﻿WEBVTT

00:00.655 --> 00:03.056
‫آنچه در "سیلم" گذشت...

00:06.284 --> 00:08.388
‫هیچ کسی نیست که بتونه جلوی من رو بگیره

00:08.423 --> 00:10.590
‫- چه خبر از مری؟
‫- اون مُرده

00:10.626 --> 00:13.092
‫فعلاً ادامه میدیم... بخاطر اون

00:13.128 --> 00:15.461
‫وحشت خارج از اینجا، پناهنده‌ها رو
‫به سیلم سوق میده

00:15.496 --> 00:18.464
‫که به زودی، همه‌شون،
‫از جمله پدر عزیز خودم،

00:18.499 --> 00:22.306
‫شمع‌های سوزانی خواهند بود که
‫مراسم من رو روشن میکنن

00:22.316 --> 00:24.068
‫اصلاً نمیدونی چی در انتظارته

00:24.377 --> 00:27.878
‫نیروی نظامی رو رهبری کن
‫تا منم تو رو تبرئه کنم

00:27.913 --> 00:30.480
‫خواهرم به خطر بزرگی که شما
‫رو تهدید میکنه پناه داده، ارباب...

00:30.515 --> 00:31.781
‫کاتن متر

00:31.817 --> 00:33.984
‫کاتن

00:34.019 --> 00:35.819
‫نترس

00:35.855 --> 00:37.187
‫فقط من و خودتیم

00:37.223 --> 00:38.889
‫با این عزیز میشیم سه تا

00:38.924 --> 00:41.524
‫کاری که تو و ساحره‌های اسکس،

00:41.560 --> 00:43.861
‫با برگردوندن شیطان انجام دادین...

00:43.896 --> 00:45.462
‫حالا، ببین آنچه من میبینم

00:45.497 --> 00:49.042
‫تو و مری سیبلی زمین
‫رو به شیطان تقدیم کردید

00:49.052 --> 00:53.670
‫حالا هم تو و مری سیبلی باید
‫اون رو پس بگیرید

00:53.705 --> 00:57.206
‫اینجا چی داریم؟
‫یه پرنده‌ی کوچولو برای آشیانه‌ی کوچیک من؟

00:57.242 --> 01:00.610
‫دیگه هیچوقت مجبور نمیشی
‫با عموت سروکله بزنی

01:00.645 --> 01:01.845
‫تو اینجا کار میکنی؟

01:01.880 --> 01:03.112
‫محله فاحشه‌ها

01:03.147 --> 01:04.813
‫کسی اسم این مرد رو میدونه؟

01:04.849 --> 01:07.283
‫برادر، بالاخره اومدی

01:07.318 --> 01:09.785
‫ما هممون میدونیم که این تنها شانسمونه

01:09.820 --> 01:11.053
‫اگه مردگان رو بیدار کنی،

01:11.089 --> 01:13.222
‫هیچوقت نمیفهمی واقعاً چی رو بیدار کردی

01:21.164 --> 01:23.198
‫جان

01:23.233 --> 01:25.000
‫نه!

01:30.708 --> 01:33.742
‫جان!

01:33.778 --> 01:35.777
‫جان؟

01:35.812 --> 01:37.545
‫جان!

01:37.580 --> 01:39.127
‫جان، کجایی؟

01:39.137 --> 01:40.722
‫من اینجام، جان

01:42.419 --> 01:44.886
‫اون کجاست؟

01:54.798 --> 01:56.764
‫- نه!
‫- متأسفم خواهر

01:56.800 --> 01:59.434
‫نه، از سر راهم برو کنار!

02:17.786 --> 02:19.719
‫هیس، هیس

02:25.810 --> 02:29.629
‫حالا دیگه چه بلایی سرم آوردی،
‫ملکه‌ی سلیطه‌ها؟

02:30.864 --> 02:33.914
‫فقط روحت رو از دیوار سکوت عبور دادم،

02:34.143 --> 02:36.135
‫همین تو به زندگی دوباره محکوم کرد

02:36.171 --> 02:41.140
‫و تو رو در خونه‌ی اشک‌هات تا ابد گرفتار کرد

02:41.176 --> 02:45.177
‫با تمام سرعت فرار کن، مری سیبلی

02:45.212 --> 02:47.062
‫هرگز نمیتونی از سیلم فرار کنی

02:49.216 --> 02:53.251
‫تو توسط قدرت زندگی
‫درخت نخستین

02:53.287 --> 02:55.821
‫احیا شدی

02:55.857 --> 02:59.691
‫حالا تا ابد محصور به قلمرو ریشه‌های اونی...

02:59.726 --> 03:01.026
‫محصور به سیلم

03:01.794 --> 03:04.062
‫الان این قراره جهنم شخصی من باشه؟

03:05.333 --> 03:07.432
‫شما من رو برگردوندید و روحم رو
‫به سیلم میخکوب کردید که

03:07.468 --> 03:09.567
‫فقط زجر کشیدنم رو ببینید؟

03:09.603 --> 03:11.269
‫نه، فرزندم

03:11.305 --> 03:14.672
‫این مجازات نیست، بلکه یه موهبته

03:14.708 --> 03:19.677
‫این فرصت به تو داده شده
‫که تمام گناهانت رو جبران کنی

03:19.713 --> 03:21.846
‫گناهان من؟

03:22.363 --> 03:25.683
‫ای فاحشه‌ی کثیف دروغگو!

03:25.719 --> 03:28.987
‫گناهان من، گناهان تو هستن

03:29.022 --> 03:32.289
‫ما همه مسئولیم

03:32.325 --> 03:36.560
‫ما با همدیگه شکار ساحره‌ها
‫تبدیل به شکار شکارچیان ساحره‌ها کردیم

03:37.177 --> 03:39.363
‫و عدالت رو در حق همه‌ی خواهرانمون اجرا کردیم

03:39.399 --> 03:41.965
‫خواهرانی که در دوره‌ی قبل سوختن و دار زده شدن

03:42.001 --> 03:44.301
‫ولی شیطان دروغ گفت،

03:44.337 --> 03:47.738
‫و اون فقط و فقط عدالت رو
‫برای خودش به ارمغان میاره

03:47.773 --> 03:50.574
‫و مرگ و بردگی رو برای بقیه

03:50.609 --> 03:53.476
‫حقیقت داره. من خودم دیدمش

03:53.512 --> 03:55.512
‫شیطانی که تو رو برای به دنیا آوردنش
‫هدایت کردیم،

03:55.548 --> 03:58.214
‫این سرزمین رو به بردگی درمیاره
‫مگه اینکه ما جلوش رو بگیریم

03:58.250 --> 03:59.516
‫- ما باید...
‫- ما؟ ما؟

03:59.552 --> 04:00.684
‫نه

04:00.719 --> 04:02.152
‫نه، اگه میخواین اینا رو جبران کنین،

04:02.187 --> 04:04.587
‫پس باید بدون من جبرانش کنین!

04:04.622 --> 04:06.589
‫در تمام بهشت و تمام زمین

04:06.624 --> 04:10.060
‫تو تنها کسی هستی که میتونی نابودش کنی

04:10.095 --> 04:13.196
‫تو و اون در یک جسم بودید

04:13.231 --> 04:16.228
‫تو جسمش رو در رَحِم‌ـت شکل دادی

04:16.238 --> 04:19.502
‫من قبلاً تنها کسی که تو این
‫دنیا دوستش داشتم رو نجات دادم

04:19.538 --> 04:21.003
‫خب، عذر میخوام که اینو بهت میگم

04:21.039 --> 04:24.139
‫ولی فداکاری تو سرانجامش هیچ بوده

04:24.149 --> 04:28.210
‫هیچکس رو نجات نداده، بخصوص جان آلدن

04:46.730 --> 04:49.398
‫اگه میخوای جون عشقت رو نجات بدی،

04:49.433 --> 04:52.601
‫کشتن خودت کافی نیست

04:53.534 --> 04:55.508
‫باید پسرت رو بکشی

05:39.921 --> 05:44.450
‏.::  www.bolboljan.net ::.

05:45.313 --> 05:47.120
‫ای حیف نون احمق

05:47.156 --> 05:49.623
‫من مری رو نکشتم. نجاتش دادم

05:52.127 --> 05:53.660
‫چی؟

05:53.695 --> 05:56.863
‫با درست کردن یه سوراخ تو گردنش
‫و خالی کردن تمام خون بدنش؟

05:56.898 --> 05:58.698
‫تو لیاقتش رو نداشتی

05:58.733 --> 06:00.199
‫چی؟

06:00.234 --> 06:02.301
‫به اندازه‌ای خون براش باقی گذاشتم که زنده بمونه،

06:02.336 --> 06:05.905
‫که از سیلم آزاد بشه... حتی از من

06:06.871 --> 06:09.956
‫حتما درحالی که دو دستی به زندگی
‫رقت‌انگیزت چسبیده بودی تو رو پیدا کرده

06:09.966 --> 06:13.216
‫و آخرین قطرات خونش رو حرومِ تو کرده

06:14.248 --> 06:15.982
‫تو اون رو کشتی، فرمانده

06:16.732 --> 06:19.385
‫انگار که گلوش رو بریده باشی

06:20.355 --> 06:23.429
‫باید امروز صبح نجابت به خرج میدادی
‫و میذاشتی دارت بزنن

06:23.439 --> 06:25.057
‫آقایون!

06:26.394 --> 06:28.760
‫آقایون، لطفاً!

06:29.107 --> 06:34.599
‫نجات سیلم متکی به
‫شانه‌های دو نفره

06:34.634 --> 06:39.337
‫و من نمیتونم بذارم یکی از
‫شما این دو رو تبدیل به یک کنه

06:39.372 --> 06:43.208
‫فرمانده آلدن، تو به من قولِ
‫سربازانِ ورزیده دادی

06:43.243 --> 06:44.768
‫بهشون نیاز داریم

06:44.778 --> 06:47.478
‫ممکنه دشمن همین الان
‫پست دروازه‌ها باشه

06:47.514 --> 06:51.148
‫همه‌ی دشمن‌ها تو جنگل نیستن

07:02.395 --> 07:06.363
‫پس همه‌چیز به اینجا ختم میشه

07:06.696 --> 07:10.500
‫امید بزرگ طایفه‌های کاتن و متر،

07:10.536 --> 07:16.320
‫تبدیل شده به اسباب دست
‫ساحره‌ها و عاشقان اهریمن

07:22.481 --> 07:24.114
‫خواهش میکنم

07:24.705 --> 07:27.050
‫- بذار بزنم
‫- نه

07:27.085 --> 07:31.221
‫نمیتونم... و اجازه نمیدم که
‫خودت رو نابود کنی،

07:31.257 --> 07:34.224
‫نه میذارم اونا نابودت کنن

07:37.148 --> 07:41.064
‫زمان، بهمون راه رو نشون میده
‫فقط اگه تو بهش اجازه بدی

07:41.099 --> 07:43.599
‫زناشویی واقعیمون هنوز شروع نشده

07:43.635 --> 07:46.136
‫بچه‌هایی که ممکنه در آینده داشته باشیم...

07:50.642 --> 07:53.602
‫اگه میخوای تحمل کنم،
‫یه نوشیدنی نیاز دارم

07:53.612 --> 07:56.579
‫و براون جنکینز بیچاره رو غرق کنی؟ فکر نکنم

08:04.089 --> 08:09.558
‫متوجه نیستی که تو... هممون
‫تو چه خطری هستیم

08:10.231 --> 08:13.195
‫قدرتی که الان به سیلم فرمانروایی
‫میکنه خیلی بیشتر از قدرت منه

08:13.230 --> 08:17.933
‫و کلاً نیتش شومه

08:17.968 --> 08:22.204
‫باید بهم اعتماد کنی و اینو بدونی که
‫هرکاری میکنم برا تو ـه

08:22.239 --> 08:25.373
‫برای حفاظت از تو، برای آینده‌مون

08:26.539 --> 08:29.010
‫من در دستان تو هستم

08:29.045 --> 08:31.680
‫دستان اون نه، بلکه
‫در دستان ارباب تاریکی هستی

08:31.715 --> 08:33.114
‫به کاتن دست بزن

08:33.149 --> 08:35.777
‫تا این دیوارها رو با دل و روده‌ت رنگ کنم.
‫اون پسر هم به درک

08:35.787 --> 08:38.820
‫ارباب کوچولومون فقط با شوهرت کار داره

08:39.623 --> 08:41.589
‫مردم ترسیده‌ان

08:41.625 --> 08:44.288
‫باید صحبت‌های کشیش کاتن متر رو بشنون

08:44.298 --> 08:46.888
‫و اینکه مردم ترسیدن
‫برای شیطان چه اهمیتی داره؟

08:46.898 --> 08:51.403
‫حتی بی‌رحم‌ترین قصاب هم میدونه
‫که نباید بذاره گاو از چیزی که در انتظارشه خبردار بشه

08:51.413 --> 08:54.401
‫ترس گوشت رو فاسد میکنه

08:54.437 --> 08:57.972
‫من به اون خدمت نمیکنم

08:58.679 --> 09:01.134
‫ترجیح میدم بمیرم

09:01.144 --> 09:04.277
‫اولین لحظه‌ای که اجازه داشته باشم
‫خودم رو میکشم

09:04.313 --> 09:06.580
‫حرفت رو باور نمیکنم

09:07.011 --> 09:10.075
‫بنظرم من و تو بیشتر از این حرفا
‫شبیه همیم

09:10.085 --> 09:13.010
‫و جفتمون میدونیم که شهادت
‫فقط برای نادون‌هاست

09:13.020 --> 09:17.608
‫نادون‌هایی که رویای یه مرگ باشکوه رو دارن
‫که براشون تضمین میکنه یادشون تا ابد زنده‌ست

09:17.618 --> 09:20.260
‫شخصاً، ترجیح میدم که
‫به جای یادم

09:20.295 --> 09:22.462
‫خودم تا ابد زنده باشم

09:22.497 --> 09:26.032
‫و بنظرم تو هم در اعماق
‫وجودت با من هم‌نظری

09:32.452 --> 09:36.141
‫اگه من اشتباه میکنم و
‫تو میخوای خودت رو به شهادت برسونی،

09:36.177 --> 09:39.412
‫این فرصت رو تو سرای جلسه به دست میاری

09:39.447 --> 09:41.647
‫حرف اشتباه رو بزن تا بمیری

09:41.683 --> 09:44.617
‫حرف درست رو بزن تا زنده بمونی

09:44.652 --> 09:48.153
‫در هر صورت قربانی‌ها خورده میشن

09:48.189 --> 09:50.784
‫فقط این خدمت کوچیک رو بهش بکن،

09:50.794 --> 09:54.726
‫اونم به تو و خواهرم اجازه میده
‫تا ابد با هم خوشبخت باشین

09:56.702 --> 09:58.490
‫این فرصت ماست

09:59.545 --> 10:01.233
‫فرصت؟

10:03.184 --> 10:05.871
‫یه فرصت برای نابود کردن
‫تمام ارزش‌هایی که تو زندگیم داشتم

10:06.653 --> 10:09.789
‫میخوای من بشم بزِ رهبر گله
‫و مردم خودم رو به سمت ذبح شدن هدایت کنم

10:09.799 --> 10:12.911
‫نه، میخوام زنده بمونی

10:18.151 --> 10:21.918
‫بیشتر مردان به همون صورت
‫که متولد شدن از دنیا میرن... با درد

10:21.928 --> 10:26.831
‫ولی درد این مرد حتماً
‫خیلی استثنایی بوده

10:26.866 --> 10:30.979
‫تمام استخوان‌های بدنش...

10:33.502 --> 10:35.291
‫له شدن

10:35.301 --> 10:36.674
‫پس مرگ مشکوکیه؟

10:37.078 --> 10:40.988
‫خب، تو محله‌ی فاحشه‌ها همه
‫مرگ‌ها مشکوکن

10:41.429 --> 10:43.261
‫این با بقیه چه فرقی داره؟

10:43.508 --> 10:46.149
‫هر مردی... حتی یه مرد بدبخت...

10:46.185 --> 10:49.720
‫حتی یه مرد شرور...
‫لایق یه مرگ با احترام هست

10:49.755 --> 10:53.557
‫- بنظرم برای بدست آوردن احترام حداقل اسمش لازمه
‫- اون رو میتونم برات حل کنم

10:53.592 --> 10:56.026
‫بیشتر از یه بار براش بخیه زدم

10:56.559 --> 11:02.061
‫نیک لند... قمارباز،
‫دزد، دائم‌الخمر و دلال دختر

11:02.167 --> 11:04.134
‫فامیلی چیزی هم داشت؟

11:04.169 --> 11:05.635
‫الیس

11:05.670 --> 11:08.071
‫بهت اطمینان میدم یه قطره
‫اشک هم براش نمیریزه

11:08.811 --> 11:14.176
‫- چرا؟
‫- بهت گفتم دلال دختره. دلال الیس‌ـه

11:27.081 --> 11:30.492
‫من کاربرد بهتری برای اون دست‌های
‫باارزش میشناسم

11:32.761 --> 11:34.063
‫مری!

11:37.168 --> 11:38.926
‫نه، امکان نداره

11:38.936 --> 11:41.237
‫ولی امکان داره، عشقم

11:41.272 --> 11:43.005
‫چطور؟

11:43.496 --> 11:46.208
‫من دفنت کردم

11:54.485 --> 11:56.685
‫من دنیای دیگه رو دیدم، جان

11:56.720 --> 11:59.020
‫اونجا زندگی وجود نداره، عشق وجود نداره

11:59.055 --> 12:02.724
‫ما فقط اینجا و این لحظه رو داریم

12:04.261 --> 12:06.194
‫باشه، پس بیا فرار کنیم

12:06.229 --> 12:08.329
‫میتونیم قبل از اینکه
‫کسی بیدار بشه فرار کنیم

12:08.365 --> 12:10.198
‫جان، من هیچوقت نمیتونم از اینجا برم

12:10.772 --> 12:12.967
‫جادویی که من رو زنده کرد
‫من رو اینجا زندانی کرده

12:13.003 --> 12:16.004
‫باید باقی عمرم رو تو سیلم سپری کنم

12:16.552 --> 12:19.052
‫هر کاری که باید انجام بدی،
‫با هم انجامش میدیم

12:19.641 --> 12:21.141
‫بهم بگو

12:21.676 --> 12:27.080
‫واسه صحبت در مورد اون وقت هست،
‫فعلاً چیزی که نیاز دارم صحبت نیست

12:27.116 --> 12:28.549
‫جان

12:28.584 --> 12:31.184
‫من اون طرف دیوار خواب رو دیدم

12:31.220 --> 12:34.889
‫زنده بودم و مُردم و دوباره زنده شدم

12:34.924 --> 12:40.127
‫و الان، تنها چیزی که میخوام
‫اینه که تو رو درون خودم حس کنم

12:41.236 --> 12:42.629
‫میتونی اینکارو بکنی؟

12:50.701 --> 12:53.973
‫بذار شیطان یه شب دیگه
‫هم به دنیا حکومت کنه

13:17.985 --> 13:19.881
‫داری کجا میری؟

13:19.891 --> 13:22.140
‫جایی که فقط من میتونم برم

13:23.228 --> 13:24.560
‫نه

13:24.595 --> 13:26.129
‫تنهایی نه

13:26.164 --> 13:28.131
‫کمکی از دست تو برنمیاد، جان

13:28.166 --> 13:29.598
‫من جسم اون پسر رو ساختم

13:29.634 --> 13:31.066
‫فقط من میتونم نابودش کنم

13:31.101 --> 13:33.829
‫گفتی بهم میگی،
‫گفتی وقت هست

13:33.839 --> 13:35.938
‫دروغ گفتم

13:35.973 --> 13:39.675
‫وقت نیست... به هیچ وجه

13:40.155 --> 13:44.513
‫اگه موفق بشم، یه عمر
‫وقت داریم

13:44.895 --> 13:46.791
‫اگه شکست بخورم...

13:49.031 --> 13:50.919
‫پس حداقل قبل از اینکه تاریکی
‫ما رو دربربگیره

13:50.955 --> 13:53.021
‫یه بار دیگه عشقت رو درون خودم حس کردم

13:55.890 --> 13:58.049
‫شرمنده‌ام، عشقم

13:58.172 --> 14:01.385
‫شاید خودخواهی کردم
‫که اومدم اینجا

14:02.786 --> 14:04.598
‫ولی خب، منم دیگه

14:07.838 --> 14:10.465
‫به واسطه‌ی قدرت عشقی که
‫با تمام وجود میخواهمش،

14:11.399 --> 14:14.676
‫منی که از گور برخاسته‌ام را جادو ببخش

14:30.460 --> 14:34.071
‫سریع برو، وگرنه دیگه
‫برای صدقه گدایی نمیکنی

14:34.081 --> 14:37.259
‫- بخشش رو گدایی میکنی
‫- من گدا نیستم، جناب

14:37.893 --> 14:41.532
‫من مادرشم،
‫و میخوام پسرم رو ببینم

14:48.970 --> 14:52.521
‫قسم میخورم خونه من
‫چنین راهرویی نداشت

14:59.954 --> 15:03.856
‫الان دیگه خونه‌ی تو نیست، خونه‌ی اونه

15:45.421 --> 15:47.536
‫این اتاق نیک لند ـه؟

15:52.491 --> 15:54.140
‫تو باید الیس باشی

15:54.554 --> 15:56.651
‫بابت مصیبتت تسلیت میگم

15:57.618 --> 15:59.043
‫مصیبتم؟

15:59.079 --> 16:00.711
‫کدومش؟

16:00.746 --> 16:02.146
‫پدر و مادرم؟

16:02.182 --> 16:03.914
‫- از دست دادن بکارتم؟
‫- عموت

16:03.950 --> 16:07.618
‫اون مصیبت نبود...
‫نه برای من نه هیچکس دیگه

16:09.722 --> 16:11.589
‫وقت ندارم درباره‌ش با تو صحبت کنم.
‫حالا اگه بهم اجازه بدی...

16:11.624 --> 16:14.488
‫من جسد عموت رو تو مسیر رفت و آمد پیدا کردم

16:15.378 --> 16:17.731
‫در حالی که خوک‌ها گوشتش رو میخوردن

16:22.501 --> 16:24.281
‫من یه خونه‌ی جدید دارم...

16:25.276 --> 16:27.620
‫و کسی که بهم اهمیت میده

16:31.650 --> 16:33.536
‫شاید خودش پریده بیرون...

16:34.713 --> 16:37.447
‫از اون همه بدبختی که برای من
‫درست کرد سرافکنده بوده

16:37.738 --> 16:39.729
‫آره، شاید

16:42.210 --> 16:45.285
‫اگه من میخواستم از پنجره بپرم بیرون...

16:49.989 --> 16:52.383
‫فکر کنم اول پنجره رو باز میکردم

16:52.393 --> 16:54.393
‫ولی بازم، این فقط...

17:25.558 --> 17:27.262
‫خودکشی نکن

17:27.297 --> 17:30.330
‫نه بخاطر اسمت، نه بخاطر غرورت

17:30.911 --> 17:33.101
‫تو حاضری من تو نمایش پلیدی بازی کنم

17:33.137 --> 17:35.361
‫که خود شیطان نویسنده‌شه

17:35.371 --> 17:36.837
‫آره...

17:40.400 --> 17:42.544
‫اگه باعث نجاتت میشه

17:42.924 --> 17:44.780
‫ولی بعنوان چی؟

17:45.044 --> 17:50.485
‫یه سایه‌ی ضعیف از یه مرد
‫که لباس غم‌انگیز جسم رو بر تن داره

17:52.589 --> 17:55.986
‫میدونم آخرش کار خودت رو میکنی،
‫هر بهایی هم که داشته باشه

17:58.961 --> 18:01.696
‫برخلاف انتظار امیدوارم من رو انتخاب کنی

18:05.291 --> 18:07.034
‫زندگی رو انتخاب کن

18:24.997 --> 18:28.822
‫همیشه کاری میکنه سر و قلبت
‫سرگردون بمونه

18:32.728 --> 18:36.300
‫- کجاست؟
‫- تو راهروهای خونه‌ش قدم میزنه

18:36.310 --> 18:39.810
‫منتظر یه لحظه‌ست که با موجودی
‫که پسرش بود تنها بشه

18:42.388 --> 18:45.404
‫احتمال کم و اما کافی‌ای هست که موفق بشه

18:45.440 --> 18:47.940
‫هر کاری که بکنی فقط این احتمال رو کم میکنه

18:49.777 --> 18:54.046
‫اگه میخوای دوباره ببینیش،
‫باید به حرف من گوش کنی

18:54.516 --> 18:57.383
‫اونوقت من چرا باید یه کلمه
‫از حرفات رو باور کنم؟

18:57.672 --> 19:01.486
‫چون وقتی من از تو حرف زدم
‫اون حرفام رو باور کرد

19:01.941 --> 19:05.057
‫فکر میکنی چجوری
‫راضی‌ـش کردم برگرده اینجا؟

19:05.092 --> 19:09.493
‫از عشقش به من استفاده کردی
‫که دوباره زندگیش رو به خطر بندازه؟

19:11.412 --> 19:13.932
‫ای سلیطه‌ی دورو

19:14.875 --> 19:17.369
‫متأسفانه اینجا نیستم،
‫به خوبی مخفی شدم

19:18.122 --> 19:22.206
‫اگه بفهمه که علیهش دسیسه چیدیم،
‫جون مری بخاطر هیچ به فنا میره

19:22.709 --> 19:25.009
‫باشه، تو قایم شو.
‫من میرم از اونجا میارمش بیرون

19:25.044 --> 19:27.612
‫اگه دوستش داری، بهش اعتماد کن و همینطور من

19:27.648 --> 19:32.216
‫دوستش دارم، و دارم سعی میکنم
‫که بهش اعتماد کنم. ولی تو؟

19:32.880 --> 19:34.952
‫- هرگز
‫- چه ناامیدکننده

19:35.731 --> 19:38.101
‫باید به وسیله دو تا کله‌شق
‫احمق که فقط میخوان همدیگه

19:38.111 --> 19:40.311
‫رو نجات بدن، دنیا رو نجات بدم

19:43.964 --> 19:45.629
‫از من چی میخوای؟

19:45.665 --> 19:49.132
‫تو قبلاً دیدی بیرون سیلم
‫یه جنگ عادی نیست

19:49.168 --> 19:50.918
‫که در حال رخ دادنه

19:52.147 --> 19:54.411
‫تا وقتی که مری داخل سیلم جنگ درست میکنه،

19:54.421 --> 19:57.421
‫تو باید بیرون از سیلم بعنوان
‫یه سرباز اینکارو بکنی

19:57.960 --> 20:00.960
‫و باید این آدم‌های ساده‌لوح رو هم به سرباز تبدیل کنی

20:01.431 --> 20:03.931
‫چون که جنگ واقعی تازه داره شروع میشه

20:24.167 --> 20:26.202
‫مامان

20:30.468 --> 20:32.709
‫من از دیوار سیاه خواب رد شدم

20:32.744 --> 20:37.219
‫و از گورم برخاستم چون که
‫نمیتونم حقیقت رو انکار کنم

20:39.333 --> 20:41.076
‫تو پسر منی،

20:41.086 --> 20:44.320
‫و ما تا ابد متعلق به همیم

20:44.687 --> 20:47.522
‫خیلی وقت بود که منتظر بودم
‫این حرفا رو از دهنت بشنوم

20:48.005 --> 20:51.060
‫و بهت قول میدم خیلی خوشبخت خواهی بود

20:52.202 --> 20:55.196
‫همین که اینجام و تو رو در آغوش گرفتم،

20:55.833 --> 20:57.298
‫یعنی خوشبختم

21:07.725 --> 21:09.644
‫پس حقیقت داره

21:10.351 --> 21:13.014
‫این همون ماده‌خوکیه که

21:13.985 --> 21:17.324
‫با متولد کردن دنیای جدیدمون مورد لطف قرار گرفته

21:23.364 --> 21:25.804
‫این برای اون آقایونه

21:30.874 --> 21:32.538
‫همونی که فرمانده مینوشه

21:32.573 --> 21:34.106
‫بله آقا

21:41.815 --> 21:45.183
‫به افتخار فرمانده جان آلدن...
‫قهرمان نهر خونین،

21:45.218 --> 21:48.352
‫مرداب عظیم، آبشار ترنر
‫و ماونت هوپ

21:48.388 --> 21:50.421
‫به افتخار شما، قربان

21:50.457 --> 21:52.757
‫اصلاً تو باغ نیستی، مرد کوچولو،

21:52.767 --> 21:54.926
‫قصه‌هات هم همینطور

21:54.962 --> 21:58.096
‫توی اون جنگ‌ها هیچ قهرمانی وجود نداشت

21:58.131 --> 22:01.099
‫من که جای خود دارم

22:01.134 --> 22:05.403
‫تنها تفاوت بین من و بقیه اینه که...

22:05.438 --> 22:09.607
‫من هنوز زنده‌ام، کم و بیش

22:09.642 --> 22:13.411
‫روش جالبی برای روحیه
‫دادن به سربازانته

22:14.097 --> 22:17.380
‫- سربازانم؟
‫- گردنت رو از طناب دار نجات ندادم

22:17.416 --> 22:21.852
‫که بیای با مشروب خوردن جیب آقای لمب رو پر کنی

22:21.887 --> 22:24.321
‫منتظر اولین لیست اسامی ارتشت هستم

22:24.331 --> 22:27.257
‫همین امروز، فرمانده

22:39.657 --> 22:43.440
‫خب، آیا کاتن متر بزرگ
‫به خواسته‌های من تن میده؟

22:43.475 --> 22:46.510
‫خب، اون مرد مغرور و کله‌شقیه...

22:46.545 --> 22:50.980
‫از صف طولانی پیورتن‌های کله‌شق، ولی...

22:51.867 --> 22:55.184
‫اگه قمار باز بودم، که هستم،

22:55.219 --> 22:59.321
‫طلامو رو این شرط میبستم که
‫خواهرم قبل از تموم شدن روز بیوه میشه

22:59.357 --> 23:02.224
‫در هر صورت سرگرمی جالبی میشه

23:54.991 --> 23:56.410
‫بله

23:57.140 --> 24:01.390
‫ریسمان‌های پنهان عشق مادری،
‫مری عزیزمون رو به ما برگردونده‌اند

24:03.849 --> 24:07.354
‫حتماً تو هم مثل من از
‫بازگشتش خشنودی؟

24:07.813 --> 24:09.523
‫بله

24:09.558 --> 24:11.858
‫بله، البته

24:12.342 --> 24:14.660
‫چیزی که حقیقتاً مال کسی
‫باشه رو نمیشه ازش گرفت

24:14.696 --> 24:19.523
‫این در مورد مادرم صدق میکنه، و البته
‫بنظرم کل زمین

24:30.044 --> 24:34.146
‫نمیدونم چطور، ولی حقیقت داره

24:34.181 --> 24:37.249
‫- تو برگشتی
‫- برای تو نه. برای پسرم

24:39.930 --> 24:44.356
‫حتی من هم اونقدر مغرور نیستم
‫که فکر کنم خورشید فقط برای من طلوع میکنه

24:44.885 --> 24:48.393
‫ولی خیالم راحت شد و
‫شاکرم که این خورشید طلوع کرده

24:53.467 --> 24:56.601
‫اگه یه بیشتر از یه زندگی دیگه داشتم
‫شاید با تو میگذروندمش

24:56.637 --> 25:00.372
‫ولی فقط این یکی رو دارم
‫و اینم مال اونه

25:00.952 --> 25:02.307
‫بیا

25:02.342 --> 25:05.441
‫وقتشه که از خواهرت و شوهر
‫خوبش پذیرایی کنیم

25:05.935 --> 25:09.247
‫علاوه بر اون، مادر عزیزم و
‫مورد اعتمادترین دوستم

25:09.282 --> 25:11.916
‫حرف‌های زیادی برای گفتن دارن

25:20.100 --> 25:22.780
‫- تا جایی که من میدونم، الیس لند...
‫- کی؟

25:22.790 --> 25:25.396
‫برادرزاده‌ی اون مرد فوت شده،
‫اخیراً به یه فاحشه‌خونه ملحق شده

25:25.431 --> 25:28.399
‫بنظر میرسه مالک جدید اونجا
‫داره دخترای خیابونی رو استخدام میکنه

25:28.434 --> 25:32.148
‫- قطعاً
‫- و وقتی عمو ـه با از دست دادن
‫برادرزاده‌ش مخالفت کرد

25:32.158 --> 25:34.219
‫که تنها منبع درآمدش بود

25:34.229 --> 25:37.527
‫یکی که احتمالاً همون رئیس جدید
‫فاحشه‌خونه باشه، دخلش رو آورده

25:37.537 --> 25:39.642
‫ساکنان محله فاحشه‌ها

25:39.678 --> 25:43.536
‫حیوون‌تر از انسانن

25:44.100 --> 25:47.017
‫کاراشون هیچ تعجبی نداره

25:49.680 --> 25:51.726
‫ولی نیک لند چطور؟

25:51.736 --> 25:54.222
‫اونم تا فردا جنازه میشه

25:54.232 --> 25:56.640
‫در این حین، خودم شخصاً

25:56.650 --> 26:00.129
‫به موضوع فاحشه‌خونه‌ی سیلم رسیدگی میکنم

26:27.802 --> 26:30.191
‫به آشیانه‌ی پرندگان من خوش اومدین

26:30.629 --> 26:32.991
‫پرنده‌ای رو میبینی که بخوای
‫باهاش یه آشیانه شریک بشی؟

26:33.001 --> 26:36.264
‫لزومی نداره. کارم شدیداً مهمه، خانم...

26:36.299 --> 26:39.705
‫از اون کارهایی که بهتره
‫خصوصی در موردشون صحبت بشه

26:39.715 --> 26:44.138
‫مگه اینکه تمایل داشته باشین که
‫نیروی نظامی من، صبح اینجا تشریف بیارن

26:46.959 --> 26:48.413
‫خب، اجازه هست؟

26:49.152 --> 26:51.311
‫نسبت به یه خانم مستمند،

26:51.321 --> 26:53.547
‫معلومه که اینجا خوب از
‫پس خودت براومدی

26:53.583 --> 26:55.483
‫اونم در چنین زمان کوتاهی

26:55.518 --> 26:57.919
‫تو شهوت مردها، طلا نهفته‌ست

26:57.954 --> 26:59.453
‫و میشه اینطور گفت که...

26:59.489 --> 27:02.322
‫تقاضاهای مخفیانه‌ی قابل توجهی در سیلم داریم

27:02.358 --> 27:03.591
‫تقاضای مخفیانه؟

27:03.626 --> 27:04.925
‫- قطعاً
‫- بله

27:04.960 --> 27:07.624
‫بالاخره یه زن پیدا شد که از کاسبی سرش باشه

27:07.862 --> 27:09.630
‫لطفاً بگید چه خدمتی میتونم بهتون بکنم؟

27:09.665 --> 27:13.133
‫میشه گفت من با رئیس سابق اینجا

27:13.168 --> 27:14.935
‫قول و قراری داشتم...

27:14.970 --> 27:16.636
‫خدا رحمتش کنه

27:16.671 --> 27:18.472
‫و آماده‌ام که همون حفاظت سخاوتمندانه

27:18.482 --> 27:23.010
‫رو به تشکیلات دلربای شما هم پیشنهاد کنم

27:23.045 --> 27:25.178
‫تا وقتی که یه درصد منصفانه به

27:25.214 --> 27:29.216
‫محافظ جدید این فاحشه‌خونه... که من باشم، برسه

27:29.251 --> 27:31.874
‫و جنابعالی درصد منصفانه‌ای که
‫در نظرتونه چیه؟

27:31.884 --> 27:34.231
‫خب، من به هیچ وجه آدم طماعی نیستم

27:34.241 --> 27:37.482
‫میشه گفت، شاید، 50 درصد؟

27:37.492 --> 27:39.893
‫50 درصد؟

27:40.748 --> 27:43.385
‫- 30 درصد چطوره؟
‫- 60 درصد چطوره؟

27:43.395 --> 27:46.332
‫- 40 درصد
‫- 70 درصد

27:46.367 --> 27:49.835
‫چونه زدن اینجوری نیست.
‫داری اشتباهی انجامش میدی

27:49.870 --> 27:52.038
‫من هیچوقت چونه نمیزنم

27:53.675 --> 27:55.390
‫پس شد همون 50 درصد

27:58.069 --> 28:01.080
‫باعث افتخاره،
‫ولی البته مایه‌ی خوشحالی

28:01.115 --> 28:04.883
‫که با مردی به سرسختی و
‫استواری شما در کار

28:04.919 --> 28:06.919
‫شراکت میکنم

28:11.338 --> 28:13.125
‫به عشق کسب و کار

28:13.135 --> 28:14.860
‫و همچنین کسب و کارِ عشق

28:14.895 --> 28:16.094
‫

28:20.083 --> 28:21.339
‫

28:37.786 --> 28:40.150
‫یه معامله عادلانه، پیشی پیر

28:40.535 --> 28:42.870
‫من نورت رو به تو برمیگردونم،

28:42.880 --> 28:45.122
‫و تو دیدگان من رو بهم برمیگردونی

30:01.331 --> 30:03.898
‫اونا وحشیا رو میفرستن به جنگ،

30:03.934 --> 30:06.795
‫پس ما هم به نوعی وحشی میشیم

30:06.971 --> 30:10.172
‫اگه میخواین زنده بمونین،
‫اگه میخواین این شهر زنده بمونه

30:10.207 --> 30:13.708
‫پس هر چیزی که فکر میکنین
‫از جنگ حالیتونه رو فراموش کنین

30:20.555 --> 30:23.618
‫انگشت شستتون میره تو چشم طرف،

30:24.520 --> 30:27.889
‫یا چاقوتون میره تو شکم طرف،
‫سرنوشتتون به همین بستگی داره

30:27.924 --> 30:31.125
‫پس... بیاین ببینم چی تو چنته دارین

30:36.109 --> 30:38.065
‫بعدی کیه؟

30:42.254 --> 30:46.407
‫حالا تو... تو رو یادم میاد

30:58.789 --> 31:00.453
‫تو

31:00.855 --> 31:03.121
‫تو تنهایی خوب میجنگی

31:03.131 --> 31:04.758
‫همین زنده نگهت میداره

31:05.298 --> 31:08.528
‫تا همین الانم اینطور بوده. تمام عمرم تنها بودم

31:09.889 --> 31:11.114
‫آره

31:25.179 --> 31:27.412
‫بفرمایید داخل، لطفاً

31:30.852 --> 31:34.987
‫دارم میبینم که پشت چشمات پنهان شدی

31:38.726 --> 31:42.494
‫واقعاً فکر میکردی میتونی
‫خیلی راحت و بی دردسر برگردی اینجا؟

31:42.530 --> 31:44.329
‫نه

31:44.365 --> 31:47.132
‫- نه میدونستم سوالاتی در کار خواهد بود
‫- خوبه

31:47.168 --> 31:50.869
‫سوال که قطعاً خواهد بود، و همینطور درد

31:56.181 --> 31:59.410
‫سوالاتی که با درد همراه نباشن،

32:00.024 --> 32:02.947
‫مثل سکه حلبی میمونن

32:03.455 --> 32:05.249
‫میتونی صورت یه پادشاه رو، روشون حک کنی

32:05.285 --> 32:08.085
‫اما بی‌ارزش باقی میمونن...
‫هیچ طلایی ندارن

32:08.987 --> 32:11.398
‫من اون طلا رو میخوام

32:11.609 --> 32:15.593
‫صداقت طلایی و درد حقیقی تو

32:22.824 --> 32:24.525
‫حالا بگو ببینم...

32:24.806 --> 32:27.370
‫چطور شد که اومدی اینجا؟

32:28.621 --> 32:31.755
‫بانو ماربرگ دستور مرگ من رو داد

32:31.765 --> 32:35.833
‫پسرش، نجیب‌زاده...
‫سباستین... فریبش داد

32:35.868 --> 32:38.503
‫خون کافی برای زنده موندنم برام باقی گذاشت

32:38.538 --> 32:39.900
‫ولی...؟

32:41.474 --> 32:45.075
‫خون باقیمونده رو برای
‫نجات مردی که عاشقش بودم دادم

32:45.111 --> 32:48.546
‫ولی میخواستم برای عشقی
‫که حتی از اونم بزرگتر بود زندگی کنم

32:48.581 --> 32:52.038
‫از خاک به سمت نور مهتاب خزیدم

32:52.637 --> 32:54.451
‫و برگشتم به سیلم

32:54.972 --> 32:56.787
‫برگستی پیش معشوقت

32:57.745 --> 32:59.990
‫فقط برای اینکه ازش خداحافظی کنم

33:00.026 --> 33:01.492
‫چرا؟

33:03.311 --> 33:07.364
‫خلقت همه‌ی عشق‌ها یکسان نیست

33:07.399 --> 33:10.534
‫من دیگه فقط یه زن نیستم،
‫بلکه یه مادرم

33:10.569 --> 33:12.935
‫و عشقم متعلق به فرزندمه

33:12.971 --> 33:16.673
‫فرزندت دیگه وجود نداره

33:16.708 --> 33:19.909
‫قلب مادری من با هر تپش
‫این رو انکار میکنه

33:19.944 --> 33:22.412
‫پسر من هنوز درونشه

33:22.447 --> 33:25.181
‫من اون رو مثل یه بچه‌ی بی‌مادر رها نمیکنم

33:25.216 --> 33:28.651
‫بچه‌ی بی‌مادر؟

33:29.082 --> 33:33.089
‫مثل اینکه واقعاً نمیدونی اون چیه...

33:33.540 --> 33:36.292
‫ما چی هستیم

33:36.327 --> 33:40.830
‫بهت اطمینان میدم هیچکدوم ما
‫هیچوقت بچه نبودیم

33:41.743 --> 33:44.366
‫هیچوقت متولد نشدیم

33:49.385 --> 33:51.006
‫تو چی هستی؟

33:51.412 --> 33:53.585
‫اولین مخلوقات خدا...

33:55.379 --> 33:58.051
‫و جاودان‌ترینشون

33:59.316 --> 34:02.250
‫و ما قبلاً با هم دیدار داشتیم

34:03.149 --> 34:04.753
‫هرگز

34:04.788 --> 34:06.955
‫هفت سال پیش

34:06.990 --> 34:11.426
‫وقتی که رگ ارباب تاریکی
‫از رحم تو گرفته شده بود

34:11.461 --> 34:13.628
‫برای کمک مینالیدی

34:13.663 --> 34:16.831
‫من در قالب یه گروه اومدم

34:16.866 --> 34:20.000
‫زمین اطرافت دهن باز کرد،

34:20.036 --> 34:24.105
‫و یه گروه حشرات از زمین بیرون اومدن

34:24.140 --> 34:28.075
‫روی شکمت و میان سینه‌ت

34:28.111 --> 34:30.511
‫اونا من هستن

34:30.932 --> 34:33.714
‫من و اون گروه یکی هستیم

34:34.080 --> 34:39.750
‫هزاران پای من روی جسم تو راه رفتن

34:39.822 --> 34:43.991
‫یه روز، درون تو لونه میکنم...

34:44.562 --> 34:46.227
‫و میبلعمت

34:49.331 --> 34:54.635
‫حالا تمام حقیقت رو متوجه میشم

35:01.934 --> 35:03.243
‫نه

35:14.401 --> 35:19.159
‫متضاد معجزه چیست؟

35:21.262 --> 35:26.332
‫نیرویی فراتر از انسان یا قدرت‌های طبیعی،

35:26.367 --> 35:29.735
‫و نه بعنوان معجزه و در راه نیکی،

35:30.657 --> 35:32.705
‫بلکه برای کار شر

35:33.388 --> 35:38.243
‫نه برای گستراندن ایمان،
‫بلکه برای گستراندن وحشت

35:40.783 --> 35:44.349
‫شعله‌هایی باورنکردنی که
‫این سرای جلسه رو سیاه و لکه‌دار کرده

35:44.384 --> 35:48.854
‫خود قلب سیلم رو سیاه کرده،
‫دقیقاً همینه...

35:48.889 --> 35:51.915
‫معجزه‌ی شوم،

35:53.783 --> 35:56.531
‫کاری وحشتناک،

35:57.664 --> 36:00.632
‫هشداری از دشمنی که تاریک‌تر از اونیه

36:00.667 --> 36:03.034
‫که سیلم تابحال به خودش دیده

36:07.624 --> 36:11.242
‫این پسر اونی نیست که بنظر میرسه

36:15.972 --> 36:17.982
‫این...

36:24.250 --> 36:25.713
‫بچه...

36:28.400 --> 36:32.529
‫آموزه‌ای از طرف خداوند برای ماست

36:32.898 --> 36:36.967
‫خانواده‌ی خودش توسط وحشی‌ها کشته شدند...

36:37.002 --> 36:41.405
‫اسیر، شنکنجه و رها شدند

36:41.440 --> 36:44.474
‫تا اینکه بنیان‌گذار مرحوم این شهر، جرج سیبلی،

36:44.509 --> 36:48.178
‫او رو به آغوش سیلم آورد،

36:48.747 --> 36:51.114
‫به خونه‌ی خودش!

36:51.149 --> 36:54.314
‫و حالا... حالا این...

36:55.310 --> 36:57.850
‫این بهترینِ پسربچه‌ها...

36:59.542 --> 37:02.725
‫ثروتی که از بنیان‌گذار عزیزمون
‫بهش رسیده رو

37:02.761 --> 37:05.595
‫وقف آینده‌ی سیلم کرده

37:06.079 --> 37:09.965
‫یه نمونه‌ش ترمیم سرای جلسه‌ی عزیزمونه!

37:12.069 --> 37:14.152
‫و این تازه اولشه

37:14.162 --> 37:17.206
‫با محافظ شریفش،
‫عالیجناب ماربرگ

37:17.241 --> 37:20.975
‫سیبلی کوچک خودش رو وقف
‫پیشرفت و بازسازی

37:20.985 --> 37:25.297
‫سیلم کرده، تا وقتی که سیلم
‫تبدیل به اونی بشه که ما میخواستیم بسازیم...

37:25.693 --> 37:28.517
‫اورشلیم نو!

37:57.040 --> 37:59.013
‫- مرحبا، کشیش
‫- ممنونم

37:59.049 --> 38:01.749
‫تشکر

38:01.784 --> 38:04.585
‫حرف‌های الهام‌بخشی بود

38:05.216 --> 38:07.210
‫تو چه مرگته؟

38:07.220 --> 38:09.156
‫منظورت چیه؟

38:09.191 --> 38:11.325
‫پنهان شدن یه چیزیه

38:11.360 --> 38:13.202
‫کار کردن برای شیطان یه چیز دیگه

38:13.212 --> 38:15.280
‫کار من تغییری نکرده

38:15.510 --> 38:17.030
‫الان هم مثل همیشه،

38:17.066 --> 38:20.133
‫به خوب‌ترینِ خوب‌ها و شکوه
‫خداوند خدمت میکنم

38:21.053 --> 38:22.836
‫راستش رو بگو

38:23.324 --> 38:25.839
‫همسرت خایه‌هات رو تو جعبه کرده؟

38:28.944 --> 38:31.044
‫همسرم رو قاطی ماجرا نکن

38:31.080 --> 38:34.314
‫جفتمون میدونیم همسرت چه موجودیه

38:34.350 --> 38:36.316
‫الان خودت چه موجودی هستی؟

38:36.352 --> 38:39.589
‫بعنوان یه مرد مجرد،
‫مطمئناً نمیتونی عهد و میثاقی رو

38:39.599 --> 38:42.956
‫که یه مرد رو به زنش وصل میکنه، درک کنی

38:48.557 --> 38:50.563
‫امیدوارم دوست باقی بمونیم

39:40.428 --> 39:43.375
‫حالا دیگه هیچ چیز رو نمیتونی از من مخفی کنی

39:43.929 --> 39:47.361
‫الان حقیقت تو رو میچشم

40:03.813 --> 40:05.779
‫پس حقیقت داره...

40:05.815 --> 40:10.050
‫وینس همونقدر که دستکشش نرمه
‫طلسمش ناملایمه

40:10.086 --> 40:12.452
‫دینلی، مرتیکه پرحرف،

40:12.487 --> 40:15.089
‫خفه شو و بگو این چیه!

40:18.127 --> 40:20.393
‫تاول‌های زیادی دیدم

40:20.429 --> 40:24.764
‫از وقتی که این فاحشه‌خونه‌ی جدید
‫باز شده، ولی اینجوریش رو ندیدم

40:24.799 --> 40:27.479
‫بذار ببینم چی دارم

40:28.237 --> 40:30.403
‫یه چیزی میخوایم که خارش رو کم کنه

40:30.439 --> 40:33.039
‫و یه چیزی که بوی تعفن رو کم کنه

40:37.624 --> 40:40.614
‫این کار تو ـه!

40:43.274 --> 40:45.517
‫با من چیکار کردی؟

40:45.553 --> 40:47.987
‫اگه بخوام ساده بگم، تو رو کُشتم

40:48.022 --> 40:51.023
‫جای نگرانی نیست...
‫مجبور نیستی امروز بمیری

40:51.059 --> 40:52.773
‫یا فردا

40:53.702 --> 40:55.361
‫یه پادزهر واسش دارم

40:59.133 --> 41:01.032
‫درست همینجا

41:03.016 --> 41:05.103
‫- یه خرده میخوای؟
‫- بده بهم

41:05.139 --> 41:06.601
‫نه

41:08.178 --> 41:12.344
‫پس اگه میخوایم ادامه بدیم
‫باید کار رو شروع کنیم

41:12.380 --> 41:14.612
‫زانو بزن

41:34.486 --> 41:37.001
‫دارم میبینمت!

41:42.462 --> 41:45.443
‫پرنده کوچولو!

41:45.478 --> 41:47.111
‫

41:55.754 --> 41:57.387
‫بنظر میاد در مورد خبرهای خوب کشیش متر

41:57.423 --> 41:59.389
‫به اندازه بقیه ذوق‌زده نیستی

41:59.425 --> 42:02.448
‫اگه یه سخنرانی دیگه در مورد کشیش

42:02.458 --> 42:04.976
‫یا سیبلی کوچولوی مهربون
‫یا عالیجناب ماربرگ خجسته بشنوم

42:04.986 --> 42:07.353
‫ممکنه اینجا رو کلاً به هم بریزم

42:10.722 --> 42:12.091
‫هیچوقت فکر کردی که کسی رو میشناسی

42:12.126 --> 42:15.527
‫و بعداً معلوم شه که نخیر، اصلاً
‫اون رو نمیشناختی؟

42:16.264 --> 42:18.819
‫تو کاتن متر رو از نزدیک میشناختی؟

42:20.530 --> 42:25.036
‫اینطور فکر میکردم، الان شک دارم

42:26.474 --> 42:30.008
‫یا شاید هیچوقت نمیشه
‫یه مرد رو شناخت

42:30.285 --> 42:35.180
‫یا اینکه اون یا خودت...
‫وقتی مورد محک قرار میگیرین چیکار میکنین

43:29.601 --> 43:32.035
‫تو موفق شدی، عشقم

43:32.070 --> 43:33.637
‫موفق شدی!

43:33.672 --> 43:35.396
‫نمیدونستیم میخوای اون حرفا رو بگی

43:35.406 --> 43:38.358
‫فکر میکردم باید اونجا مُردنت رو تماشا کنم

43:38.368 --> 43:42.045
‫یه لحظه بود که میدونستم
‫شیطان برنده شده...

43:42.080 --> 43:45.892
‫میدونستم از دنیای خدا به
‫دنیای شیطان سقوط کردم

43:47.284 --> 43:51.795
‫و بعد تو رو دیدم... صورتت رو

43:52.905 --> 43:56.325
‫و اون عشق... و نوری که ازش میتابید

43:57.172 --> 43:58.794
‫همون لحظه فهمیدم که حتی اگه

43:58.829 --> 44:03.720
‫تو یه دنیای تاریک و بی‌خدا باشم،
‫هنوز عشق هست

44:05.249 --> 44:07.102
‫هنوز تو هستی

45:44.543 --> 45:45.831
‫خب؟

45:45.867 --> 45:48.567
‫با نهایت تعجب،

45:48.602 --> 45:52.038
‫انگار وفاداریش کاملاً خالصانه‌ست

45:58.764 --> 46:01.706
‫من رو خیلی خوشحال کردی، مادر

46:10.541 --> 46:14.541
‫اصلاً نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود، مادر

46:15.929 --> 46:18.429
‫منم خیلی دلم برای پسر
‫خوشگلم تنگ شده بود

46:22.035 --> 46:24.602
‫ولی تو پسرم نیستی

46:30.443 --> 46:32.610
‫مادر، خواهش میکنم!

46:45.624 --> 46:48.658
‫مادر، چطور تونستی؟

47:13.100 --> 47:15.918
‫چه دلسردکننده

47:16.484 --> 47:18.616
‫تو آزمون نهایی من رو رد شدی

47:21.024 --> 47:23.126
‫حالا اجازه هست بکشمش؟

47:28.461 --> 47:39.797
.:: @bollbolljan_com ::.