﻿WEBVTT

00:00.984 --> 00:14.025
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:14.050 --> 00:16.001
‫تو تنها نیستی!

00:16.010 --> 00:18.553
‫"آلیسا" با "سین" تقریبا یک ساعت
‫پیش در کرویدون به قتل رسید.

00:21.860 --> 00:24.770
‫تو گوشیش عکس یه مردی
‫هست... فکر می‌کنیم همسرشه...

00:24.780 --> 00:27.010
‫و یه پسر 10 ساله به اسم "دنیل"

00:27.030 --> 00:28.921
‫نام خانوادگیشون "ایرلی" هست.

00:32.000 --> 00:33.499
‫شوهرش به یه سفر کاری تو مونیخ رفته

00:33.500 --> 00:35.040
‫و الان دارن دنبال پسره می‌گردن.

00:35.050 --> 00:36.353
‫باشه

00:36.360 --> 00:38.120
‫قاتل بهش چی گفته بود؟

00:38.140 --> 00:40.720
‫چطور مجبورش کرد که بره جلوی کامیون بمونه؟

00:43.050 --> 00:45.140
‫دیوونه شدی؟ چی کار می‌کنی؟

00:45.170 --> 00:47.321
‫نمی‌خوای حواست رو جمع کنی کجا میری؟

00:48.810 --> 00:52.040
‫سلام! سلام رز! کرول هستم!

00:52.060 --> 00:53.929
‫ببخشید، میشه ماشین‌تون رو جا‌به‌جا کنین لطفا

00:53.930 --> 00:55.161
‫-یا بچه‌تون رو ازش پیاده کنین؟
‫-آره آره

00:55.162 --> 00:56.169
‫یه لحظه بمون عزیزم

00:56.170 --> 00:58.720
‫کجاست؟ اوه من خیلی گیجم!

00:58.721 --> 01:00.761
‫خیلی عجیبه که اینجا کنارت ایستاده‌ام.

01:00.780 --> 01:02.999
‫-چراغ خطرتون رو روشن کنید خانم!
‫-می‌دونم به نظر خیلی قدیمی میاد این حرف

01:03.000 --> 01:05.660
‫ولی امیدوارم یکی ازت مراقبت بکنه رز!

01:05.680 --> 01:09.481
‫تو خیلی فداکاری‌های زیادی
‫کردی... این برای خیلی‌ها باارزشه!

01:09.490 --> 01:11.921
‫اینجاست!

01:11.930 --> 01:14.200
‫قاتل رگدال، مگه نه؟

01:14.220 --> 01:16.360
‫راجع به اونی که برای آندریا وایلد فرستاده خوندم...

01:16.380 --> 01:19.158
‫-اینو از کجا آوردی؟
‫-جلوی در خونه‌م پیداش کردم... مگه نه؟

01:19.160 --> 01:20.270
‫همراه با اون رفیق کوچولو!

01:21.840 --> 01:24.361
‫-پسر آلیساست... دنیل!
‫-حالش خوبه!

01:24.370 --> 01:26.780
‫-حالش خوبه...
‫-هی، هی... دنیل صدمه دیدی؟

01:26.800 --> 01:28.361
‫حالت خوبه؟ ما پلیس هستیم!

01:28.370 --> 01:30.679
‫می‌دونم دارن از روان‌پزشک‌ها
‫استفاده می‌کنن تا ساکت نگهت دارن...

01:30.680 --> 01:31.719
‫-برای همینه که جواب...
‫-باشه، گوش کن

01:31.720 --> 01:33.159
‫-هیچکدوم از نامه‌هام رو ندادی.
‫-گوش کن بهم! باشه؟

01:33.160 --> 01:34.519
‫-می‌تونی...
‫-فقط می‌خوام بهت بگم...

01:34.520 --> 01:36.169
‫-سوییچ ماشینت رو بده!
‫-که می‌تونی هرچیزی رو بهم بگی...

01:36.170 --> 01:38.121
‫اینو بکش! لطفا! هی!

01:38.130 --> 01:40.401
‫-باشه، دارم بهت میگم...
‫-اینو بکش بالا!

01:40.410 --> 01:41.481
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی! زود باش!

01:41.490 --> 01:42.643
‫-این مسخره‌ست!
‫-بهم بگو چه حسی داشت...

01:42.644 --> 01:44.659
‫وقتی جمجمه‌ی قاتل
‫مرده‌سوز رو تو دستات گرفتی

01:44.660 --> 01:46.481
‫-و شکستی؟
‫-قفل در رو باز کن!

01:47.841 --> 01:49.601
‫تو خیلی برام با ارزشی!

01:54.160 --> 01:55.560
‫رز!

01:55.561 --> 01:56.839
‫بیا اینجا!

01:56.840 --> 01:57.881
‫هی...

01:57.890 --> 01:59.561
‫-کرول...
‫-رز!

02:00.170 --> 02:01.201
‫رز!

02:04.960 --> 02:06.760
‫قضاوتت نمی‌کنم! من عاشقتم!

02:23.360 --> 02:26.390
‫قربان... الایژا رید، کشیش مارک هوپر...

02:26.400 --> 02:27.999
‫خواهر رید فکر کرده بود
‫که در حال نیایش در خلوته

02:28.000 --> 02:29.259
‫بعد راجع به رگدال خونده بود

02:29.260 --> 02:32.520
‫و یه زخم قدیمی روی
‫بالاتنه‌ی رگدال شناسایی کرده

02:32.540 --> 02:34.020
‫-پس، ریده؟
‫-بله.

02:34.040 --> 02:37.260
‫پای چپ متعلق به اشلی لاکلنه، پزشک عمومی هوپر.

02:37.280 --> 02:39.320
‫همچنین داریم دی‌ان‌ای پای راست رو با دی‌ان‌ای

02:39.340 --> 02:40.900
‫وینسنت لوئیس، وکیل هوپر مقایسه می‌کنیم.

02:40.920 --> 02:43.361
‫زنش تو رادیو راجع به آندریا وایلد شنید...

02:53.220 --> 02:54.440
‫روبرتو بجیو...

02:55.330 --> 02:56.601
‫"دم اسبی مقدس"...
‫(فیلم بیوگرافی روبرتو بجیو)

02:56.610 --> 02:58.080
‫وقتی فیورنتینا فروختش به یوونتوس

02:58.100 --> 03:00.100
‫ اهالی شهر فلورنس تا سه روز در حال شورش بودن...

03:02.080 --> 03:05.000
‫تائید شد... پسر آلیساست، دنیل.

03:06.120 --> 03:08.080
‫پس همش از قبل برنامه‌ریزی شده بود؟

03:08.090 --> 03:11.380
‫نیک هوپر به طرز معجزه‌آسایی
‫از دست قاتل فرار نکرد

03:11.410 --> 03:13.601
‫قاتل عمدا ولش کرد که فرار کنه بیاد پیش ما

03:13.610 --> 03:15.840
‫و کوکائین رو تو خونه‌ی نیک جاساز کرد

03:15.860 --> 03:18.580
‫چون می‌دونست ازش استفاده می‌کنیم
‫تا حرومزاده‌ی بیچاره‌ رو بازداشت کنیم.

03:18.600 --> 03:20.290
‫می‌خواست نیک رو زیر نظر ما بکشه

03:20.300 --> 03:22.040
‫از آلیسا اخاذی کرد تا براش انجامش بده...

03:22.050 --> 03:26.281
‫کشتن خودش بخشی از معامله
‫بود تا بتونه جون دنیل رو نجات بده

03:26.290 --> 03:28.001
‫دنیل چیزی یادش میاد؟

03:28.010 --> 03:29.400
‫دنیل صحبت نمی‌کنه

03:30.970 --> 03:32.820
‫دیدتش؟ قاتل رو؟

03:32.840 --> 03:36.130
‫بچه اساسا مبتلا به کاتاتونیا شده!
‫... کرول، طرفدارت

03:36.150 --> 03:38.600
‫دنیل رو داخل یه ساک ورزشی
‫جلوی در خونه‌ش پیدا کرد

03:38.620 --> 03:40.321
‫چرا قاتل اون رو انتخاب کرد؟

03:40.330 --> 03:43.460
‫خب، کرول ناظم یه انجمن
‫ردیت اختصاص داده شده به...

03:43.480 --> 03:46.780
‫نقل می‌کنم: "مردونگی بی‌شرمندگی"‌ توئه!

03:48.320 --> 03:49.960
‫پس داره بهم می‌خنده

03:53.680 --> 03:56.161
‫-حالت خوبه؟
‫-تو حالت خوبه؟

03:56.170 --> 03:59.680
‫من که تو یه لیست قتل
‫با دوتا مرد مرده نیستم!

03:59.700 --> 04:00.961
‫قرار نیست مالیده شم به کامیون بازیافت!

04:00.962 --> 04:03.481
‫اگر  یه اتفاق بدی بیوفته نمی‌تونی
‫فقط به "بیلبو بگینز" تکیه کنی!

04:03.490 --> 04:05.961
‫فکر می‌کنم داری ارزش‌های روانکاوی

04:05.970 --> 04:08.673
‫گل بجیو به لوکوموتیو مسکو رو دست کم می‌گیری.

04:08.680 --> 04:10.721
‫می‌خوام محافظ داشته باشی

04:11.720 --> 04:13.840
‫بیخیال! کیف دستیت رو برات حمل می‌کنن

04:13.850 --> 04:15.680
‫حواسشون بهت هست

04:16.880 --> 04:18.400
‫در هر صورت نیرو کم داریم

04:19.850 --> 04:21.680
‫تو این کارو انجام دادی

04:21.700 --> 04:23.500
‫می‌دونی که سعی دارم چی بگم

04:25.370 --> 04:26.641
‫می‌تونی دووم بیاری؟

04:27.540 --> 04:29.280
‫رئیس تویی

04:29.300 --> 04:31.081
‫تو بگو بهم...

05:18.274 --> 05:21.016
‫«رگـدال»

05:22.540 --> 05:24.209
‫حدس می‌زنیم قاتل به قربانی‌هاش آرام‌بخش میده

05:24.210 --> 05:27.001
‫هنوز نتونستیم آرام‌بخشی که در
‫بدن رگدال هست رو شناسایی کنیم

05:27.002 --> 05:29.313
‫خیلی کمیابه... سفارشیه.

05:29.320 --> 05:30.959
‫حتما از همون برای دنیل هم استفاده کرده

05:30.960 --> 05:33.001
‫پس، شاهدی نداریم، مدرکی نداریم

05:33.010 --> 05:35.080
‫دوتا مرده‌ بیشتر داریم.

05:35.100 --> 05:37.841
‫رز، با  آزادانه رفتن رو مخ "واحد حفاظت از شاهد"

05:37.850 --> 05:39.099
‫درست همون کاری رو کردی که قاتل می‌خواست.

05:39.100 --> 05:41.320
‫ما از کجا می‌خواستیم بدونیم که
‫آلیسا قصد کشتن نیک رو داشت

05:41.340 --> 05:42.499
‫سعی کرد بهتون هشدار بده!

05:42.500 --> 05:44.980
‫گفت که قاتل فکر می‌کنه
‫دنیا جای بی‌قانونی شده!

05:45.000 --> 05:46.130
‫اون خیلی مبهمه!

05:46.150 --> 05:48.089
‫به نظر نمیومد که تماس مستقیم با قاتل داشته!

05:48.090 --> 05:51.360
‫خیلی وقت‌ها متوجه هذیان‌ها نمیشیم
‫اگر با واقعیت مطابقت داشته باشن!

05:51.380 --> 05:54.080
‫قاتل فکر می‌کنه سیستم قضایی خرابه

05:54.100 --> 05:55.340
‫اون و تمام آدمای دیگه...

05:55.360 --> 05:58.060
‫درسته و الان دیگه این توهمش فقط به
‫خاطر افکار ماشه‌ایش بوجود نیومده

05:58.080 --> 06:00.161
‫-داره بهش ارزش داده میشه!
‫-بیاین روی لیست تمرکز کنیم.

06:00.180 --> 06:03.760
‫قراره سعی کنه و 4 فرد
‫باقی‌مونده تو لیست رو به ترتیب

06:03.770 --> 06:07.921
‫از الان تا شش روز دیگه که
‫زمان محاکمه‌ی هوپره بکشه!

06:09.380 --> 06:12.361
‫خب، نفر بعد اریک ترنره

06:12.370 --> 06:15.120
‫همون نگهبانیه که تو
‫دادگاه زد بیهوشت کرد

06:15.140 --> 06:17.481
‫متاسفانه اون ضربه باعث بوجود اومدن مشکل کمر شد براش

06:17.490 --> 06:19.860
‫میگه ای کاش میذاشتم کار رو تموم کنی.

06:19.880 --> 06:21.160
‫رز، تو با من بیا

06:21.170 --> 06:22.761
‫با دنیل ایرلی مصاحبه می‌کنیم.

06:22.770 --> 06:25.439
‫نه، نیاز دارم از ترنر محافظت کنی.

06:25.440 --> 06:27.160
‫میرم دادگستری دنبال خونه‌ی امن

06:27.180 --> 06:28.359
‫دنیل تازه مادرش رو از دست داده

06:28.360 --> 06:29.709
‫فکر نمی‌کنی اگر با زنی که شبیه اونه

06:29.710 --> 06:31.281
‫صحبت کنه بیشتر احساس راحتی می‌کنه؟

06:31.290 --> 06:33.081
‫لازم نیست این قضیه رو به این چیزا ربط بدیم، لازمه؟

06:34.560 --> 06:37.660
‫ترنر اولویت ماست

06:37.680 --> 06:39.580
‫رز و ادموندز

06:39.600 --> 06:41.920
‫به محض اینکه معاینه‌ی دنی
‫تموم شد باهاش صحبت کنین

06:41.940 --> 06:44.073
‫در بیارین چطور و کجا دزدیده بودنش

06:44.080 --> 06:45.281
‫ساعت 1 برگردین اینجا.

06:51.290 --> 06:55.401
‫پوشش دوربین نظارتی خیابون پک‌ول اینجا تموم میشه

06:56.540 --> 06:59.600
‫پوش دوربین نظارتی جاده‌ی بلفیلد

06:59.620 --> 07:01.520
‫اینجا شروع میشه.

07:06.520 --> 07:09.480
‫پدر و مادر دنیل گذاشتن خودش
‫تنهایی قدم بزنه تا به تمرین فوتبالش بره؟

07:09.500 --> 07:11.553
‫فقط از این گوشه تا دروازه

07:11.560 --> 07:13.593
‫دنیل می‌خواست بزرگ به نظر بیاد

07:13.600 --> 07:15.980
‫-قاتل این رو از کجا می‌دونست؟
‫-از اینترنت.

07:16.000 --> 07:17.779
‫تو فضای مجازی داشتن
‫دهن دنیل رو صاف می‌کردن.

07:17.780 --> 07:20.313
‫-چرا؟
‫-فکر نکنم این روزها بچه‌ها دلیلی براش نیاز داشته باشن.

07:20.320 --> 07:22.079
‫دوران ابتدایی فضای مجازی هم خیلی گند بود

07:22.080 --> 07:24.440
‫من بین 13 تا 16 سالگیم واقعا

07:24.460 --> 07:27.080
‫تو پارکینگ فروشگاه "واوا" قایم شده بودم.

07:27.100 --> 07:28.300
‫کجا؟

07:28.320 --> 07:30.800
‫آره... واوا مثل فروشگاه هفت می‌مونه

07:30.820 --> 07:33.130
‫می‌نشستم اونجا و قهوه‌ی یه دلاری می‌نوشیدم

07:33.150 --> 07:36.100
‫و به گروه اوان‌اسنس گوش می‌دادم... در
‫حالی که از هم سن و سال‌هام وحشت داشتم.

07:38.170 --> 07:39.720
‫خب...

07:39.740 --> 07:41.400
‫یه نقطه‌ی کور یک متری اینجا داریم

07:43.680 --> 07:46.270
‫روبروی یه جاده بدون هیچ دوربینی...

07:46.280 --> 07:47.480
‫که میرسه به یه تقاطع...

07:47.500 --> 07:50.420
‫جایی که دوربین نظارتی
‫36 ساعت پیش از کار افتاده.

07:50.440 --> 07:52.480
‫عجب این یارو کارش خیلی خوبه

07:52.500 --> 07:54.460
‫می‌تونه به هرکسی، هر زمانی که بخواد برسه!

07:55.280 --> 07:57.720
‫باید می‌دونستم... از همون اولین
‫باری که به پلیس بیلاخ نشون داد.

07:57.740 --> 07:59.249
‫اولین باری که از اخاذی استفاده کرد

07:59.250 --> 08:00.561
‫به نظر میومد که انگار نیازش داشت...

08:00.570 --> 08:02.633
‫حالا، مثل اینکه سلاحیه که انتخاب کرده.

08:02.640 --> 08:03.980
‫نمی‌تونی خودت رو سرزنش کنی

08:05.490 --> 08:07.601
‫می‌تونی؟

08:07.610 --> 08:09.321
‫حواسم نبود

08:09.330 --> 08:10.601
‫تو سرطانی...

08:10.602 --> 08:12.200
‫اوه خیلی ممنون!

08:12.220 --> 08:14.321
‫علامت زودیاکت رو میگم...
‫تو همه‌چیز رو حس می‌کنی.

08:16.740 --> 08:19.160
‫معاینه‌ی دنیل تموم شده.

08:34.170 --> 08:36.761
‫اون حسابی محشر بود عشق من!

08:36.770 --> 08:38.980
‫-بله، ممنونم.
‫-درسته، برو

08:39.020 --> 08:40.230
‫وگرنه دیرت میشه.
‫[3: اریک ترنر]

08:40.250 --> 08:41.361
‫به سلامت

08:42.080 --> 08:44.040
‫اوه، میشه اون قرصا رو بهم بدی؟

08:46.540 --> 08:49.800
‫می‌تونی به رز بگی که گند زد به گلف بازی کردنم!

08:49.820 --> 08:51.420
‫هر آخر هفته بازی می‌کردم.

08:52.220 --> 08:53.550
‫همونطور که داشتم می‌گفتم...

08:53.570 --> 08:55.401
‫می‌دونم محاکمه‌ی هوپر
‫خیلی خوشحال‌کننده نبود....

08:55.420 --> 08:58.040
‫به تازگی دستگاه تنفس
‫مصنوعی پدرم رو خاموش کرده بودم...

08:58.060 --> 08:59.440
‫پس آره... می‌دونی

08:59.450 --> 09:01.939
‫و تو رسانه‌ها سرزنشت کردن
‫چون اجازه دادی رز به هوپر حمله کنه

09:01.940 --> 09:03.820
‫منم بودم خیلی اعتماد نمی‌کردم.

09:03.840 --> 09:05.161
‫از دید من بهش نگاه کن

09:05.170 --> 09:06.641
‫تو بدون مجوز وارد اینجا شدی

09:06.650 --> 09:08.260
‫تو جرمی مرتکب نشدی

09:08.280 --> 09:10.499
‫آره ولی بازم آزادی‌های
‫مدنیم رو ازم می‌گیری

09:10.500 --> 09:13.680
‫به بهونه‌ی لشکری از اطلاعات نادرست!

09:13.700 --> 09:15.161
‫قاتل رگدال واقعیه!

09:15.170 --> 09:16.400
‫پس، اگر امروز سر کار بری

09:16.410 --> 09:17.429
‫بازم مجبور میشم مثل یه

09:17.430 --> 09:19.440
‫مگس با ماتحت آبی دنبالت
‫راه بیوفتم و ازت محافظت کنم.

09:19.460 --> 09:23.800
‫منم نمی‌گم که تو شخصا قبول نداری که این حرف درسته...

09:23.820 --> 09:26.960
‫معاون کمیسیون نباید چنین اطلاعاتی راجع به

09:26.980 --> 09:28.140
‫قتل شهردار رو پنهان می‌کرد!

09:28.160 --> 09:31.001
‫-اشتباه قضاوت کرد...
‫-اون چیزیه که می‌خواد ما فکر کنیم!

09:31.010 --> 09:32.380
‫متوجه حرفت نمیشم

09:32.400 --> 09:35.273
‫بدون همدستی نمی‌تونی
‫به چنین مقام بالایی برسی

09:35.280 --> 09:37.513
‫-مجبورت می‌کنن انجامش بدی
‫-ببخشید

09:37.520 --> 09:41.441
‫اریک، حس می‌کنم سوزنم گیر کرده از بس
‫تکرار می‌کنم ولی چه کاری رو انجام بدی؟

09:42.250 --> 09:45.481
‫بچه‌ها! کودکان! سیاست‌مدارا انجامش میدن...

09:45.490 --> 09:46.760
‫آدمای اشرافی انجامش میدن...

09:46.780 --> 09:48.920
‫ببین کیا دارن حذف میشن! شهردار...

09:48.940 --> 09:52.000
‫اون وکیلی که امروز صبح
‫خودشو پرت کرد جلوی اتوبوس...

09:52.020 --> 09:54.841
‫مطمئنم اونا راجع به روابط
‫می‌دونستن و ساکت نمی‌موندن!

09:54.850 --> 09:57.041
‫-اه...
‫-بابا! کیفم رو پیدا نمی‌کنم!

09:57.050 --> 09:58.680
‫-کجا گذاشته بودیش؟
‫-جلوی در!

09:58.700 --> 10:02.641
‫-اوه اتوبوس رسید!
‫-بعدا پیداش می‌کنیم! دوستت دارم!

10:03.480 --> 10:06.040
‫یادت باشه، کیف طلاییمه!

10:08.530 --> 10:11.780
‫پس چیزی یادت میاد راجع به کسی که دزدیدت

10:11.800 --> 10:14.480
‫یا اینکه کجا نگهت داشت؟

10:15.580 --> 10:17.880
‫و هیچ جواب درست و یا غلطی وجود نداره

10:19.480 --> 10:21.400
‫بیا از یه سوال خیلی کوچیک شروع کنیم...

10:21.410 --> 10:23.040
‫گشنه‌ای؟

10:24.620 --> 10:26.060
‫بهت غذا دادن؟

10:27.780 --> 10:31.860
‫یا صدایی به ذهنت میاد

10:31.880 --> 10:33.900
‫یا یک صدا؟

10:36.450 --> 10:38.841
‫اگر نمی‌خوای چیزی بگی کسی عصبانی

10:38.850 --> 10:40.481
‫یا ناراحت نمیشه.

10:47.140 --> 10:49.720
‫می‌دونی وقتی دریا تو رو به سمت
‫خودش می‌کشه باید چی کار کنی؟

10:53.730 --> 10:55.801
‫سوال انحرافی نیست

10:55.810 --> 10:57.793
‫با جزر و مد مبارزه نکن

10:57.800 --> 10:59.990
‫خودت رو خسته می‌کنی... غرق میشی.

11:23.080 --> 11:26.760
‫هیکلت رو گنده می‌کنی... مثل یه دروازه‌بان!

11:26.780 --> 11:30.360
‫همکاری می‌کنی... تا جایی که ممکنه...

11:32.010 --> 11:33.321
‫و اعتماد می‌کنی...

11:34.380 --> 11:36.680
‫اعتماد می‌کنی به اینکه یکی پیدات می‌کنه

11:39.250 --> 11:41.721
‫و اگر هم نکردن...

11:41.740 --> 11:45.520
‫به خودت بگو همونطور
‫که خورشید در شرق طلوع

11:45.540 --> 11:46.880
‫و در غرب غروب می‌کنه...

11:46.900 --> 11:49.480
‫یادت باشه، جزر و مد تغییر می‌کنه...

12:10.930 --> 12:12.481
‫رز

12:14.240 --> 12:17.560
‫این آدامه، دوست ترسا و رفیقش... کیث.

12:18.320 --> 12:20.800
‫این عکس روزی گرفته شد که ترسا مرد

12:20.820 --> 12:23.520
‫این دو نفر آخرین کسایی بودن که زنده دیدنش

12:24.250 --> 12:25.801
‫می‌دونم یکیشون کشتتش

12:25.810 --> 12:28.481
‫ولی شماها اهمیت نمی‌دادین...
‫پس فاوست رو خبر کردم...

12:28.521 --> 12:29.791
‫اون اهمیت میده!

12:30.570 --> 12:32.481
‫می‌دونی الان آدام کجاست؟

12:32.490 --> 12:35.281
‫-نه نمی‌دونم
‫-هیچکس نمی‌دونه

12:35.290 --> 12:38.041
‫این یعنی آدام خواهرم رو کشته

12:38.060 --> 12:42.260
‫چون کیث هنوز زنده‌ست و داره
‫تو مارک‌فیلد تو خلوت نیایش می‌کنه

12:42.280 --> 12:45.353
‫فاوست هیچ‌وقت از دستش در نمیره...

12:45.360 --> 12:47.201
‫تو بهاش رو میدی

12:48.770 --> 12:49.961
‫رز

13:03.290 --> 13:06.060
‫دارم میرم سردخونه...
‫نیاز به یه استراحت خوب دارم.

13:14.450 --> 13:16.720
‫زندان مارک‌فیلد مور

13:16.740 --> 13:20.201
‫-ممنون
‫-میشه خصوصی صحبت کنیم؟

13:20.210 --> 13:21.820
‫من فقط...

13:21.840 --> 13:24.920
‫خیلی به حریم خصوصیش احترام می‌ذارم، اما...

13:25.940 --> 13:28.300
‫دیروز رز رو دیده بودن در
‫حالی که روی پشت بوم ایستاده بود

13:28.320 --> 13:31.401
‫داشت با تلفن حرف میزد و رفتارش خیلی غیر عادی بود

13:32.100 --> 13:33.761
‫غیر عادی رو توصیف کن

13:33.770 --> 13:36.240
‫برای همین نگرانشم

13:37.250 --> 13:39.240
‫به نظر میاد که افکار خودکشی داره...

13:39.260 --> 13:40.841
‫رز؟ کی این رو بهت گفته؟

13:42.370 --> 13:43.961
‫نظافتچی پنجره‌ها...

13:43.970 --> 13:45.699
‫-چی کار داشت می‌کرد؟
‫-پنجره‌ها رو تمیز می‌کرد!

13:45.700 --> 13:49.680
‫-رز!
‫-اوه لبه ایستاده بود، پایین رو نگاه می‌کرد

13:49.700 --> 13:53.000
‫با یکی حرف میزد، بلند گریه می‌کرد. من...

13:53.020 --> 13:55.633
‫فقط فکر می‌کردم شاید راجع
‫بهش با تو حرف زده باشه.

13:55.640 --> 13:56.969
‫کار درست رو کردی، صادقانه میگم...

13:56.970 --> 13:58.999
‫ولی رز از نظر تو حالش خوبه؟

13:59.000 --> 14:00.241
‫از اینجا به بعدش با من، مرسی.

14:05.840 --> 14:07.960
‫-من از راه پله میرم.
‫-باشه.

14:07.980 --> 14:09.961
‫بله، بازرس رز هستم

14:09.970 --> 14:13.280
‫نیاز به یه سری اطلاعات راجع
‫به یکی از زندانی‌های مارک‌فیلد داشتم

14:14.410 --> 14:15.620
‫کیث راکمن

14:16.650 --> 14:18.153
‫امروز انتقالش میدن؟

14:18.170 --> 14:19.721
‫آره...

14:21.520 --> 14:23.960
‫خب، من واقعا نیاز دارم قبل از
‫اینکه بره چند کلمه باهاش صحبت کنم.

14:58.000 --> 15:01.120
‫بیخیال! قرار نیست با یه
‫چیزبرگر میله‌های زندان رو ببره!

15:10.080 --> 15:11.500
‫می‌تونم رد بشم؟

15:14.730 --> 15:16.500
‫می‌تونی صدام رو بشنوی؟

15:16.520 --> 15:19.120
‫رفقا، نیاز دارم برین عقب

15:19.140 --> 15:21.720
‫به پهلو می‌خوابونمت، باشه؟

15:43.460 --> 15:45.289
‫باورت نمیشه چه آشغالی بهمون میدن بخوریم!

15:45.290 --> 15:47.330
‫اینجا نمی‌تونم اصلا وزن اضافه کنم

15:47.350 --> 15:48.721
‫دکتر فکر کرده بود کرم نواری دارم

15:48.722 --> 15:51.740
‫منم گفتم: "اوی من از خدامه یه پرستار جوون خوشگل

15:51.760 --> 15:53.439
‫انگشتش رو بکنه تو کونم!"

15:53.440 --> 15:55.241
‫و بعد یه مرد گنده‌ی زمخت از در اومد تو

15:55.242 --> 15:56.600
‫گفت که پرستاره.

15:56.620 --> 15:59.921
‫منم گفتم : "نه، نگه می‌دارمش کرم رو!"

15:59.930 --> 16:02.201
‫تو با جوئل شپتون دوست بودی؟

16:02.720 --> 16:03.900
‫جوئل؟

16:03.920 --> 16:05.920
‫شنیدم اون...

16:08.580 --> 16:12.840
‫می‌خوام راجع به مرگ خواهرش صحبت کنم... ترسا شپتون.

16:12.860 --> 16:14.780
‫دوست پسرش، آدام مالیک،

16:14.800 --> 16:17.060
‫قبل از اینکه بتونیم به عنوان
‫مظنون دستگیرش کنیم غیبش زد

16:17.080 --> 16:18.780
‫-می‌دونی کجا رفته؟
‫-کاش می‌دونستم.

16:18.790 --> 16:19.799
‫دیوث بهم بدهکاره!

16:19.800 --> 16:20.810
‫چی، پولت رو خورده؟

16:21.600 --> 16:23.240
‫یه دختره رو فرستاده بود
‫بیاد به من چرت و پرت بگه

16:23.260 --> 16:25.881
‫راجع به اینکه چطور یه یارویی رفته
‫بود خونه‌ی آدام شبی که غیبش زده بود.

16:26.460 --> 16:28.480
‫این مرد چی کار کرد... بهش حمله کرد؟

16:28.490 --> 16:30.721
‫می‌گفت کشتتش.

16:31.280 --> 16:32.561
‫اوه، خودش دید این اتفاق بیوفته؟

16:32.570 --> 16:35.380
‫نه، ولی اینطوری تعریف کرده بود

16:35.400 --> 16:36.801
‫مثل داستان ارواح بود

16:36.810 --> 16:38.561
‫فکر می‌کنی دروغ می‌گفت؟

16:39.240 --> 16:41.840
‫فقط فکر می‌کنم با اون همه گریه کردن
‫زیادی غیر واقعی جلوه داد قضیه رو

16:41.860 --> 16:44.401
‫هیچکس تو زندگی واقعی اینقدر ترسناک نیست

16:44.410 --> 16:45.980
‫اسمش رو یادت میاد؟

16:47.140 --> 16:49.400
‫کی... یه چیزی!

16:49.420 --> 16:51.081
‫تو کمبرول زندگی می‌کرد

16:51.090 --> 16:53.801
‫یه "کی" رو مچ دستش داشت،
‫می‌گفت منم باید تتوش کنم.

16:53.810 --> 16:55.281
‫همیشه غذاهای مزخرف می‌آورد

16:55.290 --> 16:56.700
‫چیزای فرانسوی...

16:56.720 --> 16:58.521
‫خوراک پهلوی گاو و از این چرت و پرتا!

16:58.530 --> 17:01.300
‫-شاید تو رستوران کار می‌کرد
‫-آره

17:02.040 --> 17:04.310
‫نه اینکه حالا خیلی سلیقه داشت تو غذا...

17:04.320 --> 17:06.641
‫کیت! اسمش این بود... کیت!

17:08.850 --> 17:10.921
‫مردی که شب غیب زدنش تو خونه‌ی آدام دید

17:10.922 --> 17:12.060
‫رو توصیف کرد؟

17:12.080 --> 17:13.820
‫فقط یادمه خیلی عصبی بودم از دستش

17:13.840 --> 17:15.200
‫چون راجع به کثافت‌کاری‌ها هم حرف زد...

17:15.210 --> 17:18.001
‫ولی می‌دونی، یه معتاد بود مثل ترسا

17:18.010 --> 17:20.580
‫پس شماها اهمیتی ندادین!

17:28.000 --> 17:30.120
‫پس من ساعت 3:30 دنبال اریک میرم...

17:30.140 --> 17:32.721
‫-از زندان خارج میشم.
‫-هودینی! یه ساعت دیر کردی!

17:32.722 --> 17:33.729
‫به ادموندز گفتم!

17:33.730 --> 17:35.920
‫رفته بودم جزئیات گم شدن دنیل رو بررسی کنم

17:36.650 --> 17:38.900
‫-دفعه‌ی بعد مستقیما از خودم بپرس
‫-خیلی‌خب

17:38.920 --> 17:41.121
‫بگذریم، انتقال سر ساعت 3:30 برنامه‌ریزی شده

17:41.130 --> 17:43.361
‫اریک رو دنبال می‌کنم در
‫حالی که از مارکفیلد مور

17:43.370 --> 17:44.800
‫به زندان مونت‌ویو میره.

17:44.820 --> 17:46.041
‫صبر کن، چی کار داره می‌کنه؟

17:46.050 --> 17:48.369
‫یه ون رو می‌رونه،
‫ظاهرا برای کمرش بهتره

17:48.370 --> 17:51.441
‫پس صبر کن، چی؟ اریک
‫داره می‌شینه پشت ون یه زندان؟

17:51.450 --> 17:54.680
‫داره زندانی‌های خیلی خطرناکی
‫رو به زندان مونت‌ویو می‌بره

17:54.700 --> 17:56.139
‫اریک اون وسط چی کار
‫می‌کنه؟ باید تحت حفاظت باشه!

17:56.140 --> 17:58.369
‫درسته، وقت ندارم دوباره
‫از اول کلش رو توجیه کنم

17:58.370 --> 17:59.599
‫-اگر قرار نیست گوش بدی.
‫-باشه...

17:59.600 --> 18:00.639
‫ولی چرا داره میره به مارک‌فیلد؟

18:00.640 --> 18:02.120
‫چرا به مارک‌فیلد اهمیت میدی؟

18:02.140 --> 18:05.041
‫شما مرغ عشقا می‌خواین بعدا
‫خودتون به این مسئله رسیدگی کنین؟

18:05.050 --> 18:06.960
‫ادومندز، تو با من میای

18:06.980 --> 18:09.480
‫-رز، فینلی دوباره با دنیل صحبت کنین.
‫-جسارت نمی‌کنم،

18:09.500 --> 18:10.521
‫ولی ادموندز تجربه‌ی کافی برای این کار رو داره؟

18:10.522 --> 18:13.121
‫-چه غلطا؟
‫-جای بحث نیست.

18:15.020 --> 18:16.440
‫ادموندز

18:23.960 --> 18:26.920
‫دیگه چه زندانی‌هایی؟
‫می‌دونه دیگه کیان تو ون هستن؟

18:26.940 --> 18:28.841
‫آره، سابقه‌شون رو یه بررسی کلی کردم

18:28.850 --> 18:31.281
‫-هیچ‌کدومشون نسبتی با مارک هوپر ندارن.
‫-درسته، با دنیل صبحت کن

18:31.290 --> 18:33.801
‫-آره، فقط منو با خودت ببر!
‫-منو نگیر! رز! تمومش کن!

18:33.802 --> 18:35.199
‫خیلی‌خب، می‌دونم دیر کردم

18:35.200 --> 18:36.579
‫ولی با توبیخ کردن من برای
‫خودت دردسر درست نکن!

18:36.580 --> 18:38.179
‫چی باعث شده فکر کنی در
‫موقعیتی هستی که به کسی کمک کنی؟

18:38.180 --> 18:39.441
‫تو جلسه‌ی توجیهی حاضر نبودی
‫هیچی نمی‌دونی

18:39.442 --> 18:42.120
‫-بذار بیام!
‫-چرا؟

18:43.640 --> 18:44.960
‫نمی‌خوام آسیب ببینی

18:47.210 --> 18:48.760
‫من نیازی به حافظت تو ندارم

18:49.820 --> 18:52.590
‫و خدایی نکرده یه وقت معذرت‌خواهی نکنی!

18:55.600 --> 18:58.960
‫-مسئله شخصی نیست...
‫-رز، تو نیاز داری با یکی صحبت کنی...

18:58.980 --> 19:00.440
‫واقعا به کمک نیاز داری.

19:06.100 --> 19:07.529
‫تو من رو یه جای امن می‌خوای

19:07.530 --> 19:09.680
‫من فقط می‌خوام به زندگیم ادامه بدم

19:09.700 --> 19:12.900
‫خب، این ون ضد انفجار و ضد گلوله‌ست

19:12.920 --> 19:16.680
‫با 18 چرخم بزنن بهمون حسش نمی‌کنیم...

19:16.700 --> 19:19.440
‫باید به زنم بگی که من بلدم چطور سازش کنم!

19:19.460 --> 19:21.500
‫خب، من جلو می‌شینم کنارت

19:21.520 --> 19:23.560
‫نه، من و تونی قراره جلو بشینیم

19:23.580 --> 19:25.560
‫-نه کس دیگه‌ای، تو قرارداد اومده
‫-اریک

19:26.500 --> 19:29.180
‫-به خانوادت فکر کن
‫-فکر می‌کنم

19:29.200 --> 19:31.460
‫سعی دارم از شغلم محافظت کنم

19:31.480 --> 19:34.820
‫همین الانش هم تو فکر بیرون انداختنمون
‫هستن چون حقوقمون به واحد پول انگلیسه.

19:34.840 --> 19:37.040
‫خیلی‌خب دختر؟ بعد می‌بینمت...

19:38.300 --> 19:42.700
‫آقا، حالتون خوبه؟ اگر نیاز به معاینه‌ی
‫پزشکی دارین نمی‌تونین تو جاده سفر کنین

19:42.720 --> 19:44.820
‫همین الان پیش پزشک بودم و بهش گفتم مشکلی ندارم

19:44.840 --> 19:47.540
‫و صادقانه بگم برام مهم
‫نیست اگر یکی سرم رو قطع کنه

19:47.560 --> 19:49.441
‫من دارم از اینجا میرم

19:50.340 --> 19:52.760
‫اره خیلی‌خب فلورنس نایتینگیل
‫(اصلاحگر اجتماعی انگلیسی)

19:52.780 --> 19:54.320
‫عجیب غریب...

20:29.610 --> 20:33.001
‫-تونستی با رز حرف بزنی؟
‫-نتونستم زمان مناسب رو پیدا کنم.

20:34.440 --> 20:36.050
‫آره، می‌فهمم

20:36.070 --> 20:40.921
‫می‌خوام بگم منم یه جورایی... یه
‫رابطه‌ی مبهم تو محیط کاری داشتم...

20:40.930 --> 20:42.760
‫خب، تو دانشگاه...

20:42.780 --> 20:45.081
‫خب، طرف پروفسورم بود...

20:45.090 --> 20:48.001
‫و نه، دارم نمیگم که تو و رز با هم...

20:50.170 --> 20:51.320
‫هستین؟

20:51.340 --> 20:54.201
‫ادامه بدم؟ دیگه تمومش می‌کنم.

20:54.210 --> 20:55.481
‫آره

20:58.690 --> 21:00.801
‫راستش اصلا نمی‌دونم اسم کوچیکت چیه

21:00.810 --> 21:02.201
‫لیک

21:02.950 --> 21:04.700
‫آره، من انگلیسی هستم...

21:04.720 --> 21:06.921
‫نمی‌تونم یه زن بالغ رو لیک صدا بزنم!

21:23.570 --> 21:27.161
‫من هیچ شکی ندارم، اصلا شکی ندارم که...

21:38.610 --> 21:40.041
‫اوه!

21:55.860 --> 21:57.920
‫5 سال دیگه خودت رو کجا می‌بینی؟

21:57.930 --> 22:00.961
‫مثلا، بچه‌ می‌خوای؟
‫می‌خوای دیر بچه‌دار شی؟

22:00.970 --> 22:03.900
‫-تخمک‌هات رو فریز کردی؟
‫-تو و مامانم تو واتس‌اپ صحبت می‌کنین با هم؟

22:03.920 --> 22:07.720
‫متاسفم ولی صحبت کردن راجع به
‫جاه طلبی تو این کشور مثل تابو می‌مونه

22:07.740 --> 22:09.593
‫مثل سیستم طبقاتی می‌مونه

22:09.600 --> 22:12.300
‫یا هرچی بخوای بهت میده یا تمام
‫فرصت‌هات رو ازت دریغ می‌کنه.

22:12.320 --> 22:13.950
‫من با جاه طلبی مشکلی ندارم

22:13.960 --> 22:16.793
‫آره! آره!

22:16.800 --> 22:19.001
‫-این کشور بهت نیاز داره!
‫-جدی میگی؟

22:42.930 --> 22:44.121
‫آره!

22:47.530 --> 22:50.800
‫ما اساسا نیاز داریم زنان رنگین‌پوست
‫کنترل همه‌چیز رو بدست بگیرن!

22:50.820 --> 22:53.059
‫فکر می‌کنی شغلی که داریم به
‫اندازه‌ی کافی خسته کننده‌ نیست؟

22:53.060 --> 22:56.041
‫هر روز حاضر شدن سر و
‫کله زدن با این چرت و پرت‌ها؟

22:56.050 --> 22:58.060
‫می‌دونم باید به خودم ایمان
‫داشته باشم، همیشه داشتم

22:58.080 --> 23:00.241
‫پس نیازی به تشویق تو ندارم

23:00.250 --> 23:04.740
‫نه... آره! کاملا می‌فهمم

23:19.940 --> 23:22.560
‫متاسفم،حرف نادرستی زدم

23:22.570 --> 23:24.721
‫این چه کلمیه‌ایه...؟ حرف نادرست زدن؟

23:26.130 --> 23:27.681
‫فکر می‌کردم هیلاری کلینتون اختراعش کرده

23:27.690 --> 23:30.441
‫وقتی به دروغ گفت تک‌تیراندازهای
‫بوسنیایی بهش شلیک کردن.

23:30.450 --> 23:32.880
‫فکر نمی‌کنم دروغ گفته، ترس یه چیز درونیه

23:32.900 --> 23:35.121
‫اشتباهش این بود که راجع به احساساتش حرف زد

23:35.122 --> 23:37.393
‫زنان تو سیاست هنوز نمی‌تونن...

24:01.490 --> 24:04.880
‫-لعنت! حالت خوبه؟
‫-خودشه...

24:05.930 --> 24:08.320
‫بقیه رو خبر کن، رادیو رو روشن کن!

24:15.970 --> 24:17.001
‫نیاز به پشتیبانی داریم!

24:19.210 --> 24:21.041
‫کلیدها! کلیدهات رو بده!

24:21.050 --> 24:23.601
‫اریک، میشه بهم بگی چی شد؟

24:23.610 --> 24:24.959
‫یادت میاد بیهوش شده باشی؟

24:24.960 --> 24:27.679
‫-پشتیبانی تا سه دقیقه‌ی دیگه میرسه
‫-نمی‌تونیم تو ون نگهش داریم

24:27.680 --> 24:29.480
‫باهاش تو ماشین بمون و درها رو قفل کن

24:29.500 --> 24:31.681
‫مطمئن شو خوابش نبره...
‫دچار ضربه‌ی مغزی شده

24:31.690 --> 24:34.119
‫اگر چیزی دیدی، بوق بزن!

24:34.120 --> 24:37.001
‫-قهرمان بازی در نیار!
‫-زود باش! زود باش اریک!

24:37.010 --> 24:39.740
‫تو ماشین‌هاتون بمونین،
‫کمربنداتون رو باز نکنین

24:39.760 --> 24:43.090
‫چراغ خطرتون رو روشن
‫کنین و درها رو قفل کنین!

24:43.100 --> 24:45.390
‫زود باش!

24:49.330 --> 24:51.569
‫بازرس ادموندز، موقعیتتون رو گزارش بدید !

24:51.570 --> 24:52.980
‫چی می‌بینید؟ تمام.

24:52.990 --> 24:55.030
‫هیچی! هیچ کوفتی نمی‌تونم ببینم!

24:57.270 --> 24:58.320
‫سلول‌ها رو باز کنین

24:58.340 --> 25:00.020
‫و مطمئن بشین که زندانی‌ها آسیب ندیده باشن

25:00.040 --> 25:01.721
‫ولی مراقب باشین، یکی یکی...

25:16.330 --> 25:18.400
‫خفه شو! خفه شو! آروم بگیر!

25:36.850 --> 25:38.761
‫کمک!

25:57.050 --> 25:58.921
‫هی! نخواب!

25:58.930 --> 26:01.440
‫افسر بیهوش شده، نیاز به پشتیبانی دارم، فورا!

26:05.090 --> 26:06.590
‫هی!

27:01.560 --> 27:02.561
‫بلندش کنین!

27:38.640 --> 27:39.960
‫از اینجا ببرینش!

27:43.070 --> 27:44.680
‫داره دچار ایست قلبی میشه!

27:52.370 --> 27:53.560
‫زود باش!

28:03.490 --> 28:04.660
‫زود باش!

28:08.370 --> 28:09.561
‫زود باش!

28:11.370 --> 28:13.240
‫هی، هی...

28:54.170 --> 28:57.561
‫باروت تو بمب دست‌ساز... از روش‌های قدیمی...

28:57.570 --> 29:01.753
‫ما یه دستگاه ردیاب رو اگزوز ون زندان پیدا کردیم

29:01.760 --> 29:02.899
‫مثل اینکه دیشب به

29:02.900 --> 29:04.881
‫انبار شرکت امنیتی نفوذ کردن...

29:04.890 --> 29:07.041
‫اینا رو هم پیدا کردیم...

29:07.050 --> 29:10.500
‫و به خاطر همیناست که حتی قبل از
‫انفجار اریک خیلی بی‌ثبات رانندگی می‌کرد

29:10.520 --> 29:12.441
‫پس، ممکنه قرصا رو عوض کرده باشن؟

29:12.450 --> 29:14.201
‫روی نسخه‌ش تاریخ امروز رو زده

29:14.210 --> 29:16.960
‫زمان تجویز، 4:15

29:16.980 --> 29:18.860
‫قانل داره زمان مرگ اریک رو پیشبینی می‌کنه

29:18.880 --> 29:20.880
‫87 ثانیه‌ی بعدش مرد!

29:24.450 --> 29:25.800
‫و مار چی؟

29:26.930 --> 29:28.269
‫ما تو خونه‌ی اریک ترنر یه سری

29:28.270 --> 29:30.281
‫دستگاه شنود مخفی شده پیدا کردیم

29:30.290 --> 29:31.913
‫قاتل زمانی که تو خونه‌ی
‫اریک بودم صدام رو شنید

29:31.920 --> 29:33.759
‫گفته بودم که امروز بعد از ظهر دنبال ون میام...

29:33.760 --> 29:35.920
‫قاتل زمانی که من توی خونه بودم وارد شد

29:35.940 --> 29:38.040
‫کیف رو دزدید و مار
‫رو انداخت توش...

29:39.680 --> 29:40.880
‫این کیه؟

29:42.010 --> 29:43.121
‫زندانی...

29:45.770 --> 29:47.041
‫اینجاش چی شده؟

29:47.050 --> 29:48.593
‫یادم نمیاد چی گفته بود...

29:48.600 --> 29:50.201
‫-باهاش حرف زدی؟
‫-اون زد...

29:50.210 --> 29:53.241
‫-راجع به چی حرف زدین؟
‫-هیچی، سرش...

29:53.250 --> 29:56.081
‫-آره، ولی چی گفت؟
‫-گفت که پزشک اجازه داده سفر کنه...

29:56.090 --> 29:58.121
‫فکر کنم خودکار رو هم از درمانگاه دزدید...

30:01.650 --> 30:03.560
‫اوه بهتره به اون رسیدگی کنم

30:03.580 --> 30:05.601
‫اوه خانم، کمی خون روی لباستون ریخته...

30:07.010 --> 30:09.001
‫مرسی رفیق، یدونه یدک تو ماشین دارم...

30:09.010 --> 30:10.040
‫رز؟

30:14.490 --> 30:15.841
‫متاسفم بکس

30:15.850 --> 30:18.210
‫من رو وارد یه موقعیت دو سر باخت
‫کردی. من می‌خواستم همراهم باشی

30:18.220 --> 30:20.401
‫ولی نمی‌تونستم رفتارت رو نادیده بگیرم.

30:22.210 --> 30:25.080
‫دیروز روی پشت بوم
‫چی کار می‌کردی رز؟

30:25.100 --> 30:28.681
‫یکی گفت غیر عادی بودی...
‫انگار افکار خودکشی داشتی؟

30:31.290 --> 30:33.321
‫نیت؟

30:33.330 --> 30:35.121
‫فقط با روان‌شناسم حرف می‌زدم

30:36.940 --> 30:39.080
‫چی شد؟ چی ناراحتت کرد؟

30:41.420 --> 30:43.240
‫تازه راجع به نامه

30:43.260 --> 30:46.160
‫و اینکه گزارشم رو دادی بهم گفته بودی

30:46.170 --> 30:47.710
‫می‌دونی، کار درست رو کردی

30:47.720 --> 30:49.793
‫ولی فقط... باعث شد خیلی اتفاقات برام زنده بشه...

30:51.280 --> 30:53.121
‫من افکار خودکشی نداشتم

30:53.130 --> 30:55.161
‫نمی‌تونم هیچ کاری رو درست انجام بدم.

30:56.160 --> 30:57.860
‫هی، تو همه‌ی کارها رو درست انجام دادی!

30:57.880 --> 31:01.280
‫من باهات صادق نبودم، بهت بی‌احترامی کردم...

31:02.100 --> 31:03.840
‫قابل بخشش نیست.

31:05.680 --> 31:07.521
‫لطفا، تو عالی هستی

31:08.680 --> 31:10.140
‫اشکم رو در نیار

31:11.320 --> 31:13.600
‫باید با این عوضیا حرف بزنم

31:15.210 --> 31:16.719
‫اوه

31:16.720 --> 31:18.441
‫فینلی چادر رو بیار!

31:22.370 --> 31:24.499
‫قاتل داره به نوعی مجازات‌های
‫اعدام قدیمی مختلف رو اجرا می‌کنه

31:24.500 --> 31:28.641
‫شهردار رو زنده سوزوندن،
‫سر نیک رو اساسا بریدن

31:28.650 --> 31:31.401
‫این "پوئینا کولای" هست، یه مجازات
‫قدیمی برای به قتل رسوندن والدین.

31:31.410 --> 31:33.520
‫زمانی که یه کودک، پدر یا ماردش رو می‌کشه.

31:33.540 --> 31:35.939
‫اریک قبل از محاکمه‌ی هوپر دستگاه
‫تنفس مصنوعی پدرش رو خاموش کرده بود

31:35.940 --> 31:36.950
‫خب، بفرما!

31:36.970 --> 31:39.033
‫معمولا قاتل رو می‌انداختن تو یه کیسه

31:39.040 --> 31:41.959
‫با یه مار، یه میمون، یه خروس و یه سگ!

31:41.960 --> 31:43.319
‫-می‌تونم ژاکتت رو قرض بگیرم؟
‫-آره...

31:43.320 --> 31:44.819
‫پس، سگی در کار نیست...
‫حتما خیلی احساساتی شده...

31:44.820 --> 31:46.400
‫یکی جعبه‌ی دستشکش‌ها رو چک کنه

31:46.420 --> 31:48.393
‫لعنت بهش شوخیشم نکنین

31:48.400 --> 31:50.881
‫قرمز شرابی بهت میاد

31:50.890 --> 31:54.193
‫از این نوع اعدام در زمان سقوط امپراتوری روم

31:54.200 --> 31:56.681
‫قرون وسطی و جنگ داخلی انگلیس استفاده می‌کردیم.

31:57.340 --> 31:59.790
‫در ساکسونی، مجازات پوئینا کولای

31:59.800 --> 32:01.761
‫تا اواسط 1700 استفاده میشد

32:01.770 --> 32:03.168
‫پس بذار اینطوری بیانش کنم

32:03.180 --> 32:05.753
‫زمانی که اینا تمومش کردن بک قبلش مرده بود.

32:05.760 --> 32:09.601
‫شما در حال گوش دادن، به " کلاسیک اف‌ام" هستید...
‫(ایستگاه رادیویی ملی در انگلستان)

33:18.540 --> 33:21.160
‫کمک!

33:52.210 --> 33:54.121
‫دو...

33:55.250 --> 33:56.289
‫سه...

34:01.300 --> 34:02.470
‫برو!

34:41.220 --> 34:44.520
‫خب، اگر چیزی یادت میاد،

34:48.730 --> 34:50.280
‫می‌دونم که چه حسی داری رفیق

34:51.330 --> 34:53.321
‫مادر منم وقتی تقریبا هم ‌سن تو بودم مرد...

34:56.810 --> 34:58.081
‫خیلی گنده

34:59.810 --> 35:01.001
‫و یادمه که بهم گفته بود

35:01.010 --> 35:04.060
‫خیلی حرفای نادرستی میزد... یه چیز ارثیه،

35:04.080 --> 35:06.081
‫و گفته بود که سر حاملگی با
‫من سه روز درد زایمان کشید

35:06.090 --> 35:08.820
‫و وقتی بلاخره من رو دادن دستش

35:11.690 --> 35:12.880
‫من رو...

35:15.660 --> 35:17.400
‫دوست نداشت.

35:19.460 --> 35:22.560
‫یا حداقل، حسش حس دوست داشتن نبود...

35:24.220 --> 35:29.520
‫گفت حس می‌کرد داره
‫عین پارچ آب از خودش در

35:30.610 --> 35:32.601
‫من تخلیه میشه...

35:32.610 --> 35:34.921
‫و حتی اگر می‌خواست، نمی‌تونست متوقفش کنه

35:34.930 --> 35:36.593
‫ترسناک بود

35:36.600 --> 35:42.521
‫یه چیز کاملا بی‌نهایت رو حس می‌کرد

35:43.520 --> 35:44.920
‫باورش می‌کنم

35:47.860 --> 35:50.800
‫هرگز متوقف نشد.

35:52.730 --> 35:54.121
‫هرگز؟

36:00.050 --> 36:02.361
‫هرگز هرگز

36:04.660 --> 36:06.320
‫دنیل لحظه‌‌ای که دزدیدنش رو یادش نمیاد

36:06.330 --> 36:09.040
‫ولی یادشه که یهو تو صندوق
‫عقب یه ماشین بیدار شد

36:09.060 --> 36:10.920
‫حتما راننده پاش رو گذاشته بود روی ترمز

36:10.940 --> 36:14.140
‫دنیل دستش رو دراز کرد و یه
‫چیز سرد و خیس رو لمس کرد

36:14.160 --> 36:15.499
‫راننده از ماشین پیاده شد تا بهش سر بزنه

36:15.500 --> 36:17.680
‫و دنیل یادشه، وقتی در صندوق باز شد

36:17.700 --> 36:19.800
‫زیر نور، دید که به چی دست زده بود!

36:19.820 --> 36:22.159
‫میگه که صورت‌‌های آدم بودن!

36:22.160 --> 36:23.640
‫تونست کسی از اعضای
‫رگدال رو شناسایی کنه؟

36:23.660 --> 36:25.809
‫از تو عکسا نه،ولی راستی...
‫راجع بهش صحبت کرد

36:25.810 --> 36:28.041
‫مثل اینکه صورت‌ها سالم نبودن...

36:28.042 --> 36:29.801
‫اوه و اینکه یه بویی هم یادشه...

36:29.820 --> 36:32.281
‫-گفت: "یه بویی مثل بوی شنبه‌ها"
‫-آره

36:32.290 --> 36:34.069
‫مامانش هر شنبه می‌رفت ناخناش رو درست می‌کرد

36:34.070 --> 36:36.180
‫-اون رو با خودش می‌برد
‫-خب، این یه پیشرفته

36:36.200 --> 36:38.260
‫-آفرین
‫-همش کار رز بود

36:38.280 --> 36:40.920
‫به دنیل راجع به مادرش گفت

36:40.940 --> 36:43.860
‫-آلیسا؟
‫-نه مادر رز...

36:43.880 --> 36:48.001
‫متاسفم! متاسفم! داستان
‫توئه که بگیش... اگر می‌خوای!

36:48.640 --> 36:50.520
‫کمی خلاقیت به خرج دادم...

36:51.850 --> 36:53.121
‫منظورت چیه؟

36:54.720 --> 36:56.920
‫-چیزی رو بهش گفتم که نیاز داشت بشنوه
‫-خب، صبر کن

36:56.940 --> 36:58.441
‫چه خبر شده؟

36:59.340 --> 37:03.121
‫به دنیل گفتم مادرم رو می‌شناختم،

37:03.140 --> 37:05.360
‫که حقیقت نداره

37:05.370 --> 37:07.041
‫و اینکه دوستم داشت

37:07.050 --> 37:09.880
‫که امیدوارم حقیقت داشته باشه.

37:09.890 --> 37:11.561
‫خدایا تو عجیبی...

37:11.570 --> 37:14.513
‫هیچ‌کدوم از دی‌ان‌ای‌هایی
‫که روی لباس دنیل پیدا کردیم

37:14.520 --> 37:16.201
‫با قربانی‌های رگدال مطابقت نداشتن...

37:16.210 --> 37:18.041
‫ولی مقداری استون پیدا کردیم

37:18.042 --> 37:19.601
‫اوه، اون پاک‌کننده لاک ناخنه!

37:19.610 --> 37:21.240
‫برای همینه که از سالن یادش مونده

37:21.250 --> 37:24.401
‫همینطور به مقدار خیلی
‫زیادی تو چسب سوپر

37:24.410 --> 37:26.080
‫تینر رنگ و لایه بردارهای شیمیایی وجود داره

37:26.100 --> 37:27.649
‫پس بچه داشت چرت و پرت نمی‌گفت

37:27.650 --> 37:30.241
‫-همش رو تایپ کن، دست به دست کن اطلاعات رو!
‫-صبر کن!

37:30.250 --> 37:34.000
‫فکر نمی‌کنی دروغ گفتن به بچه‌ای
‫که تازه مادرش رو از دست داده...

37:34.010 --> 37:37.420
‫فکر نمی‌کنی این از نظر اخلاقی نادرسته؟

37:37.440 --> 37:38.620
‫ببخشید، چه خبر شده؟

37:38.640 --> 37:40.441
‫صبر کن، صبر کن، هر
‫حرفی که به دنیل زدی...

37:40.450 --> 37:43.240
‫میشه به عنوان تهدید یا
‫ترسوندن طبقه‌بندیش کرد؟

37:43.260 --> 37:44.921
‫نه، خیلی همدلی کردم...

37:44.930 --> 37:48.241
‫-نه رفیق، بهش دروغ گفتی!
‫-راهنماییش کردی که چی بگه؟

37:48.250 --> 37:49.289
‫اون از کجا بدونه کی بهش چی بگه...؟

37:49.290 --> 37:51.700
‫مارک هوپر تونست دوباره آدم بکشه

37:51.720 --> 37:53.440
‫اون از کجا بدونه کی بهش چی بگه...؟

37:53.460 --> 37:55.009
‫مارک هوپر تونست...

37:55.010 --> 37:56.410
‫دوباره آدم بکشه...

38:01.210 --> 38:02.570
‫خفه شو!

38:02.580 --> 38:05.321
‫یه چیزی رو با دریل تو مغزت فرو کن

38:05.330 --> 38:07.761
‫احساسات تو اهمیتی ندارن!

38:12.090 --> 38:13.360
‫فینلی...

38:18.530 --> 38:19.921
‫خانم!

38:21.220 --> 38:23.440
‫نمی‌تونه هر کاری برای برنده
‫شدن بکنه و به عواقبش فکر نکنه!

38:23.450 --> 38:25.240
‫من نمی‌تونم جلوش رو بگیرم ادموندز...

38:28.530 --> 38:29.640
‫خیلی‌خب؟

38:35.770 --> 38:37.220
‫برو بگیر بخواب

38:42.280 --> 38:44.720
‫من واقعا نگران رز هستم

38:44.730 --> 38:45.939
‫فکر نمی‌کنی یه کم داری
‫زیادی بزرگش می‌کنی؟

38:45.940 --> 38:48.420
‫نه، اینطور فکر نمی‌کنم
‫خانم. باهاش صحبت کردین؟

38:48.440 --> 38:49.760
‫در مقایسه با نصف کارایی که

38:49.770 --> 38:51.420
‫پلیس‌های دیگه می‌کنن داشت
‫به اون بچه دلداری میداد!

38:51.440 --> 38:54.840
‫مشکل من همینه! فکر نمی‌کنم
‫برای پلیس‌های دیگه بهونه بتراشی!

38:56.980 --> 39:00.060
‫تو روز سختی داشتی، خودت رو مدیریت کردی

39:00.080 --> 39:01.401
‫ولی من جوابی بهت بدهکار نیستم.

39:01.410 --> 39:03.080
‫حرفت رو شنیدم، بیخیال شو.

39:03.100 --> 39:05.480
‫بعد از کاری که امروز کرد!؟

39:05.500 --> 39:07.921
‫اگر من سیمونز بودم، باز هم پشت
‫سر هم قضاوتم سر این قضیه رو

39:07.930 --> 39:09.441
‫-زیر سوال می‌بردی؟
‫-بله، خانم!

39:09.450 --> 39:10.681
‫بهم دروغ نگو!

39:10.690 --> 39:13.460
‫تو تا بیرون اتاق دنبالش نکردی! فینلی چی؟

39:13.480 --> 39:16.081
‫پس چی باعث شده فکر کنی
‫می‌تونی من رو زیر سوال ببری، لیک؟

39:39.200 --> 39:41.040
‫در، ماشین، دروازه

39:41.890 --> 39:43.640
‫در، ماشین، دروازه

39:44.540 --> 39:46.080
‫در، ماشین، دروازه

39:46.890 --> 39:48.400
‫در، ماشین...

39:49.690 --> 39:51.380
‫اوه ژاکت!

41:14.160 --> 41:16.630
‫می‌دونی، کل صبح منتظرت موندم...

41:16.640 --> 41:18.700
‫خیلی عصبانی شدم، 2000 تا کلمه نوشتم

41:18.720 --> 41:21.160
‫تا اینکه دیدم داری تو
‫سینک آشپزخونه می‌شاشی!

41:22.600 --> 41:25.260
‫ویراستارم میگه مردم دوست
‫ندارن این چیزها رو بدونن

41:25.280 --> 41:27.441
‫ولی من میگم خیلی چیزها در جزئیات نهفته شده!

41:35.130 --> 41:37.321
‫واقعا می‌خوای این کار رو بکنی؟

41:50.380 --> 41:52.840
‫میشه یه عکس برامون بگیرین؟

43:11.170 --> 43:12.801
‫اوه...

44:00.150 --> 44:10.439
.:: @bollbolljan_com ::.

44:12.400 --> 44:13.799
‫اوی اوی سرت رو بالا بگیر!

44:13.800 --> 44:15.161
‫خفه شو رز!

44:15.186 --> 44:16.915
‫[آنچه در قسمت بعد خواهید دید...]

44:16.940 --> 44:19.281
‫-میشه لطفا یه لحظه صحبت کنیم قربان؟
‫-شوخی می‌کنی...

44:19.290 --> 44:21.401
‫-ازم می‌خوای به این مرد اعتماد کنم؟
‫-آره.

44:21.410 --> 44:22.521
‫خونگی هست؟

44:22.530 --> 44:24.039
‫دیروز دیدم که از حد انتظارات خیلی فراتر عمل کردی

44:24.040 --> 44:25.640
‫-پایه‌م!
‫-نذاشتی حرفم رو تموم کنم!

44:25.660 --> 44:28.241
‫یعنی، می‌تونی به تعریف کردن ازم ادامه بدی!

44:28.250 --> 44:30.480
‫اگر تو این خونه بمونی، می‌میری!

44:30.500 --> 44:33.230
‫می‌تونیم از اینجا بیاریمت
‫بیرون، تا زمانی که قاتل رو بگیریم.

44:33.240 --> 44:36.001
‫-ولی اون ممکنه سال‌ها طول بکشه!
‫-ترجیح میدی بمیری؟

44:36.026 --> 44:45.335
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.