﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:01.550
نخست وزير و من

00:05.720 --> 00:07.140
. . نام داجونگ " ؛ "

00:07.140 --> 00:09.510
« قسمت چهارم »

00:09.510 --> 00:11.270
. مجبوري باهام ازدواج کني

00:11.270 --> 00:14.240
ازدواج ؟

00:14.240 --> 00:17.810
پس داري ميگي راستکي باهام ازدواج مي کني ؟

00:17.810 --> 00:21.770
چي داري ميگي ؟
. خودت پيشنهادِ ازدواج قرارداديُ دادي

00:21.770 --> 00:24.450
. منظورم اينه که پيشنهادتُ قبول مي کنم

00:24.450 --> 00:26.620
. . حرفم اينه که

00:26.620 --> 00:30.130
نمي فهمم چي شد که يهويي . .
. داري اين کارُ مي کني

00:32.710 --> 00:34.200
. من خودم حقيقتشُ ميگم

00:34.200 --> 00:37.620
اون دفعه که گفتم
. . بيا ازدواج کنيم " ؛ "

00:37.620 --> 00:39.780
راستشُ بخواي ؛ . .
. بخاطر بابام بود

00:39.780 --> 00:41.590
. خبرشُ دارم

00:42.060 --> 00:44.930
. درجريانشم که پدرت مريضه

00:47.100 --> 00:51.280
بخاطر همينه که الان گفتي بيا ازدواج کنيم ؟

00:51.280 --> 00:53.680
واسه اينکه رقت انگيز بودم و
دلت برام سوخته ؟

00:54.730 --> 00:57.170
اگه بخاطر اين چيزاس که
. خب ؛ لازم نيس اينکارُ بکني

00:57.170 --> 01:00.620
اونشب ؛
. عقلم سرِ جاش نبود

01:00.620 --> 01:02.540
. الان روبراهم

01:02.540 --> 01:04.320
. . فعلا ؛ فقط ميخوام کنار بابام باشم و

01:04.320 --> 01:06.600
. موضوع اين نيست که دلم برات سوخته باشه

01:07.080 --> 01:10.460
دليلش اينه که مي خوام
. به روش خودم مسئوليت بعهده بگيرم

01:10.950 --> 01:15.420
. تو ؛ بخاطر پدرت ازدواجُ قبول کن
. منم واسه خاطر خودم

01:16.080 --> 01:17.740
. . همينطور

01:17.740 --> 01:21.860
نمي دونم چرا ؛ . .
. اما " مانسه " خيلي دوسِت داره

01:22.530 --> 01:24.050
چطوره ؟

01:24.050 --> 01:27.760
بنظرت به اندازه ي کافي براي
قبول قراردادِ ازدواج دليل نداريم ؟

01:28.180 --> 01:29.890
. . نه . . يعني

01:30.580 --> 01:32.450
. . بازم آخه . . اينقدر يهويي . .

01:32.450 --> 01:34.170
. براي شوکه شدن وقت نداريم

01:34.170 --> 01:36.380
. پس ؛ تصميمتُ بگير

01:36.450 --> 01:41.250
ازدواج ميکني يا نه ؟

01:50.190 --> 01:51.890
منظورت از جدايي چيه ؟

01:51.910 --> 01:54.040
آخه چرا ؟

01:54.040 --> 01:57.140
. . وقتي ديدم خبر ازدواجتُ علني کردي

01:57.160 --> 02:01.450
. گفتم بياي اينجا که بهت تبريک بگم . .

02:01.450 --> 02:04.160
. . نمي دونم اين شايعه رو ازکجا شنيدين

02:04.160 --> 02:06.400
. اما حقيقت نداره . .

02:07.330 --> 02:09.150
. حتما رسما اعلام ميکنم که شايعه دروغ بوده

02:09.150 --> 02:10.830
. . من

02:10.830 --> 02:14.280
 اصلا قصد و نيتي ندارم که . .
. تو زندگي خصوصيت دخالت کنم

02:14.280 --> 02:16.460
. . همين الانشم مردم از کار افتاده صدام مي کنن

02:16.460 --> 02:19.590
و اگه بهانه اي دستشون بياد و هياهويِ ديگه اي
. . بابت مشکلات نخست وزير به پا بشه

02:21.180 --> 02:23.310
. . خب . .
. اونوقت اوضاع بدجوري بهم مي ريزه

02:23.310 --> 02:27.160
. بهرحال که ديگه تصميمتُ گرفتي

02:27.160 --> 02:31.000
اگر بيش از اين بخوام درموردش حرف بزنم
. اينطوري با اين وضع بعدا باعث نگرانيمون ميشه

02:43.260 --> 02:47.280
برنامه هاي ازدواجُ رسما به رسانه ها اعلام کردم و
. همينطور ورودِ خبرنگارا رو هم به اقامتگاهِتون ممنوع کردم

02:47.280 --> 02:49.560
. . همينطور رسما به اطلاع تمام بخش ها رسوندم

02:49.560 --> 02:52.150
. که هيچ نوع گل ؛ هديه يا پول دريافت نمي کنيد . .

02:52.150 --> 02:53.250
. خسته نباشي

02:53.250 --> 02:55.130
. . نخست وزير . . من

02:55.130 --> 02:58.810
بنظرم هنوزم اين ازدواج راهِ حل مناسبي
. براي حل مشکلاتِتون نيست

02:58.810 --> 03:00.030
. . چرا اين انتخابُ کردين تا

03:00.030 --> 03:03.730
اگر بخواي اينطور بهش نگاه کني ؛
. از همون اولشم انتخاب اشتباهي بود

03:06.930 --> 03:09.620
. بنظرِ خودمَم انتخاب ايده آلي نيست

03:09.620 --> 03:14.270
اما ؛ بهترين انتخابِ سياسي ايه
. . که درحالِ حاضر مي تونم

03:15.113 --> 03:18.040
. . براي کشور ؛ اون دختر . .

03:19.190 --> 03:21.390
. و همه داشته باشم . .

03:21.390 --> 03:24.550
گفته بوديد هرگز تسليم انتخاب هايي که
. . فقط از جنبه ي سياسي مفيد باشن

03:24.550 --> 03:26.190
و با تمام وجود . .
. باهاشون موافق نباشيد نميشين

03:26.190 --> 03:28.030
. آره گفتم

03:29.810 --> 03:34.090
الانم فکر کنم با اين وضع ؛
. يه روزي مجبورم بهاي انتخاب امروزمُ بپردازم

03:35.750 --> 03:38.560
اما الان ؛
. . ديگه حرفامُ زدم و

03:40.640 --> 03:43.670
. نمي تونم گفته ي خودمُ عوض کنم . .

03:52.040 --> 03:55.290
. تقصيرِ منه
. . اون روز

03:55.290 --> 03:57.350
اگر دخالت نکرده بودم ؛ . .
. کار به اينجاها نمي کِشيد

03:57.940 --> 04:00.390
. . اگر واقعا بابت اشتباهِت نادمي

04:00.390 --> 04:03.080
. . از امروز کارتُ درست انجام بده . .

04:03.080 --> 04:06.650
تا نخست وزير ديگه دوباره . .
. همچين اشتباهيُ مرتکب نشه

04:06.650 --> 04:08.400
شيرفهم شدي ؟

04:08.820 --> 04:10.720
. . منشي " سو " ؛

04:13.113 --> 04:15.370
روبراهين ؟ . .

04:19.890 --> 04:24.000
بهرحال يه ازدواج قرارداديه ؛
پس ؛ چه مشکلي ميتونم باهاش داشته باشم ؟

04:24.880 --> 04:26.310
چطور مگه ؟

04:26.310 --> 04:29.760
مگه خودت بابت چيزي نگراني رئيس " کانگ " ؟

04:30.840 --> 04:33.300
موضوع " نام داجونگِ"ـه ؟

04:34.600 --> 04:36.940
. مثل اينکه آره

04:45.200 --> 04:47.860
ميدونيد که فقط مهمان هاي ويژه
حق حضور تو مراسمُ دارن ؟ هان ؟

04:47.860 --> 04:50.390
اينم حتما ديگه ميدونيد که ورود هر نوع
دوربين به مراسم ممنوعه ؟ آره ؟

04:50.390 --> 04:52.230
. البته

04:52.230 --> 04:54.210
. . حتي اگر حرفشُ نميزدي هم

04:54.210 --> 04:57.960
بازم آخه چه لزومي داره که . .
! آدم باخودش دوربين ببره مراسم عروسي مردم

04:57.960 --> 05:00.610
. البته

05:00.610 --> 05:02.440
ببينم ؛ قرارداد نوشتيد ؟

05:02.440 --> 05:03.790
قرارداد ؟

05:03.790 --> 05:05.260
. ميدونستم اينطوري ميشه

05:05.260 --> 05:07.320
. همين انتظارُ هم از نونا " داجونگ"ـِمون داشتم

05:07.320 --> 05:10.040
مگه نمي دوني اين روزا ديگه حتي آدماي عاديَم
قبل از ازدواجشون قرارداد مي نويسن ؟

05:10.040 --> 05:13.630
ميدوني ؛ براي چيزايي مثل اينکه بعداز طلاق دارايي هاشونُ
. چطوري تقسيم کنن يا کي حق سرپرستي بچه ها رو داشته باشه

05:13.630 --> 05:18.090
تو اين دوره زمونه هم آدم نميشه فقط به ازدواجش
. باور داشته باشه ؛ بلکه فقط ميشه به قرارداد اعتماد کرد

05:18.420 --> 05:20.570
. . اگه از يه تخت استفاده کنيم

05:23.060 --> 05:26.810
خودت که ميدوني اگه مشترک باشه ؛ حتي اگه
خودمَم نخوام . . بعدش چه اتفاقي ميفته ؟ هان ؟

05:27.850 --> 05:31.660
بايد براي مراسم حاضر بشم
. بخاطر همين زودتر ميرم

05:31.660 --> 05:33.300
! ببخشيد ديگه

05:37.870 --> 05:41.130
! دختره ي خر
! مهم ترين چيزُ يادت رفت

05:41.940 --> 05:43.890
. . درسته

05:44.290 --> 05:46.710
. بايد قرارداد بنويسم . .

05:48.410 --> 05:49.270
قرارداد ؟

05:49.270 --> 05:52.380
خب ؛ ناسلامتي ازدواج قرارداديه ديگه ؛
. البته که بايد قراردادي هم وجود داشته باشه

05:53.070 --> 05:56.500
اونوقت ؛ اگه اتفاقايي که اينجا نوشتم
. . خداي نکرده يه روزي بيفتن

05:56.500 --> 05:58.290
. . واسه کم کردنِ سوء تفاهمايي که ممکنه پيش بيان . .

05:58.290 --> 06:02.030
و همينطور حفظِ حريم خصوصي . .
. اين قرارداد خيلي خيلي حياتيه

06:04.570 --> 06:06.680
خب ؟

06:06.680 --> 06:09.860
. برات مي خونمش

06:09.860 --> 06:12.130
. لطفا اگر خواستي چيزيُ عوض کني بهم بگو

06:12.130 --> 06:16.220
قراردادِ ازدواجِ " کُن يول " و " نام داجونگ " ؛
. . با شرايط زير اجرايي ميشود

06:16.740 --> 06:17.730
. . اول

06:17.730 --> 06:22.250
تماس بدني با همديگر ؛ خارج از انظار عمومي
. بطور مطلق ممنوع مي باشد

06:22.970 --> 06:24.150
. . دوم

06:24.150 --> 06:27.740
به وسيله ي استفاده از اتاق هاي مجزا از همديگر
. از زندگي و حريم خصوصي خويش دفاع ميکنيم

06:28.120 --> 06:29.320
. . سوم

06:29.320 --> 06:33.050
. توهين کلامي و خشونت کاملا ممنوع مي باشند

06:35.380 --> 06:36.920
. . چهارم

06:36.920 --> 06:41.210
موقع رفتار با پدر و مادر يا بچه هاي همديگر
. نهايت تلاش خالصانه ي خويش را بکار ميگيريم

06:42.560 --> 06:45.100
ساده ـس نه ؟

06:49.170 --> 06:51.390
! چطور تونستي پاره ـش کني ؟

06:51.390 --> 06:53.680
. قراردادُ اينطوري نمي نويسن

06:53.680 --> 06:57.490
مگه نشنيدي ميگن
چون به جهنم ميروي مَردانه رو " ؟ "

06:57.520 --> 06:59.990
. . پايه و اساسِ نوشتن يه قرارداد اينه که

06:59.990 --> 07:02.430
. اصول و شرايطِشُ درست بيان کني و بنويسي . .

07:03.113 --> 07:06.830
و براي اينکه همه چي درست باشه ؛
. . من ؛ " کُن يول " قول ميدم

07:06.830 --> 07:09.710
. " و تو " نام داجونگ " ميشي " متعهد . .

07:11.800 --> 07:12.820
چرا تايپ نمي کني ؟

07:12.820 --> 07:14.200
واسه چي من " متعهد " باشم ؟

07:14.200 --> 07:18.420
چونکه اوني که اول واسه ازدواج اونطوري
. ذوق مرگ شده بود خودت بودي

07:23.480 --> 07:27.630
دوره ي زماني قرارداد تا روزي خواهد بود
. که دوره ي من بعنوان نخست وزير به پايان ميرسه

07:27.680 --> 07:30.760
البته اگر اوضاع و احوال پيش بيني نشده اي
. . برامون پيش بياد

07:30.760 --> 07:33.340
اين دوره براساس موقعيت . .
. قابل اضافه شدن مي باشد

07:33.340 --> 07:35.790
اي بابا . . يعني چي ؟
چرا بايد اونطوري بشه حالا ؟

07:35.790 --> 07:38.090
ببينم ؛ مي خواي همينطوري وراجي کني ؟

07:38.510 --> 07:41.790
بخش اول ؛
. وظايف زن

07:41.790 --> 07:44.540
. . متعهد " ؛ دربرابر قول دهنده بايستي "

07:44.540 --> 07:48.610
موقع مراسم و رخدادهاي رسمي . .
. .  تماس بدني داشته باشد . البته بجز وقتي که

07:48.680 --> 07:52.200
مگه بهت نگفتم خميردندونُ از وسط تويوبِش فشار ندي ؟
ميدوني وقتي اينطوري ميکني چقدر برام سخت ميشه ؟

07:52.200 --> 07:54.180
! مهم نيس از کجا فشارِش بدي

07:54.180 --> 07:55.720
! خب از تهِش فشار بده بياد بالا مگه چي ميشه ؟

07:55.720 --> 07:57.120
چرا دستمال توالتُ به موقع عوض نکردي ؟

07:57.120 --> 08:00.140
اينقدر تنبلي ؟ اينقدر خنگي ؟
! بخاطر موهات بود که گفتم جارو بکِشي

08:00.140 --> 08:02.950
چرا جاروبرقي نمي زني ؟ اين لباسا چيه ؟
. تو خونه ي من از اين جور لباسا نپوش

08:02.950 --> 08:04.060
! بذار ببينم

08:04.060 --> 08:05.430
آخه چندبار تاحالا بهت گفتم
که از اين لباسا نپوشي ؟

08:05.430 --> 08:07.600
مگه لباسام چشونه ؟
مگه چه اشکالي داره ؟

08:10.000 --> 08:12.440
 حتي وقتي تو جاهاي عمومي
. . يا مراسم رسمي هم نباشيم

08:12.440 --> 08:14.780
تا جاييکه براي معتبر نگه داشتنِ . .
. . قرارداد لازم باشه

08:14.780 --> 08:17.430
بايستي درخواست هاي طرف مقابلُ . .
. بي چون و چرا انجام بدي

08:17.430 --> 08:19.670
 همين شرايط در مواقعي که هردو
. براي سفر به جايي ميريم لحاظ ميشن

08:22.860 --> 08:24.240
. لطفا خوب استراحت کنيد

08:24.240 --> 08:26.260
گرچه به زبون آوردن اين جمله دردناکه ؛
. . عليرغم استفاده از اتاق هاي مجزا

08:26.260 --> 08:28.570
. . اما براي جلوگيري از مشکوک شدن بقيه . .

08:28.570 --> 08:30.640
ممکنه بعضي اوقات مجبور بشيم . .
. يا لازم باشه از اتاق مشترک استفاده کنيم

08:30.680 --> 08:33.960
. البته خب ؛ براي تمام اين رفتارها حد و حدودي داريم

08:35.980 --> 08:37.320
چطور به خودت جرات دادي بدنمُ لمس کني ؟

08:37.320 --> 08:39.750
. . متعهد " ؛ تحتِ هيچ شرايطي نمي تواند "

08:39.750 --> 08:42.440
. آنگونه که دوست دارد بدنِ " قول دهنده " را لمس نمايد . .

08:42.440 --> 08:44.710
! برو برو

08:44.710 --> 08:46.010
! همينطور برو . . فکر نکن

08:46.010 --> 08:48.070
! آجوما . . اخم نکن لبخند بزن

08:49.030 --> 08:51.360
! آجوما . . مگه نگفتم گرسنه ام ؟

08:51.360 --> 08:53.370
! برو برو يالا برو

08:54.000 --> 08:55.390
. . نه . . آخه چرا

08:55.390 --> 08:58.290
فقط براي " زن " شرايط گذاشتي ؟ . .
پس بخشِ مردِش چي ميشه ؟

08:58.290 --> 09:00.420
. آه . . درسته . . يادم رفته بود

09:00.420 --> 09:01.360
. باشه

09:01.360 --> 09:04.900
. بخش بعدي
. " وظايف شوهر "

09:04.900 --> 09:07.260
. . در طولِ زمانِ قرارداد

09:07.260 --> 09:09.950
. شوهر بايستي با وفاداري تمام همکاري نمايد . .
. تمام

09:12.050 --> 09:13.530
همين ؟

09:13.530 --> 09:15.230
. آره . . همين

09:15.230 --> 09:17.010
نه بابا ؛
آخه چرا اينطوري ؟

09:17.010 --> 09:21.510
اينهمه واسه " زن " شرط و شروط گذاشتي
اونوقت به شوهر که رسيد فقط يکي ؟
! اصلا با عقل جوردرنمياد

09:21.510 --> 09:25.730
ببينم ؛ اگه يه وقت يه کار عجيب و غريبي
. . باهام کردي چي ؟ اگه از اون کارا

09:27.070 --> 09:29.300
. . مگه ديوونه بشم که جاي نگراني باشه

09:29.300 --> 09:32.800
. . نه اصلا . . حتي ديوونه هم که بشم . .

09:33.160 --> 09:35.850
. بازم اصلا و ابدا همچين موردي پيش نمياد . .

09:37.040 --> 09:39.070
. . يا شايدم

09:39.070 --> 09:42.890
ببينم ؛  . .
نکنه خودت فکراي عجيب غريبي برام داري ؟

09:42.890 --> 09:45.600
چي داري واسه خودت مي بافي ؟

09:45.600 --> 09:47.780
. پس . . مشکلي نداريم

09:50.290 --> 09:52.640
. . بايد مُهر

09:53.040 --> 09:55.350
يا اثر انگشتِتُ پاش بزني ؛ . .
. هرکدوم باشه فرقي نمي کنه

10:09.950 --> 10:12.580
! به گا رفتم

10:15.270 --> 10:18.910
. نمي دونم چرا دِلنگرانِ اين ازدواجم

10:19.870 --> 10:23.320
حالا چي ؟
. گفتم که يه حس بدي دارم

10:23.320 --> 10:27.450
. نخست وزير " کُن " واقعا داره با دختره ازدواج مي کنه
! ازدواج جونم

10:27.450 --> 10:31.100
حالا چه خاکي به سرَم بريزم ؟

10:31.100 --> 10:35.010
حالا دختره مياد تو جلسه هامون و
. خودشُ برام مي گيره

10:35.010 --> 10:37.080
. . اگر بهم نگفته بودي که حتما جدا ميشن

10:37.080 --> 10:41.100
پس چرا وقتي رفته بودي کيمچي درست کنيد
دعوا کردي ؟

10:42.030 --> 10:44.740
خبرداشتي ؟

10:44.740 --> 10:48.170
از قبل مي دونستي دخترَه رو ديدم ؟

10:48.170 --> 10:50.990
شنيدم همسرايِ کارمندا رو دعوت کردي
. که کيمچي درست کنيد

10:50.990 --> 10:53.950
ببينم ؛ مگه همسرايِ کارمندايِ وزارتخونه
پيشخدمتِ خصوصيتَن ؟

10:53.950 --> 10:56.650
تا کِي بايد داستان اين رفتارايِ مسخره اتُ بشنوم ؟

10:56.650 --> 11:01.410
آخه اونکارم نمي کردم ؛ پس چطوري بايد
هزارتا کلمُ کيمچي ميکردم ؟

11:01.410 --> 11:03.820
. . نخست وزير " کُن " ؛ -
. بسه -

11:04.540 --> 11:08.080
ع . . عسلم ؟
دوباره ميخواي تو اتاق مطالعه بخوابي ؟

11:08.080 --> 11:12.830
. عزيزم . . گفتم که اشتباه کردم

11:18.050 --> 11:23.170
کُن يول " ؛ " پس به خودت جرات دادي
که يه ازدواجُ برنامه ريزي کني ؟

11:26.460 --> 11:28.060
. باشه

11:28.060 --> 11:32.150
پس بذار يه هديه ي ازدواج درست و حسابي
. برات بفرستم

11:35.990 --> 11:38.970
آخرين مُدلِ محصوله ؛
. با بدنه ي پلاتيني

11:38.970 --> 11:41.710
. . همراه با دو قيراط الماسِ درخشان ؛ . .

11:41.710 --> 11:45.470
. که داخل جايي پنجه اي شکل کارشده . .

11:45.470 --> 11:48.960
. . اما ميگم . . قيافه اتون آشنا بنظر ميرسه

11:48.960 --> 11:51.050
. اِوا . . پس شناختيش

11:51.050 --> 11:55.010
. عروسِ آينده ي نخست وزيره ديگه
. از دوستايِ خيلي خيلي نزديکمه

11:55.010 --> 11:57.620
. . نزديک کيو چند . . اي بابا

11:57.620 --> 11:59.200
. . قيمتش

11:59.200 --> 12:00.290
! بيست هزار دلار

12:01.300 --> 12:04.410
. البته براي مشتري هاي معروفمون قيمت مخصوصي ميديم

12:04.410 --> 12:06.350
. آخه خانم " ووري " هم از مشتري هاي هميشگيمون هستن

12:06.350 --> 12:10.390
. خ . . خوب نيگاش کردم

12:10.390 --> 12:14.240
. ممنون
. اما پولِ خريدِ همچين حلقه ي گرونقيمتيُ ندارم

12:18.050 --> 12:21.660
چطور کارم به اينجاها کِشيد ؟

12:22.420 --> 12:26.250
چي شد به اين وضع غم انگيز گرفتار شدم ؟

12:48.950 --> 12:50.250
. قربان . . مشکلي پيش اومده

12:50.250 --> 12:53.410
درمورد بخش برنامه ريزي استراتژيک ؛ وزارتِ دارايي
. اصلاحيه ي بودجه اي که خواسته بوديمُ رَد کرده

12:53.410 --> 12:54.240
يعني چي ؟

12:54.240 --> 12:59.410
ظاهرا ؛ وزير " پارک جونگي " به بخشِ مسئول
. اعلام کرده که با همون بودجه ي سابق ادامه بدن

13:01.040 --> 13:04.410
وزير " پارک"ـو همين الان
. خبرش کن بياد دفترم

13:12.290 --> 13:13.750
. . بخاطر اين گفتم امروز بياي که

13:13.750 --> 13:16.690
. خودم دليلشُ ميدونم
. موضوع اون اصلاحيه ي بودجه ـس

13:16.690 --> 13:20.820
اگه ميدوني ؛
. پس ديگه لازم نيس برات توضيح بدم

13:20.820 --> 13:25.130
از طرف دفتر نخست وزيري به وزارت دارايي
. اعلام کرديم که بودجه رو اصلاح کنن

13:25.130 --> 13:26.290
. اما بعدش هيچ تغييري حاصل نشده

13:26.290 --> 13:28.860
. . لابد جناب نخست وزير درجريان نيستن که

13:28.860 --> 13:32.550
اون بودجه براساس عوايدِ تمامِ . .
. دفاتر مهم برنامه ريزي شده بود

13:32.550 --> 13:35.120
درنتيجه پولي باقي نمي مونه که وزارت دارايي
. بخواد براساسِش بودجه ي خاصيُ افزايش بده

13:35.120 --> 13:37.820
همينطوريشم براي پخش عادلانه ي بودجه
. بين وزارت خانه ها مشکل داريم

13:37.820 --> 13:40.400
. که اينطور

13:41.250 --> 13:45.510
خب اگر خودم بتونم بودجه ي موردنظرُ
به طريقي فراهم کنم چي ؟

13:48.440 --> 13:52.030
مگر نقش نخست وزير اين نيست که
راهنمايي و مشاوره کنه ؟

13:52.030 --> 13:56.170
حالا اينکه راهنمايي ايشون قبول بشه يا نه ؛ چيزيه که
. به دفاتر وزراي مربوطه ؛ مثل خودم مربوط ميشه

13:56.170 --> 13:58.810
. اتفاقا کاملا متوجه منظورتون هستم

13:58.810 --> 14:01.910
. با اين وضع نميشه بودجه رو براي کنگره بفرستيم

14:01.910 --> 14:04.580
منظور ؟

14:05.660 --> 14:07.830
لطفا تجديدنظر کنيد و
. از نو همه چيُ مدون کنيد

14:07.830 --> 14:12.580
. اين درخواست نيست . . دستوره

14:15.450 --> 14:18.390
. باشه . . فهميدم

14:19.130 --> 14:24.330
. راستي . . داشت يادم ميرفت تبريک بگم
شنيدم داريد تجديدفراش مي فرماييد . . درسته ؟

14:25.210 --> 14:28.160
منتها ؛ وضع و حالِتون به عنوانِ مردي که
. تازه ازدواج کرده ؛ يمقدار ناراحت نشده ميده

14:28.160 --> 14:33.320
اما وقتي با " نايونگ " ازدواج کرديد ؛
. خيلي خوشحال بوديد

15:25.550 --> 15:27.710
. بيا تو

15:32.550 --> 15:36.290
. نام داجونگ " داره ميرسه "

15:40.660 --> 15:45.530
زني که قراره باهاش ازدواج کنم
. همراهِ پدرش دارن ميان

15:45.530 --> 15:48.280
لطفا مراقب رفتارتون باشيد ؛
خب ؟

15:48.280 --> 15:52.750
همه بايد اون آجوما رو مادر صدا کنيم ؟

15:56.940 --> 16:00.890
. لازم . . مجبور نيستيد

16:18.670 --> 16:22.360
. معذرت ميخوام که مجبور شديد اينجا بياين
. بنده " کُن يول " هستم

16:22.360 --> 16:24.360
. اي واي . . نه . . اين چه حرفيه

16:24.360 --> 16:29.090
بخاطر خدمتي که به کشور ميکني ؛ هرچي هم باشه
. ولو بزرگتر باشم ؛ من بايد ديدنت بيام

16:29.090 --> 16:33.840
اي واي ؛ حالا که خارج از تلويزيون
. . داماد " کُن "ـو مي بينم . . خيلي

16:33.840 --> 16:38.113
جذابي . . مگه نه ؟ . .

16:38.113 --> 16:44.050
اجازه بدين بقيه رو معرفي کنم . اين دو نفر
. کارمندايِ خاصمَن که درست مثل خانواده ام مي مونن

16:44.900 --> 16:47.950
! خدا قوت

16:47.950 --> 16:52.220
. اينا هم بچه هامَن

16:54.050 --> 16:55.830
. بايد خودتونُ معرفي کنيد

16:55.830 --> 16:57.190
. من " کُن ووريَ"ـم

16:57.190 --> 16:58.500
. " کُن نارا "

16:58.500 --> 17:01.330
. " منم " کُن مانسه

17:01.330 --> 17:03.160
! " ميشه " ووري نارا مانسه "
« ميشه جمله ي : زنده باد کشورمون »

17:03.160 --> 17:07.440
آفرين ؛
. چقدرم زيبا اسم گذاري شدن

17:07.440 --> 17:09.270
! زنده باد جمهوري کُره

17:09.270 --> 17:10.720
. اينطور نيس

17:10.720 --> 17:14.210
! ميدونم ميدونم
! " زنده باد استقلال کره "

17:14.210 --> 17:20.140
راستي " داجونگ " ؛
کِي اين سه تا رو به دنيا آوردي ؟

17:20.870 --> 17:21.850
. . پدر

17:21.850 --> 17:25.760
! واي خداجون
خيلي بزرگ شدن . . کِي اينا رو به دنيا آوردي ؟

17:25.760 --> 17:28.380
. بيا اينجا . . چه بانمکن -
ميگين دچار " جنونِ"ـه ؟ -

17:28.380 --> 17:32.500
آره ؛
. از يه انيستيتويِ روان درماني آوردمشون

17:32.500 --> 17:35.330
يعني ممکنه ؟

17:35.330 --> 17:40.760
. نگهداري از پدرش بايد خيلي براش سخت باشه

17:47.360 --> 17:50.990
رئيس " کانگ " ؛ اصلاحيه ي بودجه رو
از وزارت دارايي گرفتي ؟

17:50.990 --> 17:53.850
نخست وزير ميخوان به محض اينکه ملاقات با
. پدر عروس به پايان ميرسه اونها رو ببينن

17:53.850 --> 17:56.680
. آره . . آوردمش

17:56.680 --> 18:00.910
. . منشي " سو " ؛ پدر خبرنگار " نام " ؛

18:01.550 --> 18:04.270
بيماره . . شما درجريان بوديد ؟ . .

18:04.270 --> 18:08.290
منظورت بيماري لاعلاجشِه ؟
. آره . . خبرشُ داشتم

18:08.290 --> 18:10.070
چطور مگه ؟

18:10.070 --> 18:12.910
بيماري لاعلاج ؟

18:15.460 --> 18:18.220
. . پدر و مادرم عُمرشونُ به شما دادن

18:18.220 --> 18:21.900
خواهر کوچيکه ـم هم . .
. همراهِ شوهرش " آمريکا " زندگي ميکنن

18:21.900 --> 18:26.520
بعلت مشکلات شخصي ؛
. احتمالا براشون مشکل باشه براي مراسم بيان

18:26.520 --> 18:33.380
چونکه الان تو رو دامادم ميدونم
. دارم اينُ بهت ميگم

18:33.380 --> 18:36.870
اولش خيلي
. " ازدستِت عصباني بودم نخست وزير " کُن

18:36.870 --> 18:39.500
بابا . . چي داري ميگي دوباره ؟

18:39.500 --> 18:42.510
. چيزي نيست
. لطفا هرطور تمايل دارين ادامه بدين

18:42.510 --> 18:44.970
. . داشتم ميگفتم

18:44.970 --> 18:47.070
. . آخه کدوم پدر / مادري حاضر ميشه

18:47.070 --> 18:52.260
دخترشو بفرسته خونه ي مردِ زن مُرده اي
که سه تا هم بچه داره ؟

18:53.080 --> 18:55.400
! بابا

18:55.400 --> 19:01.140
چي داري ميگي ؟ -
. تو همونجا بشين دخالت نکن -

19:01.150 --> 19:05.790
ثروت زيادي ندارم ؛
. . به جاهاي مهمي هم تو زندگيم نرسيدم

19:05.790 --> 19:10.500
اما با علاقه و محبت زيادي . .
. داجونگ"ـو بزرگ کردم "

19:10.500 --> 19:13.680
داجونگِ"ـمون "
. . که بي مادرم بزرگ شده

19:14.510 --> 19:16.930
. . داجونگِ"ـمونُ " . .

19:17.940 --> 19:23.830
اگر دخترمُ به گريه بندازي ؛ . .
! نميذارم از کارت قسِر دربري

19:23.830 --> 19:28.500
بابا . . اين چه حرفيه ؟

19:32.620 --> 19:35.250
. معذرت ميخوام

19:36.610 --> 19:39.480
. همينطور . . ازتون متشکرم

19:41.070 --> 19:46.780
ازتون ممنونم که دارين دختر باارزشتونُ
. به آدم دچار کمبودي مثل من ميدين

19:46.780 --> 19:52.490
. من کسي نيستم که قول بيهوده بده
. . حرف زدن که کاري نداره

19:52.490 --> 19:56.050
همينطور قول بيهوده دادن براي اينکه . .
. خوشبختش ميکنم . . من اينطور آدم نيستم

19:56.050 --> 20:00.480
اما ؛
. . تا زمانيکه همسرمِه

20:00.480 --> 20:05.550
هرگز موقعيتي پيش نخواهد اومد . .
. که " داجونگ " بخاطر من اشک بريزه

20:14.540 --> 20:17.310
. زياد صحبت کرديم
. بايد گرسنه باشيد

20:17.310 --> 20:19.070
بريم غذا بخوريم ؟

20:19.070 --> 20:20.700
. باشه

20:22.910 --> 20:25.260
شنيدم داري زنِ بابام ميشي ؟

20:25.260 --> 20:28.270
فکر کردي " مامان " صدات ميکنم ؟

20:28.270 --> 20:29.150
چي ؟

20:29.150 --> 20:33.380
تا وقتي يه ميليون قورباغه و لاکپشتِ کاغذي
. . برام درست کني

20:33.380 --> 20:35.900
. همينطور " آجوما " صدات ميکنم . .

20:37.160 --> 20:41.840
مانسه " ؛ لطفا در آينده "
. حسابي هوامُ داشته باش

20:44.830 --> 20:46.340
. . ووري " ؛ " نارا " ؛ "

20:46.340 --> 20:50.113
نمي دونم " مانسه " رو چيکارش کردي ؛ . .
. اما هرچي بوده رويِ ماها اثر نميکنه

20:50.113 --> 20:53.130
پس ؛
. حتي سعي نکن ادايِ " مامان"ـمونُ دربياري

20:53.130 --> 20:55.680
از ما هم انتظار نداشته باش
. . که مثل مادرمون باهات رفتار کنيم

20:55.680 --> 21:00.210
خلاصه اينکه ؛
. داريم بهت ميگيم بايد خوب حواستُ جمع کني

21:00.210 --> 21:02.330
. ب . . چ . . ه . . ها

21:02.330 --> 21:04.690
داريد چکار ميکنيد ؟

21:07.450 --> 21:08.780
. بايد با پدربزرگ خداحافظي کنيد

21:08.780 --> 21:11.130
! چشم پدر

21:24.920 --> 21:28.470
. خوب بچه هامُ مي شناسم

21:28.470 --> 21:31.580
. خيلي مودبن

21:32.990 --> 21:34.640
چيه ؟

21:36.790 --> 21:40.370
. غصه نخور ؛ اذيتِت نمي کنن

21:43.420 --> 21:45.580
. نه . . اشتباهه

21:47.890 --> 21:50.500
اين خانواده چشونه ؟

21:52.050 --> 21:55.830
بندرگاهِ ملي گومچومان " ؟ "
اون که يه پروژه ي مليه . . درسته ؟

21:58.480 --> 22:01.830
اون وزارتخونه به مرور زمان دچار کمبود بودجه شده و همينطور
. با مشکل آلودگي محيط زيست بزرگي دست و پنجه نرم ميکنه

22:01.830 --> 22:04.530
اما با اون وضع ؛ اون وزارتخونه در بودجه ي پيشنهادي
. افزايش بودجه ي زياديُ دريافت نکرده

22:04.530 --> 22:06.290
. که اينطور

22:13.120 --> 22:15.740
حتي اگر بتونيم بخش اندکي از بودجه رو
. . هم اصلاح کنيم

22:15.740 --> 22:17.520
بنظرم بتونيم کمبود بودجه ي موردِ نظرِ . .
. وزارتِ داراييُ جبران کنيم

22:17.520 --> 22:21.620
اما ؛
. . مقاطعه کارِ اصلي بندرگاه مرکزي

22:21.620 --> 22:25.870
شرکتِ صنايع آبيِ ميونگ شيم ؛ . .
. از خويشاوندانِ وزير " پارک جونگيِ"ـه

22:29.440 --> 22:31.910
اول از همه ؛
. بايد نظر متخصصينُ بشنويم

22:31.910 --> 22:35.160
. بايد مطمئن بشيم که همين وضع به قطع وجود داره

22:35.160 --> 22:36.570
. . اه

22:38.270 --> 22:42.500
. پدرِ خبرنگار " نام " تماس گرفته بود

22:46.030 --> 22:48.620
. بعدا بهش زنگ مي زنم

22:49.650 --> 22:52.190
. اصلا درجريان بيماريش نبودم

22:52.190 --> 22:54.590
. بخاطر همينه که بار بيشتريُ رو قلبم حس ميکنم

22:56.790 --> 23:00.140
. . يعني اگر پدرش سالم بود

23:00.140 --> 23:04.450
اونوقت اين ازدواج . .
به اين آسونيا پا مي گرفت ؟

23:08.530 --> 23:13.330
. يه بار ازدواج کردم و بچه هم دارم

23:13.330 --> 23:18.300
حتما ترجيح ميداد دامادش . .
آدم مجردي مثل تو باشه . . مگه نه ؟

23:18.300 --> 23:20.470
اينطور نيست ؟

23:32.460 --> 23:34.113
. رنگ و رو رفته ـس

23:35.490 --> 23:38.700
بهترين از اين نتونستي پيداکني ؟

23:40.090 --> 23:43.390
اينقدر بده ؟
. فکر ميکردم خوب باشه

23:43.390 --> 23:46.860
. مهم نيس تو چي دوس داشته باشي

23:46.860 --> 23:50.610
. مهم اينه که به نخست وزير بخوره

23:50.610 --> 23:53.440
. اين نه
يه لباسي که متفاوت تر باشه ندارين ؟

24:15.140 --> 24:19.040
. اين عکس . . بگو که تو نيستي

24:19.040 --> 24:25.050
بگو اين دختري که دنبال خريدِ حلقه ي
بيست هزار دلاري رفته تو نيستي . . آره ؟

24:25.050 --> 24:27.370
. راستشُ بگو

24:27.370 --> 24:30.810
. آره . . منم

24:30.810 --> 24:35.580
همينطور داشتم ميگشتم . . اما بهرحال هيچ وقت پولِ
. خريدِ همچين حلقه ي گرون قيمتيُ ندارم

24:38.930 --> 24:41.800
فکر کردي مسخره بازيه ؟

24:41.800 --> 24:44.810
! پونزده هزارتا گزارش ازت چاپ شده
! پونزده هزارتا

24:44.810 --> 24:48.480
. رئيس " سو " داره سعي ميکنه جلويِ چاپشونُ بگيره
! آخه چه فکري ميکردي ؟

24:48.480 --> 24:52.720
. نه بابا . . واقعا فقط داشتم مغازه ها رو مي گشتم

24:52.720 --> 24:54.550
يعني حق ندارم ويترين مغازه ها رو هم نگاه کنم ؟

24:54.550 --> 24:56.310
. . حتي ازدواج قرارداديم باشه

24:56.310 --> 24:58.730
مي خواستي همه چيش تمام و کمال باشه ؛ . .
آره ؟

24:58.730 --> 25:01.410
. . موضوع اين نيس

25:01.410 --> 25:03.480
. . نه . .

25:03.480 --> 25:06.430
چيه مگه ؟ اونکارم نميشه بکنم ؟
. خب ؛ بالاخره منم يه زنِ عاديم ديگه

25:06.430 --> 25:11.600
يعني اجازه ندارم سالن عروسي و حلقه و لباس عروس
و اين جور چيزا رو هم خودم انتخاب کنم ؟

25:11.600 --> 25:16.560
پس . . ميخواستي مثل سيندرلا رفتار کني ؟

25:16.560 --> 25:19.300
سيندرلا " ؟ "

25:19.300 --> 25:21.770
الان ازم پرسيدي که
ميخواستم مثل سيندرلا رفتار کنم " ؟ "

25:21.770 --> 25:23.230
پس . . نمي خواستي ؟

25:23.230 --> 25:27.590
اگر اينطور نيست ؛
پس چرا همچين عکسيُ گرفتي ؟

25:27.590 --> 25:29.640
. بذار يه سئوالي ازت بپرسم

25:29.640 --> 25:31.530
آخه کجاي زمين
سيندرلا ! اينطوريه ؟

25:31.530 --> 25:35.450
اين به اصطلاح شاهزاده امون که همه اش داره
. سرم نق ميزنه ؛ پيشخدمتا هم که دائم اذيتم ميکنن

25:35.450 --> 25:37.290
آخه اين ديگه چه جور سيندرلاييه ؟

25:37.290 --> 25:39.300
! هيچ سيندرلايي اينقدر نفرت هديه نمي گيره

25:39.300 --> 25:41.960
. خودت خواستي ازدواج کنيم
يادت رفته ؟

25:41.960 --> 25:46.130
. منم اندازه ي خودت نمي خوام اين ازدواجُ انجام بدم

25:46.130 --> 25:47.730
چي ؟

25:49.780 --> 25:54.250
اصلا زبونم بند اومده . اگه از اول ميدونستم
. . که همچين زنِ رقت انگيزي هستي

25:54.250 --> 25:57.040
. هيچ وقت ازت درخواستِ ازدواج نمي کردم

25:57.040 --> 25:58.890
! باشه  . . پس بيا ازدواجُ بيخيال بشيم

25:58.890 --> 26:03.790
بيا بهم بزنيم بره . . بالاخره مردِ بزرگي مثلِ
جناب نخست وزير هرکاري ازش برمياد ديگه . . هان ؟

26:03.790 --> 26:05.410
تموم شد ؟

26:05.410 --> 26:07.200
! واقعا مي خواي قرارداد ازدواجُ باطل کني ؟

26:07.200 --> 26:10.130
! آره ! بيا همينکارُ بکنيم
! بيا باطلِش کنيم بره

26:13.020 --> 26:14.030
چي ؟

26:14.030 --> 26:16.640
. پروفسور " کيم " تشريف آوردن

26:16.640 --> 26:18.480
. بگو بيان داخل

26:21.520 --> 26:23.860
. نريا . . وايسا کارت دارم

26:23.860 --> 26:25.510
. بايد نتيجه گيري کنيم

26:25.510 --> 26:27.290
! اين دستوره
! شيرفهم شدي ؟

26:27.290 --> 26:29.540
. . غمِت نباشه

26:29.540 --> 26:32.750
حالا فکر کردي بگي " دستوره " هُل برم ميداره
و ازت ميترسم ؟

26:41.770 --> 26:45.060
فکر کرده کيه که پاشده اومده اينجا ؟

26:45.060 --> 26:48.220
! امروز حاليش ميکنم دنيا دستِ کيه

26:54.670 --> 26:58.450
! دستوره ! شيرفهم شدي " ؟ "

26:58.450 --> 27:00.140
! دستورت به کونم

27:00.140 --> 27:03.370
. اونم نمي گفت عمرا ميرفتم

27:03.370 --> 27:05.840
. امروز بايد همه چيُ تموم کنم بره

27:14.750 --> 27:16.910
چي شده ؟

27:18.000 --> 27:20.920
! اي واي . . اين ديگه چيه ؟

27:21.990 --> 27:23.830
! چه خاکي به سرم بريزم ؟

27:23.830 --> 27:27.900
! چسبِ فوري . . حالشُ ببر

27:32.060 --> 27:34.660
مي بينيد ؟ آب اينقدر گِل آلوده که
. حتي دستمُ نمي بينم

27:34.660 --> 27:38.170
. بويِ خيلي بدي هم ميده -
. نشون ميده مشکل جدي اي داريم -

27:38.170 --> 27:42.480
. درصدِ هردويِ " بي.او.دي " و " سي.او.دي " بشدت بالاس

27:42.480 --> 27:45.180
. فکر کنم بايد يه سر تا اونجا برم

27:45.180 --> 27:47.560
رئيس " کانگ " ؟ -
. بله -

27:47.560 --> 27:50.140
. فورا هيلکوپترُ حاضر کن

27:51.490 --> 27:55.200
واقعا اينجا چه خبره ؟

27:55.200 --> 27:57.340
هرکسي اينکارُ کرده ؛
! بايد بدونه که نميتونه راحت قسِر دربره

27:57.340 --> 28:00.220
آخ آخ . . چي شده ؟

28:00.220 --> 28:04.340
! حالا چيکارش کنيم ؟
! فکر نکنم جدا بشه

28:04.340 --> 28:05.500
. . تو . . يعني

28:05.500 --> 28:08.970
! بهت هشدار داده بودم

28:10.370 --> 28:13.170
. . اون بچه . . واقعا

28:17.860 --> 28:19.430
! داغه

28:22.600 --> 28:24.740
. . ميگم

28:24.740 --> 28:26.260
بنظرت دستام جدا ميشن ؟ . .

28:26.260 --> 28:29.113
. به وقتش آره

28:29.113 --> 28:31.370
. فکر کنم الان از نيم ساعتم بيشتر شده

28:31.370 --> 28:32.910
نبايد بيمارستان برم ؟

28:32.910 --> 28:35.880
فکر کردي به اين راحتيا جدا ميشه ؟

28:37.340 --> 28:40.960
! جدا شدن

28:40.960 --> 28:45.420
موندم نخست وزيرمون چه فکري ميکرده
! که همچين همسريُ انتخاب کرده

28:48.720 --> 28:53.290
آق نُخُس وزير ؛
تا کِي بايس منتظر بمونم ؟

28:53.290 --> 28:55.470
! اصلا صبروتحمل حاليش نميشه

28:55.470 --> 28:59.670
الان ميرم دستشويي دستامُ ميشورم و ميام ؛
. پس . . يکم صبرکن

29:02.690 --> 29:05.260
آتيشي شدي ؟ هان ؟

29:05.260 --> 29:07.500
. هر روز ؛ فقط هر غلطي خودش بخواد ميکنه

29:09.820 --> 29:11.970
گفت " دستشويي " ؟

29:16.050 --> 29:19.340
. . نخست وزير . . نه

29:19.340 --> 29:22.310
چکار ميکني ؟

29:26.510 --> 29:28.490
چي داره ميشه ؟

29:42.980 --> 29:44.940
چسب فوري " ؟ "

29:44.940 --> 29:47.540
. . چطوري آخه

29:47.540 --> 29:50.320
کار کيه ؟

29:50.320 --> 29:53.570
کُن ووري " ؟ "
کُن نارا " ؟ "

29:53.570 --> 29:55.260
کُن مانسه " ؟ "

29:55.260 --> 29:59.510
يعني کي ميتونه باشه ؟
. . منم مطمئن نيستم

29:59.510 --> 30:02.130
. نميذارم اون سه تا قسر دربرن

30:03.490 --> 30:05.310
! اصلا همه اش تقصير توئه

30:05.310 --> 30:08.600
چي ؟ -
چرا تا دستشويي دنبالم اومدي که الان مثل دلقکا بشم ؟ -

30:08.600 --> 30:11.980
! من خودمَم الان تو مايه هايِ ي پشيمونيم
. . اگر سرِ جام مي موندم

30:11.980 --> 30:14.440
بجاي اينطوري که الان هستي
! شبيهِ وقتي ميشدي که مردم دعا مي کنن

30:14.440 --> 30:15.690
چي ؟

30:15.690 --> 30:17.800
رئيس " کانگ " ؛
نمي توني يه کاريش بکني ؟

30:17.800 --> 30:20.750
! آخ ! ببينم ؛ تو حاليت نميشه ؟
! فقط بايد دستاتُ تو آب نگه داري

30:20.840 --> 30:21.330
. . واقعا که

30:21.330 --> 30:23.380
ميگن اگه از مايعِ خنثي کننده استفاده کنيم
. . چسب از بين ميره . . اما

30:23.380 --> 30:27.780
. اينطوري بهتر از بازار رفتنه . .
. ميگن 30 دقيقه اي از بين ميره

30:28.680 --> 30:30.450
. پرواز هيلکوپترُ 30 دقيقه عقب بنداز

30:30.450 --> 30:35.900
پس بايد جلسه ي امشب
. با سفير آمريکا رو کنسل کنيم

30:35.900 --> 30:38.360
. . اون که مشکل ميشه

30:42.400 --> 30:44.260
الو ؟
. منم

30:45.280 --> 30:47.980
. باشه . . فهميدم

30:47.980 --> 30:51.470
. جناب نخست وزير ؛ هليکوپتر رسيده

30:52.220 --> 30:56.430
اگر نمي خواين قرار ناهارُ کنسل کنين ؛
. بايد همين الان حرکت کنيد

31:07.310 --> 31:08.030
! تند راه بيا

31:08.030 --> 31:09.410
. . آخه بخاطر باد . . دامنَم

31:09.410 --> 31:10.840
. . تو هم که صدتا بهانه مياري . .

31:10.840 --> 31:13.860
. بايد خيلي دوسِش داشته باشه

31:13.860 --> 31:15.490
اما . . الان دارن کجا ميرن ؟

31:15.490 --> 31:18.830
. قرار نيست بازي کنيم . . فقط دنبالم بيا

31:25.360 --> 31:27.720
داري چکار ميکني ؟
نمي خواي درست بشيني ؟

31:27.720 --> 31:29.810
. ببخشيد

31:34.600 --> 31:37.900
رئيس " کانگ " ؛ بمحض اينکه رسيديم ؛
. مطمئن شو که برامون حلال حاضر کرده باشن

31:37.900 --> 31:40.260
. قبلا بهش رسيدگي کردم

32:04.840 --> 32:07.140
هيچ مورد غيرمعمولي
. درمورد حرکات نخست وزير ديده نميشه

32:07.140 --> 32:10.610
اين فرصتيه که برامون پيش اومده ؛ بايد از اين زمان که
. داره براي مراسمِ عروسيش حاضر ميشه استفاده کنيم

32:10.610 --> 32:13.460
. " رفته " گيوم چونمان
. ظاهرا تازه حرکت کرده

32:13.460 --> 32:16.880
چي ؟
اونجا چرا . . ؟

32:17.620 --> 32:18.430
. . غيرممکنه

32:18.430 --> 32:21.070
. بودجه اي که حساب شده قطعي نيست

32:21.070 --> 32:23.730
. به صنايع آب " ميونگ شيم " اطلاع بده

32:23.730 --> 32:25.880
. بله . . متوجهم

32:28.290 --> 32:32.710
کُن يول " ؛ "
نمي خواي تسليم بشي ؟

32:40.510 --> 32:43.050
! نخست وزير
! تلفنت زنگ ميزنه

32:43.050 --> 32:43.780
چي گفتي ؟

32:43.780 --> 32:46.590
! تلفنت زنگ ميخوره

32:55.020 --> 32:57.320
. بيارش بيرون

32:57.320 --> 32:59.550
! سعي کن بياريش بيرون

33:12.420 --> 33:13.560
. لمسِش کن

33:13.560 --> 33:14.950
چي ؟

33:14.950 --> 33:17.810
. دارم بهت ميگم گوشيُ جواب بدي
بلد نيستي چطوري با انگشتِت جواب بدي ؟

33:21.480 --> 33:23.720
چي شده منشي " سو " ؟

33:23.720 --> 33:27.890
نخست وزير ؛ تماس گرفتم چونکه
. بايد يه گزارشيُ بهتون ميدادم

33:27.890 --> 33:30.340
چي ؟

33:30.340 --> 33:33.730
الو ؟
موضوع چيه منشي " سو  " ؟

33:34.440 --> 33:36.150
! دوباره بگو

33:36.150 --> 33:37.980
! " منشي " سو

33:39.290 --> 33:42.820
! نام داجونگ " . . تکون نخور "

33:43.480 --> 33:46.280
نام داجونگ " ؟ "

33:46.280 --> 33:49.380
نخست وزير ؛
نام داجونگ " اونجا چکار ميکنه ؟ "

33:49.380 --> 33:52.760
. سروصدا خيلي زياده ؛ چيزي نمي شنوم
الو ؟

33:52.760 --> 33:55.790
منشي " سو " ؟
. وقتي فرود اومديم تماس مي گيرم

33:55.790 --> 33:58.113
! الان دارم قطع ميکنم

33:58.113 --> 33:59.820
. قطعِش کن

34:03.600 --> 34:06.160
. واقعاکه

34:06.160 --> 34:08.470
ببينم ؛ مادرزادي اينقدر خنگي تو ؟

34:08.470 --> 34:11.750
خب ؛ تو که هشدار ندادي داري دولا ميشي ؛
بايد مثلا چيکار ميکردم ؟

34:13.720 --> 34:17.160
! واقعاکه
! . . من . . جدا

34:20.930 --> 34:22.830
. بذار سرجاش

34:22.830 --> 34:25.060
! بذارش تو جيبم

34:27.370 --> 34:29.390
! اونجا که زير بغلمه
! بذارش تو جيبم

34:29.390 --> 34:31.810
! نميتونم چيزي ببينم

34:35.600 --> 34:37.670
هنوز نرسيديم ؟

34:40.810 --> 34:43.980
اون زنيکه واسه چي دنبالش رفته ؟

35:06.900 --> 35:10.900
من اول پياده ميشم ؛
. پس به دقت دنبالم بيا

35:20.020 --> 35:22.540
همينطور ميخواي اونجا وايسي ؟

35:22.540 --> 35:24.250
. نه

35:29.890 --> 35:31.620
! اي واي

35:31.620 --> 35:33.530
. خواهش ميکنم

35:35.530 --> 35:37.610
حلالِ چسبُ حاضر کردي ؟

35:39.780 --> 35:41.790
. " منشي " سو

35:52.400 --> 35:55.640
مي بينم يکشنبه ها هم کار ميکنيد ؛
نخست وزير ديگه زيادي به خودش سخت نمي گيره ؟

35:55.640 --> 35:57.880
همونطور که خودتونم گفتيد ؛
منم ازتون مي پرسم که يکشنبه اينجا چکار ميکنيد ؟

35:57.880 --> 36:01.630
خب ؛
. منم بخاطر نخست وزير اومدم

36:01.630 --> 36:04.650
دارم جون ميکنم تا براي اصلاحيه ي بودجه
. منابع جور کنم

36:04.650 --> 36:09.700
اما چطوره که نخست وزير همه ي کارا رو رويِ سر شما
ريخته و خودش داره روي آماده کردن مراسمِش کار ميکنه ؟

36:09.700 --> 36:11.600
چطور ممکنه ؟

36:11.600 --> 36:14.790
ايشون ؛ فقط وقتي منزل تشريف دارن
. به کارهاي غيررسميشون ميرسن

36:14.790 --> 36:17.570
. . که فرموديد " کارهاي غيررسمي " ؛

36:17.570 --> 36:20.780
يعني چي ميتونه باشه ؟
! خيلي کنجکاوم

36:20.780 --> 36:23.680
اگر حرف ديگه اي ندارين
. مرخص ميشم

36:23.680 --> 36:25.830
. دارم

36:25.830 --> 36:27.930
. . اه

36:27.930 --> 36:33.150
ظاهرا ميخوايد ازم بپرسيد مشکلي با
ازدواج نخست وزير دارم يا نه ؟

36:33.150 --> 36:34.510
. . اگر اين سئوالتونه

36:34.510 --> 36:37.113
مشکلي ندارين ؟

36:37.113 --> 36:41.610
يعني واقعا مشکلي بااينکه " کُن يول " ؛
داره با اون دختر ازدواج ميکنه نداريد ؟

36:41.610 --> 36:44.130
دنبال شنيدن چه جور جوابي هستيد ؟

36:44.130 --> 36:48.600
مثلا بگم : سخته ؛ دارم شکنجه ميشم ؛ عصبانيم ؛
حس ميکنم دارم جون ميدم ؟

36:48.600 --> 36:53.010
اما شرمنده . . چيکار کنم ؟
. هيچ احساس خاصي ندارم

36:53.010 --> 36:56.740
اگر حرفاتون تموم شدن ؛
. با اجازه

37:02.250 --> 37:03.990
پس هيچ احساس خاصي نداري ؟

37:03.990 --> 37:06.190
. گزارشُ نشونم بديد

37:06.190 --> 37:11.750
اه . . پس نخست وزير بودنم
. . همچينا کار آسوني نيس

37:11.750 --> 37:15.270
انتظار کِشيدن سخه . . نه ؟
. يکم ديگه تحمل کنيد بزودي راه ميفتيم

37:15.270 --> 37:18.660
. من خوبم
. نگران نباشيد

37:20.520 --> 37:22.720
. . ببخشيد -
. . خبرنگار " نام " ؛ -

37:23.640 --> 37:26.240
. اول شما بگيد

37:26.240 --> 37:28.740
. معذرت ميخوام

37:28.740 --> 37:32.090
. بايد موضوع پدرتونُ بهم مي گفتيد

37:32.910 --> 37:36.280
. . حتي نمي دونستم

37:36.280 --> 37:39.113
. مي دونستم حرفشُ مي زنيد

37:39.113 --> 37:43.130
. مشخصا سوء تفاهم بوده
. هيچ دليلي براي معذرت خواهي وجود نداره

37:43.130 --> 37:47.630
يعني ؛ مي تونيد حرفايي که زدمُ فراموش کنيد ؟

37:47.630 --> 37:51.360
! " البته "
فکر ميکردي همينُ بگم ؛ آره ؟

37:53.410 --> 37:55.710
. نخير جونم ؛ چاپلوسي خالي فايده نداره

37:55.710 --> 37:58.160
پس . . چکار کنم ؟

37:58.160 --> 38:02.270
چکار کنم که بانوي گرامي
عذرخواهي اين حقيرُ بپذيرن ؟

38:07.780 --> 38:12.020
. حرفاي نخست وزيرُ شنيدم
. . درمورد ازدواج

38:12.020 --> 38:14.460
واقعا مي خوايد بي خيالِش بشيد ؟ . .

38:18.140 --> 38:23.350
. حقيقتش . . مطمئن نيستم

38:23.350 --> 38:26.880
. اگر ميشد که . . خودمَم ميخواستم باطلش کنم

38:26.880 --> 38:29.860
. اما . . منم نمي تونم اونکارُ بکنم

38:31.750 --> 38:36.430
اولش ؛
. بنظر منم ازدواج مسخره اي بود

38:36.430 --> 38:37.990
. . اما

38:38.870 --> 38:41.740
. . حالا که خوب بهش فکر ميکنم . .

38:41.740 --> 38:45.250
. کاملِ کاملم بد نيست . .

38:45.250 --> 38:46.870
چي ؟

38:48.510 --> 38:51.460
. بايد راهيُ انتخاب کنيد که قلبتون بهتون ميگه

38:51.460 --> 38:56.080
هرچي که باشه ؛
. هميشه کنارتون هستم

38:56.080 --> 38:57.590
. . رئيس " کانگ " ؛

38:57.590 --> 39:01.220
! نخست وزير -
! نخست وزير -

39:01.220 --> 39:03.250
. اي واي

39:10.210 --> 39:12.350
. . اي واي

39:12.350 --> 39:14.000
. اي واي

39:16.360 --> 39:19.050
دفعه ي اوليه که اينطوري شده ؟

39:21.100 --> 39:22.730
. چيزي نيست
. راحت صحبت کن

39:22.730 --> 39:24.580
. هر روز همينطوريه

39:24.580 --> 39:28.760
البته امروز چون قرار بود جناب نخست وزير
. تشريف بيارن يکم تميزش کرديم

39:31.160 --> 39:33.180
. يک هفته بهتون فرصت ميدم

39:33.180 --> 39:37.960
هر روز ؛ در يک ساعت مشخص ؛ با تاديه ي منبع اصلي
. درموردِ کيفيت و کميتِ جريان آب گزارش ميديد

39:37.960 --> 39:41.600
اما اگر ببينم وضعيت اونطوري که بايد
. . بهم گزارش نشده

39:41.600 --> 39:44.580
بدون شک اجازه نميدم مسئولين اون وضعيت
. راحت قسِر دربرن

39:44.580 --> 39:47.410
. نام داجونگ " . . بيا اينجا "

39:51.650 --> 39:53.680
. بيا اينا رو نگه دار

39:53.680 --> 39:55.560
چرا ؟

39:55.560 --> 39:57.490
. چونکه سوار هليکوپتر شدي

39:57.490 --> 40:02.300
وقتي سوار وسيله اي ميشي که با پولِ ماليات
. حرکت ميکنه ؛ بايد پولشُ هم بدي

40:02.300 --> 40:03.760
! بيا

40:06.340 --> 40:08.680
! نخست وزير

40:15.450 --> 40:19.950
از ماهي بگير تا پلانکتون و گل و حتي
. آشغالا نمونه گيري کردم

40:19.950 --> 40:22.750
. بذارش اونجا

40:25.920 --> 40:29.640
پس حالا ديگه سهمِ کرايه هليکوپترمُ دادم ديگه ؟
درسته ؟

40:29.640 --> 40:33.830
حرفي که قبلا داشتيم ميزديمُ
تموم کنيم ؟

40:33.830 --> 40:37.320
. . درموردِ خاتمه دادن به اين ازدواج

40:37.320 --> 40:40.250
تو هم همين احساسُ داري ؟ . .

40:47.770 --> 40:53.490
. ترسيده بودم

40:53.490 --> 40:56.380
. از ماجراي حلقه بعنوان بهانه استفاده کردم

40:56.380 --> 41:02.640
حقيقتشُ بخواي ؛
. بدجوري ترسيده بودم

41:02.640 --> 41:06.870
مسلما بخاطر پدرم
. . با ماجراي ازدواج موافقت کردم

41:06.870 --> 41:13.620
اما اينکه بعنوان همسر نخست وزير . .
. ادامه بدم . . باعث شد دستپاچه بشم

41:13.620 --> 41:17.750
با خودم گفتم ؛
يعني به دردِ اينکار ميخورم ؟

41:17.750 --> 41:20.390
. . اون فکرا

41:20.450 --> 41:23.890
. باعث شدن که بخوام از همه چي فرارکنم

41:27.170 --> 41:31.910
فکر نکنم اينجور احساساتُ درک کني ؛ درسته ؟

41:31.910 --> 41:36.140
چرا فکر کردي اين جور احساساتُ
درک نمي کنم ؟

41:36.140 --> 41:39.600
وقتي مجبور شدم دادستانيُ که فکر ميکردم
. . تا آخر عُمر حرفه ام ميمونه رو بذارم کنار

41:39.600 --> 41:42.280
. . وقتي واردِ عالم سياست شدم . .

41:42.280 --> 41:45.270
وقتي نامزد کنگره شدم و انتخاب شدم . .
. . و همينطور اونوقتي که فرماندار شدم

41:45.270 --> 41:48.570
. . و همينطور وقتي نخست وزير شدم . .

41:48.570 --> 41:55.430
در تمام اون لحظات ؛ چونکه تک تکِشون . .
. . برام ترسناک بودن

41:55.430 --> 42:01.210
. مي خواستم فرار کنم . .

42:01.210 --> 42:04.870
. هول برم داشته بود

42:04.870 --> 42:07.860
. . اما

42:07.860 --> 42:12.040
. . ترسيدن . .

42:12.050 --> 42:16.450
به اين معني نيست . .
. که بهانه اي براي فرارکردن داشته باشي

42:27.840 --> 42:34.180
اشکالي نداره خرابکاري کنم ؟

42:34.180 --> 42:40.510
يعني همين قدر که
فرار نکنم بسه ؟

42:40.510 --> 42:45.030
بجاش ؛
. تمام تلاشمُ ميکنم . سخت کار ميکنم

42:45.030 --> 42:48.920
. . خب ؛ البته نميشه بگم کامل کارمُ ميکنم

42:48.920 --> 42:55.830
. اما تمام تلاشمُ ميکنم . .
. سرِ قولم مي مونم

42:55.830 --> 43:00.790
. . البته فرار نکردن فقطِ نصفِ راهه

43:00.790 --> 43:04.070
. اما خب ؛ دستِکم انتخاب بهتريه . .

43:04.150 --> 43:09.250
. خب ؛ فکر کنم انتخاب بدي نباشه

43:14.150 --> 43:20.790
خواهش ميکنم درآينده
. حسابي هوامُ داشته باش نخست وزير

43:20.850 --> 43:27.250
. " منم همينُ ميخواستم بگم خانم " نام داجونگ

44:30.860 --> 44:34.160
يکم عجيبه . . نه ؟

44:34.160 --> 44:36.620
. نه . . قشنگه

44:36.620 --> 44:40.030
. . قشنگه . . اما

44:40.030 --> 44:42.300
. احساس ناراحتي و معذب بودنم منتقل ميکنه

44:42.300 --> 44:49.140
بدجوري احساس معذب بودن
. . بهم دست ميده که

44:49.140 --> 44:50.790
خبرنگار " نام داجونگ"ـو اين قيافه اي . .
. کنارم مي بينم

44:50.790 --> 44:55.120
آره ؟
. مي دونستم اينطوري ميشه

44:55.120 --> 44:58.480
. ميخاره -
. يه لحظه -

44:58.480 --> 45:02.990
. يه لحظه صبرکن
. لطفا تکون نخور

45:29.170 --> 45:32.800
. تموم شد
. حالا ميرم بيرون

45:32.800 --> 45:35.700
. ممنونم

45:53.120 --> 45:58.240
خانم " نام داجونگ " ؛ اولين شرطِ
قراردادمونُ يادته ؟

45:58.240 --> 46:02.190
! البته
. همه ي شرط و شروطايِ زنُ از برم

46:02.190 --> 46:03.770
. پس يادته

46:03.770 --> 46:08.890
اما ؛ يادت باشه که يه صفتِ " پاکدامني " هم
. جلويِ اون جمله بود که البته جنابعالي جاش انداختي

46:08.890 --> 46:13.240
اشکالي نداره من اون صحنه رو ديدم ؛
اما اگر يکي ديگه ميديد چي ميشد ؟

46:13.240 --> 46:15.790
اما  . . اونکه رئيس ستادِ ؛
مگه بازم مشکلي پيش مياد ؟

46:15.790 --> 46:18.560
بهرحال ؛
. اينُ يادت بمونه

46:23.190 --> 46:25.280
باشه ؟

46:25.280 --> 46:29.240
. خيلي خب

46:29.240 --> 46:30.780
پدرت چي ؟

46:30.780 --> 46:34.060
نگران نباش ؛ سردبير و " هيچول " ؛
. قراره برن دنبالش و بيارنش

46:34.060 --> 46:36.370
چي ؟

46:36.370 --> 46:39.940
به اونا زنگ زدي ؟

46:49.370 --> 46:53.660
. فقط يه بار ديگه تکرارش ميکنم
. مطمئن شو که حواست به " اخبار رسوايي " باشه

46:53.660 --> 46:56.113
اگر مقاله ي بوداري چاپ بشه ؛
. نميذارم راحت قسِر دربري

46:56.113 --> 47:02.840
مي فهمم ؛ حالا چرا هِي حرفتُ تکرار ميکني ؟

47:02.840 --> 47:06.120
! اصلا چرا اينهمه وقت تو اتاق عروس موندي ؟
نمي خواي بري بيرون ؟

47:06.150 --> 47:11.350
. ميرم
. الان ميرم بيرون

47:11.430 --> 47:16.940
. راستي . . داشت يادم ميرفت

47:16.940 --> 47:22.620
اين چيه اينجاس ؟

47:22.650 --> 47:25.650
اين چيه ؟

47:29.130 --> 47:33.580
نخست وزير ؛ اينُ کي خريدي ؟
. بايد خيلي سرت شلوغ بوده باشه

47:33.580 --> 47:36.080
. وقتم کجا بود
! از يه فروشگاهِ اينترنتي خريدمش

47:36.080 --> 47:38.300
. . اينترنت

47:38.300 --> 47:41.910
آخه کي ميره حلقه ي ازدواجشُ
اينترنتي بخره ؟

47:41.910 --> 47:45.290
خب که چي ؟
خوشت نيومده ؟

47:45.290 --> 47:51.100
خب ؛ چه فرقي ميکنه ؛
. بالاخره حلقه لازم داريم ديگه

47:51.100 --> 47:53.470
راستي ؛
چرا اين لباس عروسي اينقدر تجمليه ؟

47:53.470 --> 47:57.080
حالا مجبور بودي اينقدر لُختي بپوشي ؟
نميشد يه لباس سفيد ساده باشه ؟

47:57.080 --> 48:00.720
. . آخه سراسر سفيد بود و

48:00.750 --> 48:04.150
سفيد " ؟ "

48:04.210 --> 48:06.650
اي واي . . حالا چکار کنم ؟

48:06.650 --> 48:09.050
چيه ؟
چي داري ميگي ؟

48:09.050 --> 48:13.050
. . نخست وزير

48:13.050 --> 48:15.650
ميشه لباس سنتي بپوشم ؟ . .

48:26.990 --> 48:30.010
. همسر مرحومش سرآشپز بوده

48:30.050 --> 48:36.250
بخاطر اين ؛ هر زني که سفيد بپوشه رو
. فکر ميکنه همسرشه

48:36.250 --> 48:39.250
. بخاطر همينه که شما رو تو بيمارستان همسرش صدا ميزنه

48:39.250 --> 48:40.750
. درسته . . همينطوره

48:40.790 --> 48:43.250
. بخاطر اينه که لباس سفيد پوشيده بودم

48:43.250 --> 48:50.590
. اي واي . . دلم براي اون و " داجونگ " ميسوزه

48:50.590 --> 48:52.860
. يه لحظه بذار ببينم

48:52.860 --> 48:55.560
پس . . لباس عروسي چي ؟

48:55.650 --> 48:59.350
چي ؟

48:59.350 --> 49:03.150
. وقتي پدرشه که ديگه اونطوري نميشه

49:03.160 --> 49:07.420
. اي واي . . عسلمون امروز چه خوشگل شده

49:07.420 --> 49:11.520
هي . . امروز روز خاصيه ؟

49:15.620 --> 49:20.890
تو کي هستي که اينطوري
خودتُ به زن مردم چسبوندي ؟ هان ؟

49:20.890 --> 49:23.270
! برو عقب ببينم

49:23.270 --> 49:24.950
. . همسرم

49:24.950 --> 49:27.130
! بابا

49:27.130 --> 49:30.000
. سر عقل بيا

49:30.000 --> 49:33.150
. " بابا . . منم . . " داجونگ

49:33.150 --> 49:37.750
چطوري ميتوني تو همچين روزي نشناسيم ؟

49:37.750 --> 49:41.900
. بخاطر توئه که دارم ازدواج ميکنم

49:41.900 --> 49:44.810
اگه نشناسيم ؛ چيکار کنيم ؟ هان ؟

49:44.810 --> 49:49.460
خانم ؛ چرا ازدستم عصباني ميشي ؟

49:49.460 --> 49:52.300
. . بابا

49:52.350 --> 49:57.150
بابا ؛
. نميشه اينطوري کني

49:57.210 --> 49:59.750
. نباشي باهام اينطوري کني

50:02.660 --> 50:05.650
قبلا که ديدمشون ؛
. اوضاعشون اينقدر بهم ريخته نبود

50:05.650 --> 50:08.910
. از چند روز پيش ؛ خيلي عصبي شده

50:08.910 --> 50:11.620
. امروز ؛ دچار شوکِ هيجاني شده

50:11.620 --> 50:15.390
فکر کنم همين باعث شده که علائمِ
. توهم و خيالاتِش افزايش پيدا کنن

50:15.390 --> 50:18.410
ميتونه واردِ مراسم بشه ؟

50:18.410 --> 50:19.150
. . همسرم

50:19.150 --> 50:23.750
باتوجه به وضع فعليش ؛
. غم انگيزه . .اما نميتونه

50:23.750 --> 50:26.700
. . به خودت بيا

50:29.160 --> 50:33.290
. وقت رفتنه
مي خواين چکار کنين ؟

50:50.350 --> 50:53.660
چرا اينقدر طول کِشيده ؟

50:53.660 --> 50:56.500
ممکنه بابا نظرشُ عوض کرده باشه ؟

50:56.500 --> 50:59.750
. من که فقط ميخوام مراسم تموم بشه

51:03.730 --> 51:08.370
فکر کنم بهتر باشه عروس و داماد
. دست در دستِ همديگه وارد بشن

51:13.870 --> 51:18.200
. وضع خوبي نيست
. بهشون بگو تا 5 دقيقه ي ديگه ميايم

51:18.200 --> 51:20.410
. چشم

51:33.790 --> 51:36.870
. نام داجونگ " . . منُ ببين "

51:38.870 --> 51:41.080
! " نام داجونگ "

51:42.400 --> 51:44.500
. نخست وزير

51:45.680 --> 51:48.330
. بايد عجله کنيم
. مردم منتظرن

51:48.330 --> 51:50.090
. حتما

51:54.410 --> 51:56.760
اولين برفيه که داره مي باره ؟

52:10.850 --> 52:14.350
. آرزوم اينه که تو محراب کليسا دستِتُ بگيرم
. . تنها آرزومه که

52:14.350 --> 52:17.040
دستِتُ بگيرم  و تو راهروي کليسا . .
. . تو عروسيت قدم بزنيم

52:17.040 --> 52:19.960
و اونوقته که ديگه . .
. تمام وظايف پدريمُ انجام دادم

52:19.960 --> 52:23.310
اون وقت ؛ حتي اگر اون روز بيفتم بميرم هم
. بازم ناميد نميشم

52:23.310 --> 52:25.750
. چونکه ديگه دليلي براي نااميدي ندارم

52:32.200 --> 52:36.620
. بابا . . " داجونگَ"ـم

52:36.620 --> 52:39.200
. " دخترِ بابا " داجونگ

52:41.980 --> 52:45.270
. . درست همونطور که آرزوت بود

52:45.270 --> 52:48.610
. امروز دارم ازدواج مي کنم  . .

52:48.610 --> 52:50.640
. . آرزوت اين بود که

52:50.640 --> 52:54.700
تو عروسيم ؛ دستامُ بگيري و باهمديگه . .
. . تو محراب کليسا قدم بزنيم

52:54.700 --> 52:58.020
گرچه قرار نيست اون اتفاق بيفته  . .
. . و دست به دست همديگه وارد بشيم

52:58.020 --> 53:02.330
. اما آرزوتُ به واقعيت تبديل کردم . .
اينُ که ميدوني ؟ هان ؟

53:02.330 --> 53:05.390
. الان ؛ اولين برف داره ميباره

53:05.390 --> 53:09.690
ميگن اگه همچين موقعي آدم آرزو کنه ؛
. حتما آرزوش به واقعيت تبديل ميشه

53:09.690 --> 53:13.950
پس ؛ آرزوم اينه که ؛
. . آرزوم اينه که

53:13.950 --> 53:20.040
. واو . . داره برف مياد
. داجونگ " جونم برفُ دوس داره "

53:20.040 --> 53:22.660
. . داجونگ " جونم "

53:24.480 --> 53:30.750
داجونگ " جونم  ؛ "
! " داجونگ " ؟ " داجونگ "

53:33.790 --> 53:35.410
گريه هات تموم شدن ؟

53:35.410 --> 53:37.250
. آره

53:42.380 --> 53:44.760
. دستِت دردنکنه

53:47.340 --> 53:50.700
پس . . بريم ؟

53:52.750 --> 53:55.410
. آره نخست وزير

53:56.770 --> 53:59.160
! " داجونگ "

53:59.800 --> 54:01.860
! بابا

54:01.870 --> 54:06.490
اي دختره ي جونور ! چطور تونستي بدون اينکه
بدون اينکه دستِ باباتُ بگيري بري ؟

54:06.490 --> 54:08.160
. . بابا

54:09.540 --> 54:11.320
بابا . . منُ مي شناسي ؟

54:11.320 --> 54:16.370
البته ؛ فکر کردي دختر خودمُ نمي شناسم ؟

54:16.370 --> 54:18.870
! بابا

54:25.810 --> 54:28.250
. داماد وارد مي شود

54:50.040 --> 54:53.560
. عروس وارد مي شود

55:44.250 --> 55:46.300
. . داماد " کُن " ؛

55:47.310 --> 55:51.700
. لطفا مراقب " داجونگ"ـم باش . .

55:53.040 --> 55:54.550
. حتما

55:54.550 --> 55:56.650
. خيلي خب

56:13.440 --> 56:16.500
« ميهمانانِ عروس »

56:56.210 --> 56:58.910
درست ديدم ؟

56:58.910 --> 57:00.790
ببينم ؛ جنابعالي " سو هيوجو " ؛
سرمنشي جناب نخست وزير نيستيد ؟

57:00.790 --> 57:04.950
چرا مجبورم کردي بيام ؟

57:04.950 --> 57:07.740
. فکرشُ نمي کردم واقعا بياين

57:09.850 --> 57:12.720
. ول کن

57:17.080 --> 57:20.410
. فکر کردم يکم دلداريتون بدم

57:20.410 --> 57:23.350
. . اما

57:23.350 --> 57:27.520
حقيقتش اوني که . .
. به دلداري احتياج داره خودمَم

57:27.520 --> 57:30.290
. يادِ " نايونگ " افتادم

57:38.830 --> 57:40.500
. شما همچين آدمي نيستيد ارشد

57:40.500 --> 57:42.570
چرا " وزير " صدام نمي کني ؟

57:42.570 --> 57:48.040
. الان ؛ بعنوان همکار اينجام

57:48.040 --> 57:50.550
. برام نوشيدني سفارش بديد

57:50.550 --> 57:52.790
. يه لحظه

58:13.820 --> 58:15.540
« پيامِ جديد »

58:23.000 --> 58:28.540
به خبرنگارا گفتم بخاطر اينکه خيلي سرم شلوغه
. ماهِ عسلُ به تعويق انداختيم

58:28.540 --> 58:31.750
. نام داجونگ " ؛ حواست باشه سوتي ندي "

58:38.060 --> 58:40.650
الو ؟

58:40.650 --> 58:43.410
شما ؟

58:44.810 --> 58:46.340
. اه . . پدر زن

58:46.340 --> 58:48.750
. " امروز خيلي زحمت کِشيدي داماد " کُن

58:48.750 --> 58:53.500
همه چي به کنار ؛
. فقط يه چي ازت ميخوام

58:53.500 --> 58:55.480
! يه نوه بهم هديه بده

58:55.480 --> 58:56.270
چي ؟

58:56.270 --> 59:00.160
! بذار نوه دار بشم

59:00.160 --> 59:03.660
. بابا . . بعدا بهت زنگ ميزنم

59:06.450 --> 59:10.410
. حرفايِ بابامُ فراموش کن

59:14.040 --> 59:15.890
. . فهميدم . . پس

59:15.890 --> 59:19.690
. برو بيرون
. مي خوام يکم استراحت کنم

59:19.690 --> 59:22.600
مگه اينجا اتاقِ من نيس ؟

59:22.600 --> 59:25.230
. بايد بري دفتر

59:25.230 --> 59:28.370
چي داري ميگي ؟

59:28.370 --> 59:30.560
چرا بايد از اتاق خودم برم بيرون تو دفتر بخوابم ؟

59:30.560 --> 59:34.650
پس ؛ منظورت اينه که
بايد تويِ يه اتاق بخوابيم ؟

59:34.650 --> 59:36.820
با توجه به توافق نامه ؛ مشخصا اونجا گفته شده که
. . بايد اتاقايِ جدا از همديگه داشته باشيم

59:36.820 --> 59:40.770
با شرطِ اتاقايِ مجزا موافقت کردم ؛
. اما معنيش اين نيست که اينجا اتاقِ توئه

59:40.770 --> 59:45.300
. به معني اينم نيست که اتاقِ خودته

59:45.300 --> 59:49.890
بگذريم ؛
. من که پامُ از اين اتاق بيرون نميذارم

59:49.890 --> 59:52.250
. پس . . هرکاري دلت ميخواد بکن

59:53.650 --> 59:56.170
. . بخاطر اينکه خبرنگاري

59:56.170 --> 59:58.250
ميخواي کله شقي کني و نري ؟ . .

59:58.250 --> 01:00:01.100
. خودت خوب ميدوني

01:00:01.100 --> 01:00:04.750
. پس . . زودباش برو

01:00:04.750 --> 01:00:07.680
. . ناقلا . . نکنه

01:00:07.680 --> 01:00:10.100
. . نکنه ميخواي هم اتاق و . .

01:00:10.100 --> 01:00:14.330
. . هم تختِ خوابمون يکي باشه . .

01:00:14.330 --> 01:00:18.450
و حتي داري به قدم بعدي هم فکر ميکني ؟ . .
هان ؟

01:00:18.450 --> 01:00:21.040
چي داري واسه خودت مي بافي ؟

01:00:21.040 --> 01:00:27.650
. دقيقا دارم کارايي که از خودت يادگرفتمُ مي کنم

01:00:27.650 --> 01:00:33.040
! باشه . . همينکارُ بکن

01:00:33.040 --> 01:00:38.080
! نام داجونگ " . . خوب حواستُ جمع کن "

01:00:45.460 --> 01:00:49.700
! آخ جووون
! حالا مي تونم زندگي کنم

01:01:00.100 --> 01:01:04.610
. داره ديوونه ام ميکنه
. حتي اتاق خودمَم نمي تونم برم

01:01:04.610 --> 01:01:07.720
آخه چطوري اينطور زندگي کنم ؟

01:01:11.600 --> 01:01:13.730
. . درسته

01:01:13.730 --> 01:01:17.150
. بايد توافق نامه رو بازنويسي کنم . .

01:01:19.050 --> 01:01:22.750
. ايندفعه بايد تمام جزئياتُ بنويسم

01:01:24.440 --> 01:01:26.170
توافق نامه رو طوري مينوسم
. که فقط به نفع خودم باشه

01:01:26.170 --> 01:01:29.330
نام داجونگ " ؛ خوب حرفامُ گوش بده و "
. اين پيامُ به نخست وزير برسون

01:01:29.330 --> 01:01:33.000
. يه جاسوس تو ساختمون اصلي داريم
. نمي دونم کيه ؛ اما به قطع ميدونم که وجود داره

01:01:33.000 --> 01:01:36.350
. نمي توني به هيچ کس اعتماد کني

01:01:36.350 --> 01:01:39.240
! نخست وزير

01:01:39.240 --> 01:01:42.810
خوب بهش فکر کردم و ميخوام چندتا
. بندِ جديد به توافق نامه اضافه کنم

01:01:42.810 --> 01:01:45.160
کدوم توافق نامه ؟

01:01:45.160 --> 01:01:46.950
. . از بند اول ؛ پاراگرافِ سوم

01:01:46.950 --> 01:01:48.330
. نخست وزير . . هيچي نگو

01:01:48.330 --> 01:01:50.670
گوش بده ؛ مثل اينکه از تغييراتي که
. . ميخوام تو توافق نامه بدم خوشت نيومده

01:01:50.670 --> 01:01:52.200
اما چيزايي که نياز به بازنگري دارنُ بايد عوض کنيم
. . و البته يه چندتاييُ هم بايد اضافه کنيم

01:01:52.200 --> 01:01:53.560
. . گفتم ساکت شو ديگه . . اي بابا . . واقعا که

01:01:53.560 --> 01:01:56.360
. . دارم درموردِ وظايفِ همديگه حرف ميزنم -
! هيس -

01:01:56.360 --> 01:01:58.860
. دستاتُ بنداز -
! نخست وزير -

01:01:58.860 --> 01:02:01.150
بايد بند اول از پاراگرافِ سومُ
. بازنويسي کنيم

01:02:01.150 --> 01:02:06.410
بايد وضعيت هاي بيشتريُ که فکرشونُ نکرده بوديم
. . تويِ قرارداد موردِ بازنگري قرار بديم و

01:02:33.350 --> 01:02:34.260
! قانون شکنيه

01:02:34.340 --> 01:02:37.250
مراسم عروسي نخست وزير سابق " کُن يول " ؛
. به تقلبِ ملي تبديل شد

01:02:37.250 --> 01:02:40.360
شنيدم " نام داجونگ " ديشب
. بازم دردسر درست کرده

01:02:40.360 --> 01:02:41.910
يعني اينقدر دردسر سازم ؟

01:02:41.910 --> 01:02:44.060
اون توافق نامه اي که گم شده بودُ پيدا کردي ؟

01:02:44.060 --> 01:02:46.150
چطور ميتونم کاري کنم که
اين دعوا رو کنار بذاري ؟

01:02:46.150 --> 01:02:48.390
هيوجو " ؛ اگه تو بياي طرفم ؛ "
. همه چيُ فراموش مي کنم

01:02:48.390 --> 01:02:50.000
بابا گفت واقعا مياد ؟

01:02:50.000 --> 01:02:53.320
قول داده به هرقيمتي شده ؛
. براي تماشايِ شويِ نمايش استعدادِت بياد

01:02:53.320 --> 01:02:55.980
همه ـش تقصير توئه ؛ اگه به شويِ نمايشِ استعداد نرسيم
. تمام مسئوليتشُ بايد به عهده بگيري

01:02:55.980 --> 01:02:58.000
. فقط داشتم سعي ميکردم درست انجامش بدم

01:02:58.000 --> 01:03:01.400
اينجور وقتا ؛
. عيب نداره آدم به يکي تکيه کنه

01:03:01.400 --> 01:03:03.250
احتمالا به " نام داجونگ " علاقمند نشدي ؟ -
! البته که دوسِش دارم -

01:03:03.250 --> 01:03:04.610
اين ساعت اينجا چکار ميکني ؟

01:03:04.610 --> 01:03:07.410
مگه چه اشکالي داره تو اتاق خودم باشم ؟
. . از امروز

01:03:07.410 --> 01:03:10.150
! ميخوام همينجا بخوابم . .

01:03:12.410 --> 01:03:20.150
.:: @bollbolljan_com ::.