﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.400
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:07.500 --> 00:10.400
<i>17 قسمت</i>

00:13.200 --> 00:15.700
مراقب باشيد

00:21.800 --> 00:22.700
چقدر مايع آي.وي. بهش داده شده؟

00:22.700 --> 00:24.800
حتي بعد از اينكه 4 ليتر بهش داديم بازم فشار خون سيستوليكش 80ـــه

00:24.800 --> 00:26.800
اون به محركا پاسخ نميده

00:28.300 --> 00:29.200
سريع ببريدش

00:29.200 --> 00:31.000
الان ميبريمش

00:31.900 --> 00:35.400
اين يه بيمار اورژانسي ــه
!بريد كنار

00:35.400 --> 00:37.600
!زود باشيد، عجله كنيد

00:40.200 --> 00:42.300
آماده، با سه شماره بلندش مي كنيم

00:42.300 --> 00:46.200
!يك، دو، سه
!مراقب باشيد

00:46.200 --> 00:47.600
<i>لووفد رو آماده كنيد
اين دارو براي ايست قلبي يا فشار خون بسيار كم استفاده مي شود</i>

00:47.600 --> 00:50.300
موقع انجام آزمايش خون آزمايش آميلاس رو انجام بديد و كاتتر وريد مركزي رو آماده كنيد

00:50.300 --> 00:52.200
بله، متوجه شدم

00:54.100 --> 00:57.000
<i>آزمايش آميلاس: آرمايش خون براي پانكراتيت حاد</i>

01:01.200 --> 01:02.600
مادر سرپرست هان؟

01:02.600 --> 01:05.500
بله، همين الان آوردنش به اورژانس

01:07.000 --> 01:08.500
پروفسور سو. پروفسور سو كجاست؟

01:08.500 --> 01:11.400
پروفسور سو وسط يه عمل جراحيه

01:25.500 --> 01:28.200
مادر سرپرست هان رو آوردن اورژانس

01:29.700 --> 01:31.200
چي شده؟

01:31.200 --> 01:33.500
...خب.. راستش

01:35.100 --> 01:39.300
مادر سرپرست هانُ آورده ن اورژانس

01:41.000 --> 01:43.200
حالش چطوره؟

01:43.200 --> 01:47.800
به نظر مي رسه كه.. اوضاعش خوب نيست

02:10.000 --> 02:11.900
سرپرست

02:13.400 --> 02:17.300
به نظر مي رسه پانكراتيت حاد داره
لطفاً يه نگاهي به سونوگرام بندازيد

02:17.300 --> 02:19.700
بله. لطفاً دستگاه سونوگرافي رو بياريد، دكتر كيم

02:19.700 --> 02:22.300
چشم

02:22.300 --> 02:25.300
با مروپنم و وانكومايسين تركيبي(آنتي بيوتيك براي هليكوباكتر)شروع كنيد و مرتب فشار خونش رو چك كنيد

02:25.300 --> 02:27.600
.چشم، متوجه شدم
لطفاً آماده ش كنيد

02:27.600 --> 02:29.200
چشم

02:33.500 --> 02:35.600
اون چطوره؟

02:42.300 --> 02:45.100
بذاريدش اون طرف

02:45.100 --> 02:48.400
حالا سونوگرامُ مي بينيم

03:16.900 --> 03:20.500
سرپرست، با اينكه پانكراتيت حاده

03:20.500 --> 03:23.000
اما الان اينجا سيدوكيست پانكراس كهنه شكل گرفته

03:23.000 --> 03:25.500
من دارم چند مجراي آسيب ديده لوزالمعده رو مي بينيم

03:25.500 --> 03:30.100
<i>سيدوكيست پانكراس: مجموعه اي از آنزيمها، خون و بافت مُرده در كيسه داخلي شكم</i>

03:31.100 --> 03:35.500
الان بايد ببريمش اتاق عمل

03:35.500 --> 03:37.500
عمل؟

03:39.000 --> 03:41.200
اتاق عملُ آماده كنيد

03:43.400 --> 03:46.400
چشم، اينكارُ مي كنم

04:06.700 --> 04:08.400
حالا بايد چي كار كنيم، آه جين؟

04:08.400 --> 04:12.100
يعني اينقدر اوضاع مادر سرپرست هان جديه؟

04:15.600 --> 04:19.700
بايد به كودوم جراح تلفن كنم؟

04:22.300 --> 04:24.500
با دكتر پارك ته شين تماس بگيريد

04:24.500 --> 04:26.700
دكتر پارك؟

04:36.900 --> 04:37.500
بله

04:37.500 --> 04:40.100
دكتر، منم

04:42.600 --> 04:44.500
چي گفتي؟

04:47.600 --> 04:52.000
<i>.مراقب سرپرست هان من باش</i>

04:52.000 --> 04:56.900
<i>اون به خاطر داشتن همچين مادر رقت انگيزي هيچوقت شاد نبود، اما</i>

04:56.900 --> 05:03.400
<i>من فكر مي كنم پروفسور سو مي تونه پسر منُ شاد كنه</i>

05:06.800 --> 05:10.000
پروفسور -
بله -

05:13.100 --> 05:17.600
دكتر، فكر مي كني سرپرست جانگ يونگ سوب بتونه اين عملُ انجام بده؟

05:17.600 --> 05:21.300
نمي دونم
تا جايي كه من مي دونم. اون امروز بيماراي خودشُ هم نديده

05:21.300 --> 05:22.300
لطفاً برام بپرسيد

05:22.300 --> 05:23.700
باشه

05:42.700 --> 05:48.600
مادر. مادر؟ مادر؟

05:52.100 --> 05:54.100
منُ مي شناسي؟

05:55.700 --> 05:58.800
بهشون گفتم منُ نيارن اينجا

06:00.200 --> 06:03.200
متأسفم

06:03.200 --> 06:07.200
البته كه بايد مي اومدي جايي كه پسرت هست
ديگه كجا مي خواستي بري؟

06:07.200 --> 06:10.800
چطور تونستي هيچي به من نگي تا اوضاعت به اين وخامت در بياد؟

06:30.700 --> 06:33.700
معذرت مي خوام، پسرم

06:35.400 --> 06:39.400
عصباني نشو

06:39.400 --> 06:42.300
معذرت مي خوام

06:47.700 --> 06:50.500
معذرت مي خوام

06:55.000 --> 06:57.400
معذرت مي خوام، پسرم

06:59.600 --> 07:02.300
عصباني نشو

07:06.100 --> 07:10.800
سرپرست، نتايج اومد. بريم

07:23.300 --> 07:26.300
نكروز پانكراس در بيشتر از نيمي از لوزالمعده ش شروع شده

07:26.300 --> 07:31.100
اگه بيشتر معطلش كنيم، همه پانكراسشُ از دست مي ده

07:31.100 --> 07:32.900
حالا بايد چي كار كنيم؟

07:32.900 --> 07:37.500
بايد عملش كنيم. توي بخش جراحي عمومي
كدوم دكتر براي جراحي آماده ست؟

07:37.500 --> 07:41.100
...جراح عمومي آماده براي عمل

07:41.100 --> 07:43.100
!آه، سرپرست

07:43.100 --> 07:44.500
بله

07:44.500 --> 07:46.300
خوشحالم كه زياد طول نكشيد بياييد اينجا

07:46.300 --> 07:48.300
مادرت اينجاست؟

07:48.300 --> 07:52.800
بله -
وضعيتش چطوريه؟ -
اينطوري -

07:55.000 --> 07:58.500
عمل جراحي رو... شما مي تونيد انجام بديد؟

07:58.500 --> 08:00.700
بذاريد يه نگاهي به عكسبرداري بندازم

08:08.700 --> 08:13.700
نكروز به شدت از پانكراس به روده ها پخش شده

08:14.800 --> 08:16.700
يه خواهشي ازت داشتم

08:18.400 --> 08:20.800
لطفاً عمل مادرمُ انجام بده

08:22.400 --> 08:24.400
ازت خواهش مي كنم

08:35.800 --> 08:37.900
مادر سرپرست هان توي اورژانس پذيرش شده؟

08:37.900 --> 08:42.100
بله، شنيدم اون پانكراتيت حاد با سدوكيست داره

08:42.100 --> 08:45.100
خداي من! چطور همچين اتفاقي افتاده؟

08:45.100 --> 08:47.500
<i>گفتي اين يه بيمار لوبكتوميه؟
(برداشتن يك لوب ريه به دليل سرطان)</i>

08:47.500 --> 08:50.300
بله. الان برداشتن لوب فوقاني راستشُ تموم كردم

08:50.300 --> 08:53.000
محيط اطراف تومور هم امنه

08:53.000 --> 08:57.000
باشه من آناستوموز برونش رو انجام مي دم

08:57.000 --> 08:58.600
متشكرم، سرپرست

08:58.600 --> 09:03.300
من نبودم چي كار مي كردي؟
ديگه نمي تونستي هرجا دلت خواست بري

09:12.300 --> 09:16.100
.ديگه شروع مي كنم
چاقو

09:16.100 --> 09:18.900
دكتر چوي آه جين. چي شده؟

09:24.300 --> 09:26.300
مادر

09:30.000 --> 09:32.700
دكتر پارك براي هدايت عمل ميره؟

09:32.700 --> 09:34.700
بله

09:37.500 --> 09:39.300
خداي من. شما اينجاييد

09:39.300 --> 09:42.400
سلام، مادر. من متخصص بيهوشي، جو جون هيوك هستم

09:42.400 --> 09:46.300
من خوب مراقبتون هستم، نگران نباشيد

09:47.700 --> 09:49.800
مادر

09:53.300 --> 09:57.800
سرپرست هان، خيلي شوكه شدي، نه؟

09:57.800 --> 10:01.500
به خاطر اينكه با همچين چيز بي اهميتي ترسوندمت

10:01.500 --> 10:03.500
معذرت مي خوام

10:08.500 --> 10:12.400
يه چُرت بزني و پاشي ديگه عمل تموم شده

10:12.400 --> 10:15.200
تا اون موقع لطفاً خوب طاقت بيار

10:15.200 --> 10:19.700
.اون موقع من كنارتون هستم
پس لطفاً نگران هيچ چيزي نباشيد

10:22.500 --> 10:25.800
،به خاطر پسرم

10:27.100 --> 10:30.000
خوب تحمل مي كنم

10:30.000 --> 10:32.900
بهترين جراح ما عملت مي كنه

10:32.900 --> 10:35.400
پس عمل به خوبي پيش ميره

10:41.200 --> 10:43.300
من بهش اعتماد دارم

10:45.800 --> 10:47.600
...مادر

10:53.100 --> 10:54.600
چيزي نيست

10:55.300 --> 10:59.300
بعد از اينكه عملتون به خوبي تموم شد
باهات حرف مي زنم

11:08.000 --> 11:09.700
..لطفاً همگي

11:10.700 --> 11:13.400
به خوبي ازش مراقبت كنيد

11:27.500 --> 11:31.200
مادر، لطفاً آرامش داشته باشيد

11:31.200 --> 11:36.000
من مراقب سرپرست هان هستم

11:37.700 --> 11:40.500
...سرپرست هان من

11:41.400 --> 11:44.800
نذاريد اينُ ببينه

11:54.900 --> 12:00.400
...سونگ جه

12:02.300 --> 12:05.500
قلب شكننده اي داره

12:06.800 --> 12:12.900
،اگه ببينه من مُردم

12:14.100 --> 12:16.900
تمام زندگيش

12:16.900 --> 12:21.700
خودشُ سرزنش مي كنه

12:22.300 --> 12:25.700
پروفسور سو

12:27.100 --> 12:29.900
...ُپسر من

12:31.300 --> 12:35.600
،براي اينكه خيلي صدمه نبينه

12:36.600 --> 12:40.600
،و خودشُ سرزنش نكنه

12:42.600 --> 12:46.000
كمك مي كني؟

12:48.500 --> 12:53.800
مادر، چرا با اين حرفا خودتونُ ضعيف مي كنيد؟

13:26.200 --> 13:30.500
من پارك ته شين، پزشك مسئول جراحي شما هستم

13:30.500 --> 13:37.800
مادر، اين همون بهترين جراحمونه كه سرپرست هان تعريفشُ مي كرد

14:53.900 --> 14:57.200
مادر سرپرست هان رفته به اتاق جراحي؟

14:57.200 --> 14:58.400
بله

15:01.700 --> 15:03.500
شما نمي ريد اونجا؟

15:03.500 --> 15:06.000
فكر نكنم بتونم ببينم چون قلبم ضعيفه

15:06.000 --> 15:09.200
پس، من به جاتون مي رم

15:16.500 --> 15:20.200
اين مال مادر سرپرست هان ــه؟

15:20.200 --> 15:21.600
بله

15:21.600 --> 15:27.200
چون سرپرست هان عملُ شروع كرده
من نمي تونستم متوقفش كنم

15:38.200 --> 15:41.200
به رئيس خبر داديد؟

15:41.200 --> 15:44.400
هنوز بهش نگفتيم

15:48.200 --> 15:50.900
<i>رئيس</i>

15:53.600 --> 15:56.700
<i>شماره مورد نظر شما در شبكه موجود نمي باشد</i>

15:56.700 --> 16:00.100
<i>لطفاً پس از بررسي مجدد دوباره شماره گيري كنيد</i>

16:15.100 --> 16:18.100
چرا شماره تلفن پدر عوض شده؟

16:18.100 --> 16:19.600
دليلشُ برام پيدا كن

16:19.600 --> 16:24.200
درضمن.... مادر سرپرست هان توي وضعيت بحرانيه

16:24.200 --> 16:26.400
مطمئن شيد كه پدر از اين قضيه خبردار بشه

16:27.100 --> 16:28.100
باشه

16:28.100 --> 16:31.700
شما مي خوايد به عمل جراحي مادر سرپرست هان بريد؟

16:31.700 --> 16:34.000
بعداً باهاتون تماس مي گيرم

16:35.000 --> 16:36.900
شما هم داريد به اونجا مي ريد، مدير؟

16:36.900 --> 16:41.700
بله. رئيس ازم خواست مراقب احوال سرپرست هان باشم

16:42.900 --> 16:47.200
آه، فكر كنم داشتيد سعي مي كرديد با رئيس تماس بگيريد

16:47.200 --> 16:50.300
حتماً براتون ناخوشاينده كه ديگه نمي تونيد با ايشون مستقيم تماس بگيريد

16:50.300 --> 16:55.300
رئيس دستور دادند كه تمام تماسها بايد از طريق من به ايشون منتقل بشه

16:55.300 --> 16:59.700
شما به پدر گفتيد اين كارُ بكنن؟

16:59.700 --> 17:01.100
نه

17:01.100 --> 17:05.700
مطمئنم مي دونيد كه شركت به خاطر وضع سلامتي رئيس دچار هرج و مرج شده

17:05.700 --> 17:10.800
اين فقط براي شما نيست. ايشون خواستند كه به طور موقت با همه تماسشون قطع بشه

17:10.800 --> 17:14.200
اما هنوزم با شما در ارتباطند، مدير؟

17:14.200 --> 17:16.100
متوجهم

17:16.100 --> 17:21.800
اوه، و من بهشون در مورد عمل مادر سرپرست هان هم گفتم

17:21.800 --> 17:26.000
،اين خبر تأسف آوري براشون بود
ولي ايشون زياد تعجب نكردند

17:26.000 --> 17:29.700
چون وضعيت سلامتي ايشون زياد خوب نيست

17:29.700 --> 17:33.000
پس، من ديگه ميرم

17:54.800 --> 17:56.200
...خداي من

17:56.200 --> 17:58.900
حتي كبد و طحال هم از بين رفته ن

17:58.900 --> 18:02.100
چرا اون اينهمه صبر كرد و درمان نكرد تا به اين وضع بيفته؟

18:02.100 --> 18:04.800
تعجب مي كنم كه چطوري تحملش كرده؟

18:05.400 --> 18:10.000
خداي من! حالا خوبه سرپرست اينجا نيست اين وضعُ ببينه

18:10.000 --> 18:13.400
<i>نشت آنزيم پانكراس مي تواند باعث از بين رفتن بافتهاي بدن شود</i>

18:13.400 --> 18:14.900
اول بياييد آبسه رو ازبين ببريم

18:14.900 --> 18:16.800
دكتر پارك

18:17.900 --> 18:22.100
اگه يه چيزُ اشتباه دست بزني، ديگه سرپرست هان نمي تونه آخرين خداحافظي رو با مادرش انجام بده

18:22.100 --> 18:25.200
و مجبوره همينطوري مادرشُ با حسرت ترك كنه

18:39.800 --> 18:43.400
نمي تونم. بابا اقلاً بذار ببينم چه خبره

18:43.400 --> 18:46.300
مادرت ازم خواست كه نذارم چيزيُ ببيني

18:46.300 --> 18:49.100
الان ديگه چه اهميتي داره كه من ببينم يا نبينم؟

18:49.100 --> 18:51.900
اگه من نبينم، بيماريش از بين ميره؟
اونوقت دوباره سلامتيشُ كامل بدست مياره؟

18:51.900 --> 18:54.800
من فكر مي كنم مادرت خودش خوب بيماري خودشُ مي دونست

18:54.800 --> 18:59.000
چطور نمي فهمي كه اون نمي خواست باعث ناراحتيت بشه؟

19:10.600 --> 19:14.300
دكتر پارك. شما جراحي رو تموم كرديد؟

19:16.000 --> 19:20.500
ما شكمش رو باز كرديم ولي بستيمش چون هيچ كاري از دستمون بر نميومد

19:21.400 --> 19:24.800
چرا؟ چرا بستيدش؟

19:24.800 --> 19:26.800
اقلاً بايد يه كاري مي كرديد

19:27.700 --> 19:29.800
متأسفم

19:31.000 --> 19:34.000
دكتر پارك ته شين. اين درست نيست

19:34.700 --> 19:38.100
....مادر...مادرم

19:39.000 --> 19:41.500
همين الان لطفاً عملش كن

19:42.200 --> 19:44.500
من معذرت مي خوام

20:00.800 --> 20:04.500
،آبسه خيلي پخش شده

20:04.500 --> 20:08.600
و به نظر مياد قبلاً هم خيلي از اين اتفاقات افتاده

20:08.600 --> 20:12.400
من نذاشتم دكتر پارك كاري انجام بده

20:12.400 --> 20:15.000
درواقع، من به سختي مي تونستم فشار خونُ كنترل كنم

20:15.000 --> 20:17.600
ولي به نظر مي رسيد هرلحظه ممكنه كه روي تخت جراحي از دنيا بره

20:17.600 --> 20:21.500
چون عمل در حين لاپاراتومي بسته شده، چند روز آينده خيلي مهمه

20:22.200 --> 20:24.400
چند روز ديگه؟

20:24.400 --> 20:28.800
حتي دو روز هم در چنين وضعيتي ممكنه مشكل باشه

21:10.700 --> 21:12.700
لطفاً بنشينيد

21:12.700 --> 21:14.100
نه

21:14.100 --> 21:17.200
بايد برم شيفت شب كار دارم

21:25.100 --> 21:27.800
منُ ببخشيد سرپرست

21:27.800 --> 21:30.300
كه نتونستم هيچ كمكي بهتون كنم

21:30.300 --> 21:35.200
حتي من كه پسرش بودم و پزشك هم هستم نفهميدم مادرم مريضه

21:37.100 --> 21:39.700
كي رو جز خودم مي تونم سرزنش كنم؟

21:39.700 --> 21:42.200
اينقدر خودتونُ سرزنش نكنيد

21:42.200 --> 21:46.100
ما همه مون مي دونيم كه تحمل اين واقعيت

21:46.100 --> 21:48.600
براي شما خيلي سخته

21:50.100 --> 21:52.500
متشكرم

21:54.900 --> 21:57.000
حالا، الان فقط

21:59.100 --> 22:02.900
تمام چيزي كه بهش فكر مي كنم اينه كه چه خوب ميشد مادرم فقط يه لحظه ديگه مي تونست به هوش بياد

22:20.200 --> 22:21.700
!دفيبليراتور، سريع

22:21.700 --> 22:23.200
!چشم

22:29.800 --> 22:33.400
!200ژول شارژ -
شارژ شد -

22:36.200 --> 22:37.600
!250ژول شارژ

22:37.600 --> 22:38.900
شارژ شد

22:46.100 --> 22:49.300
سريع آتروپين و اپي نفرين تزريق كنيد
!بهش خون وصل كنيد

22:49.300 --> 22:51.600
!چشم

23:09.300 --> 23:12.000
به سرعت تو خط شرياني قرارش بديد

23:20.500 --> 23:23.800
نمي شنويد چي مي گم؟ زود باشيد

23:25.500 --> 23:27.100
!زود

23:29.100 --> 23:31.800
زود باشيد... خط

23:32.200 --> 23:37.600
سريع. زود. زود باشيد

23:37.600 --> 23:40.600
خط...خط

23:41.300 --> 23:42.800
زود باشيد

26:08.200 --> 26:10.200
خانم معاون

26:33.000 --> 26:36.400
من نمي خواستم در موقعيت اعضاي خانواده خودمُ قرار بدم

26:36.400 --> 26:40.300
مدتها در اين مورد ترديد داشتم

26:40.300 --> 26:44.200
ولي فكر كردم كه اقلاً يك نفر بايد از خانواده شما حضور داشته باشه

26:44.200 --> 26:47.000
و اومدم

26:49.700 --> 26:53.300
.به خاطر مادرت متأسفم

26:53.300 --> 26:55.600
صادقانه متأسفم

26:59.800 --> 27:02.100
از اينكه اومديد متشكرم

27:04.100 --> 27:09.100
،با اين حال، مادرت با داشتن چنين پسر قابل اعتمادي

27:09.100 --> 27:13.600
توي سفرش تنها نخواهد بود

27:16.500 --> 27:18.300
فعلاً

27:59.500 --> 28:01.700
<i>،سرپرست هان من</i>

28:01.700 --> 28:05.400
<i>با افتخار زندگي كن</i>

28:05.400 --> 28:07.800
<i>و تا آخرش همينطوري بمون</i>

28:07.800 --> 28:10.000
<i>اون پيرمرد، رئيس</i>

28:10.000 --> 28:12.700
<i>هر حرف بي معني كه بهت زد توجه نكن</i>

28:12.700 --> 28:15.700
<i>هرگز نذار چيزي تو رو بشكنه</i>

28:15.700 --> 28:22.300
<i>...اما هنوز، بهترين كاري كه تو زندگيم كردم</i>

28:22.300 --> 28:24.700
<i>به دنيا آوردن تو بود</i>

28:28.300 --> 28:32.800
<i>من به خاطر وجود تو تونستم لبخند بزنم</i>

29:06.400 --> 29:10.900
<i>ولي كي</i>

29:10.900 --> 29:14.200
<i>مي تونم صداي "مامان" گفتنتُ بشنوم؟</i>

29:16.900 --> 29:20.300
<i>حتي وقتي بچه هم بودي همه ش به من مي گفتي "مادر".."مادر"</i>

29:20.300 --> 29:25.400
<i>خيلي بدت مياد از اينكه اقلاً يكبار بهم بگي "مامان"؟</i>

29:27.400 --> 29:29.100
مامان

29:42.100 --> 29:43.900
مامان

29:45.100 --> 29:46.900
مامان

30:12.100 --> 30:14.500
اُه، سرپرست جانگ

30:14.500 --> 30:16.900
خداي من، خانم معاون، خيلي وقت بود نديده بودمتون

30:16.900 --> 30:19.300
لطفاً بنشينيد

30:19.300 --> 30:24.200
اين اواخر يك كم سرم شلوغ بود براي همين اغلب بيمارستان نبودم

30:24.200 --> 30:26.100
چه خبر شده؟

30:26.100 --> 30:31.300
چون خيلي اتفاقاي خوب اطرافتون اتفاق افتاده نمي تونستم همينطوري دست رو دست بذارم

30:31.300 --> 30:34.900
حالا كه شما وقت داريد، فقط اومدم بهتون تبريك بگم

30:34.900 --> 30:36.500
اُه سرپرست جانگ

30:36.500 --> 30:41.000
شما هميشه آدم باملاحظه اي بوديد

30:41.000 --> 30:47.700
شنيدم به زودي مركز پزشكي سلطنتي افتتاح ميشه

30:47.700 --> 30:51.000
همينطور خبراي خوبي در موردتون شنيدم

30:51.000 --> 30:52.600
در مورد من؟

30:52.600 --> 30:56.700
شنيدم كه به احتمال زياد شما معاون بعدي هستيد

30:56.700 --> 31:00.200
خداي من، اين فقط يه شايعه ست

31:00.200 --> 31:05.100
فكر نمي كنم شايعه باشه. سرپرست جانگ،شما با مدير لي دونگ هيون در شرايط خاصي هستيد

31:05.100 --> 31:09.200
در چنين تصميم گيري مهمي دوستي شخصي عامل مهمي نيست

31:09.200 --> 31:13.800
درسته. شما خودتون تمام امتيازات اين كارُ داريد

31:13.800 --> 31:16.100
حتي براي اينكه رئيس اين بيمارستان بشيد

31:16.100 --> 31:19.900
تعريفتون بيش از حد سخاوتمندانه ست، اما

31:19.900 --> 31:22.500
اينُ گفتم كه خيلي محتاط باشيد

31:22.500 --> 31:26.300
،همونطور كه همه چيز به آرومي اتفاق مي افته

31:26.300 --> 31:29.600
فكر مي كنم شما بايد مراقب مدير كيم ته هيونگ باشيد

31:29.600 --> 31:32.200
من شنيدم وقتي مدير كيم ته هيونگ

31:32.200 --> 31:36.400
از شما كمك خواسته شما درخواستشُ رد كرديد

31:36.400 --> 31:40.100
سرپرست جانگ. مي دونستم شما آدم وفارداري هستيد

31:40.100 --> 31:43.000
اما با اين كارتون دوباره فهميدم
ازتون ممنونم

31:43.000 --> 31:44.900
خداي من، خب، من

31:44.900 --> 31:49.800
فقط كاريُ انجام دادم كه بايد مي كردم، بدون هيچ سر و صدايي، همونطور كه مي دونيد

31:49.800 --> 31:52.700
به هرصورت مدير كيم

31:52.700 --> 31:56.200
چون كسيه كه به طور مستقيم از طرف رئيس لي اومده به بيمارستان ما

31:56.200 --> 31:59.100
فكر مي كنم هركاري از دستش بر بياد مي كنه

31:59.100 --> 32:02.100
تا شما رو با سرپرست هان شريك كنه

32:02.900 --> 32:04.900
احتمالاً اين كارُ مي كنه

32:08.900 --> 32:11.100
اون كارُ مي كنه

32:19.600 --> 32:22.900
اگه درُ‌باز نكني، من همينجوري اينجا مي مونم

32:22.900 --> 32:25.500
باشه، بيا امتحان كنيم ببينيم كي برنده ميشه

32:48.400 --> 32:52.800
فكر مي كردم اينكارُ مي كني، اما تو واقعاً با معده خالي اينهمه نوشيدني خوردي

33:01.700 --> 33:03.900
اقلاً يك كمي از اينا بخور

33:10.400 --> 33:12.500
به من دست نزن

33:14.500 --> 33:16.900
ديگه نخور

33:19.500 --> 33:22.300
فكر مي كنم تو واقعاً نمي توني رابطه خوني رو درك كني

33:22.300 --> 33:24.400
هرچقدر هم كه بنوشم

33:24.400 --> 33:26.200
مست نميشم

33:28.700 --> 33:31.500
اگه هرچي مي خوري مست نمي شي، چرا اينهمه اينطوري داري به نوشيدن ادامه ميدي؟

33:31.500 --> 33:36.300
با اين كارا مادرت بر نمي گرده و هيچي دوباره مثل قبلش نميشه

33:36.300 --> 33:39.000
فهميدم، باشه؟

33:39.000 --> 33:42.400
!براي سلامتيت بده! خواهش مي كنم

33:49.400 --> 33:52.600
مي خواي نشونت بدم كه چي واقعاً بده؟

33:57.500 --> 33:59.600
الان چي مي خواي بگي؟

34:04.100 --> 34:07.400
اين چيزيه كه واقعاً مي خواي؟

34:22.000 --> 34:24.500
ديگه براي ديدن من نيا

34:38.700 --> 34:39.800
دكتر پارك

34:39.800 --> 34:41.000
سلام، خانم معاون

34:41.000 --> 34:45.500
دفعه قبل من از اتاق اورژانس،يه بيمار باردار رو آوردم

34:45.500 --> 34:47.100
اسمش كيم اون هي ـــه

34:47.100 --> 34:48.500
اُه، بله

34:48.500 --> 34:52.000
مي شه ببيني كه اون دوباره به اورژانس برگشته يا نه؟

34:52.000 --> 34:55.400
اون به عنوان بيمار اورژانسي نيومد و ما يه وقت ويزيت به نام شما بهش داديم

34:55.400 --> 35:00.000
اُه، منم فكر مي كردم كه امروز وقت داره، اما هنوز نيومده كه

35:00.000 --> 35:02.000
مي رم ببينم چي شده

35:02.000 --> 35:04.800
نه نمي خواد. مي تونيم بهش زنگ بزنيم

35:04.800 --> 35:06.800
متشكرم

35:06.800 --> 35:08.600
بله

35:14.700 --> 35:16.100
!اُه، دكتر

35:16.100 --> 35:18.300
دكتر چوي

35:18.300 --> 35:21.700
داري اينطوري به چي فكر مي كني؟

35:21.700 --> 35:25.500
ليست غذا. واقعاً هيچ چيز خوبي نيست

35:25.500 --> 35:28.400
راميون

35:28.400 --> 35:30.200
اونم توي اتاق كار؟

35:30.200 --> 35:32.700
راميون

35:32.700 --> 35:34.900
خوبه

35:42.100 --> 35:45.200
شما هميشه وضعيت صفراتونُ چك مي كنيد، درسته؟

35:45.200 --> 35:47.200
حتماً‌ اين كارُ بكنيد

35:47.200 --> 35:49.200
چشم، اين كارو مي كنم

35:49.200 --> 35:52.000
خب حالا وضعيت اخيرت چطور بوده؟

35:52.000 --> 35:53.800
چطور بوده؟

35:53.800 --> 35:56.100
اُه، كيمچي واقعاً خوب به نظر مياد

35:56.100 --> 35:58.700
دكتر، قبل از اينكه خمير بشه بخوريدش

35:58.700 --> 36:03.000
از اون آخرين باري كه به اتاق قرنطينه اومديد
فهميدم كه شما آدم كله شقي هستيد

36:03.000 --> 36:05.300
من واقعاً نمي تونم تحمل كنم آدماي اطرافم بيمار بشن

36:05.300 --> 36:09.000
،براي همين اگه يه بار ديگه مريض بشي
.همينطوري ولت نمي كنم

36:09.000 --> 36:11.200
اگه منُ تنها ول نكني چي ميشه؟

36:11.200 --> 36:13.800
اگه مي خواي بدوني، دوباره مريض شو ببين چي ميشه

36:13.800 --> 36:16.000
اُه، شما چقدر ترسناكيد

36:16.000 --> 36:18.800
ولي اينهمه نگرانيتون براي من هم

36:18.800 --> 36:22.200
حس خوبي داره

36:22.200 --> 36:23.900
اينقدرهمه چيزُ شوخي نگير

36:23.900 --> 36:27.700
قول واقعي بده كه خوب از خودت مراقبت مي كني

36:27.700 --> 36:30.000
دكتر، چرا يه دفعه اينقدر جدي شدي؟

36:30.000 --> 36:32.700
به اين خاطر كه اين موضوع چيزيه كه من درموردش جديم

36:35.100 --> 36:37.300
باشه، بهتون قول مي دم

36:37.300 --> 36:41.100
به من قول بده كه به قولت عمل مي كني، مُهرشم كن

36:48.900 --> 36:52.500
دكتر كيم سونگ وو
بيا با ما غذا بخور

36:52.500 --> 36:54.500
نه، نوش جونتون

37:23.900 --> 37:26.000
گيرنده: هان سونگ جه
فرستنده: كيم ته هيونگ

37:30.600 --> 37:33.400
<i>جناب رئيس مي خوان که</i>

37:33.400 --> 37:36.700
<i>شما مسئوليت مرکز درماني پزشکي رو به عهده بگيريد</i>

37:36.700 --> 37:41.100
<i>قبل از اينکه مدير اجرايي لي دونگ هيون کنترل گروه کوانگ هيه رو به دست بگيرن</i>

37:41.100 --> 37:44.800
<i>اگر فکر مي کنيد ادامه دادن کاري که خانم معاون شروع کرده ن سخته</i>

37:44.800 --> 37:47.600
<i>چيزي که ثابت مي کنه اينطوري نيست، اين توئه</i>

37:47.600 --> 37:49.900
<i>يه نگاهي بهش بندازيد و تصميم بگيريد</i>

38:11.500 --> 38:12.900
<i>نوشته اي از مدير برنامه ريزي کيم ته هيونگ</i>

38:12.900 --> 38:16.800
<i>مرد جووني که توي عکسه، يه کره اي به اسم "فيل رابينسون" ه</i>

38:16.800 --> 38:21.200
<i>خانم معاون وقتي تو دانشکده ي پزشکي بود، قبل از ازوداجش مخفيانه به دنيا آوردش</i>

38:21.200 --> 38:24.500
<i>و مي گن که الان تو آمريکا به عنوان دکتر مشغول به کاره</i>

38:24.500 --> 38:29.600
<i>خانم معاون براي جبران اين خبرايي که در مورد پسرش پخش شده ن، مدام براي پسرش پول مي فرسته</i>

39:11.500 --> 39:14.400
<i>مدير برنامه ريزي کيم ته هيونگ</i>

39:17.700 --> 39:18.800
بله؟

39:18.800 --> 39:22.500
<i>ازم خواسته بوديد قبل از اومدن به دفتر خانم معاون و ديدنتون بهتون زنگ بزنم</i>

39:22.500 --> 39:24.900
<i>اشکالي نداره بيام ديدنتون؟</i>

39:26.100 --> 39:28.300
<i>مشکلي نيست</i>

39:39.800 --> 39:42.600
فکر کنم ايميل رو ديدين

39:42.600 --> 39:44.800
دقيقاً چي مي خواين؟

39:44.800 --> 39:48.700
آماده ايد که با من همکاري کنيد؟

39:48.700 --> 39:51.800
به طرق مختلف استفاده کردين W مي بينم از

39:51.800 --> 39:54.000
ازش واسه جمع کردن اطلاعات درباره ي گروه کوانگ هيه

39:54.000 --> 39:58.900
و کاراي زير زيرکي ساخت مرکز پزشکي سلطنتي، استفاده کردين

39:58.900 --> 40:00.900
جداي از اينا

40:00.900 --> 40:03.400
واسه ملاقات توي کافه سيدني

40:03.400 --> 40:05.400
ازش به عنوان وکيل تون استفاده کردين

40:07.900 --> 40:12.000
به نظرم، همين زوديا، واسه يه ملاقات خيلي مهم برنامه ريزي کردين

40:12.000 --> 40:17.300
بالاخره بعد از 35 سال قراره پسرتونُ ملاقات کنيد

40:17.300 --> 40:19.600
بهتون تبريگ مي گم

40:21.300 --> 40:25.500
کسي ه که واسه پول حاضره هر کاري بکنه W

40:25.500 --> 40:29.300
به خاطر همينم طرف خودم نگه داشتنش کار ساده اي بود

40:29.300 --> 40:32.900
به خاطر همينه که نبايد منُ دنبال مي کردين

40:32.900 --> 40:36.900
حتي جرأت کرديد سوابق منُ بررسي کنيد؟

40:36.900 --> 40:41.200
بگيد دقيقاً ازم چي مي خوايد

40:41.200 --> 40:44.900
دست از ساخت مرکز سلطنتي پزشکي برداريد

40:46.900 --> 40:52.400
رئيس ازتون خواستن اين کارُ بکنيد، که من به نفع سرپرست هان کنار برم؟

40:52.400 --> 40:57.900
بهتون سه روز وقت مي دم. لطفاً تا اون روز جواب قطعي تونُ بهم بديد

41:02.300 --> 41:08.100
همون ويديوهايي که براتون فرستادمُ براي سرپرست هان هم فرستادم

41:12.200 --> 41:15.400
کنجکاوم بدونم سرپرست هان چطور از اين اطلاعات مي خواد استفاده کنه

41:42.500 --> 41:45.000
<i>هان سونگ جه</i>

41:47.500 --> 41:49.400
<i>بله</i>

41:49.400 --> 41:53.800
شين هيه سو هستم. همين الان مي خوام ببينمتون

41:53.800 --> 41:58.200
تا 30 دقيقه ديگه خودمُ ميرسونم اونجا

42:28.400 --> 42:32.300
ممنونم که به ديدنم اومديد

42:32.300 --> 42:35.600
صورتتون خيلي خوب به نظر نمياد

42:58.400 --> 43:00.900
از کِي اي كارُ كرديد؟

43:03.200 --> 43:05.800
اينكه کار به سانگ ووک بسپريد؟

43:05.800 --> 43:08.200
...آه

43:08.200 --> 43:11.800
از وقتي کارشُ توي دفتر پدر شروع کرد

43:13.200 --> 43:16.100
پس، از آماده شدنم واسه تشکيل تيم برتر، از طريق

43:16.100 --> 43:18.500
سانگ ووک، خبردار شديد؟

43:18.500 --> 43:26.400
بله. ولي سرپرست هونگ، وقتي از شما حرف ميزد هميشه مراقب بود

43:27.700 --> 43:32.800
اون بيشتر اطلاعات درباره ي پدر و مسائل مربوط به شركتُ در اختيارم مي ذاشت

43:32.800 --> 43:40.200
واسه شما متأسفم، ولي واسه من، سرپرست هونگ تنها کسي بود که مي تونست منُ با پدر در ارتباط نگه داره

43:40.200 --> 43:44.500
چون دست کم به يه نفر که طرفم باشه احتياج داشتم

43:46.500 --> 43:48.600
خنده دار نيس؟

43:49.900 --> 43:56.100
که اين همه کارم بيخود بود و آخرسر خودم دارم همه چيُ واستون اعتراف مي کنم؟

43:56.100 --> 44:02.000
فکرش هم نمي کردم مدير کيم از قضيه ي سيدني اينطوري استفاده کنه

44:05.700 --> 44:10.900
اوني که تو عکس ه، پسر شماست؟

44:21.300 --> 44:25.200
از همون اولش هم نبايد اين قضيه رو مخفي نگه مي داشتم

44:27.600 --> 44:33.900
اون موقع، جوون بودم و حسابي ترسيده بودم و کاري جز پنهان کردنش از دستم بر نمي اومد

44:35.600 --> 44:38.900
فکر کنم به خاطر همينم دارم مجازات مي شم

44:38.900 --> 44:44.300
از اون موقع، ديگه فرصت شنيدن کلمه ي " مامان " رو نداشته م

44:48.000 --> 44:52.700
مادرتون رو، که شما رو با فاميلي خودش بزرگ کرد

44:52.700 --> 44:58.000
در قلبم، حتي نمي تونيد تصور کنيد که چقدر ستايش مي کردم

44:59.000 --> 45:04.100
در برابر جناب رئيس جالوت صفت، وجود شما رو با قاطعيت اعلام کرد

45:04.100 --> 45:09.300
و حتي جلوي پسراي قانوني رئيس، قد خم نکرد

45:11.400 --> 45:14.000
يه روز، من هم

45:17.600 --> 45:21.100
مي خواستم همچين مادري باشم

45:25.700 --> 45:32.100
حتي اگر مي خوايد اين قضيه رو افشا کنيد، مي شه فقط يه کم صبر کنيد؟

45:32.100 --> 45:39.200
مي دونيد که واسه تشکيل مرکز پزشکي سلطنتي چقدر زحمت کشيدم

45:39.200 --> 45:45.300
منم مثل شما، واسه اينکه تا اينجا بيام، با رئيس حسابي در افتادم

45:45.300 --> 45:55.700
بدون شوهرم که به زور سالي يه بار مي بينمش، يا پسرم که حمايتم کنه، فقط  و فقط با اسم خودم تا اينجا اومدم

45:55.700 --> 46:00.300
ولي نمي تونم الان به خاطر گذشته م نابود شم

46:01.600 --> 46:08.100
اگر راز نگهدارم باشيد، قول مي دم يه فکري واسه مدير کيم بکنم

46:11.000 --> 46:13.600
سرپرست هان

46:15.700 --> 46:21.300
اميدوارم به سلامتي پسرتونُ ببينيد

46:23.300 --> 46:25.700
!سرپرست هان، خواهش مي کنم

46:28.100 --> 46:32.600
حتي اگه منم راز نگهدار باشم،اين موضوع بالاخره افشا ميشه

46:32.600 --> 46:35.600
فکر کنم بهتر باشه يه بار ديگه خوب در موردش فکر کنيد

46:35.600 --> 46:41.500
که از دست دادن کدوم براتون راحت تر و بهتره

47:49.400 --> 47:51.400
دکتر پارک! يه نگاهي به اين عکس بندازين

47:51.400 --> 47:53.900
بله، لطفاً تمومش کنيد

47:58.500 --> 48:02.500
از طبقه دوم افتاده و من به وجود خونريزي داخل سينه اي به اضافه ي هماتوم اپيدورال شدم

48:02.500 --> 48:04.400
دارم مي بينم. مايع پلورال هم زياد شده و متجمع شده

48:04.400 --> 48:05.800
هموتوراکس ه

48:05.800 --> 48:07.300
يه لوله ي سينه اي ميذاريم تا ببينيم چطور ميشه

48:07.300 --> 48:08.900
باشه

48:23.100 --> 48:25.200
!وضعيت اورژانسي ه

48:25.900 --> 48:29.700
يه بيمار 39 ساله و حامله -
وضعيتش چطوره؟ -
وضع تنفسش يه ساعت پيش بدتر شده -

48:29.700 --> 48:33.000
اوه اين خانوم، شبيه کسي ه که خانم معاون چن روز پيش آوردش بخش

48:33.000 --> 48:34.800
درسته. به خانم معاون خبر بديد

48:34.800 --> 48:36.400
بله، متوجه شدم

48:36.400 --> 48:38.900
اي واي، به نظر ميرسه سر و گردنش يه کم ورم داره

48:38.900 --> 48:41.100
اکسيژنُ با جريان 10ليتر در دقيقه برقرار کنيد و چنتا عکس اشعه ايکس بگيريد ازش

48:41.100 --> 48:42.900
بله، متوجه شدم

48:59.200 --> 49:02.400
اين سمت، ديافراگم بيرون زدگي داره

49:02.400 --> 49:05.400
بله، به نظر تومور مياد

49:07.000 --> 49:10.400
..يه زن حامله سرطان داره

49:10.400 --> 49:14.400
با توجه به علائمش، احتمالاً تومور خيلي داره روي وريد اجوف فوقاني فشار وارد ميکنه

49:14.400 --> 49:20.600
فکر کنم جنين هم به اندازه کافي اکسيژن دريافت نمي کنه. مي تونيم بچه رو به دنيا بياريم؟

49:20.600 --> 49:26.200
واسه به دنيا اورد بچه خيلي زوده. بهتره اول بستري ش کنيم و وضع جنينُ بررسي کنيم

49:26.200 --> 49:29.600
اگر علائم هيپوکسي (کاهش اکسيژن رساني به بافت) داشته باشه، بچه رو به دنيا مياريم

49:29.600 --> 49:32.700
بله، پس ميرم دنبال کاراي بستري ش

49:32.700 --> 49:34.800
نمي دونم مشکلي واسه بچه پيش مياد يا نه

49:34.800 --> 49:37.200
مشکلي پيش نمياد

49:38.500 --> 49:40.800
نبايد مشکلي پيش بياد

50:01.900 --> 50:06.300
اتفاق بدي نميوفته. نگران نباشيد

50:34.700 --> 50:35.700
دير کردي

50:35.700 --> 50:37.800
آره، کلي کار داشتم

50:37.800 --> 50:40.700
ولي، چرا به من زنگ زدي؟

50:56.100 --> 50:58.800
اولين باري که همُ ديديم

50:58.800 --> 51:01.000
مدرسه ي راهنمايي مي رفتيم

51:03.800 --> 51:06.100
انتقالي گرفته بودم

51:06.100 --> 51:08.500
و تو مبصر کلاس بودي

51:12.200 --> 51:14.700
وقتي با تو بودم، خيالم راحت بود

51:16.100 --> 51:18.200
چون سوابق مون يکي بود و

51:18.200 --> 51:20.500
شرايطمون هم يکي بود

51:21.600 --> 51:25.000
بعد از مادرم، کسي که بيشتر از همه بهش نزديک بودم

51:26.800 --> 51:28.700
تو بودي

51:32.400 --> 51:34.500
سانگ ووک

51:36.400 --> 51:38.500
چرا اين کارُ کردي؟

51:38.500 --> 51:39.400
سونگ جه

51:39.400 --> 51:42.200
چرا اون کارُ کردي؟ چرا؟

51:42.200 --> 51:44.200
چرا با خانم معاون؟

51:47.900 --> 51:49.700
...من

51:50.800 --> 51:52.300
پول لازم داشتم

51:52.300 --> 51:54.200
بايد بهم مي گفتي، عوضي

51:54.200 --> 51:57.400
فقط يه بار يا دو بار مي تونستم از تو پول بگيرم

51:59.400 --> 52:01.600
متأسفم، سونگ جه

52:13.400 --> 52:16.800
اينطوري نميشه با خلاص شدن از شر اين، مشکلُ حل کرد

52:17.700 --> 52:19.600
ولي تو بندازش دور

52:20.600 --> 52:25.100
اين آخرين خواهشمه. واسم انجامش ميدي؟

52:26.800 --> 52:28.900
باشه

52:28.900 --> 52:32.600
مهم نيست مدير کيم چقدر بهت فشار وارد کنه

52:32.600 --> 52:35.600
ولي تو با اين موضوع خانم معاونُ تهديد نکن

52:37.100 --> 52:41.200
خانم معاون هم مثل تو بيچاره ست

52:50.800 --> 52:53.500
مادرمُ از دست دادم

52:55.600 --> 52:57.900
تو رو هم از دست دادم

53:18.600 --> 53:20.400
الو؟

53:21.500 --> 53:23.500
شما؟

53:30.800 --> 53:32.800
دکتر پارک ته شين

53:32.800 --> 53:35.300
از آشنايي با شما خوشحالم

53:35.300 --> 53:39.400
ولي، کي هستين؟ شماره مُ از کجا آوردين؟

53:42.500 --> 53:44.900
<i>گروه سه هيونگ</i>

54:07.000 --> 54:09.100
بله، سرپرست؟

54:10.700 --> 54:12.600
الو؟

54:12.600 --> 54:14.800
جو يونگ

54:17.200 --> 54:18.900
جو يونگ

54:18.900 --> 54:21.300
بفرماييد

54:21.300 --> 54:23.000
جو يونگ

56:50.200 --> 56:52.900
دکتر چوي اه جين، واسه چي اومدي اينجا؟

56:52.900 --> 56:55.900
...خب، راستش، خب

56:55.900 --> 56:59.600
فکر کردم خوابيدي. چرا اينطوري قايمکي دنبالم کردي؟

56:59.600 --> 57:01.600
لباس عوض کردنم و اينا رو هم ديدي؟

57:01.600 --> 57:04.500
!نه اينطور نيس! اومدم اينجا ورزش کنم

57:04.500 --> 57:06.700
گفتين اگر ورزش کنم ديگه سنگ توليد نميشه

57:06.700 --> 57:09.500
به خاطر همينم يه لباس مناسب پياده روي پوشيدم

57:09.500 --> 57:13.100
امروز عصر بيکارم. منم مي خواستم برم پياده روي

57:13.100 --> 57:17.700
فقط يه کم قدماتون از قدماي من سريع تر بود

57:22.600 --> 57:26.200
پس، بريم امروز سنگا رو حسابي نيست و نابود کنيم

57:32.700 --> 57:35.400
أيييي، دکتر پارک

57:39.500 --> 57:41.400
فايده ش چيه؟

57:41.400 --> 57:43.800
چرا اينقدر تند راه ميريد؟

57:43.800 --> 57:46.700
بايد با من هماهنگ راه برين. ادب تون کجا رفته

57:46.700 --> 57:48.800
خب کي گفت دنبال من بياي؟

57:48.800 --> 57:53.000
داشتي قُپي مي اومدي که حسابي مصممي. به نظرم کاملاً دروغ گفتي

57:53.900 --> 57:55.800
بشين

58:00.000 --> 58:01.500
خيلي خسته کننده بود، نه؟

58:01.500 --> 58:03.800
بله، شديداً

58:03.800 --> 58:07.500
من يه زنم. بايد بيشتر ملاحظه کنيد

58:09.000 --> 58:14.700
ولي موقع راه رفتن داشتين به چي اونقدر عميق فکر مي کردين؟

58:14.700 --> 58:16.300
واقعاً اونطوري بودم؟

58:18.300 --> 58:20.500
<i>واسه چي مي خواستيد منُ ببينيد؟</i>

58:20.500 --> 58:24.500
<i>به عنوان سرپرست تيم برتر پزشکي گروه سه هيونگ که به زودي قراره تشکيل بشه</i>

58:24.500 --> 58:28.000
<i>ميخوايم شما رو استخدام کنيم</i>

58:28.000 --> 58:31.300
بله، اونطوري بودين

58:31.300 --> 58:34.500
شايد به خاطر اينه که اونقدر سرم شلوغ بوده که تا الان فکر نکرده بودم؟

58:34.500 --> 58:36.300
يهويي

58:36.300 --> 58:38.600
کلي مسئله واسه فکر کردن دارم

58:38.600 --> 58:40.800
پس به من هم بگيد

58:40.800 --> 58:45.100
به جاي اينکه تو خودتون بريزيد، مي تونيد با من در موردش صحبت کنيد

58:46.900 --> 58:51.100
اوه، درسته

58:51.100 --> 58:53.500
دليلي نداره که با هم حرف بزنيم

58:54.600 --> 58:57.200
چيزي ه که گفتنش خيلي سخته

59:01.900 --> 59:04.200
دکتر پارک

59:04.200 --> 59:06.400
اگر حرف زدن در موردش سخته

59:06.400 --> 59:09.600
اجباري نيست در موردش حرف بزنيد

59:10.400 --> 59:12.400
دکتر چوي آه جين

59:14.500 --> 59:19.300
از اين به بعد، هر موقع بخوام تو بيمارستان يه تصميم مهم بگيرم

59:19.300 --> 59:23.600
هر تصميمي که باشه، مي توني بهم اعتماد داشته باشي؟

59:25.100 --> 59:27.500
مي خواين چيکار کنين؟

59:27.500 --> 59:31.700
حتي اگر اون طوري که تا الان نبوده م بخوام رفتار کنم

59:31.700 --> 59:34.200
مي توني تا آخرش بهم اعتماد کني؟

59:47.600 --> 01:00:12.400
.:: @bollbolljan_com ::.