﻿WEBVTT

00:01.000 --> 00:01.840
<i>آنچه که در سريال
: گذشت "Tabula Rasa"</i>

00:01.920 --> 00:03.000
<i>چرا من اينجام؟</i>

00:03.080 --> 00:06.680
<i>آنِمي» از زمان سانحه رانندگيش»
دچار فراموشي پيش‌گستر شده</i>

00:07.680 --> 00:10.360
<i>ميدونه کيه و خانواده‌ـش رو مي‌شناسه</i>

00:10.440 --> 00:14.000
<i>اما از زمان تصادف
همه‌ي اطلاعات جديد پاک ميشن؟</i>

00:14.080 --> 00:18.680
<i>مي» اسمش رو گذاشته»
طوفان شن گذرا که همه چيز رو پاک مي‌کنه</i>

00:18.760 --> 00:22.000
<i>درمورد ناپديد شدن «توماس دي گيست» تحقيق مي‌کنم</i>

00:22.080 --> 00:23.440
<i>تا حالا نديدمش</i>

00:23.520 --> 00:24.600
<i>آقا؟</i>

00:24.680 --> 00:26.240
<i>زنم مظنون‌ـه؟</i>

00:26.320 --> 00:30.280
<i>آخرين کسيِ که با «توماس دي گيست» ديده شده</i>

00:30.360 --> 00:32.040
<i>و اون چيه؟</i>

00:32.120 --> 00:34.760
<i>ـ روي نصف ديگه‌ـش چي بوده؟
ـ نميدونم</i>

00:34.840 --> 00:36.800
<i>خونه‌ي بابابزرگم‌ـه</i>

00:36.880 --> 00:39.240
<i>رومي» آينه رو انداخت شکست»</i>

00:39.320 --> 00:40.680
<i>متأسفم</i>

00:40.760 --> 00:44.360
<i>بابابزرگ هميشه مي‌گفت
آينه ارواح خبيث رو دور نگه ميداره</i>

00:44.440 --> 00:47.960
<i>ـ «مي» ، چي آزارت ميده؟
ـ هيچي . اين خونه جن‌زده‌ست</i>

00:48.040 --> 00:50.480
<i>ميدوني که دکترها درباره‌ي چي بهت هشدار دادن</i>

00:50.560 --> 00:53.920
<i>وهم و خيالات‌ـت جاهاي خالي
حافظه‌ات رو پر مي‌کنن</i>

00:55.200 --> 00:56.600
<i>در رو ببند</i>

00:56.680 --> 00:58.880
<i>اين آخرين تکنولوژي روزه</i>

00:58.960 --> 01:03.760
<i>کليدهات ، گوشيت و اينم دکمه‌ي اضطراري
سريع خودم رو ميرسونم</i>

01:03.840 --> 01:07.640
<i>ـ خونه‌تکوني بهاره مي‌کنيد؟
ـ نه . تازه اسباب‌کشي کرديم</i>

01:09.100 --> 01:10.800
" حرفه‌ي ستاره‌ي موسيقي نابود شد "

02:07.000 --> 02:12.500
"Tabula Rasa"
فصل 1
قسمت 2 : هوديني

02:12.501 --> 02:19.501
‏.::  www.bolboljan.net ::.

02:37.200 --> 02:41.100
" آنِمي» 8 ماهگي» "

02:42.300 --> 02:46.800
" نيکي» و خواهر بزرگش» "

02:46.800 --> 02:49.200
شب افتتاحيه "
" نمايش موزيکال «سيندرلا» - 2005

02:49.600 --> 02:54.400
" و تا آخر عمر به خوبي و خوشي زندگي کردن "

02:54.400 --> 02:58.300
" خوش اومدي «رومي» نازنينم "

03:01.800 --> 03:03.700
" «اولين تعطيلات «رومي "

03:19.000 --> 03:21.760
چي شده؟ چيزي گم کردي؟

03:24.400 --> 03:26.840
البته . خاطرات‌ـت رو

03:27.800 --> 03:33.440
آره عروسک . از زمان تصادفت
ديگه تاريخ‌ساز نميشي

03:41.700 --> 03:46.000
" زمان حال - 5 دسامبر "

03:55.600 --> 03:58.480
ببين ، اين بازي رو بلدي؟ معرکه‌ست

03:58.560 --> 04:02.640
بايد مستراح رو نشونه بگيري
اما هر مرحله که مي‌گذره مست‌تر ميشي

04:04.080 --> 04:06.520
من مرحله 10ـم هستم

04:08.920 --> 04:09.960
گندش بزنن

04:10.560 --> 04:13.400
ـ بيا . تو برو
ـ نه . خودت بازي کن

04:15.080 --> 04:17.000
«ـ بيا ديگه «بني
ـ نه

04:17.080 --> 04:20.400
بني» ، بيخيال بابا»
آروم باش . چرا بازي نمي‌کني؟

04:20.480 --> 04:22.920
ـ بيا
ـ بازيش چطوريه؟

04:23.000 --> 04:27.160
بايد شاشت رو جوري ميزون کني
تا بريزه تو کاسه توالت

04:27.240 --> 04:28.760
هدف بگير

04:33.240 --> 04:35.240
من جلو در خودم نمي‌شاشم

04:39.160 --> 04:43.480
مي» تو اتاق سرگرمي منتظرتونه»
شما رو مي‌برم اونجا

04:46.000 --> 04:50.840
سوپ گوشت قلقلي و گوجه"
گوشت کبابي و چيپس

04:51.400 --> 04:53.840
"بستني با شکلات

05:03.720 --> 05:05.040
بيا

05:07.040 --> 05:08.800
گيج‌شون مي‌کني

05:11.640 --> 05:13.080
«هي «مي

05:16.160 --> 05:19.120
بالاخره اومدي
فکر کردم ديگه نمياي

05:20.200 --> 05:22.920
«من ديروزم اينجا بودم «مي
همين ديروز

05:23.000 --> 05:24.600
"ـ هي "اُلي
«ـ «مي

05:28.000 --> 05:31.840
ـ اينا واسه توئه
ـ ممنون . بفرماييد بشينيد

05:36.200 --> 05:40.760
ـ چرا بستريم کردي؟
«ـ تو جنگل پيدات کردن «مي

05:42.480 --> 05:46.240
سراسيمه بودي . دست‌ـت زخمي شده بود
سر تا پا خوني بودي

05:46.320 --> 05:49.400
مجبور شديم به‌خاطر امنيت خودت
پا درميوني کنيم

05:49.480 --> 05:52.360
ـ من رو انداختي تو زندون
ـ نه

05:52.440 --> 05:56.880
تو بخش عمومي
اونطرف ساختمون بستريت کرديم

05:56.960 --> 06:03.000
ـ پليسا موقتي منتقلت کردن اينجا
ـ به‌خاطر ناپديد شدن اون يارو؟

06:04.720 --> 06:05.880
بله

06:05.960 --> 06:09.600
من هيچ دخالتي نداشتم
حتي طرف رو نمي‌شناسم

06:11.640 --> 06:15.400
نيکي» ازم خواست بغلت کنم»
بيا ببينم

06:15.480 --> 06:18.440
ـ چرا خودش نيومده؟
ـ خواهرت پا به ماهه

06:20.880 --> 06:26.800
آره اما مي‌تونست بياد ديدنم -
هضم اين وضعيت براش خيلي سخته -

06:26.880 --> 06:31.040
نيکي» رو که مي‌شناسي»
بيشتر از بقيه به زمان احتياج داره

06:33.640 --> 06:35.680
گاله رو ببند خل‌وچل

06:35.760 --> 06:38.880
آروم باش

06:42.520 --> 06:46.640
دفعه بعد ميشه لطفاً
هدفون و موسيقي برام بياري؟

06:46.720 --> 06:49.680
ـ البته . چيز ديگه‌اي نمي‌خواي؟
ـ نه

06:49.760 --> 06:51.600
صبر کن . ببين؟

06:51.680 --> 06:55.720
ـ اين چيه؟ از کجا آورديش؟
ـ نميدونم

06:55.800 --> 06:58.000
ميدوني اين کيه؟

07:02.280 --> 07:04.360
چرا از مامانت نمي‌پرسي؟

07:04.440 --> 07:08.480
اتاق زيرشيرووني پر از خرت‌وپرت‌ـه
ممکنه از اونجا برداشته باشي

07:08.560 --> 07:12.840
اين کلمه غلط ـه . گل آفتابگردون‌ـه
نه گل‌ آفتاب‌ها . آفتاب مفرد‌ـه

07:12.920 --> 07:16.720
خب ، چرا به اينجا ميگن ديوونه‌خونه
اگه بيشتر از يه ديوونه توشه؟

07:16.800 --> 07:23.440
فقط يه ديوونه تو اين آشغالدوني‌ـه
و اونم تويي پس ميشه گل آفتابگردون

07:25.880 --> 07:27.400
<i>گل آفتابگردون</i>

07:28.000 --> 07:33.000
" 3ماه قبل از ناپديد شدن "

07:33.480 --> 07:37.840
ـ مامان ، از اين گل خوشت مياد؟
ـ ميشه دوباره ببينمش؟

07:40.240 --> 07:41.680
ممنونم عزيزدلم

07:48.720 --> 07:52.680
ـ ديگه رسيديم خونه
ـ خوبه . دارم از گرسنگي مي‌ميرم

08:13.080 --> 08:14.800
زودباش ديگه

08:14.880 --> 08:18.600
پنجره‌هاي باز زياد منظره واضح
...و بعدش

08:19.640 --> 08:24.000
ـ ببخشيد . ميشه تو ادامه بدي؟
ـ البته

08:24.080 --> 08:25.720
"ممنون "ويويان

08:26.400 --> 08:27.360
درسته

08:43.520 --> 08:45.400
مامان؟

08:45.480 --> 08:47.400
دستم بنده

08:48.200 --> 08:52.320
مي» ، لطفاً بهم زنگ بزن . لعنتي»

08:52.400 --> 08:55.520
من تو راهم
به محض اينکه تونستي تماس بگير

08:55.600 --> 08:59.520
خدا لعنت‌ـت کنه کودن . خدايا

09:00.360 --> 09:01.360
چيه؟

09:01.440 --> 09:02.480
من گرسنمه

09:06.520 --> 09:09.240
بايد صبر کني
نمي‌تونم دروازه رو باز کنم

09:10.160 --> 09:12.640
چي شده فرشته؟

09:13.560 --> 09:17.160
ـ مي‌ترسم
ـ مي‌ترسي؟ چرا مي‌ترسي؟

09:17.240 --> 09:19.920
ـ چون دروازه باز نميشه
ـ خب که چي؟

09:23.360 --> 09:27.880
ـ به‌خاطر اينه که من اون آينه رو شکستم؟
ـ البته که نه احمق‌جون

09:30.200 --> 09:33.920
ـ به بابايي زنگ بزنيم؟
ـ چرا بايد به بابا زنگ بزنيم؟

09:34.000 --> 09:37.400
ما 2تا دختر بزرگيم
چيزي‌مون نميشه

09:39.360 --> 09:41.160
ـ بريم پيک‌نيک
ـ آره

09:41.240 --> 09:42.680
باشه . بيا بريم

09:58.280 --> 10:01.720
ـ همه چيز مرتبه؟
ـ آره . من که بهت زنگ نزدم . زدم؟

10:01.800 --> 10:03.280
ـ چي شده؟
ـ هيچي

10:03.360 --> 10:07.880
کنترلش خراب شده
يا شايد دروازه مشکل داره

10:07.960 --> 10:10.640
ـ جدّي ميگي؟
ـ چيه؟

10:12.840 --> 10:16.800
مي» ، اين دکمه اضطراري‌ـه ، خب؟»

10:20.480 --> 10:21.440
مي‌بيني؟

10:23.760 --> 10:25.080
...و اين يکي

10:27.200 --> 10:30.320
کنترل از راه دورِ دروازه‌ست . باشه؟
سفيده

10:38.280 --> 10:39.360
ببخشيد

10:40.600 --> 10:44.040
«عيبي نداره «مي
فقط دلواپس شدم

10:48.040 --> 10:56.240
ببخشيد . تقصير من بود
بايد روشون برچسب ميزدم

10:58.600 --> 10:59.680
ديگه بريم

11:03.080 --> 11:04.360
رومي»؟»

11:06.440 --> 11:07.480
رومي»؟»

11:09.280 --> 11:11.800
چرا هميشه من رو مي‌ترسوني؟

11:15.200 --> 11:17.160
ماماني ، اون کيه؟

11:21.440 --> 11:22.440
«بِنُوا»

11:24.400 --> 11:25.240
سلام

11:27.600 --> 11:29.360
جنگل‌بان‌ـه

11:36.800 --> 11:37.800
بيا بريم

11:43.280 --> 11:46.640
ـ اول مشق و بعدش بازي
ـ باشه

11:46.720 --> 11:48.800
در رو ببند

11:48.880 --> 11:52.640
ـ بايد سفر "کُلن" رو لغو کنم؟
ـ فقط کنترل اشتباهي رو برداشتم

11:53.320 --> 11:55.480
همه‌ـش 2 روزـه
مطمئنم جون سالم به‌در مي‌برم

11:56.800 --> 11:57.960
<i>...در رو</i>

11:58.040 --> 12:02.320
ـ سفر «کُلن» رو لغو مي‌کنم
ـ نه . به پولش نياز داريم

12:02.400 --> 12:08.400
ـ وضع‌مون خيلي بهتر مي‌شد اگه من مي‌تونستم کار کنم
ـ وضع‌مون بهتر مي‌شد اگه بيمه خسارت ميداد

12:11.560 --> 12:12.800
مي»؟»

12:14.800 --> 12:19.120
شايد بهتر باشه
در طي روز خودت رو به يه چيزي مشغول کني

12:19.800 --> 12:21.200
مثلاً چي؟

12:22.680 --> 12:23.920
آموزش کلاس رقص

12:25.040 --> 12:27.000
تو مرکز ورزش روستا

12:28.640 --> 12:30.760
آره . مي‌تونستم زومبا درس بدم

12:32.360 --> 12:34.840
به مامان و دوستاي خيکي‌ـش

12:38.400 --> 12:39.840
زومبا چيه؟

12:44.800 --> 12:49.100
" زمان حال - 5 دسامبر "

12:54.640 --> 12:57.920
سلام «مي» ، چطوري؟

12:59.440 --> 13:01.080
من رو يادت نمياد ، نه؟

13:04.320 --> 13:08.200
ـ يکي از دکترهايي؟
ـ نه . من ملاقاتي خصوصي هستم

13:08.280 --> 13:11.520
من دکتر «مومرتس» هستم . روانپزشکت

13:13.440 --> 13:16.720
ـ از کِي تا حالا اون دفترچه يادداشت رو داري؟
ـ از وقتي اومدم اينجا

13:17.440 --> 13:22.000
من توش نيستم
بهار پارسال بعد از تصادفت مداوات کردم

13:22.080 --> 13:24.400
بعد از اينکه حافظه‌ات رو از دست دادي

13:24.480 --> 13:29.040
زمان چالش‌انگيزي برات بود
هم از نظر عاطفي و هم حرفه‌اي

13:29.120 --> 13:30.960
ميدوني چرا اينجايي؟

13:34.760 --> 13:39.440
يه نفر ناپديد شده
و ظاهراً من آخرين کسي هستم که باهاش ديده شدم

13:40.760 --> 13:42.680
اون رو يادت مياد؟

13:47.360 --> 13:48.420
<i>«بِنُوا»</i>

13:49.880 --> 13:51.000
نه

13:51.080 --> 13:53.520
چيز ديگه‌اي نيست بخاطر بياري؟

13:54.680 --> 13:57.480
ـ نه خيلي
ـ نه خيلي بيشتر از هيچي‌ـه

14:00.960 --> 14:03.680
صحبت با پليسا برات دشواره؟

14:05.240 --> 14:08.360
...يه‌کم احساس سردرگمي مي‌کنم پس

14:09.680 --> 14:14.520
اول بايد راه خودم رو پيدا کنم
قبل از اينکه با ديگران درموردش حرف بزنم

14:14.600 --> 14:18.360
مي‌فهمم و کاملاً حق با توئه

14:18.440 --> 14:23.160
مي‌ترسم نکنه سوءتفاهم پيش بياد
و واسه هميشه اينجا موندگار بشم

14:23.240 --> 14:28.600
چهره منم بکش
تا دفعه بعد نيازي به معرفي نباشه

14:32.560 --> 14:34.840
از اينطرف خوشگل‌تر هستم

14:38.560 --> 14:40.080
تو دردسر افتادم؟

14:40.160 --> 14:42.760
ـ بستگي داره
ـ به چي؟

14:42.840 --> 14:46.920
به چيزي که به‌خاطر مياري
مي‌خوام کمکت کنم يادت بياد

14:52.000 --> 14:54.840
کي گفته مي‌تونم بهت اعتماد کنم؟

14:55.600 --> 15:00.240
هيچکي . فقط مي‌تونم ازت بخوام
فرض بر معتمد بودنم بذاري

15:10.900 --> 15:15.800
" 3ماه قبل از ناپديد شدن "

15:12.160 --> 15:16.800
وقتي بابا برگرده خونه
يه پا بالرين شدي
<i>1 ، 2 ، 3</i>

15:16.880 --> 15:22.880
4 ، 5 ، 6 ، 7 ، 8 ، 9 ، 10

15:26.680 --> 15:28.520
و بپر

15:29.240 --> 15:31.320
فوق‌العاده‌ست . بچرخ

15:37.840 --> 15:41.360
<i>1 ، 2 ، 3</i>

15:42.040 --> 15:46.120
<i>بچرخ . پا بالا زاويه 90 درجه</i>

15:46.200 --> 15:50.160
<i>زودباش . حواست رو جمع کن
و تمرکز کن</i>

15:50.240 --> 15:53.040
<i>بچرخ . پا بالا</i>

15:54.040 --> 15:55.120
<i>...زاويه‌</i>

16:08.400 --> 16:11.640
<i>زودباش . از پس‌ـش برمياي</i>

16:12.360 --> 16:13.560
<i>...پا</i>

16:21.320 --> 16:22.400
<i>پا بالا</i>

16:22.480 --> 16:23.360
<i>...پا</i>

16:28.000 --> 16:29.000
مامان

16:29.680 --> 16:32.280
وقت شام‌ـه -
ـ گُشنم نيست

16:37.120 --> 16:39.240
ببين «هوديني» . ببين

16:42.440 --> 16:44.440
غذاي موردعلاقه‌ـته

16:45.520 --> 16:46.880
بخور ديگه

16:48.480 --> 16:49.800
لطفاً

17:02.160 --> 17:03.680
الو ، «مي» هستم

17:05.400 --> 17:06.400
الو؟

17:19.400 --> 17:20.480
الو

17:23.680 --> 17:25.000
شما؟

17:41.280 --> 17:42.400
شما؟

17:42.480 --> 17:44.480
<i>ـ «مي»؟</i>
ـ بله

17:44.560 --> 17:46.880
<i>ـ «مي» ، منم</i>
ـ هي

17:47.920 --> 17:51.480
<i>ـ همه چيز مرتبه؟</i>
ـ آره . چطوري؟

17:51.560 --> 17:56.320
<i>ميدوني ، وقتي تو آلمان‌ـم
غذامون همه‌ـش سوسيس خام و خوراک کلم‌پيچ‌ـه</i>

17:56.400 --> 18:00.200
<i>ـ چرا تلفن اشغال بود؟</i>
ـ آره . واقعاً عجيب بود

18:00.280 --> 18:05.480
يه نفر بدون اينکه حرفي بزنه
همه‌ـش زنگ ميزد

18:06.160 --> 18:08.280
<i>اوضاع اونجا چطوره؟</i>

18:08.360 --> 18:13.520
خوبه جز اينکه دخترت نمي‌خواد
غذاش رو تموم کنه

18:15.360 --> 18:18.480
«نگران عادتاي غذاييش هستم «بِنُوا

18:18.560 --> 18:21.480
<i>دخترهاي کوچولو شکم‌شون هم کوچيک‌ـه</i>

18:23.120 --> 18:25.560
<i>ـ فقط مي‌خواستم ببينم همه چيز روبراهه</i>
ـ باشه

18:26.400 --> 18:27.880
فقط مشغوليم ديگه

18:28.960 --> 18:31.320
مامان ، ميشه با بابا حرف بزنم؟

18:31.400 --> 18:34.680
ـ صبر کن . «رومي» مي‌خواد باهات حرف بزنه
<i>ـ نمي‌تونم . منتظرم هستن</i>

18:34.760 --> 18:36.440
هي بابا

18:36.520 --> 18:40.800
<i>هي «رومي» ، بابايي دلش برات تنگ شده
هواي ماماني رو داري؟</i>

18:40.880 --> 18:42.360
با مامان رقصيديم

18:42.440 --> 18:45.960
<i>گوشي رو بده به مامان
بابا کار داره</i>

18:46.040 --> 18:49.480
ـ الو
<i>ـ ببخشيد . همه منتظر منن</i>

18:49.560 --> 18:54.240
<i>واقعاً بايد برم با اين کله‌گُنده‌ها شام بخورم</i>

18:54.320 --> 18:58.120
ـ فردا حرف ميزنيم
<i>ـ فعلاً خدافظ</i>

18:58.200 --> 19:00.320
<i>ـ دوست دارم</i>
ـ منم دوست دارم

19:03.320 --> 19:06.600
بابايي گفت بايد دختر خوبي باشي
و غذات رو تموم کني

19:06.680 --> 19:09.280
<i>ـ قبوله؟
ـ آره</i>

19:21.280 --> 19:22.320
بِنُوا»؟»

19:26.600 --> 19:29.300
" رفتم کُلن "

19:33.600 --> 19:34.640
بِنُوا»؟»

19:51.000 --> 19:52.440
<i>در رو ببند</i>

19:56.520 --> 19:58.040
<i>در رو ببند</i>

20:02.680 --> 20:04.320
<i>در رو ببند</i>

20:08.680 --> 20:10.360
<i>ـ در رو ببند</i>
ـ هي؟

20:13.120 --> 20:14.560
کسي اونجاست؟

20:15.000 --> 20:16.640
<i>در رو ببند</i>

20:21.320 --> 20:22.840
<i>در رو ببند</i>

20:27.400 --> 20:29.040
<i>در رو ببند</i>

20:33.680 --> 20:36.320
<i>ـ در رو ببند</i>
ـ هي؟

20:39.880 --> 20:40.880
<i>در رو ببند</i>

20:46.280 --> 20:47.560
<i>ـ در رو ببند</i>
ـ پيشي؟

20:59.200 --> 21:00.240
بيخيال

21:13.040 --> 21:13.960
«رومي»

21:28.520 --> 21:29.800
«رومي»

22:16.080 --> 22:18.280
بدون مادرت چي‌کار مي‌کردي؟

22:24.120 --> 22:27.600
<i>آخه چقدر خريت کردي</i>
که بيرون موندي؟

22:27.680 --> 22:30.920
ـ بابا رو تنها گذاشتي؟
ـ البته که نه

22:31.000 --> 22:33.080
يادم رفت بهت بگم

22:33.160 --> 22:37.160
بالاخره براي بابا يه پرستار جديد پيدا کردم

22:37.240 --> 22:40.800
و يه نوع خاص‌ـش
پرستار سرخونه

22:40.880 --> 22:43.720
نمي‌خوام شوکه بشي
اما پرستاره مرد‌ـه

22:44.240 --> 22:49.920
"يه يارو يوناني به اسم "موزِس
«قشنگ نيست؟ «موزِس

22:52.880 --> 22:55.480
تعريف کن چطور اين اتفاق افتاد؟

22:58.000 --> 23:02.160
صداي حرف شنيدم
در ورودي باز بود

23:03.840 --> 23:05.800
ديدم يکي بيرون بود
<i>يه مَرد</i>

23:07.240 --> 23:11.360
اين شپش‌دوني کثيف
هنوز اينجا چي‌کار مي‌کنه؟

23:12.320 --> 23:15.320
ـ واسه سمپاشي پول نميدم
ـ مامان

23:17.880 --> 23:21.560
ـ اين خونه يه‌جوريه
ـ در ورودي رو ببند

23:21.640 --> 23:24.880
از شر اين جونور کثيف خلاص شو
و خيلي زود همه چيز برميگرده به حالت عادي

23:26.600 --> 23:28.520
جنگل يه‌جور عجيبي‌ـه

23:29.720 --> 23:32.000
شرط مي‌بندم جنگلم همين حس رو به تو داره

23:32.080 --> 23:34.640
ـ خنده‌دار نيست
ـ چرا ، هست

23:34.720 --> 23:39.320
يعني نميشه بخنديم؟ بيشتر زنايي که
جاي من هستن ديگه بيخيال شدن

23:39.400 --> 23:42.520
اصلاً ميدوني نگهداري از بابات چطوريه؟

23:42.600 --> 23:45.160
آرامش ندارم و الانم اينطور ميشه

23:46.600 --> 23:47.600
خسته‌اي؟

23:48.480 --> 23:50.280
مي‌خواي بمونم؟

23:52.600 --> 23:53.840
اگه از نظرت اشکال نداره

23:55.720 --> 23:57.600
البته که نداره

23:58.960 --> 24:00.200
ممنون

24:13.800 --> 24:17.900
" زمان حال - 5 دسامبر "

24:26.920 --> 24:31.040
<i>تو جنگل پيدات کردن . دست‌ـت زخمي شده بود
و سر تا پا خوني بودي</i>

26:02.520 --> 26:04.400
اينجا گربه هست؟

26:06.320 --> 26:08.720
ـ اينجا گربه داريم؟
ـ گربه؟ نه

26:08.800 --> 26:13.360
ـ پس لابد صداي گريه‌ي بچه‌ست
ـ اينجا نه بچه داريم و نه گربه

26:18.040 --> 26:21.120
ـ تو کي هستي؟
ـ پرستارت "کارن" هستم

26:21.200 --> 26:24.320
ـ آروم باش . همه چيز مرتبه
ـ دخترم کو؟

26:24.400 --> 26:26.280
ازش به خوبي نگهداري ميشه

26:26.360 --> 26:29.800
بيا لباسات رو بپوش
<i>امروز مهموني داريم</i>

26:42.480 --> 26:47.560
مي»؟ بازرس «وُلکِرس» هنوز نيومده»
يه‌کم کيک مي‌خواي؟

26:52.240 --> 26:55.280
ـ آتش‌افروزِ کجاست؟
ـ ببخشيد؟

26:58.560 --> 27:03.760
ـ «ورونسکي» اينجا نيست؟
ـ نه . تو اتاقش‌ـه . حالش خوب نيست

27:05.680 --> 27:07.280
اگه خواستي بيا پيش ما

27:08.720 --> 27:10.720
بچه‌ها ، کي گرسنه‌ـشه؟

28:20.300 --> 28:22.000
"عاشقشم"

28:25.600 --> 28:27.000
"من کمالگرا هستم"

28:32.800 --> 28:35.100
"حرفه‌ي ستاره موزيکال نابود شد"

28:49.760 --> 28:51.280
لعنتي

29:16.360 --> 29:18.200
فوت‌شون کن

29:19.640 --> 29:21.640
نه . صبر کن . فوت نکن

29:37.400 --> 29:39.800
" «تولد 7 سالگي «رومي "

29:39.800 --> 29:44.700
" 3ماه قبل از ناپديد شدن "

29:41.880 --> 29:43.320
مراقب باش

29:48.040 --> 29:50.520
اينم يه هديه براي ماماني

29:52.040 --> 29:55.640
ـ ايده من نبوده
ـ بايد جالب باشه

29:59.760 --> 30:05.280
ـ ممنون . هميشه به‌درد مي‌خوره
ـ نوع معموليش نيست . ببين

30:05.360 --> 30:10.080
مي‌توني با انتخاب عدد 1 يا 2
روش پيغام ضبط کني

30:10.160 --> 30:11.960
ـ شرمنده
ـ طفلکي تو

30:12.040 --> 30:13.760
فهميدي؟

30:13.840 --> 30:16.840
...ـ صبر کن . ببين اگه
ـ آره ، آره . فهميديم چي شد

30:16.920 --> 30:18.960
ـ بيا
ـ ممنون

30:19.040 --> 30:22.080
ـ «بِنُوا» خونه نيست؟
ـ کار داشت

30:22.160 --> 30:25.960
بايد بره کيک باربي رو بگيره
پس ديگه پيداش ميشه

30:26.040 --> 30:29.960
ـ دخترمون کجاست؟
ـ سر ميز

30:30.520 --> 30:32.160
ـ سلام مامان
ـ مراقب موهام باش

30:33.240 --> 30:34.800
«هي «نيکي

30:34.880 --> 30:36.680
ـ مامان
ـ سلام

30:36.760 --> 30:41.720
ـ «ريتا» ، چقدر معرکه شدي
ـ تو سليقه خوبي داري

30:41.800 --> 30:45.240
تنها کار درستي که «نيکي» کرده همينه
شوهرش

30:45.320 --> 30:49.400
ـ هي بابا
ـ «ميکا»...«ميکا» کوچولوي خودم

30:50.040 --> 30:56.080
بچه‌ها ، بذاريد به پرستار جديدمون
موزِس» معرفي‌تون کنم»

30:56.880 --> 30:59.320
موزِس» اهل يونانه»
اما بلده هلندي حرف بزنه

30:59.400 --> 31:03.360
اومده بهمون کمک کنه اما در واقع
همه به همديگه کمک مي‌کنيم . درسته؟

31:04.080 --> 31:08.840
ـ عصربخير . اين براي مهموني شماست
ـ ممنون . به جمع خانواده خوش اومدي

31:10.480 --> 31:14.840
ـ تولد کسي‌ـه؟
ـ بله عزيزم . حالا برو بشين

31:14.920 --> 31:18.040
اينجور که پيداست «موزِس» فقط
نيازهاي پدرت رو مرتفع نمي‌کنه

31:18.120 --> 31:19.280
واقعاً؟

31:19.880 --> 31:22.480
چه حامله باشم يا نه
امروز يه مشروب مي‌خورم

31:24.400 --> 31:28.960
<i>بِنُوا داهز» قادر به پاسخگويي نيست»
لطفاً بعد از شنيدن صداي بوق پيغام بگذاريد . ممنون</i>

31:30.200 --> 31:31.480
جواب نميده

31:32.640 --> 31:34.440
مطمئنم که مياد

31:36.720 --> 31:40.920
يعني اينقدر سخته
تا سر موقع بياي جشن تولد دخترت؟

31:46.800 --> 31:52.240
قايقت تو يونان بدنه‌ـش چوبي‌ـه؟

31:52.320 --> 31:56.400
ـ قايق نداره
ـ همه اومدن . سلام

31:58.000 --> 32:01.280
ـ چه خبرا؟
ـ کيک رو نياوردي؟

32:01.360 --> 32:02.960
کيک

32:04.800 --> 32:09.440
ـ شرمنده . کيک رو يادم رفت
ـ مغازه الان مي‌بنده

32:09.520 --> 32:11.640
«ـ آروم باش «مي
ـ آرومم

32:11.720 --> 32:13.240
فقط سعي دارم درکت کنم

32:14.720 --> 32:17.040
همه‌ـش سر من شلوغ‌بازي درمياري

32:17.120 --> 32:20.720
تو آشپزخونه‌ام دوربين کار گذاشتي
محض احتياط اگه چيزي يادم بره

32:20.800 --> 32:25.720
چند روزه که اين مهموني رو تدارک ديدم
تو فقط بايد ميرفتي دنبال کيک

32:25.800 --> 32:27.760
و حتي اين‌کار هم از عهده‌ات برنمياد

32:28.520 --> 32:31.960
متأسفم . ببخشيد

32:32.920 --> 32:35.320
ـ باشه؟
ـ مهموني بدون کيک نميشه

32:36.720 --> 32:38.960
ماماني ، کيک مي‌خوام

32:39.040 --> 32:41.440
ـ کسي چيزي يادش رفته؟
«ـ «والتر

32:46.680 --> 32:52.280
فقط يه دقيقه صبر کنيد
تولد نوه‌ام‌ـه و بايد جشن بگيريم

32:52.360 --> 32:55.840
چه کيک باشه و چه نه
ولم کنيد بابا

32:58.360 --> 33:00.080
خب يوناني

33:24.680 --> 33:27.760
ـ ممنون
ـ چه کارهايي که ميشه با پيتزا يخ‌زده کرد

33:31.280 --> 33:35.280
ـ زودباش فوت کن
ـ نه . بذار اول عکس بگيريم

33:35.360 --> 33:41.600
موزِس» ، عکس عزيزم . بيا»
نه . برعکس گرفتي

33:41.680 --> 33:45.880
بذار انگشتات آزاد باشه
اما جلوي لنز رو نگيري

33:45.960 --> 33:50.640
جولز" و "لئون" رو صدا نکنيم؟" -
نه . بذار طبقه بالا باشن -

33:53.520 --> 33:57.000
خيله‌خب...1 ، 2 ، 3

33:57.080 --> 33:58.440
لبخند بزنيد

34:04.080 --> 34:06.600
حالم از خوراک "موساکا" به‌هم مي‌خوره

34:06.680 --> 34:10.400
ـ همون که با گوشت بره‌ست؟
ـ به سس سفيد ، شير و آرد آغشته شده

34:10.480 --> 34:16.600
ـ اما بايد دلمه‌هاش رو امتحان کنيد
ـ دلمه‌هاش ، آره؟

34:16.680 --> 34:23.400
منظورم اون دلمه‌هاش نيست
اما آشپزيش حرف نداره ، مگه نه «والتر»؟

34:23.480 --> 34:26.720
دکتر "تراکوشيس" يکي از هم‌قطارهاي
قديمي منه . يوناني بود

34:26.800 --> 34:29.120
ـ اونم يه آشپز فوق‌العاده بود
ـ صبر کنيد

34:30.000 --> 34:31.280
رومي»‌ـه»

34:33.520 --> 34:35.280
چي شده فرشته‌؟

34:37.560 --> 34:40.000
پسرها نميذارن باهاشون بازي کنم

34:41.520 --> 34:43.120
بازم پسرها اذيت‌ـت کردن؟

34:48.720 --> 34:51.280
خاله «مي» بايد پا درميوني کنه؟

34:55.040 --> 34:58.880
ـ اين چيه؟
ـ آقا خرسِ رو عمل کردم

35:03.640 --> 35:05.440
ـ «مي»؟
ـ ببخشيد

35:05.520 --> 35:08.840
ـ زده به سرت؟
...ـ متأسفم اما

35:08.920 --> 35:12.760
نمي‌خوام چيزي بشنوم
روي بچه‌هام دست بلند نمي‌کني . ختم کلام

35:12.840 --> 35:14.920
ـ متأسفم
ـ بيايد بريم پايين

35:22.560 --> 35:25.480
نيکي»...«نيکي» ، خواهش مي‌کنم»

35:32.200 --> 35:35.520
ـ «اُلي» ، پاشو بريم
ـ چرا؟

35:35.600 --> 35:37.680
داريم ميريم . ژاکتامون رو بردار

35:37.760 --> 35:40.440
ـ چي شد؟
ـ مامان ، دخالت نکن

35:41.240 --> 35:43.360
ـ دخالت نکردم
ـ داري بدترش مي‌کني

35:43.440 --> 35:48.120
ـ «نيکي» ، لطفاً آروم باش
ـ آروم باشم؟ جدّي ميگي؟

35:48.200 --> 35:52.360
ـ آخه تولد «رومي»‌ـه
«ـ من علاقه‌اي ندارم «بِنُوا

35:55.000 --> 35:56.960
همه‌تون ديوونه‌ايد . اين رو ميدونيد؟

35:57.040 --> 36:01.320
ـ کسي چيزي يادش رفته؟
ـ امروز خيلي غيرقابل‌تحمل‌ـه

36:01.400 --> 36:04.720
مامان ، واقعاً که . خفه‌شو
بابا درست کنارت نشسته

36:05.480 --> 36:08.160
اُلي» ، مي‌خوام برم خونه ، خب؟»

36:10.920 --> 36:16.120
ببخشيد . کيک خوشمزه بود
در تماس مي‌مونيم

36:18.440 --> 36:20.880
بِنُوا» ، قضيه چي بود؟»

36:31.600 --> 36:40.600
" «دعوا با «نيکي "

36:33.800 --> 36:40.600
" «کتک زدن «لئون "

36:55.100 --> 37:01.400
" بازم هست؟ "

37:12.240 --> 37:15.240
ـ قهوه؟
ـ نه . ممنون

37:17.600 --> 37:20.000
قهوه همراه با عذرخواهي؟

37:22.560 --> 37:25.240
ترجيح ميدادم قهوه رو با کيک مي‌خوردم

37:33.360 --> 37:34.760
رومي»‌ـه؟»

37:39.320 --> 37:40.760
برم يه سر بهش بزنم

37:54.800 --> 38:01.280
ـ مامان ، ميشه يه‌کم پيشم بموني؟
ـ آره

38:33.560 --> 38:35.040
کاغذهاي يادداشتم کجاست؟

38:36.040 --> 38:37.360
روي ميز

38:48.800 --> 38:52.500
" زمان حال - 5 دسامبر "

38:52.680 --> 38:58.640
آنِمي داهز»؟ انگاري از مهموني جا موندم»
ببخشيد يه‌کم دير رسيدم

39:02.560 --> 39:04.240
«بازرس «وُلکِرس

39:06.680 --> 39:09.600
امروز مي‌خوام درباره‌ي اين باهات حرف بزنم

39:25.800 --> 39:29.040
ـ اين رو از کجا آورديد؟
ـ نه

39:30.200 --> 39:33.200
توماس دي گيست» اين رو از کجا آورده؟»

39:36.720 --> 39:38.000
نميدونم

39:39.720 --> 39:41.360
تو اين رو کشيدي . درسته؟

39:57.600 --> 40:02.800
" 3ماه قبل از ناپديد شدن "

40:14.160 --> 40:15.320
قشنگ‌ـه

40:18.160 --> 40:21.520
ـ خيلي طراحي مي‌کني؟
ـ نه اونقدر

40:23.440 --> 40:25.840
ـ خيلي خوب مي‌کشي
ـ ممنون

40:28.800 --> 40:30.200
قبلاً ديدمت

40:31.120 --> 40:32.560
ـ واقعاً؟
ـ آره

40:33.520 --> 40:36.600
تو مرکز بازيافت
اونجا کار مي‌کنم

40:36.680 --> 40:39.840
امکانش هست
چهره‌ي آدما به‌خاطرم نمي‌مونه

40:39.920 --> 40:44.200
توماس» هستم»
اما همه «تام» صدام مي‌کنن

40:44.800 --> 40:48.240
ـ «آنِمي»...همه «مي» صدام مي‌کنن
«ـ «مي

40:54.800 --> 40:57.560
«ـ سلام «مي
ـ بشين . چرا نميشيني؟

40:57.640 --> 41:00.240
مطمئني؟ نمي‌خوام مزاحمت بشم

41:00.960 --> 41:06.440
ـ مراهمي . بدم نمياد هم‌صحبت داشته باشم
ـ هنوز دوست پيدا نکردي؟

41:08.000 --> 41:13.160
خيلي وقته تو شهر زندگي کردم
هنوز دارم به زندگي اينجا وفق پيدا مي‌کنم

41:14.000 --> 41:15.320
صحيح

41:18.280 --> 41:21.680
شهريا هستن و دهاتيا

41:25.160 --> 41:28.680
ـ چي باعث شده بياي اينجا؟
ـ با اين موضوع خسته‌ات نمي‌کنم

41:28.760 --> 41:34.480
ـ همين حالاشم کردي
ـ خيلي چيزها رو از دست دادم و الان اينجام

41:37.160 --> 41:38.600
مي‌فهمم چي ميگي

41:40.240 --> 41:41.880
منم تصادف کردم

41:41.960 --> 41:46.440
مشکل فراموشي دارم
واسه همين بلافاصله تو رو يادم نيومد

41:48.080 --> 41:51.120
ـ متأسفم
ـ و تو چي؟

41:52.960 --> 41:54.360
چي از دست دادي؟

41:56.920 --> 41:58.440
تقريباً همه چيز

42:00.400 --> 42:04.120
حتماً خيلي فوق‌العاده‌ست
تا بتوني فقط فراموش کني

42:06.080 --> 42:07.760
همچين چيزي رو براي کسي آرزو نمي‌کنم

42:10.040 --> 42:11.240
ببخشيد

42:12.360 --> 42:14.520
منظورم اين نبود

42:19.120 --> 42:20.480
پرده‌هاي روستايي

42:25.920 --> 42:27.160
ميدونستم

42:28.640 --> 42:31.000
ـ طراحي مادرم‌ـه
ـ دروغ ميگي

42:31.080 --> 42:34.520
براي پرده و نورگير يه نگاهي "
" به مجموعه «ريتا» بندازيد

42:37.040 --> 42:39.560
مامان تو کار پرده‌ست

42:39.640 --> 42:43.040
و وقتي خيلي مشروب مي‌خوره
خودش رو طراح داخلي دکور ميدونه

42:44.880 --> 42:47.120
سليقه خوب‌ـت رو از مامانت به ارث نبردي؟

42:47.200 --> 42:49.240
اون نظراتش با من متفاوته

42:53.400 --> 42:55.840
بايد برم دخترم رو از مدرسه بيارم

42:56.760 --> 42:59.080
ـ دختر داري؟
ـ آره

43:00.080 --> 43:04.800
ـ چند سالش‌ـه؟
ـ 6 . نه . 7

43:09.320 --> 43:10.560
ميشه نقاشيت رو نگه دارم؟

43:13.320 --> 43:15.840
ـ آره
ـ ممنون

43:17.841 --> 43:19.841
ـ خيله‌خب پس
ـ بعداً مي‌بينمت

43:20.920 --> 43:24.000
ـ احتمالاً نمي‌شناسمت
ـ عيب نداره

43:24.080 --> 43:27.000
يه فرصت دوّم‌ـه تا برخورد اول
بهتري داشته باشم

43:27.080 --> 43:28.840
خيله‌خب ، خدافظ

43:44.400 --> 43:48.300
" زمان حال - 5 دسامبر "

43:45.039 --> 43:46.039
تو اين رو بهش دادي؟

43:48.880 --> 43:49.880
نه

43:50.680 --> 43:54.080
شايد پيداش کرده يا دزديدتش

43:54.160 --> 43:56.440
شايد يه طرفدار بوده

43:58.440 --> 43:59.640
طرفدار

44:01.440 --> 44:03.400
چون قبلاً ستاره موزيکال بودي

44:04.720 --> 44:08.800
بررسي کرديد ببينيد
گزارش نکردم مزاحم دارم؟

44:12.280 --> 44:15.520
شايد همديگر رو يه کوچولو مي‌شناختيد

44:18.040 --> 44:19.600
يه کوچولو رو تعريف کنيد

44:20.440 --> 44:22.800
بيشتر از يه کوچولو

44:22.880 --> 44:24.520
صميمي بوديد

44:26.480 --> 44:30.720
من يه زن متأهل خوشبختم
به همسرم خيانت نمي‌کنم

44:32.320 --> 44:37.880
مطمئني؟ آخه خيلي چيزها هست که
خانم «داهز» ازش مطمئن نيست

44:37.960 --> 44:40.680
اگه مسئله اين بوده
حتماً يادم ميومد

44:44.600 --> 44:45.720
«مي»

44:47.280 --> 44:50.760
هر مردي مي‌تونه پرت‌ـت کنه
روي اين ميز و بکنت‌ـت

44:50.840 --> 44:53.600
و هيچي يادت نمونه

44:53.680 --> 44:56.400
<i>فقط ديوونه‌ها دنبالت نيستن</i>

45:17.280 --> 45:18.240
مي»؟»

45:19.480 --> 45:22.080
مي»؟ خانم «داهز»؟»

45:24.680 --> 45:26.240
تو کي هستي؟

45:28.640 --> 45:31.000
ـ من کجام؟
ـ آروم باش

45:31.520 --> 45:33.200
بهم دست نزن

45:34.720 --> 45:37.040
بِنُوا»...«بِنُوا» کجاست؟»

45:37.120 --> 45:39.320
هي ، من رو ببين
مي»...«مي» ، بيا بريم تو اتاقت»

45:48.800 --> 45:50.080
مي»؟»

45:57.280 --> 45:59.240
يه لحظه من رو ببخشيد

46:00.520 --> 46:03.720
ـ شما بازرس «وُلکِرس» هستيد؟
ـ درسته

46:03.800 --> 46:06.720
دکتر «مومرتس» هستم
«روانپزشک خانم «داهز

46:06.800 --> 46:10.760
باعث افتخاره
پس واسه درمان ميومده پيش شما؟

46:10.840 --> 46:12.160
درسته

46:13.720 --> 46:15.240
ـ يه لحظه وقت داريد؟
ـ آره

46:22.000 --> 46:28.800
چندتا سوال درمورد وضعيتش دارم
که ممکنه به کارم بياد

46:28.880 --> 46:31.040
شرمنده . رازداري بين دکتر و بيمار

46:31.120 --> 46:33.360
چه اتفاقي افتاد؟

46:36.200 --> 46:39.120
خانم «داهز» ظاهراً روز بدي داشته

46:39.800 --> 46:44.040
ـ به‌نظر مياد شما هم روز بدي داشتي
ـ ممکنه زياده‌روي کرده باشم

46:44.640 --> 46:48.680
ـ اگه وحشت کنه اختيارش رو از دست ميده
ـ آره . ميدونم

46:48.760 --> 46:51.160
چيزي ازش دستگيرتون شد؟

46:53.120 --> 46:56.440
همونطور که ميدوني
ما هم مثل دکترها اصل رازداري داريم

46:57.000 --> 47:00.040
آره . همه‌مون کار خودمون رو داريم

47:00.120 --> 47:04.120
جويدن ناخن يکي از علايم ترس‌ـه
"يه مانع در "مرحله دهاني
(«اشاره به مراحل رشد شخصيت نظريه «فرويد)

47:07.360 --> 47:09.720
مرحله دهاني و کوفت دکتر

47:10.840 --> 47:13.920
اين "مرحله مقعدي"ـه بازرس

47:18.360 --> 47:19.360
مي»؟»

47:32.840 --> 47:34.040
ميشه؟

47:36.240 --> 47:39.560
من تو دفترت هستم . خودت ببين

47:54.160 --> 47:55.720
يه چيزي برات آوردم

48:00.960 --> 48:03.960
اگه چيزي يادت اومد که
نمي‌توني باهاش کنار بياي

48:04.040 --> 48:07.600
مي‌توني اول با من حرف بزني
البته به‌طور محرمانه

48:07.680 --> 48:11.840
خيلي مهمه که با ميزان پيشرفت خودت
از حقيقت سر دربياريم

48:11.920 --> 48:14.400
اجازه نده اون بازرس تهديدت کنه

48:17.800 --> 48:19.760
فقط شماره‌ي خودم داخلش‌ـه

48:21.760 --> 48:25.320
استفاده از موبايل اينجا ممنوعه
پس قايمش کن

48:25.400 --> 48:27.600
دارم از مقررات تخطي مي‌کنم

48:31.840 --> 48:33.200
ممنونم

48:34.360 --> 48:37.120
خاطرجمع ميشيم که همه چيز روبراه بشه

49:55.680 --> 49:56.680
"باب"

50:00.700 --> 50:02.900
<i>" : آنچه که در قسمت بعدي خواهيد ديد "</i>

50:02.920 --> 50:06.160
<i>ـ چرا شب رفته بودي خريد؟
ـ من رو مي‌پايي؟</i>

50:07.040 --> 50:08.600
<i>4</i>

50:08.680 --> 50:10.160
<i>هيچ پرنده‌اي اينجا نيست</i>

50:10.240 --> 50:12.520
<i>5 ، 6</i>

50:12.600 --> 50:15.960
<i>ـ با مزاحمت رفيق شدي؟
ـ 7</i>

50:16.040 --> 50:19.080
<i>ـ مي‌خواي چي رو دربيارم؟
ـ 8</i>

50:19.160 --> 50:21.360
<i>ـ ببين . اين رو ببين
ـ 9</i>

50:21.440 --> 50:24.280
<i>ـ اين چطور عاديه؟
ـ مي‌توني عادي رفتار کني؟</i>

50:24.360 --> 50:25.360
<i>10</i>

50:25.440 --> 50:29.600
<i>ـ ميشه خواهشاً بس کني؟
ـ دارم ميام . چه آماده باشي و چه نه</i>

50:30.400 --> 50:31.320
<i>«رومي»</i>

50:32.300 --> 50:42.300
.:: @bollbolljan ::.