﻿WEBVTT

00:00.260 --> 00:15.260
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:46.050 --> 00:47.841
نور

00:47.850 --> 00:50.081
تله‌موش

00:51.240 --> 00:52.460
قرص

00:53.490 --> 00:58.001
نور، تله‌موش، قرص

00:58.880 --> 01:03.140
نور، تله‌موش، قرص

02:23.320 --> 02:26.281
«رگـدال»

02:26.290 --> 02:28.790
خب، اسپری تنفسی شهردار
به بنزوئیک اسید آغشته شده بود تا

02:28.800 --> 02:30.601
‫حس بویایی و چشایی‌اش رو
‫از بین بره

02:30.610 --> 02:32.449
‫ترنبول اصلا متوجه نشد که داره
‫سولفید، یه روان‌ساز به شدت

02:32.450 --> 02:34.081
‫اشتعال‌پذیر که بوی
گوز می‌ده رو

02:34.090 --> 02:35.281
استنشاق می‌کنه

02:35.290 --> 02:36.801
مطمئنم یه کلمه‌ی آلمانی براش هست

02:39.890 --> 02:41.579
‫ما یه سال تو یه سربازخونه‌ای
‫نزدیک "دوسلدورف" بودیم

02:41.580 --> 02:42.220
‫بابا اونجا بازنشسته شد

02:42.244 --> 02:44.066
‫همه‌ی بچه‌ها آزمون آلمانی
‫"گواهی عمومی آموزش ثانوی" می‌دادن

02:44.090 --> 02:45.409
یه واحد کلا درس روان‌ساز دارن؟

02:45.410 --> 02:46.601
من "برلین" هم رفتم

02:46.610 --> 02:48.961
‫چقدر بی تفاوت.
‫می‌دونم آدم خشکی هستی

02:50.890 --> 02:54.401
موضوع اینه که سه چهارتا پاف کامل از
سولفید

02:54.410 --> 02:56.273
‫باعث میشه مریض شی،
‫بری کما یا بمیری

02:56.280 --> 03:00.100
‫پس اسپری یکی دو ساعت قبل از
‫احتراق، عوض شده بود

03:00.120 --> 03:02.161
‫ولی هیچکس یه قدمی شهردار
‫نرفته بود...

03:02.170 --> 03:03.473
به جز ما

03:03.480 --> 03:06.420
‫و واحد حمایت از شهود که
‫آوردش تو ساختمون

03:06.440 --> 03:08.281
لعنتی

03:08.290 --> 03:10.960
ولی نمی‌خوام برم رو مُخ واحدی که
قراره از بقیه‌ی

03:10.980 --> 03:12.880
افراد توی لیست محافظت کنه

03:12.890 --> 03:14.100
‫می‌تونه بیفته تقصیر سیمونز

03:14.120 --> 03:16.320
باید بهش زور بگم -
از پسش بر میای، بکس -

03:16.340 --> 03:18.520
‫فکر کن. اگه رگدال
‫ نقش برآب بشه، کی بیشتر از همه

03:18.540 --> 03:20.161
‫ چیزی برای از دست دادن داره؟

03:20.170 --> 03:21.721
تو

03:21.730 --> 03:26.001
اوه، آره. به جز من

03:28.330 --> 03:30.881
‫هنوز فکر می‌کنی اون لیست کشتار
‫به ترتیب زمانی هست؟

03:30.890 --> 03:32.353
با عقل جور در میاد

03:32.360 --> 03:35.161
‫من محاکمه رو چهاردهم به گند کشیدم
‫پس چهاردهم می‌میرم

03:35.170 --> 03:37.129
پس نیک هوپر هدف بعدیه -
رفتیم سراغش -

03:37.130 --> 03:39.241
مارک هوپر یه داداشی به نام
نیک داره

03:39.250 --> 03:41.000
برای چنین چیزی امتیاز نمی‌گیری

04:20.240 --> 04:22.321
شنیدم سرنخی از رگدال داری

04:22.330 --> 04:26.041
بله، قربان. توی دست چپ
یه پلاک فلزی کشف کردن

04:26.050 --> 04:28.201
‫آسیب‌شناس هیچ
‫شماره شناسایی‌ای روی پلاک پیدا نکرده

04:28.210 --> 04:29.921
ولی فکر می‌کنیم چپ دست بوده

04:29.930 --> 04:32.081
با توجه به پینه‌های
روی انگشت وسطش

04:32.090 --> 04:33.201
آفرین

04:35.570 --> 04:39.801
‫وای نه. رئیس اومد.
‫همه جا شده عکس ممه

04:40.700 --> 04:42.400
با این چیکار کنم، قربان؟

04:42.410 --> 04:44.201
‫معلومه دیگه. بذارش توی دفتر من!

04:44.210 --> 04:46.260
فقط جلوی چشم نباشه

04:47.810 --> 04:49.841
...خب، می‌خوای -
!نه -

04:49.842 --> 04:53.440
‫باشه. اوه، ببخشید
‫میشه یه دریل پیدا کنین؟

04:53.450 --> 04:56.040
‫سر بازرس سیمونز می‌خواد این بالای میز
‫دفترش نصب بشه

04:56.050 --> 04:58.220
خیلی ممنون -
خیلی خب -

05:00.170 --> 05:02.041
مشخصه که اسپری عوض شده بود

05:02.050 --> 05:03.880
متقاعد شدم که اسپری تو
فاصله زمانی

05:03.900 --> 05:05.841
کم‌تر از 2 ساعت قبل از مرگش
عوض شده

05:05.850 --> 05:07.561
‫پس مسئولیت اثباتش رو دوش
‫"واحد حمایت از شهود" هست

05:07.562 --> 05:10.720
خانوم، ممکنه ارتباط بین ما و واحد
حمایت از شهود

05:10.740 --> 05:12.300
به خطر بیفته

05:12.320 --> 05:14.409
‫اگه من جاشون بودم، حتماً
‫ می‌خواستم بدونم تو تیمم کسی مشکوکه یا نه

05:14.410 --> 05:15.561
یه افسری که قابل اعتماد نیست

05:15.570 --> 05:17.681
‫وقتی یه نفر از اعضای اون لیست
‫درخواست حمایت می‌کنه

05:17.690 --> 05:20.481
‫واحد حمایت از شهود این حق رو
‫داره که از همه پنهونش کنه. حتی ما

05:20.490 --> 05:22.839
‫خب، یکی از اون افراد به احتمال زیاد
‫یه چیزی درباره‌ی قاتل می‌دونه

05:22.840 --> 05:24.121
ولی اگه به واحد حمایت از شهود

05:24.122 --> 05:26.001
‫اتهام قتل بزنیم،
‫نزدیک یک قدیمی‌شون نمی‌تونیم بشیم

05:26.010 --> 05:27.680
سیاست هنریه که یکی رو
متقاعد می‌کنی

05:27.700 --> 05:30.193
‫خم شدن روی یه بشکه،
‫برای کمرش خوبه

05:30.200 --> 05:32.161
نیک هوپر رو پیدا نکردین هنوز؟

05:32.170 --> 05:33.250
‫نیک...

05:34.970 --> 05:37.580
‫26 ماه، تا الان هم 18 ماه
‫برای فروش مواد حبس کشیده

05:37.600 --> 05:39.120
در زمان محکومیت مارک

05:39.140 --> 05:42.610
‫داشت تو برنامه "مرگ‌مغزی" چندتا
‫مصاحبه درباره‌ی "برادرم، قاتل مرده‌سوز"

05:42.630 --> 05:43.799
می‌فروخت

05:43.800 --> 05:46.489
‫خب، بذار حدس بزنم. از اون پول
‫برای متحول کردن زندگیش استفاده کرد

05:46.490 --> 05:47.521
اه، کلش رو به باد داد

05:47.530 --> 05:49.800
‫ - "به باد داد" اصطلاح تخصصی‌شه؟
‫- بله، خانوم

05:49.820 --> 05:52.060
حالا باز رو آورده به
فروش کوکائین بی‌کیفیت که

05:52.080 --> 05:53.360
تو "بیرگارتن" پیدا میشه
(جایی که آبجو و غذا سرو میشه)

05:53.380 --> 05:55.529
البته بعد از اینکه روزنامه مصور
تبدیلش کرد به کیسه بوکس

05:55.530 --> 05:57.361
‫پس اساساً آدم پفیوزیه؟

05:57.370 --> 06:00.600
‫سیمونز، تو و بکستر
‫برین سراغ واحد حمایت از شهود

06:00.620 --> 06:02.600
‫منم از سوالات رسانه و مطبوعات
‫طفره میرم

06:02.610 --> 06:04.111
طفره رفتن از رسانه

06:04.130 --> 06:05.570
‫منظورش اینه می‌خواد
‫دروغ شاخ دار بگه

06:05.580 --> 06:07.420
داره با دُم شیر بازی می‌کنه

06:25.020 --> 06:26.440
احمقانه‌ست

06:26.460 --> 06:29.030
تیم حمایت از شهود برای
محافظت از شهردار اونجا بودن

06:29.040 --> 06:30.681
اینطوری هیچ دوستی پیدا نمی‌کنین

06:32.280 --> 06:33.960
‫صبر کن. دوربین شماره‌ی 5 رو
‫یکم برگردون عقب

06:34.970 --> 06:36.400
اون دوربین کاپلی هست

06:40.090 --> 06:42.280
خونه بزرگیه. انگار هتله

06:42.300 --> 06:44.121
‫می‌بینی چقدر تصویر
‫خش داره؟

06:44.130 --> 06:45.480
‫انگار یه چیزی داره لنز دوربین رو
‫پوشش میده

06:45.481 --> 06:46.681
ممکنه هر چیزی باشه

06:46.690 --> 06:47.720
سه چیز رو نام ببر

06:47.721 --> 06:49.481
مثل یه ابری که خورشید رو
محو کرده

06:54.220 --> 06:55.600
‫صبر کن. دوربین شماره‌ی 3

06:58.570 --> 07:00.281
‫نگاه کنین. کاپلی اونجاست.
‫زوم کنین

07:00.290 --> 07:02.740
‫پیرهن و شونه‌ش لنز رو
‫پوشوندن

07:02.760 --> 07:04.040
‫به دستاش نگاه کنین

07:06.540 --> 07:07.880
داره اسپری رو عوض می‌کنه

07:07.890 --> 07:10.500
‫نباید بدونن داریم میریم سراغشون

07:10.520 --> 07:12.241
اینکه می‌تونی کاری انجام بدی

07:12.250 --> 07:14.233
به این معنی نیست که
باید انجام بدی

07:14.240 --> 07:16.060
‫احترام زیادی برات قائلم، قربان ولی
‫تو بابای من نیستی

07:16.080 --> 07:19.180
‫برای اولین بارتم که شده
‫باید کمکم کنی

07:19.200 --> 07:20.680
هیچ چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

07:30.320 --> 07:31.940
بیا سعی کنیم محتاط باشیم. باشه؟

07:31.960 --> 07:33.940
‫مودبانه، سر و ته‌شو به هم میاریم

07:58.900 --> 08:01.921
‫آره، بیشتر می‌خوام قایق سواری کنم

08:01.930 --> 08:03.560
‫اوه، کجاست؟
‫راه "چیچستر"؟

08:03.580 --> 08:04.880
آره، دیدن درخت های بید

08:04.900 --> 08:06.219
به آدم آرامش میده -
می‌خواستین منو ببینین، قربان؟ -

08:06.220 --> 08:07.241
‫سلام، کاپلی.
‫بیا داخل

08:07.250 --> 08:08.860
سر بازرس سیمونز می‌خواد
در رابطه با بقیه‌ی

08:08.880 --> 08:10.700
‫ افراد توی لیست، باهات
‫هماهنگ کنه

08:10.720 --> 08:12.640
کسی قهوه یا آب نمی‌خواد؟

08:12.641 --> 08:13.761
برای آبجو زوده؟

08:15.530 --> 08:18.640
‫همه دوستیم دیگه.
‫چرخه‌ی اعتماد

08:18.660 --> 08:19.859
پائول کاپلی، در ارتباط با

08:19.860 --> 08:21.459
‫قتل "ریموند ترنبول" بازداشتت می‌کنم

08:21.460 --> 08:22.939
چه غلطی می‌کنی؟ -
هر حرفی بزنی -

08:22.940 --> 08:23.959
...تو دادگاه بر علیه خودت -
نمی‌تونی دستگیرش کنی -

08:23.960 --> 08:26.460
...با اجازه کی -
خودت این حرف‌ها رو بلدی -

08:27.930 --> 08:30.001
‫بی‌‌صدا، شلوغش نکن!

08:30.010 --> 08:32.081
‫از اونجا نه.
‫بیا اینور

08:34.860 --> 08:36.620
!لعنتی -
اثر انگشت لازمه -

08:36.640 --> 08:37.961
بچرخ

08:39.170 --> 08:41.921
دستم نمی‌رسه -
داری تلاش نمی‌کنی. خم شو -

08:41.930 --> 08:43.801
‫رو پنجه‌ی پات وایسا...

08:43.810 --> 08:45.760
ای خدا

08:45.770 --> 08:48.280
‫بیا از اینجا بریم

08:52.730 --> 08:54.360
‫نه، وایسا.
‫اه!

08:57.010 --> 08:58.379
آژیر آتش سوزی فعال شده

08:58.380 --> 09:00.700
‫این یک مانور اطفاء حریق
‫برنامه‌ ریزی شده نیست

09:00.720 --> 09:02.149
‫به نزدیک‌ترین محل تجمع
‫رجوع کنید

09:02.150 --> 09:03.520
خروجی اشتباهی بود -
ایناها -

09:03.540 --> 09:05.200
آژیر آتش سوزی فعال شده

09:05.220 --> 09:07.420
‫این یک مانور اطفاء حریق
‫برنامه‌ ریزی شده نیست

09:07.440 --> 09:10.040
‫به نزدیک‌ترین محل تجمع
‫رجوع کنید

09:10.060 --> 09:12.039
آژیر آتش سوزی فعال شده

09:12.040 --> 09:13.070
‫این یک....

09:18.940 --> 09:21.760
‫چند سال پیش یکم وارد
‫قماربازی شده بودی. مگه نه؟

09:22.800 --> 09:26.040
مشکلی نداشت -
چیزی نیست. کاملاً طبیعیه -

09:26.050 --> 09:27.201
طبیعی؟

09:27.210 --> 09:29.401
‫هممون سر قماربازی
‫معتاد آدرنالینش می‌شیم

09:29.410 --> 09:32.281
‫فهمیدم خودم تو لباس شخصی کارای
‫دیوونه‌واری می‌کنم تا فقط تجربه‌شون کرده باشم

09:32.290 --> 09:33.681
چه دوست خوش شانسی داری

09:34.820 --> 09:36.640
می‌دونی چی خیلی طبیعی نیست؟

09:36.650 --> 09:38.280
تغییر شکل معجزه‌آسای

09:38.281 --> 09:40.481
داروی آسم به شعله‌افکن

09:42.720 --> 09:44.920
‫به نظرت ما از مردم
‫در مقابل چه کسانی دفاع می‌کنیم؟

09:44.940 --> 09:46.199
تهدید شماره‌ی یک

09:46.200 --> 09:47.210
دوست پسرا

09:48.770 --> 09:51.600
‫ما از مردم در مقابل خودشون
‫محافظت می‌کنیم

09:51.620 --> 09:54.980
‫وارد دردسر می‌شن،
‫بعدش دیگه از ترسیدن خسته می‌شن

09:55.000 --> 09:56.960
پس داری می‌گی ترنبول خسته شد و

09:56.980 --> 09:59.393
اسپری خودش رو
مسموم کرد؟

09:59.400 --> 10:02.881
‫نه، درک می‌کنم. دشمن اصلی
‫هر آدمی خودشه

10:02.890 --> 10:04.561
‫همونطور که تو پول به‌گا میدی

10:04.570 --> 10:06.809
‫نمی‌تونی پول ببری و
‫وقتی هم که می‌بری، به باد میدی

10:06.810 --> 10:09.840
‫ببین. من 15 ساله که فقط با
‫حقوق گروهبانی زندگی چرخوندم

10:09.860 --> 10:12.460
‫15 سال، بدون ترفیع.
‫چرا به نظرت؟

10:12.480 --> 10:14.161
‫به‌خاطر قماربازی؟ بدهی؟

10:14.170 --> 10:15.440
من این روزا به اندازه‌ی کافی

10:15.460 --> 10:17.841
‫برای ترفیع خوش‌عکس نیستم،
‫سر بازرس

10:20.520 --> 10:22.170
فکر نمی‌کنم برنامه ریزی کرده باشی

10:22.190 --> 10:24.940
‫نه قوه تخیلش رو داری
‫نه کنترل نفسش رو

10:24.960 --> 10:28.313
‫یه نفر متقاعدت کرده به این کار.
‫شاید تهدیدت کردن

10:28.320 --> 10:29.441
‫شاید هم بهت رشوه دادن

10:29.450 --> 10:31.881
‫ولی اگه به ما کمک کنی،
‫می‌تونیم کمکت کنیم

10:38.210 --> 10:40.801
‫یا خدا!
‫ای عوضی احمق

10:40.802 --> 10:43.601
‫جلوشو بگیرین.
‫کنترلش کنین

10:43.610 --> 10:45.840
!می‌خواد من بمیرم -
جلوشو بگیرین -

10:46.610 --> 10:48.401
‫اون میره...

10:48.410 --> 10:50.040
‫به‌عنوان اعتراف کتبی
‫در نظرش می‌گیرم

10:50.060 --> 10:51.720
‫لطفا! وای خدا!

10:51.740 --> 10:54.401
‫نمی‌تونم چیزی بهتون بگم!
‫به حرف نمیام!

11:14.040 --> 11:18.280
‫ترنبول فقط اولین فرد این
‫به اصطلاح "لیست کشتار" بود

11:18.300 --> 11:19.641
پنج نفر دیگه‌ام هستن

11:19.650 --> 11:21.521
...نیک هوپر -
!نیک -

11:21.530 --> 11:24.001
اریک ترنر، اندرو دیلی -
!نیک -

11:24.940 --> 11:27.560
‫نیک! نیک!
[شماره 2، نیک هوپر]

11:29.020 --> 11:30.200
حالت خوبه، عزیزم؟

11:30.220 --> 11:31.989
‫فقط یکی از 6 اسامی

11:31.990 --> 11:33.220
توی لیست قاتل بود

11:33.240 --> 11:35.360
اسم دوم، نیک هوپر می‌باشد

11:35.380 --> 11:37.641
به نظر می‌رسه برادر
مارک هوپر باشد

11:37.650 --> 11:40.640
‫همان "قاتل مرده‌سوز"

11:40.660 --> 11:42.260
نیک هوپر؟ میشه صحبتی داشته باشیم؟

11:42.280 --> 11:43.719
!برو -
نیک، فقط میخوایم اطمینان حاصل کنیم -

11:43.720 --> 11:45.000
جات امنه

11:45.020 --> 11:46.980
‫میشه درو باز کنی.
‫فقط برای صحبت اومدیم

11:49.310 --> 11:50.321
پیداشون کنین

11:53.970 --> 11:55.321
رُز -
شهردار در مرکز فرماندهی -

11:55.322 --> 11:58.001
پلیس ‫"لندن بزرگ"
‫به قتل رسید

11:58.010 --> 12:00.399
روزها بعد از اینکه
قاتل مرده‌سوز در زندان

12:00.400 --> 12:02.240
تیکه تیکه شد -
یا خدا، اون از کجا می‌دونه؟ -

12:09.660 --> 12:11.379
‫هی! وایسا!

12:11.380 --> 12:12.920
‫می‌خوایم بهت کمک کنیم!

12:53.090 --> 12:54.420
یه چیزی مشخصه

12:54.440 --> 12:56.320
از پلیس انتظار نمی‌ره بتونه

12:56.340 --> 12:58.241
‫از هیچکدوم از افراد
‫توی لیست محافظت کنه

12:58.250 --> 13:00.321
‫شاید از عضو خودشون هم
‫نتونن محافظت کنن

13:00.330 --> 13:02.961
‫بازرس رُز به تازگی
‫به خدمت تمام وقت برگشته بود

13:02.970 --> 13:05.620
‫اگه من یکی از افراد توی لیست
‫کشار بودم، سوال می‌کردم:

13:05.650 --> 13:08.240
‫"آیا نیتن رُز به اندازه کافی مایل به
‫رسیدگی به پرونده من هست؟"

13:13.850 --> 13:16.321
نیتن، تو سفید می‌خواستی؟

13:16.330 --> 13:18.420
سیاه -
درسته -

13:18.440 --> 13:20.721
سفید به نظر می‌رسه ولی
سیاهه

13:23.090 --> 13:26.120
موضوع اینه، وقتی بهم گفتی
جوئل خودکش کرده

13:26.150 --> 13:27.761
‫با خونواده‌ش ارتباط برقرار کردم

13:27.770 --> 13:30.801
‫بعد از اینکه خواهرش به قتل رسید،
‫فکر کردم خونواده‌ای نداره

13:30.810 --> 13:32.680
تریسا، آره

13:32.700 --> 13:34.761
احیاناً وسایل جوئل دستت نیست؟

13:35.220 --> 13:37.880
‫متاسفم. جوئل
‫12 ماه پیش مُرد

13:37.890 --> 13:40.380
نمیشه برای همیشه نگه‌شون داریم

13:40.400 --> 13:42.680
خب، قول داده بودم که بپرسم

13:43.600 --> 13:46.080
می‌دونی به نظرم یکی از
ایده‌های محشرت چیه؟

13:46.940 --> 13:48.481
کتابخونه

13:48.490 --> 13:50.201
آها

13:50.210 --> 13:53.000
ما دوست داریم خلاقیت رو تشویق کنیم

13:53.020 --> 13:57.881
‫من سنت ژست گرفتن دکترها برای
‫بیمار رو احیا کردم

13:58.730 --> 14:01.840
‫برای مثال، نقاش، "ریچارد دَد"

14:01.860 --> 14:03.881
فکر می‌کرد باباش
خود شیطانه

14:03.890 --> 14:05.601
باهاش همدردی می‌کنم

14:05.610 --> 14:07.721
دَد اون پیر مرد رو
تا حد مرگ چاقو زد

14:07.730 --> 14:09.460
تا یه حدی می‌تونم
همدردی کنم

14:09.480 --> 14:11.900
‫ولی چهره‌نگاریش از
‫دکتر "الکساندر موریسون"

14:11.920 --> 14:13.800
تو "گالری ملی پرتره" آویزونه

14:13.820 --> 14:15.241
‫با اینکه تو گالری "اسکاتلنده"

14:15.940 --> 14:18.720
‫کی‌ می‌دونه؟
‫شاید یه روزی...

14:20.250 --> 14:21.561
‫ولم کنین!

14:21.570 --> 14:22.860
‫نه، نه!

14:25.250 --> 14:27.599
‫این کارو نکن.
‫دیدم

14:27.600 --> 14:32.081
‫کافیه!
‫هردوتون هرچه سریع‌تر آروم بگیرین!

14:32.090 --> 14:33.641
!آروم باشین -
!لعنتی -

14:45.100 --> 14:47.720
"کتاب مقدس"

15:09.121 --> 15:10.281
"حزقیال"

15:12.240 --> 15:15.921
"چهارچوب"

15:17.361 --> 15:19.881
"چهارچوب"

15:20.961 --> 15:22.441
‫"12"

15:22.450 --> 15:24.319
دوازده

15:30.490 --> 15:31.719
"ذهن" -
اسم بهش بدی -

15:31.720 --> 15:33.081
جنازه تحویل می‌گیری

15:34.370 --> 15:37.681
فقط معامله اینطوریه که
تو رو هم می‌کُشه

15:39.241 --> 15:42.161
‫"20"

15:42.170 --> 15:44.120
بی‌رحم نمی‌شه

15:44.121 --> 15:45.689
‫"جهنم"

15:45.690 --> 15:48.081
"فقط" -
من با آسودگی خاطر می‌میرم -

15:48.090 --> 15:50.641
‫دور و برت رو نگاه کن.
‫چند نفر می‌تونن این حرف رو بزنن؟

15:50.650 --> 16:00.870
‫جهنم فقط چهارچوب ذهنه

16:05.380 --> 16:09.400
‫"جهنم فقط چهارچوب ذهنه"

16:30.290 --> 16:31.860
یه معامله‌ای باهات کردم

16:33.280 --> 16:36.521
‫زندگی من در ازای زندگی مارک هوپر،
‫بذار انجامش بدم

16:38.290 --> 16:40.233
خیلی خب

16:40.240 --> 16:42.161
‫می‌فهمم. من دارم
‫محاکمه می‌شم یا هرچی

16:42.170 --> 16:43.970
ولی هیچوقت ازت نخواستم
آدم‌های بی‌گناه رو بکُشی

16:45.360 --> 16:46.529
بیخیال. معامله این نبود

16:46.530 --> 16:48.329
من که ازت نخواستم
خلاق بشی. درسته، رفیق؟

16:48.330 --> 16:49.900
هوپر مُرده

16:49.920 --> 16:51.580
ازت انتظار میره خوش قول باشی

16:51.600 --> 16:53.481
می‌خوای برای عبرت بقیه
من رو تنبیه کنی

16:53.490 --> 16:54.720
پس منو بکُش

16:55.890 --> 16:58.761
‫ازت می‌خوام منو بکُشی!

17:15.130 --> 17:16.921
دستیارم سعی کرد بهت بفهمونه نیای

17:16.922 --> 17:20.040
منم خواستم بهش زحمت ندم -
آمریکایی هستی؟ -

17:20.050 --> 17:24.380
‫طرفدارت هم هستم.
‫وقتی تو "لس آنجلس" بودی، فالوت کردم

17:24.400 --> 17:26.193
پس می‌دونی که
با پلیس صحبت نمی‌کنم

17:26.200 --> 17:29.881
‫درک می‌کنم. موافقم.
‫باید رابطه‌ی محرمانه‌ای باشه

17:29.890 --> 17:34.161
‫اگه وضعیت جدی‌ای نبود،
‫از یه کشیش یا درمانگر

17:34.170 --> 17:39.041
‫نمی‌خواستم تو یه
‫تحقیقاتی کمک کن

17:40.580 --> 17:41.770
‫من با تمام مشتری‌های خودم
‫توافق می‌کنم

17:41.794 --> 17:43.456
‫بدن خودشونه،
‫هرچی بخوان تتو میشه

17:43.480 --> 17:46.441
‫بیخیال. من که از "تی‌ام‌زد" نیومدم
‫(روزنامه‌نگاری تبلوید)

17:46.450 --> 17:48.450
‫فکر می‌کنی دارم از آدم‌های مشهور
‫محافظت می‌کنم؟

17:48.474 --> 17:50.474
‫من روی بدن مافیای روسیه‌ام
‫خالکوبی کردم

17:50.640 --> 17:53.340
باید بدونن که می‌تونن
بهم اعتماد کنن

17:53.360 --> 17:55.561
‫ساعت‌ها باهاش وقت گذروندی.
‫درباره‌ی چی صحبت کردین؟

17:55.570 --> 17:57.081
چطور درد رو تحمل کرد؟

17:58.050 --> 17:59.921
‫به جوری که مُرد
‫فکر کن

18:01.370 --> 18:04.921
‫رفیق، بیخیال. به نظرت اگه می‌تونستم
‫چهره‌ش رو شناسایی کنم الان اینجا بودم؟

18:10.000 --> 18:11.880
هی، امروز نوبت ندارم

18:11.900 --> 18:13.681
داری وقتت رو هدر میدی

18:14.300 --> 18:18.399
‫ببین. من دست تنها باید
‫به 600 تا پرونده‌ی زن گم‌شده

18:18.400 --> 18:19.660
رسیدگی کنم

18:19.680 --> 18:22.721
‫حتی اگه روزی 4 تا خانوم رو
‫خط بزنم، میشه 30 هفته‌ی کاری

18:22.730 --> 18:25.881
‫با فرض اینکه یه نفر
‫گزارش گم‌شدنش رو داده باشه

18:27.050 --> 18:28.641
حتما داری سر به سرم می‌ذاری

18:28.650 --> 18:30.753
اصلا می‌دونی چی می‌خوای؟

18:30.760 --> 18:33.161
‫بهت اعتماد دارم.
‫خودت انتخاب کن

18:35.850 --> 18:38.120
‫ماست مالی هوشمندانه‌ایه.
‫نائومی کیه؟

18:39.860 --> 18:43.760
‫بالای ترقوه و تا فاصله
‫7 سانتی مچ دست چیزی نزن

18:43.780 --> 18:45.600
اگه خوک بکشم چی؟

18:45.601 --> 18:47.481
اگه نیازه بکش

18:49.730 --> 18:51.441
و بعدش من گفتم

18:51.450 --> 18:53.393
همین رو به‌عنوان اعتراف کتبی
در نظر می‌گیرم

18:53.400 --> 18:56.560
‫"میشل فیلدینگ"، افسر تعلیق مراقبتی
‫مارک هوپر

18:56.580 --> 18:58.398
خونواده‌ش بهم گفتن
میشل هفته‌ی پیش

18:58.400 --> 18:59.739
‫از یه همایشی تو "نیویورک"
‫بهشون زنگ زد

18:59.740 --> 19:02.320
‫هفته‌ی قبل؟ میشل بیشتر از اینا
‫تو فریزر بوده

19:02.330 --> 19:04.121
چرا اون؟ چرا اون
توی لیسته؟

19:04.130 --> 19:06.419
‫از هوپر دفاع کرد.
‫گفت هوپر مسئول

19:06.420 --> 19:08.280
‫اعمالش نیست.
‫باید میرفت بیمارستان

19:09.570 --> 19:10.833
خونواده‌ش دیگه چی گفتن؟

19:10.840 --> 19:12.820
‫بهشون گفتم باور داریم به میشل
‫داروی خواب‌آور دادن

19:12.840 --> 19:15.199
‫مامانش پرسید شکنجه‌ش کردن یا...

19:15.200 --> 19:16.881
‫امیدوارم نگفته باشی نه!

19:16.890 --> 19:20.240
‫گفتم: اگه مایه‌ی تسلیه،
‫باید بگم از نظر ما قاتل

19:20.270 --> 19:24.400
‫در درجه اول
‫انگیزه‌های آزارگری نداشته

19:28.210 --> 19:30.281
خوب بلدی دلداری بدی

19:30.290 --> 19:32.161
الو؟ سلام

19:32.170 --> 19:33.620
کوکائین نیک هوپر چطور؟

19:33.640 --> 19:35.001
آقای هوپر با یه حوله‌ی ساحلی که

19:35.002 --> 19:37.441
‫تو "لانزاروته" خریده
‫جیم زده

19:37.442 --> 19:40.233
و آدمت از واحد حمایت از شهود؟ -
حرف نمی‌زنه. ترسیده -

19:40.240 --> 19:41.841
‫عجله کنین!

19:42.810 --> 19:44.321
بیاین اینجا

19:46.360 --> 19:49.400
‫هلن چمبرز فکر می‌کنه شوهرش
‫تو یه دوره‌ی آموزشیه پلیسه

19:49.410 --> 19:50.619
قرار بود برن مسافرت

19:50.620 --> 19:51.681
بعدش لحظه آخری
شوهرش زنگ زد

19:51.682 --> 19:54.560
‫چند روز پیش با همسرش
‫مکالمه‌ی کوتاهی داشت

19:54.580 --> 19:56.561
حالا خانومش جلوی تلویزیون نشسته
با این ترس که

19:56.570 --> 19:58.409
‫شوهرش ربطی به
‫رگدال داره

19:58.410 --> 19:59.449
پلاک تو کدوم دسته؟

19:59.450 --> 20:00.961
‫دست چپ، استخون بازوی
‫شکسته شده

20:00.970 --> 20:02.401
‫پس تو دادگاه وقتی
‫سعی کرد جلومو بگیره

20:02.402 --> 20:04.401
‫من دست چپ چمبرز رو
‫شکوندم؟

20:04.410 --> 20:05.750
بله -
مطمئنی؟ -

20:05.760 --> 20:07.281
پرونده رو دیشب
دوباره مرور کردم

20:07.290 --> 20:09.281
‫اثر انگشت چمبرز
‫ثبت شده

20:09.980 --> 20:11.360
یالا

20:16.580 --> 20:17.601
چپ دست بود

20:17.610 --> 20:19.990
‫یادمه یه داستانی درباره‌ی یه
‫راهبه تو مدرسه‌م بهش گفتم

20:20.000 --> 20:21.929
‫به لکنت زبون افتاد
‫چون پدر و مادرش قبلا

20:21.930 --> 20:23.289
‫اینقدر کتکش می‌زدن تا
‫یاد بگیره با دست راست بنویسه

20:23.290 --> 20:25.799
آره، دست چپ،
چرا این رو بهش گفتی؟ -

20:25.800 --> 20:26.961
‫همیشه کنار من به لکنت زبون میفته

20:26.970 --> 20:29.081
‫"خ-خ-خیلی برای نامه متاسفم

20:29.090 --> 20:30.801
‫ه-ه-هردو طرف
‫مقصرن"

20:30.810 --> 20:32.209
دخالت نمی‌کرد نمی‌شد؟

20:32.210 --> 20:34.641
‫چون نتونستی مدرک رو کنی.
‫جواب سوالت سخت نیست

20:34.650 --> 20:36.161
نیازی نبود گزارش من رو بده

20:36.170 --> 20:39.040
!با این موضوع کنار بیا -
هی، چمبرز پرونده رو خراب کرد -

20:39.060 --> 20:40.481
‫مارک هوپر، قاتل مرده‌سوز،
‫تبرئه شد

20:40.482 --> 20:44.161
‫بس کن! تو با دور زدن قوانین
‫باعث شدی آزاد بشه

20:46.810 --> 20:48.081
‫تطابق داره!

20:59.240 --> 21:00.441
کی به خانومش می‌خواد بگه؟

21:40.170 --> 21:41.710
‫رُز!

21:43.460 --> 21:44.521
نه

22:14.201 --> 22:16.681
‫چمبرز نامه رو ننوشت.
‫من نوشتم

22:17.280 --> 22:19.040
سپر بلای من شد

22:19.060 --> 22:20.761
‫من همه چیز رو بهش گفتم.
‫اونم امضا کرد

22:30.330 --> 22:33.240
‫خیلی ناخوش بودی، رُز

22:33.260 --> 22:34.921
ولی نمی‌خواستی بدونی

22:34.930 --> 22:36.840
‫می‌دونستم حاضری براش بمیری.
‫فکر کنم می‌خواستی بمیری

22:36.860 --> 22:37.959
‫ولی مُردن کمکی نمی‌کرد

22:37.960 --> 22:39.480
مارک هوپر رو نمی‌‌فرستاد زندان

22:45.410 --> 22:47.601
چه احساسی داری؟

22:49.840 --> 22:52.840
‫خب، واضحه، ناراحتم می‌کنه که
‫حس کردی نمی‌تونی با خودم صحبت کنی

22:56.300 --> 22:57.890
‫تو معاون  افسر ارشد تحقیقاتی من بودی

22:57.900 --> 22:59.139
و آدم نمی‌دونه وقتی
قدرت یکی رو

22:59.140 --> 23:00.439
‫به چالش می‌کشه،
‫چه اتفاقی میفته

23:00.440 --> 23:01.881
فکر کردی چیکار می‌کنم؟

23:01.890 --> 23:04.080
نمی‌دونم. احتمالا هیچی

23:04.100 --> 23:05.700
ولی برای یکی مثل من
سخته

23:05.720 --> 23:08.438
‫نگو "کسی". تو کسی نیستی.
‫تو امیلی هستی، رفیق من

23:08.440 --> 23:11.601
‫نمی‌تونی بگی دلیلی نداشت
‫ازت نترسم

23:11.610 --> 23:13.841
‫و همچنین از سیستمی که
‫طراحی شده تا از افرادی مثل تو

23:13.850 --> 23:15.201
‫وقتی از قدرت‌تون سوءاستفاده می‌کنید،
‫محافظت کنه

23:15.202 --> 23:17.393
‫درک می‌کنم.
‫من... من متاسفم

23:17.400 --> 23:19.900
‫می‌دونستم حرف‌های چمبرز
‫رو قبول می‌کنن

23:19.920 --> 23:21.281
ولی بهت خیانت کردم

23:21.290 --> 23:24.921
‫من هوپر رو آزاد کردم. چمبرز خودش رو
‫به کشتن نداد. من دادم

23:25.780 --> 23:27.160
نه، تقصیر منه

23:28.360 --> 23:30.340
‫راهی برات نذاشتم که
‫کارتو انجام بدی

23:30.360 --> 23:31.969
راهی برات نذاشتم که
صادق باشی

23:31.970 --> 23:33.260
‫داشتیم با خون
‫دست و پنجه نرم می‌کردیم

23:33.280 --> 23:36.240
‫به آخر خط رسیده بودم...

23:36.270 --> 23:37.879
‫باید حس می‌کردم
‫دارم کار درست رو انجام می‌دم

23:37.880 --> 23:40.049
‫و باخودم گفتم حداقل می‌دونم
‫کاری که رُز داره می‌کنه اشتباست

23:40.050 --> 23:43.321
نه، کار درستی کردی

23:46.290 --> 23:47.800
چه احساسی داری؟

23:48.560 --> 23:50.080
راستش رو بگم؟

23:50.090 --> 23:51.500
همیشه

23:56.090 --> 23:58.241
احساس تنهایی می‌کنم

24:02.890 --> 24:05.020
‫جدی نگفتم. بیا ببینم

24:19.010 --> 24:20.880
به خانومش زنگ می‌زنم

24:50.620 --> 24:52.460
‫اگه نمی‌خوای پایبند به قوانین باشی،

24:54.010 --> 24:55.440
‫چطوره خودم رو همین الان
‫بکشم؟

24:56.660 --> 24:59.140
‫نمی‌خوام برای کسشرای تو
‫یه هفته صبر کنم

25:04.890 --> 25:06.420
من روی سقفم

25:07.360 --> 25:10.520
‫اون پایان پرشکوهی که
‫مد نظر داشتی نیست. نه؟

25:14.010 --> 25:15.681
شانس آخرته

25:15.690 --> 25:18.260
یه زمان و مکان رو مشخص کن

25:18.280 --> 25:20.360
می‌دونم می‌‌خوای خودت
انجامش بدی

25:26.650 --> 25:27.840
خیلی خب

25:30.650 --> 25:32.753
‫وقتی داری نگاه می‌کنی من رو از کف خیابون
‫پاک می‌کنن

25:32.760 --> 25:35.761
‫باید با لباست مامانت بشینی اونجا

25:36.970 --> 25:38.281
‫اگه بپری،

25:38.290 --> 25:40.921
امیلی بکستر رو می‌کُشم

26:07.820 --> 26:09.100
بکستر کجاست؟

26:09.120 --> 26:11.400
رفت با مامان نیک هوپر مصاحبه کنه

26:11.410 --> 26:13.840
‫تو محله‌ی نیک، فینلی داره
‫خونه به خونه رو می‌گرده

26:17.490 --> 26:19.321
‫خیلی خسته کننده به نظر میرسه

26:20.660 --> 26:24.280
‫خونواده‌ی فیلدینگ می‌گن که
‫27اُم ژوئیه با میشل صحبت کردن

26:24.300 --> 26:26.560
‫سه هفته بعد از آخرین تماسش
‫از گوشیش

26:26.580 --> 26:27.599
‫چمبرز هم همینطوره

26:27.600 --> 26:29.170
‫قبل از اینکه خبر کنسلی

26:29.180 --> 26:31.630
‫مسافرت به خانومش برسه،
‫احتمالا ده روز می‌شد که مُرده

26:31.640 --> 26:33.081
چه توضیحی برای تماس‌ها داری؟

26:33.082 --> 26:35.159
‫فکر کنم قاتل از تکنولوژی
‫"جعل عمیق" استفاده می‌کنه

26:35.160 --> 26:38.820
‫صدای قربانی‌ها رو ضبط کرده.
‫تماس‌ها رو جعل می‌کنه

26:38.840 --> 26:42.340
‫ولی هوش مصنوعی نمی‌تونه
‫تن صدا رو جعل کنه

26:42.360 --> 26:44.079
‫باید وقتی میشل آروم بود
‫صداشو ضبط می‌کرد

26:44.080 --> 26:45.560
‫نه وقتی که یه تفنگ سمت
‫سرش نشونه گرفته بود

26:45.570 --> 26:47.400
وگرنه خونواده

26:47.420 --> 26:48.681
‫متوجه ترس توی صداش
‫می‌شدن

26:48.690 --> 26:51.959
‫پس یه زمانی قبل از مرگش،
‫میشل مکالمه‌ی بلندی رو

26:51.960 --> 26:53.041
‫با قاتلش داشته

26:53.050 --> 26:55.750
و شاید همون شماره به چمبرز و
فیلدینگ تو هفته‌ای که

26:55.760 --> 26:58.480
‫غیبشون زد
‫زنگ زده باشه

27:02.330 --> 27:03.641
چیکار می‌کنی؟

27:04.540 --> 27:07.540
‫کمکت می‌کنم.
‫اینقدر غافلگیر نشو

27:07.560 --> 27:08.681
چیزای خوبی توشه

27:18.880 --> 27:21.521
‫"جهنم فقط چهارچوب ذهنی است"
‫"شماره قاتل"

27:38.360 --> 27:40.560
‫سوابق تماس هفته‌ی آخر
‫ماه ژوئیه چمبرز رو داری؟

27:45.730 --> 27:47.500
عالیه

27:50.420 --> 27:51.560
بازرس ادموندز هستم

27:52.730 --> 27:54.000
بفرما -
اوه؟ -

27:55.160 --> 27:56.520
رُز هستم

27:56.530 --> 27:58.249
کی؟

27:58.250 --> 28:00.820
‫اوه، اون.
‫ای خدا، نه، به خودت زحمت نده

28:01.740 --> 28:03.040
خیلی خب

28:04.690 --> 28:07.001
‫چندتا آدم احمق طبقه بالا هستن که
‫می‌خوان اعتراف کنن

28:07.002 --> 28:09.801
ازشون بازجویی نمی‌کنیم؟

28:09.810 --> 28:11.170
قاتل کل امروز اون بالا

28:11.180 --> 28:12.440
‫تو انفرادی ننشسته بود

28:13.250 --> 28:14.481
از کجا می‌دونی؟

28:16.410 --> 28:18.081
بهم اعتماد کن

28:18.090 --> 28:20.160
‫می‌دونم پوشش رسانه‌ای
‫به مردم کمک می‌کنه تا

28:20.180 --> 28:22.310
‫اعترافات ساختگی
‫خیلی دقیقی بکنن

28:22.330 --> 28:24.001
ولی نباید این احتمال رو
مد نظر قرار بدیم که

28:24.002 --> 28:25.761
ممکنه یکی‌شون
واقعی باشه؟

28:30.560 --> 28:32.320
تا حالا درباره‌ی کسی
اشتباه کردی؟

28:33.250 --> 28:34.340
نه

28:35.530 --> 28:37.380
‫نمی‌دونم چطور میشه حال روحی بدِ
‫بعدش رو درست کرد

28:39.370 --> 28:42.000
دیگه نمی‌تونی به
غریزه‌ت اعتماد کنی

28:43.090 --> 28:45.200
آره

28:45.220 --> 28:48.220
‫بعضی وقت‌ها انگار
‫فقط اشتباهات ما

28:48.240 --> 28:49.481
عواقب داره

28:49.490 --> 28:51.200
هوم

28:51.220 --> 28:53.961
عجیبه -
چی؟ -

29:06.850 --> 29:09.441
چیزی پیدا کردین؟ -
چه مرگته، اد -

29:09.450 --> 29:10.681
اثری از نیک هوپر نیست؟

29:12.060 --> 29:13.081
شماره‌ای چیزی پیدا کردین؟

29:13.100 --> 29:15.440
‫هیچ شماره‌ای پیدا نکردیم که
‫هم به چمبرز و هم به فیلدینگ زنگ زده باشه

29:15.460 --> 29:18.520
‫ولی از وقتی که رگدال رو پیدا کردیم،
‫یه نفر به چمبرز 5 بار زنگ زده

29:18.540 --> 29:21.079
‫همون شماره موقع پرونده
‫"اورفائو"، ناپدید شدن "دیویس"،

29:21.080 --> 29:22.150
هم بهش زنگ زده

29:22.170 --> 29:23.921
‫همه‌ی اسنادِ 6 ماه گذشته

29:23.930 --> 29:25.601
حداقل -
همین الان دارم بهش زنگ می‌زنم -

29:25.602 --> 29:28.840
خب، می‌تونین فقط بهم بگین -
چرا لذتش رو خراب کنم برات؟ -

29:28.860 --> 29:30.840
ای بابا

29:30.850 --> 29:33.620
فکر می‌کردم نمی‌خوای با من
صحبت کنی

29:33.640 --> 29:36.481
فکر کنم نتونستی مقاومت کنی -
کی درباره‌ی رگدال بهت گفت؟ -

29:36.490 --> 29:38.520
می‌دونی که مجبور نیستم
بهت بگم

29:38.540 --> 29:40.881
می‌تونستم گناهانم رو اعتراف کنم

29:40.890 --> 29:43.001
ولی دیگه ارزشی ندارن

29:43.002 --> 29:44.521
‫من "فرهنگ کنسل" رو مقصر می‌دونم
‫(نوعی مدرن از تبعید)

29:44.530 --> 29:46.161
‫اگه یه بار تو زندگیت
‫معذرت خواهی کنی

29:46.170 --> 29:48.881
‫من برای پیدا کردن
‫"آندریا وایلد" واقعی تحقیقات راه می‌ندازم

29:48.890 --> 29:51.721
‫و توی این سناریو،
‫منِ واقعی چطور می‌میرم؟

29:51.730 --> 29:53.580
‫اوه، کی می‌دونه؟
‫وقتی اتاق زیرشیروانیت رو می‌گردیم

29:53.600 --> 29:56.630
‫فقط یه چهره‌نگاری اسرارآمیز
‫از تو پیدا می‌کنیم

29:56.650 --> 29:59.279
‫که کاملاً ناراحت به نظر میای

29:59.280 --> 30:04.240
‫دیروز از پست یه نسخه‌ی
‫حاشیه نویسی شده از لیست کشتار به دستم رسید

30:04.250 --> 30:06.840
فردا یه سر میام -
بیا خونه -

30:11.740 --> 30:13.041
آره، من میرم

30:13.042 --> 30:15.300
‫پلیس‌های مست من رو خیلی
‫معذب می‌کنن

30:15.320 --> 30:17.200
درست نیست برای نوشیدنی نمونی

30:17.220 --> 30:20.000
نمی‌خوام بی‌ادبی کنم ولی
چمبرز خبرچین بود

30:21.330 --> 30:22.641
‫امشب به سیمونز می‌گی؟

30:22.650 --> 30:24.219
‫می‌ذارم با خوابیدن
‫ازش خلاص شه

30:27.200 --> 30:28.500
برو دیگه

30:34.690 --> 30:38.349
‫گذاشتم چمبرز خیلی راحت
‫من رو دست بندازه. ای خدا

30:38.350 --> 30:39.679
خیلی ساده بودم

30:39.680 --> 30:41.140
ازت استفاده کرد، بکس

30:41.170 --> 30:43.561
‫براش مهم نبود مردم بمیرن.
‫حریص بود

30:45.970 --> 30:49.239
‫اون ما رو می‌بینه...
‫قاتل رو می‌گم

30:49.240 --> 30:50.940
‫دست‌مون رو می‌خونه...

31:31.020 --> 31:33.600
‫"فروید" از کار خودش تو زمینه‌ی
‫"آسیب زنان" دست کشید

31:33.610 --> 31:35.059
‫چون مدارک داشتن
‫چیزی رو بهش نشون میدادن که

31:35.060 --> 31:36.401
نمی‌خواست باور کنه

31:36.410 --> 31:38.028
تجاوز از تو خونه شروع میشه

31:38.050 --> 31:41.201
‫خونواده پدرسالارانه
‫جای امنی نیست

31:41.210 --> 31:43.800
‫و ما تا با دروغ اساسی
‫نیروی پلیس رو به رو نشیم

31:43.820 --> 31:46.201
‫نمی‌تونیم بحران سلامت روانی‌مون رو
‫اصلاح کنیم

31:46.210 --> 31:48.633
چه دروغی؟ -
انحصار روی خشونت -

31:48.640 --> 31:50.201
‫ انحصار روی حقیقت به ما می‌ده

31:50.210 --> 31:52.220
‫اینکه نمی‌تونیم هیچ
‫ضعفی نشون بدیم

31:52.246 --> 31:53.519
‫چون "حق با قوی" هست

31:53.520 --> 31:55.081
‫نمی‌دونستم این
‫انجمن دانشجوییه

31:55.720 --> 31:57.880
‫رُز؟
‫تو حتما باید ایده‌ای داشته باشی

31:57.890 --> 32:00.241
چرا اونوقت؟ -
به‌خاطر سلامت روانیت -

32:02.240 --> 32:05.120
‫دیگه راز که نیست. می‌تونیم از
‫تجربه‌ت استفاده کنیم

32:05.130 --> 32:09.121
‫چرا برای افسرای پلیس سخته که
‫اعتراف کنن دارن رنج می‌کشن؟

32:09.130 --> 32:12.193
‫چون باید تو چشم‌های قربانی‌ها و
‫خونواده‌شون نگاه کنم

32:12.200 --> 32:14.833
‫اگه بخوام بگم: "پس من چی؟"
‫نمی‌تونم این کارو کنم

32:14.840 --> 32:16.713
ولی جداً پس خودت چی میشی؟

32:16.720 --> 32:19.260
‫وضعیت روحی یه پلیس می‌تونه
‫حقایق و نتیجه یه پرونده رو عوض کنه

32:19.280 --> 32:21.250
‫واقعاً. وقتی یه چیزی رو
‫مشاهده می‌کنی

32:21.270 --> 32:22.801
‫تغییرش می‌دی و خودت هم
‫تغییر می‌کنی

32:22.810 --> 32:24.599
‫فیزیکه. جهان هستی
‫همینطوری کار می‌کنه

32:24.600 --> 32:26.081
‫درسته. و وقتی دو اتم
‫واکنش نشون می‌دن

32:26.090 --> 32:27.881
‫یک شی 6 بُعدی در دو بُعد

32:27.890 --> 32:29.761
‫زنجیره‌ی زمان و فضا
‫می‌سازن

32:29.770 --> 32:32.040
‫و در وجود همه‌ی ما
‫7 میلیارد اتم وجود داره

32:32.060 --> 32:33.840
‫و انواع بی‌شمار از خودمون که

32:33.860 --> 32:35.319
‫به جهان‌های بی‌شمار
‫گسترده می‌شیم

32:35.320 --> 32:37.833
ولی تو توی این دنیا
گیر افتادی

32:37.840 --> 32:40.521
‫و متأسفانه شامل
‫احساساتت نمی‌شه

32:41.650 --> 32:44.193
‫منظورم اینه، فقط خدا می‌دونه
‫وقتی به پدر و مادر میشل گفتی:

32:44.200 --> 32:47.233
‫"نگران نباشین. قاتل دختر شما
‫در درجه اول فرد آزارگر نیست"

32:47.240 --> 32:49.281
‫چه فکری با خودشون کردن

32:49.290 --> 32:51.401
نه، راستش بیشتر می‌خواستم
دلداری بدم

32:51.410 --> 32:53.019
‫داشتی تلاش می‌کردی
‫حال خودت بهتر شه

32:53.020 --> 32:54.260
چون هیچی بارت نیست

32:54.270 --> 32:56.750
‫و نمی‌خواستی دست به کیر
‫ اونجا وایسی و کاری نکنی

33:20.140 --> 33:22.990
حالت خوبه، خانوم؟ -
هوم، مسمومیت غذاییه -

33:23.000 --> 33:24.340
بعدا می‌خورمش

33:26.890 --> 33:29.180
میشه با من رو راست باشی؟

33:29.200 --> 33:31.161
میشه بگی کدوم کارم اشتباهه؟

33:31.170 --> 33:33.233
‫تو اون مردا چی دیدی که
‫باعث میشه فکر کنی

33:33.240 --> 33:35.993
‫عاشق حرف‌های "کارل مکس" طورت
‫میشن؟

33:36.000 --> 33:37.400
رُز هرچی که بخواد
می‌تونه بگه

33:37.420 --> 33:38.881
‫من نمی‌گم دست از
‫باهوش و شجاع بودن بردار

33:38.882 --> 33:41.860
‫فقط می‌خوام بگم کاری نکن که
‫همه چی رو سرت خراب شه

33:41.880 --> 33:43.641
مثل امروز صبح که
دیر کردی

33:43.650 --> 33:45.000
امروز صبح سر وقت اومدم

33:45.020 --> 33:47.561
‫سر وقت یعنی یه ساعت
‫زودتر بیای

33:47.570 --> 33:50.121
یعنی چون نمی‌تونی تا خونه بری

33:50.122 --> 33:52.310
فقط سه ساعت تو ماشین استراحت کنی -
دیوونگیه -

33:52.320 --> 33:55.720
‫من دستیار "واینستین" که نیستم

33:55.740 --> 33:57.800
مردم انتظار دارن تعهد بدی -
کل شب کار کردم -

33:57.820 --> 33:59.020
‫داشتی درباره‌ی رُز
‫اطلاعات جمع می‌کردی

33:59.040 --> 34:00.689
به نظرت قاتل همین الانش
این کارو نکرده؟

34:00.690 --> 34:02.721
‫هر نقشه‌ای که کشیده،
‫به رُز ختم میشه

34:02.730 --> 34:04.321
من فقط قصد دارم کمک کنم

34:07.480 --> 34:10.561
‫می‌دونی برای شناسایی میشل فیلدینگ
‫مجبور شدم چیکار کنم؟

34:14.481 --> 34:15.881
تعهد دادم؟

34:18.940 --> 34:21.400
‫"آتنا" هست.
‫الههٔ جنگاوری

34:21.420 --> 34:22.801
چه بلابی سر دماغش اومده؟

34:22.820 --> 34:27.521
‫خب، انتقادی از
‫قدرت احمقانه‌ست

34:27.530 --> 34:29.080
‫وای خدا!

34:29.090 --> 34:31.073
‫این دیگه زیادیه!

35:00.400 --> 35:02.520
چرا عاشق آندریایی؟

35:05.250 --> 35:09.041
منظورت اینه چرا باهاش خوابیدم؟ -
چرا از آندریا متنفر نیستی؟ -

35:09.940 --> 35:12.200
اون از چیزی خجالت نمی‌کشه

35:12.220 --> 35:13.440
خاصه

35:13.450 --> 35:15.761
مثل رابطه عاشقانه کوتاه
تو مسافرته

35:15.770 --> 35:17.260
هم‌زبون نیستین

35:17.280 --> 35:19.680
تو ساحل... سکس می‌کنین

35:19.700 --> 35:21.150
‫و هر وقت هم که
‫شن میره تو کونتون

35:21.170 --> 35:23.121
از هم به خوشی
یاد می‌کنین

35:26.100 --> 35:27.840
زحمت نده به خودت

35:27.860 --> 35:30.201
‫جدی، تو اتاق من بخواب

35:30.210 --> 35:33.321
نه، راحته -
سوراخ داره -

35:34.220 --> 35:35.640
نه، نداره

35:37.650 --> 35:39.401
نرو روی اعصاب

35:41.320 --> 35:44.120
رو تخت من بخواب -
نمی‌تونم -

35:46.780 --> 35:48.361
چرا نمی‌تونی؟

35:55.210 --> 35:57.441
چون مثل صلیب شکسته
می‌خوابی

35:59.690 --> 36:01.200
قانع شدم

36:04.050 --> 36:05.380
ولی جدی گفتم، رفیق

36:05.400 --> 36:09.140
‫فقط من و توییم.
‫رفیق همیشگی

36:30.850 --> 36:32.720
‫اوه، ای...

36:58.240 --> 37:00.349
‫نیک هوپر خودش رو تو
‫"کرویدون" تحویل داده

37:00.350 --> 37:01.359
فکر میکنه قاتل رو دیده

37:01.360 --> 37:03.369
‫از کجا می‌دونه؟
‫ما که نمی‌دونیم چه شکلیه

37:03.370 --> 37:06.100
‫نیک بدون وکیلش حرفی نمی‌زنه.
‫"آلیسا ایرلی" از "سیتی اند می"

37:06.120 --> 37:07.953
‫عجبا.
‫می‌تونه پولش رو بده؟

37:07.960 --> 37:09.521
‫به اتهام مواد مخدر
‫تو بازداشت نگه‌ش دار

37:09.530 --> 37:11.201
‫به حمایت از شهود
‫چیزی نگو

37:11.210 --> 37:13.660
‫مجبورم. ما از کاپلی
‫هیچی نمی‌دونیم

37:13.680 --> 37:15.921
‫و اگه قاتل بتونه خودشو
‫به شهردارِ توی دفتر من برسونه،

37:15.922 --> 37:17.801
‫ممکنه یه مرد تصادفی رو
‫توی "کرویدون" بکشه

37:17.810 --> 37:21.280
‫قبل از اینکه بیفته  تو دست
‫واحد حمایت از شهود، باید بدونیم چی دیده

37:22.360 --> 37:25.080
‫دو دقیقه قبل‌تر از اینکه
‫به شما  زنگ بزنم، بهشون گفتم

37:25.090 --> 37:27.319
‫با خودم گفتم پیشنهاد صلحه

37:37.290 --> 37:39.860
بیمه نداری -
تو هم هنوز مستی -

37:39.880 --> 37:40.921
‫رُز!

37:50.960 --> 37:53.040
‫"ادامه پیدا کردن کشتار قاتل رگدال
‫موجب هرج‌و‌مرج پلیس شده"

38:00.810 --> 38:01.900
صبح بخیر

38:02.850 --> 38:04.760
‫پنجره‌م خوشگله. مرسی

38:05.970 --> 38:10.160
‫دیروز شنیدم این یارو
‫از بالای ساختمون داد میزد

38:10.180 --> 38:11.300
کی؟ رُز؟

38:11.320 --> 38:12.800
‫آره، آره، پشت تلفن
‫داد میزد

38:12.820 --> 38:15.220
‫دیوونه‌وار بود.
‫می‌گفت می‌پرم

38:19.850 --> 38:21.480
صبر کن. چی؟

38:22.890 --> 38:24.193
چرا داد نزنه؟

38:24.200 --> 38:25.620
مرده‌ی متحرکه

38:51.770 --> 38:53.449
‫ببینین. من یه کتاب خواستم
‫تا خوندنش آرومم کنه

38:53.450 --> 38:55.740
‫و اون خوک‌ها یه کتاب درباره‌ی
‫تغییرات آب و هوایی بهم دادن

38:55.760 --> 38:57.180
واقعاً متاسفم، نیک

38:57.200 --> 38:58.889
‫چیزی می‌خوای؟
‫یه فنجون قهوه

38:58.890 --> 39:00.759
‫به غیر از آب موجود
‫توی لیوان

39:00.760 --> 39:02.320
‫برای درست کردن قهوه
‫1000 لیتر آب لازمه

39:02.340 --> 39:04.513
‫رفیق، من خودم می‌دونم
‫وضعیت به‌گاییه

39:04.520 --> 39:07.280
‫نیک، من سر بازرس نیک هستم.
‫ایشون هم بازرس رُز

39:07.300 --> 39:09.709
‫بهمون گفته شده فکر می‌کنی
‫کسی که زندگیت رو تهدید کرده رو دیدی

39:09.710 --> 39:11.420
درسته؟ -
!من نیاز به محافظت دارم -

39:11.440 --> 39:13.201
‫باشه؟!
‫زندگی جدید می‌خوام

39:13.210 --> 39:15.460
‫به‌زودی به بازداشت
‫واحد حمایت از شهود درمیای

39:15.480 --> 39:17.321
یعنی ما زیاد وقت نداریم

39:17.330 --> 39:19.473
‫همکاریت خیلی ضروریه

39:19.480 --> 39:20.761
بدون وکیلم حرف نمی‌زنم

39:20.770 --> 39:23.601
‫اگه همکاری کنی، اتهام‌های
‫مواد مخدر رو پاک می‌کنیم

39:23.610 --> 39:26.121
‫کدوم مواد؟
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنین؟

39:28.490 --> 39:29.694
‫تو آپارتمانت کوکائین پیدا کردیم

39:29.695 --> 39:31.499
روحمم خبر نداره -
پس از کجا اومده؟ -

39:31.500 --> 39:33.049
‫تا جایی که می‌دونم،
‫ممکنه خودتون جاساز کرده باشین، رفیق

39:33.050 --> 39:35.095
بهمون بگو چه شکلی بود؟
کجا پیدات کرد؟

39:35.096 --> 39:37.953
جینا پیداش کرد؟ -
نه، اون رو وارد ماجرا نکنین -

39:37.960 --> 39:40.240
جینا هم می‌تونه همراهت بیاد

39:40.260 --> 39:41.601
البته اگه خودش بخواد

39:42.560 --> 39:44.040
می‌خوایم تو حومه شهر باشیم

39:45.720 --> 39:47.640
‫وقتی ترس به دلم می‌افته،
‫تو "جی‌تی‌ای" روی تپه‌ها

39:47.650 --> 39:48.720
‫قدم می‌زنم

39:48.740 --> 39:51.620
‫خورشید رو می‌بینم که
‫طلوع می‌کنه، گوزن‌ها، پروانه‌ها

39:51.650 --> 39:52.699
‫می‌دونین، وقتی
‫تکه یخ‌ها آب بشن

39:52.700 --> 39:53.929
‫اون بازی مردم رو
‫بدجور می‌ترسونه

39:53.930 --> 39:55.239
باورشون نمیشه چقدر قبلا
همه چی سبز بود

39:55.240 --> 39:56.890
نیک، هرچی بیشتر
اینجا نگه‌ت‌ داریم

39:56.900 --> 39:57.940
‫تو خطر بیشتری
‫قرار می‌گیری

39:57.960 --> 40:01.321
‫می‌تونیم امنیتت رو فراهم کنیم ولی
‫باید همکاری کنی

40:02.640 --> 40:03.681
داری تهدیدم می‌کنی؟

40:03.690 --> 40:06.030
‫تا من حرف نزنم،
‫خطر رو رفع نمی‌کنین؟

40:06.040 --> 40:07.779
منظورم این نبود -
!روانی‌ عوضی -

40:07.780 --> 40:09.360
‫می‌دونی چیه، بازرس دیگه میره

40:09.380 --> 40:11.229
‫نه، تو هم می‌تونی گورتو گم کنی.
‫من بدون وکیلم

40:11.230 --> 40:12.241
‫حرف نمی‌زنم!

40:12.250 --> 40:14.641
چه مرگته؟ -
داشتم گزینه‌هاشو توضیح می‌دادم -

40:14.650 --> 40:16.920
‫تقصیر من نیست که همه‌ی
‫گزینه‌های جلوش کسشرن

40:16.940 --> 40:19.660
‫سر بازرس بکستر،
‫رُز

40:19.680 --> 40:21.180
آلیسا ایرلی هستم

40:21.200 --> 40:23.440
‫حدس می‌زنم حرفی نزده.
‫پسر خوب

40:23.460 --> 40:24.649
‫میشه داخل کیفت رو
‫یه نگاه بندازم؟

40:24.650 --> 40:27.600
هوپر یکم دیوونه شده

40:27.620 --> 40:30.873
‫سلبریتی‌های پدوفیل و پولدار،
‫راه درآمدت همینه

40:30.880 --> 40:33.040
نیک توسط برادرش
شوکه شده و

40:33.060 --> 40:35.241
‫توسط رسانه و مطبوعات
‫بد جلوه داده شده

40:35.250 --> 40:36.770
‫همون لحظه‌ای که اسمش رو
‫توی لیست دیدم

40:36.780 --> 40:39.680
‫با خودم گفتم شانس خوبیه تا
‫وجهه‌مون رو خوب کنیم

40:39.700 --> 40:41.040
اینا رو نگه می‌داریم

40:41.068 --> 40:42.641
‫به‌عنوان تعریف
‫در نظر می‌گیرم

40:44.130 --> 40:45.200
باز کن

40:49.490 --> 40:51.761
‫اگه زیادی پادکست طوره
‫حرفم بگین

40:51.770 --> 40:53.470
‫ولی قاتل داره همه رو
‫به‌خاطر

40:53.490 --> 40:55.041
‫وضعیت نابسامان هوپر
‫مجازات می‌کنه؟

40:55.050 --> 40:57.081
انگار اختلال هذیانی داره

40:57.090 --> 40:58.930
شاید با این ایده که
دنیا

40:58.950 --> 41:00.460
‫جای بی‌‌قانونیه
‫خو گرفته

41:00.470 --> 41:03.159
‫واحد حمایت از شهود اومده.
‫معطل‌شون می‌کنم

41:03.160 --> 41:05.080
نیک باید بهمون بگه چی دیده ولی

41:05.110 --> 41:07.761
ولی واحد حمایت از شهود

41:07.770 --> 41:09.801
‫مدیونت می‌شم اگه کاری کنی
‫نیک محافظت نخواد

41:09.810 --> 41:11.260
‫فقط کافیه لب تر کنی

41:14.640 --> 41:15.920
مراقب باش

41:20.730 --> 41:23.000
‫رُز شانس دومی نصیبش شد

41:23.010 --> 41:24.040
‫ولی نصیب تو نمی‌شه

41:38.640 --> 41:40.899
‫واحد حمایت از شهود اصلاً...

41:40.900 --> 41:44.710
‫اینجا مناسب این کارا نیست

41:44.720 --> 41:48.860
‫امنیت آقای هوپر اولویت ماست

41:48.880 --> 41:50.479
...اگه از جلو راه نری کنار -
نرم چی؟ بگو دیگه -

41:50.480 --> 41:53.620
‫خونه‌م رو عوض می‌کنین؟ تو "داندی"
‫با یه هویت و شغل جدید تو

41:53.650 --> 41:54.959
کشتارگاه محلی بیدار میشم؟

41:54.960 --> 41:56.000
!رُز -
آره -

41:58.200 --> 41:59.300
‫هی!

42:01.880 --> 42:03.360
‫هی! رُز!

42:04.260 --> 42:06.540
‫رُز! رُز!

42:06.560 --> 42:08.550
کی اینجا مسئوله؟

42:08.560 --> 42:12.260
‫هی! هی، آروم باش.
‫آروم باشین

42:14.520 --> 42:15.540
‫آلیسا!

42:15.560 --> 42:17.740
کوتاه بیا، رُز -
کوتاه بیام؟ -

42:17.760 --> 42:21.633
کوتاه بیا -
بیخیال. شما مسخره‌این -

42:23.790 --> 42:25.120
باز کن

42:33.560 --> 42:35.030
نیک؟

42:35.050 --> 42:36.940
‫نیک؟ اوه!

42:44.420 --> 42:46.430
‫وای، پسر...

42:50.800 --> 42:53.060
‫برین کنار.
‫از جلو رام برین کنار!

43:21.090 --> 43:22.361
‫آلیسا! صبر کن.

43:23.180 --> 43:25.770
‫آلیسا، می‌تونم کمک کنم.
‫آلیسا!

43:27.010 --> 43:28.280
‫صبر کن!

43:29.050 --> 43:30.240
انجامش می‌دم

43:31.000 --> 43:32.140
انجامش می‌دم

43:34.090 --> 43:36.760
‫هر مدرکی ازت داره،
‫می‌تونیم درستش کنیم

43:36.780 --> 43:39.161
!جلو نیا -
بهش گوش نکن -

43:39.170 --> 43:41.150
انجامش میدم -
آلیسا -

43:42.050 --> 43:43.881
تقصیر منه

43:47.481 --> 43:48.521
تو این ماجرا تنها نیستی

44:13.410 --> 44:15.060
با کی صحبت می‌کنه؟

44:15.080 --> 44:17.719
نیتن؟ با کی صحبت می‌کرد؟

44:23.210 --> 44:24.560
نمی‌دونم

44:25.940 --> 44:28.080
از 13 تا 16 سالگی
توی پارکینگ شرکت

44:28.100 --> 44:30.080
‫"واوا" قایم شده بودم و

44:30.090 --> 44:32.940
‫"اونسنس" گوش می‌دادم.
‫از هم سن و سال‌هام وحشت داشتم

44:33.781 --> 44:34.913
‫[آنچه در قسمت بعد
‫مشاهده خواهید کرد]

44:34.920 --> 44:37.160
بعدی اریک ترنره

44:37.170 --> 44:38.481
‫اوه!

44:39.140 --> 44:41.530
‫طرفدارت ناظر یکی
‫از "ساب‌ردیت"هایی هست که

44:41.540 --> 44:43.600
‫به تو اختصاص داره و
‫من نوشتم:

44:43.610 --> 44:45.980
‫"مردانگی حق به جانب"

44:46.000 --> 44:47.161
رُز

44:47.170 --> 44:49.881
‫من اصلاً دارم نمی‌گم که تو و رُز...

44:50.700 --> 44:51.920
‫نکنه حق با منه؟

44:51.944 --> 44:59.944
.:: @bollbolljan_com ::.