﻿WEBVTT

00:01.330 --> 00:03.262
...آنچه در "سيلم" گذشت

00:03.298 --> 00:05.429
من دالي رو توي اين کشتي ول نمي‌کنم

00:07.518 --> 00:09.216
جان آلدن زنده‌ست

00:09.268 --> 00:11.633
ستاره‌ي دنباله‌دار فط به مدت سه شب

00:11.687 --> 00:12.685
توي آسمون مي‌درخشه

00:12.688 --> 00:14.602
،بعد دروازه‌ باز مي‌شه

00:14.639 --> 00:16.770
و ارباب سياه ما، بالاخره
داراي جسم مي‌شه

00:16.807 --> 00:19.138
،پسر تو دقيقاً بخاطر همين بدنيا اومده

00:19.142 --> 00:22.075
،که براي بازگشت ارباب سياه ما
يه حامل باشه

00:22.111 --> 00:23.308
ما يه بچه داريم

00:23.311 --> 00:26.977
اون پيش کنتس ماربرگ ـه و
اونا مي‌خوان بکُشنش

00:27.031 --> 00:29.480
ولي من نقطه ضعف اون رو مي‌دونم

00:29.483 --> 00:31.114
خيلي خوشحالم که بهمون ملحق شدي

00:31.150 --> 00:33.532
ديگه تموم شد. من پسرمو مي‌خوام

00:39.323 --> 00:41.955
!برو جان! نجاتش بده

00:42.625 --> 00:45.291
تو کي هستي؟ -
پدرت -

00:46.662 --> 00:48.793
مري سيبلي، تو بازداشت هستي

00:48.830 --> 00:51.495
به جرم زناکاري و داشتن روابط جنسي نامشروع

00:51.499 --> 00:53.597
،خيلي خوب از دستورات پيروي مي‌کني

00:53.599 --> 00:55.330
آقاي هاتورن

00:55.368 --> 00:56.999
من خدمتگذار متواضع شما هستم

00:57.036 --> 01:00.069
بعضي چيزا رو بهتره که بيدارش نکنيم

01:00.104 --> 01:02.035
ديگه خيلي ديره

01:02.073 --> 01:05.272
مي‌خوام با دل و روده‌هات طناب‌بازي کنم

01:07.309 --> 01:11.242
!آدم‌هاي خودبزرگ‌بين هميشه شکست مي‌خورن

01:11.280 --> 01:16.247
!ببينيد اين زن بي‌شرم چقدر دون پايه شده

01:16.283 --> 01:20.867
،از بانوي اول سيلم
!تبديل شده به يه فاحشه‌ي تقاشي شده

01:24.089 --> 01:26.287
!همين حالا، زود باشين

01:26.290 --> 01:28.838
اون جورج سيبلي رو کُشته؟

01:28.875 --> 01:29.955
!آره

01:29.959 --> 01:31.673
!نه

01:31.711 --> 01:36.929
،ولي همونطور که زندگيش رو به افول بود
اين زن، اونو مجبور کرد که وقتي

01:36.964 --> 01:42.382
داره با معشوقه‌ش توي تخت زناشويي
!خودش سکس مي‌کنه، نگاه کنه

01:42.435 --> 01:45.301
،و وقتي که اولين بنيانگذار ما بالاخره مُرد

01:45.304 --> 01:47.635
،و به بهشت فرستاده شد

01:47.688 --> 01:52.306
فقط يک نفر مي‌دونه چطور اين زن
،و اون جسد جمع‌کن

01:52.308 --> 01:56.858
دکتر وين‌راست، از شر جسدش خلاص شدن

01:56.896 --> 01:59.061
اينها سؤالات زيادي بوجود مياره

01:59.113 --> 02:01.945
دکتر وين‌رايت کجاست؟

02:04.451 --> 02:05.899
با بي‌آبرويي فرار کرد؟

02:05.951 --> 02:11.903
و چندتا مرد ديگه داخل
تله‌ي شيطانيِ

02:11.955 --> 02:13.702
تخت مري سيبلي شدن؟

02:13.740 --> 02:14.820
!چندين نفر

02:14.824 --> 02:18.374
بعنوان دادرس، بدينوسيله تو رو از تمام

02:18.410 --> 02:20.492
دستاوردهاي زشتت جدا مي‌کنم

02:22.563 --> 02:27.247
البته، از جمله اسمِ خودِ سيبلي

02:27.299 --> 02:30.832
خب حالا بايد چي صدات کنيم؟
مري والکات؟

02:30.886 --> 02:34.386
نه، دلم نمي‌خواد نام و ياد
پدرت رو پست و خوار کنم

02:34.421 --> 02:40.723
،نه، بدون اسم هيچ مردي
،تو فقط مري خالي هستي

02:40.760 --> 02:45.941
مثل همين زن خالي و بي‌ارزشي که هستي

03:07.280 --> 03:10.020
¶ Pound me the witch drums ¶

03:10.020 --> 03:11.620
¶ witch drums ¶

03:11.620 --> 03:14.250
¶ pound me the witch drums ¶

03:15.490 --> 03:18.060
¶ pound me the witch drums ¶

03:18.060 --> 03:19.530
¶ the witch drums ¶

03:19.530 --> 03:22.060
¶ better pray for hell ¶

03:22.060 --> 03:27.430
¶ not hallelujah ¶

03:38.028 --> 03:46.046
‏.::  www.bolboljan.net ::.

04:09.690 --> 04:11.674
نترس

04:11.699 --> 04:13.684
...فقط مي‌خوام باهات درباره‌ي

04:13.710 --> 04:15.695
دوستت، فرمانده آلدن حرف بزنم

04:28.200 --> 04:30.205
!سولياوا

04:41.640 --> 04:44.392
اين چيزيه که از اين دنياي جديد

04:44.428 --> 04:46.311
...بيشتر از همه دوسش دارم، مادر

04:46.348 --> 04:49.266
همچين شکار فوق‌العاده‌اي

05:02.424 --> 05:05.175
تو گفتي جن‌گيري خطرناکه

05:05.212 --> 05:07.595
چقدر خطرناکه؟

05:07.632 --> 05:09.682
خيلي

05:09.719 --> 05:12.271
،ولي، طبق عقايد

05:12.307 --> 05:16.611
اين دايره‌اي که کشيدم
شيطان رو محدود مي‌کنه

05:16.647 --> 05:18.563
،ولي اگر اين محدوده رو بکشنيم

05:18.617 --> 05:21.753
اونوقت مرگ و عذاب ابدي دوزخ
رو به جون خريديم

05:22.723 --> 05:25.492
اين پسر هم همينطور

05:27.331 --> 05:28.881
مطمئني؟

05:28.917 --> 05:32.921
نه، ولي چاره‌ي ديگه‌اي هم داريم؟

05:32.974 --> 05:36.226
اين ممکنه آخرين و تنها
اميدمون واسه متوقف کردن جادوگرها باشه

05:36.263 --> 05:37.679
و همينطور نجات دادن اين پسر

05:37.715 --> 05:41.401
خب، اميدوارم

05:41.438 --> 05:43.354
بهتره بهتر از يه اميد باشه

05:49.200 --> 05:51.367
من کجام؟ -
آروم باش، پسر -

05:53.674 --> 05:57.043
اين طناب‌ها... خيلي محکم‌ان

05:57.097 --> 06:00.633
،تو گفتي ازم محافظت مي‌کني
ولي داري اذيتم مي‌کني

06:00.685 --> 06:02.969
!بابا، خواهش مي‌کنم

06:04.560 --> 06:05.571
بابا"؟"

06:08.360 --> 06:10.276
بابا

06:15.620 --> 06:17.119
ديگه مخفي‌کاري بسه، جان

06:17.172 --> 06:19.840
من بايد همه‌چي رو درباره‌ي اين پسر بدونم

06:19.876 --> 06:25.298
ما عاشق هم بوديم... من و مري

06:25.336 --> 06:27.803
نمي‌دونستم اون حامله‌ست

06:27.839 --> 06:30.273
اون بچه‌ش رو مخفي کرده بود

06:31.211 --> 06:33.528
مي‌دوني که اگه مي‌فهميدن، پدرهاي
اين شهر، با مري و اون بچه

06:33.565 --> 06:35.231
چيکار مي‌کردن

06:35.284 --> 06:37.234
اونم تو جنگل ولش کرد تا بميره

06:37.287 --> 06:39.571
پس چطوري اين پسر تسخير شده؟

06:39.624 --> 06:42.408
مري مي‌گفت بچه‌مون تمام اين سال‌ها

06:42.462 --> 06:44.428
پيش جادوگرا بوده و الان برش گردوندن

06:44.465 --> 06:47.165
فقط بخاطر اينکه هسته‌ي
اصليِ مراسم بزرگشون باشه

06:47.168 --> 06:49.335
بهم گفته که شيطان، خيلي وقته
به درونش نفوذ کرده

06:49.388 --> 06:51.005
بابا؟

06:55.180 --> 06:58.182
برو پيشش

06:58.234 --> 07:02.321
...ولي حرف منو يادت نره
از دايره عبور نکن

07:07.415 --> 07:08.864
من بايد فکر کنم

07:12.874 --> 07:15.876
درد مي‌کنه، بابا -
مي‌دونم -

07:15.929 --> 07:18.513
،به يه چيز ديگه فکر کن
اينطوري دردش کمتر مي‌شه

07:18.549 --> 07:20.432
مي‌خواي برات يه قصه بگم؟

07:20.469 --> 07:23.771
آره، لطفاً

07:23.808 --> 07:27.861
درباره‌ي وقتي که يه
پسربچه بودي برام بگو

07:27.897 --> 07:30.781
دوستي داشتي؟

07:30.817 --> 07:33.786
...خب، بذار ببينم... آم

07:33.822 --> 07:36.206
يه پسري دوستم بود

07:36.243 --> 07:38.744
آيزاک

07:38.747 --> 07:41.749
خيلي مهربون و ساده بود... هنوزم هست

07:43.754 --> 07:45.671
ولي مي‌دوني نزديک‌ترين
،دوستِ من کي بود

07:45.724 --> 07:48.926
هموني که حتي وقتي هم سنِ
تو هم بودم، خيلي دوسش داشتم؟

07:48.930 --> 07:50.245
کي؟

07:50.300 --> 07:52.612
همون دختري که بعداً شد مادر تو

07:54.500 --> 07:56.481
دلم براش تنگ شده

07:58.401 --> 07:59.422
منم همينطور

08:26.673 --> 08:28.191
لازم نبود کار به اينجا بکشه

08:28.195 --> 08:31.880
،قرار بود روز پيروزي ما باشه
نه روز خفت و خواري

08:31.915 --> 08:36.012
،اگه ديشب تو کارمون دخالت نکرده بودي

08:36.048 --> 08:40.261
امروز يه دوران تازه رقم خورده بود

08:40.297 --> 08:45.553
،متأسفم، کنتس، ولي برخلاف تو

08:45.605 --> 08:49.570
من هيچوقت مرگ پسر خودمو رو
يه پيروزي نمي‌دونم

08:49.605 --> 08:52.826
و هر چقدر خفت و خواري باشه تحمل مي‌کنم

08:52.879 --> 08:55.274
که از ظهور اين دوراني که مي‌گي
جلوگيري کنم

08:55.309 --> 08:57.670
احمق نباش دختر

08:57.707 --> 09:00.267
همچين قدرتي نداري

09:00.270 --> 09:02.714
بالاخره ظهور مي‌کنه، حالا يه روز ديرتر

09:04.618 --> 09:08.583
من الان دارم مي‌رم که پسر

09:08.618 --> 09:10.186
و همينطور فرمانده آلدن
خوش قيافه‌ت رو پيدا کنم

09:11.347 --> 09:14.154
و اگه پسرم رو پيدا کردي

09:14.207 --> 09:18.123
و ديگه هيچ ردي از
،ارباب سياه تو نبود

09:18.126 --> 09:19.280
اونوقت چي مي‌شه؟

09:19.333 --> 09:21.760
خب، اين که اصلاً امکان نداره

09:21.762 --> 09:26.224
چونکه فرمانده‌ آلدنِ تو
يه سرباز خيلي ماهره

09:26.277 --> 09:29.200
و با توجه به طعم لب‌هاش
،که روي لب‌هاي دختر سرخپوست چشيدم

09:29.253 --> 09:32.308
يه معشوقه‌ي فوق‌العاده‌ست

09:32.345 --> 09:35.152
هرچقدر که دلش مي‌خواد با
،اون پسر تا ته دنيا فرار کنه

09:35.155 --> 09:37.880
ولي بذر ارباب ما، درون اون پسر کاشته شده

09:37.933 --> 09:39.450
تو هم اينو به خوبيِ من مي‌دوني

09:39.503 --> 09:40.575
جدي؟

09:43.680 --> 09:47.123
اين اولين باري نيست که يه شيطان
از خونه‌ش بيرون رانده مي‌شه

09:51.134 --> 09:53.454
جن‌گيري؟

09:54.947 --> 09:58.311
خب، بهتره اميدوار باشيم
،تلاش واسه انجام اينکار نکنن

09:58.333 --> 10:01.022
چون قطعاً اينکار، اون پسر رو مي‌کُشه

10:10.491 --> 10:13.742
،خانه‌ي ما در بهشت با شکوه ساخته شده

10:13.776 --> 10:16.177
،کاخي مجلل از نور و روشناي
خداوند اون رو براي کساني

10:16.229 --> 10:20.746
آماده کرده، که طبق گفته‌هاي او
زندگي کرده باشند

10:20.750 --> 10:21.748
آمين

10:21.750 --> 10:22.796
آمين

10:22.832 --> 10:24.379
،در مورد بنيانگذارِ ما

10:24.416 --> 10:25.962
جورج سيبلي، چي مي‌شه گفت؟

10:29.133 --> 10:30.997
نظرت درباره‌ي اين چيه که جورج سيبلي

10:31.051 --> 10:32.914
يه حرومزاده بود؟

10:34.468 --> 10:37.915
اين مرد مُرده چه کاري کرده
...که لياقت شنيدن

10:37.967 --> 10:40.714
چيکار کرده؟

10:40.753 --> 10:43.216
جورج سيبلي چيکار کرده؟

10:43.253 --> 10:45.466
علاوه بر اينکه گوشت صورت من رو

10:45.503 --> 10:48.584
بخاطر جُرم نابخشودني عشق، داغ کرد؟

10:51.587 --> 10:56.585
خب، مثلاً اينکه اون
جان آلدن رو فرستاد جايي که بميره

10:56.589 --> 10:58.301
فقط واسه اينکه معشوقه‌ش رو بدزده

10:58.339 --> 11:01.054
اين حرفا از دهن آيزاک زناکار بيرون مياد

11:01.090 --> 11:04.327
!رياکار

11:04.330 --> 11:05.420
دو رو

11:06.688 --> 11:09.967
شما همتون زناکار هستين

11:10.022 --> 11:11.987
،هر روز از هفته دارين همديگه رو مي‌کنين

11:12.041 --> 11:13.501
!همينطور تو روز سبت
(روز نيايش يهوديان و برخي مسيحيان)

11:13.556 --> 11:18.552
قسم مي‌خورم... اگه عيسي مسيح
،تو خيابون‌هاي سيلم راه مي‌رفت

11:18.606 --> 11:22.003
هيچکس رو پيدا نمي‌کرد
که ارزش نجات دادن داشته باشه

11:22.058 --> 11:24.445
،اين کفرگوييه

11:24.499 --> 11:26.431
و بخاطرش دار زده مي‌شي

11:26.469 --> 11:28.065
!پس بزنين

11:28.118 --> 11:29.073
!دارم بزنين

11:29.078 --> 11:31.432
!دارم بزنين

11:31.435 --> 11:33.788
من سالها پيش وقتي به اون
چوب‌ها بسته شده بودم، مُردم

11:37.327 --> 11:43.216
همتون فقط دنبال اين هستين
که ببينين شيطان از کجا اومده

11:43.271 --> 11:45.456
شما اونو با خودتون به اينجا آوردين

11:46.806 --> 11:52.559
ولي هنوز دارين دنبال اين مي‌گردين
که کي اينکار رو کرده

11:52.613 --> 11:54.495
،حتماً کار سرخپوست‌ها بوده

11:54.549 --> 11:57.525
...يا فرانسوي‌ها

11:57.580 --> 12:00.136
...يا جادوگرا

12:03.094 --> 12:04.869
يا حتي داليِ من

12:07.555 --> 12:09.228
مي‌تونين دالي من رو مقصّر بدونين

12:09.282 --> 12:13.471
اون چشماش عين فرشته‌ها بود

12:13.507 --> 12:17.277
...زخم‌هاي من رو نديد
...فقط روح من براش مهم بود

12:17.330 --> 12:20.017
و عاشقش شد

12:20.070 --> 12:22.941
عين چشماي فرشته

12:22.943 --> 12:27.283
جونش رو به خطر انداخت
تا من رو نجات بده

12:27.286 --> 12:30.290
عين چشماي فرشته

12:30.292 --> 12:34.048
و اين چشم‌ها رو
تا روز مرگم به ياد مي‌سپرم

12:34.102 --> 12:35.853
بهت قول مي‌دم

12:48.001 --> 12:54.228
،ولي وقتي همتون به خاکستر تبديل مي‌شين
کي شماها رو يادش مي‌مونه؟

12:54.265 --> 12:58.187
مي‌گن، خدا هر گنجشکي که
مي‌ميره رو مي‌بينه

12:58.239 --> 12:59.857
ولي شماها رو نمي‌بينه

13:00.946 --> 13:02.613
!ديگه نمي‌بينه

13:04.537 --> 13:06.756
همتون رو فراموش کرده

13:06.793 --> 13:10.549
سيلم، درست مثل خاکي مي‌مونه که وقتي

13:10.601 --> 13:13.304
،ازش رو برگردوند و رفت، از زير کفشش بلند شد

13:13.358 --> 13:16.562
!ديگه هم برنمي‌گرده

13:20.792 --> 13:26.085
هرچه زودتر تو رو از اينجا
مي‌بريم بيرون

13:26.087 --> 13:27.787
بعدش کجا مي‌ريم؟

13:27.824 --> 13:29.725
کجا دلت مي‌خواد بريم؟

13:29.762 --> 13:32.264
قشنگ‌ترين جايي که تا حالا بودي

13:32.317 --> 13:40.326
به يه ديوار خيلي بزرگ از آب
به اندازه‌ي يه کوه فکر کن

13:40.370 --> 13:44.509
با صداي غرّشي که تا حالا
حتي تصورش هم نکردي

13:44.546 --> 13:47.633
قبايل "ايرکوا" بهش مي‌گن نياگارا
نام اتحاديه‌اي از سرخپوستان که در خاور کانادا)
(و ايالات متحده زندگي مي‌کرده‌اند

13:47.668 --> 13:53.061
...حرکت اونقدر ناتموم ـه که
که بنظر مياد ثابت وايساده

13:53.115 --> 13:57.288
...وقتي که ديدمش، با... با خودم فکر کردم

13:57.324 --> 14:03.085
...اگه خدايي باشه، پس

14:03.137 --> 14:04.671
پس اين شکليه

14:13.361 --> 14:14.995
حالت خوبه؟

14:17.120 --> 14:19.491
نه

14:20.490 --> 14:22.520
اين طناب‌ها، دستم رو مي‌سوزونن

14:22.557 --> 14:26.020
.خواهش مي‌کنم، بابا
قول مي‌دم پسر خوبي باشم

14:27.022 --> 14:31.852
فقط... اين طناب‌ها رو شُل کن

14:31.906 --> 14:33.686
دارن اذيتم مي‌کنن

14:40.988 --> 14:44.351
کمکم کن بتونم به حقيقت
درونِ اين پسر پي ببرم

14:44.354 --> 14:48.684
مطمئناً، اگه توي اين دنيا
شيطان باشه، تو بايد وجود داشته باشي

14:48.737 --> 14:51.350
...چون کدوم دنياييه که شيطان داشته باشه

14:52.354 --> 14:55.018
ولي فرشته نداشته باشه؟

14:57.453 --> 14:59.150
بيا اينجا

15:34.434 --> 15:37.181
اينکار رو نکن، جان

15:39.317 --> 15:40.947
،اين پسر هيچيش نيست

15:40.983 --> 15:43.813
غير از درد و زجري که
ما داريم بهش مي‌ديم

15:43.866 --> 15:45.146
!اون فقط يه پسربچه‌ست

15:45.199 --> 15:47.529
يه لحظه، اون فقط پسر توئه

15:47.566 --> 15:50.029
با تمام پاکي و بيگناهيش

15:50.066 --> 15:52.613
،ولي اگه تحت تأثير اونها باشه

15:52.648 --> 15:55.145
روحش توسط يکي ديگه محاصره شده

15:55.149 --> 16:00.396
همون رو ما بايد پيداش کنيم
و از جسمش بيرون کنيم

16:04.290 --> 16:08.727
پسر، ازت مي‌خوام دعاي
خداوند رو همراه من تکرار کني

16:08.788 --> 16:10.901
من دعا بلد نيستم

16:10.905 --> 16:13.200
پس فقط کلمات رو بعد از من تکرار کن

16:13.300 --> 16:21.982
،پدر ما، که در آسمان هستي
نامت مقدس باد

16:27.865 --> 16:29.000
بابا

16:29.050 --> 16:31.222
...پدر ما، که در

16:31.700 --> 16:34.008
"...که در آسمان هستي"

16:34.075 --> 16:36.443
بابا، مجبورم نکن

16:37.580 --> 16:39.733
"هيچ شيطاني نمي‌گه "پدر ما

16:39.787 --> 16:42.451
اين کلمه زبونش رو عين آتيش مي‌سوزونه

16:42.506 --> 16:45.390
چيزي نيست پسرم. فقط کلمات رو تکرار کن

16:45.427 --> 16:46.697
سعي و بخاطر من بگو

16:50.491 --> 16:52.050
"...پــ"

16:52.105 --> 16:54.598
....پــ... پد

16:54.653 --> 16:57.011
کلمات رو بگو. ادامه بده، پسر

16:57.050 --> 17:00.341
!وادارم نکنين

16:59.510 --> 17:01.342
!اوه! بابا

17:01.380 --> 17:02.417
!اون داره اذيتم مي‌کنه

17:02.453 --> 17:03.655
!خيلي‌خب، تمومش کن ديگه
!داري اذيتش مي‌کني

17:03.691 --> 17:06.083
چرا نمي‌تونه بگه؟
بگو پسر

17:06.138 --> 17:07.208
!کلمات رو بگو

17:07.243 --> 17:09.271
"...پدر ما که در آسمان هستي، نامت"

17:09.309 --> 17:10.346
!نه! نه -
!تمومش کن -

17:10.382 --> 17:11.452
،کلمات رو بگو پسر

17:11.457 --> 17:12.940
!اگه واقعاً فقط يه پسربچه‌اي -
!بسه ديگه -

17:12.993 --> 17:14.096
!بسه! بگو هيچي نگه

17:14.101 --> 17:15.303
،پدر ما که در آسماني

17:15.339 --> 17:17.401
!نامت مقدس بـــاد

17:59.781 --> 18:00.934
چي مي‌خواي؟

18:00.970 --> 18:03.677
نمي‌بيني سرم شلوغه؟

18:03.680 --> 18:05.790
من بايد اون پسربچه رو پيداش کنم

18:05.827 --> 18:09.012
مادر، بنظرت اين نااميدي وحشتناکيه؟

18:09.050 --> 18:11.013
چي؟

18:11.050 --> 18:13.934
اينکه من هنوز زنده‌ام

18:13.969 --> 18:16.219
اينکه تو هيچوقت نتونستي من رو مثلِ

18:16.273 --> 18:18.640
،پسر اون فدا کني

18:18.643 --> 18:21.894
هيچوقت نتونستي بدن جوونِ
من رو زيرِ خونِ جهنم بگيري

18:21.946 --> 18:26.315
تا ببيني معشوقه‌ي قديميت
از درون بدن من برات پديدار بشه

18:26.319 --> 18:29.403
انکارش نمي‌کنم

18:29.456 --> 18:31.707
ولي وقتي همه‌چي خوب تموم
بشه، اوضاع درست مي‌شه

18:31.744 --> 18:35.329
پس تنهام بذار تا بتونم
خوب تمومش کنم

18:35.382 --> 18:39.167
واسه منم خوب تموم مي‌شه؟

18:39.220 --> 18:41.804
سخته مادر، که براي حکمراني کردن زاده بشي

18:41.840 --> 18:44.091
ولي بعدش بفهمي که هيچوقت پادشاه نمي‌شي

18:44.144 --> 18:47.512
ما توي اين نمايش، هممون
نقش خودمون رو بازي مي‌کنيم

18:47.514 --> 18:51.900
،درسته، برخلاف تمام اميدهاي هميشگي من
تو بدنيا نيومدي که يه پادشاه باشي

18:51.937 --> 18:53.435
ولي خودت رو تسلي بده، پسرم

18:53.489 --> 18:55.355
تو شواليه‌ي قلمرو سياه هستي

18:55.409 --> 18:59.027
و مي‌توني هرطوري خودت رو راضي نگه داري

18:59.079 --> 19:03.165
من فقط مري رو مي‌خوام

19:03.202 --> 19:05.536
رو يه چيز متمرکز نباش

19:05.538 --> 19:08.956
باعث مي‌شه قوه‌ي تصوراتت از بين بره

19:09.010 --> 19:10.208
...بهت يه بار گفتم

19:10.212 --> 19:14.949
تو هرچزي يا هرکسي رو
هروقت که بخواي مي‌توني داشته باشي

19:14.985 --> 19:18.053
و اگه فقط يه چيزي رو بخوام چي؟

19:20.726 --> 19:22.891
بهم اعتماد کن، سباستين

19:22.895 --> 19:26.731
از هيچي، فقط يه دونه نيست

19:26.784 --> 19:28.532
،فقط يه خورشيد تو آسمون نيست

19:28.570 --> 19:30.402
بلکه خورشيدهاي بينهايتي توي آسمون هستن

19:30.456 --> 19:33.123
،فقط يه زمين نيست

19:33.159 --> 19:37.044
بلکه زمين‌هاي بينهايتي هستن که
شب‌ها سرگردون هستن

19:37.082 --> 19:40.801
،و قطعاً يه دونه خدا هم نيست

19:40.837 --> 19:43.221
،بلکه قدرت‌هاي زيادي هستن
فقط بايد اسماشون رو بدوني

19:43.257 --> 19:46.725
...و هيچوقت

19:46.761 --> 19:51.765
هيچوقت واسه ماها يه زن يا يه مرد وجود نداره

19:51.818 --> 19:58.106
و اگه، بعد از تمام اين ذکاوتي
که به خرج دادي، فقط مري رو بخوام چي؟

19:58.160 --> 19:59.942
اونموقع چي مي‌شه؟

20:02.482 --> 20:04.121
اونوقت بايد بزرگ شي

20:06.452 --> 20:08.234
برو بيرون

20:08.237 --> 20:10.236
من کار دارم

20:10.239 --> 20:12.372
بايد اون پسر رو پيدا کنم

20:14.910 --> 20:16.642
بيرون

20:16.680 --> 20:19.232
!برو بيرون. برو بيرون

20:22.323 --> 20:27.246
جنگ ما با پسر تو نيست، بلکه
با چيزيه که درونشه

20:29.135 --> 20:32.087
،حالا اين شمع رو روشن کن

20:32.140 --> 20:34.758
منم تو مدت آماده مي‌شم
هيولاي درونش رو بيدار کنم

20:44.027 --> 20:49.200
،اوه، خداوند قادر و جاويدان"

20:49.204 --> 20:53.091
با ما که التماست مي‌کنيم بخشنده باش

20:53.127 --> 20:57.849
از بهشت برايمان فرشته‌ي مقدس
را بفرست و اين خاکسترها را مقدس کن

20:57.886 --> 21:01.104
تا ما، مايي که خودمان را
،هيچ چيز غير از خاکستر نمي‌بينيم

21:01.142 --> 21:02.056
از هيچ بدي و شرارتي نترسيم

21:02.110 --> 21:05.146
".از ما محافظت کن، پروردگارا

21:05.199 --> 21:07.065
جان

21:07.118 --> 21:08.735
جان

21:12.211 --> 21:14.412
!جان

21:16.485 --> 21:18.318
جان آلدن

21:18.355 --> 21:21.825
خيلي دلم مي‌خواست ببينمت

21:21.862 --> 21:26.801
اين يه جور توهم مزخرف جادوگريِ ديگه‌ست

21:31.027 --> 21:33.077
،جايي که من ازش اومدم

21:33.114 --> 21:36.451
دوستاي جديدمون رو مي‌بوسيم

21:36.453 --> 21:39.622
من دوستِ تو نيستم

21:41.213 --> 21:42.963
بذار يه رازي رو بهت بگم

21:43.933 --> 21:46.301
،اين يه توهمه

21:46.305 --> 21:49.976
و همينطور تمام چيزايي که
"تو اسمش رو گذاشتي زندگي

21:50.011 --> 21:51.944
هرچيزي که براش جنگيدي

21:51.982 --> 21:56.654
فقط واسه يه لحظه‌ي لذت‌بخش
،تمامش رو بريز دور

21:56.706 --> 21:59.741
و طعم زندگي واقعي رو بچش

22:02.884 --> 22:04.166
پسرم

22:04.169 --> 22:06.387
پسر تو؟

22:06.424 --> 22:10.394
بهت گفته مال توئه تو هم باورش کردي؟

22:10.431 --> 22:15.153
،اوه، اون بهت دروغ گفته
مثل خيلي وقتاي ديگه که دروغ مي‌گفت

22:36.945 --> 22:38.811
اين ديگه چه کوفتي بود؟

22:38.864 --> 22:40.981
تو خوبي؟

22:43.907 --> 22:45.406
من از اين کلبه بيرون رفتم؟

22:45.460 --> 22:47.693
چي؟

22:47.730 --> 22:50.984
نه، فقط واسه يه لحظه
ساکت و ثابت اونجا وايساده بودي

22:50.987 --> 22:51.987
چي شد؟

22:51.990 --> 22:55.744
اون جادوگر وارد ذهن من شد

22:55.797 --> 22:59.501
يا من وارد ذهن اون شدم. من...من
نمي... من نمي‌دونم

22:59.555 --> 23:02.475
اونا دارن از طريق تو
دنبال اين پسر مي‌گردن

23:08.689 --> 23:11.692
آيزاک

23:11.746 --> 23:15.701
بامن حرف نزن، مري

23:15.704 --> 23:18.340
نمي‌خوام يک کلمه ديگه
از حرفات رو بشنوم

23:18.376 --> 23:23.116
آيزام، دوستِ قديمي، باهام حرف بزن

23:23.153 --> 23:26.524
منو قضاوت نکن

23:26.559 --> 23:28.560
تو نمي‌دوني من چيا کشيدم

23:28.613 --> 23:33.153
نه، مري، قضاوت نمي‌کنم

23:35.494 --> 23:39.249
ولي اينو ايمان دارم که خداوند به هممون

23:39.252 --> 23:42.255
،يه چيز ارزشمند و کمياب هديه داده

23:42.258 --> 23:44.592
...چيزي که به فرشته‌هاش هم نداده

23:44.646 --> 23:49.019
،حق انتخاب
انتخاب آزادانه

23:51.945 --> 23:54.280
،هر دردي که کشيدي

23:54.282 --> 23:57.118
هيچ زماني نبوده که
حق انتخاب نداشته باشي

23:57.172 --> 24:00.793
حتي يه احمق دهاتي هم اگه يه
جنده رو ببينه، مي‌شناسه

24:02.132 --> 24:05.519
زمان که بگذره، ممکنه يه مرد بيچاره‌اي

24:05.555 --> 24:08.107
بتونه گناهات رو ناديده بگيره

24:08.144 --> 24:10.312
و باهات ازدواج کنه

24:10.315 --> 24:12.783
سال‌هاي سختي در پيش داري

24:12.819 --> 24:19.545
،هم سخت، و اگه هم خوش شانس باشي
،بدنيا آوردن يه بچه‌ي عوضي

24:19.583 --> 24:24.506
بچه‌اي که تا بزرگ بشه
دهنت رو سرويس مي‌کنه

24:26.514 --> 24:30.686
تو اين مدت، سخاوتمندترين
،زني که در دنيا وجود داره

24:30.740 --> 24:35.364
کنتس ماربرگ، ضمانت تو رو کرده

24:35.416 --> 24:37.200
که آزاد بشي

24:38.372 --> 24:43.430
از آزادي عملت عاقلانه استفاده کن، مري

24:43.466 --> 24:46.219
وگرنه دفعه‌ي بعدي
بالاي چوبه‌ي داري

24:59.130 --> 25:00.579
...ولي تو

25:00.633 --> 25:04.505
تو نميخواي اين قرباني کردن اتفاق بي‌افته؟

25:04.558 --> 25:10.267
که ارباب سياه شما
وارد اين دنيا بشه؟

25:10.270 --> 25:11.803
من فقط پسرمو مي‌خوام

25:11.840 --> 25:13.602
پسرت؟

25:13.640 --> 25:16.517
اون پسربچه‌اي که اون روز
تو خونه‌م ديدي خواهرزاده‌م نبود

25:16.553 --> 25:18.371
پسرم بود

25:18.407 --> 25:21.052
پسر من... و جان آلدن

25:21.089 --> 25:24.264
دوستت، کنتس، اونو از من دزديده

25:24.300 --> 25:27.045
قربانيِ مراسم تقديس کردن، اونه

25:27.081 --> 25:30.190
بـ... بدن کوچولوي اونه

25:30.226 --> 25:34.692
که دروازه رو باز مي‌کنه و
ارباب سياه رو درونش جاي مي‌ده

25:39.166 --> 25:40.157
،من همه‌چي رو از دست دادم

25:40.159 --> 25:43.218
ولي ترجيح مي‌دم با دستاي خودم بميرم

25:43.270 --> 25:45.783
،تا بخوام برده‌ي اون زنيکه هرزه بشم

25:45.837 --> 25:50.718
که بهش کمک کنم بچه‌ي
!خودم رو قرباني کنه

25:50.753 --> 25:54.359
،مري، يادته که هميشه بهم مي‌گفتي

25:54.395 --> 25:58.779
يادت باشه کي هستي، چي هستي

25:58.832 --> 26:01.179
تو پر از جادويي

26:01.233 --> 26:02.752
حتماً بايد يه کاري باشه که
بتوني انجام بدي

26:02.805 --> 26:04.821
نه

26:04.824 --> 26:07.717
نه، ديگه به جادوي خودمم اعتقادي ندارم

26:07.771 --> 26:10.748
اون فقط براي خودم و اطرافيانم

26:10.783 --> 26:12.601
بدبختي و مرگ آورده

26:14.061 --> 26:16.078
نااميد نشو

26:16.081 --> 26:18.147
اين چيزيه که اگه
خودت بودي بهم مي‌گفتي

26:18.200 --> 26:20.763
ما پيوريتان نيستيم... ديگه نيستيم

26:20.799 --> 26:24.521
ما به اين سرنوشت اجباري
احمقانه اعتقادي نداريم

26:24.573 --> 26:27.169
خودمون سرنوشتمون رو مي‌سازيم

26:32.105 --> 26:34.452
حق با توئه

26:34.504 --> 26:35.908
تا زماني که نمُرديم و لاشخورها

26:35.912 --> 26:38.227
چشمامون رو نخوردن تموم نمي‌شه، نه؟

26:43.410 --> 26:46.420
ممنونم

26:46.474 --> 26:47.745
...فقط اينو يادت باشه

26:47.798 --> 26:49.351
تو يه جادوگر اسکس هستي

26:49.403 --> 26:51.834
ماربرگ، هيچ علاقه‌اي به
اسکس نداره

26:51.838 --> 26:54.450
و کاتن هم به کمکت نياز خواهد داشت

26:54.485 --> 26:57.180
کاتن... اون کجاست؟
چطوري مي‌تونم کمکش کنم؟

26:57.217 --> 27:01.435
،اون و جان آلدن با پسرم
يه جايي تو جنگل هستن

27:01.488 --> 27:03.753
و اونو از چنگ ماربرگ دور نگه داشتن

27:03.756 --> 27:08.851
فقط تو مي‌توني تصميم بگيري
که کِي و چطوري کمکش کني

27:27.980 --> 27:30.437
تو کارهايي کردي

27:30.440 --> 27:34.133
يا... يا فکرهايي کردي

27:34.185 --> 27:36.786
که حس کني تو نيستي
داري اينکارها رو مي‌کني؟

27:36.824 --> 27:40.348
توضيح دادنش سخته

27:40.383 --> 27:44.345
بعضي وقتا، بنظر مياد من
خيلي خيلي کوچيکم

27:44.382 --> 27:46.831
و تو يه جاي تاريک قايم شدم

27:46.867 --> 27:48.140
بعدش چي مي‌شه؟

27:48.177 --> 27:52.677
نمي‌دونم، اون تو تنها نيستم

27:52.713 --> 27:53.785
مي‌ترسم

27:53.821 --> 27:55.129
از چي مي‌ترسي؟

27:55.132 --> 27:58.656
از کسي که اونجا پيش منه

28:00.171 --> 28:01.512
درونِ منه

28:01.566 --> 28:05.073
،حالا، آم، ازت مي‌خوام که گوش کني

28:05.110 --> 28:07.811
چون خيلي سخته

28:07.865 --> 28:11.171
چشمات رو ببند

28:11.225 --> 28:12.766
اون جاي تاريک رو تصور کن

28:12.820 --> 28:15.672
نترس. من و پدرت اينجا هستيم

28:15.709 --> 28:18.175
هر اتفاقي بي‌افته تو رو تنها نمي‌ذاريم

28:26.089 --> 28:31.411
حالا، من دارم با چيزي
که درون جان کوچک هست حرف مي‌زنم

28:31.464 --> 28:33.476
مي‌دونم اونجايي

28:33.513 --> 28:38.013
.و مي‌دونم که صداي من رو مي‌شنوي
پس مي‌خوام اين رو هم بشنوي

28:38.049 --> 28:43.001
هيچ خداي غير از خداي بزرگ وجود نداره

28:43.928 --> 28:49.636
...و خدا، اين خداي قادر و جاويدان

28:49.689 --> 28:51.581
،اونقدر دنيا رو دوست داشت

28:51.621 --> 28:53.750
تنها فرزندش رو به ما داد

28:53.753 --> 28:56.438
تا کساني که بهش اعتقاد داشتن

28:56.492 --> 28:59.797
تباه نشن و زندگي جاودان داشته باشن

29:01.228 --> 29:03.124
،و مسيح روح خبيث مردم را سرزنش کرد

29:03.161 --> 29:04.166
،و به او گفت

29:04.168 --> 29:07.860
،تويي که کر و لال هستي
،از تو مي‌خواهم

29:07.863 --> 29:11.489
از جسم او بيرون بيايي
!و ديگر وارد جسم او نشوي

29:13.171 --> 29:17.620
و آن انسان گريه کرد، کف از دهانش
خارج شد و دندان‌هايش را به هم ساييد

29:17.656 --> 29:18.661
...و با درد و رنج درونش را شکافت

29:24.090 --> 29:26.135
!و بيرون آمد

29:31.930 --> 29:34.649
اينها کلمات خدا هستن

30:05.084 --> 30:07.252
کاتن متر

30:08.058 --> 30:11.011
مي‌دونستي همين الانش هم توي جهنمي؟

30:12.567 --> 30:17.442
بچه‌هاي من، بال‌هات رو، از پشتت
جدا مي‌کنن، مثل بال‌هاي يه مگس که ازش مي‌کَنن

30:17.444 --> 30:22.202
به تو امر مي‌کنم، به دستور
خداوند جاودان

30:22.256 --> 30:26.295
،و عيسي مسيح، منجي ما

30:26.330 --> 30:30.052
که نامت رو بگي و اعلام کني
!از کجا آمدي

30:30.105 --> 30:34.645
...چيزي رو که يه بار بهش گفتم بهت مي‌گم

30:34.699 --> 30:36.950
من لژيون هستم

30:36.986 --> 30:41.493
و من از جهنم، به جايي اومدم
...که برام آماده شده

30:41.497 --> 30:42.579
سيلم

30:43.551 --> 30:48.676
و اينو به تمام شما و مري و اونايي
که تو قبرستون خوابيدن مديونم

30:48.729 --> 30:51.481
،آه، مريِ من

30:51.518 --> 30:56.776
اون بهترين جادوگر من بود

30:57.731 --> 31:00.868
...هرکاري خواستم کرد

31:00.923 --> 31:05.462
...دشمناي من رو کُشت

31:05.515 --> 31:12.226
يا اون احمق‌ها رو انداخت به جون هم
که همديگه رو بخاطر من بکُشن

31:19.964 --> 31:21.246
پدر

31:22.886 --> 31:27.259
ولي حالا اون زنيکه فکر مي‌کنه
مي‌تونه بهم خيانت کنه؟

31:27.262 --> 31:29.063
جلوي ورودِ پيروزمندانه‌ي من رو

31:29.099 --> 31:31.935
به اين جاي خلق شده‌ي
کثافت بگيره؟

31:31.990 --> 31:34.438
هدفت اينجا چيه؟

31:34.490 --> 31:38.912
اين عروسک خيمه شب بازي کوچولو

31:38.948 --> 31:41.283
مي‌شه تخت روانِ شاهانه‌ي من

31:41.285 --> 31:46.959
تا بتونم جسم پيدا کنم و
اين سرزمين رو اداره کنم

31:46.996 --> 31:51.518
کسي که اعتقاد داشته باشد
و غسل تعميد شده باشد، نجات خواهد يافت

31:53.374 --> 31:59.148
،ولي آنکه اعتقاد ندارد
سرنوشتي شوم خواهد داشت

32:00.485 --> 32:04.322
و اين نشانه‌ها فقط به دنبال
آنهايي خواهد که ايمان دارند

32:04.326 --> 32:08.998
به نام من، شياطين را بيرون خواهند راند

32:09.000 --> 32:10.583
اوه، روح خبيث شيطاني

32:11.840 --> 32:15.008
،به تو به نام عيسي مسيح سوگند مي‌خورم

32:15.011 --> 32:18.565
پسر خداوند بزرگ، که
!از جسم اين پسر خارج شوي

32:30.372 --> 32:33.926
،بهتره بياي و اينجا بهمون ملحق بشي

32:33.961 --> 32:39.434
و بزودي تمام اين سرزمين
!کاخ پدر من خواهد شد

32:39.471 --> 32:41.688
نه

32:41.725 --> 32:43.391
من پدرت هستم

32:43.394 --> 32:45.979
نمي‌شنوي؟

32:47.785 --> 32:51.037
.تو بايد مبارزه کني
!اين بدن توئه

32:51.074 --> 32:52.624
!جونِ توئه، نه اون

32:52.660 --> 32:53.910
بيا، پدر

32:53.963 --> 32:55.879
بيا پيش من

32:55.917 --> 32:59.337
هرچي بخواي بهت مي‌دم

32:59.389 --> 33:01.673
...مي‌خواي عاشق مري سيبلي باشي

33:03.180 --> 33:04.818
يا بکُشيش؟

33:06.980 --> 33:09.730
يا شايدم بخواي بکُشيش
بعد عاشقش باشي

33:11.818 --> 33:17.322
من مي‌تونم کاري کنم مُرده‌ها
به زيباترين روش‌ها، به رقص دربيان

33:22.580 --> 33:23.662
!بسه ديگه

33:32.339 --> 33:34.421
،اوه، پدر

33:34.425 --> 33:36.891
،چند نفر رو کُشتي

33:36.928 --> 33:41.596
چي باعث شده فکر کني من اينجام
بخاطر اينکه مادرم يه جادوگر بوده

33:41.649 --> 33:46.101
،و نه بخاطر تو، پدر
تويي که يه قاتل بي روحي؟

33:46.154 --> 33:48.269
،هرکس به او اعتقاد داشته باشه

33:48.324 --> 33:49.323
رنج نمي‌بينه

33:49.325 --> 33:50.606
...از

33:52.410 --> 33:53.441
...جسم پسرم

33:54.947 --> 33:56.779
!برو بيرون

34:45.332 --> 34:49.500
نمي‌توني به اين راحتي از سرنوشت فرار کني

34:49.502 --> 34:51.752
بذار برم

34:51.806 --> 34:55.056
بدونِ من، مراسم تقديس وجود نداره

34:55.093 --> 34:56.759
پسرم زنده مي‌مونه

34:56.811 --> 35:00.728
بچه بدون مادرش نبايد باشه

35:00.766 --> 35:05.234
مي‌خواي قبل از اينکه پرده‌ي
پاياني پايين بياد از روي صحنه فرار کني؟

35:05.270 --> 35:07.247
اين يه گناهه

35:07.300 --> 35:10.659
شايد تنها گناه ممکن

35:10.661 --> 35:13.953
اين حق بهمون داده نشده که نقشِ
خودمون رو، خودمون بنويسيم

35:16.987 --> 35:20.812
همين اواخر يه مرد باهوش بهم گفت

35:20.865 --> 35:25.223
که ما چيزي رو داريم که حتي
...فرشته‌ها هم ندارن

35:25.276 --> 35:27.853
حق انتخاب

35:27.889 --> 35:32.015
اگه نقش من اينه که
،پسرم رو بکشم

35:32.050 --> 35:33.961
اينکار رو نميکنم

35:34.015 --> 35:37.125
قرار بود تو، توي آخرين ظهور
ستاره‌ي دنباله‌دار قرباني بشي

35:37.127 --> 35:39.787
آره

35:39.841 --> 35:43.084
تا حالا فکر کردي که مادرت چه حالي داشته

35:43.120 --> 35:44.997
که مي‌خواسته پسرش رو فدا کنه؟

35:45.034 --> 35:47.944
لازم نبود فکر کنم

35:47.996 --> 35:52.270
...پس بذار بهت بگم من چه حسي به پسرم دارم

35:52.325 --> 35:55.767
...عشق

35:55.819 --> 35:58.229
کامل و بدون قيد و شرط

35:58.266 --> 36:00.477
ولي فکر مي‌کنم تو اصلاً نمي‌دوني

36:00.514 --> 36:02.591
که عشق چي هست، مگه نه؟

36:02.594 --> 36:03.756
!بسه ديگه

36:13.714 --> 36:17.822
بيا، مري

36:17.874 --> 36:19.736
تا خونه مي‌برمت

36:31.940 --> 36:36.265
من شنيدم درباره‌ي مري چي گفت

36:40.378 --> 36:41.923
...حقيقت داره

36:41.959 --> 36:48.132
که اون يه جادوگر... هست... يا بوده؟

36:49.301 --> 36:52.826
به درخواست اون، من پدر خودمو کُشتم

36:55.293 --> 36:59.218
خب، لااقل الان مي‌دونم
که چرا توي جهنم هستم

36:59.254 --> 37:04.411
...کدوم خدايي

37:04.447 --> 37:06.541
...بهم يه پسر مي‌ده

37:08.909 --> 37:11.251
فقط واسه اينکه بخواد من بکُشمش؟

37:15.066 --> 37:17.227
همون خدايي که به ابراهيم دستور داد

37:17.264 --> 37:19.392
،که چاقو رو روي گلوي اسحاق بذاره

37:19.427 --> 37:23.553
کسي که گذاشت پسرش به
وحشتناک‌ترين روش بميره

37:36.073 --> 37:38.383
کاري که خواستي رو کردم؟

37:41.050 --> 37:42.010
آره

37:42.060 --> 37:44.235
چيزي يادت مياد؟

37:44.272 --> 37:47.085
نه واقعاً

37:47.120 --> 37:52.062
انگار فقط يه سري زنبود تو دلم
،بودن که وزوز مي‌کردن

37:52.115 --> 37:53.704
همشون نيشم مي‌زدن

37:53.741 --> 37:55.581
حالا اون زنبورا رفتن؟

37:55.635 --> 37:57.676
بيشترشون

37:57.679 --> 38:00.777
ولي هنوزم اون دلم حسشون مي‌کنم

38:02.004 --> 38:07.113
ولي الان فکر مي‌کنم اونه
که قايم شده... نه من

38:15.580 --> 38:20.220
تو واقعاً، واقعاً پدر من هستي؟

38:20.274 --> 38:21.779
جان آلدن؟

38:23.826 --> 38:25.164
هيچوقت شک نکن

38:33.044 --> 38:37.818
پس فرار کن و قايم شو، بابا

38:37.871 --> 38:40.215
اون داره مياد دنبالت

39:40.506 --> 39:42.682
خداحافظ پسرم

39:45.450 --> 39:47.174
تا جايي که مي‌توني از اينجا دورش کن

39:52.288 --> 39:55.587
موفق باشي، فرمانده

40:04.138 --> 40:07.823
قسم مي‌خورم نمي‌ذارم
،شيطان من رو شکست بده

40:07.876 --> 40:09.749
،و دوباره مي‌بينمت، پدر

40:09.802 --> 40:11.509
،و توي چهنم نه

40:11.512 --> 40:13.856
اينکه کنار دست راست خدا

40:23.244 --> 40:24.582
بايد پيشنهادم رو قبول ميکردي

40:24.636 --> 40:26.476
و يکي از شرکاي من مي‌شدي

40:26.513 --> 40:29.946
لااقل چند ساعت رو خوش بودي

40:29.982 --> 40:34.806
حالا فقط مرگ رو حس مي‌کني

40:42.770 --> 40:47.007
خيلي دور نيست

40:50.480 --> 40:54.970
،فرمانده جان آلدن، معشوقه‌ي جادوگران

40:55.021 --> 40:57.881
پدر ناخواسته‌ي خودِ شيطان

41:03.043 --> 41:06.068
خب، خيلي شجاعي که
به اينجا رسيدي

41:06.105 --> 41:10.995
،برخلاف شرايطي که هست ممکنه بنظر بياد
ولي من عادل هستم

41:11.031 --> 41:12.691
بيا

41:12.695 --> 41:14.355
افراد من کاري نمي‌کنن

41:16.155 --> 41:18.848
بيا. من هموني هستم که مي‌خواي

41:31.165 --> 41:34.790
گفتم عادل هستم، ولي اگه
تو يه چيزي از

41:34.826 --> 41:37.535
،مريِ دوست‌داشتنيت ياد گرفته بودي

41:37.572 --> 41:40.114
اينه که به يه جادوگر اعتماد نکن

41:45.560 --> 41:46.721
اوه، نه

41:47.805 --> 41:48.967
کاتن؟ -
نه، نه، نه -

41:48.970 --> 41:51.129
کاتن -
اَن؟ -

41:54.710 --> 41:56.754
اَن

41:56.791 --> 42:00.948
،جنگ تو تموم شده و شکست خوردي

42:00.951 --> 42:03.943
،بزودي پسرت مياد به چنگ مادر من

42:03.997 --> 42:08.437
و زنِ تو هم مياد به چنگ من

42:10.520 --> 42:15.176
وقتي که دارم گردنش رو مي‌بوسم
و اون غرق در لذت مي‌شه

42:15.229 --> 42:18.554
بهت فکر مي‌کنم

42:18.590 --> 42:21.632
،و وقتي که کيرم رو مي‌کنم توش

42:21.668 --> 42:26.874
چشمات رو اون لحظه‌اي يادم مياد
که اين تو شکم تو فرو رفت

42:49.092 --> 42:52.233
اين پسر فرمانده آلدن ـه

42:52.270 --> 42:53.462
چي؟

42:53.500 --> 42:55.833
وقت ندارين. بايد اين پسر رو نجات بدم

42:55.886 --> 42:57.335
از چا نجات بدي؟

42:57.389 --> 42:58.921
جادوگرها

42:58.974 --> 43:01.674
دنبالشن. اونا جان رو
پيدا کردن و اون الان پيش منه

43:01.677 --> 43:03.343
خب پس، با من بيا

43:03.396 --> 43:06.013
يه جايي براي مخفي شدن مي‌شناسم
که هيشکي پيدامون نمي‌کنه

43:06.015 --> 43:07.680
نه

43:07.684 --> 43:08.849
نه

43:08.903 --> 43:13.239
جان آلدن... من... من
نمي‌تونم بذارم تنها بجنگه

43:13.274 --> 43:14.689
اون جون منو نجات داد

43:14.743 --> 43:16.658
لااقل بايد واسه نجات
جونش تلاشم رو بکنم

43:16.696 --> 43:21.332
.پس اين پسر بچه رو بده به من
مي‌برم قايمش مي‌کنم

43:26.256 --> 43:28.874
باشه

43:28.877 --> 43:33.045
جان کوچولو. جان کوچولو، بيدار شو

43:33.048 --> 43:35.014
اين زن منه، اَن

43:35.051 --> 43:40.439
.همين الان باهاش برو
اون ازت مراقبت مي‌کنه

43:40.475 --> 43:44.026
تو چقدر خوب... و شجاعي

43:51.738 --> 43:53.987
چيزي نيست

43:54.041 --> 43:56.240
يه چيزي درونم هست

43:59.815 --> 44:02.733
چيزي نيست

44:02.770 --> 44:05.571
درون هممون يه چيزي هست

44:20.050 --> 44:30.051
.:: @bollbolljan_com ::.