﻿WEBVTT

00:00.071 --> 00:09.155
.:: @bollbolljan_com ::.

00:09.328 --> 00:12.118
<i>‫بابت این ممنون
ولی از خونه‌ام گم‌شو برو</i>

00:12.173 --> 00:13.840
<i>‫- جدی میگم
‫- آره . شنیدم</i>

00:13.841 --> 00:16.389
<i>‫خودت رو به‌گا دادی
‫و من رو هم به‌گا دادی</i>

00:16.414 --> 00:18.980
<i>‫چون اگه نتونن کسی رو جام بذارن
‫نمی‌تونن من رو ترفیع بدن</i>

00:18.981 --> 00:21.867
<i>‫صداها بودن که «اولیویا» رو کشتن</i>

00:21.968 --> 00:23.250
<i>‫خیلی سعی کردم صداها رو بشنوم</i>

00:23.251 --> 00:24.854
<i>‫ولی "اولی" می‌گفت
می‌فهمن من گوش میدم</i>

00:24.855 --> 00:26.921
<i>‫- برای همین یواش حرف میزنن
‫- مامان؟</i>

00:29.223 --> 00:30.924
<i>‫لعنتی</i>

00:33.327 --> 00:36.339
<i>‫چون مست بودی وسط رنگ زدن مو
یه زن رو سوزوندی</i>

00:36.481 --> 00:39.014
<i>‫زنه شکایت کرد
‫نزدیک بود «جِیمی» مغازه‌اش رو از دست بده</i>

00:39.343 --> 00:40.677
<i>‫ولی الان دیگه الکل رو ترک کردم</i>

00:40.702 --> 00:42.436
<i>«خسته نباشی «دب</i>

00:42.897 --> 00:44.805
<i>‫بفرما</i>

00:45.139 --> 00:48.475
<i>گفتم شاید نوشیدنی میل داشته باشی -
چرا؟ -</i>

00:48.530 --> 00:50.076
<i>‫تا الکل رو ترک کنی</i>

00:54.738 --> 01:09.738
.:: @bollbolljan_com ::.

01:09.738 --> 01:13.638
"Mr.Mercedes"
فصل 1
«قسمت 7 : دریاچه «ویلو

01:14.638 --> 01:15.638
.

04:06.296 --> 04:11.292
...جسدش رو بردن به

04:11.317 --> 04:12.580
‫- خب؟
«سردخونه «سیلور -

04:12.605 --> 04:13.923
‫می‌شناسیش؟

04:13.948 --> 04:16.216
‫آره . همسایه‌ی دیوار به دیوارم
‫قبلاً اداره‌اش می‌کرد

04:16.217 --> 04:17.820
‫فکر کنم پسرش هنوزم اونجاست

04:17.969 --> 04:20.177
‫کار آدم رو سریع راه میندازن

04:21.726 --> 04:25.719
‫کسی رو می‌شناسی که کارهای
‫بعد از تشییع جنازه رو بکنن؟

04:26.701 --> 04:28.762
میلیگان» کارش خوبه»

04:28.763 --> 04:31.248
«پس شد «میلیگان

04:31.365 --> 04:32.832
‫مال «اولیویا»ست

04:32.981 --> 04:34.528
‫صحیح

04:34.589 --> 04:36.617
‫چیز ارزشمندیه

04:37.547 --> 04:39.081
‫عالیه . ممنون

04:39.106 --> 04:40.573
‫خوبه

04:40.574 --> 04:42.018
‫ممنون

04:42.963 --> 04:44.690
‫بدجور به درد می‌خوره

05:13.897 --> 05:16.179
‫وقتشه یه چی کوفت کنم

05:17.334 --> 05:18.459
جروم»؟»

05:20.281 --> 05:21.614
جروم»؟»

05:23.027 --> 05:25.432
میشه یه چند دقیقه حرف بزنیم؟

05:29.255 --> 05:31.325
یه‌کم عوضی‌بازی درآوردم

05:34.161 --> 05:35.829
‫ببین ، می‌تونستم بهتر عمل کنم

05:35.854 --> 05:38.904
‫پدرت نگران بود . منم نگران بودم ، خب؟

05:42.436 --> 05:44.577
‫محدودیتی برای خایه‌مالی هست

05:44.620 --> 05:46.954
‫- با کونی جماعت کار ندارم
‫- خیلی عوضی بودی

05:48.155 --> 05:50.288
‫می‌تونستی ازم بخوای بیخیال بشم

05:50.405 --> 05:53.523
‫ولی بدرفتاری کردی
و یه ذره احترام هم نذاشتی

05:53.913 --> 05:56.583
«با آدم خطرناکی روبرو هستم «جروم

05:56.857 --> 05:58.005
‫باید ازم دور بشی

05:58.030 --> 06:00.186
‫و جوری نباشه که انگار
‫باهام کار می‌کنی

06:00.211 --> 06:03.146
‫پس با کمال احترام اجازه بده ازت دور بشم

06:05.726 --> 06:07.127
‫ببخشید ، امایی هست؟

06:07.614 --> 06:10.825
‫اما تو خیلی توی کامپیوتر واردی
‫و من هیچی ازش سرم نمیشه

06:10.958 --> 06:14.169
‫باید یه رمز رو بشکنم

06:14.671 --> 06:16.405
‫لعنتی

06:16.430 --> 06:18.138
‫کسی که در همچین موقعیتی
‫قرار گرفته مجبوره در مورد

06:18.139 --> 06:20.006
‫سیاستش در برابر کونی‌ها
‫تجدیدنظر کنه

06:20.007 --> 06:22.457
‫- من که معذرت‌خواهی کردم
‫- نه . نکردی

06:22.482 --> 06:24.190
‫گفتم که یه عوضی بودم

06:24.215 --> 06:26.090
‫نه . گفتی عوضی‌بازی درآوردی

06:26.347 --> 06:28.281
خب ، قبول کردم که می‌تونستم بهتر عمل کنم

06:29.330 --> 06:32.744
خیلی‌خب ، شرمنده که بهت احترام نذاشتم

06:32.861 --> 06:35.308
‫لایق احترام بودی
ولی بهت احترامی نشون ندادم

06:36.222 --> 06:39.959
‫حتی حاضرم بیوفتم به پات
ولی فنس نمیذاره

06:40.371 --> 06:42.879
‫محض رضای خدا
اینطوری چقدر مسخره میشم

06:47.765 --> 06:51.369
‫به درک «نوبی» . همینم کفایت می‌کنه

07:00.821 --> 07:03.657
‫- خب ، لپ‌تاپ کیه؟
«اولیویا تریلانی» -

07:03.758 --> 07:05.907
‫- همون خانمی که صاحب مرسدس بود؟
‫- آره

07:06.320 --> 07:08.715
‫خب ، از زندگی شخصیش
‫به اندازه کافی خبر داری که

07:08.740 --> 07:11.458
‫- برای شکستن رمزش کمکم کنی؟
‫- نه . ندارم

07:11.561 --> 07:13.764
‫ولی یکی رو می‌شناسم که
اون رو خوب می‌شناخت

07:13.861 --> 07:16.951
‫کارِت رو ادامه بده . چمنای «آیدا» رو بزن
‫یه‌کم دیگه می‌بینمت

07:26.700 --> 07:29.239
‫خدافظ مامان . میرم سر کار

07:30.599 --> 07:32.267
‫روز خوبی داشته باشی

07:54.823 --> 07:56.542
<i>‫در رو باز کن</i>

07:58.831 --> 08:01.108
<i>‫اینجا اتاق کارمه . عمراً</i>

08:19.390 --> 08:20.859
<i>‫بفرما</i>

08:21.819 --> 08:23.476
<i>‫این چیه؟</i>

08:33.207 --> 08:35.208
‫اگه «روبی» می‌گفت شنبه مرخصی میری

08:35.209 --> 08:37.148
...عمراً اگه میدونست

08:37.328 --> 08:39.250
‫«بریدی»...هی «بریدی»

08:39.402 --> 08:41.670
‫نمی‌تونی بری اون پشت

08:42.266 --> 08:43.867
‫چرا؟

08:44.054 --> 08:45.680
بیا اینجا

08:46.877 --> 08:51.695
‫از «دی.ام» برای یه سرکشی غیرمنتظره اومدن

08:51.720 --> 08:53.293
‫الانم داره با «روبی» حرف میزنه

08:54.884 --> 08:56.296
‫چه خبره؟

08:56.297 --> 08:57.856
‫رفیق ، چیزی نمیدونم

08:57.881 --> 09:01.447
‫ولی حدوداً نیم ساعت دیگه
یه جلسه با همه کارکنان دارن

09:10.830 --> 09:12.711
خب ، خب ، خب

09:12.736 --> 09:14.957
‫ببین کی بالاخره تصمیم گرفت بیاد

09:15.221 --> 09:17.183
‫حتی هنوز 5 هم نشده

09:17.283 --> 09:19.656
‫این یکی برام راحت‌تر بود . سلام

09:19.681 --> 09:22.029
هالی» ، این «جروم»ـه که لازم نیست»
‫به جوک‌هاش بخندی

09:22.054 --> 09:23.733
جروم» ، اینم «هالی»ـه»

09:23.758 --> 09:25.656
«از آشناییت خوشبختم «هالی

09:25.726 --> 09:27.327
‫- بفرما
‫- باشه

09:27.867 --> 09:29.584
...حالا

09:31.665 --> 09:34.404
‫امیدمون به توئه
‫وقتشه بدرخشی

09:34.857 --> 09:37.403
«جوری میدرخشم که عینک «رِیبَن
لازم داشته باشی پسر

09:38.853 --> 09:40.635
‫ببخشید «جروم»؟

09:41.721 --> 09:44.666
‫برام سوال بود که اگه این‌بار با دست چپ‌ـت

09:44.691 --> 09:47.197
‫بهم دست بدی و بگی از آشنایی
باهام خوشبختی یا نه؟

09:49.678 --> 09:52.303
«از آشناییت خوشبختم «هالی -
‫- ممنون

09:52.328 --> 09:53.784
‫نظرت چیه به این لپ‌تاپ نفوذ کنیم

09:53.809 --> 09:55.307
‫و به این پیری نشون بدیم که
‫چطور این‌کار رو می‌کنن . باشه؟

09:55.332 --> 09:56.705
‫به گمونم

10:02.532 --> 10:05.414
‫«اولیویا» راهنمای رمز رو خالی گذاشته

10:06.008 --> 10:07.352
‫احتمالاً حتی نمیدونسته که
‫می‌تونه یه چیزی برای راهنمایی بذاره

10:07.391 --> 10:09.099
‫خب ، چطوری باید رمز رو شکست؟

10:09.248 --> 10:14.856
‫خب دوستان من ، این می‌تونه
هر رمزی رو بشکنه

10:14.881 --> 10:16.486
‫از یه نرم‌افزار به اسم «دیکشنری» استفاده می‌کنه

10:16.511 --> 10:18.444
...و فقط کافیه که فلش رو به لپ‌تاپ وصلش کرد

10:18.445 --> 10:20.541
‫وایسا ببینم . این‌کارـت قانونیه؟

10:21.932 --> 10:23.903
‫اصلاً کاری که می‌کنیم قانونیه؟

10:23.928 --> 10:25.985
‫ببخشید؟ یه سوال دارم

10:25.986 --> 10:28.021
‫یه لحظه بذار این رو وصلش کنم

10:28.046 --> 10:31.858
‫برام سواله که میدونستی
‫اینطوری همه چیز رو پاک می‌کنی؟

10:34.307 --> 10:36.823
‫جانم؟

10:37.018 --> 10:39.912
‫خب ، «اپل» مدتی میشه که تحت‌نظر
‫کمیسیونر حفاظت از اطلاعاته

10:39.937 --> 10:41.773
‫برای همین اگه حتی سعی کنی
دیکشنری» رو اجرا کنی»

10:41.798 --> 10:43.779
‫کل هاردش پاک میشه

10:43.890 --> 10:46.913
‫پس اگه می‌خوای به یه طریقی
‫به لپ‌تاپش نفوذ کنی

10:46.975 --> 10:48.717
‫می‌تونیم به وسیله‌ی باز کردن صفحه ترمینال

10:48.742 --> 10:51.177
‫در حالت ریکاوریش یه حساب کاربری
ادمین جدید درست کنیم

10:58.032 --> 11:01.314
‫به نظرت اینجا شیرشکلات دارن؟

11:02.991 --> 11:04.818
دالی» ، می‌تونی یه شیرشکلات بیاری؟»

11:04.843 --> 11:05.912
‫الان میارم

11:05.937 --> 11:07.335
‫ممنون

11:10.297 --> 11:11.807
جِینی» زنگ زده»

11:11.931 --> 11:14.798
‫آره . من خلاصه‌اش می‌کنم

11:15.796 --> 11:17.410
‫سلام

11:17.491 --> 11:19.704
‫آره . همه چیز روبراهه؟

11:22.376 --> 11:24.984
‫نه ، نه . لازم نیست با 2تا ماشین بریم

11:25.112 --> 11:28.048
‫نظرت چیه یه 20-15 دقیقه دیگه اونجا باشم؟

11:29.850 --> 11:31.250
‫ممنون که گفتی

11:31.251 --> 11:33.057
«جروم»

11:33.260 --> 11:36.111
‫فکر می‌کنی می‌تونی تو راه
هالی» رو هم برسونی خونه‌اش؟»

11:36.175 --> 11:38.191
‫الان میری؟

11:38.192 --> 11:40.243
‫خب ، «جِینی» به کمکم نیاز داره

11:40.268 --> 11:42.995
‫از طرفی هم من هیچی سرم نمیشه
‫که بخوام بهتون کمک کنم

11:43.065 --> 11:44.883
برای همین اگه بخوای می‌تونم
سر راه تو رو هم برسونم

11:45.008 --> 11:47.328
‫ولی از اونجایی که الان نجاتم دادی

11:47.445 --> 11:49.992
‫کاملاً مطمئنم بدون تو نمی‌تونم
...رمزش رو بشکنم پس

11:50.203 --> 11:53.008
‫اشکالی نداره یه‌کم دیگه بمونی
که کمکم کنی؟

11:55.202 --> 11:59.046
‫به نظرم فکر خیلی خوبیه . آره

11:59.546 --> 12:00.960
‫آره . نظر منم همینه

12:00.985 --> 12:01.991
‫خیلی‌خب ، عالیه

12:02.016 --> 12:03.507
‫خب ، بفرما . این باید کافی باشه

12:03.553 --> 12:05.241
‫خب ، من و «جروم» کلی کار داریم

12:05.266 --> 12:07.532
‫برای همین اگه بخوای می‌تونی
‫بری پیش «جِینی»

12:09.937 --> 12:11.555
‫باشه

12:14.799 --> 12:16.496
‫هی ، خیلی متشکرم

12:16.497 --> 12:18.760
‫میشه بیام کنارت بشینم؟

12:19.901 --> 12:21.370
‫البته

12:21.502 --> 12:22.979
‫عالی شد . ایول

12:23.004 --> 12:27.042
‫خب ، می‌خوام سر از این دربیارم

12:27.067 --> 12:28.199
‫اینم شیر شکلات‌ـت

12:28.224 --> 12:29.843
‫- ممنون
‫- نوش جان

12:35.854 --> 12:38.065
‫- خوشمزه‌ست
‫- آره

14:07.360 --> 14:09.165
‫- همه اومدن؟
‫- آره

14:09.610 --> 14:11.745
‫نه . لطفاً کنار اونا بشین

14:27.024 --> 14:29.141
‫میدونین "برنامه" چیه؟

14:29.429 --> 14:30.696
‫یه برنامه نه

14:31.016 --> 14:32.563
«برنامه»

14:32.966 --> 14:36.502
‫"برنامه" درآمد طرح‌ریزی‌شده‌ست
‫که یه مدیر باید برای کمک به شرکت

14:36.503 --> 14:40.003
‫واسه اینکه قادر به پرداخت هزینه‌هاش باشه
‫هر ساله بدست بیاره

14:40.112 --> 14:45.082
برنامه» 6 درصد بیشتر از»
درآمد سال گذشته بود

14:45.874 --> 14:48.816
‫همین . اما و اگری نداره

14:50.098 --> 14:52.029
‫اون «برنامه» نمی‌سازه

14:52.238 --> 14:55.883
‫اون 5 درصد درمیاره ، نه 6 درصد

14:56.330 --> 14:59.524
‫میدونین چرا نمی‌تونه 6 درصد دربیاره؟

15:01.213 --> 15:02.516
‫بازنده‌ها

15:03.961 --> 15:08.379
‫دنیا خیلی ساده‌ست
‫از برنده‌ها و شما تشکیل شده

15:08.669 --> 15:11.527
‫حالا شاید فرض کنید که برای شما

15:11.552 --> 15:15.808
‫و وضع نامساعد شما
حالا هر کوفتی که هستن می‌سوزه

15:15.809 --> 15:17.331
‫ولی دلم نمی‌سوزه

15:17.544 --> 15:20.267
‫شما زیاد تلاش نمی‌کنین
به هیچی اعتقاد ندارین

15:20.292 --> 15:22.815
‫و برای رسیدن به هدفی والاتر
‫گروهی کار نمی‌کنین

15:22.816 --> 15:26.831
‫مدام غر میزنین و تیکه میندازین

15:26.925 --> 15:32.221
‫ولی وقتی زمان حقوق گرفتن میرسه
‫همیشه میاید و دست‌ـتون رو میارید جلو

15:33.560 --> 15:36.295
‫پس نظرتون چیه برید یه جا دیگه
‫کار پیدا کنین؟

15:41.036 --> 15:43.247
درسته

15:43.496 --> 15:45.692
‫جای دیگه‌ای کار نیست

15:45.815 --> 15:49.214
‫شما رو بندازیم بیرون
‫3تا دیرکرد حقوقی

15:49.239 --> 15:51.644
‫برای 70 ساعت کار در هفته و اعتیاد

15:51.724 --> 15:54.231
به‌خاطر کار سخت در
کارتمن گرینز" گیرتون میاد"

15:54.364 --> 15:56.491
‫خب ، برام مهمه؟

15:56.747 --> 15:58.485
‫شماها قرضام رو میدین؟

15:59.063 --> 16:02.001
‫غذای بچه‌های من رو میدین؟
‫یا زمستون پول گاز بخاریم رو میدین؟

16:02.032 --> 16:04.923
‫نه . پس گور باباتون و قرض‌ها و بچه‌هاتون

16:04.970 --> 16:07.637
‫برام مهم نیست یه گوشه بشینید
و از گشنگی بمیرین

16:10.163 --> 16:15.082
‫یا می‌تونین پا پیش بذارین
‫و قبول کنین باباتون کیه

16:16.418 --> 16:20.072
‫به نفعتونه این رو همینجا
و همین الان ‫آویزه گوشتون کنین

16:20.073 --> 16:22.154
‫وگرنه از همین فردا تا ابد خونه‌نشین بشین

16:22.179 --> 16:27.480
‫حالا این 1 درصدی که این آقا کسری داره
این کسری از طرف شماست ، نه اون

16:27.772 --> 16:29.606
‫اون آدم خوبیه

16:32.035 --> 16:34.596
‫بله . محدوده اما خوبه

16:35.832 --> 16:44.286
‫نه . برای رسیدن به اون 1 درصدِ دیگه
‫باید به سبک بی‌نقص «مایان» عمل کنیم

16:45.446 --> 16:48.635
‫خدایان یک قربانی می‌خوان

16:55.168 --> 16:56.336
‫اون قربانی تویی؟

16:59.980 --> 17:01.434
‫تو؟

17:04.651 --> 17:05.981
‫تو؟

17:09.853 --> 17:11.752
‫نه . تو بهترین تکنسینی هستی که داریم

17:11.777 --> 17:16.146
‫آمار رضایت مشتریان از تو
‫خدا میدونه چقدره . خیلی زیاده

17:16.276 --> 17:18.221
...خب

17:19.332 --> 17:21.145
‫کی شخص قربانی میشه؟

17:32.739 --> 17:36.138
قفسه‌ات رو خالی کن «دیجِنرِس» . نمی‌خوایمت

17:36.249 --> 17:37.683
‫منظورت...شوخیت گرفته؟

17:37.684 --> 17:39.403
‫«بریدی»

17:39.553 --> 17:41.821
‫شوخیت گرفته؟

17:41.822 --> 17:43.056
‫چی؟ نگهبان؟

17:43.119 --> 17:44.837
‫رفیق ، بهم دست نزن

17:44.908 --> 17:46.026
‫«روبی»

17:47.757 --> 17:50.134
‫- «روبی»
‫- ما 5 قدم جلوتریم

17:50.197 --> 17:52.220
‫و تصمیمون هم قطعیه

17:53.700 --> 17:55.367
‫دست کوفتیت رو بهم نزن

17:55.789 --> 17:58.446
‫شوخیت گرفته؟
‫حتی نمیدونی اینجا چه مسئولیتی دارم

17:58.922 --> 18:01.152
‫یعنی چی؟ «روبی»؟

18:04.229 --> 18:05.910
‫جداً؟

18:10.598 --> 18:12.512
‫برگردین سر کارِتون خانوم‌ها

18:12.684 --> 18:14.787
‫خیلی‌خب ، بریم سر کار . یالا

18:14.788 --> 18:16.989
‫این اشتباهه پسر

18:17.355 --> 18:18.890
‫یالا

18:40.013 --> 18:41.814
‫بفرمایین . خانم «پترسون»؟

18:41.850 --> 18:43.725
‫- بله
‫- «تیموتی سیلور»

18:44.166 --> 18:46.186
‫- سلام «تیم»
‫- از دیدنت خوشحالم «بیل»

18:46.486 --> 18:47.586
«سلام «بیل

18:47.796 --> 18:50.823
‫«آیدا» ، این «جنل پترسون»ـه

18:50.975 --> 18:53.517
‫«جنل» ، تسلیت میگم

18:53.760 --> 18:55.720
‫ممنون . «جِینی» صدام کنین

18:55.798 --> 18:57.314
‫پس «جِینی» صدات می‌کنم

18:57.864 --> 19:00.000
‫بیاید اتاق نشیمن که راحت صحبت کنیم

19:04.970 --> 19:06.637
<i>‫تاریخ تولدش چی؟</i>

19:07.580 --> 19:10.976
4ـم «آگوست» 1929

19:11.408 --> 19:13.361
‫زندگی خوب و طولانی داشته

19:14.461 --> 19:17.092
‫بله ، آره . زیاد عمر کرد

19:18.532 --> 19:21.875
«خب ، ساعت 9 صبح در «ایماکولِیت هارت
شروع میشه

19:21.900 --> 19:23.765
‫خاکسپاری در قربستان «سیدِر» خواهد بود

19:23.906 --> 19:26.625
‫پدر روحانی «اِهِرن» توی هر دو مراسم خواهد بود

19:27.172 --> 19:30.445
‫«جک اِهِرن» آدم خوبیه . خیلی حساسه

19:30.762 --> 19:32.223
‫از شنیدنش خوشحالم

19:32.404 --> 19:34.051
‫ممنون

19:38.171 --> 19:39.904
‫سرویس بهداشتی کجاست؟

19:39.929 --> 19:42.220
‫پایین پله‌ها سمت راست

19:47.629 --> 19:49.582
‫هواش رو داریم «بیل»

19:49.833 --> 19:51.434
‫میدونم «تیم» . ممنون

19:55.194 --> 19:57.757
‫خب ، زن مهربونیه ، نه؟

20:05.704 --> 20:07.773
‫خوشگله

20:26.077 --> 20:28.150
‫مادرت رو پیدا کردی؟

20:30.497 --> 20:31.997
‫آره . پیداش کردم

20:32.154 --> 20:34.190
‫خوشحالم که اوضاع درست شده

20:39.868 --> 20:41.828
‫«لو» رو بعد جلسه ندیدی؟

20:43.460 --> 20:45.662
‫نه . رفته بود

20:51.297 --> 20:52.678
‫«بریدی»

20:55.977 --> 20:59.742
‫دیروز همین‌موقع ‫فکر می‌کردم
از مدیریت ترفیع می‌گیرم

21:00.736 --> 21:02.786
‫«لو» فکر می‌کرد یه کار داره

21:03.825 --> 21:05.958
‫حالا من به جایی نمیرسم
‫یا حتی بدتر

21:06.326 --> 21:08.364
‫و «لو» هم بیکار شده

21:11.059 --> 21:12.659
‫ولی تو؟

21:12.832 --> 21:15.623
‫آخرش با لبخندی رو لب‌ـت بیرون اومدی

21:18.905 --> 21:22.083
‫آره ‫. آره . بعضی‌وقت‌ها اینطوری میشم

21:23.093 --> 21:25.885
‫دیشب ‫رفتم به "شاپ اند سِیو"

21:25.910 --> 21:27.844
‫چون می‌خواستم پیتزا «پپرونی»
بسته‌بندی‌شده بخرم

21:28.561 --> 21:32.570
‫رفتم به بخش غذاهای منجمد
ولی تموم شده بود

21:33.219 --> 21:35.654
‫استیک و پنیر داشتن

21:35.655 --> 21:37.665
میت‌بال» و «موتزارلا» داشتن»

21:37.857 --> 21:41.689
‫ولی «پپرونی» نداشتن
‫منم گفتم "لعنتی" ‫. میدونی؟

21:41.795 --> 21:43.195
‫ولی وقتی داشتم بیرون میرفتم

21:43.196 --> 21:51.350
‫دختر انباردار ‫با یه کارتن
پیتزا «پپرونی» آماده اومد

21:51.671 --> 21:57.525
‫منم گفتم "ایول" ‫. میدونی؟

21:58.806 --> 22:00.978
4تا خریدم

22:02.082 --> 22:05.868
‫رفتم خونه . میدونی؟

22:06.523 --> 22:07.881
‫لمیدم

22:15.562 --> 22:17.150
‫خودم رو بالا می‌کشم

22:17.175 --> 22:21.199
‫تمرکز و رویاپردازی می‌کنم
‫و محققش می‌کنم

22:21.253 --> 22:23.451
‫یه روزی مدیر یه ناحیه میشم

22:23.490 --> 22:26.287
‫و چند سال بعدش
‫از اینم آدم بزرگتری میشم

22:31.148 --> 22:33.711
‫ولی تو همیشه همین می‌مونی «بریدی»

22:35.382 --> 22:38.476
‫و بی‌مزه‌تر از این چی می‌تونه باشه؟

22:44.197 --> 22:46.320
...کارم تقریباً

22:47.945 --> 22:49.128
‫تمومه

22:51.992 --> 22:53.975
‫ایول

22:54.124 --> 22:55.934
‫- وارد شدیم
‫- آره

22:56.036 --> 22:57.705
‫بزن قدش

23:00.828 --> 23:02.396
‫جلسات

23:02.421 --> 23:04.718
‫آره . منم داشتم همون رو می‌خوندم

23:05.145 --> 23:07.328
‫برات معنی خاصی داره؟

23:07.981 --> 23:10.049
‫نه ولی قطعاً برای «اولی» معنی خاصی داشته

23:10.074 --> 23:14.188
‫چون تنها فایل روی دسکتاپشه
‫و تو فولدر مرتبش نکرده

23:14.220 --> 23:17.610
‫و «اولی» بی‌دلیل
‫چیزی رو پخش و پلا نمی‌کرد

23:18.673 --> 23:21.481
‫خب ، کنجکاو نشدی ببینی توش چیه؟

23:23.642 --> 23:28.278
‫اگه چیزی که فکر می‌کنم توش باشه
خیلی کنجکاوم . آره

23:29.035 --> 23:30.291
‫پس من میگم بازش کنیم

23:31.237 --> 23:33.557
‫فقط ببینیم توش چیه و بعد ببندیمش

23:33.640 --> 23:35.198
‫کار خاصی نیست . درسته؟

23:36.330 --> 23:38.041
‫خیلی‌خب

23:40.980 --> 23:42.686
‫یعنی چی؟

23:42.782 --> 23:44.093
‫رمزگذاری شده؟

23:44.170 --> 23:47.225
اولی» قطعاً نمیدونست چجوری»
فایل‌ها رو رمزگذاری کنه

23:47.520 --> 23:49.455
‫خب ، اگه اون نکرده
‫پس احتمالاً یکی براش این‌کار رو کرده

23:49.456 --> 23:51.924
‫خیلی‌خب ، باید یک
‫راه دیگه برای وارد شدن پیدا کنیم

23:54.786 --> 23:57.596
‫خب ، آره . نه
‫من همه چیز رو مرتب کردم

23:57.597 --> 23:59.064
‫آره

23:59.065 --> 24:01.467
‫ببین ، بزار یک دوش بگیرم

24:01.776 --> 24:04.860
‫میام و جزئیات رو باهم بررسی می‌کنیم

24:04.885 --> 24:07.495
‫ولی درستش می‌کنیم ، خب؟

24:07.948 --> 24:10.473
‫نه . چیزی از دستمون در نرفته

24:12.812 --> 24:15.348
‫تو فقط روی سخنرانی تمرکز کن

24:15.482 --> 24:17.016
‫برای الان خیلی زیاده

24:20.353 --> 24:23.489
‫آره . چیزهایی که راجع بهش
دوست داشتی رو بنویس

24:24.610 --> 24:27.269
‫احتمالاً بقیه هم از همون چیزها
خوش‌ـشون میومده

24:27.827 --> 24:30.035
‫آره . خیلی‌خب ، می‌بینمت

26:35.031 --> 26:38.429
‫وقتی بهش فکر می‌کنی
‫اولین چیزی که یادت میاد چیه؟

26:39.031 --> 26:40.555
‫وقارش

26:43.110 --> 26:44.544
‫خب ، همین رو بنویس

26:44.631 --> 26:45.965
‫نوشتم

26:49.289 --> 26:53.579
‫و نوشتم که با بورسیه کامل

26:53.633 --> 26:56.575
‫وارد دانشگاه «پیت» شد
‫و همونجا با پدرم آشنا شد

26:56.719 --> 27:00.512
‫و اون‌ها اومدن اینجا
‫که اون بتونه دوره بگذرونه

27:00.513 --> 27:02.126
‫و تو دانشگاه تدریس کرد

27:02.151 --> 27:05.488
‫و غیره و غیره و غیره

27:08.024 --> 27:10.012
‫از چیش خوشت میومد؟

27:10.618 --> 27:12.666
‫نمیدونم

27:12.925 --> 27:16.947
‫- منظورت چیه نمیدونی؟
‫- نمیدونم دیگه

27:19.332 --> 27:24.000
‫مادرم زیاد اهل بروز دادن احساساتش نبود

27:24.070 --> 27:28.137
‫همونطور که میگن
همه چیز رو تو خودش میریخت

27:28.461 --> 27:34.178
‫تا جایی که یادمه اصلاً خشن نبود

27:34.341 --> 27:36.662
‫- این رو نمی‌نویسم
...ما -

27:41.087 --> 27:43.789
‫زیاد هم گرم و صمیمی نبود

27:43.853 --> 27:48.560
‫مگر اینکه کلی مشروب ‫می‌خورد

27:48.617 --> 27:50.562
‫نمیدونم

27:50.563 --> 27:53.111
‫رابطه‌ی تو با مادرت چطور بود؟

27:54.274 --> 27:55.911
‫بد نبود

27:56.053 --> 27:57.955
‫می‌شناختیش؟

27:59.551 --> 28:01.151
‫آره که می‌شناختمش . اون مادرم بود

28:01.212 --> 28:03.387
‫واقعاً می‌شناختیش؟

28:05.965 --> 28:07.969
‫نه راستش

28:10.316 --> 28:11.786
...اون نسل

28:11.863 --> 28:13.664
‫دقیقاً

28:13.720 --> 28:17.330
‫اون نسل راجبه احساساتشون حرف نمیزدن

28:18.078 --> 28:23.437
‫یک فنجون قهوه رو ‫به عنوان
وسیله‌ای برای اعتراف نمیدیدن

28:23.491 --> 28:27.125
‫امکان نداشت به بچه‌هاشون چیزی بگن

28:29.602 --> 28:31.254
مادر من خوب بود ، خب؟

28:31.293 --> 28:36.129
‫اون پر از غرور و وقار

28:36.183 --> 28:41.348
‫اطلاعات زیادی راجبه تاریخ اروپا داشت

28:42.114 --> 28:45.247
‫و عاشق کارت‌بازی بود

28:46.638 --> 28:48.513
‫و «دبلیو.اچ.آدن»

28:50.674 --> 28:54.776
‫«اسکالوپینی» گوساله دوست داشت

28:55.268 --> 28:57.031
‫و گِیم‌شوی «جئوپرادی»

28:57.131 --> 28:58.798
‫خیلی‌خب ، این رو بنویس

28:59.468 --> 29:01.045
‫دوچرخه‌سواری رو هم دوست داشت

29:01.046 --> 29:02.999
‫خب ، البته قبل از اینکه لگنش رو عمل کنه

29:03.024 --> 29:05.148
‫- همینه
‫- ولی این شخصیتش نیست

29:05.218 --> 29:08.265
‫این کارهاییه که کرده

29:10.143 --> 29:11.511
‫ما رو کارهامون می‌سازن

29:13.579 --> 29:15.314
«ممنون «ارسطو

29:17.517 --> 29:19.160
‫واقعاً اینطوره؟

29:34.469 --> 29:37.676
‫ممکنه که واقعاً
‫مادرم رو نشناخته باشم؟

29:40.173 --> 29:43.276
‫تو دقیقاً اندازه‌ی ما میدونی

29:58.428 --> 29:59.990
‫حسابی مشغول بودی

30:00.159 --> 30:02.824
‫فکر کردم وسایل قدیمی من رو سوزوندی

30:03.129 --> 30:06.488
‫یکی رو نگه داشتم
‫که یادت باشه چی بودی و چی شدی

30:06.910 --> 30:08.501
‫و کی بودم؟

30:11.918 --> 30:14.187
‫این شلنگ‌های پلاستیکی برای چی هستند؟

30:17.043 --> 30:19.035
‫ازشون تو پروژه‌های مختلف استفاده می‌کنم

30:19.160 --> 30:21.738
‫میدونی ، پروژه‌های کامپیوتری
پروژه‌های الکترونیکی

30:22.114 --> 30:24.515
‫عمده خریدنشون راحت‌ترـه

30:25.269 --> 30:27.331
‫چطور می‌تونی این‌ها رو
توی کامپیوتر استفاده کنی؟

30:27.377 --> 30:28.964
‫یک‌سری بخش‌های کوچیک

30:29.050 --> 30:31.175
‫نمی‌سوزن؟ آب نمیشن؟

30:31.276 --> 30:33.605
‫- نه
...ولی تو الکترونیک -

30:33.627 --> 30:37.519
‫- الکترونیک هم بلدی؟
‫- یک‌سری چیزها از برق میدونم

30:38.331 --> 30:40.666
‫حرف‌های بین تو و پدر؟

30:43.227 --> 30:44.870
‫این‌ها دیگه چه کاربردی دارن؟

30:44.871 --> 30:47.615
نمیدونم چه کاربرد دیگه‌ای
می‌تونن داشته باشن

30:47.640 --> 30:49.387
‫- این رو من پرسیدم
‫- این رو من پرسیدم

30:49.412 --> 30:51.272
‫- «بریدی»
‫- مامان

30:51.838 --> 30:55.108
‫این‌ها چه کاربرد دیگه‌ای دارن؟

31:05.192 --> 31:07.393
‫چرا این تو کمدت بود؟

31:09.934 --> 31:11.668
‫چرا تو توی کمدم بودی؟

31:11.669 --> 31:14.189
‫- زیاد میری اونجا؟
‫- هیچ‌وقت نرفته بودم اونجا

31:14.243 --> 31:16.040
‫- هیچ‌وقت که نه . همیشه
‫- نه . امروز رفتم

31:16.111 --> 31:17.913
‫- امروز
‫- ولی قبلش نرفته بود

31:17.942 --> 31:19.608
‫بعد از سال‌ها

31:19.709 --> 31:21.216
‫حتماً

31:21.272 --> 31:22.756
‫- «بریدی»
‫- مامان؟

31:22.796 --> 31:24.724
‫- «بریدی»
‫- اسم لعنتیم رو میدونم

31:25.007 --> 31:27.013
‫چرا این ماسک رو داری؟

31:27.038 --> 31:30.054
‫چرا فکر می‌کنی سرک کشیدن
تو حریم شخصی من مشکلی نداره؟

31:30.121 --> 31:32.107
‫چرا این ماسک رو داری؟

31:32.132 --> 31:35.726
‫چون همیشه آرزو داشتم تو سیرک کار کنم

31:35.913 --> 31:40.172
‫بوی بادوم‌زمینی و گُه فیل و عرق شامپانزه

31:40.226 --> 31:41.988
‫پسر ، این‌ها برام یعنی زندگی

31:42.099 --> 31:43.970
‫میدونی ، شاید یک زن پیدا کنم

31:44.035 --> 31:48.445
‫یک بندباز روسی
‫یا یک دختر پشمالو

31:48.470 --> 31:51.228
‫و کلی بچه‌ی دوست‌داشتنی
و پشمالو درست می‌کنیم

31:51.282 --> 31:53.566
‫و خدای بزرگ

31:53.644 --> 31:55.912
‫کل زندگیمون رو با سیرکمون سفر می‌کنیم

31:55.913 --> 31:57.956
‫و شهر به شهر

31:57.995 --> 32:00.150
‫مردم رو خوشحال می‌کنیم

32:00.151 --> 32:02.363
‫و همه چیز به خوبی پیش میره

32:02.488 --> 32:04.137
‫آره

32:04.882 --> 32:07.675
‫نمی‌خوای راجبه ماسک بهم بگی؟

32:08.592 --> 32:09.925
‫ولی الان گفتم

32:09.957 --> 32:11.536
‫خیلی‌خب

32:11.662 --> 32:13.931
‫نباید تو اتاقت سرک می‌کشیدم

32:16.259 --> 32:18.669
‫توصیه می‌کنم دیگه این‌کار رو نکنی

32:55.918 --> 32:57.887
‫برات مسخره‌ست

32:58.910 --> 33:00.511
یه‌کم آره

33:02.713 --> 33:05.422
‫موقع بچگی خیلی احساساتی بودم

33:09.172 --> 33:11.187
‫این چه معنی داشت؟

33:11.984 --> 33:13.251
‫میدونی چه معنی داشت

33:13.378 --> 33:14.885
‫بازم بهم بگو

33:20.937 --> 33:23.167
‫"بمیر مادرجنده . بمیر"

33:26.854 --> 33:30.374
‫«بریدی» ، اون‌ها می‌خواستن که من
تو رو بفرستم بیمارستان روانی

33:30.452 --> 33:33.116
‫- نتونستی از پس‌ـش بربیای
‫- من دوست‌ـت داشتم

33:33.179 --> 33:37.341
‫برای همینه که ‫همه‌ی آمریکایی‌ها
بیمه سلامت خوبی دارن

33:37.427 --> 33:40.472
‫من تو رو نفرستادم
‫چون تو گفتی می‌تونی عوض بشی

33:40.497 --> 33:42.354
‫چون نتونستی از پس هزینه‌اش بربیای

33:42.379 --> 33:44.778
‫چون بهم گفتی
‫می‌تونی عوض بشی

33:45.122 --> 33:47.183
‫- و عوض شدم
‫- واقعاً؟

33:47.692 --> 33:49.940
‫اون‌ها مال 10 سال پیشه
‫من الان یه شغل خوب دارم

33:49.965 --> 33:51.707
‫یک زندگی خوب دارم

33:52.029 --> 33:55.660
‫- عوض شدی؟
‫- معلومه که عوض شدم

33:56.520 --> 33:58.121
‫فکر می‌کنی عوض نشدم؟

34:00.504 --> 34:01.972
‫نمیدونم

34:01.997 --> 34:04.183
‫اگه تو اتاقم سرک بکشی متوجه نمیشی

34:06.011 --> 34:08.035
‫بحث این نیست

34:08.081 --> 34:10.214
‫بحث یه‌جورایی همینه

34:10.314 --> 34:12.602
...بحث

34:13.095 --> 34:14.798
‫من رو ببین

34:17.643 --> 34:19.501
‫من رو ببین

34:25.944 --> 34:27.875
‫چی می‌خوای بدونی مامان؟

34:29.981 --> 34:31.982
‫فقط بپرس

34:32.875 --> 34:35.688
‫الان وقتشه
‫من اینجام . درست جلوت

34:38.305 --> 34:40.412
‫چی می‌خوای بدونی؟

34:45.107 --> 34:46.966
‫تو عوض شدی؟

34:53.050 --> 34:58.600
‫از نوک انگشت پام تا مغز سرم

35:30.738 --> 35:33.691
‫کِی می‌خواستی بیدارم کنی؟

35:33.864 --> 35:35.799
‫وقتی تخم‌مرغ‌ها درست می‌شدن

35:37.401 --> 35:38.425
‫صبح‌بخیر

35:38.512 --> 35:40.246
‫صبح‌بخیر

35:41.806 --> 35:43.007
‫خوبی؟

35:47.993 --> 35:49.670
‫خیلی کارِت درسته

35:50.195 --> 35:51.782
‫درسته

36:02.146 --> 36:03.827
‫نتونستم آبمیوه پیدا کنم

36:04.042 --> 36:07.558
‫من زیاد اهل آبمیوه نیستم

36:07.792 --> 36:11.854
‫منم زیاد اهل آبمیوه نیستم

36:12.425 --> 36:14.030
‫گور بابای آبمیوه

36:14.092 --> 36:16.538
‫آبمیوه تا حالا برای مردم چی‌کار کرده؟

36:22.459 --> 36:24.124
...گوش کن . من داشتم فکر می‌کردم

36:26.242 --> 36:32.013
‫شاید بعد از مراسم و این چیزها
بتونیم بریم یک جایی

36:32.474 --> 36:34.942
‫فقط برای اینکه نفسی تازه کنی

36:36.231 --> 36:39.130
‫و بتونی درست عزاداری کنی

36:39.231 --> 36:41.605
‫من می‌خوام برگردم کالیفرنیا

36:45.423 --> 36:47.953
‫- کِی؟
‫- به محض اینکه بتونم

36:48.275 --> 36:50.048
‫شاید چند روز دیگه

36:51.250 --> 36:53.208
‫جداً؟

36:53.677 --> 36:56.090
‫آره . عالیه

36:57.278 --> 37:02.246
‫اگه فکر می‌کنی باید
‫این‌کار رو بکنی پس درسته

37:04.621 --> 37:07.720
‫هنوز می‌خوام پرونده رو پیگیری کنی

37:07.769 --> 37:11.221
...هنوز می‌خوام بهم گزارش بدی و

37:11.428 --> 37:13.025
‫آره . البته

37:14.165 --> 37:15.633
‫درسته

37:18.836 --> 37:22.425
...منظورم اینه که ‫نه که نخوام

37:24.851 --> 37:25.984
‫نخوای؟

37:26.049 --> 37:28.236
...منظورم اینه که البته من

37:29.720 --> 37:31.911
‫اگه بمونم عاشق میشم

37:31.958 --> 37:34.013
...و من

37:35.458 --> 37:38.288
‫کارم از این گذشته
‫اون یک دختر دیگه بود

37:38.733 --> 37:40.091
‫یک زندگی دیگه

37:43.060 --> 37:44.527
‫نمی‌خوای اون دختر برگرده؟

37:45.055 --> 37:47.774
‫اون دختر خیلی گم شد

37:49.461 --> 37:51.969
‫به خودش اجازه داد که

37:52.047 --> 37:59.197
‫از کسی که فکر می‌کرد عاشقشه
یا حتی دوستش داره کلی فحش بخوره

37:59.259 --> 38:06.054
‫بعضی شب‌ها بهش تلقین می‌کرد
‫که دنیا بدون اون جای بهتریه

38:06.109 --> 38:10.150
‫نمی‌خوام دیگه اون دختر رو ببینم

38:27.005 --> 38:28.435
‫بفرما

38:31.884 --> 38:33.165
‫ممنون

38:33.965 --> 38:35.700
‫نوش جان

39:26.636 --> 39:29.165
<i>‫هیچ‌کس از ما برای خودش زندگی نمی‌کنه</i>

39:30.019 --> 39:32.729
‫هیچ‌کس برای خودش نمی‌میره

39:33.570 --> 39:36.760
‫ما تا زنده‌ایم برای خداوند زنده‌ایم

39:38.054 --> 39:40.721
‫و وقتی می‌میریم
‫به سمت خداوند میریم

39:42.174 --> 39:44.424
‫بنابراین ترسی نخواهیم داشت

39:44.588 --> 39:46.017
‫چه زمین حرکت کنه

39:46.050 --> 39:48.728
‫و چه کوه‌ها توسط دریاها حرکت داده بشن

39:49.556 --> 39:51.426
‫قبل از اینکه کوه‌ها آورده بشن

39:51.470 --> 39:53.963
‫یا اینکه زمین و دنیا ساخته بشن

39:54.080 --> 39:58.463
‫خداوند از بیکران ‫دنیا رو
بدون انتها به‌وجود آورد

39:59.659 --> 40:01.575
‫هزاران سال در نظر وی خواهد گذشت

40:01.628 --> 40:04.737
‫هماهنطور که دیروز سپری شد

40:06.097 --> 40:08.273
‫و از شب نگهبانی شد

40:08.562 --> 40:12.593
‫باشد که ما وی را ناراضی نکنیم

40:13.010 --> 40:16.507
‫و از خشم وی بر حراس باشیم

40:17.276 --> 40:20.230
‫وی از بدکاری‌های ما خواهد گذشت

40:20.606 --> 40:24.520
‫و گناهان مخفیِ ما را در
نور سیمای خود قرار میدهد

40:25.114 --> 40:28.082
‫پس به ما آموزش داد که
روزهای خود را بشماریم

40:28.660 --> 40:32.849
‫و قلب‌هایمان را با ذکاوت همراه کنیم

40:35.099 --> 40:36.482
‫آمین

40:36.844 --> 40:38.568
‫آمین

40:40.469 --> 40:47.125
‫و الان دختر «الیزابت» «جنل» ‫می‌خواد
چند کلمه‌ای راجبه مادرش صحبت کنه

41:28.500 --> 41:29.873
‫خوبی؟

41:29.953 --> 41:31.421
‫چیزی نیست

41:31.422 --> 41:33.841
‫- خیلی‌خب
‫- آره . ببخشید

41:33.866 --> 41:35.758
‫طوری نیست . اینجا بشین

41:35.759 --> 41:38.628
‫آروم . باشه؟ دارمت

41:39.134 --> 41:41.399
‫- متأسفم
‫- چیزی نیست . مشکلی نداره

41:41.498 --> 41:43.032
‫طفلکی

41:45.135 --> 41:46.579
‫ببخشید

41:46.837 --> 41:51.130
‫بهت گفتم صبح املت بخور
‫ولی لج کردی و نخوردی

41:51.155 --> 41:53.576
‫- و حالا ببین
‫- من خوبم

41:53.631 --> 41:55.430
‫- فکر کنم خوب میشه
‫- نه . من خوبم

41:55.455 --> 41:57.952
‫چون فقط تو مهمی

41:58.916 --> 42:02.419
‫حتی تو مراسم خاله‌ات هم تو مهمی

42:02.617 --> 42:05.748
«شارلوت» -
من نمی‌تونم -

42:08.873 --> 42:10.870
‫می‌تونم با شما بیام خونه؟

42:12.410 --> 42:14.979
‫خب ، نمیدونم

42:16.362 --> 42:17.607
‫چرا؟

42:19.495 --> 42:21.900
‫فکر کنم ایده‌ی خیلی خوبی باشه

42:32.514 --> 42:34.819
‫لعنتی ، فکر کنم درست شد

42:34.873 --> 42:37.037
‫میدونم

42:37.087 --> 42:38.920
‫از قصد اون‌کار رو کردی؟

42:38.961 --> 42:40.727
‫- واقعاً؟
‫- نه

42:42.312 --> 42:43.579
‫چطوری؟

42:44.962 --> 42:47.602
‫- یه‌کم بهترم
‫- آره؟

42:48.031 --> 42:49.302
‫آره . یه‌کم

42:49.497 --> 42:51.771
‫یک دقیقه صبر کنید
‫من میرم ماشین رو بیارم

42:51.833 --> 42:53.747
‫نه . چیزی نیست . من میارم

42:57.814 --> 42:59.292
‫انباردارـه

42:59.606 --> 43:01.832
...فقط -
‫- بله؟

43:01.887 --> 43:03.098
‫بگو تو راهیم

43:03.151 --> 43:05.089
‫خدایا ، گوشی رو بده بهش

43:05.146 --> 43:06.466
‫بده

43:51.428 --> 43:53.801
‫مامانت همیشه انقدر بامزه‌ست؟

44:41.714 --> 44:43.804
‫برگرد تو کلیسا

45:21.579 --> 45:26.665
<i>‫مادرم به زندگی بعد از مرگ باور داشت</i>

45:27.524 --> 45:30.673
‫ولی به زمانش اعتقادی نداشت

45:30.927 --> 45:34.396
فکر می‌کرد زمان ساخته‌ی دست بشره

45:34.896 --> 45:38.044
<i>‫تو بهشت چیزی به اسم قبل و بعد وجود نداره</i>

45:38.114 --> 45:41.269
‫صبر و ساعتی در کار نیست

45:41.324 --> 45:44.262
‫اون می‌گفت ما الان هم اونجاییم

45:44.332 --> 45:48.204
‫و تمام کسانی که قبل از ما بودن

45:49.112 --> 45:51.962
<i>‫و تمام کسانی که بعد از ما به دنیا میان</i>

45:55.313 --> 45:57.627
<i>‫من 1بار ازش پرسیدم</i>

45:58.294 --> 45:59.761
<i>‫این بهشت که میگی چه شکلیه؟</i>

45:59.809 --> 46:02.260
<i>«و اون گفت دریاچه‌ی «ویلو</i>

46:04.094 --> 46:07.259
‫دریاچه‌ی «ویلو» تو «بِرک‌شایِر» قرار داره

46:07.314 --> 46:10.228
1ساعت با جایی که مادرم
بزرگ شده فاصله داره

46:10.282 --> 46:13.751
‫خانواده‌اش تابستون رو اونجا بودن
و زمستون هم اسکی می‌کردن

46:14.614 --> 46:19.480
...خونه کاشی‌های بزرگ عسلی داشت و

46:20.589 --> 46:24.764
‫سیمان‌ها به حدی خاکستری بودن
‫که سفید به‌نظر میرسیدن

46:25.105 --> 46:29.117
‫تو زمستون انگار خونه ناپدید شده بود

46:30.406 --> 46:33.195
<i>‫من و خواهرم وقتی بچه بودیم</i>

46:33.898 --> 46:38.607
‫چندبار رفتیم اونجا
‫و خونه بوی افغانی‌ها گرفته بود

46:38.873 --> 46:40.615
<i>‫ماسه‌ی خیس</i>

46:40.699 --> 46:42.982
<i>‫شیشه‌ها بوی نا گرفته بودن</i>

46:46.992 --> 46:49.805
<i>‫و یک چیزی تو اجاق سوخته بود</i>

46:50.407 --> 46:53.118
<i>‫و مادرم الان اونجاست</i>

46:54.665 --> 46:57.783
<i>‫افغان‌ها دورش رو گرفتن</i>

46:58.014 --> 46:59.439
<i>‫آتیش روشنه</i>

46:59.791 --> 47:06.479
‫و پدرم ‫اونجاست

47:07.782 --> 47:12.565
‫و خواهرم و تمام اجدادم

47:14.284 --> 47:16.561
‫و من اونجام

47:17.234 --> 47:18.491
‫بله

47:19.068 --> 47:22.927
‫همه‌تون چند وقت
یک‌بار ‫بیاید سر بزنید

47:22.928 --> 47:24.905
‫مادرم خوشحال میشه

47:25.678 --> 47:27.711
‫مادرم دوست داره

47:30.092 --> 47:32.499
: 1بار بهم گفت

47:32.545 --> 47:36.669
‫" اتفاق قشنگیه «جِینی»

47:36.755 --> 47:39.333
‫که یکی رو می‌بینیم
عاشق یکی میشیم

47:39.411 --> 47:41.912
‫و یکی عاشقمون میشه

47:43.243 --> 47:47.876
‫و این زندگی هم آرزوی ما بوده
و هم آرزوی خدا

47:47.922 --> 47:51.563
‫و بعدش ‫بیدار میشیم "

47:52.704 --> 47:54.820
‫مادرم الان بیداره

47:55.680 --> 47:59.086
‫ملایم‌ترین لبخند رو هم به چهره داره

48:00.138 --> 48:15.138
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.