﻿WEBVTT

00:00.114 --> 00:02.178
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02.179 --> 00:03.372
‫مالکوم درایفس

00:03.373 --> 00:06.250
‫هربرخوردِ فراطبیعی ایی که داشتیم
‫به درایفس برمیگرده

00:06.251 --> 00:08.635
‫تو روحت رو به شیطان
‫فروختی و حالا داری

00:08.636 --> 00:10.802
‫آثار باستانی قدرتمندی رو جمع میکنی
‫تا شرارت بیشتری رو مرتکب بشی

00:10.803 --> 00:12.804
‫جون افرادِ بی گناه هم به درک

00:12.805 --> 00:15.473
‫گفتی دیدی اون مردی که باهاشه
‫یه چیزی رو برمیداره

00:15.474 --> 00:17.008
‫صبح میبینمت

00:22.615 --> 00:24.316
‫سنگ فلاسفه

00:24.317 --> 00:27.452
‫میخواستی با فریب دادن خودِ مرگ
‫معامله ات رو دور بزنی

00:27.453 --> 00:30.789
‫اگه هرگز نمیرم، روحم رو هم از دست نمیدم

00:30.790 --> 00:35.060
‫جورج واشنگتن، تیکه های سنگ فلاسفه رو
‫تو قوی ترین تقاطع های خطوط لای، مخفی کرده

00:35.061 --> 00:37.023
‫اونجا آخرین تیکه رو پیدا میکنیم

00:37.024 --> 00:38.163
‫کجا؟

00:38.164 --> 00:39.964
‫سلیپی هالو

00:42.068 --> 00:45.036
‫بیسکویت دریایی، گوشت های تیکه شده ی فلفلی

00:45.037 --> 00:49.341
‫تعدادِ بیشماری از آجیل، غلات
‫میوه ی خشک شده و نوشیدنی

00:49.342 --> 00:54.713
‫تدارکاتی که اینجا جمع شده، برای یه
‫سفرِ جنگلی به مدت یک سال کفاف میکنه

00:54.714 --> 00:57.515
‫همش 72 کیلومتر از خروجی ــه
‫سلیپی هالو فاصله داریم

00:57.516 --> 00:59.551
‫چیپس واسمون کافیه

01:01.220 --> 01:02.687
‫چیپس

01:04.523 --> 01:07.359
‫تو زمان خودم، در سفر جاده ایی
‫به بیش از یه کارت اعتباری نیاز بود

01:07.360 --> 01:09.427
‫نیاز به مهارتِ شکار،

01:09.428 --> 01:12.897
‫گذاشتنِ تله، پوست، دل و روده
‫و آماده کردن یه لاشه

01:12.898 --> 01:16.101
‫ساختنِ یه "دودخانه" فراهم کردن
‫نمک، سرکه و کاسنی بود
‫(کلبه ایی کوچک برای پُختن غذا با دود)

01:16.102 --> 01:18.803
‫اینجوری یه "سلیم جیم" درست میشد
‫(نوعی اسنک-گوشت یا سوسیس خشک شده)

01:18.804 --> 01:21.573
‫دُم راکون ات رو هم دم در یه نگاهی بنداز "دنیل بون"
‫(گردشگر و سیاست‌مدارِ مطرحِ اهلِ آمریکا)

01:21.574 --> 01:27.379
‫دانشِ دوره ی مستعمراتی
‫اونقدری نبود که بتونه یه شگفتی که...

01:27.380 --> 01:30.849
‫بهش میگن "یخِ آبی میوه ای" رو درست کنه
‫(نوعی نوشیدنی)

01:46.265 --> 01:49.567
‫فکر کنم این چیزیه که بهش میگن انجمادِ مُخ

01:49.568 --> 01:50.969
‫میشه خواهش کنم...

01:55.741 --> 01:57.776
‫اگه مالی بفهمه که من از این
‫شربتِ ذرت با فروکتوز بالا
‫(نوعی نوشیدنی)

01:57.777 --> 02:00.145
‫که از تو دستگاه ها درمیاد
‫میخورم، من رو میکُشه

02:00.146 --> 02:02.947
‫ولی حالا که درایفس میخواد
‫سنگ فلاسفه رو جمع آوری کنه،

02:02.948 --> 02:05.183
‫از این لذت های جزئی نمیشه چشم پوشی کرد

02:05.184 --> 02:09.921
‫درایفس ممکنه یه قدم عقب باشه
‫ولی ما یه قدم جلوتریم

02:09.922 --> 02:13.491
‫اگه بتونیم قبل از خودش
‫آخرین تیکه ی سنگ رو پیدا کنیم،

02:13.492 --> 02:15.160
‫نقشه اش، نقشِ برآب میشه

02:15.161 --> 02:17.796
‫واقعاً این چیزه میتونه جاویدانش کنه؟

02:19.532 --> 02:22.300
‫قدرت تبدیل کنندگیش بی نظیره

02:22.301 --> 02:24.869
‫ولی یه محدودیت داره،

02:24.870 --> 02:27.906
‫نمیتونه از هیچی، چیزی به وجود بیاره

02:27.907 --> 02:29.290
‫برای همین، اگه درایفس زندگی ابدی بخواد،

02:29.291 --> 02:32.777
‫سنگ باید از جونِ بقیه ی انسان ها، نیرو بگیره

02:32.778 --> 02:39.284
‫و قیمتِ جاودانگی میشه
‫جونِ هزاران انسان بی گناه

02:43.956 --> 02:46.057
‫جوب!

02:47.960 --> 02:50.628
‫جوب!

02:53.532 --> 02:56.601
‫کدوم گوری هستی؟

03:03.909 --> 03:07.379
‫من شاهزاده ی تاریکی را فرا میخوانم

03:07.380 --> 03:09.080
‫طبق بند های قرارداد خونی مان،

03:09.081 --> 03:12.183
‫تمنا میکنم که مرا به خدمتگزاری
‫که به من عطا کردی، راهنمایی کنی

03:30.469 --> 03:31.436
‫جوب!

03:31.437 --> 03:33.037
‫جوب!

03:33.038 --> 03:34.138
‫جوب!

03:52.725 --> 03:54.526
‫ممنونم مالکوم

03:54.527 --> 03:57.662
‫واقعاً...ناخوشایند بود

03:57.663 --> 03:59.164
‫لعنتی جوب

03:59.165 --> 04:01.599
‫بند های قراردادم کاملاً واضح بودن

04:01.600 --> 04:05.203
‫تو برای همیشه باید درکنار من باشی

04:05.204 --> 04:08.673
‫بخاطر ترکِ وظیفه ام، عذرمیخوام

04:08.674 --> 04:10.141
‫من غافلگیر شدم

04:10.142 --> 04:12.243
‫دیگه تکرار نمیشه

04:12.244 --> 04:14.112
‫و سنگِ ابدی؟

04:14.113 --> 04:15.880
‫دستِ منه

04:15.881 --> 04:18.817
‫تنها چیزی که باقی مونده
‫آخرین تیکه ی سنگ ــه،

04:18.818 --> 04:21.719
‫که بدون کمک تو، نمیتونم پیداش کنم

04:21.720 --> 04:23.655
‫درجریانم مالکوم

04:23.656 --> 04:25.356
‫خوبه

04:25.357 --> 04:28.193
‫خب بیا از اینجا بریم
‫از جهنم هم گرم تره

04:28.194 --> 04:32.330
‫یه فرضیه که تصمیم دارم بعد از
‫امروز هرگز نتونم تجربه اش کنم
‫(منظورش رفتن به جهنمه)

04:35.938 --> 04:38.331
‫(روستای سلیپی هالو - جمعیت 146 هزار و 169 نفر)

04:51.083 --> 04:54.152
‫حتماً برگشتنت به اینجا
‫واست سخته

04:55.554 --> 04:57.255
‫خب حداقلش رو که بخوام بگم

04:57.256 --> 05:00.258
‫خیلیا رو تو سلیپی هالو از دست دادم

05:00.259 --> 05:02.794
‫ستوان...

05:02.795 --> 05:05.830
‫همسرم...

05:05.831 --> 05:08.566
‫پسرم

05:08.567 --> 05:10.902
‫ولی درمقابل همه ی غم هایی که تجربه کردم،

05:10.903 --> 05:14.639
‫دوستی بی نظیر، شراکت

05:14.640 --> 05:17.308
‫و البته آشنایی ام با

05:17.309 --> 05:20.645
‫این دنیای مدرنِ به شدتِ مرموز، هم بود

05:20.646 --> 05:23.147
‫اینجا جایی بود که برای اولین
‫بار فهمیدی یه شاهد هستی، درسته؟

05:23.148 --> 05:24.816
‫درسته

05:24.817 --> 05:31.422
‫ژنرال واشنگتن یه انجیلی به جا گذاشته بود که مسئولیتی
‫که من و ابی میلز باید به دوش میکشیدیم رو تشریح میکرد

05:31.423 --> 05:34.926
‫صبرکن ببینم، واشنگتن میدونست که
‫تو یه شاهدی و بهت نگفته بود؟

05:34.927 --> 05:36.561
‫زمانِ جنگ بود

05:38.063 --> 05:42.066
‫شکی ندارم که فرمانده ام دلیل خیلی خوبی
‫برای پنهان کردن این راز داشت

05:44.136 --> 05:45.336
‫تو سربازِ خوبی هستی

05:56.148 --> 05:58.550
‫یه جورایی...

05:58.551 --> 06:01.219
‫جای خوبیه

06:01.220 --> 06:04.222
‫به نظر ناامید میای

06:04.223 --> 06:08.126
‫با همه ی اون وقایع فراطبیعی ایی
‫که سال ها در اینجا شکل گرفت،

06:08.127 --> 06:11.829
‫انتظار داشتم یه جور جَوِ "استیون کینگ" ایی اینجا باشه
‫(نویسنده آمریکایی معروف و خالق بیش از
‫دویست اثر ادبی در گونه‌های وحشت و خیال‌پردازی)

06:17.197 --> 06:19.157
‫یه جورایی شبیهِ شهریه که توش بزرگ شدم

06:19.158 --> 06:22.240
‫و اون شهر هم تو چراغ عقبی
‫ماشین بهترین نما رو داشت
‫(یعنی وقتی که شهر رو ترک میکردی)

06:22.241 --> 06:24.042
‫کرین و دیانا بزودی پیداشون میشه

06:24.043 --> 06:25.610
‫بهتره راه بیفتیم

06:25.611 --> 06:27.011
‫ظاهرش بماند،

06:27.012 --> 06:32.717
‫ولی اینجا، یه میدونِ وحشتِ فراطبیعیه که وقتی
‫اصلاً توقعش رو نداری، خودش رو نشون میده،

06:32.718 --> 06:34.352
‫پس حواستون جمع باشه

06:35.454 --> 06:37.455
‫به سلیپی هالو خوش اومدید

06:37.456 --> 06:38.990
‫جایی که جادو اتفاق می افتد

06:38.991 --> 06:40.391
‫رسماً

06:40.392 --> 06:44.162
‫و اگه همه چی طبق نقشه پیش بره
‫این باید بهمون کمک کنه

06:44.163 --> 06:46.664
‫که جای آخرین تیکه ی سنگ رو پیدا کنیم

06:46.665 --> 06:51.636
‫ممنونیم که تونستین تو همچین وقتِ کمی
‫"عصای یهودا" رو بیارین خانمِ جنی

06:51.637 --> 06:53.905
‫انگار یه دیاپازونه که اشتباه درست شده
‫(ابزار موسیقی)

06:53.906 --> 06:55.369
‫دراصل یه میله ی یابنده است،

06:55.370 --> 06:57.609
‫ولی به جای آب، به جادو کشیده میشه

06:57.610 --> 07:01.179
‫هرچی جادو قوی تر باشه
‫کشش بیشتری حس میکنی

07:01.180 --> 07:03.581
‫یه ضربه، چشماتون رو ببندین

07:04.717 --> 07:06.784
‫یه چیزی رو پیدا کرد

07:45.257 --> 07:49.027
‫سیگنالش...قویه ولی متغیره

07:49.028 --> 07:50.194
‫خیلی خب

07:51.230 --> 07:53.531
‫انگاری...نزدیکه،

07:53.532 --> 07:55.867
‫ولی...

07:55.868 --> 07:58.369
‫من رو اینور و اونور میکشونه

07:58.370 --> 07:59.937
‫مطمئنی که داری درست ازش استفاده میکنی؟

07:59.938 --> 08:02.273
‫دستورالعمل که نداشته

08:04.810 --> 08:07.011
‫فکر کنم سیگنال رفت

08:07.012 --> 08:09.347
‫امکانش هست که یه جور تداخل وجود داشته باشه؟

08:09.348 --> 08:10.848
‫منظورم اینه که، مغازه های عتیقه به کنار،

08:10.849 --> 08:14.185
‫این شهر یه جور سرچشمه ی
‫فعالیت فراطبیعی نیست؟

08:14.186 --> 08:16.988
‫یه نقشه ی خطوط لای قوی و متقاطع بود،

08:16.989 --> 08:20.625
‫که جای تیکه ی سنگ رو تو
‫سلیپی هالو بهمون نشون داد

08:20.626 --> 08:24.629
‫شاید انرژی قابل توجه شون داره
‫با عکس العملِ عصا، تداخل میکنه

08:24.630 --> 08:29.467
‫اگه جدولِ لای مون رو با یه نقشه ی
‫"توپوگرافی" تطابق بدیم، شاید بتونم
‫(نقشه‌ای برای نمایاندن ویژگی‌های فیزیکی سطح زمین)

08:29.468 --> 08:31.411
‫ناحیه ی تداخل رو ازش جدا و تصحیحش کنم

08:31.412 --> 08:34.972
‫خوبه. من تو "بایگانی" ام نقشه های
‫دقیقِ خیلی خیلی زیادی دارم

08:34.973 --> 08:36.407
‫دنبالم بیاین

08:47.938 --> 08:57.938
.:: @bollbolljan_com ::.

09:23.299 --> 09:27.236
‫درست همونطور که "دوروتی گیل" با شوق زیاد گفت،
‫(شخصیتِ کارتونی سرزمین اوز)

09:27.237 --> 09:31.473
‫"هیچ جا مثل خونه ی آدم نمیشه."

09:31.474 --> 09:33.475
‫گفتی یه سری نقشه برام داری؟

09:33.476 --> 09:36.078
‫بله دقیقاً، از این طرف خانم الکس

09:36.079 --> 09:37.880
‫تا شما مشغولِ توپوگرافی میشین،

09:37.881 --> 09:41.083
‫من میرم دنبال اطلاعاتی در
‫رابطه با تداخل خطِ لای بگردم

09:41.084 --> 09:42.451
‫خیلی هم خوب

09:45.622 --> 09:49.191
‫پس این غارِ کرین ــه؟

09:49.192 --> 09:50.993
‫آره. چی بگم؟

09:50.994 --> 09:52.227
‫طرف کتاباش رو دوست داره

09:54.931 --> 09:56.465
‫کتابخونه

09:57.767 --> 09:59.301
‫آزمایشگاه

09:59.302 --> 10:04.106
‫پُشت اون چارچوب یه ورودی مخفی
‫هست که به تونل هدایت میشه

10:04.107 --> 10:07.476
‫مگه میشه یه پایگاه مخفی
‫بدون این، کامل باشه؟

10:16.886 --> 10:18.287
‫میزِته؟

10:20.190 --> 10:25.160
‫جای همیشگی ــه خواهرم بود

10:25.161 --> 10:26.929
‫قهوه ش رو دوست داشت

10:26.930 --> 10:29.131
‫طوری که کرین راجبش حرف میزنه اون...

10:29.132 --> 10:32.201
‫اون یه چیز خاص بود

10:32.202 --> 10:35.838
‫اونا یه چیز خاص داشتن

10:35.839 --> 10:37.706
‫هممون داشتیم

10:37.707 --> 10:39.741
‫متاسفم...میخوای یکم تنهات بذارم؟

10:41.478 --> 10:43.612
‫نه من خوبم

10:47.884 --> 10:51.086
‫ارواح زیادی اینجا هست
‫که البته دوست شون دارم

10:53.590 --> 10:55.424
‫عالی!

10:55.425 --> 10:57.192
‫این از این

10:58.695 --> 11:00.896
‫- ایناها
‫- فکر کنم بتونم یه قفس فارادی ردیف کنم

11:00.897 --> 11:03.901
‫که جلوی انرژی خطِ لای رو بگیره
‫و عصا، سیگنال واضحی داشته باشه

11:03.902 --> 11:05.234
‫فقط یه چند تا چیز لازمه،

11:05.235 --> 11:07.769
‫سیم مسی، یه باتری 4.5 ولت،

11:07.770 --> 11:10.172
‫و مادربردِ یه TRS-80
‫(یک ریزرایانه یا میکروکامپیوتر قدیمی)

11:10.173 --> 11:13.552
‫یه انبار نزدیکیای اینجا هست که همه ی
‫این وسایل و بیشتر هم داره...میبرمت اونجا

11:13.553 --> 11:16.678
‫خیلی خوبه. تا شما عصای یهودا رو اصلاح کنین،

11:16.679 --> 11:21.416
‫من و مامور توماس به جستجومون برای
‫پیدا کردن اطلاعاتی از سنگ فلاسفه، ادامه میدیم

11:21.417 --> 11:23.240
‫این قسمتی از کاره که
‫دلم براش تنگ شده بود

11:23.241 --> 11:25.521
‫آره، پیچک سمی، پشه...چی بشه!

11:25.522 --> 11:28.023
‫آه دست بردار، تو هم به اندازه ی من
‫این کار رو دوست داری

11:28.024 --> 11:32.861
‫تو این یه ماه گذشته، اولین باریه که حس
‫میکنم کاری که میکنیم، تغییری ایجاد میکنه

11:32.862 --> 11:35.430
‫حالا بازم بیا تیکه بنداز

11:35.431 --> 11:37.766
‫نه رفیق، راستش باهات موافقم

11:37.767 --> 11:39.535
‫کمک خواستن یه چیز

11:39.536 --> 11:41.270
‫آماده بودن براش هم یه چیز دیگه

11:41.271 --> 11:43.907
‫اگه بخواین ساده و بی فکر باشین
‫یا صدمه میبینین یا میمیرین یا بدتر

11:43.908 --> 11:47.242
‫و تو این خطِ کاری، سرنوشت هایی
‫هستن که مرگ رو بی اهمیت میکنن

11:47.243 --> 11:49.578
‫خب، پس یه "منحنی یادگیری" داریم اینجا
‫(سطح پیشرفت شخص در به دست آوردن تجربه یا مهارت جدید)

11:49.579 --> 11:50.846
‫منظورم اینه که، دست بردار

11:50.847 --> 11:54.316
‫تو که با استایل "فیوریوسا"
‫(اشاره به فیلم مد مکس، جاده ی خشم)

11:54.317 --> 11:55.384
‫با کفش جنگی،

11:55.385 --> 11:56.985
‫و یه مبارزِ سرسخت به دنیا نیومدی، اومدی؟

11:58.154 --> 12:00.322
‫خیلی خب، شایدم آره

12:02.592 --> 12:05.494
‫من فقط میگم باید دررابطه با خطراتی
‫که باهاشون مواجه ایم، واقع بین باشین

12:17.240 --> 12:18.707
‫مامور توماس،

12:18.708 --> 12:21.577
‫یه چیزی هست که شاید بخواین ببینین

12:21.578 --> 12:25.581
‫این نامه ها توسط
‫ژنرال واشنگتن نوشته شدن

12:25.582 --> 12:29.551
‫البته من قبلاً همشون رو خوندم...

12:29.552 --> 12:30.986
‫ولی یه چیزی رو از قلم انداخته بودم...

12:30.987 --> 12:34.990
‫یه رمزی که اطلاعات جدیدی نشون میده

12:34.991 --> 12:37.659
‫اینا سال 1781 نوشته شدن،

12:37.660 --> 12:41.263
‫چندین روز قبل از اینکه برای اولین بار
‫اسب سوارِ مرگ رو ملاقات کنم

12:41.264 --> 12:43.565
‫اون موقع بود...

12:43.566 --> 12:46.001
‫که من...مُردم

12:47.770 --> 12:52.074
‫این نامه ها میتونن اون
‫حوادث رو بهتر نشون بدن

12:52.075 --> 12:54.743
‫و اطلاعاتِ حیاتی ایی راجب سنگ فلاسفه هم همینطور

12:54.744 --> 12:59.615
‫دقیقاً. این نامه ی رسمی بخصوص
‫حاوی اطلاعات مخفی

12:59.616 --> 13:03.819
‫دررابطه با ملاقاتِ پنهانی واشنگتن
‫و بنجامین بنکر، هست

13:07.991 --> 13:10.892
<i>‫ آقای بنکر، پیداش کردی، نه؟ </i>

13:10.893 --> 13:16.298
<i>‫  بله. بعد از سال ها جستجو، تیمِ بررسی ام </i>
<i>‫  مکان سنگ فلاسفه رو پیدا کرده </i>

13:16.299 --> 13:20.135
<i>‫میدونین ژنرال، مشکل اینجاست که...</i>

13:20.136 --> 13:23.234
‫سنگ در مکانی هستش که بزودی
<i>‫جنگی با انگلیسی ها درش رُخ میده</i>

13:23.235 --> 13:27.809
‫اومدم ازتون اجازه بگیرم که تا زمانی که
<i>‫وقت هست "بخش" رو وارد عمل کنیم</i>

13:27.810 --> 13:30.640
‫البته. نمیتونیم بذاریم سنگ
<i>‫دستِ دشمن بیفته</i>

13:30.641 --> 13:32.002
<i>‫و "بخش" از این بابت مطمئن میشه</i>

13:32.003 --> 13:34.149
<i>‫من روش کار رو متوجه ام، آقای بنکر</i>

13:34.150 --> 13:35.951
<i>‫تیم مهندسین تون، سنگ رو به چهار قسمت</i>

13:35.952 --> 13:40.522
‫تقسیم میکنن و سه تاش به دستِ
<i>‫یه هم وطن شجاع سپرده میشه</i>

13:40.523 --> 13:44.559
<i>‫بله. و آخرین قسمتش هم پیش خودم میمونه</i>

13:44.560 --> 13:46.862
‫تک تک شون مخفی خواهند شد
<i>‫و تا سال ها در امان خواهند بود</i>

13:46.863 --> 13:50.866
‫نتیجه ی این جنگ یا آینده ی
<i>‫این سرزمین هرچی که باشه،</i>

13:50.867 --> 13:53.201
<i>‫"بخش" دوام میاره</i>

13:53.202 --> 13:56.738
‫شکی ندارم، و این
<i>‫نقشه عملی خواهد شد</i>

13:56.739 --> 13:59.174
<i>‫ولی امروز نه</i>

13:59.175 --> 14:01.843
‫قبل از اینکه سنگ رو تقسیم
<i>‫کنیم، باید اول ازش استفاده کنیم</i>

14:04.480 --> 14:10.919
‫ژنرال، هردومون میدونیم که بهای استفاده
<i>‫از سنگ، با گرفتن جان انسان هاست</i>

14:10.920 --> 14:13.960
<i>‫این تصمیمیه که به سختی دارم میگیرم</i>

14:14.361 --> 14:19.227
‫ولی شاید استفاده کردن از سنگ، تنها چیزی باشه که اجازه
<i>‫بده سرزمین مون تا اولین دوره ی رشدش دوام بیاره</i>

14:21.397 --> 14:23.565
‫و اینجا نامه تموم میشه

14:25.068 --> 14:28.970
‫حالا، ما میدونیم که واشنگتن طبیعتاً
‫از نقشه ی بنکر واسه "بخش" پیروی کرد...

14:28.971 --> 14:30.674
‫و اینکه درایفس هم همین اطلاعات رو داره

14:30.675 --> 14:33.041
‫دقیقاً، ولی با این جریانِ جدید،

14:33.042 --> 14:36.645
‫که واشنگتن قصد داشت قبل از تقسیم
‫کردن سنگ، ازش استفاده کنه...

14:36.646 --> 14:40.716
‫اگه بتونیم بقیه ی نامه ها رو
‫پیدا کنیم، علتش رو میفهمیم

14:40.717 --> 14:43.118
‫خیلی خب، بعد از پیدا کردن
‫آخرین تیکه، اون رو هم پیدا میکنیم

14:43.119 --> 14:45.620
‫فعلاً باید امیدوار باشیم که الکس بتونه،

14:45.621 --> 14:48.090
‫جلوی تداخل خطِ لای رو بگیره
‫تا بتونیم تیکه رو پیدا کنیم و

14:48.091 --> 14:50.292
‫پوزه ی درایفس رو به خاک بمالیم

14:52.061 --> 14:53.628
‫خیلی خب

14:55.798 --> 15:02.537
‫میراثِ بنکر، که دوام آوردن بخش بود
‫حالا بر دوش ماست

15:02.538 --> 15:05.440
‫اینجا سیگنال رفت

15:05.441 --> 15:09.544
‫خب، مثل دفعه ی قبل انجامش بده
‫ولی یکم ملایم تر

15:13.316 --> 15:15.917
‫برو که رفتیم

15:15.918 --> 15:18.754
‫کارت عالی بود الکس

15:18.755 --> 15:20.789
‫داره ما رو میبره به قبرستون

15:32.969 --> 15:34.870
‫پناه بگیرین!

15:34.871 --> 15:37.305
‫برین! برین!

15:43.146 --> 15:45.280
‫کی داره بهمون تیر میزنه؟

15:45.281 --> 15:47.249
‫نمیدونم

15:47.250 --> 15:50.852
‫ما باید بالای تیکه ی سنگ باشیم

15:50.853 --> 15:52.796
‫ولی گمونم یه چیزی
‫نمیخواد دستمون بهش برسه

15:52.797 --> 15:54.856
‫نیاز به یه حواس پرتی داریم
‫تا بتونم بررسیش کنم

15:54.857 --> 15:58.760
‫بیاین، اینو بگیرین و خارج
‫از پناه مون نگهش دارین

15:58.761 --> 16:00.796
‫- گرفتیش؟
‫- آره

16:06.702 --> 16:08.537
‫ولش کن! ولش کن!

16:19.415 --> 16:20.415
‫لعنتی، سریعه

16:20.416 --> 16:21.850
‫چی دیدی؟

16:21.851 --> 16:24.419
‫یه جور تیراندازِ باستانی

16:24.420 --> 16:27.355
‫آخرین تیکه باید درست زیرمون
‫و تو این دخمه باشه

16:27.356 --> 16:30.113
‫ولی وقتی اون چیز داره بهمون
‫تیر میزنه که نمیتونیم بریم پایین

16:30.114 --> 16:32.461
‫حتماً وقتی داشتیم با عصا
‫میگشتیم، بیدارش کردیم

16:32.462 --> 16:36.298
‫یه جور محافظه، اگه بریم تعقیب مون نمیکنه

16:36.299 --> 16:40.869
‫اگه هممون تو جهت های مختلف فرار کنیم
‫شاید بتونیم حدی که به یه جای امن برسیم، گیجش کنیم

16:40.870 --> 16:42.504
‫یا اینکه از پُشت تیر بخوریم

16:42.505 --> 16:44.285
‫هی تو گفتی دوست داری
‫تو میدون باشی

16:46.309 --> 16:48.043
‫- آره؟
‫- خیلی خب، بیا انجامش بدیم

16:48.044 --> 16:50.145
‫- ردیفی؟
‫- ردیفم

16:50.146 --> 16:51.947
‫بریم!

16:55.886 --> 17:01.745
‫فقط یه نگاه سریع بهش انداختم ولی اون ماسکِ شکلِ شغال
‫و تیر های نوک برنزی به طور واضح، مصری بودن

17:01.886 --> 17:05.389
‫اگه این تیکه ی سنگ توسط بنجامین
‫بنکر مخفی شده باشه، بایدم همینطور باشه

17:05.390 --> 17:08.517
‫انگار مثل یه سگِ نگهبانِ فراطبیعی
‫فقط از یه منطقه محافظت میکنه

17:08.518 --> 17:11.628
‫درسته، انگاری موقع گشتن واسه
‫آخرین تیکه، بیدارش کردیم

17:11.629 --> 17:13.163
‫تعقیب مون نکرد

17:13.164 --> 17:16.433
‫همینکه از محدوده اش خارج شدیم
‫ول مون کرد

17:18.002 --> 17:19.369
‫صبرکنین

17:21.439 --> 17:23.407
‫آره، اینجا

17:23.408 --> 17:27.384
‫شما با یه شیطانِ نگهبان از نژاد
‫مصری مواجه شدین...موجودی که

17:27.385 --> 17:31.248
‫توسط فراعنه ی باستان برای امن نگه داشتنِ
‫گنج هایی که با خودشون دفن میکردن، استفاده میشد

17:31.249 --> 17:34.785
‫یه موجودِ جادویی به نام "ابوالهول"

17:34.786 --> 17:36.052
‫- صبر کن
‫- صبر کن

17:36.053 --> 17:39.289
‫حتی من هم میدونم که ابوالهول
‫یه نیمه انسان و حیوان ــه

17:39.290 --> 17:41.558
‫که با بازی های فکری
‫جلوت رو میگیره نه با تیر

17:41.559 --> 17:42.726
‫لزوماً نه

17:42.727 --> 17:45.929
‫مصری ها به "انسان انگاری" با
‫خطِ "هیروگلیف" شون گرایش داشتن
‫(تعبیر انسانگونه از هر گونه مفهوم یا چیزی - کنده کاری های مصری)

17:45.930 --> 17:47.831
‫یه مجسمه ی ابوالهول چهار پا،

17:47.832 --> 17:50.734
‫هشداری بوده که یه شیطانِ
‫دو پای کماندار دَرِش هست

17:50.735 --> 17:52.302
‫برام مهم نیست چند تا پا داره

17:52.303 --> 17:55.005
‫چجوری باید کلکش رو بِکَنیم
‫تا بتونیم بریم تو اون دخمه؟

17:55.006 --> 17:57.841
‫نه درست میگی، بطور کلی،

17:57.842 --> 18:00.710
‫برای نابود کردن این موجود
‫باید یه معما رو حل کرد

18:00.711 --> 18:04.114
‫شاید برای به دست آوردن چیزی که
‫میخوایم، نیازی به شکست دادن ابوالهول نباشه

18:04.115 --> 18:07.217
‫خیلی خب، تو گفتی...که این
‫راه میره به یه سیستم تونل؟

18:07.218 --> 18:09.119
‫مثل همونی که تو دی سی هست؟

18:09.120 --> 18:11.121
‫بله آقای ولز

18:11.122 --> 18:16.059
‫و اگه این تیکه ی سنگ تو یه
‫دخمه زیر خیابون باشه،

18:16.060 --> 18:18.995
‫شاید بتونیم از زیر بهش دسترسی پیدا کنیم

18:18.996 --> 18:20.037
‫شوخی میکنین؟

18:20.038 --> 18:21.784
‫رو زمین بزور از اون ابوالهول فرار کردیم

18:21.785 --> 18:23.641
‫تو اون تونل ها که کاملاً بی دفاعیم

18:23.642 --> 18:26.443
‫نه اگه از بالا یه حواس پرتی درست کنیم

18:26.444 --> 18:31.982
‫میتونیم دوباره بِکِشیمش بیرون و به اندازه ایی
‫که کرین و دیانا بتونن برن تو دخمه، معطلش کنیم

18:31.983 --> 18:35.019
‫تمرینِ هدف شدن یه ابوالهول

18:35.020 --> 18:36.360
‫هنوزم برای کار میدونی خیلی هیجان داری؟

18:38.023 --> 18:41.425
‫پس بنکر به حرفت گوش کرد
‫و وارد ارتش شد

18:41.426 --> 18:44.495
‫یکی از نزدیکترین مشاورانِ ژنرال واشنگتن شد

18:45.930 --> 18:51.435
‫اگرچه من نمیدونستم که نقشش
‫به مسائل فراطبیعی هم مربوط میشه

18:53.605 --> 18:56.774
‫همسرم کاترینا... فرانکلین، جفرسون...

18:56.775 --> 18:57.841
‫و حالا بنکر...

18:57.842 --> 19:02.546
‫همشون، این حقیقت که
‫من یه شاهدم رو میدونستن

19:02.547 --> 19:05.616
‫به همشون هم دستور داده
‫شده بود که یه راز نگهش دارن

19:05.617 --> 19:10.421
‫حتماً حس خوبی نداره که فهمیدی
‫همچین چیز مهمی ازت مخفی نگه داشته شده

19:10.422 --> 19:13.123
‫نه، مطمئناً نه

19:13.124 --> 19:17.928
‫ولی گذشته ها گذشته

19:17.929 --> 19:19.830
‫فکر کردن راجبش فایده ایی نداره

19:19.831 --> 19:23.567
‫و ما رویکرد متفاوتی با مالیِ جوان اتخاذ میکنیم

19:23.568 --> 19:28.772
‫هرگز نیازی نیست لطمه ایی که یه
‫سرباز در حال وظیفه میخوره رو تجربه کنه

19:28.773 --> 19:30.841
‫حرکتِ زیرکانه ایی بود کرین

19:30.842 --> 19:33.844
‫پرسیدم که آیا این اذیتت میکنه
‫و تو مستقیم موضوع رو عوض میکنی

19:33.845 --> 19:36.814
‫من آه...

19:36.815 --> 19:38.816
‫صحیح

19:38.817 --> 19:40.718
‫جنگِ با شر خیلی مونده تا تموم شه

19:40.719 --> 19:46.924
‫دشمنان زیادی هستن که باید باهاشون مواجه شد
‫و جنگ های زیادی که باید جنگیدشون

19:49.994 --> 19:55.399
‫این راه رو تا وقتی که خانم جنی
‫و بقیه به موقعیت برسن،

19:55.400 --> 19:56.934
‫و آماده ی پرت کردن حواسِ
‫ابوالهول باشن، نباید بریم

19:56.935 --> 19:58.635
‫هی بالایی ها، وضعیت تون چیه؟

19:58.636 --> 20:00.904
‫تو موقعیتیم. مورد رو که دیدیم، سیگنال میدم

20:00.905 --> 20:02.639
‫هی صبرکنین

20:02.640 --> 20:04.608
‫میخوام تو ماشین بمونین

20:09.013 --> 20:10.981
‫خب این واست یه جور اُلگو ــه؟

20:10.982 --> 20:13.450
‫چون تو تنهایی رفتی به غار
‫نومیدی تا کرین رو نجات بدی،

20:13.451 --> 20:15.686
‫و همینطور به ساختمون درایفس

20:15.687 --> 20:18.422
‫آره. من به تنهایی، سریعتر و سیار ترم

20:18.423 --> 20:21.005
‫نقشه، نقشه ی تو، پرت کردنِ حواس شیطان بود

20:21.006 --> 20:23.309
‫مشکل از نقشه نیست، اون
‫نمیخواد پرستاری کسی رو بکنه

20:23.310 --> 20:25.829
‫- ما میتونیم از پسِ خودمون بربیایم
‫- جدی؟

20:25.830 --> 20:28.648
‫چون من چندین ساله که تجربه ی
‫مواجه شدن با همچین موقعیت هایی رو دارم

20:28.649 --> 20:30.601
‫احمق که نیستیم، میفهمیم
‫بازی سختی ــه

20:30.602 --> 20:32.503
‫یه سری آدم موقعِ انجامِ این بازی مُردن
‫آدمایی که بهشون اهمیت میدادی

20:32.504 --> 20:35.239
‫- ولی ما اون آدما نیستیم
‫- ما دلایل خودمون رو برای بودن در اینجا، داریم

20:35.240 --> 20:37.605
‫و اونقدر بالغ هستیم که
‫خودمون تصمیم بگیریم

20:40.845 --> 20:42.880
‫زیاده روی کردم

20:42.881 --> 20:45.282
‫این مشکلِ منه، نه شما

20:45.283 --> 20:48.685
‫و ازتون ممنونم که بهم یادآوری کردین

20:48.686 --> 20:50.154
‫بالایی ها

20:50.155 --> 20:53.056
‫چون از تونل خوشم نمیاد نمیپرسم
‫ولی معطلی واسه چیه؟

20:53.057 --> 20:55.292
‫الآن راه می افتیم. موقعیتتون رو حفظ کنین

21:00.298 --> 21:03.400
‫خیلی خب پس...

21:03.401 --> 21:05.102
‫بیاین انجامش بدیم

21:10.909 --> 21:11.909
‫اوناهاش!

21:11.910 --> 21:14.011
‫تکون بخورین!

21:17.148 --> 21:19.216
‫شیطان رویت شد

21:30.562 --> 21:31.662
‫اینجا

21:34.199 --> 21:38.702
‫همونطور که گفته شد، یه معمای ابوالهولی

21:38.703 --> 21:40.504
‫میتونی حلش کنی؟

21:40.505 --> 21:42.072
‫میتونم...

21:42.073 --> 21:43.073
‫آره من...

21:43.074 --> 21:45.576
‫طرحِ بنکر ــه

21:45.577 --> 21:49.980
‫فقط یه لحظه لازم دارم
‫تا رمز رو ترجمه کنم

21:51.216 --> 21:52.783
‫پُشت سرت!

22:08.099 --> 22:09.399
‫هی کله سگ!

22:10.602 --> 22:13.136
‫آهای! واست یه معما دارم!

22:13.137 --> 22:14.972
‫چی هست؟

22:37.462 --> 22:38.562
‫هی اون داره ضعیف میشه

22:39.898 --> 22:41.965
‫حتماً آخرین تیکه رو پیدا کردن

22:54.245 --> 22:55.798
‫کارتون خوب بود

22:55.799 --> 22:57.422
‫ماموریت انجام شد

22:57.423 --> 22:58.964
‫همگی کارتون خوب بود

23:00.785 --> 23:02.019
‫مامور توماس؟

23:02.020 --> 23:03.153
‫کرین

23:03.154 --> 23:04.821
‫حالت خوبه؟

23:04.822 --> 23:06.556
‫آره خوبم

23:08.293 --> 23:10.827
‫خب، طرز کار قفل بنکر رو براتون توضیح میدم

23:10.828 --> 23:12.796
‫آه چیزی نیست، فکر کنم ردیفه

23:12.797 --> 23:13.930
‫آقای کرین

23:14.799 --> 23:16.700
‫بدینش به من

23:19.237 --> 23:20.904
‫وقت رفتنه، شاهد

23:27.946 --> 23:29.046
‫کرین؟

23:31.082 --> 23:32.716
‫کرین

23:35.238 --> 23:37.763
‫وقتی در باز شد
‫کرین...

23:39.119 --> 23:40.497
‫ناپدید شده بود

23:42.011 --> 23:47.182
‫اینکه آخرین تیکه به همراه
‫خودش ناپدید شده، پس معلومه کار کیه

23:47.183 --> 23:49.718
‫آره، دوست من و شما، مالکوم درایفس

23:49.719 --> 23:51.620
‫نه، ما یه لحظه یه قدم جلوتر بودیم

23:51.621 --> 23:53.222
‫برتری مون رو از دست دادیم

23:53.223 --> 23:54.556
‫هی، از لحاظ تلاش که کم نذاشتیم

23:55.458 --> 23:56.892
‫کارتون خوب بود

23:56.893 --> 23:58.861
‫- هردوتون
‫- دقیقاً

23:58.862 --> 24:01.063
‫هممتون تو این هستیم
‫چه تو شرایط خوب چه بد

24:01.064 --> 24:02.364
‫آره

24:02.365 --> 24:04.500
‫اومدیم تو این شهر تا آخرین تیکه رو پیدا کنیم

24:04.501 --> 24:06.773
‫اگه درایفس اون و کرین رو برده، میتونیم...

24:06.774 --> 24:08.837
‫از یکی شون برای پیدا
‫کردن اون یکی استفاده کنیم

24:08.838 --> 24:10.939
‫ولی عصای یهودا رو از دست دادیم

24:12.108 --> 24:16.011
‫چیز دیگه ایی هست اینجا که
‫بتونه جادوی سنگ رو ردیابی کنه؟

24:16.012 --> 24:17.846
‫من میگم بیاین زمینی فکر کنیم

24:17.847 --> 24:20.482
‫درایفس همراهانِ فراطبیعی داره ولی دستِ آخر،

24:20.483 --> 24:21.884
‫اون فقط یه انسانه

24:21.885 --> 24:24.090
‫درایفس اینترپرایزز

24:24.091 --> 24:26.489
‫یه قرارداد واسه برگردوندنِ
‫مجسمه ی یادبودِ لینکلن داشتن، نه؟

24:26.490 --> 24:28.805
‫به عنوان سرپوش واسه پیدا کردن
‫اولین تیکه ازش استفاده کردن

24:28.806 --> 24:31.715
‫و همینطور باتلاق های اطراف خونه ی
‫خواهرانِ دایر رو خریده بودن...

24:31.716 --> 24:36.645
‫خب درایفس اینترپرایزز تو سلیپی
‫هالو هم از این بند و بساط ها داره؟

24:36.646 --> 24:39.415
‫سه ماه پیش، یه نمادِ خیریه
‫از درایفس اینترپرایزز

24:39.416 --> 24:41.691
‫یه پروژه ی امور عام
‫المنفعه تو شهر راه انداخته،

24:41.692 --> 24:46.822
‫یه پارکِ یادبود که تو یه منطقه ی
‫جنگی دوره ی مستعمراتی قرار گرفته

24:46.823 --> 24:49.125
‫خب بهش میخوره یه منطقه ی پرنفع باشه

24:49.126 --> 24:50.693
‫هی صبرکنین

24:50.694 --> 24:53.662
‫درایفس که اونجا تنها نخواهد بود

24:53.663 --> 24:55.598
‫به علاوه اون شیطانِ شخصی خودش رو داره

24:56.700 --> 24:58.801
‫خودمون رو مجهز و زیرکانه عمل میکنیم

24:58.802 --> 25:00.369
‫خیلی خب، پس یه نقشه داریم

25:00.370 --> 25:03.606
‫خب بیاین امیدوار باشیم که تا
‫وقتی میرسیم اونجا، کرین دوام بیاره

25:33.336 --> 25:35.805
‫درسته آقای کرین

25:35.806 --> 25:40.576
‫سنگ فلاسفه دیگه کامله

25:42.579 --> 25:46.182
‫که یعنی من و تو واقعاً باید یه پیک بزنیم،

25:46.183 --> 25:48.350
‫اینطور فکرنمیکنی؟

25:48.351 --> 25:49.552
‫آره

25:49.553 --> 25:55.991
‫بعد از دو قرن، این اثر باستانی ــه
‫فوق العاده بالاخره کامل شده

25:55.992 --> 25:59.995
‫"بخش" دیگه دوام نمیاره

26:01.198 --> 26:02.932
‫مبارکه

26:02.933 --> 26:06.502
‫ترجیح میدم زودتر بمیرم تا اینکه
‫بخوام با کسایی مثل تو پیک بزنم

26:08.104 --> 26:13.042
‫توهین به شخصیتم، واقعاً استراتژی جالبیه

26:13.043 --> 26:17.179
‫متوجه هستی که تقریباً همه ی
‫مردای با قد و قامتِ من

26:17.180 --> 26:19.982
‫به طور طبیعی خود درگیری دارن، درسته؟

26:20.984 --> 26:22.551
‫در واقع یه عیب نیست،

26:22.552 --> 26:24.320
‫بلکه چیزیه که ما رو سوق میده

26:24.321 --> 26:28.757
‫و تو متوجه هستی که این سنگ جونِ همه ی
‫مرد، زن و بچه ایی رو تو سلیپی هالو، میگیره؟

26:28.758 --> 26:35.865
‫بهم بگو، این چجور زندگی ابدی ایی میشه
‫وقتی این ننگ رو وجدانت سنگینی میکنه؟

26:35.866 --> 26:39.235
‫پس، افراد بی گناه جون شون رو از دست میدن،

26:39.236 --> 26:43.239
‫چون تو اونقدر نادان بودی که شرایط و بند
‫های قراردادت با شیطان رو نخوندی

26:43.240 --> 26:48.477
‫من...من ایمان داشتم
‫که یه راه فرار پیدا میکنم

26:48.478 --> 26:50.212
‫و همینطور هم شد

26:50.213 --> 26:55.584
‫و واقعاً سپاسگزارم که فهمیدم
‫همش رو به تو مدیونم

26:55.585 --> 26:57.253
‫درسته

26:57.254 --> 27:01.824
‫میدونی، من طی سال ها، چندین میلیارد
‫رو تو حوزه ی سرماشناسی، نانوپزشکی

27:01.825 --> 27:03.592
‫پزشکی ترمیمی و فلان و فلان خرج کردم

27:03.593 --> 27:12.434
‫بعد یه روز، یکی از افرادم تو FBI بهم
‫گفت که سرنخی از یه مرد 250 ساله پیدا کرده

27:13.737 --> 27:17.339
‫واقعاً لعنت...به در جلویی!

27:17.340 --> 27:19.241
‫خدای بزرگ

27:19.242 --> 27:20.242
‫نه؟

27:20.243 --> 27:22.878
‫پس تو مامور "والترز" رو کُشتی

27:22.879 --> 27:24.613
‫و ازم اطلاعات کشیدی

27:24.614 --> 27:26.148
‫چرا؟

27:26.149 --> 27:28.584
‫من که هیچی از سنگ فلاسفه نمیدونستم

27:28.585 --> 27:30.452
‫آه پس...

27:30.453 --> 27:37.226
‫پس تو داری میگی که این سکویِ
‫سنگ اصلاً واست آشنا نیست؟

27:39.462 --> 27:43.165
‫زیرپات رو نگاه کن

27:43.166 --> 27:44.733
‫خب اون شکل رو میبینی؟

27:44.734 --> 27:47.903
‫حالا تصور کن خون داره توش جاری میشه

27:47.904 --> 27:50.606
‫یا اگه بخوای بگیم، مخلوط میشه

27:50.607 --> 27:55.844
‫هیچ وقت از خودت نپرسیدی چرا واشنگتن تو رو به اون
‫میدان جنگ فرستاد تا با اسب سوارِ مرگ روبرو بشی؟

27:55.845 --> 28:03.319
‫از خودت نپرسیدی چجوری اون موقع تونستی
‫به راحتی سرش رو ببری، ولی الآن دیگه...

28:03.320 --> 28:06.488
‫اصلاً نتونستی بهش صدمه بزنی

28:08.558 --> 28:12.461
‫بخاطر قدرتِ سنگ فلاسفه است

28:14.831 --> 28:20.869
‫واشنگتن، تو رو آلت دستش کرد

28:20.870 --> 28:23.205
‫ازت استفاده کرد

28:23.206 --> 28:27.776
‫و درنهایت، قربانیت کرد

28:40.790 --> 28:47.229
‫من رو سنگِ فلاسفه
‫با اسب سوارِ مرگ جنگیدم

28:47.230 --> 28:50.265
‫آره

28:50.266 --> 28:53.535
‫چون دوست و رهبرت، جورج وانشگتن

28:53.536 --> 28:56.805
‫باور داشت، همونطور که من باور دارم

28:56.806 --> 29:05.047
‫تو مواقعِ حساس و حیاتی، یه چیزی
‫باید برای مصلحت، قربانی بشه

29:06.650 --> 29:10.152
‫و راستی، شاید غافلگیرت کنه که بدونی،

29:10.153 --> 29:16.025
‫من یه شرحی از اون شبِ سرنوشت ساز
‫تو کاغذای بنکر پیدا کردم

29:16.026 --> 29:23.632
‫و دوستِ وفادارت، با دل و جون
‫پیگیر جریانت بود

29:23.633 --> 29:25.934
<i>‫  من این اجازه رو نمیدم </i>

29:25.935 --> 29:28.203
<i>‫از قبل انجام شده</i>

29:28.204 --> 29:32.141
<i>‫و این ریسک رو بپذیریم که ایکابد کرین،</i>

29:32.142 --> 29:34.176
<i>‫شاهدِ کتابِ مقدس،</i>

29:34.177 --> 29:35.477
<i>‫ممکنه از این جنگ جون سالم به در نبره؟</i>

29:35.478 --> 29:37.146
<i>‫چطور میتونی همچین کاری بکنی؟</i>

29:37.147 --> 29:39.014
<i>‫چون ما تو جنگ هستیم آقا</i>

29:39.015 --> 29:40.916
<i>‫و امروز،</i>

29:40.917 --> 29:43.452
<i>‫باید با ارزش ترین مهره مون رو،</i>

29:43.453 --> 29:45.621
‫یعنی مردی که دوستش دارم
<i>‫و بهش اعتماد دارم رو،</i>

29:45.622 --> 29:48.123
<i>‫به خطر بندازم چون چاره ی دیگه ایی ندارم</i>

29:58.268 --> 29:59.368
<i>‫بنجامین!</i>

30:01.037 --> 30:03.472
<i>‫چه خوشبختی ایی ــه که همدیگه رو میبینیم</i>

30:05.008 --> 30:07.042
<i>‫مشکلی هست؟</i>

30:07.043 --> 30:10.045
<i>‫من خسته ام کرین</i>

30:10.046 --> 30:16.952
‫قبل از اینکه همو ملاقات کنیم، من
<i>‫مردِ آزادی بودم و زیربارِ کسی نبودم</i>

30:16.953 --> 30:23.826
‫حالا هردومون سربازیم و کاری
<i>‫که بهمون امر میشه رو باید انجام بدیم</i>

30:23.827 --> 30:30.165
‫هرماموریتی که واشنگتن میخواد
<i>‫بهم بده، من اون،</i>

30:30.166 --> 30:31.433
<i>‫یا تو رو ناامید نمیکنم</i>

30:31.434 --> 30:34.937
<i>‫اینو شک ندارم، دوستِ من</i>

30:36.840 --> 30:39.474
<i>‫خدا قوت، ایکابد کرین</i>

30:44.414 --> 30:47.516
‫پس واشنگتن من رو به
‫جنگ با اسب سوار فرستاد

30:50.253 --> 30:52.321
‫با دونستن اینکه کُشته میشم

30:59.763 --> 31:00.996
‫لطفاً

31:17.347 --> 31:19.982
‫این همون میدانِ جنگه

31:19.983 --> 31:21.483
‫جایی که مُردم

31:21.484 --> 31:22.551
‫آره

31:22.552 --> 31:30.192
‫و درست، جایی میشه که
‫من زندگی ابدی به دست میارم

31:31.427 --> 31:35.831
‫آه به محض اینکه یه مهمون دیگه برسه

31:50.132 --> 31:51.465
‫درایفس

31:51.867 --> 31:54.001
‫واسه منصرف شدن هنوز دیر نشده

31:54.002 --> 31:56.671
‫انجامش بده

31:56.672 --> 32:00.074
‫با هرچی که از روحت
‫سالم باقی مونده، کنار بکش

32:00.075 --> 32:01.943
‫چاقو

32:01.944 --> 32:03.611
‫چاقو؟

32:09.785 --> 32:11.886
‫این چاقو رو خیس میکنم

32:13.555 --> 32:19.260
‫خونِ...اونی که فراتر از زمان زندگی کرده

32:19.261 --> 32:22.930
‫و اونی که مرگ رو زندگی میکنه رو ترکیب میکنم

32:22.931 --> 32:28.936
‫از این سنگِ عظیم میخوام که
‫این دو جریان خون رو...

32:28.937 --> 32:32.807
‫به اکسیرِ زندگی ابدی تبدیل کنه

32:41.183 --> 32:43.050
‫درایفس رو دارم میبینم

32:43.051 --> 32:45.119
‫شیطانش باهاشه

32:45.120 --> 32:46.621
‫و کرین؟

32:46.622 --> 32:49.590
‫وسطِ یه جور قربانگاه ــه

32:49.591 --> 32:52.093
‫حتماً سنگ فلاسفه است

32:57.232 --> 32:58.599
‫اون تنها نیست

32:59.668 --> 33:01.469
‫اسب سوار

33:01.470 --> 33:05.339
‫خب. طبق نقشه عمل میکنیم

33:05.340 --> 33:08.376
‫وارد میشیم، سخت حمله
‫میکنیم، خارج میشیم. والسلام

33:35.003 --> 33:37.071
‫ممنونم جوب

33:41.009 --> 33:45.279
‫خونِ مردی خارج از زمان خودش
‫که بالا رفتن سن رو به چالش کشیده

33:49.451 --> 33:53.521
‫خونِ سوارِ تاریکِ مرگ...

33:53.522 --> 33:55.623
‫یه جاویدان واقعی

33:59.728 --> 34:01.629
‫به محض شروع مراسم...

34:01.630 --> 34:06.200
‫سنگ نیاز به انرژی حیات از کل
‫شهر یا شاید هم بیشتر، خواهد داشت

34:06.201 --> 34:10.638
‫من یه افسونی رو درست میکنم که این
‫ناحیه رو از قدرتِ سنگ مصون نگه میداره،

34:10.639 --> 34:13.574
‫چشمی در یک طوفانِ مرگبار

34:13.575 --> 34:15.076
‫ممنونم جوب

34:15.077 --> 34:18.112
‫فکر همه جا رو کردی. بدون
‫تو چیکار میتونستم بکنم؟

34:18.113 --> 34:21.949
‫حالا سنگِ عظیم،

34:21.950 --> 34:25.686
‫قدرتِ شکل دهنده ات رو فرامیخونم

34:41.570 --> 34:42.970
‫هی شیطان

34:42.971 --> 34:44.805
‫تا حالا از اینا دیدی؟

34:44.806 --> 34:49.643
‫یه فانوس مقدس که در سال 1778 توسط
‫بنجامین فرانکلین از فرانسه آورده شد،

34:49.644 --> 34:51.245
‫برای به دام انداختنِ شیاطین

34:51.246 --> 34:52.913
‫چه به درد بخور!

34:59.388 --> 35:01.222
‫برین! بمب ها رو تنظیم کنین

35:01.223 --> 35:04.458
‫هی. تکون بخوری، میفرستمت به جهنم

35:04.459 --> 35:06.293
‫بفرما امتحان کن

35:08.764 --> 35:10.731
‫جوب؟

35:18.006 --> 35:19.507
‫هنوز جاویدان نشدی

35:19.508 --> 35:21.542
‫جوب!

35:21.543 --> 35:23.344
‫دیدنتون واقعاً باعث خوشحالیه

35:25.647 --> 35:26.847
‫کرین

35:34.289 --> 35:36.857
‫فکر میکردم گلوله به اسب سوار آسیبی نمیرسونه

35:36.858 --> 35:40.094
‫سنگ. اون روی سنگ آسیب پذیر میشه

35:40.095 --> 35:43.063
‫برو به جهنم...جایی که ازش اومدی

35:43.064 --> 35:45.966
‫نه!

35:53.909 --> 35:55.042
‫ردیفیم؟

35:55.043 --> 35:56.777
‫- آره ردیفیم
‫- آره

35:56.778 --> 35:59.380
‫بریم بریم بریم

35:59.381 --> 36:02.082
‫درایفس. درایفس دیگه تمومه!

36:16.231 --> 36:18.265
‫مرده ان؟

36:18.266 --> 36:20.234
‫سنگ جون شون رو ازشون گرفته

36:20.235 --> 36:22.870
‫جوب گفت که درایفس فقط
‫تو محدوده ی خودش درامانه

36:22.871 --> 36:24.971
‫پس خوبه که گذاشتمش تو جیبِ پُشتی ام

36:27.142 --> 36:29.643
‫انجامش بده

36:36.826 --> 36:38.292
‫نشونی از درایفس نیست

36:38.293 --> 36:39.860
‫از اسب سوار هم همینطور

36:39.861 --> 36:42.662
‫شدتِ انفجار باعث شد فانوسِ فرانکلین

36:42.663 --> 36:47.567
‫از دستِ خانم جنی ول بشه
‫ولی مثل همیشه، ستوان

36:47.568 --> 36:51.204
‫ما پیروزی بزرگی به دست آوردیم

36:51.205 --> 36:53.807
‫بزن قدش

36:56.844 --> 37:00.580
‫و تو دنیا چه خبرای جدیدی هست

37:00.581 --> 37:02.849
‫یه پارک به سبکِ "هاگوارتز" باز شده
‫(مدرسه جادوگری سری داستان‌های هری پاتر)

37:02.850 --> 37:07.888
‫کُلی لباس "ریونکلا" از اینترنت سفارش دادم
‫(یکی از چهار خانه ی جادوگری هاگوارتز)

37:07.889 --> 37:11.758
‫آقای رابرت زیمرمن یه آلبوم استودیویی جدیدِ خوبی داده
‫(اشاره به باب دیلن - خواننده، آهنگساز، شاعر، و نویسنده آمریکایی معروف)

37:11.759 --> 37:15.262
‫و اما اهل کلان شهر نیویورک تون،

37:15.263 --> 37:21.267
‫امسال یه رقابتِ سهمگینی با اون
‫"خرس های شیکاگو" دارن
‫(تیم بیسبال)

37:23.838 --> 37:26.907
‫اما چرا زیاد بهت سرنمیزنم؟

37:26.908 --> 37:31.044
‫خب تو همیشه وادارم میکردی که
‫چیزای جدید رو تجربه کنم...

37:32.280 --> 37:36.783
‫برای همین به واشنگتن دی سی نقل مکان کردم،

37:36.784 --> 37:41.054
‫یه آپارتمان جدید، هموطنان جدیدِ

37:41.055 --> 37:43.056
‫و دوستان جدیدی دارم

37:44.558 --> 37:49.329
‫البته خانم جنی باهامه...

37:49.330 --> 37:50.663
‫همونطور که تو هستی...

37:52.133 --> 37:54.734
‫برای همیشه

37:54.735 --> 37:57.270
‫برای همین گفتم شاید
‫بخوای بدونی که،

37:57.271 --> 37:59.706
‫درحالیکه خیلی دلم برات تنگ شده...

38:02.076 --> 38:03.877
‫تنها نیستم

38:10.584 --> 38:12.619
‫تا دیدارِ بعد

38:16.090 --> 38:22.395
‫آه...یه تاجری رو تو خیابون اصلی
‫پیدا کردم که اینا رو میفروخت

38:22.396 --> 38:25.265
‫عروسکِ بی سر

38:27.201 --> 38:29.169
‫عجایب همیشه هستن

38:38.846 --> 38:40.280
‫به سلامتی دوستای غایب

38:41.649 --> 38:44.818
‫به سلامتی مبارزه ایی که به خوبی انجام شد
‫و پیروزی ایی که به خوبی به دست اومد

38:44.819 --> 38:45.819
‫حالا بنوشین

38:49.991 --> 38:52.258
‫همیشه ی خدا. چجوری اینکار رو میکنی؟

38:52.259 --> 38:54.928
‫شانسه گمونم، و بازم بنوشین

38:54.929 --> 38:56.262
‫- با خوشحالی
‫- بله قربان

38:56.263 --> 39:00.300
‫و این رفیق درخشان مون
‫رو به جعبه ی گرامافون میدم

39:02.269 --> 39:03.889
‫بهتره نبینین چی انتخاب میکنه

39:14.215 --> 39:17.517
‫نمیتونی به رفیق قدیمیت
‫مثل سابق نگاه کنی؟

39:17.518 --> 39:19.352
‫قدیمی؟ آه...

39:19.353 --> 39:23.256
‫نه، ژنرال واشنگتن با فرستادن
‫من به سمت اسب سوار،

39:23.257 --> 39:25.658
‫تصمیم درستی گرفت

39:27.695 --> 39:30.196
‫اگرچه یه قربانی بود...

39:30.197 --> 39:33.399
‫ولی قربانی ایی که باعث
‫پیروزی در جنگ شد

39:37.238 --> 39:39.305
‫و البته اگه...

39:39.306 --> 39:42.408
‫نمرده بودم، امروز و اینجا...

39:44.712 --> 39:46.880
‫و جزو این تیم نبودم

39:51.485 --> 39:52.552
<i>‫مجانیه</i>

39:52.553 --> 39:54.254
<i>‫شاید خونواده نداشته باشی،</i>

39:54.255 --> 39:55.488
<i>‫ولی تنها نیستی</i>

39:55.489 --> 39:56.589
<i>‫به سلامتیش مینوشم</i>

39:56.590 --> 39:58.625
‫این چیزیه که ما هستیم...

39:58.626 --> 40:00.793
‫یه تیم

40:02.160 --> 40:03.663
‫اگه یه ماه پیش بهم میگفتی که،

40:03.664 --> 40:08.401
‫قراره به عنوان شغل دوم، با فراطبیعی بجنگم...

40:09.603 --> 40:13.073
‫مادرِ شاهدِ بعدی باشم...

40:13.074 --> 40:16.843
‫نیاز به گذر زمان داره

40:19.313 --> 40:24.651
‫ولی ما مطمئن میشیم که تجربه ی مالی
‫با تجربه ی من و ستوان بسیار متفاوت خواهد بود

40:24.652 --> 40:27.754
‫به سلامتیش مینوشم

40:29.457 --> 40:31.758
‫خب...

40:33.294 --> 40:34.761
‫فکر میکنی دیگه تمومه؟

40:34.762 --> 40:39.299
‫این آخرین باریه که از درایفس میشنویم؟

40:39.300 --> 40:40.767
‫دوست دارم باور کنم...

40:42.436 --> 40:46.372
‫ولی شر درست وقتی که ما اصلاً...

40:46.373 --> 40:49.509
‫انتظارش رو نداریم، خودش رو نشون میده

40:49.510 --> 40:54.581
‫ولی اگه همینطور بشه...باهم باهاش مقابله میکنیم

40:57.118 --> 40:59.652
‫تیمِ شاهد

41:02.690 --> 41:05.425
‫تیمِ شاهد، دقیقاً

42:12.391 --> 42:13.059
‫آره

42:13.060 --> 42:15.662
‫بالاخره

42:16.060 --> 42:22.662
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.