﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:06.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:07.990 --> 00:12.230
فکر کنم عاشقت شدم ته یانگ

00:14.610 --> 00:16.590
حالا می خوای چی کار کنی؟

00:20.280 --> 00:22.150
...گفته بودی داری ازدواج می کنی

00:22.150 --> 00:24.640
...گفتی مثل احمقا رفتار کنم

00:24.640 --> 00:27.670
حالا میگی عاشقم شدی؟
سرکارم گذاشتی؟

00:27.670 --> 00:31.820
برای بیرون آوردن تو از اونجا
یه عروسی پر خرج رو بهم زدم و یه مشت اراجیف گفتم

00:31.820 --> 00:33.300
اونوقت تو میگی سرکارت گذاشتم؟

00:33.300 --> 00:35.230
چرا این کارُ می کنی؟
این کارت منُ می ترسونه

00:35.230 --> 00:38.440
بار اولی که همُ دیدیم
گفتی ارواحُ می بینی

00:38.440 --> 00:40.750
فکر کردم مسخره بازی درمیاری
منم از تو ترسیدم

00:40.750 --> 00:42.990
احساستُ درک می کنم

00:42.990 --> 00:46.040
اما قبولش کردم
تو هم قبولش می کنی

00:47.870 --> 00:51.590
اینکه من قبولش کنم چیزی عوض میشه؟

00:51.590 --> 00:55.970
چون منظورم رو نگرفتی برات چندتا مثال می زنم

00:56.530 --> 01:00.530
هربار که ازم خواستی کنارت بخوابم و دستهامُ گرفتی

01:00.530 --> 01:02.320
من همیشه

01:02.320 --> 01:03.510
با کمال میل برات انجام دادم

01:03.510 --> 01:06.770
منظورت اینه که دیگه نمی تونم بهت دست بزنم؟

01:06.770 --> 01:11.500
من برای لذت بردن این کارُ نمی کنم
هیچوقت هدفم لذت بردن نبود

01:11.500 --> 01:14.530
می دونی از رو ناچاری این کارُ می کنم
چون مجبورم

01:14.530 --> 01:18.480
تو دلیل محکمی برای این کار داری
ولی من دیگه دلیلی برای انجامش ندارم

01:18.480 --> 01:22.660
برام جای سوال بود چرا وقتی همه چی بد پیش میره
باز هم تو رو کنار خودم نگه داشتم

01:23.510 --> 01:25.290
دلیلش این بود که

01:27.530 --> 01:29.890
دوستت دارم

01:34.930 --> 01:39.160
از ترس اینکه مبادا شروع به کنترلت کنم
فکر کردم ازدواج می تونه مانع این کارم بشه

01:39.160 --> 01:41.650
حتی سعی کردم تو رو یه احمق فرض کنم
تا حساب کتاب هام با هم بخونن

01:41.650 --> 01:42.940
ولی تو که
فتی نمی خواستی این کارُ بکنی

01:42.940 --> 01:46.860
خیلی سعی کردم جلوی خودمُ بگیرم
ولی حالا دیگه کاری رو می کنم که دلم می خواد

01:46.860 --> 01:50.520
حالا نوبت توئه که قلدری کنی و منُ تحمل کنی

01:50.520 --> 01:52.370
قبول می کنی؟

01:53.770 --> 01:55.990
سر در نمیارم

01:55.990 --> 01:59.760
اگه دوستم داری، نباید کاری کنی منم عاشقت بشم؟

01:59.760 --> 02:04.370
فکر کردی این یه اعترافِ شیرینِ عاشقانه ست
که دلتُ به دست بیارم؟

02:04.950 --> 02:08.520
این یه هشدار جدیه که حتی اگه منم سعی کردم
دلتُ به دست بیارم به هیچ وجه عاشقم نشی

02:08.520 --> 02:12.580
اگه می خوای عاشقت نشم نباید
سعی کنی دلمُ به دست بیاری

02:12.580 --> 02:16.450
صبر کن! دارم درباره یه مساله جدی صحبت می کنم
بعدا بیا

02:16.450 --> 02:18.010
...پس داری میگی

02:18.010 --> 02:22.560
تو دوستم داری ولی من
...نباید عاشقت بشم

02:22.560 --> 02:26.050
صبر کن! این یه بحث جدیه
چی؟

02:26.050 --> 02:27.920
...وقت ندارم گوش کنم

02:34.490 --> 02:37.900
وقتی ازت دور بودم، دلم برات
تنگ شده بود و نگرانت بودم

02:37.900 --> 02:41.590
مثل دیوونه ها زل زده بودم به تلفن و منتظر زنگ بودم
واسه همین گوشی رو خاموش کردم

02:41.590 --> 02:43.430
و جواب ندادم

02:43.430 --> 02:46.480
خب من با این اوصاف، باید چی کار کنم؟

02:50.410 --> 02:53.510
با این اوضاع...کنار بیا
و درست و حسابی

02:53.510 --> 02:55.460
حواستُ جمع کن

02:55.460 --> 02:57.350
روت حساب می کنم

03:02.550 --> 03:05.130
حالا که بهت گفتم احساس بهتری می کنم

03:05.130 --> 03:06.760
دیگه بریم

03:08.080 --> 03:11.620
ته گونگ شیل میگه که ارباب

03:11.620 --> 03:15.370
خاص ترین آدم دنیا ست

03:15.370 --> 03:17.620
این حرف اونه

03:17.620 --> 03:20.980
ارباب وقتی عروسیشُ بهم زد اومد دنبالش

03:22.960 --> 03:25.900
تو این وسط جایی نداری

03:25.900 --> 03:29.650
نظر منم همینه
حالا که موضوع رو می دونی نباید دیگه دنبالش بری

03:30.520 --> 03:33.650
این به خودم مربوطه
از حالا به بعد هم

03:33.650 --> 03:35.720
دیگه دنبال من نیا

03:35.720 --> 03:39.910
چون فکر می کردم از سر بی کاری دنبالمی
اهمیت نمی دادم

03:39.910 --> 03:42.880
ولی حالا که قضیه جدیه، تمومش کن

03:44.030 --> 03:46.860
جدی نیست

03:46.860 --> 03:50.190
برای شو های تلویزیونی مطلب جمع نمی کردم که

03:50.190 --> 03:54.310
وقتی دنبالت بودم حس این بود که
دارم تو برنامه "مردان دونده" شرکت می کنم

03:54.310 --> 03:58.420
چون تو میگی تمومش کن کنار نمی کشم
تمومش می کنم چون ازت خسته شدم

03:58.420 --> 04:00.290
از شنیدنش خوشحالم

04:00.290 --> 04:02.290
گفتی دوستات اینجان

04:02.290 --> 04:04.150
برو داخل

04:09.210 --> 04:13.420
با اینکه یو جا سوک از اینکه باهاش بیرون رفتم
ازم ممنونه و باز هم ازم می خواد باهاش برم بیرون

04:13.420 --> 04:16.500
ولی فکر کرده کیه که به من میگه تمومش کنم؟

04:19.700 --> 04:23.530
فکر نمی کنی چون همش دور و برتم و لمست می کنم

04:23.530 --> 04:25.930
جذب من شدی؟

04:25.930 --> 04:31.260
علتش این نیست که جذب تو شدم
ولی حس ششم خیلی قوی ایی داری

04:31.260 --> 04:33.550
...ولی حس ششمت هیچ شباهتی به

04:33.550 --> 04:35.660
حس ششم های عادی نداره

04:35.660 --> 04:39.420
اما در نهایت حس ششمت جذبم کرد

04:39.420 --> 04:43.920
پس یعنی از این به بعد باهم میریم بیرون
و اینجوری دست همُ می گیریم؟

04:43.920 --> 04:45.520
جایی هست که دلت بخواد بری؟

04:45.520 --> 04:48.900
جاهای زیادی هست که دلم می خواد برم
...ولی تو شب

04:48.900 --> 04:51.320
...ترسناکه

04:51.620 --> 04:56.460
اما اگه اینجوری بهت بچسبم
همه جا می تونیم بریم

04:56.460 --> 04:58.930
من برات همچین مردی ام

04:58.930 --> 05:00.780
اگه دستتُ بگیرم

05:00.780 --> 05:03.860
می تونم شبها برم بازار، برم سینما

05:03.860 --> 05:05.750
حتی از دیدن مناظر شب لذت ببرم

05:05.750 --> 05:12.080
قبلا وقتی برای دیدن مناظر شبانه به یه برج می رفتم
ارواح از پنجره ها بهم حمله می کردن و مجبور می شدم در برم

05:12.080 --> 05:14.880
اگه از جاهای مرتفع خوشت میاد

05:14.880 --> 05:16.350
می خوای با هواپیمای من بری آسمونُ ببینی؟

05:16.350 --> 05:19.350
یعنی هرجا بخوام برم باهام میای؟

05:19.350 --> 05:23.410
امروز پیشت می مونم، چون از این کار لذت می برم

05:25.210 --> 05:27.420
پس کجا بریم؟

05:27.420 --> 05:31.290
بریم نام دامون؟ یا بریم دانگ دامون؟
چطوره بریم دریا؟

05:31.290 --> 05:32.780
چی کار کنم؟

05:32.780 --> 05:34.670
یه لحظه صبر کن

05:37.250 --> 05:39.430
بله منشی کیم

05:39.430 --> 05:40.860
بله

05:42.020 --> 05:43.760
متوجه ام

05:44.570 --> 05:47.040
من انتخاب کردم -
ته گونگ شیل -

05:47.040 --> 05:49.870
امروز بیا بریم اونجایی که من میگم

05:49.870 --> 05:50.900
کجا؟

05:50.900 --> 05:52.180
جایی که

05:52.180 --> 05:53.580
...پولدار ترین

05:53.580 --> 05:57.340
مردم این کشور اونجان

06:03.610 --> 06:05.990
اول از همه بیا بریم لباس بخریم

06:05.990 --> 06:09.050
شیک و مشکی

06:15.470 --> 06:18.850
مدیر مجتمع تجاری جاینت مرده

06:18.850 --> 06:21.990
الان پسرش مدیریتُ به عهده داره

06:23.320 --> 06:27.800
برای اینکه بیاریم اینجا
مجبور نبودی بگی دوستم داری

06:28.860 --> 06:32.350
همه چیز باهم اتفاق افتاد

06:32.350 --> 06:33.890
من که باور نمی کنم

06:33.890 --> 06:36.770
فقط از رادارم استفاده می کنم

06:39.110 --> 06:41.570
<i>امروز صبح، رییس مجتمع تجاری جاینت</i>

06:41.570 --> 06:46.250
<i>به دلیل بیماری،در ویلای خود درگذشت</i>

06:46.250 --> 06:50.300
<i>مراسم تدفین او به صورت ساده توسط خانواده ش برگزار می شود</i>

06:50.300 --> 06:54.250
<i>روحش شاد</i>

06:55.750 --> 07:00.170
رییس لی، آخرین لحظه های عمرشُ با همسر و پسرش نبوده

07:00.170 --> 07:02.300
با معشوقه ش تو ویلا بودن

07:02.300 --> 07:07.860
کسی که به خاطر وفاداری و عشق به خانواده معروف بوده

07:07.860 --> 07:10.980
آخر عمرش از خودش یه ضعف به جا گذاشته

07:10.980 --> 07:15.090
همه تو مراسم خاکسپاری حواس شون جمع بوده
فکر می کردن معشوقه ش میاد

07:15.090 --> 07:17.870
پسرش، رییس جاینت

07:17.870 --> 07:22.600
انگاری خیلی شوک شده بود که حتی گریه هم نکرد

07:29.600 --> 07:32.650
اون رییس مجتمع تجاری جاینته

07:37.490 --> 07:39.300
وااای

07:40.060 --> 07:41.890
چی؟ چیزی می بینی؟

07:41.890 --> 07:44.310
خوش قیافه است

07:44.650 --> 07:50.170
از بس درباره ش بد گفتی
فکر می کردم الان با یه آدم زشت و بدجنس رو به رو میشم

07:50.170 --> 07:52.250
خوش تیپ و خوش قیافه ست

07:53.510 --> 07:56.670
ما الان باهم دوست شدیم، اونوقت داری به یه مرد دیگه نگاه می کنی؟

07:56.670 --> 07:59.270
فقط رادارتُ روشن کن و اون مرد رو پیداش کن

08:00.120 --> 08:03.320
وقتی رادارم روشنه مزاحمم نشو

08:03.830 --> 08:06.750
می دونی که پول رادارمو هم پیش می گیرم، نه؟

08:06.750 --> 08:09.970
وقتی که یه روح پولدارُ گیر انداختم، یادت باشه
که دستمزد خوبی بهم بدی

08:11.290 --> 08:13.450
رییس جو، خیلی وقته که ندیدم تون

08:13.450 --> 08:14.740
سلام

08:14.740 --> 08:17.220
اوه، با شماست؟

08:18.530 --> 08:19.520
دوست دخترمه

08:19.520 --> 08:21.430
اوه، واقعا؟

08:21.430 --> 08:24.610
حتما برا مراسم بعدی شرکت باهم بیاید

08:25.140 --> 08:27.040
باشه، حتما

08:29.480 --> 08:30.890
تو چت شده؟

08:30.890 --> 08:33.570
کلی از دوست های پولدارت اینجان
نمی تونی همین طوری بهشون بگی من دوست دخترتم

08:33.570 --> 08:38.120
اگه جلو دوست های تو بگم که تو دوست دخترمی
اما جلو دوست های خودم چیزی نگم، عصبانی نمی شی؟

08:38.120 --> 08:40.490
هنوز رادارت چیزی پیدا نکرده؟

08:41.290 --> 08:44.370
نه هنوز، دارم می گردم

08:45.270 --> 08:49.230
...یه چیزی که نمی دونم چیه...همه ش روی ردارمه

09:15.520 --> 09:17.130
رییس؟

09:34.040 --> 09:35.850
دیدمش

09:36.830 --> 09:37.950
کی؟

09:38.710 --> 09:41.850
اون رییسه، مگه نه؟

09:42.350 --> 09:43.450
آره

09:43.450 --> 09:45.840
ازم یه درخواستی کرد

09:45.840 --> 09:47.550
لطفا مراقب خودت باش

09:47.550 --> 09:50.930
گفت یه چیزیه که پسرش هیچوقت نباید بفهمه

10:06.930 --> 10:08.200
<i>!پدر</i>

10:08.820 --> 10:13.410
<i>!پدر!پدر!پدر</i>

10:45.540 --> 10:48.660
تو تموم زندگیت سرمون کلاه گذاشتی

10:48.660 --> 10:51.630
اما آخرش گیر افتادی، پدر

10:52.910 --> 10:55.410
...اون زنی که تا آخرین لحظه کنارش بود

10:55.410 --> 10:59.210
زنیه که تمام عمرش دوستش داشته و مخفیانه
باهاش در ارتباط بوده

10:59.210 --> 11:02.130
گفته باید از شر همه لوازم اون زن خلاص شه

11:02.130 --> 11:04.690
نمی خوام تو ماجرای همچین عشق کثیفی دخالت کنم

11:05.150 --> 11:09.030
...اگه لحظه مرگش، یه راز مهم تجارتی رو

11:09.030 --> 11:10.320
گفته باشه، خیلی خوب میشه

11:10.320 --> 11:15.310
چند لحظه پیش که رییس جدید مجتمع تجاری جاینتُ دیدم
گریه نمی کرد و ظاهرش خیلی آشفته و وحشتناک بود

11:15.310 --> 11:17.750
...فکر کنم اینکه پدرش تو دست های معشوقه ش جون داده

11:17.750 --> 11:19.160
براش شوک آور بوده

11:19.160 --> 11:23.630
<i>کسایی مثل پدر منم هستند
که همیشه تو بغل معشوقه ها شونند</i>

11:24.960 --> 11:26.980
اگه خبر وجود معشوقه به بیرون درز کنه

11:26.980 --> 11:30.210
کلی شایعه پخش میشه
و احتمالا تو مسئله وراثت مشکل پیش میاد

11:30.210 --> 11:31.470
پس معشوقه ش می تونه بیاد

11:31.470 --> 11:34.270
...و یه بمب اساسی تو صورت رییس جاینت بترکونه

11:34.270 --> 11:35.470
فکر کن چیزی نمی دونی و بیخیال این ماجرا شو

11:35.470 --> 11:39.610
!به نظر آدم خوبی میاد
!باید جلوی انفجار بمبُ بگیریم

11:39.610 --> 11:41.510
تو طرف کی هستی؟

11:42.070 --> 11:44.500
بیا فردا بعدازظهر باهم بریم

11:44.500 --> 11:47.700
...ویلا شون تو چونگ پیونگه که دو ساعت با اینجا فاصله داره، پس

11:47.700 --> 11:49.180
می تونیم قبل غروب خورشید برگردیم

11:49.180 --> 11:51.090
...اما ویلای من تو یانگ پیونگه

11:51.090 --> 11:52.660
الان داری خودنمایی می کنی؟

11:52.660 --> 11:55.090
ویلای رییس جاینت تو چونگ پیونگه

11:55.090 --> 11:58.380
اصلا هم قصد ندارم باهات برم چونگ پیونگ
تا از شر اون بمب اتمی خلاص شیم

11:58.380 --> 12:00.150
...اگه منظورت اینه بریم یانگ پیونگ و خوش بگذرونیم

12:00.150 --> 12:02.800
همین الان می تونیم بریم

12:02.800 --> 12:06.260
یانگ پیونگ...جای خیلی قشنگیه، نه؟

12:06.820 --> 12:09.760
خوش گذرونی؟
!حتی فکرشم نکن

12:10.670 --> 12:12.670
نگران نباش، ته گونگ شیل

12:12.670 --> 12:15.090
می تونم فقط دست هاتُ بگیرم و بخوابم

12:15.090 --> 12:17.520
<i>من بهت اعتماد کردم، اگه تو بهم اعتماد نکنی</i>

12:17.540 --> 12:20.250
خیلی..ناراحت میشم

12:21.380 --> 12:23.770
!هی
کجا داریم می ریم؟

12:23.770 --> 12:25.390
رییس، من نمی تونم باهات به یانگ پیونگ بیام

12:25.390 --> 12:28.080
!باشه، نمی ریم
!اما هرکسی باید بره خونه خودش

12:28.080 --> 12:29.600
نظرت چیه؟

12:29.600 --> 12:31.090
می رسونمت خونه

12:31.090 --> 12:33.200
چرا همه ش سرت تو کار مردمه؟

12:33.200 --> 12:35.280
داری سر به سرم می ذاری؟

12:35.280 --> 12:39.020
<i>الان دارم باهات روح بازی می کنم</i>

12:39.020 --> 12:40.960
من و تو
توی محله های متفاوتی زندگی می کنیم

12:40.960 --> 12:43.530
و از نظر من بازی ارواح خیلی هم جالب نیست

12:43.530 --> 12:45.600
<i>...با این حال چون دوستت دارم</i>

12:46.140 --> 12:48.310
می خوام که باهات، دوتایی بازی کنیم

12:50.170 --> 12:53.090
وقتی که دیگه از ارواح نترسیدی

12:53.090 --> 12:56.100
...وقتی که فکر کردی می تونی تنهایی از پس شون بر بیایی

12:56.100 --> 12:59.960
بهم بگو که دیگه بازی نکنم و بفرستم خونه

12:59.960 --> 13:05.690
خودت گفتی همه چیز پایانی داره، نه؟
این بار به تو بستگی داره

13:05.690 --> 13:07.320
انجامش میدم

13:07.320 --> 13:09.990
وقتی زمانش برسه، همه چیزُ خوب تموم می کنم

13:10.810 --> 13:15.100
بیا اون گرگ و بزی نباشیم که تو طوفان همُ دیدن

13:16.620 --> 13:18.680
چه اتفاقی براشون افتاد؟

13:18.680 --> 13:20.000
یه کتاب قصه درباره شون هست

13:20.000 --> 13:22.630
اگه می تونی بخونی، حتما بخونش

13:22.630 --> 13:25.960
چون حتی نمی تونم کتاب قصه بخونم، داری بهم فخر می فروشی؟

13:25.960 --> 13:29.120
اگه این طوریه، همین الان میریم یانگ پیونگ

13:30.120 --> 13:31.580
باشه بریم
هرکاری دوست داری انجام بده

13:31.580 --> 13:35.180
<i>منم نمی خوام فقط دست هاتُ بگیرم و بخوابم</i>

13:39.030 --> 13:42.410
خودت گفتی باید کلی بهم خوش بگذره
بعدش می بریم خونه

13:43.050 --> 13:45.170
فهمیدم منظورت چیه

13:45.170 --> 13:48.550
الانم ببرم دم خونه ام

13:48.550 --> 13:53.150
چون اینجا قبرستونه، می ترسم ارواح دنبالم بیان

13:53.150 --> 13:55.030
باشه

13:55.030 --> 13:57.230
...محض احتیاط

14:05.090 --> 14:07.470
جونگ وون دوباره عروسیشُ کنسل کرده

14:07.470 --> 14:10.330
خیلی نگران و عصبی بودم
...برا همین می خواستم تا تو برسی همه کارها رو تموم کنم

14:10.330 --> 14:13.030
اما کنسلش کرد

14:13.050 --> 14:17.620
چند بار تا حالا این کارُ کرده؟
سومین باره یا چهارمی؟

14:18.230 --> 14:19.650
چهارمین باره

14:19.650 --> 14:23.380
دوباره همه جا پرشده از شایع نفرین عشق اولش

14:23.400 --> 14:25.990
فکر می کنی جونگ وون

14:25.990 --> 14:28.370
به خاطر چا هی جو این طوری می کنه؟

14:28.370 --> 14:30.490
مطمئنا این دفعه به خاطر اون نیست

14:30.490 --> 14:32.450
یه دختری هست که اسمش بنگ شیله

14:32.450 --> 14:35.450
بنگ شیل نیست، ته گونگ شیله

14:35.840 --> 14:39.000
ته گونگ شیل قدرت دیدن ارواح رو داره

14:39.000 --> 14:41.180
و گفته که روح چا هی جو رو دیده

14:41.180 --> 14:43.390
...پسر حساب گرِ من

14:43.390 --> 14:45.810
همچین داستان مسخره ای رو باور کرده؟

14:45.810 --> 14:48.310
...بله، برا همینه که

14:48.820 --> 14:53.830
هیچ وقت فکرشم نمی کنه که چا هی جو زنده باشه

14:54.330 --> 14:56.420
کانگ وو، نظرت چیه؟

14:56.420 --> 15:00.630
با گونگ شیل صمیمی شدی و زیر نظر داشتیش

15:01.120 --> 15:05.430
منم حرفاشُ باور می کنم

15:07.290 --> 15:09.600
...ته گونگ شیل

15:11.240 --> 15:12.660
برو خونه

15:12.660 --> 15:15.330
..اون داستانی که گفتی...گرگ و بز

15:15.330 --> 15:16.890
اسم داستانش چیه؟

15:16.890 --> 15:21.610
اون کتابه؟
انیمیشنش هم اومده، اونُ ببین

15:23.640 --> 15:26.950
کتابش آخرش خیلی غمگینه

15:26.950 --> 15:28.850
در هر صورت تو که نمی تونی کتاب بخونی

15:28.850 --> 15:31.630
از تو نمی خوام که برام بخونیش

15:31.630 --> 15:33.950
...رییس....داشتم فکر می کردم

15:33.950 --> 15:38.910
وقتی اولش گفتی که داشتی باهام بازی می کردی و
...خوش می گذروندی، یکم ناراحت شدم

15:38.910 --> 15:40.740
در مقایسه با حرفایی که مردم در رابطه با ارواح دیدن من میگن

15:40.770 --> 15:44.710
و بهم میگن که من بد شگونم
فکر کنم حرفی که تو گفتی بهتر از حرف اونا باشه

15:44.710 --> 15:49.790
پس...تا وقتی که باهم هستیم، بیا دوست باشیم

15:50.940 --> 15:52.750
خداحافظ

15:57.810 --> 15:59.480
باشه

15:59.480 --> 16:02.420
بعد اینکه با هم صمیمی تر شدیم و رفتیم بیرون

16:02.990 --> 16:07.390
گرگ میره خونه خودش
و بز هم میره خونه خودش

16:07.390 --> 16:09.730
باید سلامت برگردن خونه

16:28.850 --> 16:31.600
...همیشه باید همین طوری پر از زباله باشه

16:31.600 --> 16:34.730
اما کی اون ها رو هر روز خالی می کنه؟

16:34.730 --> 16:35.480
...عجیبه

16:35.480 --> 16:37.190
!ته گونگ شیل

16:37.190 --> 16:39.170
اوه، کانگ وو

16:39.170 --> 16:41.690
چند ساعت پیش انگار حالت خوب نبود، الان خوبی؟

16:41.690 --> 16:43.760
این لباسا برا چیه؟
مراسم خاکسپاری بودی؟

16:43.760 --> 16:45.010
آره

16:45.930 --> 16:48.250
راستش یه جورایی لباس جاسوسیه

16:48.250 --> 16:50.110
...رییس جو جونگ وون تو رو با خودش برد و

16:50.110 --> 16:51.900
<i>ازت استفاده کرد؟</i>

16:51.900 --> 16:52.530
چی؟

16:52.530 --> 16:56.660
رییس جو جونگ وون گفته می خواد تو رو کتار خودش داشته باشه
تا بتونه ازت استفاده کنه

16:56.660 --> 17:00.040
وا..واقعا؟

17:00.040 --> 17:02.730
...خب اینکه داره ازم استفاده می کنه درسته، اما

17:03.900 --> 17:07.970
ما تصمیم گرفتیم که با هم دوست باشیم و خوش بگذرونیم

17:08.620 --> 17:11.000
...شنیدم ازدواجشُ به خاطر تو

17:11.000 --> 17:12.970
کنسل کرده

17:12.970 --> 17:17.070
بهت گفته که از الان به بعد فقط تو
توی زندگی شی؟

17:20.180 --> 17:27.210
کانگ وو...تو گفتی که وقتی قلبت راستشُ بهت نمی گه
دردی که می کشی راستشُ میگه
درسته؟

17:27.240 --> 17:29.530
با اینکه گفت، داره راست میگه

17:29.530 --> 17:31.460
....دردش

17:32.140 --> 17:35.040
فکر کنم مسئولیت دردش با منه

17:37.910 --> 17:40.420
برو بالا
انگار با این لباس ها راحت نیستی

17:40.420 --> 17:41.610
من انجامش میدم

17:41.620 --> 17:46.100
کانگ وو، تو بودی که همیشه این سطل زباله ها رو خالی می کردی؟

17:46.100 --> 17:48.670
خب، این بار دیگه باید راستشُ بگم

17:48.670 --> 17:50.580
آره، من بودم

17:50.580 --> 17:52.330
همیشه؟

17:53.220 --> 17:57.000
به خاطر کاری که کردم...حس بدی داشتم

17:57.000 --> 17:59.250
...گفتم دوستت دارم

18:01.540 --> 18:04.590
پس بیا باهم انجامش بدیم

18:06.880 --> 18:08.560
اوه، ته گونگ شیل

18:09.080 --> 18:14.220
تو واقعا...روح چا هی جو رو دیدی؟

18:14.710 --> 18:15.880
آره

18:22.960 --> 18:26.440
!هی
...این دیگه چه طرز رانندگی کردنه

18:28.520 --> 18:31.600
ترسوندم تون؟
واقعا معذرت می خوام

18:31.600 --> 18:34.220
...خب، اگه یهو این طوری بپیچی

18:34.220 --> 18:35.520
حالت خوبه؟

18:35.520 --> 18:37.060
ببخشید

18:37.060 --> 18:41.280
من بریتانیایی هستم
به خاطر تغییرات ترافیکی یکم گیج شدم

18:41.280 --> 18:42.300
حالتون خوبه؟

18:42.300 --> 18:43.780
خوبم

18:43.780 --> 18:45.350
قبلا تو رو دیدم

18:45.350 --> 18:47.060
اهل بریتانیایی؟

18:47.060 --> 18:48.110
بله

18:48.130 --> 18:51.820
منم شماها رو یه چند باری
موقع پیاده روی دیدم

18:51.820 --> 18:54.440
به نظر همسایه ی خوبی می اومدین
و همه ش می خواستم خودمُ بهتون معرفی کنم

18:54.440 --> 18:57.890
یه روز بیا با هم چای بخوریم

18:57.890 --> 18:59.400
باشه

19:11.090 --> 19:14.650
اون عمه ی جو جونگ وونه، نه؟

19:28.560 --> 19:31.860
اولین باره که میام تو این اتاق

19:31.860 --> 19:35.490
بهتر نیست قبل از اینکه
پسرش بیاد، اینجا رو تمیز کنیم؟

19:35.490 --> 19:39.370
تو معشوقه رییسُ دیدی؟

19:39.370 --> 19:42.530
یه چند باری متوجه شدم که رییس بوی
...عطر زنونه میده، اما

19:42.530 --> 19:45.960
نمی دونستم که یواشکی میاردش اینجا

19:49.800 --> 19:54.170
<i>!به وسایلم دست نزنید  </i>

19:55.720 --> 19:59.540
چرا یهو انقدر سرد شده؟

20:00.130 --> 20:05.050
فکر نکنم مُرده ها دوست داشته باشن
آدم ها به وسایل شون دست بزنن

20:05.050 --> 20:07.870
...بیا صبر کنیم پسرش بیاد

20:07.870 --> 20:10.000
خودش اینجا رو تمیز کنه

20:53.550 --> 20:58.130
مدت زیادی از زمان خاک سپاری
...رییس پاساژ جاینت نگذشته

20:58.130 --> 21:02.070
ولی شایعه شده که اون تو
...آغوش معشوقه اش مُرده

21:02.070 --> 21:05.430
و این شایعه تو اخبار پخش شده

21:05.430 --> 21:07.970
رییس جاینت اگه اینا رو بشنوه
بدنش تو قبر می لرزه

21:07.970 --> 21:13.270
آه، پسرش قراره به زودی بیاد اینجا
در مورد مشکلات پارکینگِ کینگ دام حرف بزنیم

21:13.270 --> 21:14.240
باشه

21:14.290 --> 21:18.640
راستی... ته یانگ هم می خواد ببیندش

21:21.340 --> 21:24.590
رییس جاینت هنوز پیشم ظاهر نشده

21:25.260 --> 21:27.760
واسه همین میگم شاید پیش
پسرش خودشُ نشون بده

21:27.760 --> 21:32.250
حالا خودت... شخصا میری دنبال ارواح بگردی؟

21:32.250 --> 21:33.750
نمی ترسی؟

21:33.780 --> 21:36.430
...روح رییس... ترسناک نیست

21:36.430 --> 21:38.710
فقط خیلی ناراحته

21:38.710 --> 21:43.300
،وقتی توی مراسم خاکسپاری دیدمش
بوی تندی ازش میومد

21:43.300 --> 21:45.650
...گفتم حتما بوی عطره، واسه همین گشتم

21:45.650 --> 21:47.580
اینُ پیدا کردم

21:49.050 --> 21:52.710
این عطر مال معشوقه ی رییسه

21:52.740 --> 21:55.520
،اگر این بو رو از من حس کنه

21:55.520 --> 21:58.900
به نظرت دوباره نمیاد با من حرف بزنه؟

22:00.800 --> 22:03.720
واقعا داری ارواحُ گول می زنی؟

22:03.720 --> 22:07.940
<i>لازم نیست گولشون بزنم
خودم به اندازه کافی بینشون محبوبم
</i>

22:07.940 --> 22:09.560
درسته؟

22:17.770 --> 22:19.280
...میگم

22:19.280 --> 22:23.050
با دوستای ارواحت اومدی مهمونی چای؟

22:23.050 --> 22:26.050
یه روح هست که خیلی قهوه دوست داره

22:26.050 --> 22:28.660
اونم یکی دو تا از دوستاشُ با خودش آورده

22:28.670 --> 22:32.730
همون روح سطل آشغال؟

22:32.730 --> 22:35.260
نه، اون از جاش تکون نمیخوره

22:35.260 --> 22:36.650
با منم اصلا حرف نمی زنه

22:36.650 --> 22:38.160
واقعا؟

22:38.930 --> 22:42.400
تو با اون روح... دوست نیستی

22:57.110 --> 23:01.990
پیداش کرده و گردنش نمیندازه؟
یا اصلا پیداش نکرده؟

23:03.810 --> 23:06.830
نکنه فکر کرده انداختمش دور و ناراحت شده؟

23:13.630 --> 23:16.110
پسر رییس پاساژ جاینت به زودی می رسه اینجا

23:16.110 --> 23:17.900
بریم اتاق گفتگو

23:17.900 --> 23:19.400
باشه

23:19.420 --> 23:21.260
انقدر اذیت تون میکنه؟

23:21.260 --> 23:24.410
...اگر همه چیز رو گفتم، نباید اذیت می شدم

23:24.410 --> 23:25.620
ولی هنوز اذیتم میکنه

23:25.620 --> 23:29.990
در مورد پارکینگِ کینگ دام حرف می زنید، درسته؟

23:29.990 --> 23:32.220
نه، ولش کن

23:32.220 --> 23:35.720
منشی کیم، لطفا یه کتاب برام بیار

23:35.720 --> 23:37.020
کتاب؟

23:37.530 --> 23:38.810
...رییس می خواین خودتون

23:38.810 --> 23:42.220
کتاب بخونین؟

23:48.440 --> 23:49.300
...رییس جو

23:49.300 --> 23:51.920
کی میخوای رییس جاینت رو ببینید؟

23:51.920 --> 23:53.140
تو هتل کینگ دام منتظره

23:53.140 --> 23:54.700
...من که همیشه اینجا تو کینگدامم، پس

23:54.700 --> 23:56.760
بهش بگو بیاد اینجا منُ ببینه

23:56.780 --> 23:58.090
اون از اون آدمایی نیست که پیش قدم میشن

23:58.100 --> 24:00.470
نمی خواد بیاد اینجا و براتون توضیح بده

24:00.470 --> 24:02.550
منم آدمی نیستم که باهاش قرار
بذارم و برم براش توضیح بدم

24:02.570 --> 24:04.620
خودش می دونه که یه همچین آدمی نیستم

24:04.620 --> 24:07.080
،شما دو تا عین همین
!فکر نکنم به این زودیا بتونین همدیگرُ ببینین

24:07.080 --> 24:08.210
منشی کیم

24:08.210 --> 24:09.110
بله

24:09.110 --> 24:12.550
!اوه، اونجا رو
پسر رییس جاینت داره میاد تو

24:15.600 --> 24:17.980
!پسر رییسه

24:22.390 --> 24:24.230
یه لحظه صبر کن

24:27.090 --> 24:30.970
پسر رییس جاینت داره
به ته یانگ نگاه می کنه

24:31.450 --> 24:33.230
<i>داره باهاش حرف می زنه</i>

24:33.250 --> 24:35.990
این بو عالیه. اسم عطرش چیه؟

24:35.990 --> 24:40.290
اسمش یادم نیست

24:40.290 --> 24:43.350
اما می تونم بطریش رو نشونتون بدم

24:43.350 --> 24:45.520
لطفا نشونم بده

24:45.520 --> 24:47.370
دنبالم بیاین

24:47.370 --> 24:49.550
<i>دارن با هم میرن یه جایی</i>

24:49.550 --> 24:52.440
اتاق انتظار اونجا نیست

24:52.450 --> 24:54.940
فکر کنم دارن میرن
به سمت اتاق گونگ شیل

24:54.940 --> 24:58.210
چرا پسر رییس پاساژ جاینت داره دنبال
زنی میره که برای اولین بار دیدتش؟

24:58.210 --> 24:59.970
ممکنه چیزی اطرافش باشه؟

24:59.970 --> 25:01.870
...حتما یه چیزی اطرافشه

25:01.870 --> 25:04.640
اون چیز ازش خواسته که یه جایی بره

25:04.640 --> 25:07.760
کجا؟

25:09.890 --> 25:12.280
ویلای چونگ پیونگِ رییس جاینت

25:12.280 --> 25:15.870
پس می خواد بدونه ویلای
...چونگ پیونگ کجاست

25:15.870 --> 25:19.660
به خاطر همین می خواست
پسر رییس جاینتُ ببینه

25:19.680 --> 25:21.980
پس احتمالا دارن دوتایی میرن اونجا

25:25.540 --> 25:29.170
پسر رییس جاینت
در حال حاضر زن نداره

25:29.170 --> 25:31.320
...و به خاطر مرگ پدرش ناراحته

25:31.320 --> 25:34.010
مطمئنم ته یانگ می تونه آرومش کنه

25:35.330 --> 25:36.850
چونگ پیونگ

25:36.850 --> 25:41.340
اونجا، زیر آفتاب، بهترین جا
برای به دست آوردن دلشه

25:41.340 --> 25:42.840
...رییس

25:42.840 --> 25:46.270
نمی خواید برین دنبالش؟

25:46.270 --> 25:50.020
نباید اجازه بدین با اون مرد جایی بره

25:52.150 --> 25:55.060
آه، خیلی بدم میاد اینطوری اذیت بشم

25:55.060 --> 25:59.120
چاره ای ندارم جز اینکه برم دنبالش

26:06.740 --> 26:08.630
اینه

26:11.530 --> 26:13.430
همین بوئه

26:13.880 --> 26:16.090
این همون بوئیه که از رییس میومد؟

26:16.090 --> 26:18.560
پدرم رو می شناختی؟

26:18.570 --> 26:21.530
یه بار دیدمش

26:21.530 --> 26:25.450
احیانا تو اون زن نبودی؟

26:27.670 --> 26:30.370
مادر من از عطر استفاده نمی کرد

26:30.370 --> 26:35.100
،بعضی وقتا بابام بوی عطر زنهای دیگه رو میداد
...ولی

26:35.100 --> 26:37.210
من بهش اعتماد داشتم

26:38.200 --> 26:40.210
من اون زن نیستم

26:40.960 --> 26:42.890
خوبه

26:42.890 --> 26:44.560
...اگه اون مثل تو جوون بود

26:44.560 --> 26:47.460
بیشتر از بابام متنفر می شدم

26:53.140 --> 26:55.600
خیلی از پدرش بدش میاد

26:57.420 --> 27:00.370
وای، یادم رفت ازش بپرسم
!ویلای چونگ پیونگ کجاست

27:03.460 --> 27:06.280
ته گونگ شیل، بریم ویلای چونگ پیونگ
منم باهات میام

27:06.280 --> 27:08.380
تو که گفتی نمیای، آخه می خواستی ببینی
!چجوری بمب اتمی منفجر میشه

27:08.400 --> 27:11.540
اینطور نیست. دو سه باری رییسُ دیدم

27:11.540 --> 27:14.860
فکر کنم باید رازشُ مخفی نگه داریم

27:16.350 --> 27:17.920
بریم

27:23.490 --> 27:26.690
دهن منُ برای چی لازم دارین؟

27:26.690 --> 27:29.100
...شایعات ته گونگ و رییس جو

27:29.100 --> 27:32.580
به لطف تو خوب پخش شد

27:32.580 --> 27:36.790
،این بار به جای دهنت
به گوشات نیاز دارم

27:36.810 --> 27:38.070
گوشام؟

27:38.070 --> 27:39.840
چی می خواین بشنوم؟

27:39.840 --> 27:43.400
ته گونگ شیل تو دانشگاه هان گوک تحصیل
می کرد، ولی نتونست فارغ التحصیل بشه

27:43.400 --> 27:46.830
درست قبل اینکه فارغ التحصیل بشه
...تصادف کرد و

27:46.830 --> 27:49.360
اینجوری شده

27:49.360 --> 27:51.700
باید در مورد تصادف تحقیق کنی

27:51.700 --> 27:53.860
همه جزئیاتُ پیدا کن

27:53.860 --> 27:55.630
چرا می خواین درموردش بدونین؟

27:55.630 --> 27:59.340
...فکر کنم رییس جو عاشقش شده، ولی

27:59.340 --> 28:02.000
اگر توی اون تصادف آسیب جدی دیده باشه
...و الانم بدنش خوب نشده باشه

28:02.001 --> 28:04.140
نمی تونیم مجبورش کنیم که باهاش ازدواج کنه

28:04.140 --> 28:06.630
به خاطر اینه که می خوام بدونم

28:08.260 --> 28:11.730
حس بدی دارم، حالا
که باهم دوست شدیم

28:15.510 --> 28:18.170
دهن لقِ آقای معاون کیه؟

28:18.170 --> 28:22.370
،فکر نمی کنم تو گروه امنیتی باشه
تو گروه اطلاعاته

28:22.370 --> 28:22.970
جدا؟

28:23.010 --> 28:24.940
...میگن اون دهن لق

28:24.940 --> 28:28.500
داره در مورد گذشته گونگ شیل تحقیق می کنه

28:28.500 --> 28:30.300
گذشته ی گونگ شیل؟
چطور؟

28:30.300 --> 28:34.180
شنیدم اون موقع تصادف کرده
کی همچین اتفاقی افتاد؟

28:35.360 --> 28:36.570
...هفت سال پیش

28:36.590 --> 28:38.410
هفت سال؟
مدت زیادیه

28:38.430 --> 28:41.170
چهار ساله که از
بیمارستان مرخص شده

28:41.170 --> 28:42.850
سه سال بستری بود

28:42.850 --> 28:45.650
...حتما تصادف شدیدی بوده
چجوری تصادف کرد؟ با ماشین؟

28:45.650 --> 28:47.380
...وای، وقتی بهش فکر میکنم

28:47.380 --> 28:52.260
فکر کردن بهش قلبمُ به درد میاره

28:52.260 --> 28:54.800
دیگه نمی خوام درموردش حرف بزنم

28:56.120 --> 28:58.560
حتما بهت خیلی سخت گذشته خواهر

28:58.560 --> 29:01.340
امشب... می خوای باهم شام بخوریم؟

29:01.340 --> 29:02.150
...باهم؟

29:02.150 --> 29:07.460
،حالا که گفتی قلبت درد میکنه
می خوام بریم یه کم دل و جیگر بخوریم

29:08.200 --> 29:12.080
واقعا این کارُ بکنیم؟
من عاشق دل و جیگرم

29:12.090 --> 29:13.260
باشه

29:13.260 --> 29:14.590
باشه؟

29:15.160 --> 29:17.030
بابت قهوه ممنون

29:18.340 --> 29:22.170
با این هوش کمش خیلی آسون
...میشه ازش حرف کشید

29:22.170 --> 29:25.690
اگه تو غذاش دارو بریزم، کار اشتباهیه؟

29:25.690 --> 29:27.840
!به خودت بیا

29:31.320 --> 29:34.380
فکر پسر رییس پاساژ جاینت در طول
کنفرانس یه جای دیگه بود

29:34.380 --> 29:36.730
...به لطف اون، پارکینگِ کینگ دام

29:36.730 --> 29:39.190
همونطور که می خواستیم درست میشه

29:39.190 --> 29:42.110
حس می کنه پدرش بهش خیانت کرده

29:42.110 --> 29:43.190
گفت ازش متنفره

29:43.190 --> 29:45.570
...اگه از بچگی بهش توجه نمی کرد

29:45.570 --> 29:47.710
الانم می تونست بدون توجه به اون زندگی کنه

29:47.710 --> 29:52.310
رییس، تو هم از پدرت خوشت نمیاد؟

29:54.340 --> 29:57.940
از هم بدمون میاد

29:57.940 --> 30:01.240
به هر حال، می تونیم همینجوری بریم ویلا؟

30:01.240 --> 30:04.090
نمی خوام به جرم تجاوز
به حریم شخصی بیفتم زندان

30:04.090 --> 30:05.430
...رییس جاینت ازم خواست برم اونجا

30:05.430 --> 30:07.740
گفت اونجا منتظر ماست

30:07.750 --> 30:09.330
حتما راهنماییمون میکنه

30:20.700 --> 30:22.500
همین اتاقه

30:30.110 --> 30:31.800
اونجاست

30:33.860 --> 30:35.760
ببخشید مزاحم شدیم

30:38.950 --> 30:43.180
ازمون میخواد که عکس اون زنُ
از دوربین پاک کنیم

30:59.690 --> 31:01.570
گفت به کسی نشونش ندم

31:01.610 --> 31:04.060
ولش کن
نمی خوام ببینمشون

31:04.090 --> 31:05.410
سریع پاکش کن بریم

31:05.410 --> 31:06.220
باشه

31:13.050 --> 31:15.450
رییس، این عکسا رو خودت گرفتی؟

31:15.490 --> 31:18.100
خیلی قشنگن

31:18.590 --> 31:20.550
<i>اتاقُ تمیزش نکردم</i>

31:26.600 --> 31:28.600
تمام چیزا رو از
اینجا پاک سازی میکنم

31:29.130 --> 31:31.180
هر چیزی که اینجاست رو
می خوام بسوزونم

31:31.190 --> 31:33.210
برو اتاق مدارکشُ آتیش بزن -
باشه –

32:09.850 --> 32:11.730
جایی واسه خارج شدن و مخفی شدن نیست

32:11.790 --> 32:13.940
باید فورا پاکش کنم

32:14.600 --> 32:15.800
نمی تونی پاکش کنی

32:15.830 --> 32:19.330
اگه پیدامون کنه، اقلا باید اینُ داشته باشیم
که بتونیم این وضعیتُ توضیح بدیم

32:19.340 --> 32:21.440
ولی رییس می خواست مطمئن بشه که
پسرش اینُ نمی بینه

32:21.450 --> 32:23.100
باید اونُ به پسرش نشون بدیم

32:23.100 --> 32:24.740
فعلا باید از اینجا بریم بیرون

32:45.230 --> 32:45.910
بله؟

32:45.950 --> 32:48.050
من جو جونگ وون از شرکت کینگ دام هستم

32:48.990 --> 32:50.360
رییس جو جونگ وون؟

32:50.410 --> 32:52.860
پارکینگ مرکز خرید که امروز روش توافق کردیم

32:52.870 --> 32:56.620
تماس گرفتم که بگم فکر می کنم این توافق نامه
ممکنه بیش از حد یک جانبه و به سود ما باشه

32:56.660 --> 32:59.730
خُب، راستش
ما هم بعد جلسه فهمیدیم که یه اشتباهاتی داشتیم

32:59.740 --> 33:01.720
ممنون بابتِ تماستون

33:01.750 --> 33:04.240
پس من درباره این وضعیت تجدید نظر می کنم

33:04.250 --> 33:07.590
و دوباره این موضوعُ به بحث می ذارم، لطفا
همین الان تشریف بیارین کینگ دام

33:07.610 --> 33:08.790
خُب

33:08.830 --> 33:11.140
...من نزدیکه چونگ پیونگم

33:11.190 --> 33:12.730
فورا بیاین اینجا

33:12.760 --> 33:15.490
قبل از اینکه نظرم عوض بشه... فورا

33:16.960 --> 33:18.180
باشه، میام اونجا

33:18.180 --> 33:19.980
فورا خودمُ می رسونم

33:34.530 --> 33:35.800
اون رفت

33:36.470 --> 33:37.620
معلومه

33:37.660 --> 33:41.370
می تونی تصور کنی
چقدر پول از دست دادم

33:43.530 --> 33:46.160
رییس انگاری ممنونه

33:47.590 --> 33:49.280
بِدش به من، خودم پاکش می کنم

33:49.290 --> 33:51.480
بهت که گفتم، نباید به کسی نشونش بدم

33:51.510 --> 33:53.360
پس فورا این کارُ بکن، منم نمی خوام ببینمش

33:57.530 --> 33:59.190
...ولی فکر می کنم

33:59.230 --> 34:01.540
برای رییس، مهمترین چیز مخفی کردنِ اون زنه

34:01.560 --> 34:04.050
و به نظر نمیاد خیلی به پسرش
توجهی داشته باشه

34:04.800 --> 34:09.100
برای یه تاجر، خیلی دور از ذهنه که شانس گرفتنِ
همچین تصمیم مهمیُ از دست بده

34:09.150 --> 34:12.310
حالا که تو رو دیده
نباید به جای مخفی کردن معشوقه اش

34:12.340 --> 34:15.920
ازت می خواست مسائلُ
جوری جُفت و جور کنی که انگار

34:15.970 --> 34:18.400
متاسفه، یا از پسرش خجالت می کشه؟

34:21.900 --> 34:23.550
اگه قرار بود

34:25.570 --> 34:27.110
روزای آخر عمرش این طوری بگذره

34:27.150 --> 34:30.200
باید یه کاری می کرد که مسائل روشن بشن
و پسرشُ آماده می کرد

34:30.840 --> 34:32.530
اون جوری این مسئله رو مخفی کرده که

34:32.530 --> 34:36.090
آخر سر پسرش با این بُمب هسته ای بزرگ
دچار فروپاشی روانی میشه

34:41.570 --> 34:43.880
فکر می کنم این زن باشه

34:58.410 --> 35:00.010
این شخص بود؟

35:03.500 --> 35:05.300
خیلی خُب، زودتر پاکش کن که بریم

35:06.320 --> 35:07.290
... رییس

35:10.360 --> 35:13.790
... ازم خواست اینُ نشونت بدم

35:13.810 --> 35:15.030
"بهش بگو، گفتم "فراموشش کن

35:15.060 --> 35:15.980
...خُب

35:17.000 --> 35:21.350
اون گفت می خواد بدونه پسرش
وقتی عکس این زنُ می بینه چه حالی میشه

35:21.400 --> 35:24.050
اون خواست یه نگاه بهش بندازی
و راجع بهش فکر کنی

35:24.090 --> 35:25.340
من؟

35:25.980 --> 35:29.080
من از پدرم زیاد کشیدم

35:29.130 --> 35:31.060
غیر از سن و اصلیتِ اون زن ها

35:31.070 --> 35:33.090
فکر نمی کنم چیز خیلی شوک آوری باشه

35:59.150 --> 36:00.430
!ریاکار

36:07.840 --> 36:09.960
بله، رییس جو جونگ وون، دارم میام

36:10.520 --> 36:12.000
لطفا برگرد

36:12.020 --> 36:13.310
من الان

36:13.350 --> 36:15.630
تو ویلای چونگ پیونگِ شما هستم

36:15.680 --> 36:18.510
تو اتاقی که پدرت توش فوت شد

36:19.300 --> 36:20.200
بله؟

36:25.710 --> 36:27.580
شماها چرا اینجایین؟

36:29.380 --> 36:30.820
تو؟

36:32.690 --> 36:34.680
مگه نگفتی که تو نیستی؟

36:35.900 --> 36:37.810
تو معشوقه پدرمی؟

36:37.850 --> 36:39.830
!به خودت بیا

36:40.530 --> 36:42.140
اون با منه

36:42.160 --> 36:44.350
و زنی که پدرت قصد داشت مخفیش کنه

36:46.010 --> 36:46.920
اینجاست

36:50.120 --> 36:51.650
الان داری

36:52.810 --> 36:54.310
با این عکس تهدیدم می کنی؟

36:54.330 --> 36:56.440
پس

36:56.470 --> 36:58.070
لطفا با مجتمع تجاری جایِنت

36:58.080 --> 36:59.380
گورتُ از کینگ دامِ من گم کن

36:59.420 --> 37:00.970
می تونی نبینیش؟

37:01.010 --> 37:03.040
حالا که پدرم رفته

37:03.050 --> 37:04.700
این مشکلِ اونه

37:04.730 --> 37:06.590
ممکنه شوکه بشم

37:06.600 --> 37:09.260
ولی متزلزل یا فروپاشیده نمی شم

37:09.300 --> 37:12.220
من می تونم از پدرم متنفر باشم

37:12.280 --> 37:15.230
ولی نمی ذارم انگشت نمای خاص و عام بشه

37:15.240 --> 37:16.270
پس

37:17.320 --> 37:18.440
بهش نگاه کن

37:21.040 --> 37:22.050
رییس

37:22.790 --> 37:26.450
به جای مراقبت از پسرتون

37:26.490 --> 37:29.430
بهتره بذارین، پسرتون از شما مراقبت کنه

37:36.340 --> 37:38.090
این تنها عکسیه

37:38.130 --> 37:39.820
که باقی مونده

37:40.550 --> 37:44.960
اون زنیه که پدرت مخفیش کرده
و تمام عمر تو آغوشش گرفته

38:11.800 --> 38:12.900
تو طول تمام زندگیش

38:13.650 --> 38:17.300
نتونسته اون زنُ به کسی نشون بده

38:23.100 --> 38:25.600
خیلی چیزا بوده که باید ازشون محافظت می کرده

38:26.760 --> 38:29.190
پس باید سِرشت واقعیشُ مخفی نگه می داشته

38:36.160 --> 38:38.530
عطری که از پدرت به مشامت می رسه

38:39.420 --> 38:42.400
باید عطر سِرشت واقعیش باشه

38:51.290 --> 38:54.480
قبل از فوتش، می خواسته

38:54.520 --> 38:58.220
یه عکس از چهره اون زن بگیره

38:59.650 --> 39:03.560
می خواست به تنهایی براش یه مراسم تشیع جنازه
بگیره، ولی یهو از دنیا رفت

39:04.040 --> 39:06.470
اون می خواست مخفیش کنه، چون فکر می کرد

39:06.970 --> 39:08.820
وقتی اینُ بفهمی، وحشت می کنی

39:20.840 --> 39:23.060
باید به حفاظت از چیزایی که

39:24.730 --> 39:26.770
ازشون حفاظت کردی، ادامه بدم

39:50.830 --> 39:52.850
...مراسم تشیع جنازه این زنِ بیچاره رو

39:57.120 --> 39:58.990
پسرتون به جای شما برگذار می کنه

40:23.080 --> 40:26.240
پس پدرم فردا کشورُ ترک می کنه؟

40:26.720 --> 40:29.000
و هنوز نمی خواد قبلش برای دیدنِ من بیاد؟

40:29.020 --> 40:31.290
گفتم که، اون منتظرِ که شما به دیدنش برین

40:31.330 --> 40:34.320
فکر می کنی دلیلِ نیومدنش اینه که

40:34.340 --> 40:36.780
نمی خواد راجع به گردنبند توضیحی بده
به این خاطر که

40:36.810 --> 40:39.040
شاید واقعا اونُ جایی مخفی کرده؟

40:39.060 --> 40:40.950
ممکنه با مخفی کردنِ اون چیز

40:40.990 --> 40:43.790
می خواد از پسرش محافظت کنه

40:46.160 --> 40:50.070
سرپرست کانگ گفته، راجع به ته گونگ شیل
با پدرتون صحبت کرده

40:50.500 --> 40:53.380
اون ظاهرا نگرانه که

40:53.420 --> 40:55.150
ممکنه با یه داستان مضحک، فریب خورده باشین

40:55.190 --> 40:58.120
اگه خودتون شخصا بهش نگین

40:59.280 --> 41:01.360
ممکنه از طریق سرپرست کانگ
با خانم ته تماس بگیره

41:12.330 --> 41:14.250
چرا رییس مجتمع تجاری جاینت، بازم اینجاست؟

41:14.280 --> 41:17.450
تصمیم گرفتیم، دیگه راجع به مسئله پارکینگ
بحثُ باز نکنیم

41:17.500 --> 41:19.150
با اون دسته گلی که تو دستشه

41:19.190 --> 41:21.640
فکر نمی کنم به خاطرِ دیدنِ شما اومده باشه

41:22.260 --> 41:24.410
یه بار که یکی قلب گرمِ خانم ته رو حس کنه

41:24.460 --> 41:25.850
دیگه تمایل داره همین جور به دیدنش ادامه بده

41:26.880 --> 41:29.900
! دسته گلی که تو دستشه، واقعا بزرگه

41:32.130 --> 41:33.450
اون واقعا کار بهتری برای انجام دادن نداره

41:33.470 --> 41:35.480
می تونست اونُ براش بفرسته

41:36.380 --> 41:39.010
اینکه خودش تقدیمش کنه
خیلی خوشحال ترش می کنه

41:39.400 --> 41:42.400
و تازه اینجوری می تونی
با چشمای خودت ببینی که به دستش رسیده

41:50.300 --> 41:52.800
واضح بهم بگو

41:52.800 --> 41:54.430
اون به دستش رسید یا نه؟

42:09.710 --> 42:11.240
اگه گرفتش

42:11.280 --> 42:12.750
...درُ

42:12.760 --> 42:14.170
بچرخونش

42:14.210 --> 42:15.690
لطفا

42:20.500 --> 42:21.900
اونُ برداشته

42:23.040 --> 42:24.670
خوبه

42:27.200 --> 42:28.400
ازش خوشش اومد؟

42:31.320 --> 42:32.530
...فکر می کنم همین طوره، هر چند

42:37.600 --> 42:39.260
انقدر دوسش داشت؟

42:41.220 --> 42:42.960
اگه شخصا اونُ بهش می دادم

42:43.000 --> 42:45.360
می تونستم ببینم چقدر ازش خوشش اومده

42:48.680 --> 42:50.720
ولی به خودم گفتم،که این کارُ نمی کنم

42:53.030 --> 42:54.310
این کارُ نمی کنم

43:18.420 --> 43:21.750
ته یانگ برای رییس خیلی اهمیت داره

43:21.750 --> 43:24.440
ته یانگ باید تو کینگ دام بمونه؟

43:24.440 --> 43:25.970
بله

43:26.990 --> 43:30.040
چون اون خورشیدِ اربابمونه

43:30.090 --> 43:34.010
من مراتبِ تشکرتونُ بهش می رسونم

43:34.010 --> 43:36.220
خُب خیلی بد شد

43:39.500 --> 43:43.800
اوه، به رییس جو بگین

43:43.830 --> 43:47.130
تلسکوپ... منم یکی از اونا دارم

43:53.480 --> 43:56.210
موقع صحبت، اینُ بخور

43:56.210 --> 44:00.200
...آقای کیم و آقای پارک از تیم روابط عمومی

44:00.250 --> 44:02.180
اوه، برای همینه که دعوا می کنین

44:02.200 --> 44:06.100
برای از بین بردن سو تفاهم
به کمک من نیاز دارین، درسته؟

44:06.810 --> 44:11.770
چی؟ چیزی که آقای کیم گم کرده، کجاست؟

44:11.780 --> 44:13.560
...اوه، پارکینگ

44:13.560 --> 44:17.060
اوه، پشتِ اون کارتِ خرید؟ باشه، فهمیدم

44:17.060 --> 44:19.200
بله، برات پیداش می کنم

44:19.200 --> 44:21.000
...همین طور

44:22.320 --> 44:26.760
لطفا انقدر جلو نیا، مثل الان، من می ترسم

44:26.780 --> 44:29.900
اگه به این کارتون ادامه بدین، کمک تون نمی کنم
و میرم رییسُ میارم

44:29.940 --> 44:34.270
خوب می دونین وقتی لمسش کنم
چه اتفاقی می افته، درسته؟

44:45.420 --> 44:48.430
خانم ته گونگ شیل، اخیرا به دفتر رییس نرفته

44:48.470 --> 44:51.040
خیالم راحت شد

44:55.180 --> 44:56.580
برای خرید اومدین؟

44:56.610 --> 44:59.050
بله، شما چطور؟

44:59.070 --> 45:02.610
برادرزاده ام رییس اینجاست و شوهرم معاون رییس

45:02.640 --> 45:05.190
اوه، حالا فهمیدم

45:05.190 --> 45:07.510
شما ازدواج نکردین، کردین؟

45:07.510 --> 45:09.780
نه، ازدواج نکردم، به خاطر اینکه تمام زندگیم
در حال کار کردن بودم

45:09.780 --> 45:13.570
آهان، یه وقتایی برای صرف شام، به منزل من
تشریف بیارین

45:13.600 --> 45:16.600
من و برادرزاده ام تو یه ساختمون زندگی می کنیم

45:16.630 --> 45:19.410
بله، ممنونم

45:25.330 --> 45:28.490
اون خیلی نازه

45:28.510 --> 45:31.160
اسمش چیه؟

45:39.230 --> 45:43.010
چند وقتی میشه ندیدمت، جونگ وون

45:52.850 --> 45:55.250
رییس جو اینجاست

45:57.560 --> 46:00.240
من اومدم

46:00.260 --> 46:02.130
فکر می کردم نمیای

46:02.130 --> 46:06.850
اومدم چون، به جوابت اهمیت نمیدم

46:08.560 --> 46:12.120
اگه جوابِ منُ می خوای
اول باید حرف بزنی

46:12.160 --> 46:13.810
باشه

46:13.810 --> 46:17.210
هی جو، مقصر بود

46:17.220 --> 46:20.770
من کاملا توسط اون فریب خورده بودم

46:20.770 --> 46:24.070
و راجع به گردن بند مادر بهش گفتم

46:24.090 --> 46:27.010
من به خاطر زندگیِ تو قطعا از اون گردن بند گذشتم

46:27.020 --> 46:30.240
و همین طور معتقدم هی جو واسه گرفتن
اون جلو اومده بود

46:30.300 --> 46:35.000
و منم مثلِ یه احمق از گردنبند گذشتم
چون فکر می کردم باید اول جونِ تو رو نجات بدم

46:35.000 --> 46:39.510
پس همه ما توسط چا هی جو فریب خوردیم

46:39.550 --> 46:45.740
بزودی تاریخ پرونده ش به پایان میرسه
و وقتی این اتفاق افتاد، اون حادثه کاملا از زندیگیم، میره بیرون

46:46.600 --> 46:48.780
جونگ وون

46:48.800 --> 46:52.430
هنوزم به خاطر اون حادثه نمی تونی بخونی، درسته؟

46:52.430 --> 46:54.450
هنوزم وضعیتت تغییری نکرده
اونوقت فکر می کنی می تونی همه چیزُ تمومش کنی؟

46:54.450 --> 46:56.560
دیگه چیزی نمی خونم

46:57.800 --> 47:02.390
ولی یه چیز هست که می خوام بخونم

47:02.390 --> 47:06.220
به این دلیل اومدم اینجا که یه چیزی نشونت بدم

47:07.100 --> 47:10.510
اگه اینُ ببینی، ممکنه دوباره دودل بشی

47:10.530 --> 47:14.320
می تونی ببینیش و حواست بهش باشه؟

47:14.320 --> 47:15.620
به چا هی جو مربوط میشه؟

47:15.620 --> 47:20.930
آره. اگه نمی خوای نگاش کنی
میدمش به کانگ وو تا ازش مراقب کنه

47:25.200 --> 47:28.860
تصمیم خودتُ بگیر می خوای ببینیش یا نه

47:28.860 --> 47:32.100
اگه تصمیم گرفتی ببینیش برو
پیش کانگ وو برات توضیح بده

47:32.130 --> 47:34.440
حالا برو

47:40.760 --> 47:42.010
پدر

47:42.040 --> 47:47.330
...نکنه می خوای تقصیرا رو بندازی گردن خودت

47:47.340 --> 47:50.350
که من ناراحت نشم؟

47:50.400 --> 47:52.800
هر چی خودت می خوای باور کنی، باور کن

47:52.800 --> 47:57.460
میگم هیچ وقت شده خواسته
قلبی منُ بفهمی و بهم شک نکنی؟

47:57.510 --> 48:01.090
شما هم هر چی خودتون
می خواین باور کنین، باور کنین

48:01.090 --> 48:03.470
مراقب خودتون باشین

48:14.750 --> 48:16.930
چا هی جو

48:33.810 --> 48:34.910
ترسیدم

48:34.940 --> 48:38.010
اون این کتابا رو پیشنهاد کرده

48:39.660 --> 48:42.230
چرا این همه؟
فکر می کردم یکی دو تا باشن

48:42.230 --> 48:45.180
تازه کلی هم حرف گفتن بهتون بگم

48:45.800 --> 48:47.390
شش تا کتابه

48:47.390 --> 48:48.700
براتون بخونم؟

48:48.730 --> 48:52.960
نه لازم نیست
خودم می خونم

48:56.630 --> 49:00.230
<i></i>

49:01.000 --> 49:02.680
پوک

49:04.970 --> 49:07.160
پونگ

49:09.230 --> 49:11.890
چی نُن

49:13.490 --> 49:15.190
<i>بام اِه
(معنیش میشه= یه شب بارانی با رعد و برق)</i>

49:15.190 --> 49:17.780
!چه تصادفی

49:17.790 --> 49:21.540
شما هم ته یانگُ تو یه همچین
شبی دیدین، درسته؟

49:23.970 --> 49:28.580
تو می دونستی چا هی جو مجرم بود، درسته؟

49:29.280 --> 49:30.240
...خب

49:30.240 --> 49:34.420
امروز رییس رفت دیدن پدرش و همه چیُ بهش گفت

49:34.440 --> 49:36.080
واقعا؟

49:36.130 --> 49:40.840
حتی بعد دیدن روح چا هی جو هم نتونستی
چیزی در مورد مجرما بفهمی؟

49:40.850 --> 49:45.560
دیدمش، ولی چیز زیادی نفهمیدم

49:45.610 --> 49:50.710
رییس جو تا وقتی که همه چیُ
...در مورد چا هی جو نفهمه

49:50.710 --> 49:53.200
ولت نمی کنه، درسته؟

49:54.280 --> 49:56.300
آره احتمالا

49:56.300 --> 50:01.200
پس فکر کنم وقتی مجرمُ
پیدا کنیم همه چی تموم میشه

50:01.230 --> 50:05.900
می خوام این کارُ انجام بدم تا
همه این مشکلات حل بشه

50:07.580 --> 50:11.650
پس تو می خوای از کینگ دام بری؟

50:11.660 --> 50:17.970
نه، می خوام همینجا بمونم. چون باید ببینم آخرش چی
میشه تا بتونم یه زندگی جدیدُ شروع کنم

50:17.990 --> 50:20.920
راستی قراره اسباب کشی کنم

50:20.920 --> 50:23.580
می خوای از مسافرخونه بری؟

50:23.600 --> 50:26.120
نرم؟

50:26.160 --> 50:30.090
می خوای جلومُ بگیری و نذاری برم؟

50:32.050 --> 50:34.320
آخه تو مدیر اون مسافرخونه ای

50:36.030 --> 50:37.360
نرو

50:37.360 --> 50:40.620
یه آپارتمان گرفتم

50:40.650 --> 50:43.830
ولی حالا که مدیر ازم می خواد، می مونم

50:45.870 --> 50:48.040
از اونجا نمیرم

50:55.730 --> 50:58.850
داره پُز آپارتمانشُ میده؟

51:00.870 --> 51:04.820
<i>به این زودیا تموم نمیشه
حالا حالا ها همینجوری می مونه</i>

51:04.900 --> 51:08.100
یه نگاهی به اینترنت بنداز

51:08.130 --> 51:10.910
چرا؟ -
رفتی تو صدر نتایج گوگل -

51:10.910 --> 51:13.250
من؟ -
آره -

51:14.250 --> 51:16.780
سوپراستار کانگ وو

51:17.830 --> 51:19.880
دارم دیوونه میشم

51:20.000 --> 51:22.280
گرچه تو این عکس زیاد خوب نیفتادی

51:22.280 --> 51:25.100
ولی هنوزم شماره 1 جستجوهاست
بریم عینک دودی بخریم؟

51:26.720 --> 51:30.400
این مرد دوست پسر من نیست

51:30.400 --> 51:33.010
مال قبلا در این مورد تحقیق کردیم

51:33.010 --> 51:35.410
...اون سرپرست گروه امنیتی تو کینگ دامه

51:35.410 --> 51:38.880
شنیدیم خیلیم می رفتی دیدنش

51:38.900 --> 51:41.020
درسته خیلی رفتم کینگ دام

51:41.020 --> 51:44.850
صادقانه جواب بدین چون
می خوایم همه چیُ بنویسیم

51:44.880 --> 51:49.530
درسته، دوست پسر من تو کینگ دام کار می کنه

51:50.660 --> 51:53.920
ولی این شخص نیست

51:53.950 --> 51:58.770
اون... جو جونگ وونه

51:58.780 --> 52:00.200
رییس کینگ دام؟

52:00.200 --> 52:02.400
واقعا؟

52:05.340 --> 52:08.970
قراره یه خبر در مورد جو جونگ وون چاپ بشه؟
فردا؟

52:10.560 --> 52:14.970
ببین. اگه بدون اطلاع ما خبر چاپ کنن و از صحتش
مطمئن نشده باشیم، باهاشون برخورد قانونی می کنیم

52:14.970 --> 52:16.710
باشه

52:17.200 --> 52:19.520
قراره در مورد جونگ وون خبر چاپ کنن؟

52:19.560 --> 52:22.450
گفت یه شایعه در مورد ته ای ریونگ و
جو جونگ وون پخش شده

52:22.450 --> 52:23.630
چی؟

52:23.630 --> 52:27.170
جونگ وون دوست دختر داره؟

52:28.600 --> 52:32.800
نه، فقط چند بار باهاش رفتیم
...بیرون و غذا خوردیم

52:32.800 --> 52:36.610
ولی چون طرف آدم معروفیه، واسه همین
زود خبرش پخش شده. نگران نباش

52:36.620 --> 52:38.540
باید جلوی پخش شدنشُ بگیریم
و بگیم واقعیت نداره، درسته؟

52:38.540 --> 52:42.090
صبر کن. باید اول با جونگ وون
حرف بزنیم بعدا تصمیم بگیریم

52:42.090 --> 52:45.650
ولی رییس ته گونگ شیلُ دوست داره. بعدشم
ته ای ریونگ و ته گونگ شیل هم کلاسی بودن

52:45.660 --> 52:47.340
مطمئنا گونگ شیل میگه
که درست نیست

52:47.340 --> 52:52.940
پس با این حساب، باید از جونگ وون
بپرسیم که چقدر دوستش داره

52:52.940 --> 52:58.210
،اگه دوست دخترش ته ای ریونگ نیست
پس ته گونگ شیله، درسته؟

52:59.310 --> 53:04.300
متاسفم. تو اولین دیدارمون
مشکلات خونوادگی به وجود اومد

53:04.340 --> 53:06.950
اشکالی نداره

53:06.980 --> 53:09.340
خیلی خوش گذشت

53:21.500 --> 53:22.600
!ته یانگ

53:24.300 --> 53:27.100
می خواستی بعد "تصمیم گرفتم..." چی بگی؟

53:27.160 --> 53:28.190
ها؟

53:28.190 --> 53:32.060
"قبل مراسم ختم گفتی "تصمیم گرفتم، رییس
کجا رو می خواستی بگی؟

53:32.100 --> 53:33.000
چطور؟

53:33.000 --> 53:35.500
"خیلی عجیبه بگی "چطور؟

53:35.500 --> 53:37.900
می خواستم بگم بریم اونجا

53:37.910 --> 53:40.180
چیه؟ نمی خوای؟

53:42.130 --> 53:43.720
اگه می خوای بریم، همینجا منتظر باش

53:43.720 --> 53:45.670
یه دقیقه صبر کن

53:49.200 --> 53:52.000
یعنی چی؟ بعد اینکه گفته که بیخودی عاشقش نشم؟
حالا خودش می خواد فریبم بده

53:52.000 --> 53:54.100
الان منتظر بمونم یا نه؟

54:13.720 --> 54:15.270
می دونستم میای

54:15.270 --> 54:17.800
،خودمُ ازت قایم می کردم
ولی بالاخره منُ پیدا کردی

54:17.900 --> 54:20.900
وقت زیادی ندارم، پس
لطفا 10 دقیقه ای حرفاتُ بزن

54:21.000 --> 54:24.100
شکستن ظرف چینی، کنسل شدن ازدواج
فکر کنم شدیم سه به هفت

54:24.130 --> 54:25.730
جونگ وون

54:25.730 --> 54:28.820
شنیدم یه خبر قراره چاپ بشه
در مورد تو و ته ای ریونگ

54:28.820 --> 54:29.820
کی؟

54:29.820 --> 54:30.990
ای ریونگ

54:30.990 --> 54:34.550
می ارزه 20 دقیقه هم در
موردش حرف بزنیم، درسته؟

55:03.440 --> 55:06.320
،وانمود می کردم که اینُ نگرفتم
...ولی اگه بگم برش داشتم

55:06.320 --> 55:08.360
ممکنه فکر کنه یه چیزی ازش می خوام

55:17.970 --> 55:19.950
...یعنی بد میشه

55:19.950 --> 55:23.270
اگه حداقل انقدر علاقه امُ بهش نشون بدم؟

56:00.250 --> 56:02.030
خب، مهم نیست

56:02.030 --> 56:03.760
...ولی چون ای ریونگ یکی از مدل های کینگ دامه

56:03.760 --> 56:05.760
فکر کنم بهتره به خاطر
خودش این شایعاتُ تموم کنیم

56:05.760 --> 56:08.120
یعنی فقط به همین دلیل؟

56:08.120 --> 56:10.670
به خاطر گونگ شیل نیست؟

56:11.600 --> 56:13.640
تو کسی نیستی که انقدر به فکر
...خلاص شدن از این چیزا باشی

56:13.640 --> 56:17.670
واسه همین انتظارشُ داشتم که به چند خط
خبر تو روزنامه ها اهمیتی ندی

56:17.670 --> 56:20.540
ولی شنیدم همکلاسی بودن

56:20.540 --> 56:23.770
دلیلش همین نیست که می خوای
شایعاتُ متوقف کنی؟

56:23.770 --> 56:25.990
ته گونگ شیل به این چیزا اهمیت نمیده

56:25.990 --> 56:28.450
...همونطور که قبلا گفتم

56:28.450 --> 56:30.630
اون به خاطر اینجور چیزا منُ ول نمی کنه

56:30.630 --> 56:32.690
این خیلی به نظرم عجیبه

56:32.690 --> 56:35.200
چطور یه نفر می تونه به این چیزا اهمیت نده؟

56:35.200 --> 56:39.680
حتی وقتی داشتیم در مورد عروسی تو حرف
می زدیم اون فقط به گلدون نگاه می کرد
و در مورد چیزای دیگه حرف میزد

56:39.680 --> 56:41.800
درسته

56:41.800 --> 56:44.440
ولش کن
فرض کن تو یه دنیای دیگه زندگی می کنه

56:44.440 --> 56:47.000
نمی تونی با این کارات بترسونیش

56:47.000 --> 56:48.820
چون عین خیالشم نیست

56:59.980 --> 57:04.570
یعنی اصلا غرور نداره؟
انقدر تو رو دوست داره؟

57:12.340 --> 57:16.090
نه، غرور نداره

57:17.120 --> 57:20.640
اون یه دلیل خاص داره که نمی تونه ولم کنه

57:20.640 --> 57:24.460
واسه همین به این چیزا اهمیت نمیده

57:24.650 --> 57:27.240
...حتی اگه بهش بگم که دوستش دارم

57:27.240 --> 57:30.130
نمی تونه به این عشق برسه

57:30.130 --> 57:31.540
...پس

57:32.860 --> 57:34.680
خطری تهدیدش نمی کنه

57:47.850 --> 57:49.850
درست نمیگم؟

57:51.700 --> 57:53.100
آره

57:54.000 --> 57:59.430
گفتی فقط 10 دقیقه وقت دارم
چون می خواستی اونُ ببری بیرون؟

58:01.440 --> 58:03.050
بریم

58:03.050 --> 58:04.760
ته گونگ شیل

58:04.760 --> 58:06.700
همه چیُ شنیدی

58:06.700 --> 58:10.000
بازم می خوای باهاش بری؟

58:10.510 --> 58:11.390
بله

58:14.530 --> 58:16.580
واقعا برام مهم نیست

58:17.770 --> 58:20.230
...چون نمی تونم بهش برسم

58:20.230 --> 58:21.170
بریم

58:25.010 --> 58:27.090
جونگ وون

58:27.090 --> 58:31.890
صورتت... فکر نکنم اینجوری زیاد خوب باشه

58:43.500 --> 58:46.000
رییس تصمیمُ گرفتم

58:46.020 --> 58:50.080
،می خواستم برم خونه
دیگه دارم برمیگردم خونه
خسته ام

58:54.070 --> 58:56.090
رفتم

01:00:20.300 --> 01:00:22.300
نباید میذاشتم ببیندش

01:00:31.500 --> 01:00:32.900
!ته گونگ شیل

01:00:36.500 --> 01:00:39.660
می دونم اونجایی، بیا بیرون

01:00:50.500 --> 01:00:54.250
گفتی می تونی باهاش کنار بیای، پس واسه چی گریه کردی؟
ناراحت شدم

01:00:57.210 --> 01:00:58.700
<i>تو کی هستی؟</i>

01:01:00.360 --> 01:01:03.080
آها تو همون جو جونگ وون مغرور
و خودخواهی، درسته؟

01:01:03.080 --> 01:01:04.600
جو جونگ وون؟

01:01:04.700 --> 01:01:05.300
چرا اینجوری می کنی؟

01:01:05.310 --> 01:01:06.940
چرا اومدی اینجا؟

01:01:06.940 --> 01:01:08.870
یعنی انقدر دختر ساده ایه؟

01:01:08.870 --> 01:01:12.760
،چرا همه چی باید اونجوری که تو می خوای باشه
ها، عوضی؟

01:01:12.760 --> 01:01:15.720
...تو
الان چیزی تسخیرت کرده؟

01:01:15.720 --> 01:01:16.810
ته گونگ شیل نیستی؟

01:01:16.810 --> 01:01:18.960
نه عوضی، نیستم

01:01:18.960 --> 01:01:21.770
داری باهاش بازی می کنی

01:01:21.770 --> 01:01:25.150
خودش گفت. می گفت احساس
خفت می کنه که باهاش بازی می کنی

01:01:25.150 --> 01:01:28.840
پس فقط بدنتُ در اختیارش بذار
...و انقدر دور و برش نپلک و

01:01:28.840 --> 01:01:30.320
!گم شو

01:01:31.890 --> 01:01:33.420
!گفتم گم شو

01:01:33.420 --> 01:01:34.990
تو چرا گم نمیشی؟

01:01:34.990 --> 01:01:36.670
دستشُ گرفتم، باید می رفتی

01:01:39.470 --> 01:01:43.210
،رفتم بیرون و برگشتم داخل بدنش
این کارا رو هم می تونیم انجام بدیم
اصلا ارواحُ می شناسی؟

01:01:43.210 --> 01:01:44.990
...خوب نمی شناسمشون

01:01:44.990 --> 01:01:46.390
ولی تا الان خیلی هاشونُ دَک کردم

01:01:46.390 --> 01:01:49.350
به خاطر اون چند باری که ارواحُ ازش
...دور کردی، نمی تونه کاری بکنه

01:01:49.350 --> 01:01:50.890
و خیلی آسیب دیده

01:01:51.710 --> 01:01:54.300
گفت خیلی درد می کشه، نامرد

01:01:55.790 --> 01:01:57.750
فهمیدم

01:01:57.750 --> 01:02:00.000
حالا می خوام با ته گونگ شیل حرف بزنم

01:02:00.000 --> 01:02:01.860
میگه چیزی نداره بهت بگه، از اینجا برو

01:02:01.860 --> 01:02:03.090
...تو

01:02:06.410 --> 01:02:10.190
نمی دونی روح اون خانومی که واسش گردو
می شکستیم چجوری از بدنت بیرون اومد، نه؟

01:02:10.190 --> 01:02:11.910
چجوری؟ زدیش؟

01:02:11.910 --> 01:02:13.510
قشنگ نگاه کن

01:02:13.510 --> 01:02:15.820
بعدش برگرد به بدنت، باشه؟

01:02:18.820 --> 01:03:23.430
.:: @bollbolljan_com ::.