﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:02.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02.002 --> 00:03.785
‫اون ارتباطش رو با دنیامون، از دست داده

00:03.786 --> 00:04.603
‫یه همدم نیاز داره

00:04.604 --> 00:07.346
‫- مامان؟
‫- مردی که کشیدی رو میشناسی، آقای کرین؟

00:07.347 --> 00:09.402
‫اگه الآن بخوای چیزی بهش بگی، چی میگی؟

00:09.403 --> 00:10.833
‫هیچ وقت ناامید نشو

00:10.834 --> 00:13.101
‫امید...

00:13.102 --> 00:14.703
‫چی شنیدی؟

00:14.704 --> 00:15.804
‫صدای مالی رو

00:15.805 --> 00:18.907
‫من روحم رو به شیطان فروختم

00:18.908 --> 00:21.677
‫تکنیکی ــه که خیلی از آدمای
‫منصب دار استفاده میکنن

00:21.678 --> 00:24.646
‫عجیب غریب بازی دربیار
‫و قصد واقعی ات رو مخفی کن

00:24.647 --> 00:26.390
‫من نقشه ی "خطوط لای" رو پیدا کردم

00:26.391 --> 00:28.792
‫سرچشمه هایی که نیروهاشون درش جمع میشن

00:30.520 --> 00:32.855
‫یه نفر داره آثار باستانی جادویی جمع میکنه

00:32.856 --> 00:35.285
‫پیدا کردنِ طلسم بعدی به کجا رسید؟

00:35.286 --> 00:36.185
‫هنوز دنبالشم

00:36.259 --> 00:38.711
‫این تیکه های پازل دوست داشتنی

00:46.003 --> 00:49.738
‫میخواین درد تموم شه؟

00:51.475 --> 00:55.544
‫میخواین گناهانی که بر اون صندلی
‫روتون سنگینی میکنن، رو پاک کنین؟

00:55.545 --> 01:03.586
‫برادر، همه ی این بارهایی که رو دوشت
‫سنگینی میکنن توسط "سنگِ جاویدان" برداشته میشن

01:11.561 --> 01:15.097
‫بله، بله

01:19.569 --> 01:21.670
‫خدای من

01:21.671 --> 01:24.340
‫میتونم پاهام رو حس کنم

01:24.341 --> 01:26.909
‫به یاد داشته باشین،

01:26.910 --> 01:32.048
‫تنها اونایی که میبخشن، و
‫سخاوتمندانه هم میبخشن

01:32.049 --> 01:33.449
‫به دست میارن

01:37.521 --> 01:39.255
‫ستایش از خداوند است!

01:43.660 --> 01:45.261
‫زودباش

01:45.262 --> 01:46.896
‫یه قرار دارم

01:46.897 --> 01:49.198
‫این واقعاً یه معجزه است

01:51.268 --> 01:53.611
‫یکم غرقِ احساس شدن و یکم بغل کردن، نه؟

01:53.612 --> 01:56.247
‫کار کرد، درست نمیگم؟

01:58.208 --> 02:00.376
‫نمایش بعدی ساعت 9 ــه

02:00.377 --> 02:02.578
‫دوباره دیر نکنی

02:04.948 --> 02:08.651
‫اصلاً متوجه نیستی چی دستته، نه؟

02:11.888 --> 02:14.390
‫تو...تو نباید اینجا باشی

02:14.391 --> 02:15.991
‫تعطیلیم

02:15.992 --> 02:19.295
‫فانی ها...اونقدر غرقِ آرزو های ناچیزشون هستن

02:19.296 --> 02:22.164
‫که هیچ وقت...تصویر بزرگتر رو نمیبینن

02:22.165 --> 02:23.232
‫بکش کنار، رفیق

02:23.233 --> 02:29.705
‫هیچ وقت نمیفهمن که در
‫حضورِ...یه قدرت واقعی هستن

02:29.706 --> 02:32.374
‫میتونم تایید تون رو داشته باشم؟

02:34.144 --> 02:40.416
‫قدرت میتونه تا قرن ها مفقود بشه
‫و بعد تو جاهایی که خیلی بعیده، ظاهر بشه

02:40.417 --> 02:42.318
‫ولی در نهایت...

02:42.319 --> 02:45.054
‫قدرت هرگز پنهان نمیمونه

02:45.055 --> 02:48.591
‫نه واسه اونایی که لایق داشتنش هستن

02:50.293 --> 02:52.861
‫تو لایقش نیستی!

03:05.542 --> 03:08.310
‫مالکوم، طلسم سومی رو گرفتم

03:08.311 --> 03:10.312
‫صبح میبینمت

03:12.149 --> 03:14.150
‫"با درد نجنگ."

03:14.151 --> 03:17.786
‫"تسلیمش شو."

03:20.390 --> 03:22.992
‫قبلاً اینو بهم گفته بودی

03:22.993 --> 03:24.760
‫یادت هست؟

03:50.787 --> 03:54.456
‫از تو و دوستات تو جهنم خیلی چیزا یاد گرفتم

03:56.660 --> 04:00.329
‫وقتشه از چیزایی که یاد گرفتم، استفاده کنم

04:03.366 --> 04:09.371
‫"سلت" های قرن سوم، ترسناکترین
‫و خونخوارترین جنگجویان کل بریتانیا بودند
‫(یک گروه از قبایل هندواروپایی جنگ‌جوی چادرنشین که در اروپای مرکزی ساکن
‫شدند و در طول قرن چهارم قبل از میلاد، از بریتانیا تا آسیای کوچک گسترش یافتند.)

04:09.372 --> 04:14.877
‫با قلب های وحشی و بربری شان، همه ی کسانی
‫که آن ها را به مبارزه میطلبیدند را نابود میکردند

04:14.878 --> 04:21.150
‫از جمله شاهزاده ی دانمارکی ایی که آنقدر نادان
‫بود که قصد داشت از "دیوار هادریان" عبور کند
‫(دیواری باستانی که به دستور هادریان، امپراتور روم در سدهٔ دوم میلادی ساخته شد
‫تا مرزهای شمالی امپراتوری روم را در برابر حملات قبایل سلت محافظت نماید.)

04:21.151 --> 04:23.719
‫البته اون شکست خورد...

04:23.720 --> 04:26.455
‫و سرش بُریده شد

04:26.456 --> 04:31.827
‫روسای قبیله ی سلت به افرادشان اجازه دادند تا
‫سرش را برای لذت، محکم به اطراف پرتاب کنند

04:31.828 --> 04:34.964
‫و از این اصل و ریشه های
‫وحشتناک، تلاش ورزشی ایی

04:34.965 --> 04:39.802
‫که شما جنگجویانِ حالِ حاضر به آن
‫"فوتبال" تلقی میکنید، شکل گرفت

04:41.571 --> 04:43.639
‫- چه باحال!
‫- ممنون

04:43.640 --> 04:45.274
‫خب بعدش با سر، چیکار میکردن؟

04:45.275 --> 04:47.058
‫قبل از اینکه باهاش بازی کنن
‫مغزش رو خالی میکردن؟

04:47.059 --> 04:48.177
‫و چشماش چی؟

04:48.178 --> 04:50.713
‫وقتی سرش رو شوت میکردن
‫چشماش میزد بیرون؟

04:50.714 --> 04:52.548
‫- به احتمال زیاد
‫- خیلی خب، دیگه

04:52.549 --> 04:55.351
‫حرفای تشویق کننده از طرف دوستمون، بسه!

04:55.352 --> 04:57.052
‫بگین "ممنون آقای کرین."

04:57.053 --> 04:59.121
‫ممنون آقای کرین.

04:59.122 --> 05:02.791
‫به امیدِ پیروزی سریع تیمِ "بامبلبی"

05:08.298 --> 05:10.299
‫خب مسابقه ی پرانرژی و هیجانی ایی بود

05:10.300 --> 05:12.201
‫نه به اندازه ی پرانرژی بودنِ تشویق هات!

05:12.202 --> 05:13.736
‫چی داد میزدی؟

05:13.737 --> 05:15.804
‫- "کریپ کریپ"؟
‫- کویپ کویپ!

05:17.307 --> 05:21.076
‫صدای پرنده ی "کمرکولی سینه سفید"
‫موقعِ "پرستش بهار" تو دوره ی استعمار ــه
‫(نوعی پرنده ی آوازخوان - یک باله و کنسرت ارکسترال)

05:22.612 --> 05:24.913
‫اصطلاحیه که معمولاً واسه
‫تشویق ازش استفاده میکنم

05:24.914 --> 05:26.749
‫گمونم این هنوز عوض نشده

05:26.750 --> 05:29.084
‫و ما هممون بهش نیاز داریم

05:29.085 --> 05:30.219
<i>‫ سلام آقای کرین </i>

05:31.354 --> 05:35.124
‫خانم مالی واقعاً حریفی ــه

05:35.125 --> 05:37.226
‫نسبت به هم تیمی هاش، ماهرترینه

05:37.227 --> 05:39.261
‫آره اون همیشه اهلِ ورزش بوده

05:39.262 --> 05:42.731
‫اون تو مهدکودک، منظم ترین بچه بوده

05:45.568 --> 05:48.470
‫بخاطر اینه که اون شاهده؟

05:48.471 --> 05:50.372
‫آه نه نه

05:50.373 --> 05:53.275
‫اینجوریا هم نیست

05:53.276 --> 05:57.579
‫شاهد بودن، به فرد، قدرت یا
‫مهارت های خاص نمیده

05:59.082 --> 06:01.784
‫شاهد با آدمای دیگه فرق نداره

06:01.785 --> 06:03.652
‫جز اینکه جذب کننده ی هیولا است

06:03.653 --> 06:06.188
‫خب دقیقاً نه

06:07.624 --> 06:10.359
‫در جنگِ بین خیر و شر،

06:10.360 --> 06:13.295
‫شاهد ها همیشه به
‫صحنه ی جنگ کشیده میشن

06:13.296 --> 06:17.566
‫برای اینکه...شاهدش باشن

06:19.135 --> 06:22.071
‫کاری که تو اون جنگ میکنیم
‫کاملاً برعهده ی ما است

06:22.072 --> 06:25.307
‫من و ستوان تصمیم گرفتیم
‫که با نیرو های تاریکی، بجنگیم

06:25.308 --> 06:27.476
‫خانم مالی...

06:27.477 --> 06:30.579
‫ممکنه راه کاملاً متفاوتی رو پیش بگیرن

06:32.615 --> 06:37.486
‫ولی برای اینکار، اول
‫باید بدونه که کیه

06:37.487 --> 06:39.655
‫میدونم

06:39.656 --> 06:42.424
‫فقط هنوز نمیدونم چجوری بهش بگم

06:43.827 --> 06:47.563
‫من هیچ وقت، فرصت اینکه پدری
‫واسه پسرم باشم رو نداشتم

06:48.698 --> 06:53.235
‫اینکه باهاش بشینم و... دقایقی
‫رو با صداقت بگذرونم

06:55.972 --> 07:01.343
‫طی آخرین حادثه ایی که داشتم
‫این بهم یادآوری شد

07:01.344 --> 07:04.746
‫و بازم احساس پشیمونی، وجودم رو فرا گرفت

07:10.754 --> 07:12.488
‫مالکوم درایفس

07:12.489 --> 07:15.224
‫تو 15 سالگی در دانشگاه استنفورد ثبت نام کرده

07:15.225 --> 07:18.193
‫اخراج میشه و یه کاری رو
‫تو گاراژ پدرمادرش شروع میکنه

07:18.194 --> 07:21.196
‫تو سن 30 سالگی، شروع
‫به میلیاردر شدن میکنه

07:21.197 --> 07:22.798
‫یه نابغه ی شناخته شده است

07:22.799 --> 07:25.934
‫هر برخورد فراطبیعی ایی که داشتیم
‫آخرش به درایفس برمیگرده

07:25.935 --> 07:27.136
‫یادبود لینکلن

07:27.137 --> 07:32.508
‫شرکت "درایفس اینترپرایزز" قراردادی واسه برگردوندن
‫مجسمه، قبل از اینکه سرش کنده بشه، بسته بوده

07:32.509 --> 07:33.909
‫خونه ی دایر ها

07:33.910 --> 07:37.513
‫درایفس درخواست داده بوده که اجازه ی
‫خشک کردن باتلاق های اطراف خونه رو بگیره

07:37.514 --> 07:40.549
‫به علاوه اون کاغذ بنکر رو داشت
‫که به خیابون ج هدایت مون کرد،

07:40.550 --> 07:42.818
‫جایی که موجودِ نومیدی توش گیر افتاده بود

07:42.819 --> 07:45.521
‫پس اون همه ی اینکارا رو میکنه تا
‫آثار باستانی جادویی به دست بیاره؟

07:45.522 --> 07:46.822
‫که چیکارشون کنه؟

07:46.823 --> 07:48.991
‫این چیزیه که باید بفهمیم

07:49.859 --> 07:51.527
‫آقای ولز،

07:51.528 --> 07:55.831
‫گفتی دیدی اون مردی که باهاشه
‫یه چیزی رو از اسمیتسونین برمیداره

07:55.832 --> 08:00.169
‫آه "برداشتن" مودبانه ترین کلمه ایی ــه
‫که میشه واسه سوزوندن یه نگهبان

08:00.170 --> 08:02.504
‫و به طرز شیطان وار، وارد انبار شدن، گفت

08:02.505 --> 08:05.574
‫اون نگهبان رسماً یه شخص مفقود حساب میشه

08:05.575 --> 08:08.310
‫که بهمون اجازه میده از درایفس بازجویی کنیم

08:08.311 --> 08:10.746
‫خیلی خوبه. منم یه فرصتی واسه

08:10.747 --> 08:13.115
‫شناختن بهتر این مرد نیاز دارم

08:13.116 --> 08:16.585
‫تا وقتی که من و مامور توماس یه گپ
‫و گفتی با آقای درایفس خواهیم داشت،

08:16.586 --> 08:20.489
‫شاید شما هم بتونین بفهمین که اون چیزی
‫که از اسمیتسونین برداشت، چی بوده

08:20.490 --> 08:24.426
‫هرچی هست تو متخصصِ آثار باستانی مون هستی

08:24.427 --> 08:27.296
‫نمیگم متخصص ولی...

08:27.297 --> 08:28.397
‫داشت به من میگفت

08:31.334 --> 08:33.402
‫آره میدونستم

08:34.571 --> 08:40.776
‫آقای درایفس درحال آماده سازی سخنرانی
‫برای "برنامه کارآفرینان جوان" مون هستن

08:40.777 --> 08:43.545
‫ارائه شون خیلی الهام بخشه

08:43.546 --> 08:46.315
‫این...آه...انسل
<i>‫انسل، دارم بهت میگم</i>

08:46.316 --> 08:49.451
‫منویِ پایینی ــه صفحه ی دو
<i>‫همش کرش میکنه،</i>

08:49.452 --> 08:51.186
<i>‫همش...</i>

08:51.187 --> 08:55.791
‫میشه دوربین رو یه لحظه کنار بذاری
<i>‫و کمکم کنی؟ کمکم کن</i>

08:55.792 --> 08:57.459
‫- اینجا، کمک، کمک
<i>‫- برنامه رو با کد I-D-E اجرا کن</i>

08:57.460 --> 08:58.961
<i>‫رفیق، اشکال یاب فعاله</i>

08:58.962 --> 09:00.629
<i>‫درست همونجایی که کُد متوقف میشه،</i>

09:00.630 --> 09:02.664
‫و اشکال از اونجا نیست
<i>‫اشکال میبینی؟</i>

09:02.665 --> 09:05.248
‫- باید همش رو خراب کنیم
<i>‫- آروم باش، اینم مثل همون موقعیه</i>

09:05.249 --> 09:06.902
‫که حافظه ی خواندنی(ROM) ــه
‫بازی آرکید رو هَک میکردیم
<i>‫(دستگاه بازی سکه ای در اماکن عمومی)</i>

09:06.903 --> 09:09.304
<i>‫کدِ G-D-B رو امتحان کردی؟</i>

09:12.876 --> 09:14.610
‫- میبینی؟
<i>‫- تو...</i>

09:14.611 --> 09:16.111
‫- این...
<i>‫- انجامش دادی رفیق</i>

09:16.112 --> 09:18.647
<i>‫ما انجامش دادیم!</i>

09:31.628 --> 09:33.629
‫متشکرم

09:33.630 --> 09:36.031
‫اینی که میبینین، این...

09:36.032 --> 09:39.835
‫همون لحظه ایی بود که
‫شرکتم متولد شد

09:41.337 --> 09:45.774
‫و تو اون لحظه من همه ی
‫مهارت ها و دانش هایی که

09:45.775 --> 09:47.910
‫برای موفقیت نیاز بود رو داشتم، ولی...

09:47.911 --> 09:51.880
‫به انسل هم نیاز داشتم تا نشونم
‫بده چجوری ازشون بهره ببرم

09:53.216 --> 09:55.884
‫میدونین از زمان بچگی...

09:55.885 --> 09:58.687
‫اون همیشه اعتمادبه نفس داشت

09:58.688 --> 10:01.256
‫از اول هم فکر انسل
‫بود که فیلمِ اینارو بگیریم

10:01.257 --> 10:04.793
‫حتی اون موقع هم باور داشت
‫که ما داریم...تاریخ میسازیم

10:06.396 --> 10:10.132
‫و انسل...

10:10.133 --> 10:13.402
‫انسل هر روز بهم درس یاد میده

10:13.403 --> 10:19.608
‫اون بهم یادآوری میکنه که عمرمون در اینجا
‫همیشه ممکنه به طرز تراژدی ایی، کوتاه بشه

10:19.609 --> 10:22.911
‫هیچکدوممون نمیدونیم که این
‫سواری(عمر) کی تموم میشه

10:22.912 --> 10:24.580
‫درسته؟

10:24.581 --> 10:31.620
‫خب...من اینجام تا از تک تک تون این رو...بپرسم

10:34.724 --> 10:37.693
‫شما تو این سواری چیکار میکنین؟

10:46.035 --> 10:47.469
‫ممنون که اومدین

10:52.041 --> 10:54.576
‫به درایفس اینترپرایزز خوش آمدید

10:54.577 --> 10:55.777
‫لطفاً تمام راه را طی کنید

10:55.778 --> 10:58.447
‫آه ببخشید،

10:58.448 --> 11:00.449
‫شما رو تو لیست نمیبینم

11:02.585 --> 11:04.686
‫ببخشید قربان

11:07.590 --> 11:09.358
‫هی

11:09.359 --> 11:10.759
‫مشکلی هست؟

11:12.595 --> 11:14.262
‫واحد اعزامی، از بخشِ بارگیری...

11:35.500 --> 11:45.500
.:: @bollbolljan_com ::.

12:15.967 --> 12:17.601
‫رفیق، کمکم کن

12:17.602 --> 12:20.837
‫خب این میتونه به خیلی
‫چیزا دلالت داشته باشه

12:20.838 --> 12:22.939
‫تو چی کمکت کنم؟

12:26.344 --> 12:29.279
‫رفیق حتی همستر هم
‫زودتر از تو یاد میگیره

12:29.280 --> 12:31.915
‫اون علاقه ایی بهت نداره

12:31.916 --> 12:33.550
‫خب بخاطر اینه که...

12:33.551 --> 12:34.918
‫اون من رو نمیشناسه

12:34.919 --> 12:39.089
‫ولی اگه یه نفر راه رو برام هموار کنه...

12:39.090 --> 12:43.060
‫اگه یه نفر بهش بگه که من چقدر باحالم...

12:43.061 --> 12:44.828
‫خب تو پیدا کردن اون یه نفر موفق باشی!

12:49.333 --> 12:50.834
‫ناهارِ واسه بقیه ی ماه

12:50.835 --> 12:52.836
‫و جا پارکت

12:52.837 --> 12:54.838
‫حله. حله

13:01.479 --> 13:03.513
‫فهرست موزه هایی که
‫میخواستی رو گیر آوردم،

13:03.514 --> 13:06.983
‫ولی هیچطور نمیشه فهمید که
‫درایفس چی ازشون برداشته

13:06.984 --> 13:09.119
‫فقط از فهرست که نمیشه
‫فهمید، ولی اگه با

13:09.120 --> 13:11.121
‫رسید های بارگیری ماهِ گذشته، تطابقش بدیم

13:11.122 --> 13:12.722
‫میشه فهمید که چی تحویل داده شده...

13:12.746 --> 13:15.358
‫و بعدش هم فهمید که چی
‫اونجا نیست. به به

13:15.359 --> 13:17.461
‫زیرکانه است

13:17.462 --> 13:21.498
‫باید پایگاه داده ی همه ی حامل هایی که به
‫اسمیتسونین چیزی تحویل میدن رو هک کنی

13:21.499 --> 13:24.267
‫سه تاش انجام شد، پنج تا مونده

13:25.603 --> 13:27.337
‫میتونیم باهم انجامش بدیم

13:29.173 --> 13:30.340
‫عالیه

13:30.341 --> 13:31.875
‫عالیه

13:33.911 --> 13:36.012
‫من با "حملات داس" هک میکنم
‫(حمله ی منع سرویس-خارج کردن سایت یا سرور از دسترس کاربران)

13:36.013 --> 13:38.515
‫من خودم از "تزریق به پایگاه داده" استفاده میکنم
‫(نوعی از حملات وب است که هکر میتواند اقدام به اجرا کردن دستورات
‫دلخواه و مخرب خود بر روی پایگاه داده وب سایت مورد هدف کند.)

13:45.556 --> 13:47.390
‫اون چشه؟

13:47.391 --> 13:50.727
‫آه قرار بود پیشِت ازش تعریف کنم

13:50.728 --> 13:52.462
‫میدونم

13:52.463 --> 13:56.032
‫من قبلاً بهش گفتم ولی بخاطر
‫این قراره یه ماه ناهار مجانی بگیرم

13:56.033 --> 13:58.702
‫- جدی؟
‫- آره

13:58.703 --> 14:00.504
‫میخوای تورو هم سهیم کنم؟

14:00.505 --> 14:02.005
‫نه

14:02.006 --> 14:04.507
‫فقط یه لبخند بهش بزن

14:22.493 --> 14:26.746
‫یه نگهبانِ اسمیتسونین سه شب پیش
‫موقع شیفتش، ناپدید شده

14:27.498 --> 14:29.599
‫یه شاهد عینی این مرد رو تو صحنه دیده

14:31.169 --> 14:35.005
‫آره این جوب هستش، محافظم

14:35.006 --> 14:36.840
‫جوب...این فامیلیشه؟

14:36.841 --> 14:40.343
‫میدونی، هیچ وقت اینو ازش نپرسیدم

14:40.344 --> 14:42.345
‫میشه باهاش حرف بزنیم؟

14:42.346 --> 14:46.550
‫خب اون فعلاٌ درحال انجام یه ماموریت ویژه است،

14:46.551 --> 14:49.286
‫و متاسفانه اون اصرار داره
‫که طبق برنامه اش پیش بره،

14:49.287 --> 14:52.923
‫ولی همه چی درنظر گرفته شده، باید بگم که
‫خصلت های جوب خیلی ارزشمندن

14:52.924 --> 14:57.394
‫بله، تصور میکنم که شیطانِ شخصی تون
‫خیلی به کارتون میاد

14:58.596 --> 15:00.463
‫آقای کرین...

15:00.464 --> 15:03.900
‫امیدوارم اشکال نداشته باشه ایکابد صدات بزنم

15:03.901 --> 15:05.569
‫آه این اسم...

15:05.570 --> 15:07.404
‫باعث خارشِ شدیدم میشه

15:07.405 --> 15:09.239
‫خواهش میکنم

15:09.240 --> 15:14.778
‫حالا، اگه بگم که میدونم...

15:14.779 --> 15:18.148
‫دارین راجب چی حرف میزنین،

15:18.149 --> 15:21.017
‫چرا باید راجبش باهاتون صحبت کنم؟

15:21.018 --> 15:23.553
‫چون تو بدون یه پیش زمینه
‫پیروزی به دست نمیاری

15:23.554 --> 15:26.456
‫که بخاطر همین بهمون گفتی
‫روحت رو به شیطان فروختی

15:28.025 --> 15:29.860
‫درسته

15:29.861 --> 15:31.394
‫یه شوخی بود

15:31.395 --> 15:33.263
‫یکم هم شیطنت

15:33.264 --> 15:39.402
‫و حالا تو داری آثار باستانی قدرتمندی رو جمع میکنی
‫تا شرارت بیشتری رو مرتکب بشی...بدون شک برای منفعت خودت

15:39.403 --> 15:42.138
‫آه آره، این، این...

15:42.139 --> 15:44.074
‫به من میخوره، آره

15:44.075 --> 15:46.810
‫به کاربردنِ دارایی ها. دقیقاً

15:46.811 --> 15:49.079
‫جون افرادِ بی گناه هم به درک

15:50.047 --> 15:51.648
‫نه

15:51.649 --> 15:54.451
‫نه نه، بی گناه ها نه

15:54.452 --> 15:57.087
‫اصلاً

15:57.088 --> 16:03.193
‫مگر اینکه فکر بکنی که تو
‫توی زندگیت گناهی نداشتی...

16:03.194 --> 16:04.861
‫ایکابد

16:10.935 --> 16:13.970
‫ببخشید آقای درایفس
‫ولی یه وضعیتی پیش اومده

16:16.274 --> 16:17.874
‫اگه اجازه بدین

16:27.285 --> 16:30.921
‫چی، چی، چی؟

16:30.922 --> 16:32.255
‫به ساختمون نفوذ شده

16:35.526 --> 16:37.827
‫اون پروتکل های امنیتی رو غیرفعال
‫کرده و وارد ساختمون شده

16:37.828 --> 16:41.698
‫اون پروتکل...پروتکل امنیتی
‫من رو غیرفعال کرده؟

16:45.369 --> 16:47.203
‫قفله. چطور ممکنه؟

16:47.204 --> 16:49.205
‫- داری چیکار میکنی؟
‫- به اتاقِ سرور زنگ میزنم

17:10.094 --> 17:12.429
‫جریان چیه؟

17:15.232 --> 17:16.866
‫نفوذ امنیتی

17:16.867 --> 17:18.370
‫همه ی اطلاعات و مناطق
‫محرمانه را محفوظ نگه دارید

17:18.371 --> 17:19.436
‫نفوذ امنیتی

17:19.437 --> 17:22.539
‫همه ی اطلاعات و مناطق
‫محرمانه را محفوظ نگه دارید
‫(بستنِ کامل ساختمان فعال شد)

17:25.810 --> 17:29.279
‫یکی ساختمون رو کامل بسته

17:31.515 --> 17:33.883
‫آه خدای من

17:33.884 --> 17:34.984
‫اونجا چی شده؟

17:47.331 --> 17:48.732
‫انسل

17:53.037 --> 17:55.238
‫انسل، شریکِ سابقت؟

17:55.239 --> 17:57.040
‫شریکِ مرده ات؟

18:06.355 --> 18:09.035
‫باید همین الآن بهمون بگی چه خبره

18:09.130 --> 18:12.468
‫اگه میخواست بُکُشتت، خودش رو نشون نمیداد

18:12.469 --> 18:13.970
‫داره به چالش میکشتت

18:13.971 --> 18:17.773
‫- وادارت میکنه که بری سراغش چون اون چیزی که تو میخوای رو داره
‫- این دیوونگیه

18:17.774 --> 18:19.041
‫اون اثر باستانی چیه؟

18:19.042 --> 18:20.876
‫- داری چی جمع میکنی؟
‫- من واقعاً وقتی...

18:20.877 --> 18:22.660
‫- واسه اینا ندارم
‫- انسل چی میخواد؟

18:22.661 --> 18:23.846
‫من نمیدونم اون...

18:23.847 --> 18:25.630
‫نمیدونم اون...

18:25.631 --> 18:27.483
‫بله؟

18:27.484 --> 18:28.484
‫آماده ایم قربان

18:28.485 --> 18:30.152
‫خیلی خب، خوبه، گوش، گوش کن

18:30.153 --> 18:33.623
‫مهم نیست چیکار میکنین
‫فقط مطمئن بشین که نره بیرون

18:33.624 --> 18:34.924
‫- بله قربان
‫- بریم!

18:39.363 --> 18:41.030
‫شکلِ قربانی ها نشون میده که،

18:41.031 --> 18:43.232
‫انسل داره از جادوی سیاه استفاده میکنه

18:43.233 --> 18:46.068
‫افرادت درمقابلش هیچ شانسی ندارن

18:46.069 --> 18:47.203
‫این از خطراتِ شغل شونه

18:47.204 --> 18:50.840
‫هیشکی هم این آقایون رو مجبور
‫نکرده بود که بیان نگهبان بشن

18:51.775 --> 18:55.344
‫گوش کنین شما اگه بخواین
‫میتونین همینجا منتظر بمونین

18:55.345 --> 18:58.014
‫میدونین که امن ترین
‫جای ساختمونه. لطفاً

18:58.015 --> 18:59.882
‫نه

18:59.883 --> 19:05.888
‫ما در حالیکه آدمای بی گناه بخاطر
‫گناهان تو عذاب میکشن، بیکار نمیشینیم

19:14.965 --> 19:16.599
‫صبرکن، منظورت چیه که گیر افتادین؟

19:16.600 --> 19:23.005
‫ساختمون بسته شده و این یعنی هرکی اینجاست
‫درمعرض خطرِ یه جادوگر خشن و دیوونه است

19:23.006 --> 19:25.408
‫شبکه ی ساختمون درایفس خیلی قویه

19:25.409 --> 19:26.943
‫هیچ راهی برای نفوذ بهش نیست

19:26.944 --> 19:27.950
‫ردیف شد

19:28.135 --> 19:29.508
‫چی، هک اش کردی؟

19:29.509 --> 19:30.879
‫خب نه دقیقاً

19:30.880 --> 19:32.503
‫رمزگذاری ادمین در حدِ سیستم های ارتشیه،

19:32.504 --> 19:35.643
‫ولی تونستم به سیستم های سطح پایین تر
‫دسترسی پیدا کنم که اکثراً

19:35.644 --> 19:37.507
‫نگه دارنده ان، ولی خب بازم نعمته

19:37.869 --> 19:39.554
‫داریم سعی میکنیم از اونجا بیاریمتون بیرون

19:39.555 --> 19:41.223
‫تا وقتی انجامش میدیم، سالم بمونین

19:41.224 --> 19:43.491
‫فکر نکنم دست خودمون باشه

19:43.492 --> 19:45.293
‫خیلی دیر کردیم

20:23.065 --> 20:25.166
‫مامور توماس

20:29.205 --> 20:31.106
‫رفته تو زیرساخت ها

20:33.743 --> 20:36.286
‫این چیزیه که تونستم از بانک
‫حافظه ی دوربین هاشون هک کنم

20:43.185 --> 20:44.386
‫صبرکن، برشگردون

20:48.024 --> 20:51.025
‫پس وقتی یه وِرد رو میخونه
‫اون علامت های روی بدنش، فعال میشن

20:51.026 --> 20:52.449
‫اینا هم علامت های عادی نیستن

20:52.450 --> 20:54.629
‫- اینا علائم رمزی ان
‫- علائم رمزی؟

20:54.630 --> 20:56.731
‫آره، علامت های شیطانی
‫هر علامت،

20:56.732 --> 20:58.466
‫یه طلسم کُشَنده ی متفاوت درست میکنه

20:58.467 --> 21:01.236
‫علائم رمزی معمولاً تو

21:01.237 --> 21:03.938
‫متون مخفی پیدا میشن، نه رو بدنِ یه آدم

21:03.939 --> 21:06.574
‫آره، چون وقتی یه علامت
‫پیدا میکنی، خودش رو میسوزونه

21:06.575 --> 21:09.010
‫اگه رو بدنت باشه که نمیتونم
‫تصور کنم چجوریه

21:09.011 --> 21:11.746
‫من میرم ببینم چجوری میشه با جادوی
‫علامت رمزی مقابله کرد، خب؟

21:20.189 --> 21:22.824
‫کرین، اون مرد ها...

21:22.825 --> 21:25.927
‫بله. منظره ی وحشتناکی بود

21:25.928 --> 21:28.096
‫من نمیتونم مالی رو درگیر این چیزا کنم

21:28.097 --> 21:30.398
‫اگه امنیت داخلی نتونه از پسش بربیاد،

21:30.399 --> 21:33.034
‫دختر 10 ساله ام چجوری میتونه؟

21:39.275 --> 21:41.176
‫نه

21:50.853 --> 21:53.855
‫"آتش یونانی"
‫(اشاره به سلاحِ یونانی ــه آتش زا که در حدود قرن هفتم توسعه یافت)

21:53.856 --> 21:58.393
‫چنان آتش حریصی ایجاد میکنه
‫که هرگز نمیشه خاموشش کرد

22:01.230 --> 22:02.931
‫کرین؟

22:09.338 --> 22:12.073
‫اون میخواد کل ساختمون رو نابود کنه

22:16.412 --> 22:18.713
‫سلام مالکوم

22:20.750 --> 22:22.417
‫انسل؟

22:24.286 --> 22:26.421
‫واقعاً خودتی؟

22:28.424 --> 22:31.226
‫آه خداروشکر

22:31.227 --> 22:33.495
‫- این یه معجزه است دوستِ من
‫- خفه شو

22:35.998 --> 22:38.366
‫تو خیلی خودسر شدی

22:38.367 --> 22:41.269
‫الگو های امنیتی ات داغونن

22:42.505 --> 22:44.739
‫تو بهتر از اینا بودی

22:44.740 --> 22:48.843
‫من...آه همین حالا هم از قبل بهترم

22:49.745 --> 22:53.548
‫و فکر کنم هردومون بدونیم که
‫من همیشه از تو بهتر بودم

22:53.549 --> 22:54.916
‫بله

22:54.917 --> 22:57.819
‫تو رمزگذار و مهندسِ بهتر بودی

22:59.054 --> 23:01.556
‫ولی به همین اکتفا نمیکردی

23:01.557 --> 23:05.927
‫بازم باید راهی برای خلاص
‫شدن از من پیدا میکردی

23:05.928 --> 23:10.965
‫چون همیشه، همه چی درباره ی تو بود، انسل

23:10.966 --> 23:14.636
‫وقتی تو بودی، هیشکی منو جدی نمیگرفت

23:14.637 --> 23:21.142
‫به نظر نمیومد برای کسی مهم باشه که
‫من...من عقل کل بودم، ولی تو خوب میدونی،

23:21.143 --> 23:22.677
‫من مغزِ پُشتِ...

23:22.678 --> 23:24.779
‫همه چیز بودم

23:26.315 --> 23:29.818
‫تنها چیزی که میخواستن...حرف
‫زدن با چهره ی اصلی شرکت بود

23:29.819 --> 23:31.753
‫و حالا...

23:31.754 --> 23:34.255
‫صورتم رو نگاه کن

23:36.859 --> 23:40.195
‫بهتر بود منو میکُشتی

23:40.196 --> 23:42.197
‫مرگ باعث تسلی بود

23:42.198 --> 23:48.803
‫ولی به جاش، تو منو به چرخه ایی از جهنم
‫فرستادی که هر روز یه شیطانِ جدید

23:48.804 --> 23:52.340
‫اسمش رو روی بدنم میسوزوند

23:54.443 --> 23:57.078
‫از عذاب کشیدنم، خوشحالی میکردن

23:57.079 --> 23:59.113
‫ولی من فرار کردم

23:59.114 --> 24:01.549
‫تونستم به این دنیا برگردم

24:01.550 --> 24:07.088
‫مفهومِ همه ی این زخم ها و اینکه چجوری
‫ازشون استفاده کرد رو مطالعه کردم

24:07.089 --> 24:09.123
‫برای همین حالا دردم...

24:09.124 --> 24:12.827
‫قدرتِ منه

24:22.872 --> 24:24.372
‫تو چی میخوای؟

24:24.373 --> 24:27.308
‫زندگیم رو میخوام

24:30.279 --> 24:32.413
‫بقیه ی تیکه ها، دست توئه

24:32.414 --> 24:34.249
‫میخوامشون

24:34.250 --> 24:36.317
‫بندازش!

24:41.557 --> 24:44.492
‫دوتاتون باید بخواین که بمیره

24:44.493 --> 24:46.261
‫بعد از اینکه بُکُشیش، چی میشه؟

24:46.262 --> 24:48.863
‫کل ساختمون رو با همه ی
‫کسایی که توشن، نابود میکنی؟

24:50.132 --> 24:52.033
‫آتش یونانی رو پیدا کردیم

24:52.034 --> 24:56.237
‫اگه اجازه بدم چیزی که ساخته
‫به جا بمونه، کُشتنش چه فایده داره؟

25:13.355 --> 25:15.557
‫مامور توماس!

25:49.979 --> 25:51.079
‫برو برو برو!

25:57.287 --> 25:58.654
‫راه خروجِ دیگه ایی هست؟

25:58.655 --> 26:01.422
‫نه. تنها راهی که هست
‫بالا پیشِ انسل ــه

26:03.521 --> 26:05.121
‫کنترل ها رو قفل کردم

26:05.122 --> 26:08.258
‫خیلی نگهش نمیداره

26:08.259 --> 26:10.360
‫تا اینجا که اومده پس الآن دست برنمیداره

26:12.763 --> 26:14.297
‫اینجا

26:15.366 --> 26:17.400
‫خیلی خب، خیلی خب

26:23.384 --> 26:25.385
‫نه با دیانا و نه با کرین نمیتونم تماس بگیرم

26:25.386 --> 26:27.146
‫- اصلاً خوب نیست
‫- امیدوارم معنیش این باشه که،

26:27.147 --> 26:28.570
‫جایی هستن که آنتن نمیده

26:28.571 --> 26:30.746
‫پیداش کردم، پیداش کردم. خب

26:30.747 --> 26:35.502
‫خب این علائم رمزی با خوندن
‫یه وِرد فعال میشن، خب؟

26:35.503 --> 26:38.625
‫حالا اگه بتونی علامت رو از
‫طلسم جدا کنی، چی میشه؟

26:38.626 --> 26:41.027
‫البته این منو به "جان دی" رسوند
‫(ریاضیدان، اخترشناس، متخصص علوم خفیه
‫و امپریالیست و مشاور ملکه الیزابت اول)

26:41.028 --> 26:42.958
‫که تو زبان های هرمسی تخصص داشت

26:42.959 --> 26:45.474
‫و اصلاً نیازی نیست بهتون بگم
‫که رمزگشایی ــه اون همه...

26:45.475 --> 26:46.116
‫- جیک؟
‫- بله

26:46.117 --> 26:47.744
‫- تمرکز کن
‫- باشه، خب حالا، این

26:47.745 --> 26:49.119
‫یه "نام شاب" ــه

26:49.120 --> 26:52.790
‫افسونی که میتونه ارتباط بین
‫زبان و علائم رو مختل کنه

26:52.791 --> 26:55.659
‫این همش برمیگرده به "برج بابل"
‫(توضیح در این لینک : bit.ly/2jZRCTY)

26:55.660 --> 26:57.495
‫مثل یه دستورِ خاموشی میمونه

26:57.496 --> 26:59.630
‫پس اگه وقتی جادوگر داره
‫یه علامت رو فعال میکنه،

26:59.631 --> 27:01.734
‫- یه نفر این رو بخونه...
‫- باید غیرفعالش کنه

27:01.735 --> 27:05.180
‫خیلی خب، فقط باید یه راهی برای
‫رسوندن این وِرد به کرین پیدا کنیم

27:05.181 --> 27:07.564
‫ولی چجوری؟ نمیتونیم باهاش
‫تماس بگیریم، ساختمون هم بسته است

27:07.565 --> 27:09.893
‫خب ما به همه ی سیستم های
‫نگه دارنده دسترسی داریم،

27:09.894 --> 27:10.739
‫از جمله سیستم تهویه

27:10.740 --> 27:11.598
‫آره بهش فکر کردم،

27:11.599 --> 27:13.691
‫ولی ساختمون منبع هوای داخلی داره

27:13.692 --> 27:15.159
‫دریچه های بیرونش همه بسته ان

27:15.160 --> 27:18.162
‫خب اگه به سیستم بگیم که
‫منبع هوا خراب شده، چی؟

27:18.163 --> 27:21.432
‫اونوقت باید بره حالتِ پُشتیبان
‫و از بیرون، هوا بفرسته داخل

27:22.999 --> 27:24.902
‫صبرکن، صبرکن، میخوای
‫از دریچه های هوا بری؟

27:24.903 --> 27:26.404
‫- آره
‫- باید باهات بیام

27:26.405 --> 27:28.973
‫- چرا؟
‫- میدونی دیگه، اگه کمک لازم شد

27:28.974 --> 27:32.476
‫راستش با مراقبِ اوضاع بودن از
‫اینجا، میتونم از کمکت استفاده کنم

27:32.477 --> 27:35.246
‫میدونی شاید اطلاعات بیشتری
‫از علائم رمزی لازم شد

27:35.247 --> 27:37.615
‫- متخصص تویی، درسته؟
‫- درسته

27:37.616 --> 27:39.683
‫ممنونم

27:43.455 --> 27:45.289
‫چی شد؟

27:45.290 --> 27:47.892
‫نبضت قویه ولی زخم های داخلی داری

27:52.097 --> 27:53.931
‫گوش کن...

27:53.932 --> 27:56.100
‫اگه دوام نیاوردم...

27:56.101 --> 27:57.501
‫به مالی بگو...

27:57.502 --> 28:00.004
‫اگه همینطور با اون دختره ی
‫مغرور "اریکا" بگرده،

28:00.005 --> 28:03.474
‫آخرش کارش به تاتوی پُشت کمر
‫و یه زندگی پر از پشیمونی کشیده میشه

28:03.475 --> 28:06.510
‫این بیشتر بهش میخوره که
‫یه حرفِ مادر دختری باشه

28:11.717 --> 28:14.485
‫خیلی چیزا باید بهش بگم

28:14.486 --> 28:16.587
‫فقط نمیدونم چجوری

28:17.889 --> 28:20.491
‫این منو چجور مادری میکنه؟

28:24.196 --> 28:26.964
‫مامور توماس، تو یه
‫کارآگاه عالی

28:26.965 --> 28:28.966
‫و سربازِ شجاعی هستی،

28:28.967 --> 28:31.202
‫ولی اول از همه...

28:31.203 --> 28:33.537
‫مادر فوق العاده ایی هستی

28:33.538 --> 28:36.507
‫شک ندارم که وقتی
‫حرفِ مالی باشه،

28:36.508 --> 28:38.342
‫کلماتی که باید بگی رو پیدا میکنی

28:38.343 --> 28:41.078
‫ترس و سوءظن ات کاملاً بی اساسه،

28:41.079 --> 28:45.383
‫چون تو با یه قانون زندگی میکنی،

28:45.384 --> 28:47.952
‫حقیقت

28:47.953 --> 28:54.792
‫و با وجود تو در کنارش، مالی هیچ
‫وقت با ترس و نگرانی مواجه نمیشه

28:57.195 --> 28:59.430
‫عجب حرفای تشویق کننده ایی

28:59.431 --> 29:01.899
‫به مربیگری تیم فوتبال جوانان فکر نکردی؟

29:01.900 --> 29:05.069
‫اول این وضعیتِ مرگبار تموم شه
‫وضعیت بعدی باشه برا بعد لطفاً!

29:06.972 --> 29:11.409
‫فکر کنم یه چند تا از اینا بهمون
‫کمک کنه که جلوش رو بگیریم

29:11.410 --> 29:13.544
‫یا میتونیم اینا رو بهش بدیم

29:13.545 --> 29:16.547
‫اون این چیزا رو میخواد، نه؟

29:16.548 --> 29:17.715
‫نه نه، ما...

29:17.716 --> 29:19.350
‫ما نمیتونیم بذاریم اینا رو ببره

29:19.351 --> 29:20.684
‫چرا؟

29:20.685 --> 29:22.520
‫اینا چی ان و واسه چی میخوادِشون؟

29:22.521 --> 29:23.954
‫خیلی خب، قبل از هرچیز،

29:23.955 --> 29:28.225
‫باید درک کنی که وقتی تازه داشتیم
‫کارمون رو شروع میکردیم، چجوری بود،

29:28.226 --> 29:31.595
‫وقتی تازه...تازه داشتیم
‫شرکت مون رو راه مینداختیم

29:31.596 --> 29:36.367
‫انسل، مستقیماً چهره ی اصلی شرکت شد

29:36.368 --> 29:38.302
‫و منم شدم سایه اش

29:40.405 --> 29:43.441
‫و اون هیچ وقت دنبال جلب توجه نبود، ولی...

29:43.442 --> 29:45.443
‫این فقط اوضاع رو بدتر میکرد

29:45.444 --> 29:47.144
‫همش کار من بود

29:47.145 --> 29:50.114
‫همش کار من بود...ایده های من، همه چی...

29:50.115 --> 29:52.183
‫ولی هیشکی اینو متوجه نمیشد

29:52.184 --> 29:54.785
‫اونا فقط انسل رو میدیدن

29:56.455 --> 29:59.790
‫تصمیم گرفتم که کاری کنم متوجه بشن

29:59.791 --> 30:01.759
‫من اختیار همه چی رو میگیرم

30:01.760 --> 30:04.428
‫همه ی کار هام...همه ی برنامه ها
‫همه ی جریانات، همه چی

30:04.429 --> 30:06.097
‫البته، من سرمایه گذاران رو میشناختم

30:06.098 --> 30:07.998
‫کافی بود یه دادخواست واسه
‫پس گرفتنِ همه چی، بنویسن

30:07.999 --> 30:09.867
‫ولی اون لحظه...

30:09.868 --> 30:11.535
‫مهم نبود

30:11.536 --> 30:14.972
‫چون یه چیزی بهم میگفت
‫که اینکار رو انجام بدم

30:14.973 --> 30:17.741
‫یه چیزی یا یه کسی

30:17.742 --> 30:20.844
‫چی میخوای؟

31:01.686 --> 31:03.020
‫نه...

31:03.021 --> 31:05.322
‫نه نه نه

31:05.323 --> 31:07.057
‫نه این زندگی ــه منه

31:07.058 --> 31:09.727
‫خواهش میکنم

31:09.728 --> 31:11.862
‫این زندگی ــه منه، خواهش میکنم

31:11.863 --> 31:13.998
‫زندگیم رو پس بده

31:13.999 --> 31:19.436
‫همیشه واسم سوال میشد که چرا
‫اون لحظه ی خاص، اونجوری شد

31:19.437 --> 31:24.642
‫اون جنگل یه جور منطقه ی
‫جادویی بود یا همچین چیزی

31:25.577 --> 31:28.012
‫اون شب من یه درخواست کردم

31:31.383 --> 31:33.784
‫و جواب گرفتم

31:59.578 --> 32:02.012
‫نه. یه خواب نبود

32:04.616 --> 32:05.616
‫کی هستی؟

32:05.617 --> 32:07.551
‫یه پیام رسان

32:20.999 --> 32:24.134
‫این یه ق...قرارداده؟

32:24.135 --> 32:25.135
‫واسه چی؟

32:25.136 --> 32:27.104
‫واسه زندگی ایی که برات
‫مقدور شده بود داشته باشی

32:35.747 --> 32:38.015
‫"به عنوان...

32:38.016 --> 32:41.218
‫پرداختی، امضا کننده قبول میکند که...

32:42.354 --> 32:46.824
‫روحش را در برابر مرگ...تسلیم کند؟"

32:52.197 --> 32:55.232
‫و اگه...اگه قبول نکنم؟

33:00.138 --> 33:01.272
‫نه نه نه

33:01.273 --> 33:03.474
‫نه نه نه

33:10.815 --> 33:12.082
‫انسل چی؟

33:12.083 --> 33:14.518
‫دیگه نیازی نیست نگرانش باشی

33:14.519 --> 33:17.221
‫مطمئن میشم که ترتیبش داده بشه

33:36.808 --> 33:39.510
‫من هیچ وقت نخواستم
‫اتفاق بدی برای انسل بیفته

33:39.511 --> 33:40.911
‫نیازی نبود

33:42.113 --> 33:45.849
‫میدونستی که این اتحادِ شرارت آمیزت
‫به مرگِ وحشتناکِ اون ختم میشه

33:45.850 --> 33:47.418
‫آره

33:47.419 --> 33:50.354
‫و یه حسی دارم که قراره
‫تقاصش رو پس بدم

33:51.656 --> 33:54.527
‫به روشی که نمیشه تصورش کرد

33:59.234 --> 34:01.877
‫سعی داری معامله ات رو دور بزنی

34:02.637 --> 34:04.300
‫تو به هرچی که میخواستی رسیدی،

34:04.301 --> 34:08.137
‫و حالا نمیخوای روحت رو قربانی
‫کنی، برای همین سعی داری

34:08.138 --> 34:10.573
‫با فریب، ازش خلاص شی، نه؟

34:10.574 --> 34:11.740
‫چجوری؟

34:51.448 --> 34:53.449
‫بالاخره

35:07.364 --> 35:09.298
‫آخرین تیکه کجاست؟

35:09.299 --> 35:10.599
‫ندارمش

35:10.600 --> 35:13.269
‫قسم میخورم که ندارمش

35:13.270 --> 35:18.007
‫قدرتِ تبدیل کننده ی سنگ فقط وقتی
‫فعال میشه که کامل باشه...اون موقع است،

35:18.008 --> 35:20.009
‫که زندگیم میتونه برگرده

35:20.010 --> 35:23.445
‫واسه همین آخرین تیکه لازمه

35:23.446 --> 35:25.547
‫این سنگ چیه؟

35:26.416 --> 35:27.850
‫چجوری این کاری که میگی رو انجام میده؟

35:27.851 --> 35:29.685
‫بهتون نگفته؟

35:29.686 --> 35:31.954
‫این "سنگ فلاسفه" است
‫(اشاره به اساطیر یونانی، جسمی که به‌وسیله آن اجسام کم‌ارزش
‫به اجسام پرارزش تبدیل میشود و این جسم لزوماً سنگ نیست)

35:31.955 --> 35:35.758
‫قوی ترین شیء جادویی ایی
‫که بشر تا به حال شناخته

35:35.759 --> 35:40.696
‫میتونه همه ی عذاب هایی که کشیدم رو
‫تغییر شکل بده و زندگیم رو بهم برگردونده

35:40.697 --> 35:42.932
‫و این دفعه...

35:42.933 --> 35:45.868
‫زندگی ابدی خواهد بود

35:48.138 --> 35:50.673
‫سنگِ فلاسفه

35:51.708 --> 35:55.878
‫میخواستی با فریبِ دادن خودِ مرگ
‫معامله ات رو دور بزنی

35:55.879 --> 36:00.482
‫اگه هرگز نمیرم، روحم رو هم از دست نمیدم

36:00.483 --> 36:03.485
‫بازم حیله و نیرنگ

36:03.486 --> 36:05.988
‫همین حالا به پایان میرسه

36:11.528 --> 36:14.363
‫بهم بگو آخرین تیکه کجاست

36:43.827 --> 36:45.661
‫من خوبم، خوبم

36:47.764 --> 36:48.864
‫کرین!

36:51.601 --> 36:52.801
‫آتش یونانی

36:52.802 --> 36:56.071
‫راه های دیگه ایی برای جاودانگی وجود داره

37:19.829 --> 37:20.829
‫پرتاب خوبی بود

37:20.830 --> 37:22.431
‫گرفتنِ خوبی بود

37:25.568 --> 37:27.469
‫درایفس کجاست؟

37:31.441 --> 37:32.941
‫رفته

37:32.942 --> 37:35.978
‫و سنگ فلاسفه رو هم با خودش برده

37:39.444 --> 37:40.949
‫"کِسادیا" در چه حاله؟
‫(نوعی غذای مکزیکی)

37:40.950 --> 37:42.451
‫بدک نیست

37:42.452 --> 37:46.922
‫آه، بیا، همیشه نونش رو میسوزونی

37:46.923 --> 37:49.425
‫من دوست دارم تُرد باشه

37:56.266 --> 37:58.233
‫برای خودت

38:12.315 --> 38:13.649
‫زخمت چقدر بده؟

38:13.650 --> 38:15.851
‫آه دکتر گفت که اینجور
‫زخم های ناشی از تمرین،

38:15.852 --> 38:17.553
‫خیلی بد نیستن

38:17.554 --> 38:19.655
‫چند روزه خوب میشن

38:34.871 --> 38:38.507
‫عزیزم باید راجب
‫یه چیزی باهات حرف بزنم

38:38.508 --> 38:40.075
‫آقای کرین رو که میشناسی؟

38:40.076 --> 38:41.210
‫آره، اون عالیه

38:41.211 --> 38:44.279
‫آره، عالی هست

38:44.280 --> 38:46.448
‫خاص هم هست

38:46.449 --> 38:48.392
‫- منظورت چیه؟
‫- یادت میاد که بهت گفته بودم،

38:48.393 --> 38:52.421
‫وقتی تو نیروی دریایی بودم، هرازگاهی
‫برای یه ماموریت ویژه انتخاب میشدم؟

38:52.422 --> 38:53.922
‫- آره
‫- آقای کرین،

38:53.923 --> 38:55.290
‫هم برای یه ماموریتی انتخاب شده

38:55.291 --> 38:56.634
‫و از نیروی دریایی فراتره

38:56.635 --> 38:59.895
‫به همه چی...مربوط میشه

38:59.896 --> 39:03.799
‫اون به طور خاص، انتخاب شده

39:03.800 --> 39:06.168
‫و فکر میکنیم که تو هم همینطوره

39:06.169 --> 39:07.269
‫من؟

39:08.371 --> 39:09.738
‫توسط کی انتخاب شدم؟

39:09.739 --> 39:11.707
‫راستش نمیدونیم

39:11.708 --> 39:12.841
‫خب ماموریت چیه؟

39:12.842 --> 39:15.077
‫دنیا رو جای بهتری کردن

39:15.078 --> 39:18.847
‫تو و آقای کرین یه چیزی
‫به اسم شاهد هستین

39:18.848 --> 39:20.449
‫شاهد

39:21.718 --> 39:23.185
‫یعنی چی؟

39:23.186 --> 39:26.688
‫یعنی خیلیا روت حساب خواهند کرد

39:26.689 --> 39:29.157
‫و تو کارای عالی ایی انجام خواهی داد

39:32.429 --> 39:35.664
‫وقتی بهم زنگ زدی و گفتی
‫با آقای کرین حرف بزنم،

39:35.665 --> 39:38.834
‫که بهش بگم اون مهمه و امیدوار باشه،

39:38.835 --> 39:40.836
‫اونم جزو ماموریت بود؟

39:40.837 --> 39:42.237
‫آره، بود

39:42.238 --> 39:43.705
‫خب چطور عمل کردم؟

39:44.641 --> 39:46.942
‫خیلی خوب عمل کردی

39:46.943 --> 39:50.245
‫- وقتی خیلی نیازمندِ کمک بود، تو بهش کمک کردی
‫- خوبه چون...

39:50.246 --> 39:51.847
‫من آقای کرین رو دوست دارم

39:51.848 --> 39:55.017
‫و میخوام مثل خودت به مردم کمک کنم

39:55.919 --> 39:57.619
‫اینطوری زخمی شدی

39:59.422 --> 40:01.990
‫موقع تمرین زخمی نشدی

40:01.991 --> 40:07.462
‫موقعِ جلوی آدمای بد رو گرفتن
‫از انجام کارای بد، زخمی شدی

40:09.966 --> 40:12.768
‫مامان همیشه میتونی راستش رو بهم بگی

40:13.903 --> 40:15.404
‫باشه

40:16.773 --> 40:18.607
‫حله

40:18.608 --> 40:20.008
‫خیلی تسلی بخشه چون...

40:20.009 --> 40:22.044
‫یه چیزی باید بهت بگم

40:22.946 --> 40:25.013
‫کسادیای سوخته حال بهم زنه!

40:25.014 --> 40:26.615
‫آره

40:26.616 --> 40:28.116
‫خیلی خب

40:28.117 --> 40:29.751
‫نوشیدنی واسمون بیار

40:29.752 --> 40:30.919
‫باشه

40:40.430 --> 40:42.531
‫شاهد

40:45.168 --> 40:47.569
‫خب...هیچ نشونی از درایفس نیست

40:47.570 --> 40:48.971
‫نه

40:48.972 --> 40:50.205
‫هیچ جا ازش گزارشی نیست

40:50.206 --> 40:53.509
‫ولی گمونم اگه میلیاردر باشی
‫و بخوای مخفی بمونی، مخفی میمونی

40:53.510 --> 40:57.379
‫خب حداقلش اون آخرین تیکه ی
‫سنگ فلاسفه رو نداره

40:57.380 --> 40:59.047
‫آره ولی تا کی؟

40:59.048 --> 41:01.183
‫راستی،

41:01.184 --> 41:03.652
‫بررسی فهرستِ اسمیتسونین تموم شد

41:03.757 --> 41:05.592
‫فهمیدم درایفس از اونجا چی برداشته

41:05.922 --> 41:08.156
‫"طرح های نموداریِ ژئوگلیف"
‫(نشانه های نوشتاری کنده شده بر روی زمین که پدیده ها و برجستگی
‫های طبیعی زمین را که به نحوی به دست انسان تغییر یافته دربرمی گیرد.)

41:08.157 --> 41:10.826
‫"آلفرد واتکینز، سال 1925"

41:10.827 --> 41:13.262
‫- آلفرد واتکینز
‫- باستان شناسِ انگلیسی

41:13.263 --> 41:15.731
‫- میدونی دیگه، پیشگامِ نقشه برداری ــه...
‫- خطوط لای

41:15.732 --> 41:19.635
‫خطوطی از انرژی های جادویی دورِ زمین

41:19.636 --> 41:23.405
‫چرا درایفس باید یه نقشه ی
‫خطوط لای رو بخواد؟

41:24.340 --> 41:28.343
‫این اسکنی ــه که از نقشه ی "بلاواتسکی" گرفتم
‫(علاقه‌مند به علوم خفیه بود که به همراه هنری استیل الکات
‫در سال ۱۸۷۵ انجمن تئوسوفیسم را بنیان نهادند)

41:28.344 --> 41:31.980
‫همه ی خطوط لای بزرگِ
‫آمریکای شمالی رو نشون میده

41:31.981 --> 41:35.684
‫این شبیهِ چیزی که شیطانِ درایفس
‫از انبار برد، هست؟

41:38.922 --> 41:42.558
‫نه. اونی که اون داشت
‫ویژگی های جغرافیایی نداشت

41:42.559 --> 41:44.226
‫خیلی خب

41:46.095 --> 41:47.529
‫آره بیشتر شبیهِ این بود

41:47.530 --> 41:48.864
‫اینا چی ان؟

41:48.865 --> 41:53.602
‫نقاط همگرایی. جایی که انرژی های
‫جادویی در بیشترینِ حد خودشون هستن

41:53.603 --> 41:55.070
‫صبرکن

41:55.071 --> 41:58.206
‫یه نقشه ی GPS فعلی از دی سی رو بیار

42:03.646 --> 42:05.881
‫این یابودِ لینکلن ــه

42:05.882 --> 42:08.684
‫و اینم جایی که خونه ی دایر ها رو پیدا کردیم

42:08.685 --> 42:10.919
‫جورج واشنگتن، تیکه های سنگ فلاسفه رو

42:10.920 --> 42:13.155
‫تو قوی ترین تقاطع های خطوط لای، مخفی کرده

42:13.156 --> 42:17.159
‫احتمالاً اینجوری میتونیم آخرین تیکه رو پیدا کنیم

42:21.500 --> 42:22.531
‫شدید شد

42:22.532 --> 42:24.099
‫البته

42:24.100 --> 42:25.634
‫چی؟ کجاست؟

42:28.438 --> 42:30.872
‫سلیپی هالو

42:30.873 --> 42:37.500
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.