﻿WEBVTT

00:01.100 --> 00:02.604
<i>...آنچه در "سيلم" گذشت</i>

00:02.605 --> 00:04.012
!جادوگـــر

00:04.013 --> 00:07.501
هيچ زني توي "سيلم" تا حالا
همچين قدرتي نداشته

00:07.502 --> 00:09.308
"حتي "مري سيبلي

00:09.309 --> 00:11.504
خانم اين خونه مالِ منه

00:11.505 --> 00:14.113
ما يه جادوگر رو پيدا کرديم

00:14.114 --> 00:17.214
چه مدت از حضور شفابخش شما
در شهر ميتونيم استفاده کنيم؟

00:17.215 --> 00:22.885
تا زماني که آخرين هرزه‌ي جادوگر شيطان
در "سيلم" مُرده باشه

00:22.886 --> 00:25.055
داروي "پتروس" بيشتر از يه روز دووم نمياره

00:25.056 --> 00:27.856
،و بعدش آقاي "سيبلي" بهوش مياد
،سالمِ سالمه و مشتاقه

00:27.857 --> 00:30.293
تا همه چي رو به "اينکريس" بگه

00:53.717 --> 00:55.521
يکي رو انتخاب کن

00:59.665 --> 01:00.668
بنوش

01:00.669 --> 01:03.006
بنوش و... لذت ببر

01:03.007 --> 01:07.680
فقط موجودات فاني هستن که نسبت به
مشروبات الکلي ساخته انسان، آسيب پذير ميشن

01:07.681 --> 01:10.248
،بعنوان يه آدم، تو کثيف هستي

01:10.249 --> 01:13.553
اما جادوگر نيستي

01:13.554 --> 01:19.357
...حالا ميتونيد بريد
هم تو هم روحِ سُست تو

01:25.632 --> 01:30.005
!وقتشه بيدار شي، خانم خوب

01:55.765 --> 02:00.538
<i>:بگذاريد ديگر نگويند
« خداوند بايد همه کار را انجام دهد »</i>

02:00.539 --> 02:03.106
<i>و اينگونه خود را تشويق کنند</i>

02:03.107 --> 02:09.915
<i>که در بي دقتي و غلفت
از خدا و روح هاي خود</i>

02:09.916 --> 02:12.387
<i>!و رستگاري، سَر کنند</i>

02:12.388 --> 02:19.264
<i>شيطان، گره‌ي کور وحشتناکي از جادوگران
،را در اين کشور ايجاد کرده</i>

02:19.265 --> 02:21.268
<i>،و با کمک جادوگران</i>

02:21.269 --> 02:25.872
<i>اين گره را به طرز وحشتناکي گسترده است</i>

02:31.883 --> 02:36.491
<i>اوه، کودکان، کودکان، بترسيد</i>

02:36.492 --> 02:41.233
<i>و شب هنگام، بدون دعا به رختخواب هايتان نرويد</i>

02:41.234 --> 02:44.541
<i>مبادا که شيطان هم بستر شما گردد</i>

03:59.517 --> 04:09.744
‏.::  www.bolboljan.net ::.

04:20.038 --> 04:21.239
صبح بخير، جناب کشيش

04:23.008 --> 04:25.243
"خانم "سيبلي

04:27.181 --> 04:28.282
بنشينيد

04:34.889 --> 04:36.122
واقعاً هيچ کلمه‌اي نيست

04:36.123 --> 04:38.256
،که بتونه تشکر بي حد و اندازه‌ي من رو

04:38.257 --> 04:40.260
بخاطر مراقبت شما از همسرم، توصيف کنه

04:40.261 --> 04:41.929
وقتي به اين فکر ميکنم که
...ممکن بود چي پيش بياد اگه

04:41.930 --> 04:43.763
البته؟

04:43.764 --> 04:46.197
دقيقاً چي پيش ميومد؟

04:46.198 --> 04:47.966
ببخشيد؟ -
...خب -

04:47.967 --> 04:52.005
مگه اون دختره، پيشخدمت شما، نيومده
بود که اون رو به بيمارستان ببره؟

04:52.006 --> 04:53.271
بله

04:53.272 --> 04:56.243
بله، اين شما بودين
،که اون رو فرستادين تا نجاتش بده

04:56.244 --> 04:57.277
مگه نه؟

04:57.278 --> 04:58.744
به محض اينکه خبر تصادف رو شنيدم

05:02.314 --> 05:04.082
ولي با اينحال گيج شده بودم

05:04.083 --> 05:08.756
بگيد ببينم، چرا "جورج" به اين سرعت
و با اين عجله و مخفيانه از اينجا خارج شده بود؟

05:08.757 --> 05:12.129
اون معمولاً به "بوستون" ميره

05:12.130 --> 05:14.567
...بيماريِ اون -
اون مريض نيست -

05:14.568 --> 05:17.538
اون طلسم شده -
نه -

05:17.539 --> 05:18.774
اين غيرممکنه

05:18.775 --> 05:19.910
...بهش فکر کنين

05:19.911 --> 05:24.516
چرا "جورج" از اين
بيماريِ مرموز که هيچ توضيحي

05:24.517 --> 05:27.685
،براش وجود نداره، داره رنج ميکشه

05:27.686 --> 05:31.389
و دکترا هم نتونستن يه تشخيص درست

05:31.390 --> 05:32.656
براي دليلش پيدا کنن؟

05:32.657 --> 05:33.724
...بله، ولي -
بله -

05:33.725 --> 05:35.591
،تو اينجور موارد

05:35.592 --> 05:37.826
جواب معمولاً ساده ترين جوابِ ممکنه

05:37.827 --> 05:39.727
جورج" مريض نيست"

05:39.728 --> 05:43.030
اون تحت تأثير تاريک ترين
...وسيله‌ي شيطان قرار گرفته

05:43.031 --> 05:45.031
طلسم يه جادوگر

05:45.032 --> 05:49.833
و اينکه کاملاً بنظر مياد که طلسم کننده
در نزديک ترين فاصله به منزل اون ساکن بوده

05:49.834 --> 05:52.132
نه

05:52.133 --> 05:57.003
شايد هم توي خودِ
اتاق هاي تقديس شده منزل شما

05:59.104 --> 06:00.506
بگيد

06:00.507 --> 06:01.941
چيو بگم؟

06:01.942 --> 06:04.310
اتهامي که به من ميزنين

06:04.311 --> 06:06.246
داره رو زبونتون ميچرخه

06:06.247 --> 06:08.684
خب، بهتون اطمينان ميدم
که دارين اشتباه ميکنين

06:15.227 --> 06:18.129
پس ميخوام که همسرم رو
سريعاً به خونه بيارم

06:18.130 --> 06:19.696
"من اينطور فکر نميکنم، خانم "سيبلي

06:19.697 --> 06:20.930
دارين اين حق رو ازم ميگيرين؟

06:20.931 --> 06:22.400
،بايد اين حق رو ازتون بگيرم

06:22.401 --> 06:26.640
تا زماني که طلسم کننده‌ي اون رو پيدا کنيم

06:26.641 --> 06:28.075
هوم؟

06:30.678 --> 06:33.912
،پس ازتون ميخوام، يعني اصرار دارم

06:33.913 --> 06:36.746
که يه نفر به آقاي "سيبلي" برسه

06:36.747 --> 06:39.582
يه کسي که به بيماري و
وضعيتش آشنا باشه

06:39.583 --> 06:41.582
...اون مرد جوان چطوره

06:41.583 --> 06:43.714
هموني که داشت ميبُردش به "بوستون"، هان؟

06:43.715 --> 06:46.383
آيزاک"؟" -
آره -

06:47.285 --> 06:48.920
آيزاک" خوبه"

06:52.723 --> 06:55.193
هنوز خوابه؟

06:55.194 --> 06:57.962
تحت مراقبت نگهبانان

06:57.963 --> 07:00.161
،"اوه، و "مري

07:00.162 --> 07:01.763
خيالت راحت باشه

07:01.764 --> 07:05.401
،آقاي "لمب"، صاحب بار
بهم گفت که اون هر لظه ممکنه بهوش بياد

07:12.212 --> 07:13.914
"کاتن"

07:13.915 --> 07:15.415
"کاتن"

07:19.390 --> 07:24.123
هيچ فرقي بين من و اين مُرده ها نيست

07:24.124 --> 07:25.925
غير از يه قلبي که هنوز داره ميتپه

07:25.926 --> 07:28.794
و درونِ پوسته ايه که ديگه هيچ روحي توش نيست

07:29.763 --> 07:31.830
اوه، پسر

07:38.737 --> 07:41.005
صبح بخير، کشيش

07:42.606 --> 07:44.207
...دوست دارم بدونم

07:44.208 --> 07:46.877
چي باعث ميشه دوباره شما رو سرپا کنه؟

07:46.878 --> 07:49.314
چرا ميخواي بلند شم؟

07:56.459 --> 07:58.462
...متأسفانه من

07:58.463 --> 08:01.864
،خيلي زود شما رو قضاوت کردم
"کشيش "متر

08:01.865 --> 08:05.535
الان، زمانيه که من
،دارم کودکيم رو پشت سر ميذارم

08:05.536 --> 08:08.701
دارم کم کم ميفهمم، که تو هر شرايطي

08:08.702 --> 08:09.935
ما بالاخره بچه هاي پدرمون هستيم

08:09.936 --> 08:12.905
و ما ديگه نميتونيم اينو کنترل کنيم که اونا کي باشن

08:12.906 --> 08:14.772
يا اينکه چطور ميخوان ما رو بار بيارن

08:14.773 --> 08:17.911
تا بتونيم از نظر اونا، ما
دليل تابيدن خورشيد روزانه باشيم

08:19.280 --> 08:22.215
بخاطر دوست دخترتون متأسفم

08:23.218 --> 08:25.120
ممنون

08:25.121 --> 08:27.656
ميتونيم تا خونه شما رو همراهي کنيم؟

08:36.768 --> 08:38.536
بيا

08:47.808 --> 08:50.444
،وقتي که حالش بهتر شد، فرمانده

08:50.445 --> 08:52.415
ميتونم يه درخواستي ازتون بکنم؟

08:52.416 --> 08:54.882
حتماً

08:54.883 --> 08:56.485
« "من اينطور فکر نميکنم، خانم "سيبلي »

08:57.722 --> 08:59.924
انگار که اون سقراطِ و منم
مثل دانش آموزش جلوش زانو زدم

08:59.925 --> 09:01.391
بذار بُکُشمش، خواهش ميکنم

09:01.392 --> 09:02.724
نه

09:02.725 --> 09:04.326
،بذار اين بار رو از رو شونه هات بردارم

09:04.327 --> 09:06.497
مثل کارهاي ديگه‌اي که کردم -
اينکريس متر" رو" -

09:06.498 --> 09:07.933
تمام دنيا ميشناسن، چه دنياي جديد چه قديم

09:07.934 --> 09:10.267
از ناپديد شدن يا کُشته شدنش آسون نميگذرن

09:10.268 --> 09:12.002
مرگ اونو هيچکس به گردن نميگيره

09:12.003 --> 09:13.839
ولي مطمئناً شوهر خوبي هم براي شما نيست

09:13.840 --> 09:15.940
همينجا رو داري اشتباه ميکني، دختر

09:15.941 --> 09:18.974
اين حقيقي ترين آزمايش ما براي
جنگيدن با شرايطي مثل اينه

09:20.544 --> 09:22.075
"خانم "سيبلي

09:22.076 --> 09:23.376
جناب کشيش

09:23.377 --> 09:24.778
"مرسي"

09:24.779 --> 09:26.083
سلام

09:26.084 --> 09:28.418
ميخواستم اگه امکان داره چند کلمه

09:28.419 --> 09:29.685
خصوصي با دخترم صحبت کنم

09:29.686 --> 09:31.819
اينطور فکر نميکنم، جناب کشيش

09:31.820 --> 09:33.889
...من -
آيزاک" رو برام پيدا کن" -

09:35.160 --> 09:36.294
همين الان

09:38.531 --> 09:40.833
...من، آم

09:40.834 --> 09:45.306
من از اين لطفي که شما در حق
بچه‌ي من انجام دادين واقعاً ممونم

09:45.307 --> 09:50.112
،ولي اگه بخوام ببينمش
بنظرتون اين يه حق پدرانه نيست؟

09:50.113 --> 09:53.283
شما دقيقاً براي چي
ميخوايد اونو ببينيد، کشيش؟

09:53.284 --> 09:57.390
شايد ميخواين يه جن گيري ديگه انجام بدين؟

09:57.391 --> 09:58.659
،شايد روزهاتون خيلي کسل کننده ميگذره

09:58.660 --> 10:00.593
و کمبود يه بچه رو احساس ميکنين
که بخواين بزنيدش يا شکنجه‌ش کنين

10:00.594 --> 10:03.530
و يا اينکه شب هاتون، بدون دختري که
بخواين ملاقاتش کنين، خيلي تنها ميگذره؟

10:03.531 --> 10:06.134
...من هيچوقت نميخوام -
مرسي" مال منه"

10:06.135 --> 10:09.939
يه بار ديگه برگردين اينجا، اونوقت
اين اتهامات رو افشا ميکنم

10:22.750 --> 10:25.519
ارباب "سيبلي" چي شد؟
بهوش اومد؟

10:26.754 --> 10:28.589
بزرگان، ديگه بيشتر از اين منتظر نميمونن

10:28.590 --> 10:31.159
اونا ميخوان امروز تو رو ببينن

10:51.784 --> 10:53.685
بهوش اومده؟

10:58.694 --> 11:00.660
هر لحظه ممکنه بهوش بياد

11:12.830 --> 11:14.532
يه اتفاق غيرمنتظره بود، خانم

11:14.533 --> 11:15.866
،يه تيکه چوب وسط راه بود

11:15.867 --> 11:18.101
...و بعدش يهو ديدم که چپ کرديم

11:18.102 --> 11:19.234
"ايرادي نداره، "آيزاک

11:19.235 --> 11:21.069
ميدونم که نهايت تلاشت رو کردي

11:21.070 --> 11:22.672
،کشيش همين الان من رو احظار کرده

11:22.673 --> 11:25.176
خدا ميدونه واسه چي، ولي ميترسم
...هر ثانيه اي که اون منتظر بمونه

11:25.177 --> 11:27.677
ميخواد ازت درخواست کنه
مراقب آقاي "سيبلي" باشي

11:29.111 --> 11:31.746
جدي؟ -
،با اصرار من -

11:31.747 --> 11:33.749
چونکه اون درخواست من رو

11:33.750 --> 11:35.784
براي اينکه شوهرم رو بيارم خونه و
بيشتر مراقبش باشم، رد کرد

11:35.785 --> 11:37.652
رد کرد؟

11:37.653 --> 11:41.021
سيلم" عين يه قرقره ميمونه که"
نخ اش داره بخاطر توهماتِ

11:41.022 --> 11:42.756
اينکريس متر" از کنترل خارج ميشه"

11:42.757 --> 11:47.265
يه آرامبخش... براي درد و براي خواب

11:47.266 --> 11:48.399
،آيزاک"، ازت خواهش ميکنم"

11:48.400 --> 11:50.800
،که توي اين مسأله‌ي خصوصي و مهم

11:50.801 --> 11:52.234
کارِ من رو، جايي که نيستم برام انجام بدي

11:52.235 --> 11:53.970
...اوه، آم

11:53.971 --> 11:56.873
سريعاً از اين بهش بده و خواب نگهش دار

11:56.874 --> 11:58.838
جورج" نبايد بخاطر سوءِظن الکيِ"

11:58.839 --> 12:01.373
متر" پدر، زجر بکشه"

12:03.175 --> 12:05.043
او... اون زجر نميکشه

12:09.077 --> 12:11.113
..."و "آيزاک

12:13.183 --> 12:15.317
بين خودمون بمونه

12:15.318 --> 12:17.953
"مثل تمام رازهايِ ديگه‌ي "سيلم

12:19.123 --> 12:21.192
بين خودمون ميمونه

12:24.794 --> 12:26.929
ميدوني، پسرجون؟

12:26.930 --> 12:31.268
داستانِ تو توي کل اين سرزمين پيچيده

12:31.269 --> 12:34.407
آيزاک" زناکار"

12:34.408 --> 12:38.311
نه، نه، نه. سرت رو
بخاطر شرمندگي تکون نده

12:38.312 --> 12:40.179
سرت رو بالا کن. سرت رو بگير بالا

12:40.180 --> 12:42.179
سرت رو بالا کن، بالا کن

12:42.180 --> 12:47.715
داستانِ "آيزاک" زناکار

12:47.716 --> 12:49.684
يه داستان مقدسّه

12:49.685 --> 12:53.454
بعنوان يه نمونه‌ي زنده
توسط "پيوريتان" ها

12:53.455 --> 12:58.192
براي نشون دادن زشتي‌هاي
هوس و شهوت، استفاده ميشه

12:58.193 --> 13:01.063
...نه، نه. گناهِ تو و زجري که ميکشي

13:01.064 --> 13:06.435
تبديل به يه نعمتِ مقدّس و بزرگ شده

13:06.436 --> 13:09.971
...براي، پسرم

13:09.972 --> 13:12.538
تو دست پروردگار رو حس کردي

13:16.676 --> 13:18.645
اون تو رو لمس کرد

13:18.646 --> 13:21.515
از طريق تو داره کارهاش رو ميکنه

13:21.516 --> 13:23.385
اون تو رو انتخاب کرده

13:23.386 --> 13:24.887
نه

13:24.888 --> 13:28.992
چند نفر هستن که ميتونن بگن
برگزيده‌ شده توسط خدا هستن؟

13:30.026 --> 13:32.193
برگزيده شده براي چي؟

13:32.194 --> 13:38.463
پسرم، تا حالا دنيايي
فراتر از "سيلم" رو تصور کردي؟

13:38.464 --> 13:40.264
هوم؟ -
...من -

13:40.265 --> 13:41.465
،سرت رو بيار بالا، سرت رو بگير بالا

13:41.466 --> 13:44.532
بگير بالا، بگيرش بالا

13:44.533 --> 13:46.936
من اينجا زندگي خوبي دارم، قربان

13:46.937 --> 13:50.738
آره، کارهاي کوچيک و ناچيز
براي خانم "سيبلي" انجام ميدي

13:50.739 --> 13:53.772
اون با من خوب رفتار کرده. هميشه

13:53.773 --> 13:56.008
نيکوکاريِ اون تو رو
مقيّد به انجام کارهاش کرده

13:56.009 --> 13:59.414
"نه، نه، نه، نه، "آيزاک

14:00.851 --> 14:03.519
اون بيرون

14:03.520 --> 14:05.187
!اون بيرون، پسر

14:07.260 --> 14:09.629
،يه دنياي پهناور اون بيرونه

14:09.630 --> 14:12.530
،پر از... پر از فرصت هاي مختلف

14:12.531 --> 14:16.701
و اگه تو... اگه تو در
راه مستقيم قدم برداري

14:16.702 --> 14:19.805
و سرت رو بالا بگيري
،و به سمت نور خورشيد حرکت کني

14:19.806 --> 14:22.440
با خودم ميبرمت تا اونجا رو ببيني

14:22.441 --> 14:23.874
اينکار رو ميکنم

14:23.875 --> 14:25.275
دوست داري؟

14:25.276 --> 14:27.346
بايد چيکار کنم؟

14:27.347 --> 14:30.215
...خب

14:30.216 --> 14:32.616
...تو بايد

14:32.617 --> 14:34.217
بايد از آقاي "سيبلي" مراقبت کني

14:34.218 --> 14:35.987
...تو بايد

14:35.988 --> 14:39.422
مطمئن بشي که اون
،سرزنده و تميز باشه

14:39.423 --> 14:43.259
و اين کارِ آسوني نيست، هوم؟

14:43.260 --> 14:48.798
مهم‌تر از همه، بايد وقتي
بهوش اومد منو خبر کني

14:50.000 --> 14:51.767
بله

14:56.875 --> 15:00.812
ميتوني اينکار رو بکني، هوم؟

15:00.813 --> 15:03.712
،ممکنه يه سؤال بپرسم ازتون قربان

15:03.713 --> 15:05.680
اينا براي چي هستن؟

15:05.681 --> 15:11.516
براي محافظت از
...آقاي "سيبلي" در مقابل

15:11.517 --> 15:14.852
نيروهاي خارجي

15:14.853 --> 15:17.587
...اون خاکستر غليظ شده‌ست

15:17.588 --> 15:21.261
خاکستر يه جادوگر 200 ساله

15:21.262 --> 15:22.629
..."و "آيزاک

15:25.699 --> 15:27.769
خودم سوزوندمش

15:30.807 --> 15:34.345
خب، سقف نياز به
،تعمير داره، اونجا و اونجا

15:34.346 --> 15:36.113
،يه نقاشي کل اينجا هم ضرري نداره

15:36.114 --> 15:38.484
همينطور چهار يا پنج تا
،تخت جديد براي بچه هاي کوچيکتر

15:38.485 --> 15:41.955
و... فکر ميکنم زيادي دارم حرف ميزنم

15:41.956 --> 15:42.922
نه، نه

15:42.923 --> 15:45.057
اتفاقاً دوست دارم انرژيم رو
روي چيزهاي خوب بذارم

15:45.058 --> 15:46.826
دقيقاً

15:52.797 --> 15:55.632
بچه ها ترسيدن، فرمانده

15:55.633 --> 15:59.972
يه نفر ديگه امروز دار زده شد
و هيشکي نميدونه بعدي ممکنه کي باشه

15:59.973 --> 16:02.708
...اونا نميدونن بايد از کي بيشتر بترسن

16:02.709 --> 16:05.379
از جادوگرا يا اونايي که شکارچي جادوگران

16:05.380 --> 16:07.983
خب، کي ميتونه اونا رو سرزنش کنه

16:09.617 --> 16:12.455
اون با بقيه بازي نميکنه

16:12.456 --> 16:14.257
اون پسره که موهاش تيره ست

16:15.692 --> 16:17.892
اون 2 ساله اينجاست

16:17.893 --> 16:20.195
خونواده‌ش توسط سرخپوست ها کشته شدن

16:20.196 --> 16:23.368
ميگن اون خودش اينو ديده

16:23.369 --> 16:25.768
هيشکي نميدونه اون چطوري زنده مونده

16:25.769 --> 16:29.105
کسي ازش نپرسيده؟

16:29.106 --> 16:31.307
اون حرف نميزنه

16:31.308 --> 16:34.577
لااقل، ديگه حرف نميزنه

16:34.578 --> 16:38.516
از... اون اتفاق به بعد

16:44.989 --> 16:46.591
عذر ميخوام

16:48.763 --> 16:51.465
تو چيزي درباره‌ي
تعمير کردن سقف بلدي؟

16:58.511 --> 17:00.879
خانم "سيبلي"؟

17:00.880 --> 17:03.148
خانم رفتن بيرون

17:03.149 --> 17:04.584
اوه

17:04.585 --> 17:07.722
،هرچي که بايد به اون بگي
به منم ميتوني بگي

17:13.764 --> 17:16.633
اوه، اين خيلي قشنگه

17:18.404 --> 17:20.604
مونس منه

17:23.842 --> 17:25.109
مونس؟

17:25.110 --> 17:29.247
يه هديه از شيطان براي
،انجام کارهام

17:29.248 --> 17:31.485
همدم معنويِ من

17:35.557 --> 17:37.626
اينطوري غذا ميخوره

17:48.372 --> 17:50.475
منم ميتونم يه مونس داشته باشم؟

17:50.476 --> 17:52.446
به وقتش

17:52.447 --> 17:54.914
چطوري يکي انتخاب کنم؟

17:54.915 --> 17:56.248
تو انتخاب نميکني

17:56.249 --> 17:58.116
اون تو رو انتخاب ميکنه

18:28.820 --> 18:31.955
"روز خوش، خانم "سيبلي

18:31.956 --> 18:34.424
دخترا

18:34.425 --> 18:37.460
داريم ميريم "مرسي" رو
توي قبرستان ببينيم

18:38.529 --> 18:40.130
خب

18:40.131 --> 18:41.899
پس بريد

19:10.900 --> 19:13.836
ما همه غمگينِ از دست دادنِ خواهرمون هستيم

19:13.837 --> 19:16.837
باشد که او با شيطان در
دروازه‌هاي جهنم، برقصد

19:16.838 --> 19:18.838
اون يکي خواهرمون چي؟
رُز"؟"

19:18.839 --> 19:23.839
،که البته به دست دشمنان هلاک نشد
بلکه توسط کسي که ازش محافظت ميکرد و دوستش داشت

19:25.300 --> 19:27.400
اين تويي که بايد کشته بشي

19:27.419 --> 19:29.923
من نميخوام سر اين اتفاق مشاجره کنم

19:29.924 --> 19:33.125
ولي خواهش ميکنم اين رو
به خاطر داشته باشين که انتخاب‌هاي کمي داشتم

19:35.830 --> 19:37.328
..."مالوم"

19:38.729 --> 19:42.432
که بدون اون، مراسم بزرگ ما ممکن نيست

19:53.447 --> 19:57.452
،رُز" آورده بودش اينجا"
،اين وسيله‌ي مرگ رو

19:57.453 --> 20:01.555
،بدون اينکه من بفهمم
براي اينکه با من بجنگه و شکستم بده

20:15.072 --> 20:19.372
،براي شماست
،براي بدست آوردنش بهاي سنگيني پرداخته شده

20:19.373 --> 20:23.012
با چشم پوشيدن بر عشق
و اشتياق براي به انجام رسوندن هدف

20:24.317 --> 20:25.983
حالا شما رو به همراه تنها وسيله اي که روي زمين

20:25.984 --> 20:28.251
براي کنترل کردن من وجود داره، تنها ميذارم

20:31.821 --> 20:33.271
برش دار

20:34.247 --> 20:36.345
ما نيازي به دست و دلبازي هاي تو نداريم

20:38.115 --> 20:40.842
ما هرچيزي که براي کنترل کردنِ
تو لازمه رو داريم

20:51.645 --> 20:55.748
براي اينکه بشه تخته چوب خوب درست کرد
...بايد اونا رو دو نيم کني

20:55.749 --> 20:59.283
،نه بِبُريشون و نه ارّه شون کني
فقط دو نيمشون کني

20:59.284 --> 21:01.118
ممنون

21:08.792 --> 21:10.360
نوبت توئه

21:16.132 --> 21:18.600
همينه! آفرين

21:18.601 --> 21:20.366
فرمانده

21:21.668 --> 21:23.801
"خانم "سيبلي

21:24.902 --> 21:26.171
پسر جوان

21:27.608 --> 21:30.412
برو ببين آب تازه هست بياري

21:36.754 --> 21:38.224
امروز کارهاي بزرگي انجام شده

21:38.225 --> 21:41.195
بنظر مياد هر روز داره
با خودش چيزهاي غافلگير کننده مياره

21:41.196 --> 21:43.731
شنيدم "اينکريس" پير، شوهرت رو نگه داشته

21:43.732 --> 21:44.799
آره، همينطوره

21:44.800 --> 21:46.701
و منم خيلي مشتاقم که برگردونمش پيش خودم

21:46.702 --> 21:48.502
واقعاً؟

21:50.840 --> 21:51.974
چرا؟

21:53.977 --> 21:55.945
،بنظرت چيز غيرعادي‌ايه، فرمانده

21:55.946 --> 21:58.083
که يه زن بخواد شوهرش برگرده خونه؟

21:58.084 --> 22:01.787
،در بيشتر موارد
اصلاً غيرعادي نيست

22:01.788 --> 22:05.087
شنيدم کارگر سخت کوش ما تشنه ست

22:05.088 --> 22:07.159
"اوه، خانم "سيبلي

22:07.160 --> 22:08.593
آم، آب سيب تازه هست اگه ميل دارين

22:08.594 --> 22:10.927
"نه، ممنون، "اَن

22:10.928 --> 22:13.197
،روز خوبي داشته باشين، فرمانده
همينطور تو پسر جوان

22:17.302 --> 22:19.036
فرمانده

22:48.704 --> 22:50.169
اجازه ميدين؟

23:25.277 --> 23:27.913
<i>قربان -
روز خوبي داشته باشين -</i>

23:30.450 --> 23:33.818
،اگه ميخواي تسليمِ ضعفت بشي

23:33.819 --> 23:37.251
بايد اينکار رو تو انظار عمومي بکني؟

23:37.252 --> 23:42.092
ميخواي انظار عمومي رو
بسپرم به شما، پدر؟

23:42.093 --> 23:43.593
ميخواي اصلاً دار زدن رو برداريم

23:43.594 --> 23:46.659
که شما بتوني با دستاي خودت
گردن همه رو بشکوني؟

23:46.660 --> 23:49.763
اون مُرده بود

23:49.764 --> 23:53.604
صاحب فاحشه خونه خودش رو کُشته بود

23:53.605 --> 23:56.443
،اون مُرده بود

23:56.444 --> 23:57.811
اونوقت تو بازم دارش زدين!!؟

23:57.812 --> 23:59.679
گفته بودم اونو دار ميزنيم

23:59.680 --> 24:01.781
و همينطور هم شد

24:01.782 --> 24:04.750
،اگه سر حرفمون نمونيم
،ديگه به هيچ دردي نميخوريم

24:04.751 --> 24:09.320
يه اصل اخلاقي که متأسفانه بنظر مياد
براي تو اهميت ناچيزي داشته باشه

24:10.924 --> 24:13.261
بايد بخاطرش ازم متنفر باشي؟

24:13.262 --> 24:15.129
"اوه، "کاتن

24:17.368 --> 24:21.438
همونطور که ميدوني، مادرت هم يه "کاتن" بود

24:21.439 --> 24:24.040
و همينطور خواهر خونده‌ام

24:24.041 --> 24:27.748
ازدواج ما، يه امر عادي و تاريخي بود

24:27.749 --> 24:29.751
...کاتن" ها و "متر" ها"

24:29.752 --> 24:31.620
...کي ميتونست در مقابل همچين

24:31.621 --> 24:35.690
،پيوندي که هم... هم قدرت و هم اعتبار داشت
مقاومت کنه

24:35.691 --> 24:38.395
مسلماً شما نميتونستين

24:38.396 --> 24:41.362
،اون زنِ خوبي بود

24:41.363 --> 24:44.032
،و مادر خيلي شايسته اي هم بود

24:44.033 --> 24:47.465
...ولي

24:47.466 --> 24:49.233
من دوسِش نداشتم

24:51.637 --> 24:54.304
دوسشِ نداشتم

24:55.740 --> 24:57.941
و بعدش تو بدنيا اومدي

24:58.944 --> 25:02.313
...يهو ديديم تو هستي، يه

25:02.314 --> 25:07.718
...يه موجود ژوليده با دست و پا و مو و

25:07.719 --> 25:10.822
زياد بزرگ نبودي

25:10.823 --> 25:13.759
ولي به اندازه اي بودي که
به من عشق رو نشون بدي

25:17.666 --> 25:20.705
چه چيز مسخره‌ايه

25:20.706 --> 25:25.575
که اون موقع هم عشق رو از من گرفتي

25:27.110 --> 25:29.214
<i>!بريد عقب آقا</i>

25:29.215 --> 25:31.952
!نه. من پول دارم

25:31.953 --> 25:34.686
!من زياد و پشت هم نوشيدني ميخورم

25:34.687 --> 25:36.552
نوشيدني بهت نميدم. حالا ديگه برو

25:36.553 --> 25:39.424
اينطور فکر نميکنم -
!اوه، نه، نه. هي! برو -

25:46.696 --> 25:48.798
،شراب از طرف خداست

25:49.800 --> 25:52.501
ولي آدم مست از طرف شيطان

26:05.410 --> 26:07.346
خودتو جمع و جور کن

26:07.347 --> 26:09.315
کلي کار هست که بايد انجام بديم

26:19.593 --> 26:20.827
بذار بُکُشمش

26:20.828 --> 26:22.196
بهت گفتم

26:22.197 --> 26:24.232
ما نميتونيم "اينکريس" رو بکشيم

26:24.233 --> 26:26.268
اون "اينکريس" احمقِ پير رو نميگم که

26:26.269 --> 26:27.569
آقاي "سيبلي" رو ميگم

26:27.570 --> 26:29.105
اين چيزيه که يادش دادي؟

26:29.106 --> 26:33.174
واسه هر مشکلي، اولين راه حل اش قتله؟

26:34.210 --> 26:36.211
ما نميتونيم "جورج" رو بکشيم

26:36.212 --> 26:38.048
چرا نميتونيم؟

26:38.049 --> 26:41.552
شما خيلي قدرتمندين، خودتون به تنهايي

26:41.553 --> 26:44.321
به اون نيازي ندارين

26:44.322 --> 26:46.457
همينجا رو اشتباه ميکني، عزيزم

26:46.458 --> 26:48.926
ما خيلي هم به اون نياز داريم

26:48.927 --> 26:51.694
بدون "جورج"، همش از بين ميره

26:51.695 --> 26:53.662
...من يه بيوه ام، بدون هيچي

26:53.663 --> 26:57.469
،نه کاري که انجام بدم
نه ميتونم روي هيئت منتخبين تأثير بذارم

26:57.470 --> 27:00.069
اما وقتي زنده باشه، ما ميتونيم
...از طريق اون حرف بزنيم

27:00.070 --> 27:03.106
يه عروسک خيمه شب بازي که خواسته ها
و افکارش رو طوطي وار تکرار ميکنه

27:03.107 --> 27:08.048
،ولي اگه بميره
سودي نداره و من قدرتي ندارم

27:08.049 --> 27:10.582
ولي چطوري ميخواين جلوي
حرف زدنش رو بگيرين؟

27:10.583 --> 27:13.553
وارد ذهنش ميشم و از درون نابودش ميکنم

27:13.554 --> 27:16.256
بدنش زنده ميمونه ولي ذهنش ميميره

27:16.257 --> 27:17.457
چطوري اينکار رو ميکني؟

27:17.458 --> 27:19.961
!ساکت شو ديگه دختر
انقدر سؤال نپرس

27:19.962 --> 27:21.295
تو يکي به من نگو ساکت شو

27:21.296 --> 27:23.295
ساکت شو -
!بسه ديگه -

27:23.296 --> 27:25.731
هر دوتون همين الان تنهام بذارين

27:25.732 --> 27:27.601
ولي من ميتونم کمکت کنم -
!گمشيد بيرون -

27:33.244 --> 27:34.379
!ولم کن

27:34.380 --> 27:36.216
!هيس -
!ولم کن -

27:36.217 --> 27:38.019
ميدوني کي رو ميتونيم بکشيم؟

27:38.020 --> 27:39.154
تو رو

27:39.155 --> 27:41.389
نميتوني. اون اجازه نميده اينکار رو بکني

27:41.390 --> 27:43.726
شايد، شايدم نه

27:43.727 --> 27:46.263
مطمئنم دلت نميخواد بفهمي

27:46.264 --> 27:49.933
تو يه آدم حسود و کينه اي و ترسناکي

27:49.934 --> 27:53.903
،سالها... من سالها منتظر موندم
چندين سال

27:53.904 --> 27:56.939
از سر راه من برو کنار، جنده کوچولو

28:05.351 --> 28:09.922
خانم "سيبلي" هميشه خوبيِ تو رو خواسته

28:11.192 --> 28:14.062
...ولي با اينحال

28:14.063 --> 28:16.265
،تو بدترين شرايط ات

28:16.266 --> 28:18.567
،اسم اون رو براي نجات خودت نگفتي

28:18.568 --> 28:21.438
بلکه اسم کشيش "متر" پدر رو آوردي

28:21.439 --> 28:25.007
،چرا واسه من

28:25.008 --> 28:29.582
که فقط از دستاي تو
،خشونت و بدجنسي ديدم

28:29.583 --> 28:33.557
بايد برام اهميت داشته باشه که بهوش بياي؟

29:01.552 --> 29:03.418
<i>"مري"</i>

29:04.655 --> 29:06.390
<i>"مري"</i>

29:10.795 --> 29:14.230
<i>،از شرّ مونسِ تو راحت شدم</i?</i>

29:14.231 --> 29:16.198
<i>بالاخره تونستم رؤياهام رو پس بگيرم</i>

29:16.199 --> 29:18.230
<i>هوم، براي همچين ذهنِ</i>

29:18.231 --> 29:20.330
<i>تاريک و پيچيده اي، چه انتخاب فرخنده اي بوده</i>

29:22.833 --> 29:24.366
<i>يادته اومديم اينجا؟</i>

29:24.367 --> 29:27.501
<i>آره. واسه پيکنيک</i>

29:27.502 --> 29:30.901
<i>تنها روزي که ازت متنفر نبودم</i>

29:30.902 --> 29:32.670
<i>هيچوقت بهم فرصت ندادي</i>

29:32.671 --> 29:34.807
<i>ذهنِ تو همش درگير بود</i>

29:34.808 --> 29:36.710
<i>ميتوني منو بخاطرش سرزنش کني؟</i>

29:36.711 --> 29:38.644
<i>تو زندگي منو ازم دزديدي</i>

29:38.645 --> 29:40.213
<i>و حالا هم تو مال منو دزديدي<i?</i>

29:40.214 --> 29:41.979
<i>نزديکيم</i>

29:41.980 --> 29:44.249
<i>خيلي نزديک</i>

29:44.250 --> 29:47.354
<i>مراسم بزرگ تقريباً داره کامل ميشه</i>

29:47.355 --> 29:48.554
<i>و بعدش چي؟</i>

29:48.555 --> 29:50.385
<i>يه امپراطوري ديگه داري که
بهش حکمراني کني؟</i>

29:50.386 --> 29:51.919
<i>آره</i>

29:51.920 --> 29:54.521
<i>يه دنيايي که ديگه توش بهت نيازي ندارم</i>

29:54.522 --> 29:57.558
<i>يه دنياي مقدّس که بالاخره
تو، توش ميتوني بميري</i>

29:57.559 --> 29:58.794
<i>خطر و تهديد</i>

29:58.795 --> 30:00.995
<i>خيلي از پيوندها، به کمتر از اينا تکيه کردن</i>

30:00.996 --> 30:03.830
<i>"انقدر نگران نباش، "جورج</i>

30:03.831 --> 30:06.331
<i>هنوز چندتا راه برامون مونده</i>

30:06.332 --> 30:08.800
<i>،فعلاً، ميخوام ساکت بموني</i>

30:08.801 --> 30:14.703
<i>ميخوام عين يه فرشته تو
رختخواب کثافت ات آروم بخوابي</i>

30:35.463 --> 30:37.663
<i>"خدانگهدار، "جورج</i>

30:42.834 --> 30:44.199
<i>!جنده</i>

30:44.200 --> 30:46.569
<i>!جنده</i>

31:00.031 --> 31:01.398
اوه، اون حرومزاده

31:01.399 --> 31:03.803
سيبلي"؟" -
"اينکريس متر" -

31:03.804 --> 31:07.208
اون اونجا بود

31:07.209 --> 31:09.124
از "جورج" محافظت ميکرد

31:09.125 --> 31:13.665
حتي تو خواب هم از ذهنش محافظت ميکرد

31:13.666 --> 31:16.236
يه مشکل ديگه داريم

31:16.237 --> 31:18.839
بايد يه کاري واسه اين دختره بکنيم

31:18.840 --> 31:20.176
"مرسي"

31:20.177 --> 31:22.450
اون... نميشه بهش اعتماد کرد

31:22.451 --> 31:24.420
خيلي طول نميکشه تا موقعي که

31:24.421 --> 31:25.921
ديگه نتونيم کنترلش کنيم

31:25.922 --> 31:28.424
،زماني مثل الان

31:28.425 --> 31:31.326
که من به کشف شدن و نابودي
بيشتر از هر زمان ديگه اي

31:31.327 --> 31:32.426
،نزديک تر شدم

31:32.427 --> 31:34.027
تو حواس خودت رو با

31:34.028 --> 31:36.895
حسودي‌هاي کوچيک و اتهامات
کينه توزانه، پرت ميکني

31:36.896 --> 31:37.994
...من فقط دارم سعي ميکنم

31:37.995 --> 31:40.296
هيچوقت بيشتر از الان بهت نياز نداشتم

31:40.297 --> 31:42.700
و هيچوقت منو اينقدر نااميد نکرده بودي

31:42.701 --> 31:45.134
من هرکاري برات ميکنم

31:45.135 --> 31:46.201
من دوسِت دارم

31:46.202 --> 31:48.938
اوه، و به خدا ميگم اي کاش منو دوست نداشتي

31:48.939 --> 31:52.440
،کمتر منو دوست داشته باش
اينطوري بهتر منو دوست داري

31:52.441 --> 31:54.643
يه راهي پيدا کن بتونيم به
جورج" دست پيدا کنيم"

31:58.582 --> 32:01.417
فردا، روي نقاشي ديوارها کار ميکنيم

32:01.418 --> 32:04.020
البته، اگه بازم کاري نداشتي

32:04.021 --> 32:05.589
عاليه

32:05.590 --> 32:08.026
عاليه پسر

32:12.032 --> 32:14.565
"استيون"

32:15.966 --> 32:18.202
"استيون"

32:18.203 --> 32:20.405
تو دختر منو ديدي

32:22.040 --> 32:24.140
،ميتوني از اينجا بري
اون بچه اينجا نيست

32:24.141 --> 32:26.510
من دنبال يه بچه ميگردم... بچه‌ي خودم

32:26.511 --> 32:28.545
"گفتم، "از اينجا برو

32:28.546 --> 32:30.411
"آقاي "هاپکينز

32:30.412 --> 32:32.645
چطور ميتونم کمکتون کنم؟

32:32.646 --> 32:35.714
دختر من بعد از اينکه من رفتم
زندان، اومد اينجا بمونه؟

32:35.715 --> 32:37.080
اميلي"؟"

32:37.081 --> 32:39.246
نه، آقاي "هاپکينز"، نيومده

32:39.247 --> 32:41.180
اين اطراف نديديش؟

32:41.181 --> 32:43.485
نه آقا. نديدم

32:43.486 --> 32:46.788
اوه

32:46.789 --> 32:50.259
بهش بگو دنبالش ميگردم

32:50.260 --> 32:53.031
بهش بگو بايد بياد خونه

32:54.668 --> 32:56.936
بله آقاي "هاپکينز"، اينکار رو ميکنم

33:04.040 --> 33:05.407
..."ليزي"

33:05.408 --> 33:06.676
،پرهاي مرغ رو آوردي

33:06.677 --> 33:07.945
همينطور مدفوع خشک شده‌ي اسب رو؟

33:07.946 --> 33:10.980
،پرها رو آوردم
ولي مدفوع هنوز خشک نشده بود

33:10.981 --> 33:12.714
موش ها چي؟

33:12.715 --> 33:16.119
وقتي که گربه نزديک تله
ميشد، همشون پراکنده ميشدن

33:16.120 --> 33:18.485
مرسي" هر لحظه ممکنه برسه اينجا"

33:18.486 --> 33:21.689
من بايد همه کارا رو خودم بکنم؟

33:29.197 --> 33:32.297
خانم "هاپکينز"، ميتونم باهاتون
چند کلمه صحبت کنم؟

33:37.369 --> 33:39.103
پدرت آزاد شده

33:40.605 --> 33:41.705
که اينطور

33:41.706 --> 33:44.707
،و دنبال تو ميگرده

33:44.708 --> 33:48.577
گفت که هرچه سريعتر بري خونه

33:48.578 --> 33:50.112
"خانم "هيل

33:56.152 --> 33:59.084
ميتونيم کمکتون کنيم؟

34:00.285 --> 34:01.652
فقط اومده بودم به خانم "هاپکينز" بگم

34:01.653 --> 34:03.321
که پدرش آزاد شده

34:05.260 --> 34:07.293
لطف کردين

34:10.329 --> 34:12.264
...و بنظر مياد که ايشون

34:12.265 --> 34:15.268
،خيلي مست بودن و از خود بيخود شده بودن

34:15.269 --> 34:17.203
و اينکه شايد بهتر باشه
امشب نره خونه

34:17.204 --> 34:19.707
،شايد بايد توي يتيم خونه بمونه
جايي که امنيت داشته باشه

34:19.708 --> 34:22.146
اون امنيت داره

34:22.147 --> 34:24.451
پيش ما

34:24.452 --> 34:27.021
جدي؟

34:31.159 --> 34:34.361
...ميتوني خودت بموني

34:34.362 --> 34:37.865
...و ببيني

34:37.866 --> 34:39.433
اَن"؟"

34:46.177 --> 34:48.878
امشب نه

34:57.854 --> 35:01.059
صبر کن

35:01.060 --> 35:03.160
اون چيه؟

35:04.863 --> 35:08.165
يه آرامبخش، براي دردش

35:12.269 --> 35:13.803
از کجا آورديش؟

35:13.804 --> 35:16.405
...آقاي "لمب" بهم داد وقتي که

35:16.406 --> 35:19.107
نه

35:19.108 --> 35:20.175
نه؟

35:20.176 --> 35:23.244
...مرد جوان

35:26.080 --> 35:30.953
مرد جوان، من بهت
يه فرصت پيشنهاد دادم، مگه نه؟

35:30.954 --> 35:32.021
يادت مياد؟

35:32.022 --> 35:35.392
دنيا... دنياي پهناور، نور خورشيد

35:35.393 --> 35:37.397
يه جورايي شک کرده بودم که
بخواي راهي پيدا کني

35:37.398 --> 35:38.665
،که بخواي لگد بزني به بخت خودت

35:38.666 --> 35:40.867
ولي من... يه جورايي
،اميدوار بودم اينکار رو نميکني

35:40.868 --> 35:42.702
ولي کردي

35:42.703 --> 35:46.470
بخاطر اينکه نه تنها عقب مونده ذهني
هستي، آدم ناتواني هم هستي

35:46.471 --> 35:48.839
،يه عقب مونده ذهنيِ ناتوان
،و مثل تمام آدماي ناتوان ديگه

35:48.840 --> 35:51.879
،به خودت ميگي
!من هيچوقت فرصتش رو نداشتم »

35:51.880 --> 35:56.982
« هيچوقت موقعيتش پيش نيومد
ولي اينطور نيست، مگه نه؟

35:56.983 --> 35:58.117
نه

35:58.118 --> 36:01.088
و مثل تمام آدمهاي
ناتوان ديگه، چيکار ميکني؟

36:01.089 --> 36:05.191
ميشاشي تو تمام چيزهاي ممکن

36:05.192 --> 36:09.961
و حالا بهم ميگي که
اين معجون رو کي بهت داده

36:11.163 --> 36:13.265
<i>،به سختي يک تکه چوب
،به سردي يک گوي شيشه اي</i>

36:13.266 --> 36:15.700
<i>،به سبکيِ يک روح
خودت را بلند کن</i>

36:15.701 --> 36:18.001
<i>،به سبکيِ يک پر
يه سختيِ يک تخته چوبي</i>

36:18.002 --> 36:20.405
<i>،به سبکيِ يک پر
يه سختيِ يک تخته چوبي</i>

36:20.406 --> 36:22.240
<i>،به سبکيِ يک پر
يه سختيِ يک تخته چوبي</i>

36:22.241 --> 36:25.009
<i>،ارباب عنکبوت
...از پاي درآمده يا خاموش شدي</i>

36:25.010 --> 36:27.178
<i>برايمان تاري درست کن
و صداي ما رو بشنو</i>

36:27.179 --> 36:29.846
<i>،ارباب عنکبوت
...از پاي درآمده يا خاموش شدي</i>

36:29.847 --> 36:31.948
<i>برايمان تاري درست کن
و صداي ما رو بشنو</i>

36:31.949 --> 36:34.050
<i>،ارباب عنکبوت
...از پاي درآمده يا خاموش شدي</i>

36:34.051 --> 36:35.251
کي اينو بهت داده؟

36:39.228 --> 36:41.828
هوم؟ کي بهت داده؟

36:43.863 --> 36:45.598
سرتو بالا کن، بالا کن

36:45.599 --> 36:47.534
اين معجون نيست -
اين معجون نيست؟ -

36:47.535 --> 36:49.102
...اين معجون

36:51.070 --> 36:52.002
منو نگاه کن پسر

36:52.003 --> 36:54.105
اين... اين يه داروئه

36:54.106 --> 36:55.441
يه بار ديگه

36:56.676 --> 37:00.416
،ازت ميپرسم
کي اينو بهت داده؟

37:00.417 --> 37:03.052
<i>،ارباب عنکبوت
...از پاي درآمده يا خاموش شدي</i>

37:03.053 --> 37:05.087
<i>برايمان تاري درست کن
و صداي ما رو بشنو</i>

37:05.088 --> 37:07.856
<i>،ارباب عنکبوت
...از پاي درآمده يا خاموش شدي</i>

37:07.857 --> 37:10.993
<i>...اين چيکار ميکنه</i>

37:10.994 --> 37:13.029
اين يه داروئه

37:13.030 --> 37:14.031
هيس، هيس

37:14.032 --> 37:15.833
ميخوام شکمت رو پاره کنم

37:15.834 --> 37:17.502
اين يه داروئه

37:17.503 --> 37:19.471
،دستم رو ميکنم تو شکمت
،ميکشمش بيرون

37:19.472 --> 37:22.040
و با روده هاي خودت خفه‌ت ميکنم

37:22.041 --> 37:23.273
<i>صداي ما را بشنو</i>

37:23.274 --> 37:25.744
<i>،ارباب عنکبوت
...از پاي درآمده يا خاموش شدي</i>

37:25.745 --> 37:27.915
<i>برايمان تاري درست کن
و صداي ما رو بشنو</i>

37:27.916 --> 37:30.415
<i>،ارباب عنکبوت
...از پاي درآمده يا خاموش شدي</i>

37:30.416 --> 37:32.150
نه. نه. نه

37:32.151 --> 37:34.155
،حالا، همين حالا بهم ميگي

37:34.156 --> 37:35.889
!کي اينو بهت داده؟

37:36.756 --> 37:39.091
!"بهم بگو، "آيزاک

37:39.092 --> 37:41.128
!بهم بگو

37:41.129 --> 37:44.798
خانم "سيبلي" امکان نداره
به هيچ موجود زنده اي آسيب بزنه

37:44.799 --> 37:47.436
،اگه... اگه اون اين دارو رو بهم داده

37:47.437 --> 37:48.906
پس حتماً يه دليل درستي داشته

37:54.344 --> 37:56.747
خانم "سيبلي"، هان؟

37:58.083 --> 38:00.885
خيلي خوب

38:00.886 --> 38:02.619
ديگه ميتوني بري

38:07.426 --> 38:09.161
گمشو

38:09.162 --> 38:11.563
گمشو! از جلو چشام دور شو

38:11.564 --> 38:14.764
!آيزاک" زناکار"

38:20.702 --> 38:22.134
"جورج"

38:23.235 --> 38:24.334
!"جورج"

38:28.740 --> 38:29.874
!"جورج"

38:35.265 --> 38:36.699
هي

38:41.079 --> 38:42.764
سلام پدر

38:43.181 --> 38:44.948
بهت گفته بودم آزاد ميشم

38:44.949 --> 38:47.114
آره، گفتي بودي

38:47.115 --> 38:49.717
گفته بودم که تموم نشده

38:49.718 --> 38:53.088
،هنوزم قراره بفروشمت
اگه فاحشه ها قبولت کنن

38:53.089 --> 38:55.557
من هيچ جا نميرم

38:55.558 --> 38:57.358
ميري

38:57.359 --> 39:00.693
!جايي که من ميگم ميري

39:00.694 --> 39:02.328
نميرم

39:04.864 --> 39:07.133
...نميرم. من

39:09.006 --> 39:10.039
!خواهش ميکنم

39:18.052 --> 39:20.354
<i>"هنري هاپکينز"</i>

39:38.715 --> 39:40.480
چه خبره؟

39:41.281 --> 39:42.415
!هي

40:04.742 --> 40:06.575
"استيون"

40:06.576 --> 40:09.177
اسم اون پسره "استيون" ـه

40:09.178 --> 40:10.546
بهت گفت؟

40:10.547 --> 40:12.148
آره

40:13.848 --> 40:15.382
،دو ساله حرف نزده

40:15.383 --> 40:17.752
اونوقت تو يه روز، اسمش رو به تو ميگه

40:17.753 --> 40:20.754
حتماً خيلي بهت علاقمند شده، فرمانده

40:20.755 --> 40:22.424
نه، من اينطور نميگم

40:22.425 --> 40:24.494
و چطور ميشه اونو سرزنش کرد؟

40:24.495 --> 40:28.495
پسربچه ها نياز به توجه دارن

40:28.496 --> 40:31.765
و همينطور فعاليت زياد تا انرژيشون تخليه بشه

40:31.766 --> 40:33.400
...و من واقعاً ممنونم

40:33.401 --> 40:37.537
بخاطر فعاليت زيادي که امروز کردين

40:37.538 --> 40:39.473
،از وقتي که برگشتم اينجا
اين اولين باري بوده

40:39.474 --> 40:43.245
که يه لحظه هم به حادوگرا فکر نکردم

40:44.981 --> 40:47.715
فکر ميکنم شما بايد اينطور
...زندگي کردن رو انتخاب کنين

40:47.716 --> 40:53.258
،کار صادقانه، تو مردم بودن
،داشتن يه خونواده‌ي خوب

40:53.259 --> 40:56.693
و نبودن حتي يه جادوگر

40:56.694 --> 41:00.133
شايد هنوزم واسه ما اميدي باشه

41:00.134 --> 41:02.669
!هي تو

41:02.670 --> 41:03.936
هيئت منتخبين رو خبر کن

41:03.937 --> 41:07.168
يه جادوگر ديگه پيدا شد. دنبالم بياين

41:07.169 --> 41:08.803
!يا شايدم نه

41:09.639 --> 41:11.942
!"مري سيبلي"

41:15.678 --> 41:17.781
شوهرت بهوش اومده

41:27.027 --> 41:29.196
جورج" بهوش اومده؟"

41:29.197 --> 41:30.264
حرف زده؟

41:30.265 --> 41:33.000
اون تسليمِ ناتواني تکلم شده

41:33.001 --> 41:38.073
اما با اين وجود، اسم
زجر دهنده‌ي اون فاش شده

41:38.074 --> 41:40.176
...اين يعني چي

41:40.177 --> 41:41.810
تسليمِ ناتواني تکلم"؟"

41:42.979 --> 41:45.148
اين معجون رو ميشناسيد؟

41:45.149 --> 41:46.583
بله

41:46.584 --> 41:48.316
اون يه داروي آرامبخش ـه

41:48.317 --> 41:51.755
"من اونو دادم به "آيزاک" تا بده به آقاي "سيبلي

41:51.756 --> 41:54.757
يه دارو براي درد؟

41:54.758 --> 41:59.431
بگيد ببينم، کدوم دارويي براي درد هست

41:59.432 --> 42:03.565
...که دهن آقاي "سيبلي" رو ببنده

42:03.566 --> 42:05.835
اونم با يه تار عنکبوت طلايي؟

42:21.107 --> 42:23.275
يه آرامبخش براي درده

42:23.276 --> 42:24.542
ديگه چيزي نيست

42:24.543 --> 42:27.610
،ميتونم يه نظري بدم، پدر

42:27.611 --> 42:30.948
،داروي خانم "سيلبي" ايرادي نداره

42:30.949 --> 42:32.182
و تنيده شدن تار عنکبوت ناشي از

42:32.183 --> 42:35.685
ورود يه عنکبوت مونس جادوگر
به درون شکم اونه

42:40.656 --> 42:43.157
بله

42:43.158 --> 42:45.693
ممکنه. خونه رو بگردين

42:45.694 --> 42:47.896
!وايسين

42:47.897 --> 42:50.465
ببخشيد، قربان

42:50.466 --> 42:52.132
شما گفتين عنکبوت؟

42:52.133 --> 42:57.470
اين بچه‌ي "لوئيز" ـه، يه زماني
توسط جادوگرها تسخير و شکنجه شده

42:57.471 --> 42:59.540
ولي با اينحال
الان به نظر حالش خيلي خوب مياد

42:59.541 --> 43:02.741
همه‌ش بخاطر لطف هاي خانم "سيبلي" بوده

43:02.742 --> 43:04.912
اون جون منو نجات داد

43:04.913 --> 43:07.648
،من تسخير و شکنجه شده بودم

43:07.649 --> 43:10.150
،به جايي رسيده بودم که التماس مرگ رو ميکردم

43:10.151 --> 43:13.384
و "مري سيبلي" منو از شرارت نجات داد

43:13.385 --> 43:16.255
...بخاطر همين مردّد بودم که بگم يا نه

43:16.256 --> 43:18.723
چي ميخواي بگي دختر؟

43:18.724 --> 43:19.890
،اون روز صبح

43:19.891 --> 43:24.589
وقتي که خانم "سيبلي" براي رسيدگي
...به کشتي ها رفته بودن

43:24.590 --> 43:25.657
خب؟

43:25.658 --> 43:29.330
من از اتاق "تيتوبا" رد شدم

43:29.331 --> 43:32.631
و ديدم داشت يه کار خيلي عجيب ميکرد

43:32.632 --> 43:34.564
،"بهمون بگو، "مرسي
بهمون بگو چي ديدي

43:34.565 --> 43:37.266
اون يه عنکبوت رو روي گردنش نگه داشته بود

43:39.069 --> 43:40.838
خب؟

43:40.839 --> 43:42.206
خب؟

43:42.207 --> 43:44.273
بنظر ميومد داشت بهش غذا ميداد

43:45.943 --> 43:48.813
تو

43:48.814 --> 43:50.480
بيا اينجا

44:00.890 --> 44:05.230
من به موجب شهادت اين دختر
...تو رو دستگير ميکنم

44:05.231 --> 44:07.266
به اتهام جادوگري

44:07.267 --> 44:09.268
نگهبان ها

44:09.269 --> 44:11.404
<i>بله قربان -
بله قربان -</i>

44:18.282 --> 44:20.417
<i>همراه ما بيا</i>

44:28.157 --> 44:30.836
.:: @bollbolljan_com ::.