696
یه پرونده فراری ـه، پس بریم سراغش

19:25.697 --> 19:27.198
من میرم سراغ والدین فینچ

19:27.199 --> 19:28.696
میخوای به اداره‌های دیگه‌م خبر بدی؟

19:28.697 --> 19:30.696
آره. هی

19:30.697 --> 19:33.198
،تو مترو
... تفنگت رو بهش نشونه رفته بودی

19:33.199 --> 19:35.199
میتونستی راحت بزنیش، چرا شلیک نکردی؟

19:40.697 --> 19:42.696
از جمعیت اونجا ترسیدم

19:42.697 --> 19:44.697
ممکن بود گلوله تو اون تونل کمانه کنه

19:47.697 --> 19:49.696
میدونی خودت باید به این رسیدگی کنی، درسته؟

19:49.697 --> 19:51.573
اونا فکر میکنن ایلای رو تو کُشتی

19:51.574 --> 19:53.696
،اما خودت اینو میدونستی
برای همین گوش ایلای رو برداشتی

19:53.697 --> 19:55.696
... در عرض 40 ثانیه  GPS ،وقتی روشنش کنی

19:55.697 --> 19:57.697
،به برج مخابراتی وصل میشه
باید سریع عمل کنی

20:05.697 --> 20:07.696
ایلای، قرصام تموم شده"

20:07.697 --> 20:08.696
هانی هم نمیتونه چیزی پیدا کنه

20:08.697 --> 20:10.696
باید بیشتر بگردیم

20:10.697 --> 20:12.696
پیشی بگیریم  M-R مجبوریم از رقبا تو

20:12.697 --> 20:14.696
"همون بانک "منچستر ـ رید ـه  "M-R" این

20:14.697 --> 20:17.696
مصرف میکنن  NZT ،دو نفر دیگه‌م تو بانک

20:17.697 --> 20:19.696
... درآمد ایلای ده برابر شد

20:19.697 --> 20:21.696
وقتی از اون قرصا استفاده میکرد

20:21.697 --> 20:23.696
همینطور این یارو، جِی وینستون

20:23.697 --> 20:27.406
و این یارو، آدام هانی‌کات

20:27.407 --> 20:29.406
آدام هانی‌کات

20:29.407 --> 20:31.406
جِی وینستون

20:31.407 --> 20:33.696
مصرف میکنن  NZT آدمای دیگه‌ای هستن که

20:33.697 --> 20:36.696
وینستون اسم یه هتل
تو "سوهو" رو به عنوان آدرسش قرار داده

20:36.697 --> 20:38.696
تو سوئیت یه هتل زندگی میکنه

20:38.697 --> 20:39.696
از اینجا سه کلیومتر فاصله داره

20:39.697 --> 20:41.697
اول برو اونجا

20:42.697 --> 20:44.696
برایان؟

20:44.697 --> 20:47.696
مطمئنید منظورتون پسر ماست؟

20:47.697 --> 20:50.696
امنترین گزینه برای پسرتون، تسلیم شدنه

20:50.697 --> 20:54.696
اگه باهاتون تماس گرفت، لطفا اینو بهش بگید

20:54.697 --> 20:56.696
ببخشید، متوجه نمیشم

20:56.697 --> 20:59.220
با ایلای دوست بود

21:00.240 --> 21:01.697
برایان ممکن نیست اونو بکُشه

21:04.905 --> 21:06.393
شاید نه اون برایانی که میشناختید

21:06.513 --> 21:08.697
... اما اگه داره مصرف میکنه

21:08.698 --> 21:10.696
پس دیگه مثل قدیماش نیست

21:10.697 --> 21:13.332
مامور هریس، بذارید یه سؤال ازتون بپرسم

21:13.452 --> 21:14.603
شما بچه دارید؟

21:15.333 --> 21:15.696
نه

21:16.137 --> 21:17.441
... صحیح، پس براتون سخت میشه

21:17.561 --> 21:19.696
ما رو درک کنید

21:19.697 --> 21:21.696
... برایان تو این دنیا راهشو گم کرده

21:21.697 --> 21:24.696
و میتونم باور کنم ممکنه از این دارو مصرف کرده باشه

21:24.697 --> 21:26.807
اما در مورد یه چیز اشتباه می‌کنید

21:27.697 --> 21:29.697
پسرمون قاتل نیست

21:34.647 --> 21:36.646
... اخبار ژاکت چرمیم رو خیلی بزرگش کرد

21:36.647 --> 21:39.646
پس یه کت و شال از رختکن هتل برداشتم

21:39.647 --> 21:41.646
شرمنده دارم کُتت رو می‌دزدم، تانر ایوانز

21:41.647 --> 21:45.646
،اما راستشو بخوای
یه کوچولو مثل اُسکولا هستی

21:45.647 --> 21:47.647
الان دیگه باید برم سوئیت جِی وینستون

21:49.976 --> 21:52.646
قبلا هم یه قفل رو باز کردم

21:54.647 --> 21:55.646
البته تو یه موقعیت متفاوت

21:55.647 --> 21:57.646
وقتی داری این کار رو میکنی
همینطور آروم فشار بده

21:57.647 --> 22:00.646
از سنجاق برای کنترل حرکت پین‌ها استفاده میشه

22:00.647 --> 22:03.646
... بعد در مسیر ورود کلید یه آچار ترک وارد می‌کنید

22:03.647 --> 22:05.646
... بطوری که پین‌ها رو به طرف بالا هل بده

22:05.647 --> 22:07.647
و باعث باز شدن قفل بشه

22:13.647 --> 22:15.646
سه نفر تو بانک "منچستر ـ رید" دارن قرص مصرف میکنن

22:15.647 --> 22:18.646
و دو نفرشون در عرض 18 ساعت می‌میرن؟

22:18.647 --> 22:19.814
خودکشی نیست

22:19.815 --> 22:22.647
اینا رو می‌کُشه  NZT یه نفر داره بخاطر قرص

22:23.982 --> 22:26.646
اولین قرصی که خوردم
اثرش 12 ساعت طول کشید

22:26.647 --> 22:29.647
،قبل از اینکه اثرش بره
هنوز وقت دارم یه کار دیگه‌م بکنم

22:49.647 --> 22:52.138
اینقدر غرق کارت هستی

22:52.258 --> 22:53.646
متوجه نشدی اومدم تو

22:53.647 --> 22:56.647
اونجا نیست

22:58.647 --> 22:59.891
چی میخوای؟

23:00.011 --> 23:01.646
هنوز نمی‌تونم بگم قاتل ایلای کیه

23:01.647 --> 23:03.254
اما چیزای زیادی میتونم بهت بگم

23:03.374 --> 23:05.646
هستی  FBI تو مامور
به جاهای دسترسی داری که من ندارم

23:05.766 --> 23:07.646
منابعی داری که من ندارم

23:07.647 --> 23:10.524
با هم سر در میارم واقعا کار کی بوده

23:17.372 --> 23:18.505
... اگه الان اسلحه‌مو بهم بدی

23:18.625 --> 23:19.619
احتمالا بهت شلیک نمی‌کنم

23:19.739 --> 23:22.066
مصرف میکنن  NZT کسایی دیگه‌‌ای تو بانک هستن که

23:22.186 --> 23:24.646
یکیشون اسمش جِی وینستون ـه

23:24.647 --> 23:27.646
،همین حالا
جسدش تو سوئیت هتل تو "سوهو" افتاده

23:27.647 --> 23:29.646
یه جوری صحنه‌سازی کردن که خودکُشی به نظر بیاد

23:29.647 --> 23:31.646
اما فکر میکنم یه نفر ایلای و جِی رو کُشته

23:31.647 --> 23:34.149
،اگه ویسنتون اون دارو رو داشته
واسه کُشتنش انگیزه داری

23:34.269 --> 23:37.109
بهم انگیزه هم میده بیام اینجا
و درباره‌ش بهت بگم؟

23:37.229 --> 23:38.406
... یه نفر داره کارمندای "منچستر ـ رید" رو

23:38.526 --> 23:40.580
،مصرف میکنن  NZT که قرص
میکُشه

23:42.269 --> 23:44.268
این لپ‌تاپ جِی وینستون ـه

23:44.269 --> 23:46.436
... داره  "Hapaboy" چند تا ایمیل از یه نام کاربری به اسم

23:46.437 --> 23:48.436
... اما چیزی نیست که بهش گفت

23:48.437 --> 23:50.436
،چیه  "Hapaboy" اسم واقعی
اما قبلا با جِی همکار بوده

23:50.437 --> 23:53.268
تو یکی از بانک‌های بزرگ کار میکنه
فقط نمی‌دونم کدوم یکی

23:53.269 --> 23:55.603
میدونه جِی برای پیشرفت کردن
یه چیزی مصرف میکرده

23:55.604 --> 23:56.603
اونو میخواد

23:56.604 --> 23:58.268
... داستانت سرنخای زیادی داره

23:58.269 --> 24:01.268
که برم دنبالشون

24:01.269 --> 24:03.268
بیشتر معتادا همینطور دروغ میگن

24:03.269 --> 24:06.268
مشکلت چیه؟

24:07.269 --> 24:09.978
بخشی از درونت مجبوره باور کنه حق با منه

24:09.979 --> 24:12.269
برای همین تو جایگاه مترو بهم شلیک نکردی

24:16.146 --> 24:19.771
اوه! تو خانواده‌ت یکی رو بخاطر اعتیاد از دست دادی

24:21.771 --> 24:23.268
... "شبی از اسلحه"، "چطور زمان رو متوقف کنم"

24:23.269 --> 24:25.146
اینا کتابای خاطرات معتاداس

24:26.269 --> 24:27.268
مادرت معتاد بود؟

24:27.269 --> 24:29.268
بس کن

24:29.269 --> 24:31.269
دیگه جدی هستم

24:33.269 --> 24:35.268
... نه، وایسا

24:35.269 --> 24:39.268
این جدیدترین عکس پدرت ـه

24:39.269 --> 24:41.770
حداقل ماله ده ساله پیشه

24:41.771 --> 24:45.269
فکر میکنی تحت تاثیر قرار گرفتم
که میتونی تو زندگیم سرک بکشی؟

24:45.270 --> 24:48.603
باهوش نیستی، نئشه‌ای

24:48.604 --> 24:49.498
هر چند دروغ نمیگم

24:49.618 --> 24:50.338
از اینجا برو

24:55.771 --> 24:58.269
اسلحه‌تو با خودم نمیبرم

24:59.269 --> 25:01.269
میدونم بخاطرش ممکنه تو دردسر بیفتی

25:09.559 --> 25:11.558
پدرم چطوره؟

25:11.559 --> 25:14.559
این چیزا رو نمی‌دوسنتی
مگه اینکه با پدر و مادرم حرف زده باشی

25:14.560 --> 25:18.060
واقعا مریض به نظر میاد

25:18.061 --> 25:19.559
... اون شب رو تو یه هتل گذروندم

25:19.560 --> 25:21.558
که برای بازسازی بسته شده بود

25:21.559 --> 25:24.558
،به محض اینکه اثر قرص از بین رفت
شکمم زیر و رو شد

25:24.559 --> 25:26.558
... همه چیو گفتم  FBI به

25:26.559 --> 25:29.558
مصرف میکنه  NZT جز اسم نفر سومی که

25:29.559 --> 25:31.558
آدام هانی‌کات

25:31.559 --> 25:33.559
اگه هنوز زنه باشه، حتما قرص داره

25:37.559 --> 25:38.558
هی

25:38.559 --> 25:40.558
هاواییه ...  "Hapa" کلمه

25:40.559 --> 25:42.558
یعنی یه نفر چند ملیتی ـه

25:42.559 --> 25:43.558
... میتونی کمکم کنیم بریم سازمان منابع انسانی

25:43.559 --> 25:44.955
تو "وال استریت"؟

25:45.075 --> 25:47.435
ببینیم اگه دلالی با ملیت هاوایی وجود داره؟

25:47.436 --> 25:48.558
یکی هم سن ایلای؟

25:48.559 --> 25:50.558
داری داستات فینچ رو چک میکنی؟

25:50.559 --> 25:52.141
بی‌اجازه وارد آپارتمانت میشه

25:52.261 --> 25:53.803
اسلحه‌تو بهت نشونه می‌گیره

25:53.923 --> 25:55.558
هر چند دلیلیش رو نمی‌تونم بفهمم

25:55.559 --> 25:56.725
ریسک بزرگی بود

25:56.845 --> 25:58.558
... تازه، برایان اطلاعات مفیدی بهم داد

25:58.559 --> 26:00.060
و بعدش اسلحه رو گذاشت و رفت

26:00.061 --> 26:01.558
یه آدم گناهکار همچین کاری میکنه؟

26:01.559 --> 26:02.558
برایان"؟"

26:02.559 --> 26:04.558
فینچ، حالا هر چی

26:04.559 --> 26:06.558
هی

26:06.559 --> 26:08.558
انجامش میدم

26:08.559 --> 26:09.559
ممنون

26:18.269 --> 26:19.559
!نه، ببین! وایسا، وایسا

26:19.559 --> 26:20.558
وایسا، میدونی من کی هستم؟

26:20.559 --> 26:21.599
من ایلای رو نکُشتم

26:21.719 --> 26:23.558
جِی رو هم نکُشتم

26:23.559 --> 26:25.558
اینجا اومدم  NZT واسه یه قرص

26:25.559 --> 26:28.559
ـ نه، برو پی کارت، مرد
ـ میخواستم ازت بدزدم

26:28.559 --> 26:29.558
میخواستم ازن کِش برم

26:29.559 --> 26:31.558
باشه؟ اما فقط واسه اینکه
بتونم ثابت کنم کی ایلای رو کُشته

26:31.559 --> 26:33.558
و به بابام کمک کنم، باشه؟

26:33.559 --> 26:36.558
،گوش کن
من اون کسی نیستم که تو اخبار درباره‌م میگن

26:36.559 --> 26:39.558
آدم بدی نیستم

26:39.559 --> 26:40.558
اما کمک نیاز دارم

26:40.559 --> 26:42.559
باشه؟

26:44.559 --> 26:45.726
اوه، خدا

26:45.727 --> 26:48.558
حرفتو باور میکنم

26:48.559 --> 26:50.559
حرفتو باور میکنم

26:53.559 --> 26:55.558
اوه، خدای من

26:55.559 --> 26:59.558
ایلای همیشه درباره‌ی تو حرف میزد

26:59.559 --> 27:01.558
به تو حسودیش میشد

27:01.559 --> 27:03.435
تسلیم شد

27:03.436 --> 27:04.559
اما تو هیچ وقت نشدی

27:06.559 --> 27:08.558
می‌تونم کمکت کنم

27:08.559 --> 27:09.894
برات یه قرص میارم

27:16.559 --> 27:19.893
فقط صدای تلق تولوق، درسته؟

27:19.894 --> 27:21.558
مسئله مهمی نیست

27:21.559 --> 27:24.558
اما کنجکاو شدم

27:24.559 --> 27:26.558
آپارتمان آدام تمیز و مرتب بود

27:26.559 --> 27:28.558
مثل کسایی که اختلال وسواس اجباری دارن

27:28.559 --> 27:30.558
همه چی قرینه بود

27:30.559 --> 27:33.558
تقریبا همه چی

27:33.559 --> 27:36.060
... گلدون سمت راستی ممکنه

27:36.061 --> 27:37.559
پنج سانت از اون یکی بلندتر باشه

28:46.559 --> 28:49.558
قرصات داشت تموم میشد

28:49.559 --> 28:50.893
برای همین به حساب ایلای و جِی رسیدی

28:50.894 --> 28:52.558
قرصای اونا رو برداشتی

28:52.559 --> 28:54.558
آره، باید از شر این خلاص میشدم

28:54.559 --> 28:56.060
رفیقت ایلای خیلی موذی بود

28:56.061 --> 28:57.726
با استفاده از تحقیقات بازار رو به دست گرفت

28:57.727 --> 29:00.558
پس واقعا بزرگترین پاداش ... اون گیره‌ی پول

29:00.559 --> 29:01.558
حق من بود

29:01.559 --> 29:02.558
اون آدم خوبی بود

29:02.559 --> 29:04.558
و تو هم کُشتیش

29:04.559 --> 29:06.268
و می‌افتی زندون

29:06.269 --> 29:07.558
میخوای بری پیش پلیسا؟

29:07.559 --> 29:10.558
هی، میخوای همین الان بهشون زنگ بزنی؟

29:10.559 --> 29:14.268
،منظورم اینه
... نمی‌تونم صبر کنم تا بهشون بگم چطور به یه فراری

29:14.269 --> 29:17.061
شلیک کردم  NZT که اومده بود سراغ یه دارو به اسم

29:19.221 --> 29:20.326
... که راستی برایان

29:20.446 --> 29:22.445
اینقدرهام خر نیستم تو آپارتمانم نگه‌ش دارم

29:22.446 --> 29:23.942
داستان اینطوری تموم میشه

29:24.062 --> 29:26.061
شاید بخاطر اون سوراخ تو پات از هوش بری

29:26.062 --> 29:27.061
شاید دستگیرت کنن

29:27.062 --> 29:30.061
... یا شاید من پیدات کنم

29:30.062 --> 29:31.564
قبل از اینکه پلیسا پیدات کنن

29:33.062 --> 29:35.771
... در هر صورت

29:35.772 --> 29:37.772
واسه من که جواب میده

29:55.062 --> 29:57.062
ـ الو؟
ـ حدس بزن چی؟

29:57.062 --> 29:59.061
اشتباه میکردم  "Hapaboy" در مورد

29:59.062 --> 30:01.942
برایان؟

30:02.062 --> 30:03.062
فینچ ـه؟

30:03.063 --> 30:06.061
میدونم

30:06.062 --> 30:08.640
اسم واقعیش اندرو بن ـه

30:08.760 --> 30:10.061
،تو این دو هفته اخیر
تعطیلات رفته بود هندوراس

30:10.062 --> 30:14.380
اسم قاتل آدام هانی‌کات ـه

30:14.500 --> 30:17.156
... و هنوز نمی‌تونم اینو ثابت کنم

30:17.276 --> 30:18.343
... اما اون

30:18.463 --> 30:20.942
یه جورایی بهم شلیک کرد

30:21.970 --> 30:23.183
ـ چی؟
ـ آره

30:23.303 --> 30:24.355
بیمارستانی؟

30:24.475 --> 30:25.823
... نه، من

30:25.943 --> 30:27.326
اما به شماها یاد دادن، درسته؟

30:27.446 --> 30:29.399
تا زخم گلوله رو ببندید؟
... در صورتیکه

30:29.519 --> 30:31.519
ـ موقعیت اضطراری چیزی پیش اومد؟
... ـ بهمون میگن

30:31.519 --> 30:34.730
ـ برید بیمارستان
... ـ آره، خب
"تیر خورده"

30:34.850 --> 30:37.352
... ـ نمی‌تونم برم پس
... ـ ازم میخوای یادت بدم چطور زخم گلوله رو

30:37.352 --> 30:40.350
ببندی؟
چرا توقع داری همچین کاری برات بکنم؟

30:40.351 --> 30:41.685
چون من بیگناهم

30:41.686 --> 30:43.685
گلوله کجاست؟

30:43.686 --> 30:45.350
هنوز تو پاته؟

30:45.351 --> 30:47.755
نمی‌دونم. نه، فکر کنم رد شده

30:47.875 --> 30:50.164
خونریزیت قرمز رنگه یا تیر شده؟

30:50.165 --> 30:52.165
ـ فکر کنم تیره
ـ باشه، خوبه

30:52.165 --> 30:53.164
یعنی به شاهرگت نخورده

30:53.165 --> 30:56.165
زخمشُ هم می‌بندیم

30:56.165 --> 30:58.972
،اگه پارچه اونجا باشه
ممکنه آلودش کنه

30:59.092 --> 31:01.092
ـ باشه
ـ چاقو داری؟

31:01.092 --> 31:03.091
موچینی چیزی داری؟

31:06.092 --> 31:06.981
موچین؟

31:07.101 --> 31:08.765
آره

31:08.766 --> 31:10.253
... آره

31:10.373 --> 31:11.766
باهاش قراره چیکار کنیم؟

31:11.767 --> 31:13.765
چون نمی‌تونم تو پا خودم فروش کنم

31:13.766 --> 31:14.762
چرا میتونی

31:14.882 --> 31:16.881
به یه چیز دیگه فکر کن و انجامش بده

31:16.882 --> 31:17.881
باشه، چطوری؟

31:17.882 --> 31:20.881
چطور میتونم به یه چیز دیگه فکر کنم؟

31:22.882 --> 31:23.881
از نوشیدنی شکلات و آب گازدار خوشت میاد؟

31:23.882 --> 31:27.758
همونایی که ایساک تو "فورسست هیلز" میفروشه؟

31:27.759 --> 31:29.881
آره. تو از کجا میدونی؟

31:29.882 --> 31:32.881
یه عکس تو خونه‌تون دیدم

31:32.882 --> 31:34.881
هی

31:34.882 --> 31:36.881
یه چیزی رو میدونی

31:36.882 --> 31:38.881
... مامانم

31:38.882 --> 31:41.758
همیشه میخواست دکتر بشم

31:42.882 --> 31:45.881
... بجاش

31:45.882 --> 31:47.882
... هیچی نشدم

31:49.882 --> 31:51.882
گمون کنم

31:53.882 --> 31:54.881
برایان

31:54.882 --> 31:56.882
موفق میشی، باشه؟

31:56.883 --> 31:58.882
من کمکت میکنم

32:07.882 --> 32:09.050
برایان؟

32:36.882 --> 32:38.881
چیکار داری میکنی؟

32:38.882 --> 32:41.049
گاز پانسمان، بخیه

32:41.050 --> 32:43.049
عالی نیست، اما خونریزیت بند میاد

32:43.050 --> 32:45.881
مگه اینکه دوباره کونتو به باد بدی و تیر بخوری

32:45.882 --> 32:47.881
اوه، رفتارش با بیمارا درست نیست

32:47.882 --> 32:49.882
اما تو دستای یه خبره‌ای

32:53.882 --> 32:55.882
الان وقتشه من و تو با هم یه صحبتی داشته باشیم

33:03.882 --> 33:06.049
میدونی من کی هستم؟

33:06.050 --> 33:07.881
اوه. خدا جون

33:09.882 --> 33:12.591
... برخوردی  FBI از وقتی تو آپارتمان دوستت به

33:12.592 --> 33:14.881
داشتم ردگیریت می‌کردم

33:14.882 --> 33:15.881
... و بعدش، وقتی رد آخرین تماست رو گرفتن

33:15.882 --> 33:16.881
... یکی از منابعم ره‌گیریش کرد و

33:16.882 --> 33:19.881
ما الان اینجاییم

33:19.882 --> 33:21.881
چرا؟

33:21.882 --> 33:23.881
من هیچ کی نیستم

33:23.882 --> 33:25.881
همه میگن به زودی رئیس جمهور میشی

33:25.882 --> 33:27.881
من هنوز رسما اعلام نکردم

33:27.882 --> 33:29.881
،اما بین خودمون باشه
من حتی نمی‌دونم اگه بخوام اقدام کنم

33:29.882 --> 33:31.758
میدونی چند وقته تو مجلس سنا هستیم؟

33:31.759 --> 33:32.881
واقعا شوکه‌کننده‌س

33:32.882 --> 33:34.881
نمی‌دونم میتونم بیخیالش بشم

33:34.882 --> 33:37.280
NZT یه قرص

33:38.211 --> 33:39.983
میدمش به تو

33:40.622 --> 33:42.503
اگه قاتل تو نیستی، برو اثبات کن

33:43.125 --> 33:46.124
اما بعدش میخوای چیکار کنی؟

33:46.125 --> 33:48.125
بری سر کار موقتی؟

33:48.126 --> 33:52.124
هر روز یه کم نزدیکتر میشی به 30 سال ...40 سال

33:52.125 --> 33:53.124
میدونم چه حسی داره

33:53.125 --> 33:55.124
حس تنهایی

33:55.125 --> 33:56.626
خدا جون

33:56.746 --> 33:58.745
،بدنت سریعتر و سریعتر میخوادش
آره

33:58.746 --> 34:00.745
،فکر میکنی الان بد ـه
اما فقط بدترم میشه

34:00.746 --> 34:03.745
... در واقع، ممکنه این لحظه رو به عنوان آخرین باری که

34:03.746 --> 34:05.745
احساس انسان بودن کردی بخاطر بیاری

34:05.746 --> 34:08.745
اما میتونی اینطوری زجر نکشی، برایان

34:08.746 --> 34:10.745
امروز صبح یه قرص خوردم

34:10.746 --> 34:12.745
الان چهار ساله که هر روز یه قرص میخورم

34:12.746 --> 34:14.745
یادم نمیاد آخرین بار کِی حالم بد شد

34:14.746 --> 34:15.746
حقیقت نداره

34:15.747 --> 34:18.745
نه، دو سال پیش سردرد گرفتم

34:18.746 --> 34:20.745
چطور این کار رو میکنی؟

34:20.746 --> 34:22.746
اون

34:25.746 --> 34:27.745
میلیونا دلار صرف تحقیقات محرمانه میشه

34:27.746 --> 34:30.455
این رو سیستم آنزیم چرخه‌ای کار میکنه

34:30.456 --> 34:32.745
معنیشو نمیدونی
مهم نیست

34:32.746 --> 34:35.745
تنها چیزی که باید یادت باشه
... اینکه هر چند وقت یه بار

34:35.746 --> 34:38.745
باید بهت تزریق بشه

34:38.746 --> 34:42.746
مصرف کنی  NZT و میتونی هر چقدر دلت بخواد
بدون اینکه عوارض جانبیش روت اثر کنه

34:44.746 --> 34:46.745
... تو در شُرف داشتن یه زندگی هستی

34:46.746 --> 34:49.081
که بیشتر مردم حتی تصورشُ نمیکنن

34:51.746 --> 34:53.745
... میتونه به یاد بیاری

34:53.746 --> 34:55.745
تو رحم مادرت بودن چه حسی داره؟

34:55.746 --> 34:57.745
من میتونم

34:57.746 --> 34:59.745
وقتی میخوام ریلکس کنم بهش فکر می‌کنم

34:59.746 --> 35:03.745
تا حالا فکر کردی چرا آدما باید پیر بشن؟

35:03.746 --> 35:05.745
اجتناب‌ناپذیره؟

35:05.746 --> 35:07.248
مطمئن نیستم

35:09.456 --> 35:12.080
پس، صبر کن
چه کوفتی میخوای بهم پیشنهاد کنی؟

35:12.081 --> 35:14.745
یه قرص بهم پیشنهاد میکنی؟

35:14.746 --> 35:16.745
... خب، اگه اوضاع همونطور که انتظار دارم پیش بره

35:16.746 --> 35:19.745
که لازم داری می‌گیری  NZT هر چقدر

35:19.746 --> 35:21.745
چرا؟ چرا بهم کمک میکنی؟

35:21.746 --> 35:23.745
... بیا بگیم به کسی تو جایگاهی نیازم دارم

35:23.746 --> 35:24.745
که به زودی صلاحیت پیدا میکنی بهش برسی

35:24.746 --> 35:26.080
اما یه چیز

35:26.081 --> 35:30.745
این حرفا اینجا بین خودمون میمونه

35:30.746 --> 35:34.745
... والدینت، به هر کسی بگی  ،FBI اگه به

35:34.746 --> 35:37.745
... یه مرگ خیلی دردناک و آروم در انتظارته

35:37.746 --> 35:38.746
که میتونی ذره ذره حسش کنی

35:40.747 --> 35:44.745
پس تصمیمت چیه، برایان؟

35:44.746 --> 35:46.746
حاضری یه آدم مهم بشی؟

35:57.746 --> 35:59.745
یه قرص

35:59.746 --> 36:02.746
آخرین فرصتی که میتونم بیگناهیمو اثبات کنم

36:32.747 --> 36:35.745
یه مدرکی وجود داره که آدام از شرش خلاص نمیشه

36:35.746 --> 36:38.746
فقط باید بریم پیداش کنم

36:45.747 --> 36:47.745
هی، رفیق

36:47.746 --> 36:49.174
مطمئنی برچسب اسمت درسته؟

36:49.294 --> 36:49.745
چی؟

36:49.865 --> 36:51.746
ـ آره
... ـ هی، تا حالا یکی از اون ویدئوهای

36:51.746 --> 36:53.746
آموزشی رو درباره‌ی جیب‌بری دیدی؟

36:53.747 --> 36:56.745
تنها کاری که باید بکنی
... اینه که یه لحظه حواس طرف رو پرت کنی

36:56.746 --> 36:58.745
،و اینطور میتونی هر چی رو بدزدی
مثل این تفنگ

36:58.746 --> 37:00.745
هی، نگران نباش، فرانسیس

37:00.746 --> 37:02.745
به کسی صدمه نمیزنم، باشه؟

37:02.746 --> 37:04.745
شرمنده همه هستم
دارم از اینجا سرقت می‌کنم

37:04.746 --> 37:05.745
ببخشید

37:05.746 --> 37:07.745
فقط سعی کنید آروم باشید

37:07.746 --> 37:10.342
الان میتونی دکمه آژیر بی‌صدا رو بزنی

37:10.462 --> 37:12.095
میخوای خودم بزنم؟

37:12.215 --> 37:14.745
،هم زنگ بزن  FBI به
بگو با ربکا هریس کار داری

37:14.746 --> 37:18.746
بهش بگو برایان فینچ با یه تفنگ اومده اینجا

37:20.746 --> 37:23.745
آدمای زیادی اون بیرون جمعن، نه؟

37:23.746 --> 37:25.745
اینجا چیکار داریم، برایان؟

37:25.746 --> 37:26.745
... میدوسنتی آدام هانی‌کات

37:26.746 --> 37:28.745
کارای بانکیش رو اینجا انجام میده؟

37:28.746 --> 37:29.746
... مجبور شد فرمای افشاگری مالی رو پر کنه

37:29.747 --> 37:31.745
"قبل از اینکه بیاد بانک "منچستر ـ رید

37:31.746 --> 37:32.745
همه‌شو خوندم

37:32.746 --> 37:34.745
... NZT بهم گفت تو آپارتمانش قرص

37:34.746 --> 37:36.745
... نگه نمیداره، اما بر طبق

37:36.746 --> 37:39.913
،مدیر اینجا
یه صندوق امانات طبقه پایین داره

37:39.914 --> 37:42.746
بیا بریم ببینیم چی توشه

37:57.746 --> 37:59.746
اون ساعت رو ببین

38:10.746 --> 38:13.745
اینو می‌بینی؟

38:13.746 --> 38:15.746
این خون ایلای وایتفورد ـه

38:15.747 --> 38:18.080
می‌بینمش

38:18.081 --> 38:21.080
خب، در اینصورت، من تسلیم میشم

38:21.081 --> 38:23.080
و پلیس هنوز سعی داره
همه‌ی اطلاعاتُ در کنار هم قرار بده

38:23.081 --> 38:24.745
.. همین چند لحظه پیش

38:24.746 --> 38:25.962
... با مادر مقتول حرف زدیم، و اون

38:26.082 --> 38:28.746
ـ میخواستی منو ببینی؟
ـ آره

38:28.746 --> 38:31.745
از سی‌تی اسکن برایان فینچ کپی گرفتم

38:31.746 --> 38:34.745
رو دیدی  NZT فایلای
این درست به نظر میاد؟

38:34.746 --> 38:37.745
مصرف کرده  NZT برایان حداقل دو دوز قرص

38:37.746 --> 38:39.622
مغزش باید از نو عصب‌گذاری بشه

38:39.623 --> 38:40.745
... و با اینحال، مثل یه

38:40.746 --> 38:42.745
جوون 28 ساله کاملا سالمه

38:42.746 --> 38:45.745
مصون ـه  NZT برایان در برابر عوارض جانبی

38:45.746 --> 38:47.746
،نمی‌دونیم چطور
اما حتما میخواییم اینم بفهمیم

38:47.747 --> 38:49.745
... میخوای برایان رو مطالعه کنی تا

38:49.746 --> 38:50.913
یه نسخه ایمن دارو رو بسازی

38:50.914 --> 38:54.745
... رو ساخته، راستی  NZT هنوز نمی‌دونیم کی

38:54.746 --> 38:56.745
ممکنه اون بیرون باشه به هر کی این قرصا رو بده

38:56.746 --> 38:57.913
یه مسابقه تسلیحاتی ـه، ربکا

38:57.914 --> 38:59.913
و برایان میتونه کمکمون کنه ببریم

38:59.914 --> 39:01.745
یه انسان ـه

39:01.746 --> 39:03.455
در واقع، آدم خوبیه

39:03.456 --> 39:05.746
و من فقط این فکر رو میکنم؟

39:09.746 --> 39:12.745
... مصرف کنه  NZT اگه برایان در هر صورت

39:12.746 --> 39:14.745
،هر دفعه که مصرف میکنه
... اساسا

39:14.746 --> 39:16.745
باهوشترین انسانِ روی زمین میشه

39:16.746 --> 39:18.080
این یه منبع ـه

39:18.081 --> 39:20.746
ـ بیا منبع خودمون بکُنیمش
... ـ داری میگی

39:20.746 --> 39:22.746
ـ با ما کار کنه؟
ـ میتونی مشاور صداش کنی

39:22.746 --> 39:25.745
... میتونیم روش مطالعه کنیم، آره، اما

39:25.746 --> 39:27.745
اتهامات بانک از بین میره

39:27.746 --> 39:29.746
"بهتره ببیریمش تو خونه‌ی امن واقع در "گرین پوینت

39:29.747 --> 39:31.622
من رابطش میشم

39:31.623 --> 39:33.746
با همچین قدرتی که داری بهش اعتماد میکنی؟

39:35.746 --> 39:38.533
مطمئن نیستم به هر کی این قدرتُ داره اعتماد کنم
... اما

39:38.653 --> 39:40.745
اگه اینجا نگه‌ش داریم، میتونم زیر نظر بگیرمش

39:40.746 --> 39:43.745
و میتونیم ازش استفاده کنیم

39:43.746 --> 39:45.745
... بریان پتانسیل این رو داره که از هر

39:45.746 --> 39:47.745
... ماموری تو این بخش

39:47.746 --> 39:50.622
مؤثرتر باشه

39:52.747 --> 39:54.745
نه

39:54.746 --> 39:56.745
نه؟

39:56.746 --> 39:58.745
نه تا وقتی واسه پدرم یه کبد تازه جور کنی

39:58.746 --> 40:00.745
،این کار رو بکن
منم هر کار میخوای می‌کنم

40:00.746 --> 40:02.747
ـ ما اینطوری کار نمی‌کنیم
ـ خب، این شروعشه

40:02.747 --> 40:05.622
... یه نفر، یه جایی تو زنجیره غذایی

40:05.623 --> 40:07.080
میتونن اسمشو تو لیست پیوندیا ببرن اول لیست

40:07.081 --> 40:09.745
... اگه به همین مهمی که میگی باشم

40:09.746 --> 40:11.745
پس اون شخص رو پیداش کن ... یا نکن

40:11.746 --> 40:14.745
برایان با قید ضمانت آزاد شدی

40:14.746 --> 40:16.247
میتونستی بیفتی زندون

40:16.248 --> 40:17.745
... و حتی اگه قبول نکنی، واقعا میخوای

40:17.746 --> 40:19.746
به زندگی سابقت برگردی؟

40:20.746 --> 40:23.746
هر کاری واسه نجات بابام میکنم

40:28.746 --> 40:29.913
شنیدم شانس آوردی

40:29.914 --> 40:31.745
برایان

40:31.746 --> 40:34.113
واقعا فردا میخوان عملت کنن؟

40:34.233 --> 40:37.072
میدونی، مجبور نیستی وانمود کنی
غافلگیر شدی

40:38.332 --> 40:39.290
... FBI اون خانمه از

40:39.410 --> 40:40.745
امروز صبح اومد دیدنم

40:43.746 --> 40:45.080
... جزئیات رو بهم نگفت

40:45.081 --> 40:46.745
... اما گفتش

40:46.746 --> 40:48.745
... اون گفت

40:48.746 --> 40:51.746
تو باعثش شدی

40:52.746 --> 40:54.746
چه اتفاقی برات افتاده؟

40:55.746 --> 40:58.081
فرق کردی

40:59.746 --> 41:02.080
آره، یه وقتی برات همه چیو تعریف می‌کنم

41:02.081 --> 41:04.745
اوه، پسر، خیلی بهت افتخار میکنم، بچه جون

41:04.746 --> 41:06.745
حتی نمی‌دونی چیکار کردم

41:06.746 --> 41:08.745
لازم نیست بدونم چیکار کردی

41:08.746 --> 41:10.745
امروز صبح وحشت زده از خواب بیدار شدم

41:10.746 --> 41:12.745
فردا، امیدوار از خواب پا میشم

41:12.746 --> 41:13.914
تو باعثش شدی

41:15.746 --> 41:17.746
زندگیمو نجات دادی

41:20.746 --> 41:22.746
ممنونم

41:24.746 --> 41:27.745
میدونی، حق با تو بود

41:27.746 --> 41:30.745
درباره‌ی پدرم

41:30.746 --> 41:33.746
،وقتی بچه بودم
واسه ده سال مواد مصرف میکرد

41:33.747 --> 41:36.745
... دست آخر مامانم نصفه شب من و خواهرم

41:36.746 --> 41:38.746
برداشت و از اون خونه رفت

41:38.747 --> 41:43.247
ملحق شدم، اونم ترک کرد  FBI وقتی به

41:43.248 --> 41:45.745
... پارسال یه شب اومد دیدنم، و

41:45.746 --> 41:47.913
یه چیزی درست نبود

41:47.914 --> 41:51.745
گفت کل زندگیش کور بوده

41:51.746 --> 41:53.745
... اما امشب

41:53.746 --> 41:55.745
میتونه ببینه

41:55.746 --> 41:58.455
... وقتی رفت

41:58.456 --> 42:01.745
،گفت دفعه بعد که ببینمش
آدم متفاوتی شده

42:01.746 --> 42:03.746
یه انسان بهتر

42:05.746 --> 42:08.746
،سه هفته بعدش
جسدش تو رودخونه "ایست" پیدا شد

42:10.746 --> 42:12.745
متاسفم

42:12.746 --> 42:14.746
میدونی چی از اون شب یادمه؟

42:15.747 --> 42:17.745
چشماش

42:17.746 --> 42:20.745
یه برق خاصی داشت

42:20.746 --> 42:24.746
مثل چشمای تو روی جایگاه مترو

42:26.746 --> 42:27.745
برای همین بهم شلیک نکردی

42:27.746 --> 42:30.745
مصرف کرده بود  NZT فکر کنم پدرم اون شب قرص

42:30.746 --> 42:32.745
... و اگه بتونم سر در بیارم منبعش از کجاست

42:32.746 --> 42:35.746
شاید بتونم بفهمم چه بلایی سرش اومد

42:36.914 --> 42:38.746
این کار رو قبول کردی، برایان

42:38.747 --> 42:41.746
الان وقتشه

42:43.248 --> 42:45.745
فقط بهم دروغ نگو

42:45.746 --> 42:47.746
هیچ وقت

42:55.456 --> 42:57.456
از این بابت مطمئنی؟

42:59.746 --> 43:01.746
نتونستم به پدرم کمک کنم

43:02.746 --> 43:04.746
شاید بتونم به تو کمک کنم

43:06.241 --> 43:12.966
.:: @bollbolljan_com ::.