﻿WEBVTT

00:00.196 --> 00:01.969
<i>...آنچه در "سيلم" گذشت</i>

00:01.970 --> 00:02.761
من نميرم

00:02.762 --> 00:04.861
ولي اگه محاکمه‌ت کنن
آخرش برات مرگه

00:04.862 --> 00:07.473
،جان آلدن" دوستِ منه"
شايد تنها دوستِ من

00:07.474 --> 00:10.886
و تو ميخواي اجازه بدي که رابطه‌ي دوستي
مانع پيشرفتِ تو بشه؟

00:10.887 --> 00:12.122
اون بيگناهه

00:12.123 --> 00:15.191
شما ميخواين که "جان آلدن" زنده بمونه

00:15.192 --> 00:17.994
فقط کسايي که

00:17.995 --> 00:22.732
از اين نوع هستن ميتونن به
قدرت اون ماسک دسترسي پيدا کنن

00:22.733 --> 00:24.000
...يعني داري ميگي که من

00:24.001 --> 00:25.401
يه جادوگري

00:26.503 --> 00:28.571
،تو قسم خوردي که اونها چيزيشون نميشه

00:28.572 --> 00:29.806
!ولي الان همشون مُردن

00:29.807 --> 00:31.607
،جوون‌ها

00:31.608 --> 00:35.144
فقيرها و آدمايي که در رنج زندگي ميکنن رو جمع کن

00:35.145 --> 00:37.513
اونها ميشن ارتش ما

00:41.886 --> 00:43.452
ميدوني که باهاش چيکار کني؟

00:43.453 --> 00:45.621
هنوز يه جايي توي اين دنيا براي ما هست

00:45.622 --> 00:47.023
فقط تو رؤيا

00:47.024 --> 00:48.524
پس با من رؤيا ببين

01:09.780 --> 01:11.715
تو هم يکي از اونايي؟

01:11.716 --> 01:13.449
حالا ديگه ميدوني

01:13.450 --> 01:16.719
چيو ميدونم؟

01:16.720 --> 01:19.622
اينکه تو... تو يه جادوگري؟

01:19.623 --> 01:23.326
آره. يه جادوگر

01:24.929 --> 01:29.032
،حالا ديگه بايد بري
زمانِ زيادي نداريم

01:29.033 --> 01:33.469
من هنوزم بايد بدونم. چرا؟

01:33.470 --> 01:35.739
براي زنده موندن

01:40.644 --> 01:43.012
،فقط ميخوام که تو خودت رو نجات بدي
پس برو

01:43.013 --> 01:44.848
اينو باور کن که هنوز اونقدري دوسِت دارم

01:44.849 --> 01:47.951
،که از اينکه بدونم زنده ميموني خوشحال بشم

01:47.952 --> 01:52.121
حتي اگه قرار باشه ديگه نبينمت

02:23.187 --> 02:24.787
اين برگشت پيشِ من

02:24.788 --> 02:27.390
همونطور که تو برگشتي پيشِ من

02:28.792 --> 02:30.860
،همه چيز يه روزي برميگرده

02:30.861 --> 02:34.497
مثل هر اشکِ شوري که به دريا ميرسه

02:35.800 --> 02:37.533
اين چيزيه که من ياد گرفتم

02:37.534 --> 02:38.835
بعنوان يه جادوگر؟

02:38.836 --> 02:41.304
بعنوان يه زن

02:41.305 --> 02:42.738
ميدوني، پدرم هميشه ميگفت

02:42.739 --> 02:45.641
اينجا سرزمينِ فرصت‌هاي دوباره‌ست

02:48.112 --> 02:49.812
خب، الان نوبت ماست

02:49.813 --> 02:52.315
ميتونيم دوباره شروع کنيم

02:52.316 --> 02:54.150
،تنها کاري که بايد بکنيم
اينه که از اينجا بريم

02:54.151 --> 02:56.519
تو متوجه نيستي

02:56.520 --> 02:58.687
...اونها هيچوقت بهم اجازه نميدن. من

02:58.688 --> 03:01.491
پس بمون

03:01.492 --> 03:04.360
تو حق انتخاب داري

03:04.361 --> 03:09.498
،هرکاري که بايد بکني، هرچي که هست

03:09.499 --> 03:12.102
واقعاً تو رو خوشحال ميکنه؟

03:12.103 --> 03:14.069
نميدونم

03:14.070 --> 03:17.340
من فکر ميکنم ميدوني

03:17.341 --> 03:19.909
من فکر ميکنم تو هم مثل من خوب ميدوني

03:19.910 --> 03:24.981
که... هيچوقت، آرامشي مثل امروز
رو توي قلبت نميتوني احساس کني

03:24.982 --> 03:27.416
قلب من هيچوقت معنيِ آرامش رو نفهميده

03:27.417 --> 03:32.121
،پس شايد، فقط شايد

03:32.122 --> 03:35.458
بتونيم باهم آرامش رو پيدا کنيم

03:42.266 --> 03:46.135
خيلي‌خب. من ميام

03:49.773 --> 03:52.775
ولي يه کاري هست که بايد اول انجامش بدم

03:52.776 --> 03:57.313
،اگه برنگردم و درستش کنم
اتفاقاي وحشتناکي مي‌افته

03:57.314 --> 03:59.415
اين پيمانِ منه

04:01.385 --> 04:04.320
،قرارمون همينجا

04:04.321 --> 04:06.555
...قبل از اينکه ماه بالاي اين درختا طلوع کنه

04:06.556 --> 04:09.292
قسم ميخورم

04:11.728 --> 04:13.129
باشه

04:15.632 --> 04:19.702
...ولي وقتي که ماه غروب کنه، من ميرم

04:19.703 --> 04:22.071
با يا بدونِ تو

04:24.175 --> 04:26.175
برميگردم

04:26.176 --> 04:28.144
خيلي‌خب

05:10.949 --> 05:20.152
‏.::  www.bolboljan.net ::.

05:20.500 --> 05:24.152
<i>« آخــريــن قــســمــت از فــصــل اول »</i>

05:29.806 --> 05:30.940
اداي احترام

05:34.645 --> 05:36.079
به تو

05:36.080 --> 05:40.316
به تو، ملکه‌ي من

05:40.317 --> 05:42.751
"مرسي"

05:42.752 --> 05:45.721
،"از بين تمام روح‌هاي گمگشته‌ي توي "سيلم

05:45.722 --> 05:48.124
بيشتر از همه دلم براي تو ميسوزه

05:48.125 --> 05:50.493
عزيزم، من باهات چيکار کردم؟

05:50.494 --> 05:52.495
باهام چيکار کردي؟

05:52.496 --> 05:54.397
بهم خيانت کردي

05:54.398 --> 05:57.666
من اصلاً قصدم اين نبود که
"بهت خيانت کنم، "مرسي

05:57.667 --> 05:59.769
،من خودم رو توي چشماي تو ديدم

05:59.770 --> 06:04.039
ميدونستم چه حسي داره که
هيچي نداشته باشي، هيچي نباشي

06:04.040 --> 06:06.309
و ميخواستم خيلي بيشتر از اينا داشته باشي

06:06.310 --> 06:10.213
،بخاطر همين چيزي که ميخواستي رو بهت دادم

06:10.214 --> 06:12.015
ولي بهت هشدار دادم

06:12.016 --> 06:14.717
نه، من نخواسته بودم که دوستام کُشته بشن

06:14.718 --> 06:20.089
من بهشون قول داده بودم که اونا
...در امنيت کامل هستن

06:20.090 --> 06:25.461
چونکه تو... تو بهم قول داده بودي

06:25.462 --> 06:28.764
ولي تو دروغ گفتي

06:28.765 --> 06:30.733
دروغ گفتي

06:30.734 --> 06:34.303
و الان همشون مُردن

06:34.304 --> 06:38.374
هرچي که از لب‌هاي تو بيرون مياد يه دروغه

06:42.112 --> 06:44.513
يه دروغه

06:44.514 --> 06:47.149
!دروغ! دروغ

06:47.150 --> 06:49.452
!دروغ

06:49.453 --> 06:53.122
<i>!دروغ</i>

06:54.824 --> 06:55.824
مرسي"؟"

06:55.825 --> 06:59.462
<i>الان ديگه دنبال من نگرد، اينجا نه</i>

06:59.463 --> 07:01.497
<i>پيدام نميکني</i>

07:01.498 --> 07:06.102
<i>ولي موقعي که دلت نميخواد
پيدا بشي، من پيدات ميکنم</i>

07:15.012 --> 07:16.479
"آيزاک"

07:16.480 --> 07:20.315
اومدي کمک کني مغزم رو جدا کنم؟

07:20.316 --> 07:21.817
همينکار رو داري ميکني؟

07:21.818 --> 07:25.788
آره... واسه همين اومدي

07:25.789 --> 07:27.190
...به دستور پدرم

07:27.191 --> 07:31.494
شرطِ اون براي اينکه
قبول کنه من برگردم پيش مردم خودمون

07:31.495 --> 07:34.930
،تمام اطلاعاتي که جمع کرده بودم

07:34.931 --> 07:40.135
...تمام لوازم و وسايل يه عقل بلااستفاده

07:44.140 --> 07:47.777
همشون غير از يکي

07:47.778 --> 07:53.015
پدرم ميگه من بايد برگردم به
نقطه‌ي شروع علم و دانش

07:53.016 --> 07:57.020
،بعنوان پاداش براي حس فقدان و تحقير شدنم

07:57.021 --> 08:01.257
به من اجازه داده که همراهش به
بوستون" برگردم"

08:02.025 --> 08:04.560
"اوه، "آيزاک

08:06.030 --> 08:08.030
...ازم چي ميخواي، اونم تو اين

08:08.031 --> 08:11.634
ساعات حقارت من؟

08:11.635 --> 08:14.437
من نميدونم منظورتون چيه، قربان

08:14.438 --> 08:19.174
ولي اومدم که يه چيزي
درباره‌ي فرمانده "آلدن" بگم

08:21.412 --> 08:25.481
قراره امروز اونو دار بزنن

08:25.482 --> 08:29.585
ولي شما دو تا با هم دوست بودين

08:29.586 --> 08:32.354
،ممکنه هيچوقت اينو نگفته باشين
ولي من ميدونم

08:32.355 --> 08:34.056
،و من اعتقاد دارم، توي اين زندگي

08:34.057 --> 08:36.859
قدرت اين رو نداريم که سرنوشتمون رو تغيير بديم

08:36.860 --> 08:41.230
ولي ميتونيم يه سري حرفا رو به هم بزنيم

08:41.231 --> 08:44.900
بعضي وقتا، تنها چيزايي که
برامون باقي ميمونن، کلمات هستن

08:44.901 --> 08:47.369
با فرمانده "آلدن" خداحافظي کردين؟

08:49.172 --> 08:53.141
...نميدونم ميتونم تحمل کنم يا نه

08:53.142 --> 08:55.611
...مخصوصاً با اينهمه

08:55.612 --> 08:59.348
با اينهمه گناهي که رو شونه‌ي من
داره سنگيني ميکنه

09:03.220 --> 09:06.055
ولي، مثل هميشه، تو با داناييِ بيشتري

09:06.056 --> 09:09.392
نسبت به تمام خاندانِ
سلسله‌ي "مترها" تو تاريخ، حرف ميزني

09:10.960 --> 09:12.628
روز خوبي داشته باشين، قربان

09:31.214 --> 09:32.982
پدر -
کجا بودي؟ -

09:32.983 --> 09:35.618
خريد

09:35.619 --> 09:38.153
فکر ميکنم تمام چيزهايي که براي

09:38.154 --> 09:40.890
يه هفته يا بيشتر زنده موندن لازمه رو داريم

09:40.891 --> 09:44.359
زنده موندن؟ زنده موندن از چي؟

09:49.533 --> 09:51.300
بيا اينجا

09:51.301 --> 09:53.001
بيا، کمکم کن عزيزم

09:58.809 --> 10:01.510
چته؟ تا حالا يه پرنده‌ي زنده رو
دستت نگرفتي؟

10:01.511 --> 10:03.579
نه. نه... نگرفتم

10:03.580 --> 10:05.915
خب، يه ذره... يه ذره محکم‌تر بگيرش

10:05.916 --> 10:08.350
اينجا. ميتوني قلبش رو احساس کني؟

10:08.351 --> 10:10.419
آره، ميتونم

10:10.420 --> 10:12.921
،نگران نباش
از هيچي نترس

10:31.908 --> 10:32.975
بيا

10:44.854 --> 10:47.990
نه! ديگه کسي نميميره

10:47.991 --> 10:51.394
اين با من شروع شده و
خودم هم تمومش ميکنم

10:52.328 --> 10:53.596
!ساکت

10:53.597 --> 10:56.565
وگرنه همونکاري که
با "رُز" کردم رو با شمام ميکنم

10:56.566 --> 11:01.203
...ديگه مانعِ راهِ من نميشين
نه حالا، نه هيچوقت

11:01.204 --> 11:04.507
دارم "سيلم" رو ترک ميکنم
و ديگه هم هيچوقت برنميگردم

11:04.508 --> 11:06.609
،وقتي رفتم هرکاري خواستين ميتونين بکنين

11:06.610 --> 11:09.578
ولي دنبالم نمياين يا تو سالهاي آينده
مانع زندگي کردنِ من نميشين

11:09.579 --> 11:12.197
امکان نداره. تو برگزيده‌اي‎‌اين

11:12.683 --> 11:14.116
پس منو از برگزيده بودن در بيارين

11:15.552 --> 11:19.021
دادرس "هيل" رو رئيس کنين

11:19.022 --> 11:22.991
خاندانِ اون خيلي قديمي‌تره و
اينکه يه وارث جديد هم داره

11:22.992 --> 11:27.564
،ولي تو برگزيده‌اي
تو کسي هستي که ما خلق کرديم

11:27.565 --> 11:29.632
نه، من برگزيده نيستم

11:29.633 --> 11:34.336
من فقط يه رُز سياه بودم
،که شما به درخت تاکِ خودتون قلمه زدين

11:34.337 --> 11:36.572
...و به اندازه‌ي کافي ديدم

11:36.573 --> 11:40.509
...خون و مرگ به اندازه‌ي کافي ديدم

11:40.510 --> 11:42.945
و حالا آزاد ميشم

11:47.358 --> 11:53.656
برو پيش "تيتوبا"، بهش بگو وقتشه

12:01.707 --> 12:04.909
...آه، پسرِ من

12:04.910 --> 12:08.179
با همون حالت هميشگي

12:08.180 --> 12:12.049
!مستي و عدم درکِ بالا

12:12.050 --> 12:13.751
چي شده، پدر؟

12:13.752 --> 12:16.721
،اونو بُردي و کُشتيش

12:16.722 --> 12:19.390
بدون اينکه وصيت يا دعا کنه

12:19.391 --> 12:21.192
يا... يا کسي شاهدش باشه؟

12:21.193 --> 12:22.293
معلومه که نه

12:22.294 --> 12:25.063
من همچين کاري با يه مرد بيگناه ميکنم؟

12:26.698 --> 12:31.336
مي‌بيني، من هيچوقت به
بيگناهيِ "جان آلدن" شک نداشتم

12:31.337 --> 12:35.073
همونطور که ميدونم اون
،مرد بيش از اندازه مغروريه

12:35.074 --> 12:37.508
ولي هيچوقت به اين واقعيت شک نکردم که اون

12:37.509 --> 12:41.779
دلايل قانع‌کننده و محکمي براي
کشتن اون آدمها داشته

12:41.780 --> 12:43.714
منو مسخره نکن، پدر

12:43.715 --> 12:46.050
نه، مسخره نميکنم

12:46.051 --> 12:49.320
"فکر ميکني من نميدونم که "آلدن

12:49.321 --> 12:53.824
به اندازه‌ي من و تو نيروي شيطاني دروني داره؟

12:53.825 --> 12:56.694
،آلدن" يه خائنه، اون يه قاتله"

12:56.695 --> 12:58.863
،يه آدم آزاد انديشِ مُرتد ـه

12:58.864 --> 13:01.032
،يه آدم مست و فاقد اصول اخلاقي

13:01.033 --> 13:03.133
،بخاطر غرور و تکبّر گناهکاره

13:03.134 --> 13:07.071
ولي يه جادوگر... اصلاً

13:07.072 --> 13:10.141
،ولي با اينحال، عاشقِ يه جادوگره

13:10.142 --> 13:13.644
،و مهم‌تر از اون
يه جادوگر عاشقِ اونه

13:13.645 --> 13:16.414
منظورت "مري سيبلي" ـه؟
يه جادوگره؟

13:16.415 --> 13:18.850
،ميخواي باور کن ميخواي نکن
انتخابِ خودته

13:18.851 --> 13:21.419
ولي با اينحال، حقيقت داره

13:21.420 --> 13:25.556
مهم‌ترين زنِ توي "سيلم"... يه جادوگره؟

13:25.557 --> 13:28.293
،چيزي دارين که اينو ثابت کنه
مدرکي دارين؟

13:28.294 --> 13:30.361
در حال حاضر هيچي ندارم

13:30.362 --> 13:33.631
ولي با اينحال، وقتي که
،با معشوقه‌اش دستگير بشه

13:33.632 --> 13:37.335
مردي که با جادو
،از سلول‌اش آزاد کرده

13:37.336 --> 13:39.904
به جرم همين کار دارش ميزنم

13:39.905 --> 13:43.841
تو. همونکاري که بهت گفتم کردي؟

13:43.842 --> 13:46.377
بله قربان. از وسط پاره‌اش کردم

13:46.378 --> 13:47.645
،وقتي داشتم ميبردمش تو سلول

13:47.646 --> 13:48.880
يکيش رو يواشکي انداختم تو جيبش

13:48.881 --> 13:52.116
اون يکي تيکه هم... اينجاست

13:52.117 --> 13:56.421
بده سگ‌ها بوش کنن. دنبالش بگردن

13:56.422 --> 13:58.022
...خوب توجه کنين چي ميگم

13:58.023 --> 14:01.426
يه نفر همراهِ اونه و
،هر جفتشون خيلي خطرناک هستن

14:01.427 --> 14:03.995
پس سعي نکنين که دستگيرشون کنين
،و برشون گردونين اينجا

14:03.996 --> 14:05.663
،هرجا اونا رو ديدين، معطل نميکنين

14:05.664 --> 14:07.265
ميزنيدشون... هر جفتشون رو

14:07.266 --> 14:08.832
براي اين کار اجازه‌ي کامل من رو دارين -
پدر -

14:08.833 --> 14:10.435
حالا ديگه ميتونين برين. بريد

14:10.436 --> 14:12.904
پدر، التماست ميکنم که
اونا رو براي محاکمه‌ي عادلانه برگردون

14:12.905 --> 14:14.272
محاکمه نياز نيست

14:14.273 --> 14:15.740
اين تنها فرصتِ ما

14:15.741 --> 14:18.776
براي متوقف کردن مرگ‌هاي
زياديه که اونا ميخوان انجامش بدن

14:18.777 --> 14:23.747
.من چاره‌اي ندارم
اون جادوگر امشب ميميره

14:44.936 --> 14:46.971
اين اتاق چند وقته اينجاست؟

14:46.972 --> 14:50.841
از وقتي که اين خونه رو ساختم

14:50.842 --> 14:52.943
امکان نداره از چيزايي که من
،ازشون زنده موندم بتوني زنده بموني

14:52.944 --> 14:56.447
بدونِ اينکه بدوني چطوري ميشه
يه جاي مخفي شدن واقعي رو قايم کرد

14:56.448 --> 15:01.119
،اين اتاق، که درش فقط با خون باز ميشه

15:01.120 --> 15:02.886
پناهگاهِ ماست

15:02.887 --> 15:04.289
اينجا جات امنه

15:04.290 --> 15:06.757
چه مدت بايد اين تو بمونيم؟

15:06.758 --> 15:09.259
فکر ميکنم لااقل يه هفته
قبل از اينکه باد هوا رو پاک کنه

15:10.462 --> 15:14.898
و از طريق اين ميفهميم کِي شروع شده

15:14.899 --> 15:18.336
چه فاجعه‌اي بيرون قراره اتفاق بيفته

15:18.337 --> 15:20.871
که ما بايد از ترس اين تو قايم بشيم؟

15:20.872 --> 15:23.974
امشب، يه طاعون اطراف "سيلم" پخش ميشه

15:23.975 --> 15:26.877
يه آفت روي خونه‌ي پيوريتان‌ها فرو مي‌ريزه

15:26.878 --> 15:30.614
فقط اونهايي که خونِ جادوگر تو رگ‌هاشون هست

15:30.615 --> 15:32.483
يا يه جادوگر اونها رو لمس کرده

15:32.484 --> 15:34.685
از اين طاعون جونِ سالم به در ميبرن

15:36.388 --> 15:39.857
پس منم در اثر اون ميميرم

15:39.858 --> 15:43.627
.کاتن متر" من رو معاينه کرد"
من جادوگر نيستم

15:43.628 --> 15:45.329
واقعاً؟

15:45.330 --> 15:47.965
پس اون خيلي بيشتر از اون چيزي
که فکر ميکردم

15:47.966 --> 15:49.233
براي شناسايي جادوگرها، نالايق ـه

15:49.234 --> 15:52.603
.اطرافت رو نگاه کن
اينجا چيزي رو نميشناسي؟

15:52.604 --> 15:55.440
،وقتي که خيلي کوچيک بودي
من بيشتر اوقات مياوردمت اينجا

15:55.441 --> 15:58.176
بخاطر اينکه زندگيت رو بعنوانِ
يه پيوريتان لعنتي شروع نکني

15:58.177 --> 16:00.544
،بدون شنيدن اون صداها و موسيقي‌ها توي گوشِت

16:00.545 --> 16:03.313
يا تمام اون رنگ‌هاي فريبنده‌اي که به چشمت ميخورد

16:03.314 --> 16:04.615
بيا

16:13.892 --> 16:17.695
اينو وقتي که 3 سالِت بود کشيدي

16:24.335 --> 16:26.470
اين

16:29.341 --> 16:31.476
خب، اينو خيلي دوس داشتي

16:31.477 --> 16:33.444
من واست تراشيده بودمش

16:35.247 --> 16:38.882
ولي چرا... چرا يادم نمياد؟

16:38.883 --> 16:41.952
چونکه من مجبور بودم حافظه‌ت رو
،ازت بگيرم

16:41.953 --> 16:45.255
تا موقعي که براشون آماده شدي
و حالا براشون آماده‌اي

16:46.925 --> 16:52.263
آره. يادم مياد

16:55.067 --> 16:58.236
ولي... يادمه که اين مي‌رقصيد

16:58.237 --> 17:00.538
براي تو مي‌رقصيد

17:00.539 --> 17:02.273
تو باعث رقصيدنش شده بودي

17:02.274 --> 17:04.175
من؟

17:04.176 --> 17:06.777
بهش نگاه کن

17:06.778 --> 17:10.781
و به چشمِ ذهنِ تو، ميبيني که داره مي‌رقصه

17:26.732 --> 17:29.600
اوه، "جورج"، واقعاً دلم

17:29.601 --> 17:32.503
واسه همون يه ذره حرف‌ها و شوخي‌هات تنگ ميشه

17:32.504 --> 17:35.406
ميدوني امشب چه شبيه، "جورج"؟

17:35.407 --> 17:38.643
خوش‌يُمن ترين شب زندگيته

17:38.644 --> 17:43.947
هيچوقت نميتوني بفهمي که
چقدر به نابوديِ مطلق نزديک هستي

17:44.850 --> 17:49.019
تو يه بار هرچي که اندازه‌ي زندگيم
واسم مهم بود رو ازم گرفتي

17:49.020 --> 17:53.658
،ولي امشب
بالاخره همشو پس ميگيرم

17:53.659 --> 17:56.360
...واقعي‌تر از اون چيزيه که ميدوني

17:59.331 --> 18:00.998
بانو

18:00.999 --> 18:04.935
اينجا چي ميخواي، خائن؟

18:04.936 --> 18:07.205
من؟ خائن؟

18:07.206 --> 18:09.673
،من، مني که بدترين چيزها رو تحمل کردم

18:09.674 --> 18:14.144
زجرهايي که اون مرد مريض باهاشون به
بدنم آسيب ميزد، تا ازت محافظت کنم؟

18:14.145 --> 18:16.514
اينطور فکر نميکنم

18:16.515 --> 18:19.283
اين تويي که به اونهايي که تو رو
پرورش دادن، خيانت کردي

18:19.284 --> 18:20.818
تو پُشت کردي

18:20.819 --> 18:22.920
به تمام چيزهايي که اينهمه سال
براشون برنامه‌ريزي شده بود

18:22.921 --> 18:24.054
نه

18:24.055 --> 18:27.157
،نه. رفتنِ من خيانت کردن نيست
...بلکه واسه اينه که واقعي باشم

18:27.158 --> 18:30.895
شايد واسه اولين بار... خودم باشم

18:32.297 --> 18:33.898
تو هيچ‌جا نميري

18:38.637 --> 18:42.973
،هفت سال پيش، دو تا دختر رفتن تو جنگل

18:42.974 --> 18:45.008
اونجا، يکي از اونها يه عهدي بست

18:45.009 --> 18:49.147
براي اطمينان از اون عهد، اون
...ارزشمندترين چيز رو فدا کرد

18:49.148 --> 18:50.781
بچه‌اي که تو شکمش بود

18:50.782 --> 18:53.718
لازم نيست اون شب سياه رو به يادم بياري

18:53.719 --> 18:55.085
هيچوقت خاطره‌اش ولم نميکنه

18:55.086 --> 18:56.354
نه

18:56.355 --> 19:00.724
تو نميتوني چيزي که هيچوقت
واقعاً نفهميدي رو فراموش کني

19:00.725 --> 19:03.193
،هيچوقت از خودت پرسيدي

19:03.194 --> 19:06.096
يا با خودت فکر کردي که
،اون شب واقعاً چه اتفاقي افتاد

19:06.097 --> 19:09.466
اينکه اون بچه‌اي که شکمت رو
بزرگ کرده بود کجا رفت؟

19:09.467 --> 19:12.803
هيچ‌چيزي خلق نشد

19:12.804 --> 19:14.872
هيچ‌چيزي هم نابود نشد

19:14.873 --> 19:19.109
فقط تغيير کرد

19:19.110 --> 19:21.411
بازش کن

19:43.902 --> 19:49.073
بچه‌ي من... زنده‌ست؟

19:49.074 --> 19:54.344
فعلاً. بستگي به انتخابِ تو داره

19:55.480 --> 19:58.616
اين... اين يه حقه‌ي کثيفه که
بتونين منو کنترل کنين

19:58.617 --> 20:01.819
نه، تو اون شب اون بچه رو نکُشتي

20:01.820 --> 20:04.822
تو اونو تقديم به ارباب تاريکي که
،ما بهش خدمت ميکينم کردي

20:04.823 --> 20:06.857
،و اين بچه به ثروت رسيد

20:06.858 --> 20:09.760
هيچ بچه‌اي در طول هزاران سال مثل اون نبوده

20:09.761 --> 20:14.064
...اون هيچي کم نداره
غير از مادرش

20:14.065 --> 20:16.534
از من چي ميخواي؟

20:16.535 --> 20:18.936
فقط چيزي رو که عهد بستي انجامش بدي

20:18.937 --> 20:22.240
مراسم بزرگ رو کامل کن و
همه چي درست ميشه

20:22.241 --> 20:24.775
و اگه اينکار رو نکنم؟

20:24.776 --> 20:28.279
کُشتن يه قرباني اگه به
...تعويق بيفته قدرتش بيشتره

20:28.280 --> 20:31.181
مخصوصاً اگه قرباني يه همخون باشه

20:34.853 --> 20:38.222
خوب گوش کن، موجود کثيف

20:38.223 --> 20:41.258
واسه آخرين بار تونستي منو متقاعد کني

20:41.259 --> 20:43.561
من مراسم بزرگ شما رو کامل ميکنم

20:43.562 --> 20:49.033
،ولي وقتي که تموم شد
قسم ميخورم، بهاي اين کارِت رو ميدي

20:51.836 --> 20:55.473
همه‌ي ما بايد بدونِ
"حق انتخاب زندگي کنيم، "مري

20:55.474 --> 20:57.775
تو اينو بهتر از هرکسي ميدوني

21:12.600 --> 21:14.034
<i>آره، همينطور بود</i>

21:19.273 --> 21:21.708
اون نيست

21:21.709 --> 21:24.577
فرمانده "آلدن" گُم شده

21:26.847 --> 21:28.414
کار شما بوده؟

21:28.415 --> 21:30.416
گفته بودم که نميذارم دارش بزنن

21:30.417 --> 21:33.887
"ممنونم، "مري

21:33.888 --> 21:35.988
ممنونم

21:42.196 --> 21:44.130
خيلي قشنگه

21:44.131 --> 21:47.534
آره، قشنگه

21:49.203 --> 21:50.437
چي هست؟

21:50.438 --> 21:52.739
مرگ

21:54.608 --> 21:56.642
،چيزِ بديه

21:56.643 --> 21:59.779
و بايد يه جاي بد بره

22:01.215 --> 22:03.082
من در خدمتم

22:13.627 --> 22:15.328
بيا

22:15.329 --> 22:16.629
اين ثروت زياديه

22:16.630 --> 22:18.965
...درواقع چندين ثروت، يکجاست

22:18.966 --> 22:21.401
،خيلي کمتر از چيزيه که لياقتش رو داري
آيزاک" عزيزم"

22:21.402 --> 22:24.103
بخاطر انجام دادن همچين کاري

22:24.104 --> 22:27.207
،ميتوني باهاش يه زندگي جديد شروع کني

22:27.208 --> 22:30.877
زندگيِ خوبي که قلبِ پاک‌ات لياقتش رو داره

22:30.878 --> 22:33.379
ممنونم

22:33.380 --> 22:35.815
آيزاک"، خوب گوش بده"

22:35.816 --> 22:39.352
مهم‌ترين چيز اينه که
،وقتي از اينجا رفتي

22:39.353 --> 22:42.823
به راهت ادامه ميدي... تا هرجا ميتوني
دور ميشي و سريع ميري

22:42.824 --> 22:47.660
،"بوستون"، "نيويورک"
ويرجينيا"... فقط به راهت ادامه ميدي"

22:47.661 --> 22:50.030
...و يه چيزِ ديگه

22:50.031 --> 22:53.133
،تو راهِت که داري از شهر خارج ميشي

22:53.134 --> 22:55.835
"اين نامه رو بده به "کاتن متر

22:55.836 --> 22:59.205
پس يعني ديگه هيچوقت شما رو نمي‌بينم، درسته؟

22:59.206 --> 23:04.010
نه. نه، فکر نميکنم

23:04.011 --> 23:07.747
اين منو خيلي ناراحت ميکنه

23:07.748 --> 23:10.317
شـ... شما و فرمانده
نزديک تريک دوستايي بودين

23:10.318 --> 23:13.353
...که تو عمرم داشتم

23:13.354 --> 23:18.358
غير از يه اسب که يه زماني
مال من بود، ولي مُرد

23:20.561 --> 23:25.865
،ميتوني يه اسب جديد بخري
يه گله اسب ميتوني داشته باشي

23:27.735 --> 23:30.403
و ميتوني دوستاي جديد پيدا کني

23:32.440 --> 23:35.642
اينجا سرزمين فرصت‌هاي دوباره‌ست

23:37.111 --> 23:39.211
مثل شما و "جان آلدن"؟

23:40.881 --> 23:43.850
شـ... شمام فرصت دوباره دارين؟

23:47.588 --> 23:51.090
آره. آره، فکر ميکنم داريم

24:52.520 --> 24:55.988
کي اينجاست؟

24:55.989 --> 24:58.491
فاحشه‌ي بابيلون؟
فاحشه‌ي بابيلون، تجسّم شيطان، به شکل )
( يک مسيحي‌ست که در مکاشفات کتاب مقدس به آن اشاره شده

25:00.461 --> 25:03.563
...اوه، "اينکريس" عزيز

25:03.564 --> 25:05.931
،هم کاملاً درست ميگي

25:05.932 --> 25:09.034
و هم کاملاً اشتباه

25:13.441 --> 25:19.279
حالا ميتونم با چشماي خودم
ببينم که چقدر درست ميگفتم

25:20.347 --> 25:25.585
،شعله‌ي نگاه سوزانِ تو
روشن‌تر از هميشه مي‌درخشه... جادوگر

25:31.792 --> 25:32.925
قربان

25:34.728 --> 25:35.861
اين براي شماست

25:35.862 --> 25:38.164
چيه؟

25:38.165 --> 25:39.331
نميدونم

25:39.332 --> 25:42.168
خانم "سيبلي" ازم خواست به شما بدمش

25:42.169 --> 25:44.671
حالا ديگه بايد برم، چونکه راه طولانيه

25:44.672 --> 25:47.607
و... پاهاي من براي رفتن ياري نمي‌کنن

25:53.814 --> 25:57.817
،دقيق بهم بگو ببينم
چطور اشتباه ميکردم؟

25:57.818 --> 26:00.753
،فکر ميکردي عشق من رو از پا در مياره

26:00.754 --> 26:04.391
،اينکه امشب با معشوقه‌ام توي جنگلم

26:04.392 --> 26:08.294
،و ميتوني من رو بدون محاکمه بکُشي

26:08.295 --> 26:11.698
تا مراسم بزرگ من رو تموم کني

26:13.467 --> 26:15.000
ميخوام باهات رازي رو درميون بذارم

26:15.001 --> 26:19.439
که تو و امثال تو، قرن‌هاست
...بيهوده به دنبالش هستين

26:19.440 --> 26:21.040
خونِ بيگناه

26:21.041 --> 26:23.509
،سيزده‌ قربانيِ بيگناه

26:23.510 --> 26:27.814
،و وقتي که خونِ آخر ريخته بشه
،مالومِ" ما باز ميشه"

26:27.815 --> 26:31.817
و مرگ خونيني که درونش هست
رو آزاد ميکنه

26:31.818 --> 26:36.456
اما با اينحال، يکبار هم توي 500 سال گذشته

26:36.457 --> 26:38.124
...به سرانجام نرسيده بود

26:38.125 --> 26:41.561
تا زماني که من اومدم و فهميدم

26:41.562 --> 26:45.998
لازم نيست حتي يه قطره از خونِ
...بيگناهان رو خودمون بريزيم

26:45.999 --> 26:50.102
نه وقتي که پيوريتان‌هاي ترسو و
متعصب رو داشتيم

26:50.103 --> 26:52.672
که حاضر بودن اينکار رو واسمون بکنن

26:52.673 --> 26:55.708
،بنابراين تو "جايلز کورِي" رو بهمون دادي

26:55.709 --> 26:59.279
..."بريجيت بيشاپ"

26:59.280 --> 27:01.013
،خانواده "بارکر"، و بقيه

27:01.014 --> 27:04.517
و البته، اون دختراي
...بيچاره‌ي فريب‌خورده

27:04.518 --> 27:08.020
خونِ بيگناهان آماده بود

27:08.021 --> 27:13.826
،و حالا بهش رسيديم
شبِ ماهِ کاملِ شکارچي

27:13.827 --> 27:16.262
،دوازده آدم بيگناه مُردن

27:16.263 --> 27:20.099
و فقط يکي ديگه قبل از غروب ماه مونده

27:20.100 --> 27:22.102
نه اگه من اول تو رو بکُشم

27:22.103 --> 27:25.238
اوه، آره، جادوگري رو بکشي
،که اين مراسم بزرگ رو شروع کرد

27:25.239 --> 27:27.940
و شايد بتوني اينطوري جلوي
مرگ‌هاي زيادي که در راهه رو بگيري

27:33.714 --> 27:35.114
برات آرزوي موفقيت ميکنم

27:51.331 --> 27:53.299
"اوه، "اينکريس

27:53.300 --> 27:59.171
بايد خيلي بهتر از اينا بلد باشي

27:59.172 --> 28:03.008
ولي بهت قول ميدم

28:10.584 --> 28:16.422
،که همينجا تموم ميشه
تو همين اتاق، همين حالا

28:33.239 --> 28:35.875
!هي، تو! وايسا

29:02.739 --> 29:06.142
..."تو کارِ درست رو کردي، "آيزاک

29:06.143 --> 29:09.178
که همچين بار سنگيني رو از دوشش برداشتي

29:12.883 --> 29:16.385
مري" گفت بذارمش اينجا، توي اين درخت قديمي"

29:30.634 --> 29:32.501
اين درست نيست

29:32.502 --> 29:34.738
اوه، اين درست نيست

29:34.739 --> 29:37.173
،هر احمقي ميتونه اينو حس کنه

29:37.174 --> 29:39.808
حتي منِ احمق

29:42.913 --> 29:46.115
اون گفت تو مرگ هستي

29:46.116 --> 29:48.851
ميخوام بذارمت جايي که مُرده‌ها بهش تعلق دارن

29:52.122 --> 29:55.258
تو اصلاً بهتر از اونايي نيستي که شکارشون ميکني

29:55.259 --> 29:57.493
نه، خيلي بدتري

29:57.494 --> 30:02.298
،يه جادوگر، مثل يه گرگ
قربانيش رو شکنجه نمي‌کنه

30:02.299 --> 30:05.501
فقط کشيش‌ها و بازجوها اينکار رو ميکنن

30:05.502 --> 30:07.570
شايد بتوني خودت رو متقاعد کني

30:07.571 --> 30:10.139
که تفاوت خيلي کمي بين
،خوبي و بدي وجود داره

30:10.140 --> 30:12.508
ولي من بهتر ميدونم

30:12.509 --> 30:15.111
تا حالا به ذهنت نرسيده

30:15.112 --> 30:19.148
که قدرت سياهي که ما داريم، دقيقاً

30:19.149 --> 30:22.117
همون چيزيه که فکر ميکني
ميتوني از خودت بيرونش کني؟

30:22.118 --> 30:24.853
تو هيچي نميدوني، مخلوق

30:24.854 --> 30:27.756
هر اتفاقي که امروز اينجا بي‌افته فقط ثابت ميکنه

30:27.757 --> 30:30.626
چيزي که من بهش ايمان دارم... واقعيه

30:39.869 --> 30:43.272
!پدر! پدر

30:43.273 --> 30:45.174
"کاتن"

30:45.175 --> 30:46.910
خدا رو شکر که "آيزاک" پيدات کرد

30:46.911 --> 30:50.213
!کمکم کن. پدرت... ديوونه شده

30:50.214 --> 30:51.381
!پدر، تو چيکار کردي؟

30:51.382 --> 30:52.481
من؟ من کاري نکردم

30:52.482 --> 30:54.317
اين عجوزه اومد پيش من

30:54.318 --> 30:55.751
اون داره با ذهنت بازي ميکنه

30:55.752 --> 30:57.720
!اون خودش، خودش رو روي اون صندلي بسته

30:57.721 --> 30:59.389
چي؟! چطوري؟

30:59.390 --> 31:01.357
اون خودِ شيطانه

31:01.358 --> 31:03.192
!اوه، اون يه شيطانِ ديوانه‌ست، آقا

31:03.193 --> 31:05.195
پدر، تو گفتي "مري سيبلي" يه جادوگره

31:05.196 --> 31:06.829
اون يه جادوگره

31:06.830 --> 31:08.864
،پس چرا تو جنگل نيست، پدر

31:08.865 --> 31:10.633
همونطور که گفتي، مگه قرار نبود
!فرمانده "آلدن" رو نجات بده؟

31:10.634 --> 31:12.468
من واسه سؤالاي احمقانه‌ي تو

31:12.469 --> 31:13.736
!يا اين شکّ مزخرف‌ات وقت ندارم

31:13.737 --> 31:16.038
!نقشه‌ي بزرگ تو هيچي رو ثابت نکرده

31:16.039 --> 31:19.074
حالا متوسّل شدي به شکنجه کردنِ يه زنِ بيگناه

31:19.075 --> 31:21.144
!که اعتراف دروغ ازش بگيري؟

31:21.145 --> 31:24.580
تو انقدر کور شدي که نميتوني ببيني!؟

31:24.581 --> 31:27.850
!ببين... اون حتي اينجا نيست

31:27.851 --> 31:30.919
!اون فقط توهم توئه

31:30.920 --> 31:32.388
!پدر

31:32.389 --> 31:33.989
!اون يه روحه

31:35.192 --> 31:37.560
پدر، تو عقلت رو از دست دادي

31:37.561 --> 31:40.062
....تو هم همينطور پسر

31:40.063 --> 31:44.300
،تو از همون اول هم عقل تو کله‌ت نبود
تو يه موجود شکست خورده‌ي رقّت انگيزي

31:47.537 --> 31:50.806
!اين هرزه همين حالا ميميره

31:50.807 --> 31:53.476
نه، خواهش ميکنم، نه، نه

32:03.620 --> 32:07.757
"اوه، اوه، "کاتن"، "کاتن

32:07.758 --> 32:10.059
تـ... تو چيکار کردي؟

32:10.060 --> 32:12.161
پسره‌ي احمق

32:12.162 --> 32:15.798
"تو... "کاتن"، "کاتن

32:18.102 --> 32:19.602
خدايا

32:19.603 --> 32:22.738
...بخاطر خدا

32:22.739 --> 32:25.441
اون جادوگر رو بکش

32:44.361 --> 32:47.997
من اونو کُشتم

32:51.635 --> 32:55.104
من... من نميفهمم

32:56.873 --> 33:00.276
چطوري... چطوري اومدي اينجا؟

33:00.277 --> 33:03.246
اون منو از تو اتاقم خِرکش کرد آورد اينجا

33:03.247 --> 33:07.750
ميخواست منو شکنجه بده... تا بميرم

33:18.562 --> 33:22.197
بايد کمک خبر کنم

33:22.198 --> 33:23.632
نه. نه، الان ديگه هيچ کمکي لازم نيست

33:23.633 --> 33:26.169
ولي من بايد به يکي بگم

33:26.170 --> 33:27.870
من بايد به يکي بگم چيکار کردم

33:27.871 --> 33:28.972
نه

33:28.973 --> 33:31.173
!من بايد به يکي بگم چيکار کردم

33:31.174 --> 33:34.643
...نه، اينطوري خونواده‌ت رو نابود ميکني

33:34.644 --> 33:38.047
اسم بزرگ "متر" رو

33:38.048 --> 33:42.885
من به کسي نه ميگم اون ميخواست چيکار
کنه و نه اينکه تو چيکار کردي

33:42.886 --> 33:46.288
"ولي تو بايد از اينجا بري، "کاتن

33:46.289 --> 33:50.560
برو "بوستون"، همين امشب، سريعاً

33:50.561 --> 33:52.060
چي... اون چي؟

33:52.061 --> 33:55.965
بهتره بعد از اينکه تو رفتي اونو پيداش کنن

33:55.966 --> 33:59.035
فکر ميکنن اونايي که
...حاميِ "آلدن" بودن اونو کُشتن

33:59.036 --> 34:01.537
يا حتي جادوگرها

34:02.539 --> 34:04.206
!حالا ديگه برو

34:36.673 --> 34:41.010
اوه، "اينکريس" عزيز

34:45.816 --> 34:49.384
اميدوارم اونقدري زنده مونده باشي که بدوني

34:49.385 --> 34:52.521
چه افتخاري نصيبت شده

35:04.501 --> 35:07.336
...اوه، چه افتخاريه

35:10.440 --> 35:13.509
که سيزدهمين قربانيِ ما باشي

35:42.506 --> 35:46.074
<i>مراسم بزرگ ما حالا انجام شد</i>

35:46.075 --> 35:48.444
<i>طلوع خونين بزودي مي‌رسد</i>

35:48.445 --> 35:52.548
<i>نيروهاي ماه و خورشيد شعله کشيدند</i>

35:52.549 --> 35:55.951
<i>و تمام جسدها در مقابل ديدگانشان به لرزه در‌آمدند</i>

35:55.952 --> 35:59.988
<i>سيزده روح، غذاي زمين گرسنه شدند</i>

35:59.989 --> 36:05.060
<i>و راه رو براي تولدِ ارباب تاريکي ما باز کردند</i>

36:18.180 --> 36:20.014
شروع شده

36:20.015 --> 36:21.549
من واقعاً فکر نميکردم

36:21.550 --> 36:24.452
که "مري" بتونه بالاخره انجامش بده

36:26.422 --> 36:30.358
مري"؟ "مري سيبلي"؟"

36:30.359 --> 36:32.260
اون يکي از شماست؟

36:32.261 --> 36:34.595
يکي از ماست؟

36:34.596 --> 36:37.665
اوه، خيلي بيشتر از اينها، عزيزم

36:37.666 --> 36:42.170
خوب يا بد، اون بين ما اولين نفره

36:42.171 --> 36:45.206
اون پشت تمام اين اتفاقا بوده؟

36:45.207 --> 36:49.076
،اوه، يه جادوگر

36:49.077 --> 36:51.312
،تمام اون بيگناه‌ها رو کُشت

36:51.313 --> 36:57.017
اون... "بريجيت" رو کُشت، بعنوان يه جادوگر؟

36:57.018 --> 37:00.154
البته، فکر اون بود

37:00.155 --> 37:04.091
که از پيوريتان‌ها استفاده کنه
...که خودشون رو واسه ما قرباني کنن

37:04.092 --> 37:07.495
يه فکر خطرناک، ولي هوشمندانه

37:07.496 --> 37:11.665
چرا خورشيد طلوع کرده؟
اون بيرون چه اتفاقي داره ميفته؟

37:11.666 --> 37:15.269
مرگ. مرگ داره اتفاق ميفته

37:15.270 --> 37:17.538
پس چرا سعي نميکني جلوشو بگيري؟

37:17.539 --> 37:20.608
،چرا ما اين تو هستيم

37:20.609 --> 37:24.512
وقتي که دوستا و همسايه‌هامون
اون بيرون دارن زجر ميکشن؟

37:24.513 --> 37:27.047
الان ديگه خيلي ديره

37:27.048 --> 37:30.518
حالا فقط ميتونم منتظر باشيم و سعي کنيم زنده بمونيم

37:30.519 --> 37:32.320
زنده بمونيم؟

37:32.321 --> 37:35.556
من نميخوام ادامه بدم

37:35.557 --> 37:38.293
هرچيزي که هست، ترجيح ميدم

37:38.294 --> 37:39.860
،با اونايي باشم که دارن زجر ميکشن

37:39.861 --> 37:42.330
نه اونايي که مقصّر اين اتفاق هستن

37:46.936 --> 37:50.338
در رو باز کن

37:50.339 --> 37:51.805
در بسته شده

37:51.806 --> 37:54.375
فقط خونِ بيشتر ميتونه الان بازش کنه

37:54.376 --> 37:56.411
!بازش کن

37:56.412 --> 37:59.013
بهت گفتم... فقط خون

38:00.649 --> 38:02.016
...پس خونِ من ميتونه

38:02.751 --> 38:05.153
!ان"، بسه! بسه" -
!نه -

38:05.154 --> 38:08.189
!بس کن! بس کن -
!نه -

38:08.190 --> 38:09.657
!بذار برم بيرون

38:09.658 --> 38:11.426
!گفتم تمومش کن

38:28.109 --> 38:30.378
من، تو نيستم

38:32.047 --> 38:35.283
من مثل تو نيستم

38:35.284 --> 38:37.551
!من جادوگر نيستم

38:48.564 --> 38:51.065
!من، تو نيستم

39:15.224 --> 39:17.725
ميتوني به ديدار خالق‌ات بري

40:24.793 --> 40:27.361
خيلي‌ها فکر ميکنن روح، براي
،مدتي سرگردان ميمونه

40:27.362 --> 40:30.431
بسيار نزديک به جايي که جسد قرار داره

40:30.432 --> 40:35.836
کاملاً اتفاقاتي که ميفته رو
ميبينه، ميشنوه و حس ميکنه

40:35.837 --> 40:39.973
...از اين اتفاق خوشحالم

40:39.974 --> 40:44.345
خوشحالم هنوزم از اتفاقي که
قراره بيفته، زجر ميکشي

40:49.384 --> 40:52.686
چقدر خوب تونستي اون حيوونا رو آموزش بدي

40:52.687 --> 40:55.455
که شهوتِ خونِ تو رو داشته باشن

40:55.456 --> 40:59.660
مراسم تدفيني که لياقتش رو داري، بهت ميدن

40:59.661 --> 41:02.963
سگ‌ها شکمشون رو از تو پُر ميکنن

41:02.964 --> 41:06.066
و اضافاتت رو توي اون گودال مُرده‌ها دستشويي ميکنن

41:09.938 --> 41:11.639
،تو موفق شدي

41:11.640 --> 41:14.275
و بزودي، مرگ خونين "سيلم" رو نابود ميکنه

41:14.276 --> 41:15.609
نه، به لطف تو بود

41:15.610 --> 41:18.178
من که ميگم، من کمک خيلي زيادي کردم

41:18.179 --> 41:22.550
و حالا يه چيزي هست که بايد بهت بدم. بيا

41:52.080 --> 41:54.815
...حالا

41:54.816 --> 41:56.584
...حالا

41:58.720 --> 42:00.855
،مي‌بينيد، بچه‌ها

42:00.856 --> 42:03.557
"فقط با کُشتن "رُز

42:03.558 --> 42:06.560
ملکه‌ي شب

42:06.561 --> 42:10.297
واقعاً ميشه ملکه‌ي شب

42:12.167 --> 42:15.469
اون ملکه‌ي بزرگ اصلاً نميدونست

42:15.470 --> 42:18.038
که تمام نقشه‌هاش

42:18.039 --> 42:22.209
برعکس ميشه

42:22.210 --> 42:27.415
آره، در واقع ملکه‌ي واقعيِ شب نبود

42:27.416 --> 42:30.284
که سر از تن "رُز" جدا کرد

42:31.753 --> 42:34.388
من بودم

42:34.389 --> 42:37.992
من سر "رُز" رو از تنش جدا کردم

42:42.697 --> 42:46.333
،ولي "مري سيبلي" هنوز اينو نميدونه

42:46.334 --> 42:50.338
که من ملکه‌ي شب هستم

42:52.707 --> 42:56.143
و اون بهاي کارهايي که کرده رو ميده

43:47.707 --> 43:55.143
« پـايـان فـصـل اول »

44:11.591 --> 44:15.682
.:: @bollbolljan_com ::.