﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:07.850 --> 00:10.150
<i>11 قسمت</i>

00:12.640 --> 00:15.010
همه تون به نظر شوكه مياييد

00:15.010 --> 00:18.640
بله، خب اين خيلي غيرمنتظره بود

00:18.640 --> 00:20.600
اما احتمالش هم زياد بود

00:20.600 --> 00:25.190
همين چند روز پيش بود كه من داشتم با مرگ دست و پنجه نرم مي كردم

00:25.190 --> 00:27.870
،اگه شما پزشكا منُ نجات نداده بوديد

00:27.900 --> 00:30.800
.من الان اينجا نبودم

00:31.510 --> 00:33.240
،احتمالاً رئيس فكر كردن كه

00:33.240 --> 00:35.960
با راه اندازي تيم برتر، بيمارستان دانشگاه كوانگ هاي

00:35.960 --> 00:39.070
به يه مشاور مديريتي نياز داره

00:39.070 --> 00:41.530
به همين خاطر بود كه ايشون اين مسئوليت مهم رو به من واگذار كردند

00:41.550 --> 00:43.760
،پس

00:44.500 --> 00:49.600
مدير كيم، شما هم مي خوايد در كارهاي اجرايي تيم برتر همكاري كنيد؟

00:49.600 --> 00:53.200
بله اين خواسته رئيسه

00:55.700 --> 01:00.900
فكر مي كنم رئيس اين حقيقت رو به شما نگفته ن كه تيم برتر يه سازمان مستقل ــه

01:03.110 --> 01:06.250
سرپرست هان، ميشه اينقدر توي چارچوب فكر نكنيد؟

01:06.280 --> 01:09.070
وقتي توي بيمارستان بودم، به خاطر دارم

01:09.070 --> 01:12.620
كه به خصوص با شما، سرپرست هان، خيلي هم عقيده بودم

01:12.640 --> 01:14.530
اينطور نبود؟

01:45.010 --> 01:48.530
<i>من امروز حدود ساعت 3بعد از ظهر وقتم آزاده</i>

01:48.530 --> 01:51.220
<i>به پارك هانول نزديك بيمارستان مي رم</i>

01:52.410 --> 01:55.530
<i>اونجا يك ساعت منتظرتون مي شم و برمي گردم</i>

01:56.140 --> 01:58.840
<i>مسخره نيست كه من اومدم اينجا تا از شما استقبال كنم؟</i>

01:58.840 --> 02:01.240
<i>،اينكه چرا اين كارُ كردم</i>

02:01.240 --> 02:04.290
<i>چيزيه كه بعد از ديدنتون بهتون مي گم،دكتر پارك</i>

02:04.310 --> 02:06.360
<i>.اونجا مي بينمتون</i>

02:22.860 --> 02:24.840
!پروفسور سو

02:43.040 --> 02:45.000
دير كرديد

02:54.700 --> 02:56.540
پس خوب بود كه من فرار مي كردم

02:56.540 --> 03:00.030
اونم هيچكس نه، شما شخصاً اومديد به ديدن من

03:00.040 --> 03:02.210
حالا هم كه مي تونيم با هم يه نوشيدني بخوريم

03:02.790 --> 03:05.210
توي تمام اين مدت، ما حتي يه چاي هم با هم نخورديم

03:05.210 --> 03:08.070
چون همه ش توي بيمارستان بوديم

03:09.050 --> 03:11.120
...اما

03:11.750 --> 03:14.500
چرا بدون اينكه چيزي بگيد از بيمارستان رفتيد؟

03:18.410 --> 03:20.520
باشه

03:20.540 --> 03:22.910
اگه نمي خوايد چيزي بگيد...اشكالي نداره

03:22.940 --> 03:24.810
،هر دليلي كه داشتيد

03:24.830 --> 03:28.340
حالا كه ثابت شد شما هيچ تقصيري نداشتيد

03:28.370 --> 03:30.620
بايد برگرديد

03:33.580 --> 03:35.760
.يك نفر مُرده

03:35.760 --> 03:40.350
فقط چون هيچ اشتباهي نبوده به اين معني نيست كه هيچ اتفاقي هم نيفتاده

03:40.350 --> 03:41.360
مگه نه؟

03:41.360 --> 03:45.140
در هر صورت، شما نبايد طوري رفتار كنيد كه انگار دنيا تموم شده

03:45.140 --> 03:47.510
دكتر پارك، شما پزشكيد

03:47.510 --> 03:49.490
با اون دستها، بيماران بيشتري رو بايد نجات بديد

03:49.490 --> 03:52.490
شما پزشكي هستيد كه همچين مسئوليتي رو داريد

03:53.910 --> 03:58.270
پروفسور سو، در غياب من شما اينقدر آدم آسون گيري شُديد

03:58.920 --> 04:01.110
پس الان

04:01.110 --> 04:03.870
اومديد اينجا كه اينا رو به من بگيد؟

04:04.360 --> 04:06.920
،وقتي بهش فكر مي كردم

04:07.600 --> 04:12.360
يادم افتاد كه هيچوقت با گرمي ازتون استقبال نكردم

04:14.240 --> 04:16.220
...پس

04:17.120 --> 04:21.090
بهتون خوشامد مي گم. هرچند كه دير شده

04:24.730 --> 04:26.640
ترك اونجا يه مزايايي داشته

04:43.420 --> 04:45.180
...بفرماييد اينجا

04:50.970 --> 04:54.070
اينجا دفتر كار مخصوص استفاده تيم برتر هست

04:54.070 --> 04:56.120
پزشكان اين تيم از تمام بخش هاي بيمارستان اينجا جمع ميشن

04:56.200 --> 05:01.600
و جلسه مي ذارن تا بتونن به طور كارآ بيماران رو با بيماريهاي پيچيده مداوا كنن

05:02.370 --> 05:05.370
محيط بسيار متفاوتي ــه
خوب هم تميزه

05:05.370 --> 05:09.880
مي دونم كه انتظار رئيس از تيم برتر خيلي بالاست

05:09.880 --> 05:11.900
~واقعيت اينه كه رئيس

05:11.900 --> 05:15.130
با اين حال به نظر مي رسه كه نتايج مورد انتظار

05:15.150 --> 05:17.790
هنوز برآورده نشده

05:18.710 --> 05:20.470
خب، بذار ببينم

05:20.470 --> 05:23.110
با اينكه مدت كوتاهيه كه اين تيم شروع به كار كرده

05:23.110 --> 05:25.070
اعضاي اون خيلي سخت كار مي كنن

05:25.100 --> 05:28.230
و فكر نمي كنم نتيجه زحماتشون خيلي بد بوده باشه

05:28.280 --> 05:32.290
فكر مي كنيد اونا چقدر تلاش كردن؟

05:32.290 --> 05:36.010
100ميليون؟ هزار ميليون؟ 10هزار ميليون؟

05:36.840 --> 05:39.180
،در مقابل اينهمه تلاش
چقدر زيان كردند؟

05:40.770 --> 05:43.960
اگه زيان بيمارستان رو درنظر بگيريد با فكر مديريتي اين گروه

05:43.980 --> 05:45.700
من فكر مي كنم همه ش ضرر بوده

05:45.710 --> 05:50.150
وقتي من معاون بيمارستان بودم، مسأله چنداني در مديريت بيمارستان نبود

05:51.930 --> 05:55.960
مديران اصلي همه گروهها (شركتهاي بزرگ) هميشه مثل شما فكر مي كنن

05:56.000 --> 06:00.600
حتي اگه اوضاع خيلي هم وخيم بوده باشه بازم همچين ادعايي مي كنن

06:07.190 --> 06:09.480
من فقط يه مثال زدم

06:09.480 --> 06:11.470
حالا بهتر ميشه

06:11.470 --> 06:13.930
من هم همه تلاشمُ مي كنم

06:17.920 --> 06:19.430
خوب هواي منُ داشته باشيد

06:19.430 --> 06:20.980
آه، بله

06:31.820 --> 06:33.770
بقيه برنامه تون براي امروز رو مي خوام نشونتون بدم

06:33.770 --> 06:37.910
صبر كنيد. ميشه اين گزارشُ بعداً بشنوم؟

06:37.910 --> 06:39.680
بله، خانم معاون

06:47.660 --> 06:50.000
!اون پيرمرد عتيقه مثل يه روباه پيره

07:03.330 --> 07:05.670
داري منُ اينطوري پس مي زني؟

07:06.420 --> 07:08.750
اينهمه مدت آخه تو چيكار تونستي بكني؟

07:09.890 --> 07:11.990
!واقعاً كه تكان دهنده بود

07:13.210 --> 07:17.390
اون رئيس پير هميشه آدمُ متعجب و بهت زده مي كنه

07:17.390 --> 07:20.370
يادتونه وقتي به همه گفت كه سرپرست هان پسرشه؟

07:20.370 --> 07:23.570
همه مون از شوك اين خبر نفسمون بند اومده بود

07:24.000 --> 07:27.380
درسته. اون زمان من كاملاً فكرم به هم ريخته بود

07:27.380 --> 07:30.130
تا اون موقع مي دونيد كه من چقدر سرپرست هانُ اذيت كرده بودم

07:30.130 --> 07:33.300
اونقدر از اون كارام پشيمون بودم كه تا صبح پتومُ گاز مي گرفتم.حتي همين الانم كه بهش فكر مي كنم، واي

07:35.090 --> 07:37.940
درسته. شما هيچوقت در مورد زندگي چيزي نمي دونيد

07:38.800 --> 07:43.760
به هرحال اگه مدير كيم ته هيونگ دست راست رئيس باشه

07:43.760 --> 07:46.240
از الان به بعد، فقط سرپرست هان از اين موضوع سود مي بره

07:46.240 --> 07:49.320
واي، هان سونگ جه. فكر مي كردم كه اون بچه كلي مزاحم راهم بشه

07:49.350 --> 07:52.040
پس، حالا بايد چي كار كنيم؟

07:52.040 --> 07:53.170
منظورتون از اينكه «چيكار كنيم»چيه؟

07:53.170 --> 07:54.780
بايد اونُ بپذيريم

07:54.780 --> 07:58.650
كسي كه همراه با جريان اصلي حركت مي كنه، بيشتر دوام مياره

07:58.680 --> 08:01.880
اگه در مقابلش مقاومت كنيد، كسي به شما پاداش نمي ده

08:02.610 --> 08:04.360
درسته

08:04.670 --> 08:09.290
...بيمار كيم ته هيونگ مديرعامل شده

08:10.090 --> 08:14.470
...شنيدم، راسته؟ مدير كيم
..مدير كيم

08:14.920 --> 08:17.230
خداي من، انگار يه شخص كاملاً متفاوت شده

08:17.230 --> 08:20.010
...از همين دور هم سردي رفتارشُ آدم احساس مي كنه

08:20.780 --> 08:25.270
خداي من، اگه مي دونستم اين اتفاق مي افته بايد به بدرقه يا استقبالش مي رفتم؟

08:25.270 --> 08:28.060
خب اگه مي رفتيد چي كار مي كرديد؟

08:28.060 --> 08:32.650
خب...براي روابط دوستانه م الان خوب مي شد ديگه

08:33.100 --> 08:34.800
!دكتر پارك

08:36.360 --> 08:38.070
!دكتر پارك

08:38.800 --> 08:40.070
اتفاق چنداني كه نيفتاده، نه؟

08:40.070 --> 08:42.230
نبودن شما خودش يه اتفاقه

08:42.230 --> 08:45.690
كجا بودي كه ما نمي تونستيم حتي باهات تلفني صحبت كنيم؟

08:46.620 --> 08:50.010
دكتر جونگ هون مين، شما تنها كسي بوديد كه زنگ نزديد

08:51.240 --> 08:53.120
تو زنگ نزدي؟

09:00.460 --> 09:02.480
...دكتر جونگ

09:05.600 --> 09:07.420
دكتر پارك، خيلي بدي

09:07.420 --> 09:09.920
مي دوني چند بار بهت زنگ زدم؟

09:13.610 --> 09:17.580
اُه، بله...اين همون وقتي بود كه تو رفته بودي

09:17.580 --> 09:19.740
كيم سونگ وو هم نيومده بود سر كار

09:19.740 --> 09:21.520
...من كلي كار داشتم

09:21.520 --> 09:23.090
!همه ش به خاطر شما بود

09:27.580 --> 09:30.780
،دكتر كيم سونگ وو
خيلي بد قيافه شدي

09:31.980 --> 09:33.820
.تو هم همينطور، دكتر

09:36.360 --> 09:39.420
خب، نريم يه غذا بخوريم روشن شيم؟

09:39.970 --> 09:41.070
بايد براي شام شركتي بريم بيرون

09:41.070 --> 09:43.860
دكتر پارك، پس شما ما رو مهمون كنيد

09:48.880 --> 09:51.100
اون وقت، كلي ممنون شما مي شيم

09:52.100 --> 09:54.060
اُه، بله

09:55.090 --> 09:57.110
سرپرست هان

09:57.110 --> 09:59.880
دكتر پارك، از برگشتنتون خوشحالم

10:01.010 --> 10:04.040
حالا چطوري اين اتفاق افتاد، سرپرست؟

10:04.040 --> 10:06.080
كه بيمار كيم ته هيونگ

10:06.130 --> 10:08.720
شد مدير عامل بيمارستان ما؟

10:08.720 --> 10:12.690
شنيدم اون مشاور مديريتيه كه به امور مالي بيمارستان نظارت مي كنه

10:12.690 --> 10:13.730
درسته؟

10:13.730 --> 10:16.880
اين كيم ته هيونگ همون بيماري نيست كه  موقتي حافظه شُ از دست داده بود؟

10:16.880 --> 10:20.960
بله، اون امروز به عنوان مديرعامل بيمارستان ما منصوب شد

10:21.600 --> 10:23.640
چي گفتي؟

10:23.640 --> 10:27.310
وقتي داشت مرخص مي شد، خيلي مخلصانه ازمون تشكر كرد

10:27.310 --> 10:31.070
يه همچين آدمي، يك دفعه با يه چهره ديگه جلومون سبز شده

10:31.070 --> 10:33.430
و مي گه كه رئيس اونُ فرستاده

10:33.920 --> 10:38.150
فكر نمي كني كه از دست دادن حافظه ش هم يه دروغ بوده؟

10:40.750 --> 10:44.170
درسته كه تيم پشتيباني مديريت رو رئيس فرستاده

10:44.210 --> 10:49.110
با اينحال ما فقط بايد كارمونُ بكنيم
اونوقت ديگه دليلي براي نگراني وجود نداره

10:52.670 --> 10:54.250
بله

10:54.280 --> 10:56.170
من الان مي رم اونجا

10:56.950 --> 10:58.200
اتفاقي افتاده؟

10:58.250 --> 11:01.980
فكر مي كنم بيمار هوه دونگ مين مشكل تنفسي داره

11:01.980 --> 11:04.140
منم باهات ميام

11:19.280 --> 11:23.050
اين يه بيمار اورژانسيه كه ديروز به دليل ذات الريه ناگهاني آوردنش

11:23.640 --> 11:27.340
آقاي هوه دونگ مين، نفس كشيدن براتون سخته، درسته؟

11:27.370 --> 11:29.080
...من

11:29.080 --> 11:32.880
چرا اون عمل جراحي رو انجام دادي؟

11:34.150 --> 11:36.420
من بهت گفتم نمي خوام اين كارُ بكني

11:39.120 --> 11:41.990
وقتي ديروز توي اورژانس پذيرفتيمتون يادتونه؟

11:41.990 --> 11:44.180
ذات الريه شديد داشتيد و ريه تون پر از عفونت شده بود، خب

11:44.180 --> 11:46.460
هيچ چاره ديگه اي جز انجام عمل نداشتم

11:50.490 --> 11:53.680
لطفاً قدرت مكِش رو در 10ثابت نگهداريد و نذاريد زياد بالا بره

11:53.680 --> 11:55.510
چشم، پروفسور

12:02.270 --> 12:05.160
چسبندگي شديد عملكرد ريه ها رو مختل كرده

12:05.170 --> 12:07.980
بهتر نيست يه قسمت ريه سمت چپُ برداريم؟

12:08.000 --> 12:09.780
،من سعي كردم

12:09.830 --> 12:13.420
اما بيمار نتونست در مقابلش مقاومت كنه، واسه همين فعلاً چسبندگي پرده جنب رو بر مي دارم

12:14.110 --> 12:18.270
با توجه به چيزي كه من ديدم، به نظر مياد اين بيمار اصلاً نمي خواسته عمل جراحي كنه

12:19.400 --> 12:23.190
نه، به خاطر هزينه ش

12:23.230 --> 12:26.600
پس، فكر كنم از بخش ريه منتقل شده؟

12:26.640 --> 12:29.170
آه، اينطور نيست

12:29.190 --> 12:32.130
اين كسيه كه من شخصاً مي شناسمش

12:33.210 --> 12:35.130
واقعاً؟

12:35.130 --> 12:37.340
به همين دليل با عجله عملش كرديد؟

12:37.340 --> 12:40.830
بهتر نيست كه قبل از عمل اين فرايندُ ببينيم

12:44.690 --> 12:46.990
<i>اتاق تجهيزات</i>

12:51.950 --> 12:54.400
اين چيز جديدُ آوردي تو؟

12:54.400 --> 12:55.300
...اينجا

12:55.300 --> 13:00.300
فكر كردم دكتر پارك ما رفته چون اينجا به اندازه كافي راحت نبوده

13:03.270 --> 13:04.650
چطوره؟

13:04.700 --> 13:05.500
خوبه

13:05.560 --> 13:07.310
خوبه، نه؟

13:07.900 --> 13:10.920
پس...به افتخار برگشتن شما

13:10.920 --> 13:13.790
يك كم ميوه آوردم

13:13.830 --> 13:15.770
...بفرماييد

13:16.880 --> 13:20.920
شما همه چي اينجا داريد به جيز چيزايي كه نداريم

13:20.920 --> 13:23.390
بفرماييد، اينارو كم كم بخوريد

13:24.870 --> 13:27.130
مي رم اينا رو مي شورم و بر مي گردم

13:27.130 --> 13:28.420
نميخواد

13:28.420 --> 13:32.020
فكر كن اينجا خونه منه و

13:32.050 --> 13:34.220
چند لحظه اينجا صبر كن

13:45.530 --> 13:47.570
<i>ته شين</i>

13:50.110 --> 13:52.010
<i>لطفاً بخور</i>

14:20.530 --> 14:21.870
....آخ، داغه.. داغه

14:21.870 --> 14:24.180
داغه

14:27.570 --> 14:29.440
،آه

14:29.440 --> 14:31.580
.داغه...داغه

14:34.190 --> 14:38.500
اُه، راستي به خاطر اون غذاها خيلي ممنونم

14:39.600 --> 14:41.070
بله

14:44.570 --> 14:46.540
پس اينُ بنوش

14:47.210 --> 14:48.480
نه، ممنونم

14:48.500 --> 14:52.600
.خب، اينُ همين الان از ماشين قهوه سازي گرفتم
تا داغه بخوريدش

14:53.300 --> 14:54.300
لازم نيست

14:54.300 --> 14:56.410
...نه، خواهش مي كنم

14:57.430 --> 14:59.350
!داغه! سوختم! سوختم

14:59.430 --> 15:00.900
...اينجا.. اين

15:00.900 --> 15:03.070
..اونجا.. اينجا

15:03.100 --> 15:04.560
...اينجا...اينجا

15:04.560 --> 15:06.520
ببخشيد...معذرت مي خوام

15:07.100 --> 15:08.870
گفتم كه نمي خوام

15:21.610 --> 15:23.810
گفتم كه لازم نيست

15:24.270 --> 15:26.810
چرا اينقدر براي اون قهوه اصرار مي كنه؟

15:36.390 --> 15:38.550
كِي اينُ گرفتم؟

15:39.290 --> 15:41.030
..خداي من

16:12.830 --> 16:15.330
<i>واقعاً بايد اون عملُ انجام ميدادي وقتي ذات الريه ش اونقدر شديد بود؟</i>

16:15.380 --> 16:18.570
<i>بهت گفتم كه تجمع آبسه و پيتوراكس الان در حال پيشرفته</i>

16:18.590 --> 16:20.260
<i>مي تونستيد لوله بذاريد توي قفسه سينه</i>

16:20.260 --> 16:22.580
<i>،اگه من توي اون وضعيت لوله ميذاشتم
ريه هاش سوراخ مي شدن</i>

16:22.610 --> 16:25.790
<i>!!ازكجا مي دونيد وقتي انجامش نداديد؟</i>

16:27.590 --> 16:29.650
<i>...اما</i>

16:29.650 --> 16:33.250
<i>من نمي خوام حالا حالاها شما رو به جاي ديگه اي بفرستم</i>

16:33.290 --> 16:35.040
<i>حالا بايد چي كار كنم؟</i>

17:03.680 --> 17:05.500
بله، پدر

17:06.490 --> 17:10.190
من كرايه ماهانه فروشگاهُ امروز عصر فرستادم

17:10.190 --> 17:11.880
پس من بايد چي كار كنم؟

17:11.880 --> 17:15.150
شما بايد اقلاً كرايه ماهانه رو بپردازيد تا كار و كاسبي تونُ از دست نديد

17:15.620 --> 17:18.030
...هوان خوبه

17:19.130 --> 17:22.760
واقعاً كه...كِي مي خواد به خودش بياد؟

17:24.600 --> 17:26.490
متوجه شدم

17:48.550 --> 17:50.060
بله

17:52.380 --> 17:54.140
اين همون مدركيه كه مي خواستيد

17:54.140 --> 17:55.230
مي توني بذاريش همونجا

17:55.230 --> 17:56.560
چشم

18:06.380 --> 18:08.110
كاتتر بيمار سو جونگ وو چي شد؟

18:08.110 --> 18:11.520
خوب كار نمي كرد، با يه لوله قفسه سينه عوضش كرديم

18:11.520 --> 18:14.440
همه بيماران مبتلا به سرطان مري رو كه اين ماه عمل جراحي دارن آزمايش كنيد

18:14.440 --> 18:16.540
و چارت بيماري رو كه به خاطر ابتلا به سرطان ريه سلول كوچك بستري شده رو ببينيد

18:16.540 --> 18:17.560
چشم

18:17.560 --> 18:20.610
كارهاي ارائه سميناري كه قبلاً در موردش بهتون گفتم چي شد؟

18:20.610 --> 18:22.850
تا فردا خودم آماده ش مي كنم

18:24.080 --> 18:25.800
قرار نبود تا امروز باشه؟

18:25.800 --> 18:27.380
ببخشيد

18:33.720 --> 18:35.420
چي؟

18:36.870 --> 18:39.120
بله، متوجه شدم

18:40.780 --> 18:42.440
!پروفسور

18:58.120 --> 19:00.940
انگار اون مشكل تنفسي شديد داره

19:03.950 --> 19:06.450
متوجه شدم كه هواي زيادي از ريه نشت كرده

19:06.450 --> 19:08.810
ممكنه برونش در حين عمل جراحي باز شده باشه؟

19:08.810 --> 19:10.160
نه نيست

19:10.170 --> 19:12.410
هيچ آسيب برونشي وجود نداره

19:12.450 --> 19:15.280
پس اون نبايد تا اين حد مشكل تنفسي داشته باشه

19:17.430 --> 19:19.820
اگه بالاي اينجا رو نگاه كني، پنوموتوراكس بزرگي هست

19:19.820 --> 19:22.690
اونقدر بزرگ هست كه سرطان ريه پيشش هيچي نيست؟

19:22.750 --> 19:26.490
نه. وقتي داشتم عمل مي كردم، ريه  شُل بود

19:26.490 --> 19:28.920
اگه زخم شروع به التيام كنه اين خوب ميشه

19:30.460 --> 19:34.260
بياييد اول قدرت مكش رو بالا ببريم،اگه جواب نداد يه لوله ديگه بذاريم

19:34.260 --> 19:35.720
باشه

19:39.310 --> 19:41.020
پروفسور

19:41.780 --> 19:43.650
سرپرست جو

19:44.220 --> 19:45.490
پروفسور سو

19:45.490 --> 19:49.250
.فكر مي كنم بايد يه چيزايي رو برام توضيح بديد

19:49.250 --> 19:52.880
بيمار هوه دونگ مين در بخش ريه تحت درمان بوده

19:52.880 --> 19:54.550
امكان نداره كه اينُ ندونيد

19:54.550 --> 19:56.560
،حتي اگه اون به اتاق اورژانس مي اومد

19:56.590 --> 19:59.870
نبايد قبل از عمل با من تماس مي گرفتيد؟

19:59.870 --> 20:01.340
معذرت مي خوام

20:01.370 --> 20:04.100
عملش برنامه ريزي شده نبود و من ديگه فكرم به اينجاها نرسيد

20:05.420 --> 20:07.370
فكرتون به اينجاها نرسيد؟

20:08.030 --> 20:11.120
وقت داشتيد عملُ انجام بديد، ولي وقت نداشتيد گزارش بديد؟

20:11.140 --> 20:12.460
،حالا چون الان عضو تيم برتريد

20:12.500 --> 20:14.760
نمي تونيد اون طرف تر از دماغتونُ ببينيد؟

20:14.760 --> 20:17.160
كلماتتون خيلي گزنده ست

20:17.190 --> 20:19.220
چه من اين عملُ به زور انجام داده باشم

20:19.220 --> 20:21.180
چه اين عمل اجتناب ناپذير بوده باشه

20:21.180 --> 20:23.180
بهرحال بايد اين عمل انجام مي شد؟

20:23.210 --> 20:28.100
دارم مي گم شما مي تونستيد منتظر بشيد تا التهاب ريه ش كم بشه

20:28.100 --> 20:30.030
سرپرست جو

20:30.030 --> 20:32.500
گزارش نكردن به شما قبل از عمل و انجام عمل جراحي

20:32.550 --> 20:34.890
همه ش تقصير من بوده. من اينُ تأييد مي كنم

20:35.590 --> 20:38.500
<i>اما وقتي داشتم تلاش مي كردم كه آمپيم بدتر نشه
(آمپيم: گسترش عفونت در فضاي بين ريه و پلور)</i>

20:38.520 --> 20:40.650
وضع اونقدر بد بود كه چاره اي جز عمل كردنش نداشتم

20:40.650 --> 20:44.180
حتي الانم معتقدم كه اون تصميمي كه به عنوان يه پزشك براي بيمارم گرفتم

20:44.180 --> 20:46.540
بهترين تصميم بوده و ازش اطمينان دارم

20:49.930 --> 20:51.870
اگه بي ادبي كردم، منُ ببخشيد

20:52.530 --> 20:54.450
من ديگه مي رم

21:02.940 --> 21:04.270
!واقعا؟

21:06.000 --> 21:07.690
دكتر

21:08.860 --> 21:10.640
،شما گفتيد عمل با موفقيت انجام شد

21:10.640 --> 21:13.400
ولي نمي دونم چرا همسرم همچين اوقات سختيُ مي گذرونه

21:14.470 --> 21:16.510
،اينقدر نگران نباشيد

21:16.540 --> 21:19.900
آقاي هوه دونگ مين يك كم مشكل تنفسي دارن
اونم به خاطر پنوموتوراكسه

21:19.920 --> 21:22.070
فكر مي كنم به اين خاطره كه هنوز ريه بسته نشده

21:22.070 --> 21:24.030
اما داريم مجراي توراسيكُ حفظ مي كنيم

21:24.030 --> 21:26.160
اون به زودي خوب ميشه

21:26.210 --> 21:28.100
واقعاً؟

21:28.110 --> 21:32.670
بهرحال، من فقط همه اميدم به شماست دكتر

21:34.300 --> 21:35.900
بله

21:46.770 --> 21:49.650
بله...كي؟

21:49.650 --> 21:51.430
سرپرست جو؟

21:51.450 --> 21:53.960
اُه، سرپرست جو از بخش ريه؟

21:53.980 --> 21:57.930
ولي بخش ريه با سو جو يونگ چه كاري مي تونه داشته باشه؟

21:58.570 --> 22:00.130
بله

22:14.560 --> 22:17.040
پروفسور سو، چه اتفاقي افتاده؟

22:17.070 --> 22:17.860
در چه مورد؟

22:17.860 --> 22:21.690
ديروز كه عمل رو انجام داديد به بخش ريه گزارش نكرديد؟

22:21.690 --> 22:23.160
نه

22:23.160 --> 22:24.310
چرا؟

22:24.310 --> 22:26.950
به اين خاطر كه خود بيمار درمانشُ متوقف كرده بود

22:26.960 --> 22:28.850
من ازش يه مشكل بزرگ نساختم

22:28.850 --> 22:32.310
درضمن، اون يه بيمار اورژانسي بود و من فرصت همچين كاريُ نداشتم

22:33.260 --> 22:35.230
بسيار خب

22:35.230 --> 22:37.220
در اين صورت، برش گردونيد به بخش ريه

22:37.220 --> 22:39.620
از اين به بعد بذاريد مسئوليت درمان بيمارُ اينجا به عهده بگيرن

22:39.620 --> 22:41.170
چون ممکنه سوء تفاهم پيش بياد

22:41.170 --> 22:42.250
نمي تونم اينکارُ بکنم

22:42.250 --> 22:45.270
تمام هزينه هاي درمانش به عنوان بيمار تيم برتر در نظر گرفته شده

22:45.270 --> 22:47.770
به خاطر همين هم همراه بيمار قبل از عمل، موافقت کرد

22:47.770 --> 22:50.470
درکتون مي کنم که مي خوايد مراقب اوضاع بيمار باشيد

22:50.470 --> 22:53.730
ولي فقط به خاطر اين که عضو تيم برتريد، درست نيست که سلسله مراتبُ ناديده بگيريد

22:53.730 --> 22:57.520
ما فقط از بخشاي ديگه جدا شيم، نه اينکه ازشون برجسته تر باشيم

22:58.340 --> 23:00.200
خوب متوجه ميشم که چي ميگيد

23:00.240 --> 23:04.780
ولي چون من جراحي شُ انجام دادم، مي خوام تا آخرش خودم مسئوليتشُ قبول کنم

23:04.800 --> 23:07.120
لطفاً به من واگذارش کنيد

23:16.020 --> 23:19.900
<i>پرستار يو، واقعاً قيافه م ترسناکه؟</i>

23:19.900 --> 23:22.340
<i>تو نگاه اول آره</i>

23:22.340 --> 23:25.000
<i>ولي وقتي لبخند مي زنيد قيافه تون خوب ميشه</i>

23:29.040 --> 23:32.210
خانم جونگ سو يون، سلام

23:36.000 --> 23:37.960
!سلام

23:41.740 --> 23:45.070
خوش اومدين، خانوم جونگ سو يون، خوش اومدين

23:46.720 --> 23:49.450
خوش اومدين، خوش اومدين

23:55.630 --> 23:57.320
بريم سر کارمون

23:57.320 --> 23:58.870
بله

23:58.870 --> 24:01.060
همه جور کاري ميکني، واقعاً که

24:02.450 --> 24:04.380
با هم بريم

24:05.840 --> 24:08.180
ولي برگشتيد

24:08.180 --> 24:10.410
خانوم جونگ سو يون، خيلي نگران بوديم که

24:10.410 --> 24:13.040
شما ديگه برنگرديد

24:17.390 --> 24:19.040
خانوم جونگ سو يون

24:19.600 --> 24:20.540
بله

24:20.540 --> 24:23.220
دفعه ي قبل خيلي ترسوندمتون

24:23.250 --> 24:26.120
چون خيلي رو نتايج منفي تأکيد کردم

24:26.140 --> 24:29.900
فکر کنم به خاطر همين نگرانتون کردم

24:29.910 --> 24:31.360
منُ ببخشيد

24:31.370 --> 24:34.830
خانوم جونگ سو يون، با اينکه قيافه م اينطوريه

24:34.850 --> 24:37.630
قلب خيلي گرم و صميمي اي دارم

24:40.020 --> 24:43.160
اگر همين يه بارُ بهم اعتماد کنيد

24:43.160 --> 24:45.650
عملتونُ خوب انجام ميدم

24:52.800 --> 24:55.500
اين همون بخش سختي ه که قبلاً بهتون گفتم

24:55.510 --> 24:56.920
اگر نگاهش کنيد

24:56.920 --> 24:59.000
تومور غده ي بزاقي

24:59.000 --> 25:01.480
چه تو سمت راست باشه چه سمت چپ

25:01.510 --> 25:04.180
.نمي تونيم از هم تميز بديمش

25:04.180 --> 25:06.460
اين بارزترين مشخصه ي

25:06.500 --> 25:08.880
بيماري شما، بيماري کوشينگ ه

25:08.880 --> 25:10.500
بله

25:12.430 --> 25:14.250
ولي نگران نباشيد

25:14.270 --> 25:17.880
چون من دارم عملتون مي کنم، حتماً تومورُ پيدا مي کنم

25:19.080 --> 25:21.200
اگر بتونيم غده ي بزاقي تونُ حفظ کنيم

25:21.200 --> 25:24.700
خانوم جونگ سو يون، مي تونيد يه بچه ي خوشگل داشته باشيد

25:30.620 --> 25:32.470
...اين

25:32.470 --> 25:34.960
مي بينيد باسن دکتر جونگ هون مين چقدر بزرگه

25:35.760 --> 25:39.960
اگه 8 يا 9 ساعت م طول بکشه مي تونه آروم بشينه و تومورُ پيدا کنه

25:40.020 --> 25:42.580
به خاطر همينه که باسنش اينقدر گوشتالو و بزرگه

25:42.580 --> 25:45.040
!دکتر اُنکولوژي خستگي ناپذير

25:51.410 --> 25:54.490
آره آره آره، همينطوري بخنديد

25:54.490 --> 25:56.440
همه چي رو به راه ميشه

25:56.470 --> 25:59.020
همه چي رو به راه ميشه، درسته دکتر؟

26:02.530 --> 26:04.820
بهتون اعتماد کردم و سپردمش به شما

26:04.860 --> 26:07.490
روند کند بهبودي بيمار يه کم نگران کننده ست

26:07.490 --> 26:11.520
چون من عملُ انجام دادم، با توجه به وضع ريه هاي بيمار، شرايطش بدتر خيلي بدتر شده بود

26:11.550 --> 26:13.770
فکر کنم به خاطر همين بهبوديش کنده

26:13.770 --> 26:18.490
چون ازتون خواستم، به زور اين عمل سختُ انجام داديد؟

26:19.420 --> 26:22.250
فکر نکنم واسه انجام اين عمل مجبورتون کرده باشم

26:22.250 --> 26:26.290
نه، من به درخواست شما بيمار هو دونگ مينُ ديدم

26:26.340 --> 26:30.320
ولي تصميم گرفتن واسه انجام عمل، قضاوت خودم بود

26:30.360 --> 26:34.080
وقتي تو اون شرايط اورژانسي آوردنش، وضعش طوري بود که حتماً بايد عمل ميشد

26:34.080 --> 26:38.030
نمي دونم... بيمار بايد خوب بهبود پيدا کنه

26:38.090 --> 26:41.130
که قضاوتتون معتبر باشه

26:42.220 --> 26:45.430
به هر حال، تلاشتونُ بکنيد

27:15.280 --> 27:18.220
<i>دفتر معاون</i>

27:24.730 --> 27:25.530
سرپرست جانگ

27:25.530 --> 27:27.030
ترسونديم

27:31.110 --> 27:33.510
داريد چيکار مي کنيد؟

27:33.510 --> 27:35.310
چيکار مي کنم؟

27:35.310 --> 27:39.330
دارم مي بينم وضعيت بيمار هو دونگ مين چطوره

27:39.370 --> 27:42.600
چرا داريد وضعيت بيمار منُ چک مي کنيد؟

27:42.600 --> 27:44.840
شنيدم که شرايط بيمار خيلي بده

27:44.840 --> 27:48.530
مي خواستم ببينم مي تونم کمکي بکنم يا نه، ولي

27:48.530 --> 27:50.670
به نظر نمي رسه کمکي از دستم بر بياد

27:53.580 --> 27:56.980
اونقدر مورد بدي هست که اصلاً متوجه نميشم هدفت چيه

27:58.460 --> 28:01.820
چرا مريض يکي ديگه رو گرفتي و زياده روي کردي؟

28:01.820 --> 28:06.260
اين مثل اينه که واسه اينکه به سطل آشغال نخوري، با صورت بخوري به يه کندوي عسل

28:07.450 --> 28:09.550
به هر حال، سعي تُ بکن

28:29.460 --> 28:32.460
سرپرست هان، اين موضوعي نيست که با اين کارتون بخواد ناديده گرفته شه

28:32.460 --> 28:34.210
اوه جناب مدير

28:34.210 --> 28:36.460
اين طوري نباشيد و اين يه دفعه رو بذاريد بگذره

28:36.460 --> 28:40.200
شما هم، کمتر مراقب سو جو يونگ باشيد و به خودتون بيايد

28:40.230 --> 28:42.880
چون حرفش درز کرده، اينُ مي گم

28:43.700 --> 28:46.210
چرا اين روزا اينطور شده؟

28:46.300 --> 28:50.400
اگرچه هميشه به خاطر جوونترين پروفسور اينجا بودن يه کم از خود راضي بود

28:50.400 --> 28:52.950
هميشه کاري که بايد انجام ميدادُ با طمأنينه و محکم انجام ميداد

28:52.950 --> 28:54.920
به خاطر همين مي خواستم بهش ديد مثبتي داشته باشم

28:54.930 --> 28:58.640
ولي.. واسه حمله به من رفت پيش اون زن

28:59.020 --> 29:00.880
آه... واقعاً که

29:04.580 --> 29:07.670
لطفاً اين رو بذاريد به حساب حس مسئوليت پذيري خاصي که داره

29:07.670 --> 29:11.940
پروفسور سو، کسي ه که تا به حال چنين اشتباهي نکرده بود

29:11.940 --> 29:13.380
شما اونُ بهتر از هرکسي نميشناسيد؟

29:13.380 --> 29:16.870
هي، کس ديگه اي هم بهش گفته که کار اشتباهي کرده؟

29:16.870 --> 29:19.180
چون وضع سلامت بيمار خيلي خوب نبود

29:19.180 --> 29:21.630
اصلاً احتياجي به چنين عمل سختي بود؟

29:21.630 --> 29:25.950
من فقط يه کلمه گفتم و اون چشماش درشت شد

29:35.250 --> 29:39.860
مشکل اينجاست که شُش چپ هنوز متسع نميشه

29:39.860 --> 29:42.240
و هنوز هم هواي تنفسي از دست ميره

29:42.240 --> 29:45.890
خوب ميشد اگر ميتونستيم پلورودز رو انجام بديم، ولي چون وضع بيمار بده

29:45.890 --> 29:47.960
احتمالاً يه مقدار سخت ميشه

29:50.470 --> 29:52.380
بهتره يه کم ديگه صبر کنيم

29:52.380 --> 29:55.220
تا ببينيم ريه ي چپ متسع ميشه يا نه

29:57.560 --> 29:58.610
...خب، به نظر من

29:58.610 --> 30:00.550
نظرتون درباره ي انجام پلاگ چيه؟

30:00.550 --> 30:02.570
<i>[پلاگ: اقدامي براي بستن سوراخ هاي ايجاد شده در قسمت هاي عمقي بدن]</i>

30:02.570 --> 30:04.530
يه مسدودکننده توي مجراي تنفسي ميذاريم

30:04.530 --> 30:06.370
و جلوي نشت هوا رو مي گيريم

30:07.960 --> 30:09.640
به نظر ايده ي بدي نيست

30:09.640 --> 30:13.320
ولي اگر جاگذاري درست انجام نشه، احتمالش هست که ريه کلاً از کار بيفته

30:13.360 --> 30:15.700
منظورم اين نيست که کلاً ببنديمش

30:15.700 --> 30:19.150
اينطوري، جايي که هواي زيادي ازش نشت ميکنه رو

30:20.590 --> 30:22.040
به نظرم مي تونيم مسدود کنيم

30:22.040 --> 30:25.970
ولي اين کار فقط در سطح تحقيقاتي انجام شده

30:25.970 --> 30:27.100
خيلي خطرناک نيست؟

30:28.650 --> 30:33.530
اگر وايسيم تا ريه شکل درستشُ به دست بياره، شرايط بيمار از ايني هم که هست بدتر ميشه

30:33.530 --> 30:35.350
اون موقع مي خوايد دوباره عملش کنيد؟

30:35.350 --> 30:38.990
به نظرتون بخش ريه مي ذاره که دوباره عملُ انجام بديد؟

30:39.050 --> 30:40.850
!سرپرست هان

30:45.230 --> 30:47.050
با هر دوتاتونم، تمومش کنيد

30:47.050 --> 30:50.100
نهايتاً هردوتاتون مي خوايد بيمارُ نجات بديد، درسته؟

30:53.340 --> 30:55.440
فقط به خاطر اين که بيمار تو يه وضعيت بحراني ه

30:55.450 --> 30:58.370
نمي تونيم از روشي استفاده کنيم که ازش مطمئنم نيستيم

30:59.920 --> 31:01.690
بهتره يه چن روز صبر کنيم

31:01.690 --> 31:04.130
منطقه ي آسيب ديده رو با توراکوسکوپي درمان کنيم

31:04.130 --> 31:06.170
<i>توراکوسکوپي: نمايش قفسه ي سينه و اندام هاي آن و انجام بيوپسي و يا عمل جراحي</i>

31:10.190 --> 31:14.090
<i>.ته شين، يه کم کيمچي درست کردم</i>

31:14.090 --> 31:16.010
<i>.من جلوي بيمارستانم</i>

31:16.040 --> 31:19.110
<i>ميتوني يه لحظه بياي بيرون و بگيريش؟</i>

31:19.670 --> 31:21.800
من يه لحظه مي رم بيرون و برمي گردم

31:37.790 --> 31:39.610
سو جو يونگ

31:45.170 --> 31:46.750
بله

31:47.820 --> 31:49.610
زود خودمُ ميرسونم

32:51.910 --> 32:54.580
با اينکه مدت زيادي تو يه کشور خارجي زندگي کردي

32:54.580 --> 32:58.240
اون روز که ديدمت، خوب غذاهاي تُند مي خوردي

32:58.670 --> 33:00.680
چون نمي دونستم چي دوس داري

33:00.680 --> 33:04.570
چندجور کيمچي درست کردم

33:09.240 --> 33:11.610
به نظر خوشمزه ست

33:11.610 --> 33:13.760
حسابي مي خورم

33:15.600 --> 33:20.620
شنيدم اونجايي که کار مي کني، کلي دکتر ديگه م باهات هستن

33:20.650 --> 33:24.480
اينُ بگير و با بقيه تقسيمش کن

33:24.980 --> 33:30.050
از اين به بعد، واست اينجور چيزا رو

33:30.050 --> 33:32.510
قبل از اينکه تموم بشه، درست مي کنم

33:39.980 --> 33:44.200
خيلي چيزا رو نمي تونم درست کنم

33:44.250 --> 33:46.530
به غير از اين چيزا

33:49.140 --> 33:53.860
به خاطر اين که چيزي ازت مي خوام اينکارُ نمي کنم

33:55.410 --> 33:59.610
فقط دلم مي خواد اينکارُ واست بکنم

34:05.680 --> 34:07.240
ممنونم

34:07.240 --> 34:09.380
خوب مي خورم

34:43.260 --> 34:47.840
يادمه گفتيد مي خوايد چيزي ازم بپرسيد

34:47.840 --> 34:50.370
سرپرست هان، خيلي کم طاقتيد

34:50.370 --> 34:52.540
با اون وقتي که گفتيد " تيم برتر يک ماه

34:52.540 --> 34:55.780
پيش کارشُ شروع کرده و داره تلاششُ مي کنه. " فرق کرديد

34:56.690 --> 34:59.220
چي مي خوايد بگيد؟

34:59.680 --> 35:02.790
شده به منحل کردن تيم برتر فکر کنيد؟

35:04.530 --> 35:08.520
بالاخره، چيزي که مي خواستيدُ گفتيد

35:09.970 --> 35:13.310
من اين سوالُ مستقيماً از خانم معاون نپرسيدم

35:13.310 --> 35:16.000
تنها خاطره ي خوبم، از شماست سرپرست هان

35:16.000 --> 35:19.170
به خاطر همين خواستم بهتون وقت بيشتري بدم

35:21.360 --> 35:26.070
من از اينجور دعواها سر تيم برتر با خانم معاون حسابي خسته شده م

35:26.070 --> 35:27.540
يه بار ديگه مي گم

35:27.540 --> 35:31.340
هيچ درخواستي رو از بيرون درباره ي تيم برتر قصد ندارم قبول کنم

35:31.340 --> 35:34.370
لطفاٌ خوب به حرفم گوش بديد و بعد جواب بديد
...منظور من اين بود که

35:34.370 --> 35:36.960
<i>بخش جراحي قفسه ي سينه بزرگسال کد آبي</i>

35:36.960 --> 35:40.060
<i>بخش 200. بخش جراحي قفسه ي سينه بزرگسال کد آبي</i>

35:40.060 --> 35:42.440
<i>کد آبي: بيمار اورژانسي با خطر مرگ</i>

35:42.510 --> 35:49.750
<i>بخش 200. بخش جراحي قفسه ي سينه بزرگسال کد آبي</i>

36:11.060 --> 36:12.100
چي شده؟

36:12.100 --> 36:14.910
نارسايي تنفسي ش تشديد شده. درصد اشباع اکسيژنش افت کرده

36:14.910 --> 36:17.350
دکتر نام، کيسه آمبو رو همينطوري فشار بديد
پرستار يو، دستگاه اشعه ي ايکسُ آماده کنيد

36:17.350 --> 36:19.550
. بله -
بله پروفسور -

36:28.740 --> 36:30.040
چي شده؟

36:30.040 --> 36:32.760
به خاطر نشت زياد هوا، درصد اشباع اکسيژنش افت کرده

36:35.990 --> 36:39.090
اصلاً خوب نيست. فکر کنم راه ديگه اي غير از جاگذاري مسدودکننده نداريم

36:39.860 --> 36:41.160
!راه ديگه اي نداريم

36:41.160 --> 36:43.580
اگر همينطوري بيمارُ ول کنيم، زنده نمي مونه

36:45.060 --> 36:46.850
!پروفسور سو

36:49.840 --> 36:51.530
واسه برانکوسکوپي آماده شيد

36:51.530 --> 36:53.030
بله

37:20.700 --> 37:21.800
ليدوکائين رو تزريق کنيد

37:21.800 --> 37:23.030
بله

37:23.030 --> 37:26.110
<i>ليدوکايين: داروي بيهوشي موضعي</i>

37:31.040 --> 37:33.280
هنوزم هوا نشت مي کنه؟

37:35.540 --> 37:37.230
بله

37:39.140 --> 37:43.090
اگر بخش آسيب ديده ي متصل به ريه رو پيدا کنيم، ميشه جلوي نشت هوا رو گرفت

37:43.130 --> 37:45.660
اميدوارم بخش آسيب ديده بزرگ نباشه

37:45.690 --> 37:48.520
اگر بزرگ باشه، مجبور ميشيم کل نايژه ي چپ رو مسدود کنيم

37:48.520 --> 37:50.410
اونوقت کارمون بي فايده ميشه

37:50.410 --> 37:54.200
وقتي به سي تي اسکن نگاه کردم، بخش آسيب ديده به نظر خيلي بزرگ نبود

37:58.740 --> 38:00.710
پيداش کردم

38:01.370 --> 38:03.920
به احتمال زياد اين بخش آسيب ديده

38:03.960 --> 38:05.800
بالن کاتِترُ جاگذاري کنيم

38:05.800 --> 38:06.730
بالنُ بهم بديد

38:06.730 --> 38:08.180
بله

38:26.240 --> 38:28.390
هوا بيرون نمياد

38:28.440 --> 38:30.490
جاشُ درست پيدا کرديد

38:30.540 --> 38:32.620
پس فقط بايد همينجا رو مسدود کنيم

38:32.620 --> 38:34.770
مسدودکننده رو بياريد بيرون

38:42.110 --> 38:45.920
سرپرست، اگر اشتباه جاگذاري شه، چه اتفاقي ميفته؟

38:45.920 --> 38:48.750
ريه کلاً از کار ميفته

38:57.520 --> 38:59.450
مسدودکننده جاگذاري شد

38:59.480 --> 39:01.600
فشار راه تنفسي چطوره؟

39:03.760 --> 39:05.590
خوبه

39:05.620 --> 39:08.160
نشت هوا هم متوقف شده

39:38.710 --> 39:42.450
خيلي واضح گفتيد که حالش بهتر ميشه

39:43.950 --> 39:46.110
روند کار خوب پيش رفت ولي

39:46.110 --> 39:48.340
چون ذات الريه ي آقاي هو دونگ مين شديد بود

39:48.340 --> 39:50.820
اتساع ريه يه کم زمان مي بره. به خاطر همينه

39:50.820 --> 39:55.950
نه، همون موقع که اومديد ديدنمون، بايد مي دونستم که ميخوايد همسرمُ عمل کنيد

39:56.950 --> 39:59.160
..اينکه خيلي خرج برنميداره کورم کرده بود و

39:59.160 --> 40:01.410
خانوم، اينطور نيست

40:01.410 --> 40:04.080
چون ذات الريه يهويي تبديل به آبسه شد

40:04.080 --> 40:06.760
روند بهبودي يه کم کند شد

40:06.760 --> 40:07.800
..اگر فقط يه بار ديگه بهم اعتماد کنيد

40:07.800 --> 40:09.100
نميخوام بشنوم

40:10.160 --> 40:12.760
دليل اينکه اومديد ديدن همسرم

40:12.760 --> 40:15.150
و اتفاقايي که سر عمل افتاد

40:15.150 --> 40:17.660
همه چيُ افشا مي کنم

40:17.660 --> 40:22.240
اگر بلايي سر شوهرم بياد

40:22.240 --> 40:25.240
ساکت نميشينم

40:41.480 --> 40:43.080
برش

40:44.410 --> 40:46.200
!چوي آه جين

40:46.200 --> 40:48.060
بله پروفسور

40:50.890 --> 40:51.900
کارت خيلي خوبه

40:51.900 --> 40:55.040
وقتي مسئله مربوط به تيم برتر باشه، چشمات کاملاً بازه

40:55.040 --> 40:57.390
ولي وقتي مياي اينجا، چرت ميزني

40:57.390 --> 40:59.130
چرت نزدم، پروفسور

40:59.130 --> 41:00.900
جداً؟ باشه

41:00.900 --> 41:02.660
وانمود مي کنم که چرت نزدي

41:02.660 --> 41:05.300
آناستوموز بخش پاييني، انجامش بده

41:05.300 --> 41:07.330
!آناستوموز... واقعاً؟

41:07.330 --> 41:10.400
نکنه تا ابد مي خواي فقط دستيار باشي؟

41:11.610 --> 41:12.720
بيا اينجا

41:12.720 --> 41:14.180
!بله

41:22.120 --> 41:23.960
واسه بخيه ش از نخ شماره ي چند استفاده مي کني؟

41:23.960 --> 41:26.020
بايد با نخ نوع 0-4 بخيه ش کنيم

41:26.030 --> 41:27.460
بخيه

41:27.460 --> 41:29.240
<i>بخيه</i>

41:34.950 --> 41:36.910
کل روزُ واسه بخيه ش وقت نداريا

41:36.910 --> 41:38.420
کل روزُ وقت نمي خوام

41:38.460 --> 41:41.080
!با احتياط و خوشگل، ولي سريع

42:13.270 --> 42:15.680
!اي واي، خيلي خوشحاله

42:15.730 --> 42:16.760
!تمومش کن

42:16.760 --> 42:18.700
!بله پروفسور

42:24.750 --> 42:26.560
درصد اشباع رفته بالا

42:26.560 --> 42:29.130
ولي، چرا هنوز علائم حياتي ناپايدارن؟

42:30.280 --> 42:32.420
به خاطر اينه که از نظر بدني خيلي ضعيفه

42:32.450 --> 42:34.320
به نظرم بايد يه روز ديگه م تحت نظر باشه

42:34.320 --> 42:36.540
کم طاقت نباش

42:40.650 --> 42:43.420
<i> دليل اينکه اومديد ديدن همسرم</i>

42:43.460 --> 42:45.690
<i> اتفاقاتي که سر عمل افتاد</i>

42:45.690 --> 42:48.270
<i> همه چيُ افشا مي کنم</i>

43:02.600 --> 43:04.890
!هي کيم سونگ وو، اينُ ببين

43:04.890 --> 43:08.070
من امروز رفتم سر عمل آنوريسم آئورت شکمي دکتر گو مين هوان و

43:08.070 --> 43:09.630
يه رگ مصنوعي رو بخيه کردم

43:09.690 --> 43:11.580
!ببينش

43:11.580 --> 43:14.260
نظرم نسبت به پروفسور گو کلاً عوض شد

43:14.260 --> 43:17.870
از اين به بعد با اشتياق با دکتر گو مي رم سر عمل

43:19.740 --> 43:21.410
...خوبه

43:22.320 --> 43:23.910
چيزي شده؟

43:23.950 --> 43:26.670
چون رفتي سر عمل چيزي نشنيدي، نه؟

43:26.670 --> 43:27.990
چي؟

43:28.040 --> 43:32.510
وقتي تو اتاق عمل بوديم، بيمار دونگ مين وضعيتش آبي شد

43:32.510 --> 43:33.460
!چي؟

43:33.460 --> 43:37.730
سرپرست هان مسدودکننده رو جاگذاري کرد و خطر از بيخ گوششون رد شد

43:37.730 --> 43:39.800
ولي همراه بيمار به پروفسور سو گفت

43:39.810 --> 43:42.240
"اگر شما مي خوايد اينکارُ انجام بديد، چرا اونُ فرستاديد سر عمل؟"

43:42.240 --> 43:44.610
مي گن حسابي سر و صدا به پا کرد

43:44.610 --> 43:48.020
واقعاً؟ حال پروفسور سو خوبه؟

43:48.020 --> 43:50.330
احتمالاً از تو داره مي جوشه

43:51.580 --> 43:53.250
عمل خوب پيش رفت

43:53.250 --> 43:56.320
گفتن جاگذاري پلاگ بدون مشکل انجام شد

43:56.320 --> 43:59.240
پس چرا علائم حياتي ش به حالت نرمال برنمي گردن؟

44:03.530 --> 44:05.150
!کجا داري ميري؟

44:05.150 --> 44:06.700
!هي

44:26.810 --> 44:28.970
!دکتر چوي آه جين

44:30.400 --> 44:32.390
بله، دکتر پارک

44:34.370 --> 44:36.460
از عمل برميگردين؟

44:36.460 --> 44:39.860
بله، رفته بودم سر يه عمل آنوريسم آئورت شکمي

44:39.860 --> 44:41.780
تنهايي يه رگ مصنوعي رو بخيه کردم

44:41.780 --> 44:43.690
واو، جدي؟

44:46.110 --> 44:47.710
ولي، اين چيه؟

44:47.720 --> 44:49.280
کيمچي؟

44:49.280 --> 44:51.120
از خونه آوُردينش؟

44:52.240 --> 44:56.640
ميگن اگر کيمچي گيمجانگُ با يه مقدار پلو بخوري، خيلي خوشمزه ميشه

44:57.250 --> 45:01.120
يه جورايي حس مي کنم مادرتون آشپزي ش خيلي خوبه

45:11.940 --> 45:14.040
يه لحظه بيا اينجا

45:21.840 --> 45:24.410
اگر چشمات مي سوزن، نبايد اينطوري پلک بزني

45:24.460 --> 45:27.110
چشماتُ محکم ببند و باز کن

45:37.170 --> 45:39.000
دکتر چوي آه جين

45:39.020 --> 45:40.650
بله؟

45:43.040 --> 45:45.360
فکر نکنم مشکل چشمي داشته باشي

45:45.360 --> 45:49.300
اگر پلکت مدام مي پره برو چکش کن

45:49.330 --> 45:50.860
بله

45:53.000 --> 45:54.300
!آه، راستي

45:54.300 --> 45:57.790
شمام مي دونستيد بيمار هو دونگ مين وضعيتش آبي شد؟

45:57.800 --> 45:59.530
نه، کِي؟

45:59.530 --> 46:00.680
چيکارش کردن؟

46:00.680 --> 46:04.380
مي گن سرپرست هان پلاگ رو جاگذاري کرد و بيمار خطرُ رد کرد

46:04.380 --> 46:07.540
احتمالاً دکتر سو تحت نظر داردش

46:07.540 --> 46:09.230
واقعاً؟

46:13.050 --> 46:16.150
ببرش بالا با بقيه ي دکترا بخوريد

46:16.580 --> 46:18.850
اينُ؟

46:18.880 --> 46:20.790
آره ببرش

47:23.510 --> 47:25.390
بله

47:26.930 --> 47:29.140
واقعاً؟

47:29.140 --> 47:31.780
و تومور سرطاني هم برداشته شد؟

47:36.930 --> 47:39.060
آقاي هو دونگ مين

47:39.060 --> 47:41.710
تنفس شون به حالت عادي برگشته

47:42.350 --> 47:45.830
آناليز گازي خونش درسته و ديگه نشت هوا نداره

47:50.620 --> 47:52.660
ببخشيد، پروفسور

47:52.660 --> 47:55.030
به خاطر ديروز خيلي متأسفم

47:55.030 --> 47:56.850
...ديروز، من

47:56.850 --> 48:01.320
نگران بودم که نکنه اتفاق بدي واسه شوهرم بيفته و احتمالاً عقلمُ از دست داده بودم

48:01.360 --> 48:05.420
با اينکه مي دونستم عمداً اينکارُ نکرديد

48:06.110 --> 48:08.200
لازم نيست نگران باشيد

48:08.200 --> 48:11.540
چيزي که مهمه اينه که شوهرتون سلامتي شُ به دست آورده

48:12.780 --> 48:15.070
احتمالاً تمام اين مدت خيلي نگران بوديد

48:15.070 --> 48:17.450
حالا مي تونيد يه نفس راحت بکشيد

48:21.160 --> 48:23.180
ممنونم پروفسور

48:23.180 --> 48:25.080
ممنونم

48:26.060 --> 48:28.190
سلام خانوم

48:31.350 --> 48:33.930
من معاون اين بيمارستانم

48:33.930 --> 48:37.680
حتماً خيلي نگران همسرتون بوديد، درسته؟

48:37.730 --> 48:39.290
بله

48:39.290 --> 48:42.540
آقاي هو دونگ مين کسي ه که من واقعاً براشون احترام قائلم

48:42.540 --> 48:46.920
مايه ي افتخارمه که ايشون تو اين بيمارستان دارن درمان ميشن

48:48.580 --> 48:50.740
شما ميشناسيدش خانم معاون؟

48:50.740 --> 48:53.010
بله، البته

48:53.010 --> 48:55.540
شما استان گيونگ گي و شهر دو ميونگُ ميشناسيد؟

48:55.540 --> 49:00.220
از خيلي وقت پيش، ايشون اونجا براي کمک به مردمش کار مي کنن

49:01.090 --> 49:03.240
دو سال پيش بود؟

49:03.240 --> 49:06.430
وقتي واسه کمک پزشکي داوطلبانه رفتم آسايشگاه سالمندان دو ميونگ

49:06.470 --> 49:10.610
از دور ديدمتون

49:10.640 --> 49:12.420
آقاي هو دونگ مين

49:12.450 --> 49:17.240
يکي از نماينده هاي فعال سالمندان دو ميونگ هستن

49:18.960 --> 49:22.170
پروفسور سو، خيلي زحمت کشيديد

49:42.620 --> 49:45.300
حالا شک تون برطرف شد؟

49:45.300 --> 49:46.900
بله

49:48.080 --> 49:50.660
...اينکه چقدر

49:50.660 --> 49:53.510
...چقدر کارم قابل توجه بوده رو

49:53.510 --> 49:55.110
الان مي فهمم

49:55.110 --> 49:56.980
واقعاً؟

49:57.750 --> 50:01.090
به نظر ميرسه بيشتر داريد آدم من مي شيد

50:22.850 --> 50:25.020
به خاطر مرکز پزشکي سلطنتي ه؟

50:25.020 --> 50:29.150
اگر مي خوايد مرکز پزشکي سلطنتي رو توي دو ميونگ بنا کنيد
احتمالاً ساکنين اونجا خيلي مقاومت از خودشون نشون ميدن

50:30.070 --> 50:32.730
داريد مي گيد که مي خوايد دستتونُ تو دست هو دونگ مين بذاريد؟

50:32.730 --> 50:34.820
!سرپرست هان

50:34.820 --> 50:38.940
چطور ممکنه از درمان فقط يکي از ساکنين اونجا منفعتي رو انتظار داشته باشم؟

50:38.970 --> 50:41.950
فقط به چشم حسن نيت بهش نگاه کنيد

50:41.970 --> 50:44.070
شرايط بيمار هو دونگ مين فرق ميکنه

50:44.070 --> 50:46.770
از خيلي وقت پيش، ساکنين اونجا براش احترام زيادي قائلن

50:46.780 --> 50:49.360
و نظر عمومي بسته به نظر اين مَرده

50:49.940 --> 50:52.120
خب؟

50:53.220 --> 50:56.690
اگر حدس تون درست باشه، چيکار مي خوايد بکنيد؟

50:57.220 --> 51:02.200
شما خودتون هم مشتاقانه توي درمان بيمار هو دونگ مين شرکت نکرديد؟

51:02.200 --> 51:05.110
آخر سر، بهم کمک کرديد

51:06.840 --> 51:11.440
به لطف شما، فکر کنم از به بعد همه چي خوب پيش بره

51:12.070 --> 51:14.240
ممنونم

51:32.120 --> 51:34.190
<i>!سرزندگي مونُ ازمون نگيريد</i>

51:34.190 --> 51:37.130
<i>کدوم کشوري به زور يه مشت لات مردمُ ميندازه بيرون؟
!ولمون کنيد! مي خوايم همينجا بمونيم</i>

51:41.790 --> 51:44.850
...معاون مون.. واقعاً

51:46.300 --> 51:47.710
اينُ هم بخور

51:47.710 --> 51:49.320
خوب نيست؟

51:54.360 --> 51:56.700
خانم معاون اومدن

51:56.700 --> 51:59.000
خيلي بهتر شديد

51:59.690 --> 52:01.450
اوه، راستي

52:04.180 --> 52:06.170
بفرماييد، اين

52:09.790 --> 52:11.740
<i>تعهدنامه: دانشگاه کوانگ هيه متعهد ميشود که به ساکنيني از دو ميونگ که از  بيماري هاي نادر و يا بيماري هاي صعب العلاج رنج مي برند کمک کند</i>

52:16.330 --> 52:19.420
<i>قول کمک به بيماران دو ميونگ</i>

52:35.430 --> 52:38.200
خانم معاون داره از همه يکي يکي ميبره

52:38.200 --> 52:41.410
که بتونه مرکز پزشکي سلطنتي رو بنا کنه

52:43.050 --> 52:46.980
ديگه نمي تونم بشينم و نگاه کنم که خانم معاون قاطي مسائل

52:46.980 --> 52:49.480
تيم برتر بشه و ازش استفاده کنه

52:49.850 --> 52:54.210
شمام با حرکات خانم معاون موافقيد؟

52:54.210 --> 52:57.610
با اينکه از روش هاش خوشم نمياد، ردش هم نمي کنم

52:59.060 --> 53:00.580
جناب رئيس هم

53:00.580 --> 53:04.650
نگران پيش روي يه طرفه ي خانم معاون نيست

53:05.100 --> 53:06.860
تعجب مي کنم

53:06.860 --> 53:10.270
جناب رئيس و من هردومون منتظريم که شما پخته تر شيد

53:10.270 --> 53:13.860
تا بتونيد جلوي خانم معاون وايسيد

53:16.200 --> 53:18.200
پخته تر؟

53:20.920 --> 53:25.330
فعاليتم واسه تيم برتر به نظر ناپخته مي رسه؟

53:25.330 --> 53:27.180
يه کم

53:30.930 --> 53:35.310
سرپرست هان، حالا که اومدم اينجا، تا جايي که مي تونيد از من استفاده کنيد

53:35.310 --> 53:39.040
نذاريد هميشه خانم معاون کنارتون بزنن

53:39.040 --> 53:42.270
من طرف شمام

53:52.810 --> 53:57.750
پس ما قراره به طور کامل به ساکنين دو ميونگ با بيماري هاي نادر، کمک کنيم

53:59.110 --> 54:01.020
مي دونستم اينطوري ميشه

54:01.020 --> 54:02.860
دارن کار خوبي تو بيمارستانمون مي کنن

54:02.900 --> 54:05.440
به لطف پروفسور سو که بيمار هو دونگ مينُ درمان کردن

54:05.440 --> 54:08.300
مي گن که يه پلُ پشت سر گذاشته ن

54:08.340 --> 54:11.740
نگاش کن چقدر ساده س

54:11.740 --> 54:12.820
شهر دو ميونگ کجاست؟

54:14.400 --> 54:17.670
جايي که شعبه ي دوم بيمارستانمون قراره ساخته شه

54:17.670 --> 54:20.260
پشت پرده يه خبرايي هست

54:20.260 --> 54:21.990
پس دکتر بِه

54:21.990 --> 54:25.740
داري مي گي پروفسور سو از درمان هو دونگ مين انگيزه هاي ديگه اي داشت؟

54:25.760 --> 54:28.110
فکر نمي کني يه کم زود داري قضاوت مي کني؟

54:28.110 --> 54:30.450
عجب رزيدنت بي ادبي

54:30.450 --> 54:32.050
!دِهِه

54:33.190 --> 54:34.680
دکتر چوي آه جين

54:34.680 --> 54:38.110
شنيدم تو هم با ارشد جو يونگ رفتي دنبال هو دونگ مين

54:38.130 --> 54:40.360
با اينکه رفتي اين حرفُ ميزني؟

54:43.370 --> 54:44.720
کي گفته؟

54:44.720 --> 54:46.830
نمي تونم بگم کي گفته

54:46.830 --> 54:49.590
ولي يه چيزايي شنيده م و ديده م

54:50.060 --> 54:52.790
رفتي يا نرفتي؟ جواب بده

54:52.790 --> 54:54.360
ها؟

54:54.360 --> 54:56.360
رفتي

54:56.450 --> 54:58.810
و با اينکه رفتي داري اينطوري رفتار مي کني

54:58.810 --> 55:00.340
من نرفتم

55:00.340 --> 55:01.210
من واقعاً نرفتم

55:01.210 --> 55:02.710
درسته

55:05.410 --> 55:08.700
من دکتر چوي آه جينُ با خودم بردم

55:10.440 --> 55:13.870
ولي اون چيزي نمي دونه

55:14.770 --> 55:17.320
چون بهش چيزي نگفتم

55:18.790 --> 55:20.980
دکتر به سونگ گيو

55:20.980 --> 55:24.000
اگر خيلي کنجکاويد، نبايد اول از خودم بپرسيد؟

55:27.730 --> 55:31.490
بله، من پيشنهاد خانم معاونُ قبول کردم

55:31.520 --> 55:34.070
و بيمار هو دونگ مينُ عمل کردم

55:34.850 --> 55:38.250
بهش گفتم که نمي خوام برم مرکز تحقيقات جهاني

55:38.980 --> 55:41.440
و به خاطر همينم چنين درخواستي ازم کرد

55:44.340 --> 55:47.350
پروفسور سو، تمومش کن

55:47.350 --> 55:50.850
ولي اينطور نيست که من بيماري رو عمل کردم

55:50.850 --> 55:53.200
که به عمل احتياج نداشت

55:54.080 --> 55:56.110
من

55:56.170 --> 55:59.420
همه ي سعي مُ به عنوان يه دکتر کردم

56:19.170 --> 56:21.040
من ميرم

56:32.790 --> 56:35.190
<i>.يه لحظه توي دفتر معاون به ديدنم بيايد</i>

56:41.720 --> 56:43.570
چرا دروغ گفتي؟

56:43.570 --> 56:45.170
بله؟

56:46.120 --> 56:48.340
که با من نيومدي

56:48.380 --> 56:50.420
پروفسور

56:50.790 --> 56:53.230
وقتي رفتيد ديدن بيمار هو دونگ مين

56:53.230 --> 56:55.530
چرا منُ برديد؟

56:55.530 --> 56:57.250
نمي دونم

56:57.290 --> 57:00.620
فکر کنم مي خواستم تو مچمُ بگيري

57:02.570 --> 57:05.650
مي خوام تنها باشم. دنبالم نيا

57:08.470 --> 57:09.910
پروفسور

57:09.910 --> 57:11.780
درمتون مي کنم، پروفسور

57:11.780 --> 57:14.160
شما راه ديگه اي نداشتين

57:14.160 --> 57:16.140
...و

57:18.630 --> 57:20.590
پروفسور سو

57:34.130 --> 57:37.820
پروفسور

57:39.630 --> 57:41.340
!دکتر چوي آه جين

57:42.550 --> 57:45.770
دکتر چوي، حالت خوبه؟

57:45.770 --> 57:47.430
!بلند شو

57:47.430 --> 57:48.380
!چوي اه جين

57:48.380 --> 57:50.280
!دکتر چوي آه جين

57:50.280 --> 57:51.910
حالت خوبه؟

57:51.950 --> 57:53.670
بايد زود ببريمش

57:53.670 --> 57:55.130
بلندش کنيد

57:55.130 --> 57:57.450
بذاريدش رو کول من

58:07.020 --> 58:08.770
خيلي اعصاب خرد کنه

58:08.770 --> 58:10.640
موضوع چيه که

58:10.690 --> 58:13.960
خواستيد من و سرپرست هان رو با هم ببينيد

58:18.340 --> 58:23.100
دارم به بازسازي دانشگاه کوانگ هيه فکر مي کنم

58:29.380 --> 58:34.500
اولين هدفم تيم برتره

58:41.370 --> 58:43.510
شما الان

58:44.650 --> 58:47.710
چي گفتيد؟

58:56.440 --> 59:07.640
.:: @bollbolljan_com ::.

59:09.530 --> 59:12.010
<i>يهويي تو ناحيه ي کمر احساس درد کرد</i>

59:12.010 --> 59:14.680
<i>ارشد سو جو يونگ مي خواد استاد بلا منازع جراحي بشه؟</i>

59:14.680 --> 59:16.340
<i>اون فقط جراحيايي رو انجام مي ده که سود داشته باشن</i>

59:16.340 --> 59:18.950
<i>خانم معاون گفت که ميخواد آينده تُ تضمين کنه؟</i>

59:18.950 --> 59:21.480
<i>بله، گفتن که آينده مُ تضمين مي کنن</i>

59:21.480 --> 59:24.790
<i>شنيدم از بالا دستور رسيده که تيم برتر فقط جراحيايي رو انجام بده که منفعت مالي دارن</i>

59:24.790 --> 59:27.320
<i>به نظر ميرسه پروفسور سو اين دستورُ پذيرفته</i>

59:27.320 --> 59:30.460
<i>با اينکه بالا دستيا دارن بهمون فشار وارد مي کنن، نبايد تسليم شيم</i>

59:30.510 --> 59:31.800
<i>من يه همچين آدمي ام</i>

59:31.800 --> 59:35.400
<i>با اين حرفي که زديد، آخر سر بايد ازتون نااميد شم؟</i>

59:35.400 --> 59:37.920
<i>از اين به بعد جراحياي پروفسور سو</i>

59:37.940 --> 59:40.970
<i>.چراحياي تيم برتر تلقي نميشن</i>