﻿WEBVTT

00:01.000 --> 00:04.200
<i>آنچه که در سريال
: گذشت "Tabula Rasa"</i>

00:04.280 --> 00:06.280
<i>من دکتر «مومرتس» هستم . روانپزشکت</i>

00:06.360 --> 00:10.240
<i>بعد از تصادفت بهت مشاوره دادم
درست بعد از اينکه حافظه‌ات رو از دست دادي</i>

00:11.120 --> 00:13.120
<i>پس با مزاحمت رفيق بودي</i>

00:15.360 --> 00:18.520
<i>اين چيه؟ نصف ديگه‌ـش چي بوده؟</i>

00:18.600 --> 00:22.560
<i>وقتي همديگر رو ببينيم
شک دارم من رو يادت باشه</i>

00:22.640 --> 00:26.120
<i>اگه چيزي يادت اومد
مي‌توني با من درميون بذاري</i>

00:26.200 --> 00:29.040
<i>استفاده از موبايل ممنوعه
پس قايمش کن</i>

00:29.800 --> 00:32.080
<i>کلبه‌ي چوبي هنوز اونجاست؟</i>

00:32.160 --> 00:34.640
<i>آخرين‌بار با «توماس» اينجا ديده شدي</i>

00:34.720 --> 00:38.240
<i>اگه چيزي برات آشنا بود بهم بگو
تيمـم اين رو پيدا کرده</i>

00:38.320 --> 00:39.360
<i>يه شنل</i>

00:45.280 --> 00:47.560
<i>هيچ روح و شبحي وجود نداره</i>

00:48.480 --> 00:49.320
<i>ترسيدم</i>

00:49.400 --> 00:52.560
<i>خودت ميدوني که دکتر چي گفت -
الو؟ -</i>

00:52.640 --> 00:56.480
<i>وقتي فراموش مي‌کني گيج ميشي
و تخيلات‌ـت جاهاي خالي حافظه‌ات رو پر مي‌کنن</i>

00:56.560 --> 00:58.360
<i>اينجا هيچ پرنده‌اي نيست</i>

00:58.440 --> 01:02.040
<i>ـ عادي نيست ، مگه نه؟
ـ مي‌توني واسه يک‌بار هم که شده عادي رفتار کني؟</i>

01:02.120 --> 01:03.760
<i>نمي‌توني؟ حتي واسه يک‌بار؟</i>

02:00.000 --> 02:05.500
"Tabula Rasa"
فصل 1
Ariadnes Wire : قسمت 4

02:06.500 --> 02:12.500
‏.::  www.bolboljan.net ::.

02:21.740 --> 02:28.900
<i>در زماناي خيلي خيلي دور
يه هيولا تو يه جزيره‌ي دورافتاده بود</i>

02:28.980 --> 02:34.500
<i>تنه‌ـش مثل انسان بود
اما سرش گاو نر</i>

02:34.580 --> 02:37.380
<i>"بهش مي‌گفتن "مينوتار</i>

02:38.540 --> 02:42.580
<i>داخل يه هزارتو زندگي مي‌کرد
که هيچ‌کس نمي‌تونست زنده ازش فرار کنه</i>

02:42.660 --> 02:45.900
<i>پادشاه «مينوس» بچه‌ها رو
به ديوه ميداد بخوره</i>

02:45.980 --> 02:49.180
<i>اما «تيسيوس» شاهزاده دلير سرزمين اصلي</i>

02:49.260 --> 02:53.460
<i>تصميم گرفت واسه نجات جون بچه‌ها
مينوتار» رو بکشه»</i>

02:53.540 --> 03:01.020
<i>دختر پادشاه «مينوس» «آريادنه» زيبارو
يه گلوله پشم جادويي به «تيسيوس» داد</i>

03:02.100 --> 03:03.540
<i>: و گفت</i>

03:03.620 --> 03:09.820
<i>اين نخ تا دل هزارتو ميره"
و راه برگشت رو نشونت ميده</i>

03:09.900 --> 03:11.500
<i>"تا برگردي نزد من</i>

03:24.900 --> 03:25.940
رومي»؟»

03:31.899 --> 03:32.899
اين چيه؟

03:35.900 --> 03:38.820
ـ من اين‌کار رو نکردم
ـ بهم دروغ نگو

03:38.900 --> 03:42.500
ـ دروغ نميگم
ـ چرا ، دروغ ميگي . از تو چشمات مي‌خونم

03:46.140 --> 03:48.220
ـ از شام خبري نيست
...ـ اما

03:48.300 --> 03:49.380
برو بخواب

03:53.180 --> 03:54.580
مامان بد

04:15.900 --> 04:19.500
خانم ، بفرماييد
10در 15 سانتر مات

04:20.020 --> 04:21.580
باشه . عاليه

04:22.700 --> 04:27.620
براقش رو مي‌خوايد؟ -
نه اما اين تار شده -

04:27.700 --> 04:32.060
ـ شما عکس گرفتي و من فقط چاپ کردم
ـ من عکس نگرفتم

04:33.300 --> 04:34.540
خودم تو عکسم

04:37.340 --> 04:41.940
همه‌ـش تاره . چطور ممکنه؟ -
شايد مشکل از دوربين باشه -

04:43.300 --> 04:45.660
آره . شايد

04:45.740 --> 04:49.220
ـ ميشه بيارمش اينجا؟
ـ ما ديگه کار تعميرات نمي‌کنيم

04:50.020 --> 04:51.220
باشه

04:51.300 --> 04:53.940
ـ خب ، چقدر ديگه بايد بدم؟
ـ هيچي

04:55.100 --> 04:58.060
باشه . ممنون . خدافظ

04:58.140 --> 05:00.100
ـ هي عزيزم
<i>ـ هي موش کوچولو</i>

05:00.180 --> 05:04.020
<i>خواهرت اومده . قرار بود با همديگه
اتاق زيرشيرووني رو تميز کنيد</i>

05:04.100 --> 05:07.000
" 20درصد تخفيف براي انواع تعميرات "

05:09.380 --> 05:11.580
<i>بابابزرگ اصلاً هيچي رو دور ننداخته</i>

05:12.140 --> 05:14.740
<i>نه . تمومي نداره</i>

05:15.380 --> 05:18.380
<i>ـ يه چيزي اون بالاست
ـ صبر کن . بذار من بيارمش</i>

05:23.180 --> 05:25.340
تخته احضار روح بابابزرگ‌ـه

05:26.259 --> 05:28.259
بيا دوباره ارواح رو احضار کنيم

05:31.260 --> 05:33.060
نيکي» ، اينجا اين‌کار رو نمي‌کنم»

05:34.340 --> 05:36.980
مگه چي شده؟ مي‌ترسي ترسو؟

05:39.940 --> 05:41.020
باشه

05:51.580 --> 05:52.700
نخند

05:55.460 --> 05:57.540
ما شمال ، شرق ، جنوب و غرب هستيم

05:57.620 --> 06:00.540
روح ، صدامون رو مي‌شنوي؟

06:06.180 --> 06:07.180
بله

06:12.780 --> 06:14.380
تو که فشار نميدي ، نه؟

06:16.500 --> 06:17.540
نه

06:19.580 --> 06:20.580
بابابزرگ‌ـه؟

06:23.260 --> 06:24.620
بابابزرگ ، شمايي؟

06:31.980 --> 06:33.020
بله

06:38.580 --> 06:40.500
اين خونه مشکلي داره؟

06:50.140 --> 06:52.660
يه روح خبيث تو اين خونه‌ست؟

06:57.340 --> 06:58.740
کجا مخفي شده؟

07:04.380 --> 07:05.620
«ر»

07:08.620 --> 07:09.460
«واو»

07:15.140 --> 07:16.220
«ميم»

07:19.980 --> 07:22.860
ـ چي‌کار مي‌کني؟
ـ «مي» ، من کاري نکردم

07:26.260 --> 07:29.420
ـ چرا ، کردي
ـ خودت هل ميدادي

07:29.500 --> 07:32.980
ـ نه
ـ مي‌تونستم فشار انگشتات رو حس کنم

07:33.060 --> 07:36.620
ـ چرا بايد همچين کنم؟
...ـ واسه من چه سودي

07:36.700 --> 07:38.220
...واقعاً خدايي

07:39.100 --> 07:41.780
ـ کجا ميري؟
ـ برم بچه‌ها رو از کلاس جودو بيارم

08:00.620 --> 08:03.060
از وقتي اومديم اينجا
رفتار «رومي» عجيب شده

08:04.460 --> 08:07.740
ـ منظورت چيه عجيب شده؟
...ـ فقط

08:08.740 --> 08:09.980
عجيبه

08:10.060 --> 08:13.700
به حرفم گوش نميده
دروغ ميگه . مثل خودش نيست

08:16.580 --> 08:18.380
اقتضاي سنش‌ـه

08:18.460 --> 08:19.540
نه

08:21.300 --> 08:23.180
به‌خاطر اين خونه‌ست

08:23.260 --> 08:27.940
اينجا هيچ مشکلي نداره
بهت که گفتم . تو فقط توهم ميزني

08:28.020 --> 08:30.540
ـ يعني ميگي ديوونه‌ام؟
ـ نه . اين رو نگفتم

08:31.420 --> 08:35.660
دکترها هشدار دادن با اين وضعيتي که داري
ممکنه دچار توهم بشي

08:35.740 --> 08:36.900
وضعيت منه

08:36.980 --> 08:39.780
يه‌کم زيادي درموردش حرف زديم

08:42.940 --> 08:44.340
سلام ، «مي» هستم

08:48.020 --> 08:49.100
«بِنُوا»

08:51.100 --> 08:53.060
ـ کيه؟
ـ خيالاتم

08:55.540 --> 08:56.620
سلام ، «بِنُوا» هستم

09:01.460 --> 09:03.020
به گمونم اشتباه گرفته بود

09:03.740 --> 09:07.220
اگه اشتباه گرفته بود
يا قطع مي‌کرد يا عذرخواهي

09:14.020 --> 09:16.460
يه چيزي يا يه کسي مزاحم‌مون ميشه

09:24.940 --> 09:29.260
اين رو ديروز وقتي باهم تو کلبه بوديم
پيدا کردم

09:26.200 --> 09:30.500
" زمان حال - 7 دسامبر "

09:35.660 --> 09:37.520
اين رو قبلاً نديدي؟

09:38.540 --> 09:42.060
ـ انگشت‌تون چي شده؟
ـ چرا همکاري نمي‌کني؟

09:42.140 --> 09:44.740
ـ جونش در خطره
ـ همکاري مي‌کنم

09:44.820 --> 09:48.020
سوالايي ازم مي‌پرسيد
که جوابي براشون ندارم

09:50.060 --> 09:53.300
چرا فکر مي‌کنيد من
توي اين قضيه دست دارم؟

09:53.380 --> 09:55.100
چون همه چيز به تو ختم ميشه

09:58.180 --> 10:01.820
ـ شايد رفته تعطيلات
ـ بدون پاسپورتش؟

10:01.900 --> 10:05.860
هنوز تو جعبه‌ـش بود
و همکارهاش هم ازش خبر ندارن

10:06.700 --> 10:11.420
شايد فرار کرده يا خودکشي کرده
من نميدونم

10:15.420 --> 10:16.820
من تو نختم دخترجون

10:20.820 --> 10:22.740
پشت يه بهونه قايم شدي

10:23.420 --> 10:25.580
وقتي به نفعت‌ـه فراموشي مي‌گيري

10:26.260 --> 10:29.260
دروغگوها کم‌حافظه ميشن
اين رو ميدونستي؟

10:31.300 --> 10:35.380
ـ يعني ميگيد من دروغگو هستم؟
ـ بله و خودم ثابت مي‌کنم

10:58.700 --> 10:59.980
«مي داهز»

11:01.060 --> 11:03.020
چه خانم زيبايي شدي

11:03.980 --> 11:07.220
من رو يادت نمياد ، نه؟
دکتر «تراکوشيس» هستم

11:08.500 --> 11:10.500
من بهترين دانشجو پدرت بودم

11:10.580 --> 11:14.860
هر چي الان ميدونم از اونه
همه چيز . حال‌شون چطوره؟

11:17.380 --> 11:21.740
يه مدته نديدمش
چون من رو اينجا زندوني کردن

11:21.820 --> 11:23.820
بله . شنيدم

11:25.180 --> 11:27.780
مثل رُمان‌هاي «آگاتا کريستي» مي‌مونه

11:28.300 --> 11:29.340
...خب

11:30.860 --> 11:34.780
بازرس «وُلکِرس» درخواست داده
آزمايشاي اضافي بگيريم

11:37.060 --> 11:39.220
مطمئني مي‌خواي اين‌کار رو بکني؟

11:39.300 --> 11:43.580
معمولاً روال کار اينطور نيست -
چيزي واسه مخفي کردن ندارم -

11:45.220 --> 11:46.180
باشه

11:47.020 --> 11:50.340
باشه . بهتره شروع کنيم
لطفاً لباسات رو دربيار

11:52.860 --> 11:54.780
خيلي بد ميشه؟

12:17.460 --> 12:20.660
بذار ببينم اگه پيشرفتي حاصل شده

12:22.900 --> 12:24.300
...آره . اين

12:25.660 --> 12:27.100
مغز انسان

12:27.180 --> 12:29.780
برادرم هم يکي مثل اين داره
اما اون متخصص زنانه

12:31.300 --> 12:34.020
الان بهت تززيق مي‌کنم . نترس

12:34.660 --> 12:37.540
آزمايشات قبلي‌ـت براي تابستون‌ـه

12:38.500 --> 12:44.060
خودت متوجه‌ي پيشرفتي نشدي؟ -
فکر نکنم -

12:45.140 --> 12:48.900
وقتي چيزي يادم مياد اگه همون‌موقع
يادداشتش نکنم يادم ميره

12:48.980 --> 12:50.340
اين رو بنويس

12:50.420 --> 12:52.900
اگه فراموش کردي به شّم"
و حسّت اعتماد کن

12:53.860 --> 12:55.820
"نزديک‌ترين چيز به حافظه‌ـته

13:00.420 --> 13:01.740
ممنون

13:04.700 --> 13:06.300
بريم تو سوراخ خرگوش

13:16.620 --> 13:18.460
<i>باشه «مي» . شروع مي‌کنيم</i>

13:19.780 --> 13:23.220
<i>سعي کن شب تصادف رو بخاطر بياري</i>

13:29.660 --> 13:31.060
اون نقطه‌ي تاريک چيه؟

13:32.700 --> 13:35.300
جايي‌ـه که حافظه عمل مي‌کنه

13:35.380 --> 13:38.540
در حالت عادي وقتي مغز فعال‌ـه
بايد روشن باشه

13:40.180 --> 13:42.940
پس کليد تحقيقاتم اينه؟

13:44.980 --> 13:46.220
موفق باشيد

14:04.140 --> 14:06.540
ببينيد . ابرهاي رعد و برقي

14:06.620 --> 14:08.340
جالبه

14:31.100 --> 14:34.260
مي‌خواي درمورد نتايج آزمايش
خصوصي حرف بزنيم؟

14:36.060 --> 14:38.180
ـ لازم نيست
ـ باشه

14:40.700 --> 14:43.100
ببين ، تصاوير معرکه‌اي هستن

14:43.180 --> 14:46.940
اين يه نمونه‌ي کلاسيک
از فراموشي پيش‌گستر‌ـه

14:49.780 --> 14:51.540
اما خبرهاي خوبي هم دارم

14:52.460 --> 14:55.820
اينجا افزايش فعاليت «هيپوکامپ» مغز ديده ميشه

14:56.860 --> 15:00.500
همونجاست که حافظه‌ي درازمدت ذخيره ميشه

15:00.580 --> 15:05.180
اما هنوز اثري از بخاطر‌آوري
قابل‌کنترل نيست

15:05.260 --> 15:07.020
ميشه به زبون ساده بگي؟

15:07.900 --> 15:10.540
...«به عبارت ديگه «مي

15:12.060 --> 15:14.380
گهگاهي يه چيزهايي رو بخاطر مياره

15:14.460 --> 15:15.420
ديدي؟

15:17.820 --> 15:20.260
اما اون خاطرات تصادفي هستن

15:20.340 --> 15:24.660
ميان و ميرن
و هيچ کنترلي روشون نداره

15:24.740 --> 15:28.140
ـ اما يادش مياد؟
ـ تا حالا خواب سکسي ديديد؟

15:29.380 --> 15:30.460
ببخشيد؟

15:30.540 --> 15:33.060
تا حالا خواب سکسي نديديد بازرس؟

15:34.620 --> 15:35.740
چرا

15:35.820 --> 15:39.820
وقتي بيدار ميشيد
هنوز همه چيز خيلي واضح و شفاف‌ـه

15:39.900 --> 15:41.300
بعدش همه چيز تار و مبهم ميشه

15:41.380 --> 15:45.700
تا وقتي فقط حس هيجانش
براتون باقي مي‌مونه

15:46.260 --> 15:50.100
وقتي کسي ازتون مي‌پرسه چه خوابي ديديد
شما نميدونيد

15:50.180 --> 15:51.900
فقط ميدونيد خواب دلپذيري بوده

15:53.220 --> 15:55.060
وضعيت «مي» هم همينطوره

15:56.780 --> 15:58.820
اما از نظر عصب‌شناسي خبر خوبيه

15:59.660 --> 16:01.740
حافظه‌ات يواش يواش داره بيدار ميشه

16:02.340 --> 16:05.340
ممکنه تا چند ماه ديگه کاملاً بهبود پيدا کني

16:06.900 --> 16:08.180
من چند ماه وقت ندارم

16:11.740 --> 16:13.300
لعنتي

16:15.100 --> 16:19.820
دکتر ، اخيراً کابوس مي‌بينم

16:19.900 --> 16:22.860
درمورد تصادفم خواب مي‌بينم

16:23.420 --> 16:26.660
منطقي‌ـه . فراموشيت از اونجا شروع شده

16:28.380 --> 16:32.540
وقتي پاي خاطرات وسط باشه
مغز اغلب به ترتيب زماني عمل مي‌کنه

16:32.620 --> 16:35.980
از حوادث قبل‌تر تا حوادث جديدتر -
باشه -

16:37.100 --> 16:42.020
اما اين يعني واقعاً اون اتفاقات افتاده
يا فقط خواب بوده؟

16:50.900 --> 16:56.300
" 2ماه قبل از ناپديد شدن "

18:12.620 --> 18:14.620
«مي»

18:14.700 --> 18:16.340
«رومي» نيست «بِنُوا»

18:16.420 --> 18:18.300
ـ چي؟
ـ «رومي» نيست

18:18.380 --> 18:22.020
رومي» نيست . يکي بردتش»

18:22.660 --> 18:26.100
يه نفر اون بيرون بود
يکي اون رو گرفته

18:26.980 --> 18:31.280
ـ يه نفر رو ديدم
ـ «رومي» امشب خونه نيست

18:33.020 --> 18:34.020
يادت رفت؟

18:34.700 --> 18:36.140
با دوستش‌ـه

18:37.340 --> 18:38.860
رومي» رفته خونه دوستش»

18:40.980 --> 18:42.580
هيچ‌کس نبردتش

19:15.820 --> 19:17.300
يه نصفِ ، خب؟

19:33.700 --> 19:37.800
" زمان حال - 8 دسامبر "

19:52.420 --> 19:54.860
ميشه نتايج اسکن رو بهم بديد؟

19:54.940 --> 19:59.340
نمي‌تونم بهتون بدم
فقط در اختيار پرسنل اينجا قرار مي‌گيره

19:59.420 --> 20:01.220
اون بيمار منه

20:01.300 --> 20:04.820
به عنوان روانپزشکش
مي‌تونيد ساعات ملاقات بيايد ديدنش

20:04.900 --> 20:08.100
دکتر «دِوُس» نمي‌خواد کسي از بيرون مداخله کنه

20:08.180 --> 20:12.220
متوجه هستم
خوشحالم که نتايج مثبت بودن

20:13.660 --> 20:14.740
بيا

20:17.060 --> 20:17.940
مي»؟»

20:20.300 --> 20:21.260
«مي»

20:22.980 --> 20:24.180
ببخشيد

20:24.260 --> 20:27.020
درمورد اسکن شنيدم
خبر خوبيه ، مگه نه؟

20:29.020 --> 20:31.660
خوبه . درسته؟ يعني بهتر شدي

20:32.820 --> 20:37.420
خودت ميشه بگي؟
چيز تازه‌اي بدست اومد؟

20:41.460 --> 20:44.860
توماس دي گيست» رو يادم مياد»
يادمه باهاش ديدار کردم

20:45.860 --> 20:48.060
اون رو يادت مياد . خوبه

20:49.420 --> 20:50.900
چرا بهم زنگ نزدي؟

20:53.380 --> 20:56.260
ـ چطوري؟
ـ بهت يه گوشي دادم ، مگه نه؟

20:57.620 --> 21:00.620
کجا مخفيش کردي؟
يادداشت کرده بودي ، مگه نه؟

21:01.380 --> 21:03.940
<i>شّم نزديک‌ترين چيز به حافظه‌ست</i>

21:10.140 --> 21:11.260
دست‌ـته؟

21:11.780 --> 21:12.620
آره

21:19.820 --> 21:20.780
«مي»

21:23.180 --> 21:24.220
نه

21:25.860 --> 21:27.100
<i>الو ، شما؟</i>

21:27.180 --> 21:29.460
فقط مي‌توني واسه زنگ زدن
به من ازش استفاده کني

21:29.940 --> 21:33.940
اينجا اجازه نداري موبايل داشته باشي
اگه ازت بگيرن نمي‌تونم کمکت کنم

21:34.020 --> 21:36.140
فقط مي‌خواستم صداي دخترم رو بشنوم

21:36.900 --> 21:38.100
مي‌فهمم

21:40.900 --> 21:43.660
قرار بود وقتي چيزي يادت اومد
به من زنگ بزني

21:43.740 --> 21:49.020
بعدش بتونيم با همديگه يه کاريش کنيم
قبل از اينکه بقيه از حرفات سوءتعبير بکنن

21:49.100 --> 21:50.540
فهميدي؟

21:51.940 --> 21:52.940
متأسفم

22:00.940 --> 22:03.340
گوشي رو بذار زير تشکت

22:04.140 --> 22:07.140
تو دفترچه يادداشت‌ـت بنويس
تا يادت نره

22:08.620 --> 22:09.420
«يان»

22:10.100 --> 22:11.300
"يان پيترز"

22:12.220 --> 22:15.020
قراره بري اونجا . زودباش

22:20.140 --> 22:22.980
«خودشه . دخترم «رومي

22:24.780 --> 22:26.100
چه عروسکي‌ـه

22:27.500 --> 22:28.580
شما بچه داري؟

22:31.420 --> 22:33.060
دخترت به تلفن جواب داد؟

22:34.820 --> 22:35.780
شوهرم گوشي رو برداشت

22:39.620 --> 22:40.860
به چي فکر مي‌کني؟

22:41.700 --> 22:42.700
گذشته

22:44.700 --> 22:46.780
چطور با همديگه آشنا شديم

22:47.540 --> 22:53.420
چطور آشنا شديد؟ -
شب افتتاحيه نمايش موزيکالم -

22:54.140 --> 22:56.540
يه‌خرده با هم حرف زديم

22:56.620 --> 22:59.860
اما گفت اونقدر بود
تا عاشقم بشه

23:01.660 --> 23:05.260
هر چند اون‌موقع با دوست‌‌دخترش
اومده بود اونجا

23:06.860 --> 23:09.140
دختره آورده بود نمايش رو ببينن

23:09.940 --> 23:12.180
خودش از اين ژانر خوش‌ـش نمياد

23:13.900 --> 23:17.500
پس شب افتتاحيه باهم آشنا شديد
و بعدش «رومي» به دنيا اومد

23:18.580 --> 23:21.540
بهترين روز زندگيم بود

23:21.620 --> 23:24.500
بچه‌دار شدن بين تو و شوهرت
فاصله ننداخت؟

23:26.780 --> 23:29.060
از اين حرفم منظوري نداشتم

23:29.140 --> 23:32.820
وقتي مادر ميشي اولويتات تغيير مي‌کنه
يه چيز عادي‌ـه

23:33.300 --> 23:35.860
اما گاهي شوهره حس مي‌کنه طرد شده

23:35.940 --> 23:39.100
ببخشيد . نميدونم مي‌خواي با
اين حرفا به کجا برسي

23:39.180 --> 23:43.260
بعد از اينکه دخترت به دنيا اومد
هنوز باهم خيلي صميمي بوديد؟

23:43.940 --> 23:46.540
ازم مي‌پرسي اگه «بِنُوا» داشته
بهم خيانت مي‌کرده؟

23:46.620 --> 23:48.540
بِنُوا» اهل اين حرفا نيست»

23:48.620 --> 23:52.100
به‌خاطر تو دوست‌دخترش رو
قال گذاشت ، مگه نه؟

23:52.180 --> 23:56.180
اون فرق مي‌کرد
و خيلي خوب از پس‌ـش براومد

23:56.260 --> 23:59.780
قبل از اينکه با من باشه
اول با دختره به‌هم زد

24:01.780 --> 24:06.820
خودش که اينجوري بهم گفت
خودم هيچ‌وقت زنه رو نديدم

24:08.980 --> 24:10.340
<i>پيشي</i>

24:12.600 --> 24:17.900
" 2ماه قبل از ناپديد شدن "

24:14.740 --> 24:16.340
پيشي

24:16.420 --> 24:18.340
گربه چش شده؟

24:19.580 --> 24:23.900
ـ يه مدته نديدمش
ـ خوشحالم از شرش خلاص شديم

24:23.980 --> 24:27.580
ـ چرا کت‌وشلوار پوشيدي؟
ـ بايد برم سر کار

24:27.660 --> 24:29.300
شنبه‌ست که

24:29.380 --> 24:32.940
بهت که گفتم قراره يه مشتري تور کنيم ، نه؟

24:47.220 --> 24:48.220
قهوه؟

24:50.500 --> 24:52.260
به نظرم زيادي از خونه دوري

24:54.060 --> 24:55.500
مارمالاد رو ميدي؟

25:01.340 --> 25:05.700
ـ «رومي» ، با غذات بازي نکن
ـ دوست ندارم

25:05.780 --> 25:07.820
باز غذا نمي‌خوره

25:07.900 --> 25:09.180
آره

25:10.780 --> 25:13.700
مي‌خوام ببرمش دکتر
خيلي لاغرمردني شده

25:13.780 --> 25:16.380
بعداً درموردش حرف ميزنيم
همين حالاشم ديرم شده

25:18.180 --> 25:20.220
مطمئن شو همه‌ـش رو مي‌خوري

25:20.940 --> 25:23.300
چي‌کار مي‌کني؟ بچه کوفتي

25:26.220 --> 25:27.540
«بيخيال «مي

25:27.620 --> 25:29.180
باشه . بلند شو

25:30.220 --> 25:34.340
رومي» ، خواهش مي‌کنم»
روي لباست ريخته

25:34.980 --> 25:37.060
لعنتي ، برو لباست رو عوض کن

25:47.500 --> 25:49.800
بهم زنگ بزم "
" «بوس . «وي

25:52.980 --> 25:54.860
شرمنده . ديگه واقعاً بايد برم

25:56.060 --> 25:58.220
نمي‌خوام دير برسم . بعداً مي‌بينمت

25:58.300 --> 25:59.380
خدافظ

26:02.820 --> 26:04.335
<i>مي»؟»</i>

26:05.810 --> 26:07.134
<i>مي»؟»</i>

26:09.140 --> 26:14.500
بيا بحث فاصله‌ي بين‌تون رو بذاريم کنار
و روي خاطرات اخير تمرکز کنيم

26:10.600 --> 26:14.300
" زمان حال - 8 دسامبر "

26:14.580 --> 26:15.460
خيله‌خب

26:16.780 --> 26:18.540
اينطوري گفتگوي کوتاهي ميشه

26:19.260 --> 26:22.020
توماس دي گيست» رو يادته» -
آره -

26:22.100 --> 26:24.460
خاطره‌ـش چه حسي بهت ميده؟

26:26.060 --> 26:28.900
ـ ميشه درموردش بهم بگي؟
ـ نه

26:31.220 --> 26:32.220
ترس؟

26:34.980 --> 26:36.540
ـ خشم؟
ـ نميدونم

26:38.140 --> 26:41.820
ـ يا احساسات گرم‌تر؟
ـ باهاش رابطه گذرا نداشتم

26:44.300 --> 26:45.780
ـ چيه؟
ـ هيچي

26:46.380 --> 26:49.220
ـ خيال مي‌کني دروغ ميگم؟
ـ همچين حرفي نزدم

26:49.300 --> 26:53.140
من فقط سوال مي‌پرسم
جواباش با خودته

27:01.020 --> 27:04.180
بايد برم ديدن يکي از بيمارهام
مجبورم برم

27:04.260 --> 27:08.580
اگه خواستي حرف بزني
فقط زنگ بزن . باشه؟

27:26.400 --> 27:31.800
" 2ماه قبل از ناپديد شدن "

28:30.700 --> 28:32.020
«مي»

28:32.100 --> 28:36.180
از طريق سايتم ترتيب اين ملاقات رو داديم
"گودال خرس"

28:41.300 --> 28:42.340
«تام»

29:00.740 --> 29:03.980
ـ اين رو از کجا آوردي؟
ـ تو جنگل پيداش کردم

29:51.420 --> 29:54.180
گاهي حس مي‌کنم مي‌خوام
از پله‌ها پرتش کنم پايين

29:59.660 --> 30:02.100
حرف وحشتناکي‌ـه درمورد بچه خودت بزني

30:02.780 --> 30:04.860
ـ نميدونم
ـ چرا ، هست

30:08.180 --> 30:09.300
به‌خاطر خونه‌ست

30:10.380 --> 30:14.140
وقتي به اونجا اسباب‌کشي کرديم شروع شد
يه چيز خيلي بدي اونجاست

30:15.660 --> 30:17.340
دخترم رو عوض کرده

30:22.180 --> 30:24.300
احمقانه‌ست ، نه؟

30:24.380 --> 30:28.460
ـ «بِنُوا» که اينطور فکر مي‌کنه
ـ به نظرم احمقانه نيست

30:29.300 --> 30:31.300
اوضاع به همين سادگيام نيست

30:34.820 --> 30:38.820
مادرم جلسه احضار روح داشت
منم وقتي بچه بودم باهاش ميرفتم

30:39.500 --> 30:40.900
يک‌بار يه زنه اومده بود

30:41.860 --> 30:44.940
هر شب يه نفر که صورت نداشت
از خواب بيدارش مي‌کرد

30:45.020 --> 30:48.380
معلوم شد عموش بوده
که قبلاً ازش سوءاستفاده جنسي مي‌کرده

30:51.420 --> 30:53.060
و تو همه‌ي اينا رو باور مي‌کني؟

30:55.140 --> 30:58.540
نکته‌ـش اينه که به مردم
کمک مي‌کنه . درسته؟

31:01.500 --> 31:03.100
حداقل از نظر روانشناسي

31:04.620 --> 31:06.580
ذهن قادره خيلي کارها بکنه

31:17.340 --> 31:18.980
<i>8-2تا چند ميشه؟</i>

31:20.100 --> 31:21.500

31:21.580 --> 31:24.220
خوبه . 3-8تا؟

31:25.180 --> 31:26.700

31:26.780 --> 31:28.060
نه

31:29.700 --> 31:33.420
اگه 2-8تا بشه 16تا
بعدش 16 به‌اضافه‌ي 8 چند ميشه؟

31:43.260 --> 31:44.500
24؟

31:46.980 --> 31:49.660
تموم شد
ميشه الان تلويزيون بببنم؟

31:51.140 --> 31:52.620
8-3تا؟

31:53.140 --> 31:55.740
ـ 24تا
ـ باشه . مي‌توني بري

32:05.500 --> 32:13.600
" شبح تو خونه‌ست "

32:33.420 --> 32:36.140
«ـ سلام خانم «داهز
ـ سلام

32:36.220 --> 32:40.580
اديت لاگرانژ" هستم"
"و اينم دستيارم "وارِلي

32:43.300 --> 32:47.460
تطهيردهندگان روحاني
شما بهمون زنگ زدي

32:48.180 --> 32:50.820
ـ بله . شما واسطه هستي؟
ـ بله
(واسطه به معناي سايز متوسط هم هست)

32:51.340 --> 32:54.180
اما همونطور که مي‌بيني
سايزم ايکس-لارج‌ـه

32:55.620 --> 32:56.820
ميشه بيام تو؟

32:58.060 --> 32:59.460
بله . البته

33:15.020 --> 33:18.900
يه درخت گردو تو حياط ـتون داريد . خوبه

33:20.540 --> 33:21.500
چطور؟

33:22.380 --> 33:25.300
درخت گردو در برابر انرژي‌هاي پليد
ازتون محافظت مي‌کنه

33:31.340 --> 33:34.220
کابوس مي‌بيني؟ -
بله -

33:35.340 --> 33:39.300
بالشت‌ـت رو از برگ درخت گردو پر کن
ديگه تموم ميشن

33:42.300 --> 33:44.580
کف چوبي خوبيه

33:47.100 --> 33:50.380
چوب جاذب‌ـه . اين رو ميدونستي؟

33:51.860 --> 33:54.980
نه فقط صداها رو
بلکه وقايع رو جذب مي‌کنه

33:56.660 --> 33:57.900
مي‌بيني؟

34:01.140 --> 34:02.540
چوب فراموش نمي‌کنه

34:05.180 --> 34:06.740
ميشه دخترت رو ببينم؟

34:07.460 --> 34:08.300
بله

34:09.740 --> 34:10.740
رومي»؟»

34:14.460 --> 34:16.660
رومي» ، به خانم سلام کن»

34:17.900 --> 34:18.940
رومي»؟»

34:29.900 --> 34:30.980
مي»؟»

34:35.300 --> 34:37.780
متأسفانه نمي‌تونم کمکت کنم

34:39.540 --> 34:40.580
چرا؟

34:41.300 --> 34:45.780
ـ قبلاً هم شاهد همچين چيزي بودم
ـ ديگه نميدونم چي‌کار کنم

34:45.860 --> 34:48.620
از بچه خودم مي‌ترسم

34:51.140 --> 34:54.100
اين خونه يه‌جوريش کرده
يه چيزي اينجاست

34:54.180 --> 34:55.580
شما هم مي‌توني حس‌ـش کني ، نه؟

34:57.420 --> 35:00.420
خواهش مي‌کنم . درمونده شدم

35:05.700 --> 35:06.700
باشه

35:07.940 --> 35:10.500
ـ اما هزينه اضافي داره
ـ باشه

35:10.580 --> 35:12.580
اين يه پرونده خيلي خاص‌ـه

35:29.140 --> 35:31.100
اين چي‌کار مي‌کنه؟

35:31.180 --> 35:33.620
تا حالا «قانون نيوتن» به گوشت خورده؟

35:34.660 --> 35:38.180
دايره نيروي گريز از مرکز ايجاد مي‌کنه

35:38.260 --> 35:40.500
کافرها اسمش رو گذاشتن فيزيک

35:48.140 --> 35:51.220
نگران نباش دخترجون
اين فقط چشم شيشه‌اي منه

35:56.100 --> 36:01.180
اينطوري انرژي جنبشي
به انرژي پتانسيل تبديل ميشه

36:04.580 --> 36:09.060
زودباش . شک به دلت راه نده
اونا مي‌تونن حس‌ـش کنن

36:11.940 --> 36:13.020
بيا

36:32.060 --> 36:34.780
تمرکز کن ، خب؟

37:35.420 --> 37:36.860
اينجا چه خبره؟

37:53.620 --> 37:57.380
ـ اينا ديگه چيه «مي»؟
ـ اومدن کمک‌مون کنن

37:59.300 --> 38:01.500
درمورد خونه
ببينن مشکلي هست

38:03.900 --> 38:07.020
ميشه خواهشاً بريد؟

38:07.100 --> 38:10.020
ميشه خواهشاً از خونه بريد بيرون؟

38:10.620 --> 38:15.700
مي» ، مي‌خواي بذاري با اين اجي‌مجي‌بازياي»
چرت روان‌ـت رو به بازي بگيرن؟

38:17.380 --> 38:21.580
ـ بريد بيرون خدا لعنت‌تون کنه
ـ من تا پايين همراهي‌تون مي‌کنم

38:24.220 --> 38:27.460
«متوجه نميشم «مي
واقعاً درکت نمي‌کنم

38:41.580 --> 38:42.620
بِنُوا»؟»

39:28.860 --> 39:31.580
مامان ، ميشه تو تخت شما بخوابم؟

39:33.820 --> 39:36.580
مامان ، چرا اينقدر رفتارت عجيب شده؟

39:37.700 --> 39:38.900
ببخشيد

39:40.260 --> 39:41.500
ببخشيد . بيا

39:59.300 --> 40:03.580
ببخشيد فرشته کوچولو
ماماني چيزهايي مي‌بينه که واقعي نيستن

40:05.000 --> 40:09.000
" زمان حال - 8 دسامبر "

40:34.620 --> 40:39.380
«کُنت «ورونسکي
ميشه افتخار رقص بديد؟

40:40.540 --> 40:42.940
"فقط احمقا ميرقصن"

40:43.620 --> 40:44.980
"نيچه"

41:26.420 --> 41:29.900
جکسون" ، بزن به چاک"
يا موهات رو به آتيش مي‌کشم

41:37.740 --> 41:40.580
ـ نظرت عوض شد؟
ـ خفه‌شو و برقص

42:03.500 --> 42:06.220
ـ ضدحال در ساعت 12
ـ ساعت 12؟

42:13.940 --> 42:17.620
آزمايشات دردي ازم دعوا نکردن

42:17.700 --> 42:21.860
اميدوارم همکارم با آزمايش دروغ‌سنجي
يه کاري برام بکنه

42:23.340 --> 42:24.940
بيا بازي کنيم

42:26.140 --> 42:30.940
خودت رضايت دادي اما هر لحظه که بخواي
آزادي بري همينطور در طول آزمايش

42:31.020 --> 42:35.980
اگه همکاري نکنم يعني اينکه
دارم دروغ ميگم

42:36.060 --> 42:38.380
فکر نکنم به اين سادگيا هم باشه

42:38.460 --> 42:41.900
ميشه لطفاً اين رو روي سينه‌ات بزني؟

42:53.820 --> 42:57.020
اشکال که نداره ، نه؟
امروز هيچي نخوردم

42:57.100 --> 42:58.300
دست چپ

43:08.100 --> 43:11.140
اين بازپرسي نيست

43:12.140 --> 43:14.340
فقط به سوالات جواب بده
و خونسرد باش

43:15.020 --> 43:20.220
و سوالات رو با بله و نه جواب بده ، خب؟

43:20.300 --> 43:21.620
باشه

43:21.700 --> 43:25.820
ـ اسمت «آنِمي داهز‌»ـه؟
ـ بله اما همه «مي» صدام مي‌کنن

43:25.900 --> 43:27.500
فقط بله يا نه خانم

43:28.900 --> 43:30.020
بله

43:31.260 --> 43:34.340
باشه . ماه «سپتامبر‌»ـه؟

43:39.980 --> 43:42.260
«نه . «نوامبر» يا «دسامبر

43:42.860 --> 43:44.900
ببخشيد . نه

43:49.540 --> 43:51.500
دچار فراموشي هستي؟

43:52.740 --> 43:54.060
بله

44:09.060 --> 44:10.460
تو اون دفترچه چيه؟

44:13.620 --> 44:15.700
نقاشي ، پُرتره

44:17.540 --> 44:19.500
توماس دي گيست» رو مي‌شناسي؟»

44:26.820 --> 44:29.620
سوالم رو تکرار مي‌کنم
توماس دي گيست» رو مي‌شناسي؟»

44:37.660 --> 44:39.020
بله يا نه خانم؟

44:45.020 --> 44:46.220
نه

44:49.380 --> 44:52.300
بله . نميدونم
يا بله هست يا نه

44:55.300 --> 44:57.300
اين شنل برات آشناست؟

44:58.100 --> 44:58.980
نه

45:00.900 --> 45:03.340
توماس دي گيست» هنوز زنده‌ست؟»

45:15.140 --> 45:16.380
نميدونم

45:23.340 --> 45:24.460
نميدونم

45:33.420 --> 45:36.340
ژاک" ، بهت که گفتم فايده نداره"

45:43.860 --> 45:45.740
لطفاً بيرون منتظر باش

45:48.660 --> 45:49.660
«مي»

45:50.740 --> 45:52.020
دفترچه يادداشت‌ـت

45:52.660 --> 45:57.020
بايد باور کنم فقط نقاشي توش کشيدي؟

46:24.860 --> 46:26.380
اين برات آشنا نبود؟

46:30.140 --> 46:33.100
در هر صورت تو کلبه
تو جنگل پيداش کردم

46:39.100 --> 46:43.180
فرستادمش آزمايشگاه DNA براي نمونه

46:44.980 --> 46:46.580
پيدا شد DNA 2تا نمونه

46:46.660 --> 46:48.580
«ماله تو و «توماس دي گيست

47:11.980 --> 47:14.700
معلوم شد ترکيب خيلي قشنگي‌ـه

47:17.900 --> 47:19.780
ميشه باهم معامله کنيم؟

47:21.460 --> 47:26.340
مي‌خوام باهات روراست باشم
و تو هم بايد با من روراست باشي

47:29.100 --> 47:32.300
به‌خاطر حرفه‌ام مجبور نيستم
توماس» رو پيدا کنم»

47:32.380 --> 47:34.420
هفته ديگه بازنشسته ميشم

47:39.980 --> 47:43.660
...ميشه گفت که

47:45.100 --> 47:49.100
خودمم روي اين هست DNA
از لحاظ استعاره‌اي

47:51.340 --> 47:53.180
توماس دي گيست» پسرم‌ـه»

48:02.460 --> 48:06.020
وقتي خيلي کوچيک بود
مادرش رو ترک کردم

48:06.100 --> 48:08.460
توماس» اسم فاميل مادرش رو داره»

48:11.980 --> 48:13.860
ديگه نمي‌خواست من رو ببينه

48:15.820 --> 48:17.500
اما الان اينجاييم

48:18.700 --> 48:20.740
پدر خيلي خوبي نبودم ، نه؟

48:35.900 --> 48:37.860
تام» اين رو بهم داد»

48:40.980 --> 48:42.260
کجاست؟

48:44.340 --> 48:47.340
نميدونم . راستش رو ميگم

48:48.820 --> 48:52.340
اما همين چندتا خاطره‌اي که ازش دارم
خيلي خوبه

49:00.860 --> 49:05.180
ميدونستي حافظه‌مون مثل
آلبوم عکس عمل مي‌کنه؟

49:09.380 --> 49:13.460
فقط از چيزهاي قشنگ تو زندگي‌مون
عکس مي‌گيريم

49:14.740 --> 49:17.460
تعطيلات ، جشن تولدها

49:18.300 --> 49:19.820
مي‌خوايم اينا رو به ياد بياريم

49:21.660 --> 49:23.860
چيزهاي منفي رو ثبت نمي‌کنيم

49:25.060 --> 49:28.340
و ذهن‌مون هم به همين اندازه گزينشي‌ـه

49:37.900 --> 49:41.460
مي» ، بايد باهم همکاري کنيم»

49:42.380 --> 49:44.660
اطلاعات کوچيک هم مهمه

49:46.620 --> 49:47.700
باشه

49:48.580 --> 49:51.820
اما بايد باور کني که نميدونم
چه بلايي سر «توماس» اومده

49:52.500 --> 49:55.060
به‌خاطر کاري که نکردم
نمي‌خوام مقصر جلوه داده بشم

49:55.580 --> 49:57.580
من دنبال آدم بده نيستم

49:58.060 --> 50:00.620
دنبال پسرم مي‌گردم

50:00.700 --> 50:04.260
دوباره نمي‌خوام از خودم مايوس‌ـش کنم

50:18.000 --> 50:19.400
" «توماس» = «تام» = پسر «وُلکِرس» "

50:21.180 --> 50:22.380
«ـ هي «مي
ـ هي

50:22.460 --> 50:24.860
ـ امروز چطوري؟
ـ خوبم

50:24.940 --> 50:26.780
ببين ، برات نامه دارم

50:28.660 --> 50:29.740
ممنون

50:34.600 --> 50:39.800
ببخشيد هنوز نتونستم بيام ديدنت "
" «دلم برات تنگ ميشه . «نيکي

50:56.700 --> 51:01.300
دروغ‌هاشون اونقدر بزرگن"
"که چشما رو کور مي‌کنن

51:11.100 --> 51:12.200
<i>" : آنچه که در قسمت بعدي خواهيد ديد "</i>

51:12.260 --> 51:13.580
<i>هالووين مبارک</i>

51:14.060 --> 51:17.220
<i>خيلي آروم غلت ميزني روي شن‌ها</i>

51:18.540 --> 51:20.700
<i>اجازه ندادي کسي وارد سرت بشه؟</i>

51:23.620 --> 51:24.860
<i>بس کن</i>

51:25.860 --> 51:29.300
<i>از دوست‌دخترت اطلاعات داري؟</i>

51:29.380 --> 51:32.660
<i>فکر کنم بابا يه جاي مخفي داره</i>

51:34.180 --> 51:35.020
<i>اين «وي» کيه؟</i>

51:35.860 --> 51:38.820
<i>ـ يه نامه به دستم رسيده
ـ يکي مي‌خواد کمک کنه</i>

51:40.100 --> 51:50.100
.:: @bollbolljan ::.