﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:04.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:06.510 --> 00:08.230
<i>!نه، نا يون</i>

00:08.300 --> 00:10.000
<i>،بيمار يو نا يون
تو نمي توني -</i>

00:10.000 --> 00:15.500
<i>در ساعت 15 و سه دقيقه ي دوم نوامبر درگذشت</i>

00:15.560 --> 00:18.430
<i>!يه نفر ممکنه به خاطر شما مرده باشه، دکتر</i>

00:18.430 --> 00:22.590
<i>دکتر کيم سونگ وو، بايد به حرفت گوش مي کردم و يه بار ديگه بررسيش مي کردم</i>

00:22.590 --> 00:24.790
<i>ما شما رو يک ماه توبيخ مي کنيم</i>

00:24.790 --> 00:27.000
<i>منُ واقعاً داريد مي فرستيد مرکز مطالعات؟</i>

00:27.000 --> 00:29.160
<i>خيلي واضح بهتون گفتم که دلم نمي خواد برم اونجا</i>

00:29.160 --> 00:31.580
<i>لطفاً نه چيزي بگيد و نه کاري بکنيد</i>

00:31.580 --> 00:32.520
<i>مي دونم که نيست</i>

00:32.520 --> 00:35.600
<i>حقيقت داشته باشه يا نداشته باشه، خودم حلش مي کنم</i>

00:35.700 --> 00:40.900
<i>اينطوري مي خوايد دست ها و پاهاي منُ يکي يکي بشکنيد؟</i>

00:41.600 --> 00:44.800
<i>قسمت 10</i>

01:06.630 --> 01:08.580
<i>ته شين</i>

01:08.580 --> 01:10.960
<i>اين آدرس مادرته</i>

01:11.950 --> 01:14.490
<i>اگر خواستي برو ببينش</i>

01:19.690 --> 01:23.280
<i>فرم پذيرش مرکز مطالعات جهاني بيمارستان دانشگاه کوانگ هيه</i>

01:45.110 --> 01:51.270
<i>پس بايد نظر شما و دکتر پارکُ يکي در نظر بگيرم؟</i>

01:52.800 --> 01:55.630
<i>چيزي که جلوتونُ واسه پيشرفت کردن در آينده مي گيره</i>

01:55.630 --> 01:57.990
<i>همين ترديدتونه</i>

02:05.480 --> 02:08.460
<i>اين که گفتيد يکي يکي</i>

02:08.460 --> 02:11.250
<i>منظورتون اينه که در آينده هم چنين موارديُ انتظار داريد، درسته؟</i>

02:52.660 --> 02:55.530
.انجامش مي دم
نه -

02:55.530 --> 02:59.160
تو مهمون مني. من بايد ازت پذيرايي کنم

03:02.320 --> 03:04.260
لطفاً بخورش ببين چطوره

03:16.230 --> 03:17.910
خوبه

03:44.080 --> 03:47.070
<i>سرپرست هان سونگ جه</i>

04:03.390 --> 04:06.130
تصميم گرفتيد بريد مرکز مطالعات جهاني؟

04:07.270 --> 04:08.210
راستش

04:08.210 --> 04:12.270
مدير جانگ براتون خيلي ارزش قائله

04:12.270 --> 04:14.840
...چون مي خواست يه جايگاه خوب بهتون بده

04:15.260 --> 04:16.930
خانم معاون

04:16.930 --> 04:18.190
...ولي من هنوز

04:18.190 --> 04:23.570
ولي هنوز دلم نمي خواد شما رو اينجا از دست بدم

04:23.570 --> 04:25.290
چي کار بايد بکنم؟

04:34.400 --> 04:38.240
مي خوام بيماري که سرطان کيستي آدنوئيد داره و پيشنهادش کرديد

04:38.240 --> 04:42.280
.رو عمل کنم
*سرطان کيستي آدنوئيد: سرطاني نادر در غدد بزاقي*

04:42.280 --> 04:45.270
نه، لازم نيست اينکارُ بکنيد

04:45.270 --> 04:49.930
شنيده م که اون بيمار تو بيمارستان دانشگاه جه ايل داره درمان مي شه

04:52.350 --> 04:53.910
در عوض

04:55.440 --> 04:59.340
يه بيمار ديگه رو درمان مي کنيد؟

05:25.350 --> 05:29.840
...ته... ته شي

05:47.760 --> 05:49.460
بخور

07:11.370 --> 07:16.820
اي بابا، نمي دونم دکتر پارک کجا خوابيده

07:29.320 --> 07:32.180
...وايسا ببينم

07:32.180 --> 07:36.650
کيف دکتر پارک کجاست؟

07:43.600 --> 07:44.880
اينجا نيست

07:44.920 --> 07:49.560
سونگ ووي بيچاره... اتفاقي که واسه بيمار يو افتاد حسابي شوکه ش کرده

07:49.560 --> 07:54.550
احتمالاً به خاطر اتفاقي که واسه دکتر پارک هم افتاد احساس بدي داره

07:54.550 --> 07:55.850
بله

07:55.850 --> 07:59.770
تو يه همچين موقعيتي، بهتر نيست حسابي تو بيمارستان سرگرم کارش باشه؟

07:59.770 --> 08:03.350
اگر تنها بمونه بيشتر افسرده ميشه

08:04.090 --> 08:05.940
ببخشيد

08:05.940 --> 08:07.810
چيکار بايد بکنيم؟

08:07.810 --> 08:11.310
فکر کنم دکتر پارک رفته

08:11.890 --> 08:14.600
رفته؟ کجا؟

08:14.600 --> 08:16.420
نمي دونم

08:16.940 --> 08:20.420
يه چمدون داشت که الان غيبش زده

08:20.420 --> 08:22.860
جواب تلفنشُ هم نمي ده

08:22.860 --> 08:26.420
رئيس هوانگ چول گو هم ازش خبر نداره

08:26.420 --> 08:30.490
به نظرت دکتر پارک به خاطر عصبانيتش از توبيخ رفته؟

08:30.490 --> 08:32.630
اينکارو نمي کنه

08:46.170 --> 08:48.520
تلفنشُ جواب نميده، درسته؟

08:49.740 --> 08:51.690
بله

09:01.650 --> 09:03.350
جواب نمي ده، نه؟

09:08.420 --> 09:10.500
جلسه رو شروع کنيم

09:16.170 --> 09:20.960
فکر کنم دکتر پارک از بيمارستان رفته که بتونه يه کم فکر کنه

09:20.960 --> 09:23.040
بهتره بهش اعتماد داشته باشيم و صبر کنيم

09:24.240 --> 09:26.180
جلسه رو شروع کنيم

09:36.060 --> 09:37.480
بفرما

09:45.140 --> 09:46.920
بيماري ه که از بخش زنان و زايمان ارجاع داده شده

09:49.660 --> 09:51.510
شما جونگ سو يون هستين؟

09:51.510 --> 09:54.270
<i>جونگ سو يون، بيمار زن 29 ساله</i>

09:54.270 --> 09:57.310
<i>6ماه پيش واسه درمان عقب افتادگي قاعدگي ش اومد بخش زنان و زايمان</i>

09:57.310 --> 10:00.100
<i>که بيماريش بيماري کوشينگ تشخيص داده شد</i>

10:03.230 --> 10:05.080
دکتر چوي آه جين

10:05.880 --> 10:07.810
!چون آه جين

10:10.260 --> 10:12.160
بله پروفسور

10:12.160 --> 10:14.500
بيماري کوشينگ چيه؟

10:14.500 --> 10:16.500
...اوه

10:16.500 --> 10:19.990
بيماري کوشينگ با سندرم کوشينگ فرق داره

10:19.990 --> 10:23.290
توي سندرم کوشينگ، به خاطر ترشح بيش از اندازه ي هورمونهايي به اسم گلوکوکورتيديس

10:23.290 --> 10:24.790
به خاطر علل دروني

10:24.790 --> 10:28.140
چربي در گردن، صورت و شکم توليد ميشه

10:28.140 --> 10:31.820
که شرايطي مثل ضعف، فشار خون بالا

10:31.820 --> 10:36.200
و افسردگي رو ايجاد مي کنه

10:37.950 --> 10:40.440
خوب بود

10:43.160 --> 10:46.350
ولي تو ام.آر.آي

10:46.350 --> 10:48.520
آدنوم هيپوفيزي نمي بينم

10:48.520 --> 10:52.230
مشکل همينجاست. توي موارد بيماري کوشينگ

10:52.230 --> 10:55.090
...توي هيپوفيز تومور ديده ميشه ولي

10:55.090 --> 10:57.790
در مورد اين بيمار، تومور مشخص نيست

10:57.790 --> 11:03.090
يه لحظه. هورمون إي.سي.تي.اچ چيزي ه که از هيپوفيز ترشح ميشه

11:03.090 --> 11:06.020
اگر توي عکس ام.آر.آي نيفتاده

11:06.020 --> 11:09.760
معنيش اينه که تومور جاي ديگه تشکيل شده؟

11:09.760 --> 11:12.830
اجالتاً، بيمارُ مي بينم و يه سري آزمايش انجام مي دم

11:12.830 --> 11:14.970
حتماً اينکارُ بکنيد. بيمار بعدي

11:14.970 --> 11:17.310
من مي گم

11:22.560 --> 11:25.570
<i>.بله، ممنونم</i>

11:25.570 --> 11:29.300
هو دونگ مين. 48 ساله

11:29.300 --> 11:33.300
بيماري ه که به خاطر سرفه و دشواري تنفس اومد به بخش ريه

11:33.300 --> 11:37.350
قبلاً مبتلا به سل شده و به خاطر همين شُش چپش کوچيک شده و

11:37.350 --> 11:40.070
الان هم تو قسمت پايين و چپ نايژه ش يه تومور ديده ميشه

11:40.070 --> 11:43.950
غده ي لنفاوي مِدياستَنش بزرگ شده

11:43.950 --> 11:45.710
ولي به نظر نميرسه متاستاز باشه

11:45.710 --> 11:47.790
تشخيص راديولوژيکش

11:47.790 --> 11:48.970
سرطان ريه ي مرحله ي اوله

11:48.970 --> 11:53.620
ولي با توجه به گزارش ثبت شده، بيمار تو ماه مارس اومده بيمارستان

11:53.620 --> 11:55.830
تا الان درمان نشده؟

11:55.830 --> 12:02.300
نه. چون مشکل مالي داشت، نتونستن عمل جراحي رو انجام بدن

12:02.300 --> 12:06.520
پروفسور سو، از کجا در مورد اين بيمار مي دونيد؟

12:06.520 --> 12:09.540
بيمارايي از بيمارستان که بيماري شون سرطان تشخيص داده ميشه

12:09.540 --> 12:12.370
...درمان نمي شن
وقتي داشتم بررسي شون مي کردم

12:12.370 --> 12:14.470
در مورد اين بيمار هم شنيدم

12:33.030 --> 12:36.770
رفتن به مرکز مطالعات چي شد؟

12:39.220 --> 12:41.070
خيلي روش فکر کردم

12:41.070 --> 12:44.160
چون اينطور که به نظر ميرسه، بايد پا پيش بذارم

12:44.160 --> 12:46.700
خوب مي فهمم که دلت نميخواد از قدرت من استفاده کني

12:46.700 --> 12:49.240
شرايط طوري شد که ديگه قرار نيست برم مرکز مطالعات

12:50.450 --> 12:51.980
چطوري؟

12:54.140 --> 12:57.520
رفتم ديدن خانوم معاون

13:02.130 --> 13:03.850
واقعاً مجبور بودي اينکارو بکني؟

13:03.850 --> 13:06.600
حتي بدون مشورت با من؟

13:06.600 --> 13:10.200
به نظرم مشکلي نبود که بخوام با شما در مورد مشورت کنم

13:10.200 --> 13:12.230
چون مشکل خودم بود

13:12.230 --> 13:14.350
مشکل... خودت

13:14.350 --> 13:17.280
هميشه يه عوضي به اسم "مشکل خودم" اين وسط هست

13:17.280 --> 13:19.730
حل شد

13:19.730 --> 13:21.940
خودتونُ نگرانش نکنيد

13:37.280 --> 13:39.860
چوي آه جين

13:40.960 --> 13:43.470
چت شده؟ انگار دنيا واست تموم شده

13:43.470 --> 13:45.650
که اينطوري له و لورده اي

13:47.040 --> 13:49.650
قطعاً يه چيزي هست

13:50.800 --> 13:53.400
بيمار يو نا يون غذا نمي خورد

13:53.400 --> 13:58.110
اونقدر که لازم بود آنتي بيوتيک دريافت نکرد و به خاطر همين هم عفونت خوني گرفت

13:58.110 --> 14:00.310
تقصير دکتر پارک نيست

14:01.960 --> 14:06.240
هرکاري لازم باشه مي کنم تا حقيقت آشکار شه و دکتر پارک برگرده

14:06.240 --> 14:08.970
اگر بگه دلش نميخواد، نمي تونيم کار زيادي بکنيم

14:08.970 --> 14:13.240
پس چشماتُ باز کن و پشتتُ صاف کن و کارتُ بکن

14:14.160 --> 14:16.550
!بله پروفسور. من به خودم ميام

14:16.550 --> 14:20.660
درسته، اگر خيلي کار نداري لباستُ عوض کن و بيا پارکينگ

14:20.660 --> 14:21.850
بله؟

14:21.850 --> 14:23.740
کارِ بيرون

14:30.970 --> 14:33.620
داريد مي گيد که پروفسور سو رو نفرستيم مرکز مطالعات؟

14:33.620 --> 14:38.910
درسته. يه کم بهش فکر کنيد، تيم برتر يه نهاد کاملاً مستقل ه

14:38.910 --> 14:41.430
به نظر من دخالت شما توي مسائل اعضاش

14:41.430 --> 14:43.710
درست نيست

14:43.710 --> 14:46.660
...خب، در اين مورد، پروفسور سو هم همينُ مي خواد

14:46.660 --> 14:50.810
خودتون گفتيد مشکلي نداريد، منم به خاطر همين اونُ پيشنهاد کردم

14:56.060 --> 14:58.180
من شرايطُ براي

14:58.180 --> 15:00.760
رئيس مرکز مطالعات توضيح داده م

15:00.760 --> 15:04.070
موقعيتش توي تيم برتر به اندازه ي کافي خوب هست

15:04.070 --> 15:06.180
به خاطر همين فرصت رفتن به مرکز مطالعات

15:06.180 --> 15:09.230
به کس ديگه اي داده ميشه

15:09.870 --> 15:13.020
آه، بله

15:19.550 --> 15:21.820
!سو جو يونگ فوق العاده ست

15:21.820 --> 15:23.970
رفت به معاون چي گفت که

15:23.970 --> 15:26.740
تصميم شون عوض شد؟

15:26.740 --> 15:28.600
چه مي دونم

15:28.600 --> 15:30.300
احتمال قضاوت خانم معاون اين بوده که بهتره

15:30.300 --> 15:35.320
همراهِ سو جو يونگ باشه نه جانگ يونگ سوب

15:35.320 --> 15:38.950
پس، جناب مدير، الان خانم معاون

15:38.950 --> 15:40.840
به شما پشت کرده؟

15:40.840 --> 15:43.870
نميدونم

15:43.870 --> 15:47.580
چه به من پشت کنه چه نکنه، من بايد راهي که "بايد" رو برم

15:47.580 --> 15:49.790
چرا؟

15:49.790 --> 15:53.470
نگران ايني که ممکنه ديواري باشم که بريزه؟

15:53.470 --> 15:55.650
اوه، عمراً اينطوري نميشه

15:55.650 --> 15:59.270
!شما مدير جانگ! يونگ! سوب هستيد

15:59.270 --> 16:01.670
واقعاً؟

16:01.670 --> 16:04.430
اگر قبولم نداري، دست کم راهتُ از من جدا کن

16:04.430 --> 16:07.020
!چي دارين ميگين

16:07.020 --> 16:11.040
!جداً بهم بر خورد، جناب مدير

16:11.040 --> 16:13.300
دايي جان، اي واي

16:13.300 --> 16:15.790
پروفسور سونگ هم اينجا بود

16:15.790 --> 16:19.080
!ياد بگير در بزني! در بزن

16:19.080 --> 16:21.730
پس چرا با سو جو يونگ تماس نگيريم؟

16:21.730 --> 16:25.770
خب، به نظرم رفته جايي

16:27.610 --> 16:31.180
دکتر کيم سونگ وو تا کي مرخصي ه؟

16:31.180 --> 16:35.180
در واقع قرار بود امروز بياد، ولي گفت که واقعاً نمي تونه

16:36.280 --> 16:38.420
عجب مصيبتي

16:38.420 --> 16:40.490
يه بار ديگه ميرم پيشش

16:41.720 --> 16:46.190
افسردگي پشت افسردگي مياد. ناراحتي هم همينطوره

16:46.190 --> 16:50.180
کسي که يه سيلي بهش بزنه و به خودش بياردش، قبل از اينکه تو ناراحتي ش غرق شه

16:50.180 --> 16:52.410
هيچ کس به غير از يه دوست نمي تونه باشه

16:53.840 --> 16:55.410
بله

17:10.140 --> 17:11.650
ممنونم

17:11.650 --> 17:13.920
همه چيُ پشت تلفن بهتون گفتيم

17:13.920 --> 17:16.890
نمي دونستيم اينطوري ميايد ديدنمون

17:17.990 --> 17:21.010
با توجه به فيلم مراجعه ي بهارتون به بيمارستان واسه کمک

17:21.010 --> 17:23.780
...استنوز توي نايژه خيلي پيشرفت کرده و

17:23.780 --> 17:27.630
اينطوري اومدم اينجا چون فکر کردم خوبه اگر بتونم فوراً درمانتون کنم

17:27.630 --> 17:29.880
پشت تلفن بهتون گفتيم

17:29.880 --> 17:33.820
از بيمارستان آورديمش بيرون

17:33.820 --> 17:35.660
فقط مي خوايم ورزش کنيم

17:35.660 --> 17:38.700
و با رژيم غذايي خودمون سالم نگه داريم

17:38.700 --> 17:40.880
ببخشيد

17:41.860 --> 17:45.860
اگر به خاطر هزينه ي درمان ه، لازم نيست نگرانش باشيد

17:45.860 --> 17:48.400
بيمارايي که توسط تيم چندرشته اي ما درمان ميشن

17:48.400 --> 17:50.980
بخش قابل توجه اي از هزينه ي درمانشون کسر ميشه

17:50.980 --> 17:54.010
بله، شنيديم

17:54.010 --> 17:55.870
...ولي شوهرم

17:55.870 --> 18:00.480
مهم نيست تيم چندرشته اي تون چه قدر خاص باشه

18:00.480 --> 18:06.420
اينطوري ميريد مريض پيدا مي کنيد؟

18:06.420 --> 18:08.540
ما نمي خوايم مجبورتون کنيم واسه درمان

18:08.540 --> 18:10.720
فقط، بيماري اي که شما داريد

18:10.720 --> 18:13.660
موردي ه که مطمئنم مي تونم عملش کنم

18:13.660 --> 18:18.470
و نگران اينم که بيماريتون چه قدر پيشرفت کرده باشه

18:18.470 --> 18:21.330
..اگر سيستمي با اينهمه حمايت از هزينه ي درمان داريد

18:21.330 --> 18:23.720
به يکي که مشکلش از من بدتره کمک کنيد

18:23.720 --> 18:26.290
چون فعلاً قرار نيست بميرم

18:26.290 --> 18:28.240
عزيزم

18:28.240 --> 18:32.800
پس، اقلاً واسه يه آزمايش بيايد بيمارستان

18:32.800 --> 18:35.920
به نظر مي رسه وضع ريه تون وخيم تر شده

18:35.920 --> 18:38.510
به خاطر همينم نگرانم

18:50.260 --> 18:51.720
پروفسور

18:51.720 --> 18:55.710
من واقعاً براتون احترام قائلم

18:56.720 --> 18:58.560
شما واسه ما سخت گيري مي کنيد

18:58.560 --> 19:02.600
ولي خودتونُ کاملاً وقف بيماراتون مي کنيد

19:04.680 --> 19:06.780
نمي خواد واسه من احترام قائل باشي

19:06.780 --> 19:08.760
بار اضافي ه رو دوشم

19:13.920 --> 19:16.950
گول منُ هم نخور. سوار شو

19:39.750 --> 19:41.900
<i>با توجه به اين گزارش</i>

19:41.900 --> 19:45.930
<i>ترشحات رنگ صفرا رو داشتن</i>

19:45.930 --> 19:48.820
<i>کي اينُ نوشته؟</i>

19:48.820 --> 19:49.810
<i>من نوشتم</i>

19:49.810 --> 19:52.790
<i>دکتر پارک براي مدت</i>

19:52.790 --> 19:55.100
<i>يک ماه توبيخ ميشه</i>

20:20.830 --> 20:25.920
<i>اينطور که من مي بينم، مجراي صفراوي حين عمل آسيب ديده</i>

20:25.920 --> 20:29.200
<i>و دکتر پارک متوجه اين قضيه نشد</i>

20:29.200 --> 20:32.180
<i>لطفاً به تيم مون يه فرصت بديد که شواهدشونُ ارائه کنن</i>

20:34.660 --> 20:36.970
<i>هنوزم مي تونيد چيزي رو تضمين کنيد؟</i>

20:36.970 --> 20:38.850
<i>...يه نفر مرده</i>

20:38.850 --> 20:41.630
<i>و ممکنه به خاطر شما مرده باشه</i>

20:41.640 --> 20:44.010
<i>بازم مي تونيد چيزي رو تضمين کنيد؟</i>

20:53.740 --> 20:55.080
پس يعني

20:55.080 --> 21:00.360
وزنم به خاطر تومور داشت زياد ميشد؟

21:00.360 --> 21:02.460
بله درسته

21:04.390 --> 21:07.120
مشکل هرچي بزرگ تر باشه

21:07.120 --> 21:10.040
اگر تومور تو سمت راست يا چپ باشه

21:10.040 --> 21:11.800
کمتر مشخص ميشه

21:11.840 --> 21:15.410
درضمن، بسته به درمان، يه مشکل ديگه م هست

21:15.410 --> 21:17.370
که ممکنه مشکلات باروري پيدا کنيد

21:17.400 --> 21:18.740
!چي؟

21:19.520 --> 21:23.200
.من ماه ديگه دارم ازدواج مي کنم

21:23.200 --> 21:25.170
حالا چيکار کنم؟

21:26.430 --> 21:30.180
اين تقريباً بعيدترين وضعيته

21:35.850 --> 21:38.320
...راستش

21:38.320 --> 21:41.230
...لطفاً اميدوار باشيد. اگر جراحي خوب پيش بره

21:41.230 --> 21:43.320
!اگر خوب پيش نره چي؟

21:53.360 --> 21:55.420
گريه نکنيد

21:59.360 --> 22:02.420
مشکل توئه، دکتر جونگ

22:02.480 --> 22:06.040
چرا اينقدر همه چيُ جدي مي گي و مريضُ مي ترسوني؟

22:06.040 --> 22:09.260
فقط مي خواستم تمام احتمالاتُ دقيق توضيح بدم

22:09.260 --> 22:11.860
!بازم بايد آروم آروم توضيح بدي! آروم

22:11.860 --> 22:16.450
در ضمن، قيافه ت اصلاً خوب نيست

22:16.450 --> 22:18.760
...سمت راست، سمت چپ

22:18.760 --> 22:20.660
آه، پرستار يو، جايي داريد ميريد؟

22:20.660 --> 22:24.220
سلام. دارم مي رم اون يکي بخش

22:25.240 --> 22:28.370
دکتر جونگ، نگران چيزي هستيد؟

22:28.370 --> 22:32.550
پرستار يو، من واقعاً ترسناکم؟

22:33.890 --> 22:36.390
اولين بار که ديدمتون اينطوري بود

22:36.420 --> 22:39.280
ولي وقتي مي خنديد خيلي خوب ميشه قيافه تون

22:52.740 --> 22:55.730
کابوس هم مي بينيد؟

22:55.730 --> 22:58.450
گهگاه، آره، کابوس مي بينم

23:15.360 --> 23:19.480
باعث افتخارمه که جناب سرپرست منُ مهمون کرده ن

23:19.510 --> 23:21.560
بنده مفتخرم

23:21.590 --> 23:24.820
که اينجا در خدمتتونم، جناب مدير بخش

23:24.850 --> 23:27.560
نه، اصلاً

23:28.310 --> 23:30.970
هنوزم به نظرم واقعي نمياد

23:30.970 --> 23:34.590
خيلي از همکارام ميان به ديدنم و من نمي دونم بايد چطوري رفتار کنم

23:34.590 --> 23:37.620
حتي جناب رئيس هم صبح و شب باهام تماس مي گيرن

23:39.020 --> 23:43.100
مثل اينکه قبل از تصادف آدم خيلي مهمي بودم

23:43.120 --> 23:45.860
دليل خوبيه واسه اين که زود سلامتي تونُ به دست بياريد

23:48.280 --> 23:53.220
به نظر ميرسه ديدن خانم معاون يه کم حافظه تونُ تحريک کرده باشه

23:54.470 --> 23:56.380
الان اوضاع چطوره؟

23:56.400 --> 23:59.400
...نمي دونم... هيچي يادم نمياد

24:01.180 --> 24:05.010
فکر کنم خيلي آدم پيچيده اي بودم

24:05.410 --> 24:09.840
وقتي حافظه م برگرده دلم واسه اين لحظات تنگ ميشه

24:28.970 --> 24:31.330
<i>W</i>

24:35.170 --> 24:37.210
چيزي دستگيرت شد؟

24:41.110 --> 24:44.810
مدير بخش کيم ته هيونگ اينقدر براي رئيس مهم بود؟

24:45.360 --> 24:48.570
پس فعلاً از جايگاهش بيرونش نمي کنن

24:49.900 --> 24:51.680
فهميدم

24:52.450 --> 24:54.570
فعلاً پيش يه مريضه

24:54.570 --> 24:57.530
نمي دونم برگرده يا نه

25:18.220 --> 25:21.500
تخريب بي رحمانه! شهروندان دوميونگ کجا رفته ن؟
نوشته ي نماينده ي شهروندان، هو دونگ مين

25:29.490 --> 25:32.210
گفتم بريم بيمارستان و عمل شو

25:33.150 --> 25:35.770
کلي کار دارم واسه انجام دادن، وقت استراحت ندارم

25:35.770 --> 25:37.340
!عزيزم

25:37.340 --> 25:42.090
.نمي ذارم بميري

25:42.090 --> 25:44.720
دوست دارم زنده بموني

25:52.010 --> 25:53.880
!بفرماييد

25:59.970 --> 26:02.030
با من كاري داشتيد؟

26:02.830 --> 26:04.590
بيا تو

26:12.640 --> 26:15.570
مي بينم كه آدم سياستمداري هستي

26:15.600 --> 26:17.880
حتي خانم معاون رو هم به طرف خودت كشيدي؟

26:17.900 --> 26:21.100
واي، تو محشري

26:21.500 --> 26:24.770
من فقط رفته بودم ايشونُ به يك دليل شخصي ببينم

26:24.800 --> 26:27.640
«آها! اونوقت معاون بهت گفت:«طفلك بيچاره

26:27.680 --> 26:32.050
و فوراً درخواستتُ قبول كرد، نه؟

26:32.090 --> 26:36.870
به همين خاطره كه من هيچوقت نمي تونم با تو خوب باشم پروفسور سو

26:36.870 --> 26:40.720
چون تو هيچوقت نمي خواي بازنده باشي،حتي يك ذره

26:41.340 --> 26:42.870
فهميدم

26:42.870 --> 26:47.160
از الان به بعد، تورو كاملاً از ليست "پزشكان جوان مورد علاقه" م پاك مي كنم

26:47.160 --> 26:49.080
متوجه شدي؟

26:51.940 --> 26:54.040
اين الان يعني چي؟

26:55.200 --> 26:59.910
برام جالبه كه بدونم اصلاً از اولش هم من جزء اون ليست بودم يا نه

27:02.620 --> 27:04.380
من ديگه مي رم

27:18.640 --> 27:20.300
دكتر كيم سونگ وو هنوز نيومده؟

27:20.300 --> 27:23.310
نه. حتي به تلفنش هم جواب نمي داد
واسه همين براش پيام گذاشتم

27:23.310 --> 27:27.100
از دكتر كيم سونگ وو خواستم كه يه آزمايش تراكم باكتريايي از بيمار يو نا يون بگيره

27:27.150 --> 27:29.250
مي تونيم نتايجش رو ببينيم؟

27:32.210 --> 27:33.940
بله اينجاست

27:38.770 --> 27:41.380
چيزي توش هست؟

27:41.380 --> 27:44.680
نه، ميكروب هنوز كاملاً تكثير نشده واسه همين سخته كه تأييدش كنيم

27:59.440 --> 28:03.670
مدير، من فكر مي كنم كه دليل فوت بيمار يو نا يون رو بدونم

28:04.110 --> 28:07.340
يعني مي گي مي توني دليل فوت رو اثبات كني؟

28:07.340 --> 28:08.900
عفونت خوني به خاطر التهاب صفاق نبوده؟

28:08.900 --> 28:12.670
درسته، ممكنه عفونت کلستريديوم تتاني بوده باشه

28:12.670 --> 28:14.030
<i>کلستريديوم تتاني:باكتري عامل تشنج و بيماري كزاز</i>

28:14.030 --> 28:15.230
كزاز؟

28:15.230 --> 28:18.700
بله، اگه عفونت ناشي از كزاز بوده باشه، امكانش هست

28:18.700 --> 28:22.240
ولي من شنيدم كه بهش موقع پذيرش در اورژانس واكسن كزاز زدن

28:22.280 --> 28:23.640
درسته

28:23.640 --> 28:26.800
اما، اين كار هميشه مؤثر نيست

28:26.800 --> 28:29.580
اگه اون ميلگردي كه رفته بود توي ريه خانم يو نا يون تعداد زيادي از اين باكتري رو داشته

28:29.600 --> 28:33.050
در اين صورت فقط يك روز كافي بود تا از تريسموس يا كزاز بميره

28:34.080 --> 28:36.310
...نمي دونم

28:36.310 --> 28:40.170
فكر كنم اين براي اثبات بي گناهي كافي نباشه

28:40.170 --> 28:43.010
آخه اون اسپاسم هم داشت

28:43.540 --> 28:46.710
ممكنه اون اسپاسم به دليل كزاز بوده باشه

28:46.710 --> 28:49.670
البته، اين فرض هم ممكنه

28:49.670 --> 28:54.030
اما بازم به عنوان يك دليل قانع كنده كافي نيست

28:54.490 --> 28:57.450
بايد آخرين كارت برنده مونُ رو كنيم

28:59.030 --> 29:03.610
با استفاده از ياخته بيمار تجمع باكتريايي رو چك مي كنيم

29:03.610 --> 29:07.370
به خصوص با استفاده از ياخته هاي دور ميلگردي كه در طول عمل جراحي بيرونش آورديم

29:07.370 --> 29:09.060
وقتي نتيجه تجمع باكتريايي اومد

29:09.060 --> 29:14.060
مي تونيم ثابت كنيم كه كزاز علت فوت بوده

29:14.060 --> 29:16.200
اما اگه اثبات نشه چي؟

29:16.200 --> 29:18.770
بايد اميدوار باشيم كه همين باشه

29:19.270 --> 29:22.960
هنوز نتونستي با دكتر پارك تماس بگيري؟

29:23.530 --> 29:25.170
نه

29:52.520 --> 29:55.440
<i>كيم سونگ وو</i>

29:56.270 --> 30:00.070
<i>دكتر، من متأسفم</i>

30:00.070 --> 30:02.920
<i>،احساس مي كنم به خاطر من توي اين دردسر افتاديد</i>

30:02.980 --> 30:05.850
<i>.خيلي حس بدي دارم</i>

30:05.850 --> 30:08.620
<i>.منُ ببخشيد، دكتر</i>

30:08.660 --> 30:10.540
<i>.معذرت مي خوام</i>

30:18.820 --> 30:22.440
دكتر كيم سونگ وو، ناراحت نباش

30:22.950 --> 30:24.860
تقصير تو نبود كه

30:25.530 --> 30:30.080
بعد از اثبات اينكه تقصير من نبوده بر مي گردم
نگران من نباش و

30:30.550 --> 30:32.300
بخند

30:39.560 --> 30:42.230
...اُه، اما اين ديگه شورشُ در آورده

30:42.660 --> 30:44.890
دكتر سونگ وو هنوز جواب نمي ده؟

30:44.890 --> 30:46.380
نه

30:47.020 --> 30:49.600
چي كار كنيم؟ من نگران شدم

30:49.600 --> 30:53.840
كيم سونگ وو، عوضي! نبايد اين كارو بكني

30:56.900 --> 31:00.680
!هِي، كيم سونگ وو! دارم ميام تو

31:07.110 --> 31:09.550
....هي، چويي آه جين! تو

31:11.870 --> 31:15.510
مامان! چطور تونستي بهش كليد بدي؟

31:16.500 --> 31:18.310
!لباساتُ بپوش

31:19.140 --> 31:20.960
.برو، مي خوام تنها باشم

31:20.970 --> 31:23.480
نگاش كن

31:24.220 --> 31:27.750
!هِي! لباس نمي پوشي؟

31:32.580 --> 31:34.790
!داري چي كار مي كني؟

31:34.790 --> 31:35.990
!لطفاً لذت ببريد

31:35.990 --> 31:37.700
متشكرم

31:37.700 --> 31:41.830
واي، به نظر خوشمزه مياد
شنيدم به خودت گرسنگي مي دي

31:41.890 --> 31:44.540
اول تو بخور

31:48.300 --> 31:51.760
چوي آه جين! تو مردُمُ دست ميندازي؟

31:55.670 --> 31:57.350
من ميرم

32:00.470 --> 32:02.690
هي، كيم سونگ وو

32:03.160 --> 32:05.940
تو واقعاً نا اميدم مي كني

32:07.290 --> 32:09.410
،در طول دوره رزيدنتي مون

32:09.420 --> 32:12.260
مگه نديديم كه بيماري بميره؟

32:13.010 --> 32:14.910
باشه

32:15.850 --> 32:19.300
بيمار، يو نا يون براي تو خاص بود

32:20.690 --> 32:23.360
،ولي همه بيمارايي كه الان مسئولشون هستيم

32:23.420 --> 32:25.680
همه شون براي ما خاصّن

32:25.680 --> 32:27.980
چون اونا بيماراي ما هستن

32:30.430 --> 32:32.880
،اگه بخوايم وقتي يه بيمارُ از دست داديم

32:34.190 --> 32:37.520
اينقدر ناراحت بشيم و يك عالمه الكل بنوشيم

32:38.600 --> 32:40.970
فكر مي كني اين اتفاق فقط يكي دو دفعه مي افته؟

32:59.720 --> 33:02.120
اگه اينطوري بخواي بلرزي

33:02.150 --> 33:04.560
من چطور بايد در مورد فكر كنم؟

33:06.140 --> 33:09.280
.دكتر پارك ناپديد شده

33:10.700 --> 33:13.430
.من هم زمان سختي رو گذروندم

33:13.750 --> 33:16.080
اگه تو هم اينطوري كنه، ديگه به چي اميد داشته باشم؟

33:18.810 --> 33:22.150
فكر مي كنم همه ش تقصير من بوده

33:24.440 --> 33:27.460
نمي تونم سرمُ بالا بگيرم و برگردم بيمارستان

33:29.050 --> 33:31.490
چون اينا همش تقصير من بود

33:32.760 --> 33:34.210
همه ش

33:35.630 --> 33:37.440
!ديوونه

33:37.920 --> 33:40.350
تقصير تو نبود

33:40.990 --> 33:43.980
حتي اشتباه دكتر پارك هم نبوده

33:45.370 --> 33:49.180
پروفسور سو داره كلي تلاش مي كنه

33:49.690 --> 33:52.100
تا اثبات كنه تقصير دكتر پارك نبوده

33:52.940 --> 33:55.500
...و در مورد نا يون

33:58.400 --> 34:01.120
به جز صبر كردن، كار ديگه اي نمي توني بكني

34:01.680 --> 34:03.590
بايد اين اتفاق رو تحمل كني

34:04.750 --> 34:06.990
من نتونستم

34:11.420 --> 34:13.750
به يو نا يون بگم كه

34:15.830 --> 34:18.190
خيلي متأسفم

34:18.700 --> 34:23.250
مي خواستم وقتي بهتر شد بهش بگم

34:24.450 --> 34:26.400
كه متأسفم

34:27.360 --> 34:30.080
كه اون موقع احساسشُ نمي دونستم

34:31.840 --> 34:33.960
كه واقعاً متأسفم

34:44.020 --> 34:46.090
گريه نكن

35:15.690 --> 35:16.830
!سلام، پرستار يو

35:16.830 --> 35:20.170
صبح بخير پرستار يو

35:22.400 --> 35:24.890
هنوز صبحانه نخورديد؟

35:27.180 --> 35:30.160
خسته نباشيد

35:55.730 --> 35:57.700
داريد چي كار مي كنيد؟

36:03.570 --> 36:09.040
براي صبحانه تون، چون شما همش اينجاييد نمي تونيد خوب غذا بخوريد

36:25.340 --> 36:28.300
سوپ نيست

36:40.950 --> 36:45.990
كيم ته هيونگ، فكر مي كنم فردا بايد با خانواده ش صحبت كنيم و يك اسكن پي.اي.تي. انجام بديم

36:46.000 --> 36:47.570
مي خواي تصويربرداري مغزي انجام بدي؟

36:47.620 --> 36:49.130
<i>بله
اسكن پي.اي.تي.: آزمايشي كه قادر به نشان دادن تغييرات عملكرد بيولوژيك در هر دقيقه است</i>

36:49.150 --> 36:55.310
<i>با استفاده از جديدترين تكنيك تصويربرداري
من هم همينطور فكر مي كردم.اگه تصويربرداري مغزي انجام بديم مي تونيم سرنخُ پيدا كنيم</i>

36:59.460 --> 37:02.010
.ببخشيد... من اومدم

37:02.010 --> 37:05.900
!دكتر كيم سونگ وو! هِي

37:05.900 --> 37:10.280
هِي! تو كجا بودي؟

37:10.300 --> 37:11.490
متأسفم

37:11.500 --> 37:14.010
!نگران شده بودم

37:20.210 --> 37:24.090
هي، سونگ وو اينجاست! هي، جوونك

37:24.090 --> 37:28.020
هِي، جوونك! چرا صورتت اينقدر لاغر شده؟

37:28.020 --> 37:29.840
خوب كردي اومدي

37:33.430 --> 37:34.940
حالت خوبه؟

37:34.940 --> 37:37.620
.بله. من معذرت مي خوام

38:11.740 --> 38:13.120
چي شده؟

38:13.140 --> 38:15.310
اون وقتي داشت مي رفت حموم يك دفعه بيهوش شد

38:15.340 --> 38:17.800
باشه، با سه شماره بلندش كنيد بذاريدش روي تخت

38:17.800 --> 38:21.040
!يك، دو، سه

38:22.060 --> 38:22.840
متكا رو برداريد

38:22.840 --> 38:24.440
باشه

38:31.610 --> 38:34.240
آقاي كيم ته هيونگ، چشماتونُ باز كنيد

38:34.880 --> 38:38.790
آقاي كيم ته هيونگ، چشماتونُ باز كنيد
!آقاي كيم ته هيونگ

38:38.810 --> 38:40.220
بهش اكسيژن وصل كنيد و بذاريدش توي خط آي.وي

38:40.220 --> 38:41.070
!چشم، پروفسور

38:41.070 --> 38:42.430
!سريع بهم يه الكتروكارديوگرام بديد

38:42.430 --> 38:43.870
چشم، الان ميارم

38:43.960 --> 38:47.660
به نظر سنگ كوب كرده و احتمالاً موقتي و به خاطر درده

38:47.660 --> 38:49.710
!الكترو كارديو گرام

39:29.680 --> 39:32.360
اون دوباره به هوش اومد

39:32.360 --> 39:35.540
فشار خون و ضربان قلبش هم خوبه

39:35.940 --> 39:38.180
...يه لحظه

39:41.670 --> 39:45.120
هيچ علامتي از فلج موضعي هم وجود نداره

39:45.130 --> 39:47.080
آقاي كيم ته هيونگ

39:47.550 --> 39:49.730
خودتون احساس مي كنيد كه هوشياري تون برگشته؟

39:49.760 --> 39:52.530
مي دونيد كجاييد؟

39:49.800 --> 39:57.120
<i> سنگ كوب: به دليل افت سريع فشار خون جريان خوني مغز كم شده و باعث شده اختلال شناختي ايجاد بشه و از هوش بره</i>

39:57.120 --> 39:59.090
عزيزم؟

40:07.560 --> 40:10.820
بهت گفته بودم كه خاكستري بهت نمياد

40:16.500 --> 40:20.750
همسرم... حافظه ش برگشته

40:40.010 --> 40:42.620
مطمئني كه حافظه شون برگشته؟

40:42.620 --> 40:45.450
بله، از وقتي بعد از سكنوپ به هوش اومده

40:45.450 --> 40:48.070
ظاهراً نشون مي ده حافظه شُ به دست آورده

40:48.890 --> 40:51.580
<i>منطقه حفاظت شده</i>

40:55.230 --> 40:57.100
رئيس بخش حالشون خوبه؟

40:57.100 --> 40:59.800
بله. هرچند الكتروكارديوگرام كم كاري قلب رو نشون مي ده

40:59.800 --> 41:02.610
اما هيچ بي نظمي ديده نميشه
فشار خونش و همه چيز ديگه نرماله

41:02.610 --> 41:05.530
رئيس بخش، شنيدم حافظه تون برگشته

41:05.530 --> 41:07.770
ما رو به خاطر مياريد؟

41:11.320 --> 41:15.810
مي ترسم وقتي فراموشي گرفته خاطراتشُ فراموش كرده باشه

41:15.810 --> 41:19.230
خب، مطمئن نيستم

41:20.990 --> 41:23.130
مي تونيد منُ به خاطر بياريد؟

41:24.820 --> 41:26.340
البته

41:26.340 --> 41:28.860
شما سرپرست هان سونگ جه هستيد

41:28.860 --> 41:32.320
شما به خاطر من با شركت صحبت كرديد كه منتظر بمونن

41:32.970 --> 41:34.760
...عزيزم

41:36.550 --> 41:39.260
منُ يادتون مياد، مگه نه؟

41:39.970 --> 41:43.240
بله، خانم معاون

41:43.980 --> 41:45.560
اُه، ايشون رو هم به خاطر مياريد

41:45.560 --> 41:48.360
فكر كنم ايشون ديگه كاملاً بهبود پيدا كردند

41:48.360 --> 41:49.690
اون قضيه چي بود پس؟

41:49.690 --> 41:52.660
وقتي براي اولين بار خانم معاون رو ديديد

41:52.660 --> 41:54.820
..."گفتيد: "سيدني

41:54.820 --> 41:56.500
سيدني؟

42:03.560 --> 42:05.380
.خب

42:05.380 --> 42:07.470
مطمئن نيستم

42:07.470 --> 42:09.030
..اُه عزيزم

42:09.030 --> 42:12.280
فكر كنم هنوز كامل حافظه تُ به دست نياوردي

42:12.280 --> 42:15.820
فكر كنم بايد آزمايشهاي منظم عصبي رو حتي بعد از مرخص شدن ايشون از بيمارستان انجام بديم

42:15.820 --> 42:17.890
بله، حتماً

42:33.100 --> 42:35.490
به خاطر همه چيز ممنون

42:37.030 --> 42:39.320
به خاطر مرخص شدن بهتون تبريك مي گيم مدير

42:39.320 --> 42:40.530
سلامت باشيد

42:40.530 --> 42:43.000
چشم، حتماً ممنون

42:44.610 --> 42:47.460
به خاطر توجه شما ممنونم

42:49.870 --> 42:51.670
كاري نكردم كه

42:51.670 --> 42:56.390
اميدوارم در آينده بتونم براي سرپرست هان كاري انجام بدم

43:13.010 --> 43:17.510
پدر حتماً خوشحال مي شه كه مدير مالي كاملاً بهبود پيدا كرده

43:17.510 --> 43:19.570
فكر كنم اتفاق خوبي براي

43:19.570 --> 43:21.800
شما افتاده، سرپرست هان؟

43:23.370 --> 43:25.750
خب، نمي دونم

43:42.440 --> 43:46.210
پس ممكنه كه يك تومور باشه كه توي عكس معلوم نباشه؟

43:46.210 --> 43:47.740
،انجام عمل سخت ميشه كه

43:47.740 --> 43:51.490
چون ما بايد خودمون تومور غده هيپوفيز رو تشخيص بديم

43:51.490 --> 43:53.590
...ببخشيد

43:54.350 --> 43:56.520
!خانم

43:56.520 --> 43:58.420
شما اينجاييد

44:09.050 --> 44:11.510
اون به خاطر سرفه نمي تونه بخوابه

44:11.510 --> 44:13.520
موقع سرفه كردن مخاط خوني هم داره

44:13.520 --> 44:16.880
صداي نفسش موقع خواب خوب نيست، درسته؟

44:16.880 --> 44:20.430
بله، خس خس داره

44:21.440 --> 44:23.440
بذاريد من با گوشيم شما رو معاينه كنم

44:28.490 --> 44:30.540
لطفاً اينو بديد بالا

44:33.980 --> 44:36.740
عميق نفس بكشيد

44:36.740 --> 44:39.800
خوبه.. بازدم لطفاً

44:41.790 --> 44:44.400
خوبه، دم عميق

44:56.680 --> 44:58.110
آسم كه نيست

44:58.110 --> 44:59.360
،به خاطر تومور

44:59.360 --> 45:02.000
يه صداهايي از ريه چپتون شنيدم

45:02.000 --> 45:05.350
وقتي سريع راه مي ريد يا از پله ها بالا مي ريد نفس كم مياريد، نه؟

45:05.350 --> 45:07.530
بله، يك كم

45:07.530 --> 45:09.050
منظورت از يك كم چيه؟

45:09.050 --> 45:11.930
تنفست خيلي كوتاهه

45:11.930 --> 45:15.110
دكتر. لازم نيست منُ عمل كنيد

45:15.110 --> 45:17.150
فقط يك كم بهم  دارو بديد

45:17.150 --> 45:21.870
من فقط... چون شخصاً به ديدنم اومديد

45:21.870 --> 45:23.580
به همين خاطر بود كه اومدم

45:25.480 --> 45:29.690
اول چند تا آزمايش انجام بديد،بعداً در مورد درمان با هم حرف مي زنيم

45:37.410 --> 45:40.350
ماهيچه هاي تنفسي بيمار ضعيفن و عملكرد ريه ش هم خوب نيست

45:40.350 --> 45:41.950
،اگه ما عملُ انجام بديم

45:41.950 --> 45:44.130
تنفسش حتي كوتاه تر هم ميشه

45:45.170 --> 45:48.940
تومور اينجا جلوي ناي رو بسته در لوب پايين سمت چپ

45:48.940 --> 45:51.930
عملكرد ريوي به نظر غيرعادي مياد چون اين تومور جلوي راه هوا رو گرفته

45:51.930 --> 45:54.250
سرطان ريه تنها مشكل ما نيست

45:54.250 --> 45:58.650
اگه اينجا رو نگاه كنيد،آهكي شدن غشاري ريوي خيلي شديده
برداشتن پلاكها خيلي سخته

45:58.650 --> 46:02.450
<i>[آهكي شدن غشاي ريوي:فاسد شدن پوسته قفسه سينه]
عمل غيرممكنه</i>

46:02.450 --> 46:04.640
اما اگه فقط پرتودرماني انجام بديم

46:04.640 --> 46:06.870
ممكنه تنگي ريوي يا التهاب ريوي پيدا كنه

46:06.870 --> 46:09.960
ما بايد قبل از اينكه التهاب ريه مسدودش كنه عمل رو انجام بديم

46:11.380 --> 46:13.100
سو جو يونگ

46:14.490 --> 46:16.230
چي شده؟

46:16.230 --> 46:20.460
اينكه چرا اينقدر به عمل هو دونگ مين حساسيد

46:29.610 --> 46:32.090
برام عجيبه

46:33.610 --> 46:36.760
بين بيماراني كه در بيمارستان ما ويزيت مي شن و بعد شروع به درمان مي كنن

46:36.760 --> 46:40.270
اگه بهش فكر كنيد، تعداد زيادي هستند كه نياز به عمل جراحي فوري دارند

46:41.410 --> 46:43.870
ولي چرا اين بيمار خاصه؟

46:47.700 --> 46:53.950
فكر مي كنيد يه دليل خاصي داره كه من مي خوام اين بيمار عمل بشه؟

46:56.950 --> 46:59.210
اميدوارم كه اينطور نباشه

48:11.520 --> 48:14.340
<i>.نمي دونم چي بهت بگم</i>

48:16.240 --> 48:18.050
<i>حالم خوبه</i>

48:18.050 --> 48:19.920
<i>پس نگران نباش</i>

48:21.440 --> 48:23.570
<i>من نگرانت نيستم</i>

48:26.640 --> 48:30.850
<i>حقيقت بالاخره آشكار مي شه</i>

49:00.050 --> 49:02.010
بله

49:13.160 --> 49:15.830
مي خوايم بيمار رو حركت بديم
حالا يك، دو، سه

49:15.830 --> 49:17.620
مراقب باشيد

49:22.530 --> 49:25.560
آه جين. تنفس اين بيمار 30و دماي بدنش 39ــه

49:25.560 --> 49:26.390
چي شده؟

49:26.390 --> 49:28.470
اون موقع كار كردن توي مغازه يك دفعه از هوش رفت

49:28.470 --> 49:30.730
...يك عالمه سرفه كرد و يك دفعه

49:30.730 --> 49:33.400
به بيمار تازوسين و لِوفلوكساسين بديد و سي.تي.اسكن و اشعه ايكس از قفسه سينه بگيريد

49:33.400 --> 49:36.050
باشه

49:44.440 --> 49:47.700
حالا اين يه التهاب ريه مسدودكننده در لوب چپ پايين  داره

49:47.700 --> 49:50.380
يه آبسه هم اونجا داره

49:50.380 --> 49:52.390
براي خشك كردنش يه لوله وارد سينه ش كنم؟

49:52.390 --> 49:56.180
نه، تنگي مجرا خيلي شديده اگه لوله رو اشتباه وارد كنيد ممكنه ريه رو پاره كنه

49:56.180 --> 49:58.940
فكر كنم تقسيم بندي هم بدتر شده

49:58.940 --> 50:00.900
بريم عملش كنيم، همين الان

50:00.900 --> 50:03.440
با بخش هوشبري تماس بگيريد و اتاق عملُ آماده كنيد

50:03.440 --> 50:05.240
چشم، پروفسور

50:10.170 --> 50:13.260
<i>...در حال شماره گيري</i>

50:14.030 --> 50:15.860
پروفسور

50:15.860 --> 50:17.210
اُه، دكتر نام

50:17.210 --> 50:18.830
احياناً نمي دونيد سرپرست هان كجاست؟

50:18.830 --> 50:21.650
ايشون به يه قرار ملاقات بيرون شهري رفتند

50:21.650 --> 50:23.800
واقعاً؟

50:23.800 --> 50:26.040
همه چي آماده ست

50:26.040 --> 50:27.670
باشه

51:06.800 --> 51:09.120
بگيرش

51:14.100 --> 51:16.690
خداي من، ريه واقعاً در حال پاره شدنه

51:16.690 --> 51:18.840
مگه نه؟

51:30.290 --> 51:31.890
بله، دكتر نام

51:33.510 --> 51:35.210
چي گفتيد؟

51:50.660 --> 51:52.360
به خاطر عفونت خيلي شديد

51:52.360 --> 51:55.760
بافتش خيلي ضعيف شده

51:55.760 --> 51:59.710
پروفسور، با اين وضع، ادامه دادن عمل

51:59.710 --> 52:01.010
خيلي سخت نيست؟

52:01.010 --> 52:02.540
نه

52:02.540 --> 52:06.300
چون سينه رو عمل كرديم الان كارمون نصفه مونده

52:06.300 --> 52:07.460
بازكننده رو به من بديد

52:07.460 --> 52:09.360
چشم

52:23.630 --> 52:27.010
ببخشيد پروفسور، ولي سرپرست هان اينجا هستن

52:37.340 --> 52:39.760
،چوي آه جين

52:39.760 --> 52:42.220
حواست به عمل باشه

52:42.220 --> 52:43.970
چشم، پروفسور

52:43.970 --> 52:45.980
اينو بالا بگير -
چشم -

53:07.930 --> 53:11.130
واقعاً مي خواي با اين التهاب ريه اين كارُ بكني؟

53:11.130 --> 53:14.420
گفتم كه آبسه در حال گسترشه

53:14.420 --> 53:16.100
بهتره لوله بذاريد توي سينه

53:16.100 --> 53:18.360
در اين وضعيت اگه لوله بذاريم ريه پاره ميشه

53:18.360 --> 53:20.280
آخه از كجا مي دونيد وقتي امتحانش نكرديد؟

53:20.280 --> 53:24.440
!سرپرست هان! من جراح قفسه سينه هستم

53:24.440 --> 53:26.350
من اقلاً هزار تا لوله گذاري قفسه سينه انجام دادم

53:26.350 --> 53:30.430
اين بيمار فرق مي كنه. هيچ چاره اي ندارم جز انجام اين عمل

53:36.300 --> 53:40.160
<i>دليل انجام اين كاره؟ تنها واقعاً اين</i>

53:41.960 --> 53:43.610
بله

54:07.260 --> 54:07.900
بله

54:07.900 --> 54:11.300
پروفسور، نتايج آماده ن

54:11.300 --> 54:13.070
متوجه شدم

54:25.400 --> 54:29.630
پروفسور، نتايج آزمايشات چطورن؟

54:31.470 --> 54:33.470
باكتري كزازه

54:33.500 --> 54:37.300
<i>باكتري كزاز: ارگانيسم كزاز كه باعث كزاز عضلاني ميشه</i>

54:37.340 --> 54:41.980
مي تونيم نشون بديم كه اصلاً قضيه تقصير دكتر پارك نبوده؟

54:42.630 --> 54:45.380
بله، اين دقيقاً با شواهد باليني بيمار جور در مياد

54:45.380 --> 54:48.950
اگه به خاطر جراحت مجراي صفرا بود بايد ارگانيسم هاي ديگه اي رشد مي كردن

54:48.950 --> 54:52.740
ولي نتايج آزمايش تراكم هيچ باكتري ديگه اي رو نشون نمي ده

54:52.740 --> 54:55.260
پس بيمار به خاطر اشتباه پزشكي فوت نكرده

54:55.260 --> 54:56.880
كزاز بوده، درسته؟

54:56.880 --> 54:59.660
بله، گفته ميشه كه اگه كزاز سريع اتفاق بيفته

54:59.660 --> 55:02.470
80درصد احتمال مرگ و مير هست

55:06.360 --> 55:12.740
<i>گزارش نتايج تحليل تراكم باكتريايي</i>

55:15.760 --> 55:17.680
بر اساس نتايج تحليل تراكم

55:17.680 --> 55:20.610
واقعيت اينه كه دليل فوت، آسيب ديدن مجراي صفرا در هنگام عمل نبوده

55:20.610 --> 55:23.810
بلكه، فوت بيمار بر اثر كزاز بوده

55:23.810 --> 55:24.980
درسته

55:24.980 --> 55:28.710
حالا كه ثابت شد اين اتفاق به دليل قصور دكتر پارك نبوده

55:28.710 --> 55:32.000
لطفاً تعليق ايشون رو كنسل كنيد

55:36.880 --> 55:40.300
،و قضيه بيمارستان مِيسون كه مطرح شد

55:40.300 --> 55:43.210
اون گزارش مربوط به دومين محاكمه اون واقعه بوده

55:44.050 --> 55:46.410
،دكتر پارك ته شين از طريق يك وكيل

55:46.410 --> 55:48.760
به طور رسمي پاسخگو بود

55:49.550 --> 55:53.850
اگه به اين گزارش يك نگاهي بندازيد متوجه مي شيد كه پروفسور مشاور بيمارستان مِيسون

55:53.850 --> 55:56.660
اين گزارشُ نوشته در حاليكه اشتباه پزشكي اتفاقي خودشُ گردن دكتر پارك ته شين انداخته

55:56.660 --> 55:59.120
و مي تونيد ببينيد كه اون به اشتباه متهم شده

55:59.120 --> 56:02.050
البته، اون پروفسور مشاور بعد از يك سال

56:02.050 --> 56:04.200
از حقوق پزشكي خودش محروم شد

56:10.180 --> 56:13.520
،ُدكتر پارك ته شين

56:15.180 --> 56:17.520
خودم بر مي گردونم

56:33.380 --> 56:35.310
<i>سو جو يونگ هستم</i>

56:35.310 --> 56:38.780
<i>از صبح دارم بهتون زنگ مي زنم.چرا جواب نمي ديد؟</i>

56:39.930 --> 56:43.250
<i>امروز بعد از ساعت 3بعدازظهر من بيكارم</i>

56:43.250 --> 56:47.900
نمي دونم كجاييد، اما مي خوايد همديگه رو توي پارك هانه ببينيم؟

57:17.560 --> 57:19.820
خانم معاون

57:19.820 --> 57:22.070
رئيس

57:22.070 --> 57:25.490
يه مشاور مديريتي به بيمارستانمون فرستاده

57:25.490 --> 57:27.190
چيزي به من نگفته بود

57:27.190 --> 57:29.530
اين تصميم رو يكدفعه گرفتن، براي همين

57:29.530 --> 57:32.040
ما هم شوكه شديم

57:35.330 --> 57:37.240
مدير دارند ميان

57:54.500 --> 57:56.140
!مدير

58:04.240 --> 58:06.180
دوباره همديگه رو ديديم

58:07.850 --> 58:10.470
بر اساس دستور رئيس، من به بيمارستان دانشگاه كوانگ هاي اومدم

58:10.470 --> 58:12.260
من مدير كيم ته هيونگ هستم

58:12.260 --> 58:14.260
لطفاً منُ بپذيريد

58:30.700 --> 58:50.160
.:: @bollbolljan_com ::.