﻿WEBVTT

00:00.200 --> 00:03.800
نخست وزير   و    من 

00:03.930 --> 00:07.600
! بيدارشو نخست وزير ! نخست وزير
« قسمت دوازدهُم »

00:07.600 --> 00:10.900
نخست وزير . . منُ مي شناسي ؟

00:10.900 --> 00:13.500
! " داجونگَ"ـم . . " نام داجونگ "

00:13.500 --> 00:15.560
. . نخست وزير

00:15.560 --> 00:19.670
. . نخست وزير ؛ لطفا به هوش باشيد

00:19.670 --> 00:21.370
! نخست وزير

00:21.370 --> 00:23.630
دارم خواب مي بينم " ؟ "

00:25.190 --> 00:28.690
! آره . . همينه . . بايد خواب باشه

00:28.690 --> 00:30.210
. کاشکي خواب باشه

00:30.210 --> 00:32.920
! نخست وزير
! نخست وزير

00:32.920 --> 00:35.450
. حالا بايد بريم اتاق عمل

00:35.450 --> 00:37.710
. مي خوام بيام تو
. بايد بيام

00:37.710 --> 00:39.490
. قيمِ بيمار بيش از اين مقدار نمي تونه جلو بره

00:39.490 --> 00:40.690
. . من

00:40.690 --> 00:42.500
. . نام داجونگ " ؛ "

01:02.700 --> 01:15.793
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:19.740 --> 01:21.280
. . نخست وزير

01:31.490 --> 01:34.650
. . اگر مي دونستم کار به اينجاها مي کِشه

01:34.650 --> 01:38.250
. اون حرفا رو بهت نمي گفتم . .

01:38.300 --> 01:40.570
نشنيدي چي گفتم ؟

01:40.570 --> 01:42.780
. لطفا از اقامتگاهِ رسمي برو

01:42.780 --> 01:47.290
. خواهش ميکنم از پيشِ من و بچه ها ناپديد شو

01:52.390 --> 01:55.960
. اگه مي دونستم اونطوري اشکِتُ درنمياوردم

01:57.160 --> 01:59.000
. . و

02:00.530 --> 02:03.710
. . بجاش بهت مي گفتم . .

02:03.710 --> 02:06.370
. که منظوري از حرفام نداشتم . .

02:10.690 --> 02:14.220
اگه خواب باشه ؛
يعني ازش بيدار ميشم ؟

02:36.100 --> 02:43.700
يعني ميشه دوباره ببينمت ؟

02:55.000 --> 02:57.470
به " کُن يول " حمله شده ؟
چي داري ميگي ؟

02:57.470 --> 03:01.040
جزئياتِشُ نمي دونم ؛ اما الان بصورتِ
. اورژانسي داره روش جراحي انجام مي گيره

03:01.040 --> 03:03.200
جراحي " ؟ "

03:04.490 --> 03:07.330
. هرطور شده بايد ببينمش

03:10.760 --> 03:12.550
. تازه خبرُ شنيدم
چطور اين اتفاق افتاده ؟

03:12.550 --> 03:15.450
منم مي خواستم همين سئوالُ
! " از جنابعالي بپرسم وزير " پارک جونکي

03:15.450 --> 03:16.890
اين اتفاق چطور افتاده ؟

03:16.890 --> 03:17.640
. " هيجو "

03:17.640 --> 03:20.220
چطور تونستي اين کارُ بکني ؟

03:20.220 --> 03:24.190
هرقدرم از نخست وزير متنفر بودي ؛
بازم چطور تونستي دست به همچين کاري بزني ؟

03:24.190 --> 03:25.950
. . الان داري ميگي

03:26.000 --> 03:27.570
اين حادثه زيرِ سرِ من بوده ؟ . .

03:27.570 --> 03:29.240
پس ميگي نبوده ؟

03:29.240 --> 03:32.100
آخرين باري که سراغ نخست وزير اومدي
. . و بهش گفتي خودشُ آماده کنه

03:32.100 --> 03:33.980
بخاطر اين بود که پيش بيني کرده بودي . .
. ممکنه کار به کجاها بکِشه

03:33.980 --> 03:35.540
چي داري ميگي تو ؟

03:35.540 --> 03:40.420
اگه کارتُ مثل بچه ي آدم انجام ندي ؛ اونوقت
. جز اينکه واردِ عمل بشم انتخاب ديگه اي ندارم

03:40.420 --> 03:44.250
حتما وقتي گفتي مديرعامل " نا " ؛
. دست رو دست نمي ذاره منظورت همين بوده

03:44.250 --> 03:45.670
. اما . . خوب گوشاتُ بازکن

03:45.670 --> 03:48.870
. . من . . به هروسيله اي شده

03:48.870 --> 03:52.360
مي خوام کاري که تو و . .
. مديرعامل " نا " کرديدُ برملا کنم

03:54.900 --> 03:57.910
بعبارتي ؛ دارم بهت ميگم حالا ديگه
. نوبتِ شماهاس که آماده باشيد

04:28.770 --> 04:29.980
« آجوما »

04:38.840 --> 04:41.120
بله آجوما ؟

04:42.200 --> 04:44.330
. مي دونم

04:45.600 --> 04:49.150
بابامون خوبه ؟

04:49.150 --> 04:51.113
. البته

04:51.113 --> 04:56.660
خوب ميشه ؛ پس اصلا نگران نباش و
. خوب حواسِت به خواهر و برادرت باشه

04:56.660 --> 04:57.690
اونا چطورن ؟

04:57.690 --> 05:01.670
نارا " خبرُ تو اينترنت ديده و "
. بخاطر همين ميدونه چه اتفاقي افتاده

05:02.550 --> 05:06.120
به " مانسه " هم گفتم شما و پدرم
. با همديگه رفتيد خارج از کشور

05:06.120 --> 05:08.660
. " آفرين " اوري

05:08.660 --> 05:11.240
. وقتي عمل تموم شد بهت زنگ مي زنم

05:11.240 --> 05:12.820
. . راستي . . آجوما

05:13.800 --> 05:15.930
. بابت همه چي ازتون ممنونم

05:15.930 --> 05:18.200
. . و

05:18.200 --> 05:20.460
. . درموردِ بابامون . .

05:21.230 --> 05:23.350
. لطفا خوب ازش مراقبت کن . .

05:24.540 --> 05:26.113
. باشه

05:31.710 --> 05:35.400
. کُن اوري " . . خوب بزرگ شدي "

05:35.400 --> 05:37.040
. خانم

05:37.770 --> 05:39.380
. جراحي نخست وزير همين الان تموم شد

05:39.380 --> 05:41.010
واقعا ؟

05:41.820 --> 05:46.010
بخاطر اينکه بيمار خونِ زياديُ ازدست داده بود
. نگران بوديم ؛ اما خوشبختانه عمل خوب پيش رفت

05:46.010 --> 05:49.770
حالا ديگه بايد استراحت کنه و
. وضعيتِشُ تحت نظر داشته باشيم

05:49.770 --> 05:53.000
. ممنون دکتر
! دستِتون دردنکنه

06:12.810 --> 06:15.330
. نخست وزير

06:16.600 --> 06:19.290
چرا با اين وضع اينجا افتادي ؟

06:19.290 --> 06:22.260
. . اينطوري ؛ با اين وضع اينجا دراز کِشيدن

06:22.260 --> 06:25.290
. بهت نمي خوره نخست وزير . .

06:27.600 --> 06:30.130
. . يه حرفي دارم

06:31.690 --> 06:34.440
. که مي خوام بهت بزنم . .

06:35.790 --> 06:38.350
. . مي خوام

06:39.100 --> 06:42.100
. يه چيزيُ بهت بگم . .

06:51.800 --> 06:55.060
. پس زودتر به هوش بيا

06:55.060 --> 06:57.550
. بايد بيدار بشي

07:44.700 --> 07:46.890
. آخه گرسنه ـم نيس

07:47.580 --> 07:51.270
. تمام روز هيچي نخوردي
. لااقل بايد يه غذايِ مختصر بخوري

07:51.270 --> 07:52.880
. بيا

07:57.060 --> 08:00.290
ميگما . . اون کيَن ؟

08:01.150 --> 08:05.320
لابد بخاطر چاقو خوردنِ نخست وزير
تعدادِ گاردهايِ امنيتيُ زيادکردن . . آره ؟

08:06.600 --> 08:07.560
. اونا گنگسترَن

08:07.560 --> 08:10.390
چي ؟
گنگستر " ؟ "

08:14.100 --> 08:15.500
خلافکارا اينجا چکار مي کنن ؟

08:15.500 --> 08:17.950
اولِش که اومده بوديم و بهمون گفتن که
. . اتاقِ اختصاصيِ ويژه ندارن

08:17.950 --> 08:21.750
. بخاطر رئيسِ همينا بود ديگه . .

08:21.750 --> 08:24.920
. چاقو خورده بود و آورده بودنِش بيمارستان

08:28.970 --> 08:34.320
فکرکنم رئيسِ خلافکارا بيشتر از نخست وزير
. توان داشته باشه ؛ آخه محافظاش خيلي بيشترَن

08:37.570 --> 08:40.040
. بالاخره خنديدي

08:40.040 --> 08:42.260
آره ؟

08:46.100 --> 08:48.380
. پسر . . واقعا که خيلي سطحيَم

08:48.380 --> 08:50.200
يعني چي تو همچين موقعيتي مي خندم ؟

08:50.200 --> 08:52.740
مگه خنديدن چه اشکالي داره ؟

08:52.740 --> 08:55.300
. . بخند . . خوب غذا بخور و

08:55.300 --> 08:58.910
. با سخت کوشي ازش پرستاري کن
. اون کاريه کار بايد انجام بدي

08:59.690 --> 09:03.370
. بيا
. اينُ بخور

09:05.190 --> 09:08.500
. . رئيس " کانگ " ؛ واقعا ممنونتم ؛ اما

09:09.330 --> 09:12.370
. راستش فکرنکنم بتونم غذا بخورم . .

09:12.370 --> 09:14.270
. " داجونگ "

09:15.000 --> 09:18.600
مگه من فرشته ي نگهبانِت نيستم ؟ هان ؟

09:20.460 --> 09:24.700
. پس لطفا به دقت به حرفام گوش بده

09:26.400 --> 09:28.890
. . کاري که بايد بکني اينه که

09:28.890 --> 09:33.610
غذاتُ بخوري ؛ انرژيتُ بدست بياري و . .
. از نخست وزير پرستاري کني

09:34.740 --> 09:36.690
. . همينطور

09:36.690 --> 09:41.150
مراقبت از اين " داجونگِ " حرف گوش نکن ؛
. وظيفه ي منِه

09:42.270 --> 09:44.390
. " رئيس " کانگ

09:46.170 --> 09:51.100
. خيلي بدم مياد هِي حرفامُ تکرارکنم

09:51.100 --> 09:54.750
تا بيخيالِ فرشته ي نگهبانت بودن نشدم ؛
. زودباش غذاتُ بخور

09:55.640 --> 09:57.670
. " ممنون رئيس " کانگ

09:57.670 --> 09:59.400
. خوب مي خورم

10:22.220 --> 10:24.890
. هنوز به هوش نيومده

10:28.900 --> 10:30.930
چرا اينطوريَم من ؟
. واقعاکه

10:37.600 --> 10:40.950
مگه چه کاريُ بي عيب و نقص تموم کردي که
فکرکردي ميتوني بعدش اينطوري ؛ اينجا دراز بکِشي ؟

10:41.630 --> 10:44.140
. . وقتي همچين مشکليُ براي ملت درست کردي

10:44.140 --> 10:47.470
نبايد فورا بلندبشي و . .
بري حلِش کني ؟

10:47.930 --> 10:51.470
فکرکردي فقط بخاطر ضعفِت
ميذاريم قسِر دربري ؟

10:51.820 --> 10:54.030
! دِ بيدارشو ديگه

10:54.030 --> 10:55.760
. بسه ديگه

10:58.790 --> 11:00.470
. . تو

11:01.550 --> 11:04.950
نمي دوني به آدمي
که مريض تو بيمارستان افتاده چي بايد بگي ؟

11:06.060 --> 11:07.570
! نخست وزير

11:08.070 --> 11:10.390
به هوشي ؟

11:10.390 --> 11:11.830
نمي بيني ؟

11:13.280 --> 11:15.130
. تکون نخور

11:15.130 --> 11:16.980
خيلي درد مي کنه ؟

11:16.980 --> 11:18.280
. خوبم

11:19.950 --> 11:21.340
. . بگذريم

11:22.570 --> 11:24.460
چي شد اينطوري شد ؟ . .

11:25.400 --> 11:26.580
. جناب مديرعامل تشريف ندارن

11:26.580 --> 11:28.650
. به قطع ميدونم که هست

11:28.650 --> 11:30.200
مگه الان نگفتم تشريف ندارن ؟

11:30.200 --> 11:31.970
پس کجاس ؟

11:32.010 --> 11:35.140
کي ميدونه ؟
. مطمئن نيستم

11:35.140 --> 11:38.530
ايشون فرمودن بخاطر اينکه بابتِ جلوگيري از آثارِ وظيفه يِ
. . بسيار آسوني که زيردستاشون عرضه ي انجامِشونُ نداشتن

11:38.530 --> 11:42.460
. نبايد مزاحِمِشون بشيم و بذاريم استراحت کنن

11:42.460 --> 11:43.050
چي ؟

11:43.050 --> 11:46.240
بعداز اينکه دستورِ بازنگريِ تحقيق رويِ تمامِ بخش
. . هايِ گروهِ توليداتِ " ميونگشيم " صادر ميشه

11:46.240 --> 11:48.500
. نخست وزير موردِ حمله قرار مي گيره . .

11:48.520 --> 11:51.000
فکر نمي کني يکي بايد مسئوليتِشُ قبول کنه ؟

11:51.000 --> 11:54.570
مي فهمي چي ميگم که ؟ هان ؟

11:55.320 --> 11:56.710
. . ببينم ؛

11:58.970 --> 12:00.720
. . حمله به نخست وزير " کُن " ؛

12:01.380 --> 12:03.980
به دستورِ مديرعامل " نا " بوده . درسته ؟ . .

12:04.850 --> 12:06.340
دليل و مدرک داري ؟

12:07.940 --> 12:10.420
. اگه نه . . پس خدانگهدار

12:17.790 --> 12:20.890
متهم به حمله به نخست وزير " کُن يول " به اسمِ
. آقاي " پارک " بوده و بازداشت گرديده است

12:20.890 --> 12:23.570
متهم اعلام داشته اين حمله را . .
. . بعلتِ

12:23.570 --> 12:26.910
خصومت و مخالفتِ بسياري که با سياست هايِ
. عموميِ نخست وزير داشته است به انجام رسانيده

12:26.910 --> 12:31.220
دادستاني حکمِ دستگيريِ آقاي " پارک " را
. . به اتهامِ

12:31.220 --> 12:33.420
حمله ي غيرقانوني و . .
. . تخطي از قانونِ

12:34.113 --> 12:35.790
چکار مي کني ؟
! بزن همونجا

12:35.790 --> 12:39.960
نخست وزير ؛
. الان وقتِش نيست واسه اون موضوع نگران باشي

12:39.960 --> 12:42.830
متهم که گيرافتاده ؛
. . پليسَم که داره تحقيق مي کنه

12:42.860 --> 12:46.220
رئيس " کانگ " و مدير " سو " هم که . .
. دارن سخت کار ميکنن تا همه چيُ حل و فصل کنن

12:46.250 --> 12:48.590
. پس ؛ فقط دراز بکِش و استراحت کن

12:48.590 --> 12:49.620
. نه . . خوبم

12:49.620 --> 12:51.970
چي داري ميگي ؟

12:51.970 --> 12:57.060
از بس برات غصه خوردم
! فکر کنم لااقل ده سال پير شدم

12:57.060 --> 13:00.720
اين لکه ها و چروکا رو مي بيني ؟

13:00.720 --> 13:03.350
چکارشون ميکني برام ؟

13:10.610 --> 13:12.160
. " نام داجونگ "

13:12.160 --> 13:13.600
هان ؟

13:14.140 --> 13:15.950
خيلي شوکه شده بودي . . مگه نه ؟

13:15.950 --> 13:17.050
چي ؟

13:20.340 --> 13:21.420
. آره

13:21.420 --> 13:22.610
. . پس

13:25.420 --> 13:26.880
دوباره گريه کردي ؟ . .

13:28.940 --> 13:30.370
. آره

13:30.370 --> 13:33.130
. بشدت از اينکه باباتُ ببينم شرمنده ـم

13:34.360 --> 13:37.280
. . بهش قول داده بودم

13:37.280 --> 13:40.190
. که هيچ وقت اشکِتُ دَرنيارم . .

13:44.590 --> 13:46.113
. . نخست وزير ؛

13:47.120 --> 13:49.560
. اون که اصلا مهم نيس . .

13:50.870 --> 13:52.540
. . من

13:53.113 --> 13:56.270
. . خيلي خوشحالم که . .

13:56.270 --> 13:57.930
. زنده مي بينمت . .

14:01.250 --> 14:04.620
! اين عينِ حقيقته
. خالي نمي بندم

14:04.620 --> 14:06.100
. ميدونم

14:07.420 --> 14:09.290
! فکرکردم شايد ندوني

14:37.670 --> 14:41.890
« برنامه ي هفتگيِ نخست وزير »

14:44.070 --> 14:47.640
فکرکنم بايد برنامه ي هفتگيِ رئيس جمهورُ
. براي بعداز امروز از نو برنامه ريزي کنيم

14:47.680 --> 14:50.620
. . همينطور ؛ درموردِ تحقيقاتِ پليس

14:50.620 --> 14:52.230
مي خوان اين نتيجه گيريُ نهايي کنن که متهم هيچ
. همدستِ ديگه اي نداشته و سرخود اون کارُ کرده

14:52.230 --> 14:54.160
. نگرانم مي کنه

14:54.620 --> 14:57.920
. . گرچه مديرعامل " نا " نمي خواسته نخست وزير بميره

14:57.950 --> 15:01.770
اما بهرصورت ؛ . .
. اين حمله يه هشدار و اعلام جنگ بوده

15:01.770 --> 15:05.750
. بذار فردا درموردِ واکنشِمون فکر مي کنيم

15:06.700 --> 15:08.040
. " سرمنشي " سو

15:11.280 --> 15:12.500
دارين ميرين ؟

15:12.990 --> 15:13.760
. آره

15:13.760 --> 15:15.250
. غافلگيرشدم

15:15.940 --> 15:18.910
. فکر مي کردم کنارِ نخست وزير مي مونيد

15:19.860 --> 15:24.350
چطور اجازه دايد که
نام داجونگ " ازشون مراقبت کنه ؟ "

15:25.660 --> 15:26.640
بخاطر خبرنگاراس ؟

15:26.640 --> 15:27.890
. نه

15:28.940 --> 15:32.780
. فکر نکنم جايي کنارِ نخست وزير داشته باشم

15:32.780 --> 15:34.360
. . همينطور

15:34.840 --> 15:38.870
بنظرم تو هم جايي . .
. کنارِ " نام داجونگ " نداشته باشي

15:39.330 --> 15:40.860
. برام مهم نيس

15:42.810 --> 15:46.170
. به از دور ديدنِشَم رضايت ميدم

15:46.950 --> 15:48.850
. . از دور تماشا کردن

15:49.520 --> 15:51.130
. خيلي سخته . .

15:52.830 --> 15:54.360
. من اول ميرم

16:04.230 --> 16:06.260
. فکر کنم اينجا باشه

16:09.660 --> 16:12.610
حالا حتما بايد از نخست وزير عيادت کنم ؟

16:12.610 --> 16:17.690
خانم رئيس ؛
! مي دونم نمي خواين . اما مجبورين

16:17.690 --> 16:20.570
! بهرحال ارشدِ شوهرتونه

16:20.570 --> 16:23.450
. راس ميگه

16:23.450 --> 16:25.770
. محبوبيتِ نخست وزير " کُن " داره سربه آسمون ميزنه

16:25.770 --> 16:30.500
اگه اينجا خودمونُ نشون نديم ؛
. بعدا بهمون حمله مي کنن

16:30.500 --> 16:34.230
. . اگه بخاطر اينکه زنِشُ اونطوري

16:34.230 --> 16:36.000
تو بازارچه داغون کرديم بيرونِمون کنه چي ؟ . .

16:36.000 --> 16:38.990
! دِ بخاطر همينه که بايد بريم ديگه

16:38.990 --> 16:42.730
. بايد بريم معذرتخواهي

16:42.730 --> 16:47.070
. انجامِ وظايفِ خانوادگيَم خيلي سخته ها

16:47.070 --> 16:48.900
حالا اتاقِش کدوم گوريه ؟

16:48.900 --> 16:51.020
. فکرکنم اونجا باشه

17:00.770 --> 17:02.490
شما ؟

17:02.980 --> 17:07.050
منُ نمي شناسي ؟
! نا يونهيَ"ـم "

17:14.310 --> 17:17.690
هيونگ نيم . . اين خانمِه معشوقه ي دومِ رئيس بود ؟

17:17.690 --> 17:21.060
خانم رئيس جايي رفته ؟

17:22.680 --> 17:26.870
. نخست وزير ؛ از طرفِ کلابِ سوسنِ سفيد اومديم

17:26.870 --> 17:31.910
. نه . . نه . . اشکال نداره
. تکون نخورين

17:33.070 --> 17:36.170
ببينم ؛ چقدر از اين اتفاق غافلگير شديد ؟

17:36.900 --> 17:40.980
بخاطر ملت و کشور خودتونُ به آب و آتيش
. زدين و بعدش همچين بلايي سرتون اومده

17:40.980 --> 17:46.470
آخه کدوم حرومزاده اي بوده اين کثافت ؟
. . وايسا . . به شرافتِ گروهِ " ميونگشيم " قسم

17:46.470 --> 17:49.570
! ميدم همچين پاشُ تيک ! بشکونن . . -
چي داري ميگي ؟ -

17:50.410 --> 17:51.690
. درسته

17:52.320 --> 17:57.100
. بگذريم . . بهرحال اميدوارم بزودي خوب بشين

17:58.410 --> 18:00.410
. . جناب نخست وزير

18:00.430 --> 18:04.620
! شما اميد و چشم و چراغِ کشورمون هستيد . .

18:04.620 --> 18:11.350
! زودتر خوب بشين
! بايد خوب بشين ! جناب نخست وزير

18:30.350 --> 18:32.470
تو کي هستي ؟

18:38.790 --> 18:40.410
! خودت کي هستي ؟

18:40.890 --> 18:45.140
قرار بود خانم هايِ کلابِ سوسنِ سفيد بيان بيمارستان
. نمي دونم چي شده هنوز نيومدن

18:45.460 --> 18:49.200
اگر اونا قرار بوده بيان ؛
يعني خانم " نا " هم بينشونِه ؟

18:50.550 --> 18:53.450
. . باورنکردنيه
. . فکرکرده کجا اومده که

18:53.450 --> 18:55.880
. . راستي ؛ مدير " سو " ؛

18:55.880 --> 18:59.180
چي مي خواستي بپرسي ؟ . .

18:59.790 --> 19:03.330
. . اه . . اون . . چيزه

19:05.720 --> 19:09.670
. . نمي دوني تو همچين زماني چطور بهش فکر مي کني و

19:09.670 --> 19:14.010
! دردِسر بزرگ
! دردِسر بزرگ ! چه خاکي به سرمون بريزيم ؟

19:14.020 --> 19:19.190
!! خانم رئيس . . خانم " نا " . . بيايد

19:24.710 --> 19:26.760
! ولم کن
! بذار برم

19:26.800 --> 19:30.070
اين سروصداها چيه راه انداختي ؟
اهلِ کجايي ؟ از کجا اومدي ؟

19:30.070 --> 19:35.230
قبلا که گفتي از " کافه ي سفيد " اومدي ؛
کجاس اونجا ؟ تو " چونگدامِ"ـه ؟
« با سوسنِ سفيد اشتباه گرفته »

19:35.230 --> 19:40.180
! ولم کن
. . اِ

19:40.210 --> 19:44.860
اي بابا . . چرا اينطوري مي کني ؟
. . حالا که با چشمايِ گريون اينهمه راهُ

19:44.860 --> 19:47.910
تا اينجا اومدي ؛ لابد بايس حسابي . .
. بهت کمک کرده باشم که خودتُ بالا بکِشي

19:47.910 --> 19:51.560
! يعني چي موهامُ بالا بکِشي ؟ من که موهام کوتاهِه
« عباراتي که استفاده مي کنن معناهايِ مشابه داه »

19:52.210 --> 19:54.490
! ولم کن -
! دستِشُ وِل کن -

19:54.490 --> 19:56.880
! " سرمنشي " سو

19:56.880 --> 19:58.360
هي . . داري کجا ميري ؟

19:59.800 --> 20:01.500
مگه نگفتم دستِ خانمُ وِل کني ؟

20:01.500 --> 20:03.770
شما کي باشي ؟

20:07.620 --> 20:08.740
! خيلي خوشگلي جيگر

20:08.800 --> 20:11.200
خانم " نا " . . خوبين ؟

20:12.400 --> 20:14.100
! اوهوي

20:14.920 --> 20:18.580
الان . . داري چه غلطي مي کني ؟

20:18.580 --> 20:21.230
شما کي باشي ؟

20:21.230 --> 20:22.960
همه اتونُ از طرفِ يه جا برام فرستادن ؟

20:22.960 --> 20:27.710
ببينم ؛ تولدم که نيس ؛
ديگه اينهمه نعمتُ مديونِ چيَم ؟

20:27.710 --> 20:29.710
! بياين عشق و صفا رو شروع کنيم

20:29.800 --> 20:32.200
. نام داجونگ " ؛ خانم " نا " ؛ زودباشيد بريد "

20:32.840 --> 20:35.500
. بهرحال . . شرمنده که اومديم و غافلگيرتون کرديم "
. با اجازه

20:35.500 --> 20:36.700
! اِهِکي

20:36.700 --> 20:39.200
. جونِ خودم اگه اينطوري بري ناراحت ميشم

20:40.090 --> 20:42.170
! تا مثل آدم دارم بهت ميگم ولم کن برم

20:42.170 --> 20:46.580
. والا ممکنه به وضع خرابي بيفتي

20:46.580 --> 20:48.800
. . ايول . . عجب شامپويي

20:48.800 --> 20:51.870
. . اين سرمايي که از وجودِت سرازير ميشه . .

20:51.870 --> 20:53.790
. باعث ميشه بيشترم خاطرخوات بشم . .

20:58.220 --> 21:02.420
! آخ . . واي
! بچه ها ! آخ

21:17.770 --> 21:20.800
! " رئيس " سو
!! بيا . . يالا . . زودباش

21:20.800 --> 21:23.260
! هي . . يعني چي

21:31.113 --> 21:32.180
! خوبين خانم رئيس ؟

21:32.180 --> 21:34.440
خيلي ترسيده بودي  . . نه ؟

21:34.440 --> 21:37.740
! نمي دونم اين ديگه چه جور وضع خرابيه

21:37.740 --> 21:41.330
! حرومزاده ي جونور
. گرچه فهميد چقدر خوشگلَم

21:41.330 --> 21:44.630
چطوري مي دونست اونجوري گلچينم کنه ؟

21:45.980 --> 21:51.750
. بگذريم  . . رئيس " سو " ؛ ممنون که کمکم کردي
. محبتِتُ يادم نميره

21:51.750 --> 21:55.870
يادتون نميره که اين اتفاقي که افتادُ
تو فرومِ نخست وزيري بنويسيد ؟ هان ؟

21:55.870 --> 21:58.590
يادتون نميره بنويسيد بخاطرتون
جلويِ رئيسِ گنگسترا دَراومد ؟

21:58.590 --> 22:02.230
. غ . . غ . . غيرممکنه
. . نمي کنم اون کارُ

22:04.200 --> 22:07.890
لطفا خدمتِ جناب نخست وزير عرض کنيد
. که نمي تونم خدمتِشون برسم

22:07.890 --> 22:13.350
. . آخه با اين وضعِ احساسي اي که دارم ؛ اصلا

22:14.920 --> 22:17.040
خ . . خانم رئيس ؟

22:17.040 --> 22:19.540
. قاطي کردم

22:19.540 --> 22:21.970
. . اصلا چطور تونسته بعداز اتفاقي که

22:21.970 --> 22:24.113
براي نخست وزير افتاده پاشه بياد اينجا ؟ . .

22:24.113 --> 22:26.070
درموردِ چي حرف مي زني ؟

22:26.070 --> 22:28.290
. لازم نيست بدوني

22:29.430 --> 22:32.060
وايسا ببينم . . اون چيه ؟

22:32.060 --> 22:33.090
لکه ي خونه ؟

22:33.090 --> 22:34.890
اه . . اينُ ميگي ؟

22:34.890 --> 22:39.050
وقتي نخست وزيرُ آورديم بيمارستان اينُ پوشيده بودم ؛
. از اونوقتم هنوز فرصت نکردم لباسامُ عوض کنم

22:40.200 --> 22:42.420
. خب . . اين که اهميتي نداره حالا

22:42.420 --> 22:44.720
. نخست وزير سالمِه

22:44.720 --> 22:47.060
. اين ؛ تنها چيزيه که اهميت داره

22:48.270 --> 22:51.270
. اما با اون لباسا نميشه ازش پرستاري کني

22:51.270 --> 22:54.240
. برات چندتا لباس ميارم که عوض کني

22:54.240 --> 22:56.670
. خيلي ممنون ميشم

22:56.670 --> 23:00.330
راستي . . اون دفعه چي ميخواستي ازم بپرسي ؟

23:00.330 --> 23:05.010
به . . نخست وزير مربوط ميشه ؟

23:05.010 --> 23:07.200
. ميشه بگي

23:09.230 --> 23:13.010
اما فکرکنم حتي اگه . .
. ازت نپرسمَم جوابِشُ ميدونم

23:17.790 --> 23:19.700
. " آره " مانسه

23:19.700 --> 23:22.030
. سروصدا راه ننداز و بچه ي خوبي باش

23:22.030 --> 23:25.090
. باشه . . خيلي خب . . ديگه قطع مي کنم

23:32.340 --> 23:35.980
به بچه ها گفتي سفر خارج از کشور رفتيم ؟

23:35.980 --> 23:39.080
. نه
. فکرِ " اوري " بود

23:39.080 --> 23:41.820
اينطور به " مانسه " گفته که
. بعدا غافلگير نشه

23:41.820 --> 23:42.610
اوري " اين کارُ کرده ؟ "

23:42.610 --> 23:45.660
. خيلي نگرانت بود

23:45.660 --> 23:47.770
. ديگه حسابي بزرگ شده

23:50.100 --> 23:53.000
راستي  ؛
. از طرفِ کلابِ " سوسن سفيد"ـم اومده بودن

23:53.000 --> 23:56.180
اما بخاطر يه موضوعي ؛
. برگشتن

23:56.180 --> 23:58.720
ازم خواستن بابت اينکه نشد بيان
. عذخواهي کنم

23:58.800 --> 24:00.400
واقعا ؟

24:01.420 --> 24:03.500
. لازم نبود اينهمه راهُ تا اينجا بيان

24:04.930 --> 24:06.990
. . راستي

24:06.990 --> 24:09.740
چي ميخواستي بهم بگي ؟ . .

24:09.740 --> 24:10.440
هان ؟

24:10.440 --> 24:13.210
. فکرکنم بعداز جراحي شنيدم

24:13.210 --> 24:17.740
مگه نگفتي ميخواي يه چيزيُ بهم بگي ؟

24:17.800 --> 24:20.800
. . اه  . . يه چيزيُ ميخواستم بگم ؟

24:22.300 --> 24:25.520
فکرکنم بخاطر اثر ماده ي بيهوشي
! داشتي خواب مي ديدي

24:25.520 --> 24:28.640
. من . . هيچ وقت همچين حرفيُ نزدم

24:28.640 --> 24:30.470
. . نه

24:30.470 --> 24:32.690
. واقعا شنيدم

24:32.690 --> 24:35.900
! خ . . خواب بوده
! داشتي خواب مي ديدي

24:35.900 --> 24:38.390
حالا اونُ بيخيال ؛
! ببينم . . گوزيدي نخست وزير ؟

24:38.390 --> 24:40.420
! گوز ؟

24:40.420 --> 24:41.280
کدوم گوز ؟

24:41.280 --> 24:44.870
مگه نمي دوني وقتي آدمُ عمل ميکنن
بعدِ دو سه روز بايد بگوزه ديگه ؟ هان ؟

24:44.870 --> 24:46.630
براي اينکه بتوني بخوري و
. بنوشي و بايد حتما بگوزي

24:46.630 --> 24:48.850
چي داري ميگي ؟

24:48.900 --> 24:53.310
. . به وقتش . . طبيعتا . . اگه باشه مي گوزم

24:53.310 --> 24:55.900
مگه مهمه حالا ؟

24:57.210 --> 24:59.990
اي بابا . . بخاطر من نگهِش داشتي . . آره ؟

24:59.990 --> 25:02.930
! خيلي کندذهنم

25:02.930 --> 25:06.570
! همين بيرون منتظرم
! زود باش دفعِش کن

25:09.800 --> 25:11.700
هان ؟

25:13.100 --> 25:15.600
. . واي خدا

25:15.610 --> 25:17.040
چي ؟

25:17.040 --> 25:19.610
رفتي بيمارستان عيادتِ " کُن يول " ؟

25:21.000 --> 25:23.270
مگه ديوونه اي ؟

25:23.270 --> 25:26.400
بدون اينکه بدوني چرا زخمي شده رفتي اونجا ؟

25:26.400 --> 25:29.850
. . من . . مي دونم . . بخاطر همينه که

25:29.900 --> 25:34.300
. خواستم بعنوان همسرت ازت پشتيباني کرده باشم
. مي خواستم هردوکارُ بکنم

25:34.300 --> 25:37.460
. اصلا فراموشِش کن
. نبايد چيزي بگم

25:37.460 --> 25:42.370
بجز اين ؛
. بزودي مي خوام استعفانامه امُ بدم

25:42.370 --> 25:44.460
استعفانامه " ؟ "

25:44.460 --> 25:46.000
چرا آخه ؟

25:46.000 --> 25:49.160
! پدرم کلي جون کند تا به اون سِمت برسي

25:49.160 --> 25:50.530
چرا داري بيخيالِش ميشي ؟

25:50.530 --> 25:56.130
حالا که پدرت اون پُستُ بهم داده ؛
. وقتي هم که بهم بگه بايد پسِش بدم

25:56.130 --> 25:58.900
. دارم از الان بهت ميگم تا آماده باشي

25:58.900 --> 26:01.230
! ن . . نه
! نميشه

26:01.230 --> 26:04.180
. . نمي دونم با پدرم درموردِ چي حرف زدين

26:04.180 --> 26:06.030
! اما نميشه استعفا بدي . .

26:06.030 --> 26:09.990
. استعفا نده
! با پدرم حرف مي زنم ! نکن اون کارُ عسلم

26:09.990 --> 26:13.020
مي دوني بابات چه جور آدميه ؟

26:13.020 --> 26:14.280
هان ؟

26:14.280 --> 26:16.000
. آره

26:16.000 --> 26:18.860
. فکر کنم بهتره چيزي ندوني

26:21.320 --> 26:23.650
. . ع . . عسلم

26:24.560 --> 26:28.330
آخه بابام چيکار کرده ؟

26:29.600 --> 26:31.000
. . هيونگ ؛

26:32.300 --> 26:35.600
خيلي وقته نيومده بودم . . نه ؟ . .

26:35.600 --> 26:38.700
. يه عالمه کار براي انجام دادن دارم

26:38.760 --> 26:41.340
. اون يارو زخمي شده

26:41.340 --> 26:43.550
. . اما

26:45.500 --> 26:49.360
. نمي دونم چرا نگرانشم . .

26:51.610 --> 26:54.450
يعني بخاطر " داجونگِ"ـه ؟

26:58.700 --> 27:01.000
. . بخاط تو

27:02.390 --> 27:05.120
. نبايد اينطوري باشم هيونگ . .

27:10.120 --> 27:12.840
. . احتمالا خواهرايي که از صومعه اومده بودن

27:12.840 --> 27:15.540
. داوطلب شده بودن تا موهاشُ کوتاه کنن . .

27:15.540 --> 27:16.620
داوطلب شده بودن " ؟ "

27:16.700 --> 27:22.200
حتي همين امروز ؛ کمک کردن موهامُ کوتاه کنم ؛
. اتفاقا کارشون هم خيلي تميز بود

27:24.150 --> 27:25.990
اوه . . جدي ؟

27:25.990 --> 27:29.090
. تا امروز فکر ميکردم کارِ پرستارايِ بيمارستانه

27:29.100 --> 27:36.400
نه ؛ داوطلب ها خوب به برادرت رسيدگي ميکنن ؛
. پس . . اصلا غصه نخور

27:36.460 --> 27:40.760
راستي . . نخست وزير " کُن " خوبه ؟

27:40.760 --> 27:43.990
. داجونگ " گفت امروز مرخص ميشه "

27:44.000 --> 27:48.900
بله ؛ اين مدت " داجونگ " براي
. پرستاري از نخست وزير خيلي زحمت کِشيد

27:48.900 --> 27:52.600
زحمت يعني چي ؟
. مشخصا بايد اونکارُ مي کرد

27:53.470 --> 27:54.820
. . بگذريم

27:54.820 --> 28:00.650
خيلي ممنونتم که هروقت مياي ملاقات
. اين غذاهايِ خوشمزه رو مياري

28:02.750 --> 28:08.930
دفعه ي بعد که داوطلب هايي که براي کمک به برادرم
. ميانُ ديدين ؛ بهشون بگين که بايد ازشون تشکر کنم

28:08.930 --> 28:12.050
وسطِ هفته که نمي تونم بيام ؛
. لطفا کمکم کنيد

28:12.050 --> 28:17.490
. اصلا غصه اشُ نخور
. قيافه هاشونُ کامل يادمه

28:19.080 --> 28:22.740
! نگاه کن . . خودشه
! خواهر ! خواهر

28:29.300 --> 28:31.200
! بابا

28:32.300 --> 28:34.200
. " کُن مانسه "

28:36.400 --> 28:38.430
خوبي نخست وزير ؟

28:38.430 --> 28:40.850
. آره

28:40.850 --> 28:44.280
من که نبودم مشکلي نداشتيد ؟

28:44.280 --> 28:47.970
بابا ! ديگه تو خونه پيشِ آجوما مي موني ؛ آره ؟

28:47.970 --> 28:49.520
جايي نميري ؟

28:49.520 --> 28:52.680
. آره
. خونه مي مونيم

28:54.790 --> 28:55.570
تو چطوري ؟ خوبي ؟

28:55.570 --> 28:57.190
. آره بابا

28:58.340 --> 28:59.480
خوب شدي ؟

28:59.500 --> 29:01.200
. آره

29:01.760 --> 29:07.040
شنيدم وقتي نبودم ؛
. از خواهر و برادرت بخوبي نگهداري کردي

29:07.040 --> 29:08.380
. ممنون

29:08.380 --> 29:09.250
. کار خاصي نبوده حالا

29:09.250 --> 29:11.170
راستي . . " نارا " کجاس ؟

29:11.170 --> 29:12.560
کجا رفته ؟

29:12.560 --> 29:19.250
خداجون  . . ممنون که دعاهامُ جواب دادي و
. گذاشتي بابام صحيح و سالم برگرده خونه

29:19.250 --> 29:24.160
اما نبايد اينطور فکر کني که
. به اين راحتيا کليسا مياما

29:24.160 --> 29:28.920
. آخه هنوز يه آرزويِ ديگه دارم

29:28.920 --> 29:32.820
اگه براي اوپا " تِوونگ " کمکم کني
. ديگه حتما حتما هميشه کليسا ميام

29:32.820 --> 29:37.080
! پس ؛ بايد اين آرزومُ برآورده کني

29:37.080 --> 29:39.280
. آمين

29:39.280 --> 29:41.600
کُن نارا"يي ؟ "

29:43.900 --> 29:46.500
! " اوپا " تِوونگ

29:46.530 --> 29:49.790
چرا موقع تطيلي کليسا اومدي ؟

29:49.790 --> 29:51.170
برا اعتراف اومدي ؟

29:51.170 --> 29:53.300
اع . . اعترا . . چي ؟

29:53.300 --> 29:55.910
. فقط اومدم دعا کنم

29:55.910 --> 29:57.500
غسلِ تعميدِت ندادن ؟

29:57.500 --> 30:00.500
. نه
چطو ؟

30:00.500 --> 30:03.650
اه غسل تعميدم نداده باشن ؛
خدا جوابمُ نميده ؟

30:03.700 --> 30:05.000
. همين ديگه . . چرا

30:05.040 --> 30:08.130
. فقط يه حسي بهم ميگفت غسلِ تعميدِت ندادن

30:08.130 --> 30:09.400
. هي اوپا

30:10.810 --> 30:13.100
. . اگه غسل تعميدَم بدن

30:13.100 --> 30:15.870
. . يه اسمي مثل . .

30:15.870 --> 30:17.600
مايکل " هم برام ميذارن ؟ " . .

30:17.600 --> 30:20.080
. فکرکنم

30:20.080 --> 30:21.440
نارا " . . تولدِت کِيِه ؟ "

30:21.440 --> 30:23.160
منُ ميگي ؟

30:23.160 --> 30:26.540
. بيست و نهُمِ ماهِ سپتامبر

30:26.540 --> 30:27.950
واقعا ؟

30:27.950 --> 30:29.180
. عاليه

30:29.180 --> 30:30.770
. مالِ منم بيست و نهُمِ سپتامبره

30:30.770 --> 30:32.560
جدي ؟

30:32.560 --> 30:34.960
آخه روزِ جشنِ " سنت مايکل " هم
. بيست و نهمِ سپتامبره

30:34.960 --> 30:36.960
بخاطر همين اسمِ غسل تعميديمُ . .
. مايکل " انتخاب کردن "

30:36.960 --> 30:38.960
. . اما تو دختري . . بذار ببينم

30:38.960 --> 30:41.180
. " آره . . اسمِتُ ميذاريم " ميشِلِه . .

30:41.180 --> 30:42.670
چطوره ؟ -
ميشِلِه " ؟ " -

30:42.670 --> 30:43.340
ميشِلِه " ؟"

30:43.340 --> 30:45.160
. اسمِ يکي از سه فرشته ي مقرب خداس

30:45.160 --> 30:47.250
فرشته " ؟ "

30:47.250 --> 30:48.780
. . خب

30:48.780 --> 30:53.030
. اينُ قبول دارم که مثل فرشته ها خوشگلم

30:53.030 --> 30:55.180
. خيلي بانمکي

30:55.180 --> 30:57.190
. بعدا مي بينمت

30:57.190 --> 30:59.310
. گفت بانمکم

30:59.310 --> 31:01.240
! گفت بانمکم

31:01.240 --> 31:03.510
. . اي واي . . اي واي

31:12.240 --> 31:15.080
! نخست وزير
داري چکار ميکني ؟

31:15.080 --> 31:17.700
نمي بيني دارم کار مي کنم ؟

31:18.860 --> 31:20.290
. . ببين

31:20.290 --> 31:22.980
. يه سري اسنادِ توافقيِه که بايد امضاشون کنم

31:22.980 --> 31:25.290
. يکي دوتا که نيس

31:26.460 --> 31:27.113
. " نام داجونگ "

31:27.113 --> 31:31.250
يادت رفت دکتر گفت بايد استراحت مطلق داشته باشي ؟

31:31.870 --> 31:34.030
! همه رو باخودم مي برم

31:34.060 --> 31:36.580
پس ميگي چکار کنم ؟

31:36.580 --> 31:37.760
يعني چي چيکار کني ؟

31:37.760 --> 31:39.880
! بايد استراحت کني ديگه

31:42.170 --> 31:44.710
يعني چي " استعفا ميدي " ؟

31:44.710 --> 31:47.280
. نبايد از اين حرفا بزني

31:47.280 --> 31:49.720
بهرحال ؛ بخاطر اينکه نخست وزير " کُن " ؛
. . موردِ چنين حمله اي قرار گرفتن

31:49.720 --> 31:53.113
. . يکي بايد مسئوليتِشُ بپذيره . .

31:53.113 --> 31:55.680
. تا بارِ رويِ شونه هايِ شما سبک تر بشه . .

31:57.290 --> 31:58.620
. . خ . . خب . . قبول . . اما

31:58.620 --> 32:03.060
بنظرتون اگر من ؛ که بيشترين مخالفتُ
. . با برنامه هايِ ايشون داشتم استعفا بدم

32:03.060 --> 32:05.620
از ديدِ مردم خوب بنظر نميرسه ؟ . .

32:06.160 --> 32:08.790
. " ممنونم وزير " پارک

32:08.790 --> 32:12.140
. . تصميمِ فداکارانه ي شما

32:12.140 --> 32:14.550
. چيزيه که هرگز از ياد نخواهم بُرد . .

32:14.630 --> 32:16.490
. چيز مهمي نيست

32:16.490 --> 32:19.860
. فردا استعفانامه امُ مي فرستم دفترتون

32:20.940 --> 32:25.600
. نمي فهمم چرا بايد تا اينجاها پيش مي رفتيد

32:25.970 --> 32:28.830
بهرحال ديگه از عروسکِ خيمه شب بازيِ
. پدرزنم بودن خسته شده بودم

32:28.830 --> 32:29.830
. فکر کنم اتفاق خوبي باشه

32:29.830 --> 32:32.530
از اين به بعد چکار مي کنيد ؟

32:34.400 --> 32:36.430
. کي ميدونه

32:36.430 --> 32:39.180
. سرِ فرصت فکرامُ مي کنم

32:39.180 --> 32:41.720
. از امروز ؛ فقط مي خوام استراحت کنم

32:48.770 --> 32:50.630
بله ؟

32:53.030 --> 32:54.710
واقعا ؟

32:55.090 --> 32:56.450
. باشه

32:56.450 --> 32:58.280
! وزير

33:00.200 --> 33:03.000
. معلوم شد داستانِ برادرِ " کانگ اينهو " چي بوده

33:03.000 --> 33:05.630
چه رابطه اي با " کُن يول " داره ؟

33:06.140 --> 33:07.750
. . چيزه

33:15.730 --> 33:17.100
چرا دوباره مي خواستي منُ ببيني ؟

33:17.100 --> 33:19.750
. . اون دليلِ شخصي اي که گفتيُ

33:20.390 --> 33:22.550
. به قطع مي دونم چيه . .

33:24.270 --> 33:26.000
. مثل اينکه بالاخره معما رو حل کردي

33:26.000 --> 33:28.590
چرا قبلا به فکرم نرسيده بود ؟

33:29.260 --> 33:31.060
. . کانگ سوهو " ؛ "

33:32.900 --> 33:35.910
ارشدِ کالجِ " نارا " و
. کسي که روانپزشکِش بود

33:36.780 --> 33:41.010
همينطور کسي که موقع تصادف
. همراهِش بود

33:41.010 --> 33:42.330
درست ميگم . آره ؟

33:42.330 --> 33:45.030
. يه چيزُ جا انداختي

33:45.030 --> 33:47.330
. . اون ؛ آخرين کسيه که

33:47.330 --> 33:49.320
. پارک نايونگ " عاشقش بود " . .

33:49.320 --> 33:52.380
. . قبلا گفتي

33:52.380 --> 33:55.450
. . اوني که برادرتُ به اين روز انداخته . .

33:55.450 --> 33:57.490
. کُن يولِ"ـه "  . .

33:59.450 --> 34:01.470
. پس ؛ يه چيزِيُ بهم بگو

34:01.470 --> 34:05.630
آيا " کُن يول " ؛
مسئولِ مرگِ " نايونگ " هم هست ؟

34:06.400 --> 34:10.650
فکر ميکني " کُن يول " ؛
باعثِ اون تصادف شده ؟

34:10.650 --> 34:12.470
چي ازم ميخواي ؟

34:12.470 --> 34:14.650
. " کانگ اينهو "

34:15.700 --> 34:19.430
. هرچي دليل و مدرک داريُ برام بيار

34:19.750 --> 34:21.970
. . مي خوام

34:21.970 --> 34:24.380
. کُن يول"ـو نابود کنم " . .

34:33.130 --> 34:35.940
مي خواين براي کي ببرينش ؟

34:35.940 --> 34:39.450
. يکي که ازش ممنونم

34:41.020 --> 34:44.740
« بابت مرخص شدن از بيمارستان تبريک ميگم نخست وزير »

34:51.520 --> 34:54.830
چرا اينقدر ناگهاني آوردينم کليسايِ جامع ؟

34:54.830 --> 34:56.650
« جشنواره ي تعطيلاتِ زمستانه »

34:58.440 --> 35:01.050
فکر کردي بيايم اينجا تا
بچه ها حسابي خسته بشن ؟

35:01.740 --> 35:05.260
راستش ؛
. قراره " اوري " اجرا داشته باشه

35:05.260 --> 35:07.290
چي ؟
اوري " ؟"

35:07.290 --> 35:11.310
چونکه نمي خواست نااميدِت کنه
. . از اون گروهِ موسيقي بيرون اومد

35:11.310 --> 35:14.310
. اما مثل اينکه خيلي دلِش ميخواسته بخونه . .

35:17.510 --> 35:20.480
تاحالا خوندنشُ نديدي . . درسته ؟

35:20.480 --> 35:23.340
فکرکردم اگه فرصتش پيش بياد که
. . صداشُ گوش بدي خوب ميشه

35:23.340 --> 35:25.900
. بخاطر همين اينجا آوردمت . .

35:28.820 --> 35:35.650
. . عهدي که براي عشق ابدي بستم

35:35.650 --> 35:42.660
. وقتي بيدار شدم ناپديد شد . .

35:42.660 --> 35:47.490
. . ديشب که شنيدم صدايت مرا مي خواند

35:47.600 --> 35:56.500
. بايد رويا بوده باشد . .

35:56.540 --> 36:03.280
. . پس از اينکه دور شدي

36:03.280 --> 36:09.370
. قلبم در غم و اندوه قوطه ور شد . .

36:10.130 --> 36:16.070
دوباره کِي ميشه همديگه رو ببينيم ؟

36:16.100 --> 36:23.000
. تويي که نگاهت به آفتاب است

36:23.030 --> 36:28.140
. . وقتي نگاهم ميکني

36:29.090 --> 36:35.260
. تمام ناخوشي هام برطرف ميشن  . .

36:35.260 --> 36:37.230
اين " نارا " کجا رفته ؟

36:37.230 --> 36:40.610
آجوما ؛ چي بابام بيرون نمياد ؟

36:41.520 --> 36:44.180
. مي خواست يه چيزي به برادرت بگه

36:45.060 --> 36:47.660
. هيچ وقت فکرشُ نمي کردم تا اينجا بياي

36:47.660 --> 36:49.360
. " کُن اوري "

36:50.650 --> 36:53.870
اينقدر موسيقيُ دوس داشتي ؟

36:54.900 --> 36:56.820
. آره

36:56.820 --> 36:58.900
چونکه مي خواستي شورش کني ؟

36:58.900 --> 37:02.820
. خب ؛ يمقداري

37:03.730 --> 37:05.860
. باشه . . برو دنبالش

37:06.550 --> 37:08.270
! پدر

37:08.270 --> 37:10.410
. . مدت ها بود که

37:10.410 --> 37:13.040
. صورتِتُ اينقدر بشاش نديده بودم . .

37:14.160 --> 37:16.690
. . فقط همين يه دليل کافيه که

37:18.220 --> 37:19.290
. بهت اجازه بدم . .

37:19.290 --> 37:20.810
. . پدر

37:20.810 --> 37:22.930
يعني دوباره مي تونم تو گروهِ موسيقي . .
فعاليت کنم ؟

37:23.910 --> 37:27.350
! اما بايد تو مدرسه ـت اول بشي

37:27.350 --> 37:29.260
! يعني چي ؟

37:29.260 --> 37:31.300
اگه نتوني ؛
. منم نمي تونم موافقت کنم

37:31.300 --> 37:34.730
. اين که با عقل جوردرنمياد
چطور مي تونم نفرِ اولِ مدرسه بشم ؟

37:34.730 --> 37:37.000
. باشه . . نفرِ اولِ کلاسِتون بشو

37:37.000 --> 37:38.360
حالا نميشه دوم بشم ؟

37:38.360 --> 37:39.410
! به قدرتِ موسيقي ايمان داشته باش

37:39.410 --> 37:40.570
! بابا

37:40.570 --> 37:42.990
پس تا رتبه ي دوم جا داره ديگه . . خب ؟

37:43.360 --> 37:45.040
اوپا " هان تِوون"ـو نديدي ؟

37:45.040 --> 37:46.750
نه . . تو چي ؟

37:46.750 --> 37:48.650
. نه . . نديدمش

37:51.710 --> 37:54.900
اين اوپا کجاس ؟

37:58.060 --> 37:59.500
. " کُن نارا "

37:59.500 --> 38:03.180
. . تو که حتي کليسايِ جامعمون نمياي

38:03.180 --> 38:04.250
ديگه اينجا چکار ميکني ؟ . .

38:04.250 --> 38:06.030
تابلو نيس ؟

38:06.030 --> 38:08.970
. بخاطر اين اومده که اوپا " تِوونگ"ـو دوس داره

38:08.970 --> 38:10.040
چي ؟

38:10.040 --> 38:13.300
هي . . حرفات تموم شدن ؟

38:13.300 --> 38:16.120
هي " کُنِ بدشانسي بيار " ؛
. . چونکه الان تعطيلات زمستونه ـس

38:16.120 --> 38:19.500
فکر کنم چون چشمَم بهت نميفته بتونم تحمل کنم ؛
. اما اگه بخواي ادامه بدي درگيري داريم اونوقت

38:19.500 --> 38:22.180
تا دارم مثل بچه ي آدم باهات حرف مي زنم
! ديگه اطرافِ کليسامون پيدات نشه . . خب ؟

38:22.180 --> 38:24.890
اگه به حرفات گوش ندم چي ؟
مثلا ميخواي چکار کني ؟

38:24.890 --> 38:27.690
! دختره ي فسقلي -
! هي بچه ها -

38:30.150 --> 38:32.280
داريد چکار مي کنيد ؟

38:34.000 --> 38:35.910
داشتيد " نارا " جونمونُ مي زديد ؟

38:35.910 --> 38:38.760
اين اوني کيه که يهويي سروکله اش پيدا شد ؟

38:38.760 --> 38:41.950
اوني يعني چي ؟
. . اين خانم

38:43.790 --> 38:46.080
! مامانمِه . .

38:49.060 --> 38:49.780
مامان " ؟ "

38:49.780 --> 38:52.250
! آره
! مامان جونمونه

38:52.250 --> 38:55.130
! مامان
! اين دختره مي خواست منُ بزنه

38:55.670 --> 38:57.540
جدي ؟

38:58.270 --> 39:02.330
اصلا چطور به خودت اجازه دادي بخواي
تو همچين مکانِ مقدسي دوستِتُ کتک بزني ؟

39:02.330 --> 39:05.460
مي خواي با اين آجوما درگير بشي ؟
هان ؟

39:15.800 --> 39:17.960
. . اه

39:19.240 --> 39:23.050
. . اونوقت که مامان صدات کردم

39:23.920 --> 39:25.840
ميدوني که همينطوري بود . . هان ؟ . .

39:25.840 --> 39:27.860
چي ؟

39:27.860 --> 39:29.310
. آره

39:29.310 --> 39:31.290
! بابا

39:31.290 --> 39:33.060
جونم ؟

39:33.060 --> 39:36.770
! بابا ؛ الان نونا ؛ آجوما رو " مامان " صدا کرد

39:36.770 --> 39:37.900
چي گفتي ؟

39:37.900 --> 39:40.190
. " هي ؛ " کُن مانسه

39:40.190 --> 39:41.530
تو ساکت نميشي ؟

39:41.530 --> 39:43.980
هي . . چرا اينقدر لفتِش داديد ؟

39:43.980 --> 39:47.120
. بيخودي داري بهم گير ميديا

39:48.300 --> 39:49.730
! هي
! تو

39:49.730 --> 39:51.950
. حالا . . بياين بريم
. بريم ديگه

40:03.940 --> 40:06.100
. خيلي دير کرده

40:27.380 --> 40:30.080
آخه بابا ؛
. فکر نکنم بتونم تو مدرسه اول بشم

40:30.080 --> 40:33.690
چرا نتوني ؟
. فقط بايد سخت تلاش کني

40:33.690 --> 40:36.470
راستي ؛
اسمِ اون ترانه چي بود که خوندي ؟

40:36.470 --> 40:37.420
« به جايي که تو هستي »

40:37.420 --> 40:38.710
واقعا ؟

40:38.710 --> 40:40.600
. درسته

40:40.600 --> 40:42.630
. بچه ها ؛ زودباشيد براي خوابيدن حاضر بشيد

40:42.630 --> 40:45.150
. باشه . . شب بخير

40:47.480 --> 40:50.230
اين گُلا چيَن ؟

40:56.340 --> 41:00.180
« بابت مرخص شدن از بيمارستان تبريک ميگم نخست وزير »

41:00.180 --> 41:03.490
قبلا با سرمنشي " سو " حرف زدم و
. گفت منتظر مي مونه تا بيايم

41:03.490 --> 41:05.690
. مثل اينکه رفته

41:15.780 --> 41:18.860
« نخست وزير کُن يول »

41:44.660 --> 41:46.880
. تبريک ميگم ارشد

41:46.880 --> 41:49.170
. بالاخره نماينده ي مجلس ملي شديد

41:49.170 --> 41:50.080
. همه ـش بلطفِ توئه

41:50.080 --> 41:54.080
اگه بخوام دِينمُ بهت ادا کنم ؛
. حالا حالاها کار داره

41:54.080 --> 41:57.920
راهنمايي که مي رفتيم حادثه زياد برام پيش ميومد ؛ اما
. شما باعث شديد به اين آدمي که امروز هستم تبديل بشم

41:57.920 --> 41:59.710
. دوباره داري اون حرفُ ميزني

41:59.710 --> 42:02.590
مي دوني تا امروز چقدر کمکم کردي ؟

42:20.820 --> 42:23.630
. تب داري

42:23.630 --> 42:26.870
. مثل اينکه امروز خيلي به خودت فشار آوردي

42:26.870 --> 42:28.600
. . حالا چکار کنيم

42:29.580 --> 42:31.720
. " نام داجونگ "

42:32.950 --> 42:34.780
. ازت ممنونم

42:39.220 --> 42:42.050
. . امروز ؛ بلطفِ تو

42:43.900 --> 42:47.370
. . تونستم " اوري"ـو درک کنم . نه

42:48.760 --> 42:50.510
. . درواقع . .

42:52.400 --> 42:54.330
. تونستم قلبِ خودمُ بفهمم که کجاس . .

42:54.330 --> 42:57.090
منظورت چيه ؟

42:57.090 --> 42:59.390
. . همسرم

43:02.930 --> 43:05.190
. نوازنده بود . .

43:06.750 --> 43:10.720
. بخاطر همينه خوشم نميومد " اوري " دنبال موسيقي بره

43:13.040 --> 43:15.460
. . چونکه بخاطرش

43:16.930 --> 43:19.270
. يادِ همسرِ مرحومَم ميفتادم . .

43:20.720 --> 43:23.970
. اينقدر سخت و دردناک بود که تحملشُ نداشتم

43:25.200 --> 43:27.690
. اما فقط مشکلِ خودم بود

43:29.470 --> 43:32.120
مگه دِلتنگِش نشدي ؟

43:34.440 --> 43:36.990
. . چرا اينقدر برات سخت و دردناکِه

43:36.990 --> 43:39.970
که يادِ همسرِت بيفتي ؟ . .

43:39.970 --> 43:42.060
. . اون

43:45.900 --> 43:47.540
. . اون

43:48.980 --> 43:51.550
. بخاطر اينه که خيلي ازش رنجيده خاطرم

43:56.780 --> 43:59.980
. . فکر کنم طبيعي باشه اوني که اول ميره

43:59.980 --> 44:02.850
. . تو قلبِ بازمانده ها . .

44:02.850 --> 44:05.970
. مايه ي رنجشِ خاطر باشه . .

44:07.580 --> 44:10.250
. . منم

44:10.250 --> 44:13.330
. . از مادرم که من و بابامُ . .

44:13.330 --> 44:16.460
. گذاشت و رفت رنجيده خاطر بودم . .

44:17.700 --> 44:21.010
. . اما بعدش که خوب بهش فکر کردم

44:21.010 --> 44:23.780
فهميدم اوني که بيشتر از همه . .
. . حقشه که دلمون براش بسوزه

44:24.890 --> 44:26.970
. مادرمه . .

44:29.520 --> 44:32.490
اما خب . . ما زنده ايم ديگه . . ميدوني چي ميگم ؟

44:32.490 --> 44:35.480
. . حتي اگه امروز بخاطر ناراحتيمون برامون سخت باشه

44:35.480 --> 44:38.430
. بازم فردا رو داريم . .

44:43.190 --> 44:49.120
حالا که فکرشُ مي کنم ؛ اين ؛
. دفعه ي اوليه که درموردِ همسرت حرف زدي

44:49.120 --> 44:53.130
. هرازگاهي باهام دردُدِل کن
. به حرفات گوش ميدم

44:55.390 --> 44:57.950
. ديروقته

44:57.950 --> 45:01.180
. تو هم بايد بري بخوابي

45:01.180 --> 45:03.960
نميشه همينطوري پاشم برم که . . مگه نه ؟

45:03.960 --> 45:07.710
. يه مدتي ميشه نبودي
. مي خوام برات کتاب بخونم

45:08.640 --> 45:12.350
. غصه نخور
. ايندفعه راحت خوابم مي بره

45:19.670 --> 45:25.290
. شهرزاد " هرشب بي توقف داستانيُ تعريف مي کرد "

45:25.290 --> 45:29.200
  . . بعداز تموم شدنِ " علاءالدين و چراغ جادو " ؛

45:29.200 --> 45:32.020
. " فوري ميرفت سراغِ " علي بابا و چهل دزد

45:32.020 --> 45:36.920
. داستان هايِ " شهرزاد " آخر نداشتن

45:37.730 --> 45:40.400
. . چونکه

45:42.560 --> 45:45.900
. . اگر اين داستان طولاني تموم ميشد . .

45:46.940 --> 45:50.190
. اونوقت بايد از کنار سلطان ميرفت . .

45:53.130 --> 45:56.290
. نمي خواست از سلطان جدا بشه

45:59.920 --> 46:02.380
 . . چونکه

46:04.280 --> 46:06.760
. به دامِ عشقِ سلطان گرفتار شده بود . .

46:09.650 --> 46:14.360
اين بود که " شهرزاد " ؛
. . که نمي خواست از کنار سلطان بره

46:16.080 --> 46:18.900
. . دستِ آخر . .

46:18.900 --> 46:22.080
. تصميم گرفت به عشقِش اعتراف کنه . .

46:22.080 --> 46:24.370
. وايسا ببينم

46:26.260 --> 46:29.880
اينايي که الان گفتي ؛
تو همين کتابِ " هزار و يک شب " نوشته شدن ؟

46:29.880 --> 46:33.560
چي ؟ -
. . مطمئنم اين کتابُ خوندم -

46:33.560 --> 46:38.610
اما درموردِ اعتراف به عشقِ " شهرزاد " ؛ . .
. . جلويِ سلطان

46:38.610 --> 46:41.340
. فکر نکنم اونجا چيزي نوشته شده باشه . .

46:42.630 --> 46:46.230
. نخست وزير ؛ تو که هر شيش تا جلدِشُ نخوندي

46:46.230 --> 46:48.120
. اين ؛ جلدِ پنجمِه

46:48.120 --> 46:50.460
جلدِ پنجم " ؟ "

46:50.460 --> 46:53.020
. اگه اينه که تازه باورنکردني ترَم ميشه

46:53.020 --> 46:57.370
فکرکردي اگه " شهرزاد " عشقشُ اعتراف کنه ؛
سلطان اجازه ميده کنارش بمونه ؟

46:57.370 --> 47:00.450
. به جلدِ شيشُم نرسيده کُشته بودش -
! چي ؟ -

47:01.880 --> 47:04.710
. . اگه دختر اول عشقشُ اعتراف کنه

47:05.970 --> 47:08.113
. به چشمِ پسر خيلي ساده و دمِ دست ميرسه . .

47:08.113 --> 47:11.480
ساده و دمِ دست " ؟ "

47:15.250 --> 47:21.330
خب ؛ با توجه به زمينه ي خشم و
. . ناراحتيِ سلطان

47:21.330 --> 47:25.770
بنظرم موردي نداره که اجازه بده . .
. همچين زنِ آسوني زنده بمونه

47:31.180 --> 47:34.640
حالا چرا ادامه ـشُ نمي خوني ؟

47:34.640 --> 47:37.280
! چونکه مي خوام عُمرم طولاني باشه

47:41.130 --> 47:43.870
. لااقل بذار کتاب بمونه

48:21.460 --> 48:24.400
« اظهاراتِ شهود »

48:38.030 --> 48:40.360
. " نام داجونگ "

48:44.570 --> 48:46.770
کجا رفته ؟

48:51.300 --> 48:53.590
. اينجام نيس

49:17.150 --> 49:20.920
. داستان هاي " شهرزاد " آخر نداشتن و تموم نمي شدن

49:20.920 --> 49:26.450
چونکه بمحض تموم شدن داستاني ؛ " شهرزا " فورا
. شروع ميکرد به تعريفِ داستان بعدي

49:26.450 --> 49:28.920
 . . روزِ بعد ؛ مثلِ يه پيشخدمتِ عادي

49:28.920 --> 49:30.920
. . ملکه بيدار شد و گفت . .

49:30.920 --> 49:35.080
. داستان هاي " شهرزاد " تموم نمي شدن

49:35.080 --> 49:37.470
. . چونکه

49:37.470 --> 49:40.160
. . با خودش ميگفت اگر داستان تموم بشه . .

49:40.160 --> 49:43.340
. اونوقت مجبوره از پيشِ  سلطان  بره . .

49:44.630 --> 49:47.630
. آخه نمي خواست از سلطان جدا بشه

49:50.250 --> 49:54.310
متن کتاب ؛
. با اوني که ديشب مي خوند فرق ميکنه

49:54.310 --> 49:58.400
بابام بهت گفت بخاطر نخست وزير خيلي نگرانه ؟

50:00.060 --> 50:02.790
. خيلي نگران بود

50:02.790 --> 50:05.340
. چونکه فکر ميکرد به همين وضعي که الان داري بيفتي

50:07.710 --> 50:11.250
. گفت مشکلي نداره . . پس غصه نخور

50:11.250 --> 50:15.530
بعدشم . . اين آخر هفته که براي ملاقات رفتي
. يه عالمه غذاي خوشمزه براش ببر

50:15.530 --> 50:20.810
چي ببرم ؟
مرغ " ؟ " سوندِه " ؟ " رونِ خوک " ؟ "

50:20.810 --> 50:21.840
. " داجونگ "

50:21.840 --> 50:22.980
چيه ؟

50:22.980 --> 50:26.170
. خيلي خوشم مياد

50:26.170 --> 50:29.870
. خوشم مياد از اينکه بهم نگاه مي کني و لبخند مي زني

50:29.870 --> 50:33.930
. خيلي خوشم مياد
. . اين قيافه رو

50:33.930 --> 50:36.360
بنظرت تا کِي مي تونم اينطوري ببينمش ؟

50:36.360 --> 50:41.050
چرا داري اين حرفا رو ميگي ؟

50:41.050 --> 50:44.010
. همينطوري

50:44.010 --> 50:48.570
. ممکنه يه زماني برسه که همه چي عوض بشه

50:48.570 --> 50:51.320
. . اما . . حتي اونوقتم

50:51.320 --> 50:54.540
مي توني اون روزَم باز بهم نگاه کني و . .
لبخند بزني ؟

50:55.970 --> 50:58.920
. يه چيزيه که همينطوري يهويي به فکرم رسيد

50:58.920 --> 51:01.370
. " رئيس " کانگ

51:01.370 --> 51:05.680
. . اون کاري که قبلا گفتي بايد انجام بدي

51:05.680 --> 51:09.390
احتمالا به برادرت مربوط نميشه ؟ . .

51:16.290 --> 51:19.070
. . کسي که برادرمُ به اين روز انداخته

51:22.220 --> 51:24.280
. بذار صحبت کردن درموردِشُ تموم کنيم

51:26.540 --> 51:30.140
مي خواي يه کاري مثل انتقام گرفتن انجام بدي ؟

51:30.140 --> 51:32.330
. اگه اينه . . پس نکن اون کارُ

51:33.970 --> 51:38.930
نمي خوام حرفِ اخلاقياتُ پيش بکِشم و مثلا
. بهت بگم بخشِش و گذشت ؛ بهترين کارِه

51:38.930 --> 51:40.650
. همينطوري ميگم . . اين کارُ نکن

51:40.650 --> 51:44.060
. . بخاطر خودت

51:44.060 --> 51:47.340
. هيچ وقت دنبال چيزي مثل انتقام گرفتن نرو . .

51:50.750 --> 51:53.410
. . چونکه اگر اين داستانِ طولاني به آخر مي رسيد

51:53.410 --> 51:56.800
. مجبور ميشد از پيشِ سلطان بره . .

51:56.800 --> 51:59.360
. آخه نمي خواست ازش جدا بشه

52:05.010 --> 52:08.760
! نخست وزير
. وزير " پارک جونکي " استعفا داده

52:08.760 --> 52:10.230
چي ؟

52:11.150 --> 52:14.320
چرا وزير " پارک جونکي " اينقدر ناگهاني استعفا داده ؟

52:14.320 --> 52:19.950
بنظرت برنامه ي رئيس " نا " نبوده تا اينطوري
بعداز حمله اوضاعُ مقداري عادي تر کنن ؟

52:19.950 --> 52:25.460
اينطورم باشه ؛ هيچ کس پيش بيني نمي کرد
. که " پارک " به اين راحتيا استعفا بده

52:25.460 --> 52:29.450
حتي اگه بعدشم باز ديدي که
. اتفاق پيش بيني نشده اي افتاد خيلي غافلگير نشو

52:29.450 --> 52:31.640
چي ؟

52:31.640 --> 52:34.740
قراره امروز نخست وزير تو دانشگاهي
که ازش فارغ التحصيل شده نطق کنه . درسته ؟

52:34.740 --> 52:40.400
. تو همينجا باش
. امروز ؛ خودم به همه چي رسيدگي مي کنم

52:44.600 --> 52:49.170
. خيلي وقته اينجا نيومده بودم

52:49.170 --> 52:53.470
. برام مثل ساختنِ يه پوسترِ دست ساز مي مونه

52:53.470 --> 52:56.380
. " همراهِ تو و " جونگي

52:58.140 --> 53:03.420
چرا چيزي درموردِ
استعفايِ وزير " پارک جونکي " نمي گين ؟

53:06.320 --> 53:09.270
. . اگه مي تونستم زمانُ به عقب برگردونم

53:09.270 --> 53:12.270
چه زمانيُ بهتر بود انتخاب کنم ؟ . .

53:15.950 --> 53:21.160
دفعه ي اولي که تو دانشگاه ؛
با " جونکي " آشنا شدم ؟

53:21.160 --> 53:22.710
. . يا

53:23.970 --> 53:27.000
روزي که با " نايونگ " ازدواج کردم ؟

53:29.490 --> 53:32.220
. . زمانُ به چه دوره اي بر گردونم

53:32.220 --> 53:34.890
تا بتونم اين نخ هايِ بهم تنيده و گره خورده رو بازکنم ؟

53:34.890 --> 53:39.710
. . اگه از من مي پرسيد . . من

53:39.710 --> 53:41.980
. برش مي گردوندم به وقتي که دوم راهنمايي بودم

53:41.980 --> 53:44.420
. . اگه سالِ دومِ راهنماييت باشه . . پس ميشه

53:46.870 --> 53:51.200
وقتي " سو هيجو " ؛ . .
گنده لاتِ محله ي " سسانگمون " بود ؟

53:51.200 --> 53:53.140
يادت رفته ؟

53:53.200 --> 53:56.120
. . با دوستام وسطِ دعوايِ بينِ دارو دسته ها بوديم که

53:56.120 --> 53:58.790
. تو اومدي و نجاتم دادي . .

54:00.330 --> 54:02.920
. به وضوح يادمه چي گفتي

54:02.920 --> 54:06.020
نگفتي " پيرمردِ چروکيده . . بزن به چاک " ؟

54:06.020 --> 54:07.650
. آره

54:08.590 --> 54:13.380
. اون موقع آجوشي صدات مي زدم

54:15.330 --> 54:17.500
. . به همين زودي

54:18.590 --> 54:20.460
. بيست سال از اون روز گذشته . .

54:20.460 --> 54:22.550
به اين زودي " ؟ "

54:22.550 --> 54:25.020
. . اين 20 سال ؛ اين مدت طولاني ؛

54:26.070 --> 54:27.830
. . بخاطر اينکه تونستم باهات باشم . .

54:27.830 --> 54:29.970
. خوشحال بودم . .

54:36.390 --> 54:37.740
" استعفانامه "

54:38.760 --> 54:39.500
. " سرمنشي " سو

54:39.500 --> 54:43.113
. . براي کسي که هميشه از پدرش کتک مي خورد

54:43.113 --> 54:46.250
. . و از خونه فراري بود . .

54:46.250 --> 54:49.260
. . اولين کسي که بهم نشون داد اميدي هست . .

54:49.260 --> 54:51.450
. تو بودي نخست وزير . .

54:51.450 --> 54:54.860
. . بلطفِ تو فهميدم اميدي هم وجود داره و

54:54.860 --> 54:57.250
. زيبايي و روشنايي و عدالتُ يادگرفتم . .

54:57.250 --> 54:59.650
. همينطور شجاعتِ زندگيُ پيدا کردم

55:00.710 --> 55:04.270
. و . . خب ؛ خيلي هم دوسِت داشتم

55:05.480 --> 55:10.100
. از همون لحظه ي اولي که ديدمت بهت علاقمند شدم

55:11.410 --> 55:14.990
. . هميشه اين سئوالُ از خودم مي پرسيدم

55:14.990 --> 55:17.940
. که بالاخره کِي مي تونم اينُ بهت بگم . .

55:17.940 --> 55:22.230
دستِ آخر ؛
. وقتي دارم بهت ميگم که خودم دارم ميرم

55:22.230 --> 55:25.520
. اميدوارم صحيح و سالم بموني

55:25.520 --> 55:28.650
. . گرچه نمي تونم کنارت بمونم

55:28.650 --> 55:31.770
. اما هميشه تشويقِت ميکنم و برات خوشحالم

55:53.150 --> 55:55.410
. " سرمنشي " سو

55:57.550 --> 55:59.330
. " سرمنشي " سو

55:59.330 --> 56:02.730
يادت رفت چي بهت گفتم ؟

56:02.730 --> 56:05.590
. . گفتم روزي که عشقمُ به نخست وزير اعتراف کنم

56:05.590 --> 56:08.430
. اون روز ؛ ميشه روزي که از اينجا ميرم . .

56:08.430 --> 56:11.980
. امروز ؛ همون روزِه

56:11.980 --> 56:15.170
. " سرمنشي " سو -
. " رئيس " کانگ -

56:15.170 --> 56:18.870
. خوب مراقبِ نخست وزير باش

56:20.620 --> 56:22.660
. . اما

56:28.700 --> 56:31.350
بله . . منم ؟

56:35.650 --> 56:38.360
چي گفتي ؟

56:39.570 --> 56:42.590
. من قيمِ " کانگ سوهو " هستم
برادرم کجاس ؟

56:42.590 --> 56:45.020
. از يک ساعت پيش تحتِ مراقبتِ ويژه قرار گرفته

56:45.020 --> 56:47.740
مراقبتِ ويژه " ؟ "

56:51.330 --> 56:54.040
حمله ي عصبيش متوقف نميشد ؛
. بخاطر همين به بخشِ مراقبت هايِ ويژه منتقلِش کرديم

56:54.040 --> 56:56.430
. . فعلا خطري تهديدِش نمي کنه . . اما

56:56.430 --> 57:00.160
فکر کنم مدتي . .
. بايد تحتِ مراقبت باشه

57:12.160 --> 57:14.510
. هيونگ ؛ نميشه اين کارُ بکني

57:14.510 --> 57:19.040
. هنوز نتونستم کاري برات بکنم

57:19.040 --> 57:21.670
. حتي نتونستم شروع کنم

57:21.670 --> 57:24.060
. نميشه اينطوري بذاريم و بري

57:24.060 --> 57:27.240
. هيچ وقت

57:42.540 --> 57:44.140
الو ؟

57:44.140 --> 57:46.360
. . دفعه ي پيش ازم خواستي

57:46.360 --> 57:49.960
. که هرچي سند و مدرک دارمُ بهت بدم . .

57:49.960 --> 57:51.540
. . پس تصميمتُ گرفتي که

57:51.540 --> 57:53.410
. درسته

57:54.140 --> 57:56.350
بايد کجا ببينمت ؟

58:56.500 --> 58:59.100
. . کِي

58:59.100 --> 59:02.930
نخست وزير مي تونه قلبشُ بازکنه ؟ . .

59:07.980 --> 59:12.190
بازم ؛
. . من بيشتر از همه کنارت موندم

59:12.190 --> 59:15.920
. زمانِ خيلي زياديُ پيشِت بودم و باهات گذروندم

59:15.920 --> 59:19.390
چرا مثل همه باهام رفتار مي کني ؟

59:21.910 --> 59:24.310
 . . من ؛

59:24.310 --> 59:27.220
براي نخست وزير چه آدميَم ؟ . .

59:28.820 --> 59:32.090
مي دوني که اسمِ مستعارم
شواليه ي محافظِ خوش نيتِ " کنُ يولِ"ـه . درسته ؟

59:32.090 --> 59:35.770
پس از امروز ؛
. . هرچي جلوت قرار بگيره رو

59:35.770 --> 59:37.760
. خودم به حسابِش ميذارم . .

59:37.760 --> 59:41.440
. هميشه حواسم بهت هست  . . آقاي نماينده

01:00:09.470 --> 01:00:11.920
هوا سردِه . . چرا بيروني ؟

01:00:11.920 --> 01:00:15.370
طوري شده ؟

01:00:15.370 --> 01:00:18.800
. قيافه اي که گرفتي يمقدر توهمِه

01:00:19.780 --> 01:00:22.290
مشکلي که پيش نيومده . . هان ؟

01:00:22.290 --> 01:00:24.960
. . سرمنشي " سو " ؛

01:00:24.960 --> 01:00:26.580
. استعفا داد . .

01:00:30.650 --> 01:00:31.830
الان خوبي ؟

01:00:31.830 --> 01:00:35.330
. بيست سال از نزديک ؛ تو همه ي مراحل همراهم بود

01:00:35.330 --> 01:00:37.350
. . اما بنظرم ؛ با وجودِ اين همه وقتي که

01:00:39.050 --> 01:00:43.430
باهمديگه بوديم ؛ هنوزم چيزايِ زياديُ . .
. درموردش نمي دونم

01:00:44.940 --> 01:00:47.290
. . نام داجونگ " ؛ "

01:00:50.320 --> 01:00:53.160
. . يه روزي . .

01:00:53.160 --> 01:00:56.450
تو هَم ميري ديگه . . درسته ؟ . .

01:00:56.450 --> 01:00:57.430
. . نخست وزير

01:00:57.430 --> 01:00:59.800
. . اگه همچون روزي از راه رسيد . .

01:01:01.240 --> 01:01:02.980
. . اونوقت  .

01:01:02.980 --> 01:01:04.760
مي خوام پيش پيش بهم بگي ؛ . .
. نه اينکه يهويي بي خبر بذاري و بري

01:01:04.760 --> 01:01:06.810
. . اگر مثل امروز بخواي اينقدر ناگهاني بري

01:01:06.810 --> 01:01:09.350
. . اونوقت فکر کنم خيلي تحملِش سخت باشه . .

01:01:12.550 --> 01:01:14.870
. که بخوام بدون هشدار قبلي ازت جدا بشم . .

01:01:18.630 --> 01:01:20.900
. فکرکنم حرفِ بيخودي زدم

01:01:20.900 --> 01:01:23.540
. هيچ وقت اونطور نميشه

01:01:23.540 --> 01:01:25.220
. . من

01:01:27.060 --> 01:01:29.800
. هيچ وقت ازپيشِت نميرم نخست وزير . .

01:01:29.800 --> 01:01:31.920
. . نام داجونگ " ؛ "

01:01:34.540 --> 01:01:37.420
. عاشقتم چونکه

01:01:44.360 --> 01:01:47.060
الان چي گفتي ؟

01:01:48.180 --> 01:01:51.210
نام داجونگ " . . من . . چي ؟ "

01:01:51.210 --> 01:01:52.940
. گفتم عاشقتم نخست وزير

01:01:52.940 --> 01:01:55.220
. بسه
. بسه

01:01:55.220 --> 01:01:58.410
اين ؛ چيزي نيست که اينطور بي ملاحظه
. بخواي بابتش شوخي کني

01:01:58.410 --> 01:02:01.000
. شوخي نيس

01:02:01.000 --> 01:02:02.990
. . من

01:02:04.150 --> 01:02:07.050
. واقعا خاطرخواتم نخست وزير . .

01:02:34.850 --> 01:02:37.640
. بهم قول بده دور نميشي

01:02:37.640 --> 01:02:40.940
وقتي آدم همچين جاهايي مياد ؛
. بايد عکسِ خانوادگي بگيره

01:02:40.940 --> 01:02:44.060
. يک . . دو . . سه

01:02:44.060 --> 01:02:48.460
اگر احتمالا ؛ يه مردِ ديگه اي هم تو زندگيِ " نايونگ " بود ؛
اونوقت " يول " حاضر مي شد که بخشدِش ؟

01:02:48.460 --> 01:02:51.310
چونکه کسي که فکر مي کردن مُرده ؛
. ممکنه درواقع زنده باشه

01:02:51.310 --> 01:02:53.620
. واقعا اميدوارم که زنده باشه

01:02:53.620 --> 01:02:55.380
خانم " پارک نايونگ " ؛ شما " پارک نايونگ " هستيد ؛
درسته ؟

01:02:55.380 --> 01:02:57.040
فکرکنم داري از بيمارستان مياي . درسته ؟

01:02:57.040 --> 01:02:59.710
موضوعِ آسايشگاهُ از کجا مي دوني ؟

01:02:59.710 --> 01:03:01.620
يه اتفاقي برات افتاده . مگه نه ؟

01:03:01.620 --> 01:03:05.150
. اوني که اشتباه کرده منم